نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشگاه فرهنگیان
2 دانشگاه اصفهان
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Addiction is a chronic, relapsing disorder requiring sustained treatment and psychosocial support. This study examines the structural relationships between self-stigma and relapse in methadone maintenance patients, with self-esteem and perceived social support as mediating factors.
Method: A descriptive-correlational design was employed, utilizing structural equation modeling. The study population consisted of individuals with substance use disorders attending addiction treatment centers in Karaj, Iran (2023). A sample of 209 participants was randomly selected. Data were collected using the Relapse Prediction Scale (Wright et al., 1993), Rosenberg Self-Esteem Scale (1965), Multidimensional Scale of Perceived Social Support (Zimet et al., 1988), and Perceived Stigma Scale (Loma et al., 2013). Analyses included Pearson correlation and structural equation modeling.
Results: Self-stigma demonstrated significant direct effects on: - Reduced perceived social support (β = -0.50, p < 0.01) - Lower self-esteem (β = -0.58, p < 0.01) - Increased relapse risk (β = 0.56, p < 0.01) Indirect effects of self-stigma on relapse were also observed through the mediators (β = 0.33, p < 0.01), accounting for 37% of the total effect.
Conclusion: The results highlight the detrimental role of self-stigma in relapse vulnerability, while underscoring the protective functions of self-esteem and social support. Interventions targeting stigma reduction alongside self-esteem and social support enhancement may improve treatment outcomes in methadone maintenance therapy.
کلیدواژهها English
مقدمه
اعتیاد یک بیماری عصبی-بیولوژیکیِ اجباری است (مائو و همکاران[1]، 2024)، که با رفتارهای پاتولوژیک مرتبط با مصرف هر ماده تعریفشده و بهعنوان اختلال در رفتار اجتماعی، عدم کنترل بر مصرف، مصرف پرخطر و معیارهای دارویی در نظر گرفته میشود (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2022). این اختلال، یکی از علل اصلی مرگومیر است که سبب تغییرات مولکولی و سلولی در نواحی خاصی از مغز میشود و تصور میشود این تغییرات در انتقال به مصرف کنترل نشدۀ دارو نقش دارند (تانابه[2] و همکاران، 2019)؛ و بهواسطه مزمن بودن آن، بیماران مبتلا، حتی پس از قطع مصرف ماده مخدر باید تحت درمان و حمایت مستمر قرار گیرند (ویلیامز[3]و همکاران، 2015). بهعبارتدیگر، در محیطهای درمانی بهطور گسترده پذیرفتهشده است که اعتیاد یک اختلال مزمن و عودکننده است که این عودها را نباید شکست درمانی تفسیر کرد، (بلانکو و ولکو،[4] 2019) بلکه باید اغلب آن را بخشی از فرایند بهبودی و مشکلی دائمی برای افرادی در نظر گرفت که به دنبال رهایی از دام اعتیاد هستند (ترنر و همکاران،[5] 2021). درواقع، عود به شکست در تلاش فرد برای تغییر در رفتار مصرف مواد مخدر و بازگشت به وضعیت قبل از درمان اطلاق میشود (سوانحت چای و همکاران،[6] 2024).
در این میان، یکی از عوامل روانی-اجتماعی مؤثر بر عود، استیگما یا انگ مرتبط با این اختلال است که میتواند فرآیند بهبودی را بهطور قابلتوجهی مختل کند. افراد وابسته به مصرف مواد، علاوه بر بسیاری از پیامدهای منفی که درنتیجه وابستگی تجربه میکنند، تحت تأثیر نگرشهای منفی پیشبینیشده توسط جامعه، حلقههای نزدیک خود و از درون خود نیز قرار میگیرند (کراپانزانو و همکاران،[7] 2019؛ لوما و همکاران،[8] 2013؛ صحرائیان و همکاران، 1403). اگرچه افراد دارای اختلالات مرتبط با مصرف مواد باید علائم اولیه بیماری جدی خود را مدیریت کنند و به دنبال درمان باشند، اما آنها با انگ شدید ناشی از تشخیص اختلال خود مواجه میشوند که بر سلامت جسمی و روانی آنها تأثیر بیشتری میگذارد (پارسسیپی و کاباسا[9]، 2013؛ باری و همکاران[10]، 2014)؛ ازاینرو، بهطور غیرمستقیم از طریق آسیبهای اجتماعی مرتبط با انگ، حتی در هنگام دریافت درمان، رنج میبرند. در این راستا، مطالعات نشان دادهاند که انگ هم بر نگرش نسبت به درمان و شروع کمک جویی، و هم بر نتایج درمانی در افراد وابسته به مصرف مواد تأثیر میگذارد (سرناسیو و همکاران،[11] 2021؛ کراپانزانو و همکاران، [12] 2019)؛ به این صورت که، تداوم در درمان و بهبودی نهایی را به خطر میاندازد و همچنین احتمال عود را افزایش میدهد (برنر و همکاران،[13] 2010 کلمنت و همکاران،[14] 2015). از بین انواع استیگما، استیگما خود بیشترین تأثیر منفی را بر افراد مبتلابه بیماریهای روانی شدید دارد (ماک و چیونگ،[15] 2010).
یکی از متغیرهای روانشناختی مرتبط با استیگما، عزتنفس فرد است. درواقع، افراد از طریق ارزیابی درونی ناشی از استیگما، خودشان را مورد ارزیابی منفی قرار داده و این ارزیابی منجر به کاهش عزتنفس و خودکارآمدی آنان میشود (اورتون و مدینا،[16] 2008). عزتنفس بهعنوان سرمایهای درونی در برقراری عملکرد درست اجتماعی در شرایط تنشزا و حفظ سلامت اهمیت دارد (لو،[17] 2002). بنابراین، بررسی آن بهعنوان یک نکته کلیدی حائز اهمیت است. لینک و همکاران (2001)، در مطالعه خود نشان دادند که استیگما و عزت نفس رابطه معنادار و معکوسی باهم دارند. اوخاخومی (2014) هم در مطالعه خود تأثیر معنادار عزتنفس و خودکارآمدی بر استیگمای اجتماعی را نشان داد.
پژوهشها عوامل زیستی، روانی و اجتماعی متعددی را در عود اعتیاد شناسایی کردهاند که حمایت اجتماعی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی میتواند نقش مهمی در کاهش این پدیده و بهبود سلامت جسمی و روانی داشته باشد (ربلین و یوچینو[18]، 2008؛ احمدی، بشرپور، عطادخت و نریمانی، 1402؛ بیانی، امیر احمدی و اسماعیلی، 1402). حمایت اجتماعی را میتوان به شبکهای از خانواده، دوستان، همسایگان و اعضای اجتماع تعریف کرد که به فرد در مواقع ضروری کمکهای روانی، جسمانی و مالی ارائه میدهند (پاوا و کان،[19] 2022). براین اساس، حمایت اجتماعی، یک مکانیسم مقابلهای حیاتی در بیماریهای جسمی و روانی است (تویتز،[20] 2011). از طرفی حمایت اجتماعی نیز میتواند بر استیگما و اعتیاد تأثیر دوسویه ایی داشته باشد (لایوید،[21] 2013). درواقع اصطلاح داغ ننگ برای اشاره به ویژگی یا صفاتی بهکاربرده میشود که شدیداً بدنام کننده یا ننگآور است، اما باید توجه داشت که ریشه قدرت انگ زنی یک صفت، نه در ذات، بلکه در روابط اجتماعی است (کناری و همکاران، 2019). به نظر میرسد که حمایت اجتماعی برای افراد وابسته به مصرف مواد نهتنها برای بهبود علائم اولیه و سلامت جسمانی (الیس و همکاران،[22] 2004؛ سواری و تراهی، 1402)، بلکه برای تقویت استراتژیهای مقابلهای و محافظت در برابر استیگما و منفی آن ضروری است (آقاجانی، امیریان، لاسکی، خادمی و نوروزی، 1403).
درحالیکه پژوهشهای قبلی جنبههای مختلف استیگما و وجود آن را در اختلالات مرتبط با مصرف مواد مشخص کرده است (بهعنوانمثال، سیلورمن، 2020؛ لوما و همکاران، 2013)؛ اما توجه کمی به استیگما درونی در عود افراد وابسته به مصرف مواد شده است (اسچومروس و همکاران، 2022). همچنین مطالعات کمی به بررسی نقش تعدیلکننده عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده در ارتباط بین استیگمای خود و عود در میان افراد مبتلابه اختلالات مرتبط با مصرف مواد پرداخته است. بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر استیگمای خود و نقش تعدیلکننده عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده، تلاش میکند تا با ارائه یک مدل علمی، شناخت بهتری از عوامل مؤثر بر عود اعتیاد فراهم کرده و به طراحی مداخلات مؤثر برای کاهش این مشکل کمک کند.
روش
پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر هستند که در سال 1403 به کمپهای ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کردهاند. بااینکه در مورد حجم نمونه لازم برای تحلیل عاملی و مدلهای ساختاری توافق کلی وجود ندارد، به نظر بسیاری از پژوهشگران، حداقل حجم نمونه لازم 200 نفر است (کالین، 2015). با درنظرگرفتن احتمال افت آزمودنیها، 220 نفر از این افراد به شیوه نمونهگیری در دسترس، به این صورت که ابتدا فهرست مراجعهکنندگان به کمپها جمعآوری و سپس از میان آنها، افرادی که شرایط لازم برای شرکت در پژوهش را داشتند، انتخاب شدند. برای تحلیل نهایی دادهها و بهمنظور حذف دادههای پرت، تعداد 209 نفر از افراد نمونه بهصورت کامل بررسی شدند.
معیارهای ورود به این پژوهش عبارت بودند از: تشخیص وابستگی به حداقل یک ماده مخدر، مبتلا نبودن به اختلالات روانی و جسمی شدید با استفاده از مصاحبه تشخیصی و ارزیابی سلامت روان، دامنه سنی، 18-50 سال و داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن. معیارهای خروج نیز شامل داشتن بیماری روانی شدید و مصرف داروهای تأثیرگذار بر خلق و عدم تمایل به شرکت در پژوهش بود.
وابستگی به مواد مخدر توسط متخصصان با استفاده از ابزارهای تشخیصی معتبر مانند مصاحبه بالینی ساختارمند مورد ارزیابی قرار گرفت. در خصوص ارزیابی سلامت روان، تمامی افراد از طریق مصاحبههای بالینی استانداردشده تحت ارزیابی سلامت روان قرار گرفتند. این مصاحبهها توسط روانشناسان یا روانپزشکان مجرب انجام شد تا اطمینان حاصل شود که شرکتکنندگان مبتلابه اختلالات روانی یا جسمی شدید نبوده و برای شرکت در پژوهش مناسب هستند."
در مطالعه، ملاحظات اخلاقی ازجمله توضیح اهداف به نمونه پژوهش و کسب رضایت کتبی آگاهانه از آنان برای شرکت در پژوهش، رعایت شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس پیشبینی عود اعتیاد (ARPS): مقیاس پیشبینی بازگشت یک مقیاس خود سنجی 45 سؤالی است که توسط رایت و همکارانش در سال 1993 ساخته شد و هر سؤال شامل یک موقعیت میشود که آزمودنی باید خود را در آن تصور کند. این مقیاس شامل دو قسمت میشود: 1. شدت نیرومندی میل به مصرف در موقعیت خاص. 2. احتمال مصرف در آن موقعیت (رایت و همکاران، 1993). همه سؤالات در یک مقیاس پنجدرجهای شامل صفر(هیچ)، 1 (ضعیف)، 2 (متوسط)، 3 (قوی)، 4 (خیلی قوی) نمرهگذاری میشوند. حداقل امتیاز ممکن صفر و حداکثر 180 خواهد بود. نمره بین صفرتا ۶0 : میزان پیشبینی بازگشت، ضعیف است، نمره بین ۶0 تا 90 : میزان پیشبینی بازگشت، متوسط است؛ و نمره بالاتر از 90 : میزان پیشبینی بازگشت، قوی است. ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش مهرابی، نشاط دوست و مولوی (1382)، برای قسمت او پرسشنامه که میل به مصرف را میسنجد برابر با 58 درصد و برای قسمت دوم که احتمال مصرف و لغزش را میسنجد 63 درصد محاسبهشده است. پایایی اولیه این آزمون در خرده مقیاس میل به مصرف 94 درصد و احتمال مصرف 97 درصد و همبستگی بهدستآمده بین نمرههای قسمت اول و دوم 85 درصد گزارششده است (اصلی نژاد، مشکی، علیمردانی و توکلیزاده، 1392).
ب) مقیاس عزتنفس روزنبرگ (RSES): پرسشنامه عزتنفس روزنبرگ در سال 1965 توسط روزنبرگ ساخته شد. این پرسشنامه متشکل از ده ماده است که احساسات مثبت و منفی فرد درباره خودش را میسنجد. بر اساس اظهارات سازنده آن، این ابزار یک مقیاس تک عاملی است هرچند در سالهای گذشته بر دو عامل مثبت و منفی در آن تأکید میکنند (هویزین و همکاران، 2011). نمرهگذاری این پرسشنامه بهصورت طیف لیکرت چهارگزینهای از نمره 4 برابر با کاملاً موافقم تا نمره 1 برابر با کاملاً مخالفم، میباشد و نمره بالاتر نشاندهنده عزتنفس بالاتر خواهد بود. حداقل امتیاز ممکن چهار و حداکثر 40 خواهد بود. همبستگی مقیاس روزنبرگ با آزمون رضایت از زندگی در یک گروه از نوجوانان 43/0 و در یک نمونه از دانشجویان 54/0 گزارششده است (گرین برگر و همکاران، 2003). در پژوهشی محمدی (1384) پایایی این مقیاس بر روی یک نمونه از دانشجویان دانشگاه شیراز با استفاده از آلفای کرونباخ 69/0 و با استفاده از تنصیف 68/0 گزارش شد. همچنین ضرایب باز آزمایی این مقیاس به فاصله یک هفته 77/0، دو هفته 73/0 و سه هفته برابر 78/0 گزارش شد. در پژوهش دیگری نیز که توسط برخوری و همکاران (1388) بر روی 120 نفر از دانشآموزان شهر جیرفت انجام گرفت ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 71/0 گزارش شد.
ج) مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی درک شده (MSPSS): حمایت اجتماعی درک شده با استفاده از مقیاس 12 مادهای و چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده (زیمت و همکاران، 1988) اندازهگیری شد. شرکتکنندگان حمایت اجتماعی خود را از سه منبع مختلف، یعنی خانواده، دوستان و سایر منابع مهم (همسر احتمالی، فرد قرار، بستگان، همسایه، پزشک و غیره)، در مقیاس لیکرت 7 درجهای نشان دادند که از 1 = کاملاً مخالفم تا 7 = کاملاً موافقم، بود. حداقل و حداکثر نمرة فرد در کل مقیاس به ترتیب 12 و 84 و در هر یک از زیرمقیاسهای حمایت خانوادگی، اجتماعی و دوستان به ترتیب 4 و 28 محاسبه میشود. نمرة بالاتر نشان دهندة حمایت اجتماعی ادراکشده بیشتر است. ویژگیهای روانسنجی مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده در پژوهشهای خارجی تأییدشده است )زیمت و همکاران، 1988). در بررسی مقدماتی ویژگیهای روانسنجی این مقیاس در نمونههایی از دانشجویان و جمعیت عمومی ایرانی (311 دانشجو، 431 عمومی)، ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و مادههای سه زیرمقیاس حمایت اجتماعی خانوادگی، اجتماعی و دوستان به ترتیب ،91/0 ،87/0، 83/0 و 89/0 محاسبه شد و ضرایب همسانی درونی مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده را تائید کرد؛ ضرایب همبستگی بین نمرههای تعدادی از شرکتکنندگان (74 زن، 63 مرد) در دو نوبت بافاصله دو تا چهار هفته برای کل مقیاس و سه زیرمقیاس حمایت اجتماعی خانوادگی، اجتماعی و دوستان به ترتیب 86/ r =، 78 /0 r=، 69/0 r = و 75/0r =محاسبه شد. این ضرایب اعتبار باز آزمایی مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده را تائید میکنند (بشارت، 1389).
د) استیگمای درک شده (SASS-TR): برای جمعآوری دادههای مربوط به استیگمای درک شده از پرسشنامه استیگمای مصرف مواد لوما و همکاران (2013) استفاده شد. این پرسشنامه 14 سؤالی، دارای 3 عامل کاهش ارزش خود، ترس از استیگمای اعمالشده و اجتناب از استیگما است. در مقیاس لیکرت 5 درجهای است که از 1 برابر کاملاً مخالفم تا 5 برابر با کاملاً موافقم، بود. حداقل و حداکثر نمرة فرد در کل مقیاس به ترتیب 14 و 70 هست. توسعه مقیاس با تعیین کلیشههای رایج مرتبط با اعتیاد آغاز شد که سپس با توجه به بازخورد گروههای متمرکز بیماران درمان اعتیاد و متخصصان اصلاح شد. این مقیاس با 352 بیمار تحت درمان برای SUD (91.8٪ سرپایی، 8.2٪ بستری) اعتبارسنجی شد. پس از تجزیهوتحلیل عاملی، مقیاس به فرم فعلی 14 ماده کاهش یافت. در مطالعه اولیه، مقادیر آلفای کرونباخ 86/0 برای مقیاس کل و 82/0-88/0 برای خرده مقیاسها بود (لوما و همکاران،2013). این مقادیر در نسخه ترکی آن در پژوهش سوکوت و بوزلو (2022)، شامل آلفای کرونباخ 77/0 برای مقیاس کل و 66/0-81/0 برای خرده مقیاسها بود. درجه پایایی این ابزار در نمونه ایرانی در پژوهش دین محمدی و همکاران (2022)، با استفاده از روش باز آزمایی 891/0 و آلفای کرونباخ 879/0 تأیید شد.
یافتهها
درمجموع 209 آزمودنی مرد با میانگین سنی 95/33 سال انحراف معیار 51/8 در این پژوهش شرکت داشتند که 112 نفر (59/53درصد) تحصیلات کمتر از دیپلم، 51 نفر ( 4/24 درصد) تحصیلات دیپلم، 37 نفر (7/17درصد) تحصیلات کارشناسی، 5 نفر (4/2درصد) تحصیلات ارشد و بالاتر و 4 نفر ( 9/1 درصد) بدون پاسخ هستند. ازنظر سابقۀ ترک 186 نفر دارای سابقۀ ترک ناموفق هستند و 23 نفر نیز برای اولین بار مراجعه کرده بودند.
در جدول ۱ اطلاعات توصیفی مربوط به میانگین و انحراف معیار به همراه ضرایب همبستگی بین متغیرهای استیگمای خود، حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس با عود مصرف ارائهشده است.
جدول ۱. یافتههای توصیفی و ضرایب همبستگی بین متغیرهای پژوهش
|
|
میانگین |
انحراف استاندارد |
کجی |
کشیدگی |
VIF |
تحمل |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
|
. ارزش 1 خود |
20/98 |
3/01 |
0/105 |
-1/08 |
3/81 |
0/26 |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
.ترس از 2 استیگما |
10/38 |
2/23 |
0/44 |
-0/415 |
2/36 |
0/15 |
0/84** |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
.اجتناب از 3 استیگما |
17/98 |
3/37 |
0/95 |
-0/14 |
2/08 |
0/19 |
0/68** |
0/78** |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
.خانواده 4 |
18/08 |
1/69 |
0/31 |
0/047 |
2/25 |
0/44 |
-0/23 |
-0/44** |
-0/50** |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
.دوستان 5 |
17/82
|
1/85 |
-0/17 |
-0/30 |
3/53 |
0/28 |
-0/51 |
-0/67** |
-0/53** |
0/66** |
1 |
|
|
|
|
|
|
.سایر 6 |
19/40 |
1/70 |
-0/33 |
-0/78 |
2/92 |
0/34 |
-0/49** |
-0/61** |
-0/77** |
0/56** |
0/58** |
1 |
|
|
|
|
|
.عزتنفس17 |
7/26 |
3/05 |
0/44 |
0/76 |
1/33 |
0/37 |
-0/31 |
-0/45** |
-0/53** |
0/65** |
0/57** |
0/48** |
1 |
|
|
|
|
. 8 عزتنفس 2 |
7/52 |
3/80 |
0/68 |
0/72 |
1/38 |
0/44 |
-0/21 |
-0/45** |
-0/43** |
0/49** |
0/44** |
0/49** |
0/76** |
1 |
|
|
|
.نیرومندی 9 |
32/60 |
5/51 |
-0/39 |
-1/21 |
- |
- |
0/45* |
0/50** |
0/49** |
-0/44* |
-0/69** |
-0/54** |
-0/34 |
-0/58** |
1 |
|
|
. احتمال 10 مصرف |
28/32 |
5/32 |
0/044 |
-1/28 |
- |
- |
0/57** |
0/46* |
0/53** |
0/39* |
-0/68** |
-0/65** |
-0/43** |
-0/60** |
0/66** |
1 |
* معنیداری در سطح 05/0 **معنیداری در سطح 01/0
یافتهها نشان میدهد که تمامی ضرایب همبستگی محاسبهشده در سطح آلفای 01/0 معنیدار بود (01/0>p). همبستگی بین استیگمای خود با عود مصرف مثبت و همبستگی بین حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس با عود مصرف منفی است.
معنیداری ضرایب پیششرط لازم برای تحلیل مسیر را فراهم میآورد. پیش از انجام تحلیل، دادههای پرت تک متغیری با استفاده از نمودار جعبهای و دادههای پرت چندمتغیری با استفاده از آماره ماهالانوبیس بررسی و از مجموعه دادهها کنار گذاشته شدند. کجی و کشیدگی توزیع نمرات متغیرها با استفاده از نرمافزار SPSS محاسبه و نتایج نشان داد هیچکدام از مقادیر کجی و کشیدگی بیشتر از دامنه 2± نیست. فرض استقلال خطاها با آماره دوربین واتسون برای محاسبهی معادلات رگرسیونی مدل پژوهش بررسی شد که مقدار بهدستآمده (015/2=آماره دوربین-واتسون) بیانگر برقراری این مفروضه است. علاوه بر آن آماره تحمل و عامل تورم واریانس بهمنظور بررسی هم خطی چندگانه محاسبه شد. نتایج نشان داد هیچکدام از مقادیر آماره تحمل کوچکتر از حد مجاز 1/0 و هیچکدام از مقادیر عامل تورم واریانس بزرگتر از حد مجاز 10 نمیباشند. بنابراین بر اساس دو شاخص ذکرشده وجود هم خطی چندگانه در دادهها مشاهده نشد. پس از بررسی مفروضهها و حصول اطمینان از برقراری آنها، بهمنظور ارزیابی مدل موردبررسی از تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج در شکل 1 ارائهشده است.
شکل1. ضرایب استاندارد مدل روابط ساختاری نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس در رابطه بین استیگمای خود با عود مصرف
در شکل 1 ضرایب استاندارد مدل پیشنهادی بهمنظور بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس در رابطه بین استیگمای خود با عود مصرف نشان دادهشده است. شاخصهای مربوط به برازش مدل در جدول زیر ارائهشده است.
جدول ۲ . شاخصهای برازش مدل
|
شاخص برازش |
دامنه موردقبول |
مقدار مشاهدهشده |
ارزیابی شاخص برازش |
|
df/2χ |
5≥ |
2/707 |
مناسب |
|
IFI |
0/9< |
0/980 |
مناسب |
|
GFI |
0/9< |
0/946 |
مناسب |
|
RMSEA |
0/08> |
0/075 |
مناسب |
|
SRMR |
0/08> |
0/045 |
مناسب |
|
CFI |
0/9< |
0/980 |
مناسب |
|
NFI |
0/9< |
0/926 |
مناسب |
در جدول ۲ شاخصهای برازش مدل ارائهشده است. شاخص نسبت مجذور کای بر درجه آزادی (df/2χ) برازش مدل را تائید میکند df /2χ که این عدد کمتر از ۵ است و به معنی برازش مدل با دادههاست. شاخص برازندگی ریشه واریانس خطای تقریب (RMSEA) برابر ۰۷۵/0 و ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده (SRMR) برابر با ۰۴۵/0 است که از میزان ملاک (08/0) کوچکتر است و درنتیجه برازش مدل را تأیید میکند. و درنهایت شاخصهای IFI، CFI ، GFIو NFI نیز از ملاک موردنظر (9/0) بزرگتر هستند. ضرایب بهدستآمده حاکی از برازش مطلوب مدل است.
جدول3. اثرهای مستقیم و کل بین متغیرهای پژوهش
|
از متغیر |
به متغیر |
اثر مستقیم |
اثر غیرمستقیم |
اثر کل |
|
استیگمای خود |
حمایت اجتماعی ادراکشده |
-0/50** |
- |
-0/50** |
|
عزتنفس |
-0/58** |
- |
-0/58** |
|
|
عود مصرف |
56/0** |
33/0** |
۸9/0** |
|
|
حمایت اجتماعی ادراکشده |
عود مصرف |
-0/42** |
- |
-0/42** |
|
عزتنفس |
-0/22** |
- |
-0/22** |
* معنیداری در سطح 05/0 **معنیداری در سطح 01/0
بر اساس نتایج بهدستآمده استیگمای خود بهصورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراکشده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزتنفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β) تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود بهصورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده و عزتنفس بر عود مصرف تأثیر دارد. حمایت اجتماعی ادراکشده بهصورت مستقیم بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،42/۰-=β) تأثیر منفی دارد. عزتنفس نیز بهصورت مستقیم بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،22/۰-=β) تأثیر منفی دارد.
در ادامه جهت بررسی معناداری اثر غیرمستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده شد که نتایج در جدول زیر ارائهشده است.
جدول 4. نتایج مربوط به اثرهای غیرمستقیم
|
مسیر غیرمستقیم |
ضریب استاندارد غیرمستقیم |
سطح معنیداری |
حد پایین |
حد بالا |
|
استیگمای خود بر عود مصرف از طریق حمایت اجتماعی ادراکشده |
0/21 |
0/001 |
0/022 |
0/117 |
|
استیگمای خود بر عود مصرف از طریق عزتنفس |
0/12 |
0/001 |
0/062 |
0/145 |
روش بوت استرپ بافاصله اطمینان 95 درصدی و تعداد نمونهگیری مجدد 200 در نظر گرفته شد. اگر مقادیر بهدستآمده (فاصله اطمینان) شامل صفر نشود، نقش متغیر میانجی معنادار هست. با توجه به جدول 4 حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین استیگمای خود و عود مصرف نقش واسطهای دارد که ضریب مسیر غیرمستقیم برابر 21/0 است. با توجه به اینکه حد پایین فاصله اطمینان 022/0 و حد بالای آن 117/0 است و صفر بیرون از این فاصله قرار دارد این رابطهی واسطهای در سطح 01/0p< معنادار است. همچنین عزتنفس در رابطه بین استیگمای خود و عود مصرف نقش واسطهای دارد که ضریب مسیر غیرمستقیم برابر 12/0 است. با توجه به اینکه حد پایین فاصله اطمینان 062/0 و حد بالای آن 145/0 است و صفر بیرون از این فاصله قرار دارد این رابطه واسطهای نیز در سطح 01/0p< معنادار است.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر باهدف مدل یابی روابط ساختاری پیشبینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون، نقش میانجیگری عزتنفس و حمایت اجتماعی ادراکشده انجام شد. نتایج نشان داد که استیگمای خود بهصورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراکشده تأثیر منفی و بر عود مصرف تأثیر مثبت دارد، همچنین استیگمای خود بهصورت غیرمستقیم و با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده بر عود مصرف تأثیر دارد. حمایت اجتماعی ادراکشده نیز بهصورت مستقیم بر عود مصرف تأثیر منفی دارد. یافتههای این پژوهش با نتایج برخی از پژوهشها همسو و با برخی نیز نا همسو بود. برای مثال پژوهش بیرتل، و همکاران (2017) نشان داند با بهبود حمایت اجتماعی و استفاده از تکنیکها و آموزشهایی که بتوان کمیت و کیفیت حمایت اجتماعی را ارتقاء داد، میتوان از بازگشت به اعتیاد اینگونه افراد جلوگیری کرد. پژوهشهای برنر و همکاران( 2010)، کلمنت و همکاران( 2015) و ماک و چیونگ(2010) نشان دادند که رابطهای منفی میان استیگما و احتمال عود، تداوم در درمان و بهبودی نهایی وجود دارد. به تعبیر دیگر هرچقدر که استیگما تقویت شود، احتمال عود نیز تقویت میگردد. یافتههای این پژوهش نیز این نتیجه را تائید میکند، اما نشان داده شد که حمایت اجتماعی بهعنوان میانجی میتواند این اثر را کاهش دهد، نکتهای که در پژوهشهای پیشین کمتر موردتوجه قرارگرفته است. در تبیین این یافته میتوان گفت که استیگما هم بر نگرش نسبت به درمان و شروع کمک جویی، و هم بر نتایج درمانی در افراد وابسته به مصرف مواد تأثیر میگذارد (سرناسو و همکاران[23]، 2021). براین اساس، حمایت اجتماعی، یک مکانیسم مقابلهای حیاتی در بیماریهای جسمی و روانی است (تویتز، 2011). لازم به ذکر است حمایت اجتماعی ادراکشده ضمن بالا بردن سلامت روان افراد، بهطور قابلاعتمادی، میزان عود را کاهش میدهد (نوروزی، بهیان و چیت ساز، 1403). درواقع هویت اجتماعی افراد و یا جنبههایی از احساس فرد که از عضویت در گروههای اجتماعی و حمایت اجتماعی دریافت میکند بر خطر عود و بهبودی آن تأثیر میگذارد. با توجه به این امر، نتایج معادلات ساختاری در این پژوهش نشان داد که همراهی استیگما با عدمحمایت اجتماعی ادراکشده محرکی برای عود مصرف میشود. بهعبارتدیگر اشتغال ذهنـی بـا این نشانهها میتواند بهعنوان سوء گیری توجه مفهومسازی شود و در صورت ادامهدار شدن این فرایند، فرد در آستانهی عود به مصرف مواد مخدر قرار میگیرد.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که استیگمای خود بهصورت مستقیم بر عزتنفس تأثیر منفی و بر عود مصرف تأثیر مثبت دارد، همچنین استیگمای خود بهصورت غیرمستقیم و با میانجیگری عزتنفس بر عود مصرف تأثیر دارد. عزتنفس نیز بهصورت مستقیم بر عود مصرف تأثیر منفی دارد. یافتههای این پژوهش با نتایج برخی از پژوهشها همسو بود. برای مثال پژوهش اِکانا و یازچی[24] (2023) نشان داد که عزتنفس پایین یکی از عوامل اصلی عود و گرایش به مصرف مواد مخدر است. مطالعات نعمت اللهی و همکاران (1399) نشان داد که عزتنفس پایین عملکرد روزانه را تضعیف میکند و انطباق با هنجارهای اجتماعی را کاهش میدهد، بنابراین میزان سوءمصرف مواد و سایر رفتارهای بزهکار را افزایش میدهد. پژوهشهای آقا بابایی و همکاران (1391) و آ کوکمی[25] (2014) نشان دادند هراندازه که فرد در کسب عزتنفس دچار شکست شود، دستخوش اضطراب، تزلزل روانی، بدگمانی از خود و احساس عدمکفایت از زندگی میگردد که درنهایت میتواند منجر به عود مصرف شود .در تبیین این یافته میتوان گفت که یکی از متغیرهای روانشناختی مرتبط با استیگما، عزتنفس فرد است. درواقع، علل روی آوردن به اعتیاد در افراد مختلف متفاوت است اما ریشه همه آنها در عزتنفس پایین است .وقتی فردی عزتنفس پایینی دارد، بیشتر تحت تأثیر محیط و افراد قرار میگیرد، علاوه بر آنوقتی با احساسات و افکار منفی دستوپنجه نرم میکند به کارهایی روی میآورد تا بتواند برای مدتی از آن احساسات رها شود، مصرف مواد مخدر در این شرایط یکی از کارهایی است که فرد را به رهایی و احساس سرخوشی میرساند. ازآنجاییکه عزتنفس پایین در بیماریهای مزمن، تأثیر منفی در برقراری روابط بین فردی، تفکر، احساس و عملکرد بیماران دارد (کوروین- پیوتروسکا، 2010) و در بهداشت و سلامت روانی افراد نیز نقش محوری و مؤثری بازی میکند، میتواند بهعنوان یک حائل در مقابل اثرات عوامل آسیبزا عمل کند (اُرث، 2009). با توجه به الگوهای ارائهشده، نتایج تحلیل معادلات ساختاری در این پژوهش نشان داد بررسی نکات کلیدی فوق حائز اهمیت است و نشانگر این مفهوم است که همراهی استیگما باعزت نفس پایین منجر به اختلال در عملکرد روزانه، از دست دادن خودکارآمدی، انزوای اجتماعی و شکلگیری آسیبهای متعدد اجتماعی میشود و یکی از این آسیبها میتواند عود مصرف مواد مخدر باشد.
محدودیتهای این پژوهش شامل استفاده از نمونهگیری در دسترس است که ممکن است تعمیمپذیری نتایج را محدود کند، زیرا این روش نمونهگیری ممکن است نماینده دقیقی از جمعیت هدف نباشد. همچنین، ارزیابی سلامت روان تنها از طریق مصاحبه انجام شد که ممکن است تحت تأثیر سوگیریهای مصاحبهکننده یا پاسخدهنده قرار گیرد. پیشنهاد میشود که در پژوهشهای آینده از روشهای نمونهگیری تصادفی برای افزایش تعمیمپذیری نتایج استفاده شود و ارزیابیهای چندوجهی از سلامت روان بهطور همزمان با ابزارهای استاندارد و خودارزیابی انجام گیرد.
هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیاننشده است. در پایان از تمام کسانی که به نحوی مارا در این پژوهش یاری نمودند کمال تقدیر و تشکر راداریم.
[1] . Mao and et al
[2] . Tanabe
[3] . Williams, Olfson & Galanter
[4]. Blanco and Volko
[5] . Turner and et al
[6] . Swanchet Chai & et al
[7] . Crapanzano & et al
[8] . Loma & et al
[9] . Parsippi and Kabasa
[10] . Barry & et al
[11] . Cernacio & et al
[12]. Crapanzano & et al
[13] . Brenner & et al
[14] . Clement & et al
[15]. Mak and Cheong
[16] . Everton and Medina
[17] .Loo
[18]. Rebellin and Yuchino
[19]. Pava and Kahn
[20] . Twittez
[21] . Livevid
[22] . Ellis & et al
[23] . Sernaso & et al
[24]. Ekana and Yazchi
[25] . Akokemi