نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان،خرمآباد ، ایران.
2 گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علومانسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Marital intimacy is a multifaceted construct encompassing emotional, affective, and social dimensions, rooted in acceptance, satisfaction, and love. This study develops a structural model of marital intimacy based on distress tolerance and differentiation, examining the mediating role of the quality of relationships with in-laws among married women seeking counseling.
Method: Using a descriptive-correlational design and structural equation modeling, this study included 239 married women from counseling centers in Nourabad County, Lorestan Province. Participants completed the Differentiation of Self Inventory (Skowron & Smith, 1998), the Quality of Relationship with In-Laws Questionnaire (Cheraghi, 2014), the Marital Intimacy Scale (Thompson & Walker, 1983), and the Distress Tolerance Scale (Simons & Gaher, 2005). Data were analyzed using SPSS-22 and Smart PLS.
Results: Distress tolerance accounted for 17% and differentiation of self for 21% of the variance in marital intimacy. Additionally, distress tolerance indirectly explained 10% of marital intimacy through relationship quality with in-laws, while differentiation of self contributed 5%. Both constructs had significant direct, indirect, and total effects on marital intimacy (differentiation: β = 0.209, 0.110, 0.320; distress tolerance: β = 0.169, 0.167, 0.336; all p ≤ 0.05).
Conclusion: The findings highlight the significant roles of distress tolerance and differentiation in marital intimacy, with relationship quality with in-laws serving as a key mediator. Interventions aimed at enhancing these factors may improve marital intimacy in married women attending counseling centers.
کلیدواژهها English
مقدمه
اعتیاد به گوشیهای هوشمند یکی از مشکلات رایج دانشآموزان در سراسر جهان است (شی، ونگ و ژو[1] و همکاران، 2023). استفاده بیش از حد از تلفن هوشمند با پیامدهای منفی از جمله کاهش عملکرد تحصیلی، اختلال در کیفیت خواب، احساسات منفی، مدیریت ناکافی زمان، هزینههای مالی، کاهش بهرهوری و تأثیرات منفی بر روابط همراه است (ویلیامز بوتاری[2] و دشایس، ریو و ریو، 2022). امروزه اینترنت و منابع آن از جمله مؤلفههای اصلی محیطهای کاری و تحصیلی شده است. فناوری اطلاعات و ارتباطات که بهسرعت درحالتوسعه است، موجب پرسهزنی اینترنتی[3] شده که ناشی از تعامل مداوم انسان و رایانه است (ژنگ، لیو، لی و شو[4]، 2023). اصطلاح پرسهزنی اینترنتی اولینبار توسط لیم[5] (2002) برای استفاده کارکنان از اینترنت برای اهداف شخصی در ساعات کاری ابداع شد. اخیراً، محققان به پرسهزنی اینترنتی در طول کلاس نیز توجه کردهاند (میهلیچ، لیم و کولیبرگ[6]، 2023). دانشآموزان معمولاً در فعالیتهای مبتنی بر وب در رسانههای اجتماعی شرکت میکنند و در طول کلاس به برنامههای کاربردی دیگر دسترسی دارند (متین اورتا و دمیرتپه سایجیلی[7]، 2023). باوجود تأثیرات مثبت فناوری، برخی محققان بر تأثیر منفی آن بر تمرکز، توجه، درک و یادآوری مطالب درسی دانشآموزان تأکید میکنند. این امر ممکن است به دلیل ماهیت چندوظیفهای استفاده از اینترنت در کلاس باشد (اورتا، 2023). چندوظیفهای بودن به "توجه تقسیم شده و تغییر وظایف غیرمتوالی برای وظایف نامشخص" اشاره دارد (هیمی[8]، 2023) و منجر به آگاهی کمتر، تصمیمگیری ناکارآمد و اختلال در رفتارها میشود (بلائو، شامیراینبال و آودیل[9]، 2020) برایناساس، میتوان استدلال کرد که مشابه محیط کار، استفاده از اینترنت در کلاس در یک محیط آموزشی ممکن است باعث بار شناختی بیشتر و حواسپرتی در بین دانشآموزان شود، بنابراین اثرگذاری پرسهزنی اینترنتی معکوس باشد.
در همین راستا، شناسایی عوامل پیشایند پرسهزنی اینترنتی از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از پیشایندهای مؤثر بر پرسهزنی اینترنتیپریشانی روانشناختی است. مفهوم پریشانی روانشناختی بهعنوان حالتی از رنج عاطفی تعریف میشود که با علائم افسردگی (مانند غمگینی، ناامیدی و ازدستدادن علاقه) و اضطراب (احساس تنش و بیقراری) و اغلب با علائم جسمی (مانند سردرد و بیخوابی) همراه است (چن[10] و همکاران، 2024). محققان تأکید کردهاند که کنارگذاشتن کار و به تعویقانداختن وظایف به دلیل استفاده از رسانههای اجتماعی و اینترنت منجر به استرس تحصیلی میشود که رفاه کلی و تحصیلی دانشآموزان را مختل میکند (وانوچی، فلانری و اوهانسیان[11]، 2017). بررسی مکرر حسابهای کاربری در رسانههای اجتماعی با تنهایی و صرف زمان بیشتر در این پلتفرمها با افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش رضایت از زندگی مرتبط است (کریشنا و آگراوال[12]، 2023). نتایج مطالعات نشان داده است که کارکنان برای مقابله با استرس ناشی از تجربیات کاری منفی از پرسهزنی اینترنتی استفاده میکنند (نوویانتی و سجابادینی[13]، 2021). همچنین، افراد برای کاهش سطح استرس خود درگیر پرسهزنی اینترنتی میشوند، اما این امر میتواند به افزایش پریشانی روانشناختی منجر شود.
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر پرسهزنی اینترنتی جذب شناختی[14] است که نوعی حالت درگیری عمیق در حین استفاده از سیستمهای اطلاعاتی تعریف میشود (ژو، شون، وانگ و ایتو[15]، 2023) و فرد به رویداد تجربه شده توجه عمیق دارد. جذب شناختی از طریق پنج بعد تفکیک زمانی، غوطهوری متمرکز، افزایش لذت، کنترل و کنجکاوی بروز مییابد (آگاروال و کاراهانا[16]، 2000). به نظر میرسد که سطح جذب شناختی در بین دانشآموزان بر استفاده بیهدف از اینترنت و دستگاههای تکنولوژیکی تأثیر بگذارد (آجزن[17]، 2011). متغیر جذب شناختی بر اساس سه ایده پژوهشی بههمپیوسته ایجاد شد: یعنی ویژگی جذب، نظریه جریان و درگیری شناختی (آگاروال و کاراهانا 2000). منطبق بر پژوهشهای گذشته جذب شناختی دارای قدرت اثرگذاری بر شکلگیری پرسهزنی اینترنتی است (سوینچ و دوگسوی[18]، 2022). در فرایند آموزشی برای کاهش احتمال پرسهزنی اینترنتی، تعیین اینکه چگونه سطوح جذب شناختی دانشآموزان بر رفتار پرسهزنی اینترنتی تأثیر میگذارد، ضروری است. رابطه بین سطوح پرسهزنی اینترنتی و جذب شناختی توسط هاییت و دونمز[19] (2016) مورد بررسی قرار گرفت و آنها رابطه مثبت و معناداری پیدا کردند. بارنز، پرسی و اسکورناواکا [20] (2019) تفاوتهای بین اعتیاد کاربران به گوشیهای هوشمند و خدمات شبکههای اجتماعی را در چارچوب شناختی بررسی کردند و دریافتند که کاربران معتاد به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، جذب شناختی بالاتری را تجربه کردند. نتایج این پژوهش با مطالعات پیشین ازجمله مطالعه کانیتو و همکاران (2022) همخوانی دارد که جذب شناختی و استرس به طور جداگانه و مستقل بر پدیده اعتیاد به گوشیهای تلفن هوشمند تأثیرگذار هستند.
باوجود ارتباط بین پرسهزنی اینترنتی با پریشانی روانشناختی و جذب شناختی این ارتباط میتواند تحتتأثیر عوامل مختلف قرار بگیرد؛ زیرا باتوجهبه مطالعات موجود این ارتباط در مطالعات مختلف و در افراد مختلف بهصورت متفاوتی گزارش میشود (کوای، سو و چئو [21] ، 2017؛ مرکادو، جوردانو و دلچرت[22]، 2017). متغیرهای زیادی میتوانند این تفاوتها را به وجود آورند و باتوجهبه زمینه و اصل شناختی جذب شناختی باید به دنبال عوامل شناختی مرتبط با این متغیرها بود که یکی از این عوامل را میتوان وجود برخی متغیرها نظیر توانایی تصمیمگیری[23] دانست. تصمیمگیری یک فرایند شناختی است که فرد را قادر میسازد رفتار و فعالیتهای انسانی را طراحی، برنامهریزی، اجرا و کنترل کند (اکل، پدریچ و پریرا [24]،2020). مسئله اصلی در تصمیمگیری این است که چگونه افراد میتوانند از میان همة انتخابهای احتمالی، گزینهای که نیازهای آنها را برآورده میکند، بیابند (سان، ژو و لین [25]، 2020). تصمیمگیری برای انسان در زندگی روزمره بسیار مهم و مفید است (اسکاریدو[26] و همکاران، 2023)توانایی تصمیمگیری ابزارهایی را در اختیار افراد و سازمانها قرار میدهد تا از بین گزینههای مختلف ممکن، به دنبال حداکثر میزان سود، موفقیت و منافع، تصمیمهای صحیح بگیرند (یو[27]،2019). در مورد نوجوانان، آموزش در تصمیمگیری، برای کمک به دستیابی به اهداف و کاهش خطرات لازم است (کاردونا ایزازا، چولیا، گونزالز بارون و مونتویا کاستیلا [28]،2021). بر اساس نظریه تعارض تصمیم جانیس و مان[29] (1977)، راههای مختلفی برای مدیریت استرس با استفاده از تصمیمگیری وجود دارد. به نظر میرسد تصمیمگیری خوب، ممکن است منبع مهمی برای مقابله با استرس باشد (سانتوس-روئیز[30] و همکاران، 2012) )؛ پریشانی روانشناختی، تصمیمگیری را پیشبینی میکند به اینصورت که افراد مبتلا به پریشانی روانشناختی تصمیمگیرندگان بیپروا هستند (فلوری، یواکیمیدی، میدوهاس و پلوبیدیس [31]، 2017). جذب شناختی با ایجاد نگرشها و مقاصد مثبت نسبت به تصمیمگیری کمک میکند (اوکا[32] و همکاران، 2021) توانایی تصمیمگیری منجر به کاهش پرسهزنی اینترنتی میشود که به نوبه ی خود این امر استفاده از تلفنهای هوشمند را کاهش میدهد (ساوجی، دامار، کومز و بیلیک [33]،2021).
بنابراین باتوجهبه اینکه پرسهزنی اینترنتی میتواند به نتایج منفی از قبیل اختلال در رفتار، تصمیمگیری ناکارآمد، بهره وری تحصیلی پایین دانشآموزان، حواس پرتی، افزایش بار شناختی و موارد دیگر منجر شود، بنابراین بررسی عوامل اثرگذار بر پرسهزنی اینترنتی و پرداختن به آن در این گروه از اهمیت ویژهای برخوردار است. اجرای چنین پژوهشی میتواند با شناسایی دقیقتر عوامل مؤثر بر پرسهزنی اینترنتی، راهنمای ارزشمند برای مشاوران و درمانگران باشد تا با تکیه بر آن، راهکارهای علمی مؤثری جهت بهبود سلامت روان دانشآموزان ارائه کنند. به نظر میرسد تاکنون پژوهش جامعی درباره نقش واسطهای توانایی تصمیمگیری در پیشبینی پرسهزنی اینترنتی بر اساس جذب شناختی و پریشانی روانشناختی در دانشآموزان دارای اعتیاد به تلفن هوشمند صورت نگرفته و در این زمینه خلاء پژوهشی وجود دارد. بنابراین، پژوهش حاضر میتواند به بررسی اثر مستقیم پریشانی روانشناختی و جذب شناختی و همچنین اثر غیرمستقیم این متغیرها از طریق میانجیگری توانایی تصمیمگیری بپردازد و ارتباط این عوامل را به شکلی جدید تبیین کند. برایناساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای توانایی تصمیمگیری در پیشبینی پرسهزنی اینترنتی باتوجهبه پریشانی روانشناختی و جذب شناختی در دانشآموزان دارای اعتیاد به گوشیهای تلفن هوشمند بود.
روش
پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش توصیفی - همبستگی به شیوه مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعة آماری پژوهش شامل کلیة دانشآموزان مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهر خرمآباد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. در پژوهش حاضر از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای استفاده شد. بدین صورت که ابتدا تعداد دانشآموزان در گروه دختر و گروه پسر باتوجهبه آمار اداره آموزشوپرورش مورد بررسی قرار گرفت. در این فرایند مشخص شد که در مجموع 1300 نفر دانشآموز در مقطع متوسطه دوم معادل 3/51 درصد دختر و 7/48 درصد پسر مشغول به تحصیلاند. برایناساس تعداد 300 نفر حجم نمونه با همین نسبت یعنی 3/51 درصد پسر و 7/48 درصد دختر تخصیص یافت. ملاکهای ورود به پژوهش شامل: نوجوانان مقطع متوسطه دوم، دامنه سنی 14 تا 18 سال، محل سکونت شهر خرمآباد و کسب نمره 53 یا بالاتر در پرسشنامه اعتیاد به گوشیهای تلفن هوشمند سواری (1392) و ملاکهای خروج شامل: عدم تکمیل پرسشنامه، انصراف برای ادامه شرکت در پژوهش بود. از جنبههای اخلاقی پژوهش هم این بود که اطلاعات دانشآموزان بهصورت محرمانه نزد پژوهشگر خواهد بود و کسب اجازه از والدین صورت گرفت. سپس برای تکمیل پرسشنامهها توضیحات لازم ارائه شد و از بیان هرگونه توضیحی که احتمال ایجاد سوگیری در پاسخ ایجاد کند خودداری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزار SPSS نسخه 27 و LISREL نسخه 8/8 استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس پرسهزنی اینترنتی ([34]SCQ): برای اندازهگیری پرسهزنی اینترنتی از مقیاس استودارت (2016) استفاده شد. این مقیاس حاوی ۲۲ سؤال است و در قالب طیف ۵ درجهای لیکرت از نمره 1 (کاملاً مخالف) تا نمره ۵ (کاملاً موافق) طراحی شده است. جمع نمرههای این 22 سؤال بهعنوان نمره کلی پرسهزنی اینترنتی محسوب میشود و دامنه نمرات قابلقبول بین 22 تا 110 است. کسب نمره بالا به معنای سطح بالای پرسهزنی اینترنتی است. استودارت (2016) نیز آلفای کرونباخ 94/0 را برای این ابزار گزارش کرده است. در ایران کمالیزارچ و شکاری (1401) ضریب آلفای کرونباخ را 982/0 برای این مقیاس به دست آوردند. جهت بررسی روایی این ابزار از روش تحلیل عاملی تأییدی و میانگین واریانس استخراجی استفاده شد که بارهای عاملی 22 گویه این متغیر بین 805/0 تا 901/0 در نوسان بود. ازآنجاکه مقدار تمامی بارهای عاملی بالای 4/0 بود و همچنین مقدار قدرمطلق تمامی ضرایب معنیداری تی بالای 96/1 بود، این امر روایی همگرای قابلقبول این ابزار را نشان داد. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ ۷۹/۰ و پایایی مرکب ۸۶/۰ به دست آمد.
ب) مقیاس پریشانی روانشناختی (DASS)[35]: مقیاس پریشانی روانشناختی لاویبند و لاویبند[36] (1995) شامل ۲۱ سؤال است که علائم افسردگی، اضطراب و استرس را در مقیاس ۴ درجهای از نمره صفر (اصلاً در مورد من صدق نمیکند) تا ۳ (کاملاً در مورد من صدق میکند) میسنجد. این آزمون از زیرمقیاس افسردگی، استرس و اضطراب تشکیل شده است. نمره فرد در هر مقیاس برحسب هفت گویة مختص آن مقیاس سنجیده میشود. دامنه نمرات قابلقبول بین صفر تا 63 است. کسب نمره بالا به معنای شدت هریک از خرده مقیاسها است. لاویبند و لاویبند (1995) پایایی این مقیاس را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای زیرمقیاسهای افسردگی، اضطراب و استرس به ترتیب 91/0، 84/0 و 90/0 گزارش کرده است که نشاندهندة پایایی بالای این مقیاس است. هنری و کرافورد[37] (2005) ضریب پایایی عوامل را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای افسردگی 88/0، 82/0 برای اضطراب و 90/0 برای استرس به دست آوردند که 93/0 را برای کل مقیاس گزارش کردند. این پرسشنامه توسط صاحبی و همکاران (1384) برای جمعیت ایرانی اعتبار یابی شده است. آنها این مقیاس را مورد تحلیل عاملی قرار دادند که نتایج پژوهش آنها سه عامل افسردگی، اضطراب و استرس را تأیید میکرد و ضریب آلفای کرونباخ برای این سه عامل به ترتیب ۹۷/0، 92/0 و 95/0 بود. در پژوهش حاضر، پایایی مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای زیرمقیاسهای افسردگی، اضطراب و استرس به ترتیب 88/0، 74/0 و 87/0 گزارش شد. همچنین، پایایی کل مقیاس 79/0 به دست آمد.
ج) پرسشنامة توانایی تصمیمگیری ملبورن ([38]MDMQ): برای ارزیابی تصمیمگیری از پرسشنامه تصمیمگیری ملبورن استفاده شد. این پرسشنامه توسط مان، برنت، رادفورد و فورد [39] (1997) ساخته شده است. این ابزار از 22 گویه تشکیل شده و دارای سه گزینه پاسخ است: «برای من خیلی درست است» (نمره 2)، «تا حدودی برای من درست است» (نمره 1) و «اصلاً برای من درست نیست» (نمره صفر). کسب نمره بالا در این مقیاس به معنای توانایی تصمیمگیری بالا است. در پژوهش کاردونا و همکاران (۲۰۲۱)، پایایی این ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۶۸/۰ گزارش شده و روایی آن بر اساس روش تحلیل عاملی اکتشافی و روش محتوایی تأیید شده است. در ایران کجاف و همکاران (1393) همسانی این مقیاس را با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار دادهاند و مقدار این ضرایب به ترتیب برای خردهمقیاسهای گوش به زنگی، هوشیاری، شانه خالی کردن و به تعویق انداختن به ترتیب 77/0، 74/0، 73/0 و 74/0بود. گزارش کرده اند. ضریب پایایی بازآزمایی برای گوش به زنگی، هوشیاری، شانه خالی کردن و به تعویق انداختن را به ترتیب 73/0، 64/0، 68/0 و 69/0 بود. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاسهای گوش به زنگی81/0، هوشیاری 72/0، شانه خالی کردن 77/0 و به تعویق انداختن 79/0 گزارش شد. همچنین برای بررسی روایی از تحلیل عامل تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که کلیه گویههای مقیاس توانایی تصمیمگیری ملبورن دارای بارهای عاملی قابل قبولی و بالاتر از 30/0 بودند.
د) پرسشنامة جذب شناختی[40] (CAQ): برای سنجش متغیر جذب شناختی، از مقیاس 18 گویهای آگاروال و کاراهانا (2000) استفاده شده است. جذب شناختی به واسطهی پنج بعد بروز مییابد: تفکیکزمانی، غوطهوری متمرکز، لذت بینهایت، کنجکاوی و کنترل. نمره گذاری این پرسشنامه در طیف پنج درجهای لیکرت از کاملا موافقم (5) تا کاملا مخالفم (1) است. بنابراین بالاترین نمره این مقیاس در پژوهش حاضر 90 و کمترین آن 18 خواهد بود. نمره بالا در این مقیاس به معنای سطح بالای جذب شناختی فرد است. . آگاروال و کاراهانا (2000) برای تعیین روایی پرسشنامه جذب شناختی نشان دادند که این پرسشنامه ابزاری روا برای اندازهگیری جذب شناختی است. پایایی این پرسشنامه از روش همسانی درونی با استفاده آلفای کرونباخ برای خرده مقیاسهای تفکیکزمانی، غوطهوری متمرکز، لذت بینهایت، کنجکاوی و کنترل به ترتیب مقادیر 70/0، 74/0، 87/0، 64/0 و 83/0به دست آمده است. استریچاو و وو[41] (2015) جهت بررسی پایایی این مقیاس از روش آلفای کرونباخ استفاده کردند که این ضریب در پژوهش آنها 85/0 به دست آمد. صیف (1397) نیز در پژوهشی ضریب آلفای کرونباخ برای این متغییر را 79/0 محاسبه کرد. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاسهای تفکیک زمانی 73/0، غوطهوری متمرکز 79/0، لذت بینهایت 82/0، کنجکاوری 78/0 و کنترل 82/0 گزارش شد.
یافتهها
در بخش توصیفی، مبتنی بر جنسیت، 154 نفر از شرکتکنندگان دختر (3/51) و 146 نفر پسر (7/48)؛ بر اساس سن، 62 نفر از شرکتکنندگان (7/20 درصد) دارای 15 سال، 97 نفر از افراد نمونه (3/32 درصد) دارای 16 سال، 80 نفر از افراد نمونه (7/26 درصد) دارای 17 سال و 61 نفر از شرکتکنندگان (3/20 درصد) دارای 18 سال؛ بر اساس تحصیلات مادران افراد نمونه، 176 نفر از مادران افراد شرکتکننده (7/58 درصد) دیپلم و زیردیپلم، 94 نفر مادران (3/31 درصد) کاردانی و کارشناسی، 26 نفر از مادران افراد شرکتکننده (7/8 درصد) کارشناسی ارشد و دکتری و 4 نفر از مادران افراد شرکتکننده (3/1 درصد) فوتشده؛ مبتنی بر تحصیلات پدران افراد نمونه، 167 نفر از پدران افراد شرکتکننده (7/55 درصد) دیپلم و زیردیپلم، 97 نفر پدران (3/32 درصد) کاردانی و کارشناسی، 30 نفر از پدران افراد شرکتکننده (10 درصد) کارشناسی ارشد و دکتری و 6 نفر از پدران افراد شرکتکننده (2 درصد) فوتشده بودند.
جدول 1 ماتریس همبستگی، میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش را نشان میدهد.
جدول 1. ماتریس همبستگی، میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش
|
پرسهزنی اینترنتی |
توانایی تصمیمگیری |
جذب شناختی |
پریشانی روانی |
|
|
پرسهزنی اینترنتی |
- |
|
|
|
|
توانایی تصمیمگیری |
66/0-** |
- |
|
|
|
جذب شناختی |
27/0** |
46/0-** |
- |
|
|
پریشانی روانشناختی |
40/0** |
19/0** |
19/0** |
- |
|
میانگین |
90/69** |
35/44** |
92/68** |
92/28** |
|
انحرافمعیار |
01/17** |
21/8** |
47/15** |
02/11** |
|
کجی |
07/0** |
09/0-** |
53/0-** |
20/0** |
|
کشیدگی |
51/0-** |
61/0-** |
61/0-** |
74/0-** |
|
آماره k-s |
112/0** |
127/0** |
084/0** |
141/0** |
01/۰**P ‹ ۰۵/۰P ‹ *
بر اساس جدول 1، توصیف دادههای مرتبط با متغیرهای پژوهشی نشان داد که میانگین پرسهزنی اینترنتی، توانایی تصمیمگیری، پریشانی روانی و جذب شناختی برابر با 90/69، 35/44، 92/28 و 92/68 به دست آمد. انحراف استاندارد این متغیرها به ترتیب برابر با 01/17، 21/8، 02/11 و 47/15 محاسبه شد. در ادامه، ضمن بررسی پیشفرضها، رابطه متغیرها بر اساس تحلیل معادلات ساختاری آزمون گردید. طبیعی بودن دادهها بر اساس سطح کجی و کشیدگی مطلوب (در محدوده 2+ تا 2-) تأیید گردید. همخطی متغیرهای پیشبین بر اساس شاخص تورم واریانس بالاتر از 10 و ضریب تحمل کمتر از 1/0 مورد تأیید قرار گرفت (پریشانی روانی برابر با 24/1 و 81/0؛ توانایی تصمیمگیری برابر با 52/1 و 66/0 و جذب شناختی در سطح 28/1 و 78/0). عدم وجود دادههای پرت بر اساس ماندههای استانداردشده، فاصلههای کوک و لورژ تأیید شد (ماندههای استانداردشده در محدوده 56/2 و 96/2-؛ فاصله کوک در محدوده 001/0 و 05/0 و مقدار لورژ در محدوده 001/0 و 04/0).
شکل 1. مدل پرسهزنی اینترنتی در حالت ضرایب استاندارد
بر اساس شکل 2، مدل برازشیافته مبتنی بر پیشبینی پرسهزنی اینترنتی بر اساس پریشانی روانی و جذب شناختی با میانجی توانایی تصمیمگیری ترسیم شد. برایناساس، در این مدل، ضریب تأثیر استاندارد متغیرهای پریشانی روانی و جذب شناختی بر پرسهزنی اینترنتی به ترتیب برابر با 14/0 و 17/0 بود. افزون بر این، ضریب تأثیر استاندارد متغیرهای پریشانی روانی و جذب شناختی بر متغیر میانجی توانایی تصمیمگیری به ترتیب برابر با 34/0- و 46/0- و ضریب تأثیر استاندارد توانایی تصمیمگیری بر پرسهزنی اینترنتی برابر با 58/0- بود.
شکل 2. مدل پرسهزنی اینترنتی در حالت ضرایب معناداری
بر اساس شکل 3، در بررسی مقادیر t بهدستآمده برای روابط موجود این نتیجه به دست آمد که پس از ورود متغیر میانجی، مقادیر t مربوط به ضرایب رابطهی متغیرهای پریشانی روانی و جذب شناختی بر پرسهزنی اینترنتی به ترتیب برابر با 62/2 و 91/2 بود. افزون بر این، مقادیر t رابطه متغیرهای پریشانی روانی و جذب شناختی بر متغیر میانجی توانایی تصمیمگیری به ترتیب برابر با 08/5- و 04/6- بود. همچنین، مقادیر t رابطهی متغیرهای توانایی تصمیمگیری بر پرسهزنی اینترنتی برابر با 57/5- بود.
جدول 2: شاخصهای برازش محاسبهشده در مدل پژوهش
|
شاخص برازش مدل |
مقدار شاخص |
سطح مطلوب[42] |
وضعیت برازش |
|
ریشه میانگین مجذورات تقریب[43] |
065/0 |
زیر 1/0 |
مطلوب است |
|
نسبت کایاسکوئر به درجه آزادی[44] |
012/2 |
کمتر از 5 |
مطلوب است |
|
شاخص برازش تطبیقی[45] |
94/0 |
بالاتر یا مساوی 9/0 |
مطلوب است |
|
شاخص برازش نرمال[46] |
90/0 |
بالاتر یا مساوی 9/0 |
مطلوب است |
|
شاخص برازش نرمالنشده[47] |
95/0 |
بالاتر یا مساوی 9/0 |
مطلوب است |
|
شاخص برازش افزایشی[48] |
95/0 |
بالاتر یا مساوی 9/0 |
مطلوب است |
|
شاخص برازش نسبی[49] |
90/0 |
بالاتر یا مساوی 9/0 |
مطلوب است |
بر اساس جدول 2، بررسی شاخصهای برازش نشان داد که شاخص ریشه میانگین مربعات خطاهای تخمین بهعنوان شاخص اصلی نیکویی برازش در مدلیابی معادلات ساختاری در سطح مناسب بود، زیرا کمتر از 1/0 به دست آمد. همچنین، نتیجه شاخص تقسیم خیدو بر درجه آزادی از تقسیم با 41/7918 بر درجه آزادی 3479 برابر با 27/2 محاسبه شد که نشان از برازش مناسب مدل داشت. در نهایت، شاخص برازش تطبیقی، شاخص برازش نرمال، شاخص برازش نرمالنشده، شاخص برازش افزایشی و شاخص برازش نسبی به ترتیب برابر با 91/0، 95/0، 95/0، 95/0 و 90/0 محاسبه شد که نشان از برازش مناسب مدل داشت.
جدول 3. ضریب استاندارد و آماره t برای روابط مستقیم متغیرهای پژوهش
|
اثر مستقیم متغیرها |
میزان اثر |
مقدار t |
پذیرش/رد رابطه |
|
پریشانی روانی × پرسهزنی اینترنتی |
14/0 |
62/2 |
تأیید رابطه |
|
پریشانی روانی × توانایی تصمیمگیری |
34/0- |
08/5- |
تأیید رابطه |
|
جذب شناختی × پرسهزنی اینترنتی |
17/0 |
91/2 |
تأیید رابطه |
|
جذب شناختی× توانایی تصمیمگیری |
46/0- |
04/6- |
تأیید رابطه |
|
توانایی تصمیمگیری × پرسهزنی اینترنتی |
58/0- |
57/5- |
تأیید رابطه |
|
روابط غیرمستقیم متغیرها |
آماره سوبل |
سطح معناداری |
پذیرش/رد رابطه |
|
پریشانی روانی × توانایی تصمیمگیری × پرسهزنی اینترنتی |
08/3 |
001/0 |
تأیید رابطه غیرمستقیم |
|
جذب شناختی × توانایی تصمیمگیری × پرسهزنی اینترنتی |
46/3 |
001/0 |
تأیید رابطه غیرمستقیم |
در ادامه، در جدول 3، ضرایب استاندارد محاسبهشده و مقادیر t مربوط به روابط مستقیم و غیرمستقیم در مدل برازشیافته بیان شد. برایناساس، ضریب معناداری پریشانی روانی بر پرسهزنی اینترنتی (برابر با 62/2) و پریشانی روانی بر توانایی تصمیمگیری (برابر با 08/5-)، جذب شناختی بر پرسهزنی اینترنتی (برابر با 91/2) و جذب شناختی بر توانایی تصمیمگیری (برابر با 04/6-) به سبب مقدار t بالاتر از 96/1 معنادار بود. همچنین، با استفاده از آزمون سوبل[50] به بررسی نتایج معناداری روابط غیرمستقیم میان متغیرهای پژوهش پرداخته شد. برایناساس، مشخص شد که رابطه غیرمستقیم پریشانی روانی با پرسهزنی اینترنتی با میانجی توانایی تصمیمگیری معنادار بود. ضمن این که رابطه غیرمستقیم جذب شناختی با پرسهزنی اینترنتی با میانجیگری توانایی تصمیمگیری نیز معنادار بود. پس از بررسی ضرایب بهدستآمده در مدل، اکنون، پیش از بررسی جداگانه فرضیهها به تحلیل شاخصهای برازش مدل پرداخته شد. ازاینرو، جهت بررسی برازش مدل برازش یافته ضرورت توجه به شاخصهای برازش وجود دارد.
بحث و نتیجهگیری
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة پریشانی روانشناختی و جذب شناختی با پرسهزنی اینترنتی، نقش میانجی توانایی تصمیمگیری در دانشآموزان دارای اعتیاد به گوشیهای تلفن هوشمند بود. یافته اول این پژوهش نشان داد که اثر پریشانی روانشناختی بر پرسهزنی اینترنتی با میانجی توانایی تصمیمگیری غیرمستقیم و معنادار بود. این یافته با پژوهشهای لیم و چن (2012)، نوویانتی و سجابادینی (2021)، وانوچی و همکاران (2017)، کریشنا و آگراوال (2023) و فلوری و همکاران (2017) همسو بود. این پژوهشگران نشان دادند که پریشانی روانشناختی دارای اثر غیرمستقیم و معنادار بر پرسهزنی اینترنتی است. در تبیین این یافته باید گفت دانشآموزان برای مقابله با شرایط منفی ناشی از تجربیاتی مانند استرس، اضطراب و افسردگی به پرسهزنی اینترنتی روی میآورند (وانوچی و همکاران، 2017). دانشآموزان با چنین شرایطی که ناشی از پریشانی روانشناختی است، نمیتوانند رفتار و فعالیتهای خود را طراحی، برنامهریزی و کنترل کنند در واقع توانایی تصمیمگیری آنها کاهشیافته و بیشتر به رفتار پرسهزنی اینترنتی میپردازند، درعینحال اگر افراد درگیر پرسهزنی اینترنتی شوند، امور کار و تحصیل و زندگی روزمرهشان مختل میشود و این امر منجر به پریشانی روانشناختی میگردد، همچنین بررسی مکرر حسابهای کاربری در رسانههای اجتماعی با تنهایی مرتبط است و صرف زمان بیشتر برای پیمایش در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی با افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش رضایت از زندگی مرتبط است (کریشنا و آگراوال، 2023) حالتهای افسردگی بر اعتیاد به تلفن هوشمند اثر گذاشته و همین منجر به کاهش توانایی تصمیمگیری در نتیجه افزایش رفتار پرسهزنی اینترنتی میشود. پریشانیهای روانشناختی میتوانند بر فرایند تصمیمگیری تأثیر بگذارند و بهگونهای که افرادی که با این مشکلات دستوپنجه نرم میکنند، بیشتر تمایل به اتخاذ تصمیمات شتابزده یا بیپروا دارند. این افراد ممکن است در موقعیتهای تصمیمگیری، بهجای تحلیل دقیق و منطقی، به واکنشهای سریع و احساسی تکیه کنند که اغلب به انتخابهای ناسنجیده منجر میشود. این نوع رفتار نشاندهنده آن است که پریشانی روانی میتواند توانایی فرد را در ارزیابی پیامدهای مختلف تصمیمها تضعیف کند و آنها را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهد (فلوری و همکاران، 2017).
یافته دوم پژوهش حاضر نشان داد اثر غیرمستقیم جذب شناختی بر پرسهزنی اینترنتی با میانجیگری توانایی تصمیمگیری نیز معنادار بود. همسو با یافته حاضر هایت و دونمز (2016)، بارنز و همکاران (2019)، تانری وری و کاراجا (2018) و سوینچ و دوگسوی (2022) نشان دادند که جذب شناختی بهعنوان یک عامل روانشناختی، میتواند با ایجاد انگیزه و کنجکاوی در کاربران، آنها را به کاوش در صفحات مجازی، محتواهای جذاب و شبکههای اجتماعی سوق دهد و احتمال شکلگیری پرسهزنی اینترنتی را افزایش دهد. در تبیین این نتایج میتوان گفت رفتار استفاده از فناوریهای مبتنی بر اینترنت بهصورت کنترل نشده در میان نوجوانان رایجتر شده است. پیامد استفاده گسترده از تلفن همراه در بین دانشآموزان، معضل اعتیاد به گوشیهای هوشمند را به همراه داشته است که بهصورت رفتارهای مختلف از جمله پرسهزنی اینترنتی نمود یافته است (بارنز و همکاران، 2019) و کاربرانی که به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی معتاد هستند، جذب شناختی بالاتری را تجربه میکنند. جذب شناختی روی توانایی تصمیمگیری افراد اثرگذار بوده و همچنین تجربة جذب شناختی توسط دانشآموزان موجب میشود که فناوری را در تصمیمگیریهای خود مؤثر بدانند (سوینچ و دوگسوی، 2022). در پژوهشی که توسط کانیتو و همکاران (2022) انجام شد، به بررسی این موضوع پرداخته شد که سطح استرس و جذب شناختی به شکل جداسازی زمانی پیشبینیکنندههای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند و استفاده از شبکههای اجتماعی هستند.
به طور خلاصه میتوان نتیجه گرفت که مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است و نتایج پژوهش از مدل حاضر حمایت کردند. بر اساس نتایج پژوهش، جذب شناختی و پریشانی روانشناختی بر پرسهزنی اینترنتی اثر مستقیم دارند و توانایی تصمیمگیری رابطة بین جذب شناختی و پریشانی روانشناختی با پرسهزنی اینترنتی را واسطهگری میکند. بهعبارتدیگر سطح بالای جذب شناختی و پریشانی روانشناختی نقش تعیینکننده در افزایش رفتار پرسهزنی اینترنتی دانشآموزان دارند و با کاهش توانایی تصمیمگیری میتوانند بر شدت پرسهزنی اینترنتی بیفزایند. ازاینرو، باید به این متغیرها توجه و اهمیت ویژهای شود؛ زیرا با شناخت این عوامل مهم اقدامات مؤثر و مفیدی در جهت کاهش رفتار پرسهزنی اینترنتی و استفاده مشکلزا از اینترنت انجام میگیرد که میتواند زمینه کاهش اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را در بین نوجوانان و دانشآموزان فراهم نماید. با کاهش تأثیر منفی اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند بر عملکرد یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران، میتوان بهرهوری را در مدارس مشاهده کرد و از عوارض جدی که برای سلامت روانی و عملکرد دانشآموزان دارد، جلوگیری کرد.
از جمله محدودیتهای پژوهش حاضر این بود که این پژوهش بر روی دانشآموزان متوسطه دوم شهر خرمآباد انجام شده که در تعمیمپذیری آن به سایر مقاطع تحصیلی باید جوانب احتیاط را رعایت نمود؛ بنابراین، پیشنهاد میشود که پژوهشهای آتی بر روی جمعیتهای مختلف از نظر سنی، جغرافیایی نیز اجرا شود. همچنین، پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و نمیتوان رابطه علّی را از آن استنباط نمود. علاوه بر این، پیشنهاد میشود پژوهشهای بیشتری به بررسی عوامل دیگری که ممکن است در رابطه بین پریشانی روانشناختی و پرسهزنی اینترنتی دخیل باشند، مانند استفاده از روشهای مدیریت استرس و ارتباط آن با توانایی تصمیمگیری، متمرکز شوند. همچنین، بررسی تأثیر برنامههای آموزشی و توانمندسازی در بهبود توانایی تصمیمگیری و کنترل استفاده از اینترنت نیز میتواند از جمله موضوعاتی باشد که در زمینه تحقیقات آینده مورد بررسی قرار میگیرد.
باتوجهبه اینکه جامعه آماری این پژوهش شامل دانشآموزان متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشیهای هوشمند است، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی و مداخلات روانشناختی باهدف مدیریت استرس، اضطراب و افسردگی بهمنظور کاهش پریشانی روانشناختی در مدارس اجرا شود. همچنین، برگزاری کارگاههای تقویت مهارتهای تصمیمگیری و آموزش مدیریت زمان میتواند به دانشآموزان در کنترل رفتارهای پرسهزنی اینترنتی کمک کند. والدین نیز باید با نظارت مناسب و ارائه الگوهای سالم استفاده از فناوری در این مسیر مشارکت داشته باشند. محدودیتهای منطقی در استفاده از گوشیهای هوشمند در محیط مدرسه، همراه با ارائه فعالیتهای جایگزین جذاب نظیر برنامههای ورزشی، فرهنگی و هنری، میتواند استفاده مشکلزا از گوشیها را کاهش دهد. ارائه خدمات مشاوره روانشناختی در مدارس و ایجاد گروههای حمایتی برای دانشآموزان نیز به کاهش تأثیرات منفی جذب شناختی و اعتیاد به اینترنت کمک خواهد کرد.
تشکر و قدردانی
مقاله حاضر برگرفته از رساله دوره دکتری تخصصی نویسنده مسئول پژوهش در دانشگاه لرستان بود. بدینوسیله از تمام دانشآموزان متوسطه دوم شهر خرمآباد که همکاری کاملی جهت اجرای پژوهش داشتند، قدردانی به عمل میآید.
[1]. Shi, Wang & Zhu
[2]. Williams-Buttari, Deshais, Reeve & Reeve
[3]. Cyberloafing
[4]. Zhang, Liu, Li & Xu
[5]. Lim
[6]. Mihelič, Lim & Culiberg
[7]. Metin-Orta & Demirtepe-Saygılı
[8]. Himi
[9]. Blau, Shamir-Inbal & Avdiel
[10]. Chen
[11]. Vannucci, Flannery & Ohannessian
[12]. Krishna & Agrawal
[13]. Novianti & Sjabadhyni
[14]. Cognitive absorption
[15]. Zhou, Shun, Wang & Ito
[16]. Agarwal & Karahanna
[17] .Ajzen
[18]. Sevin & Dogusoy
[19]. Hayit and Dönmez
[20]. Barnes, Pressey & Scornavacca
[21] .Koay, Soh & Chew
[22]. Mercado, Giordano & Dilchert
[23]. decision-making ability
[24]. Ekel, Pedrycz & Pereira
[25]. Sun, Zhou & Lin
[26] .Oscarido
[27] .Yoe
[28] .Cardona Isaza, Chulia, González Barrón & Montoya Castilla
[29] .Janis & Mann
[30] .Santos-Ruiz
[31] .Flouri, Ioakeimidi, Midouhas & Ploubidis
[32]. Occa
[33]. Savci, Damar, Comez & Bilik
[34]. Stoddart Cyberloafing Questionare
[35]. depression anxiety stress scale (DASS)
[36]. Lovibond and Lovibond
[37]. Henry & Crawford
[38] .Melbourne Decision Making Questionnaire
[39]. Mann, Burnett, Radford & Ford
[40] .Cognitive Absorption Questionnaire
[41] .Reychav & Wu
[42] هومن (1398)
[43]. root mean square error of approximation (RMSEA)
[44]. CMIN/df
[45]. comparative fitness index (CFI)
[46]. normed Fit Index (NFI)
[47]. non-Normed Fit Index (NNFI)
[48]. incremental fitness index (IFI)
[49]. relative fit index (RFI)
[50]. Sobel test