نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم،قم،ایران
3 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی ،دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی، قم، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Love is a fundamental aspect of human experience, extensively explored in popular culture, self-help literature, and academic research. Its presence or absence significantly influences relationship satisfaction with the opposite sex and overall mental health. Although romantic love typically emerges during adolescence, limited research exists on how adolescents, particularly boys, perceive this phenomenon. This study investigates the lived experiences of romantic love among male teenagers.
Method: This qualitative study adopted a transcendental phenomenological approach (Moustakas, 1994). Participants were purposively sampled from boys aged 17–19 living in Tehran in spring 1400 (March–June 2021), who had experienced a romantic relationship. Sampling continued until data saturation was achieved, resulting in 12 semi-structured, open-ended interviews. Data were analyzed using Colaizzi’s method.
Results: Analysis revealed five main themes—desire for new experiences, physical and psychological attractiveness, body counting, lack of commitment, and identity and self-knowledge—encompassing seventeen subcategories.
Discussion: These findings illuminate a pattern of human experiences during adolescence, enhancing understanding of the phenomenon of romantic love among male teenagers and shedding light on this transformative developmental stage.
کلیدواژهها English
مقدمه
عشق، بخشی جداییناپذیر تجربة انسانی است. ظرافتها و پیچیدگیهای عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتابهای خودیاری و پژوهشهای دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند. حضور یا فقدان عشق میتواند تاثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. پژوهشگران حوزه عشق نشان دادهاند که عشق، نهتنها بهموازات پیش رفتن رابطه، بلکه بسته به گروههای سنی گوناگون، تجربه و بیان متفاوتی مییابد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دورة نوجوانی ظهور و بروز پیدا میکند، اطلاعات چندانی راجع به تصورات فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دورة نوجوانی و پس از آن در دست نیست. توجه به برداشت از عشق در طول نوجوانی تنها حدود دو دهه سابقه دارد. برای درک بهتر شکلگیری روابط رمانتیک لازم است بررسی کنیم که دختران و پسران، عشق را در اولین روابط رمانتیک چگونه میبینند و این برداشتها در مقایسه با برداشتهای زنان و مردان در مراحل بعدی زندگی چگونه هستند (سامتر، والکنبرگ و پیتر[1]، ۲۰۱۳).
پژوهشگران اعم از ایرانی و غیرایرانی عموماً دارای نظرات منفی نسبت به روابط رمانتیک در دوره نوجوانی هستند و آن را مرتبط با عواملی مثل درگیری با والدین، افسردگی، خشونت بینفردی، عدم موفقیت در مدرسه، مصرف مواد مخدر و ارتکاب جرم میدانند. این عوامل به طور خاص در محیط فرهنگی و سیاسی ایران که تا همین اواخر نگاهی کاملا منفی به این روابط داشته است، طبعا پررنگتر خواهد بود. با این حال، برخی پژوهشگران (مانند مککارتی و کیسی[2]، ۲۰۰۸) معتقدند که جنبههای دیگر این روابط میتواند پیامدهای مثبتی نیز به همراه داشته باشد. یکی از پیامدهای مثبت و مهم، پر کردن شکاف میان وابستگی به والدین و شروع زندگی بزرگسالی است. همچنین برخی از پژوهشها (نظیر کونولی، شولمن و بنونوتو[3]، ۲۰۲۳؛ بک مایر و وایبرایت[4]، ۲۰۲۰) نشان میدهد این روابط همچنین باعث بهبود یا تقویت استقلال، خودآگاهی و رضایت جنسی و روابط بینفردی میشوند.
چنانکه روند یافتههای پژوهشها در دو سه دهة اخیر نشان میدهد، پیشفرضها و برداشتهای نوجوانان نسبت به رابطة رمانتیک در همین فاصلة نسبتاً کوتاه، بهصورت چشمگیری تغییر کردهاست. مثلاً لِوِسک[5] (۱۹۹۳) تجربیات عاشقانه بیش از سیصد نوجوان را برای شناسایی همبستگیها و پیشبینیکنندههای روابط عاشقانه رضایتبخش مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و یافتهها نشاندهندة شباهتهای جالب بین رابطة نوجوان و بزرگسال از نظر تعهد، ارتباط، همراهی و اشتیاق بود. این در حالی است که پژوهشهای اخیر نشان میدهد روابط نوجوانان از قرارگذاری عاشقانه[6] به سمت روابط جنسی بیتعهد[7] (بروکس[8]، ۲۰۲۰) و از شور عاشقانه[9] بهسمت روابط نمایشی و رسانهای حرکت کردهاست (تابا[10] و همکاران، ۲۰۲۰؛ واترلاس، تولین، پورتر و بکرت[11] ۲۰۱۸)، بنابراین به نظر میرسد که روابط عاشقانه در حال حاضر متفاوت از گذشته است.
با توجه به تغییر روابط عاشقانه و نیز از آنجا که هیچ تحقیق دیگری به بررسی تجارب زیستة نوجوانان ایرانی از نگاه پدیدارشناختی نپرداختهاست و حتی بهطورکلی پژوهشهای کیفی در حوزة نوجوانان اندک است (ابدالی آقاگلی و امینیها ۲۰۲۱؛ تقوی، آزادفلاح، موتابی و طلایی ۲۰۱۴)، این پژوهش با هدف شناسایی ادراک نوجوانان از عشق شکل گرفت.
روش
روش پژوهش کیفی پدیدارشناختی استعلایی موستاکاس (1994) بود که با الهام از هوسرل و کلایزی رویکرد مخصوص خود را برگزید. این رویکرد بیشتر بر تجربة شرکتکنندگان متمرکز است تا بر تفسیرهای پژوهشگر (هومسات، ۲۰۱۶). جهت شناسایی نمونههایی با شرایط مورد نظر، از کارکنان و مشاور یکی از مدارس منطقه 11 شهر تهران و همچنین از خود دانش آموزان برای معرفی نوجوانان دارای تجربة رابطة رمانتیک استفاده شد، بعد از شناسایی، برای مشارکت کنندگان، ضمن تشریح هدف اصلی پژوهش، به آنان اطمینان خاطر داده شد که مصاحبه به صورت محرمانه بوده و تمام نتایج فقط در چارچوب کار پژوهشی مورد استفاده قرار می گیرد. بر این اساس، دوازده نوجوان در دامنه سنی ۱۷ تا ۱۹ سال که تجربة رابطة رمانتیک داشتند تعیین شدند و هماهنگی جهت مصاحبه انجام شد. میانگین و انحراف استاندارد سن شرکتکنندگان پژوهش به ترتیب 41/18 و 06/4 سال به دست آمد. پنج نفر از این افراد دارای دپیلم، دو نفر در پایه یازدهم، دو نفر در پایه دوازدهم و سه نفر سال اول دانشگاه بودند. برای مصاحبه با گروه نمونه، از پروتکل مصاحبة باز و نبمهساختاریافته استفاده شد. به منظور حفظ تعهد اخلاقی در عدم افشای نام افراد نمونه، نقل قولها با استفاده از اسامی مستعار ذکر شدهاند.
دو پرسش اصلی مصاحبه در تحقیق حاضر این بود: چه احساسات، افکار و رفتارهایی با عشق دورة نوجوانی همراه است؟ (سوال بافتی اصلی) و چه عواملی در عشق نوجوانی نقش دارد؟ (سوال ساختاری اصلی). ترکیب توصیفات بافتی و ساختاری درک عمیقتری از پدیده ارائه میدهد. پس از تکمیل مصاحبهها، متن گفتهها با دقت بررسی شد. سپس دادهها با ایجاد نمایههای تک تک شرکتکنندگان سازماندهی شد. هر نمایه از یک خلاصة کوتاه تشکیل شده بود و شامل اطلاعاتی از یادداشتهای زمان مصاحبه، اطلاعات شرکتکنندگان و نکات برجسته مصاحبه بود.
هدف این بود که شرکتکنندگان و تجربیات زندگیشان شناخته شود و روشی مختصر برای سازماندهی دادهها در بین ۱۲ شرکتکننده در دست باشد. سپس کدگذاری دادهها آغاز شد. روش کدگذاری به روش سنتی تحلیل محتوا بود که در آن مضامین با توجه به کدها و دستهبندی دادهها شناسایی میشود. در تحلیل محتوا به روش سنتی، دستهبندی کدگذاری مستقیماً از دادههای متنی مشتق میشود. اطلاعات جمعآوریشده در مصاحبهها بدون پیشفرض به نقلقولها یا عبارات تقلیل یافت، دستهبندی شد و در قالب مقوله قرار گرفت.
یافتهها
هدف اصلی تحقیق حاضر، تبیین تجربه عشق رمانتیک در نوجوانان بود که با هدف دستیابی به بینش عمیق راجع به پدیدة عشق صورت گرفته است. مضامین بهدست آمده از گفتههای نوجوانان، بر اساس تجربه زیسته آنهاست. مقولههای مورد نظر از عبارتها، کلمهها و جملههای مصاحبهها استخراج شدند و پس از ادغام مقولهها و پالایش مصاحبهها، پنج مقولة اصلی (میل به تجربههای نو، جذابیت جسمی و روانی، دمغنیمتشماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقولة فرعی از مجموع آنها بهدست آمد، به گونهای که کلیه مقولههای استخراج شده، با هم در ارتباط بوده و الگویی از تجارب انسانی نوجوانان را آشکار ساخته است و به فهم چگونگی پدیدة عشق در میان نوجوانان کمک میکند. نتایج در جدول 1 آمده است.
جدول 1.مقولهها و زیرمقولههای ادراک از عشق
|
مقولهها |
زیرمقوله۱ |
زیرمقوله۲ |
زیرمقوله۳ |
زیرمقوله۴ |
|
۱. میل به تجربههای نو |
کنجکاوی |
امید/گشودگی به هیجان |
خلاقیت |
استقلال از خانواده |
|
۲. جذابیت جسمی و روانی |
احترام |
حس ارزشمند بودن یا مفید بودن |
خودشکوفایی |
|
|
۳. دمغنیمتشماری |
لذت بردن از دلخوشیهای کوچک |
مبهم بودن آینده |
عبرت |
|
|
۴. عدم تعهد |
عدم شتاب |
فاصلة مکانی |
ازدواج سفید |
|
|
۵. هویت و خودشناسی |
شناخت تازه از خود |
حس مسئولیت |
تفکر مثبت |
|
1- میل به تجربههای نو یکی از مضامین در نوجوانان شناخته شد. این مقوله بهعنوان یکی از «پنج عامل بزرگ شخصیت» تعریف شدهاست (کاستا و مککری، ۲۰۰۸). افرادی که دارای این ویژگی شخصیتی باشند نوعی کنجکاوی ذاتی دارند که به آنها اجازه میدهد نگرشهای نوآورانه و منحصربهفرد خود را در زندگی بهکارگیرند و آیندة خود را همراه با امید و امکانات مثبت ببینند و با استفاده از واکنشهای عاطفی و شناختی نسبت به موقعیتهای خاص، راهحلهای خلاقانه برای چالشهای زندگی خود بیابند. کنجکاوی، امید/گشودگی به هیجان، خلاقیت و استقلال از خانواده، موضوعاتِ فرعیِ مقولة اول بودند. مفهوم کنجکاوی به عنوان منبع انگیزه، یادگیری و توسعه عمیقاً در تاریخ روانشناسی بسیار مورد مطالعه قرار گرفتهاست. مانند بسیاری از جنبههای انگیزش انسان، کنجکاوی، هم به عنوان یک حالت و هم به عنوان یک ویژگی مورد بررسی قرار گرفته است.
کنجکاوی در گفتههای بسیاری از شرکتکنندگان وجود داشت. مثلاً صادق میگوید: از یه زمانی به بعد فکر آدم خیلی درگیر میشه. همهش به دخترا فکر میکنی، حتی موقع درس خوندن. میلاد میگوید: اتفاقا خیلیها میگفتن از دَرسِت میافتی و باید وقت بذاری و ... ولی من میخواستم تجربهش کنم.
امید/گشودگی به هیجان زیرمقولة دوم است که حداقل از دهه ۱۹۵۰ در رشتههای مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است، زیرا محققان تلاش کردهاند تا ارتباط بین عملکرد انسان و این ساختار به ظاهر حیاتی و در عین حال اغلب انتزاعی را توصیف، توضیح و پیشبینی کنند. برخی تحقیقات (برای نمونه اشمید و لوپز ۲۰۱۱) به نقش امید در مقابله با استرس، تنظیم هیجان و پیشبینی پیشرفت تحصیلی در بین نوجوانان اشاره میکند. علاوه بر این، امید اخیراً در پژوهشهای پرستاری با توجه به پتانسیل آن برای بهبود کیفیت زندگی در بیماران سرطانی نوجوان مورد توجه قرار گرفته است (اشمید و لوپز ۲۰۱۱). در مصاحبهها، مفهوم امید در دو جنبة متفاوت به کار میرفت. یک جنبه، پیش از آشنا شدن با جنس مخالف و درگیر شدن در رابطه بود و در این وضعیت، امید بهمعنای امید به برقراری ارتباط با جنس مخالف بود. در حالت دیگر، پس از آنکه رابطه شکل گرفت، امید بهمعنای انتظارِ معاشرت با جنس مخالف بود. مثلاً آرمان میگوید: توی دل آدم یه چیزی به وجود میاد دیگه. از بچگی حتی فیلمهایی که میبینیم نشون میده که انگار هدف از زندگی عشقه. آدم باید کسی رو پیدا کنه که دوستش داشته باشه. او در بخش دیگری از گفتههایش میگوید: انگار دونستم که دیگه نزدیکه پیداش کنم. وقتی هم بار اول دیدمش همون چیزایی که قبلا فکر میکردم دوباره برام یادآوری شد.
سجاد میگوید: خیلی چیزا توی ذهنم بود که باید بهش میگفتم. به کسی دیگه نمیتونستم بگم. اینقدر حرف داشتم که تموم نمیشد... هنوز هم خیلیاشو نگفتم. اصلا وقت نمیشه که بگم... اونم خیلی حرفا داره که به من بگه.
خلاقیت مفهومی پویا است که در مجموعه وسیعی از تلاشهای انسان کاربرد دارد. اگرچه در نحوه تفکر افراد در مورد خلاقیت تفاوتهایی وجود دارد، محققان خلاقیت (به نقل از ون درزندن، مایر و بگتو، ۲۰۲۰) عموماً موافق هستند که تعیین خلاقیت بر اساس ترکیب دو ویژگی کلیدی است: خلاقیت ترکیبی از اصالت (جدید بودن، تازگی) و مفید بودن (ارزش، معناداری) است که در درون یک زمینه خاص تعریف شدهاست. در حالی که کودکان خردسال از قوانین معلمان خود پیروی میکنند، نوجوانان اغلب مایلند قوانین را به نفع افزایش حقوق خود بشکنند. برخی پژوهشها نشان میدهد چگونه همسالان میتوانند نوجوانان را به دلیل ترس از عواقب منفی (مثلاً عدم تأیید و طرد شدن) از پذیرفتن نقش خاصی منع کنند. میل شدید به تعلق اجتماعی در دوران نوجوانی میتواند منجر به تطبیق رفتار جوانان با رفتار افرادی شود که (میخواهند) خود را با آنها در یک گروه قرار دهند. این میتواند پیامدهایی برای رشد هویت خلاق آنها داشته باشد (ون درزندن، مایر و بگتو، ۲۰۲۰). گفتههای نوجوانان در تحقیق حاضر حاکی از مقولة خلاقیت بود. حسن میگوید: توی گروه واتسپ [دانشگاه] به بعضی دخترا پیام دادم. سعی کردم علایق مشترک پیدا کنم. به بعضیاشون دروغ هم میگفتم که به فلان چیز علاقه دارم... بالاخره دخترا هم دوست داشتن با کسی آشنا بشن ... شرایط سختی بود [خنده] ... البته به این کسی که الان باهاش هستم دروغ نگفتمها... [خنده] فکر میکنم نقشة بدی نیست. آرش میگوید: توی کلاس زبان آشنا شدیم... گفتم بیا مکالمه کار کنیم... حسین میگوید: میخواستم کسی رو پیدا کنم که [مثل خودم] به شعر و ادبیات علاقه داشته باشه... یه گروه تلگرامی زدم... وقت گذاشتم که تیکههای [قطعات ادبی] مناسب پیدا کنم...
استقلال از خانواده یکی دیگر از زیرمقولهها بود. نوجوانی خصوصاً در کشورهای اروپایی و آمریکایی اصولاً به مرحلة گذار از خانواده بهسمت استقلال تعریف میشود و این یکی از ویژگیهای اصلی نوجوانی است. در ایران و سایر کشورهای روبهتوسعه، فرایند استقلال از خانواده دیرتر صورت میگیرد، اما به هر حال، احساس نیاز به استقلال در نوجوانان به چشم میخورد. مثلاً رضا میگوید: ...کسی توی خانواده نبود که حس خوبی بهم بده...
میلاد میگوید: پدر و مادر بیشتر باعث ناامیدی میشن... باید شرایط تغییر کنه... آرمان میگوید: نه با خانواده مشکلی نداشتم... ولی دیر یا زود آدم باید کس دیگهای رو پیدا کنه...
2- جذابیت جسمی و روانی مقولة دوم بود که برای همة نوجوانان وجود داشت. جذابیت را میتوان بهصورت انگیزههای انسانی بهمنظور رفع نیازهایی مانند امنیت فیزیکی، عشق/تعلق، احترام و خودشکوفایی تعریف کرد. مازلو (۲۰۱۴) معتقد است که فرد سالم، صرفاً برای رفع نیازها و رفع خلاها تلاش نمیکند. همة نوجوانان این تحقیق به جذابیت پارتنرهای خود و نیاز به عشق، احترام و خودشکوفایی اشاره کردند.
احترام: مثلاً آرش میگوید: همة ویژگیهامو دوست داره... رفتارهامو میپسنده... سیاوش میگوید: واسه هر تصمیمی چه کوچیک چه بزرگ اول اونو در نظر میگیرم. سهیل میگوید: شرایط منو درک میکنه.... حرفامو میفهمه...
ارزشمندی و مفید بودن: صادق میگوید: ازش خوشم میاد و اونم از من خوشش میاد. خیلی جاها با هم رفتیم... به اون خوش گذشت و به من هم خوش گذشت ... حس میکنم وقتی پیششم خوبم.
میلاد میگوید: توی حرفاش میفهمم که منو تکیهگاه میدونه...
خودشکوفایی: سهیل میگوید: یه مرحله توی زندگیم جلوتر رفتم... آرمان میگوید: [پارتنر قبلی] میگفت تو مشکل داری و رفتارت نرمال نیست... ولی حالا میدونم که همه چی خوبه. حسن میگوید: با میل بیشتری درس میخونم...
3- دمغنیمتشماری، به معنای لذت بردن از لحظة حال یکی دیگر از مقولهها بود. با توجه به اینکه در زمان انجام این تحقیق، بیش از یک سال از شیوع بیماری همهگیرِ کووید۱۹ میگذشت و میزان مرگومیر افراد بر اثر این بیماری بالا بود، میتوان شرایطِ بیماری را از جمله عوامل تأثیرگذار بر چنین مقولهای دانست. از طرف دیگر، تغییر الگوهای رابطه و وضعیت زندگی مشترک از نگاه نوجوانان را نیز باید در رابطه با شناخت بیشتر این ویژگی در نظر گرفت. بدیهی است که این مقوله، گرچه شباهتهای ظاهری با مفهومی که در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی (و در ادبیات سایر زبانهای جهان) تحت عنوان «دمغنیمتشماری» مطرح میشود، تفاوتهای اساسی دارد و حاصل شرایط زندگی در جهان مدرن است. میلاد میگوید: از وقتی که برای همدیگه میگذاریم و با همدیگه سپری میکنیم راضی هستیم... مهمترین چیز زمان و نحوه ادامه رابطه در طول زمانه. محمد میگوید: من اصلا توی برنامهریزی ضعیفم... برای یک ساعت دیگه هم نمیتونم برنامه داشته باشم...
لذت بردن از دلخوشیهای کوچک: میثم میگوید: همین که یکی دو ساعت با هم حرف میزنیم روحیهم کلا عوض میشه...
سجاد میگوید: روزش رو برام تعریف میکنه... خیلی کیف میده. صادق میگوید: خب خیلی وقته ندیدمش... ولی همین که کسی هست که هر روز حالت رو بپرسه به آدم انرژی میده... خیلیها این رو ندارن.
مبهم بودن آینده: آرش میگوید: با مملکتی که ما داریم، هیچی مشخص نیست [خنده] ... فعلا که با هم خوشیم.
سجاد میگوید: بهش میگم از کجا معلوم فردا چی میشه. الان دایی من تو کماست [ابتلا به کرونا] ... خب ما هم همینیم. سیاوش میگوید: ازدواج؟ [خنده] نه بابا... بعیده که ما با هم ازدواج کنیم. میلاد میگوید: پشیمونم که زودتر با یکی دوست نشدم... پسرعموم سی و چهار سالشه با کسی هم دوست نیست... بهش میگم خاک بر سرت.
عبرت: «عبرت» را بهمعنی درس گرفتن از زندگی دیگرانی معنا میکنیم که از لحظات کنونی زندگی خود استفاده نکردهاند. آرمان میگوید: مامان بابای ماها این همه سختی کشیدهن آخرش هم هیچ. همیشه منتظر فردا بودن... حالا دیگه من نمیخوام منتظر فردا بمونم. حسین میگوید: این همه آدم پولدار که بلد نیستن از زندگی خودشون لذت ببرن ... بدون دلخوشی زندگی میکنن. دایی من ماشین آخرین مدل زیر پاشه، ولی میگه یک روز [ادامهی] زندگی هم برام سخته. میلاد میگوید: حالا پسرعموی من این همه عمرش بدون عشق گذشت... آخرش چی.
4- عدم تعهد یکی دیگر از مقولههایی بود که تقریباً در همة موارد دیده شد. به نظر میرسد نوجوانان مشارکتکننده در این پژوهش تمایل دارند به پارتنر خود وابسته یا متعهد نشوند. این مقوله را میتوان نشاندهندة تحولات اجتماعی و فرهنگی سریع در ایران دانست. در سالها و دهههای گذشته، حداقل بسیاری از دختران از سنین نوجوانی به تشکیل زندگی مشترک فکر میکردند، اما چنانکه تحقیقات معاصر نشان میدهد، در سالهای اخیر، روابط ناپایدار دوستی میان دختران و پسران و گسترش پدیدههایی مثل ازدواج سفید یا همباشی، نمودی از این تغییر نگاه است.
عدم شتاب: آرش میگوید: هیچکدوممون تصمیمی برای ازدواج نداریم. محمد میگوید: عشق نه، ولی قلباً مطمئنم دوستش دارم... برای اینکه بگم عشق هنوز زوده به نظرم. صادق میگوید: در حدی که آسیبی به رابطه و خودمون وارد نشه. زیاد در حد نرمال نه زیاد افراطی و اغراقآمیز. حسین میگوید: متوجه نمیشم وابستگی برای چی؟ هنوز یک سال نشده که با همیم.
فاصله مکانی: حدود نیمی از نوجوانانی که با آنها صحبت کردیم، اظهار داشتند که پارتنر خود را بهطور مداوم نمیبینند و در برخی موارد هم پارتنر آنها در شهر دیگری سکونت داشت که بخشی از دلیل آن مربوط به شرایط کرونا بود. مثلاً آرمان میگوید: الان چهار ماهه [همدیگه رو ندیدیم]... حسن میگوید: به خاطر کرونا دانشگاه تعطیل شد... از حدود پنج ماه پیش [ندیدمش] ... صادق میگوید: خب باید با اتوبوس برم. یک روز کامل توی راه باید باشم...
ازدواج سفید: شرکتکنندگان در مورد وضعیتی که برای آینده از نظر آنها قابل تصور است به شرایطی مثل ازدواج سفید یا همباشی اشاره کردند. آرمان میگوید: اگر پول داشتم فعلا یه خونه اجاره میکردم با هم میرفتیم اونجا. حسن میگوید: شاید همخونه بشیم... میلاد میگوید: قبل از ازدواج، باید زیر یه سقف با هم زندگی کنی تا متوجه بشی... [برای ازدواج] خیلی زوده... باید شناخت بیشتر بشه.
5- هویت و خودشناسی
اریکسون بحران دورة نوجوانی (یازده تا نوزدهسالگی) را «هویت در برابر سردرگمی» میداند. مهمترین پرسش وجودی و هویتی پیش روی نوجوان آن است که «چه کسی هستم و چه کسی خواهم شد؟» نوجوانان تدریجاً معنایی از هویت برای خود میسازند و برداشتی از اینکه چه کسی هستند و زندگی آنها به کجا خواهد رسید، به دست میآورند. همین برداشت و معناست که بسیاری از تصمیمات آنها را شکل میدهد (جلالی، برجعلی، عسگری، اسکندری و سهرابی، ۲۰۲۲).
شکلگیری هویت یک امر مهم در نوجوانی است. از نوجوانان انتظار میرود به دنبال توسعه اهداف آموزشی و حرفهای باشند و در عین حال تصویری از آنچه هستند و میخواهند باشند شکل دهند. تحقیقات قبلی نشان میدهد که یک هویت نسبتاً واضح و پایدار باعث میشود افراد در پیگیری تصمیمهای مهم زندگی انعطافپذیرتر، متفکرتر و مستقلتر شوند و در همان حال حس شایستگی را ارتقا میدهد. با این حال، استدلال شده است که ایجاد یک هویت روشن و پایدار به دلیل فرایندهای فردی شدن، رهایی و مهاجرت به طور فزایندهای چالش برانگیز شده است (ورهوون، پورتویس و وولمن، ۲۰۱۹).
اریکسون (1959 به نقل از کروگر، مارتینوسن و مارسیا، ۲۰۱۰) فرایند شکلگیری هویت در نوجوانی را بهعنوان یک فرایند آهستة رشدِ من[12] توصیف میکند که در آن هویتهای دوران کودکی به تدریج با پیکربندی جدیدی که چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است جایگزین میشود. شکلگیری هویت در نهایت از جایی آغاز می شود که سودمندیِ هویتهای قبلی به پایان میرسد. این امر از انکار گزینشی و جذب متقابل هویتهای دوران کودکی در یک پیکربندی جدید ناشی میشود که به نوبه خود به فرایندی بستگی دارد که جامعه طی آن، نوجوان را به بخشی از خود تبدیل میکند. از نظر اریکسون، تبلور اولیة هویت در دوران کودکی رخ میدهد. با این حال، در دوران نوجوانی، شکل جدیدی از هویت پدیدار میشود که در آن این هویتهای دوران کودکی غربال، فرعیسازی، و تغییر داده میشوند تا پیکربندی هویت جدیدی تولید شود. این مقوله شامل زیرمقولههای زیر است:
شناخت تازه از خود: آرش میگوید: مسئله اینه که اون ارزش روانی و معنوی که برای من داره خیلی خیلی بالاتر و متفاوتتر از چیزیه که قبلا داشتم.
آرمان میگوید: مدتی با یه شخص دیگه رابطه داشتم و در همون حین فهمیدم که با معیارهای من خیلی متفاوته و وقتی دنبال معیارهام گشتم دیدم که این شخصیه که دنبالش میگشتم... رابطه تغییری نکرد، من متوجه یه سری چیزها شدم.
سجاد میگوید: قبلا فکر میکردم خشک و بیاحساسم، ولی دیدم از خودش هم احساساتیترم. صادق میگوید: مدت زیادی صرفاً رفیق بودیم و با هم وقت میگذروندیم. ولی یه جایی تو زندگیم نگاه کردم به خودم و دیدم که چیزی که بینمون هست باید بیشتر از این باشه پس با هم وارد یه رابطه شدیم.
حس مسئولیت: حسن میگوید: الان میفهمم که من هم میتونم یه سری کارها رو انجام بدم و مسئولیت داشته باشم. آرش میگوید: گفتم تو خیالت راحت باشه... من این کار [تایپ پروژه] رو انجام میدهم. اولین بار بود که حس میکردم دارم یه کار مهم رو انجام میدم. محمد میگوید: مسئول زندگی خودم خودمم... پدر و مادر من که نمیتونن برای من تصمیم بگیرن. اگر هم بگیرن تصمیم اشتباه میگیرن. میلاد میگوید: خودم هم [بعد از رابطه] قویتر شدم. مثلاً رفتم به پدرم گفتم میخوام رشتهم رو تغییر بدم... اگه قبلش بود نمیتونستم... اینقدر محکم گفتم که چیزی نگفت.
تفکر مثبت: تفکر مثبت به برداشتی که افراد نسبت به خود و ذهنیتی که از خود دارند و خصوصاً تواناییهایی که برای خود قائل هستند اطلاق میشود. به نظر میرسد که تفکر مثبت یکی از ویژگیهای عشق نوجوانی است.
میثم میگوید: خیلی اصرار کردم ... میارزید... خواهرم میگفت ولش کن... گفتم راضیش میکنم.
آرش میگوید: گفتم تو خیالت راحت باشه... من این کار [تایپ پروژه] رو انجام میدهم. اولین بار بود که حس میکردم دارم یه کار مهم رو انجام میدم.
سیاوش میگوید: حتی به بعضی دوستام هم توصیه کردم... گفتم با یه دختر دوست بشید. کار سختی نیست... همه چیز عوض میشه.
بحث و نتیجه گیری
در این پژوهش کیفی، ادراک نوجوانان از عشق با روش پدیدارشناختی استعلایی موستاکاس (1994) بررسی شد و پنج مقولة میل به تجربههای نو، جذابیت جسمی و روانی، دمغنیمتشماری، عدم تعهد، و هویت و خودشناسی به دست آمد. میل به تجربههای نو و گشودگی نسبت به تجربه به معنای امکان ایجاد فرصتها و بینشهای جدیدی است که قبلاً وجود نداشت. این امکانات عبارت است از ورود به رفتارها و رابطههای جدید که تامینکننده نیازهای فیزیولوژیک، امنیتی، تعلق/عشق، احترام و خودشکوفایی در نوجوانان باشد.
مضمون دیگر یعنی جذابیت شامل علاقه متقابلی است که بین دو نفر وجود دارد. این امر شامل پذیرش فیزیکی، عاطفی، فکری و روحی است. به نظر میرسد نوجوانان بر مبنای نیاز به عشق، احترام و درک متقابل به ایجاد رابطه با جنس مخالف روی میآورند.
عدم وابستگی، مضمون دیگری بود که در گفتههای اکثر مشارکتکنندگان وجود داشت. بر اساس مطالبی که در مصاحبهها گفته شد، نوجوانان در این پژوهش تلاش داشتند وابستگی کمتری به شریک عاطفی خود داشته باشند یا حداقل وابستگی کمتری از خود نشان دهند. دلیل این امر از نظر آنها، آسیبهای وابستگی بیش از حد و نامشخص بودن شرایط کنونی و آینده بود. با توجه به اینکه یکی از زیرمضمونهای عدم وابستگی، عدم افراط در عشق ورزیدن یا تعلق خاطر باشد، به نظر میرسد تدریجاً نیازمند بازنگری در عشق مثلثی استرنبرگ باشیم که یکی از مولفههای آن اشتیاق است.
مضمون دیگری که از مصاحبهها استخراج شد، دمغنیمتشماری بود. «دمغنیمتشماری» بهمعنای تلاش برای لذت بردن از لحظه حال و تاکید کمتر بر آینده و طرحهای درازمدت است. گفتههای نوجوانان در این تحقیق نشان داد که آنها یکی از اصول زندگی یا معنای آن را استفاده از فرصتها و خوش بودن در وضعیت کنونی میدانند و بر توجه کمتر به گذشته و آینده تاکید دارند.
خودشناسی و هویت، مضمون دیگر این پژوهش بود که به ایجاد درک متفاوت از خود اطلاق میشود. نوجوانان در این پژوهش به شناخت متفاوتی از خود بهموازات رابطه دست پیدا کرده بودند. با توجه به اینکه نوجوانان ایرانی تا پایان دبیرستان، در صحنه جامعه و بهطور رسمی، چندان با جنس مخالف سروکار ندارند، این تجربه منحصربهفرد و جدید، به ایجاد برداشتی متفاوت از خودشان منجر میشود.
با توجه به پیشزمینهها و یافتههای این تحقیق، به نظر میرسد درک بهتر عشق رمانتیک در نوجوانی در حوزه روانشناسی اهمیت دارد و این روابط برای نوجوانان از ارزش و موضوعیت بالایی برخوردار هستند. یافتههای این پژوهش میتواند در سیاستگزاری صحیح و برنامه ریزی منطبق با واقعیت برای نوجوانان مورد استفاده قرار بگیرد. پدیده عشق رمانتیک نوجوانی در آثار پژوهشی روانشناسی و رشتههای مشابه چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. تعدیل آسیبهای این روابط میتواند به نوجوانان کمک کند تا از نظر عاطفی سالمتر و نسبت به آسیبهای روانی و اجتماعی مقاومتر باشند.
در پژوهشهای آتی بررسی رابطة بین عشق نوجوانی با عواملی مانند شیوههای تعهد، وضعیت مالی، قومیت، سطح تحصیلات و معنویت، میتواند به شناخت بهتر نیازهای نوجوانان کمک کند. از آنجا که در این پژوهش تنها نوجوانان پسر مورد بررسی قرار گرفتند، انجام تحقیق مشابهی برای نوجوانان دختر ضروری به نظر میرسد.
تعارض منافع
هیچگونه تعارض منافع در میان نویسندگان وجود ندارد .
تقدیر و تشکر
از نوجوانان عزیزی که در این پژوهش شرکت کردند و از عمیق ترین موضوعات خود پرده برداشتند، صمیمانه قدردانی میشود .
[1] .Sumter, Valkenburg & Peter
[2] .McCarthy & Casey
[3] .Connolly, J., Shulman, S., & Benvenuto
[4] .Beckmeyer & Weybright
[5] .Levesque
[6] .dating
[7]. hook-up
[8] .Brooks
[9] .passion
[10] .Taba
[11] .Vaterlaus, Tulane, Porter, & Beckert
[12] . ego
- تقوی، نغمه؛ آزاد فلاح، پرویز؛ موتابی، فرشته؛ طلایی، ابراهیم. (1394). حلیل کیفی بهزیستی فاعلی از دیدگاه دختران نوجوان. فصلنامه روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی، 11(1)، 229-246. |