نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه پیام نور رباط کریم-پرند
2 گروه روانشناسی، پیام نور، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The aim of the present study was to investigate the relationship between risk perception and addiction, considering the mediating role of social health among motorcyclists in District 12 of Tehran Municipality.
Method: This study employed a correlational design using regression analysis to predict risk perception based on addiction, with social health as a mediating variable. The statistical population consisted of all motorcyclists referring to addiction treatment clinics in District 12 of Tehran Municipality. A purposive sample of 300 participants was selected. Data were collected using the Motorcyclists' Risk Perception Questionnaire (Elliot et al., 2008), the Substance Use Disorder Questionnaire (Berman et al., 2005), and the Social Health Questionnaire (Safarinia, 2010).
Results: The results of stepwise regression analysis revealed that addiction significantly predicted risk perception (β = -1.22, p < 0.001). Social health (β = 0.146) and its dimensions—including social flourishing (β = 0.111), social cohesion (β = 0.282), social acceptance (β = 0.615), and social participation (β = 0.662)—also significantly predicted risk perception. Furthermore, social health demonstrated a significant negative correlation with addiction (r = -0.223, p < 0.001).
Conclusion: These findings suggest that addiction may diminish motorcyclists' risk perception, both directly and indirectly through its negative association with social health. This reduction in risk perception may subsequently contribute to an increased likelihood of traffic accidents. The results underscore the importance of considering social health factors in interventions aimed at reducing risky driving behaviors among motorcyclists.
کلیدواژهها English
مقدمه
برآوردهای سازمان بهداشت جهانی تا سال 2030 نشان میدهد که حوادث جادهای پنجمین عامل مرگ و میر انسانها خواهد بود و در ایران نیز اولین علت مرگ پس از ناراحتیهای قلبی و عروقی، حوادث است و در رده های سنی زیر چهل سال، نخستین علت میرایی میباشد و روزانه 76 نفر و به طور متوسط هر 20 دقیقه یک مرگ به علت حوادث ترافیکی اتفاق میافتد (صفاری نیا، 1399). بالاترین تعداد فوت شدگان ناشی از حوادث ترافیکی در کشور مربوط به موتورسواران است که 47 درصد از کل مرگ و میر تصادفات در کشور را در بر میگیرد (مهندسین مشاور رهیافت، 1401). در اکثر کشورهای دنیا از جمله ایران، موتورسیکلت به دلیل آزادی بیشتر حرکت از بین وسایل نقلیه، سهولت در پارک کردن، مصرف سوخت و استهلاک بسیار پایین بخش مهمی از جریان ترافیک را به خود اختصاص دادهاست (شیرازی، 1390). ولی رفتارهای پرخطر آنها در رانندگی علاوه بر آسیب جسمانی و مرگ، بر سلامت اجتماعی و روانی شهروندان موثر بوده و موجب فروپاشی روابط اجتماعی، برهم خوردن سلامت روان و پایین آمدن کیفیت زندگی میشود (سوری، 1399). با وجود تلاشهای زیادی که در سالهای گذشته برای آگاه کردن کنشگران درباره پیامدها و کاهش رفتارهای پرخطر انجام شده اما بروز این رفتارهای پرخطر سیر صعودی داشتهاست (سعادتی، 1400). آسیبها و تلفاتی که در اثر وقوع سوانح ترافیکی رخ میدهند، دارای مفاهیم مهم برای یک کشور از نظر ابعاد اجتماعی و اقتصادی هستند و پژوهشهای زیادی بیانگر این مطلب است که عامل انسانی، مؤثرترین عامل در ایجاد سوانح ترافیکی می باشد (جلیلی، 1401). از طرفی شواهد بسیار نشانگر اثر منفی مواد مخدر بر ایمنی ترافیکی است (طیبی، 1392) و اعتیاد به مواد یکی از مهمترین علل انگیختگی رفتارهای پرخطر است و باعث پایین آمدن ادراک خطر در حین رانندگی شده و بر چهارچوب و شیوه زندگی افراد تأثیر گذاشته بهطوری که افراد ممکن است تحت تأثیر اعتیاد به فعالیتهای مخربی مانند رانندگی پرخطر روی بیاورند (بختیاری، 1399). تصمیم گیریهای مخاطره آمیز و تکانشگری در سوءمصرف کنندگان[1] مواد به مراتب بالاتر از افراد فاقد آسیب است و مشکلات زیادی در زمینه فهم و مدیریت هیجان و مهار تکانه ها بهوجود میآورد (نیرومند، 1396). ماهیت پیچیده مشکلات مرتبط با سوء مصرف مواد ضرورت بهکارگیری شیوههای پژوهشی چند بعدی و سازمان یافته در این خصوص را آشکار میکند (بهبهانی، 1396). مواد روانگردان چه به صورت مزمن و چه به صورت حاد، یکی از عوامل اصلی ایجاد خطر و در نتیجه وقوع حوادث ترافیکی است و به صورت محسوسی ادراک خطر موتورسواران را پایین میآورد (متولیان، اسدی لاری و رحیمی، 1397).
ادراک خطر بر اساس دیدگاه شناختی، یک مهارت شناختی است و توانایی راننده در درک و بازشناسی خطر در حال ظهور در خیابان اشاره دارد که راننده را مجبور میکند که سرعت و جهت حرکتش را تغییر دهد (مددیان و صوفی 1397). این مهارت به توانایی شناسایی و پاسخ دادن به موقعیتهای بالقوه خطرناک اطلاق میشود. ایمنی ترافیکی با توانایی فرد در درک خطر بر اساس ارزیابیهای موتورسواران از خطرات است و هرچه ارزیابیهای ذهنی از خطر بیشتر باشد، رفتار ترافیکی محتاطانهتری بروز میکند (مغیثی و همکاران،1400). ادراک خطر پایین پیشبینی کننده تصادفات موتورسیکلت سواران میباشد (سین چوهان[2]، 2021، اسپینا، ماتوس، جیمز، لوپز[3]، 2021، فری[4]، 2021). استفنز (2017) در پژوهشی برروی 470 موتورسوار استرالیایی نشان داد ادراک خطر پایین منجر به خطاهای ترافیکی، نقض سرعت مجاز، عدم استفاده از تجهیزات حفاظتی و خطاهای کنترل و مانع بوده است. پژوهشهای دیگر (آراباکو و فاتاسکا[5]، 2020؛ مک دونالد[6]، 2021؛ مددیان و صوفی، 1399؛ اقبال زارعی (1398) نیز موید رابطه ادراک خطر پایین و خطاهای ترافیکی در موتورسواران بودهاست.
سوء مصرف مواد با کم شدن کیفیت زندگی و کاهش ارزشهای اخلاقی و افزایش رفتارهای مجرمانه در ارتباط بوده است و این امر یکی از مهمترین موضوعات مربوط به سلامت اجتماعی است (جواهری، 1396). معمولا ادراک خطر پایین با میزان سوء مصرف مواد محرک نظیر شیشه و سایر آمفتامین های رایج ارتباط دارد. پژوهشها نشانگر ارتباط مصرف مواد مخدر و پایین آمدن ادراک خطر در موتورسواران و بروز سوانح ترافیکی است. برای نمونه در کانادا، مصرف کنندگان ماری جوانا، 45 درصد بیش از غیر مصرف کنندگان، ادراک خطر پایین تری دارند (ویکنز[7]، 2023) یا نمره رفتار رانندگی موتور سیکلت سواران با مصرف سیگار، الکل، حشیش، متادون و هروئین ارتباط داشته و بین رفتار رانندگی و سلامت روانی ـ اجتماعی، همبستگی وجود دارد (صوفی، دادگر، شهنوازی و نارویی، 1399). مهمترین ماده ای که توسط موتورسواران استفاده میشود مواد روان گردان است که وابستگی به آنها منجر به افت سریع تواناییهای فرد برای انطباق در مسائل شغلی و بین فردی است و از لحاظ روانی باعث ایجاد بیتفاوتی به محیط و اطرافیان، افت کارکرد، مشکلات شناختی و پرخاشگری میشود و رایجترین آنها در ایران حشیش[8]، شیشه[9] و گل[10] می باشد (مکری، 1397).
از طرفی سلامت اجتماعی نقش موثری در کاهش رفتارهای پرخطر داشتهاست (قریشی زاده و پورجبار، 1398). درواقع سلامت اجتماعی در راستای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی یکی از پیش شرطهای اصلی گذار از جوامع سنتی به مدرن است. سلامت اجتماعی اشاره به سلامت فرد و تأکید بر توانایی او برای تعامل با دیگران و پیشرفت در موقعیتهای اجتماعی دارد و در عین حال میتواند با سلامت کل جامعه و چگونگی رفتار اعضای آن با یکدیگر در ارتباط باشد (صفاری نیا، 1400). سلامت اجتماعی مفهوم جدیدی است که میتواند به عنوان یکی از ارکان اصلی شرایط و نتایج سلامت در مفهوم عام به حساب آید (سپاه منصور، 1400) و میتواند نقش میانجیگرانه مثبت در عدم گرایش فرد به مصرف مواد داشته باشد (بابایی، 1402) و از ملزومات سلامت اجتماعی در یک جامعه، آموزش، برابری، احترام به حقوق انسانها و برآورده شدن نیازهای اساسی میباشد (صدرالسادات، 2004) و پایین بودن این متغیر یکی از مهمترین دلایل بروز آسیبهای اجتماعی در جوامع بوده است (صفاری نیا، 1399). شواهد نشان میدهد مشکلات ناشی از سوءمصرف مواد روان گردان به شدت با فعالیتهای مجرمانه پیوند خورده و پایین آورنده سلامت اجتماعی میباشند و این دو متغیر یعنی سلامت اجتماعی و سوءمصرف مواد در یک دور باطل قرار میگیرند (صفاری نیا، 1399). در پژوهش حاضر بهدنبال یافتن این مسئله هستیم که آیا بین ادراک خطر و اعتیاد با توجه به نقش میانجی سلامت اجتماعی در موتورسیکلت سواران شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد یا خیر؟ اهداف اختصاصی پژوهش حاضر شامل بررسی رابطه اعتیاد با ادراک خطر، رابطه سلامت اجتماعی با ادراک خطر و بررسی رابطه اعتیاد و سلامت اجتماعی در موتورسیکلت سواران شهر تهران است.
روش
مطالعه حاضر در زمره طرحهای همبستگی به روش تحلیل رگرسیون است. در پژوهش حاضر، متغیر ملاک ادراک خطر، متغیر پیش بین اعتیاد و متغیر میانجی سلامت اجتماعی میباشد.
جامعه پژوهش کلیه موتورسیکلت سواران مراجعه کننده به کلینیکهای ترک اعتیاد در منطقه 12 شهرداری تهران از خرداد 1402 تا خرداد 1403 می باشد که در پرونده کلینیکی آنها حداقل یکسال سابقه سوء مصرف حشیش، شیشه و گل وجود داشتهاست. به دلیل تعداد زیاد مراجعین و تنوع افراد، آمار دقیقی از جامعه آماری نداشتیم و به همین دلیل تعداد جامعه در پژوهش حاضر شناور است. در تحلیل رگرسیون چند متغیری، نسبت تعداد نمونه (مشاهدات) به متغیرهای مستقل نباید کمتر از 5 باشد تا نتایج تعمیم پذیر باشد. نسبت محافظهکارانهتر 10 مشاهده به ازای هر متغیر مستقل را هالینسکی و فلورت[11] (1970) پیشنهاد کردند. از دیدگاه جیمز استیونس[12] (1995) حتی در نظر گرفتن 15 مشاهده به ازای هر متغیر پیش بین در تحلیل رگرسیون چندگانه با روش معمولی کمترین مجذورات استاندارد، یک قاعده سرانگشتی خوب به حساب میآید (حبیبی و جلال نیا، 1401). روش نمونهگیری در پژوهش حاضر نمونهگیری هدفمند می باشد و دلیل انتخاب این روش نمونهگیری این است که نمونه انتخاب شده در این روش دارای صفات و خصوصیاتی است که مورد نظر پژوهشگر بودهاست (دلاور، 1398).
ابزارهای پژوهش
الف) آزمون تشخیص اختلال مصرف مواد (DUDIT[13]): آزمون تشخیص اختلال مصرف مواد در سال 2005 میلادی توسط برمن و همکارانش در سوئد ساخته شد. این آزمون به منظور ارزیابی مصرف مواد و پیامدهای مرتبط با آن در طول یکسال گذشته و برای سنجش طیفی از مواد مخدر کاربرد دارد و اطلاعات جامعی را از فرد مصرف کننده در سه حوزه 1) فراوانی مصرف دارو، 2) مشکلات مربوط به دارو و 3) علائم وابستگی به دارو بررسی میکند. این آزمون 11 سوال دارد که بر اساس معیارهای تشخیصی ICD-10 و DSM برای سوء مصرف و وابستگی به مواد تدوین شده است و هدفش تشخیص الگوی مصرف و مشکلات مرتبط با آن است. در طیف لیکرت که سوالات 1 تا 9 آن از 0 تا 4 و سوالات 10 و 11، به صورت 0، 2 و 4 نمره گذاری میشود و مجموع نمره های آن بین 0 تا 44 متغیر است و کسب نمره بالا، بیانگر شدت بیشتر مشکلات ناشی از مواد است. ویژگی های روان سنجی و کاربرد بالینی این آزمون در تشخیص اختلالات مصرف مواد در جمعیت های مختلف بررسی شده از جمله جمعیتهای عمومی، افراد وابسته به مواد و درمان شده در بیمارستان، زندانیان، بیماران روانی و سوءمصرف کنندگان موادی که در برنامههای درمانی سرپایی، حضور می یابند. این آزمون ابزار مناسب برای امور بالینی و پژوهشی است که تعداد کم سوالات، کاربرد آن را به ویژه در زمانهایی که زمان کافی برای پاسخ به پرسش نامههای طولانی وجود ندارد، و یا در شرایط بررسی تعداد بیشتری از افراد در زمان محدود، دوچندان کرده است. برمن و همکارانش، آلفای کرونباخ 80/0 را روی افراد وابسته به مواد و آلفای کرونباخ 93/0 را برای جمعیتهای عمومی گزارش کردهاند. حبیبی (1393) در ایران به زبان فارسی ترجمه شد، سپس ترجمه به انگلیسی برگردانده شد و مقایسه با نسخه اصلی صورت گرفت. یافتههای آن ها نشان داد که آلفای کرونباخ در این پرسش نامه 81/0 بود (حبیبی، 1393). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه بربار با 86/0 بود.
ب) پرسش نامه ادراک خطر موتورسیکلت سواران (MRBQ[14]): پرسش نامه ادراک خطر توسط الیوت[15] و همکاران ساخته شد و توسط کان و همکارانش گسترش یافت و در سال 1390، توسط پروفسور عباس متولیان و همکارانش بومی سازی و اعتبارسنجی شد و 6 بعد رفتار رانندگی موتورسیکلت سواران (تخلفات سرعت، خطاهای ترافیکی، تخلفات ایمنی، تخلفات ترافیکی، حرکات نمایشی و خطاهای کنترل) را در قالب 48 سوال اندازه گیری میکند. در این پژوهش، از پاسخ دهندگان خواسته شد تا فراوانی رفتاری خود را در یک سال گذشته با انتخاب یکی از پنج گزینه موجود در این پرسشنامه پاسخ دهند. پرسش نامه بصورت لیکرت بوده و دارای 6 گزینه می باشد. نمرهگذاری MRBQ صفر تا 4 بوده و مقدار تکرار یک رفتار را نشان میدهد (صفر= هرگز، 1= به ندرت، 2= گاهی، 3= اغلب و 4= اکثر اوقات). کمترین نمره کسب شده صفر و بیشترین نمره 192 میباشد و نمره بیشتر در این پرسشنامه نشان دهنده توجه کمتر به قوانین ترافیک بودهاست (حسن زاده، شیلا و همکاران 1398). در نسخه 48 سوالی پرسشنامه MRBQ آلفای کرونباخ برای تخلفات سرعت 91/0، خطاهای ترافیکی 79/0، تخلفات ایمنی 85/0، تخلفات ترافیکی 79/0، فاکتور حرکات نمایشی 80/0 و خطای کنترل 90/0 محاسبه شدهاست (صوفی و همکاران 1399). لازم به ذکر است در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ برای بررسی همسانی درونی خرده مقیاسهای این پرسشنامه محاسبه شد و برای تخلفات سرعت، خطاهای ترافیکی، تخلفات ایمنی، تخلفات ترافیکی، حرکات نمایشی و خطای کنترل به ترتیب برابر با 86/0، 90/0، 78/0، 79/0، 80/0 و 75/0 به دست آمد.
ج) پرسش نامه سلامت اجتماعی صفاری نیا: پرسش نامه سلامت اجتماعی توسط پروفسور صفاری نیا ساخته شده و نسخه 33 سوالی اولیه این پرسش نامه بر اساس دیدگاه کییز و شاپیرو (2004) طراحی شده بود. نمره گذاری آن بر پایه طیف لیکرت 5 درجه ای انجام یافت و در مرحله تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تعداد چهار سوال به علت بار عامل ضعیف از کل پرسش نامه حذف شدند و در نتیجه ضریب پایایی پرسش نامه 28 سوالی با استفاده از روش بازآزمایی (85/0) و همسانی درونی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر (77/0) بدست آمد. سوال 9 نیز در هیچکدام از عوامل بارگذاری شده نبود در نتیجه این پرسشنامه به 28 سوال کاهش یافت (صفاری نیا، 1399). در کل برای یافتن اعتبار این پرسش نامه از دو پرسش نامه بهزیستی اجتماعی و سلامت روان استفاده شده که اعتبار آن ها به ترتیب 462/0 و 238/0 می باشد. نمره گذاری گویه ها که بر اساس مقیاس لیکرت می باشد به صورت زیر است (کاملا موافقم=5)، (موافق=4)، (نظری ندارم=3)، (مخالف=2)، (کاملاً مخالف=1) و بنابراین حداقل نمره 28 و حداکثر آن 140خواهد بود و لازم به ذکر است که گویه های 1 و 2و 3 و 4 و 5 و 6 و 8 و 9 و 11 و 14 و 21 بصورت معکوس نمره گذاری میشود. در پژوهش حاضر میزان آلفای کرونباخ برای پرسشنامه حاضر برابر با 90/0 به دست آمد.
این پژوهش از خرداد سال 1402 تا خرداد سال 1403، توسط خود محقق انجام گرفته و پژوهشگر در تکمیل پرسش نامه ها همکار نداشته و برای انجام پرسش نامه ها به کلیه مراکز درمان سرپایی و سوءمصرف مواد واقع در منطقه 12 شهرداری تهران مراجعه کرد که بر اساس آمار رسمی، میزان جرائم ارتکابی منطقه 12 شهرداری تهران که به تهران عهد ناصری شهرت دارد، بیش از سایر منطق شهر تهران است (زنگی آبادی و همکاران، 1394). در این پژوهش سه آزمون وجود داشت که به توالی بر روی شرکتکنندگان انجام شد. پژوهشگر ضمن تشکر از همکاری شرکتکنندگان، به آن ها اطمینان داد که این آزمونها و نتایج آن، صرفاً جنبه پژوهشی داشته و مربوط به هیچ ارگان انتظامی نیست و برای اطمینانبخشی و جلب همکاری بیشتر آنها در پاسخ گویی صحیح و دقیق با آزمونها به آنها گفته شد که ضرورتی برای نوشتن مشخصات شخصی مثل نام و نامخانوادگی وجود ندارد ولی بقیه مشخصات مانند سن و سطح تحصیلات نوشته می شد. توضیحات لازم برای تکمیل پرسش نامه ها به شرکتکنندگان ارائه شد و از هر گونه توصیفی که احتمال می رفت سوگیری در پاسخ ایجاد کند خودداری شد. رضایت آگاهانه شرکتکنندگان کسب شد و به شرکتکنندگان اطمینان دادهشد که اطلاعات مربوط به آن ها با رعایت حفظ گمنامی آنها محرمانه خواهدبود و از افشای آن خودداری میشود و پژوهشگر حافظ حریم خصوصی شرکتکنندگان بود. اهداف پژوهش برای شرکتکنندگان توضیح داده شد و به شرکتکنندگان گفته شد که هر موقع در حین انجام پرسش نامه به هر دلیلی حاضر به ادامه کار نباشند و خواستند انصراف دهند، آزاد هستند. سعی شده در انجام این پرسش نامه ها جوی آرام برای شرکتکنندگان وجود داشته باشد و هر عامل تنشزا را که در روند انجام کار باعث ایجاد تنش و فشار عصبی در شرکتکنندگان میشد کنترل شود و چهارچوبهای اخلاقی در انجام پژوهش رعایت شود.
یافته ها
از نظر توزیع سطح تحصیلی در گروه نمونه پژوهش حاضر 62/28 درصد در سطح دبیرستان، 66/17 درصد در سطح راهنمایی، 18 درصد فوقدیپلم، 66/17 درصد تحصیلات راهنمایی، 66/15 درصد دارای دیپلم، 66/10 درصد تحصیلات ابتدایی، 6 درصد لیسانس و بالاتر و 62/2 درصد بیسواد بودند. از نظر توزیع سنی، سنین بین 30 تا 40 سال با 3/34 درصد، بیشترین آمار نمونه پژوهش را تشکیل می دادند و کمترین درصد فراوانی، مربوط به افراد بالای 50 سال بود که 6 درصد نمونه را تشکیل می دادند. بین این دو گروه 6/28 درصد بین 18 تا 30 سال، 6/23 درصد بین 40 تا 50 سال و 3/7 درصد کمتر از 18 سال بودند. از نظر وضعیت تاهل، 6/54 درصد از شرکتکنندگان در پژوهش متأهل، 39 درصد مجرد، 6 درصد متارکه و 3/0 درصد همسرانشان فوت شده بودند. این اطلاعات بیانگر این موضوع است که توزیع وضعیت تأهل در این گروه مطالعاتی نسبتاً متفاوت است و بیشترین بخش از این گروه را افراد متأهل و کمترین بخش را افرادی تشکیل میدهند که همسرانشان فوت شده اند. 3/65 درصد شرکتکنندگان در پژوهش گواهینامه موتوری داشتند و 6/34 درصد افراد شرکت کننده در مطالعه، گواهینامه موتورسواری نداشتند. از نظر نوع ماده مصرفی در بین افراد شرکت کننده در پژوهش، 61 درصد افراد مصرف شیشه، 24 درصد مصرف حشیش و 15 درصد ماده مخدر گل مصرف می کردند.
در جدول 1 داده های توصیفی کلیه متغیرهای پژوهش به تفکیک آورده شده است.
جدول 1: دادههای توصیفی و ضرایب همبستگی متغیر اعتیاد، سلامتاجتماعی و ادراکخطر
|
متغیر |
|
میانگین |
انحراف معیار |
ضریب همبستگی با اعتیاد |
ضریب همبستگی با ادراک خطر |
|
اعتیاد |
نمره اعتیاد |
38 |
2/2 |
- |
**224/0 |
|
سلامت اجتماعی |
نمره کلی |
15/64 |
58/7 |
**223/0- |
**345/0- |
|
شکوفایی اجتماعی |
70/13 |
24/1 |
**243/0- |
**333/0- |
|
|
همبستگی اجتماعی |
25/11 |
98/1 |
**472/0- |
**382/0- |
|
|
انسجام اجتماعی |
41/13 |
82/1 |
**297/0- |
**282/0- |
|
|
پذیرش اجتماعی |
65/12 |
35/1 |
**570/0- |
**615/0- |
|
|
مشارکت اجتماعی |
14/13 |
19/1 |
**612/0- |
**622/0- |
|
|
ادراک خطر در رانندگی |
نمره کلی |
77/19 |
10/7 |
**224/0 |
|
|
تخلفات سرعت |
90/23 |
06/8 |
**403/0 |
||
|
خطاهای ترافیکی |
43/15 |
39/5 |
*310/0 |
||
|
تخلفات ایمنی |
25/22 |
94/7 |
**397/0 |
||
|
تخلفات ترافیکی |
13/13 |
24/5 |
**229/0 |
||
|
حرکات نمایشی |
12/13 |
63/4 |
**313/0 |
||
|
خطاهای کنترلی |
02/12 |
25/4 |
**224/0 |
با توجه به نمرات حاصل از پرسشنامه سلامت اجتماعی، میانگین نمرات شرکت کننده در مطالعه 15/64 است که باتوجه به حداقل نمره و حداکثر نمره کسب شده در این پرسشنامه که بین 28 و 140 می باشد، نمرات حاصله نشانگر سطح پایین سلامت اجتماعی شرکتکنندگان در آزمون میباشد. با توجه به نمرات و میانگین حاصله از پرسش نامه سنجش ادراک خطر موتورسیکلت سواران، بیشترین بعد تخلف موتورسواران بعد تخلفات سرعت با میانگین 90/23 بوده و کمترین میزان تخلفات در بعد خطاهای کنترلی با 02/12 میباشد.
با توجه به جدول، ضرایب همبستگی بین دو متغیر سلامت اجتماعی و اعتیاد (223/0-) نشان می دهد رابطه منفی بین دو متغیر وجود دارد و این بدان معناست که هر چه سلامت اجتماعی پایین تر باشد، میزان اعتیاد بیشتر است. ضرایب همبستگی بین سلامت اجتماعی و ادراک خطر 345/0- است و این ضریب همبستگی در مورد ارتباط تمام خرده مقیاس های سلامت اجتماعی با ادراک خطر به صورت منفی است. با توجه به اینکه نمره بالاتر در پرسشنامه ادراک خطر به معنای رعایت کمتر قوانین رانندگی و ادراک خطر کمتر است؛ افرادی که سلامت اجتماعی بالاتری دارند نمرات پایین تری در پرسشنامه ادراک خطر کسب می کنند و تخلفات رانندگی کمتری دارند. در نهایت ضریب همبستگی بین اعتیاد و نمره کلی ادراک خطر 224/0 و ادراک خطر به همراه تمام خرده مقیاس های آن با اعتیاد رابطه مستقیم دارند. با توجه به اینکه نمره بالاتر در پرسشنامه ادراک خطر به معنای رعایت کمتر قوانین رانندگی و ادراک خطر کمتر است؛ با افزایش نمره اعتیاد نمره فرد در پرسشنامه ادراک خطر افزایش مییابد و این رابطه معنادار است. به عبارت دیگر با افزایش اعتیاد، نمرات ادراک خطر موتورسیکلت سواران افزایش مییابد تخلفات رانندگی بیشتری مرتکب می شوند.
قبل از انتخاب آزمون ها، ابتدا نوع توزیع داده ها بررسی شده تا با مشخص شدن توزیع داده ها، نرم افزار و آزمون مربوطه مشخص گردد و بدین منظور از آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفاده شد که بر اساس یافته های جدول 2، دادههای مربوط به اعتیاد دارای توزیع نرمال هستند.
جدول 2: آزمون کولموگروف- اسمیرنف
|
متغیر |
تعداد |
انحراف معیار |
کولموگروف |
سطح معناداری |
|
سلامت اجتماعی |
300 |
74/2 |
727/3 |
0021/0 |
|
ادراک خطر |
300 |
102/7 |
756/9 |
0062/0 |
|
اعتیاد |
300 |
2/2 |
850/0 |
071/0 |
برای بررسی نقش میانجی متغیر سلامت اجتماعی در رابطه بین اعتیاد و ادراک خطر از آزمون رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام استفاده شد.
جدول 3: نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی متغیر پیش بین اعتیاد و متغیر میانجی سلامت اجتماعی برای متغیر ملاک ادراک خطر
|
متغیرهای پیش بین |
R2 |
F |
Beta |
T |
P |
|
|
متغیر پیش بین اول (اعتیاد) |
|
|
1/22 |
|
0001/0 |
|
|
متغیر پیش بین دوم یا میانجی (سلامت اجتماعی) |
شکوفایی اجتماعی |
111/0 |
588/47- |
33/0- |
89/6- |
0001/0 |
|
همبستگی اجتماعی |
146/0 |
443/65- |
382/0- |
09/8- |
0001/0 |
|
|
انسجام اجتماعی |
080/0 |
047/33- |
082/0- |
74/5- |
0001/0 |
|
|
پذیرش اجتماعی |
378/0 |
267/232- |
615/0- |
24/15- |
0001/0 |
|
|
مشارکت اجتماعی |
387/0 |
75/242/0- |
622/0- |
51/15- |
0001/0 |
|
با توجه به جدول 3، اعتیاد و ادراک خطر رابطه مستقیم دارند و داشتن اعتیاد با بالا رفتن تخلفات رانندگی و نمره بالاتر در پرسشنامه ادراک خطر همراه است (چون نمره ادراک خطر بالاتر با تخلفات رانندگی بیشتر همراه است). از طرف دیگر متغیر میانجی سلامت اجتماعی همراه با خرده مقیاس های خود شامل شکوفایی اجتماعی 11درصد، همبستگی اجتماعی 14 درصد، انسجام اجتماعی 8 درصد، پذیرش اجتماعی 37 درصد و مشارکت اجتماعی 38 درصد قادر به پیشبینی متغیر ملاک یعنی ادراک خطر می باشد. در کل بین ابعاد متغیر سلامت اجتماعی و ادراک خطر (تخلفات رانندگی بیشتر) یک رابطه معکوس برقرار است (چون نمره بالاتر در پرسشنامه ادراک خطر به معنای تخلفات رانندگی بیشتر است) به نحوی که هر چه نمره سلامت اجتماعی بیشتر باشد، نمره ادراک خطر هم کمتر (تخلفات رانندگی کمتر) می شود و هر چه سلامت اجتماعی پایین تر باشد، تخلفات رانندگی بیشتر و ادراک خطر کمتری در موتورسیکلت سواران وجود دارد (از آنجا که نمره بالاتر در پرسشنامه ادراک خطر به معنای رعایت کمتر قوانین رانندگی و ادراک خطر کمتر است). بنابراین نقش متغیر میانجی سلامت اجتماعی در رابطه میان اعتیاد و ادراک خطر تایید می شود.
بحث و نتیجهگیری
هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه ادراک خطر و اعتیاد با توجه به نقش میانجی سلامت اجتماعی در بین موتورسیکلت سواران منطقه 12 شهرداری تهران بود. فرضیه اول پژوهش این بود که بین اعتیاد و ادراک خطر در موتورسیکلت سواران منطقه 12 شهرداری تهران رابطه معنادار وجود دارد و نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین این دو متغیر یعنی ادراک خطر و اعتیاد، رابطه معنادار و منفی وجود دارد به طوریکه با افزایش متغیر اعتیاد، ادراک خطر کاهش مییابد. در پرسش نامه ادراک خطر موتورسواران که بر روی شرکتکنندگان انجام شد متغیرهای سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، داشتن گواهینامه و اشتغال با موتور وارد مدل رگرسیون شد و نتایج بیانگر این بود که متغیرهای وارد شده در مدل، می توانند 7/22 درصد تغییرات مربوط به رانندگی شرکتکنندگان در آزمون را پیشبینی کنند. پس از حذف متغیرهای سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، داشتن گواهینامه و اشتغال با موتورسیکلت؛ متغیر مصرف مواد مخدر به تنهایی میتواند 8/13 از تغییرات رفتار رانندگی شرکتکنندگانی ما را پیشبینی کند و این امر نشان دهنده این است که مصرف مواد، مهم ترین متغیر پیشبینی کننده رفتار رانندگی در شرکتکنندگان در پژوهش ما می باشد. این نتایج با نتایج پژوهش متولیان و همکاران (1397)، همسو بوده است و نهایتاً میتوان نتیجه گرفت که اعتیاد به عنوان مهمترین عامل در ادراک خطر موتورسیکلت سواران در حین رانندگی میتواند باشد. پژوهش حاضر، همسو با نتایج پژوهش صوفی و همکاران (1399)، ویکنز (2023)، مک دونالد و همکارانش (2021)، اسحاق آراباکو و همکارانش (2020)، پالیدو و همکاران (2011) و ارین کلی و همکارانش (2004) می باشد. در تبیین این یافته می توان گفت بر اساس نظر زاکرمن (1997)، هیجان خواهی و ریسک طلبی در افراد دارای سوء مصرف موارد بالاتر از جامعه عادی است و همین امر منجر به رانندگی بی احتیاط و پر مخاطره در آنها میشود. از طرف دیگر از نظر نوروسایکولوژیکی مصرف مواد روان گردان (که در نمونه حاضر بالاترین ماده مصرفی بود) و مصرف مواد مخدر منجر به تکانشیتر شدن و ضعیف شدن کنترل قشر پیشپیشانی بر قسمت های زیرقشری مغز می گردد و بنابراین فرد قدرت قضاوت، آینده نگری، تنظیم هیجان و مدیریت و کنترل رفتار را از دست میدهد. در حال حاضر 300 نوع ماده محرک وجود دارد که از بین آنها ترکیبات آمفتامین، بیشترین مصرف در جهان را دارد و بر این اساس، مصرف مواد محرک و توهم زا باعث ایجاد تغییراتی در سطح هوشیاری شده و تمایلات عاطفی ـ احساسی فرد را افزایش داده و باعث بروز توهمات بینایی به همراه اختلال در تمرکز و تصمیمگیری میشود (براتی، الله وردی، جلیلیان، 1390).این عوامل با افزایش مونوآمین های مغزی مانند دوپامین[16]، سروتونین[17] و اپی نفرین[18] صورت پذیرفته و ضمناً علاوه بر اختلالات فوق الذکر باعث ایجاد علائم عصب ـ روانی شامل اختلالات حافظه، اختلالات رفتاری، اختلال در انجام حرکات ظریف، بیماری های روانی و تحریکپذیر بیش از حد عصبی میشود (کلاته، قارزی، ناظمی، 1393).مصرف شیشه با ایجاد آسیب در عملکرد لوب جلوی پیشانی موجب اختلال در عملکرد اجرایی و انعطافپذیری شناختی شده و ضعف در عملکردهای اجرایی، باعث اختلال در حل مسئله، اجرا و ارزیابی راه حلها میشود و این افراد در اثر مصرف در کنترل ولع مصرف و اتخاذ راهحل در کنترل ولع مصرف ناکارآمد میمانند (قاسمی، نظام الدین و همکاران، 1396).به طور کلی مصرف کنندگان شیشه، در مقایسه با افراد عادی از لحاظ تعداد خطاها، تفاوت معناداری دارند و در زمینه واکنش مصرف کنندگان شیشه، کمترین زمان واکنش و بیشترین میزان خطا را دارند (قاسمی و همکاران، 1396). بنابراین نتیجه تحقیق حاضر دور از انتظار نیست.
نتایج پژوهش نشان داد که بین سلامت اجتماعی و ابعاد آن با متغیر ادراک خطر رابطه معناداری وجود دارد و هر چه سلامت اجتماعی در افراد جامعه بالاتر باشد، ادراک خطر در موتورسواری در آنها بالاتر خواهد بود و بالعکس. افراد دارای سلامت اجتماعی بالاتر، در مواجهه با موقعیتهای خطرناک در رانندگی با موتور، واکنشهای مناسبتری نشان داده و در نتیجه دارای ادراک خطر بالاتری در رانندگی میباشند و این امر میتواند به کاهش ایجاد سوانح و تصادفات ترافیکی کمک کند. همچنین بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، ابعاد سلامت اجتماعی (شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی) قادر به پیشبینی متغیر ملاک ما یعنی ادراک خطر میباشند و همبستگی اجتماعی بیشترین قدرت پیشبینی را دارا میباشد. این یافته در راستا و همسو با پژوهشهای شاه مرادی و همکارانش (1402)، عباس زاده و همکارانش (1391)، سعادتی (1399)، صالحی (1389)، هیلد[19] و همکارانش (2019) و زانگ[20] و همکارانش (2017) میباشد. سلامت اجتماعی و ابعاد آن با رفتارهای پرخطر، رابطه معکوس دارند و در واقع سلامت اجتماعی بهطور مستقیم با رفتارهای پرخطر رابطه دارد. سلامت اجتماعی جوانان سبب کاهش گرایش آنها به رفتارهای پرخطر است که این مسئله اهمیت سلامت اجتماعی در جامعه را نشان میدهد (رفخی اندر و همکاران، 1400). برخورداری از سلامت اجتماعی یعنی تأمین و حفظ سلامت روانی فرد و اجتماعی، به طوریکه فرد بتواند فعالیتهای روزمره خود را به خوبی انجام دهد، با خانواده و محیط اطراف خود ارتباط مناسب برقرار نماید و رفتار نامناسب از نظر فرهنگ و جامعه خود نداشته باشد و زمانی شخص واجد سلامت اجتماعی است که بتواند فعالیتها و نقشهای اجتماعی خود را در حد متعارف بروز و ظهور دهد و با جامعه و هنجارهای اجتماعی احساس پیوند و اتصال کند. بعد اجتماعی سلامت در برگیرنده سطوح مهارت های اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه بزرگتر است و در واقع زندگی سالم، محصول تعامل اجتماعی بین انتخاب های فردی از یک سو و محیطهای اقتصادی و اجتماعی احاطه کننده فرد از سویی دیگر است (کیخاونی، علیپور، صفاری نیا، 1399). بر اساس نظریه کورز[21] (2003) افراد تحصیل کرده در مقایسه با افراد کمسواد از لحاظ سلامت اجتماعی و روانی در وضعیت بهتری قرار میگیرند و دلیل ارتباط نزدیک تحصیلات با سلامت جسمی ـ روانی را در سه مقوله 1) شرایط اقتصادی و کاری، 2) منابع روانی و اجتماعی و 3) سبک های زندگی سالم و بهداشتی مطرح میکند. در نمونه تحقیق حاضر موتورسواران بر اساس یافتههای جمعیت شناختی (جدول 1) سطح سواد و امنیت شغلی و وضعیت تاهل مناسبی نداشتند بنابراین پایین بودن سلامت اجتماعی در آنها دور از انتظار نیست. از طرف دیگر بر اساس نظریه پیوستاری متغیرهایی که کنش (اقدام) را تحت تأثیر قرار میدهند مانند ادراک خطر و اثربخشی پیشبینی کنندگی آنها در یک معادله پی بینی ترکیب شدهاست. در این معادله، برای هر فرد یک ارزش عددی به دست میدهد و این ارزش عددی به عنوان احتمال اقدام فرد در نظر گرفته میشود. در این نظریهها هر فرد در طول یک پیوستار، احتمال اقدام قرار میگیرد. از آنجا که هر نظریه صرفاً یک معادله پیشبینی واحد دارد، شیوههای ترکیب متغیرها برای تحت تأثیر قرار دادن اقدام، احتمالاً برای همه یکسان است و بسیاری از نظریههای مشهور در حوزه سلامت نظیر نظریه عمل معقولانه، رفتار مدبرانه، مدل باور سلامت، انگیزش حفاظت و سودمندی مورد انتظار ذهنی در زمره نظریه های پیوستاری قرار دارند (صفاری نیا، 1400). بر اساس این نظریهها نیز افراد دارای سلامت اجتماعی پایین طبیعی است ادراک خطر و خودمراقبتی کمتری داشته باشند.
نتیجه سوم تحقیق حاضر این بود که بین سلامت اجتماعی و اعتیاد موتورسیکلت سواران، یک رابطه معکوس و معنادار وجود دارد. به طوریکه با کاهش میزان متغیر سلامت اجتماعی، ابتلا به اعتیاد افزایش مییابد و سلامت اجتماعی و ابعاد آن (شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی)، قادر به پیشبینی متغیر اعتیاد میباشد. پایین بودن سلامت اجتماعی یکی از مهمترین دلایل بروز آسیبهای اجتماعی در جوامع بوده و پژوهشهای بسیار زیادی موید رابطه مستقیم سلامت اجتماعی با بروز آسیبهای اجتماعی است (صفاری نیا، 1399). پژوهش حاضر در راستا و همسو با پژوهشهای شاکری و دبیری (1397)، خیزات و قادری (1400)، سعادتی (1399)، اومالی و جانسون[22] (2013) میباشد. همان طور که گفته شد نظریههای پیوستاری ارتباط معکوس بین رفتارهای سلامتی و سبک زندگی سالم و میزان سلامت اجتماعی را نشان دادهاند. بر اساس این نظریات افراد دارای سلامت اجتماعی پایین، سلامت بدنی و جسمانی پایینتری هم دارند و گرایش به رفتارهای مخرب و آسیبهای اجتماعی و بزهکاری بالاتری دارند. گراهام (2010) مطرح میکند که سلامتی فرد به عنوان یک موضوع مهم، نتیجه شرایط اقتصادی، اجتماعی است و افرادی که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی در شرایط بهتری قرار دارند، به دلیل توانایی و دسترسی بهتر به وضعیت مطلوبتری قرار می گیرند و در مقابل افرادی که به طبقات پایین جامعه تعلق دارند از سلامتی نامطلوب رنج می برند و به باور گراهام، عواملی که باعث میشود تغییرات در وضعیت اقتصادی، اجتماعی افراد بر سلامتی جسمی، روانی و اجتماعی موثر باشد در سه مقوله مادی، رفتاری و روانی اجتماعی قرار میگیرند. عوامل مادی شامل محیط فیزیکی، خانه، محله، محل کار به اضافه استانداردهای زندگی است که به وسیله درآمد تأمین میشود. عوامل رفتاری عبارتند از عادات و رفتارهای روزمره مرتبط با سلامتی که یک مسیر اقتصادی، اجتماعی قوی را نشان میدهد و این عادات شامل استعمال دخانیات، مشروبات الکلی، فعالیت های اوقات فراغت و رژیم غذایی است و عوامل روانی، اجتماعی بیشتر به برداشتهای فرد از وضعیت اجتماعی و مقایسه خود با دیگران از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و مشاهده زندگی افراد در یک جامعه نابرابر اطلاق میشود (صفاری نیا 1400). هوث[23] و ویلیامز[24] نیز عنوان کردند که افراد دارای پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و قومی نژادی محروم جامعه از سطوح پایین سلامت در جامعه برخوردارند. بنابراین پایینتر بودن سطح سلامت اجتماعی و سلامت بدنی در قشرموتورسواران (قشر فرودست اجتماع) قابل انتظار است که با افزایش اعتیاد، پایین تر بودن ادراک خطر و در نتیجه افزایش حوادث ترافیکی در آنها همراه است.
از آنجا که این پژوهش بر روی موتورسیکلت سواران مصرف کننده مواد انجام شد، نتایج آن قابل تعمیم به موتورسیکلت سواران سالم نمیباشد. ضمناً از آنجایی که مصرف کننده مواد در این پژوهش، مصرف کنندگان مواد محرک بودند، لذا نتایج این پژوهش قابل تعمیم به موتورسیکلت سواران مصرف کننده مرفین و الکل نمیباشد. در این پژوهش امکان کنترل کامل متغیر اعتیاد وجود نداشت و در حین انجام پرسشنامه اثر اعتیاد بر پاسخگویی ممکن بود موثر بودهباشد و توانایی شناختی وهوشی در درک سوالات و پاسخ دادن شرکتکنندگان به پرسش نامه را تحت شعاع قرار دادهباشد. پیشنهاد میشود این پژوهش بر روی افراد مصرف کننده الکل و مرفین نیز انجام شود و اثر متغیرهای مختلفی چون استفاده از تلفن همراه، سن و جنسیت و ... بر روی ادراک خطر موتورسیکلت سواران سنجیده شود. به علاوه سنجش نقش واسطهای متغیرهای دیگر نظیر اختلالهای شخصیتی و سایر اختلالهای بالینی در رابطه میان ادراک خطر و تخلفات رانندگی پیشنهاد میشود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد میشود نهادهای ذیربط، در قالب تشکیل کارگاههای آموزشی و وضع قوانین تازه، به کاهش تصادفات ترافیکی موتورسیکلت سواران کمک کنند. انجام غربالگری سلامت روانی و جسمانی قبل از اعطای گواهینامه موتور سیکلت در کاهش بروز حوادث ترافیکی میتواند پیشگیرانه باشد. .همچنین با توجه به اهمیت سلامت اجتماعی و تبعات پایین بودن آن در رفتارهای پرخطر، اهمیت توسعه این حوزه از علم میانرشته ای به حل و پیگیری از معضلات اجتماعی جامعه ما بسیار کمک کننده خواهد بود که باید مدنظر مدیریت اجرایی کشور باشد و نهادهای مربوطه با پژوهش های کاربردی امکان رسیدن به این مهم را در کشور فراهم کنند.
[1] . Drug abuser
[2] . sing chouhan
[3] . Ospina, Mateus, James, Lopez
[4] . Ferry
[5] .Arabako &Phatsaka
[6] . McDonalds
[7] . Wickens
[8] . Hashish
[9]. methamphetamine
[10]. Marijuana
[11] .Hollinsky and Fleurt
[12] . James Stevens
[13] . Drug Use Disorders Identification Test
[14] . Motorcycle riders’ behavior questionnaire
[15] . Elliott
[16]. Dopamine
[17]. Serotonin
[18]. Epinephrine
[19] .Hilde
[20] .Zhang
[21]. Kurz
[22]. Omalley & Johnston
[23] . Huth
[24]. Williams