رابطه فردگرایی با تأثیرات زیست محیطی مصرف در بین شهروندان ارومیه‌ای

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحدارومیه، دانشگاه آزاد اسالمی، ارومیه، ایران

2 گروه جامعه شناسی، دانشکده حقوق و علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 دانشجوی مقطع دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه تبریز ، تبریز، ایران

چکیده

مقدمه: توسعه­ی پایدار چالش بزرگی برای جوامع در حال توسعه است، چرا که شهروندان آن‌ها با سبک­های زندگی مصرفی، فراتر از ظرفیت زیست ‌محیطی­شان از منابع طبیعی استفاده می­کنند. چنین تأثیری که از آن تحت عنوان «ردپای اکولوژیک» یاد می‌شود، در کنار عوامل دیگر، تحت تأثیر عوامل ارزشی و نگرشی مانند فردگرایی، مادی‌گرایی و مصرف‌گرایی است.
روش: روش تحقیق مورد استفاده در پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه­ آماری پژوهش شهروندان 15-65 سال شهر ارومیه بوده که از میان آنها 516 نفر با استفاده از نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته­اند. جهت جمع­آوری اطلاعات از پرسشنامه­های ردپای اکولوژیک ترنر (2013)، مادی‌گرایی ریشینس (2004)، مصرف‌گرایی بیبین (1994) و فردگرایی استفاده شد.
یافته­ها: داده‌ها با استفاده از آزمون‌های مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که متغیرهای فردگرایی (بصورت غیر مستقیم از طریق مصرف­گرایی و مادی­گرایی) و مادی­گرایی (بصورت مستقیم)، اثری مثبت و معنی­دار (در سطح معنی­داری کمتر از 01/0) بر میزان ردپای اکولوژیک مصرف در بین شهروندان ارومیه­ای دارند. بر اساس نتایج حاصل از برازش مدل مسیر، متغیرهای مستقل تحقیق حدود 20 درصد از تغییرات ردپای اکولوژیک را تبیین کردند.
نتیجه­گیری: جهت‌گیری­های ارزشی فردگرایانه و مادی‌گرایانه از عوامل اصلی مؤثر بر ردپای اکولوژیک شهروندان است و ضروری است، جهت کاستن اندازه ردپا، مداخلات رسمی و غیررسمی آموزشی و فرهنگ‌سازی در دستور کار مسئولین امر قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship between Individualism and Consumption's Environmental Impact among Urmia Citizens

نویسندگان [English]

  • Hossein Honarvar 1
  • Tavakoll Aghayari Hir 2
  • Mohammad Bagher Alizaddeh Aghdam 2
  • Ebrahim Mohammadpour Mohammadpour 3
1 Department of Psychology, Urmia Branch, Islamic Azad University, Urmia, Iran
2 Department of Sociology, Faculty of Law & Social Siences, University of Tabriz. Tabriz, Iran.
3 PhD. candidate of Sociology, Tabriz University, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

Introduction: Sustainable development is the main concern for all developing societies, which are exploiting the natural resources beyond their environmental capacity, concerning their citizens’ consumer lifestyle. Such an impact, which is known as Ecological Footprint, besides other factors, is under the influence of value orientation and attitudinal factors such as individualism and materialism.
 
Method: Present study employed a descriptive and correlational research design. The statistical population consisted of all 15-65 years old citizens of Urmia which 516 of whom were selected by the use of cluster sampling technique, as the study sample. Ecological Footprint Questionnaire (Turner, 2013), Materialism Questionaire (Richins, 2004), Consumerism Questionnaire (Babin, 1994), and Individualism Questionnaire were used to collect data.
Finding: Data were analyzed using structural equation modeling tests. Results showed that individualism (indirectly through consumerism and materialism) and materialism (directly), have positive and significant effects (meaningful level of less than 0. 01) on the ecological footprint of consumption among citizens of Urmia. According to the results of the fitted path model, independent variables could explain around 20 percent of variations in ecological footprint.
Conclusion:  Individualistic and materialistic value orientations could be realized as main determinants of ecological footprint among citizens, which formal and non-formal cultural and educational interventions are needed to be employed by administrational entities to control them.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ecological Footprint
  • Individualism
  • Consumerism
  • materialism

در طول چند دهه گذشته، ارتباط بین انسان و طبیعت به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه قرار گرفته است. زیرا به نظر می‌رسد منابع طبیعی سریع‌تر از زمانی که برای بازیابی لازم دارند، توسط انسان مصرف و تخریب می‌شود و به دلیل رفتارهای نادرست و غیراخلاقی انسان‌، مشکلات زیست ‌محیطی فراوانی به وجود آمده است. در این راستا، طرفداران محیط ‌زیست بیان می‌کنند که برای حل مسائل زیست‌ محیطی، باید از علوم فیزیکی و اکولوژیکی به سوی علوم رفتاری و اخلاقی و الگوهای روانشناسی- اجتماعی حرکت کرد، زیرا به نظر می‌رسد این علوم، پتانسیل خوبی برای توسعه راه‌های بهبود محیط زیست داشته باشند (منتی‌زاده و کریمی گوغری، 1395).  

در این راستا باید اذعان داشت که شهرها به عنوان یکی از واحدهای اساسی­ جامعۀ انسانی، ضمن داشتن ویژگی‌های اجتماعی و روانشناختی اختصاصی خود، بر اساس گردش جریان انرژی/ منابع طبیعی-کالا سازمان­دهی شده­اند. البته خود این جریان به شدت تحت تاثیر روحیات و خلقیات شهری و مصرفی شده امروز شکل گرفته و تداوم دارد می‌یابد. به این حال، این جریان شاید مهم­ترین محرک فعالیت­های تولیدی- مصرفی شهرها محسوب ­شود که باعث ایجاد تضاد میان افزایش نیازهای اقتصادی-اجتماعی از یک سو و کاهش ظرفیت زیست‌ محیطی[1] از سوی دیگر شده است (لو، گورسوی و دل چیاپا[2]، 2016)، به نحوی که بر اساس شواهد موجود، جامعه­ی جهانی با شرایط فعلی برای تأمین کالاهای مورد نیاز انسان ها در طولانی مدت دست کم به 6/1 کره­ی زمین نیاز خواهد داشت (شبکۀ ردپای جهانی[3]، 2016). به رغم بهبود و ارتقاء سطح بهره­وری از منابع طبیعی و مدیریت پسماندها و مواد زائد خطرناک برای محیط زیست، هنوز تقاضای انسان ها برای مصرف، هر روز بیشتر و بیشتر می­شود (هوباسک، گوان، بارت و ویدمن[4]، 2009) و عملا فهم رفتار ساکنان شهرهای بزرگ امروزین به عنوان مسبب اصلی این تقاضا، بدون ارجاع به سنگ بسترهای ارزشی، نگرشی و روانشناختی آنها عملا ممکن و میسر نخواهد بود. در این راستا توجه به سلامت شهری به عنوان یکی از اهداف سازمان بهداشت جهانی و سند چشم‌انداز 1404 در ارتقا‌ء سلامت اجتماعی و اهمیت فراهم‌سازی شرایط مناسب برای شهروندان می‌باشد. فلذا تدوین و اجرای سیاست‌های اجتماعی منجر به حفاظت و بهره‌برداری پایدار از محیط زیست، خدمات و رفاه اجتماعی و سلامت روان شهروندان خواهد شد (کیخاونی، صفاری‌نپا، علی‌پور و  فرزاد، 1399).

زیاده‌خواهی بشر، چه دانسته و چه نادانسته، در مقیاس جهانی، محیط زیست انسانی را وارد شرایط بسیار بحرانی کرده، به نحوی که مصرف اقتصادی- اجتماعی بشر امروز خود را به سطحی بسیار فراتر از توان تحمل اکولوژیکی زمین رسانده است (وینزتل، استین اولسن، هرتویچ، بوروکه و گالی[5]، 2014). بنابراین، ضرورت حفظ تعادل بین توسعه­ی شهری و پایداری زیست محیطی نیازمند درک بهتر هم نیازهای اقتصادی- اجتماعی و هم سرمایه­های طبیعی جهت تداوم ارائه خدمات زیست محیطی توسط زیست بوم بشری است (لو و همکاران، 2016). که به نوبه خود مدیریت این مساله جهانی، نیازمند اقدامات و ارائه راه­حل­های جهانی (آری و ساری[6]، 2017؛ لی، ژائو و یو[7]، 2019) هم در سطح تجارب فردی و هم در سطوح میانی و کلان است. برای درک بهتر این موضوع به یک‌سری از شاخص­های پایداری زیست محیطی نیازمندیم که ضمن تشخیص نشانه­ها یا علائم هشدار دهنده در زمینۀ محیط زیست، میزان تأثیر انسان بر محیط زیست را نیز اندازه­گیری کند که شاخص ردپای اکولوژیک[8] یکی از اخیرترین و قابل اعتناترین این شاخص‌های است.

مفهوم رد پای اکولوژیک برای نخستین بار به وسیله ریس[9] و واکرناگل[10] در اوایل دهه 90 و در دانشگاه بریتیش کلمبیا مطرح شد. این دو در اثر مهم خود با عنوان «ردپای اکولوژیک ما- کاهش اثر انسان بر زمین» در سال 1996 به بسط و گسترش این مفهوم پرداخته و آن را به عنوان یک شاخص مهم در زمینه سنجش پایداری در سطوح مختلف بین‌المللی، ملی منطقه‌ای و شهری مطرح کردند (حبیبی، قادری، اسدی، و رحیمی کاکه‌جوب، 1397). ایده اولیه این مفهوم این است که هر فرد، فرآیند، فعالیت و منطقه‌ای از کره زمین نوعی ارتباط با زمین دارد که این ارتباط از طریق استفاده از منابع، تولید مواد زائد و استفاده از خدمات تولید شده توسط طبیعت است (اسماعیل‌زاده، براری، رحمتی و کلانتری، 1395). بعبارت ساده­تر، ردپای اکولوژیک میزان فشاری را که از سوی انسان ها یا جامعه­ی انسانی بر محیط زیست تحمیل می­شود را از طریق پیوند دادن مصارف اقتصادی- اجتماعی با زمین در دسترس، اندازه­گیری می­کند (وانگ، چو و لی[11]، 2012).

تأثیرات زیست محیطی یک جمعیت و افراد آن مانند هر تجربۀ بشری دیگر، می‌تواند از ابعاد مختلف، تحت تأثیر بسیاری از عوامل در سطوح مختلف باشد. در این میان، می­توان از تاثیرگذاری برخی متغیرهای روانشناختی اجتماعی مانند؛ فردگرایی[12]، مصرف­گرایی[13] و مادی­گرایی[14]، به عنوان سه عامل اصلی موثر بر ردپای اکولوژیک صحبت کرد. در این راستا، نتایج مطالعات و تحقیقات انجام گرفته در داخل و خارج از کشور، نشان می‌دهند که بین ویژگی‌های ارزشی و نگرشی شامل؛ فردگرایی، مادی‌گرایی و مصرف­گرایی در میان انسان‌ها و تاثیر­گذاری آن‌ها بر محیط زیست رابطه معنی­داری وجود دارد (اندرسون و ناسن[15]، 2016؛ لو و چن[16]، 2017؛ کیلبورن و پیکت[17]، 2008؛ عبدالهی، حسینیان، کربلایی، کشاورزی و نجفی، 2017).

با حفظ روند روبه‌رشد جمعیت در سال‌های آتی در سطح دنیا، انتظار می­رود که جمعیت جهان در سال 2050 میلادی به بالای 9 میلیارد نفر برسد. این وضعیت در کنار افزایش مصرف­گرایی و سبک‌زندگی مصرفی و بالا رفتن سطح سرانه رفاه و برخورداری‌های اقتصادی و مادی، محیط‌ زیست را جهت تأمین منابع مورد نیاز بشر تحت فشار قرار خواهد داد (سازمان همکاری اقتصادی و توسعه[18]، 2008). بر اساس محاسبات شبکۀ ردپای جهانی، با توجه به اینکه در سال 2017 جمعیت جهان از مرز 7 میلیارد نفر عبور کرده است، انسان­ها­ در کمتر از 8  ماه، سرانه بودجه­ی زیست محیطی خود را به اتمام می­رسانند و در باقی هر سال، برای جبران کمبود اکولوژیک به منابع محلی و خارجی فشار می­آورند و در واقع منابعی که باید در اختیار نسل‌های بعدی قرار می‌گرفت را به مصرف می‌رسانند. بر اساس گزارش مذکور، روند تحولات مربوط به میزان ردپای اکولوژیک و ظرفیت زیستی برای ایران نشان می­­دهد که ضمن با ثباتی نسبی ظرفیت زیست محیطی در کشور، میزان ردپای اکولوژیک آن از سال 1990 میلادی به این طرف افزایش چشم­گیری داشته است (شبکه ردپای جهانی، 2016). در جامعه مورد مطالعه، یعنی شهر ارومیه نیز، میزان تولید زباله در روزهای عادی سال به حدود 450 تن بالغ می شود. سرانۀ تولید زباله در روز به ازای هر نفر در شهر ارومیه به طور متوسط 650 تا 750 گرم می‌باشد که نسبت به شهرهای اروپایی این مقدار، 3 برابر بیشتر است (شهرداری ارومیه، 1395). شرایط خاص شهر ارومیه به عنوان یکی از مراکز استانی بزرگ شمال­غرب کشور، مانند؛ افزایش جمعیت ناشی از رشد طبیعی و نیز جذب مهاجرین از شهرهای اطراف؛  محدودیت­های طبیعی عمده در تأمین منابع مورد نیاز جمعیت مسکون؛ داشتن برخی نمونه­های عینی مخاطرات زیست محیطی مانند خشک شدن دریاچه ارومیه، که بر اساس گزارشات در اثر تغییر اقلیم، دخالت انسان­ها در محیط زیست و متعاقب آن کاهش بارش‌ها طی 10 سال اخیر رخ داده است  و همچنین دارا بودن بیش‌ترین میزان وسایل نقلیه نسبت به جمعیت در این شهر بعد از شهر تهران (خبرگزاری ایرنا، 1398) و ورود ریزگردها از کشورهای مجاور، این شهر را به مورد مناسبی برای مطالعۀ مباحث زیست محیطی، از جمله ردپای اکولوژیک مصرف، تبدیل کرده است.

در جوامع امروزی، تضاد میان دنبال کردن منافع فردی، موفقیت­های مالی، مصرف­گرایی و حمایت از رفتارهای زیست ‌محیطی به یک موضوع عادی تبدیل شده است. اولویت یافتن رشد اقتصادی و در نتیجه آن، ارزش­های اقتصادی و مادی، فشار قابل توجه و غیرقابل تحملی را به سیاره­ی زمین وارد کرده است. یکی از عواملی که زمینۀ چنین اتفاقاتی را فراهم آورده، گسترش مدرنیته و تغییرات همراه آن، از جمله رواج فردگرایی در بین افراد جامعه می‌باشد. فردگرایی به عنوان یکی از ابعاد شش­گانه­ی فرهنگ در تقسیم­بندی هافستد[19] از فرهنگ ملل مختلف، به عنوان یک جهت‌گیری ارزشی/ فرهنگی، تفاوت­های رفتاری افراد/ ملل مختلف را در زمینۀ گرایشات اجتماعی و اقتصادی مختلف بیان می­کند (سوارس، فرهنگ‌مهر و شهام[20]، 2007). در عین حال، تحقیقات معدودی در داخل کشور، ارتباط بین جهتگیری­های ارزشی و نگرشی نظیر؛ فردگرایی و رفتارهای زیست محیطی، به ویژه ردپای اکولوژیک مصرف، را بررسی کرده‌اند. تحقیقات جدید در این حوزه نشان می­دهد نه تنها فردگرایی تاثیرات مستقیم بر رفتارهای زیست محیطی می‌تواند داشته باشد، بلکه به طور غیرمستقیم از کانال یک‌سری متغیرهای میانجی نظیر مادی‌گرایی و مصرف‌گرایی نیز می‌تواند با نگرش‌ها و رفتارهای زیست محیطی در رابطه قرار گیرد (بالو، گلدبرگ، روزنتال، کاتلر و لیزروویتس[21]، 2019؛ کلارک و مایکن[22]، 2002).

بطور کلی می‌توان برای فردگرایی دوسویه‌ی مثبت و منفی در نظر گرفت، سویه‌ی مثبت آن متناظر با خودبسندگی، خودمرجعی، مسئولیت‌پذیری و سویه‌ی منفی آن تداعی کننده انزوا، خودشیفتگی و خودخواهی است که مخل نظم و توسعه روانشاختی- اجتماعی به شمار می‌رود (سپاه‌منصور، صفاری‌نیا و صفاری‌نیا، 1399؛ کعبه، خاقانی‌فرد و حکمی، 1396). در جوامع فردگرا، افراد بر عکس جمع­گرا که هویت خودشان را از خانواده یا اجتماع می­گیرند. انگیزه‌ها، اهداف و خواسته‌های شخصی را در اولویت قرار می‌دهند. بعبارت دیگر، آن‌ها در ساختن هویت/ هویت­ها برای خودشان آزاد هستند. زمانی­­که افراد فردگرا در مورد نقش و موقعیت اجتماعی خودشان در جامعه حس عدم اطمینان و ناخشنودی داشته باشند، آن‌ها از طریق روی آوردن به مادیات و مصرف کالاهای مادی به دنبال اعتبار بخشیدن به موقعیت خودشان در جامعه خواهند بود (کلارک و مایکن، 2002؛ راس و هان[23]، 2017). به عبارت دیگر، در جوامع فردگرا، اعتقاد افراد بر این است که جامعه به شدت سلسله مراتبی است و در این حالت برای نشان دادن موفقیت­های فردی و هویت برتر خود به دیگران، مصرف کالاهای مادی و مادی­گرایی می­تواند به نمادی برای موفقیت­های فردی تبدیل شود (گاربارینو، سوتر و لی[24]، 2014).

سوادن، امسد و پونز[25] (2011) در رابطه با تاثیر فردگرایی بر مصرف­گرایی معتقدند که در کشورهای دارای ارزش­های فردگرایانه، مصرف­گرایی و روی آوردن به مصرف متظاهرانه، توسط انگیزه­های مادی‌گرایی و افزایش حس اعتماد به نفس (کاذب) از سوی مصرف کنندگان، تقویت می‌شود. در چنین جوامعی مصرف‌کنندگان در جهت ارتقاء وضعیت اجتماعی و بهبود تصور از خود، مشتاقانه به سمت مصرف­گرایی[26] می­روند. در جوامع فردگرا بر خلاف جوامع جمع­گرا -که در آن روابط بین فردی ارجحیت دارد- به موفقیت­های فردی اهمیت بیشتری داده می­شود (سودان و همکاران، 2011). در این رابطه بودریار[27] در کتاب نظام اشیاء (1968) بیان می‌کند که مصرف را باید به عنوان روندی تلقی کرد که در آن خریدار یک قلم کالا از طریق به نمایش گذاشتن کالای خریداری شده، به طور فعال مشغول تلاش برای خلق و حفظ نوعی حس هویت است، به عبارتی دیگر، مردم حس چه کسی بودن را، از طریق آنچه مصرف می‌کنند، تولید می­کنند (به نقل از باکاک، 1381: 101). زندگی در جامعه­ی مصرفی، همواره آسیب­های شدیدی نیز به دنبال دارد. توسعه­ی صنعتی، پیشرفت­های فنی و ساختارهای مصرف در جامعه، تخریب محیط ‌زیست را در پی دارد. به اعتقاد او تخریب محیط زیست، آلودگی آب و هوا از عوارض و خطرات جامعه­ی مصرفی محسوب می­شود و این باعث می­شود تا جامعه (به سبب ناتوانی در کنترل شرایط و یا تطبیق دادن خود با شرایط) خود را ببلعد (بودریار، 1394: 42-38). به اعتقاد کهیل[28]، جوامع مصرف­گرا در جهت رسیدن به منافع خودشان، بصورت پیوسته در حال ضربه زدن به منابع محیط زیست و تخریب آن هستند (کهیل، 2002: 9). همچنین تحقیقات نشان داده است جوامعی که شهروندان آن از ارزش­های مادی­گرایی و مصرف­گرایی بالایی برخوردارند، در آن جامعه تولید گازهای گلخانه­ای بیشتر است (کیسر[29]، 2011).

سینها و ورما[30] (1987)، فردگرایی را ترویج دهنده رابطه قراردادی مبتنی بر اصول تبادل تعریف می­کنند که در این اصول کنش‌گران قبل از درگیر شدن در یک رفتار، ابتدا سود و زیان آن را می­سنجند و همچنین بر منافع فوری در رابطه با هزینه­ها و نیازهای خود تاکید می­کنند. ولی در جمع­گرایی افراد به منافع گروهی اهمیت بیشتری می­دهند و بر منافع جمعی تاکید کرده و همیشه نتایج رفتارهایشان و تاثیر آن­ها بر دیگران را مورد توجه قرار می­دهند. در جمع­گرایی بر خلاف فردگرایی، افراد منابع کمیاب را به اشتراک می­گذارند. به اعتقاد آنها این توضیحات، این ایده را که رفتارهای زیست محیطی می­توانند از جهت­گیری­های ارزشی و نگرشی (فردگرایی/ جمع­گرایی) سرچشمه بگیرند را منطقی جلوه می­دهد (مک­کارتی و مایکن، 2001).

به اعتقاد مک­کارتی و مایکن (2001)، افرادی که دارای ویژگی­های فردگرایانه هستند، به رفتارهای زیست محیطی (مانند بازیافت)، به عنوان هزینه در برابر منافع آنی می­نگرند و بعید است که چنین رفتارهایی را از خود بروز دهند. بر این اساس کسانی که جهت­گیری فردی دارند به احتمال زیاد کمک کردن به محیط زیست (کاهش تخریب محیط زیست، مصرف فایده­گرا و بازیافت) را مقرون به صرفه برای منافع فوری فردی­شان نمی­دانند. به عبارت دیگر، آن­ها به­طور یقین درک مسئله کمک به محیط زیست را کمک به اهداف شخصی خود نمی­دانند و آن را در مقابل اهداف خود خواهند دید. در مقابل افرادی که جمع­گرا هستند نسبت به اعضا و اهداف جمعی احساس وظیفه و مسئولیت دارند. چون در جمع­گرایی به تاثیر کنش­های انسانی بر جامعه و نسل­های آتی اهمیت داده می­شود، به رفتارها و اقدامات زیست محیطی جهت حفاظت از آن، اهمیت بیشتری می­دهند (مک­کارتی و مایکن، 2001).

بر اساس ادبیات موجود، عوامل روانشناسانه اجتماعی مانند؛ مادی‌گرایی و مصرف‌گرایی، می‌توانند در رابطه بین فردگرایی و رفتارهای زیست محیطی، به عنوان عوامل میانجی، وارد شوند. به اعتقاد ریشینز، مک کیج و نجار[31] (1992)، یکی از نتایج منفی مادی­گرایی و متعاقب آن مصرف­گرایی، هزینه­های زیست محیطی ناشی از مصرف بیش از اندازه است. مصرف­گرایی و مصرف بیش از حد، توانایی سیاره­ی زمین را در پاسخگویی به خواسته­های مصرف تمام ساکنان سیاره زمین را کاهش داده است. آنها گزارش کردند که افرادی که مادی­گرا هستند، تعهد کمتری به انجام کنش­های سازگار با محیط زیست (مانند بازیافت زباله­ها) دارند (ریشینس و همکاران، 1992). همچنین به اعتقاد مائو، پاکیزه، چونگ و ریس[32] (2009)، ارزش‌های مادی­گرایانه می­توانند اهمیت و جایگاه ارزش­های عام گرایی یا جهان شمول[33] (مانند حفظ محیط زیست) را در میان افراد کاهش دهند و در مقابل جایگاه و اهمیت ارزش­هایی که در برابر حفظ محیط زیست هستند، مانند قدرت[34] و دستیابی[35] را تحکیم کند. در حقیقت، ارزش­های مادی­گرایانه می­توانند در نگرش و رفتار افراد نفوذ کرده و تاثیرات منفی و مخربی در زمینه محیط ‌زیست بوجود آورند. به اعتقاد آن‌ها این کار از طریق کاهش گرایشات اجتماعی به سمت منافع جمعی و تاکید بر منافع آنی و فردی اتفاق می­افتد (مائو و همکاران، 2009).

رستگار خالد، مشکینی و صالحی (1396) در تحقیقی با عنوان "بررسی رابطه جهت‌گیری ارزشی با شهروندی زیست محیطی در بین شهروندان مناطق 19، 11 و 3 شهر تهران به این نتیجه رسیدند که بین فردگرایی و جمع­گرایی افقی با شهروندی زیست محیطی رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد ولی بین جمع­گرایی و فردگرایی عمودی با شهروندی زیست محیطی رابطه معنی­داری وجود ندارد. نتایج تحقیق احمدیان و حقیقتیان (1395) با عنوان "تحلیل جامعه­شناختی نقش عوامل فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی شهری شهروندان کرمانشاهی" بیانگر این‌ است که میانگین رفتارهای زیست محیطی شهروندان متوسط رو به بالا است و بین متغیرهای ارزش، باور و آگاهی‌های زیست‌ محیطی با رفتارهای زیست ‌محیطی رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج پژوهش شیانگ، ژانگ، گنگ، ژو و وو[36] (2019) نشان داد که افرادی که دارای جهت­گیری ارزشی فردگرایانه هستند در مقایسه با افرادی که دارای جهت‌گیری ارزشی جمع­گرایانه هستند، کمتر رفتارهای سازگار و همسو با محیط زیست دارند. نتایج تحقیق سودان و همکاران (2011)، حاکی از آن است که میزان مصرف متظاهرانه در جوامع فردگرا نسبت به جوامع جمع­گرا بالاتر است و این‌که علت اصلی گرایش افراد به سمت مصرف متظاهرانه، بهبود وضعیت اجتماعی و تصور از خود می­باشد.

طبق یافته­های ژو و ایمورا[37] (2011) کاهش مصرف­گرایی به عنوان یک راه حل منطقی در کاهش ردپای اکولوژیک موثر است. همچنین آن­ها پیشنهاد کردند که برای کاهش ردپای اکولوژیک، باید رفتارهای مصرفی انسان­ها باهم هماهنگ باشند و باید به مردم از طریق اطلاع‌رسانی و دادن آگاهی در مورد عواقب و نتایج زیست محیطی مصرف‌گرایی، به آن­ها در انتخاب سبک زندگی صحیح کمک کرد.

براساس مطالب گفته شده، مقاله حاضر با هدف برآورد میزان ردپای اکولوژیک مصرف در شهر ارومیه و بررسی تاثیر فردگرایی بر آن انجام شده است. با توجه به ادبیات پژوهشی تحقیق، متغیرهای مادی‌گرایی و مصرف­گرایی نیز به عنوان متغیرهای مداخله‌گر در تحلیل‌ها وارد شده‌اند. همچنین پیشینه تجربی موجود، مدل نظری تحقیق به صورت شکل شماره 1 تنظیم شده است.

 

 

شکل1. مدل نظری تحقیق

 

روش

روش مورد استفاده در تحقیق حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است.  محقق با گردآوری داده‌های لازم از طریق پرسشنامه، تاثیرات علی متغیرهای فردگرایی، به عنوان متغیر اصلی، و مصرف‌گرایی و مادی‌گرایی به عنوان متغیرهای میانجی، را بر میزان ردپای اکولوژیک بررسی کرده است.  همچنین تحقیق حاضر جزو تحقیقات کاربردی بوده و از این حیث یافته­های تحقیق برای کسب اطلاع از عوامل موثر بر ردپای اکولوژیک و ارائه راهکارهای مناسب برای کاستن از آن راه‌گشا خواهد بود.

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی شهروندان 65-15 سال شهر ارومیه  به تعداد 476445 نفر بر اساس سرشماری سال 1390 می­باشد که از این تعداد 516 نفر بر اساس فرمول نمونه­گیری کوکران تعیین و به روش نمونه‌گیری خوشه­ای، برای مطالعه انتخاب شده­اند. در ادامه به تعریف متغیرهای تحقیق پرداخته می­شود.

ابزارهای پژوهش

الف) پرسشنامه ردپای اکولوژیک: در تحقیق حاضر برای اندازه­گیری متغیر ردپای اکولوژیک در ابعاد مختلف آن از مقیاس "رد پای اکولوژیک من چه اندازه است؟"[38] (ترنر[39]، 2013) استفاده شده است که در پاره­ای موارد محتوای گویه­ها با توجه به متن مورد مطالعه تعدیل شده­اند. مطابق با این پرسشنامه، ردپای اکولوژیک در 7 بعد شامل؛ مصرف آب، مصرف غذا، مصرف انرژی، حمل‌و‌نقل، مصرف کالا، مسکن و مصرف لباس مورد سنجش قرار گرفته است. [40]. همچنین مطابق با تحقیق ترنر (2013) با توجه به اینکه گویه­های مربوط به ردپای اکولوژیک به شکل عینی در زمینه کم و کیف مصرف موارد مذکور طراحی شده‌اند، نیازی به ارزیابی پایایی در این مورد نبوده است.

ب) پرسشنامه فردگرایی: این متغیر در تحقیق حاضر با استفاده از گویه­هایی نظیر؛ دور از فامیل زندگی کردن، سرتر از بقیه بودن، لذت بردن از رقابت، خود را متفاوت از دیگران دانستن، تک و متفاوت بودن، مسئولیت پذیر بودن (گویه منفی)، انجام دادن کارها به تنهایی، برطرف کردن نیازهای شخصی، به خود متکی بودن و توجه کردن به نصیحت­های دیگران (گویه منفی) مورد سنجش قرار گرفته است. برای سنجش اعتبار پرسشنامه حاضر، از روش اعتبار محتوایی (از نوع صوری) استفاده شده است، به این نحو که تلاش شده است معرف­های تهیه شده، بر اساس نظر کارشناسان در دسترس، سازه‌های مورد بررسی را در حد قابل قبولی پوشش دهند. همچنین، پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، برابر 79/0 است که در تحقیق حسین‌زاده، محمودی و ممبینی (1392) نیز پایایی این متغیر با آلفای کرونباخ بالای 75/0 تایید گردیده بود. روش نمره­گذاری پرسشنامه بدین صورت است که سوال­ها روی مقیاس لیکرت 6 درجه­ای کاملا مخالفم (1) تا کاملا موافقم (6) انجام می­شود.

ج) پرسشنامه مادی‌گرایی: در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر مادی‌گرایی، از پرسشنامه‌ مادی‌گرایی ریشینس (2004) استفاده شده است. پرسشنامه مادی‌گرایی در 3 بعد شامل؛ بعد موفقیت (با 4 سوال)، بعد محوریت (با 4 سوال) و بعد شادی (با 4 سوال) با مقیاس 6 گزینه­ای و در قالب طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است. ریشینس (2004) پایایی این ابزار را در دامنه 90/0 تا 85/0 برای زیرمقیاس­ها گزارش نمودند. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، برابر 83/0 است.

د) پرسشنامه مصرف­گرایی: در تحقیق حاضر برای سنجش متغیر مصرف­گرایی از  پرسشنامه مربوط به مصرف­گرایی (ایستمن، گلداسمیت و فلین[41]، 1999) استفاده شده است. مصرف­گرایی در 3 بعد شامل؛ بعد مصرف لذت­بخش (با 8 سوال)، مصرف جایگاه اجتماعی (با 5 سوال) و بعد مصرف متظاهرانه (با 4 سوال) با مقیاس 6 گزینه­ای و در قالب طیف لیکرت 6 گزینه ای (کاملا مخالفم (1) و کاملا موافقم (6) مورد سنجش قرار گرفته است. ایستمن و همکاران (1999) پایایی این پرسشنامه را در دامنه 89/0 تا 81/0 برای زیر مقیاس­ها گزارش نمودند. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ، برابر با 84/0 است.

در پژوهش حاضرارزیابی و بررسی شکل توزیع مقادیر متغیرهای تحقیق نیز نشان می­دهد این متغیرها عمدتا از توزیع به نسبت نرمالی برخوردارند[42]. همچنین داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده­های گردآوری شده بر طبق سطوح اندازه­گیری متغیرهای تحقیق از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و از آمار استنباطی (مدل معادلات ساختاری) استفاده شده است.

یافته‌ها

در این بخش یافته‌ها در قالب توصیف نمونه و متغیرها، ارزیابی تاثیرات چندگانه متغیرها (در قالب مدل معادلات ساختاری و محاسبه­ی اثرات، مستقیم، غیر مستقیم و کل) ارائه شده است. جدول شماره 1 اطلاعات توصیفی متغیرها را ارائه کرده است:

 

جدول 1. آماره‌های توصیفی متغیر­های تحقیق

متغیر

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

مادی‌گرایی

موفقیت

1

6

93/3

10/1

محوریت

99/2

87/0

شادی

95/3

02/1

شاخص کل

62/3

73/0

مصرف‌گرایی

لذت بخش

1

6

18/4

98/0

جایگاه اجتماعی

07/4

05/1

متظاهرانه

87/3

24/1

شاخص کل

04/4

92/0

فردگرایی

شاخص کل

1

6

47/4

66/0

ردپای اکولوژیک

(برحسب هکتار)

آب

34/0

11/3

46/1

59/0

غذا

9/0

80/35

64/8

58/6

انرژی

36/0-

41/3

40/1

76/0

حمل و نقل

25/0-

50/8

89/3

13/2

مسکن

40/0-

20/5

87/0

41/1

لباس

25/0-

70/3

93/1

89/0

کالا

30/1-

35/2

18/0

75/0

شاخص کل

76/2

70/59

30/18

74/8

 

ملاحظه نیمرخ جمعیتی پاسخگویان نشان می دهد که 8/51 درصد از  پاسخگویان مرد، حدود 2/57 درصد متاهل و 9/79 درصد متولد مناطق شهری بوده و میانگین سنی آنها 26/32 سال برآورد شده است.

 آماره­های توصیفی مربوط به متغیرهای میزان ردپای اکولوژیک، مادی‌گرایی و مصرف گرایی (جدول 1) نشان می­دهد که مقدار میانگین بدست آمده برای متغیرهای مادی‌گرایی (62/3) و مصرف­گرایی (04/4) بالاتر از مقدار وسط طیف مربوطه می­باشد. این مقدار از میانگین نشان دهنده بالا بودن میزان مادی‌گرایی و مصرف­گرایی در بین شهروندان ارومیه­ای است و میانگین متغیر ردپای اکولوژیک به هکتار[43] برای پاسخگویان 48/18 بدست آمده است. بررسی مقادیر مربوط به مولفه­های سازنده­ی متغیر وابسته نشان می­دهد شهروندان ارومیه در مصرف غذا و حمل و نقل دارای میانگین بالاتر و ردپای اکولوژیک بزرگتری نسبت به سایر مولفه‌های تشکیل‌دهنده ردپای اکولوژیک هستند. تحلیل‌های چندمتغیره رد پای اکولوژیک با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شده است. بنابر اطلاعات حاصل از مدل نهایی برازش داده شده (مدل 1)، در بخش مدل اندازه­گیری مدل معادلات ساختاری، روابط هر عامل با معرف‌های مربوط به آنها بررسی می­شود. بر اساس نتیجه این بررسی­ها، بارهای عاملی مربوط به گویه­های عموم شاخص­ها 4/0 یا بالاتر (قابل قبول) بوده و همچنین پایایی مرکب[44] عمومی شاخص­ها بالای 6/0 و در سطح قابل قبول در تحقیقات اجتماعی می­باشد، که عملا بار دیگر، تاییدی بر پایایی سنجه‌های مورد استفاده در تحقیق حاضر است.

از بین شاخص­های متعدد برازندگی مدل (جدول 2)، تنها شاخص کای دو (X2) معنی‌دار می­باشد که البته با توجه به حساسیت بالای کای دو، در اغلب موارد در تحقیقات اجتماعی چنین حالتی پیش می­آید و عموما ملاک عمل اصلی در ارزیابی کفایت مدل های ساختاری در تحقیقات اجتماعی و انسانی محسوب نمی‌شود. معمولا بدین منظور از شاخص‌های برازش جایگزین استفاده می‌شود که نتایج مربوط به آن‌ها حاکی از کفایت به نسبت بالای مدل نهایی برازش داده شده است. شاخص RMSEA  مدل نهایی برابر با 044/0 و کرانه‌های پایین و بالای فاصله اطمینان 90 درصدی آن بین 03/0 و 05/0 قرار دارد که در سطح قابل قبولی برای مطالعات اجتماعی است (که معمولا کمتر از 06/0 در نظر گرفته می‌شود). سایر معیارهای برازش مدل نیز مانند GFI، AGFI و NFI که به ترتیب برابر با 96/0، 94/0 و 94/0 و جملگی بالای 90/0 هستند، نشان می‌دهند که مدل نهایی هم نسبت به مدل مبنایی و هم مدل‌های جایگزین، برازش بهتری دارد و هم مدل مذکور، سازگاری مناسبی با داده‌های تحقیق نشان می‌دهد.

در مدل نهایی ردپای اکولوژیک شهروندان ارومیه‌ای، با توجه به تاثیرات مستقیم متغیرها (جدول 2) می‌توان گفت تاثیرات مستقیم متغیرهای مصرف‌گرایی و فردگرایی بر ردپای اکولوژیک اثری معنی­دار نبوده ولی اثر مستقیم مادی‌گرایی بر میزان ردپای اکولوژیک شهروندان مورد مطالعه، اثری مثبت و معنی­دار بوده است.

 

مدل1.مدلنهاییمعادلاتساختاریردپای اکولوژیک باضرایباستاندارد

 

بررسی اثرات غیرمستقیم (جدول 2) متغیرهای دارای تاثیرات غیرمستقیم در مدل نشان می­دهد که به غیر از فردگرایی، که اثر غیرمستقیم­اش بیشتر از اثر مستقیم­اش و معنادار و مثبت به لحاظ آماری بوده است، سایر متغیرها اثر غیرمستقیم قابل توجهی بر میزان ردپای اکولوژیک مصرف نداشته­اند. در میان متغیرهای مورد بررسی، مادی­گرایی بیشترین تاثیر مستقیم و فرد­گرایی کمترین تاثیر مستقیم را بر میزان ردپای اکولوژیک دارد. همچنین، بررسی اثرات کل و مقدار t متغیرهای مورد بررسی نشان می­دهد که اثرات کل متغیرهای مادی‌گرایی و فردگرایی بر روی ردپای اکولوژیک در سطح 01/0 معنی­دار می­باشند.

 

جدول2.اثراتمتغیرهایمدلمعادلاتساختاریبرمیزان ردپای اکولوژیک پاسخگویان

متغیر های مستقل

نوع اثر

t مقدار

نسبت واریانس تبیین شده

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

فردگرایی

02/0-

24/0

22/0

20/4

 

20/0

 

 

مادیگرایی

43/0

03/0

46/0

33/6

مصرف­گرایی

04/0

--

04/0

33/0

 

در مدل ساختاری برازش داده شده، متغیرهای موجود در مدل نهایی در مجموع توانسته‌اند حدود 20 درصد از واریانس ردپای اکولوژیک مصرف شهروندان ارومیه­ای را تبیین نمایند که با توجه به عوامل محتمل عدیده موثر بر این ردپا در سطوح و ابعاد مختلف، می‌تواند قدرت تبیینی قابل ملاحظه‌ای محسوب شود.

بحث و نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ناشی از برخی جهت‌گیرهای ارزشی و نگرشی بر ردپای اکولوژیک (تا تاثیرات زیست محیطی) شهروندان ارومیه‌ای پرداخته است. این تحقیق، از یک سو، میزان ردپای اکولوژیک مصرف­ شهروندان ارومیه‏ای را برآورد کرده و از سوی دیگر، تاثیر فردگرایی را هم به شکل مستیقم و هم از طریق متغیرهای تعدیلی شامل؛ مادی‌گرایی و مصرف­گرایی بر ردپای اکولوژیک مصرف بررسی کرده است.

میانگین ردپای اکولوژیک مصرف شهروندان ارومیه­ای (در هفت بعد شاخص شامل؛ مصرف آب، غذا، انرژی، حمل و نقل، مسکن، کالا و لباس) حدود 30/18 هکتار برای هر نفر برآرود شده است. بررسی ردپای اکولوژیک در زیر مقیاس­های آن نشان می­دهد که مصرف غذا با میانگین 64/8 هکتار، بیشترین سهم را در میان ابعاد هفت‌گانه ردپای اکولوژیک دارا است. می‌توان منابع استفاده شده برای تولید محصولات کشاورزی در کنار مصرف غذاها بصورت بسته­بندی شده، دورریزی ته‏مانده­های سبزی‌جات و میوه­ها، دور ریختن باقی‌مانده غذا و استفاده نکردن از غذاهای ارگانیک و محلی از عوامل اصلی بالا بودن سهم غذا در ردپای اکولوژیک شهروندان ارومیه‌ای قلمداد کرد.

در بعد حمل و نقل نیز شهروندان ارومیه­ای با کسب میانگین 89/3 هکتار برای هر نفر، ردپای زیست ‌محیطی نسبتا بزرگی را از خود بر جای گذاشته­اند. این یافته، براساس اطلاعات موجود که شهر ارومیه را بعد از شهروندان تهرانی در دومین جایگاه از نظر میزان استفاده از وسایل نقلیه بعد از تعدیل نسبت به اندازه جمعیت شهرها قرار می ‌دهد، قابل فهم است (حبیبی و همکاران، 1391) و استفاده هرچه بیش‌تر شهروندان ارومیه­ای از وسایل نقلیه شخصی بجای وسایل نقلیه عمومی، موجب بالا بودن ردپای اکولوژیک ناشی از این دست تجارب در شهر ارومیه شده است.

براساس نتایج، هرچند فردگرایی تاثیر مستقیم و معناداری بر ردپای اکولوژیک شهروندان نشان نداده، اما چنان که انتظار می‌رفت، به عنوان یکی از سنگ بناهای ارزشی و نگرشی، اثر غیرمستقیم و کاملا معناداری از طریق دو مولفه دیگر، یعنی مادی­گرایی و مصرف­گرایی بر ردپای اکولوژیک داشته است. چنین یافته‌ای، با نظریات مک­کارتی و مایکن (2001)، مبنی بر تاثیر ویژگی­های فردگرایانه بر رفتارهای زیست محیطی (مانند بازیافت) هم‌خوانی دارد. می‌توان گفت افرادی که گرایشات فردگرایانه داشته باشند، به دلیل مصرف‌گرایی بالا و مادی‌گرایی بالای ناشی از چنین تمایلاتی، اثرگذاری و یا همان ردپای بزرگ تر اکولوژیکی یا زیست محیطی از خود برجای می‌گذارند.

در کنار تاثیرات غیرمستقیم فردگرایی، مادی‌گرایی، ضمن دریافت نمره میانگین به نسبت بالا در میان شهروندان ارومیه‌ای، تاثیر مستقیم و به نسبت بالایی بر ردپای اکولوژیک از خود نشان داده است. بدیهی است که بالا بودن سطح گرایشات مادی‌گرایانه و اهمیت دادن به موفقیت­ها و دستاوردهای مادی، تاثیرات نامناسب زیست محیطی می‌تواند در پی داشته باشد که در نمرات بالای ردپای اکولوژیک برای چنین افرادی در میان شهرندان منعکس شده است. چنان که از نتایج تحقیق برمی‌آید، افراد دارای جهت­گیری ارزشی فردگرایانه، احتمالا برای نشان دادن موفقیت­های فردی و هویت‌یابی از طریق مصرف نمایشی، خواسته یا ناخواسته به سمت مادی­گرایی سوق پیدا می­کنند. تاثیر فردگرایی بر مادی‌گرایی از جمله تاثیرات شدید و معنادار در مطالعه حاضر بوده است. این یافته تحقیق حاضر با نظریات کلارک و مایکن (2002) و گاربارینو و همکاران (2014)، مبنی بر تاثیر فردگرایی بر مادی‌گرایی و متعاقب آن افزایش ردپای اکولوژیک در بین افراد مادی‌گرا هم‌خوانی دارد.

واضح است که وجود جهت‌گیری ارزشی فردگرایانه و مادی‌گرایی و متعاقب آن اهمیت دادن به دستاوردهای مادی، از عوامل افزایش بالا بودن ردپای اکولوژیک در میان شهروندان می تواند قلمداد شود.

از محدودیت­های تحقیق حاضر دانش و آگاهی کم افراد پیرامون پرسشنامه و موارد مطرح در پرسشنامه­ی ردپای اکولوژیک مصرف (شامل ابعاد ردپای اکولوژیک) بوده است. در این ارتباط پژوهش­گر با نظارت مستمر بر نحوه­ی تکمیل پرسشنامه از سوی آزمودنی­ها و توضیحات تکمیلی پیرامون سوالات پاسخ‌گویان و انتخاب پرسش­گران زبده از خود جامعه­ی آماری تا حدود زیادی برطرف گردید.

با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر، برخی پیشنهادات کاربردی می‌تواند در نظر گرفته شود. در متن مورد مطالعه، شهر ارومیه، به نظر می‌رسد عوامل ارزشی و فرهنگی نظیر مادی‌گرایی (به شکل مستقیم) و فردگرایی (به شکل غیرمستقیم و از طریق مادی‌گرایی) زمینه افزایش ردپای اکولوژیک مصرف را فراهم آورده است. با توجه به جنس عوامل مورد بررسی، که عوامل ارزشی و فرهنگی بوده و در حوزه مسائل روانشناسی اجتماعی قرار می‌گیرند، جنس پیشنهادات ممکن در زمینه کاستن از میزان ردپای اکولوژیک مصرف نیز لاجرم جنس فرهنگی و ارزشی خواهد داشت. ایجاد تغییرات ارزشی و نگرشی فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی، بدون تردید ساخته و پرداخته دوره زمانی کوتاهی نیست، هرچند در سال‌های اخیر،  بر سرعت این تحولات در مقایسه با گذشته افزوده شده باشد. بنابراین، لازم است برای کاستن از میزان ردپای اکولوژیک مصرف، مداخلات از نوع آموزشی و فرهنگی در سطوح مختلف برای کنترل و کاستن از سطح فردگرایی و مادی‌گرایی در دستور کار نهادهای اجتماعی، آموزشی و فرهنگی جامعه چه از نوع رسمی و چه غیررسمی قرار گیرد. به نظر می‌رسد در این میان رفتار و نحوه تربیت فرزندان در متن خانواده‌ها، به عنوان اولین عامل جامعه‌پذیری کودکان که ارزش‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را نیز منتقل می‌کنند، نقش بارز و برجسته‌ای باشد، البته به شرطی که خود خانوارها در متن تحولات اخیر زیاد دچار ارزش‌های مادی‌گرایانه و فردگرایانه نشده باشند! که در این صورت انتظار تربیت نسلی که خود مبتلا به ارزش‌های مادی‌گرایانه و فردگرایانه باشد، احتمالا نسلی بیشتر فردگرا و مادی‌گرا باشد. به همین دلیل، به نظر می‌رسد نقش عوامل ساختاری جامعه‌پذیری در این زمینه بیش‌تر از همیشه مهم و حیاتی شده باشد.

در این راستا به نظر می‌رسد، رسانه‌های جمعی که به ویژه به شکل متمرکز در ایران مدیریت و راهبری می‌شوند در صورت کفایت محتوایی می‌توانند از طریق برنامه‌های آموزشی و آگاهی بخشی در زمینه مسائل زیست ‌محیطی و همچنین روشن‌گری در زمینه تاثیرات مخرب ارزش‌های فردگرایانه و مادی‌گرایانه بر محیط ‌زیست اقدامات عاجلی را در زمینه تنویر و تنبه افکار عمومی انجام دهند. در کنار رسانه‌های متمرکز ملی، رسانه‌های و شبکه‌های اجتماعی مجازی امروزین نیز با توجه به ضریب نفوذ بسیار بالای آن در میان ایرانیان، پتانسیل بسیار بالایی را برای استفاده در مسیر آموزش و رساندن پیام های سبز (زیست ‌محیطی) به مردم دارا است. تحقق این امر، نیازمند تقویت نهادهای مردمی حامی محیط زیست و راه‌اندازی کمپین‌های زیست‌ محیطی با دادن تصاویر شفاف از رفتارهایی است که تاثیرات مخرب زیست محیطی در پی‌دارند.

هم‌چنین، دستگاه‌های اجرایی حوزه مدیریت شهری نظیر شورای اسلامی شهر و همچنین شهرداری ارومیه، به عنوان ذی‌نفعان اصلی شکل‌گیری رفتارهای دوست‌دار محیط‌ زیست، از طریق نصب بیلبوردهای آموزشی و ترویجی در سطح شهر در ارتباط با معرفی و مقایسه شرایط شهر مورد مطالعه (ارومیه) با سایر شهرهای دارای رفتارهای زیست ‌محیطی مناسب می­توانند زمینه­ی تغییرات مثبت ارزشی و نگرشی مورد نیاز برای پیگیری رفتارهای دوستدار محیط زیست را فراهم آورد.

 



[1].  Biocapacity

[2]. Lu, Gursoy & Del Chiappa

[3]. Global Footprint Network

[4].  Hubacek, Guan, Barrett & Wiedmann

[5]. Weinzettl, Steen-Olsen, Hertwich, Borucke & Galli

[6]. Ari & Sari

[7]. Li, Zhao & Yu

[8]. Ecological Footprint

[9]. Rees

[10]. Wackernagel

[11].  Wang, Chou  & Lee

[12].  Individualism

[13]. Consumerism

[14].  Materialism

[15]. Andersson & Nassen

[16]. Lu & Chen  

[17]. Kilborn & Pickett

[18]. The Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)

[19]. Hofstede

[20]. Soares, Farhangmehr & Shoham

[21]. Ballew, Goldberg, Rosenthal, Cutler & Leiserowitz

[22]. Clarke & Micken

[23]. Ross & Hahn

[24]. Garbarino, Soutar & Lee

[25]. Souiden,  M’Saad & Pons

[26]. Consumerism

[27]. Baudrillard

[28]. Cahill

[29].  Kasser

[30]. Sinha & Verma

[31]. Richins, McKeage & Najjar

[32]. Maio, Pakizeh, Cheung & Rees

[33]. Universalism

[34]. Power

[35]. Achievement

[36]. Xiang, Zhang, Geng, Zhou & Wu

[37]. Zhou & Imura

[38]. How Big is My Ecological Footprint?

[39]. Turner

[40] . نتیجه این بررسی­ها در صورت تمایل از طریق مکاتبه با نویسنده مسئول مقاله قابل دسترسی است.

[41]. Eastman, Goldsmith & Flynn

[42] . نتیجه این بررسی­ها در صورت تمایل از طریق مکاتبه با نویسنده مسئول مقاله قابل دسترسی است.

1.  جمع کل نمره هر فرد در ابعاد 7 گانه ردپای اکولوژیک تقسیم بر 100= ردپای اکولوژیک هر فرد به هکتار.

[44]. Composite Reliability

-          احمدیان، داریوش؛ حقیقتیان، منصور (1395). تحلیل جامعه‌شناختی نقش عوامل فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی شهری مورد مطالعه (شهروندان شهر کرمانشاه). مطالعات جامعه‌شناختی شهری، 6(18)، 76-51.
-          اسماعیل‌زاده، حسن، براری؛ معصومه، رحمتی، علیرضا و کلانتری، محسن (1395). شاخص «ردپای اکولوژیک» در سنجش پایداری توسعه شهری (نمونه مورد مطالعه: شهر ساری). فصلنامه محیط ‌زیست، 1(57)، 47-33.
-          باکاک، رابرت (1381). مصرف. ترجمه خسرو صبری، تهران: نشر و پژوهش شیرازه.
-          بودریار، ژان (1394). جامعه­ی مصرفی: اسطوره­ها و ساختارها. ترجمه­ی پیروز ایزدی، تهران: نشر ثالث، چاپ پنجم.
-          حبیبی، کیومرث؛ قادری، امیر؛ اسدی، جمشید و رحیمی، آرمان (1397). ارزیابی سطح پایداری محلات غیررسمی با استفاده از مدل ردپای اکولوژیک، مطالعه موردی: محله عباس‌آباد شهر سنندج. مطالعات شهری، 7(26)، 98-89.
-          حسین‌زاده، علی حسین؛ محمودی، زینب و ممبینی، ایمان (1392). بررسی برخی عوامل موثر بر کنش‌های فردگرایانه. فصلنامه پژوهش‌های جامعه‌شناسی معاصر، 2(3)، 52-37.
-          رحمانی، رضا (1398). آذربایجان‌غربی رتبه دوم بیش‌ترین تراکم خودرو را در کشور دارد. قابل دسترس در سایت:  https://www.irna.ir/news/83483265،{28/07/1399}.
-          رستگارخالد، امیر؛ مشکینی، قاسم و صالحی، صادق (1396). بررسی رابطه جهت‌گیری ارزشی با شهروندی زیست محیطی در بین شهروندان مناطق 3، 11 و 19 تهران. فصلنامه توسعه اجتماعی، 12(1)، 58-37.
-          سپاه منصور، مژگان؛ صفاری‌نیا، مجید و صفاری‌نیا، سبا (1399). ویژگی‌های روانسنجی مقیاس سبک‌های تبادل اجتماعی و رابطه آن با صفات شخصیت د ردانشجویان شهر تهران. پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی، دوره 10(40)، 171-151.
-          شهرداری ارومیه (1395). موقعیت جغرافیایی شهر ارومیه. قابل دسترس در سایت: http://urmia.ir، {05/03/1395}.
-          کعبه، نسرین؛ خاقانی‌فرد، میترا و حکمی، محمد (1396). رابطه سلامت اجتماعی با ارزش‌های فرهنگی فردگرایی و جمع‌گرایی و جامعه‌پذیری جنسیتی در دانشجویان زن و مرد. فصلنامه پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی، 7(25)، 140-117.
-          کیخاونی، شیلر؛ صفاری‌نپا، مجید؛ علی‌پور، احمد و فرزاد، ولی‌الله (1399). تدوین ابعاد اجتماعی سلامت از منظر مدیریت شهری. فصلنامه پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی، 10(38)، 64-41.
-          منتی‌زاده، میثم؛ کریمی گوغری، حمید (1395). تحلیل انتقادی نظریه‌های اخلاق زیست محیطی: ارائه نظریه‌های اخلاق اسلامی. فصلنامه اخلاق زیستی، 6(20)، 125-99.
 
-          Abdollahi, A., Hosseinian, S., Karbalaei, S., Beh-Pajooh, A., Keshavarz, Y., & Najafi, M. (2017). The big five personality traits and environmental concern: the moderating roles of individualism/collectivism and gender. Romanian Journal of Psychology, 19(1).‏
-          Andersson, D., & Nässén, J. (2016). Should environmentalists be concerned about materialism? An analysis of attitudes, behaviours and greenhouse gas emissions.Journal of Environmental Psychology,48, 1–11.
-          Ari, I., & Sari, R. (2017). Differentiation of developed and developing countries for the Paris Agreement. Energy Strategy Reviews, 18, 175-182.‏
-          Babin, B. J., Darden, W. R., & Griffin, M. (1994). Work and/or fun: measuring hedonic and utilitarian shopping value. Journal of consumer research, 20(4), 644-656.‏
-          Ballew, M. T., Goldberg, M. H., Rosenthal, S. A., Cutler, M. J., & Leiserowitz, A. (2019). Climate change activism among Latino and White Americans. Frontiers in Communication, 3, 58.‏
-          Cahill, M. (2002). The Environment and Social Policy, London and New York: Routledge.
-          Clarke III, I., & Micken, K. S. (2002). An exploratory cross-cultural analysis of the values of materialism. Journal of International Consumer Marketing, 14(4), 65-89.‏
-          Eastman, J. K., Goldsmith, R. E., & Flynn, L. R. (1999). Status consumption in consumer behavior: Scale development and validation. Journal of marketing theory and practice, 7(3), 41-52.‏
-          Garbarino, E., Lee, J., & Soutar, G. (2014). Vertical and horizontal individualism as determinants of materialism within and across cultures. ACR North American Advances.‏
-          Global Footprint Network (2016). The Ecological Wealth of Nations, Available on the site: http://www.footprintnetwork.org/ecological_footprint_nations. {2016/9/9}.
-          Hubacek, K., Guan, D., Barrett, J., & Wiedmann, T. (2009). Environmental implications of urbanization and lifestyle change in China: Ecological and water footprints. Journal of cleaner production, 17(14), 1241-1248.‏
-          Kasser, T. (2011). Cultural values and the well-being of future generations: A cross-national study. Journal of Cross-Cultural Psychology, 42(2), 206-215.‏
-          Kilbourne, W., & Pickett, G. (2008). How materialism affects environmental beliefs, concern, and environmentally responsible behavior. Journal of Business Research, 61(9), 885-893.‏
-          Li, S., Zhao, F., & Yu, G. (2020). Ostracism and pro-environmental behavior: Roles of self-control and materialism. Children and Youth Services Review, 108, 104662.‏
-          Lu, A. C. C., Gursoy, D., & Del Chiappa, G. (2016). The influence of materialism on ecotourism attitudes and behaviors. Journal of Travel Research, 55(2), 176-189.‏
-          Lu, Y., & Chen, B. (2017). Urban ecological footprint prediction based on the Markov chain. Journal of cleaner production, 163, 146-153.‏
-          Maio, G. R., Pakizeh, A., Cheung, W. Y., & Rees, K. J. (2009). Changing, priming, and acting on values: effects via motivational relations in a circular model. Journal of personality and social psychology, 97(4), 699.‏
-          McCarty, J. A., & Shrum, L. J. (1994). The recycling of solid wastes: Personal values, value orientations, and attitudes about recycling as antecedents of recycling behavior. Journal of business research, 30(1), 53-62.‏
-          McCarty, J. A., & Shrum, L. J. (2001). The influence of individualism, collectivism, and locus of control on environmental beliefs and behavior. Journal of Public Policy & Marketing, 20(1), 93-104.‏
-          Mohammed, I., Alshuwaikhat, H. (2017). Sustainability matters in national develop-ment visions-evidence from Saudi Arabia’s vision for 2030.Sustainability, 9(3) ,408–423.
-          OECD, (2008). Household Behaviour and the Environment Reviewing the Evidence. Organisation for Economic Co-Operation and Development.
-          Richins, M. L. (2004). The material values scale: Measurement properties and development of a short form. Journal of consumer Research, 31(1), 209-219.‏
-          Richins, M. L., McKeage, K. K., & Najjar, D. (1992). An exploration of materialism and consumption-related affect. ACR North American Advances.‏
-          Roos, D., & Hahn, R. (2019). Understanding collaborative consumption: An extension of the theory of planned behavior with value-based personal norms. Journal of Business Ethics, 158(3), 679-697.‏
-          Soares, A. M., Farhangmehr, M., & Shoham, A. (2007). Hofstede's dimensions of culture in international marketing studies. Journal of business research, 60(3), 277-284.‏
-          Souiden, N., M’Saad, B., & Pons, F. (2011). A cross-cultural analysis of consumers’ conspicuous consumption of branded fashion accessories. Journal of International Consumer Marketing, 23(5), 329-343.‏
-          Turner, T. (2016). How Big is My Ecological Footprint?,  Available on the site: http://www.earthrangers.org. {2016/01/25}.
-          Wang, B. C., Chou, F. Y., & Lee, Y. J. (2012). Ecological footprint of Taiwan: A discussion of its implications for urban and rural sustainable development. Computers, Environment and Urban Systems, 36(4), 342-349.‏
-          Weinzettel, J., Steen-Olsen, K., Hertwich, E. G., Borucke, M., & Galli, A. (2014). Ecological footprint of nations: comparison of process analysis, and standard and hybrid multiregional input–output analysis. Ecological Economics, 101, 115-126.‏
-          Xiang, P., Zhang, H., Geng, L., Zhou, K., & Wu, Y. (2019). Individualist–collectivist differences in climate change inaction: The role of perceived intractability. Frontiers in psychology, 10, 187.‏
-          Zhou, X., & Imura, H. (2011). How does consumer behavior influence regional ecological footprints? An empirical analysis for Chinese regions based on the multi-region input–output model. Ecological Economics, 71, 171-179.‏