مقایسه‌ی آموزش تئوری انتخاب به‌صورت کلاسیک و بر مبنای آموزه‏های اسلامی بر افزایش گذشت و رضایت زناشویی زنان متأهل

نویسنده

چکیده

مقدمه: هدف این پژوهش مقایسه‌ی اثربخشی آموزش تئوری انتخاب به شیوه‌ی کلاسیک با آموزش بر مبنای آموزه‏های اسلامی بر رضایت زناشویی و گذشت است.
روش: 60 نفر از زنان متأهل به روش نمونه‌گیری خوشه‏ای انتخاب شده و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (20n=) قرار داده شدند. پرسش‌نامه‏های رضایت زناشویی و گذشت به‌عنوان پیش‌آزمون برای سه گروه اجرا شد. سپس افراد گروه آزمایش اول در 8 جلسه آموزش تئوری انتخاب کلاسیک و افراد گروه دوم در 8 جلسه آموزش تئوری انتخاب اسلامی شرکت کردند. هر دو پرسش‌نامه به‌عنوان پس‌آزمون مجدداً برای همه اجرا شد. این نمرات با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از آزمون کوواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش تئوری انتخاب موجب افزایش رضایت زناشویی و گذشت شده است. همچنین بین دو گروه آزمایش نیز تفاوت معناداری وجود داشت به‌طوری‌که افزایش نمرات در گروه تئوری انتخاب اسلامی بیش از گروه کلاسیک بود.
نتیجه‌گیری: با استفاده از نتایج حاصل می‌توان نتیجه گرفت آموزش تئوری انتخاب اسلامی به‌طور مؤثری موجب افزایش رضایت زناشویی و گذشت می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparing of Classic Choice Theory Training with Islamic Choice Theory on Marital Satisfaction and Forgiveness between Marriage Women

چکیده [English]

Introduction: The main purpose of this research was to compare the effect of Classic Choice Theory training with Islamic Choice Theory training on marital satisfaction and forgiveness between marriage women.
Methods: 60 person from marriage women were selected by cluster sampling and divided into two experimental groups and control group (n=20). Marital Satisfaction and forgiveness Scales were conducted to collect basic level data. The participants of experimental group were attending in Classic Choice Theory (first group) and Islamic Choice Theory (second group) training protocol for 8 sessions. Both inventories were conducted again after training period for all.
Results: The results of post-tests were compared with basic level through covariance analysis. The results of covariance analysis showed a significant difference between two experimental groups with control group and increase of marital satisfaction and forgiveness. Also there is a significant difference between two experimental groups so as marital satisfaction and forgiveness increase in Islamic training more than classic training.
Conclusion: The implications of these results are discussed with respect to the utility of applying Islamic choice theory training for significantly increase of marital satisfaction and forgiveness.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic teaching
  • choice theory
  • forgiveness
  • marital satisfaction