نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The present study aimed to investigate the mediating role of fear of missing out (FoMO) in the relationship between personality traits and social media addiction among young adults.
Method: This study employed a quantitative-descriptive research design with a correlational approach. Data were collected using three instruments: the Bergen Social Media Addiction Scale (Andreassen et al., 2012), the NEO Five-Factor Personality Inventory (Costa & McCrae, 1992), and the Fear of Missing Out Scale (Przybylski et al., 2013). An online questionnaire was administered to a sample of 209 participants (Hair et al., 2010), selected via multistage cluster sampling from 13,000 students at the South Tehran Branch of Islamic Azad University during the 2023–2024 academic year. Data were analyzed using structural equation modeling.
Results: The results indicated that social media addiction could be predicted based on three personality traits—extraversion (p ≤ 0.05), agreeableness (p > 0.01), and conscientiousness (p ≤ 0.05)—as well as fear of missing out (p > 0.01). Moreover, the findings confirmed that fear of missing out plays a mediating role in the relationship between neuroticism (p ≤ 0.05), openness to experience (p ≤ 0.05), and agreeableness (p > 0.01) with social media addiction.
Conclusion: These results suggest that the fear of missing out and the fear of being socially excluded are important factors motivating neurotic, open-to-experience, and agreeable individuals to engage in continuous and excessive use of social media.
کلیدواژهها English
در دهههای اخیر با نوآوریهایی شکلگرفته، اینترنت به یک مفهوم مهم و اساسی در زندگی انسانها تبدیلشده است (اوزکان و کوچ[1]، 2023). اینترنت، با ویژگیهای خاصی مانند در دسترس بودن، فعالیت بیست چهارساعته، تسهیل جستجوی سریع و آسان در موضوعات مختلف، افزایش تعداد کاربران آن در سراسر جهان، روزبهروز در حال گسترش است. از سوی دیگر، استفاده از شبکههای اجتماعی با گسترش گوشیهای هوشمند افزایشیافته و به اعتیاد اینترنتی منجر شده است. آمارها نشاندهنده رشد شدید کاربران اسنپچت و اینستاگرام هستند (روبی[2]، 2023). در ایران نیز 5/78 درصد مردم، بهویژه جوانان و تحصیلکردهها، از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند (مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، 1401). نتایج پژوهشی که توسط پژوهشگران دانشگاه مکگیل کانادا انجامشده است، نشان میدهد کاربران ایرانی در رتبه ششم اعتیاد به استفاده از گوشی موبایل قرار دارند (دنیای اقتصاد،1403). همچنین یافتههای پژوهش موسوی (1401) نشان از اعتیاد شدید به اینترنت در بین نوجوانان و جوانان ایرانی دارد. با توجه به حجم بالای استفاده ایرانیان و بخصوص جوانان از رسانههای اجتماعی بخصوص اینستاگرام ضرورت پژوهش درزمینه اعتیاد به رسانههای اجتماعی را دوچندان میکند.
در پی رشد استفاده از رسانههای اجتماعی در جهان امروز، مسئله اعتیاد به این رسانهها به یکی از چالشهای مهم اجتماعی تبدیلشده است. هرچند که استفاده از این رسانهها میتواند تأثیرات مثبتی مانند افزایش عزتنفس و بهبود روابط اجتماعی داشته باشد (پیوک و جوینسون[3]، 2016؛ فوا، جین و کیم[4]، 2017)، اما پژوهشگران بهطور فزایندهای شروع به بررسی تأثیر منفی استفاده از رسانههای اجتماعی یا سمت تاریک استفاده از رسانههای اجتماعی کردهاند (دیر و همکاران[5]، 2018) که این سمت تاریک شامل مسائل مربوط به خواب، افسردگی، اضطراب و تنهایی آشکار میشود (بیکر، کریگر و لیروی[6]، 2016). به عقیده بوزولا و همکاران[7] (2022) اعتیاد به رسانههای اجتماعی بهطور فزایندهای بهعنوان عاملی مهم در تأثیرگذاری بر سلامت روان شناخته میشود . پژوهشها نشان دادهاند استفاده طولانیمدت از این پلتفرمها با افزایش سطح اضطراب و افسردگی، بهویژه در میان نوجوانان و جوانان، مرتبط است (پرایمک و همکاران[8]، 2017).
در همین زمینه، حجم قابلتوجهی از پژوهشها نقش ویژگیهای شخصیتی را در چگونگی استفاده افراد از شبکههای اجتماعی نشان دادهاند (کیرکابورو و همکاران[9]، ۲۰۲۰؛ مارنگو، پولتی و ستانی[10]، ۲۰۲۰). به عقیده کاستا و مک کری[11] (1992). ویژگیهای شخصیتی به سبکهای هیجانی، رابطهای، تجربی، انگیزشی افراد که در تمام دورههای بزرگسالی ثابت فرض شده است گفته میشود و بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری آنهاست. بیشتر مطالعات انجامگرفته بر مدل پنج عاملی شخصیت تمرکز کردهاند (الشاخسی و همکاران[12]، 2023). این مدل پنج ویژگی اصلی شخصیت را شامل میشود: روان رنجوری[13] (نگران، کمرو، دارای احساس ناامیدی، تحریکپذیر و زودرنج)، برونگرایی[14] (خونگرم، معاشرتی و علاقهمند به میهمانی و جمعهای شلوغ)، گشودگی به تجربه[15]، (باز و گشاده نسبت به تجربیات جدید)، سازگاری[16] (علاقهمند به راضی کردن دیگران) و وظیفهشناسی[17] (کارآمد، باکفایت و دارای تصمیمگیریهای معقول و منطقی).
بررسی ادبیات پژوهش نشان میدهد که همزمان با مطالعات خارجی مانند پژوهش آشیرو و همکاران[18] (2022) و بلکول و همکاران[19] (2017)، پژوهشهای متعددی نیز در ایران درزمینه رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و اعتیاد به اینترنت انجامشده است. بهعنوان نمونه، خانجانی و اکبری (1390) دریافتند که از بین پنج عامل شخصیتی، روان رنجوری رابطه مثبت و معنیداری با اعتیاد به اینترنت دارد، درحالیکه وظیفهشناسی، سازگاری و برونگرایی رابطه منفی با آن دارند و گشودگی به تجربه رابطه معنیداری با اعتیاد به اینترنت ندارد. همچنین، رستمی و همکاران (1395) و معمار، رسولی و تاجیک اسماعیلی (1400) نشان دادند که ویژگیهای شخصیتی دانشآموزان و عملکرد تحصیلی نهچندان موفق آنها میتواند در گرایش به اعتیاد به اینترنت نقش داشته باشد. باوجود حجم پژوهشها در این زمینه، نتایج پژوهشهای داخلی و خارجی نشان میدهد که در تأثیر پنج عامل شخصیتی بر اعتیاد به رسانههای اجتماعی، پژوهشگران به نتایج مشابه نرسیدهاند و یا نتایج آنها در تضاد باهم بوده است.
در راستای مطالعات مربوط به رسانههای اجتماعی، اخیراً «ترس از در حاشیه ماندن[20]» توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. ترس از در حاشیه ماندن بهعنوان نوعی اعتیاد نوظهور تعریفشده است که سبب میشود افراد به دلیل ترس از عقب ماندن از تحولات و عدم اطلاع از رویدادهای رسانههای اجتماعی، زمان بیشتری را در این فضاها سپری کنند (هاموت اوغلو، توپال و گزگین[21]، 2020). ترس از در حاشیه ماندن درجه بالایی از اضطراب است که یک فرد احساس میکند که تجربیات معنیدار، لذتبخش یا مهم که دیگران به دست آورده یا میآورند را ازدستداده است (پرزیبلسکی و همکاران[22]، 2013). باوجوداینکه در سالهای اخیر مطالعات زیادی درباره ترس از حاشیه ماندن انجامشده، اما دانش موجود در رابطه با ترس از در حاشیه ماندن بهطور قابلتوجهی متنوع و پراکنده است (تاندون و همکاران[23]، 2021) و پژوهشگران مختلف خواستار رویکردهای پژوهشی جدید برای پیشبرد درک مفهومی و عملیاتی ترس از در حاشیه ماندن شدهاند (تامچیک و سلماناگیک-لیزد[24]، 2018؛ وانگ و همکاران[25]، 2018).
ترس از در حاشیه ماندن در پژوهشهای مختلف بهعنوان متغیر میانجی بین انگیزش (آلت[26]، 2015)، نیاز به تعلق و محبوبیت (بینز، فریسون و اگرمونت[27]، 2016)، ترس از ارزیابی منفی و مثبت (ولنویچ و همکاران[28]، 2018) و نیز رضایت از زندگی (شا و همکاران[29]، 2019) با استفاده از رسانههای اجتماعی بررسیشده است. بااینحال، نقش میانجی این ترس در ارتباط بین ویژگیهای شخصیتی و استفاده از رسانههای اجتماعی کمتر موردتوجه قرارگرفته و بهویژه بر اساس یافتههای الشاخسی و همکاران (2023) و سیندرمن و همکاران[30] (2021)، احتمال دارد ترس از در حاشیه ماندن در این رابطه نقش میانجی ایفا کند.
از سویی، طبق نظر پرزیبلسکی و همکاران (2013)، رابطه معناداری بین ویژگیهای شخصیتی و ترس از در حاشیه ماندن وجود دارد؛ بااینحال، نتایج پژوهشها حاکی از آن است که تعداد مطالعات انجامشده درباره روابط بین ترس از در حاشیه ماندن و عوامل شخصیتی محدود است (اوزکان و کوچ، 2023). یافتههای استید و بیبی[31] (2017) نشان میدهد که بین وظیفهشناسی با ترس از در حاشیه ماندن رابطه منفی وجود دارد. همچنین، ترس از در حاشیه ماندن با سطوح بالاتر روان رنجوری (الشاخسی و همکاران، ۲۰۲۳) و همچنین با سازگاری بیشتر (هاموت اوغلو و همکاران، 2020) مرتبط بوده است.
مطالعه حاضر احتمالاً یکی از اولین مطالعات تجربی داخلی است که تعامل پیچیده بین ویژگیهای شخصیتی، ترس از در حاشیه ماندن و ماهیت اعتیادآور رسانههای اجتماعی، با تمرکز ویژه بر نقش میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن را مورد بررسی قرار داده است و درواقع، در پی پاسخ به این سؤال است که آیا ترس از در حاشیه ماندن روابط بین ویژگیهای شخصیت و اعتیاد به رسانههای اجتماعی را میانجیگری میکند؟؛ بنابراین، این پژوهش بهطور قابلتوجهی به توسعه ادبیات قبلی در مورد اعتیاد به رسانههای اجتماعی کمک مینماید. همچنین، در این پژوهش رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و ترس از در حاشیه ماندن نیز بررسیشده که با توجه به مرور ادبیات پژوهش، این موضوع کمتر موردتوجه قرارگرفته است. بررسی تجربی نقش میانجی ترس از در حاشیه ماندن خواهد توانست در ارائه بینشهای ارزشمند هم برای دانشگاهها و هم برای کاربردهای عملی، پیرامون اعتیاد به رسانههای اجتماعی کمککننده باشد.
مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی با ماهیت همبستگی و طرح پژوهش کمی بود که بهصورت تک مقطعی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر شامل ۱۳۰۰۰ دانشجویانی بود که در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ دریکی از دانشکدههای مجتمع ولیعصر(عج)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب مشغول به تحصیل بودند و حداقل یک سال از شروع تحصیل آنان گذشته بود. با در نظر گرفتن روش تحلیل دادههای این پژوهش که بر اساس مدل معادلات ساختاری بود و همچنین پیشنهاد هیر و همکاران[32] (2010) و همچنین پژوهشهای دیگر ازجمله چرچیل[33] (1979) و کلین[34] (2011)، در پژوهش حاضر تعداد نمونهها 200 نفر در نظر گرفته شد. نمونههای آماری این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. درنهایت، از طریق مراجعه حضوری محقق، کد QR پرسشنامه در اختیار آزمودنیها قرار گرفت و ۲۰۹ نفر که تمایل به مشارکت در این پژوهش را داشتند نسبت به تکمیل پرسشنامهها اقدام نمودند.
الف) پرسشنامه اعتیاد به رسانههای اجتماعی برگن (BSMAS)[35]: این پرسشنامه 6 مادهای در سال ۲۰۱۲ توسط اندرسون و همکاران[36] تهیهشده است. این آزمون به روش لیکرت در یک طیف ۵ درجهای نمرهگذاری میشود: بهندرت (1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3)، بیشتر اوقات (4)، همیشه (5). نمره کلی این مقیاس بین 6 تا 30 متغیر است. نمره بیشتر، نشاندهنده وابستگی و اعتیاد به رسانههای اجتماعی است. اگر در این آزمودن حداقل به 4 گویه پاسخهای 4 یا 5 داده شود، فرد دارای استفاده مشکلساز از رسانههای اجتماعی است. یافتههای اندرسون و همکاران (2012) نشان داد که ساختار عاملی مقیاس مورداستفاده از برازش مطلوبی برخوردار است (RMSEA = 0.046، CFI = 0.99) و ضریب آلفا 83/0 بود. ضریب پایایی باز آزمایی 3 هفتهای 82/0 بود. لین و همکاران[37] (2017) با انجام پژوهشی بر روی 2767 نفر پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه اعتیاد به رسانههای اجتماعی برگن را تائید کردهاند و به عقیده آنها با توجه به تکبعدی بودن اعتیاد به رسانههای اجتماعی برگن فارسی، میتوان از این ابزار برای ارزیابی چگونگی اعتیاد یک فرد به رسانههای اجتماعی در اینترنت استفاده کرد. نتایج، مطلوبیت ساختار عاملی آن را تأیید میکنند (RMSEA = 0.993، CFI = 0.993). در مطالعه ایرانی لین و همکاران (2017)، روایی سازه با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مورد ارزیابی قرار گرفت که شاخص برازش مدل (CFI) برابر با 993/0 گزارش شد که نشاندهنده برازش بسیار مطلوب مدل است. همچنین، پایایی سازه با استفاده از روش پایایی ترکیبی برابر با 86/0 اعلام گردید که بیانگر قابلیت اطمینان مناسب ابزار اندازهگیری است. در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ برای اعتیاد به رسانههای اجتماعی برابر با 915/0 به دست آمد که بالاتر از 7/0 است. این نتیجه نشاندهنده پایایی بالای ابزار اندازهگیری مورداستفاده در این مطالعه است.
ب) پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو (NEO-FFI)[38]: این مقیاس، یک آزمون شخصیتی شامل ۶۰ سؤال است که پنج زمینه اصلی شخصیت را مورد ارزیابی قرار میدهد. صفات پنجگانه شخصیتی شامل (۱) روان رنجوری، (۲) برونگرایی، (۳) گشودگی به تجربه، (۴) سازگاری و (۵) وظیفهشناسی میباشد. پاسخنامه این پرسشنامه بر اساس مقیاس لیکرت ۵ درجهای (کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم) تنظیمشده است و در نمرهگذاری فرم کوتاه پرسشنامه، به کاملاً مخالفم نمره 4، مخالفم نمره 3، بیتفاوت نمره 2، موافقم نمره 1 و کاملاً موافقم نمره 0 تعلق میگیرد (گروسی فرشی،1380). این پرسشنامه توسط کاستا و مک کری روی 208 نفر از دانشجویان آمریکایی به فاصله سه ماه اجرا گردید که ضرایب اعتبار آن بین 83/0 تا 75/0 بهدستآمده است. در هنجاریابی این آزمون که توسط گروسی فرشی (1380) روی نمونهای با حجم 2000 نفر از بین دانشجویان دانشگاههای تبریز، شیراز و دانشگاههای علوم پزشکی این دو شهر صورت گرفت ضریب همبستگی 5 بعد اصلی را بین 56/0 تا 87/0 گزارش کرده است. ضرایب آلفای کرونباخ در هر یک از عوامل اصلی روان آزرده خویی، برونگرایی، گشودگی به تجربه، سازگاری و وظیفهشناسی به ترتیب 86/0، 73/0، 56/0، 68/0 و 87/0 به دست آمد. جهت بررسی اعتبار محتوایی این آزمون از همبستگی بین دو فرم گزارش شخصی (S) و فرم ارزیابی مشاهدهگر (R)، استفاده شد، که حداکثر همبستگی به میزان 66/0 در عامل برونگرایی و حداقل آن به میزان 45/0 در عامل سازگاری بود (گروسی فرشی، 1380). در پژوهش جمشاد و داوری (1401) مقدار آلفای کرونباخ برای 5 صفت روان آزردگی، برونگرایی، گشودگی، سازگاری و وجدانی بودن به ترتیب برابر 86/0، 71/0، 79/0، 74/0 و 81/0 به دست آمد. در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ برای صفات روان رنجوری (96/0)، برونگرایی (96/0)، گشودگی به تجربه (97/0)، سازگاری (95/0) و وظیفهشناسی (96/0) بالاتر از 7/0 به دست آمد که نشاندهنده پایایی بالای ابزار اندازهگیری است.
ج) پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن (FoMO)[39]: پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن پرزیبلسکی و همکاران (2013) شامل 10 گویه است و بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجهای نمرهگذاری میشود، گزینههای پاسخ به شرح زیر است: صدق نمیکند (1)، خیلی کم صدق میکند (2)، بهطور متوسط صدق میکند (3)، زیاد صدق میکند (4) و خیلی زیاد صدق میکند (5). نمرات کل بین 10 تا 50 متغیر است و نمرات زیاد نشاندهنده ترس از در حاشیه ماندن بالای یک فرد است پرزیبلسکی و همکاران (2013) برای بررسی روایی همگرای پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن، از روش محاسبه ضرایب همبستگی بین نمره کل این پرسشنامه و پرسشنامه ارضای نیاز روانشناختی لاگاردیا و همکاران[40] (2000) استفاده کردند. نتایج این بررسی نشان داد که ضرایب همبستگی برابر با 0.83 است که نشاندهنده روایی خوب این پرسشنامه میباشد. آلفای کرونباخ این مقیاس برابر با 8۴/0 است. اعتبار و روایی این مقیاس اخیراً توسط چاشمی و همکاران[41] (2013) از طریق یک نظرسنجی آنلاین مقطعی بر روی 400 دانشجوی ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بار عاملی بیشتر از ۴۰/۰ بوده و شاخصهای برازش مدل شامل CMIN/DF برابر با ۵۶/۱، RMSEA برابر با ۰۳۸/۰، CFI برابر با ۹۹/۰، GFI برابر با ۹۷/۰ و NFI برابر با ۹۷/۰ به دست آمد. همچنین، پایایی همگنی درونی با آلفای کرونباخ برابر با ۹۱/۰ و پایایی ترکیبی برابر با ۸۴/۰ محاسبه شد. این یافتهها حاکی از آن است که نسخه فارسی 10 سؤالی مقیاس پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن پرزیبلسکی ابزاری معتبر و پایا برای سنجش ترس از در حاشیه ماندن در میان دانشجویان ایرانی است. در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ برای صفت «ترس از در حاشیه ماندن» برابر با 9۴/0 به دست آمد که بالاتر از 7/0 است. این نتایج نشاندهنده پایایی بالای ابزار اندازهگیری مورد استفاده در این مطالعه میباشد.
در این مطالعه، ۶/۷۶ درصد پاسخدهندگان زن و ۴/۲۳ درصد مرد بودند. اکثر پاسخدهندگان زیر 25 سال (147 نفر) و در مقطع کارشناسی (۸/۷۱ درصد) قرار داشتند. از این تعداد، ۶/۷۴ درصد مجرد و ۴/۲۳ درصد متأهل بودند. بیش از 50 درصد پاسخدهندگان روزانه بیش از 3 ساعت از رسانههای اجتماعی استفاده میکردند که 51 نفر بیش از 5 ساعت در روز در این رسانهها فعال بودند.
با توجه به جدول 1 حداقل و حداکثر نمره کسبشده برای پاسخ دهنگان، برای متغیر روان رنجوری 14 تا 57، برونگرایی 14 تا 58 و گشودگی به تجربه 13 تا 59، سازگاری 12 تا 58، وظیفهشناسی 13 تا 60، ترس از در حاشیه ماندن 11 تا 47 و اعتیاد به رسانههای اجتماعی 6 تا 30 بود. مندرجات جدول 1 نشان میدهد که مقدار چولگی و کشیدگی تمامی متغیرها در بازه 2+ و 2- قرار داشته که طبق پیشنهاد جورج و مالری[42] (2010) نرمال بودن دادههای مربوط به متغیرها مورد تائید قرار گرفت.
جدول1. آمار توصیفی متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
حداقل نمره |
حداکثر نمره |
میانگین |
انحراف استاندارد |
چولگی |
کشیدگی |
|
روان رنجوری |
14 |
57 |
37٫469 |
13٫571 |
-0٫526 |
-1٫340 |
|
برونگرایی |
14 |
58 |
35٫967 |
14٫258 |
-0٫277 |
-1٫609 |
|
گشودگی به تجربه |
13 |
59 |
36٫890 |
15٫514 |
-0٫321 |
-1٫666 |
|
سازگاری |
12 |
58 |
33٫306 |
12٫784 |
0٫048 |
-1٫375 |
|
وظیفهشناسی |
13 |
60 |
38٫498 |
14٫019 |
-0٫435 |
-1٫294 |
|
ترس از در حاشیه ماندن |
11 |
47 |
23٫383 |
10٫079 |
0٫946 |
-0٫558 |
|
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
6 |
30 |
14٫316 |
6٫299 |
0٫591 |
-0٫832 |
در راستای سؤال اصلی پژوهش (آیا ترس از در حاشیه ماندن روابط بین ویژگیهای شخصیت و اعتیاد به رسانههای اجتماعی را میانجیگری میکند؟) از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. بدین منظور، ابتدا تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای پژوهش برای بررسی شاخصهای برازش مدل اندازهگیری و سپس روایی و پایایی گویه های پژوهش (جدول 2 و 3) مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت با توجه به نتایج ضرایب مسیر (جدول 4 و 5) فرضیات پژوهش مورد آزمون قرار گرفت.
جدول 2. نتایج روایی و پایایی گویه های پژوهش
|
سازه (متغیر) |
بار عاملی استانداردشده |
پایایی ترکیبی |
ضریب آلفای کرونباخ |
میانگین واریانس استخراجشده |
|
ترس از در حاشیه ماندن |
684/0-847/0 |
0٫940 |
0٫939 |
0٫610 |
|
روان رنجوری |
710/0-899/0 |
0٫964 |
0٫964 |
0٫689 |
|
برونگرایی |
678/0-901/0 |
0٫964 |
0٫964 |
0٫692 |
|
گشودگی به تجربه |
614/0-930/0 |
0٫973 |
0٫972 |
0٫752 |
|
سازگاری |
620/0-851/0 |
0٫952 |
0٫951 |
0٫626 |
|
وظیفهشناسی |
712/0-886/0 |
0٫960 |
0٫960 |
0٫670 |
|
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
759/0-835/0 |
0٫916 |
0٫915 |
0٫645 |
نتایج تحلیل عاملی تأییدی (مدل اندازهگیری) نشان داد که ضریب شاخص ریشه میانگین مجذورات خطای تقریب (RMSEA) برابر با 0٫050، شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) برابر با 0٫908، شاخص برازندگی افزایشی (IFI) برابر با 0٫908، شاخص توکر-لویس (TLI) برابر با 0٫904؛ و کای اسکوئر نسبی (χ2 /df) برابر با 1٫526 به دست آمد. مقادیر قابلپذیرش برای شاخصهای فوق برای CFI، IFI، TLI بالاتر از 0٫9 برای RMSEA کمتر 0٫8 و برای χ2/df مقدار بین 1 تا 3 میباشد؛ بنابراین، تمامی مقادیر در محدوده مطلوب قرار دارند و نشاندهنده برازش مناسب مدل با دادهها هستند. با توجه به نتایج مندرج در جدول 2 بار عاملی گویهها بیش از 0.5 بود و پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ برای همه متغیرها بالاتر از 0.7 بود. همچنین، در تائید روایی همگرا نتایج میانگین واریانس استخراجشده برای همه متغیرها بالاتر از 5/0 بود.
جدول 3. ماتریس میانگین همبستگی و مجذور واریانس استخراجشده
|
سازه (متغیر) |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
|
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫781 |
||||||
|
روان رنجوری |
0٫482 |
0٫830 |
|||||
|
برونگرایی |
0٫376 |
0٫429 |
0٫832 |
||||
|
گشودگی به تجربه |
0٫441 |
0٫508 |
0٫362 |
0٫867 |
|||
|
سازگاری |
0٫596 |
0٫459 |
0٫463 |
0٫378 |
0٫791 |
||
|
وظیفهشناسی |
0٫417 |
0٫547 |
0٫406 |
0٫514 |
0٫503 |
0٫818 |
|
|
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫717 |
0٫428 |
0٫468 |
0٫424 |
0٫662 |
0٫327 |
0٫803 |
مجذور واریانس استخراجشده در قطر اصلی بهصورت پررنگ نشان داده شده است.
در این پژوهش، برای ارزیابی روایی واگرا از مقایسه میانگین مجذور واریانس استخراجشده هر سازه با میانگین همبستگی آن سازه با سایر متغیرها استفاده شده است. بر اساس معیار فرونل و لاکر[43] (1981) مجذور واریانس استخراجشده باید از میانگین همبستگی متغیرها بیشتر باشد. جدول ۳ مقادیر مجذور واریانس استخراجشده هر متغیر را در مقایسه با همبستگی بین آن متغیر با سایر سازهها نشان میدهد. همانطور که مشاهده میشود، مقادیر همبستگی بین سازهها کمتر از مجذور میانگین واریانس استخراجشده هر یک از سازههاست. این امر بیانگر آن است که هیچ دو متغیری با یکدیگر همبستگی کامل ندارند و ترکیب گویهها بهگونهای است که سازهها بهخوبی از یکدیگر تفکیک شدهاند. درنتیجه، ابزار اندازهگیری مورد استفاده در این پژوهش از اعتبار واگرا برخوردار است. پس از اطمینان نسبی از مدلهای اندازهگیری، در این بخش فرایند تحلیل مسیر با متغیرهای پنهان برای بررسی روابط ساختاری بین متغیرها انجام میشود. شکل ۱ مدل ساختاری پژوهش را همراه با ضرایب استاندارد نشان میدهد.
شکل 1. مدل معادلات ساختاری پژوهش
مقادیر شاخصهای برازش مدل ساختاری نشان داد که شاخصهای CFI (0٫908)، TLI (0٫904)، IFI (0٫908) بیشتر از 9/0 و شاخص RMSEA (0٫050) کمتر از 08/0 بهدستآمده است. همچنین، میزان سطح آمـاری آمـاره خـی دو تقسیمبر درجـه آزادی (χ2 /df) (1٫526) و در محدوده قابلقبول (بین ۱ تا ۳) قرار داشت. این نتایج نشان داد که مدل معادلات ساختاری از بـرازش و تناسب کافی برخوردار بوده است.
جدول 4. نتایج مسیرهای مورد بررسی و سطح معنیداری آنها
|
فرضیه |
مسیر علی |
بار عاملی استانداردشده |
خطای معیار |
نسبت بحرانی
|
سطح معناداری |
|||
|
H1a |
روان رنجوری |
← |
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫183 |
0٫072 |
2٫396 |
0٫017 |
|
|
H1b |
روان رنجوری |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫012 |
0٫065 |
0٫175 |
0٫861 |
|
|
H2a |
برونگرایی |
← |
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫037 |
0٫056 |
0٫549 |
0٫583 |
|
|
H2b |
برونگرایی |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫154 |
0٫052 |
2٫591 |
0٫010 |
|
|
H3a |
گشودگی به تجربه |
← |
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫174 |
0٫048 |
2٫454 |
0٫014 |
|
|
H3b |
گشودگی به تجربه |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫112 |
0٫043 |
1٫802 |
0٫072 |
|
|
H4a |
سازگاری |
← |
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫431 |
0٫071 |
5٫407 |
0٫001 |
|
|
H4b |
سازگاری |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫352 |
0٫068 |
4٫757 |
0٫001 |
|
|
H5a |
وظیفهشناسی |
← |
ترس از در حاشیه ماندن |
-0٫005 |
0٫057 |
-0٫059 |
0٫953 |
|
|
H5b |
وظیفهشناسی |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
-0٫170 |
0٫052 |
-2٫544 |
0٫011 |
|
|
H6 |
ترس از در حاشیه ماندن |
← |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫466 |
0٫078 |
6٫200 |
0٫001 |
|
|
متغیرهای وابسته |
واریانس تبیین شده R2 |
|||||||
|
ترس از در حاشیه ماندن |
0٫434 |
|||||||
|
اعتیاد به رسانههای اجتماعی |
0٫636 |
|||||||
با توجه به جدول فوق، برازش مدل معادلات ساختاری در حد مطلوب و قابلقبول قرار داشت. از سوی دیگر، واریانس تبیین شده (R2) برای ترس از در حاشیه ماندن و اعتیاد به رسانههای اجتماعی به ترتیب 0٫434 و 0٫636 بود که هر دو متوسط (داوری و رضازاده، 1392) ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که روان رنجوری با ترس از در حاشیه ماندن (H1a) رابطه مثبت و معنیداری داشت (0٫05p≤) و در مقابل، رابطه روان رنجوری با اعتیاد به رسانههای اجتماعی (H1b) معنیدار نبود (0٫05p≥). همچنین نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین برونگرایی و ترس از در حاشیه ماندن (H2a) معنیدار نبود (0٫05p≥)، درحالیکه رابطه برونگرایی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی (H2b) مثبت و معنیدار بود (0٫05p≤). فرضیه سوم این پژوهش به بررسی رابطه بین گشودگی به تجربه با ترس از در حاشیه ماندن و اعتیاد به رسانههای اجتماعی پرداخت. نتایج نشان داد که گشودگی به تجربه با ترس از در حاشیه ماندن (H3a) رابطه مثبت و معنیدار داشت (0٫05p≤)، اما با اعتیاد به رسانههای اجتماعی (H3b) رابطه معنیداری نداشت (0٫05p≥). از سوی دیگر، نتایج آزمون فرضیههای چهارم (H4a و H4a) نشان داد که سازگاری هم با ترس از در حاشیه ماندن و هم اعتیاد به رسانههای اجتماعی رابطه مثبت و معنیدار داشت (0٫05p≤). نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین وظیفهشناسی و ترس از در حاشیه ماندن (H5a) نیز معنیدار نبود (0٫05p≥)؛ اما وظیفهشناسی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی (H5a) رابطه منفی داشت (0٫05p≤). درنهایت نتایج نشان داد که ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی (H6) رابطه مثبت داشت (0٫05p≤).
بهمنظور پاسخ به سؤال اصلی پژوهش و بررسی روابط میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن در روابط بین ویژگیهای شخصیت و اعتیاد به رسانههای اجتماعی، از روش بوت استرپینگ[44] استفاده گردید. در پژوهش حاضر روش بـوت اسـتراپ بـا تعـداد 2000 نمونهگیری مجدد و فاصـله اطمینـان 95/0 برای حـد پـایین و حـد بالا انجام شد.
جدول 5. نتایج آزمون میانجیگری روابط غیرمستقیم
|
فرضیه |
مسیر غیرمستقیم |
تأثیر غیرمستقیم |
حـد پـایین |
حـد بالا |
سطح معناداری |
|
H7a |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی ← ترس از در حاشیه ماندن ← روان رنجوری |
0٫084 |
0٫001 |
0٫193 |
< 0٫05 |
|
H7b |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی ← ترس از در حاشیه ماندن ← برونگرایی |
0٫015 |
-0٫039 |
0٫086 |
> 0٫05 |
|
H7c |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی ← ترس از در حاشیه ماندن ← گشودگی به تجربه |
0٫057 |
0٫014 |
0٫121 |
< 0٫01 |
|
H7d |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی ← ترس از در حاشیه ماندن ← سازگاری |
0٫186 |
0٫091 |
0٫321 |
< 0٫01 |
|
H7e |
اعتیاد به رسانههای اجتماعی ← ترس از در حاشیه ماندن ← وظیفهشناسی |
-0٫002 |
-0٫068 |
0٫068 |
> 0٫05 |
بررسی نقش میانجی ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین ویژگیهای شخصیت و اعتیاد به رسانههای اجتماعی نشان داد که اعتیاد به رسانههای اجتماعی از طریق ترس از در حاشیه ماندن تحت تأثیر روان رنجوری قرار گرفت (0٫05>p). همچنین، گشودگی به تجربه (0٫01>p) و سازگاری (0٫01>p) بهطور غیرمستقیم از طریق ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی رابطه داشتند. در مقابل، رابطههای غیرمستقیم برونگرایی و وظیفهشناسی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی معنادار نبودند (0٫05<p).
استفاده از اینترنت در سالهای اخیر از اهداف عملی و تجاری به سمت سرگرمی و تعاملات اجتماعی تغییریافته است. رسانههای اجتماعی و فناوریهای دیجیتال بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شدهاند و مردم وقت بیشتری را آنلاین میگذرانند. این تغییرات هم تأثیرات مثبت و هم منفی دارد. شناسایی عوامل اعتیاد به اینترنت و رسانههای اجتماعی به دلیل تأثیرات منفی آن بر زندگی افراد مهم است (آرپاسی و کوساداگ اونور[45]، 2020). در این راستا، پژوهش حاضر رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و اعتیاد به رسانههای اجتماعی در جوانان با میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن را بررسی کرد. این مطالعه بر اساس پژوهشهای پیشین بناشده است که نشان میدهد ترس از در حاشیه ماندن و ویژگیهای شخصیت میتوانند در شناخت و پیشگیری از رفتارهای اعتیادی بهویژه در محیطهای آنلاین مفید باشند. این پژوهش به درک عمیقتری از تأثیرات ترس از در حاشیه ماندن و ویژگیهای شخصیت بر اعتیاد به رسانههای اجتماعی کمک میکند و بهویژه نقش میانجی ترس از در حاشیه ماندن را در این زمینه بررسی میکند. همچنین، این مطالعه دامنه پژوهشهای قبلی را با تمرکز بر اینستاگرام گسترش میدهد.
نتایج پژوهش نشان داد که روان رنجوری با ترس از در حاشیه ماندن رابطه مثبت و معنیدار داشت، اما با اعتیاد به رسانههای اجتماعی رابطه معنیداری وجود نداشت. طبق ادبیات پژوهش روان رنجوری با ترس از در حاشیه ماندن بهطور قوی و مثبت مرتبط است (روزگونجوک و همکاران[46]، 2021). در تبیین این رابطه میتوان گفت که این امر منطقی به نظر میرسد، زیرا ترس از در حاشیه ماندن میتواند ناشی از اضطراب باشد (الهای و همکاران[47]، 2020) و اضطراب همان احساسی است که معمولاً با روان رنجوری مرتبط است؛ بنابراین، افرادی که دارای روان رنجوری بالا هستند، ممکن است بهویژه در برابر اضطراب ناشی از ترس از دست دادن فعالیتهای آنلاین آسیبپذیر باشند. باوجوداینکه روان رنجوری بهعنوان یک عامل خطر برای استفاده مشکلزا از رسانههای اجتماعی شناخته میشود، در این پژوهش رابطه مستقیم و معناداری بین روان رنجوری و اعتیاد به رسانههای اجتماعی یافت نشد. پژوهشها نشان میدهد که افرادی با سطح بالاتر روان رنجوری تمایل دارند زمان بیشتری را در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک سپری کنند. همچنین، یافتهها حاکی از آن است که کاهش میزان روان رنجوری با کاهش استفاده از فیسبوک ارتباط دارد (هیوز و همکاران[48]، 2012(. در تبیین نتایج به دست آمده میتوان گفت که با توجه به اینکه جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان بود، میتوان تصور کرد که دانشجویان بهعنوان گروهی که در حال گذراندن دورهای حساس از زندگی خود هستند، ممکن است بیشتر به دنبال راههایی برای فرار از استرسها و فشارهای اجتماعی باشند. درنتیجه، استفاده از رسانههای اجتماعی برای آنها میتواند یک راهکار موقتی برای مقابله با احساسات منفی باشد، بدون اینکه لزوماً به اعتیاد منجر شود.
نتایج این پژوهش نشان داد که بین برونگرایی و ترس از در حاشیه ماندن رابطه معنیداری وجود نداشت ولی رابطه بین برونگرایی و اعتیاد به رسانههای اجتماعی مثبت و معنیدار بود. نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه برونگرایی با ترس از در حاشیه ماندن معنیدار نیست در این راستا اوزکان و کوچ (2023) نتیجه مشابهی را به دست آوردهاند. از سویی دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه بین برونگرایی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی مثبت و معنیدار است که با نتایج لامپروپولوس و همکاران[49] (2022) و بلک ول و همکاران (2017) در یک راستا میباشد. در تبیین این رابطه میتوان گفت که افرادی که برونگرایی بالایی دارند، معمولاً اجتماعی هستند و به محیطهای تحریککننده جذب میشوند که ممکن است آنها را به جستجوی تجربیات جدید و هیجانانگیز آنلاین ترغیب کند (سویکرت و همکاران[50]، 2002). به همین دلیل افراد برونگرا ممکن است به دلیل تمایل به تعامل اجتماعی، بیشتر از رسانههای اجتماعی استفاده کنند؛ استفاده بیشازحد ممکن است به اعتیاد منجر شود. بااینحال، اعتیاد ممکن است برای برونگراها کمتر نگرانکننده باشد، زیرا آنها همچنین در تعاملات حضوری احساس راحتی میکنند.
نتایج نشان میدهد که بین گشودگی به تجربه و ترس از در حاشیه ماندن رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. این یافتهها با نتایج پژوهشهای روزگونجوک و همکاران (2021) و آشیرو و همکاران (2022) همسو بود و نشان داد که افراد کنجکاو به تجربههای جدید ممکن است نگران از دست دادن فرصتهای اجتماعی باشند و درنتیجه حساسیت بیشتری نسبت به ترس از در حاشیه ماندن نشان دهند. از سوی دیگر، نتایج نشان داد که رابطه بین گشودگی به تجربه و اعتیاد به رسانههای اجتماعی معنیدار نبود. بااینحال، افراد با ویژگی گشودگی به تجربه ممکن است به محیطهای واقعی علاقه نشان دهند و کمتر در معرض خطر اعتیاد به رسانههای اجتماعی قرار گیرند، زیرا تجربیات واقعی را بیشتر ملموس میدانند (کایش و همکاران[51]، 2016).
نتایج نشان داد که بین سازگاری و ترس از در حاشیه ماندن و اعتیاد به رسانههای اجتماعی رابطه مثبت وجود داشت. درواقع، افراد با سازگاری بالا به دلیل توانایی برقراری روابط اجتماعی قویتر، بیشتر احساس تعلق میکنند و نگران از دست دادن تجربیات اجتماعی هستند که بهنوبه خود به ترس از در حاشیه ماندن میانجامد. همچنین، نیاز به تائید اجتماعی در این افراد ممکن است استفاده زیاد از رسانههای اجتماعی را به دنبال داشته باشد و به اعتیاد منجر شود. مطالعه چن و رابرتز[52] (2019) نشان داد که سازگاری با اعتیاد به رسانههای اجتماعی زمانی مثبت است که استفاده زیاد از رسانههای اجتماعی به دلیل سازگاری اجتماعی باشد؛ این به این معناست که ممکن است فردی به دلیل مقبولیت در میان گروههای اجتماعی، در استفاده از رسانههای اجتماعی زیادهروی کند.
در این پژوهش، رابطه بین وظیفهشناسی و ترس از در حاشیه ماندن تائید نشد، اما فرضیه تأثیر وظیفهشناسی بر اعتیاد به رسانههای اجتماعی با رابطه منفی تائید شد. این نشان میدهد که افراد وظیفهشناس کمتر به رسانههای اجتماعی معتاد میشوند. این یافته با اکثر مطالعات قبلی همسو بود. اکثر مطالعات نشان دادهاند که وظیفهشناسی، رابطه منفی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی دارند (سیندرمن و همکاران، 2020؛ تسی[53]، 2018)؛ در تبیین این یافته میتوان گفت که افراد با سطوح بالای وظیفهشناسی معمولاً تمایل دارند رفتارهای خود را بهطور دقیقتر کنترل کنند و در انتخابهای خود دقت بیشتری به خرج دهند. این ویژگیها میتواند به آنها کمک کند تا از استفاده مفرط و اعتیاد به رسانههای اجتماعی جلوگیری کنند. بهعبارتدیگر، افرادی که دارای وظیفهشناسی بالا هستند، به دلیل احساس مسئولیت و تمایل به مدیریت زمان و منابع خود، ممکن است کمتر در معرض خطر اعتیاد به رسانههای اجتماعی قرار گیرند. این نتایج نشان میدهد که پرورش ویژگیهای وظیفهشناسی در افراد میتواند به کاهش اعتیاد به رسانههای اجتماعی کمک کند و آنها را در مدیریت بهتر رفتارهای آنلاین یاری دهد.
نتایج نشان داد که رابطه ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی مثبت و معنیدار بود. نتایج این پژوهش با پژوهشهای بایرامی و همکاران (1398)؛ زارعی (1399)؛ فلاح و همکاران (1398)؛ پریزاد، یارمحمدی و علی نژاد (1401) و سرویدیو و همکاران[54] (2024) در یک راستا بود. به نظر میرسد ترس از در حاشیه ماندن و احساس طرد شدن عامل اصلی انگیزشی است که افراد را به استفاده مداوم و بیشازحد از رسانههای اجتماعی ترغیب میکند. تمایل به همیشه در ارتباط بودن با دیگران به خاطر ترس از دست دادن تجربیات پاداشدهنده میتواند باعث شود افراد بهطور وسواسی رسانههای اجتماعی خود را چک کنند که این مسئله باعث میشود که افراد حتی در فعالیتهایی که نیاز به تمرکز خاصی دارند نیز رسانههای اجتماعی را دنبال کنند.
نتایج بهدستآمده نشان داد که ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین روان رنجوری، گشودگی به تجربه و سازگاری با اعتیاد به رسانههای اجتماعی نقش میانجی داشت. بررسی روابط مستقیم بین ویژگیهای شخصیت با اعتیاد به رسانههای اجتماعی نشان داد که روان رنجوری از طریق ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی ارتباط داشت. در این راستا، بااینکه برونگرایی با اعتیاد به رسانههای اجتماعی رابطه مثبت داشت اما این رابطه از طریق ترس از در حاشیه ماندن معنیدار نبود. همچنین گشودگی به تجربه با اعتیاد به رسانههای اجتماعی معنیدار نبود؛ اما نتایج این پژوهش نشان داد که گشودگی به تجربه از طریق ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی ارتباط داشت. سازگاری هم بهصورت مستقیم و هم از طریق ترس از در حاشیه ماندن با اعتیاد به رسانههای اجتماعی ارتباط داشت. رابطه بین وظیفهشناسی و اعتیاد به رسانههای اجتماعی از طریق ترس از در حاشیه ماندن معنیدار نبود. در تبین این یافتهها میتوان گفت که افراد با ویژگیهای روان رنجوری بالا، گشودگی زیاد به تجربه و سازگاری بالا، به دلیل حساسیت بیشتر نسبت به رویدادهای اجتماعی و نیاز به پذیرش توسط دیگران، بیشتر در معرض ترس از در حاشیه ماندن قرار میگیرند. این ترس باعث میشود تا آنان برای پیگیری مداوم فعالیتها و ارتباطات اجتماعی در فضای مجازی، استفاده افراطیتری از رسانههای اجتماعی داشته باشند و درنتیجه، احتمال ابتلا به اعتیاد به رسانههای اجتماعی در آنان افزایش یابد.
با توجه به موارد ذکرشده، این پژوهش ازنظر کاربردی میتوانند به مؤسسات رواندرمانی کمک کند تا رویکردهای مناسب برای پیشگیری و درمان اعتیاد به رسانههای اجتماعی ارائه دهند. همچنین، دانشگاهها میتوانند برنامههایی برای آگاهیبخشی در مورد استفاده مسئولانه از شبکههای اجتماعی ایجاد کنند. ارائه خدمات دانشجویی و شناخت ویژگیهای شخصیت دانشجویان نیز میتواند در پیشگیری از اعتیاد به رسانههای اجتماعی مؤثر باشد. محدودیتهای این پژوهش شامل چند مورد است. نمونههای مطالعه شده عمدتاً دانشجویان زن هستند که به دلیل تحصیل در رشتههای روانشناسی، نسبت زنان در نظرسنجی بالا است و این موضوع قابلیت تعمیم نتایج را به جمعیت جوان محدود میکند. همچنین، نقش جنسیت و دیگر متغیرهای جمعیت شناختی بررسی نشده است. این مطالعه بهصورت تکمقطعی انجامشده است که ممکن است نتایج در پژوهشهای چندمقطعی متفاوت باشد. پیشنهادها برای پژوهشهای آتی این است که دیدگاه دانشجویان در دانشگاههای دیگر بررسی شود تا مقایسهای جامعتر انجام شود. همچنین، روابط مطالعه شده در این پژوهش میتوانند در بین سایر گروههای اجتماعی مانند جوانان شاغل و نوجوانان مورد بررسی قرار گیرد. پیشنهاد میشود نقش جنسیت، سن و تحصیلات در روابط مطالعه شده این پژوهش بررسی شود و انجام پژوهشهای چندمقطعی پیشنهاد میشود چراکه این نوع پژوهشها میتواند نتایج باقابلیت تعمیم دهی بیشتری را ارائه دهد. استفاده از روشهای کیفی مانند مصاحبه نیز پیشنهاد میشود.
[1] Özcan & Koç
[2] Ruby
[3] Piwek & Joinson
[4] Phua, Jin, & Kim
[5] Dhir et al.
[6] Baker, Krieger, & LeRoy
[7] Bozzola et al.
[8] Primack et al.
[9] Kircaburun et al.
[10] Marengo, Poletti, & Settanni
[11] Costa & McCrae
[12] Alshakhsi et al.
[13] neuroticism
[14] extroversion
[15] openness
[16] agreeableness
[17] conscientiousness
[18] Ashiru et al.
[19] Blackwell et al.
[20] fear of missing out
[21] Hamutoglu, Topal, & Gezgin
[22] Przybylsk et al.
[23] Tandon et al.
[24] Tomczyk & Selmanagic-Lizde
[25] Wang et al.
[26] Alt
[27] Beyens, Frison, & Eggermont
[28] Wolniewicz et al.
[29] Sha et al.
[30] Sindermann et al.
[31] Stead & Bibby
[32] Hair et al.
[33] Churchill
[34] Kline
[35] Bergen Social Media Addiction Scale
[36] Andreassen et al.
[37] Lin et al.
[38] NEO Five-Factor Inventory
[39] Fear of Missing Out scale
[40] La Guardia et al.
[41] Chashmi et al.
[42] George & Mallery
[43] Fornell and Larcker
[44] bootstrapping
[45] Arpaci & Kocadag Unver
[46] Rozgonjuk et al.
[47] Elhai et al.
[48] Hughes et al.
[49] Lampropoulos et al.
[50] Swickert et al.
[51] Kayiş et al.
[52] Chen & Roberts
[53] Tesi