نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه پیام نور،ساری، ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: This study investigates the prediction of drug abuse tendency among students based on academic alienation, family functioning, and academic procrastination, mediated by emotional intelligence.
Method: A descriptive-correlational design was used, targeting 500 male secondary students in Bijar city (2021–2022). A sample of 217 was selected via convenience sampling (Morgan-Krejcie, 1970). Data were collected using questionnaires on drug abuse tendency (Johnson, 1989), academic alienation (Dillon & Gruet, 1976), family functioning (Epstein et al., 1983), academic procrastination (Solomon & Rothblum, 2013), and emotional intelligence (Bradbury & Greaves, 2004), analyzed via path analysis in SPSS (Version 24) and AMOS.
Results: Academic alienation, family functioning, and academic procrastination significantly predicted drug abuse tendency through emotional intelligence (p < 0.05), explaining 63.5%, 52.0%, and 73.1% of the variance, respectively.
Conclusion: These factors highlight the role of academic and familial influences in drug abuse tendency, informing targeted educational interventions.
کلیدواژهها English
مقدمه
سوءمصرف مواد مخدر یکی از معضلات جهانی است که هر جامعه با توجه به ویژگی های خاص افراد خود، به نحوی از آن رنج می برد (لی،لی، گونگ، ژانگ و ژو[1]، 2021). میتوان گفت در قرن حاضر، اختلال سوء مصرف مواد به عنوان یکی از مشکلات بهداشتی و روانی است که از لحاظ ابعاد مختلفی همچون جسمی، عاطفی و اجتماعی برای جامعه و همچنین خانواده ها مشکلات جدی را رقم زده است (خان، ایمانی، شکری و علیزاده، 1401). پنجمین مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویژگی مهم اختلال سوء مصرف مواد را وجود یکی از علایم شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی میداند که افراد با وجود مشکلات قابل توجه مرتبط با سوء مصرف، هنوز به مصرف آن ادامه میدهند (بلیوس، دوآن و بست[2]، 2019). فرد معتاد به مرور و در اثر مصرف مستمر، کنترل و تسلط رفتاری خود را به طور کامل از دست می دهد و فقط وجود مواد اعتیادآور در سیستم عصبی مغز می تواند تعادل جسمی و روانی او را حفظ کند (می، خایرودین، مودا[3]، 2020). در حال حاضر در ایران آمار دقیق و موثقی از این که چند درصد از افراد ترک کرده و بهبود یافته، مجددا به مواد مخدر بازگشت دارند، وجود ندارد (نعمتی و خالدیان، 1401). گرایش به مصرف مواد مخدر یکی از مهمترین اختلالات اجتماعی روانی است که فرد را از لحاظ جسمانی و روانی دچار اختلال می کند و پیامدهای متعدد و نامطلوبی را در موقعیتهای نامناسب و مشکلات متعدد اجتماعی شغلی و قانونی را ایجاد می کند (شیخ نژاد و سیدفاطمی 1398).
یکی از بحران های که عده ای از نوجوانان در طی تحصیل دچار آن می شوند خودبیگانگی تحصیلی است. این بحران خود را به صورت رفتارهایی مخرب از قبیل عضویت در گروههای خلافکار، اعتیاد به مواد، خشونت، خراب کاری یا غیبت از مدرسه و مدرسه گریزی و یا سایر رفتارهای منحرف نشان می دهد (موریناج، هادجار و هاسچ[4]، 2020). به علت اینکه نوجوانان بخش اعظم زندگی خود را در مدرسه می گذرانند، این سازمان نقش مهمی در آماده سازی آنان برای زندگی اجتماعی و شغلی دارد. با این وجود، دانش آموزان زیادی قبل از اینکه به طور کامل برای زندگی اجتماعی و شغلی آماده شوند، از مدرسه فراری شده و ترک تحصیل می کنند (رهدار و باقرپور، 1402). علاوه بر آن، دانش آموزان از خودبیگانه عموماً تبدیل به بزرگسالانی می شوند که دچار از خودبیگانگی اجتماعی بوده و از لحاظ سیاسی و اقتصادی نیز فاقد توانایی هستند (فلاحی ، میکائیلی، عطادخت ، احمدی ، 1398). از خودبیگانگی مفهوم جدیدی نیست و متخصصان تعلیم و تربیت، مدیران و کارکنان مدارس از وجود دانش آموزان ازخودبیگانه در مدرسه و کلاس درس خودآگاهی دارند. این دانش آموزان رفتارهای متفاوتی را از خود نشان میدهند. بعضی از این دانش آموزان به سمت دوستان ناباب رفته و گرایش به سوی مواد مخدر پیدا می کنند. این نوجوانان از نظامی بیگانه می شوند که هدف اصلی آن آموزش و تربیت آنان است (عینی ، ترابی ، عبادی ، کرمانی ، 1399). هنگامی که خانواده نتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد، این وظیفه خواه ناخواه بر عهده دیگر افراد یا گروه ها مانند گروه همسالان واگذار می شود. وضعیت نابسامان در خانواده های گسسته و بیمارگون یکی از مهم ترین عوامل ایجاد و گسترش اعتیاد در نوجوانان است (کیالها، 1401). عملکـرد خـانواده بـه چگـونگی روابـط اعضـای خـانواده، تعامـل و حفـظ روابـط، چگـونگی تصـمیم گیری ها و حـل مشـکلات اعضـای خـانواده مربـوط مـی شـود بــه عبــارت دیگــر، عملکــرد خــانواده جنبــه مهــم محــیط خانوادگی است که سـلامت جسـمانی، اجتمـاعی و هیجـانی نوجوانان را تحـت تـأثیر قـرار می دهد (تیان، یو، لین، لو[5] و همکاران، 2019). در واقع آنچه در درون خانواده اتفاق مـی افتـد و چگـونگی عملکـرد آن مـی توانـد عامل کلیدی در ایجادانعطاف پذیری و کاهش خطرات فعلی و آینده مرتبط با رویـدادهای ناگوار و شرایط نامناسب باشد (صفی زاده، دارباز، شهسواری ، 1401). محـیط هـای برانگیزنـده و پـرورش دهنـده فرزندان را قـادر می سازد تا یاد بگیرند و پیشرفت کنند. بر عکس، محیط های خانوادگی ناکارآمد می توانـد برای بسیاری از جنبه های رشد کودکان و انتقال مثبت آنان به بزرگسالی بسیار مضـر باشـد (پرزفوئنتس مولرو جالارو، باراگان مارتین و گازکاس لینارس[6] ، 2019). استفاده از مواد بـا شکسـت در ایفـای نقش والدینی، تعارضهای والد_فرزندی و تعارضهای درون خـانوادگی، نگـرش پذیرنـده والدین نسبت به مصرف مواد توسط نوجـوان و اسـتفاده از الکـل و سـیگار در خانـه توسـط والدین مرتبط میباشد (والتون، هورتون،ریفاس شیمن،فیلد[7] و همکاران، 2018).شواهد پژوهشی نشان داد که از دیگر مواردی که می تواند ، گرایش به سوءمصرف مواد را پیشبینی میکند اهمالکاری تحصیلی دانشآموزان است (احمدی، طولابی و ایلانلو، 1399). اهمالکاری را به تعویق انداختن و سهلانگاری در انجام وظایف و مسئولیتها، علیرغم اجتنابپذیر بودن و توانایی فرد جهت انجام آن و آگاهی از پیامدهای ناخوشایند و طفره رفتن از انجام مسئولیت تعریف میکنند (فرنای، کوپار و فیشر[8]، 2018). تحقیقات نشان دادهاند بیش از 50 درصد تحصیلکنندگان در مدارس و دانشگاهها در کارهای تحصیلی خود دارای ویژگی اهمالکاری و به تأخیر انداختن بوده (هاشمی زاده نهی، جاجرمی و مهدیان، 1399). این استراتژی به افراد کمک میکند از هیجانهای منفی دور شوند و وظایفی را که انجامشان باعث ایجاد هیجان منفی میشود، به تعویق اندازند، تا از این طریق احساس بد و منفی ایجادشده از آن کار را تجربه نکنند (دایا، هیرن[9]، 2018). اهمالکاریها در حیطه تحصیلی و یادگیری افراد میتواند بزرگترین ضرر را به زندگی علمی افراد وارد نماید و به رغم هوش و توان یادگیری بالا منجر به از دست رفتن فرصتها شود (گریو، چاماندی، کلجاجیک[10]، 2018). در این راستا تراس و کوکسن[11] (2020) تصریح نمودند که بین میزان اعتیاد اینترنتی و اهمالکاری تحصیلی دانشآموزان رابطه معناداری وجود دارد که باعث بالا رفتن اهمالکاری جوانان میگردد.
هوش هیجانی نیز نقش مهمی در پیشگیری از مصرف مواد ایفا میکند و افرادی با نمره بالا در هوش هیجانی با وجود داشتن آمادگی برای مصرف مواد و اعتیاد، به دلیل آگاهی از هیجانات خود، خود مدیریتی و مدیریت روابط و موقعیتهای پرخطر، در عمل کمتر به مواد مصرف سوق پیدا میکنند (جبرائیلی و حبیبی ، 1395). هوشهیجانی از تواناییهای شناختی و هیجانی به هم پیوسته است که به فرد کمک میکند تا با درک، ارزیابی و بیان دقیق هیجانها از احساسی که افکار را تسهیل می نمایند، آگاهی یابد و با برقراری توازن میان افکار و هیجانهای خود، تصمیمگیریهای عاقلانه و رفتاری مسئولانه داشته باشد به عقیده براون (2016) هوشهیجانی شامل مجموعهای از تواناییها، قابلیتها و مهارتهایی است که فرد را برای سازش یافتگی مناسب با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز میکند (به نقل از منوریان، امیری، ذاکری، 1394). به بیان سادهتر، هوشهیجانی باعث میشود تا افراد در مواجهه با وقایع مثبت یا منفی زندگی به موضعگیری یا سازش با آن وقایع بپردازند. انسان با برخورداری از هوشهیجانی به زندگی خود نظم و ثبات میبخشد، به طوری که هوشهیجانی بالا باعث میشود شخص وقایع منفی کمتری در زندگی تجربه کند.
در راستای اهداف پژوهش نتایج مطالعات عینی،ترابی،عبادی،کرمانی (1399) نشان داد که خودبیگانگی تحصیلی گرایش به سوءمصرف موادمخدر در دانشآموزان را پیشبینی میکند. خودبیگانگی تحصیلی موجب فراهم آوردن پیامدهای منفی از جمله استعمال مواد مخدر، قرص های روان گردان میشود (اسکابرک و کوپر[12]، 2022). مطالعات فراری، جانسون و مک کان[13] (2019) بیانگر ارتباط بین اهمالکاری تحصیلی و اعتیادپذیری است. پیرزاده، نظری، زهراکار (1395) در مطالعات خود دریافتند که عملکرد خانواده پیشبینی کننده گرایش به مواد مخدر در دانش آموزان است. سوءمصرف مواد به عنوان یک رفتار اجتماعی آموخته شده تلقی می شود که نتیجه تعامل عوامل فردی، خانوادگی اجتماعی است و نوجوانان دارای مهارتهای اجتماعی و فردی ضعیف؛ نه تنها در برابر عوامل مشوق مصرف مواد آسیب پذیر هستند، بلکه تمایل دارند از مصرف مواد به عنوان جایگزینی برای راهبردهای مقابله ای سازش یافته استفاده کنند (ولدبیگی، نیک بخت، لشکری، 1396).
با توجه به مطالعات انجام شده بالا، یکی از مدلهایی که در سالهای اخیر درتبیین و پیشگیری از سوءمصرف مواد بسیار سودمند بوده است، مدل عوامل خطرساز و حفاظت کننده است طبق این مدل، بر اساس انواع متنوعی از عوامل خطرساز و حفاظت کننده در سطوح مختلف خانواده، اجتماع، مدرسه، گروه همسالان و فرد، میتوان رفتار مصرف مواد را در نوجوانان پیشبینی کرد. عوامل خطرساز شامل موقعیتها، ویژگیها، متغیرها و رویدادهایی هستند که احتمال سوءمصرف مواد را افزایش میدهند و در مقابل عوامل حفاظت کننده، عواملی هستند که اثر عوامل خطرساز را خنثی کرده، درنتیجه احتمال وقوع مشکل را کاهش میدهند (محمدخانی و رضایی جمالویی، 1395) . لذا این تحقیق به دنبال پیشبینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری هوش هیجانی در دانشآموزان بود.
روش
روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند. که با توجه به جدول گرجسی_مورگان، 2017 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ملاکهای ورود، تمایل و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش، کسب نمره بالاتر از خط برش در پرسشنامه گرایش به مواد مخدر، تحصیل در مقطع دوم متوسطه شهرستان بیجار بود و ملاکهای خروج، وجود پرسشنامه های مخدوش بود که با توجه به توضیحات هیچ پرسشنامه ای مخدوش نبوده است.. دراین پژوهش اصول اخلاقی شامل حفظ حریم خصوصی افراد و رازداری رعایت شده است . داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد .داده های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه گرایش به سوء مصرف مواد: این پرسشنامه دارای 16 سوال است و هدف کلی آن بررسی میزان تمایل به اعتیاد از سه بعد اجتماعی، فردی و محیطی در افراد مختلف میباشد می باشد. این پرسشنامه توسط فرجاد (1385) با استفاد از برخی منابع علمی طراحی گردید است. ابعاد پرسشنامه شامل سه بعد محیطی (خانوادگی و فامیلی)، فردی و اجتمباعی است. دامنه امتیاز این پرسشنامه بین 16 تا 80 خواهد بود. هر چه امتیاز حاصل شده از این پرسشنامه بیشتر باشد، نشان دهنده میزان بیشتر تمایل به اعتیاد در افراد خواهد بود و بالعکس.در پژوهش میرحسامی (1388) جهت روایی صوری پرسشنامه و صحت و سقم سوالات، پرسشنامه در بین تعدادی از دانشجویان توزیع شد و پس از اطمینان از روایی پرسشنامه، آلفای کرونباخ برابر با 79/0 به دست آمد.
ب) پرسشنامه از خودبیگانگی تحصیلی: این پرسشنامه توسط جانسون[14](2005) ساخته شده است. این پرسشنامه از 4 سؤال تشکیل شده است و سؤالات بر اساس طیف لیکرت پنج درجه ای از کاملاً غلط 1 تا کاملاً درست 5 تنظیم شده اند. . دامنه امتیاز این پرسشنامه بین 4 تا 20 خواهد بود. هر چه امتیاز حاصل شده از این پرسشنامه بیشتر باشد، نشان دهنده میزان بیشتر از خودبیگانگی تحصیلی در افراد خواهد بود و بالعکس. ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس در پژوهش جانسون ( 2005) 77/0 بدست آمد. در این مطالعه نیز ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس 87/0 بدست آمد که نشانگر پایایی مناسب ابزار می باشد.
ج) پرسشنامه عملکرد خانواده: پرسشنامه عملکرد خانواده پرسشنامه ای 60 سوالی است که برای سنجش عملکرد خانواده توسط بیشاب، اپشتین و بالدوین[15] درسال ۱۹۸0 بر اساس الگوی مک مستر تدوین شده است. این آزمون دارای شش خرده مقیاس حل مسأله، ارتباط، نقش، پاسخگویی عاطفی، آمیختگی عاطفی، کنترل رفتار و یک نمره به عنوان کارکردکلی می باشد. تمام هفت مقیاس درونی آن همسانی درونی قابل توجهی دارند (آلفای کرونباخ 72/0 تا92/0) اعتبار و بازآزمایی آن در عرض یک هفته رضایت بخش بود (66/0 تا 76/0). در پژوهش زاده محمدی و ملک خسروی(1385) آلفای کرونباخ بعد کارکرد کلی 82/0 بوده است. و همچنین بین تمام خرده مقیاسها و عملکرد کلی خانواده همسبتگی 47/0 تا 97/0 به دست آمد. آزمودنی برای هرماده یکی از گزینه های کاملاً موافقم، موافقم، مخالفم و کاملاً مخالفم را انتخاب میکند (کاملا موافقم: ۱ موافقم: ۲ مخالفم: ۳ کاملاً مخالفم: ۴). هریک از اعضای خانواده که بیش از ۱۲ سال سن داشته باشدمی تواند این پرسشنامه را پرکند. نمره بالاتر نشانگر کارکرد ناسالم تر است. دامنه امتیاز این پرسشنامه بین 60 تا 240 خواهد بود.
د) پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی: این مقیاس توسط سولومون و راث بلوم[16] برای بررسی اهمال کاری تحصیلی در سه حوزه آماده کردن تکالیف، آمادگی برای امتحان و تهیه گزارش نیمسالی، ساخته شده و شامل 21 گویه است (توکائو ، واشیکا، دولگووا[17]، 2013). در مقابل هر گویه، طیف چهار گزینهای از به ندرت «نمره 1» تا تقریباً همیشه «نمره 4» قرار دارد. در پژوهشی پایایی مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و برای احراز روایی از روش تحلیل عاملی، استفاده شد که مقدار شاخص KMO برابر با 88/0 و همچنین، مقدار عددی شاخصX2 در آزمون کرویت بارتلت برابر با 2158/384 به دست آمد که در سطح 001/0 معنادار بود که نشانگر کفایت نمونه و متغیرهای انتخاب شده برای انجام تحلیل عاملی میباشد. نتایج این تحلیل عاملی به روش مؤلفههای اصلی، بیانگر وجود یک عامل کلی در پرسشنامه اهمالکاری بود. همبستگی گویهها با نمره کل پرسشنامه را مطلوب و معنادار و ضریب پایایی آن را از طریق آلفای کرونباخ برابر با 0/91 گزارش شده است (جوکار و دلاورپور، 1386). نقطه برش برای تشخیص اهمالکاری در پژوهشهای انجام یافته مشخص نشده و بیشتر مطالعات کسب نمره بالا در مقیاس اهمالکاری را ملاک اهمالکار بودن در نظر گرفتهاند (محمد امینی، محمودی، چیانه و گلپور، 1395).
ه) پرسشنامه هوش هیجانی: پرسشنامه هوش هیجانی توسط برادبری و گریوز[18] (۲۰۰۴) ساخته شده است و توسط گنجی (۱۳۸۴) ترجمه و اعتباریابی شده است. این پرسشنامه و آزمون شامل ۲۸ ماده است که بر اساس مقیاس ۶ درجه ای لیکرت نمره گذاری می شود و چهار مولفه خود آگاهی، خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه را می سنجد و یک نمره کلی هوش هیجانی نیز به دست می دهد. جمع نمراتی که آزمودنی در کل پرسشنامه کسب میکند، نمرة کل آزمون را تشکیل میدهد. حداقل نمرات آزمودنی 28 و حداکثر نمرات 168 می باشد. برای تعیین روایی، این آزمون به همراه آزمون هوش هیجانی بار- ان در یک گروه ۹۷ نفری اجرا شد که ضریب همبستگی در سطح ۹۹/۰ معنی دار بود (گنجی، ۱۳۸۴). در بررسی گنجی (۱۳۸۴) ضرایب پایایی مولفه های هوش هیجانی به ترتیب برابر با ۷۳/۰، ۷۸/۰، ۷۶/ ۰ و ۷۶/ ۰ بود. به علاوه آزمون در گروه ۲۸۴ نفری دیگر (۱۱۵ پسر، ۱۳۹ دختر) فقط یکبار اجرا شد و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ ۸۸/۰ بود. در پژوهش حاضر نیز پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۸۸/۰ بدست آمد که نشان دهنده پایایی بالای آزمون می باشد(برادبری و گریوز ترجمه مهدی گنجی،1384).
یافتهها
یافته های جمعیت شناختی نشان داد که میانگین سن شرکت کنندگان در پژوهش 2/17 بود. ضریب همبستگی میان متغیرهای پژوهش در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1. ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش
|
سوء مصرف مواد مخدر |
متغیرها |
اهمال کاری تحصیلی |
از خودبیگانگی تحصیلی |
هوش هیجانی
|
عملکرد خانواده |
|
ضریب همبستگی
|
311/0
|
385/0
|
395/0-
|
505/0- |
|
|
معنی داری |
001/0
|
001/0 |
001/0 |
001/0 |
|
|
تعداد |
217
|
217
|
217 |
217
|
نتایج جدول 1 نشان داد که بین سوء مصرف مواد با از خودبیگانگی تحصیلی، اهمالکاری تحصیلی همبستگی مثبت و معنادار و با عملکرد خانواده، و هوش هیجانی همبستگی منفی و معنادار دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه سلسله مراتبی در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه سلسله مراتبی متغیرهای پژوهش
|
مرحله |
متغیر |
بتاBeta)) |
t |
R |
R2 |
F |
df |
p |
|
مرحله اول |
اهمال کاری تحصیلی، عملکرد خانواده، از خود بیگانگی تحصیلی |
460/0- 220/0- 379/0- |
351/7- 79/4- 59/6- |
549/0
|
301/0 |
97/31
|
3 |
001/0 001/0 001/0 |
|
مرحله دوم |
اهمال کاری تحصیلی، عملکرد خانواده، از خود بیگانگی تحصیلی، هوش هیجانی |
292/0- 41/0- 190/0- 489/0- |
03/5 36/7 32/2 52/6 |
553/0 556/0 |
303/0 302/0 |
79/55 65/40 |
3 4 |
001/0 005/0 001/0 001/0 |
نتایج جدول 2 بیانگر آن است که اهمال کاری تحصیلی، عملکرد خانواده و از خود بیگانگی تحصیلی هم به صورت مستقیم و هم با واسطه هوش هیجانی میتوانند سوء مصرف مواد را در دانش آموزان پیش بینی نمایند (05/0>P).
جدول 3. مقایسه شاخص های برازش سه مدل
|
مدل |
X2/df |
GFI |
CFI |
RMSCA |
AIC |
MECVI |
|
مدل کامل |
503/6 |
839/0 |
840/0 |
127/0 |
823/708 |
078/2 |
|
مدل میانجی |
443/3 |
898/0 |
932/0 |
84/0 |
208/406 |
197/1 |
|
مدل غیرمستقیم |
858/3 |
881/0 |
917/0 |
091/0 |
274/452 |
330/1 |
پس از تایید نقش سوء مصرف مواد برای بررسی برازندگی مدل مذکور و تعیین شاخص های نیکویی برازش مدل , از نرم افزار Amos استفاده شده ی زیر بر این اساس مقدار شاخص هایGFI,AGFI, RFI, RMSEA , به ترتیب برابر با 99/0، 98/0، 90/0 و 091/0 به دست آمد که نشان از برازندگی بسیار مطلوب مدل و تطابق آن با داده های تجربی داشت. نتایج مراحل مربوط به بررسی مسیرهای موجود در مدل به منظور آزمون نقش واسطه ای هوش هیجانی در رابط میان اهمال کاری تحصیلی، عملکرد خانواده و از خود بیگانگی در جدول 4 ارائه شده است.
جدول 4. ضرایب مسیر ساختاری اثرات میانجی
|
اثر میانجی |
B |
B ضریب مسیر |
انحراف معیار |
C/R مقدار بحرانی |
مسیر |
|
خودبیگانگی آموزشی-هوش هیجانی |
359/0 |
635/0 |
032/0 |
214/2 |
C2 |
|
سوء مصرف مواد - هوش هیجانی |
167/0 |
366/0 |
099/0 |
679/1 |
B1 |
|
عملکرد خانواده -هوش هیجانی |
196/0 |
520/0 |
77/0 |
566/2 |
C4 |
|
اهمال کاری تحصیلی- هوش هیجانی |
288/0 |
731/0 |
050/0 |
727/5 |
D |
نتایج جدول 4، ضرایب ساختاری نشان میدهد که در مدل میانجی متغیر از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمالکاری تحصیلی 731/0 از گرایش به مصرف مواد را تبیین میکند.
بحث و نتیجهگیری
تغییرات جسمی و روانی که در دوران نوجوانی از زندگی نوجوانان اتفاق می اُفتد، موجب آسیب پذیری بیشتر نوجوان، می شود. لذا به نظر می رسد نوجوانی خطرناکترین بخش زندگی برای شروع مصرف مواد مخدر میباشد. مصرف مواد در این دوران علاوه بر دوره جوانی، میتواند بر بقیه ی دوران عمر فرد نیز مؤثر باشد (ولی زاده اردلان، یزدان پناه ، ساروتیاری، مردانی و پارکالیان[19]،2019). یکی از چالش های مرتبط با سوء مصرف مواد در دوران نوجوانی، عملکرد تحصیلی و به تبع شناخت و بهبود بخشیدن به فرایندهای تدریس و یادگیری است که از اهداف اساسی روانشناسی تربیتی می باشد به همین علت میتوان دریافت که چرا تعیین عوامل تاثیر گذار در روند تحصیل همواره یکی از دغدغه های دست اندرکاران تعلیم و تربیت است و در همین راستاست که پژوهش دراین باره، هنوز هم در جریان است و محورهای مهمی را در برمیگیرد؛ اما تحقق یافتن هدفهای پرورشی، نیازمند آن است که نوجوانان بتوانند در محیط هایی مناسب ،پاک و امن، و دور از هرگونه سوء مصرف مواد ، رشد و تحصیل کنند. بااین حال، رفتارهای گرایش به سوء مصرف مواد همچنان یکی از مشکلات مهم و اساسی جوامع است که این رفتارها میتوانند بر بسیاری از عوامل تربیتی از جمله ازخودبیگانه شدن تحصیلی و تعلل ورزی در دانش آموزان تأثیرگذار باشند که توجه به کاهش این رفتارها میتواند نقش مهمی در جنبه های تربیتی دانش آموزان ایفاء کند. خانواده یک سیستم پویاست که متشکل از روابط وابسته، درون بافت اقتصادی- فرهنگی و اجتماعی است و از قدیمی ترین و مهمترین نهادهایی است که انسان برای تنظیم و یکپارچه سازی رفتارهای خود بنا نهاده است. بررسی ها نشان داده اند که خانواده در رشد و پیشرفت فرزندان عاملی اثرگذار است و اگر فرزندان بخواهند پتانسیل خود را به حداکثر برسانند نیاز به حمایت والدین خود دارند. مطالعاتی که در این زمینه توسط پژوهشگران انجام شده حاکی از آن بوده است که خانواده عاملی حیاتی در سازگاری نوجوانان با شرایط پیش روی آنها است، چرا که اولین نهادی است که فرد قدم در آن می گذارد و تاثیرات آن بر آینده شخص ازعوامل تعیین کننده هستند. بر اساسنتایج بررسی حاضر، بین از خود بیگانگی تحصیلی با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش
آموزان پسر دوره متوسطه دوم رابطه وجود دارد. این نتایج با نتایج عینی،ترابی،عبادی وکرمانی(1399) همسو می باشد.. مطالعات نشان داده اند برخی از دانش آموزان در طول سال های مدرسه (از دوره ابتدایی تا متوسطه)، نگرش منفی نسبت به مدرسه پیدا می کنند که این روند، بیگانگی ازتحصیلی می باشد ( هاشر ، هادجار[20]،2018). دانش آموزی که دچار ازخودبیگانگی تحصیلی است تصور می کند زندگی او از سوی دیگران طرح ریزی و کنترل می شود؛ در نتیجه مأیوس می شود و قادر نیست بر عواملی که بر او اثر می گذارند، کنترل داشته باشد با این حال آنچه درباره ازخودبیگانگی تحصیلی نگرانی ایجاد می کند، ارتباط آن با طیف وسیعی ازتجربیات منفی (گرایش به سمت اعتیاد) و مسائل مربوط به مدرسه مانند مشارکت حداقلی دانش آموزان، سلامت روانی پایین، رفتارهای مختل کننده و کاهش پیشرفت تحصیلی است.
در این مطالعه نتایج همچنین نشان داده است بین عملکرد خانواده با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم رابطه وجود دارد که نتایج همسو با نتایج بدست آمده از مطالعات شیخ الاسلامی ، قمری کیوی، فیاضی (1399)، محمدخانی و جمالویی(1394) می باشد. به نظر می رسد افزایش روزافزون اعتیاد بهعنوان یکی از مهمترین مشکلات جامعه امروزی را میتوان در روابط فرد با خانواده جستجو کرد. هرگاه الگوهای رفتاری خانواده برای رسیدن به اهداف سودمند باشد عملکرد خانواده کارآمد و در غیر این صورت ناکارآمد است. در مطالعه ی همخوان دیگر با نتیجه تحقیق حاضر که در پاکستان انجام شد به این نتیجه رسیدند که عدم حمایت خانواده می تواند نقش موثری در گرایش جوانان به سمتوسوی مواد مخدر و بزهکاری در آنان داشته باشد ( اولاح ,شکیر، احمد و شکیر[21] ,2021). روابط خانوادگی مطلوب در بین اعضای خانواده اثر مثیتی بر افزایش هوش هیجانی افراد دارد و هوش هیجانی مثبت دارای نقش حیاتی و تعیین کننده در سلامت روانی اجتماعی دارد و عدم وجود هوش هیجانی در نوجوانان به معنای آماده بودن زمینه برای وقوع انواع مشکلات، مسائل و اختلالات رفتاری از جمله گرایش به سوء مصرف مواد در آن ها خواهد بود. (ملک محمدی, نوری و ابن الشریه ,1390).
این مطالعه همچنین نشان داده است بین اهمالکاری تحصیلی با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم رابطه وجود دارد. که این نتیجه با نتایج حمیدی، مهدیه نجفآبادی، نمازیان نجف آبادی(1394)، حسن آباد, حبیبی عسگرآباد , خوش کنش (1396) همسو می باشد. جوهره آسیب روانی گرایش به سوء مصرف مواد مرتبط با اهمال کاری تحصیلی در واقع به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبک گرفتن و سهل انگاری در کار است. بنابراین، اهمال هم در امور فردی و هم جمعی معنا و مفهوم پیدا می کند. اهمال کاری تحصیلی یکی از معضلاتی است که امروزه دانش آموزان و دانشجویان با آن روبرو هستند. اهمالکاری تحصیلی بیشتر در بین محصلان وجود دارد که باعث میشود که فرد از انجام تکالیف درسی یا خواندن درس های لازم، سر باز می زند و آنها را به تأخیرمی اندازد. بنا بر مطالعات لی، لی، گونگ، ِژانگ[22](2020) این نوع اهمال کاری تأثیرات بسیار بدی بر تحصیل دانشجو یا دانش آموز دارد و می تواند نوجونان را به سمت مواد مخدر سوق دهد.
از دیگر نتایج این پژوهش نشان داده است بین گرایش به سوءمصرف مواد بر اساس خود بیگانگی آموزشی با میانجیگری هوش هیجانی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم رابطه غیر مستقیم وجود دارد. این بررسی نشان داده است از سویی وجود متغیر هوش هیجانی به عنوان یک میانجی می تواند رابطه ی بین از خود بیگانگی تحصیلی با افزایش سوء مصرف مواد را به صورت غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهد. این بدان معنا ست که دارا بودن هوش هیجانی کم و زیاد می تواند در گرایش دانش آموزان و نوجوانان به سمت مصرف مواد یا عدم مصرف موثر باشد. این نتایج با نتایج بهدستآمده از مطالعات خسروی کبیر، موسوی ، آقا یوسفی (1398)، بهرامی نژاد ، بیرانوند ، زارع ، ارنواز(1396)، چرنیس، روچ، بارباراش[23] (2016) همسو می باشد. هوش هیجانی با شناخت فرد از خود و دیگران، ارتباط با دیگران، سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواسته های اجتماعی ضروری است ارتباط دارد و یک توانمندی تاکتیکی در عملکرد فردی محسوب می شود. هوش هیجانی پیش بینی موفقیت را ممکن می سازد، زیرا نشان می دهد که چگونه فرد بلافاصله دانش خود را در موقعیت های مختلف به کار می گیرد. به عبارت دیگر هوش هیجانی به تفاوت های افراد در ادراک، پردازش، تنظیم و به کارگیری اطلاعات هیجانی اشاره دارد .هوش هیجانی از دو حالت شناخت و هیجان تشکیل شده است. بنابراین افراد با هوش هیجانی بالاتر علاوه بر اینکه برای مقابله با تجربیات منفی زندگی سازگارتر هستند، در فهم درست و همدلی با هیجانات دیگران مهارت بیشتری دارند، از شبکه حمایت اجتماعی گسترده تری برخوردارند و دارای سلامت روان بالاتری می باشند و در نتیجه کمتر در معرض سوء مصرف مواد قرار میگیرند. باید در نظر داشت عادتهای سوءمصرف مواد به متغیرهای روانشناختی از جمله ویژگیهای شخصیتی و سطح هوشی فرد نیزبستگی دارد. پژوهش ها نشان داده اند افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را مهار کنند به احتمال زیاد به نظر می رسد مصرف کننده دائمی مواد شوند. مروری بر پژوهشهای انجام شده درزمینه سطح هوش هیجانی افراد وابسته به مواد نیز نشان داده است که عملکرد شناختی و سطح هوش اغلب این افراد پایین تر از حد میانگین طبیعی است (اکبری زرادخانه, رستمی، زارعان، 2008). لذا با توجه به بررسی های پژوهشگران بنظر می رسد که سطح هوش هیجانی پایین تر در نوجوانان نقش موثری درازخودبیگانگی تحصیلی در نوجوانان دارد و سبب گرایش بیشتر دانش آموزان پسر نسبت به مواد مخدر می شود.
نتایج این پژوهش همچنین نشان داد که وجود متغیر هوش هیجانی به عنوان یک میانجی می تواند رابطه ی بین عملکرد خانواده را در افزایش سوء مصرف مواد در دانش آموزان به صورت غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهد. این بدان معنا است که میزان هوش هیجانی در عملکرد خانواده و در گرایش دانش آموزان و نوجوانان به سمت سوء مصرف مواد موثر باشد. این نتایج با تحقیقات صورت گرفته توسط ریتانتی، پرماتاساری و نوردیاتامی[24] (2023)، ژانگ و تن[25] (2021 )، همسو است. در تبیین گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس عملکرد خانواده و هوش هیجانی نوجوانان با توجه به ارائه نظریه های محققین معلوم شده است که روابط خانوادگی مطلوب در بین اعضای خانواده اثر مثیتی بر افزایش هوش هیجانی افراد دارد و هوش هیجانی مثبت دارای نقش حیاتی و تعیین کننده در سلامت روانی اجتماعی دارد و میزان پایین هوش هیجانی در نوجوانان به معنای آماده بودن زمینه برای وقوع انواع مشکلات، مسائل و اختلالات رفتاری از جمله گرایش به سوء مصرف مواد در آن ها خواهد بود (البرزی, صبری و بهرامی،1392، همتی علمدارلو ، محمداسماعیل بیگی و انجم شعاع ،1397)
نتایج این بررسی همچنین نشان داده است که وجود متغیر هوش هیجانی به عنوان یک میانجی می تواند رابطه ی بین اهمال کاری تحصیلی را در افزایش سوء مصرف مواد در دانش آموزان به صورت غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهد. این بدان معنا است که میزان هوش هیجانی می تواند در اهمال کاری و در گرایش دانش آموزان و نوجوانان به سمت مصرف مواد موثر باشد. نتایج تحقیق با نتایج بدست آمده از بررسی های احمدی ،طولابی و ایلانلو(1399)، یعقوبی ، محققی ، امیری ، اسفندیاری(1394) همسو است. امروزه اهمال کاری پدیده ای شناخته شده در زندگی روزمره
به شمار می رود اهمال کاری تحصیلی، به تعویق انداختن انجام تکالیف آموزشی و پژوهشی است که عوامل هیجانی، انگیزشی و توانمندی های روان شناختی فراگیران در آن نقش دارند. هوش هیجانی نوعی از هوش اجتماعی است و به عنوان مهارتی تعریف می شود که فرد را برای تعامل مثبت با زندگی و جامعه آماده می کند تا بتواند در زندگی موفق شود، در واقع میتوان گفت که هوش هیجانی با کنترل هیجانات، احساسات و مدیریت استرس، باعث بهبود عملکرد فرد می شود. مطالعات نشان می دهند که افراد با هوش هیجانی پایین تر، توانایی های مورد نیاز جهت مدیریت احساسات خود را در شرایط نامطلوب ندارند؛ و گاها می تواند افراد را به سمت مصرف مواد سوق دهد ( کیم و هان[26] ,2015) . به طور کلی عوامل متعددی می توانند گرایش به سوء مصرف مواد را در بین دانش آموزان پیش بینی نمایند. این پژوهش مانند اکثر پژوهش ها با محدودیت هایی مواجه بوده است. از مهمترین محدودیت که امید می رود در پژوهش های آتی مورد توجه قرار گیرد این بوده است که این پژوهش تنها بر روی پسران انجام شد، لذا امکان تعمیم نتایج پژوهش به دختران با محدودیت مواجه است؛ پیشنهاد میشود که پژوهشهایی بر روی دختران با دیگر مقاطع تحصیلی و در مناطق مختلف انجام شود که به غنای اطلاعات کمک شود. همچنین ممکن است تنوع فرهنگی نیز ممکن است بر روی نتایج پژوهش تاثیر بگذارد، لذا پیشنهاد می گردد در دیگر مناطق کشور نیز اجراء شود. با توجه به نتایج پژوهش و نقش میانجی هوش هیجانی در ارتباط بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی، پژوهشگران و روانشناسان از طریق مداخلات مشاورهای و آموزش راهبردهای مقابله ای کارآمد دانش اموزان را در مواجهه با موقعیت های خطرساز مصرف مواد و وابستگی راهنمایی نمایند. و با توجه به اینکه هوش هیجانی، قابل آموزش و ارتقا می باشد لذا با آموزش در راستای افزایش مهارت های هوش هیجانی به آنها کمک کنند که نشانگان گرایش به سوء مصرف مواد را مدیریت نمایند.
تعارض منافع
نویسندگان هیچ گونه تعارض منافع را در مطالعه اعلام نکرده اند.
حامی مالی
نویسندگان اذعان میکنند که هیچ گونه حمایت مالی برای تمام مراحل مطالعه، نگارش و انتشار مقاله دریافت نکرده اند.
تشکر و قدردانی
نویسندگان این مقاله از تمامی افرادی که در مطالعه شرکت کردند، صمیمانه تشکر میکنند.
2.Walton, Horton, Rifas-Shiman&Field
[15]. Epstein, Bishop & Baldwin
1.Valizadeh-Ardalan, Yazdanpanah, Servatyari, Mardani & Parkalian
[24]. Ritanti, Permatasari, Nurdiantami