پیش بینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران
صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/spr.2025.511017.2094
مهرناز صفاری نیا، مجید صفاری نیا، غلامحسین بیابانی، علی محمد مزیدی شرف آبادی
چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف پیشبینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیمگیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکههای مجازی در مصرفکنندگان شهر تهران انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامههای وفاداری به برند و شبکههای مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبکهای تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل دادهها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده Smartpls بود.
یافتهها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و همچنین سبکهای تصمیمگیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05).
نتیجهگیری: یافتهها به میزان قدرت شبکههای مجازی در پیشبینی وفاداری به برند و سبکهای خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان میدهد. این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکههای مجازی بر رفتار مصرفکنندگان همراستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرمها را در بازاریابی مدرن نشان میدهند.
پیشبینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری هوش هیجانی در دانشآموزان
صفحه 17-30
https://doi.org/10.22034/spr.2025.450073.1939
فتاح ویسی، انسیه بابایی، عباس احمدی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف پیشبینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با میانجیگری هوش هیجانی در دانشآموزان انجام شد.
روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمالکاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. دادههای پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانشآموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام بهگام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمالکاری تحصیلی 731/0 از گرایش به مصرف مواد را تبیین میکند.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمالکاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر میتواند در زمینه برنامهریزی و اتخاذ سیاستهای مقتضی جهت ارائه برنامههای آموزشی به خانوادهها و دانش آموزان آنها مفید باشد.
مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق
صفحه 31-40
https://doi.org/10.22034/spr.2024.437024.1910
منصوره نیکوگفتار، علی پیرحیاتی، منزه مرادی
چکیده مقدمه: عشق، بخشی جداییناپذیر تجربة انسانی است. ظرافتها و پیچیدگیهای عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتابهای خودیاری و پژوهشهای دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند. حضور یا فقدان عشق میتواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا میکند، اطلاعات چندانی راجع به برداشتهای فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربة رابطة رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونهبرداری هدفمند انتخاب شدند. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. دادهها با استفاده از مصاحبههای باز و نیمهساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از کدگداری دادهها، یافتهها در پنج مقولة اصلی (میل به تجربههای نو، جذابیت جسمی و روانی، دمغنیمتشماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقولة فرعی بهدست آمد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیدة عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.
ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعهپسند در نوجوانان: نقش تعدیلگر جنسیت
صفحه 41-52
https://doi.org/10.22034/spr.2025.479827.1990
آرزو اصغری، ساجده صحرانورد
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعهپسند در نوجوانان: نقش تعدیلگر جنسیت انجام شد.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش کلیه دانشآموزان مقطع نهم، دهم و یازدهم منطقه 2 شهر گرگان در سال 1402 بود که با استفاده از جدول مورگان 320 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای والدین هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) و رفتارهای جامعهپسند لوئیس پنر (2002) بود. دادههای پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانۀ سلسه مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد که والدین هلیکوپتری میتواند، نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعهپسند را پیشبینی کند (05/0>p). ضریب تعیین تعدیلشده نشان داد، والدگری هلیکوپتری توانست 23 درصد از واریانس نیازهای بنیادین روانشناختی و 30 درصد رفتارهای جامعهپسند را تبیین کند. همچنین جنسیت در رابطۀ والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعهپسند دختران نقش تعدیلکننده داشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت، عوامل مختلفی از جمله جنسیت و والدگری هلیکوپتری بر نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعهپسند دختران اثر میگذارند.
اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلالهای هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی
صفحه 53-66
https://doi.org/10.22034/spr.2025.485187.2011
شهلا زیوری، امیر قمرانی، قاسم نوروزی
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف اثر بخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلالهای هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی بود.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروههای آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان 7 تا 12ساله مقطع ابتدایی منطقه 6-5-4 مدارس خودگردان افغانستانی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1402در نظر گرفته شد که با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند، سپس 30 نفر بر اساس ملاک های ورود و با روش نمونهگیری هدفمند ( 15 نفر) در گروه آزمایش و (15 نفر) در گروه کنترل قرار گرفتند. ابــزار مــورد اســتفاده در پژوهش، پرسشنامه ارزیابی رفتاری راتر فرم معلم به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخلات مربوط به آموزش پیگمالیون به مدت 8 جلسه آموزشی یک ساعته طی 2 جلسه در هفته بر روی معلمان گروه آزمایش انجام گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش پس آزمون اجرا شد؛ سپس پیگیری (دوماه پس ازاجرای پس آزمون) بعمل آمد. برای تحلیل دادهها از نـرم افـزار SPSS در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیـار) و اسـتنباطی (تحلیل اندازهگیریهای مکرر) استفاده شد.
یافتهها: نتایج میانگین نمرات اختلال های رفتاری درونی شده، اختلال های رفتاری برونی شده، اختلال های رفتاری (نمره کل) دانش آموزان، گروه های آزمایش طی مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون روند کاهشی داشته است که در بین نمرات پیشآزمون اختلال های رفتاری برونی شده با نمرات پس آزمون و پیگیری اختلال های رفتاری برونی شده تفاوت معنی داری (001/0p<) و جود دارد. به عبارت دیگر هم تاثیر آموزش و هم تاثیر زمان، معنی دار میباشد.
نتیجه گیری: در بافت آموزشی دانش آموزان افغانستانی مقیم اصفهان، ادراک معلم یکی از عوامل اثر گذار برکاهش اختلال های هیجانی- رفتاری دانش آموزان اسـت و لذا مداخلات مبتنی بر اثر پیگمالیون را می توان در برنامههای آموزشی قرار داد و استفاده از آن را به درمانگران، مربیان، روانشناسان و مشاوران پیشنهاد نمود.
جنبههای روانشناختی و رفتاری افراد درشرطبندی ورزشی
صفحه 67-82
https://doi.org/10.22034/spr.2025.467546.1965
طیبه یانپی، فرزام فرزان
چکیده مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزهها، تصمیمگیریها و تأثیرات اجتماعی شرطبندی به درک عمیقتری از این پدیده کمک میکند. این پژوهش به بررسی جنبههای روانشناختی و رفتاری افراد در شرطبندی ورزشی میپردازد.
روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرطبندی بود. نمونهگیری به شیوه گلولهای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرطبندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیتهای شرطبندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقالپذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% بهدست آمد.
یافتهها: جنبههای روانشناختی و رفتاری افراد در شرطبندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیبهای دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی، چالش سلامتی، استراتژی های مقابلهای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که جنبههای روانشناختی و رفتاری افراد در شرطبندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آنها دارد. به منظور کاهش آسیبهای ناشی از این رفتار، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرطبندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروههای حمایتی میتواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرطبندی کمک کند.
اثر جنسیت بر مقصرشناسی قربانی قلدری سایبری و قصد یاری رسانی ناظر
صفحه 83-104
https://doi.org/10.22034/spr.2025.486878.2016
ابراهیم حیدری، ابوالقاسم عیسی مراد، احمد برجعلی، زهره رافضی، مهدی خانجانی
چکیده مقدمه: در تحقیقاتی که با هدف یافتن عوامل مؤثر بر واکنش ناظران به قلدری سایبری انجام شده است، تاکنون تلاش برای یافتن رابطه بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر با واکنش ناظران نتیجه قاطعی در پی نداشته است. هدف این پژوهش بررسی اثر تعاملی بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر قلدری سایبری بر قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی بود.
روش: این پژوهش از یک طرح آزمایشی که در آن جنسیت قلدر و قربانی و ناظر در یک سناریوی قلدری سایبری دستکاری می شد، بهره گرفت. جامعه پژوهش دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 در دانشگاه های تهران و هرمزگان بود. نمونه ای متشکل از 601 نفر از طریق آگهی آنلاین در شبکه های اجتماعی وارد پژوهش شدند و از طریق یک پلتفرم آنلاین به مقیاسهای پس آزمون شامل قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس سه طرفه و مدلسازی رگرسیون رابطه میانجی با استفاده از نرم افزارهای SPPS و AMOS (0.05=p) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، جنسیت با پویایی پیچیدهای بر مقصرشناسی قربانی و قصد یاریرسانی ناظر تأثیر میگذارد، از جمله اینکه ناظران به قربانیان مؤنث تقصیر بیشتری نسبت میدهند و قصد یاری رسانی کمتری به قربانیان مذکر ابراز میکنند (0.05>p).
نتیجه گیری: برای کاهش اثرات منفی قلدری سایبری لحاظ کردن این پیچیدگیها در طراحی برنامه های پیشگیری و مداخله ضروری است.
مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانشآموزان تیزهوش و عادی
صفحه 105-120
https://doi.org/10.22034/spr.2025.470753.1969
شهرام واحدی، امیر یکانی زاد، سیده شکوفه میرباقری
چکیده مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوتهای فردی در میان دانشآموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینههای آموزشی و روانشناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانشآموزان تیزهوش و عادی انجام شد.
روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع علی – مقایسهای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانشآموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانشآموز عادی و 393 نفر دانشآموز تیزهوش میباشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه نیازهای بنیادین روانشناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان تیزهوش و دانشآموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان تیزهوش بیشتر از دانشآموزان عادی بود.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانشآموزان را از طرف خانواده، برنامـهریزان آمـوزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار میدهد.
هنجاریابی مقیاس افراطگرایی خشونتآمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان
صفحه 121-136
https://doi.org/10.22034/spr.2025.480486.1991
بهمن اسماعیلی انامق، سجاد بشرپور
چکیده مقدمه: افراطیگری و خشونت مهمترین چالش بشری در جهان است. هدف پژوهش هنجاریابی مقیاس افراطگرایی خشونتآمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود.
روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاههای شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. طبق نظر کلاین (2010)، 417 نفر (250 مرد و 167 زن) به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری دادهها شامل مقیاسهای محققساخته افراطگرایی خشونتآمیز و مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود که در این پژوهش ساخت و هنجاریابی گردید. دادهها با استفاده از روشهای آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفههای اصلی و روش چرخش واریماکس منجر به استخراج دو عامل تأیید افراطگرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی شد. دو عامل استخراج شده 42/58 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین میکنند. روایی همگرا این مقیاس با مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان تأیید گردید (01/0P<، 77/0R=). پایایی کل مقیاس افراطگرایی خشونتآمیز، خرده مقیاس تأیید افراطگرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی به ترتیب 89/0، 90/0، 81/0 بدست آمد. پایایی کل مقیاس به روش بازآزمایی (78/0=R) بود.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که مقیاس افراطگرایی خشونتآمیز یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای استفاده در جامعه ایران است. اغلب افراد دارای نگرشهای افراطی خشونتآمیز، گرایش به خشونت اجتماعی علیه زنان دارند. اغلب آنها از خشونت اجتماعی علیه زنان حمایت میکنند و استفاده از روشهای خشن و غیرقانونی را مجاز میدانند.
بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با اعتیاد به اینترنت از طریق واسطهگری الگوی ارتباط همنوایی در دانش آموزان متوسطه دوم
صفحه 137-152
https://doi.org/10.22034/spr.2025.481564.2002
زانیار رحمانی، احمد امانی
چکیده مقدمه: نوجوانی دورهای پرتلاطم همراه با تغییرات عاطفی و رفتاری است که میتواند منجر به حساسیت بیشتر نسبت به محرکهای محیطی و افزایش گرایش به فضای مجازی، اینترنت و در نتیجه، کاهش کارآمدی تحصیلی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با میانجیگری الگوی ارتباط همنوایی در میان دانشآموزان دوره متوسطه دوم انجام شد.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 940 نفر از آنان به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (مسلش و جکسون، 1981)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) و پرسشنامه الگوی ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) بود. داده های جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و همچنین روشهای همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به اینترنت و رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط همنوایی داشت (05/0p<). علاوه بر این، الگوی ارتباط همنوایی رابطه منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت نشان داد (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از معنادار بودن نقش واسطه ای الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت بود.
نتیجه گیری: این یافتهها نشاندهنده نقش میانجیگر الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت است. بر اساس این نتایج، تدوین برنامههایی برای بهبود الگوهای ارتباطی خانواده و مدیریت استفاده نوجوانان از اینترنت توصیه میشود.
رابطه بین کمالگرایی عاشقانه و بیثباتی زناشویی: نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی
صفحه 153-167
https://doi.org/10.22034/spr.2025.483342.2004
پریچهر یاوری زاده، رویا رسولی، عباس عبدالهی
چکیده مقدمه: بیثباتی زناشویی یکی از عوامل ازبینرفتن بنیان خانوادهها در سه دهه اخیر بوده است و میتواند، زمینهساز طلاق زوجین شود؛ ازاینرو بررسی عوامل مرتبط با این متغیر اهمیت بسزایی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین کمالگرایی عاشقانه و بی ثباتی زناشویی بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای همبستگی و به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند استان خوزستان در سال ۱۴۰۱ بود که به روش نمونهگیری دردسترس ۲۰۳ نفر از این جامعه (۱۲۹ نفر زن و ۷۴ نفر مرد) بهعنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامة الگوی ارتباطی کریستنسن و سولاوای (۱۹۹۱)، پرسشنامه بی ثباتی زناشویی ادواردز (۱۹۸۷) و پرسشنامه کمالگرایی عاشقانه مت و لافونتین (۲۰۱۲) بود. تجزیهوتحلیل دادههای بهدستآمده در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق مدلیابی معادلات ساختاری، تحلیل مسیر و تحلیل چند گروهی با استفاده از نرمافزارهای SPSS-26 و SMART PLS انجام شد.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که الگوی ارتباطی اجتناب متقابل (0.145=β، 0.001p<)، توقع/کنارهگیری (0.658 =β، 0.001p<) و کمالگرایی عاشقانه دگر محور رابطه مثبت معناداری دارند و رابطه منفی معناداری بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل0.345-=β ، 0.001p<) و کمالگرایی عاشقانه خودمحور با بیثباتی زناشویی وجود دارد. همچنین الگوهای ارتباطی نقش تعدیلگری را در رابطه بین کمالگرایی عاشقانه و بیثباتی زناشویی ایفا کردند.
نتیجهگیری: در مجموع باتوجهبه نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد، الگوهای ارتباطی و کمالگرایی عاشقانه دو عامل تأثیرگذار در بیثباتی زناشویی هستند؛ بنابراین به مشاوران و روانشناسان خانواده پیشنهاد میشود، آموزشهای لازم در این زمینه را به زوجین ارائه دهند.