نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The present study was conducted to investigate the effectiveness of time perspective training on hope and quality of life in patients with type 2 diabetes.
Method: This study employed a quasi-experimental design with pre-test, post-test, and three-month follow-up, including a control group. Participants were selected through purposive sampling and were then randomly assigned to either an experimental group or a control group. The experimental group received time perspective training over eight weeks, while the control group received no intervention. The study population comprised all patients with type 2 diabetes who were referred to a diabetes and endocrinology treatment center in Dubai, United Arab Emirates, during the summer of 1402 (2023).
Results: The findings revealed that the time perspective training approach significantly increased hope (F = 7.391, p = 0.010) and improved quality of life (F = 11.674, p = 0.002) among patients with type 2 diabetes.
Conclusion: The results of this study indicate that time perspective training can serve as an effective intervention for enhancing hope and improving the quality of life in patients with type 2 diabetes. These changes appear to influence not only individual aspects but also social dimensions of well-being. Accordingly, time perspective training may be utilized as an effective method to promote the mental and social health of individuals with diabetes.
کلیدواژهها English
مقدمه
رویکرد چشمانداز زمان به عنوان یک ساختار روانشناختی، به نحوه نگاه افراد به گذشته، حال و آینده اشاره دارد و نقش مهمی در رفتارها، تصمیمگیریها و تعاملات اجتماعی افراد ایفا میکند. طبق نظریه زیمباردو و بوید[1] (1999)، افراد با توجه به نحوه تمرکز خود بر زمان، میتوانند از پنج نوع چشمانداز زمانی برخوردار باشند: گذشته مثبت، گذشته منفی، حال لذتگرا، حال جبرگرا و آیندهنگر (زیمباردو و بوید، 2015). افراد با چشمانداز گذشته مثبت، تمایل دارند خاطرات خوبی از گذشته خود به یاد بیاورند و از این خاطرات بهعنوان منبعی برای ایجاد احساس رضایت و شادی استفاده کنند (پرزپیورکا و سوبول -کواپینسکا[2]، 2021). در مقابل، کسانی که چشمانداز گذشته منفی دارند، بیشتر بر تجربیات منفی گذشته خود تمرکز میکنند و این تمرکز میتواند منجر به احساساتی چون افسردگی و ناامیدی شود (سیمون، زیدو، بیرکاس، گاکس و کاتو[3]، 2022). چشمانداز حال لذتگرا، به دنبال کسب لذت آنی و تجربه لحظه حال است و اغلب بدون توجه به پیامدهای بلندمدت تمایل به زندگی در لحظه دارد (سیمونز، پیترز، جانسنز، لاتاستر و جاکوبز[4]، 2018). از سوی دیگر، چشمانداز حال جبرگرا به این معناست که فرد احساس میکند هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارد و همه چیز توسط نیروهای بیرونی و سرنوشت تعیین میشود (زیمباردو و بونیول[5]، 2004). در نهایت، چشمانداز آیندهنگر به افرادی اطلاق میشود که به طور فعال به آینده فکر میکنند و برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود تلاش میکنند (آکینچی و دومان[6]، 2017). این نظریه کمک میکند تا افراد درک کنند که چگونه با توجه به چشمانداز زمانی خود، رفتارهای متفاوتی را در زندگی اجتماعی و شخصی از خود نشان میدهند. بهویژه، آموزش چشمانداز زمان به عنوان یک مداخله روانشناختی، به افراد کمک میکند تا با تعدیل نگرش خود به زمان، دیدگاه متعادلی نسبت به گذشته، حال و آینده پیدا کنند (زیمباردو و بوید، 2008). این روش بهطور قابل توجهی به عنوان یک راهکار سریع، ساده و مؤثر در محیطهای بالینی و به عنوان یک ابزار خودیاری مورد استفاده قرار میگیرد. هدف اصلی این درمان، کمک به افراد در رسیدن به تعادلی جامع در تمامی جنبههای زندگیشان است (رحیمی، میکائیلی، نریمانی و بشرپور، 1403). این تعادل، در نهایت منجر به بهبود وضعیت روانی و اجتماعی افراد میشود، زیرا نگرش مثبتتر به زمان، موجب افزایش امید، بهبود کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی مثبتتر خواهد شد (زیمباردو، 2002).
آموزش چشمانداز زمان به عنوان یک رویکرد مداخلهای، تأثیرات اجتماعی فراوانی دارد. زیمباردو، پس از سالها مطالعه دریافت که نگرش افراد نسبت به زمان، ویژگیهای مهم شخصیتی همچون اجتماعی بودن و خوشبینی را تبیین میکند (ذبیحی، تیزدست و بحری، 1403). این رویکرد به افراد کمک میکند تا از تمرکز بیش از حد بر گذشته منفی یا حال جبرگرا فاصله بگیرند و با نگاهی مثبتتر به آینده، در تعاملات اجتماعی خود فعالتر و مثبتتر عمل کنند (هولمن[7] و زیمباردو، 2009). به عنوان مثال، افرادی که گذشته منفی یا حال جبرگرا دارند، ممکن است احساس کنند که قادر به کنترل وضعیت زندگی خود نیستند و در نتیجه، تمایل کمتری به مشارکت اجتماعی و ایجاد روابط معنادار با دیگران نشان دهند. اما با تغییر در چشمانداز زمان و افزایش توجه به آینده، این افراد میتوانند حس کنترل بیشتری بر زندگی خود پیدا کرده و در تعاملات اجتماعی خود نقش مؤثرتری ایفا کنند (دابروسکا[8]، 2022؛ بونیول، 2009). همچنین، چشمانداز آیندهنگر به افراد کمک میکند تا اهداف بلندمدتی را در زندگی خود تعیین کرده و برای دستیابی به آنها تلاش کنند (فان، انگو و مککویین[9]، 2020). این نگرش بهویژه برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو که نیاز به مدیریت مداوم بیماری دارند، بسیار حیاتی است (جین، ونگ، لی، دنگ و جی[10]، 2023). در حالی که مدیریت بیماریهای مزمن میتواند باعث احساس خستگی و ناامیدی در بیماران شود، اما تغییر چشمانداز زمان به سمت آینده و تمرکز بر اهداف بهبود و سلامت، میتواند احساس امید و انگیزه بیشتری در آنها ایجاد کند (ستولتمن[11]، 2017). این افزایش امید، نه تنها بر کیفیت زندگی فردی بیماران مبتلا به بیماری مزمن تأثیر میگذارد، بلکه بهبود در روابط اجتماعی و تعاملات آنها با دیگران را نیز به دنبال دارد (ژاو، ژیانگ، ژو و لین[12]، 2022).
در این میان، ابعاد اجتماعی آموزش چشمانداز زمان نیز قابل توجه است. افرادی که دیدگاه متعادلی به زمان پیدا میکنند، نه تنها در سطح فردی از مزایای آن بهرهمند میشوند، بلکه این تغییرات میتواند بر تعاملات اجتماعی و نقش آنها در جامعه نیز تأثیرات مثبتی داشته باشد. بیماران مبتلا به دیابت نوع دو که با چالشهای روانی و اجتماعی روبهرو هستند، ممکن است به دلیل احساس ناکارآمدی یا بیاعتمادی به تواناییهای خود، از شرکت در فعالیتهای اجتماعی یا ارتباط با دیگران خودداری کنند (لیو[13]، 2023؛ سئو و سانگ[14]، 2019). با این حال، تغییر در چشمانداز زمان و افزایش امید به آینده، به این بیماران کمک میکند تا نه تنها روابط اجتماعی پایدارتری برقرار کنند، بلکه نقش فعالتری در جامعه ایفا کنند (هیداکا[15] و همکاران، 2021). در مورد افراد مبتلا به بیماریهای مزمن مانند دیابت نوع دو، اهمیت تغییر چشمانداز زمان بهویژه در بهبود وضعیت اجتماعی و روانی بسیار حائز اهمیت است.
دیابت نوع دوم یکی از شایعترین بیماریهاست که شیوع آن همچنان در حال افزایش است و سیستمهای مراقبت بهداشتی را در سراسر جهان تحت فشار قرار داده است (سوفیانی، کمیل و رایاساری[16]، 2022؛ فدراسیون بینالمللی دیابت[17]، 2019). دیابت با افزایش سطح گلوکز خون بیش از حد طبیعی و اختلال در سوخت و ساز کربوهیدرات، پروتئین و چربی ایجاد میشود. این اختلال به دلیل کمبود انسولین، مشکل در پاسخ به انسولین یا هر دو به وجود میآید (اکتاویانی، ویداگدو و ویجانارکو[18]، 2018). خطر مرگ در افراد مبتلا به دیابت، دو برابر افراد غیر دیابتی است. این بیماری بیشتر به دلیل اضافه وزن و عدم فعالیت بدنی ایجاد میشود. بنابراین تلاش برای کنترل این بیماری توسط بیماران مبتلا، یکی از ضروریات است (ژانکویچ و پترویچ[19]، 2022؛ ساری، پرماتاساری، ماریزا، فیتریا و لیلیانی[20]، 2023). دیابت نوع دو به عنوان یک بیماری مزمن، نه تنها بر سلامت جسمانی بیماران تأثیر میگذارد، بلکه ابعاد مختلف زندگی روانی و ارتباطات اجتماعی آنها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بسیاری از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو به دلیل مواجهه مداوم با استرسهای ناشی از مدیریت بیماری، دچار افسردگی، اضطراب و حتی احساس انزوای اجتماعی میشوند (خاواگی[21] و همکاران، 2024؛ بسیری، سیدو و رودیچ[22]، 2023؛ فنگ و آستل- برت[23]، 2017). بیماری دیابت مادامالعمر با فرد مبتلا باقی میماند (بلاسلوف، ناراندا، کرولجاک و رنار[24]، 2018) از این رو ممکن است بیمار در روند درمان ناامید شود (هولت[25]، 2019).
یکی از کارآمدترین متغیرهای مؤثر برای رویارویی با بیماری مزمن همچون دیابت، امید است که از مهمترین مباحث در روانشناسی مثبت به شمار میرود. امید به ظرفیت یک فرد برای شناسایی مسیرهای رسیدن به هدف و دستیابی به نتایج مورد نظر از پیگیریهای هدفگرا اشاره دارد (اسنایدر[26]، 2000؛ 2002). به این معنی که افراد بهرهمند از امید، قادرند برای نیل به هدف خود، مسائل پیش رو را حل و فصل کرده و برای انجام این کار انگیزه دارند (ارسلان[27]، 2021). سازه امید به فرد کمک میکند تا نگرشی مثبت به زندگی داشته باشد و تا رسیدن به اهداف خود، دست از تلاش برندارد (هدمن و مگنوسن[28]، 2021؛ پورفریدون و دشتبزرگی، 1400). امید به عنوان منبعی برای تقویت انگیزه و مقاومت در برابر چالشها عمل میکند. بیماران دیابتی، که با مشکلات جسمی و روانی ناشی از بیماری خود روبرو هستند، نیازمند امید به آینده و بهبود شرایط خود هستند تا بتوانند با انگیزه بیشتری به مدیریت بیماری بپردازند و از مواجهه با احساسات منفی و ناامیدی جلوگیری کنند. حتی زمانی که بیماران شرایط لاعلاج دارند، پزشکان باید به بیماران کمک کنند تا به دنبال عوامل مثبت در آینده خود باشند، چه کاهش رنج و چه افزایش کیفیت زندگی (مایلود و لی[29]، 2023). از آنجا که امید، منبع مهمی جهت رویارویی با بیماریهای مزمن است (دانکن، جینی و هلمان[30]، 2021)، با نتایج بهتر سلامت، عملکرد روزانه و کیفیت زندگی همراه بوده است (ییلدیریم[31] و ارسلان، 2020).
بروز بیماری دیابت نوع دو و شیوه رویارویی با آن، موجب تغییر در نحوه زندگی و سلامت فرد میشود که هر یک به نوعی موجب تغییر در کیفیت زندگی بیمار میشود. کیفیت زندگی، درکی است که فرد از موقعیت خود در زندگی دارد و مرتبط با درک او از هدفها، انتظارها، معیارها، نگرانیها و علاقهمندی فرد میباشد (کای[32] و همکاران، 2021). کیفیت زندگی مفهومی گسترده و چند بعدی است که سلامت جسمانی (سینگ و تریپاتی[33]، 2023)، موقعیت روانشناختی (ورونس، کاوازونی و پپه[34]، 2024)، میزان استقلال ( آلونسو[35] و همکاران، 2022)، روابط اجتماعی فرد و ارتباط او با محیط (آکار[36]، 2020)، آن را تحت تأثیر قرار میدهد. ابتلا به پیشدیابت و دیابت به طور قابل توجهی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایینتر نسبت به تحمل گلوکز طبیعی مرتبط است. بهبود کیفیت زندگی این بیماران میتواند به بهبود عملکرد روزمره، کاهش استرسهای روانی و افزایش مشارکت اجتماعی آنان منجر شود. این گونه برآوردها برای آگاهی از ارزش مداخلات برای پیشگیری از پیامدهای بیماری دیابت در جوامع مفید خواهد بود (لیل[37] و همکاران، 2022).
رحیمی، میکائیلی، نریمانی و بشرپور (1403) در مطالعهای دریافتند که آموزش چشمانداز زمان بر عملکرد جنسی، خودکارآمدی هیجانی و تعارضات زناشویی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مؤثر است. ابراهیمی، کیامرثی و تکلوی (1402) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که آموزش چشمانداز زمان، خودپنداشت بدنی در زنان یائسه را افزایش و درماندگی روانشناختی را در آنان کاهش میدهد. بر اساس پژوهش رجبی و موسوینژاد (1398)، آموزش چشمانداز زمان یکی از مؤثرترین مداخلات بر ابعاد مختلف انسان از جمله کیفیت زندگی به شمار میرود. در پژوهشی که توسط رحیمی، حاجلو و بشرپور در سال ۱۳۹۸ انجام شد، نقش امید به زندگی در پیشبینی ابعاد چشمانداز زمان در دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که امید به زندگی میتواند بخشی از واریانس چشمانداز زمان را به طور معنادار پیشبینی کند. همچنین، ملکیها و مرادی (1398)، طی مطالعهای دریافتند که درمان چشمانداز زمان در افزایش بهزیستی روانشناختی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه نقش دارد. در پژوهشی که توسط رحیمی، میکائیلی، نریمانی و بشرپور انجام شد (2024)، اثربخشی درمان چشمانداز زمان بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و منبع کنترل سلامت در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ و اختلالات جنسی بررسی شد. نتایج نشان داد که درمان چشمانداز زمان بهطور معناداری باعث بهبود کیفیت زندگی و منبع کنترل سلامت بیماران میشود.
با توجه به افزایش شیوع دیابت نوع دو و چالشهای روانی و اجتماعی مرتبط با این بیماری، انجام پژوهشهایی که به بررسی روشهای بهبود وضعیت روانی و جسمانی بیماران دیابتی بپردازند، ضروری است. در این میان، رویکرد آموزش چشمانداز زمان به عنوان یک روش روانشناختی مبتنی بر تغییر نگرش زمانی، پتانسیل زیادی برای تقویت امید و بهبود کیفیت زندگی این بیماران دارد. آموزش چشمانداز زمان با تمرکز بر آینده و افزایش حس کنترل بر زندگی، میتواند به کاهش اضطراب و استرس، افزایش امید و بهبود تعاملات اجتماعی بیماران کمک کند. همچنین، با توجه به اینکه بسیاری از بیماران دیابتی نوع دو به دلیل مدیریت مستمر بیماری و پیامدهای ناشی از آن، با افسردگی و احساس انزوا مواجه میشوند، نیاز به روشهای مداخلهای که بتوانند این بیماران را به سمت نگرشهای مثبتتر سوق دهند، بیشتر احساس میشود (خاواگی و همکاران، 2024). از اینرو، هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش چشمانداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است. این مداخله با تقویت چشمانداز آیندهنگر در این بیماران، به آنها کمک میکند تا احساس کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند و از این طریق به بهبود کیفیت زندگی فردی و اجتماعی خود دست یابند.
روش
در پژوهش حاضر، افراد نمونه به صورت هدفمند گزینش شده و سپس به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. افراد نمونه در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سه ماهه مورد سنجش قرار گرفتند. از این رو، طرح پژوهش، یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل تمام بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود که در تابستان 1402 به مرکز درمانی دیابت و غدد شهر دبی در امارات متحده عربی مراجعه کرده بودند. از میان جامعه آماری، 40 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مرکز درمانی دیابت و غدد شهر دبی که داوطلب شرکت در پژوهش بودند و به فراخوان پژوهشگر پاسخ دادند، بهصورت هدفمند بر اساس ملاکهای ورود و خروج انتخاب شده و سپس بهصورت تصادفی در دو گروه برابر به شکل 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل جایدهی شدند. ملاکهای ورود شامل تشخیص قطعی بیماری دیابت نوع دو توسط متخصص غدد، گذشت حداقل دو سال از زمان ابتلا به بیماری دیابت نوع دو، عدم سابقه بیماریهای جدی روانشناختی، عدم مصرف داروهای روانپزشکی در طول انجام مداخله، داشتن محدوده سنی 45 تا 65 سال، دارای حداقل تحصیلات دیپلم و تمایل به شرکت داوطلبانه در پژوهش و امضای فرم رضایت آگاهانه بود. ملاکهای خروج از پژوهش متشکل از عدم حضور در جلسات آموزش به مدت بیش از دو جلسه و انصراف دادن از ادامه درمان یا مشارکت در پژوهش بود. در این پژوهش، هیچ گروهی ریزش نداشت.
ابزارهای پژوهش
ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه امید اسنایدر و پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران دیابتی بود که هر یک به تفصیل شرح داده میشود.
الف) پرسشنامه امید اسنایدر: میزان امید افراد، اغلب با استفاده از پرسشنامه امید ویژه بزرگسالان اسنایدر (ATHS)[38] سنجیده میشود که توسط اسنایدر و همکارانش در سال 1991 برای افراد 15 سال به بالا (اسنایدر و همکاران، 1991؛ ادیب، جدیدی و آقاجانیهشجین، 1399) ساخته شد. پرسشنامه امید اسنایدر شامل 12 سئوال 5 گویهای است که به وسیله طیف لیکرت بدین شکل نمرهگذاری میشوند: کاملاً مخالفم=1، مخالفم=2، نظری ندارم=3، موافقم=4 و کاملاً موافقم=5. این پرسشنامه دو زیرمقیاس تفکر عامل و تفکر راهیابی را نیز اندازهگیری میکند. سئوالات 2، 9، 10 و 12 تفکر عامل و سئوالات 1، 4، 7 و 8 تفکر راهیابی را میسنجند. سئوالات 3، 5، 6 و 11 سئوالات انحرافی بوده که به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. مجموع امتیازات سئوالات با هم جمع شده و امتیاز کلی پرسشنامه به دست میآید. دامنه نمرات پرسشنامه بین 12 و 60 میباشد. هر چه امتیاز کلی پرسشنامه بالاتر باشد، نشاندهنده میزان بالاتر امید در فرد پاسخدهنده است (علیپورشهیر، اصفهانیخالقی، عربزاده و علیپورشهیر، 1400). اسنایدر و همکارانش (2000)، پایایی کل پرسشنامه را 74/0 و روایی درونی آن را بین 70/0 تا 80/0 گزارش کردهاند. همسانی درونی مقیاس از راه آلفای کرونباخ، 74/0 تا 84/0 و ضریب پایایی آزمون- بازآزمون، 80/0 برآورد شده است (لوپز، پدروتی[39] و اسنایدر، 2018). به نقل از کرمانی، خداپناهی و حیدری (1390) مقیاس امید اسنایدر برای جمعیت ایرانی از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بوده و میتواند در سنجشهای روانشناختی داخل کشور مورد استفاده قرار گیرد.
ب) پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران دیابتی (DQOL) : این پرسشنامه حاوی 15 سئوال است که با هدف ارزیابی کیفیت زندگی بیماران دیابتی (DQOL) نوع یک و دو توسط بوروس، دسیکان، واترمن، گیلین و مکگیل[40] (2004) ساخته شده است. نحوه نمرهگذاری این پرسشنامه برحسب طیف لیکرت پنج درجهای (از نمره 1 برای «کاملاً مخالفم» تا 5 برای «کاملاً موافقم») است. حداقل نمره به دستآمده 15 و حداکثر نمره 75 میباشد. نمرات 15 تا 30 نشاندهنده کیفیت زندگی پایین، 30 تا 45 کیفیت زندگی متوسط و 45 به بالا نشاندهنده کیفیت زندگی بالا هستند. سازندگان این پرسشنامه، روایی مقیاس کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تأیید کردهاند. همچنین، اعتبار آن، 87/0 گزارش شده است. در پژوهش نصیحتکن و همکاران (1391) که در ایران انجام شد، روایی محتوایی و روایی ثبات درونی این پرسشنامه سنجیده و تأیید شده است.
شیوه اجرا
به منظور اجراى پژوهش حاضر، رضایت بیمارانی که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتند براى شرکت در برنامه مداخله کسب و از کلیه مراحل مداخله آگاه شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. از هر دو گروه پیشآزمون به عمل آمد. گروه آزمایش برای شرکت در جلسات درمانی دعوت شدند. برنامه آموزشی چشمانداز زمان در ٨ جلسه ٩٠ دقیقهای در هشت هفته اجرا شد. پس از طی دوره آموزشی، پسآزمون برای هر دو گروه اجرا شد. همچنین به منظور بررسى تأثیرات بلندمدتتر مداخله، سه ماه پس از پایان دوره، آزمون پیگیری در مورد گروه آزمایش و گروه کنترل که در این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکرده بودند، اجرا شد. پس از اتمام فرایند پژوهش، گروه کنترل چند جلسه مشاوره رایگان دریافت کرد. دادههای به دست آمده از پژوهش حاضر به کمک نرمافزار SPSS -29 با استفاده از شاخصهای میانگین، انحراف معیار و روش تحلیل واریانس چند متغیره با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
شرح جلسات درمان مبتنی بر چشمانداز زمان در جدول زیر ارائه شده است.
جدول 1.جلسات درمانی مبتنی بر چشمانداز زمان
|
جلسات |
موضوع |
محتوا |
|
اول |
آشنایی و معارفه |
پس از آشنایی اعضا با یکدیگر با ذکر یک مثال، مقدمهای برای آشنایی با چشمانداز زمان و همچنین اطلاعاتی در مورد بیماری دیابت نوع دو ذکر شد. هدف نهایی از برگزاری این جلسات و قوانین گروه بیان شد. |
|
دوم |
شناسایی چشمانداز زمان و آشنایی با ابعاد چشمانداز زمان گذشته (مثبت و منفی) |
در مورد انواع چشمانداز زمان توضیح مختصری داده شد. جلسه با یک تکلیف در مورد اهمیت هر بعد زمان برای هر کدام از اعضا ادامه یافت. سپس چشمانداز زمان گذشته، ابعاد آن، معایب و محاسن آن توضیح داده شد. جلسه با تعیین تکلیف (فصلبندی کتاب زندگی اعضا) با توجه به زمان ابتلا به دیابت، برای جلسه آینده خاتمه یافت. |
|
سوم |
آشنایی با مفهوم چشمانداز زمان حال و ابعاد آن |
ضمن بررسی و بحث در مورد تکلیف جلسه گذشته، دومین بعد چشمانداز زمان، ابعاد آن، معایب و محاسن و ویژگیهای افراد دارای این چشمانداز زمان برای اعضا بیان شده و در انتها تکلیفی تحت عنوان مشخص کردن نوع چشمانداز زمان حال افراد برای جلسه بعد مشخص شد. |
|
چهارم |
آشنایی با چشمانداز زمان آینده و ابعاد آن |
پس از بررسی تکالیف جلسه قبل و پاسخگویی به سئوالات اعضا، ویژگیهای چشمانداز زمان آینده، ویژگیهای این افراد، ابعاد مختلف این چشمانداز زمان، معایب و محاسن آن بیان شد. در انتها به عنوان تکلیف از اعضا خواسته شد تا جلسه آینده چشمانداز زمان خود را مشخص کنند. |
|
پنجم |
تبدیل گذشته منفی به گذشته مثبت |
پس از پاسخگویی به سئوالات و بحث در مورد تکلیف جلسه قبل، جلسه با ذکر یک مثال در مورد بیماری دیابت و تأثیر آن بر زندگی بیماران شروع شد. در ادامه تکنیکهای تبدیل گذشته منفی به مثبت با ذکر مثال و اجرا بر روی اعضای داوطلب ادامه یافت. سپس از همه اعضا خواسته شد تا جلسه بعد این تکنیکها را در منزل اجرا کنند. |
|
ششم |
متعادلسازی چشمانداز زمان |
پس از بررسی نتایج حاصل شده از اجرای تکنیکهای جلسه قبل، در مورد متعادلسازی چشمانداز زمان با ذکر مثال توضیح داده شد. از اعضا خواسته شد به عنوان تکلیف، حداقل یکی از چشماندازهای خود را به انتخاب خود متعادل سازند. |
|
هفتم |
پذیرش سرنوشت در حد معقول |
تکالیف جلسه قبل بررسی شده سپس در مورد پذیرش معقولانه سرنوشت توضیحات لازم داده شد. تکلیف جلسه آخر مشخص شد و از اعضای گروه خواسته شد تا سئوالات احتمالی خود را برای حضور در جلسه آخر آماده کنند. |
|
هشتم |
بهرهگیری از حال لذتگرا در حد معقول و آیندهنگر شدن |
در ادامه در مورد تکنیکها و روشهای حال لذتگرا و آیندهنگری توضیح داده شد و تکنیکها در جلسه اجرا شدند. مثال در مورد بیماری دیابت ذکر شد. در انتها از اعضا در مورد میزان دستیابی به هدف از برگزاری این جلسات نظرسنجی شده و پرسشنامههای پس آزمون تکمیل شد. |
یافتهها
تجزیه و تحلیل دادههای آماری جمعآوریشده از نمونهها، مرحلهای اساسی در پژوهشهای علمی است که منجر به دستیابی به نتایج نهایی میشود. فرایند تحلیل شامل جمعآوری دادههای ۴۰ نفر از جامعه آماری و محاسبه مقادیر متغیرهای مورد نظر برای آزمون فرضیههاست. سپس، اطلاعات حاصله با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۹ مورد آزمون قرار گرفته و نتایج برای تأیید یا رد فرضیهها تفسیر شدهاند.
مقایسه متغیرهای دموگرافیگ میان دو گروه
دادههای جمعیتشناختی پژوهش نشان داد که 5/52 درصد از شرکتکنندگان در پژوهش، مرد و 5/47 درصد زن بودند. 20 درصد دارای تحصیلات دیپلم، 50 درصد کاردانی، 5/27 درصد کارشناسی و 5/2 درصد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر بودند. دامنه سنی شرکتکنندگان بین 45 تا 65 سال بود که میانگین سنی 25/52 سال با انحراف معیار 184/6 بود.
مقایسه مقادیر پایه میان دو گروه قبل از مداخله
برای مقایسه متغیرهای پژوهش در مرحله پیشآزمون میان دو گروه از تحلیل واریانس استفاده میکنیم که نتایج آن در جدول زیر گزارش شده است.
جدول 2. مقایسه متغیرهای پژوهش میان دو گروه در مرحله پیش آزمون
|
متغیر |
گروه |
میانگین |
انحراف معیار |
آماره آزمون |
سطح معنی داری |
|
امید |
آموزش چشمانداز زمان |
32.500 |
3.447 |
0.154 |
0.697 |
|
کنترل |
30.550 |
3.586 |
|||
|
کیفیت زندگی |
آموزش چشمانداز زمان |
38.100 |
3.987 |
0.026 |
0.873 |
|
کنترل |
39.000 |
3.897 |
با توجه به جدول فوق، سطح معنیداری آزمون بیشتر از 05/0 میباشد که نشان دهنده این است که متغیرهای مورد بررسی قبل از مداخله بین دو گروه (آموزش چشم انداز زمان و کنترل) تفاوت معنیداری ندارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت قبل از اعمال مداخله میزان امید و کیفیت زندگی بین دو گروه یکسان بوده است.
با توجه به نتابج حاصل از بررسی گروهها میتوان گفت دو گروه کاملاً با هم یکسان و قابل قیاس هستند و این به معنای انتخاب صحیح شرکت کنندگان و تصادفیسازی مؤثر میباشد. لذا هرگونه تفاوت میان گروهها بیشتر به تأثیر مداخلات قابل اطلاق است و کمتر ناشی از تأثیر تفاوتهای زمینهای یا مخدوشکننده میباشد.
توصیفی شاخصهای پژوهش
جدول 3. میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش برای گروهها
|
گروه |
متغیر |
زمان |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
کشیدگی |
چولگی |
|
کنترل آموزش چشم انداز زمان
|
امید |
پیشآزمون |
20 |
32.500 |
15.415 |
-1.703 |
0.457 |
|
پسآزمون |
20 |
45.550 |
17.218 |
-0.532 |
-1.190 |
||
|
پیگیری |
20 |
43.200 |
14.428 |
-0.903 |
-0.971 |
||
|
کیفیت زندگی |
پیشآزمون |
20 |
38.100 |
17.829 |
-1.620 |
0.563 |
|
|
پسآزمون |
20 |
56.500 |
21.596 |
-0.451 |
-1.246 |
||
|
پیگیری |
20 |
54.600 |
23.039 |
-1.248 |
-0.892 |
||
|
امید |
پیشآزمون |
20 |
30.550 |
16.038 |
-1.252 |
0.652 |
|
|
پسآزمون |
20 |
33.900 |
19.139 |
-1.132 |
-0.009 |
||
|
پیگیری |
20 |
31.700 |
15.755 |
-1.811 |
0.434 |
||
|
کیفیت زندگی |
پیشآزمون |
20 |
39.000 |
17.430 |
-1.408 |
0.743 |
|
|
پسآزمون |
20 |
35.650 |
22.205 |
-1.478 |
0.685 |
||
|
پیگیری |
20 |
38.850 |
23.853 |
-1.880 |
0.469 |
با توجه به اینکه مقدار چولگی و کشیدگی برای همه متغیرها در سه گروه تحت مطالعه مقداری بین 2- تا 2+ است بنابراین میتوان نتیجه گرفت دادهها از توزیع نرمال پیروی میکنند، پس امکان استفاده از آزمونهای پارامتریک برای بررسی فرضیههای پژوهش فراهم است.
رویکرد آموزش چشم انداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تأثیر دارد.
برای بررسی فرضیه تحقیق، از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر[41] استفاده شد. این آزمون به منظور بررسی تفاوت میانگینهای امید و کیفیت زندگی در سه زمان مختلف (پیشآزمون، پسآزمون و مرحله پیگیری) به کار گرفته شد. هدف اصلی این تحلیل، ارزیابی تغییرات درونگروهی و بینگروهی در طول زمان بود.
برای بررسی فرض برابری واریانسها بین گروهها در زمانهای مختلف اندازهگیری (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری)، از آزمون لون[42] استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که سطح معنیداری برای متغیرهای «امید» و «کیفیت زندگی» در هر سه زمان بالاتر از 05/0 است. این امر نشاندهنده برابری واریانسها بین گروهها و تأیید فرض همگنی واریانسهاست. بنابراین، میتوان تحلیل واریانسهای بین گروهی را بدون نگرانی از نقض این فرض ادامه داد.
برای بررسی همگنی کواریانس بین گروهها از آزمون ام باکس[43] استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار آماره ام باکس برای متغیر «امید» 320/1 و برای متغیر «کیفیت زندگی» 126/3 است. با توجه به سطح معنیداری (05/0p>)، فرض برابری واریانس-کواریانسها تأیید میشود و استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر برای مقایسه میانگینها در سه زمان (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری) مناسب است.
برای اطمینان از برقراری فرض کرویت در تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر، از آزمون ماچلی[44] استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار آماره ماچلی برای متغیر «امید» 994/0 و برای متغیر «کیفیت زندگی» 901/0 است. با توجه به سطح معنیداری(05/0p>)، فرض کرویت تأیید میشود و تحلیل واریانس چندگانه بدون نگرانی از نقض این فرض قابل انجام است. با توجه به برقراری پیشفرضها نتایج آزمون اثر بین گروهی برای بررسی تأثیر مداخله در جدول زیر آورده شده است:
جدول4. نتایج آزمون اثر بین گروهی برای بررسی تأثیر مداخله
|
متغیر |
|
مجموع مربعات نوع 3 |
درجه آزادی |
مجموع مربعات |
آماره آزمون |
سطح معنی داری |
اندازه اثر (Eta) |
|
امید |
عرض از مبدا |
157542.533 |
1 |
157542.533 |
554.482 |
p<.001 |
0.936 |
|
گروه |
2100.033 |
1 |
2100.033 |
7.391 |
0.010 |
0.163 |
|
|
خطا |
10796.767 |
38 |
284.125 |
|
|
|
|
|
کیفیت زندگی |
عرض از مبدا |
230037.633 |
1 |
230037.633 |
632.151 |
p<.001 |
0.943 |
|
گروه |
4248.300 |
1 |
4248.300 |
11.674 |
0.002 |
0.235 |
|
|
خطا |
13828.067 |
38 |
363.896 |
|
|
|
در جدول فوق نتایج آزمون اثرات بین گروهی برای بررسی تأثیر مداخله بر متغیرهای امید و کیفیت زندگی ارائه شده است. بر اساس این نتایج، اثر گروه بر امید با اندازه اثر 163/0 معنیدار است. این نشان میدهد که مداخله انجام شده (آموزش چشمانداز زمان) تأثیر معنیداری بر افزایش امید داشته است (F=7.391 , p=0.010). اثر گروه بر کیفیت زندگی نیز با اندازه اثر 235/0 معنیدار است. این نتیجه بیانگر آن است که مداخله تأثیر قابلتوجهی بر بهبود کیفیت زندگی شرکتکنندگان داشته است (F=11.674 , p=0.002).
برای مقایسه دو به دو گروههای مورد مطالعه در طول زمان از آزمون مقایسه تی زوجی استفاده شد. میتوان با توجه به سطح معنیداری حاصل از آزمون تفاوت معنیدار دو به دو بین گروهها را تشخیص داد. نتایج حاصل در جدول زیر آمده است.
جدول 5. مقایسه دو به دو تأثیر مداخله
|
متغیر |
زمان i |
زمان j |
اختلاف میانگینها |
انحراف معیار |
آماره آزمون |
سطح معنی داری |
|
امید |
پیش آزمون |
پس آزمون |
-8.200 |
3.695 |
-2.219 |
0.016 |
|
پیش آزمون |
پیگیری |
-5.925 |
3.519 |
-1.684 |
0.049 |
|
|
پس آزمون |
پیگیری |
2.275 |
3.654 |
0.623 |
0.269 |
|
|
کیفیت زندگی |
پیش آزمون |
پس آزمون |
-7.525 |
4.757 |
-1.582 |
0.061 |
|
پیش آزمون |
پیگیری |
-8.175 |
4.722 |
-1.731 |
0.046 |
|
|
پس آزمون |
پیگیری |
-0.650 |
5.605 |
-0.116 |
0.454 |
با توجه به جدول فوق، سطح معنیداری آزمون برای مقایسه بین نتایج پیشآزمون با پسآزمون و پیگیری کمتر از 05/0 میباشد که نشان دهنده این است که مداخله انجام شده بر روی متغیرهای امید و کیفیت زندگی افراد تأثیر داشته است. به عبارتی رویکرد آموزش چشمانداز زمان صورت گرفته، باعث ایجاد تفاوت معناداری در مقدار امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در زمان پسآزمون و پیگیری شده است اما این تفاوت در نتایج مربوط به پسآزمون و پیگیری مشاهده نمیشود.
بحث و نتیجهگیری
ابتلا به بیماری دیابت نوع ۲ بهطور چشمگیری بر جنبههای اجتماعی زندگی بیماران تأثیر میگذارد و سلامت روانی، کیفیت زندگی و عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. این تعاملات متقابل میتواند چالشهای مدیریت زندگی برای افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ را افزایش دهد و ضرورت راهبردهای مدیریت این بیماری را برجسته کند. دیابت نوع ۲ با افزایش خطر مشکلات شناختی، افسردگی و افت کیفیت زندگی همراه است. از سوی دیگر، عوامل اجتماعی همچون سواد سلامت و وضعیت اجتماعی- اقتصادی در مدیریت بیماری و نتایج آن نقش بسزایی دارند. هرچند مداخلات اجتماعی نتوانستهاند تأثیرات قاطعی در بهبود پیامدهای سلامت یا استفاده از خدمات بهداشتی ایجاد کنند (مککوئین[45] و همکاران، 2024)، اما تحقیقات و مداخلات آینده باید به نیازهای متنوع این بیماران پرداخته و به بهبود رفاه کلی آنان کمک کنند.
مطالعۀ حاضر با هدف تعیین اثربخشى برنامة آموزش چشمانداز زمان بر امید و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. نتایج نشان داد که برنامۀ آموزش چشمانداز زمان در افزایش نمره امید و کیفیت زندگی مؤثر بود. یافتههای این پژوهش با نتایج تحقیق رحیمی و همکاران و همچنین با پژوهش رجبی و موسوینژاد (1398) همسو بود. پژوهشهای همخوان و نزدیک در خارج از کشور توسط جین (2023)، کارل، شوورکین و لیسکیویچ[46] (2022)، هیداکا (2021) و سوورد، سوورد و برونسکیل[47] (2015) انجام گرفتهاند. برای توضیح بیشتر، رحیمی و همکاران (1403، 2024) در دو مطالعه جداگانه نشان دادند که آموزش چشمانداز زمان علاوه بر بهبود کیفیت زندگی، بر عملکرد جنسی، خودکارآمدی هیجانی و تعارضات زناشویی در بیماران دیابتی با اختلال عملکرد جنسی نیز تأثیرگذار است. این یافتهها نشان میدهد که این مداخله میتواند به طور جامع بر ابعاد مختلف زندگی بیماران تأثیر بگذارد. در مطالعهای دیگر که توسط رحیمی، حاجلو و بشرپور (1398) انجام شد، نتایج حاکی از آن بود که ابعاد چشمانداز زمان هم به شکل مستقیم و هم با واسطه امید به زندگی، با بهزیستی روانشناختی در جامعه دانشجویان ارتباط معنادار دارند. رجبی و موسوینژاد (1398) در پژوهش خود دریافتند که چشمانداز زمان پیشبینی کننده کیفیت زندگی در بیماران همودیالیزم بوده است. در مطالعه جین و همکاران (2023) مشخص شد که دیدگاه زمان آیندهگرا با رفتارهای غذایی سالمتر در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ ارتباط دارد. دیدگاه زمانی بهینه با ارتقای کیفیت زندگی مرتبط است و نقشی کلیدی در حفظ امید میان افراد مبتلا به بیماریهای مزمن ایفا میکند (کارل و همکاران، ۲۰۲۲). تقویت بعد آینده چشمانداز زمان میتواند تبعیت از درمان را در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو افزایش دهد (هیداکا و همکاران، 2021). آموزش چشمانداز زمان با کاهش افسردگی و اضطراب و تقویت تمرکز بر نتایج مثبت آینده، میتواند امید را در افراد مبتلا به بیماریهای مزمن افزایش دهد (سوورد و همکاران، 2015). در این زمینه، پژوهشی ناهمسو یافت نشد.
طبق نتایج تحقیقات، اثربخشی درمان چشمانداز زمان در افزایش امید در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ از طریق مکانیسمهای مختلف نشان داده شده است. این درمان نوعی طرز فکر آیندهنگر را تشویق میکند، که برای مدیریت شرایط مزمن مانند دیابت بسیار مهم است. دیدگاه زمانی آیندهنگر با بهبود رفتارهای غذایی مرتبط است که برای کنترل قند خون ضروری است. بیماران با دیدگاه زمانی قوی در آینده، خودکنترلی و قصد بیشتری را نشان میدهند که منجر به انتخابهای سبک زندگی سالمتر میشود (جین و همکاران، ۲۰۲۳). این نوع آموزش به افراد کمک میکند تا دیدگاه و نگرش خود نسبت به گذشته، حال و آینده را بهبود ببخشند. یکی از اصلیترین دلایلی که این آموزش منجر به افزایش امید میشود، تمرکز آن بر آیندهای مثبت است. در این فرآیند، افراد یاد میگیرند که اهدافی مشخص و دستیافتنی برای آینده خود تعیین کنند. این تغییر در نگرش به آینده، بهطور مستقیم با افزایش احساس امید و انگیزه برای بهبود شرایط جسمانی و روانی مرتبط است (زیمباردو و بوید، 1999). علاوه بر این، آموزش چشمانداز زمان به افراد کمک میکند تا از تمرکز بیش از حد بر گذشته منفی و پشیمانیهای مربوط به تصمیمات گذشته فاصله بگیرند. این تغییر نگرش باعث میشود که فرد به جای غرق شدن در احساسات منفی، به زندگی در زمان حال بپردازد و برای بهبود آینده تلاش کند (زیمباردو و بونیول، 2004). از سویی، احساس مالکیت بر دیابت فرد، که توسط دیدگاه آیندهنگر تقویت میشود، با پایبندی مداوم به درمان مرتبط است (هیداکا و همکاران، ۲۰۲۱). این احساس مالکیت بیماران را تشویق میکند تا سلامتی خود را در اولویت قرار دهند و در نتیجه امید و انگیزه کلی آنها را افزایش میدهد. در کنار اینها، مدیریت استرس و نگرانیهای مرتبط با دیابت که یک بیماری مزمن است، یکی دیگر از دستاوردهای این آموزش است. با این روش، افراد یاد میگیرند که نگرانیهای خود درباره وضعیت فعلی یا آینده را کاهش دهند و با دیدگاهی مثبتتر و متعادلتر به زندگی نگاه کنند. یکی دیگر از تأثیرات مثبت این آموزش، تقویت احساس کنترل در افراد است. وقتی افراد درک میکنند که میتوانند بهطور فعال بر آینده خود تأثیر بگذارند، احساس کنترل بیشتری بر زندگی و بیماریشان خواهند داشت. این حس کنترل نه تنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود که امیدوارتر باشند و به مدیریت بیماری خود با انگیزه بیشتری بپردازند (پادیلا[48]، 2010). افزایش امید به آینده و احساس کنترل بر زندگی از دیگر نتایج مثبت این رویکرد آموزشی است که به کاهش اضطراب و استرس در بیماران دیابتی منجر میشود. آموزش چشمانداز زمان به عنوان یک رویکرد درمانی نوآورانه، به بیماران یاد میدهد که داستانهایی که درباره خود و بیماریشان میسازند را تغییر دهند. به جای اینکه خود را فردی شکستخورده و محکوم به شکست بدانند، میتوانند به فردی قوی و توانا تبدیل شوند که بر بیماری خود مسلط است. تمرکز بر بازسازی روایتهای ذهنی بیماران و جایگزینی داستانهای منفی با روایتهای مثبت از گذشته، به بیماران کمک میکند تا تجربههای منفی گذشته را به شیوهای سازنده بازبینی کنند و به حس خودکارآمدی و رضایت از خود دست یابند. بهعلاوه، این رویکرد با تشویق بیماران به تمرکز بر زمان حال و لذت بردن از زندگی روزمره، حس انرژی و شادابی بیشتری را در آنها ایجاد میکند و احساس تسلط بر چالشهای روزمره را تقویت میکند. در مرحله نهایی، با تقویت دیدگاه آیندهمحور و افزایش انگیزه برای دستیابی به اهداف بلندمدت، بیماران میآموزند که چگونه میتوانند با اتخاذ رفتارهای خودمراقبتی، سلامت آینده خود را تأمین کنند. این تمرکز بر آینده به آنها کمک میکند که اهمیت تلاشهای کنونیشان را درک کنند و از لحاظ روانی به انسجام و ثبات بیشتری دست یابند. به طور کلی، آموزش چشمانداز زمان با تأکید بر تعادل بین گذشته مثبت، حال لذتگرا و آیندهای هدفمند، نه تنها به تقویت هویت شخصی بیماران و ایجاد حس معنای زندگی کمک میکند، بلکه مهارتهای مقابله با چالشهای بیماری را نیز در آنها افزایش داده و بهبود سلامت روانی و اجتماعی بیماران را به دنبال دارد. از سوی دیگر، انجام این درمان به صورت گروهی باعث میشود که بیماران از تجربهها و حمایتهای یکدیگر بهره ببرند، که این تعاملات گروهی نیز به افزایش خودمراقبتی و امید در آنان کمک شایانی میکند.
برای تبیین اثربخشی درمان چشمانداز زمان بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو باید گفت که تغییر نگرش بیماران نسبت به گذشته، حال و آینده میتواند به افزایش کیفیت زندگی افراد کمک کند. این رویکرد به بیماران کمک میکند تا تمرکز بیشتری بر آینده داشته باشند و رفتارهای سالمتری در پیش بگیرند، از جمله پایبندی به رژیمهای غذایی، ورزش و مدیریت بهتر قند خون. با تمرکز بر اهداف آینده و پرهیز از نگاه منفی به گذشته یا نگرانی بیش از حد از شرایط حال، افراد کنترل بیشتری بر زندگی خود احساس میکنند و در نتیجه استرس و اضطراب کمتری را تجربه میکنند. این تغییرات ذهنی و رفتاری موجب بهبود بهزیستی روانی و جسمانی بیماران شده و کیفیت زندگی آنان را افزایش میدهد. پژوهشها نشان میدهند که تمرکز بر زمان حال میتواند به کاهش استرس و افزایش خودآگاهی در بیماران مبتلا به دیابت کمک کند. بهویژه، مدیریت استرس از طریق رویکردهای زمانمحور میتواند به بهبود کیفیت زندگی این بیماران منجر شود. مطالعهای که توسط زیمباردو و بوید (1999) انجام شده است، نشان میدهد که تنظیم چشمانداز زمان میتواند به بهبود سلامت روان و افزایش کیفیت زندگی افراد کمک کند. افرادی که چشمانداز مثبتی نسبت به آینده دارند، تمایل بیشتری به انجام رفتارهای سالمتر مانند ورزش و رعایت رژیم غذایی دارند. این تغییر در رفتار میتواند به بهبود شاخصهای فیزیکی و روانی بیماران دیابتی کمک کند. پژوهش اسنایدر و همکاران (2002) نشان میدهد که امید به آینده یکی از عوامل کلیدی در بهبود سلامت روانی و کیفیت زندگی افراد است. احساس مسئولیت شخصی بیشتر در قبال سلامت و توانایی تصمیمگیری درست در مورد رفتارهای روزمره نیز از نتایج مهم این آموزش است. مطالعه لاما و برنلا[49] (2023) نشان داده است که تقویت چشمانداز زمان آینده باعث افزایش مسئولیتپذیری و تصمیمگیریهای سالمتر در افراد میشود. در نهایت، تغییر نگرش به آینده و داشتن اهداف روشن میتواند به ارتقای کیفیت زندگی منجر شود. وقتی افراد به آینده امیدوار باشند و احساس کنند میتوانند به آن دست یابند، احساس رضایت بیشتری از زندگی پیدا میکنند و این عامل نیز به افزایش امید و بهبود کلی کیفیت زندگیشان مرتبط است (زیمباردو و بوید، 1999). در حالی که درمان چشمانداز زمان اثرات مثبتی را نشان می دهد، برخی از بیماران ممکن است با حفظ چشمانداز آینده به دلیل ماهیت مزمن دیابت مشکل داشته باشند، که نیاز به مداخلات متناسب با موانع روانشناختی فردی را برجسته میکند. در یک جمع بندی کلی باید گفت که آموزش چشمانداز زمان به عنوان یک روش اثربخش برای بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ عمل میکند. این رویکرد با تشویق بیماران به بازبینی و بازسازی تجربیات گذشته، جایگزینی روایتهای منفی با داستانهای مثبت و ایجاد حس خودکارآمدی و رضایت از خود، به آنان کمک میکند تا تصویری مثبتتر از خود و زندگیشان به دست آورند. تمرکز بر زمان حال و ایجاد لذت و انرژی در لحظه، به بیماران احساس پویایی و انگیزه میدهد، در حالی که تأکید بر آیندهمحوری، انگیزه خودمراقبتی را در آنان تقویت کرده و آنها را به درک اهمیت اقدامات کنونیشان در حفظ سلامت بلندمدت ترغیب میکند. با ایجاد تعادل میان گذشته مثبت، حال لذتبخش و آینده هدفمند، این روش به بهبود روانی، انسجام روانی و تعاملات اجتماعی بیماران کمک میکند و در نتیجه، کیفیت زندگی آنان را به طور کلی ارتقا میبخشد. پژوهشگران کیفیت زندگی را نه تنها به عنوان یک شاخص روانشناختی، بلکه به عنوان یک معیار اجتماعی نیز در نظر میگیرند، از این رو ارتقای کیفیت زندگی میتواند در کل جامعه تأثیرگذار باشد. همچنین، انجام این درمان در قالب گروهی باعث میشود که بیماران از حمایتهای متقابل بهرهمند شده و انگیزه و امید بیشتری برای مدیریت بهتر بیماری خود پیدا کنند.
یکی از محدودیتهای پژوهش حاضر، استفاده از نمونهگیری هدفمند بود که ممکن است بر تعمیمپذیری نتایج به سایر جوامع یا بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اثر بگذارد. جمعآوری دادهها فقط از طریق پرسشنامه بود. همچنین، مداخله محدود به دورهای خاص و سه ماه پیگیری بوده است و تأثیرات بلندمدت آموزش چشمانداز زمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بهطور کامل ارزیابی نشده است. علاوه بر این، پژوهش تنها به ارزیابی امید و کیفیت زندگی افراد اکتفا کرده و سایر عوامل روانشناختی و اجتماعی که میتوانند تحت تأثیر این مداخله قرار گیرند، بررسی نشدهاند.
برای پژوهشهای آتی پیشنهاد میشود که از روش نمونهگیری تصادفی استفاده شود تا امکان تعمیمپذیری نتایج به جمعیت گستردهتری از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو فراهم شود. برای جمعآوری دادهها از دیگر ابزار سنجش همچون مشاهده و مصاحبه هم استفاده شود. همچنین، بررسی اثربخشی طولانیمدت آموزش چشمانداز زمان با دورههای پیگیری طولانیتر میتواند در درک پایداری تأثیرات این مداخله کمککننده باشد. علاوه بر این، پیشنهاد میشود که متغیرهای روانشناختی و اجتماعی بیشتری، مانند بهزیستی روانشناختی، اضطراب و خودکارآمدی نیز در ارزیابی پیامدها مورد توجه قرار گیرند تا تصویر جامعتری از اثرات این مداخله بر سلامت روانی و اجتماعی بیماران به دست آید. پیشنهاد میشود که سودمندی این روش مداخله در مقایسه با سایر رویکردهای درمانی دیگر مد نظر قرار گیرد. همچنین، با توجه به شیوع فزاینده دیابت و بار اقتصادی قابل توجه آن بر جوامع، ضروری است که تحقیقات بیشتری در زمینه رویکردهای نوین و کاربردی، مانند آموزش چشمانداز زمان، انجام شود. چنین رویکردهایی میتوانند به بیماران کمک کنند تا با تقویت جنبههای روانی و اجتماعی، عوارض بیماری خود را کاهش داده و کیفیت زندگی بهتری را تجربه کنند.
اگرچه رویکرد آموزش چشمانداز زمان پتانسیل بالایی برای ارتقای امید و بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن نشان داده است، اما همچنان در زمینه راهبردهای ویژه برای تقویت این دو متغیر در این شرایط، شکافهای قابل توجهی در ادبیات پژوهشی به چشم میخورد. در حالی که برخی پژوهشها اثربخشی کوتاهمدت این مداخله را تأیید کردهاند، بررسی تأثیرات بلندمدت و پایداری آن در طول زمان نیازمند مطالعات بیشتری است. افزون بر این، ادغام این رویکرد مداخلهای در چارچوبهای بالینی استاندارد میتواند به بیماران بیشتری در این حوزه کمک کند. این ادغام نهتنها به تخصص و راهنماییهای عملی بیشتری برای پزشکان و متخصصان نیاز دارد، بلکه مستلزم تنظیم دستورالعملها و سیاستهای بالینی است که به بهبود مستمر امید در بیماران مزمن و بهبود کیفیت زندگی آنها کمک کند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش: این مقاله برگرفته از پایاننامه دکترای روانشناسی سلامت است. در این پژوهش سایر ملاحظات اخلاقی مانند رضایت کامل افراد نمونه، رعایت اصل رازداری و محرمانه ماندن اطلاعات نیز در نظر گرفته شده است.
هیچ گونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.
تشکر و قدردانی: بدین وسیله از کادر اداری و درمانی کلینیک دیابت و غدد شهر دبی و افراد نمونه که در اجرای این پژوهش به ما کمک کردند، تشکر و قدردانی میشود.
[1] . Zimbardo, & Boyd
[2]. Przepiorka, & Sobol-Kwapinska
[3]. Simon, Zsidó, Birkás, Gács, & Csathó
[4] . Simons, Peeters, Janssens, Lataster, & Jacobs
[5] . Bonniwell
[6] . Akinci, & Duman
[7]. Holman
[8] . Dąbrowska
[9] . Phan, Ngu, & McQueen
[10] .Jin, Wang, Li, Dong, & Ji
[11] Stoltman
[12] Zhao, Jiang, Xu, & Lin
[13] Liu
[14] Seo, & Song
[15] Hidaka
[16] Sofiani, Kamil, & Rayasari
[17] International Diabetes Federation
[18] Oktaviani, Widagdo, & Widjanarko
[19] Janković, & Petrović
[20] Sari, Permatasari, Mariza, Fitria, & Lailiani
[21] Khawagi
[22] Basiri, Seidu, & Rudich
[23] Feng, & Astell-Burt
[24] Blaslov, Naranđa, Kruljac, & Renar
[25] Holt
[26] Snyder
[27] Arslan
[28] Hedman, & Magnusson
[29] Mylod, & Lee
[30] Duncan, Jaini, & Hellman
[31] Yıldırım
[32] Cai
[33] Singh & Tripathi
[34] Veronese, Cavazzoni, & Pepe
[35] Alonso
[36] Acar
[37] Leal
[38] Adult Trait Hope Scale (ATHS)
[39] .Lopez, & Pedrotti
[40] .Burroughs, Desikan, Waterman, Gilin, & McGill
[41] .Repeated Measures ANOVA
[42] .Levene's Test
[43] .Box's M
[44]. Mauchly'
[45] .McQueen
[46]. Carl, Shevorykin, & Liskiewicz
[47]. Sword, Sword, & Brunskill
[48] .Padilha
[49] .Lama & Brenlla