نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان،رشت، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Romantic relationships during student life are among the most significant interpersonal experiences. This study aimed to investigate the mediating role of emotion regulation in the relationship between impulsiveness and love addiction among university students.
Method: This descriptive-correlational study utilized structural equation modeling. The sample consisted of 360 undergraduate students from the University of Guilan during the 2023-2024 academic year, selected via convenience sampling. Data were collected using the Peabody Love Addiction Scale (2005), Barratt Impulsiveness Scale (2004), and Kraaij & Garnefski’s Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (2019). Data analysis was conducted using Pearson’s correlation coefficient and path analysis.
Results: The final model demonstrated good fit (RMSEA = 0.05, p < 0.001). All path coefficients were significant except for the paths from adaptive emotion regulation to impulsiveness and from maladaptive emotion regulation to love addiction (p > 0.001). Findings revealed that maladaptive emotion regulation mediates the relationship between impulsiveness and love addiction (p < 0.001). However, the indirect effect of impulsiveness on love addiction through adaptive emotion regulation was not significant (p > 0.05).
Conclusion: The study concludes that maladaptive emotion regulation serves as a mediating variable by reinforcing dysfunctional relational patterns, while impulsiveness significantly contributes to love addiction in students through maladaptive emotion regulation.
کلیدواژهها English
عشق انگیزهای بزرگتر از میل جنسی است و ریشه در کهنترین نواحی مغز در کنار گرسنگی و تشنگی دارد. بهاینترتیب، عشق در شکلگیری ماهیت انسان و هویت فردی شرکت میکند (برونی[1]، 2021). همچنین عشق بین دو جنس مخالف، تأثیر معناداری بر جنبههای مختلف زندگی انسان بهویژه ابعاد روانشناختی دارد (فرگت، اکبری و خانزاده ، 1400). در طی نوجوانی و جوانی، روابط عاشقانه با جنس مخالف نسبتاً شایع است. در این میان، از دوران بسیار حساسی که افراد در آن درگیر روابط عاطفی میشوند، دوران دانشجویی است. گاهی ایجاد برخی از نگرشها، روابط عاطفی جوانان را به سمت عشقهای ناسالم میکشاند و مشکلاتی پدید میآید که یکی از آنها اعتیاد به عشق است (آتلام، آکیل گوین و یونچو[2]، 2023). در رویکرد روانکاوی، اعتیاد به عشق را با میل به فرافکنی ویژگیهایی که دوست داریم دیگری داشته باشد در نظر میگیرند (اسماعیلپور، 2024). اعتیاد به عشق بهعنوان مرحلهای تعریف میشود که در آن میل به نیازی اجباری تبدیل میشود، رنج باعث لذت میشود و شخص باوجود آگاهی از پیامدهای نامطلوب (ازجمله تحقیر و شرم) در رابطه پافشاری میکند (مسحوری و پاتریاسیه[3]، 2023). وجه اشتراک تمام اعتیادها تلاش برای کنترل لذت و درد از طریق رهایی از سرزنش، بالابردن تجربه خوشی و فرار از غم و درد است (فیشر، کو، آرون و براون[4]، 2016). مشکلات در این زمینه را میتوان به دو نوع درونی و بیرونی تقسیم کرد. مشکلات درونی زمانی رخ میدهد که میل بهطرف مقابل، تمام جنبههای زندگی فرد (مدرسه، کار و زندگی خانوادگی) را مختل میکند. مشکلات بیرونی زمانی اتفاق میافتد که فرد باوجود مشکلات عاطفی، روانی، اجتماعی، بین فردی، خانوادگی، مالی یا شغلی که ناشی از آن تماس مکرر یا مداوم است، به تماس خود ادامه میدهد. علاوه بر این، فرد در کنترل احساسات و عواطف خود مشکل دارد (ردکای و سیمونتی[5]، 2018). علائم و نشانههای ترک زمانی که شریک زندگی در دسترس نیست (ازلحاظ فیزیکی یا ازنظر عاطفی)، ممکن است بیخوابی، افزایش ضربان قلب، تنش عضلانی و دورههای متناوب بیحالی و فعالیت شدید باشد و زمان زیادی برای کنترل فعالیتهای شریک زندگی صرف میشود و اثرات زیانباری برای فرد معتاد ازجمله مالی، سلامتی، رابطهای و عاطفی دارد (مانساتئو[6] و همکاران، 2024)، و حتی میتواند منجر به میل به خودآزاری و پدید آمدن افکار خودکشی شود (مسحوری و پاتریاسیه، 2023).
اعتیاد به روابط عاشقانه اغلب با تکانشگری همراه است، زیرا افرادی که کنترل کمی بر تکانههای خود دارند، ممکن است بدون تأمل کافی وارد روابط عاطفی ناپایدار شوند یا رفتارهای هیجانی و وابستگی شدید از خود نشان دهند (هوآنگ[7] و همکاران، 2024). بسیاری از متخصصان و روانشناسان علت بسیاری از مشکلات روانی در مراحل بعدی زندگی مانند تکانشی عمل کردن را کیفیت و چگونگی ارتباط در خانواده میدانند تکانشگری شامل رفتارهای مخاطرهانگیز بوده و طیف گستردهای از اعمالی است که با تفکر اندک همراه است (جیرفتی، نعمتی سوگلی تپه، هاشمی نصرت آباد و طالب لو، 1403). به شکل آنی و ناپخته رخ میدهد، فرد نمیتواند بر یک عمل خاص تمرکز کند، با برنامهریزی نامناسب اتفاق افتاده و دارای خطر فراوانی است (برون، دوکانه ای فرد و فتاحی اندبیل، 1401). بر اساس رویکرد رفتاری، تکانشگری شامل دستاورد کوتاهمدت هرچند کمارزش در برابر دستاوردهای بلندمدت ولی باارزش است. رویکرد اجتماعی، تکانشگری را بهمنزلۀ یک رفتار آموختهشده و ناشی از محیط تلقی میکند. بر این اساس، فرد بر اساس تجربههای خود برای به دستآوردن پاداش، واکنشهای هیجانی و شتابزده نشان میدهد (هوآنگ و همکاران، 2024). بارت[8] سه بعد تکانش را متمایز کرد: حرکتی (عمل بدون تفکر)، شناختی (تصمیمگیری سریع شناختی) و عدم برنامهریزی (کاهش جهتگیری بهسوی آینده) و خصوصیت تکانشگری در افراد باعث میشود تنشهای درونی آنها بسیار زیاد باشد اما از زندگی رضایت نخواهد داشت (کوستب[9] و همکاران، 2019). تکانشگری خطراتی مانند اعتیاد به روابط عاطفی جنسی و غیرجنسی را تشدید میکند، همچنین افرادی که از اعتیاد به روابط عاطفی و تکانشگری رنج میبرند، گزارشهایی از رفتارهای غیر متعارفتری را ارائه میکنند (ماگلیا، لانزافیم، کوآتروپانی و کاپونتو[10]، 2023). درنتیجه تکانشگری عاملی است که میتواند هم در هدایت فرد به سمت رفتارهای پرخطر تأثیرگذار باشد و هم بهعنوان هستۀ مرکزی در ایجاد رفتارهای پرخطر و برنامهریزی نشده و رفتارهای عاطفی اعتیادآور عمل نماید (اُلِیو و همکاران[11]، 2024).
تکانشگری، بهعنوان یکی از ویژگیهای فردی، میتواند تأثیر قابلتوجهی بر فرایند تنظیم هیجان داشته باشد، زیرا ناتوانی در مهار واکنشهای ناگهانی ممکن است توانایی فرد را در نظارت، ارزیابی و تعدیل هیجانات تحت تأثیر قرار دهد (رجبی و نیکپور، 2018). یافتههای برخـی مطالعـات نشاندهنده تأثیــر تنظیــم هیجــان در شکلگیری و تــداوم روابــط بیـن فـردی ازجمله روابـط رمانتیـک و واکنـش افـراد نسـبت بــه گسســتگی ایــن نــوع از روابــط هســتند (اورسولینی، آنتونلی، سالیاتوری و دیتوره [12] ، 2022). در رویکرد شناختی رفتاری تنظیم هیجانات را میتوان بهعنوان نوعی فرایند فرض نمود که نشان میدهد اشخاص به چه صورت هیجانات را تجربه و نشان میدهند. فرایند تنظیم هیجانات نتیجه تعامل میان عوامل درونی و بیرونی است که وظیفه نظارت، ارزیابی و تعدیل واکنشهای هیجانی را بر عهده دارند (تونا[13]، 2021). و ماهیتاً فراینــدی را در برمیگیرد کــه از طریــق آن افــراد هیجانهایشان را بهصورت هشـیار یـا ناهشـیار بهوسیله اصـلاح تجـارب یـا تغییـر موقعیــت فراخواننــده هیجــان تنظیــم میکنند (کوستا، باربریس، گریفیز، بندتو و اینگراسیا[14]، 2021). (سالانی[15]و همکاران ، 2022)، به عدم تنظیم هیجان و بیثباتی احساسات در شکلگیری اعتیاد به عشق اشاره کردند. مطالعات با بررسی اثر دستگاه پاداش مغز را بر تجربههای مردم در روابط رمانتیکشان نشان دادند افرادی که دچار نقص عملکرد در سیستم پاداش مغزیشان باشند، با ایجاد هیجانهای منفی ممکن است زمینهی شکست عاطفی برایشان فراهم شود. البته، فرد با بهرهمندی از راهبردهای سازش یافته تنظیم هیجان میتواند از بروز تجارب منفی تا حد زیادی پیشگیری کند که این نتیجه حاکی از ارتباط منفی هیجانات مثبت و اعتیاد به عشق است (اسماعیلپور، 2024؛ فیشر و همکاران، 2016؛ کوستا، 2021). همچنین مطالعه کرمینژاد ، سودانی و مهرابیزادهء هنرمند (1395)، نشان داد استفاده بیشتر از راهبردهای تنظیم هیجان باعث کاهش شدت شکست عاطفی میشود. بنابراین، نظم جویی شناختی هیجان یک عنصر مهم برای روابط بین فردی موفق است (طالاری، میکائیلی، آقاجانی و حبیبی، 1403).
درمجموع اعتیاد به عشق با تکانشگری مرتبط است و این عامل باعث شکلگیری و تشدید اعتیاد به عشق میشود و تأثیر مهمی بر آن دارد. تنظیم هیجان هم در شکلگیری و تداوم آن نقش دارد. بااینحال، جزئیات در مورد چگونگی ارتباط این متغیرها با اعتیاد به عشق چندان روشن نیست؛ بنابراین، با توجه به اینکه دانشجویان نیروی انسانی بالقوهء کشور برای آیندهء جامعه هستند، نتیجهء درگیری در روابط ناسالم و اعتیاد به آن میتواند مانعی مهم در راه پیشرفت این قشر آیندهساز باشد. همچنین خلاء پژوهشی در این زمینه بهخصوص در کشور ما محرزتر است و شمار پژوهشهای انجامشده در این زمینه بسیار محدود است. بنابراین یکی از ضرورتهای انجام این پژوهش، توجه به اعتیاد به عشق و کمبود پژوهشهای مرتبط با این زمینه است. با توجه به آنچه گفته شد، هدف این پژوهش بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان سازگار و ناسازگار در میان تکانشگری و اعتیاد به عشق دانشجویان است.
شکل1. مدل مفهومی پژوهش
روش
پژوهش حاضر، با طرح همبستگی از طریق مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعهء آماری این پژوهش شامل کلیهء دانشجویان کارشناسی دانشگاه گیلان بود (حدود 12000 نفر ). از این جامعهء آماری بر اساس توصیهء کلاین (2015)، در تحلیل مسیر مبنی بر «نسبت ۲۰ نمونه به ازای وجود هر پارامتر (و نه متغیر) در مدل» استفاده شد، نمونهای به حجم 364 نفر انتخاب گردید. روش نمونهگیری در این پژوهش در دسترس بود. پس از انجام هماهنگیهای لازم با دانشگاه و حضور در کلاسها، پس از توضیح اهداف پژوهش برای شرکتکنندگان، پرسشنامه بین آنها توزیع و پس از تکمیل، جمعآوری گردید. با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه، 404 پرسشنامه به آنان تحویل و پس از بازبینی و حذف پرسشنامههای ناقص و یا پرسشنامههایی که الگوی پاسخدهی تصادفی و دادهی پرت داشتند، درنهایت 360 پرسشنامه که شرایط لازم برای تحلیل آماری را داشتند، جدا شد و مورد تحلیل قرار گرفت. ملاک ورود به پژوهش شامل رضایت و تمایل شرکتکنندگان به انجام پژوهش، مجرد بودن، مقطع تحصیلی کارشناسی و بازهی سنی 18 تا 25 سال بود. ملاک خروج هم شامل انصراف از ادامه همکاری، عدم تکمیل پرسشنامه و عدم سابقهی اختلال روانی بود. روش جمعآوری دادهها به این صورت بود که پرسشنامهها بهصورت مداد کاغذی در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت و از آنها خواسته شد تا با دقت بهتمامی سؤالات پاسخ دهند. همچنین در این پژوهش ملاحظات اخلاقی رعایت گردید، بدین معنی که کلیهء شرکتکنندگان از اهداف پژوهش آگاه بودند و اطلاعات احراز هویت از آنها ثبت نشد، تکمیل پرسشنامهها داوطلبانه بود و امکان انصراف هر زمان از تکمیل وجود داشت. پژوهش حاضر دارای کد اخلاق (IR.GUILAN.REC.1403.092) از کمیتهی زیست پزشکی دانشگاه گیلان است. درنهایت بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی مرکزی نظیر میانگین و پراکندگی نظیر انحراف معیار و آزمونهای آماری همبستگی و تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزارهای spss26 و Amos24 استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس اعتیاد به عشق پیبادی ( PLAQ )[16]: این مقیاس توسط پی بادی (2005) برای آزمایش اعتیاد به عشق طراحی شد. این مقیاس 32 گویه دارد که هر گویه به صورت سهدرجهای لیکرتی (اکثر اوقات=2، بعضیاوقات=1 وتقریبا هیچگاه=0) نمرهگذاری میشود. دامنهی نمره آنهم از 0 تا 64 است. از 0 تا 16 نشانگر اعتیاد به عشق کم، و در نمرات بعدازآن درجه اعتیاد به عشق بیشتر است. هنجاریابی نسخۀ اصلی این پرسشنامه توسط قائمی و همکاران انجامشده است (قائمی، 1388). پایایی این مقیاس را با آلفای کرونباخ 83/0 و قابلیت اعتماد محتوایی آن با توجه به نظر متخصصان 87/0 است. آلفای محاسبهشده در این مقیاس هم 93/0 است. در پژوهش نریمان ، جوشقانی و فرهادی (1399)، آلفای محاسبهشده 92/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ 90/0 به دست آمد که حاکی از پایایی مطلوب است.
ب) مقیاس تکانشگری بارت و همکاران (BIS-II) [17]: مقیاس تکانشگری توسط بارت، استانفورد، کنت و فلتوس در سال 2004 ساختهشده است. این مقیاس دارای 30 پرسش است که سه عامل تکانشگری شناختی[18]، تکانشگری حرکتی[19] و بیبرنامگی[20] را ارزیابی میکند، پرسشها بهصورت چهارگزینهای از (بهندرت: نمره 1 تا همیشه: نمره 4) تدوینشدهاند و پایینترین و بالاترین نمره به ترتیب 30 و 120 است. کسب نمرات بالاتر نشاندهنده تکانشگری بیشتر فرد است. بارت و همکاران پایایی درونی برای نمره کل آن از 76/0 تا 83/0 را گزارش کردند (بارات و همکاران، 2004). ضرایب پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 85/0 به دست آمد (نعمت الهی ، محمدی و زرشناس ، 1403). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاسها 85/0 به دست آمد که نتایج حاکی از پایایی مطلوب ابزار پژوهش است.
ج) مقیاس تنظیم رفتاری هیجان کرایج و گارنفسکی (BERQ) [21]: ایــن مقیاس 20 سؤالی توسـط کرایـج و گارنفسـکی در سـال 2019 طراحیشده اسـت (علیزاده مقدم و همکاران،2021). پرسشــنامه تنظیــم رفتــاری هیجــان از 5 خــرده مقیــاس تشکیلشده اســت و پاسخها از 1( تقریباً هرگــز) تــا5 (تقریباً همیشــه) متغیــر اسـت. نمـره کل پرسشـنامه از 20 تـا 100 متغیـر اسـت. خـرده مقیاسهای ایـن مقیاس عبارتاند از: اقدام به کارهای دیگر[22]، کنارهگیری[23]، مواجــه فعالانــه[24]، جســتجوی حمایت اجتماعی[25] و نادیــده گرفتــن[26]. همچنیــن ایــن پرسشــنامه از دو خــرده مقیـاس کلـی تنظیـم هیجـان ناسـازگارانه شـامل (حواسپرتی و کنارهگیری) و تنظیـم هیجـان سـازگارانه (مواجـه فعالانـه، جســتجوی حمایــت اجتماعی و نادیــده گرفتــن) تشکیلشده اسـت. مقیاس تنظیـم رفتـاری هیجـان در پژوهـش کرایـج وگارنفسـکی 2019 بـر روی نمونـه 457 نفـر اجـرا شـد و ضریب آلفـای در خـرده مقیاسها در بـازه 86/0 تـا 93/0 بـه دسـت آمـد. ضریب پایایی خرده مقیاسها در پژوهش حاضر بین 83/0 تا 91/0 بود. روایی نیز برای هریک از خرده مقیاسهای اقدام به کارهای دیگر، کنارهگیری، رویارویی فعال، جستجوی حمایت اجتماعی و نادیده گرفتن 83/0 و 078/0 ،87/0 ، 82/0 به ترتیب گزارششده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS26 و AMOS24 و MACRO2008 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها
اطلاعات جمعیت شناختی برای کلیهء شرکتکنندگان در این پژوهش عبارت بود از 360 شرکتکنندهء مرد و زن: 142 (4/39 درصد) مرد و تعداد 218 (6/60 درصد) زن. دامنهء سنی شرکتکنندگان 18 تا 25 سال است. میانگین سنی شرکتکنندگان 268/20 و انحراف استاندارد آن 5/1 است. تعداد 144 نفر (40 درصد) شاغل و تعداد 216 نفر (60 درصد) غیر شاغل هستند. از 360 نفر شرکتکننده در پژوهش، تعداد 115 نفر (9/31 درصد) علوم انسانی، تعداد 56 نفر (6/15 درصد) پرستاری، تعداد 81 نفر (5/22 درصد) علوم پایه، تعداد 63 نفر (5/17 درصد) هنر و معماری، تعداد 45 نفر (5/12 درصد) کشاورزی بودند. شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش و همینطور پیشفرض نرمال بودن توزیع متغیرها با استفاده از شاخصهای کجی و کشیدگی موردبررسی قرار گرفت. نتایج بهدستآمده در جدول1، ارائهشده است. همانطور که مشاهده میشود شاخصهای کجی و کشیدگی در دامنهء 2+ و 2- قرار دارند که حاکی از توزیع نرمال متغیرهای پژوهش است.
جدول1. شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
میانگین |
انحراف استاندارد |
چولگی |
کشیدگی |
|||||
|
اعتیاد به عشق |
49/23 |
85/8 |
07/0 |
10/0 |
|
||||
|
تنظیم سازگارانه هیجان |
23 |
71/40 |
06/0- |
22/0 |
|
||||
|
تنظیم ناسازگارانه هیجان |
9 |
30/23 |
16/0 |
13/0- |
|
||||
|
تکانشگری: تکانشگری شناختی تکانشگری حرکتی عدم برنامهریزی |
04/66 |
65/9 |
20/0 |
23/0- |
|
||||
|
43/19 |
61/3 |
12/ . |
005/0 |
|
|||||
|
62/21 |
23/4 |
57/0 |
04/1 |
|
|||||
|
98/24 |
19/4 |
12/0 |
60/0- |
|
|||||
|
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
|
*091/0- |
**278/0 |
**360/0 |
354/0** |
**466/0 |
**491/0 |
1 |
1.اعتیاد به عشق |
|
*07/0- |
**352/0 |
**778/0 |
**822/0 |
**778/0 |
1 |
|
2.تکانشگری |
|
**34/0- |
**314/0 |
**396/0 |
**507/0 |
1 |
|
|
3. تکانشگری شناختی |
|
**05/0 |
**315/0 |
**428/0 |
1 |
|
|
|
4. تکانشگری حرکتی |
|
**150/0_ |
**215/0 |
1 |
|
|
|
|
5.عدم برنامهریزی |
|
**146/0- |
1 |
|
|
|
|
|
6.تنظیم ناسازگارانه هیجان |
|
1 |
|
|
|
|
|
|
7.تنظیم سازگارانه هیجان |
جدول2. ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
چنانکه مشاهده میشود، جدول 2، شامل رابطه و همبستگی کلیهء متغیرهای پژوهش است. طبق جدول تنظیم هیجان سازگارانه رابطهی معکوس و معنیداری (01/0>p) با دیگر متغیرها دارد و تنظیم هیجان ناسازگارانه رابطهء مثبت و معنیداری با دیگر متغیرها دارد.
بهمنظور بررسی رابطهء معناداری اعتیاد به عشق و تکانشگری با میانجیگری تنظیم هیجان در دانشجویان، از روش تحلیل مسیر استفاده شد. برای بررسی نرمال بودن تک متغیری طبق نظر کلاین (2023)، مقدار مطلق کجی کمتر از 3 و مقدار مطلق کشیدگی کمتر از 10، نشان از عدم وجود مشکل در نرمالیتی تک متغیرها است. مقدار مطلق کجی هیچیک از متغیرها بیشتر از 3 نیست؛ همچنین، مقدار مطلق کشیدگی هیچیک از متغیرها بیشتر از 10 نیست؛ بنابراین میتوان گفت انجام این تحلیل ازنظر نرمالیتی تک متغیرها مشکلی ندارد. همچنین مقدار ضریب تحمل متغیر پیشبین بزرگتر از 1/0 و مقدار عامل تورم و واریانس آن کوچکتر از 10 بود. بنابراین میتوان گفت مفروضه هم خطی بودن در بین دادههای پژوهش برقرار بود. جهت بررسی دادههای پرت چند متغیری از شاخص ماهالانوبیس d2 استفاده کردیم. سطح معناداری کمتر از 05/0 حاکی از دورافتاده بودن دادههای پرت موردنظر است. بر اساس این شاخص، 4 دادهی پرت از تحلیل حذف شدند. برای بررسی نرمال بودن چندمتغیره از ضریب کشیدگی استانداردشده مردیا[27] استفاده میشود. برای اینکه توزیع چندمتغیری دادهها نرمال باشد، باید ضریب مردیا کمتر از عدد حاصل از فرمول (2p(p+ باشد که در این فرمولp مساوی است با تعداد متغیرهای مشاهدهشده است. تعداد متغیرهای مشاهدهپذیر پژوهش 3 هست؛ بنابراین عدد حاصل از فرمول 15 هست. ضریب مردیا نیز در پژوهش حاضر 35/2 به دست آمد که از این عدد کمتر هست؛ بنابراین توزیع چندمتغیری دادهها نرمال است. بنابراین میتوان از روش تحلیل مسیر در این پژوهش استفاده کرد.
جدول3. شاخصهای برازش مدل
|
شاخصها |
نام شاخص |
اختصار |
مقدار مطلوب |
مدل اولیه |
مدل نهایی |
|
شاخصهای برازش مطلق |
سطح تحت پوشش خی دو |
Chi-square |
کمتر از 3 |
13 |
2/2 |
|
نیکویی برازش |
GFI |
بزرگتر از 9/0 |
91/0 |
98/0 |
|
|
شاخصهای برازش تطبیقی |
برازش هنجارشده |
NFI |
بزرگتر از 9/0 |
73/0 |
96/0 |
|
برازش تطبیقی |
CFI |
بزرگتر از 9/0 |
74/0 |
97/0 |
|
|
برازش نسبی |
RFI |
بزرگتر از 9/0 |
49/0 |
91/0 |
|
|
برازش فزاینده |
IFI |
بزرگتر از 9/0 |
74/0 |
98/0 |
|
|
شاخص برازش مقتصد |
برازش مقتصد هنجارشده |
PNFI |
بزرگتر از 5/0 |
39/0 |
6/0 |
|
ریشه میانگین مربعات خطا |
RMSEA |
کوچکتر از 05/0 |
18/0 |
05/0 |
|
شناختی |
|
e3 |
|
هیجان سازگار |
|
e4 |
|
e5 |
.20
|
تکانشگری |
.73 -.18
|
اعتیاد به عشق |
|
حرکتی |
|
e2 |
|
e6 |
.67 .59
|
عدم برنامهریزی |
|
e1 |
.05 .59 .44
|
هیجان ناسازگار |
شکل1. مدل نهایی پژوهش
جدول4.ضرایب استاندارد و غیراستاندارد مسیرهای مستقیم مدل نهایی
|
شرح |
ضریب |
ضریب استاندارد (β) |
خطای معیار (S. E) |
نسبت بحرانی (C.R) |
معناداری (P) |
|
سازگارçتکانشگری |
42/0- |
179/0 |
161/0 |
61/2 |
05/0<p |
|
ناسازگارçتکانشگری |
98/0 |
441/0 |
151/0 |
50/6 |
001/0 P< |
|
برنامهریزیçتکانشگری |
99/0 |
593/0 |
147/0 |
50/5 |
001/0 P< |
|
حرکتیç تکانشگری |
13/1 |
669/0 |
127/0 |
93/8 |
001/0 P< |
|
شناختی ç تکانشگری |
06/1 |
729/0 |
117/0 |
13/9 |
001/0>p |
|
سازگارç اعتیاد به عشق |
311/0 |
203/0 |
076/0 |
07/4 |
001/0>p |
|
ناسازگارçاعتیاد به عشق |
07/0 |
048/0 |
089/0 |
885/0 |
05/0<p |
|
تکانشگریç اعتیاد به عشق |
1/2 |
588/0 |
289/0 |
38/7 |
001/0>p |
پس از بررسی و تائید الگو برای آزمون معناداری ضرایب از دو شاخص جزئی نسبت بحرانی CR و P استفادهشده است. بر اساس سطح معنیداری (0/05)، مقدار بحرانی باید بیشتر از 96/1 یا کمتر از 96/1- باشد و مقدار پارامتر غیرازاین در الگو مهم شمرده نمیشود. همچنین مقادیر کوچکتر از(0/05) برای مقدار P حاکی از تفاوت معنادار مقدار محاسبهشده برای ضرایب مسیر با مقدار صفر در سطح 95 درصد است. بر اساس شاخصهای ذکرشده، همانگونه که جدول 3 نشان میدهد، همه ضرایب مسیر بهجز مسیر تنظیم هیجان سازگار به تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار به اعتیاد به عشق در سطح کمتر از (0/01)معنادار بود.
جدول5. ضرایب استاندارد مسیرهای غیرمستقیم (بوت استروپ)
|
مسیر |
معنیداری
|
فاصله اطمینان کران پایین کران بالا |
نتیجهگیری |
|
|
تکانشگری çتنظیم هیجان ناسازگارçاعتیاد به عشق |
p<001/0 |
0052/0 |
0813/0 |
میانجیگری |
|
تکانشگری çتنظیم هیجان سازگار ç اعتیاد به عشق |
001/0>P |
02/0- |
001/0 |
عدم میانجیگری |
برای تعیین اثر غیرمستقیم از روش بوت استروپ با 5000 فرایند نمونهگیری و سطح اطمینان 95/0، استفاده گردید. برای تعیین معنیداری تکانشگری بر اعتیاد به عشق از طریق نقش میانجی تنظیم هیجان از روش بوت استروپ در برنامه ماکرو آزمون پریچر و هیز(2008) استفاده شد. بر اساس جدول 4 نتایج بوت استروپ، چنانچه حد بالا و پایین هم علامت باشند و صفر مابین این دو حد قرار نگیرد، در آن صورت مسیر علی غیرمستقیم معنیدار خواهد بود. طبق نتایج بهدستآمده، نقش میانجی تنظیم ناسازگارانه هیجان معنیدار است.
بحث و نتیجهگیری
هدف از انجام پژوهش، بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان سازگار و ناسازگار در رابطهی تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان بود. یافتههای این پژوهش در راستای نتیجه مطالعات دیگر (برای مثال ماگلیا و همکاران، 2023؛ خجسته فرد و همکاران، 1400؛ علیزاده مقدم، محمدی، نظیری و امینیمنش، 2023؛ رجبی و نیک پور، 2017) قرار دارد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد، تکانشگری با اعتیاد به عشق مرتبط است. درگیرشدن در رفتارهای جنسی پرخطر، تکانشگری و رفتارهای احساساتی با درگیر شدن در رفتارهای جنسی و عاطفی اجباری و غیرلذتجویانه مرتبط است (کرائوس[28] و همکاران، 2018). افرادی که از اعتیاد به روابط عاطفی رنج میبرند، سطح بالاتری از تکانشگری را نشان میدهند. ازاینرو، تکانشگری را میتوان در یک تعامل دوطرفه با رفتارهای اعتیادی در رابطه، سبک زندگی پرخطر جنسی و ابتلا به بیماریهای عفونی دانست (ماگلیا و همکاران، 2023). به گفتهی مانساتئو و همکاران (2024)، تکانشگری با رفتارهای خود آسیبرسان و جهتگیریهای جنسی همراه است. تکانشگری هسته اصلی بسیاری از آسیبهای اجتماعی مانند بیبندوباری جنسی، سوءمصرف مواد، قماربازی بیمارگونه، بزهکاری و... است (ری و جونز[29]، 2023). در یک تبیین کلی میتوان بیان کرد فرد تکانشگر، بدون فکر و اندیشه و عاقبتاندیشی عمل میکند و بیش از اینکه به نتایج بلندمدت یک عمل و میزان تأثیر آن بر زندگی خود و اطرافیان فکر کند، تنها به لذتهای زودگذر توجه میکند و بیتابی و عدم تحمل در برابر امور و عدم واکنش مناسب به حل مشکلات، ریسکپذیری ناسالم را در فرد و رابطهاش افزایش میدهد (هوآنگ و همکاران، 2024).
همچنین یافتهها نشان داد تنظیم هیجان ناسازگار با اعتیاد به عشق مرتبط است که همسو با مطالعات سالانی و همکاران (2022)، و سانچز و جان[30] (2019)، است. اسماعیلپور (2024)، بیان کرد که دستگاههای تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در روابط عاشقانه رمانتیک و طرد عاطفی دخیلاند و تنظیم هیجان ناسازگار میتواند بهعنوان عاملی مستعد کننده در فرد برای بروز رفتارهای تکانشی عمل کند. فیشر(2016)، نیز اظهار داشت که فرد معتاد به عشق به دنبال اتحاد هیجانی با معشوق است. همچنین مطالعات (زو، ژیلینگ، هونگون سونگ، ژانگ و ژانگ[31]، 2016)، نشان داده است که تغییرات عملکردی در سیستم دوپامین مغز افراد معتاد به عشق با کژ کاری و اختلال در عملکرد شبکه پاداش و شبکه تنظیم هیجان مرتبط است. سانچز و جان (2019)، گزارش کردهاند که قسمت نوکلئوس آکامبوس مغز افرادی که دچار طرد عشقی شده بودند، فعالیت بیشازحدی دارد. بررسی سالانی و همکارانش (2022)، در مورد بینظمی عاطفی در اعتیاد به عشق نشان داد که «اعتیاد به عشق با مشکلات شدید در مقابله با احساسات منفی مانند افسردگی، تنهایی، گناه، شرم و اضطراب مشخص میشود.» چراکه دانشجویانی که سطح بالایی از تکانشگری دارند، ممکن است بهطور ناگهانی وارد روابط عاطفی شوند و احساسات خود را بهصورت شدید و بدون تفکر ابراز کنند، درنتیجه بهجای ارتباطی سالم، درگیر وابستگیهای عاطفی شدید میشوند. در تبیین این مورد میتوان بیان کرد افرادی که ثبات هیجانی ندارند، در شناسایی، تمییز و یکپارچه کردن هیجانات خود و دیگران مشکلدارند، درنتیجه بهجای رفتار یا مقابلهی مؤثر، به طیف وسیعی از رفتارهای ناامیدانه و نادرست متوسل میشوند. همچنین در احتمالی دیگر میتوان اشاره کرد سن جوانی مخاطرهآمیزترین دوره برای درگیری در روابط است. چراکه در این سن به دلیل میل بیشتری برای ماندن در رابطه وجود دارد که همین باعث تداوم هیجانات و احساسات شدید است (علیزاده مقدم و همکاران، 2023).
با توجه به نتایج پژوهش، تأثیر تکانشگری بر اعتیاد به عشق از مسیر غیرمستقیم تنظیم هیجان اعمال میشود. این نتیجه با یافتههای پژوهشهای علیزاده مقدم و همکاران (2023) و رجبی و نیکپور (2018)، همسو است. بهعبارتدیگر تنظیم هیجان ناسازگار از طریق افزایش تکانشگری منجر به افزایش اعتیاد به عشق میشود. درنتیجه دانشجویانی که تکانشگری بالایی دارند و همزمان قادر به تنظیم هیجانات خود نیستند، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد به عشق قرار میگیرند (اروسولینی و همکاران، 2022). این افراد ممکن است بهسرعت به رابطهای که بهتازگی وارد آن شدهاند وابسته شوند و به دلیل عدم توانایی در کنترل هیجانات خود، به رفتارهای افراطی، مانند تلاش بیوقفه برای جلبتوجه یا حسادت شدید، رویآورند. در این حالت، نبود تنظیم هیجان بهطور مستقیم باعث میشود فرد نتواند از تجربههای شدید عاطفی فاصله بگیرد و بهجای بهرهگیری از روابط پایدار، به احساسات ناپایدار و شدید وابسته شود (علیزاده مقدم و همکاران، 2023). طبق نظریه سندرم نقص پاداش مغز[32] رفتارهای تکانشی هرچند تااندازهای با زیان یا آسیبهای احتمالی همراه هستند، ولی امکان رسیدن بهگونهای از پاداشها را نیز فراهم میآورند. این افراد، گرایش دارند تا شدیدترین نوع هیجانات را دنبال کنند، این کار باعث میشود تا آنها بتوانند به احساس مداوم و پایداری از پاداش و لذت برسند. این موضوع در افرادی که شریک عاطفی دارند، دارای اهمیت مهمی است؛ زیرا فرد نمیتواند از رفتارهای تکانهای مانند ارتباط با جنس مخالف جلوگیری کند (فیشر و همکاران، 2016).
عدم معناداری نقش میانجی تنظیم هیجان سازگار در پژوهش حاضر، ناهمسو با مطالعات سالانی و همکاران (2022)؛ کوستا و همکاران (2021)؛ فیشر و همکاران (2016) و اورسولینی و همکاران (2022) است. در پژوهش (طالاری، میکائیلی، آقاجانی و حبیبی ، 1403)، سازگاری هیجانی نقش مهمی در تداوم و شکلگیری روابط بین فردی و عاطفی پایدار ایفا میکرد. همچنین در پژوهش فرگت و همکاران (1400)، به نقش تنظیم هیجان در پیشگیری از شکست عاطفی اشاره شد. عدم معناداری نقش میانجی تنظیم هیجان سازگارانه در ارتباط بین تکانشگری و اعتیاد به عشق در پژوهش حاضر نشان میدهد که تنظیم هیجان سازگار بهتنهایی نمیتواند بهعنوان یک عامل واسطهای تأثیرگذار عمل کند. ممکن است عوامل دیگری مانند حمایت اجتماعی یا ویژگیهای شخصیتی تأثیرگذار باشند. این ممکن است به دلیل تأثیر مستقیم و قوی تکانشگری بر اعتیاد به عشق باشد یا به علت وجود سایر عوامل میانجی یا تعدیلکنندهای که در این رابطه نقش دارند. همچنین، محدودیتهای مرتبط با ابزارهای سنجش، روششناسی پژوهش، یا ویژگیهای جمعیت نمونه نیز میتوانند بر نتایج تأثیرگذار باشند. این یافتهها نشان میدهد که برای درک دقیقتر این ارتباط، باید متغیرهای دیگر و زمینههای محیطی یا فردی بررسی شوند. در پژوهشهای آینده میتوان از متغیرهای میانجی و تعدیل گر دیگری نیز استفاده کرد و حجم نمونه را افزایش داد و به جمعیت آماری تنوع بخشید و فرآیندهای شناختی و هیجانی را دقیقتر تحلیل نمود.
ازآنجاییکه جامعهء آماری موردپژوهش محدود به دانشگاه گیلان بود، تعمیم نتایج به گروههای دیگر باید با دقت و احتیاط بیشتری انجام شود. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده از اقشار دیگر جامعه و شهرهای دیگر هم استفاده گردد تا نقش این متغیرها در همه گروهها مشخص باشد و تعمیم نتایج با دقت بیشتری صورت گیرد و تفاوتهای احتمالی میان مناطق مختلف مشخص گردد. این پژوهش بر اساس دادههای خود گزارشی انجام شد که نتایج پژوهش میتواند تحت تأثیر گزارش بر اساس مطلوبیت اجتماعی قرار بگیرد. درنتیجه پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی علاوه بر پرسشنامه، از سایر ابزارها چون مصاحبه بالینی برای تشخیص بهتر استفاده شود. همچنین با توجه به نقش تشدیدکننده تنظیم هیجانات ناسازگار، دانشگاهها میتوانند جلسات مشاوره و گروهدرمانی را برای دانشجویانی که تنظیم ناسازگارانه هیجان شدید دارند فراهم کند. این جلسات میتواند به دانشجویان کمک کند تا الگوهای تنظیمهای ناسازگار هیجان را شناسایی کنند و آن را تغییر دهند. علیرغم محدودیتهای ذکرشده پژوهش حاضر یکی از اولین بررسیها در زمینه رابطه بین اعتیاد به عشق و تکانشگری در ایران است.
تقدیر و تشکر
از تمامی مشارکتکنندگان که در اجرای این پژوهش ما را یاری نمودند، صمیمانه قدردانی میشود. هیچگونه تعارض منافعی توسط نویسندگان بیاننشده است.
[1]. Bruni
[2] . Atlam, Akyel-Göven, & Yüncü,
[3] .Mashuri & Patriasih.
[4] .Fisher, Xu, Aron & Brown
[5]. Redcay, A., & Simonetti
[6]. Mansueto
[7]. Huang
[8]. Barratt
[9]. Kustepe
[10] . Maglia, Lanzafame, Quattropani & Caponnetto
[11]. Olave
[12] . Orsolini, Antonelli, Salvatori, & Dèttore
[13]. Tuna
[14] . Costa, Barberis, Griffiths, Benedetto & Ingrassia
[15] . Salani
[16] . Peabody Love Addiction Inventory
[17]. Barratt Impulsiveness Scale
[18].Cognitive impulsivity
[19]. Motor impulsivity
[20]. Non-planning
[21]. Behavioral Emotion Regulation Questionnaire
[22] . Seeking Distraction
[23] .Withdrawal
[24] . Actively Approaching
[25] .Seeking Social Support
[26] . Ignoring
[27] -Mardia’s normalized multivariate kurtosis value
[28] .Kraus
[29]. Ray & Jones
[30] . Sanches & John
[31]. Zou, Zhiling, Hongwen Song, Zhang, Zhang
[32]. Anhedonia reward sensivity