نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبکهای دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 129-150
https://doi.org/10.22034/spr.2026.526783.2145
طناز فرخ زاد، فریده دوکانه ای فرد، جواد خلعتبری
چکیده مقدمه:با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی ایفای نقشهای شغلی و خانوادگی میتواند زمینهساز بروز تعارضات بینفردی و مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی بهعنوان یکی از پیامدهای مهم تعارض کار-خانواده و سبکهای دلبستگی ناایمن، میتواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهشهای انجامشده درباره روابط دوتایی این متغیرها، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در تبیین این روابط کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبکهای دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل انجام شد. روش:پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بود که از میان آنان 250 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت دادههای 225 نفر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار-خانواده نتمایر و همکاران (1996)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرمافزارهای SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن دارای اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود (β = -0.152، p < 0.05) . همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (β = -0.128، p < 0.05)و دلزدگی زناشویی (β = -0.189، p < 0.01) بود.علاوه بر این، تعارض کار–خانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.184، p < 0.01 ) و دلزدگی زناشویی(β = -0.173، p < 0.01 )بود . همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود(β = -0.173، p < 0.01 ) .نتایج بوتاسترپ نیز نشان داد اثرات غیرمستقیم سبکهای دلبستگی و تعارض کار–خانواده از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی معنادار است(p < 0.05 ). نتیجهگیری:یافتههای این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در مواجهه با تعارض میان نقشهای شغلی و خانوادگی، در صورت برخورداری از سبکهای دلبستگی ناایمن و استفاده از الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه و غیرمستقیم، بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و دلزدگی در روابط زناشویی قرار میگیرند. بنابراین، آموزش مهارتهای ارتباطی، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض میتواند در کاهش دلزدگی زناشویی زنان شاغل و بهبود کیفیت روابط زوجی مؤثر باشد.
پیشبینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگیهای شخصیت و ناگوییهیجانی زنان متأهل شهر تهران
دوره 12، شماره 48، زمستان 1401، صفحه 89-102
https://doi.org/10.22034/spr.2023.366981.1787
پریسا جمشاد، رحیم داوری
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگیهای شخصیت و ناگوییهیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنجگانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگوییهیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. دادههای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روانرنجوری و ناگوییهیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برونگرایی، گشودگی، توافقپذیری و باوجدانبودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روانرنجوری، توافقپذیری و ناگوییهیجانی قادر به پیشبینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجه گیری: طبق یافتههای پژوهش با کاهش روانرنجوری و ناگوییهیجانی و افزایش توافقپذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش مییابد و میتوان نتیجه گرفت که ویژگیهای شخصیت و ناگوییهیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.
ضر با هدف پیشبینی پرخاشگری ارتباطی پنهان براساس ویژگیهای شخصیت و ناگوییهیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت.
روش: روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگوییهیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روانرنجوری و ناگوییهیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برونگرایی، گشودگی، توافقپذیری و باوجدانبودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روانرنجوری، توافقپذیری و ناگوییهیجانی قادر به پیشبینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود.
نتیجهگیری: طبق یافته های پژوهش با کاهش روانرنجوری و ناگوییهیجانی و افزایش توافقپذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می یابد و میتوان نتیجه گرفت که ویژگیهای شخصیت و ناگوییهیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.