نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مشاوره خانواده، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.
2 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.
3 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Adolescence is a critical developmental period marked by significant psychological and social changes, making emotional adjustment a vital aspect of well-being. This study examined the relationship between adolescents' perception of interparental conflict and their emotional adjustment, with social skills and relationship competence as potential mediators.
Method: This descriptive-correlational study utilized structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 380 high school students in Shahrekord, Iran, selected via randomized cluster sampling. Participants completed validated measures: the Children’s Perception of Interparental Conflict Scale (CPIC; Grych et al., 1992), the Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters (MESSY; Matson et al., 1983), the Social Competence Questionnaire (Smart & Sanson, 2003), and the Emotional Adjustment Scale (Rubin et al., 2007). Data were analyzed using SEM-PLS and SPSS-26.
Results: Results revealed significant direct effects of interparental conflict on relationship competence (β = -0.212), social skills (β = -0.397), and emotional adjustment (β = -0.237). Social skills (β = 0.486) and relationship competence (β = 0.09) also directly predicted emotional adjustment (all p < 0.001). The indirect effect of interparental conflict on emotional adjustment through mediators was significant (β = -0.213, p < 0.001), with a path coefficient of determination (R² = 0.482).
Conclusion: The findings underscore the detrimental impact of interparental conflict on adolescents’ emotional adjustment and highlight the protective roles of social skills and relationship competence. Interventions aimed at reducing interparental conflict and enhancing adolescents’ social competencies may promote emotional well-being during this sensitive developmental stage.
کلیدواژهها English
مقدمه
نوجوانی دورهای از تغییرات زیستی-روانی و اجتماعی است که در آن رشد شخصیت رخ میدهد. این فرآیند ساخت هویت بر بهزیستی روانشناختی، سازگاری هیجانی، نحوه برخورد فرد با موقعیتهای روزمره و استفاده از منابع مختلف نوجوان تأثیر میگذارد. در یک مفهوم گسترده، نوجوانی دوران آسیبپذیری است، که ممکن است فرد بیشتر در این دوران در معرض مشکلات هیجانی قرار گیرد (مارتین روئیز و همکاران[1]، 2023). از اینرو، یکی از مهمترین فعالیتهای روانی انسان سازگاری[2] است، زیرا زندگی یک فرآیند سازگاری است( آکانده و ایکدیاشی[3]، 2018). به گفته گیل[4] (2014) سازگاری فرآیندی است که از بدو تولد شروع میشود و تا زمان مرگ ادامه مییابد (گیل، 2014 به نقل از آکانده و ایکدیاشی، 2018). یکی از مهمترین دوران زندگی که در آن سازگاری بسیار اهمیت دارد، نوجوانی است. نوجوانی یک دوره حیاتی رشدی است که با دگرگونیهای پیچیده مشخص میشود ( آرجون وهمکاران[5]، 2022). نوجوانی دورهای از تغییرات زیستی، روانی-اجتماعی است که در آن رشد شخصیت رخ میدهد (دیاز فالکون[6]، 2018). در طول این مرحله، نوجوانان هویت خود را میسازند و در معرض خطر بیشتری از مشکلات عاطفی و رفتاری (سانچز-گارسیا[7]، 2018) و عوامل استرسزای اجتماعی(شوپس و همکاران[8]، 2020) قرار میگیرند. از این نظر، نوجوان در این مرحله از چرخه زندگی ممکن است با افزایش مشکلات روانی و سازگاری بیشتری روبرو شود(کامپس و همکاران[9]، 2017). فرآیند ساخت هویت بر بهزیستی روانشناختی[10]، سازگاری هیجانی[11]، نحوه برخورد فرد با موقعیتهای روزمره و استفاده از منابع مختلف فردی، تأثیر میگذارد (فیلیپیاک و لوبیانکا[12]، 2021).
سازگاری هیجانی حالت یا فرآیند پذیرش و انطباق فرد با شرایط خود است که ممکن است نیازی به تغییر نگرش و ابراز مناسب احساسات در یک زمینه خاص داشته باشد. حفظ تعادل هیجانی در مواجهه با فشارهای درونی و بیرونی به عنوان سازگاری هیجانی شناخته میشود و مکانیسمهای شناختی همچون پذیرش و سازگاری به این امر کمک میکند(سینگ و همکاران[13]، 2017). این ظرفیت بخش کلیدی از سلامت روان است و زمانی که آسیب ببیند یا توسعه نیابد، میتواند منجر به آسیب و بیماری روانی شود. اگر فردی احساسات را در جای مناسب و به روش صحیحی نشان دهد، از نظر هیجانی سازگار است(آرجون[14]، 2022). فردی که از نظر عاطفی پایدار است ممکن است به خوبی سازگار شود، اما بیثباتی عاطفی باعث مشکلات روانی و ناسازگاری میشود. بنابراین سازگاری هیجانی برای رشد شخصیت یک فرد سالم ضروری است(سینگ و همکاران، 2017). سازگاری هیجانی اوج سازگاری شخصیت است و سازگاریهای فیزیکی، فکری و زیبایی شناختی پس از دستیابی به آن امکان پذیر است. از آنجایی که نوجوانی دوران گذار به یک الگوی جدید زندگی و هنجارهای اجتماعی است، فرد بر روی تعدادی از چالشها و موقعیتهای کلیدی تمرکز میکند و در عین حال تلاش میکند تا خود را با سبک زندگی تازه به دست آورده، سازگار کند. بنابراین شکلگیری یک رابطه جدید، بسیار مهم است و جنبه اصلی سازگاری اجتماعی است. نوجوانان باید تغییرات اساسی را در زندگی خود ایجاد کنند و از افراد انتظار میرود که برای زندگی موفق خود را سازگار کنند(آرجون، 2022). پژوهشهای بسیاری بر روی عوامل مؤثر بر سازگاری هیجانی انجام شده است که ما در این پژوهش قصد آن را نداریم که بر روی همه این عوامل متمرکز شویم بلکه سعی بر آن است که بر تعدادی از متغیرها در ارتباط با سازگاری هیجانی مانند ادراک تعارض والدینی[15]، شایستگی رابطه[16] و مهارت های اجتماعی[17] متمرکز شویم که در ادامه به هر یک از این متغیرها خواهیم پرداخت.
یکی از متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش تعارض والدینی است. تعارض والدینی بر سر مسائل مربوط به خانواده یا مستقل از خانواده تجربه رایج در هر خانواده است ( لانگ و آبل[18]، 2018). تعارض یکی از ویژگیهای اجتناب ناپذیر تعاملات انسانی است (میسوتنو همکاران[19] ، 2017)، و میتواند باعث عدم ارتباط در مورد تربیت فرزند یا رفتارهای ناسازگار هر یک از والدین به دلیل اختلاف نظر در شیوههای رایج فرزندپروری شود (پالمتاگ[20]، 2022). اختلال عملکرد در روابط زناشویی یا والدینی میتواند پیامدهایی در روابط والدین و سازگاری نوجوانانی که در این خانوادهها رشد میکنند، داشته باشد (لانگ و آبل ، 2018؛ مایا و همکاران[21]، 2024). تعارضات و نارضایتی در روابط والدین میتواند به زیر سیستمهای دیگر (به عنوان مثال رابطه والد –نوجوان)؛ در خانواده سرایت کند و در نتیجه خطر تعارضات والدین- فرزند و پیامدهای منفی (مانند سلامتی) برای فرزندان را در ادامه زندگی بههمراه خواهد داشت (هارولد و سیلرز[22]، 2018؛ لو و همکاران[23]، 2019). به عبارتی دیگر تعارض والدینی میتواند احساس استرس، ترس یا عصبانیت را در نوجوان ایجاد کند (مایا و همکاران، 2024). پژوهشهای دیگر در این زمینه نشان داده است تعارض والدین بر سازگاری اجتماعی و عاطفی نوجوانان تأثیر منفی میگذارد (آماتو و سوبولفسکی[24]، 2001؛ مان و گیلیوم[25]، 2004). به طور خاص، قرار گرفتن در معرض تعارضات والدینی در دوران نوجوانی به طور قابل توجهی احتمال افسردگی، اضطراب، نگرانی و کنارهگیری، پرخاشگری و کاهش عزت نفس را در آنان افزایش میدهد (اولاتونجی و ایدمودیا[26]، 2021؛ راس[27]، 2008؛ ترنر و کوپیک[28]، 2006). پژوهش اولاتونجی و ایدمودیا (2021) نشان داد تمامی ابعاد تعارض والدینی با پرخاشگری نوجوانان همبستگی مثبت و معنادار و تمامی ابعاد تعارض والدینی با سلامت روانی آنان همبستگی منفی و معنادار گزارش شد (اولاتونجی و ایدمودیا، 2021).
یکی از متغیرهایی که در ارتباط با سازگاری هیجانی و تعارض والدینی به عنوان متغیر میانجی در مدل مفهومی این پژوهش در نظر گرفته شده است، مهارت اجتماعی است. مهارتهای اجتماعی به عنوان رفتارهای قابل قبول و آموختهشده اجتماعی که منجر به برقراری ارتباط با دیگران و بهبود کیفیت زندگی میشود، تعریف میشود (کینزی و همکاران، 2020؛ به نقل از کریمی عقدا و همکاران، 1403). توانایی یک فرد برای هدایت موفقیتآمیز موقعیتهای اجتماعی، نقش مهمی در ارتقای سازگاری در مسیر زندگی و بهزیستی روانی در طول زمان ایفا میکند. این هدایت موفقیتآمیز موقعیتهای اجتماعی، اغلب مستلزم طیف وسیعی از تواناییهای شناختی، رفتاری و عاطفی است (لمریس و آرسنیو[29]، 2000). برای مثال، پاسخدهی اجتماعی مستلزم پردازش دقیق اطلاعات اجتماعی (شناختی)، گفتگو و تعامل مناسب (رفتاری) و تنظیم احساسات (هیجانات) مؤثر است. به این ترتیب، روشن است که مهارتهای اجتماعی شامل طیف گستردهای از مؤلفهها است که پایه و اساس روابط مثبت را تشکیل میدهد، که به سازگاری روانشناختی در طول عمر کمک میکند(کامپر-دمارکو و همکاران[30]، 2020). در دوران نوجوانی، دوستیهای صمیمی و نزدیک در کانون توجه قرار میگیرند، زیرا نوجوانان زمان بیشتری را با دوستان در مقایسه با دیگران (مثلاً والدین) میگذرانند و تأثیر همسالان در قویترین حد خود است (لودر و همکاران[31]، 2017). در عین حال، نوجوانان در حال شکلگیری هویت خود هستند؛ در نتیجه توسعه مهارتها و حفظ آنها در ارتباط با همسالان برای سازگاری هیجانی نوجوانان حیاتی است. در واقع، زمانی که افراد مهارتهای اجتماعی مناسبی را از خود نشان میدهند (مثلاً اجتماعی بودن)، به احتمال زیاد دوستیهای پایداری خواهند داشت (بوکر و همکاران[32]، 2006). علاوه بر این، مهارتهای اجتماعی مورد نیاز برای حفظ و حمایت از دوستیها با کیفیت بالا (مانند ارتباطات حمایتی)، اغلب به رفتار اجتماعی بیشتر و حسادت کمتر کمک میکند، که میتواند در برابر علائم درونی (مانند اضطراب، افسردگی و غیره) محافظت کند (مانند پارکر و همکاران[33]، 2005). نداشتن دوست یا داشتن دوستیهای مشکل ساز به طور مداوم با سازگاری منفی مرتبط است (به عنوان مثال، مشکلات درونی و بیرونی، روبین و همکاران[34]، 2006). نوجوانانی که رفتار بینظم یا پرخاشگرانه از خود نشان میدهند، بیشتر در روابط با همسالان دست و پنجه نرم میکنند و متعاقباً مشکلات سازگاری هیجانی بیشتری را تجربه می کنند (کامپر-دمارکو و همکاران، 2020). به این ترتیب، مهارتهای اجتماعی با تقویت احساس ارزشمندی و خودپنداره به سازگاری مثبت نوجوانان کمک میکند (کانولی و مک ایزاک[35]، 2009)؛ زیرا نوجوانانی با چالشها و استرسهای خاصی در این دوران در روابط و ارتباطات با دوستان مواجه میشوند که میتواند منجر به سازگاری هیجانی مشکلساز از جمله مصرف مواد، رفتار انحرافی، افسردگی، اضطراب، و اختلال در غذا خوردن شود (کالیبی و فورمن[36]، 2015؛ داویلا[37]، 2008؛ استار و همکاران[38]، 2012). یکی از دلایل احتمالی این سازگاری هیجانی مشکلساز این است که نوجوانان اولیه مهارتهای اجتماعی پیچیدهای برای مدیریت این روابط اجتماعی پیچیده با همسالان ندارند.
در ارتباط بین تعارض والدینی و مهارتهای اجتماعی نیز میتوان گفت مشاجرات و تعارضات بخشی اجتنابناپذیر از زندگی خانوادگی هستند و تعارضات والدین یکی از مهمترین عوامل والدین محور است که بر محیط خانه کودکان و نوجوانان تأثیر منفی میگذارد (هوسوکاوا و کاتسورا[39]، 2017). مطابق با نظریه مدل کار[40]، نظریه یادگیری اجتماعی[41] (بندورا[42] ، 1989؛ باراهال[43] و همکاران، 1981)، به طور کلیتر نحوه شکل دادن والدین به رشد و رفتار فرزندشان در نظریه یادگیری اجتماعی بیان شده است. نوجوانان از طریق ارتباط با والدین، تقلید از آنها و واکنش به رفتار و نگرش آنها از والدین خود یاد میگیرند (بیلمان[44] و همکاران ، 2023). در نتیجه مشاهده و تمرین مهارتهای اجتماعی و رفتار حل تعارض در محیط خانواده منجر به تعدادی فرصت یادگیری میشود. از اینرو، نوجوانانی که والدینی با سابقه تعارض زناشویی زیادی دارند، فرصت کمتری برای مشاهده و یادگیری مهارتهای اجتماعی مثبت و رفتار حل تعارض مرتبط با روابط رضایتبخش و طولانی مدت دارند. در نتیجه این نوجوانان احتمالاً رفتاریهای بین فردی را یاد میگیرند و باورهایی در آنان ایجاد میشود که خطر بی ثباتی یا تعارض را در روابط بعدی آنها افزایش میدهد. نوجوانی به طور خاص به عنوان زمان مهمی برای یادگیری، رشد و حفظ مهارتهای اجتماعی شناخته شده است (هس[45]، 2022). اثرات داشتن مهارتهای اجتماعی ناکافی با افزایش سن برجستهتر میشود. شایستگی درک شده نوجوانان در روابط با همسالان تحت تأثیر مهارتهای اجتماعی آنها است. به عنوان مثال، نتایج پژوهشها حاکی از همبستگی مورد انتظار بین اضطراب برای انجام کار، فراوانی انجام مهارتهای اجتماعی، احساس عمومی خود ارزشی و پذیرش اجتماعی است. از اینرو، نوجوانان فاقد مهارتهای اجتماعی، فرصت کمتری برای توسعه چنین مهارتهایی در روابط خواهند داشت که در نتیجه احساس کارآمدی اجتماعیاش به طور کلی کاهش مییابد (هس، 2022). به دلیل انتقالهای اجتماعی متعددی که مشخصه اواخر نوجوانی است، تأثیر تعارض والدینی بر واکنشهای عاطفی و شناختی-اجتماعی ممکن است در این مرحله از زندگی مشهودتر باشند (دیوید و مورفی[46]، 2004). پژوهشی همچنین نشان میدهد که نوجوانانی که در معرض اختلال عملکرد بین فردی والدین خود قرار میگیرند ممکن است اضطراب بیشتری را در مورد مشارکت در روابط اجتماعی خود تجربه کنند و از مشارکت در روابط خود اجتناب کنند. ناتوانی درک شده نوجوانان متأخر در شرکت در تعاملات اجتماعی خارج از خانواده باعث افزایش احساس تنهایی آنها میشود (راس، 2008). در این زمینه میتوان گفت نوجوانان نه تنها عبارات عاطفی بزرگسالان را مشاهده میکنند و از آنها میآموزند بلکه از تلاش آنها برای تنظیم احساسات خود نیز یاد میگیرند (زینسر و همکاران[47]، 2021).
متغیر دیگری که در ارتباط سازگاری هیجانی و تعارض والدینی به عنوان دیگر متغیر میانجی در نظر گرفته شد شایستگی رابطه است. شایستگی رابطه، الگوهای از رفتارهای اجتماعی هستند که به افراد برای مذاکره و عملکرد مؤثر در روابط همسالان و سایر افراد و رسیدن به اهداف خاص در موقعیتهای اجتماعی کمک میکنند. نشانگرهای ثابت در عملیاتی کردن شایستگی رابطه شامل توانایی ایجاد و حفظ دوستیها، تقویت محبوبیت و پذیرش اجتماعی و توسعه مهارتها در ارتباط با همسالان است (هابر و همکاران[48]، 2019؛ به نقل از باباخانی و پرندین، 1402؛ آدامچیک و پیلارسکا[49]، 2012). بنابراین، شایستگی رابطه ممکن است بهعنوان توانایی انجام رفتار در موقعیت اجتماعی، ایجاد یا حفظ پیوندها از طریق (1) افزایش تمایل به برقراری یک ارتباط (2) برانگیختن همدردی، علاقه، تسهیل افشای متقابل (3) توانایی در نظر گرفتن دیدگاه دیگران در مورد یک موقعیت و (4) یادگیری از تجربیات گذشته و به کارگیری آن یادگیری در تعاملات اجتماعی در نظر گرفته شود (آدامچیک و پیلارسکا، 2012؛ احمد و امین، 2019).
در همین راستا، تئوریهای تنظیم هیجان بر ماهیت انطباقی توانایی تنظیم پریشانی، حفظ و حس منسجم و مثبت از خود تأکید دارند. به طور کلی، تنظیم هیجان شامل توانایی تجربه و بیان طیفی از احساسات و تعدیل آن به روشهای مناسب آن زمینه است. در تنظیم ضعیف هیجان به عنوان مثال افراط در تجربه یا بیان عاطفی (بیش از حد یا محدود )، احساسات نامناسب با شرایط و یا عدم هماهنگی عاطفی (با خود و یا دیگران) نشان داده میشود(تورل و گنتاز[50]، 2018). توانایی سازگاری خود و احساسات در پاسخ به تجارب رابطه (مثلاً تحمل نتایج نامطلوب، کنترل نشخوار فکری، حفظ عزت نفس، تعادل فردیت و صمیمیت)، همگی از جنبههای عملکردی است که به عنوان مؤلفههای شایستگی رابطه تعبیر شدهاند. نوجوانانی که والدینشان از ازدواج خود ناراضی هستند، تعارضات زیادی دارند، رضایت کمتری را والدین آنان گزارش میدهند ممکن است نگرشهای ناسازگاری در نوجوانان ایجاد کند و در یادگیری مهارتهای لازم برای شایستگی رابطه در زندگی خود شکست بخورند (داویلا[51] و همکارن، 2009).
بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، نوجوانی دوره رشد سازگاری هیجانی است که برای عملکرد حال حاضر و دوران بزرگسالی بسیار مهم است (مولرینی[52] و همکاران، 2021). از اینرو، روانشناسان خطرات و عوامل حفاظتی متعددی از جمله فرایندهای خانوادگی(تانی و همکاران[53]، 2017)، روابط با همسالان، محیط اجتماعی و ویژگیهای شخصی (میلر اسلاو[54] و همکاران، 2020) را توصیف کردهاند که برای سازگاری روانی -اجتماعی نوجوانان مهم است. محیط خانواده اولین محیطی است که الگوهای جسمی، عاطفی و شخصیتی فرد در آن پیریزی میشود و نقش مهمی در تعالی و پیشرفت او ایفا میکند. محیط خانواده به عنوان مهمترین عامل در اجتماعی شدن کودک و نوجوان و عامل کلیدی مؤثر بر نگرشها و رفتارهای آنان شناخته میشود (چنگ[55] و همکاران، 2024). جامعهپذیری و مسئولیت توسط سه مکانیسم تقلید، تلقین و آموزش محقق میشود، این مکانیسمها در گذر از رفتارها، کنشها و گفت وگوی والدین با فرزندان صورت میگیرد. فقدان آزادی عمل، مشورت و ارتباطات کلامی باعث میشود که از عزت نفس شخص کاسته شده و فرد در جامعهپذیری و قبول مسئولیت با مشکل مواجه شود. لذا انجام یک پژوهش در جهت شناخت عوامل مؤثر بر سازگاری هیجانی نوجوانان دارای اهمیت و ضرورت پژوهشی است. از اینرو، با توجه به موارد گفته شده همانطور که در شکل 1 مشخص است این پژوهش بر آن است که به این سؤال پاسخ دهد آیا مهارتهای اجتماعی و شایستگی رابطه اجتماعی میتواند در رابطه بین ادارک تعارض والدین و سازگاری هیجانی در نوجوانان نقش میانجی داشته باشد؟ شکل 1 مدل مفهومی این پژوهش را در رابطه با مباحث مطرح شده نشان میدهد.
|
ادراک تعارض والدینی |
|
شایستگی رابطه اجتماعی |
|
مهارت های اجتماعی |
|
سازگاری هیجانی نوجوانان |
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روش
پژوهــش حاضــر از نــوع توصیفــی-همبســتگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع دبیرستان دوره اول و دوم (دخترانه و پسرانه) شهرستان شهرکرد برابر با 22450 نفر در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه لازم برای معادلات ساختاری معمولاً از قوانین سرانگشتی، محاسبه آنلاین و نرم افزارهای تعیین حجم نمونه استفاده میشود. در پژوهش حاضر حجم نمونه با استفاده از نرم افزار G*Power و با در نظر گرفتن آلفای استاندارد 05/0، اندازه اثر متوسط 08/0 به اندازه 341 نفر تعیین شد که به دلیل احتمال وجود پرسشنامههای مخدوش به 390 نفر افزایش یافت. روش نمونهگیری در این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انجام شد. بدین صورت که از بین تمامی دبیرستانهای دوره اول و دوم شهرستان شهرکرد، 8 دبیرستان دخترانه و 8 دبیرستان پسرانه به صورت تصادفی انتخاب و از هر مدرسه سه کلاس به شیوه تصادفی با توجه ملاکهای ورود که عبارتند از 1) دانشآموز مقطع اول و دوم دوره دبیرستانی 2) ساکن شهرستان شهرکرد بودن 3) تمایل داشتن به شرکت در پژوهش و شرایط خروج، عدم تمایل به شرکت در پژوهش و پاسخ ندادن به اکثر سؤالات پرسشنامهها تعیین گردیده بود، انتخاب شدند. برای رعایت اصول اخلاقی در ابتدا مواردی از جمله دادن آگاهی در مورد پژوهش، نحوه اجرا، اصل رازداری، حق انتخاب همکاری و حق انصراف در حین پاسخ دادن به سوالات پرسشنامه در ابتدا و و برای آزمودنیها به طور کامل در سر کلاسها و در همان ابتدا شرح داده شد و از آنان خواسته شد در صورتی که با توجه به موارد گفته شده حاضر به همکاری در این پژوهش هستند اعلام آمادگی نمایند و در صورتی که به هر دلیلی حاضر به شرکت در این پژوهش نیستند اعلام کنند و سپس پرسشنامهها بین آنان توزیع شد. لازم به ذکر است برای اطمینان از اینکه دادهها در موقع تجزیه و تحلیل کمتر از حداقل نمونه محاسبه شده نباشد، پژوهشگران 390 پرسشنامه بین آزمودنیها توزیع کردند که در هنگام بررسی 10 پرسشنامه با وجود اینکه پژوهشگر هم تاکید زیادی به پاسخ دادن به کل پرسشنامه بارها داشت اما اکثر سوالات بی پاسخ مانده بود که از روند تجزیه و تحلیل کنار گذاشته شد و تحلیل دادهها با 380 پرسشنامه صورت پذیرفت. سطح توصیفی جهت سنجش متغیرهای پژوهش از میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در سطح استنباطی جهت بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری بود. نرم افزار تحلیل دادهها برنامه SmartPLS, SPSS26 بود.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس ادراک نوجوان از تعارض بین والدین[56] (CPIC): این مقیاس توسط گریچ و همکاران[57] ( 1992) در 51 گویه در طیف لیکرت 3 درجهای از درست (2)، گاهی اوقات درست (1) و غلط (0) و در دامنه نظری نمرههای 0 الی 102 طراحی شد. این مقیاس بر مبنای الگوی چارچوب شناختی مبتنی بر بافت، برای سنجش نحوه نگرش یا ادراک نوجوانان به تعارضات بین والدینی ساخته شد. گریچ و همکاران (1992) روایی این مقیاس را به روش آزمون-باز آزمون در طی دو هفته بر روی نمونه کوچکی از نوجوانان (44 نفر) برای سه زیر مقیاس تعارض= 70/0، تهدید= 68/0 و سرزنش خود= 76/0 و پایایی به روش آلفای کرونباخ برای عاملهای مختلف بین 61/0 تا 83/0 گزارش کردند (گریچ و همکاران، 1992). در ایران، صلواتی و شکری (1394) همبستگی مثبت و معنادار بین تعارض و افسردگی بک نسخه کودکان (28/ r=0و01/ 0 P<) گزارش کردند که نشان از روایی همگرای این مقیاس بود. پایایی این مقیاس با روش آلفای کرونباخ برای عاملهای (ویژگیهای تعارض= 77/0، تهدید= 61/0 و سرزنش خود= 84/0) گزارش شد. در این پژوهش از نمره کل این مقیاس استفاده شد و ضریب پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ 83/0 گزارش میشود.
ب) مقیاس مهارتهای اجتماعی[58]( MESSY): این مقیاس توسط ماتسون و همکارانش[59] (1983) در 56 گویه در طیف لیکرت 5 درجهای از هرگز (1) تا همیشه (5) برای سنجش سواد اجتماعی افراد 4 تا 18 ساله ساخته شد. این مقیاس مهارتهای اجتماعی مناسب، رفتارهای غیر اجتماعی، پرخاشگری، برتری طلبی و رابطه با همسالان را اندازهگیری میکند. نمرات بالاتر در هر بعد نشان دهنده مهارت اجتماعی بالاتر در آن بعد خواهد بود و برعکس. حداقل و حداکثر نمره برای کل مقیاس برابر با 280تا 56 است. ماتسون و همکاران (1983) روایی این مقیاس را بر اساس روش تصنیف یا دو نیمه کردن آزمون برابر با 78/0 گزارش و همچنین تئودورو و همکاران (2005) پایایی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ بین 87/0 تا 74/0 و کل مقیاس را 85/0 گزارش دادند(تئودورو و همکاران[60]، 2005). در ایران یوسفی و خیر (1381) برای تعیین روایی سازه این مقیاس، از روش آماری تحلیل عاملی استفاده کردند. تحلیل عوامل ابتدا با استفاده از شیوه مؤلفه اصلی صورت گرفت. مقدار ضریب KMO برابر با 86/0 بود و بیانگر کفایت نمونه آزمودنیها به منظور انجام تحلیل عاملی میباشد. همچنین مقدار آزمون کرویت بارتلت برابر با 298/ 10433و در سطح 001/0= P معنیدار بود (یوسفی و خیر، 1381 به نقل از حجتی و همکاران، 1401). حجتی و همکاران (1401) پایایی به روش آلفای کرونباخ برای مؤلفههای کل مقیاس 80/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ضریب پایایی کل مقیاس 91/0 برآورد شد.
ج) مقیاس شایستگی اجتماعی[61](SCQ): پرسشنامه شایستگی اجتماعی توسط اسمارت و سانسون[62] (2003) در 17 آیتم و 5 زیر مقیاس شامل جرأتورزی، همکاری، همدلی، مسؤلیتپذیری و خود کنترلی طراحی شد. پاسخدهندگان به این مقیاس در یک طیف لیکرت 5 درجهای از هرگز تا همیشه پاسخ میدهند. اسمارت و سانسون (2003) بهمنظور بررسی روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده کرد که نتایج در تمامی شاخصها بیانگر نیکویی برازش الگو بوده است. همچنین ضریب پایایی این پرسشنامه را آنان در دامنه 60/0 تا 78/0 گزارش کردند. در ایران روایی سازه این پرسشنامه در پژوهش کیانی (1394) بر اساس مدل تائیدی برای تمام شاخصها 81/0 گزارش شد (کیانی، 1394 به نقل از کرسوی و صدوقی، 1394). همچنین در پژوهش کرسوی و صدوقی (1399) مقدار آلفای کرونباخ این پرسشنامه 80/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 91/0 برآورد شد.
د) مقیاس سازگاری هیجانی[63](EAS) : این پرسشنامه توسط رابیو و همکاران[64] (2007) در 28 گویه و در دو زیر مقیاس به نامهای فقدان نظم بخشی انگیختگیهای هیجانی و فیزیولوژیک و ناامیدی و تفکر آزمندانه در یک طیف لیکرت 6 درجهای از کاملاً موافقم (1) تا کاملاً مخالفم (6) طراحی شد. رابیو وهمکاران (2007) نتایج پراکندگی مشترک بین اندازههای مقیاس سازگاری هیجانی با اندازههای فهرست شخصیت ایزنگ (1975) و پرسشنامه پنج عامل کاپرارا و همکاران (1993) از روایی همگرای این مقیاس به صورت تجربی حمایت کرد. همچنین ضریب همسانی درونی مقیاس سازگاری هیجانی را آنان 89/0 گزارش دادند. در ایران شکری و همکاران (1395) به منظور بررسی روایی از روایی سازه استفاده کردند که نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد سازگاری هیجانی با زیرمقیاسهای واکنشپذیری نسبت به استرس ادراکشده و نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت، بهطور تجربی از روایی سازه این مقیاس حمایت کرد. همچنین آنان ضرایب همسانی درونی را 91/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 92/0 گزارش میشود.
یافتهها
جدول1. یافتههای جمعیت شناختی
|
متغیر |
میانگین |
||
|
جنسیت |
دختر |
9/53 |
|
|
پسر |
1/46 |
|
|
|
مقطع تحصیلی |
متوسطه اول |
1/28 |
|
|
متوسطه دوم |
9/71 |
|
|
|
میانگین سن (سال) |
96/15 |
|
|
|
میانگین معدل |
39/18 |
|
|
|
میانگین تعداد اعضای خانوار |
43/4 |
|
|
در جدول 1. یافتههای جمعیت شناختی نمونه پژوهش حاضر آورده شده است.
جدول2. شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش پاسخ دهندگان
|
نام متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
حداقل |
حداکثر |
|
شایستگی رابطه |
67/3 |
540/0 |
94/1 |
00/5 |
|
ادارک تعارض بین والدین |
65/1 |
230/0 |
19/1 |
46/2 |
|
مهارتهای اجتماعی |
80/3 |
460/0 |
16/2 |
98/4 |
|
سازگای هیجانی |
66/3 |
970/0 |
39/1 |
64/5 |
جدول 2. شاخص آمار توصیفی را برای هر یک از متغیرهای پژوهش نشان میدهد. نتایج حاکی از آن است که میانگین « شایستگی رابطه»، « ادارک تعارض بین والدین»، « مهارتهای اجتماعی» و « سازگای هیجانی » به ترتیب برابر 67/3، 65/1، 80/3 و 66/3 بوده است.
مدل پژوهش با استفاده مدلسازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. مدلسازی معادلات ساختاری[65] (SEM) ترکیبی از روشهای چند متغیره آماری است که امکان بررسی ارتباطات میان چندین متغیر را بطور همزمان فراهم میسازند. دو رویکرد مهم در مورد SEM، مدلسازی مبتنی بر کواریانس(CB) و مدلسازی بر اساس حداقل مربعات جزئی[66] (PLS) است. رویکرد PLS در بسیاری از موارد کاربردیتر از رویکرد CB است. به طور مثال زمانیکه تعداد متغیرها نسبت به تعداد دادهها در مدل زیاد است یا نقش میانجی مورد بررسی قرار میگیرد، رویکرد PLS پیشنهاد میشود از این رو از این مدلسازی در این پژوهش استفاده شد. در ادامه جدول 3. همبستگی و شاخص AVE (ماتریس فورنل و لارکر) آمده است.
جدول 3. همبستگی و شاخص AVE (ماتریس فورنل و لارکر)
|
نام متغیر |
شایستگی رابطه |
ادراک تعارض بین والدین |
مهارتهای اجتماعی |
سازگای هیجانی |
شاخص AVE |
|
شایستگی رابطه |
725/0 |
|
|
|
525/0 |
|
ادراک تعارض بین والدین |
***224/0- |
728/0 |
|
|
531/0 |
|
مهارتهای اجتماعی |
***479/0 |
***408/0- |
772/0 |
|
597/0 |
|
سازگای هیجانی |
***374/0 |
***456/0- |
***626/0 |
745/0 |
558/0 |
***معنی داری در سطح 001/0 **معنی داری در سطح 01/0 *معنی داری در سطح 05/0
نتایج همبستگی و ماتریس فورنل و لارکر در جدول 3 آمده است. جهت بررسی روایی واگرای مدل اندازهگیری، از معیار فورنل-لارکر استفاده گردیده است. بر اساس این معیار، روایی واگرای قابل قبول یک مدل حاکی از آن است که یک سازه در مدل، نسبت به سازههای دیگر تعامل بیشتری با شاخصهایش دارد. فورنل و لارکر (1981) بیان میکنند؛ روایی واگرا وقتی در سطح قابل قبولی است که میزان جذر AVE برای هر سازه بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن سازه و سازههای دیگر در مدل باشد. بررسی این امر بهوسیله ماتریسی حاصل میشود که خانههای این ماتریس حاوی مقادیر ضرایب همبستگی بین سازهها و جذر مقادیر AVE مربوط به هر سازه است. براساس نتایج بهدستآمده از همبستگیها و جذر AVE که بر روی قطر جدول 3 قرار داده شده میتوان روایی واگرا مدل در سطح سازه را از نظر معیار فورنل- لارکر نتیجه گرفت. همچنین در جدول 3 روایی همگرا مدل اندازهگیری ارائه شده است. روایی همگرا معیار دیگری است که برای برازش مدلهای اندازهگیری در روش مدلسازی معادلات ساختاری بکار برده میشود. فورنل و لارکر (1981) استفاده از متوسط واریانس استخراجشده (AVE) را بهعنوان معیاری برای اعتبار همگرا پیشنهاد کردهاند. معیاری که حد مطلوب آن بیشتر یا مساوی 5/0 میباشد. همانطوری که در جدول 3 ملاحظه میگردد نتایج، نمایانگر مناسب بودن معیار روایی همگرا (AVE) میباشد.
برازش مدل به منظور بررسی فرضیه های اصلی پژوهش
پس از بررسی شاخصهای اولیه جهت برازش مناسب مدل، در این بخش مدل پژوهش برازش داده میشود. پیش از آن در جدول 4 شاخصهای نیکویی برازش مدل پژوهش آمده است. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل با توجه به معیارهای برآورد یابی دارد. زیرا در تمامی شاخصهای نیکویی برازش در حد قابل قبولی قرار دارد.
|
نام شاخص |
مقدار |
|
GOF (نیکویی برازش) |
347/0 |
|
میانگین R Square (ضریب تعیین) |
482/0 |
|
میانگین RMSE (میانگین ریشه مربعات خطای پیشبینی) |
325/0 |
|
میانگین MAE (میانگین خطای مطلق متوسط) |
159/0 |
|
میانگین ME (میانگین خطای برآورد) |
000/0 |
|
Q2 (ضریب تعیین پیشبینی) |
411/0 |
پس از تائید مطلوبیت شاخصهای نیکویی برازش، شکل 1 و شکل 2 مدل برازش شده پژوهش را بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری نشان میدهد. در شکل 1، ضرایب مدل نشان میدهد که رابطه بین متغیرها که ارتباط ادراک تعارض والدین با سایر متغیرها منفی و رابطه شایستگی رابطه، مهارتهای اجتماعی و سازگاری با یکدیگر رابطه مثبت بوده است. نتایج بدست در شکل 2، نشان میدهد که برای تمامی رابطهها آماره t بیش از 96/1 بوده است.
***معنی داری در سطح 001/0 **معنی داری در سطح 01/0 *معنی داری در سطح 05/0
شکل2. دیاگرام مسیر مدل پژوهش (بار عاملی)
***معنی داری در سطح 001/0 **معنی داری در سطح 01/0 *معنی داری در سطح 05/0
شکل3. دیاگرام مسیر مدل پژوهش(آماره t)
نتایج رابطه بین متغیرهای پنهان که در شکل 2 و شکل 3 آمده به همراه آماره t در جدول 5 جهت بررسی فرضیههای برآمده از مدل پژوهش آمده است.
جدول 5 نتایج مدل پژوهش برای بررسی رابطه بین متغیرها
|
رابطه |
شاخص هم خطی(VIF) |
ضریب (اثرمستقیم) |
ضریب (اثرغیرمستقیم) |
اندازه اثر |
آماره t |
P-مقدار |
|
ادارک تعارض والدینی شایستگی رابطه
|
00/1 |
212/0- |
212/0- |
245/0 |
38/4- |
000/0 |
|
ادراک تعارض والدینی مهارتهای اجتماعی |
00/1 |
397/0- |
397/0- |
336/0 |
31/8- |
000/0 |
|
ادراک تعارض والدینی سازگاری هیجانی |
29/1 |
237/0- |
213/0- |
267/0 |
35/5- |
000/0 |
|
سازگاری هیجانی |
59/1 |
093/0 |
093/0 |
159/0 |
99/1 |
000/0 |
|
مهارتهای اجتماعی سازگاری هیجانی |
93/1 |
486/0 |
486/0 |
413/0 |
54/9 |
000/0 |
پژوهش به منظور نتیجهگیری در مورد روابط بین متغیرها در جدول 5 آمده است. در این جدول، قدرمطلق آماره t (35/5-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض سازگاری هیجانی » بیش از 96/1 بوده است. از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 237/0-) بوده است. از این رو در سطح اطمینان 95 درصد میتوان گفت: بین تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان رابطه وجود دارد. قدرمطلق آماره t (31/8-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض مهارتهای اجتماعی» بیش از 96/1 بوده است از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 397/0-) بوده است. قدرمطلق آماره t (38/4-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض شایستگی رابطه» بیش از 96/1 بوده است. از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 212/0-) بوده است. از این رو در سطح اطمینان 95 درصد میتوان گفت: بین تعارض والدینی با مهارتهای اجتماعی و شایستگی رابطه نوجوانان رابطه وجود دارد.
به منظور بررسی نقش میانجی مهارتهای اجتماعی و شایستگی رابطه از آزمون جایگشت استفاده نمودیم. نتایج این آزمون به شرح جدول ذیل آمده است.
جدول 6 نتایج آزمون جایگشت
|
رابطه |
P-مقدار |
|
ادراک تعارض والدینی مهارتهای اجتماعی سازگاری هیجانی |
000/0 |
|
ادراک تعارض والدینی شایستگی رابطه سازگاری هیجانی |
000/0 |
نتایج آزمون در جدول 6 حاکی از آن است که P مقدار در آزمون جایگشت برای هریک از روابط « ادارک تعارض بین والدین مهارتهای اجتماعی سازگاری هیجانی » و « ادارک تعارض بین والدین شایستگی رابطه سازگاری هیجانی» کمتر از 05/0 است از این رو: بین سازگاری هیجانی بر اساس تعارض والدینی با میانجیگری مهارتهای اجتماعی و شایستگی رابطه نوجوانان رابطه وجود دارد.
بحث و نتیجهگیری
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان: با میانجیگری مهارتهای اجتماعی و شایستگی رابطه اجتماعی بود.
نتایج نشان داد بین ادارک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی رابطه وجود دارد که با نتایج پژوهشهای لانگ و آبل (2018)، مایا و همکاران (2024)، اولاتونجی و ایدمودیا (2021)، ترنر (2006) مان و گیلیوم (2004) و آماتو و سوبولفسکی (2001) همسو بود. نتایج این پژوهشها همانند نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که بین تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان رابطه منفی وجود دارد. به طور خاص نتایج پژوهش ترنر (2006) نشان داد کودکان و نوجوانانی که در معرض تعارضات بین والدین بودند به طور قابل توجهی افسردگی بیشتر و کاهش عزتنفس را گزارش میدادند. در تبیین این رابطه میتوان به سه نکته اشاره کرد، نکته اول، تعارض بین والدین احتمالاً منجر به روشها و شیوههای فرزندپروری ضعیف در ارتباط با کودکان و نوجوانان شود که همین امر ممکن است مانع اجتماعی شدن و سازگاری صحیح و مناسب برای آنان شود؛ نکته دوم، روابط متشنج و غیرحمایتی که با والدین ایجاد میشود منجر به الگوسازی از رفتار والدین و تمرکز بر روی این نوع رفتارها از سوی نوجوانان میشود. در نتیجه این احتمال وجود دارد این الگوهای مشابه را در رابطه با همسالان یا در آینده در ارتباط با همسر خود در روابط زناشویی ایجاد کنند. بنابراین، نوجوانان کمتر قادر به برقراری روابط حمایتی با دیگران میشود و ممکن است فشارهای مزمن زیادی که منجر به اضطراب و استرس و سایر موارد میشود را در این روابط تجربه کنند. در همین رابطه نتایج پژوهش آماتو و سوبولفسکی (2001) نشان از ارتباط بین اختلافات زناشویی و کیفیت ضعیف و پایین روابط بین نوجوانان با والدین بود. بنابراین، تعارض بین والدینی ممکن است به روابط با فرزندان سرایت کند و/یا روابط والدین و فرزند ممکن است به دلیل وفاداری تقسیم شده با والدین تیره شود. اگرچه ممکن است که همین فرآیندها درک حمایت والدین را از نوجوانان نیز کاهش دهند،. نکته سوم، تعارض بین والدین به عنوان یک استرس مزمن شناخته میشود که عزت نفس و احساس تسلط نوجوانان را بر خود و وقایع از بین میبرد و این احساس کم توجهی به خود و کنترل شخصی تا بزرگسالی ادامه مییابد.
دیگر یافته این پژوهش از ارتباط مثبت و معنادار بین مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی حاکی بود که با پژوهشهای کامپر-دمارکز (2020)، کالیبی و فورمن (2015)، داویلا (2008)، استار و همکاران، (2012)، پارکر (2005) و روبین (2006) همخوانی داشت. در تبیین این رابطه میتوان گفت نوجوانی یک دوره انتقالی است که با انبوهی از تغییرات فیزیکی، شناختی، عاطفی و رفتاری همراه با تغییرات در زمینهها و انتظارات اجتماعی مشخص میشود. در طول دوران نوجوانی، دوستان در برآوردن نیازهای اجتماعی منحصربهفرد، مانند نیاز به محبت، صمیمیت، همراهی و مراقبت نقش و اهمیت بسزایی پیدا میکنند، از اینرو روابط با دیگران نیازمند مهارتهای جدید و پیچیدهتر بین فردی است. در همین رابطه هانسن و همکاران (1995) روشهای مختلفی را برجسته میکند که در تعاملات اجتماعی نقش مهمی در سازگاری روانی نوجوان ایفا میکند، از جمله (الف) ایجاد سیستمهای حمایتی برای نیازهای عاطفی و اجتماعی؛ ب) توسعه قضاوت اخلاقی و ارزشهای اجتماعی؛ ج) بهبود یا حفظ عزت نفس؛ (د) ارتقای شایستگی بینفردی و رفتار اجتماعی بزرگسالان؛ (ه) توسعه ادعای استقلال که به جدایی از خانواده کمک میکند؛ (و) تفریح؛ (ز) ارتقاء موقعیت اجتماعی در گروه همسالان؛(ح) ایجاد نگرشها، علایق و رفتارهای جنسیتی. با توجه به اهمیت آنها در این دوره رشدی، روابط ضعیف با همسالان در نوجوانی با طیف وسیعی از مشکلات سازگاری همراه است. به عنوان مثال، نوجوانانی که توسط همسالان خود پذیرفته نمیشوند، بیشتر احتمال دارد که مدرسه را ترک کنند (پارکر و آشر، 1987). افرادی که مهارت اجتماعی ضعیف و رفتار پرخاشگرانه دارند در معرض خطر ابتلا به تعدادی از مشکلات به اشکال مختلف ناسازگاری اعم از مشکلات عاطفی (مانند اضطراب، افسردگی، کاهش احساس ارزشمندی) تا رفتارهای ضد اجتماعی (مثلاً مصرف مواد و فعالیتهای بزهکارانه) هستند (دوج و همکاران، 2006) از اینرو سازگاری هیجانیشان به خطر میافتند. بنابراین میتوان گفت مهارتهای اجتماعی برای توسعه و حفظ روابط بین فردی خصوصاً در دوران نوجوانی بسیار مهم است. به نظر میرسد که داشتن مهارتهای اجتماعی یک عامل مهم تعیین کننده برای سازگاری هیجانی است. سازگاری که در دوران نوجوانی خود را به صورت احساس تنهایی، کمرویی یا اضطراب اجتماعی نشان می دهد. بنابراین اگر نوجوانی مهارتهای اجتماعی بالایی داشته باشد از طریق ایجاد و حفظ روابط بین فردی با کیفیت بالا با دیگران میتواند سلامت و سازگاری هیجانی خود را نیز حفظ کند.
دیگر یافته این پژوهش از ارتباط مثبت و معنادار بین شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی حاکی بود که با پژوهشهای آدامچیک و پیلارسکا (2012) ؛ داویلا و همکاران (2009) ؛ لیری (1990)؛ بوهرمستر (1990)؛ گیبل و شین (2000) همخوانی دارد. در تبیین این رابطه میتوان گفت با توجه به اهمیت نظری مشارکت اجتماعی در پیشبینی سلامت روانی، تعجبآور نیست که شایستگی رابطه هم احتمالاً پیش بینی کننده سازگاری عاطفی بود (لیری، 1990). یافته کنونی با تحقیقات قبلی که نشان میدهد ارزیابی ذهنی نوجوانان از شایستگی آنها در ایجاد و حفظ روابط نزدیک با همسالان به طور مثبت با سلامت عاطفی ( بوهرمستر، 1990) و عزت نفس مرتبط است (کانولی و کونارسکی، 1994) و ارتباط منفی با علائم افسردگی دارد، به نوعی همخوانی دارد (گیبل و شین، 2000). شایستگی رابطه یکی از پیامدهای رابطه والدین و نوجوانی است. شایستگی رابطهای پایهای است که انتظارات برای تعامل آینده بر اساس آن ساخته میشود، زیرا نوجوانان درک رفتار خود را نسبت به سازگاری اجتماعی با دیگران، بهویژه خانواده و دوستان بر اساس آنها شکل و توسعه میدهند. کیفیت روابط نوجوانان به سازگاری موفق آنان در جامعه کمک میکند. هنگامی که والدین حمایت میکنند، روابط تقویت میشود و فرصتهای بزرگی را برای نوجوانان ایجاد میکند تا مهارت های اجتماعی خود را تقویت کنند و از همسالان خود نیز بهرهمند شوند در واقع، احساس شایستگی رابطه، احساس رشد شخصی را برای فرد فراهم میکند و فرد را قادر میسازد تا در دایره اجتماعی خود سازگارتر شود. به عبارتی دیگر هنگامی که شایستگی رابطه نوجوانان در سطح بالایی فرا گرفته شود احتمال اینکه فرد ارتباط بسیار خوبی بتواند با والدین خود برقرار کند بسیار بالا است در نتیجه از سوی والدین نیز پذیرفته میشود و این ادراک در نوجوان شکل گیرد که مهم نیست من چه کاری انجام میدهم مهم این است که از سوی والدینم بدون قید و شرط پذیرفته میشوم و همین امر به سازگاری هیجانی او نیز کمک بسیاری میکند. از سوی دیگر همانطور که گفته شد نوجوانان در این دوره به شدت تحت تأثیر روابط اجتماعی خود قرار میگیرند که این امر میتواند بر بازنمایی خود و در نتیجه بر سطح عزت نفس آنان تأثیر بگذارد. در نتیجه شایستگی رابطهای به آنان کمک میکند با دوستان خود بتوانند ارتباط بسیار خوبی برقرار کنند و در نتیجه بهبود سازگاری هیجانی نوجوانان نیز به بهمراه دارد.
دیگر ﻧﺘﺎﯾﺞ این پژوهش ﻧﺸﺎن داد مهارتهای اجتماعی میﺗﻮاﻧﺪ در راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ تعارض والدین و سازگاری هیجانی نقش میانجی داشته باشد. اگرچه پژوهشهای مشخصی در این رابطه وجود ندارد اما نتایج برخی از پژوهشها از ارتباط منفی بین ادراک تعارض بین والدینی با مهارتهای اجتماعی (ریجیو، 2004) و سازگاری هیجانی حاکی است (گریچ و فینچام، 1990؛ ترنر، 2006) که با نتایج این پژوهش همسو هستند. والدین خصوصاً پدر ممکن است نقش مهمی در اکتشاف محیط و موقعیتهای جدید از جمله تجربیات اجتماعی برای کودکان ایفا کنند. از سوی دیگر والدین خصوصاً ارتباط بهتر با مادر، پیشبینیکننده رفتار حل تعارض سازگارتر است، که به نوبه خود سازگاری هیجانی را ارتقا میدهد. طبق تحقیقات قبلی، زمانی که مشکلات و موانعی برای کودک به وجود میآید، مادر ممکن است در درجه اول به عنوان یک پایگاه امن عمل کنند (گروسمن و همکاران، 2002). بنابراین روابط خوب کودک با والدین منجر به این امر میشود تا با حفظ این الگوها تا بزرگسالی به افراد در چگونگی به کارگیری مهارتهای خوب در برقراری روابط بین فردی و افزایش و بهبود مهارتهای اجتماعی کمک بسیار زیادی شود. با توجه به اهمیتی که در مورد نقش پدر و مادر بیان شد به نظر میرسد وجود تعارض بین والدین و قرار گرفتن نوجوانان در معرض این تعارضات در ارتقای مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی آنان خلل ایجاد کند. به عنوان مثال اهمیت مهارتهای اجتماعی در دوران نوجوانی بسیار مهم است زیرا توانایی درک شده فرد در مهارتهای اجتماعی و مدیریت تعارضات و روابط بین فردی نه تنها برای شروع و حفظ روابط رضایت بخش با همسالان، بلکه برای احساس کلی فرد از خود نیز مهم است. به عنوان مثال، نتایج تحقیقات نشان داد، افراد با مهارتهای اجتماعی پایینتر تمایل دارند خود را منفیتر ببینند؛ درگیریهای بلندمدت و حلنشده نوجوانان با همسالان با بیثباتی مداوم رابطه مرتبط است (هاولی و همکاران[67] ، 2002 ؛ سیلسن و بلمور[68]، 2002). بنابراین مهارتهای اجتماعی منجر به ایجاد و حفظ گروهها و دوستیهای و حمایت اجتماعی میشود و در نهایت سلامتی و سازگاری هیجانی نوجوانان را ارتقا میدهد.
با اینحال، هیچ پژوهشی تا به امروز به این ساختارها در یک مدل منسجم نگاه نکرده است. یافتههای مربوط به یافته مورد بررسی، پیامدهای متعددی دارد. اول: پژوهش حاضر بینشی را در مورد بحث جاری در مورد رابطه ادارک تعارض بین والدینی، مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی ارائه میدهد. دوم، یافتههای پژوهش حاضر همچنین نشان میدهد که والدین نقش مهمی در سازگاری اجتماعی و هیجانی فرزندان خود حداقل در سنین نوجوانی دارند. در مطالعه حاضر، ادارک تعارض والدینی پیشبینیکننده مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی در نوجوانان بود. بنابراین داشتن مهارتهای اجتماعی شبیه بزرگسالان در دوران نوجوانی بسیار مهم میباشد. از اینرو، تأثیر تعارضهای بین والدین بر شکلگیری مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم و اساسی است. در مدل حاضر، چنین یافتههایی از لحاظ نظری در گسترش درک ما از تأثیر بالقوه قرار گرفتن در معرض تعارضات بین والدینی برای نوجوانان خیلی مهم است. یافتههای حاضر اهمیت بررسی و پژوهش جامعتر در آینده برای اینکه چه جنبههایی از تعارض بین والدینی ممکن است بر مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی تأثیر میگذارد، را نشان میدهد. در نتیجه رشد هیجانی افراد، این پژوهش با پرداختن به شکافهای موجود در درک تعارضهای والدینی، مهارتهای اجتماعی و سازگاری هیجانی در بافت خانواده پیوند میدهند، به تحقیقات نوجوانان کمک میکند. نتایج حاضر، ارتباط مداوم تعارضات بین والدین را، حداقل در نوجوانی، برای رشد اجتماعی و سازگاری هیجانی نشان میدهد.
و بالاخره یافته دیگر این پژوهش نقش میانجی شایستگی رابطه در ارتباط بین تعارض والدینی و سازگاری هیجانی را مورد تائید قرار داد. اگرچه پژوهشهای مشخصی در این رابطه وجود ندارد اما نتایج برخی از پژوهشها از ارتباط منفی بین ادراک تعارض والدینی با شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی به عنوان مثال رایس و همکاران[69]، 1997؛ انگلس و همکاران[70] (2001) و هولاهان و همکاران[71] (1994) همخوانی داشت. در تببین این یافته میتوان گفت، بالبی (1973) بیان کرد افراد طرحوارههای شناختی خود و دیگران را از رابطه والد-کودک در طول عمر خود گسترش میدهند. در نتیجه، تجارب دوران کودکی نوجوانان، بر پیشبینی و مدیریت تعاملات با افراد مهم (مانند والدین، دوستان و غیره) و سازگاری هیجانی آنان تأثیرگذار است؛ همانطوری که نظریه یادگیری اجتماعی یا دیدگاه انتقال بین نسلی بوئن معتقدند که کودکان و نوجوانان بسیاری از رفتارها را از طریق مشاهده و تعامل با الگوهای بزرگسالان میآموزند (بندورا، 1989). والدین مهمترین منبعی هستند که نوجوانان از آن در مورد ماهیت روابط با همسالان یا روابط در آینده زندگی زناشوییشان یاد میگیرند. در نتیجه، مشاهده و تمرین این الگوها (رفتار والدین) به بهبود شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی در محیط خانوادههایی که تعارض حداقلی بین والدین است منجر به تعدادی فرصت یادگیری در دوران کودکی و نوجوانی میشود. نوجوانانی که والدینی با سابقه تعارض دارند، فرصت کمتری برای مشاهده و یادگیری مهارتهای اجتماعی مثبت و همراه با روابط رضایتبخش و بلندمدت در آینده خواهند داشت. بنابراین این نوجوانان احتمالاً رفتارهای بین فردی و باورهایی را یاد بگیرند که خطر بیثباتی یا تعارض را در روابط بعدی آنها افزایش میدهد. منبع اصلی شایستگی رابطه نوجوانان در روابط با همسالان، والدین آنهاست (انگلس و همکاران، 2001). به نظر میرسد تعارض والدینی بر شایستگی رابطهای نوجوانان تأثیرگذار منفی میگذارد. در صورتی که شایستگی رابطه در نوجوانان به خوبی شکل و بهبود نیابد، نوجوانان در درازمدت با بیثباتی مداوم در روابط خود روبرو میشوند. برای مثال در حالی که نزاعهای گاه به گاه با دوستان در دوران نوجوانی خیلی زیاد و به طور معمول رخ دهد اما درگیریهای طولانی مدت و حل نشده نوجوانان با همسالان با بیثباتی مداوم رابطه مرتبط است. این یافتهها نشان میدهد که اگر نوجوانان فاقد مهارتهای ضروری برای شروع و حفظ دوستیها باشند، فرصتهای کمتری برای توسعه چنین مهارتهایی در روابط خواهند داشت که در نتیجه احساس کارآمدی اجتماعی کاهش مییابد و با اضطراب و افسردگی و سازگاری هیجانی پایین همراه است. در نهایت با مدل سازگاری عاطفی نوجوانان انگلس و همکاران (2001) که بر روی نوجوانان 12 تا 18 سال انجام گرفت میتوان نقش میانجی شایستگی رابطه را در ارتباط با ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی تبیین کرد. پژوهشهای آنان نشان داد نوجوانانی که ارتباط بسیار خوبی را با والدین خود گزارش کردند، مهارتهای اجتماعی را بیشتر انجام میدادند و برای انجام این مهارتها اضطراب کمتری داشتند. همچنین مشخص شد که اضطراب کم در انجام وظایف بین فردی بر ادراک نوجوانان از شایستگیهای رابطه خود در شروع و حفظ روابط خوب با دوستان و سایر افراد تأثیرگذار بود که این به نوبه خود سازگاری هیجانی را پیشبینی میکرد، همانطور که با رتبه بندی افسردگی و عزت نفس نشان داده شد.
علیرغم نقاط قوت این پژوهش، مانند بررسی فرآیندهای میانجی و جهتگیری اثرات مستقیم و غیرمستقیم، نتایج این پژوهش باید با در نظر گرفتن برخی محدودیتها تفسیر شود. محدودیتها عبارتند از: 1) روش جمعآوری دادهها صرفاً پرسشنامه که یک ابزار خودگزارشی است، بوده و تنها یک بار فقط بر روی نمونه مورد نظر اجرا شده است؛ 2) پژوهش حاضر یک پژوهش مقطعی و رابطهای بوده است به همین دلیل نمیتوان نتیجهگیری علی و معلولی از یافتههای این پژوهش داشت؛ 3) این پژوهش تنها بر روی دانشآموزان شهرستان شهرکرد انجام گرفته است و تعمیم نتایج به سایر نوجوانان در استانهای دیگر کشور باید با احتیاط باید انجام گیرد. پژوهشهای آینده باید بر روی ویژگیهای جمعیت شناختی بیشتر مانند قومیتهای مختلف، وضعیت اجتماعی و اقتصادی بررسی شود؛ همچنین در استانهای دیگر کشور انجام شود و در نهایت از ابزارهای مختلف مانند مصاحبه با خود نوجوان و والدینشان در پژوهشهای آینده استفاده کنند.
تعارض منافع
نویسندگان هیچگونه تعارض منافع را در مقاله اعلام نکردهاند.
تقدیر و تشکر
از تمامی کسانی که پژوهشگران را در انجام این پژوهش یاری نمودند قدردانی میشود.
[1] .Martín-Ruiz et al.
[2]. adjustment
[3]. Akande & Ikediashi
[4]. Gill
[5]. Arjun et al.
[6]. Díaz Falcón et al.
[7]. Sánchez-García et al.
[8]. Schoeps et al.
[9]. Compas et al.
[10]. psychological well-being
[11]. emotional adjustment
[12]. Filipiak & Łubianka
[13]. Singh et al.
[14]. Arjun
[15]. parental conflict
[16]. relationship competence
[17]. social skills
[18]. Láng & Abell
[19]. Missotten et al.
[20]. Lisa Palmtag
[21]. Maya et al.
[22]. Harold & Sellers
[23]. Low et al.
[24]. Amato & Sobolewski
[25]. Mann & Gilliom
[26]. Olatunji & Idemudia
[27]. Ross
[28] .Turner & Kopiec
[29]. Lemerise & Arsenio
[30]. Kamper-DeMarco et al
[31]. Lodder et al.
[32]. Bowker et al
[33]. Parker et al.
[34]. Rubin et al.
[35]. Connolly & McIsaac
[36]. Collibee & Furman
[37] . Davila
[38]. Starr et al
[39] . Hosokawa & Katsura
[40]. Work model theory
[41]. Social learning theory
[42]. Bandura
[43]. Barhal
[44]. Beelmann etal
[45]. Hess
[46]. David & Murphy
[47]. Zinsser et al
[48]. Huber etal
[49]. Adamczyk & Pilarska
[50]. Theurel & Gentaz
[51]. Davila et al
[52]. Mulraney et al
[53]. Tani et al
[54]. Miller-Slough et al
[55]. Cheng et al
[56]. children perception of the interparental conflict scale
[57]. Grych etal
[58]. Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters
[59]. Matson etal
[60]. Teodoro et al
[61]. Social Competence Questionnaire
[62]. Smart & Sanson
[63]. Emotional Adjustment Scale
[64]. Rubin et al.
[65]. Structural Equation Modeling
[66]. Partial Least Square
[67]. Hawley etal
[68]. Cillessen & Bellmore
[69]. Rice etal
[70]. Engels etal
[71]. Holahan etal