نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجو دکتری، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، تبریز، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، تبریز، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Failure to provide adequate mental health care for nurses can lead to disruptions in performing daily tasks, reduced motivation, and numerous individual and social consequences. This study aimed to compare the effectiveness of emotion regulation training and interpersonal skills training on the psychosocial competence of nurses.
Method: The present study was a double-blinded randomized controlled trial with three groups. The study population consisted of 57 nurses, who were purposefully selected from the private hospitals of Amiralmomenin and Valiasr in Tabriz, Iran, in 2024 and were assigned to three groups in a 1:1:1 ratio. The Felner and Lease Social Competence Questionnaire (1990) was administered to all groups prior to the intervention. One intervention group received eight sessions of emotion regulation training (Gratz & Gunderson, 2006), each lasting 90 minutes, once per week. The other intervention group received interpersonal skills training (Hejazi, Babakhani, & Ahmadi, 2018) over seven sessions of 120 minutes each, twice per week. The same questionnaire was completed by participants following the intervention. Data were analyzed using MANOVA and MANCOVA.
Results: The adjusted mean differences in psychosocial competence components—including behavioral skills (-11.812), cognitive skills (-3.170), emotional skills (-3.451), and motivational skills (-3.793)—were statistically significant between the two intervention groups (p < 0.005).
Conclusion: Given the greater impact of interpersonal skills training compared to emotion regulation training, interpersonal skills training workshops may be utilized as an effective approach to enhance the psychosocial competence of nurses.
کلیدواژهها English
مقدمه
امروزه محققان در حوزه روانشناسی به عوامل موثر بر سلامت روان افراد توجه ویژه دارند و در پی یافتن شیوههای آموزشی و درمانی مناسب جهت افزایش میزان سلامت روان اجتماع، بویژه پرستاران هستند؛ زیراکه یکی از مهمترین عوامل مؤثر در رشد و پرورش پرستاران، وجود سلامت روان در آنهاست. شواهد نشان میدهد که عوامل اجتماعی که با سلامت روان رابطه دارند، با رفتارهای انحرافی مانند الکلیسم، مصرف مواد و ارتکاب جرم نیز رابطه دارند. علاوه بر این، تعاملات پیچیدهای بین این عوامل، رفتارها و سلامت روان وجود دارد. بهعنوان مثال، فقدان استخدام معنیدار با افسردگی و مصرف الکل و مواد مخدر همراه است؛ این امر به نوبه خود میتواند منجر به تصادفات شود که عواقب آن معلولیت فیزیکی و از دست دادن اشتغال است (هرمن، ساکسنا، مودی و واکر[1]، 2005؛ آقاجانی، امیریان، نوری، خادمی و زارعی، 1403). براساس تعاریف ارائه شده پرستار فردی است که در زمینه اصول علمی و مهارتهای حرفهای مراقبت، درمان و آموزش پزشکی بیماران، تحصیل کرده و در آن مهارت داشته باشد. ماهیت این حرفهها با اصطلاح «تماس زیاد» شناخته میشود؛ اصطلاحی که بیانگر مشاغلی است که مستلزم داشتن ارتباطهای چهره به چهره با افرادی است که به کمک نیاز دارند و بهگونهای است که با ترکیبی از نقشها از طریق فعالیتهای فنی، مهارتهای حرفهای، روابط انسانی و احساس همدردی در ارتباط است و مسئولیت زیادی را برای پرستاران ایجاد میکند؛ درواقع، پرستاران بیشترین ارتباط را در محیط بیمارستانی با بیمار دارند و برهمین اساس درگیر مسائل و مشکلات مختلف بیماران هستند. قرار گرفتن در چنین شرایطی سلامت عمومی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد، لذا بایستی پرستاران، حائز شرایط و توانمندیهای خاصی باشند تا بتوانند ضمن حفظ سلامت خویش، از دیگران نیز مراقبت نمایند (ادونتینا و ویدانارکو[2]، 2022؛ گلبابائی، برهانی و جامعی، 1402؛ صفاری نیا و اکبری، 1403).
در این رابطه، نتایج مطالعات حاکی از آن است که برخورداری از مهارت و توانایی بکارگیری آن، عاملی اساسی در توانمندی حرفهای پرستاران میباشد. از نظر متخصصان، زمانی پرستار میتواند توانمند باشد که دارای اختیار و قدرت تصمیمگیری باشد و بتواند با شایستگی، امور مربوط به پرستاری و مراقبت از بیمار را به انجام برساند (ریزانی، هاریاتی و هاندایانی[3]، 2018). این موضوع را روانشناسان با عنوان شایستگیهای روانی-اجتماعی قلمداد مینمایند. شایستگی روانی-اجتماعی به تواناییهای فرد برای ایجاد و حفظ روابط مؤثر و مثبت با دیگران اشاره دارد که شامل مهارتهای خودتنظیمی، مهارتهای شناخت اجتماعی و رفتارهای ارتباطی مثبت میباشد (ملور، دبلیس و مولر [4]، 2022). این مهارتها فرد را قادر میسازد تا با لحاظ کردن هدفها و نیازهای دیگران به هدفهای خود نیز دست یابد. در واقع، شایستگی روانی-اجتماعی مجموعهای از مهارتهای شناختی (شامل خزانه اطلاعات، مهارتهای پردازش، کسب اطلاعات و توانایی تصمیمگیری)، مهارتهای رفتاری (شامل مذاکره، ایفای نقش، ابراز وجود، مهارتهای محاورهای در تعاملات اجتماعی و یادگیری رفتار دوستانه)، مهارتهای هیجانی (شامل برقراری ارتباط موثر با دیگران، ایجاد اعتماد و روابط حمایتی دوطرفه، شناسایی و پاسخدهی مناسب به علائم هیجانی در تعاملات و مدیریت استرس) و مهارتهای انگیزشی (شامل ساختار ارزشمند فرد، سطح رشد اخلاقی، احساس اثربخشی، کنترل و خودکارآمدی) است که افراد برای سازگاری روانی-اجتماعی موفق، به آنها نیاز دارند (ورما[5]، 2022).
براساس آنچه مطرح گردید تقویت شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران با توجه به جایگاه و نقش آنان در مراقبت از بیماران و همچنین لزوم حفظ سلامت جسمانی و روانی آنان، بایستی مورد توجه واقع گردد. بررسی متون نشان میدهد که تنظیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامت روان و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است و نقش مهمی در سازگاری انسان با محرکهای استرسزا دارد (مور، گیلاندرز و استوارت[6]، 2022). هیجان در ارتباط با اختلالات روانی میباشد؛ روانگسیختگی، در برگیرنده تغییرات هیجانی و روان آزردگی به اضطراب وابسته است. همچنین رفتارهای نابهنجار اجتماعی ریشه در مشکلات هیجانی دارد (کرباسیان، نیک بخت و زارعی، 1400). از آنجا که تنظیم هیجان بخش مهمی از زندگی هر فرد را در برمیگیرد آشفتگی در هیجان و تنظیم آن منجر به بروز اختلالات روانی میشود. آموزش تنظیم هیجان[7]، منعکس کننده تفسیر دوباره محرک بوجود آورنده هیجان است که باعث تعدیل در تأثیر هیجانی میشود. درواقع، تنظیم هیجان شکل خاصی از خود نظم بخشی است و به عنوان فرآیندهای بیرونی و درونی دخیل در بازبینی، ارزشیابی و تعدیل ظهور، شدت و طول مدت واکنشهای هیجانی، تعریف شده است (کوهن و اوچسنر[8]، 2018). آموزش تنظیم هیجانات، توانایی مدیریت، اصلاح، بیان احساس و پاسخهای متناسب شخص را فراهم مینماید. همچنین میتواند به کاهش و کنترل هیجانات منفی و نحوه استفاده از هیجانات مثبت کمک نماید (مونوز-ناوارو[9] و همکاران، 2022). نگاهی به مطالعات روانشناختی نیز حاکی از آن است که تنظیم هیجان عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی و کنترل شخصی است (برجعلی و ناصری نیا، 1398؛ مور و همکاران ، 2022). مطالعات متعدد دیگری نیز کارآمدی و اثربخشی آموزش تنظیم هیجان را بر سازههای روان شناختی نشان دادهاند (خوشروش، خسروجاوید و حسین خانزاده، 1394). نتایج پژوهشهای مختلف نشان دادهاند که آموزش تنظیم هیجان میتواند در بهبود افسردگی، اضطراب، کیفیت زندگی و طیف وسیعی از اختلالات روانشناسی موثر باشد (یانگ، لیو، لی و شو[10]، 2020). لذا بهنظر میرسد که آموزش تنظیم هیجان نقش موثری در کاهش آسیبهای روانی پرستاران و ارتقا مهارتهای آنان داشته باشد. جالینوسنیا، جاویدی، برزگر و بقولی (1401) نشان دادند، آموزش تنظیم هیجان باعث ارتقا سلامت روان پرستاران و پزشکان و در نتیجه بهبود عملکرد آنان در محیط کار میشود. نتایج مطالعه ساعدپناه، صالحی و مقدم (2016) نیز نشان داد آموزش تنظیم هیجان باعث کاهش استرس شغلی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه شد.
علاوه بر آموزش تنظیم هیجان، آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی به پرستاران، جزو اصلیترین راههای ارتقاء کیفیت مراقبتها با تغییر رفتار و نگرش آنان نسبت به مفید بودن این مهارتها، ارتقاء رضایت شغلی آنان و همچنین شناسایی نیازها، ایجاد تغییر مثبت در وضعیت بالینی و کسب رضایت بیماران شناخته میشود (باچ و گرانت[11]، 2015). مهارتهای ارتباط بین فردی، در واقع رفتارهایی کمک کننده در جهت بیان عواطف و نیازمندیها و رسیدن به اهداف بین فردی است. به عبارت دیگر مهارتهای ارتباطی مجموعهای از تواناییهای فرد بوده که با استفاده از آن میتوان به رفتاری قابل پذیرش و آگاهی بخش تا رسیدن به سطحی از رابطه عاطفی دست یافت (آرنولد و بوگس[12]، 2019). عدم وجود مهارت مناسب بین فردی با رفتار اجتنابی به دلیل اضطراب، کاهش توانایی حل مسئله و در نتیجه کاهش عملکرد در محیط شغلی همراه است. در جریان آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی، یادگیری جرأتمندی باعث میشود فرد بدون اضطراب به نفع خود عمل کند، از دوریگزینی از افراد و محیط پیرامون جلوگیری کند، روی پای خود بایستد، احساسات خود را بیان کند و با توجه به حقوق دیگران، حق خود را بگیرد (جلالی و نیسی، 1393). همچنین آموزش مهارت ارتباط بین فردی میتواند باعث بهبود الگوهای ارتباطی سازنده و کاهش الگوهای ارتباطی اجتنابی متقابل و در نتیجه حل مسئله بین فردی شود (ویسکوسیلوا و پراسکو[13]، 2012). در این رابطه، مطالعات پوتری، مارجوهان، فیرمن و سوکما[14] (2023)، اسمعیلی، اقدسی و پناه علی (1399) و سامانی و پورنامداری (1399) نیز حاکی از تأثیر برنامه آموزش مهارتهای ارتباطی بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی بودند. نتایج پژوهشی حاکی از تاثیر مثبت آموزش مهارت ارتباطی به پرستاران بر کیفیت خدمات درمانی و مراقبت از بیماران بود (کریمی مونقی، طاهری، بهنام، واقعی و یاوری، 1391).
بنابراین، با توجه به لزوم بررسی وضعیت و همچنین تقویت شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران، در پژوهش حاضر مداخلات مبتنی بر آموزشهای روانشناختی نظیر برنامه آموزشی تنظیم هیجان و مهارتهای بین فردی پرستاران مدنظر قرار گرفت تا از این طریق موثرترین برنامه آموزشی را جهت ارتقای توانمندیهای فردی و اجتماعی پرستاران ارائه نماید. در واقع، نظر به اینکه تنظیم هیجانات با کاهش احساسات منفی و تقویت عملکرد موفق پرستاران در تعاملات اجتماعی و آموزش توسعه مهارتهای ارتباطی بین فردی با ارتقا کیفیت مراقبتهای پرستاری همراه است و باتوجه به اینکه در مروری بر متون مطالعهای که به بررسی مقایسه این دو مداخله بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران یافت نشد، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران طراحی و اجرا شد.
روش
پژوهش حاضر، یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه گروهی دوسوکور است که به لحاظ هدف، یک مطالعه کاربردی، و به لحاظ اجرا، به صورت طرح گسترش یافته از نوع پیشآزمون-پسآزمون اجرا شد. نمونهگیری پس از اخذ کد اخلاق در پژوهش (IR.IAU.TABRIZ.REC.1402.472) از بین کلیه پرستاران شاغل در بیمارستانهای خصوصی امیرالمومنین و ولیعصر تبریز در سال 1402 که به روش تصادفی از بین تمام بیمارستانهای تبریز انتخاب شده بود، انجام گرفت. براساس استعلام صورت گرفته تعداد کل پرستاران بیمارستان امیرالمومنین برابر با 150 نفر و کل پرستاران بیمارستان ولیعصر 200 نفر بود. نمونه پژوهش با توجه به اینکه در تحقیقات آزمایشی و نیمه آزمایشی حداقل نمونه، 15 نفر در نظر گرفته میشود، شامل 57 پرستار (مرد و زن) بود که به طور تصادفی انتخاب شدند؛ بطوریکه لیست تمام پرستاران 60-25 ساله با سابقه حداقل یک سال کار در بالین تهیه شد و در طی مصاحبه با آنها بعد از توضیح اهداف مطالعه و بررسی معیارهای ورود و خروج، از افراد حائز شرایط که تمایل به شرکت در مطالعه داشتند دعوت شد و سپس به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار Random allocation Software (RAS) به سه گروه با نسبت 1:1:1 به شرح ذیل گمارده شد: 19 نفر در گروه دریافت آموزش تنظیم هیجان (گروه آزمایش اول)، 19 نفر در گروه دریافت آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی (گروه آزمایش دوم) و 19 نفر در گروه کنترل. نوع تخصیص روی کاغذ، نوشته شده و در پاکتهای مات پشت سر هم شمارهگذاری شده قرار گرفت (پنهانسازی تخصیص). ملاکهای ورود به این پژوهش شامل: پرستار بودن (با سابقه حداقل یک سال کار در بالین)، تمایل و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش، دامنه سنی 60-25 سال، عدم دریافت درمانهای روانشناختی طی 6 ماه گذشته و معیارهای عدم ورود به مطالعه شامل: مصرف داروهای خاص در حین فرایند مداخله، ابتلا به اختلالات روانپزشکی و یا سایر بیماریهای جسمانی مزمن در حین فرایند مداخله و غیبت در دو جلسه مداخله به طور متوالی یا متناوب بود.
پژوهش حاضر ترکیبی از دو روش کتابخانهای و میدانی است. در مرحله اول با استفاده از مقالات معتبر علمی و مراجع کتابخانهای مبانی تئوری پژوهش جمعآوری شده و در مرحله میدانی به منظور جمعآوری اطلاعات و رسیدن به اهداف پژوهش از پرسشنامه استفاده شد. جهت جمعآوری اطلاعات، یک مصاحبه اولیه صورت گرفت تا پرستاران از نظر ملاکهای ورود و عدم ورود به پژوهش مورد بررسی قرار گیرند. بعد از انتخاب آزمودنیها، پرسشنامهها برای اجرای پیشآزمون در اختیار گروههای مداخله و کنترل قرار گرفت. سپس بعد از ارائه مداخله و آموزش به گروههای آزمایشی، مجدداً پرسشنامهها جهت اجرای پسآزمون در اختیار هر سه گروه قرار گرفت. برنامه آموزش تنظیم هیجان براساس پروتکل گراتز و گاندرسون[15] (2006) تدوین گردید که در 8 جلسه 90 دقیقهای بصورت هفتگی آموزش داده شد و پروتکل آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی که توسط حجازی، باباخانی و احمدی (1397) تدوین و معرفی گردیده است؛ در 7 جلسه 120 دقیقهای و هفتهای دوبار آموزش داده شد. محتوای جلسات مداخله در جدول 1 آورده شده است.
جدول1. محتوای مداخله آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی
|
جلسات |
محتوای جلسات آموزش تنظیم هیجان |
محتوای جلسات آموزش مهارت های ارتباط بین فردی |
|
اول |
اجرای پیشآزمون، برقراری ارتباط و مفهوم سازی و لزوم استفاده از آموزش تنظیم هیجان |
معرفی و آشنایی با اعضای گروه، تشریح اهداف و ضرورت آموزش مهارتهای ارتباطی بین فردی، تعیین وظایف کلی اعضای گروه تا پایان جلسات و آشنایی با مفاهیم و مولفههای مرتبط با مهارتهای ارتباطی و موانع ارتباط موثر و اجرای پیشآزمون |
|
دوم |
آموزش آگاهی از هیجانات مثبت |
آشنایی با مفهوم مهارت گوش دادن فعالانه و ویژگیهای رفتاری آن |
|
سوم |
آموزش آگاهی از هیجانات منفی |
آشنایی با مفهوم زبان غیرکلامی و تفسیر آن در ارتباط غیرکلامی، آشنایی با مفهوم همدلی و اهمیت و نقش آن در روابط بین فردی |
|
چهارم |
آموزش پذیرش هیجانات مثبت |
آشنایی با مفهوم مهارت ابراز وجود و فواید و کارکردهای آن، معرفی شیوههای رفتاری جرأتورزانه و آموزش پاسخ قاطع اما انعطافپذیر |
|
پنجم |
آموزش پذیرش هیجانات منفی |
ادامه آموزش مهارت ابراز وجود، بیان احساسات بهعنوان بخشی از مهارت جرأتورزی و پرورش قدرت نه گفتن و اهمیت آن در روابط بین فردی |
|
ششم |
آموزش ارزیابی مجدد و ابراز هیجانات مثبت |
آشنایی با مهارت بازخورد و شیوههای آن، آشنایی با مهارت حسنجویی و مفهوم قدرشناسی و نقش آن در بهبود روابط بین فردی |
|
هفتم |
آموزش ارزیابی مجدد و ابراز هیجانات منفی |
آشنایی با اهمیت نقش خوشرویی و احترام در روابط بین فردی و ارتباط موثر، مرور جلسات و تشویق به ادامه تمرینها و اجرای پسآزمون |
|
هشتم |
جمع بندی جلسات آموزشی و اجرای پس آزمون |
- |
ابزارهای استفاده شده در این مطالعه شامل فرم مشخصات فردی-اجتماعی و حرفهای مشارکتکنندگان و پرسشنامه شایستگی روانی-اجتماعی بود. جهت سنجش شایستگی روانی-اجتماعی در این مطالعه از پرسشنامه شایستگی روانی-اجتماعی که توسط پرندین (۱۳۸۵) بر اساس مدل چهار بعدی فلنر و لیس[16] (۱۹۹۰) ساخته و هنجار شده است، استفاده گردید. پرسشنامه شایستگی اجتماعی چهار بعد مهارت رفتاری (34 گویه)، مهارت شناختی (3 گویه)، مهارتهای هیجانی (3 گویه) و آمایههای انگیزشی (7 گویه) را در بر میگیرد. در این پرسشنامه 47 گویهای، هر سوال دارای ۷ گزینه شامل: کاملا موافقم، موافقم، تا حدی موافقم، نظری ندارم، تا حدی مخالفم، مخالفم و کاملا مخالفم میباشد و شرکتکنندگان باید گزینهای را انتخاب کنند که بیشتر بیانگر احساسات و نظراتشان باشد. روش نمرهگذاری به شیوه لیکرتی میباشد به این ترتیب که گزینه کاملا مخالفم، نمره 1 و گزینه کاملا موافقم نمره 7 میگیرد. سوالات 3، 6، 8، 9، 11، 12، 15، 16، 21، 25، 26، 28، 32، 36، 37، 38، 43، 44 و 45 به صورت معکوس نمرهگذاری میشود. دامنه نمره هر پاسخگو بین 329-47 میباشد. هرچقدر پاسخگو نمره بالاتری کسب کند از شایستگی روانی-اجتماعی بیشتری برخوردار است. پایایی و روایی این آزمون در ایران، توسط پرندین (1385) مورد بررسی قرار گرفته است. جهت برآورد ضریب پایایی مقیاس، از دو روش آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی بین دو بـار اجرا (بازآزمایی) استفاده شده است. از روش آلفای کرونباخ برای بررسی همسـانی درونـی مقیـاس و خرده مقیاسها استفاده گردیده است. ضریب آلفای به دست آمده از حذف سوالاتی کـه همبسـتگی کمی با نمره کل داشتند برابر با 88/0 میباشد، که نشان دهنـده ضـریب همسـانی درونـی قابـل قبول و مطلوب است. برای استفاده از روش پایایی علاوه بر ضریب آلفـا، از بازآزمـایی هـم اسـتفاده شده است. ضریب همبستگی بین دوبار اجرا در بازآزمایی (89/0) به دست آمده است. در ایران روایی سازه مقیاس از طریق همبستگی کل مقیاس با خرده مقیاسها بررسی شد که در سطح 99 درصد معنادار بود. همچنین تحلیل عاملی بررسی شد و مقدار KMO برابر 83/0 به دست آمد.
روش تجزیه و تحلیل دادهها
در این پژوهش جهت تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید، که در بخش توصیفی شاخصهای مرکزی و پراکندگی ارائه و در بخش استنباطی جهت پاسخ به سوالات و بررسی فرضیههای پژوهش از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) استفاده شد. بهمنظور بررسی پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات، قبل از انجام تحلیل کوواریانس، از آزمون شاپیرو-ویلک، برای بررسی مفروضه خطی بودن از نمودار پراکنش متغیرهای همپراش در مقابل متغیرهای وابستهی آنها، برای بررسی مفروضه همسانی ماتریس واریانس-کوواریانس از آزمون M-باکس و برای بررسی همسانی واریانسها از آزمون لون[17] استفاده گردید. مفروضه همگنی شیبهای خط رگرسیون را میتوان به صورت آماری از طریق بررسی اینکه آیا تعامل معنیداری بین متغیر مستقل (گروه) و متغیر همپراش وجود دارد یا نه، مورد سنجش قرار داد. اگر تعامل (گروه متغیر همپراش) در سطح آلفای 05/0 معنیدار نباشد، این مفروضه برقرار خواهد بود. لازم به ذکر است مقدار p-value در تمام آزمون های آماری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شده و تحلیل ها در نرم افزار SPSS24 انجام شد.
یافتهها
لازم به ذکر است در هرگروه 19 نفر شرکت نموده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
|
متغیرها |
تعداد گویهها |
گروه |
مرحله |
میانگین |
انحراف معیار |
شاپیرو- ویلک |
|
|
آماره |
P |
||||||
|
مهارت رفتاری |
34 |
تنظیم هیجان |
پیش آزمون |
21/155 |
07/14 |
970/0 |
777/0 |
|
پس آزمون |
05/165 |
35/13 |
973/0 |
839/0 |
|||
|
مهارت ارتباط بین فردی |
پیش آزمون |
53/154 |
17/9 |
935/0 |
212/0 |
||
|
پس آزمون |
90/175 |
89/8 |
901/0 |
055/0 |
|||
|
کنترل |
پیش آزمون |
95/152 |
62/14 |
949/0 |
374/0 |
||
|
پس آزمون |
47/152 |
92/14 |
920/0 |
112/0 |
|||
|
مهارت شناختی |
3 |
تنظیم هیجان |
پیش آزمون |
21/15 |
20/3 |
953/0 |
436/0 |
|
پس آزمون |
00/18 |
04/2 |
895/0 |
054/0 |
|||
|
مهارت ارتباط بین فردی |
پیش آزمون |
05/12 |
79/1 |
911/0 |
076/0 |
||
|
پس آزمون |
90/18 |
83/1 |
888/0 |
051/0 |
|||
|
کنترل |
پیش آزمون |
37/14 |
97/2 |
929/0 |
163/0 |
||
|
پس آزمون |
63/14 |
84/1 |
956/0 |
505/0 |
|||
|
مهارت هیجانی |
3 |
تنظیم هیجان |
پیش آزمون |
42/13 |
04/2 |
920/0 |
111/0 |
|
پس آزمون |
57/16 |
06/2 |
964/0 |
645/0 |
|||
|
مهارت ارتباط بین فردی |
پیش آزمون |
32/13 |
83/1 |
942/0 |
285/0 |
||
|
پس آزمون |
42/19 |
87/1 |
892/0 |
053/0 |
|||
|
کنترل |
پیش آزمون |
47/12 |
84/1 |
963/0 |
633/0 |
||
|
پس آزمون |
68/12 |
31/2 |
915/0 |
090/0 |
|||
|
آمایه انگیزشی |
7 |
تنظیم هیجان |
پیش آزمون |
79/35 |
48/5 |
974/0 |
847/0 |
|
پس آزمون |
63/40 |
95/4 |
892/0 |
053/0 |
|||
|
مهارت ارتباط بین فردی |
پیش آزمون |
21/35 |
39/3 |
973/0 |
827/0 |
||
|
پس آزمون |
63/43 |
91/3 |
898/0 |
054/0 |
|||
|
کنترل |
پیش آزمون |
90/34 |
85/6 |
955/0 |
486/0 |
||
|
پس آزمون |
16/34 |
65/6 |
959/0 |
551/0 |
|||
جدول 2 میانگین و انحراف معیار نمرات مولفههای شایستگی روانی-اجتماعی را در گروههای مداخله و کنترل نشان میدهد. چنانچه در جدول 2 مشاهده میشود شرکتکنندگان هر سه گروه در پیش آزمون از نظر مولفههای شایستگی روانی-اجتماعی دارای سطح میانگین مشابهی هستند اما در پس آزمون مولفههای شایستگی روانی-اجتماعی شرکتکنندگان در گروههای آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت ارتباط بین فردی دارای سطح میانگین بالاتری نسبت به شرکتکنندگان گروه کنترل هستند. همچنین، نتایج آزمون شاپیرو-ویلک در جدول 2 حاکی از نرمال بودن توزیع مولفههای ابعاد شایستگی روانی-اجتماعی در مراحل پیش و پس آزمون برای هر سه گروه است (05/0P>).
جدول 3. آزمونهای اثرات بین گروهی برای بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران
|
منبع |
متغیرهای وابسته |
مجموع مجذورات |
درجه آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
P |
2 η |
|
گروه |
مهارت رفتاری-پسآزمون |
069/917 |
1 |
069/917 |
570/112 |
01/0< |
779/0 |
|
مهارت شناختی-پسآزمون |
739/69 |
1 |
739/69 |
833/22 |
01/0< |
416/0 |
|
|
مهارت هیجانی-پسآزمون |
068/73 |
1 |
068/73 |
566/64 |
01/0< |
669/0 |
|
|
آمایه انگیزشی-پسآزمون |
943/305 |
1 |
943/305 |
626/75 |
01/0< |
703/0 |
|
|
خطا |
مهارت رفتاری-پسآزمون |
693/260 |
32 |
147/8 |
|
|
|
|
مهارت شناختی-پسآزمون |
736/97 |
32 |
054/3 |
|
|
|
|
|
مهارت هیجانی-پسآزمون |
213/36 |
32 |
132/1 |
|
|
|
|
|
آمایه انگیزشی-پسآزمون |
454/129 |
32 |
045/4 |
|
|
|
فرضیهی اول تحقیق بیان میکند که «آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفههای آن تأثیر دارد». برای آزمون این فرضیه از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) استفاده شد. لازم به ذکر است مهمترین مفروضههای این روش که شامل نرمال بودن تک متغیری، خطی بودن، همسانی واریانسها، همگنی شیبهای خط رگرسیون، همسانی ماتریس واریانس-کوواریانس میباشد، برای تمامی متغیرها برقرار است.
باتوجه به اینکه تعدادی از تحلیلهای جداگانه را در جدول 3 مشاهده میکنیم، یک سطح آلفای بالاتر را برای کاهش احتمال خطای نوع اول (یعنی یافتن نتایج معنیدار هنگامی که واقعا چنین تفاوتی وجود ندارد) انتخاب میکنیم. رایجترین راه انجام چنین کاری استفاده از تعدیل بن فرونی است. در سادهترین شکل، این روش شامل تقسیم سطح آلفای اصلی موجود (05/0) به تعداد تحلیلهایی است که تمایل به انجام آن دارند (تباچنیک و فیدل[18]، 2007). در این مورد ما چهار متغیر وابسته برای بررسی داریم. بنابراین 05/0 را بر 4 تقسیم خواهیم کرد تا سطح آلفای جدید (0125/0) به دست آید. هنگامی که مقدار P کمتر از 0125/0 باشد؛ نتایج را معنیدار در نظر خواهیم گرفت. باتوجه به نتایج جدول 3 چون مقدار احتمال (P) برای تمامی مولفههای «شایستگی روانی-اجتماعی-پسآزمون» با کنترل این مولفهها در مرحلهی پیشآزمون کمتر از 0125/0 است؛ لذا بین گروههای آموزش تنظیم هیجان و کنترل در مؤلفههای مهارتهای رفتاری (01/0P< و 570/112= Fو 779/02 =η)، مهارتهای شناختی (01/0P< و 833/22= Fو 416/02 =η)، مهارتهای هیجانی (01/0P< و 566/64 = Fو 669/02 =η) و آمایههای انگیزشی (01/0P< و 626/75= Fو 703/02 =η) با کنترل این مولفهها در پیشآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد. در نتیجه، آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی روانی-اجتماعی و زیر مؤلفههای آن (مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی و آمایه انگیزشی) تأثیر دارد.
|
متغیر |
گروه |
میانگین |
خطای معیار |
|
مهارت فردی-پس آزمون |
تنظیم هیجان |
869/163 |
668/0 |
|
کنترل |
657/153 |
668/0 |
|
|
مهارت شناختی-پس آزمون |
تنظیم هیجان |
724/17 |
409/0 |
|
کنترل |
908/14 |
409/0 |
|
|
مهارت هیجانی-پس آزمون |
تنظیم هیجان |
073/16 |
249/0 |
|
کنترل |
190/13 |
249/0 |
|
|
آمایههای انگیزشی-پس آزمون |
تنظیم هیجان |
344/40 |
471/0 |
|
کنترل |
446/34 |
471/0 |
از طرف دیگر، با توجه به جدول 4، چون میانگین اصلاح شدهی مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی و آمایه انگیزشی در گروه مداخله تنظیم هیجان بزرگتر از گروه کنترل است؛ لذا آموزش تنظیم هیجان باعث افزایش شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفههای آن در پرستاران شده است. در نتیجه فرضیهی اول تایید شد.
|
منبع |
متغیرهای وابسته |
مجموع مجذورات |
درجه آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
P |
2 η |
|
گروه |
مهارت رفتاری-پسآزمون |
426/3075 |
1 |
426/3075 |
198/404 |
01/0< |
927/0 |
|
مهارت شناختی-پسآزمون |
707/239 |
1 |
707/239 |
946/178 |
01/0< |
846/0 |
|
|
مهارت هیجانی-پسآزمون |
633/265 |
1 |
633/265 |
995/184 |
01/0< |
853/0 |
|
|
آمایه انگیزشی-پسآزمون |
755/643 |
1 |
755/643 |
038/115 |
01/0< |
782/0 |
|
|
خطا |
مهارت رفتاری-پسآزمون |
479/243 |
32 |
|
|
|
|
|
مهارت شناختی-پسآزمون |
866/42 |
32 |
|
|
|
|
|
|
مهارت هیجانی-پسآزمون |
949/45 |
32 |
|
|
|
|
|
|
آمایه انگیزشی-پسآزمون |
073/179 |
32 |
|
|
|
|
فرضیهی دوم تحقیق بیان میکند که «آموزش مهارتهای بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفههای آن تأثیر دارد». برای آزمون این فرضیه نیز از MANCOVA استفاده شد. نرمال بودن تک متغیری، خطی بودن، همگنی شیبهای خط رگرسیون و همسانی ماتریس واریانس-کوواریانس برای تمامی متغیرها برقرار است.
باتوجه به نتایج جدول 5 چون مقدار احتمال (P) برای تمامی مولفههای «شایستگی روانی-اجتماعی-پسآزمون» با کنترل این مولفهها در مرحلهی پیشآزمون کمتر از 0125/0 است؛ لذا بین گروههای آموزش مهارتهای بین فردی و کنترل در مؤلفههای مهارتهای رفتاری (01/0P< و 198/404= Fو 927/02 =η)، مهارتهای شناختی (01/0P< و 946/178= Fو 848/02 =η)، مهارتهای هیجانی (01/0P< و 995/184= Fو 853/02 =η) و آمایههای انگیزشی (01/0P< و 038/115= Fو 782/02 =η) با کنترل این مولفهها در مرحلهی پیشآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد. در نتیجه، آموزش مهارتهای بین فردی بر شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفه های آن تأثیر دارد.
|
متغیر |
گروه |
میانگین |
خطای معیار |
|
مهارت فردی-پس آزمون |
مهارتهای بین فردی |
004/175 |
700/0 |
|
کنترل |
364/153 |
700/0 |
|
|
مهارت شناختی-پس آزمون |
مهارتهای بین فردی |
764/19 |
294/0 |
|
کنترل |
742/13 |
294/0 |
|
|
مهارت هیجانی-پس آزمون |
مهارتهای بین فردی |
233/19 |
304/0 |
|
کنترل |
873/12 |
304/0 |
|
|
آمایه های انگیزشی-پس آزمون |
مهارتهای بین فردی |
845/43 |
600/0 |
|
کنترل |
944/33 |
600/0 |
از طرف دیگر، با توجه به جدول 6، چون میانگین اصلاح شدهی مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی و آمایه انگیزشی در گروه مداخله مهارتهای بین فردی بزرگتر از گروه کنترل است؛ لذا آموزش مهارتهای بین فردی باعث افزایش شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفههای آن در پرستاران شده است. در نتیجه فرضیهی دوم تایید شد.
|
مولفه |
گروه (I) |
گروه (J) |
اختلاف میانگینهای تعدیلشده (I-J) |
P |
|
مهارت رفتاری |
تنظیم هیجان |
مهارتهای بینفردی |
812/11- |
01/0< |
|
تنظیم هیجان |
کنترل |
360/10 |
01/0< |
|
|
مهارتهای بینفردی |
کنترل |
172/22 |
01/0< |
|
|
مهارت شناختی |
تنظیم هیجان |
مهارتهای بینفردی |
170/3- |
01/0< |
|
تنظیم هیجان |
کنترل |
842/2 |
01/0< |
|
|
مهارتهای بینفردی |
کنترل |
011/6 |
01/0< |
|
|
مهارت هیجانی |
تنظیم هیجان |
مهارتهای بینفردی |
451/3- |
01/0< |
|
تنظیم هیجان |
کنترل |
911/2 |
01/0< |
|
|
مهارتهای بینفردی |
کنترل |
362/6 |
01/0< |
|
|
آمایههای انگیزشی |
تنظیم هیجان |
مهارتهای بینفردی |
793/3- |
01/0< |
|
تنظیم هیجان |
کنترل |
811/5 |
01/0< |
|
|
مهارتهای بینفردی |
کنترل |
604/9 |
01/0< |
فرضیهی سوم تحقیق بیان میکند که «بین تأثیر آموزش تنظیم هیجان با آموزش مهارتهای بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفه های آن تفاوت وجود دارد». برای بررسی معنادار بودن تفاوت اثربخشی این دو روش، آزمون تعقیبی بنفرونی به کار برده شد. برای این منظور، ابتدا مفروضههای این روش مورد بررسی قرار گرفت.
با توجه به نتایج جدول 7 مشاهده میشود که میانگین «مهارتهای رفتاری»، «مهارتهای شناختی»، «مهارتهای هیجانی» و «آمایههای انگیزشی» در گروههای کنترل و آموزش تنظیم هیجان و همچنین در گروههای کنترل و آموزش مهارتهای بینفردی پس از تعدیل اثرات این مولفهها در پیش آزمون بهطور معناداری متفاوت است (01/0 < P). لذا، آموزشهای تنظیم هیجان و مهارتهای بینفردی بر مؤلفههای شایستگی روانی-اجتماعی تأثیر دارد. از طرف دیگر، میزان مولفههای «مهارتهای رفتاری»، «مهارتهای شناختی»، «مهارتهای هیجانی» و «آمایههای انگیزشی» در گروههای آموزش تنظیم هیجان و مهارتهای بینفردی پس از حذف اثرات این مولفهها در پیش آزمون بهطور معناداری متفاوت است (01/0 < P). بنابراین، تأثیر آموزش تنظیم هیجان با آموزش مهارتهای بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی و مؤلفههای آن متفاوت است. درنتیجه، فرضیه سوم تحقیق تأیید شد. شایان ذکر است که، چون اختلاف میانگینهای تعدیلشدهی مولفههای مهارت رفتاری (812/11-)، مهارت شناختی (170/3-)، مهارت هیجانی (451/3-) و آمایه انگیزشی (793/3-) در دو گروه آزمایشی تنظیم هیجان و مهارتهای بینفردی منفی است؛ لذا تاثیر آموزش مهارتهای بینفردی روی شایستگی روانی-اجتماعی و مولفههای آن بیشتر از آموزش تنظیم هیجان میباشد.
بحث
براساس نتایج به دست آمده آموزش تنظیم هیجان بر مولفههای مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی و آمایه انگیزشی تأثیر معناداری داشت و موجب بهبود نمرات ابعاد شایستگی روانی-اجتماعی گردید.
این یافته با نتایج مطالعه اسمعیلی و همکاران (1399) که نشان داده بودند آموزش تنظیم هیجان بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی و زیر مؤلفههای آن تأثیر داشته، همسو بود. در این رابطه، نتایج پژوهش فلاحت، امینی و آزادی (1401) نیز حاکی از آن بود که آموزش تنظیم هیجان موجب بهبود شایستگی اجتماعی آزمودنیها میشود؛ اما در مروری بر متون مطالعهای که بررسی تاثیر آموزش تنظیم هیجان بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران پرداخته باشد، یافت نشد.همچنین نتایج پژوهش بنفر، باردین و کلاس[19] (2018) و التینیلکین[20] (2018) که نیز نشان داده بودند میتوان از طریق آموزش ذهن آگاهی بسیاری از مولفههای اجتماعی را بهبود بخشید، با یافتههای پژوهش حاضر همسو بود.
در این رابطه، کارابی[21] (2024) و لی و یانگ[22] (2019) نیز در مطالعهای گزارش نمودند که آموزش تنظیم شناختی هیجان میتواند با دادن آگاهی هیجانی به افراد، مدیریت و نحوه ابراز مناسب هیجان، شرایط نامساعد هیجانی را به موقعیتی تحت کنترل تبدیل نماید. جالینوس نیا و همکاران (1401) نشان دادند آموزش تنظیم هیجان، جهتگیری کلی مثبت، فرآیندهای شناختی مثبت، کارکرد عاطفی مثبت و در نتیجه سلامت روان پزشکان و پرستاران را افزایش میدهد. در واقع، آموزش تنظیم هیجان به پرستاران یاد میدهد که میتوان هیجانها را تا حد زیادی تحمل کرد و آنها توانایی مقابله با هیجانها و پردازشهای شناختی منفی و ناکارآمد حاصل از تعاملات اجتماعی و محیطی را دارند، پیامد چنین عملی بهبود رفتار جراتمندی، افزایش تعاملات جمعی و برقراری روابط قابل اعتماد و دوطرفه و پاسخدهی مناسب به علائم هیجانی در تعاملات است و موجب ادراک شایستگی اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و اثربخشی و احساس کنترل میشود؛ در نتیجه میتواند بر تمام مولفههای شایستگی روانی-اجتماعی که شامل مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی و آمایه انگیزشی میباشد تاثیر مثبت داشته باشد.
در تبیین این یافته میتوان چنین بیان نمود که اشتغال پرستاران در بخشهای مختلف مراقبتی و بیمارستانی، اضطراب و استرسهای فراوانی را بر آنان تحمیل مینماید (گاینام[23] و همکاران، 2024) و این امر میتواند مهارتهای عمومی آنان را تحلیل نماید و توانایی حل مسئله را در آنها کاهش دهد. براین اساس، آموزش تنظیم هیجان از طریق هماهنگ نمودن عملکردهای ذهنی و روانی، انگیزشی و زیستی موجب میشود وضعیت آنان با شرایط کاری تطبیق یابد و با تجهیز آنان به پاسخهای کارآمد و متناسب با موقعیتها، تعاملات اجتماعی آنان در محیط بهبود یابد. از طرف دیگر، افزایش تنظیم شناختی هیجان موجب کاهش و کنترل هیجانهای منفی به خصوص در شرایط استرسزا نظیر بیمارستان میشود و راهبردهای مثبت مدیریت و کنترل هیجانی را به فرد آموزش میدهد. در مروری بر متون مطالعهای با نتایج غیرهمسو با مطالعه حاضر یافت نشد.
طبق نتایج آموزش مهارتهای بین فردی بر مولفههای مهارت رفتاری، مهارت شناختی، مهارت هیجانی، آمایه انگیزشی تآثیر معناداری داشت و موجب بهبود نمرات ابعاد شایستگی روانی-اجتماعی گردید.
این یافته با نتایج مطالعات تاری برازین، باباپور و اقدسی (1400)، اسمعیلی و همکاران (1399)، سامانی و پورنامداری (1399)، پوتری[24] و همکاران (2023) و مرکان، کوسکون و دمیرچی[25] (2023) که نشان داده بودند آموزش مهارتهای بین فردی موجب بهبود و افزایش نمرات مهارتهای ارتباطی و اجتماعی، حل مسئله بین فردی، جرات ورزی و بهبود فنون ارتباطی افراد میشود، همسو بود. در این رابطه، مطالعه یوکسل و ارزینکانلی[26] (2023) نیز نشان داد که آموزش مهارتهای بین فردی و اجتماعی بر بهبود روابط بین فردی و مهارتهای اجتماعی دانشجویان پرستاری تأثیر معناداری داشت. همچنین صفرزاده (1398) به این نتیجه دست یافت که آموزش ارتباط مؤثر بین فردی بر افزایش نظم بخشی شناختی هیجانی سازگارانه، سرزندگی و سرسختی روانشناختی و کاهش نظم بخشی شناختی هیجانی ناسازگارانه دانشجویان پرستاری تأثیر داشت.
همچنین شاتیلا، آقیای و آلولو[27] (2024) و اسمیت[28] و همکاران (2024) نیز در مطالعهای گزارش دادند که آموزش مهارتهای بین فردی ابعاد مختلف زندگی از جمله شناختی، اجتماعی و کاری را تحت تأثیر قرار میدهد به نحوی که عدم وجود مهارت بین فردی مانع از برقراری تعامل مثبت، مشارکت با دیگران و همکاری میشود. ، آنتونوپولو[29] (2024) نیز گزارش نمود آموزش مهارتهای ارتباطی موجب خودآگاهی و خودانگیزشی بیشتر شده و میتواند از وقوع رفتارهای سازش نایافته بکاهد. لازم به ذکر است؛ در مروری بر متون مطالعهای که بررسی تاثیر آموزش مهارت ارتباط بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران پرداخته باشد، یافت نشد.
در تبیین این یافته میتوان استدلال نمود که در آموزش مهارتهای بین فردی مفاهیمی نظیر همدلی، مهارت ابراز وجود، بیان احساسات، مهارت جرأت ورزی، ارتباط مؤثر، خوشرویی، مسئولیت پذیری و تعاملات بین فردی آموزش داده میشود، بنایراین پرستاران شاغل در بیمارستان با یادگیری چنین مفاهیمی با گسترش روابط سازنده میتوانند اعتماد به نفس خود را در روابط اجتماعی تقویت نمایند و درنتیجه احساس اثربخشی بیشتری داشته باشند. در مروری بر متون مطالعهای با نتایج غیرهمسو با مطالعه حاضر یافت نشد.
همچنین براساس نتایج به دست آمده، بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی و مولفههای آن تفاوت معناداری وجود داشت؛ بطوریکه تاثیر آموزش مهارتهای بینفردی روی شایستگی روانی-اجتماعی و مولفههای آن بیشتر از آموزش تنظیم هیجان بود.
در مروری بر متون مطالعهای که به مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران پرداخته باشد، یافت نشد. در این رابطه برخی مطالعات تنظیم شناختی هیجان و مهارتهای ارتباط بین فردی را از سازههای مرتبط به هم دانستهاند (لطفی و همکاران، 1399)، به نحوی که این مفاهیم را با عنوان تنظیم هیجان بین فردی درونی و بیرونی ذکر نموده اند. براین اساس، تنظیم هیجـان بـین فـردی درونـی بـه فراینـدی اشاره دارد که فرد به منظور تنظیم تجربیات عاطفی و هیجانی خودش آغازگر یک تماس اجتماعی میشود. در مقابل تنظیم هیجان بین فردی بیرونی، فرایندی است که از طریق آن فرد هیجانات فردی دیگر را تنظیم میکند. این فرایندها میتواند وابسته به پاسخ یـا مستقل از پاسخ باشند. این فرایند هنگامی وابسته به پاسخ است که به یک پاسخ خاص از جانب فرد دیگر بستگی داشته باشد و وقتی مستقل از پاسخ است که نیازمند پاسخ خاصی از طرف مقابل نیست. لذا، مدل تنظیم هیجان بین فردی، یک مدل توسعه یافته است که فرایندهای بـین فـردی و یـک بافـت اجتمـاعی وسیع از تجارب و رفتارهای شخصی را در بر میگیرد.
غیرهمسو با پژوهش حاضر، نتایج مطالعه اسمعیلی و همکاران (1399) با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارتهای بین فردی بر میزان شایستگی روانی-اجتماعی دانشجویان نشان داد اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر مولفههای شایستگی روانی-اجتماعی (خودآگاهی، آگاهی اجتماعی، مدیریت خود، تصمیم گیری مسئولانه و مهارتهای ارتباطی) شرکتکنندگان به طور معنیدار بیشتر از آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی بود. تفاوت در پرسشنامه استفاده شده برای بررسی شایستگی روانی-اجتماعی، تعداد نمونه، جامعه آماری و محتوای جلسات مداخله میتواند توجیه کننده این اختلاف باشد. در مطالعه ذکر شده از تعداد نمونه بیشتر و پرسشنامه شایستگی اجتماعی-هیجانی SECQاستفاده شد. همچنین شرکتکنندگان از بین دانشجویان رشتههای مختلف انتخاب شدند و هر یک از مداخلات در 16 جلسه 60 دقیقهای ارائه شد.
در تبیین این یافته میتوان چنین بیان نمود که در طی جلسات آموزشی مهارتهای بین فردی پرستاران با یادگیری روشهای تعامل مثبت و برقـراری ارتبـاط کلامی و غیرکلامی، رفتارهایی کمک کننده در جهت بیان عواطف و نیازمندیها و رسیدن به اهداف بین فردی را رشد میدهند (وست و ترنر[30]، 2022)، و از این طریق شایستگی روانی-اجتماعی خود را گسترش میدهند. آموزش مهارتهای بین فردی، تکنیکی است که از طریق آن پرستاران میآموزند، چگونه آرام باشند و در موقعیتهای مختلف به طور مناسب و خوشایند ارتباط برقرار سازند. در واقع میتوان گفت آموزش این نوع مهارت، بخشی از برنامههای تعدیل رفتار است و به منظور اصلاح رفتارهای ناسازگار به کار گرفته میشود. رشد مهارتهای بین فردی بخشی از جریان اجتماعی شدن فرد نیز در نظر گرفته میشود و میتواند در تقویت شایستگی روانی-اجتماعی شخص مثمرثمر واقع گردد (آنتونوپولو[31]، 2024).
این مطالعه برای اولین بار به مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش مهارت ارتباطی بر شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران پرداخته است. انجام پژوهش در کوتاه مدت، نبود مرحله پیگیری و عدم بررسی افراد مشارکت کننده از نظر داشتن مهارت ارتباط بین فردی و توانایی تنظیم هیجان، قبل از شروع مداخله (که تلاش شد با تخصیص تصادفی افراد به گروهها مطالعه تا حدودی گروهها از این نظر همگن شوند) از محدودیتهای پژوهش حاضر بود. پژوهش حاضر بر روی پرستاران شهر تبریز انجام گرفته و بایستی در تعمیم نتایج به سایر مشاغل و جوامع دقت لازم صورت پذیرد؛ لذا پیشنهاد میشود مطالعهای مشابه بر روی کارکنان سایر مشاغل و جوامع سایر مناطق جغرافیایی انجام گیرد.
نتیجهگیری
یافتههای بدست آمده نشان داد آموزش تنظیم هیجان و مهارتهای ارتباط بین فردی بر بهبود شایستگی روانی-اجتماعی پرستاران و مولفههای آن موثر هستند. بطوری که تاثیر آموزش مهارتهای ارتباط بین فردی روی شایستگی روانی-اجتماعی بیشتر از آموزش تنظیم هیجان میباشد. لذا، میتوان با تشکیل کارگاههای آموزشی مهارتهای بین فردی در جهت بهبود شایستگی روانی-اجتماعی، سلامت عمومی، سلامت شغلی و ارتقا بهرهوری شغلی پرستاران استفاده نمود.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از تمامی شرکتکنندگان در این پژوهش صیمیمانه تشکر و قدردانی میشود.
ملاحظات اخلاقی
در جریان اجرای این پژوهش و تهیه مقاله کلیه قوانین کشوری و اصول اخلاق حرفهای مرتبط با پژوهش رعایت شده است.
تعارض منافع
مقاله حاضر فاقد هرگونه تعارض منافع بوده است و این مقاله در هیچ نشریهای اعم از داخلی یا خارجی چاپ نشده است.
[1] . Herrman, Saxena, Moodie & Walker
[2] . Adventina & Widanarko
[3] . Rizany, Hariyati & Handayani
[4] . Mellor, De Bellis & Muller
[5] . Verma
[6] . Moore, Gillanders & Stuart
[7] . Emotion regulation training
[8] . Cohen & Ochsner
[9]. Munoz-Navarro
[10] . Yang, Liu, Li & Shu
[11] . Bach & Grant
[12] . Arnold & Boggs
[13] . Vyskocilova & prasko
[14] . Putri, Marjohan, Firman & Sukma
[15] . Gratz & Gunderson
[16] . Felner & Lease
[17] . Levene Test
[18] . Tabachnick & Fidell
[19] . Benfer, Bardeen & Clauss
[20] . Altinyelken
[21] . Karabey
[22] . Lee & Jang
[23] . Gmayinaam
[24] . Putri
[25] . Mercan, Coskun & Demirci
[26] . Yüksel & Erzincanlı
[27] . Shatila, Agyei & Aloulou
[28] . Smith
[29] . Antonopoulou
[30] . West & Turner
[31] . Antonopoulou