نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه پیام نور تهران،ایران
2 دانشجوی دکتری مشاوره، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The term "quarter-life crisis" refers to a transitional period from adolescence to adulthood, often characterized by feelings of uncertainty, anxiety, impaired emotional regulation, and diminished psychological well-being. The objective of the present study was to predict quarter-life crisis based on social procrastination, social identity, and cognitive-emotional regulation, with family social support serving as a mediating variable.
Method: The statistical population comprised all psychology students at Payam Noor University of Semnan during the 2024–2025 academic year, from which 259 participants were selected through simple random sampling. Data were collected using the Quarter-Life Crisis Scale (Afandi et al., 2023), the Social Procrastination Scale (Safarinia, 2010), the Social Identity Scale (Safarinia & Roshan, 2011), the Cognitive-Emotional Regulation Scale (Garnefski, 2001), and the Perceived Social Support-Family Scale (Procidano & Heller, 1983). Pearson's correlation coefficient and structural equation modeling (SEM) were employed for data analysis.
Results: The results indicated that the proportion of variance explained in the primary endogenous variable (quarter-life crisis) by the four predictor variables was 0.749. The direct effects of social procrastination (β = 0.392), social identity (β = -0.407), adaptive cognitive-emotional regulation (β = -0.345), and maladaptive cognitive-emotional regulation (β = 0.367) on quarter-life crisis were all statistically significant (p < 0.001). Furthermore, family social support emerged as a significant mediator in the relationships between social procrastination (β = 0.278), social identity (β = -0.249), adaptive cognitive-emotional regulation (β = -0.258), maladaptive cognitive-emotional regulation (β = 0.292), and quarter-life crisis (p < 0.001).
Discussion: The findings of this study provide a conceptual and theoretical framework for identifying potential antecedents of quarter-life crisis. This framework may assist in identifying predictive and protective factors that can mitigate psychological distress prior to the onset of quarter-life crisis.
کلیدواژهها English
مقدمه
بحران یک چهارم زندگی[1] به مرحلهای از زندگی میان نوجوانی و بزرگسالی اشاره دارد که در سنین ۱۸ تا 40 سالگی نمود پیدا می کند(پوتری[2]وهمکاران، 2022). با احساسات ناخوشایند سردرگمی، غم (کولیک و همکاران [3] ،2024)، نگرانی در مورد روابط بینفردی و تحریک خشم همراه است (نور روحمه و باگوس[4]، 2024). علاوه بر آن دامنه توجه کوتاه مدت، تمرکز ضعیف (رابینز و ویلنر[5]، ۲۰۰۱، آرنت[6]، 2001)، عدم قطعیت در تصمیمگیری، ناامیدی، اضطراب آینده، احساس تحت فشار بودن از درخواستها، گرفتار شدن و تنهایی از نشانههای دیگر این بحران است(رابینسون و رایت[7]،2013)، همچنین ضعف در کنترل هیجانات، به تعویق انداختن امور، کاهش مسئولیتپذیری فردی و جمعی (لینگگا کوسوما و همکاران [8]، 2025) و پایین آمدن سطح بهزیستی روانشناختی[9](مردیکا و همکاران،[10] 2025) از سایر نشانهها است.
بحران یک چهارم مشابه مفهومی است که توسط آرنت (2001) به عنوان بزرگسالی اولیه[11] یا بزرگسالی در حال ظهور مطرح شد. برخی افراد در مرحله یک چهارم زندگی به دلیل نداشتن اهداف مشخص، بلاتکلیفی، عدم پذیرش مسئولیتهای مالی جدید، بدهکاری، مشکلات شغلیابی، تعارضات شغلی و فقدان حمایت اجتماعی این بحران را تجربه میکنند (دوآرا و همکاران،[12] ، ۲۰۲۱، یلر و همکاران [13]، ۲۰۲۱). این افراد دیدگاه اغراق آمیز نسبت به ضعفهای خود دارند. ممکن است با والدین و اطرافیان درگیر شوند و دچار بحران هویت[14] هستند (تومو[15]، 2025).
علائم فردی بحران یک چهارم میتواند از اضطراب خفیف تا حملات وحشتزدگی پیشرفته متغیر باشد (رحیما و همکاران [16] ، ۲۰۲۲). افرادی که بحران یک چهارم را تجربه میکنند، در یک لحظه احساس تنهایی، آشفتگی و اضطراب میکنند و در لحظهی دیگر اجتماعی، متمرکز و آرام هستند. نوسانات خلقی شدید، غیر قابل پیشبینی بودن، بیمسئولیتی و رفتار ناکارآمد در موقعیتهای زندگی شخصی و اجتماعی از پیامدهای این بحران است (فرح و همکاران [17]، 2024). سایر پیامدهای بحران تاخیر در کامل کردن تکالیف، سهلانگاری[18] (ریوی و همکاران [19] ، 2025) و نگرانی در مورد روابط عاشقانه است که موجب آسیبپذیری افراد در برابر اختلالات روانی میگردد (رابینسون، 2018).
مطالعات متعدد نشان دادهاند که پدیدهی بحران یک چهارم زندگی با توجه به شیوع و پیامدهای آن به مسئلهی بغرنجی در جوامع تبدیل شده است (آرنت[20]، 2019،رابیینسون،2018،دوآرا و همکاران،2021، فرح و همکاران، 2024، کولیک و همکاران، 2025، لینگگاکوسوما و همکاران، 2025). اگرچه در مورد عوامل همراه و پیامدهای این بحران اطلاعات زیادی کسب شده است، اما هنوز مشخص نیست که چرا برخی افراد دچار این بحران میشوند و برخی دیگر این دوره از رشد را به آرامی پشت سر گذاشته و دچار بحران نمیشوند.
پژوهشهای متعددی به بررسی عوامل خطر پرداختهاند. اما در مورد عوامل محافظت کننده و قدرت تاثیر آنان پژوهشهای کمتری انجام شده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف با ترکیب مطالعات تجربی در مورد عوامل بالقوه خطر و محافظ برای پیشگیری از بحران یک چهارم زندگی در افراد انجام شد. چنین ترکیب جامعی از عوامل حفاظتی و خطر و تاثیر آنها میتواند به بهبود سیاستها و مداخلات برای پیشگیری از بحران یک چهارم منجر شود. در این پژوهش سهلانگاری اجتماعی[21]، هویت اجتماعی[22]، نظمجویی شناختی هیجانی[23] و حمایت اجتماعی-خانواده[24] به عنوان عوامل موثر بر بحران یک چهارم زندگی در نظر گرفته شدهاند.
سهلانگاری که از عوامل موثر در بحران یک چهارم زندگی است، تأخیر عمدی در انجام وظایف محول شده علیرغم آگاهی از پیامدهای منفی آن است (دژورژ[25]، 2025). سهلانگاری اجتماعی، با توجه به نظریه اثر اجتماعی[26](اثر ناظر)، پدیده ای روان شناختی است که فرد هنگام حضور سایرین در موقعیت اضطراری نسبت به زمانی که تنهاست کمتر فعالیت میکند. در حضور سایرین شخص نوعدوستی[27] را سرکوب میکند. اساساً دلیل پدیدار شدن چنین اثری این است که حضور ناظر میتواند موجب پخش مسئولیت[28] شود؛ یعنی هر فرد حاضر در موقعیت نمیداند چه کسی باید وارد عمل شود و مسئولیت کمک رسانی بین ناظران پخش میشود. اثر ناظر موقعیتی را خلق میکند که در آن افراد بین کمک کردن یا بیاهمیت گذاشتن مردد شده و دچار سهلانگاری اجتماعی میشوند (لاتانه ، ۱۹۸۱ به نقل از صفاری نیا و مغانلو، 1404).
افراد با سهلانگاری اجتماعی، در سطح شخصى رفتارى نسبتاً مطلوب دارند، اما این رفتارها در سطح جمعى به نتایج مورد انتظار منتهی نشده موجب کاهش عملکرد کلی گروه میشود (کوپنبورگ و بی کلینگزیک[29]، 2022). در این حالت فرد در گروه، در مقایسه با فعالیت فردی خود، تلاش کمتری انجام میدهد. در واقع فرد فعالیت لازم را انجام نداده اما از منافع گروه بهرهمند میشود (صفاری نیا و همکاران، 1393). تکرار این رفتار موجب ایجاد احساس تنهایی[30]، انزوای اجتماعی[31] و کنارهگیری اجتماعی[32] در وی میشود (هاجک[33] و همکاران، 2025). عوامل مؤثر بر سهلانگاری اجتماعی یا (تنبلی اجتماعی [34]) عبارتند از 1- اندازه گروه 2- نفع شخصی[35]3- نظریه اثر اجتماعی[36]( اثر ناظر) 4- مطابقت تلاش[37] 5- کاهش برانگیختگی 6- توجه به خود 7- ویژگیهای تکلیف 8- توان ارزیابی[38] 9- عدم ضرورت تلاش[39] 10- انسجام گروهی[40] (صفاری نیا و مغانلو، 1404).
سهلانگاری اجتماعی موجب ایجاد هویت اجتماعی منفی در فرد میشود. در تئوری هویت اجتماعی، هویت اجتماعی خودپنداشت فردی افراد از احساس تعلق به گروه خاصی است که از آگاهی نسبت به عضویت در آن گروه اجتماعی مشتق شده و همراه با احساسات محکمی در پیوند با آن گروه است (هوگ[41]، 2006). در این نظریه گفته شده افراد نیاز ذاتی به عزت نفس مثبت دارند. با این فرض هنگامی که افراد خود را در یک گروه اجتماعی طبقهبندی میکنند که هویت اجتماعیشان برجسته است. این نیاز به خودپنداره مثبت به نیاز برای هویت ارزشی مثبت اجتماعی تعبیر میشود. هویت اجتماعی مثبت از طریق تفاوتگذاری مثبت با گروههای دیگر و هویت اجتماعی منفی از طریق تفاوتگذاری منفی با گروههای دیگر حاصل میشود (تاژفل[42]، 1978 به نقل چدی[43] ، 1394). صاحبنظران معتقدند که بیشترین برداشت افراد از خودشان، به برداشت و تصور دیگران نسبت به آنان وابسته است (کازومی و همکاران [44] ، 2025). اگر نگرش دیگران در مورد فرد تغییر کند، برداشت افراد نیز از خودشان تغییر خواهد کرد (وانگ و لیائو[45]، 2024). رفتار و هویت افراد تا زمانی ثابت و قابل پیشبینی است که بین تصور فرد ازخودش و نگرش دیگران نسبت به فرد ثبات و هماهنگی وجود داشته باشد (بیان فر و قدرتی،1401). نتایج برخی پژوهشها نشان داد که در فرهنگهایی که افراد هویت اجتماعی منسجمتری دارند، هویت فردی رشد بالاتری یافته و تقویت میگردد. (النباس و همکاران [46] ، 2025، کازومی و همکاران، 2025).
علاوه بر هویت اجتماعی مطالعات نشان دادهاند، آنچه که در مدیریت بحرانهای زندگی و کاهش پیامدهای آن مؤثر است، نظمجویی شناختی هیجانی است. در نظریات شناختی رفتاری نظمجویی شناختی هیجانی را میتوان به عنوان فرایندی درنظر گرفت که نشان میدهد افراد به چه صورت هیجاناتشان را تجربه کرده و نشان میدهند. فرایند تنظیم هیجانات نتیجه تعامل میان عوامل درونی و بیرونی فرد است که وظیفه نظارت، ارزیابی و تعدیل واکنشهای هیجانی را بر عهده دارند. ماهیتاً فرایندی را در برمیگیرد که از طریق آن اشخاص هیجانهایشان را به صورت هشیار یا ناهشیار به وسیله اصلاح تجارب یا تغییر موقعیت فرامیخوانند (سلیگ و همکاران[47]، 2025). هیجانات جنبههای مختلف زندگی افراد را در بر گرفته و در سازگاری با رخدادهای زندگی نقش اساسی ایفا میکنند. اگرچه هیجانها مبنای زیستی دارند، ولی افراد میتوانند از طریق فرآیندهای درونی و بیرونی آنها را ارزیابی و کنترل کرده واکنشهای عاطفی خود را تغییر دهند (اسلانبکووا و همکاران[48]، 2017).
نظمجویی شناختی هیجان، مؤلفه اساسی در بهزیستی روانی، سازگاری با رویدادهای تنشزای زندگی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی قلمداد شده و در اکثر اختلالات روانشناختی، نظمجویی نا کار آمد هیجانی مشاهده میشود (گارنفسکی و همکاران[49]، 2001، کاسترو و همکاران[50]، 2025). استفاده از راهبردهای سازگارانه نظمجویی هیجان به تنظیم برانگیختگیها و هیجانهای منفی کمک نموده و منجر به افزایش احساسات مثبت(عزیزی،فارسانی و حاجی حسنی،1404) و رفتار سازگارانه در افراد میگردد (سلیگ و همکاران، 2025).
علاوه بر نظمجویی شناختی هیجانی مطالعات نشان دادهاند، آنچه که در مدیریت بحرانها و سازگاری با رویدادهای تنشزا مؤثر است، حمایت اجتماعی-خانواده میباشد (ییم و مککان [51]، 2024).بر طبق نظریه ساراسون حمایت اجتماعی به عنوان میزان برخورداری از محبت، همراهی و توجه اعضای خانواده، دوستان و سایر افراد تعریف میشود. برخی، حمایتهای اجتماعی را واقعیت اجتماعی و برخی آن را ناشی از ادارک فرد میدانند (چدی، 1394). حمایت اجتماعی-خانواده به طور قابل توجهی بر قصد کارآفرینی اجتماعی[52] و تقویت هویت اجتماعی افراد اثر گذاشته (یوزال[53]، 2024) و به عنوان عامل حفاظتکننده در برابر آسیبهای روانی همچون استرس، افسردگی (بیان فر، 1403)، احتمال خودکشی(رحمانی و رحیمی،1404)،اضطراب و آسیبهای اجتماعی همچون اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به مواد مخدر عمل میکند (ساوولاینن و همکاران [54] ، 2019، آکوبا[55]، 2024).
همانگونه که اشاره شد تنشهایی که به بزرگسالان در حال ظهور در ارتباط با جهتگیری آینده وارد میشود به ویژه اگر از
حمایت اجتماعی لازم برخوردار نباشند میتواند به اختلالات روانی منجر شود. این مسئله به ضرورتی برای انجام تحقیقات بیشتر در مورد این رده سنی، تبدیل شد. علاوه بر آن فقدان پژوهشی در رابطه با بحران یک چهارم زندگی در ایران بر ضرورت پژوهش حاضر افزود. با بررسی عواملی که میتواند به وقوع بحران یک چهارم زندگی منجر شود، میتوان به درک بهتری از واکنشهای بزرگسالان در حال ظهور در مواجهه با این بحران و مساعدتهای اجتماعی و روانشناختی لازم جهت حفظ سلامت روان آنان دست یافت. در اهمیت پژوهش حاضر میتوان گفت که نتایج آن میتواند به شناسایی پیشایندهای احتمالی و عوامل روانشناختی میانجیگر، مانند حمایت اجتماعی-خانواده، در طراحی برنامههای پیشگیری برای کاهش بحران یک چهارم زندگی کمک کند. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که تاکنون پژوهشی به پیشبینی بحران یک چهارم زندگی بر اساس سهلانگاری اجتماعی، هویت اجتماعی و نظمجویی شناختی هیجانی با نقش میانجی حمایت اجتماعی-خانواده نپرداخته است. بنابراین، به منظور پاسخگویی به این خلأ پژوهشی، مطالعه حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که آیا میتوان بحران یک چهارم زندگی را بر اساس سهلانگاری اجتماعی، هویت اجتماعی و نظمجویی شناختی هیجان با نقش میانجی حمایت اجتماعی-خانواده پیشبینی کرد؟
روش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی_ همبستگی بود. برای تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعهی آماری کلیه دانشجویان رشتههای روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه پیام نور سمنان در نیمسال دوم سال تحصیلی1404- 1403بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول ساپر[56] (2025) برای مدلسازی معادلات ساختاری محاسبه شد. بر اساس فرمول ساپر با توجه به اندازه اثر پیشبینیشده 1/0، سطح توان آماری مورد نظر8/0، تعداد متغیرهای پنهان، تعداد متغیرهای مشاهدهشده و سطح احتمال 05/0، تعداد نمونه با کمک نرم افزار 232 نفر برآورد شد. برای اطمینان از اینکه دادهها در موقع تجزیه و تحلیل کمتر از حداقل نمونه محاسبه شده نباشد، پژوهشگران 265 نفر را با روش نمونهگیری تصادفی ساده در نظر گرفتند. سپس پرسشنامهها را بین مشارکتکنندگان توزیع کردند که 6 پرسشنامه به دلیل دادههای پرت از محاسبه خارج شد و تحلیل دادهها با 259 نفر صورت گرفت.
معیارهای ورود به پژوهش: میانگین سنی 18تا 40 سال ، عدم ابتلا به مشکلات روانشناختی حاد، و عدم ابتلا به بیماری جسمی حاد و یا مزمن (با توجه به پرونده سلامت دانشجویان) بود. ملاک های خروج: دانشجوی روانشناسی و علوم تربیتی نبودن، عدم رضایت برای شرکت در پژوهش، و پاسخگوئی ناقص به پرسشنامهها بود.
روند اجرای پژوهش
روش اجرا به این صورت بود که، در گام اول فرم پرسشنامهها در اختیار واحد پژوهش دانشگاه پیام نور سمنان قرار گرفت. در مورد اهداف پژوهش، روش اجرا و گروه مخاطب توضیحات لازم داده شد و مجوز اجرا اخذ شد. پس از اخذ مجوز، پژوهشگران در مورد اهداف پژوهش و نحوه اجرا برای اعضای هیئت علمی رشتههای روانشناسی و علوم تربیتی در ساعت غیر کلاسی توضیح دادند و از آنها مجوز ورود به کلاسهای درس را گرفتند. در گام بعد پژوهشگران به کلاسهای درس دانشجویان رفته و پس از آگاهی دادن در مورد اهداف پژوهش و نحوه اجرا، رضایت آگاهانه از دانشجویان به طور کتبی اخذ شد. گفته شد که حق انصراف از ادامه پژوهش را در حین پاسخ دادن به سوالات دارند. جهت حفظ اصل رازداری از مشارکتکنندگان خواسته شد از ذکر نام و نام خانوادگی خود بر روی پرسشنامهها خودداری کنند. به مشارکتکنندگان اطمینان داده شد که اطلاعات پرسشنامهها فقط جهت انجام کار پژوهشی بوده و اطلاعات شخصی در جایی منتشر نخواهد شد. سپس فرم پرسشنامهها توسط پژوهشگران در اختیار مشارکتکنندگان قرار داده شد. به سوالات شرکتکنندگان در حین تکمیل پرسشنامهها پاسخ داده شد. پس از پاسخگوئی پرسشنامهها جمعآوری شدند.
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده در سطح توصیفی میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی متغیرها محاسبه شد. در سطح استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری[57] (SEM) استفاده شد. در این پژوهش مدلسازی بر اساس حداقل مربعات جزئی[58] (PLS) انجام شد. نرمافزارهای SPSS 26 وSmart PLS 3 جهت تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفتند.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه بحران یک چهارم زندگی[59](QLCS): این پرسشنامه برای اندازهگیری میزان تجربه بحران در اوایل دوره بزرگسالی توسط افندی و همکاران [60]، در سال 2023 بر طبق نظریه سانتراک[61] (2019) ساخته شد. این مقیاس بر روی 181 نفر از افراد 18 تا 25 ساله از مناطق مختلف اندونزی اجراشد. پس از سنجش روائی و اعتبار 7 خرده مؤلفه و 26 گویه در فرم نهایی باقی ماند که با طیف لیکرت 4 درجهای از کاملا موافق(4)، موافق(3)، مخالف(2)، تا کاملا مخالف (1) سنجیده میشود. میزان آلفای کرونباخ گویهها 854/0 محاسبه شد. خردهمؤلفهها عبارتند از: 1- سردرگمی در تصمیمگیری[62] (سوالات20-13-2-1) 2- ناامیدی[63] (سوالات19-16-9-4) 3- خودارزیابی منفی[64] (سوالات21-10-7) 4- احساس گیر کردن در زندگی[65] (سوالات 25-14-6-3) 5- اضطراب آینده[66] (سوالات 22-18-12-5) 6-تحت فشار بودن از درخواستها[67] (سوالات 24-23-11) 7- نگرانی روابط بینفردی[68] (سوالات 26-17-15-8).
سوالات 2-3-4-6-8-10-14-16-18-20-22 به طور معکوس نمرهگذاری میشوند. حداقل نمره 26 و حداکثر نمره 104 است. هر چقدر نمره فرد پایینتر باشد سطح تجربه بحران پایینتر است و برعکس. این مقیاس اولین بار توسط نگارندگان مقاله حاضر ترجمه شد. روائی صوری ابزار توسط 3 نفر از متخصصان حوزه روانشناسی تایید شد. برای بررسی پایایی اولیه به صورت پایلوت بر روی 168 نفر از از دانشجویان مقطع کارشناسی رشته روانشناسی در سال 1403 اجرا شد که ضریب پایایی 74/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، 0.882 محاسبه شد.
ب) پرسشنامه سهلانگاری اجتماعی: این مقیاس توسط صفارینیا در سال 1389 و بر اساس نظریههای مرتبط با سهلانگاری ساخته شد. ابزار مشتمل بر 23 گویه میباشد که 11 گویه آن نشاندهنده بیتفاوتی و 12 گویه دیگر نشاندهنده توجه به خود است. بیتفاوتی سوالات 20، 12، 10، 7، 6، 5، 4، 3، 2، 1 و توجه به خود سوالات 22، 19، 18، 17، 16، 15، 14، 13، 11، 9 است. نمرهگذاری گویهها براساس مقیاس لیکرت پنج درجهای هرگز(1)، به ندرت(2)، گاهی(3)، غالبا(۴)، همیشه(5) انجام میشود. سوالهای 2 و 12معکوس نمرهگذاری میشوند. دامنه نمرات بین 23 تا 115 میباشد. هر چقدر نمره فرد بالاتر باشد، میزان سهلانگاری بیشتر است. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش بازآزمایی برابر با 8/0 و همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ، 85/0 به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ برای خردهمقیاس"بیتفاوتی" 71/ 0 و "توجه به خود" 82/0 بود که میزان قابل قبولی است (صفارینیا، 1399). در این پژوهش ضریب پایایی کل 851/0 به دست آمد.
ج) پرسشنامه هویت اجتماعی: این پرسشنامه در دو بعد هویت فردی و جمعی برگرفته از نظریات ریچارد چنکینز (2008) توسط صفارینیا و روشن در سال 1390 ساخته شد. مشتمل بر 20 گویه میباشد. سؤالات 1 تا 10 هویت جمعی و سؤالات 11 تا 20 هویت فردی را مورد بررسی قرار میدهد. نمرهگذاری بر اساس مقیاس لیکرت پنج درجهای کاملاً مخالفم (1)، مخالفم (2)، نظری ندارم (3)،موافقم (4)، کاملاً موافقم (5) انجام میشود. سوالهای 2 -3-4-7-10-11-12-13-14-15-16 معکوس نمرهگذاری میشود. حداقل نمره 20 و حداکثر نمره 100 است. تفسیر نمرات هویت اجتماعی در این پرسشنامه بدین صورت است که نمره 20 تا 40 ضعیف، 40 تا 60 متوسط، 60 تا 80 خوب، و 80 تا 100 خیلی خوب میباشد.
پایایی مقیاس با روش آلفای کرونباخ برای کل 74/0 و برای گویهها بین 51/0 تا 58/0 و روایی صوری از طریق تحلیل عاملی اکتشافی به دست آمد (صفارینیا، 1399). در این پژوهش ضریب پایایی کل 711/0 به دست آمد.
د) پرسشنامه نظمجویی شناختیهیجانی[69] (CERQ-P): این پرسشنامه توسط گارنفسکی و همکاران در سال 2001 ساخته شد. هدف ارزیابی راهبردهای شناختی بود که هر فرد بعد از تجربه رخدادهای تهدیدکننده یا استرسهای زندگی به کار میبرد. این مقیاس دارای 36 سوال است، نمرهگذاری بر اساس طیف لیکرت پنج درجهای شامل هرگز (1)، به ندرت (2)، گاهی اوقات (3)، اغلب اوقات (4)، و همیشه (5) انجام میگردد. به 2 مؤلفه کلی راهبردهای سازشیافته و سازشنیافته و 9 خردهمؤلفه تقسیم میشود. نمره کل هر یک از خردهمقیاسها از طریق جمع کردن نمرهی مادهها به دست میآید. دامنهی نمرات هر خردهمقیاس بین 4 تا 20 است. جمع کل نمرات در دامنهای از 36 تا 180 قرار میگیرد. نمرات بالا در هر خردهمقیاس بیانگر میزان استفاده بیشتر راهبرد در مواجهه با وقایع استرسزا میباشد. راهبردهای سازشیافته شامل 1- تمرکز مجدد مثبت[70]، (سوالات 4، 13، 22، 31) 2- تمرکز مجدد بر برنامهریزی[71]، (5، 14، 23، 32)، 3- باز ارزیابی مثبت[72] (6، 15، 24 ،33) 4- توسعه چشمانداز[73] (7 ، 34،25،16) 5- پذیرش[74] شرایط (2، 11، 20، 29) و راهبردهای سازشنیافته شامل 1- سرزنش خود[75] (1، 10، 19، 28) 2- سرزنش دیگران[76] (9، 18 ،27، 36)، 3- نشخوار فکری[77] (3، 12، 21، 30) 4- تلقی فاجعه آمیز[78] (8، 17، 35، 26) میباشند. پایایی آزمون با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 87/0، 93/0 به دست آمد (گارانفسکی و کراج[79]، 2007). در ایران حسنی (1389) این مقیاس را هنجاریابی کرد. نتایج نشان داد که 9 خردهمقیاس همسانی درونی خوبی دارند. دامنهی آلفای کرونباخ 76/0 تا 92/0 بود. در بازآزمایی ارزش ضرایب همبستگی 51/0 تا 77/0 بود. در این پژوهش ضریب پایایی کل 896/ محاسبه شد.
ه) پرسشنامه حمایت اجتماعی- خانواده[80] (PSS-Fr):
این مقیاس در سال 1983 توسط مری پروسیدانو و کنیث هلر[81] ساخته شد. هدف ارزیابی میزان ادراک حمایت اجتماعی-خانواده توسط فرد است. شامل 20 عبارت بوده و زیر مقیاس ندارد. پاسخهای این مقیاس عبارت است از بله، خیر، و نمیدانم. نمره نمیدانم برابر با صفر است. نمره پاسخ خیر به سوالات 19،16،4،3، و 20 مساوی 1+ است. برای بقیه عبارتها بلی مساوی نمره 1+ میباشد. دامنه نمره کل سوالات بین کمترین 0 تا 20 بیشترین میباشد. نمره بالا به منزله حمایت اجتماعی بیشتر است. نمره کمتر از 8 پایین، 8 تا 15 متوسط، و 16 به بالا حمایت اجتماعی بالا محسوب میشود. پایائی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ 84/0 تا 90/0 است. این ابزار از روایی همزمان خوبی برخوردار است. ضرایب همبستگی بین نمرات حاصل از این پرسشنامه با شخصیت سنج کالیفرنیا[82] و وابستگی بین اشخاص[83] معنیدار بود (ثنایی، 1396). در این پژوهش ضریب پایایی کل 736/0 به دست آمد.
یافتهها
تعداد 259 نفر بعنوان نمونه در پژوهش، شرکت داشتند. از میان شرکتکنندگان 8/56 درصد (147 نفر) مرد، 2/43 درصد (112نفر) زن بودند. از این تعداد 7/51 درصد (134نفر) مجرد و 3/48 درصد (125) متاهل بودند. از نظر مقطع تحصیلی 66/31 درصد (82 نفر) کارشناسی و 34/68 درصد (177 نفر) ارشد بودند. از نظر تعداد فرزندان، 4/54 درصد (141 نفر) بدون فرزند، 5/30 درصد (79 نفر) 1فرزند، 7/14 درصد (38 نفر) 2فرزند، و 4/0 درصد (1 نفر) 3 فرزند داشتند. از لحاظ رده سنی، 6/16 درصد (43 نفر) 18 تا 25 سال، 2/21 درصد (55نفر) 26 تا 30 سال ، 1/30 درصد (78 نفر) 31 تا 35 سال، و 32 درصد (82 نفر) 36 تا 40 سال داشتند. در جدول 1 یافتههای توصیفی ارائه شده است.
|
جدول 1 . دادههای توصیفی متغیرهای پژوهش (مؤلفهها و خردهمؤلفهها) |
|||||||
|
|
تعداد |
میانگین |
خطای استاندارد |
کجی |
خطای استانداردکجی |
کشیدگی |
خطای استاندارد کشیدگی |
|
بحران زندگی |
259 |
559/2 |
069/0 |
0.064- |
0.351 |
578/0- |
302/0 |
|
هویت اجتماعی |
259 |
93/2 |
127/0 |
859/0 |
351/0 |
798/0 |
302/0 |
|
سهلانگاری |
259 |
302/2 |
399/0 |
05/0 |
351/0 |
385/0- |
302/.0 |
|
نظمجویی شناختی |
259 |
429/3 |
095/0 |
659/0- |
351/0 |
806/0 |
302/0 |
|
حمایت اجتماعی |
259 |
638/0 |
929/0- |
351/0 |
351/0 |
650/0 |
302/0 |
|
سردرگمی |
259 |
602/2 |
417/0 |
069/0- |
351/0 |
107/0 |
302/0 |
|
ناامیدی |
259 |
506/2 |
553/0 |
528/0 |
351/0 |
386/0 |
302/0 |
|
خودارزیابی |
259 |
517/2 |
781/0 |
022/0 |
351/0 |
478/0- |
302/0 |
|
گیر کردن |
259 |
594/2 |
528/0 |
313/0- |
351/0 |
118/0- |
302/0 |
|
اضطراب |
259 |
492/2 |
434/0 |
412/0 |
351/0 |
206/0 |
302/0 |
|
فشار |
259 |
891/2 |
974/0 |
187/0- |
351/0 |
359/0- |
302/0 |
|
نگرانی |
259 |
480/2 |
982/0 |
119/0- |
351/0 |
319/0 |
302/0 |
|
بیتفاوتی |
259 |
318/2 |
529/0 |
012/0 |
351/0 |
753/0- |
302/0 |
|
توجه به خود |
259 |
234/2 |
793/0 |
198/0 |
351/0 |
537/0- |
302/0 |
|
هویت جمعی |
259 |
150/3 |
239/0 |
821/0 |
351/0 |
774/0 |
302/0 |
|
هویت فردی |
259 |
708/0 |
542/0 |
584/0 |
351/0 |
255/0- |
302/0 |
|
سرزنش خویش |
259 |
372/3 |
460/0 |
583/0- |
351/0 |
661/0 |
302/0 |
|
سرزنش دیگری |
259 |
449/2 |
543/0 |
233/0 |
351/0 |
212/0- |
302/0 |
|
پذیرش شرایط |
259 |
785/3 |
532/0 |
292/0- |
351/0 |
361/0 |
302/0 |
|
نشخوار فکری |
259 |
785/3 |
532/0 |
292/0- |
351/0 |
361/0 |
302/0 |
|
تمرکز مجدد |
259 |
636/3 |
560/0 |
402/0- |
351/0 |
887/0 |
302/0 |
|
برنامه ریزی |
259 |
961/3 |
661/0 |
831/0- |
351/0 |
179/0 |
302/0 |
|
بازارزیابی |
259 |
042/4 |
785/0 |
616/0- |
351/0 |
648/0- |
302/0 |
|
چشمانداز |
259 |
858/3 |
821/0 |
405/0- |
351/0 |
145/0- |
302/0 |
|
تلقی فاجعهآمیز |
259 |
334/2 |
884/0 |
208/0- |
351/0 |
721/0- |
302/0 |
براساس جدول 1، شاخصهای کجی و کشیدگی هر پنج متغیر در محدوده مطلوب قرار دارد. لذا، مفروضه نرمالیتی برقرار است و منعی برای استفاده از معادلات ساختاری برای آزمون مدل پژوهش وجود ندارد. جهت بررسی بهنجار بودن توزیع نمرات، ابتدا از آزمون کلموگروف-اسمیروف استفاده شد. سطح معنیداری تمامی متغیرها بالای 05/0 بودند، بنابراین متغیرها دارای توزیع نرمال بودند. سپس روش همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن در جدول 2 آورده شده است.
|
جدول2 .ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش |
|
||||||
|
متغیر |
بحران زندگی |
هویت اجتماعی |
سهلانگاری |
حمایت اجتماعی |
نظمجویی سازشیافته |
نظمجویی سازشنیافته |
|
|
بحران زندگی |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
هویت اجتماعی |
478/0- |
1 |
|
|
|
|
|
|
سهلانگاری اجتماعی |
6/0 |
751/0 |
1 |
|
|
|
|
|
حمایت اجتماعی |
277/0- |
437/0- |
492/0- |
1 |
|
|
|
|
نظمجویی سازشیافته |
471/0- |
638/0- |
691/0- |
566/0 |
1 |
|
|
|
نظمجویی سازشنیافته |
319/0 |
347/0 |
593/0 |
160/0- |
149/0- |
1 |
|
براساس جدول 2، ماتریس همبستگی نشان میدهد، همبستگی سهلانگاری اجتماعی با بحران زندگی (6/0) و نظمجویی سازشنیافته (319/0) مثبت و معنادار است. اما همبستگی متغیرهای نظمجویی سازشیافته، حمایت اجتماعی و هویت اجتماعی با بحران زندگی به ترتیب 471/0- و 277/0- و 478/0- منفی و معنادار هستند. یعنی، افزایش در نظمجویی سازشیافته، حمایت اجتماعی-خانواده و هویت اجتماعی با کاهش بحران زندگی همراه است.
پس از بررسی نتایج همبستگی شاخصهای برازش مدل پیشنهادی بررسی شدند. ابتدا شاخص AVE (شاخص میانگین واریانس استخراج شده روائی همسازه) محاسبه گردید. بر اساس این شاخص بحران زندگی 772/0، هویت اجتماعی 771/0، سهلانگاری اجتماعی 909/0، نظمجویی سازشیافته 755/0، نظمجویی سازشنیافته 759/0 و حمایت اجتماعی-خانواده 808/0 بود. شاخص AVE شاخصی مناسب برای تعیین روایی همگرای سازههای تحقیق میباشد. حداقل میزان قابل قبول برای این ضریب از نظر چین (1998) بیشتر از 5/0 است (کلاین، 2023). بررسی این شاخص نشان میدهد که در تمامی متغیرها امتیاز این ضریب بسیار بالاتر از حد آستانۀ مذکور میباشد و بنابراین سازهها از نظر روایی همگرا در حد بسیار خوبی هستند.
سپس، روایی واگرا مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود یک متغیر تا چه میزان از متغیرهای دیگر متمایز است. برای این آزمون از معیار Fornell-Larcker استفاده شد که نتایج در جدول 3 آورده شده است.
|
جدول 3: نتایج بررسی روایی واگرا براساس معیار فورنل و لاکر |
||||||
|
هویت اجتماعی |
نظمجویی . سازشیافته |
نظمجویی سازشنیافته |
سهل انگاری |
حمایت اجتماعی |
بحران ¼ |
|
|
|
|
|
|
|
841/0 |
بحران زندگی |
|
|
|
|
|
899/0 |
819/0 |
حمایت اجتماعی |
|
|
|
|
954/0 |
819/0 |
751/0 |
سهل انگاری |
|
|
|
725/0 |
659/0 |
816/0 |
739/0 |
نظمجویی سازشنیافته |
|
|
674/0 |
697/0 |
701/0 |
793/0 |
796/0 |
نظمجویی سازشیافته |
|
878/0 |
646/0 |
589/0 |
782/0 |
737/0 |
66/0 |
هویت اجتماعی |
بر اساس نتایج جدول 3 در بررسی معیار Fornell-Larcker مقادیر موجود در روی قطر اصلی ماتریس (ریشه دوم مقادیر واریانس شرح داده شده) AVE، از کلیه مقادیر موجود در سطر و ستون مربوطه بزرگتر میباشند. این امر نشاندهنده همبستگی شاخصها با سازه وابسته به آنهاست. سپس معیار [84]HTMT نسبت میانگین هندسی همبستگیهای شاخصها در درون همان ساختار بر متوسط همبستگیهای شاخصها بررسی شد که نتایج در جدول 4 گزارش شده است.
|
جدول 4. نتایج بررسی معیار HTMT |
||||||
|
هویت اجتماعی |
نظمجویی سازشیافته |
نظمجویی سازشنیافته |
سهل انگاری |
حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
|
|
|
|
|
|
|
|
بحران زندگی |
|
|
|
|
|
|
881/0 |
حمایت اجتماعی |
|
|
|
|
|
891/0 |
892/0 |
سهل انگاری |
|
|
|
|
876/0 |
743/0 |
719/0 |
نظمجویی سازشنیافته |
|
|
|
79/0 |
894/0 |
617/0 |
763/0 |
نظمجویی سازشیافته |
|
|
752/0 |
751/0 |
871/0 |
71/0 |
778/0 |
هویت اجتماعی |
بر اساس نتایج جدول 4 در بررسی معیار HTMT با توجه به اینکه در تمام متغیرها کمتر از 90/0 بود، اعتبار افتراقی بین دو ساختار انعکاسی تأیید شد (کلاین، 2023). در گام بعد ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی محاسبه شد. آلفای کرونباخ بحران زندگی 894/0، حمایت اجتماعی 811/0، سهلانگاری اجتماعی 902/0، نظمجویی سازشیافته 791/۰، نظمجویی سازشنیافته 771/0، هویت اجتماعی 734/0 و پایایی ترکیبی بحران زندگی767/0، حمایت اجتماعی 924/0، سهلانگاری اجتماعی941/0، نظمجویی سازشیافته 777/0، نظمجویی سازشنیافته 794/0 و هویت اجتماعی 902/0 به دست آمد. با توجه به اینکه حد قابل قبول برای هر دو معیار بالاتر از 7/0 است، تمامی متغیرها از پایایی (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی) لازم برخوردار میباشند. سپس به بررسی شاخصهای نیکویی برازش مدل پژوهش پرداخته شد. نتایج در جدول 5 گزارش شده است.
|
جدول 5. شاخصهای نیکویی برازش یا برازندگی تحلیل مدل پژوهش |
|||||||
|
شاخصها |
2ᵪ |
P |
Df |
df/2ᵪ |
NFI |
RSMSEA |
|
|
پذیرش |
>96/1 |
<05/0 |
--- |
[2-5] |
>8/0 |
<05/0 |
|
|
مدل |
14/573 |
000/0 |
258 |
22/2 |
911/0 |
038/0 |
|
بر اساس نتایج جدول 5، مقدار کای دو 14/573 به دست آمد که بیشتر از 96/1 با سطح معنیداری 000/0 و کوچکتر از مقدار خطای 05/0 میباشد. مقدار کای دو بر درجه آزادی 22/2 محاسبه شده که مابین 2 تا 5 قرار دارد. مقدار NFI، 911/0 و بیشتر از 8/0 است و مقدار RSMSEA، 038/0 و کمتر از 05/0 به دست آمد، بنابراین همه شاخصها در سطح مطلوبی بوده و از برازش قابلقبول برخوردار هستند. در نتیجه میتوان به ضرایب به دست آمده در مدل اعتماد کرد. سپس به بررسی توانایی پیشبینی مدل در جدول 6 پرداخته میشود.
|
جدول 6. شاخصهای R2 ، F2، Q2 |
|||
|
|
R2 |
F2 |
Q2 |
|
بحران زندگی |
749/0 |
|
256/0 |
|
حمایت اجتماعی |
837/0 |
339/0 |
643/0 |
|
سهل انگاری |
|
337/0 |
|
|
نظمجویی سازشنیافته نظمجویی سازشیافته |
|
336/0 366/0 |
|
|
هویت اجتماعی |
|
311/0 |
|
بر اساس نتایج جدول 6، درصد واریانس بحران زندگی 749/0 و حمایت اجتماعی-خانواده 837/0 محاسبه شده که بیشتر از 67/0 است، بنابراین مدل بهخوبی میتواند تغییرات در متغیر وابسته را پیشبینی کند. اندازه اثرf2 (0.02 کوچک، 0.15 متوسط، و 0.35 بزرگ)، بیشتر از 3/0 است، بنابراین اثر اندازهگیری متغیرهای مستقل بر وابسته قابل قبول است. Q2معیاری برای ارزیابی توان پیشبینی مدل است. مقدار Q2 بحران یک چهارم 256/0 و حمایت اجتماعی 643/0 به دست آمد که هر دو مثبت هستند، بنابراین مدل توانایی پیشبینی تغییرات متغیر وابسته را دارد. پس از بررسی پیشفرضهای آزمونهای آماری، تحلیل مسیر انجام شد که نتایج در جدول 7 آورده شده است.
|
جدول 7. ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم مدل برازش شده پژوهش |
||||
|
مسیر فرضیه |
ضریب مسیر |
اماره تی |
سطح معناداری |
|
|
حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
446/0- |
914/8 |
001/0 |
|
سهلانگاری |
بحران زندگی |
392/0 |
749/4 |
001/0 |
|
سهلانگاری |
حمایت اجتماعی |
315/0 |
934/5 |
001/0 |
|
نظمجویی سازشنیافته |
بحران زندگی |
367/0 |
513/5 |
001/0 |
|
نظمجویی سازشنیافته |
حمایت اجتماعی |
306/0- |
120/7 |
001/0 |
|
نظمجویی سازشیافته |
بحران زندگی |
345/0- |
97/5 |
001/0 |
|
نظمجویی سازشیافته |
حمایت اجتماعی |
335/0 |
584/5 |
001/0 |
|
هویت اجتماعی |
بحران زندگی |
407/0- |
087/5 |
001/0 |
|
هویت اجتماعی |
حمایت اجتماعی |
318/0 |
263/7 |
001/0 |
|
سهلانگاری - حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
278/0 |
611/2 |
009/0 |
|
نظمجویی سازشنیافته – حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
292/0 |
613/2 |
009/0 |
|
نظمجویی سازشیافته - حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
258/0- |
603/2 |
01/0 |
|
هویت اجتماعی - حمایت اجتماعی |
بحران زندگی |
249/0- |
184/2 |
021/0 |
براساس نتایج جدول 7 میتوان گفت سهلانگاری اجتماعی بر بحران زندگی (392/0 β=) اثر مثبت مستقیم و معناداری دارد. هویت اجتماعی بر بحران زندگی (407/0- β=) اثر منفی مستقیم و معنیداری دارد. نظمجویی سازشیافته بر بحران زندگی (345/0-β=) اثر منفی مستقیم و معناداری دارد. نظم جوئی سازشنیافته بر بحران زندگی (367/0β=) اثر مثبت مستقیم و معناداری دارد. حمایت اجتماعی بر بحران زندگی (446/0-β=) اثر منفی مستقیم و معناداری دارد. سهلانگاری اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی (278/0β=) اثر مثبت، غیر مستقیم و معنیداری بر بحران زندگی دارد. هویت اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی (249/0-β=) اثر منفی، غیرمستقیم و معنیداری بر بحران زندگی دارد. نظمجویی سازشنیافته با نقش میانجی حمایت اجتماعی (292/0β=) اثر مثبت، غیرمستقیم و معنیداری بر بحران زندگی دارد. نظمجویی سازشیافته با نقش میانجی حمایت اجتماعی (258/0/-β=) اثر منفی، غیرمستقیم و معنیداری بر بحران زندگی دارد.
حمایت اجتماعی برسهلانگاری اجتماعی (315/0β=)، نظمجویی سازشیافته (335/0β=) و هویت اجتماعی (318/0β=) اثر مثبت، مستقیم و معناداری و بر نظمجویی سازشنیافته (306/0β=-) اثر منفی، معکوس و معناداری دارد.
جهت بررسی اثر غیرمستقیم سهلانگاری اجتماعی، هویت اجتماعی و نظمجویی شناختی بر بحران زندگی با میانجیگری حمایت اجتماعی از آزمون سوبل استفاده شد. با توجه به آزمون سوبل مقدار قابل پذیرش اثر غیرمستقیم بالای 2/0 است. تمامی اثرات غیرمستقیم مشاهده شده در جدول 7 بالای 2/0 است، لذا مدل میانجی پذیرفته است.
برای آزمون مدل مفهومی پژوهش از دو روش مدل بیرونی (حالت استاندارد) و مدل درونی (حالت معناداری) با نرمافزار 3 Smart PLS استفاده شد. در حالت استاندارد به بررسی بار عاملی، روایی و پایایی، R2 و همخطی پرداخته شد. در حالت معناداری نیز فرضیات پژوهش مورد بررسی قرارگرفت که در شکل 2 و 1 ارائه شده است.
شکل 1. آزمون مدل پژوهش (در حالت استاندارد)
با توجه به شکل (1) میزان واریانس تبیین شده متغیر بحران زندگی، از طریق چهار متغیر درونزای اصلی مدل برابر 749/0 است. یعنی حدود 9/74 درصد از متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین شده و 1/25 درصد از واریانس آن مربوط به متغیرهای خارج از مدل میباشد. همچنین 837/0 از واریانس حمایت اجتماعی یعنی 7/83 درصد از طریق چهار متغیر برونزای اصلی مدل، هویت اجتماعی، سهلانگاری اجتماعی و نظمجویی سازشیافته و سازشنیافته تبیین میشود.
شکل 2. آزمون مدل پژوهش در حالت Bootstrapping
مقدار عددی در رابطههای شکل (2) نشاندهنده آماره تی (t-value) میباشد که بالای 96/1است، در سطح اطمینان 95/0 مدل پژوهش مورد تایید قرارگرفت. نتایج ارزیابی شاخصهای برازش نشان داد که مدل نهایی پژوهش به صورت قابل قبولی با دادههای جمعآوری شده برازش داشته و مدل مفهومی تحقیق تایید میگردد. این بدین معنا است که روابط متغیرهای مذکور از طریق مدل تحقیق حاضر میتوانند بهتر مورد بررسی قرار گیرند.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی بحران یک چهارم زندگی بر اساس سهلانگاری اجتماعی، هویت اجتماعی و نظمجویی شناختی هیجانی با میانجیگری حمایت اجتماعی-خانواده انجام شد. یافتهها نشان داد که سهلانگاری اجتماعی بر بحران زندگی اثر مثبت مستقیم و معناداری دارد. گرچه پژوهشی به طور مستقیم به بررسی این دو متغیر نپرداخته این یافته با پژوهشهای کوپنبورگ و کلینگسیک، 2022، ژورژ، 2025، و هاچیک و همکاران، 2025 همخوانی دارد. در تبیین این یافته میتوان به نظریه تلههای اجتماعی اشاره کرد. تلههای اجتماعی موقعیتهای منفی، ناخوشایند و مضری هستند که افراد در آنها اسیر میشوند؛ راه آسانی هم برای برگشت و اجتناب از آنها وجود ندارد (صفاری نیا و مغانلو، 1404). رفتارگراها معتقدند انسان ذاتاً موجودی است که تقویتکنندههای فوری آنی کوچک و زودگذر را بر تقویتکنندههای بزرگ دیرآیند و جمعی ترجیح میدهد. اغلب افراد دوست دارند خیلی سریع به لذات شخصیشان دسترسی پیدا کنند و در این راستا فقط به منافع شخصی خود فکر میکنند. افراد در دو موقعیت در تلههای اجتماعی گیر میفتند و دیگر فرار از آنها برایشان امکانپذیر نمیباشد. زمانی که منافع فردی با منافع گروهی در تضاد قرار گرفته و زمانی که منافع فوری با منافع دیرآیند، در تضاد قرار میگیرد. تلههای اجتماعی زمینهای برای سهلانگاری اجتماعی است؛ یعنی از طریق تلههای اجتماعی، با مدنظر قراردادن منافع فردی و فوری افراد گرفتار سهلانگاری اجتماعی میشوند. در تلههای چند نفره، گروهی از افراد به جهت دستیابی به منافع فردی و غفلت از نتایج و پیامدهای دیرآیند آن، موقعیتهای منفی و ناخوشایندی را برای خود و سایرین ایجاد میکنند که راهی برای برگشت برای آنان وجود ندارد. در تله تأخیر زمانی، افراد در تلهای گیر میکنند که تحت تأثیر رفتارهای آنها در فاصله زمانی طولانی به وجود میآید. در این تله بین پاداش فوری و پیامد منفی، زمانی طولانی وجود دارد. در تله غفلت افراد از پیامدهای منفی رفتارشان در آینده غافل میشوند. از آنجائیکه در دوره بزرگسالی نوظهور برخی افراد از سوئی به دلیل نداشتن اهداف مشخص و عدم قطعیت در تصمیمگیری و از سوی دیگر به دلیل ضعف در کنترل هیجانات نمیتوانند تصمیمات درست و منطقی گرفته و پیامدهای منفی رفتارشان را در نظر بگیرند؛ طبیعی است که در این تلههای اجتماعی گیر کرده، دچار سهلانگاری اجتماعی شوند، موقعیتهای منفی و ناخوشایندی را برای خود و دیگران ایجاد کنند و در نتیجه مبتلا به بحران زندگی گردند.
یافتهها همچنین نشان داد که هویت اجتماعی بر بحران زندگی اثر منفی مستقیم و معنیداری دارد. گرچه پژوهشی به طور مستقیم به بررسی این دو متغیر نپرداخته این یافته با پژوهشهای فرح و همکاران، 2024، توما، 2025 همسو است. در تبیین این یافته بر مبنای تئوری هویت اجتماعی میتوان بیان داشت که افراد معمولاً بر اساس جنسیت، سن، مذهب، گرایش سیاسی و ملیتی که دارند به گروههای مختلف احساس تعلق میکنند. با این حال، اینکه آیا عضویت در گروهی خاص، واقعاً به رفتار معطوف و متمایل بـه آن گروه منجر شود، بستگی به درجهای دارد که فرد در آن گروه خاص احساس هویت میکند. علاوه بر این، تئوری هویت اجتماعی بیان میکند که افراد تلاش میکنند با کسب هویت اجتماعی مثبت، اعتماد به نفس خود را ارتقا دهند و امکان مقایسة مطلوب بین خود به عنوان عضو یک گروه خودی را با گروه بیرونی فراهم کنند (هوگ، 2006). بنابراین اگر فردی در دوران بزرگسالی نوظهور احساس تعلق به گروههای اجتماعی خاصی کند، این احتمال وجود دارد که به تلاش در جهت بهبود روابط بینفردی خود پرداخته، مسئولیتپذیری جمعی وی افزایش یافته و هویت اجتماعی در وی شکل بگیرد. احساس تعلق به گروه و شکلگیری هویت اجتماعی منجر به افزایش اعتماد به نفس، کنترل خشم، افزایش رفتارهای نوع دوستانه و بهبود کنشوری فردی شده که میتواند به کاهش بحران این دوره از زندگی منجر شود.
علاوه بر آن یافتهها نشان داد که راهبردهای سازشیافته نظمجویی بر بحران زندگی اثر منفی مستقیم و معنادار و راهبردهای سازشنیافته اثر مثبت مستقیم و معناداری دارد. گرچه پژوهشی به طور مستقیم به بررسی این دو متغیر نپرداخته، این یافته با پژوهشهای گارنفسکی و همکاران، 2001، لینگاکوساما و همکاران، 2025 و ییلار و همکاران، 2025 همخوانی دارد. در تبیین یافتهها بر مبنای دیدگاه رفتاری میتوان گفت سردرگمی در تصمیمگیری، ناامیدی، رفتار ناسازگارانه و در نتیجه ایجاد بحران در زندگی در نتیجه 1- ناتوانی در یادگیری رفتارهای سازگارانه 2- یادگیری پاسخهای بیثمر یا ناسازگارانه رخ میدهد (میسکییانگا[85]، 2020). در نتیجه زمانی که فرد با راهبردهای سازگارانه نظمجویی به هماهنگ کردن فرایندهای ذهنی، زیستی و انگیزشی میپردازد وضعیت وی با محیط تثبیت میشود. در این حالت تجهیز با پاسخهای شناختی و هیجانی کارآمد مناسب با مسائل، موجب پیشگیری از آسیبهای روانشناختی و کاهش بحران زندگی در وی میگردد.
از نظر دیدگاه زیستی میتوان به عدم تعادل سیستمهای انتقالدهنده عصبی اشاره کرد. امکان دارد با شروع دوره بزرگسالی تولید و آزاد شدن بیش از اندازه انتقالدهنده عصبی در سیناپس موجب کارکرد اضافی در سطوح انتقالدهنده عصبی شود. پنج نوع انتقالدهنده عصبی در ارتباط با آسیب روانی نوراپی نفرین[86]، دوپامین[87]، سروتونین[88]، گلوتامیت[89] و گاما آمینوبوتیریک اسید[90] مطرح شدهاند . نوراپی نفرین در واکنشهای اضطراری بدن وقتی افراد با موقعیتهای استرسزا یا بحران مواجه میشوند و همینطور در تشخیص موقعیت و انگیزههای اساسی و یا بیانگیزگی نقش مهمی ایفا میکند. برخی از وظایف دوپامین در پردازش شناختی است. سروتونین بر شیوهای که افراد فکر میکنند و اطلاعات دریافتی از محیط خود را پردازش میکنند یا همان نظمجویی شناختی به علاوه در اختلالات هیجانی، اضطراب، ناامیدی، خودارزیابی منفی تاثیر مهمی دارد (هولی[91] و همکاران، 1404). استفاده از راهبردهای ناسازگارانه نظمجویی میتواند در اوایل بزرگسالی با عدم تعادلهای هورمونی نیز مرتبط باشد. سیستم عصبی مرکزی با تاثیرات هیپوتالاموس بر غده هیپوفیز[92]با سیستم عصبی درونریز ارتباط دارد. اگر این تعادل و تعامل با تغییرات رشدی و سنی بهم بخورد میتواند به تجربه آسیب روانشناختی منجر شود.
یافتهها نشان داد که حمایت اجتماعی-خانواده بر بحران زندگی اثر منفی مستقیم و معناداری دارد. گرچه پژوهشی به طور مستقیم به بررسی این دو متغیر نپرداخته این یافته با پژوهشهای قربانی و همکاران، 1399، ساوولاینن و همکاران، 2019 همخوانی دارد. در تبیین این یافته میتوان به نظریه حمایت اجتماعی ساراسون اشاره کرد، در این نظریه گفته شده حمایتهای اجتماعی، افراد را قادر میسازد تا توانایی مقابله با مسائل روزمره و بحرانهای زندگی را داشته باشند. حمایت اجتماعی همانند سپری در مقابل ضربات ناشی از استرس عمل کرده و نقشی تعدیل کننده در آثار منفی حوادث استرسزا بازی میکند. منابع و کمکهایی که از دیگران برای مقابله با استرس دریافت میشود، اندازه شبکه اجتماعی فرد و میزان ارتباطهایش با دیگران به ویژه با اعضای خانواده تعیین کننده نحوه رویارویی فرد در برابر بحرانهای زندگی هستند (آکوبا، 2024). حمایت اجتماعی بر مؤلفههای مدل تبادلی استرس و راهبردهای مقابلهای در بحرانها تاثیر داشته و فرد را برای رویاروئی با حوادث بحرانزای زندگی آماده میکند.
یافته دیگر پژوهش نشان داد که حمایت اجتماعی-خانواده بر سهلانگاری اجتماعی اثر مثبت، مستقیم و معناداری دارد. همچنین سهلانگاری اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی-خانواده اثر مثبت، غیرمستقیم و معنیداری بر بحران یک چهارم زندگی دارد. این یافته با یافتههای پژوهشهای مشابه مانند حمیدی و همکاران، 1402 همخوانی ندارد. در تبیین احتمالی اثر مثبت، مستقیم و معنادار حمایت اجتماعی-خانواده بر سهلانگاری اجتماعی میتوان به ویژگیهای جامعهی آماری و نمونهی پژوهش، نوع ابزارهای اندازهگیری، خطاهای احتمالی روشهای آماری و همچنین ماهیت فرمهای خودگزارشدهی اشاره کرد. از آنجا که دادهها بر اساس گزارش ذهنی افراد گردآوری شده، امکان فاصله گرفتن از واقعیت وجود دارد. با این حال باید در نظر داشت که عامل حمایت اجتماعی-خانواده همراه با سطوح مختلف عاملهای دیگر مورد سنجش در این پژوهش میتواند منجر به کاهش بحران زندگی شود. علاوه بر آن در تبیین این یافته با توجه به نظریه تنگناهای اجتماعی و رویکرد رفتارگرایان میتوان به این نکته اشاره کرد که حمایت و مراقبت دلسوزانه خانواده میتواند در جهتی باشد که فرد منافع فردی و فوری را به منافع گروهی ترجیح داده؛ همچنین تقویتکنندههای فوری و زودگذر را به جای تقویتکنندههای بزرگ دیرآیند و جمعی انتخاب کند، در این حالت حمایت بیشتر خانواده موجب افزایش سهلانگاری اجتماعی میگردد.
یافتهها همچنین نشان داد که هویت اجتماعی با نقش میانجی حمایت اجتماعی-خانواده اثر منفی، غیرمستقیم و معنیداری بر بحران یک چهارم زندگی دارد. این یافته با پژوهش ییم و مک کانا، 2024 همسو است. در تبیین این یافته میتوان گفت هویت اجتماعی تصور، درک و ارزیابی فرد نسبت به خود از منظر دیگران یا جامعه است که از طریق ساختار نظام اجتماعی بر اساس ارزشیابی، تأیید یا رد شدن، بر افراد تحمیل میشود. این هویت که فرد در فرایند اجتماعی شدن و ارتباط با نهادهای اجتماعی موجود در نظام اجتماعی، آن را کسب میکند طبیعتا به میزان زیادی از دوران کودکی از طریق آموزش و حمایت اجتماعی-خانواده شکل میگیرد. فرد در خانواده یاد میگیرد خود را از لحاظ تعهد و تکلیف، متعلق و منتسب به نهادهای اجتماعی بداند، در امور مختلف آن مشارکت جوید و انتظارات آن از خود را پاسخ دهد. جایگاه، ارزش و احترامی که هر فرد در نظام اجتماعی کسب میکند ریشه در فرهنگ خانواده و میزان حمایت افراد خانواده دارد. با تقویت هویت اجتماعی از طریق حمایت خانواده فرد تکنیکهای مقابله با بحرانهای زندگی را آموخته و به کار میگیرد.
علاوه بر آن یافتهها نشان داد راهبردهای سازشیافته نظمجویی با نقش میانجی حمایت اجتماعی-خانواده اثر منفی، غیرمستقیم و معنادار و راهبردهای سازشنیافته اثر مثبت، غیرمستقیم و معنادار بر بحران یک چهارم زندگی دارد. این یافته با پژوهشهای مشابه آکوبا، 2024 و یوزال و همکاران، 2024 همسو است. در تبیین این یافته میتوان گفت که نظمجویی شناختی-هیجانی، عامل کلیدی و تعیینکننده بهزیستی روانی و سازگاری با رویدادهای تنیدگیزای زندگی است. نظمجویی ، تفکر خودآگاه ومجموعهای از شیوههای ارزیابی شناختی را نشان میدهد که فرد در مقابله با شرایط استرسزا و بحرانی از آنها استفاده میکند. افرادی که از پاسخهای مقابلهای مسالهمدار و شناختهای سازگارانه استفاده میکنند، در واقع راهبردهای نظمجویی را برای بازسازی دوباره مساله از نظر شناختی با موقعیت تنیدگیزا به کار میگیرند و این امر موجب پاسخدهی بهتر و مدیریت بحران میشود. از طرفی حمایت اجتماعی از سوی افراد خانواده منبع مهمی است که به منظور کمک به افراد در کنار آمدن با موقعیتهای تنشزا فراهم شده است. به اعتقاد روانشناسان شناختی-اجتماعی افراد پس از مشاهده و توجه به رفتار افراد الگو مانند والدین در مقابله با رویدادهای تنشزا شروع به استفاده از فرایندهای به یادداری کرده و پس از بازنمائی رفتار، در مواجهه با رویدادهای تنشزا شروع به تولید رفتاری شبیه افراد خانواده میکنند(زارع،1402). در صورتی که خانواده از این رفتار حمایت کند، فرایندهای انگیزشی، انگیزههایی را برای استفاده کردن از آنچه آموخته شده به وجود میآورد. اگر راهبردهای نظمجویی افراد خانواده سازگارانه باشد، موجب کاهش تنش شده و چنانچه این راهبردها ناسازگارانه باشد، موجب افزایش تنش میگردد. بنابراین حمایت اجتماعی-خانواده میتواند نقش میانجی در رابطه با نظمجویی شناختی و بحران زندگی ایفا کند.
گزارش هر پژوهشی به امید ادامه یافتن راه پژوهش در مورد آن موضوع نگارش و به جامعه پژوهشگران ارائه میشود، لذا پیشنهاداتی به شرح زیر تقدیم میگردد: پرسشنامه بحران یک چهارم زندگی برای اولین بار در ایران در پژوهش حاضر به کار گرفته شده است، لذا پیشنهاد میشود در پژوهشی دیگر خصوصیات روان سنجی این مقیاس مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش در جامعه آماری دانشجویان شهر سمنان انجام شده است، پیشنهاد میگردد که در پژوهشهای آتی طبقات فرهنگی، اجتماعی، شغلی و جغرافیایی دیگر نیز مورد بررسی قرار بگیرد. در پژوهشهای دیگر سایر متغیرهای اثرگذار بر بحران یک چهارم زندگی مورد بررسی قرار گیرند. با توجه به اینکه حمایت اجتماعی-خانواده، سپر دفاعی مهمی برای جلوگیری از آسیب روانی و بحران زندگی در اوایل بزرگسالی است، با برگزاری کارگاه و تدوین برنامههای آموزشی در دانشگاهها و رسانههای جمعی در جهت افزایش حمایت اجتماعی-خانواده به عنوان منبع مهم حمایتی، میتوان آسیبپذیری دوره اول بزرگسالی را در برابر سیل عظیمی از تهدیدات این دوره از زندگی کاهش داد. با توجه به اینکه بحران بزرگسالی اولیه به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی آسیبشناسی روانی در نظریههای روانشناختی مطرح است و به علت تاثیرات قابل ملاحظهای که بر سلامت روان و چگونگی رفتارهای مختلف افراد دارد، اینکه بر اساس چه متغیرهایی میتوان این بحران را در بزرگسالان پیشبینی کرد و با چه روشهایی میتوان آن را کاهش داد تلویحات کاربردی مهمی برای روانشناسان اجتماعی دارد تا در برنامهریزیها و به کارگیری امکانات، این عوامل مورد توجه قرار گیرد. با توجه به نقش میانجیگری حمایت اجتماعی-خانواده در کاهش بحران یک چهارم زندگی، ضروری است این سازه در خانوادهها تقویت گردد تا موجب کاهش ناامیدی، اضطراب از آینده، استفاده از راهبردهای سازشنیافته تنظیم هیجان، و افزایش هویت اجتماعی در دوران بزرگسالی در حال ظهور گردد.
مطالعه حاضر با محدودیت ابزار اندازهگیری بحران و فقدان ابزار هنجاریابی شده در ایران مواجه بود. محدودیت ادبیات پژوهش در زمینه بحران یک چهارم در ایران موجب شد که نتوان یافتههای پژوهش حاضر را با سایر یافتهها مقایسه کرد. محدودیت نمونه آماری و انتخاب دانشجویان رشتههای روانشناسی و علوم تربیتی شهر سمنان تعمیمپذیری یافتهها را با احتیاط روبهرو میکند. علاوه بر آن روابط ساختاری متغیرها از طریق مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. روش های غیر آزمایشی دارای محدودیت هایی از قبیل عدم کنترل برخی مداخلهگرها در نمونه مورد بررسی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی ملاحظات اخلاقی در پژوهش حاضر مطابق با بیانیه هلسینکی[93] (2013)، اخذ مجوز انجام پژوهش از دانشگاه، آگاهی دادن در مورد پژوهش، اخذ رضایت آگاهانه به طور کتبی، شرکت داوطلبانه، حفظ حریم خصوصی، اصل رازداری ، و حق انصراف در حین پاسخ دادن به سوالات رعایت شد.
حمایت مالی: این مقاله هیچ گونه حمایت سازمانی و خصوصی نداشته است.
تضاد منافع: بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی: از همه دانشجویانی که در پژوهش شرکت کردند تشکر و قدردانی میشود.