بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی: با میانجی‌گری مهارت‌های اجتماعی و شایستگی رابطه در میان نوجوانان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مشاوره خانواده، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

2 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

3 دانشیار گروه مشاوره، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

چکیده
مقدمه: نوجوانی یک دوره رشد منحصر به فرد است که با تغییرات و چالش­های قابل توجهی همراه است. به این ترتیب، حفظ سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی با میانجی­گری مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه بود.
 روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش­ آموزان نوجوان متوسطه اول و دوم شهرستان شهرکرد بودند که 380 نفر از آنان به روش خوشه­ ای تصادفی و براساس ملاک­های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه­ های ادراک نوجوان از تعارض والدینی گریچ و همکاران ( 1992)؛ مقیاس مهارت­های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983)؛ مقیاس شایستگی اجتماعی اسمارت و سانسون (2003) و مقیاس سازگاری هیجانی رابیو و همکاران (2007) پاسخ دادند. تحلیل آماری داده­ ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS, SPSS26 انجام گرفت.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که اثر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر شایستگی رابطه (212/0-=β)، مهارت­های اجتماعی(397/0-=β) و سازگاری هیجانی (237/0-=β)؛ همچنین رابطه شایستگی بر سازگاری هیجانی (09/0=β) و مهارت­های اجتماعی بر سازگاری هیجانی (486/0=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. اثر غیر مستقیم ادارک تعارض والدینی بر سازگاری هیجانی (213/0-=β) که در سطح (00/0 P <) معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 482/0 بود
نتیجه­ گیری: با توجه به اهمیت سازگاری هیجانی در دوران نوجوانی توجه به نقش متغیرهایی همچون تعارض والدینی، مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه در این دوران حائز اهمیت است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Investigating the relationship between perception of the interparental conflict and emotional adjustment: with the mediation of social skills and relationship competence among adolescents

نویسندگان English

Marzaeh Azizi 1
Zabihollah KavehFarsani 2
Mehrdad Hajhasani 3
1 Master&#039;s student Family Counseling Shahrekord University, Shahrekord, Iran.
2 -Associate Professor, Department of Counseling, , Shahrekord University, Shahrekord, Iran.
3 Associate Professor, Department of Counseling, Shahrekord University, Shahrekord, Iran
چکیده English

Introduction: Adolescence is a critical developmental period marked by significant psychological and social changes, making emotional adjustment a vital aspect of well-being. This study examined the relationship between adolescents' perception of interparental conflict and their emotional adjustment, with social skills and relationship competence as potential mediators. 
Method: This descriptive-correlational study utilized structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 380 high school students in Shahrekord, Iran, selected via randomized cluster sampling. Participants completed validated measures: the Children’s Perception of Interparental Conflict Scale (CPIC; Grych et al., 1992), the Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters (MESSY; Matson et al., 1983), the Social Competence Questionnaire (Smart & Sanson, 2003), and the Emotional Adjustment Scale (Rubin et al., 2007). Data were analyzed using SEM-PLS and SPSS-26. 
Results: Results revealed significant direct effects of interparental conflict on relationship competence (β = -0.212), social skills (β = -0.397), and emotional adjustment (β = -0.237). Social skills (β = 0.486) and relationship competence (β = 0.09) also directly predicted emotional adjustment (all p < 0.001). The indirect effect of interparental conflict on emotional adjustment through mediators was significant (β = -0.213, p < 0.001), with a path coefficient of determination (R² = 0.482). 
Conclusion: The findings underscore the detrimental impact of interparental conflict on adolescents’ emotional adjustment and highlight the protective roles of social skills and relationship competence. Interventions aimed at reducing interparental conflict and enhancing adolescents’ social competencies may promote emotional well-being during this sensitive developmental stage. 
 

کلیدواژه‌ها English

perception of the inter parental conflict
emotional adjustment
‌social skills
relationship competence

مقدمه

نوجوانی دوره­ای از تغییرات زیستی-روانی و اجتماعی است که در آن رشد شخصیت رخ می­دهد. این فرآیند ساخت هویت بر بهزیستی ­روانشناختی، سازگاری هیجانی، نحوه برخورد فرد با موقعیت­های روزمره و استفاده از منابع مختلف نوجوان تأثیر می­گذارد. در یک مفهوم گسترده، نوجوانی دوران آسیب­پذیری است، که ممکن است فرد بیشتر در این دوران در معرض مشکلات هیجانی قرار گیرد (مارتین روئیز و همکاران[1]، 2023). از این­رو، یکی از مهم­ترین فعالیت­های روانی انسان سازگاری[2] است، زیرا زندگی یک فرآیند سازگاری است( آکانده و ایکدیاشی[3]، 2018). به گفته گیل[4] (2014) سازگاری فرآیندی است که از بدو تولد شروع می­شود و تا زمان مرگ ادامه می­یابد (گیل، 2014 به نقل از  آکانده و ایکدیاشی، 2018). یکی از مهمترین دوران زندگی که در آن سازگاری بسیار اهمیت دارد، نوجوانی است. نوجوانی یک دوره حیاتی رشدی است که با دگرگونی­های پیچیده مشخص می­شود ( آرجون وهمکاران[5]، 2022). نوجوانی دوره­ای از تغییرات زیستی، روانی-اجتماعی است که در آن رشد شخصیت رخ می­دهد (دیاز فالکون[6]، 2018). در طول این مرحله، نوجوانان هویت خود را می­سازند و در معرض خطر بیشتری از مشکلات عاطفی و رفتاری (سانچز-گارسیا[7]، 2018) و عوامل استرس­زای اجتماعی(شوپس و همکاران[8]، 2020) قرار می­گیرند. از این نظر، نوجوان در این مرحله از چرخه زندگی ممکن است با افزایش مشکلات روانی و سازگاری بیشتری روبرو ­شود(کامپس و همکاران[9]، 2017). فرآیند ساخت هویت بر بهزیستی روانشناختی[10]، سازگاری هیجانی[11]، نحوه برخورد فرد با موقعیت‌های روزمره و استفاده از منابع مختلف فردی، تأثیر می‌گذارد (فیلیپیاک و لوبیانکا[12]، 2021).

سازگاری هیجانی حالت یا فرآیند پذیرش و انطباق فرد با شرایط خود است که ممکن است نیازی به تغییر نگرش و ابراز مناسب احساسات در یک زمینه خاص داشته باشد. حفظ تعادل هیجانی در مواجهه با فشارهای درونی و بیرونی به عنوان سازگاری هیجانی شناخته می­شود و مکانیسم­های شناختی همچون پذیرش و سازگاری به این امر کمک می­کند(سینگ و همکاران[13]، 2017). این ظرفیت بخش کلیدی از سلامت روان است و زمانی که آسیب ببیند یا توسعه نیابد، می­تواند منجر به آسیب و بیماری روانی شود. اگر فردی احساسات را در جای مناسب و به روش صحیحی نشان دهد، از نظر هیجانی سازگار است(آرجون[14]، 2022). فردی که از نظر عاطفی پایدار است ممکن است به خوبی سازگار شود، اما بی­ثباتی عاطفی باعث مشکلات روانی و ناسازگاری می­شود. بنابراین سازگاری هیجانی برای رشد شخصیت یک فرد سالم ضروری است(سینگ و همکاران، 2017). سازگاری هیجانی اوج سازگاری شخصیت است و سازگاری­های فیزیکی، فکری و زیبایی شناختی پس از دستیابی به آن امکان پذیر است. از آنجایی که نوجوانی دوران گذار به یک الگوی جدید زندگی و هنجارهای اجتماعی است، فرد بر روی تعدادی از چالش­ها و موقعیت­های کلیدی تمرکز می­کند و در عین حال تلاش می­کند تا خود را با سبک زندگی تازه به دست آورده، سازگار کند. بنابراین شکل­گیری یک رابطه جدید، بسیار مهم است و جنبه اصلی سازگاری اجتماعی است. نوجوانان باید تغییرات اساسی را در زندگی خود ایجاد کنند و از افراد انتظار می­رود که برای زندگی موفق خود را سازگار کنند(آرجون، 2022). پژوهش­های بسیاری بر روی عوامل مؤثر بر سازگاری هیجانی انجام شده است که ما در این پژوهش قصد آن را نداریم که بر روی همه این عوامل متمرکز شویم بلکه سعی بر آن است که بر تعدادی از متغیرها در ارتباط با سازگاری هیجانی مانند ادراک تعارض والدینی[15]، شایستگی رابطه[16] و مهارت های اجتماعی[17] متمرکز شویم که در ادامه به هر یک از این متغیرها خواهیم پرداخت.

یکی از متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش تعارض والدینی است. تعارض والدینی بر سر مسائل مربوط به خانواده یا مستقل از خانواده تجربه رایج در هر خانواده است ( لانگ و آبل[18]، 2018). تعارض یکی از ویژگی­های اجتناب ناپذیر تعاملات انسانی است (میسوتنو همکاران[19] ، 2017)، و می­تواند باعث عدم ارتباط در مورد تربیت فرزند یا رفتارهای ناسازگار هر یک از والدین به دلیل اختلاف نظر در شیوه­های رایج فرزندپروری شود (پالمتاگ[20]، 2022). اختلال عملکرد در روابط زناشویی یا والدینی می­تواند پیامدهایی در روابط والدین و سازگاری نوجوانانی که در این خانواده­ها رشد می­کنند، داشته باشد (لانگ و آبل ، 2018؛ مایا و همکاران[21]، 2024). تعارضات و نارضایتی در روابط والدین می­تواند به زیر سیستم­های دیگر (به عنوان مثال رابطه والد –نوجوان)؛ در خانواده سرایت کند و در نتیجه خطر تعارضات والدین- فرزند و پیامدهای منفی (مانند سلامتی) برای فرزندان را در ادامه زندگی به­همراه خواهد داشت (هارولد و سیلرز[22]، 2018؛  لو و همکاران[23]، 2019). به عبارتی دیگر تعارض والدینی می­تواند احساس استرس، ترس یا عصبانیت را در نوجوان ایجاد کند (مایا و همکاران، 2024). پژوهش­های دیگر در این زمینه نشان داده است تعارض والدین بر سازگاری اجتماعی و عاطفی نوجوانان تأثیر منفی می­گذارد (آماتو و سوبولفسکی[24]، 2001؛ مان و گیلیوم[25]، 2004). به طور خاص، قرار گرفتن در معرض تعارضات والدینی در دوران نوجوانی به طور قابل توجهی احتمال افسردگی، اضطراب، نگرانی و کناره­گیری، پرخاشگری و کاهش عزت نفس را در آنان افزایش می­دهد  (اولاتونجی و ایدمودیا[26]، 2021؛ راس[27]، 2008؛ ترنر و کوپیک[28]، 2006). پژوهش اولاتونجی و ایدمودیا (2021) نشان داد تمامی ابعاد تعارض والدینی با پرخاشگری نوجوانان همبستگی مثبت و معنادار و تمامی ابعاد تعارض والدینی با سلامت روانی آنان همبستگی منفی و معنادار گزارش شد (اولاتونجی و ایدمودیا، 2021).

یکی از متغیرهایی که در ارتباط با سازگاری هیجانی و تعارض والدینی به عنوان متغیر میانجی در مدل مفهومی این پژوهش در نظر گرفته شده است، مهارت اجتماعی است. مهارت­های اجتماعی به عنوان رفتارهای قابل قبول و آموخته­شده اجتماعی که منجر به برقراری ارتباط با دیگران و بهبود کیفیت زندگی می­شود، تعریف می­شود (کینزی و همکاران، 2020؛ به نقل از کریمی عقدا و همکاران، 1403). توانایی یک فرد برای هدایت موفقیت­آمیز موقعیت­های اجتماعی، نقش مهمی در ارتقای سازگاری در مسیر زندگی و بهزیستی روانی در طول زمان ایفا می­کند. این هدایت موفقیت­آمیز موقعیت­های اجتماعی، اغلب مستلزم طیف وسیعی از توانایی­های شناختی، رفتاری و عاطفی است (لمریس و آرسنیو[29]، 2000). برای مثال، پاسخ‌دهی اجتماعی ​​مستلزم پردازش دقیق اطلاعات اجتماعی (شناختی)، گفتگو و تعامل مناسب (رفتاری) و تنظیم احساسات (هیجانات) مؤثر است. به این ترتیب، روشن است که مهارت‌های اجتماعی شامل طیف گسترده‌ای از مؤلفه‌ها است که پایه و اساس روابط مثبت را تشکیل می‌دهد، که به سازگاری روان‌شناختی در طول عمر کمک می‌کند(کامپر-دمارکو و همکاران[30]، 2020). در دوران نوجوانی، دوستی‌های صمیمی و نزدیک در کانون توجه قرار می‌گیرند، زیرا نوجوانان زمان بیشتری را با دوستان در مقایسه با دیگران (مثلاً والدین) می‌گذرانند و تأثیر همسالان در قوی‌ترین حد خود است (لودر و همکاران[31]، 2017). در عین حال، نوجوانان در حال شکل­گیری هویت خود هستند؛ در نتیجه توسعه مهارت‌ها و حفظ آنها در ارتباط با همسالان برای سازگاری هیجانی نوجوانان حیاتی است. در واقع، زمانی که افراد مهارت­های اجتماعی مناسبی را از خود نشان می­دهند (مثلاً اجتماعی بودن)، به احتمال زیاد دوستی­های پایداری خواهند داشت (بوکر و همکاران[32]، 2006). علاوه بر این، مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز برای حفظ و حمایت از دوستی‌ها با کیفیت بالا (مانند ارتباطات حمایتی)،  اغلب به رفتار اجتماعی بیشتر و حسادت کمتر کمک می‌کند، که می‌تواند در برابر علائم درونی (مانند اضطراب، افسردگی و غیره) محافظت کند (مانند پارکر و همکاران[33]، 2005). نداشتن دوست یا داشتن دوستی­های مشکل ساز به طور مداوم با سازگاری منفی مرتبط است  (به عنوان مثال، مشکلات درونی و بیرونی، روبین و همکاران[34]، 2006). نوجوانانی که رفتار بی­نظم یا پرخاشگرانه از خود نشان می­دهند، بیشتر در روابط با همسالان دست و پنجه نرم می­کنند و متعاقباً مشکلات سازگاری هیجانی بیشتری را تجربه می کنند (کامپر-دمارکو و همکاران، 2020). به این ترتیب، مهارت­های اجتماعی با تقویت احساس ارزشمندی و خودپنداره به سازگاری مثبت نوجوانان کمک می­کند (کانولی و مک ایزاک[35]، 2009)؛ زیرا نوجوانانی با چالش‌ها و استرس‌های خاصی در این دوران در روابط و ارتباطات با دوستان مواجه می‌شوند که می‌تواند منجر به سازگاری هیجانی مشکل‌ساز از جمله مصرف مواد، رفتار انحرافی، افسردگی، اضطراب، و اختلال در غذا خوردن شود (کالیبی و فورمن[36]، 2015؛ داویلا[37]، 2008؛ استار و همکاران[38]، 2012). یکی از دلایل احتمالی این سازگاری هیجانی مشکل­ساز این است که نوجوانان اولیه مهارت­های اجتماعی پیچیده­ای برای مدیریت این روابط  اجتماعی پیچیده با همسالان ندارند.

در ارتباط بین تعارض والدینی و مهارت­های اجتماعی نیز می­توان گفت مشاجرات و تعارضات بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی خانوادگی هستند و تعارضات والدین یکی از مهم­ترین عوامل والدین محور است که بر محیط خانه کودکان و نوجوانان تأثیر منفی می‌گذارد (هوسوکاوا و کاتسورا[39]، 2017). مطابق با نظریه مدل کار[40]، نظریه یادگیری اجتماعی[41] (بندورا[42] ، 1989؛ باراهال[43] و همکاران، 1981)، به طور کلی­تر نحوه شکل دادن والدین به رشد و رفتار فرزندشان در نظریه یادگیری اجتماعی بیان شده است. نوجوانان از طریق ارتباط با والدین، تقلید از آن­ها و واکنش به رفتار و نگرش آن­ها از والدین خود یاد می­گیرند (بیلمان[44] و همکاران ، 2023). در نتیجه مشاهده و تمرین مهارت­های اجتماعی و رفتار حل تعارض در محیط خانواده منجر به تعدادی فرصت یادگیری می­شود. از این­رو، نوجوانانی که والدینی با سابقه تعارض زناشویی زیادی دارند، فرصت کمتری برای مشاهده و یادگیری مهارت­های اجتماعی مثبت و رفتار حل تعارض مرتبط با روابط رضایت­بخش و طولانی مدت دارند. در نتیجه این نوجوانان احتمالاً رفتاری­های بین فردی را یاد می­گیرند و باورهایی در آنان ایجاد می­شود که خطر بی ثباتی یا تعارض را در روابط بعدی آن­ها افزایش می­دهد. نوجوانی به طور خاص به عنوان زمان مهمی برای یادگیری، رشد و حفظ مهارت­های اجتماعی شناخته شده است (هس[45]، 2022). اثرات داشتن مهارت­های اجتماعی ناکافی با افزایش سن برجسته­تر می­شود. شایستگی درک شده نوجوانان در روابط با همسالان تحت تأثیر مهارت­ها­ی اجتماعی آن­ها است. به عنوان مثال، نتایج پژوهش­ها حاکی از همبستگی مورد انتظار بین اضطراب برای انجام کار، فراوانی انجام مهارت­های اجتماعی، احساس عمومی خود ارزشی و پذیرش اجتماعی است. از این­رو، نوجوانان فاقد مهارت­های اجتماعی، فرصت­ کمتری برای توسعه چنین مهارت­هایی در روابط خواهند داشت که در نتیجه احساس کارآمدی اجتماعی­اش به طور کلی کاهش می­یابد (هس، 2022). به دلیل انتقال­های اجتماعی متعددی که مشخصه اواخر نوجوانی است، تأثیر تعارض  والدینی بر واکنش­های عاطفی و شناختی-اجتماعی ممکن است در این مرحله از زندگی مشهود­تر باشند (دیوید و مورفی[46]، 2004). پژوهشی همچنین نشان می­دهد که نوجوانانی که در معرض اختلال عملکرد بین فردی والدین خود قرار می­گیرند ممکن است اضطراب بیشتری را در مورد مشارکت در روابط اجتماعی خود تجربه کنند و از مشارکت در روابط خود اجتناب کنند. ناتوانی درک شده نوجوانان متأخر در شرکت در تعاملات اجتماعی خارج از خانواده باعث افزایش احساس تنهایی آن­ها می­شود (راس، 2008). در این زمینه می­توان گفت نوجوانان نه تنها عبارات عاطفی بزرگسالان را مشاهده می­کنند و از آن­ها می­آموزند بلکه از تلاش آن­ها برای تنظیم احساسات خود نیز یاد می­گیرند (زینسر و همکاران[47]، 2021).

متغیر دیگری که در ارتباط سازگاری هیجانی و تعارض والدینی به عنوان دیگر متغیر میانجی در نظر گرفته شد شایستگی رابطه است. شایستگی رابطه، الگوهای از رفتارهای اجتماعی هستند که به افراد برای مذاکره و عملکرد مؤثر در روابط همسالان و سایر افراد و رسیدن به اهداف خاص در موقعیت­های اجتماعی کمک می­کنند. نشانگرهای ثابت در عملیاتی کردن شایستگی رابطه شامل توانایی ایجاد و حفظ دوستی­ها، تقویت محبوبیت و پذیرش اجتماعی و توسعه مهارت­ها در ارتباط با همسالان است (هابر و همکاران[48]، 2019؛ به نقل از باباخانی و پرندین، 1402؛ آدامچیک و پیلارسکا[49]، 2012). بنابراین، شایستگی‌ رابطه‌ ممکن است به‌عنوان توانایی انجام رفتار در موقعیت اجتماعی، ایجاد یا حفظ پیوندها از طریق (1) افزایش تمایل به برقراری یک ارتباط (2) برانگیختن همدردی، علاقه، تسهیل افشای متقابل (3) توانایی در نظر گرفتن دیدگاه دیگران در مورد یک موقعیت و (4) یادگیری از تجربیات گذشته و به کارگیری آن یادگیری در تعاملات اجتماعی در نظر گرفته شود (آدامچیک و پیلارسکا، 2012؛ احمد و امین، 2019).

در همین راستا، تئوری­های تنظیم هیجان بر ماهیت انطباقی توانایی تنظیم پریشانی، حفظ و حس منسجم و مثبت از خود تأکید دارند. به طور کلی، تنظیم هیجان شامل توانایی تجربه و بیان طیفی از احساسات و تعدیل آن به روش­های مناسب آن زمینه است. در تنظیم ضعیف هیجان به عنوان مثال­ افراط در تجربه یا بیان عاطفی (بیش از حد یا محدود )، احساسات نامناسب با شرایط و یا عدم هماهنگی عاطفی (با خود و یا دیگران) نشان داده می­شود(تورل و گنتاز[50]، 2018). توانایی سازگاری خود و احساسات در پاسخ به تجارب رابطه (مثلاً تحمل نتایج نامطلوب، کنترل نشخوار فکری، حفظ عزت نفس، تعادل فردیت و صمیمیت)، همگی از جنبه­های عملکردی است که به عنوان مؤلفه­های شایستگی رابطه تعبیر شده­اند. نوجوانانی که والدین­شان از ازدواج خود ناراضی هستند، تعارضات زیادی دارند، رضایت کمتری را والدین آنان گزارش می­دهند ممکن است نگرش­های ناسازگاری در نوجوانان ایجاد کند و در یادگیری مهارت­های لازم برای شایستگی رابطه در زندگی خود شکست بخورند (داویلا[51] و همکارن، 2009).

بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، نوجوانی دوره رشد سازگاری هیجانی است که برای عملکرد حال حاضر و دوران بزرگسالی بسیار مهم است (مولرینی[52] و همکاران، 2021). از این­رو، روانشناسان خطرات و عوامل حفاظتی متعددی از جمله فرایندهای خانوادگی­(تانی و همکاران[53]، 2017)، روابط با همسالان، محیط اجتماعی و ویژگی­های شخصی (میلر اسلاو[54] و همکاران، 2020) را توصیف کرده­اند که برای سازگاری روانی -اجتماعی نوجوانان مهم است. محیط خانواده اولین محیطی است که الگوهای جسمی، عاطفی و شخصیتی فرد در آن پی­ریزی می­شود و نقش مهمی در تعالی و پیشرفت او ایفا می­کند. محیط خانواده به عنوان مهمترین عامل در اجتماعی شدن کودک و نوجوان و عامل کلیدی مؤثر بر نگرش­ها و رفتارهای آنان شناخته می­شود (چنگ[55] و همکاران، 2024). جامعه­پذیری و مسئولیت توسط سه مکانیسم تقلید، تلقین و آموزش محقق می­شود، این مکانیسم­ها در گذر از رفتارها، کنش­ها و گفت وگوی والدین با فرزندان صورت می­گیرد. فقدان آزادی عمل، مشورت و ارتباطات کلامی باعث می­شود که از عزت نفس شخص کاسته شده و فرد در جامعه­پذیری و قبول مسئولیت با مشکل مواجه شود. لذا انجام یک پژوهش در جهت شناخت عوامل مؤثر بر سازگاری هیجانی نوجوانان دارای اهمیت و ضرورت پژوهشی است. از این­رو، با توجه به موارد گفته شده همانطور که در شکل 1 مشخص است این پژوهش بر آن است که به این سؤال پاسخ دهد آیا مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه اجتماعی می­تواند در رابطه بین ادارک تعارض والدین و سازگاری هیجانی در نوجوانان نقش میانجی داشته باشد؟ شکل 1 مدل مفهومی این پژوهش را در رابطه با مباحث مطرح شده نشان می­دهد.

ادراک تعارض والدینی

شایستگی رابطه اجتماعی

مهارت های اجتماعی

سازگاری هیجانی نوجوانان

 

 

 

 

 

شکل 1. مدل مفهومی پژوهش

روش

پژوهــش حاضــر از نــوع توصیفــی-همبســتگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش­آموزان مقطع دبیرستان دوره اول و دوم (دخترانه و پسرانه) شهرستان شهرکرد برابر با 22450 نفر در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه لازم برای معادلات ساختاری معمولاً از قوانین سرانگشتی، محاسبه آنلاین و نرم افزارهای تعیین حجم نمونه استفاده می­شود. در پژوهش حاضر حجم نمونه با استفاده از نرم افزار G*Power و با در نظر گرفتن آلفای استاندارد 05/0، اندازه اثر متوسط 08/0 به اندازه 341  نفر تعیین شد که به دلیل احتمال وجود پرسشنامه­های مخدوش به 390 نفر افزایش یافت.  روش نمونه­گیری در این پژوهش با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه­ای تصادفی انجام شد. بدین صورت که از بین تمامی دبیرستان­های دوره اول و دوم شهرستان شهرکرد، 8 دبیرستان دخترانه و 8 دبیرستان پسرانه به صورت تصادفی انتخاب و از هر مدرسه سه کلاس به شیوه تصادفی با توجه ملاک­های ورود که عبارتند از 1) دانش­آموز مقطع اول و دوم دوره دبیرستانی 2) ساکن شهرستان شهرکرد بودن 3) تمایل داشتن به شرکت در پژوهش و شرایط خروج، عدم تمایل به شرکت در پژوهش و پاسخ ندادن به اکثر سؤالات پرسشنامه­ها تعیین گردیده بود، انتخاب شدند. برای رعایت اصول اخلاقی در ابتدا مواردی از جمله دادن آگاهی در مورد پژوهش، نحوه اجرا، اصل رازداری، حق انتخاب همکاری و حق انصراف در حین پاسخ دادن به سوالات پرسشنامه در ابتدا و و برای آزمودنی­ها به طور کامل در سر کلاس­ها و در همان ابتدا شرح داده شد و از آنان خواسته شد در صورتی که با توجه به موارد گفته شده حاضر به همکاری در این پژوهش هستند اعلام آمادگی نمایند و در صورتی که به هر دلیلی حاضر به شرکت در این پژوهش نیستند اعلام کنند و سپس پرسشنامه­ها بین آنان توزیع شد. لازم به ذکر است برای اطمینان از اینکه داده­ها در موقع تجزیه و تحلیل کمتر از حداقل نمونه محاسبه شده نباشد، پژوهشگران 390 پرسشنامه بین آزمودنی­ها توزیع کردند که در هنگام بررسی 10 پرسشنامه با وجود اینکه پژوهشگر هم تاکید زیادی به پاسخ دادن به کل پرسشنامه بارها داشت اما اکثر سوالات بی پاسخ مانده بود که از روند تجزیه و تحلیل کنار گذاشته شد و تحلیل داده­ها با 380 پرسشنامه صورت پذیرفت. سطح توصیفی جهت سنجش متغیرهای پژوهش از میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در سطح استنباطی جهت بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل­یابی معادلات ساختاری بود. نرم افزار تحلیل داده­ها برنامه SmartPLS, SPSS26 بود.

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس ادراک نوجوان از تعارض بین والدین[56] (CPIC): این مقیاس توسط گریچ و همکاران[57] ( 1992) در 51 گویه در طیف لیکرت 3 درجه­ای از درست (2)، گاهی اوقات درست (1) و غلط (0) و در دامنه نظری نمره­های 0 الی 102 طراحی شد. این مقیاس بر مبنای الگوی چارچوب شناختی مبتنی بر بافت، برای سنجش نحوه نگرش یا ادراک نوجوانان به تعارضات بین والدینی ساخته شد. گریچ و همکاران (1992) روایی این مقیاس را به روش آزمون-باز آزمون در طی دو هفته بر روی نمونه کوچکی از نوجوانان (44 نفر) برای سه زیر مقیاس تعارض= 70/0، تهدید= 68/0 و سرزنش خود= 76/0 و پایایی به روش آلفای کرونباخ برای عامل­های مختلف بین 61/0 تا 83/0 گزارش کردند (گریچ و همکاران، 1992). در ایران، صلواتی و شکری (1394) همبستگی مثبت و معنادار بین تعارض و افسردگی بک نسخه کودکان (28/ r=0و01/ 0 P<) گزارش کردند که نشان از روایی همگرای این مقیاس بود. پایایی این مقیاس با روش آلفای کرونباخ برای عامل­های (ویژگی­های تعارض= 77/0، تهدید= 61/0 و سرزنش خود= 84/0) گزارش شد. در این پژوهش از نمره کل این مقیاس استفاده شد و ضریب پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ  83/0 گزارش می­شود.

ب) مقیاس مهارت­های اجتماعی[58]( MESSY):  این مقیاس توسط ماتسون و همکارانش[59] (1983) در 56 گویه در طیف لیکرت 5 درجه­ای از هرگز (1) تا همیشه (5) برای سنجش سواد اجتماعی افراد 4 تا 18 ساله ساخته شد. این مقیاس مهارت­های اجتماعی مناسب، رفتار­های غیر اجتماعی، پرخاشگری، برتری طلبی و رابطه با همسالان را اندازه­گیری می­کند. نمرات بالاتر در هر بعد نشان دهنده مهارت اجتماعی بالاتر در آن بعد خواهد بود و برعکس. حداقل و حداکثر نمره برای کل مقیاس برابر با 280تا 56 است. ماتسون و همکاران (1983) روایی این مقیاس را بر اساس روش تصنیف یا دو نیمه کردن آزمون برابر با 78/0 گزارش و همچنین تئودورو و همکاران (2005) پایایی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ بین 87/0 تا 74/0 و کل مقیاس را 85/0 گزارش دادند(تئودورو و همکاران[60]، 2005). در ایران یوسفی و خیر (1381) برای تعیین روایی سازه این مقیاس، از روش آماری تحلیل عاملی استفاده کردند. تحلیل عوامل ابتدا با استفاده از شیوه مؤلفه اصلی صورت گرفت. مقدار ضریب KMO برابر با 86/0 بود و بیانگر کفایت نمونه آزمودنی­ها به منظور انجام تحلیل عاملی می­باشد. همچنین مقدار آزمون کرویت بارتلت برابر با 298/ 10433و در سطح 001/0= P معنی­دار بود (یوسفی و خیر، 1381 به نقل از حجتی و همکاران، 1401). حجتی و همکاران (1401) پایایی به روش آلفای کرونباخ برای مؤلفه­های کل مقیاس 80/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ضریب پایایی کل مقیاس 91/0 برآورد شد.

ج) مقیاس شایستگی اجتماعی[61](SCQ): پرسشنامه شایستگی اجتماعی توسط اسمارت و سانسون[62] (2003) در 17 آیتم و 5 زیر مقیاس شامل جرأت­ورزی، همکاری، همدلی، مسؤلیت­پذیری و خود کنترلی طراحی شد. پاسخ­دهندگان به این مقیاس در یک طیف لیکرت 5 درجه­ای از هرگز تا همیشه پاسخ می­دهند. اسمارت و سانسون (2003) به­منظور بررسی روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده کرد که نتایج در تمامی شاخص­ها بیانگر نیکویی برازش الگو بوده است. همچنین ضریب پایایی این پرسشنامه را آنان در دامنه 60/0 تا 78/0 گزارش کردند. در ایران روایی سازه این پرسشنامه در پژوهش کیانی (1394) بر اساس مدل تائیدی برای تمام شاخص­ها 81/0 گزارش شد (کیانی، 1394 به نقل از کرسوی و صدوقی، 1394). همچنین در پژوهش کرسوی و صدوقی (1399) مقدار آلفای کرونباخ این پرسشنامه 80/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 91/0 برآورد شد.

د) مقیاس سازگاری هیجانی[63](EAS) : این پرسشنامه توسط رابیو و همکاران[64] (2007) در 28 گویه و در دو زیر مقیاس به نام­های فقدان نظم بخشی انگیختگی­های هیجانی و فیزیولوژیک و ناامیدی و تفکر آزمندانه در یک طیف لیکرت 6 درجه­ای از کاملاً موافقم (1) تا کاملاً مخالفم (6) طراحی شد. رابیو وهمکاران (2007) نتایج پراکندگی مشترک بین اندازه­های مقیاس سازگاری هیجانی با اندازه­های فهرست شخصیت ایزنگ (1975) و پرسشنامه پنج عامل کاپرارا و همکاران (1993) از روایی همگرای این مقیاس به صورت تجربی حمایت کرد. همچنین ضریب همسانی درونی مقیاس سازگاری هیجانی را آنان 89/0 گزارش دادند. در ایران شکری و همکاران (1395) به منظور بررسی روایی از روایی سازه استفاده کردند که نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد سازگاری هیجانی با زیرمقیاس­های واکنش­پذیری نسبت به استرس ادراک­شده و نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت، به­طور تجربی از روایی سازه این مقیاس حمایت کرد. همچنین آنان ضرایب همسانی درونی را 91/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر پایایی این پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 92/0 گزارش می­شود.

 

 

یافته­ها

جدول1. یافته­های جمعیت شناختی

متغیر

میانگین

جنسیت

دختر

9/53

 

پسر

1/46

 

مقطع تحصیلی

متوسطه اول

1/28

 

متوسطه دوم

9/71

 

میانگین سن (سال)

96/15

 

میانگین معدل

39/18

 

میانگین تعداد اعضای خانوار

43/4

 

در جدول 1. یافته­های جمعیت شناختی نمونه پژوهش حاضر آورده شده است.

 

جدول2. شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش پاسخ دهندگان

نام متغیر

میانگین

انحراف معیار

حداقل

حداکثر

شایستگی رابطه

67/3

540/0

94/1

00/5

ادارک تعارض بین والدین

65/1

230/0

19/1

46/2

مهارت­های اجتماعی

80/3

460/0

16/2

98/4

سازگای هیجانی

66/3

970/0

39/1

64/5

جدول 2.  شاخص آمار توصیفی را برای هر یک از متغیرهای پژوهش نشان می­دهد. نتایج حاکی از آن است که میانگین « شایستگی رابطه»، « ادارک تعارض بین والدین»، « مهارت­های اجتماعی» و « سازگای هیجانی » به ترتیب برابر 67/3، 65/1، 80/3 و 66/3  بوده است.

 مدل پژوهش با استفاده مدل­سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. مدل‌سازی معادلات ساختاری[65] (SEM) ترکیبی از روش‌های چند متغیره آماری است که امکان بررسی ارتباطات میان چندین متغیر را بطور همزمان فراهم می­سازند. دو رویکرد مهم در مورد SEM،  مدل‌سازی مبتنی بر کواریانس(CB) و مدل‌سازی بر اساس حداقل مربعات جزئی[66] (PLS) است. رویکرد PLS  در بسیاری از موارد کاربردی‌تر از رویکرد CB است. به طور مثال زمانی‌که تعداد متغیرها نسبت به تعداد داده‌ها در مدل زیاد است یا نقش میانجی مورد بررسی قرار می‌گیرد، رویکرد PLS پیشنهاد می‌شود از این رو از این مدل­سازی در این پژوهش استفاده شد. در ادامه جدول 3. همبستگی و شاخص AVE (ماتریس فورنل و لارکر) آمده است.

 

جدول 3. همبستگی و شاخص AVE (ماتریس فورنل و لارکر)

نام متغیر

شایستگی رابطه

ادراک تعارض بین والدین

مهارتهای اجتماعی

سازگای هیجانی

شاخص AVE

شایستگی رابطه

725/0

 

 

 

525/0

ادراک تعارض بین والدین

***224/0-

728/0

 

 

531/0

­ مهارت­های اجتماعی

***479/0

***408/0-

772/0

 

597/0

سازگای هیجانی

***374/0

***456/0-

***626/0

745/0

558/0

***معنی داری در سطح 001/0           **معنی داری در سطح 01/0        *معنی داری در سطح 05/0

نتایج  همبستگی و ماتریس فورنل و لارکر در جدول 3 آمده است. جهت بررسی روایی واگرای مدل اندازه‌گیری، از معیار فورنل-لارکر استفاده گردیده است. بر اساس این معیار، روایی واگرای قابل ‌قبول یک مدل حاکی از آن است که یک سازه در مدل، نسبت به سازه‌های دیگر تعامل بیشتری با شاخص‌هایش دارد. فورنل و لارکر (1981) بیان می‌کنند؛ روایی واگرا وقتی در سطح قابل قبولی است که میزان جذر AVE برای هر سازه بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن سازه و سازه‌های دیگر در مدل باشد. بررسی این امر به‌وسیله ماتریسی حاصل می‌شود که خانه‌های این ماتریس حاوی مقادیر ضرایب همبستگی بین سازه‌ها و جذر مقادیر AVE مربوط به هر سازه است. براساس نتایج به‌دست‌آمده از همبستگی‌ها و جذر AVE که بر روی قطر جدول 3 قرار داده ‌شده می‌توان روایی واگرا مدل در سطح سازه را از نظر معیار فورنل- لارکر نتیجه گرفت. همچنین در جدول 3 روایی همگرا مدل اندازه‌گیری ارائه شده است. روایی همگرا معیار دیگری است که برای برازش مدل‌های اندازه‌گیری در روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بکار برده می‌شود. فورنل و لارکر (1981) استفاده از متوسط واریانس استخراج‌شده (AVE) را به‌عنوان معیاری برای اعتبار همگرا پیشنهاد کرده‌اند. معیاری که حد مطلوب آن بیش­تر یا مساوی  5/0 می‌باشد. همان‌طوری که در جدول 3 ملاحظه می‌گردد نتایج، نمایانگر مناسب بودن معیار روایی همگرا (AVE) می‌باشد.

برازش مدل به منظور بررسی فرضیه های اصلی پژوهش

پس از بررسی شاخص‌های اولیه جهت برازش مناسب مدل، در این بخش مدل پژوهش برازش داده می‌شود.  پیش از آن در جدول 4  شاخص­های نیکویی برازش مدل پژوهش آمده است. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل با توجه به معیارهای برآورد یابی دارد. زیرا در تمامی شاخص‌های نیکویی برازش در حد قابل قبولی قرار دارد.

جدول .4 شاخص­های برازش مدل

نام شاخص

مقدار

GOF (نیکویی برازش)

347/0

میانگین R Square (ضریب تعیین)

482/0

میانگین RMSE (میانگین ریشه مربعات خطای پیش‌بینی)

325/0

میانگین MAE (میانگین خطای مطلق متوسط)

159/0

میانگین ME (میانگین خطای برآورد)

000/0

  Q2 (ضریب تعیین پیش‌بینی)

411/0

 

پس از تائید مطلوبیت شاخص­های نیکویی برازش، شکل 1 و شکل 2 مدل برازش شده پژوهش را بر اساس مدل­سازی معادلات ساختاری نشان می­دهد. در شکل 1، ضرایب مدل نشان می‌دهد که رابطه بین متغیرها که ارتباط ادراک تعارض والدین با سایر متغیرها منفی و رابطه شایستگی رابطه، مهارتهای اجتماعی و سازگاری با یکدیگر رابطه مثبت بوده است. نتایج بدست در شکل 2،  نشان می­دهد که برای  تمامی رابطه‌ها  آماره t بیش از 96/1 بوده است.

 

***معنی داری در سطح 001/0           **معنی داری در سطح 01/0        *معنی داری در سطح 05/0

شکل2. دیاگرام مسیر مدل پژوهش (بار عاملی)

 

***معنی داری در سطح 001/0           **معنی داری در سطح 01/0        *معنی داری در سطح 05/0

شکل3.  دیاگرام مسیر مدل پژوهش(آماره t)

نتایج رابطه بین متغیرهای پنهان که در شکل 2 و شکل 3 آمده به همراه آماره t در جدول 5 جهت بررسی فرضیه‌های برآمده از مدل پژوهش آمده است.  

جدول 5 نتایج مدل پژوهش برای بررسی رابطه بین متغیرها

رابطه

شاخص هم خطی(VIF)

ضریب

(اثرمستقیم)

ضریب

(اثرغیرمستقیم)

اندازه اثر

آماره t

P-مقدار

ادارک تعارض والدینی  شایستگی رابطه

 

00/1

212/0-

212/0-

245/0

38/4-

000/0

ادراک تعارض والدینی  مهارت­های اجتماعی

00/1

397/0-

397/0-

336/0

31/8-

000/0

ادراک تعارض والدینی   سازگاری هیجانی

29/1

237/0-

213/0-

267/0

35/5-

000/0

سازگاری هیجانی

59/1

093/0

093/0

159/0

99/1

000/0

مهارت­های اجتماعی  سازگاری هیجانی

93/1

486/0

486/0

413/0

54/9

000/0

پژوهش به منظور نتیجه­گیری در مورد روابط بین متغیرها در جدول 5 آمده است. در این جدول، قدرمطلق آماره t (35/5-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض  سازگاری هیجانی » بیش از 96/1 بوده است. از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 237/0-) بوده است. از این رو در سطح اطمینان 95 درصد می‌توان گفت: بین تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان رابطه وجود دارد. قدرمطلق آماره t (31/8-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض  مهارت­های اجتماعی» بیش از  96/1 بوده است از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 397/0-) بوده است.  قدرمطلق آماره t (38/4-) برای بررسی تاثیر « ادارک تعارض  شایستگی رابطه» بیش از  96/1 بوده است. از طرفی ضریب این رابطه منفی (برابر 212/0-) بوده است.  از این رو در سطح اطمینان 95 درصد می‌توان گفت: بین تعارض والدینی با مهارت‌های اجتماعی و شایستگی رابطه نوجوانان رابطه وجود دارد.

به منظور بررسی نقش میانجی مهارت‌های اجتماعی و شایستگی رابطه از آزمون جایگشت استفاده نمودیم.  نتایج این آزمون به شرح جدول ذیل آمده است.

جدول 6 نتایج آزمون جایگشت

رابطه

P-مقدار

ادراک تعارض والدینی  مهارتهای اجتماعی  سازگاری هیجانی

000/0

ادراک تعارض والدینی  شایستگی رابطه  سازگاری هیجانی

000/0

نتایج آزمون در جدول 6 حاکی از آن است که P مقدار در آزمون جایگشت برای هریک از روابط « ادارک تعارض بین والدین  مهارت­های اجتماعی  سازگاری هیجانی » و « ادارک تعارض بین والدین  شایستگی رابطه  سازگاری هیجانی» کمتر از 05/0 است از این رو: بین سازگاری هیجانی بر اساس تعارض والدینی با میانجی­گری مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه نوجوانان رابطه وجود دارد.

بحث و نتیجه­گیری

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان: با میانجی­گری مهارت­های اجتماعی و شایستگی رابطه اجتماعی بود.

 نتایج نشان داد بین ادارک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی رابطه وجود دارد که با نتایج پژوهش­های لانگ و آبل (2018)، مایا و همکاران (2024)، اولاتونجی و ایدمودیا (2021)، ترنر (2006) مان و گیلیوم (2004) و آماتو و سوبولفسکی (2001) همسو بود. نتایج این پژوهش­ها همانند نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که بین تعارض والدین و سازگاری هیجانی نوجوانان رابطه منفی وجود دارد. به طور خاص نتایج پژوهش ترنر (2006) نشان داد کودکان و نوجوانانی که در معرض تعارضات بین والدین بودند به طور قابل توجهی افسردگی بیشتر و کاهش عزت­نفس را گزارش می­دادند. در تبیین این رابطه می­توان به سه نکته اشاره کرد، نکته اول، تعارض بین والدین احتمالاً منجر به روش­ها و شیوه­های فرزندپروری ضعیف در ارتباط با کودکان و نوجوانان شود که همین امر ممکن است مانع اجتماعی شدن و سازگاری صحیح و مناسب برای آنان شود؛ نکته دوم، روابط متشنج و غیرحمایتی که با والدین ایجاد می­شود منجر به الگوسازی از رفتار والدین و تمرکز بر روی این نوع رفتارها از سوی نوجوانان می­شود. در نتیجه این احتمال وجود دارد این الگوهای مشابه را در رابطه با همسالان یا در آینده در ارتباط با همسر خود در روابط زناشویی ایجاد ‌کنند. بنابراین، نوجوانان کمتر قادر به برقراری روابط حمایتی با دیگران می­شود و ممکن است فشارهای مزمن زیادی که منجر به اضطراب و استرس و سایر موارد می­شود را در این روابط تجربه کنند. در همین رابطه نتایج پژوهش آماتو و سوبولفسکی (2001) نشان از ارتباط بین اختلافات زناشویی و کیفیت ضعیف و پایین روابط بین نوجوانان با والدین بود. بنابراین، تعارض بین والدینی ممکن است به روابط با فرزندان سرایت کند و/یا روابط والدین و فرزند ممکن است به دلیل وفاداری تقسیم شده با والدین تیره شود. اگرچه ممکن است که همین فرآیندها درک حمایت والدین را از نوجوانان نیز کاهش دهند،. نکته سوم، تعارض بین والدین به عنوان یک استرس مزمن شناخته می­شود که عزت نفس و احساس تسلط نوجوانان را بر خود و وقایع از بین می­برد و این احساس کم توجهی به خود و کنترل شخصی تا بزرگسالی ادامه می­یابد.

دیگر یافته این پژوهش از ارتباط مثبت و معنادار بین مهارت­های اجتماعی و سازگاری هیجانی حاکی بود که با پژوهش­های کامپر-دمارکز (2020)، کالیبی و فورمن (2015)، داویلا (2008)، استار و همکاران، (2012)، پارکر (2005) و روبین (2006) همخوانی داشت. در تبیین این رابطه می­توان گفت نوجوانی یک دوره انتقالی است که با انبوهی از تغییرات فیزیکی، شناختی، عاطفی و رفتاری همراه با تغییرات در زمینه‌ها و انتظارات اجتماعی مشخص می‌شود. در طول دوران نوجوانی، دوستان در برآوردن نیازهای اجتماعی منحصربه‌فرد، مانند نیاز به محبت، صمیمیت، همراهی و مراقبت نقش و اهمیت بسزایی پیدا می‌کنند، از این­رو روابط با دیگران نیازمند مهارت‌های جدید و پیچیده‌تر بین فردی است. در همین رابطه هانسن و همکاران (1995) روش­های مختلفی را برجسته می­کند که در تعاملات اجتماعی نقش مهمی در سازگاری روانی نوجوان ایفا می­کند، از جمله (الف) ایجاد سیستم­های حمایتی برای نیازهای عاطفی و اجتماعی؛ ب) توسعه قضاوت اخلاقی و ارزش­های اجتماعی؛ ج) بهبود یا حفظ عزت نفس؛ (د) ارتقای شایستگی بین­فردی و رفتار اجتماعی بزرگسالان؛ (ه) توسعه ادعای استقلال که به جدایی از خانواده کمک می­کند؛ (و) تفریح؛ (ز) ارتقاء موقعیت اجتماعی در گروه همسالان؛(ح) ایجاد نگرش‌ها، علایق و رفتارهای جنسیتی. با توجه به اهمیت آنها در این دوره رشدی، روابط ضعیف با همسالان در نوجوانی با طیف وسیعی از مشکلات سازگاری همراه است. به عنوان مثال، نوجوانانی که توسط همسالان خود پذیرفته نمی­شوند، بیشتر احتمال دارد که مدرسه را ترک کنند (پارکر و آشر، 1987). افرادی که مهارت اجتماعی ضعیف و رفتار پرخاشگرانه دارند در معرض خطر ابتلا به تعدادی از مشکلات به اشکال مختلف ناسازگاری اعم از مشکلات عاطفی (مانند اضطراب، افسردگی، کاهش احساس ارزشمندی) تا رفتارهای ضد اجتماعی (مثلاً مصرف مواد و فعالیت­های بزهکارانه) هستند (دوج و همکاران، 2006) از این­رو سازگاری هیجانی­شان به خطر می­افتند. بنابراین می­توان گفت مهارت‌های اجتماعی برای توسعه و حفظ روابط بین فردی خصوصاً در دوران نوجوانی بسیار مهم است. به نظر می­رسد که داشتن مهارت­های اجتماعی یک عامل مهم تعیین کننده برای سازگاری هیجانی است. سازگاری که در دوران نوجوانی خود را به صورت احساس تنهایی، کمرویی یا اضطراب اجتماعی نشان می دهد. بنابراین اگر نوجوانی مهارت­های اجتماعی بالایی داشته باشد از طریق ایجاد و حفظ روابط بین فردی با کیفیت بالا با دیگران می­تواند سلامت و سازگاری هیجانی خود را نیز حفظ کند.

دیگر یافته این پژوهش از ارتباط مثبت و معنادار بین شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی حاکی بود که با پژوهش­های آدامچیک و پیلارسکا (2012) ؛ داویلا و همکاران (2009) ؛ لیری (1990)؛ بوهرمستر (1990)؛ گیبل و شین (2000)  همخوانی دارد. در تبیین این رابطه می­توان گفت  با توجه به اهمیت نظری مشارکت اجتماعی در پیش­بینی سلامت روانی، تعجب­آور نیست که شایستگی رابطه هم احتمالاً پیش بینی کننده سازگاری عاطفی بود (لیری، 1990). یافته‌ کنونی با تحقیقات قبلی که نشان می‌دهد ارزیابی ذهنی نوجوانان از شایستگی آنها در ایجاد و حفظ روابط نزدیک با همسالان به طور مثبت با سلامت عاطفی ( بوهرمستر، 1990) و عزت نفس مرتبط است (کانولی و کونارسکی، 1994) و ارتباط منفی با علائم افسردگی دارد، به نوعی همخوانی دارد (گیبل و شین، 2000). شایستگی رابطه یکی از پیامدهای رابطه والدین و نوجوانی است. شایستگی رابطه­ای پایه‌ای است که انتظارات برای تعامل آینده بر اساس آن ساخته می‌شود، زیرا نوجوانان درک رفتار خود را نسبت به سازگاری اجتماعی با دیگران، به‌ویژه خانواده و دوستان بر اساس آنها شکل و توسعه می‌دهند. کیفیت روابط نوجوانان به سازگاری موفق آنان در جامعه کمک می­کند. هنگامی که والدین حمایت می­کنند، روابط تقویت می­شود و فرصت­های بزرگی را برای نوجوانان ایجاد می­کند تا مهارت های اجتماعی خود را تقویت کنند و از همسالان خود نیز بهره­مند شوند در واقع، احساس شایستگی رابطه، احساس رشد شخصی را برای فرد فراهم می‌کند و فرد را قادر می‌سازد تا در دایره اجتماعی خود سازگارتر شود. به عبارتی دیگر هنگامی که شایستگی رابطه نوجوانان در سطح بالایی فرا گرفته شود احتمال اینکه فرد ارتباط بسیار خوبی بتواند با والدین خود برقرار کند بسیار بالا است در نتیجه از سوی والدین نیز پذیرفته می­شود و این ادراک در نوجوان شکل گیرد که مهم نیست من چه کاری انجام می­دهم مهم این است که از سوی والدینم بدون قید و شرط پذیرفته می­شوم و همین امر به سازگاری هیجانی او نیز کمک بسیاری می­کند. از سوی دیگر همانطور که گفته شد نوجوانان در این دوره به شدت تحت تأثیر روابط اجتماعی خود قرار می­گیرند که این امر می­تواند بر بازنمایی خود و در نتیجه بر سطح عزت نفس آنان تأثیر  بگذارد. در نتیجه شایستگی رابطه­ای به آنان کمک می­کند با دوستان خود بتوانند ارتباط بسیار خوبی برقرار کنند و در نتیجه بهبود سازگاری هیجانی نوجوانان نیز به بهمراه دارد.

دیگر ﻧﺘﺎﯾﺞ این پژوهش ﻧﺸﺎن داد مهارت­های اجتماعی میﺗﻮاﻧﺪ در راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ تعارض والدین و سازگاری هیجانی نقش میانجی داشته باشد. اگرچه پژوهش­های مشخصی در این رابطه وجود ندارد اما نتایج برخی از پژوهش­ها از ارتباط منفی بین ادراک تعارض بین والدینی با مهارت­های اجتماعی (ریجیو، 2004) و سازگاری هیجانی حاکی است (گریچ و فینچام، 1990؛ ترنر، 2006) که با نتایج این پژوهش همسو هستند. والدین خصوصاً پدر ممکن است نقش مهمی در اکتشاف محیط و موقعیت­های جدید از جمله تجربیات اجتماعی برای کودکان ایفا ­کنند. از سوی دیگر والدین خصوصاً ارتباط بهتر با مادر، پیش‌بینی‌کننده رفتار حل تعارض سازگارتر است، که به نوبه خود سازگاری هیجانی را ارتقا می‌دهد. طبق تحقیقات قبلی، زمانی که مشکلات و موانعی برای کودک به وجود می­آید، مادر ممکن است در درجه اول به عنوان یک پایگاه امن عمل کنند (گروسمن و همکاران، 2002). بنابراین روابط خوب کودک با والدین منجر به این امر می­شود تا با حفظ این الگوها تا بزرگسالی به افراد در چگونگی به کارگیری مهارت­های خوب در برقراری روابط بین فردی و افزایش و بهبود مهارت­های اجتماعی کمک بسیار زیادی شود. با توجه به اهمیتی که در مورد نقش پدر و مادر بیان شد به نظر می­رسد وجود تعارض بین والدین و قرار گرفتن نوجوانان در معرض این تعارضات در ارتقای مهارت­های اجتماعی و سازگاری هیجانی آنان خلل ایجاد کند. به عنوان مثال اهمیت مهارت­های اجتماعی در دوران نوجوانی بسیار مهم است زیرا توانایی درک شده فرد در مهارت­های اجتماعی و مدیریت تعارضات و روابط بین فردی نه تنها برای شروع و حفظ روابط رضایت بخش با همسالان، بلکه برای احساس کلی فرد از خود نیز مهم است. به عنوان مثال، نتایج تحقیقات نشان داد، افراد با مهارت‌های اجتماعی پایین‌تر تمایل دارند خود را منفی‌تر ببینند؛ درگیری‌های بلندمدت و حل‌نشده نوجوانان با همسالان با بی‌ثباتی مداوم رابطه مرتبط است (هاولی و همکاران[67] ، 2002 ؛ سیلسن و بلمور[68]، 2002). بنابراین مهارت­های اجتماعی منجر به ایجاد و حفظ گروه‌ها و دوستی‌های و حمایت اجتماعی می­شود و در نهایت سلامتی و سازگاری هیجانی نوجوانان را ارتقا می‌دهد.

 با این­حال، هیچ پژوهشی تا به امروز به این ساختارها در یک مدل منسجم نگاه نکرده است. یافته‌های مربوط به یافته مورد بررسی، پیامدهای متعددی دارد. اول: پژوهش حاضر بینشی را در مورد بحث جاری در مورد رابطه ادارک تعارض بین والدینی، مهارت­های اجتماعی و سازگاری هیجانی ارائه می­دهد. دوم، یافته‌های پژوهش حاضر همچنین نشان می‌دهد که والدین نقش مهمی در سازگاری اجتماعی و هیجانی فرزندان خود حداقل در سنین نوجوانی دارند. در مطالعه حاضر، ادارک تعارض والدینی پیش‌بینی‌کننده مهارت‌های اجتماعی و سازگاری هیجانی در نوجوانان بود. بنابراین داشتن مهارت‌های اجتماعی شبیه بزرگسالان در دوران نوجوانی بسیار مهم‌ می­باشد. از این­رو، تأثیر تعارض­های بین والدین بر شکل‌گیری مهارت‌های اجتماعی و سازگاری هیجانی برای نوجوانان بسیار مهم و اساسی است. در مدل حاضر، چنین یافته‌هایی از لحاظ نظری در گسترش درک ما از تأثیر بالقوه قرار گرفتن در معرض تعارضات بین والدینی برای نوجوانان خیلی مهم است. یافته‌های حاضر اهمیت بررسی و پژوهش جامع‌تر در آینده برای اینکه چه جنبه‌هایی از تعارض بین والدینی ممکن است بر مهارت­های اجتماعی و سازگاری هیجانی تأثیر می­گذارد، را نشان می­دهد. در نتیجه رشد هیجانی افراد، این پژوهش با پرداختن به شکاف‌های موجود در درک تعارض­های والدینی، مهارت­های اجتماعی و سازگاری هیجانی در بافت خانواده پیوند می‌دهند، به تحقیقات نوجوانان کمک می‌کند. نتایج حاضر، ارتباط مداوم تعارضات بین والدین را، حداقل در نوجوانی، برای رشد اجتماعی و سازگاری هیجانی نشان می‌دهد.

و بالاخره یافته دیگر این پژوهش نقش میانجی شایستگی رابطه در ارتباط بین تعارض والدینی و سازگاری هیجانی را مورد تائید قرار داد. اگرچه پژوهش­های مشخصی در این رابطه وجود ندارد اما نتایج برخی از پژوهش­ها از ارتباط منفی بین ادراک تعارض والدینی با شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی به عنوان مثال رایس و همکاران[69]، 1997؛  انگلس و همکاران[70] (2001) و هولاهان و همکاران[71] (1994) همخوانی داشت. در تببین این یافته می­توان گفت، بالبی (1973) بیان کرد افراد طرحواره­های شناختی خود و دیگران را از رابطه والد-کودک در طول عمر خود گسترش می­دهند. در نتیجه، تجارب دوران کودکی نوجوانان، بر پیش‌بینی و مدیریت تعاملات با افراد مهم (مانند والدین، دوستان و غیره) و سازگاری هیجانی آنان تأثیرگذار است؛ همانطوری که نظریه یادگیری اجتماعی یا دیدگاه انتقال بین نسلی بوئن معتقدند که کودکان و نوجوانان بسیاری از رفتارها را از طریق مشاهده و تعامل با الگوهای بزرگسالان می­آموزند (بندورا، 1989). والدین مهمترین منبعی هستند که نوجوانان از آن در مورد ماهیت روابط با همسالان یا روابط در آینده زندگی زناشویی­شان یاد می­گیرند. در نتیجه، مشاهده و تمرین این الگوها (رفتار والدین) به بهبود شایستگی رابطه و سازگاری هیجانی در محیط خانواده­هایی که تعارض حداقلی بین والدین است منجر به تعدادی فرصت یادگیری در دوران کودکی و نوجوانی می‌شود.  نوجوانانی که والدینی با سابقه تعارض دارند، فرصت کمتری برای مشاهده و یادگیری مهارت‌های اجتماعی مثبت و همراه با روابط رضایت‌بخش و بلندمدت در آینده خواهند داشت. بنابراین این نوجوانان احتمالاً رفتارهای بین فردی و باورهایی را یاد بگیرند که خطر بی­ثباتی یا تعارض را در روابط بعدی آنها افزایش می­دهد. منبع اصلی شایستگی رابطه نوجوانان در روابط با همسالان، والدین آنهاست (انگلس و همکاران، 2001). به نظر می­رسد تعارض والدینی بر شایستگی رابطه­ای نوجوانان تأثیرگذار منفی می­گذارد. در صورتی که شایستگی رابطه در نوجوانان به خوبی شکل و بهبود نیابد، نوجوانان در درازمدت با بی­ثباتی مداوم در روابط خود روبرو می­شوند. برای مثال در حالی که نزاع­های گاه به گاه با دوستان در دوران نوجوانی خیلی زیاد و به طور معمول رخ دهد اما درگیری­های طولانی مدت و حل نشده نوجوانان با همسالان با بی­ثباتی مداوم رابطه مرتبط است. این یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر نوجوانان فاقد مهارت‌های ضروری برای شروع و حفظ دوستی‌ها باشند، فرصت‌های کمتری برای توسعه چنین مهارت‌هایی در روابط خواهند داشت که در نتیجه احساس کارآمدی اجتماعی کاهش می‌یابد و با اضطراب و افسردگی و سازگاری هیجانی پایین همراه است. در نهایت با مدل سازگاری عاطفی نوجوانان انگلس و همکاران (2001) که بر روی نوجوانان 12 تا 18 سال انجام گرفت می­توان نقش‌ میانجی شایستگی رابطه را در ارتباط با ادراک تعارض والدینی و سازگاری هیجانی تبیین کرد. پژوهش­های آنان نشان داد نوجوانانی که ارتباط بسیار خوبی را با والدین خود گزارش کردند، مهارت‌های اجتماعی را بیشتر انجام می‌دادند و برای انجام این مهارت‌ها اضطراب کمتری داشتند. همچنین مشخص شد که اضطراب کم در انجام وظایف بین فردی بر ادراک نوجوانان از شایستگی­های رابطه خود در شروع و حفظ روابط خوب با دوستان و سایر افراد تأثیرگذار بود که این به نوبه خود سازگاری هیجانی را پیش­بینی می­کرد، همانطور که با رتبه بندی افسردگی و عزت نفس نشان داده شد.

 علیرغم نقاط قوت این پژوهش، مانند بررسی فرآیندهای میانجی و جهت­گیری اثرات مستقیم و غیرمستقیم، نتایج این پژوهش باید با در نظر گرفتن برخی محدودیت­ها تفسیر شود. محدودیت­ها عبارتند از: 1) روش جمع­آوری داده­ها صرفاً پرسشنامه که یک ابزار خودگزارشی است، بوده و تنها یک بار فقط بر روی نمونه مورد نظر اجرا شده است؛ 2)  پژوهش حاضر یک پژوهش مقطعی و رابطه­ای بوده است به همین دلیل نمی­توان نتیجه­گیری علی و معلولی از یافته­های این پژوهش داشت؛ 3) این پژوهش تنها بر روی دانش­آموزان شهرستان شهرکرد انجام گرفته است و تعمیم نتایج به سایر نوجوانان در استان­های دیگر کشور باید با احتیاط باید انجام گیرد. پژوهش­های آینده باید بر روی ویژگی­های جمعیت شناختی بیشتر مانند قومیت­های مختلف، وضعیت اجتماعی و اقتصادی بررسی شود؛ همچنین در استان­های دیگر کشور انجام شود و در نهایت از ابزارهای مختلف مانند مصاحبه با خود نوجوان و والدینشان در پژوهش­های آینده استفاده کنند. 

تعارض منافع

نویسندگان هیچ­گونه تعارض منافع را در مقاله اعلام نکرده­اند.

تقدیر و تشکر

از تمامی کسانی که پژوهشگران را در انجام این پژوهش یاری نمودند قدردانی می­شود.

 

[1] .Martín-Ruiz et al.

[2].  adjustment

[3].  Akande & Ikediashi

[4].  Gill   

[5].  Arjun et al.

[6].  Díaz Falcón et al.

[7].  Sánchez-García et al.

[8].  Schoeps et al.

[9]. Compas et al.

[10].  psychological well-being

[11].  emotional adjustment

[12].  Filipiak & Łubianka

[13].  Singh et al.

[14].  Arjun

[15]. parental conflict

[16]. relationship competence

[17]. social skills

[18]. Láng & Abell

[19].  Missotten et al.

[20]. Lisa Palmtag

[21]. Maya et al.

[22].  Harold & Sellers

[23].  Low et al.

[24]. Amato & Sobolewski

[25]. Mann & Gilliom

[26]. Olatunji & Idemudia

[27]. Ross

[28] .Turner & Kopiec

[29]. Lemerise & Arsenio

[30]. Kamper-DeMarco et al

[31]. Lodder et al.

[32]. Bowker et al

[33]. Parker et al.

[34]. Rubin et al.

[35]. Connolly & McIsaac

[36]. Collibee & Furman

[37] . Davila

[38].  Starr et al

[39] . Hosokawa & Katsura

[40].  Work model theory

[41]. Social learning theory  

[42].  Bandura

[43].  Barhal

[44]. Beelmann etal

[45].  Hess

[46].  David & Murphy

[47].  Zinsser et al

[48]. Huber etal

[49]. Adamczyk & Pilarska

[50]. Theurel & Gentaz

[51]. Davila et al

[52]. Mulraney et al

[53]. Tani et al

[54]. Miller-Slough et al

[55]. Cheng et al

[56]. children perception of the interparental conflict scale

[57]. Grych etal

[58]. Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters

[59]. Matson etal

[60]. Teodoro et al

[61]. Social Competence Questionnaire

[62]. Smart & Sanson

[63]. Emotional Adjustment Scale

[64]. Rubin et al.

[65]. Structural Equation Modeling

[66]. Partial Least Square

[67]. Hawley etal

[68]. Cillessen & Bellmore

[69]. Rice etal

[70]. Engels etal

[71]. Holahan etal

  • صلواتی، سارا و امید شکری. (1394). تحلیل روان‌سنجی مقیاس ارزیابی‌های کودکان خردسال از تعارض بین ‌والدینی. روان شناسی تحولی روان شناسان ایرانی، 44، 379 –
  • کرسوی، سیماسادات و صدوقی، مجید. (1399). خوشه‌بندی رفتار قلدری دانش‌آموزان نوجوان بر پایه شایستگی اجتماعی و ترجیح اجتماعی. نشریه روش ها و مدل های روانشناختی، 11(42)، 14-1.
  • حجتی، محمد؛ عباسی، محمد و قدم­پور، عزت الله. (1401). امکان­سنجی آموزش مبتنی بر عوامل فردی، خانوادگی و مدرسه­ای بر مهارت­های اجتماعی و کنترل خشم دانش­آموزان. رویش روانشناسی، ۱۱ (10)، ۳۶۳-۳۷۴.
  •   شکری، امید؛ سنایی­پور، محمد حسین؛ رویایی، زهرا و قره تپه­ای، زهرا. (1395). ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس سازگاری هیجانی در دانشجویان ایرانی. فصلنامه اندازه­گیری تربیتی، 9(۴)، 17-27.
  • کریمی عقدا، هادی؛ شریفی اردانی، علیرضا؛ صباغیان بغداد آباد، حمید؛ غلامزاده بافقی، طیبه و پور غلامی، فرزاد. (1403). تبیین مهارت اجتماعی فرزندان بر اساس تنظیم هیجان والدین: بررسی نقش میانجیگری روابط والد- کودک. پژوهشهای روانشناسی اجتماعی، 53(1)، 108-93.
  • باباخانی، مریم و پرندین، شیما. (1402). الگوی ساختاری شایستگی اجتماعی و بهزیستی ذهنی بر اساس سرمایه­های روانشناختی با نقش میانجی رضایت از زندگی در دختران و زنان جوان سرپل ذهاب. پژوهشهای روانشناسی اجتماعی،50(1)، 42-31.

 

  •    Adamczyk, K., & Pilarska, A. (2012). Attachment style, relationship status, gender and relational competences among young adults. Polish Psychological Bulletin, 43(2), 59–69. https://doi.org/10.2478/v10059-012-0007-4.
  • Ahmad, I., & Amin, Z. (2019). Perceived Parent-Adolescent Conflict and Social Competence: Moderating Role of Gender. Journal of Behavioural Sciences, 29(2), 37-49. 33582/2637-8027/1016.
  • Akande, J. A., & Ikediashi, N. N. (2018). Level of emotional adjustment of secondary school students in the federal capital territory. Journal of Research in Humanities and Social Science, 6(8), 50-5.
  • Amato, P. R., & Sobolewski, J. M. (2001). The effects of divorce and marital discord on adult children's psychological well-being. American sociological review, 66(6), 900-921. https://doi.org/10.2307/3088878
  • Arjun, A. (2022). Emotional adjustment among adolescents, Kerala, India. Journal of Positive School Psychology, 6(5), 5009-5016.
  • Babakhani, M., & Parandin, S. (2024). The structural model of social competence and subjective well-being based on psychological capitals with mediating role of life satisfaction in Sarpolezahab youth women and girls. Social psychology research, 13 (50), 31-42. [In Persian]https://doi.org/10.22034/spr.2023.386035.1819
  • Bandura, A. (1989). Social cognitive theory. Annals of Child Development, 6, 1-60.
  • Beelmann, A., Arnold, L. S., & Hercher, J. (2023). Parent training programs for preventing and treating antisocial behavior in children and adolescents: A comprehensive meta-analysis of international studies. Aggression and violent behavior, 68(1), 101798. https://doi.org/10.1016/j.avb.2022.101798
  • Bowker, J. C. W., Rubin, K. H., Burgess, K. B., Booth-LaForce, C., & Rose-Krasnor, L. (2006). Behavioral characteristics associated with stable and fluid best friendship patterns in middle childhood. Merrill-Palmer Quarterly, 52(4), 671-693. https://doi.org/10.1353/mpq.2006.0000
  • Bowlby, J. (1982). Attachment and loss. American Journal of Orthopsychiatry, 52(4), 664–678https://doi.org/10.1111/j.1939-0025.1982.tb01456.x
  • Buhrmester, D. (1990). Intimacy of friendship, interpersonal competence, and adjustment during preadolescence and adolescence. Child Development, 64(1), 1101-1111. https://doi.org/10.2307/1130878
  • Cheng, W. Y., Cheung, Y.M., & Chung, K. K. (2024). The role of family conflict and cohesion in adolescents' social responsibility: Emotion regulation ability as a mediator. PLoS One, 30,19(9), e0311265. 1371/journal.pone.0311265
  • Cillessen, A. H., & Bellmore, A. D. (2002). Social skills and interpersonal perception in early and middle childhood. In P. K. Smith & H. Hart (Eds.), Blackwell handbook of childhood social development (pp. 356-374). Maiden, MA: Blackwell Publishing.
  • Collibee, C., & Furman, W. (2015). Quality counts: Developmental shifts in associations between romantic relationship qualities and psychosocial adjustment. Child development, 86(5), 1639-1652. doi: 1111/cdev.12403
  • Compas, B. E., Jaser, S. S., Bettis, A. H., Watson, K. H., Gruhn, M. A., Dunbar, J. P., Williams, E., & Thigpen, J. C. (2017). Coping, emotion regulation, and psychopathology in childhood and adolescence: A meta-analysis and narrative review. Psychological bulletin, 143(9), 939. 1037/bul0000110
  • Connolly, J. A., & Konarski, R. (1994). Peer self-concept in adolescence: Analysis of factor structure and of associations with peer experience. Journal of Research on Adolescence, 4, 385—403. https://doi.org/10.1207/s15327795jra0403_3
  • Connolly, J., & McIsaac, C. (2009). Adolescents explanations for romantic dissolutions: A developmental perspective. Journal of adolescence, 32(5), 1209-1223. DOI: 1016/j.adolescence.2009.01.006
  • David, K. M., & Murphy, B. C. (2004). Interparental conflict and late adolescents' sensitization to conflict: The moderating effects of emotional functioning and gender. Journal of Youth and Adolescence, 33, 187-200. https://doi.org/10.1023/B:JOYO.0000025318.26238.40
  • Davila, J. (2008). Depressive symptoms and adolescent romance: Theory, research, and implications. Child Development Perspectives, 2(1), 26-31. https://doi.org/10.1111/j.1750-8606.2008.00037.x
  • Davila, J., Steinberg, S. J., Miller, M. R., Stroud, C. B., Starr, L. R., & Yoneda, A. (2009). Assessing romantic competence in adolescence: The romantic competence interview. Journal of adolescence, 32(1), 55-75. 1016/j.adolescence.2007.12.001
  • Díaz Falcón, D., Fuentes Suárez, I., & Senra Pérez, N. d. l. C. (2018). Adolescencia y autoestima: su desarrollo desde las instituciones educativas. Conrado, 14(64), 98-103.
  • Dodge, K. A., Coie, J. D., & Lynam, D. R. (2006). Aggression and antisocial behavior in youth. In W. Damon & R. Lerner (Eds.), Handbook of child psychology (6th ed., pp. 719–788). New York: Wiley.
  • Engels, R. C. M. E., Finkenauer, C, Meeus, M., & Dekovic, M. (2001). Parental attachment and adolescents' emotional adjustment: The associations with social skills and relational competence. Journal of Counseling Psychology, 48, 428- https://doi.org/10.1037/0022-0167.48.4.428
  • Filipiak, S., & Łubianka, B. (2021). On the rocky road to independence: Big five personality traits and locus of control in polish primary school students during transition into early adolescence. International journal of environmental research and public health, 18(9), 4564. https://doi.org/10.3390/ijerph18094564
  • Grossman, K., Grossman, K. E., Fremmer-Bombik, E., Kindler, H., Scheuerer- Englisch, & Zimmerman, P. (2002). The uniqueness of the child-father attachment relationship: Father's sensitive and challenging play as a pivotal variable in a 16 year longitudinal study. Social Development, 11, 307-331. https://doi.org/10.1111/1467-9507.00202
  • Grych, J. H., & Fincham, F. D. (1990). Marital conflict and child adjustment: A cognitive-contextual framework. Psychological Bulletin, 108, 267-290. 1037/0033-2909.108.2.267
  • Grych, J. H., Seid, M., & Fincham, F. D. (1992). Assessing marital conflict from the child's perspective: The Children's Perception of Interparental Conflict Scale. Child development, 63(3), 558-572. https://doi.org/10.2307/1131346
  • Hansen, D. J., Giacoletti, A. M., & Nangle, D. W. (1995). Social interactions and adjustment. In V. B. Van Hasselt and M. Hersen (Eds.), Handbook of adolescent psychopathology: A guide to diagnosis and treatment (pp. 102–129). New York: Lexington Books.
  • Harold, G. T., & Sellers, R. (2018). Annual research review: Interparental conflict and youth psychopathology: An evidence review and practice focused update. Journal of child psychology and psychiatry, 59(4), 374-402. 1111/jcpp.12893
  • Hawley, P. A., Little, T. D., & Pasupathi, M. (2002). Winning friends and influencing peers: Strategies of peer influence in late childhood. International Journal of Behavioral Development, 26(5), 466–474. https://doi.org/10.1080/01650250143000427
  • Hess, S. (2022). Effects of inter-parental conflict on children’s social well-being and the mediation role of parenting behavior. Applied Research in Quality of Life, 17(4), 2059-2085. https://doi.org/10.1007/s11482-021-10022-y
  • Hojati, M., Abbasi, M., Ghadampour, E. (2022). The feasibility of training based on individual, family and school factors on students' social skills and anger control. Rooyesh, 11(10), 49-60. [In Persian] ‎1001.1.2383353.1401.11.10.5.0.
  • Holahan, C. J., Valentiner, D. P., & Moos, R. H. (1994). Parental support and psychological adjustment during the transition to young adulthood in a college sample. Journal of Family and Psychology, 8, 215-233. https://doi.org/10.1037/0893-3200.8.2.215
  • Hosokawa, R., & Katsura, T. (2017). Marital relationship, parenting practices, and social skills development in preschool children. Child and adolescent psychiatry and mental health, 11, 1-8. 1186/s13034-016-0139-y
  • Kamper-DeMarco, K. E., Shankman, J., Fearey, E., Lawrence, H. R., & Schwartz-Mette, R. A. (2020). Linking social skills and adjustment. In Social skills across the life span (pp. 47-66). Elsevier.
  • karimi aqda, H., Sharifi Ardani, A., Sabbaghian Baghdad Abad, H., Gholamzadeh Bafqy, T., & Pourgholami, A. (2024). Explaining Children's Social Skills Based on Parents' Emotion Regulation: Investigating the Mediating Role of Parent-Child Relationships. Social psychology research, 14 (53), 93-108. [In Persian] https://doi.org/10.22034/spr.2024.424095.1882.
  • Korsavi, S., & Sadoughi, M. (2021). Clustering the bullying and victimized students based on their social competence and social preference. Psychological models and methods, 11(42), 1-14. [In Persian] 1001.1.22285516.1399.11.42.1.7.
  • Láng, A., & Abell, L. (2018). Relationship between interparental functioning and adolescents' level of Machiavellianism: A multi-perspective approach. Personality and Individual Differences, 120, 213-221. https://doi.org/10.1016/j.paid.2017.08.043
  • Leary, M. R. (1990). Responses to social exclusion: Social anxiety, jealousy, loneliness, and low self-esteem. Journal of Social and Clinical Psychology, 9, 221-229. https://doi.org/10.1521/jscp.1990.9.2.221
  • Lemerise, E. A., & Arsenio, W. F. (2000). An integrated model of emotion processes and cognition in social information processing. Child development, 71(1), 107-118. 1111/1467-8624.00124
  • Lodder, G. M., Scholte, R. H., Goossens, L., & Verhagen, M. (2017). Loneliness in early adolescence: Friendship quantity, friendship quality, and dyadic processes. Journal of Clinical Child & Adolescent Psychology, 46(5), 709-720. 1080/15374416.2015.1070352
  • Low, R. S., Overall, N. C., Cross, E. J., & Henderson, A. M. (2019). Emotion regulation, conflict resolution, and spillover on subsequent family functioning. Emotion, 19(7), 1162-1182. 1037/emo0000519
  • Mann, B. J., & Gilliom, L. A. (2004). Emotional security and cognitive appraisals mediate the relationship between parents' marital conflict and adjustment in older adolescents. Journal of Genetic Psychology, 165(3), 250-271. 3200/GNTP.165.3.250-271
  • Martín-Ruiz, I., González-Valenzuela, M. J., & Infante-Cañete, L. (2023). Emotional Adjustment among Adolescent Students with and without Specific Learning Disabilities. Children, 10, 2-12. 3390/children10121911
  • Maya, J., Fuentes, I., Arcos-Romero, A. I., & Jiménez, L. (2024). Parental Attachment and Psychosocial Adjustment in Adolescents Exposed to Marital Conflict. Children, 11(3), 291-302. https://doi.org/10.3390/children11030291
  • Miller-Slough, R. L., & Dunsmore, J. C. (2020). Emotion socialization by parents and friends: Links with adolescent emotional adjustment. Journal of Applied Developmental Psychology, 71,Article 101197https://doi.org/10.1016/j.appdev.2020.101197
  • Missotten, L. C., Luyckx, K., Branje, S. J., Hale III, W. W., & Meeus, W. H. (2017). Examining the longitudinal relations among adolescents' conflict management with parents and conflict frequency. Personality and Individual Differences, 117, 37-41. https://doi.org/10.1016/j.paid.2017.05.037
  • Mulraney, M., Coghill, D., Bishop, C., Mehmed, Y., Sciberras, E., Sawyer, M., Efron, D., & Hiscock, H. (2021). A systematic review of the persistence of childhood mental health problems into adulthood. Neuroscience and Biobehavioral Reviews, 129,182–205. https://doi.org/10.1016/j.neubiorev.2021.07.030
  • Olatunji, O. A., & Idemudia, E. S. (2021). The multidimensionality of inter-parental conflict on aggression and mental health among adolescents. Heliyon, 7(5), 1-6. 1016/j.heliyon.2021.e07124
  • Palmtag, E.-L. (2022). Like ripples on a pond: The long-term consequences of parental separation and conflicts in childhood on adult children's self-rated health. SSM-Population Health, 18(18), 101100. https://doi.org/10.1016/j.ssmph.2022.101100
  • Parker, J. G., & Asher, S. R. (1987). Peer relations and later personal adjustment: Are low-accepted children at risk? Psychological Bulletin, 102, 357–389. https://doi.org/10.1037/0033-2909.102.3.357
  • Parker, J. G., Low, C. M., Walker, A. R., & Gamm, B. K. (2005). Friendship jealousy in young adolescents: individual differences and links to sex, self-esteem, aggression, and social adjustment. Developmental psychology, 41(1), 235. https://doi.org/10.1037/0033-2909.102.3.357
  • Rice, K. G., Cunningham, T. J., & Young, M. B. (1997). Attachment to parents, social competence, and emotional well-being: A comparison of black and white late adolescents. Journal of Counseling Psychology, 44, 89-101. https://doi.org/10.1037/0022-0167.44.1.89
  • Riggio, H. R. (2004). Parental marital conflict and divorce, parent-child relationships, social support, and relationship anxiety in young adulthood. Personal Relationships, 11,99-114.  https://doi.org/10.1111/j.1475-6811.2004.00073.x
  • Ross, J. (2008). Parental attachment, interparental conflict, and late adolescents' emotional adjustment: The associations with social functioning. Fordham University.
  • Rubin, K. H., Bukowski, W. M., Parker, J. G., & Bowker, J. C. (2008). Peer interactions, relationships, and groups. Child and adolescent development: An advanced course, 141-180. https://doi.org/10.1002/9780470147658.chpsy0310
  • Salavati, S., & Shokri, O. (2015). A psychometric analysis of the children appraisals of inter parental conflict scale. Developmental Psychology: Iranian Psychologist, 44, 379-390. [In Persian].
  • Sanaeepur, M. H., Royaei, Z., & Gharetappeyei, Z. (2016). Psychometric Properties of the Emotional Adjustment Measure among Iranian Students. Quarterly of educational measurement, 7 (23), 77-97. [In Persian] https://doi.org/10.22054/jem.2016.5737.
  • Sánchez-García, M. d. l. Á., Lucas-Molina, B., Fonseca-Pedrero, E., Pérez-Albéniz, A., & Paino, M. (2018). Emotional and behavioral difficulties in adolescence: Relationship with emotional well-being, affect, and academic performance. Anales de Psicología, 34(3), 482–489. https://doi.org/10.6018/analesps.34.3.296631
  • Schoeps, K., Mónaco, E., Cotolí, A., & Montoya-Castilla, I. (2020). The impact of peer attachment on prosocial behavior, emotional difficulties and conduct problems in adolescence: The mediating role of empathy. PloS one, 15(1), e0227627. 1371/journal.pone.0227627
  • Singh, P., Edbor, A., & Dhingra, J. S. (2017). Home, health, social and emotional adjustment among first year college going students. Global journal for research analysi, 6(3), 100-103.
  • Smart, D., & Sanson, A. (2003). Social competence in young adulthood, its nature and antecedents. Family Matters, (64), 4-9.
  • Starr, L. R., Davila, J., Stroud, C. B., Clara Li, P. C., Yoneda, A., Hershenberg, R., & Ramsay Miller, M. (2012). Love hurts (in more ways than one): Specificity of psychological symptoms as predictors and consequences of romantic activity among early adolescent girls. Journal of Clinical Psychology, 68(4), 373-381. 1002/jclp.20862
  • Tani, F., Pascuzzi, D., & Raffagnino, R. (2018). The relationship between perceived parenting style and emotion regulation abilities in adulthood. Journal of Adult Development, 25(1), 1–12. https://doi.org/10.1007/s10804-017-9269-6
  • Teodoro, M. L. M., Käppler, K. C., de Lima Rodrigues, J., de Freitas, P. M., & Haase, V. G. (2005). The Matson Evaluation of Social Skills with Youngsters (MESSY) and its adaptation for Brazilian children and adolescents. Revista Interamericana de Psicología/Interamerican Journal of Psychology, 39(2), 239-246.
  • Theurel, A, & Gentaz, E (2018). The regulation of emotions in adolescents: Age differences and emotion-specific patterns. PLoS One, 13(6), e0195501. 1371/journal.pone.0195501
  • Turner, H. A., & Kopiec, K. (2006). Exposure to interparental conflict and psychological disorder among young adults. Journal of Family Issues, 27(2), 131-158. https://doi.org/10.1177/0192513X05280
  • Zinsser, K. M., Gordon, R. A., & Jiang, X. (2021). Parents’ socialization of preschool-aged children's emotion skills: A meta-analysis using an emotion-focused parenting practices framework. Early Childhood Research Quarterly, 55, 377-390. https://doi.org/10.1016/j.ecresq.2021.02.001