الگوی ساختاری اثرات افسردگی ،شکست عاطفی ،و تجربه خشونت با رفتارهای خودزنی در زنان: نقش میانجی مهارت-های اجتماعی، کنترل هیجان ،و نارضایتی از بدن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا،دانشگاه ازاد رشت

2 استاد،گروه روانشناسی، واحدرشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 دانشیارمدعو ،گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی ،رشت، ایران

چکیده

مقدمه: از عوامل فراگیر اجتماعی و فردی که توجه متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده، آسیب­به­خود می­باشد. هدف پژوهش حاضر، طراحی و آزمون الگویی از اثرات رفتار­های خودزنی است.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 صورت گرفت. تحلیل روابط واسطه­ای نیز از روش بوت استرپ در برنامه MACRO پریچر و هایز (2008) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان 15-25 سال شهر کرج در سال 1399 بودند که 500 نفر به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از مقیاس آسیب­به­خود (سیگالاس و بیسواس، ۱۹۹۸)، افسردگی بک (بک، مندلسون، موک و ارباف، 1996)، ضربه عشق (دهقانی و همکاران،1389)، مهارت­های اجتماعی (ایندربیتزن و فوستر1992)، کنترل هیجان (راجر و نشوور، 1987)، خشونت نسبت به زنان (حاج‌یحیی، 1380)‌ و تصویر بدن (فیشر، 1970) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل نشان داد که افسردگی، شکست عاطفی و تجربه خشونت پیش­بین­های خوبی برای رفتارهای خودزنی هستند. یافته­ها در بخش دوم نشان دادند که دشواری در کنترل هیجان، مهارت­های اجتماعی و نارضایتی از بدن در مدل نقش واسطه­ای دارند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسبی دارد (RMSEA<0/1) و5/0 >(CMIN/DF
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان دهنده تأثیر عوامل فرهنگی بافت و مهارت­های اجتماعی اهمیت ویژه­ای داشته و لازم است مراقبت­های همه جانبه­ای شامل ارزیابی عوامل فردی- خانوادگی و اجتماعی صورت پذیرد. در درمان زنانی که رفتارهای خودزنی دارند، تفاوت­ها و ویژگی­های عاطفی و اجتماعی و هیجانی توجه خاص شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Structural Patterns of Relationships of Depression, Emotional Breakdown, and Experience of Violence with Self-Harm Behaviors in Women: The Mediating Role of Social Skills, Emotion Control, and Body dissatisfaction

نویسندگان [English]

  • azadeh Forket 1
  • Bahman Akbari 2
  • Abbas Ali Hosseinkhanzadeh 3
1 university rasht
2 - Professor, Department of Psychology , Rasht branch ,Islamic Azad University, Rasht, Iran
3 Invited Associate Professor, Department of Psychology , Rasht branch , Islamic Azad University, Rasht, Iran
چکیده [English]

Introduction: Self-harm is one of the pervasive social and individual factors that has attracted the attention of mental health professionals. Studies have shown that the experience of violence is one of the important precursors in the formation of self-harming behaviors. Emotional failure and depression have also been shown to be effective in creating and sustaining self-harm. Past research has identified other factors associated with self-harm, such as social skills, emotion control, and body dissatisfaction. The aim of this study was to design and test a model of the effects of self-harming behaviors.
method: The research method was descriptive-correlational and the proposed model was evaluated by modeling structural equations using SPSS26 and AMOS24 software. Intermediary relationship analysis was used using the bootstrap method in MACRO Preacher and Hayes (2008). The statistical population of the study was all women aged 15-25 years in Karaj in 1399 that 500 people were selected by purposive sampling. To measure the research variables, from the Self-Injury Scale (Sigalas and Biswas, 1998), Beck Depression (Beck, Mendelssohn, Mook & Arbaf, 1996), Love Trauma (Dehghani et al., 2010), Social Skills (Inderbitzen And Foster ،1992), emotion control (Roger & Nashvar, 1987), violence against women (Hajyahy, 2001) and body image (Fisher, 1970) were used. The results showed that the proposed model fits well (RMSEA <0.1) and CMIN / DF >0.5).
Results: The results showed that depression, emotional failure and experience of violence are good predictors of self-harming behaviors. Findings in the second part showed that difficulty in controlling emotion, social skills and body dissatisfaction play a mediating role in the model.
Conclusion: These results indicate the impact of cultural factors, context and social skills are of particular importance and it is necessary to provide comprehensive care including assessment of individual-family and social factors. In the treatment of women with self-harming behaviors Pay special attention to emotional, social, and emotional differences and characteristics.

کلیدواژه‌ها [English]

  • self-harm
  • depression
  • Emotional Breakdown
  • experience of violence
  • social skills

امروزه زنان و دختران نوجوان در جهانی پیچیده­تر و چالش‌برانگیزتر از گذشته زندگی می­کنند. همراه با تحول شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و مراحلی از تمدن که دختران در آن قرار دارند، طبیعتاً نیازها و تمایلات اجتماعی آنها نیز با توجه به آرزوهای نامحدود و توانایی­های بالقوه­ای که دارند، تنوع پذیرفته و پویایی بیشتری می­یابد (بنیاد جوزف­رونتری[1]، 2015؛ صمدی و دلیر، 1399). رفتار­های خود­آسیبی پدیده تازه­ای نبوده و از سال 1880 مورد توجه محققان قرار گرفته است. منینگر نخستین کسی بود که رفتار­های خود آسیبی را از رفتارهای منتهی به خودکشی متمایز کرد. اگر چه خودکشی حد نهایی رفتار خود آسیب­رسان است، اما اصطلاح رفتار­های خود آسیب­رسان[2] برای رفتارهای غیر­کشنده به کار گرفته می­شود (جنیفر، کلادا، هاسکینگ و مارتین[3]، 2008؛ دماوندیان، گلشنی، صفاری­نیا، باغدار، 1400).

همگام با دگرگونی­های صنعتی در دنیا، خانواده ایرانی در نیمه قرن اخیر شاهد دگرگونی­های چشمگیری در روابط خانوادگی، تعاملات اجتماعی– صنعتی و در نتیجه تغییر نگرش­ها و علایق زنان بوده است (فاضل، امینی، مهرابی، شریف­پور و قاسمی، 1390) و سبک­های جدید زندگی که در جامعه ایران تحت تأثیر جهانی­شدن گسترش یافته، در تغییر رفتارهای عادتی زنان اثر قاطعی داشته­اند (خواجه‌نوری، عابدی، توکلی و نصیری، 1390) . در این دوگانگی متضاد که خود نتیجه گذار جامعه از سنت به مدرنیته و عدم ثبات ارزش­ها و هنجارها موجود است، به این دلیل که ما به ارزش­های سنتی خود شک کرده­ایم، ولی هنوز چیزی را جایگزین آن ننموده­ایم، در سطح اجتماعی نگرش­های نوینی به وجود آمده است (محمدی، 1386). از مسایلی که در افراد دارای سابقه خودزنی مشاهده می­شود، افسردگی[4] است. براساس گزارش­های سازمان جهانی بهداشت[5]، در سال 2015، افسردگی، دومین عاملی است که به افزایش سال­های عمر ازدست­رفته به واسطة (یا زیسته با) ناتوانایی ناشی از بیماری­ها و صدمات منجر شده است؛ به‌طوری‌که افسردگی اساسی حدود 2/8% از بار بیماری­های ناتوان­کننده را به خود اختصاص داده است (فراری،2017). گزارش­ها نشان می­دهند اختلالات افسردگی و اضطرابی از رایج­ترین بیماری روانی در دنیا هستند. 25% افراد مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی در جهان از افسردگی و اضطراب رنج می‌برند و نکته مهم این است که افسردگی روز به روز در دنیا درحال افزایش است (لامبر، 2016؛ به نقل از ریاحی و محمودآبادی، 1397). تفاوت در میزان و نوع افسردگی در زنان و مردان، همواره موضوعی چالش­برانگیز بوده است؛ زیرا درزمینة شیوع افسردگی براساس جنسیت، تناقضات بسیاری در نتایج پژوهش‌ها دیده می­شود. نتیجة برخی مقالات نشان می­دهد افسردگی در زنان بیشتر از مردان است (حسینی، 1390).

شکست عاطفی[6] از دیگر عوامل تاثیرگذار در خودزنی می­باشد. روابط رمانتیک و عاشقانه در دوره جوانی بسیار رایج هستند و نزدیک به 65 درصد از نوجوانان آن را تجربه می­کنند (اسمیت، ولش و فیت[7]، 2010). روابط نزدیک بین انسان­ها به‌ویژه پدیده عشق بین دو جنس مخالف، تاثیر معناداری بر جنبه­های مختلف زندگی انسان به‌ویژه ابعاد روان‌شناختی دارد (واتسون-کوری[8]، 2004).  از سوی دیگر، به نظر می­رسد که هر رابطه عاشقانه موفقیت­آمیز نیست؛ به عبارت دیگر عشق و فقدان دو روی یک سکه هستند. بی­تردید هر رابطه­ای با مرگ یا جدایی خاتمه می­یابد و تجربه عشق به رویارویی اجتناب­ناپذیر با فقدان می­انجامد؛ به عبارت دیگر شکست و ناکامی در عشق می­تواند در خلال هر رابطه­ای اتفاق بیافتد (بهرامی، صادقی و کارخانه، 2011).

ازدیگر عواملی که بر خودزنی تاثیرگذار است می­توان به  تجربه خشونت[9] اشاره کرد. خشونت در خانواده از زمانی که انسان بر روی این کرۀ خاکی زندگی را آغاز کرده نسبت به کودکان، زنان و سالخوردگان وجود داشته، ولی شدت و ضعف آن در جوامع مختلف و در طبقات گوناگون جامعه متفاوت بوده است (اعزازی، 1395). از متداول‌ترین خشونت‌ها، خشونت علیه زنان بوده است. این نوع خشونت حتی قبل از تولد شروع می‌شود و نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی آنها را در برمی‌گیرد و تا دوران کهنسالی نیز ادامه می‌یابد. تا جایی که تمایل به داشتن فرزند پسر از دیرباز تاکنون در میان اکثر ملل به ویژه در شرق و جنوب شرق آسیا وجود داشته است (قلی‌پور و روشندل، 1394). با وجود این زنان نسبت به اعضای دیگر خانواده بیش‌تر در معرض خشونت، به خصوص خشونت مردان بوده‌اند و ترس رویارویی با این خشونت بر تمام زندگی آن‌ها سایه  افکنده است. خشونت از هر نوع باعث می­شود که قربانی از ارزش و اعتبار انسانی خالی شود و جراحات جسمی و ضربه‌های روحی حاصل از آن تبعات فراوانی برای زندگی فرد قربانی دارد.خشونت علیه زنان در ابعاد خانگی (خانوادگی) و اجتماعی (عمومی)، ابعاد روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی آن، چه در جوامع توسعه‌یافته و چه در جوامع در حال توسعه همواره به عنوان یک دغدغه و آسیب مطرح بوده که طیف آن از جامعة صنعتی تا جوامع عقب­مانده بر اساس مؤلّفه‌های فرهنگی و بومی متغیر است.

مهارت­های اجتماعی[10] یک راهبرد کلی است که افراد به واسطه آن برای موقعیت­های چالش­برانگیز پاسخ­های مقابله­ای موثر پیدا می­کنند. مهارت­های اجتماعی، برای سازگاری روانی بسیار مهم است؛ زیرا در گستره­ موقعیت­های تنش­زا، بر کارکرد انطباقی، تاثیر می­گذارد. بنابراین، تعجب­آور نیست که مساله اجتماعی از یک سو با اشکال مختلف ناسازگاری و آسیب­شناسی روانی و از سوی دیگر با سازگاری روان­شناختی مثبت، رابطه دارد (چانگ، دی­آراجنیو، پراچیو و پتی[11]، 2004؛ دیزریلا و نزو[12]، 1999). اغلب مطالعات، در حوزه مهارت­های اجتماعی و سازگاری بر اساس مدل حل مساله اجتماعی قرار گرفته است که اولین بار توسط دیزریلا و گولدفرید (1971) از موریا و همکاران (2006) معرفی شد و سپس به وسیله دیزریلا و همکاران گسترش یافت. مهارت­های اجتماعی، عمدتا به وسیله دو فرایند کلی جهت­گیری نسبت به مساله، اشاره به چگونگی توجه افراد به محیط اطرافشان دارد و تا حدودی مدل شناختی-هیجانی ثابتی است که افراد نسبت به مسایل زندگی خود دارند و چگونگی ارزیابی آنان از ظرفیت­های حل مساله­ای خود را نشان می­دهد (دیزیریلا و ونزو،2001). دیزیریلا و ونزو (2001) دو عامل جهت­گیری مثبت و منفی نسبت به مسائل را معرفی کردند که بخشی از مدل پنج عاملی مهارت­های اجتماعی وی می­باشد. بر اساس نتایج مطالعات الیوت وشیوچوک[13] (2005) و گرنت و همکاران[14] (2004) بین مهارت­های اجتماعی و خودزنی رابطه مستقیم وجود دارد.

کنترل هیجانی[15] متغیر مهم دیگری است که تاثیر پنهان و مکنون در خودزنی دارد. یکی از مهارت­های زندگی، مقابله و برخورد موثر با هیجان­ها می­باشد. تحقیقات فراوانی تاکنون به بررسی دلایل زمینه­ساز ارتکاب رفتارهای پرخاشگرانه از سوی افراد انجام گرفته­اند و اخیرا تعدادی از آنها مانند نورستروم و پاپی[16] (2019) و دوناهیو، گرانسن، مک­لوره و وان مال[17] (2018) نشان داده­اند که خودکنترلی هیجانی پایین یکی از دلایل عمده بروز انواع رفتارهای پرخاشگرانه از سوی افراد است و خودکنترلی هیجانی پایین به طور کامل و معناداری رابطه بین هیجانات منفی و پرخاشگری فیزیکی را میانجی­گیری می‏کند. خودکنترلی هیجانی پایین به معنای استفاده از راه­های ناسازگارانه‏ای است که فرد به هنگام تجربه هیجانی و پاسخ به حالات هیجانی از خود نشان می‏دهد (گراس[18]، 2013، به نقل از دوناهیو و همکاران[19]، 2014).

متغیری که در این پژوهش به عنوان میانجی در نظر گرفته شده است، نارضایتی از بدن[20] می­باشد. تصویر بدنی یک ساختار چندبعدی است شامل افکار، اعتقادات، احساسات و رفتارهای مرتبط با بدن ادراک­شده (ایگلتون[21]، 2011). نارضایتی از تصویر بدنی به ارزیابی منفی از اندازه، شکل و وزن بدن برمی­گردد و به تمایز بین بدن واقعی و تصویر بدن ایده­آل اشاره دارد (ریچستن، بریوسچی وفرارا[22]، 2012).پژوهش دربارة بدن به‌ویژه دستکاری و تغییر در اجزای بدن که نشان‌دهندة تصور بدنی منفی افراد تحت‌تأثیر مؤلفه‌های فرهنگی است از موضوعات دلخواه تعدادی از پژوهشگران داخلی بوده است. همچنین در زنان، تعریف کلیشه­ای از مفهوم زن و در مردان، اهمیت تناسب اندام تبیین‌کنندة انگیزه­هایشان در جراحی زیبایی است. تصویر بدن یک مفهوم محوری برای خودپنداری محسوب می­شود و تلویحات مهمی برای زمینه­های گوناگون عملکرد و روان­شناختی و کیفیت زندگی دارد ( نعامی و پورمیدانی، 1396). تصویر بدن نه تنها یک پدیده ناشی از ساختار اجتماعی است بلکه، این مسئله مرتبط است که فرد چگونه تعاملات خود با دیگران را تجربه می­کند (کش، تریالت و آنیس[23]، 2015). شواهد هم­سوی تحقیقات مقطعی نشان می­دهند که زنان به شدت در معرض استانداردهای زیبایی لاغری هستند که در رسانه­ها تبلیغ می­شود. نارضایتی از بدن و در نتیجه ابتلای آنان به انواع بیماری­ها، آسیب­های جسمی،روانی و اجتماعی گردیده است (موسوی، زارع، 1396). خواجه­نوری و همکاران (1390) در پژوهشی، رابطة سبک زندگی و تصویر بدن در میان زنان شهر شیراز را بررسی کردند. آنها نشان دادند سبک‌های فراغتی، مذهبی و موسیقایی مدرن با تصور بدنی رابطة مثبت معنادار دارند.

 الگوی پیشنهادی در پژوهش حاضر متغیرهای بسیاری را در بر می­گیرد و یک سیستم کلی از روابط بین این متغیرها را نشان می­دهد. خودزنی معمولا در دوران نوجوانی، در حدود 13 تا 14 سالگی شروع می­شود (سازمان بهداشت جهانی، 2007). 4 درصد بزرگسالان و تا 23 درصد نوجوانان در جمعیت عمومی گزارش شده است (فرانکلین، هاروون، آرتور، شرکی و پرینشتاین[24]، 2012). میزان خودزنی در نمونه­های بالینی نوجوانان را تا 61٪ یافتند؛ با این حال، مطالعات جدید نشان می­دهد که میزان مشابه خودزنی را می­توان در هر دو جنس یافت (ورهاژن، دسمیت، وون و کمپ[25]، 2011). پژوهش گلیاو و همکاران (2019) نشان دادند که میزان آسیب به خود بین زنان و مردان و بین نوجوانان متفاوت است، نتایج نشان دادند که بخش قابل توجهی از زنان شرکت­کننده در پژوهش، مرتکب خودزنی می­شوند. یافته­های بیان می­کند که نیاز به خدمات بهداشتی خوب جامعه و خدمات بهداشت روان مبتنی بر بیمارستان برای نوجوانان با سرمایه­گذاری بیشتر در زمینه پیشگیری از مدرسه است.با مرور پژوهش­های انجام­شده در حیطه متغیرهای پژوهش، برآن شدیم تا به بررسی الگوی ساختاری اثرات افسردگی، شکست عاطفی و تجربه خشونت با رفتارهای خودزنی درزنان: نقش میانجی مهارت­های اجتماعی، کنترل هیجان و نارضایتی از بدن بپردازیم؛ بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه­ای مهارت­های اجتماعی، کنترل هیجان و نارضایتی از بدن بر افسردگی، شکست عاطفی و تجربه خشونت در چارچوب یک مدل علی به منظور شناخت اثرات مستقیم و غیرمستقیم این متغیرها بر خودزنی ارائه شده­اند.

 در شکل 1-1 الگوی مفهومی پیشنهادی اثرات خودزنی ارائه شده است. پژوهش حاضر، پژوهش کاربردی – نظری است. از آن­جا که ادبیات تحقیق، الگوهای نظری متفاوتی را در زمینه سبب­شناسی خودزنی بدست می­دهد و در نتیجه الگوهای متفاوت تنها بخش اندکی از سبب­شناسی خودزنی را ارائه می­کنند، سعی بر این بوده است که به لحاظ نظری به ارائه الگویی  وسیع­تر بپردازیم که بتواند دانش و اطلاعات کنونی از خودزنی را تلفیق نماید.

 

 

افسردگی

شکست عاطفی

کنترل هیجان

مهارت های اجتماعی

نارضایتی از بدن

خودزنی

خودزنی

 

 

بعدعاطفی

بعد شناختی

بعدجسمانی

بعد شناختی

بعدهیجانی

بعد جسمانی

هیجان بازداری

 

نشخوارفکری

مهارپرخاشگری

مهارخوش خیم

 

رفتارنامطلوب

رفتار مطلوب

بعد رفتاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1 : الگوی مفهومی ارتباط متغیرهای پژوهش

تجربه خشونت

بعد روانی

بعد فیزیکی

بعد جنسی

 

بعداقتصادی

اندام تحتانی

ویژگی های کلی بدن

اندام فوقانی

 

 

 

 

 

                                                                                    

نمودار 1 الگوی پیشنهادی اثرات خودزنی

 

روش

  طرح پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی از طریق الگویابی معادله ساختاری[26] است که یک روش همبستگی  چند متغیری می­باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان 25-15 ساله استان البرز، شهر کرج در سال 1399 است که در فراخوان اینترنتی  با کسب نمره مشارکت می­کنند. ملاک­های ورود شامل: دارا بودن هوش بهنجار، تمایل و رضایت آگاهانه برای همکاری و مشارکت در پژوهش، دارا بودن رفتارهای خودزنی در سطح معنادار بر اساس پرسش­نامه می­باشد. ملاک خروج عدم پاسخگویی دقیق به سوالات و عدم کسب نمره پایه در خودزنی بوده است. حجم نمونه مورد مطالعه بر اساس فرمول کوکران شامل 500 نفر از جامعه آماری زنان که از طریق روش نمونه­گیری هدفمند بر اساس ملاک­های ورود و خروج و ویژگی­های جمعیت­شناختی شامل سن، جنس، وضعیت تاهل، میزان تحصیلات و شغل انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها، محقق در ابتدا ورود به لینک سوالات، ضمن معرفی خود در مورد اهداف و ضرورت­های پژوهش و لزوم توجه به زنان و شناخت سلامت روانی آنها توضیحاتی ارائه گردید. همچنین به شرکت­کنندگان اطمینان داده شد که پاسخ­های آنان محرمانه خواهد ماند.

ابزارهای پژوهش

جهت سنجش متغیرهای این مطالعه از پرسش­نامه­های خودگزارشی با فرمت­های مختلف پاسخ استفاده شد. علاوه بر این، از اعضاء نمونه خواسته شد تا به سوالاتی که جهت گردآوری اطلاعات جمعیت­شناختی آنان، شامل سن و جنسیت  مطرح شده است پاسخ دهند. انتخاب متغیرها در این مطالعه مبتنی بر الگوی روابطی بود که پیش از این نشان داده شد. جهت سنجش این متغیرها، تصمیم گرفته شد از ابزارهایی استفاده شود که بسیار شناخته­شده­اند و اعتبار و پایایی آنها در مطالعات گذشته مورد تأیید بوده است.

الف) مقیاس آسیب به خود: مقیاس آسیب به خود[27] (سیگالاس و بیسواس، ۱۹۹۸)، پرسش­نامه خودگزارشی ۲۲ آیتمی (با پاسخ بله / خیر) است که سابقه آسیب­رساندن به خود را در پاسخ­دهندگان بررسی می­کند. در این پرسش­نامه رفتارهایی که عمدا به منظور آسیب به خود انجام شده­اند مورد ارزیابی قرار می­گیرند؛ مانند سوء­مصرف دارو، مواد یا الکل، خودزنی، ایراد آسیب بدنی به خود و از دست دادن شغلی به صورت عمدی. پرسش­نامه مذکور به منظور استفاده در جمعیت­های روان­پزشکی طراحی شده است. مطالعه اعتبار این پرسش­نامه با نقطه برش 5 یا بیشتر، به طبقه­بندی دقیق 84 % درصد از پاسخ­دهندگانی که براساس مصاحبه تشخیصی اختلال مرزی 2 واجد این اختلال به شمار می­رفتند، می­باشد. پایایی این پرسش­نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 85 % گزارش شد و روایی محتوا نیز در این پرسش­نامه مورد تایید قرار گرفت. مقیاس افسردگی بک[28] (بک، مندلسون، موک و ارباف، 1971) ابتدا در سال (1961) از سوی ای تی بک‚ مندلسون و موک و ارباف معرفی شد. درسال (1971) مورد تجدید نظر قرار گرفت و در سال 1996 منتشر شد. ۲۱ ماده پرسش­نامه افسردگی بک در سه گروه نشانه­های عاطفی، نشانه­های شناختی و نشانه­های جسمانی طبقه­بندی می­شوند. ضریب پایایی حاصل از آزمون-بازآزمون در یک زیر گروه از بیماران سرپایی به فاصله یک هفته 93/0 گزارش شده است (دایسون، محمدخانی و مساح چولایی، 2007). محاسبه روایی سازه از طریق روایی همگرا و اجرای همزمان آن با مقیاس ناامیدی بک و پرسش­نامه اضطراب بک به ترتیب 68% و 60% گزارش شده است. همچنین ویژگی­های روان­سنجی این پرسش­نامه در یک نمونـه 94 نفـری در ایـران به این شرح بود: ضریب آلفا91/0، ضریب همبسـتگی میان دو نیمه آزمون 89/0 و ضریب بازآزمایی 94/0 (فتی، بیرشک، عاطف وحید و دابسون، 2003). محمدخانی و دابسون (2007) نیز خصوصیات روان­سنجی پرسشنامه را در 354 نفر از بیماران افسرده­ای که در مرحله بهبود نسبی بودند، بررسی کردند. در این مطالعه ضریب همسانی درونی پرسش­نامـه 91/0 محاسبه شد. در پژوهش حاضر از این پرسشنامه به منظور سنجش شدت علائم افسردگی استفاده شد.

 

ب) مقیاس نشانگان ضربه عشق[29]: مقیاسی است که راس در سال 1999 برای سنجش شدت عشق تهیه کرده است.

 

این پرسش­نامه از 10 ماده براساس طیف لیکرت 4 گزینه­ای و از 0 تا 3 امتیازبندی شده است.. نمره 20 به عنوان نقطه برش در این پرسش­نامه در نظر گرفته می­شود. ارزیابی روایی محتوای ابزار بر روی یک نمونه دانشجویی 49 نفری 79/0 به دست آمد، ضریب پایایی از طریق بازآزمایی با فاصله یک هفته بر روی همین گروه 81/0 بدست آمد (دهقانی و همکاران، 1389). همچنین ضریب همسانی درونی (ضریب آلفا) این پرسش­نامه در یک گروه 48 نفری از جمعیت دانشجویی 81/0 است و ضریب اعتبار آن در همین گروه با روش بازآزمایی به فاصله یک هفته 83/0 بدست آمده است (دهقانی و همکاران، 1388).

ج) مقیاس سنجش استاندارد خشونت نسبت به زنان[30]:  (حاج­یحیی، 1999؛ به نقل از امیری شمیلی، 1393)، پرسش­نامه­ای دارای 32 ماده و 4 عامل است. سنجش خشونت روانی، فیزیکی، خشونت جنسی وخشونت اقتصادی است. ضریب پایایی آلفای کرونباخ برای چهار عامل آزمون حاج­یحیی به ترتیب 71/0، 86/0، 93/0 و 92/0 است. روایی این پرسش­نامه توسط چند تن از اساتید تأیید شد و ضریب پایایی درونی (آلفای کرونباخ) آن با استفاده از نمونۀ 30 نفری 95/0 است (حاج یحیی،1380).

د) مقیاس مهارت­های اجتماعی ایندربیتزن و فوستر[31] (1992) : حاوی 39 عبارت پنج گزینه­ای است که آزمودنی پاسخ خود را در مورد هر عبارت در دامنه­ای از گزینه­های "اصلا  صدق نمی­کند تا همیشه صدق می­کند" ابزار می­نماید. پایایی پرسش­نامه را امینی (1378) در تهران برای گزاره­های مثبت و منفی 68/0و 71/0 گزارش کرده است. ارجمندی (1383) با استفاده الفای کرونباخ پایایی این پرسشنامه 84/0به دست اورده است. مقیاس مهار هیجانی راجر و نشوور[32] (1987) ساختار اولیه مهار هیجانی را تنظیم و راجر و نجاریان (1989) این پرسش­نامه را تجدید نظر نمودند. پرسش­نامه مذکور دارای چهار مولفه (بازداری هیجان، مهار پرخاشگری، نشخوارگری یا مرور ذهنی و مهار خوش­خیم) و 56 ماده دارد. اعتبار مقیاس با استفاده از روش همسانی درونی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد که مقدار آن برای کل مقیاس و زیر مقیاس­های بازداری هیجانی، مهار پرخاشگری، نشخوارگری و مهار خوش­خیم به ترتیب 68 %، 70 %، 76 %، 77 %، 58 % به دست آمد و بیانگر آن است که مقیاس مذکور دارای همسانی درونی بالا و معنادار است (واحدی، 1392). و) مقیاس تصویر بدن [33](فیشر، 1970): این مقیاس در سال 1970 توسط فیشر ساخته شده و دارای 46 ماده است(فیشر،2010). اعتبار این آزمون توسط یزدان­جو در ایران مورد بررسی قرارگرفته است. ضریب همبستگی محاسبه شده­ آزمون در اجرای اول و اجرای دوم به روش پیرسون برای دانش­آموزان سال اول 81 %، دانش­آموزان سال دوم 84 %، دانش­آموزان سال سوم 87 % و جمع دانش­آموزان84 %  می­باشد. با توجه به سطح معنی­داری این ضرایب می­توان پذیرفت که بین نمرات حاصل از اجرای اول و اجرای دوم آزمون تصویر، همبستگی معنی­داری وجود دارد (اصغری، 1389).

یافته ها

در ابتدا آمار توصیفی متغیرهای جمعیت شناختی و در ادامه به بررسی فرضیات با آمار استنباطی می­پردازیم. در بخش آمار استنباطی برای بررسی مدل پژوهش و فرضیات، از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. بر مبنای این مدل، متغیرهای افسردگی، تجربه خشونت به­عنوان متغیر پیش­بین و برونزا (مستقل) و متغیرهای کنترل هیجان و مهارت­های اجتماعی به­عنوان متغیر میانجی و درون­زا و متغیر رفتارهای خودزنی به­عنوان متغیر درونزا (وابسته) در نظر گرفته شده است. کلیه تحلیل­ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 صورت گرفت. جهت تحلیل روابط واسطه­ای نیز از روش بوت استرپ در برنامه MACRO پریچر و هایز (2008) استفاده شد. به عنوان داده­های ورودی به الگویابی معادله ساختاری، ماتریس کوواریانس و بردار میانگین برای نمونه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تعیین کفایت برازندگی الگوی  پیشنهادی با داده­ها، ترکیبی از شاخص­های برازندگی به شرح زیر مورد استفاده قرار گرفت؛ مقدار مجذورکای (نسبت مجذورکای بر درجات آزادی)، شاخص نیکویی برازش، شاخص  نیکویی برازش تعدیل یافته، شاخص برازندگی هنجارشده، شاخص برازندگی تطبیق، شاخص توکر-لویس[34] و شاخص برازندگی افزایشی وجذر میانگین مجذورات خطای تقریبی[35].

آمار توصیفی متغیرهای جمعیت­شناختی تحقیق:

سن پاسخ دهندگان به پرسشنامه ، 6/37 درصد بین 20-15 سال و 4/62 درصد بین 25-20 سال بوده­اند.میزان تحصیلات

پاسخ دهندگان به پرسشنامه ، 8/45 درصد زیردیپلم، 6/43 درصد دیپلم تا لیسانس و 6/10 کارشناسی ارشد و بالاتر بوده­اند.وضعیت شغل پاسخ دهندگان به پرسشنامه ، 2/71 درصد دانشجو یا محصل، 6/10 درصد کارمند و 2/18 درصد خانه­دار بوده­اند.وضعیت تأهل پاسخ دهندگان به پرسشنامه ، 6/20 درصد مطلقه یا متارکه، 2/8 درصد متأهل و 2/71 درصد مجرد بوده­اند.

شاخص­های توصیفی متغیرهای پژوهش در آزمودنی­هاجدول 1 اطلاعات توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) مربوط به متغیرهای رفتارهای خودزنی، افسردگی، مهارت­های اجتماعی، تجربه خشونت، شکست عاطفی و کنترل هیجان گزارش شده است.

جدول 1. شاخص­های توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) متغیرهای پژوهش در زنان

متغیر

میانگین

انحراف استاندارد

بیشینه-کمینه

چولگی

کشیدگی

رفتارهای خودزنی

64/13

94/8

0-22

367/0-

700/1-

افسردگی

63/18

11/14

0-39

199/0

419/1-

جسمانی

01/6

38/4

0-12

007/0

499/1-

شناختی

44/8

73/6

0-18

191/0

411/1-

عاطفی

17/4

36/3

0-9

317/0

392/1-

نارضایتی از بدن

121/58

48/52

46-213

037/0

209/1-

سر و صورت

77/30

45/13

12-53

068/0

290/1-

اندام­های فوقانی

42/26

71/11

10-47

092/0

225/1-

اندام­های تحتانی

42/15

67/7

6-30

281/0

384/1-

ویژگی­های کلی بدن

97/48

95/20

18-90

089/0-

062/1-

مهارت­های اجتماعی

70/97

49/48

25-167

158/0-

544/1-

رفتار مطلوب

44/40

67/30

2-95

125/0

672/1-

رفتار نامطلوب

26/57

90/23

16-98

249/0-

383/1-

تجربه خشونت

43/73

44/24

32-96

614/0-

361/1-

روانی

28/37

27/11

16-48

755/0-

011/1-

فیزیکی

64/24

77/9

11-33

466/0-

670/1-

جنسی

90/6

67/2

3-9

620/0-

504/1-

اقتصادی

59/4

73/1

2-6

654/0-

392/1-

شکست عاطفی

088/17

80/8

0-26

521/0-

206/1-

رفتاری

47/3

04/2

0-6

703/0-

143/1-

جسمانی

86/3

29/2

0-6

541/0-

239/1-

هیجانی

69/5

33/3

0-9

472/0-

295/1-

شناختی

05/4

88/1

0-6

646/0-

607/0-

کنترل هیجان

48/33

06/8

6-54

105/0-

980/1

بازداری هیجان

07/8

62/2

3-14

197/0

220/0-

مهار پرخاشگری

48/8

78/2

0-14

359/0-

992/0

نشخوار فکری

49/9

22/3

0-14

031/1-

451/0

مهار خوش خیم

43/7

26/2

0-12

050/0-

289/0

 

جدول­ 2 اطلاعات مربوط به همبستگی پیرسون بین رفتارهای خودزنی، افسردگی، مهارت­های اجتماعی، تجربه خشونت، و کنترل هیجان را نشان می­دهد. با توجه به نتایج ماتریس همبستگی، بین مهارت­های اجتماعی و کنترل هیجان با رفتارهای خودزنی، افسردگی، تجربه خشونت رابطه منفی و معنی­دار وجود دارد (01/0>P). بین رفتارهای خودزنی، افسردگی، تجربه خشونت با یکدیگر رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد (01/0P<). هم­چنین بین مهارت­های اجتماعی و کنترل هیجان رابطه مثبت و معنی­داری وجود دارد (01/0>P). مقدار آلفای کرونباخ تمامی پرسشنامه­های پژوهش، بالای 70/0 می­باشد.

 

جدول2. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پیش بین، واسطه­ای و وابسته مدل نهایی

 

1

2

3

4

5

6

7

1.رفتارهای خودزنی

1

 

 

 

 

 

 

2.افسردگی

**783/0

1

 

 

 

 

 

3.نارضایتی از بدن

**789/0

**873/0

1

 

 

 

 

4.مهارت­های اجتماعی

**839/0-

**623/0-

**770/0-

1

 

 

 

5.تجربه خشونت

**822/0

**724/0

**789/0

**750/0-

1

 

 

6.شکست عاطفی

**762/0

**641/0

**679/0

**748/0-

**747/0

1

 

7.کنترل هیجان

**433/0-

**414/0-

**384/0-

**324/0

**468/0-

**306/0-

1

 

01/0>P*

در این بخش برای پاسخ به فرضیات مطرح شده از الگویابی معادلات ساختاری مبتنی بر روش کوواریانس نرم افزار AMOS24 استفاده شده است و پارامترهای مدل به روش بیشینه درستنمایی[36] برآورد شدند. جهت آزمودن الگوی پیشنهادی رابطه بین افسردگی، تجربه خشونت و شکست عاطفی با رفتارهای خودزنی به میانجیگری­های کنترل هیجان و مهارت­های اجتماعی در زنان از روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد.برای بررسی نرمال بودن چند متغیری از ضریب کشیدگی استاندارد شده مردیا[37] و نسبت بحرانی استفاده شده است. . در این پژوهش ضریب مردیا 685/4 و نسبت بحرانی 459/2 به دست آمده که کمتر از عدد 5 می­باشد. بنابراین فرض نرمال بودن چند متغیری برقرار است.

 

شکل2. الگوی نهایی (اصلاح شده) مدل

 

پیش از بررسی ضرایب ساختاری، برازندگی الگوی پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفت. برازش الگوی پیشنهادی براساس شاخص­های برازندگی معرفی شده ارزیابی شدند. با توجه به اینکه مقادیر CMIN/DF کوچکتر از 5و RMSEA کمتر از 1/0 می­باشد، برازش مدل پیشنهادی تأیید می­شود. نتایج شاخص­های برآورد شده در مدل نهایی نشان می­دهد، رابطه ساختاری افسردگی، تجربه خشونت با رفتارهای خودزنی از طریق میانجیگری­های کنترل هیجان، نارضایتی از بدن و مهارت­های اجتماعی در زنان برازش دارد. اعداد روی مسیرها، وزن­های مسیر یا بتاها هستند. از میان این ضرایب، بالاترین ضریب (741/0-) به مسیر مهارت اجتماعی و رفتارهای خودزنی اختصاص دارد . نتایج حاصل از روابط مستقیم متغیرهای پژوهش در مدل پیشنهادی نشان می­دهد که در کل نمونه تمامی ضرایب مسیر از لحاظ آماری معنی­دار بودند. . بنابراین، براساس ضرایب استاندارد و مقادیر بحرانی ارائه شده در جدول 3، همه­ی مسیرهای مستقیم معنی­دار هستند (01/0>P).

 

جدول3. ،ضرایب استاندارد مسیرهای الگوی نهایی

مسیر

ضرایب استاندارد

خطای معیار

نسبت بحرانی

سطح معنی­داری

(P)

افسردگی---> کنترل هیجان

436/0-

028/0

006/5-

000/0

افسردگی---> مهارت­های اجتماعی

307/0-

591/0

504/3-

002/0

افسردگی---> نارضایتی از بدن

689/0

217/0

105/7

000/0

افسردگی---> رفتارهای خودزنی

279/0

430/0

967/2

007/0

شکست عاطفی---> کنترل هیجان

362/0-

067/0

745/4-

000/0

شکست عاطفی ---> مهارت­های اجتماعی

285/0-

660/0

037/3-

000/0

شکست عاطفی ---> نارضایتی از بدن

318/0

498/0

061/4

000/0

شکست عاطفی ---> رفتارهای خودزنی

223/0

036/0

234/2

039/0

تجربه خشونت---> کنترل هیجان

636/0-

017/0

859/6-

000/0

تجربه خشونت ---> مهارت­های اجتماعی

447/0-

342/0

406/5-

000/0

تجربه خشونت ---> نارضایتی از بدن

266/0

109/0

531/2

021/0

تجربه خشونت ---> رفتارهای خودزنی

266/0

228/0

497/2

022/0

کنترل هیجان ---> رفتارهای خودزنی

318/0-

493/0

093/4-

000/0

مهارت­های اجتماعی ---> رفتارهای خودزنی

741/0-

131/0

635/8-

000/0

نارضایتی از بدن ---> رفتارهای خودزنی

543/0

197/0

143/6

000/0

در ادامه نتایج حاصل از روابط واسطه­ای با استفاده از آزمون بوت استرپ در برنامه MACRO  پریچر و هایز (2008) به جهت آزمودن مسیرهای واسطه­ای در جدول 4 نشان داده شده­اند.

 

جدول4. نتایج بوت استرپ برای مسیرهای غیر مستقیم الگوی پژوهش

مسیر

شاخص­

سطح معنی­داری

داده

بوت

سوگیری

خطا

حد پایین

حد بالا

افسردگی به رفتارهای خودزنی از طریق کنترل هیجان

0257/0

0259/0

0002/0

0217/0

0010/0

0847/0

036/0

افسردگی به رفتارهای خودزنی از طریق مهارت­های اجتماعی

2441/0

2444/0

0003/0

0350/0

1852/0

3216/0

000/0

افسردگی به رفتارهای خودزنی از طریق نارضایتی از بدن

0830/0

0833/0

0003/0

0769/0

0141/0

1390/0

021/0

شکست عاطفی به رفتارهای خودزنی از طریق کنترل هیجان

0428/0

0429/0

0001/0

0262/0

0056/.0

1049/0

027/0

شکست عاطفی به رفتارهای خودزنی از طریق مهارت­های اجتماعی

3284/0

3286/0

0004/0

0719/0

1971/0

4827/0

000/0

شکست عاطفی به رفتارهای خودزنی از طریق نارضایتی از بدن

1720/0

1722/0

0002/0

0608/0

0316/0

2740/0

000/0

تجربه خشونت به رفتارهای خودزنی از طریق کنترل هیجان

0241/0

0243/0

0002/0

0030/0

0010/0

0686/0

041/0

تجربه خشونت به رفتارهای خودزنی از طریق مهارت­های اجتماعی

1230/0

1231/0

0001/0

0325/0

1161/0

2439/0

003/0

تجربه خشونت به رفتارهای خودزنی از طریق نارضایتی از بدن

0551/0

0552/0

0001/0

0255/0

0116/0

0994/0

028/0

 

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدلی از مجموعه­ای از اثرات خودزنی انجام گرفت. در مدل مفروض، متغیرهای افسردگی، شکست عاطفی و تجربه خشونت به عنوان متغیرهای برون­زا ،مهارت­های اجتماعی، کنترل هیجان و نارضایتی از بدن به عنوان متغیر میانجی و خودزنی به عنوان متغیر درون زا در نظر گرفته شدند. شاخص­های به دست آمده نشان دادند که مدل مفروض با داده­ها برازش قابل قبولی دارد. مدل به لحاظ نظری در جهت تایید مدل­های نظری قبلی می­باشد.

این مطالعه یکی از اولین مطالعات در نوع خوددر رابطه با بررسی دامنه نسبتا وسیعی از تعیین­کننده­های خودزنی می­باشد. به نظر می­رسد طراحی چنین الگویی توانسته است تصویری مناسب از روابط شناخته­شده­ترین متغیرهای ادبیات خودزنی را به دست دهد. در واقع الگوی پیشنهادی در این پژوهش خلاصه مناسب از ادبیات مربوط را فراهم آورده است که می­تواند به عنوان ابزاری مناسب برای پژوهش­های آتی مورد استفاده قرار گیرد. بسیاری از روابط بدست آمده در این پژوهش با یافته­های تحقیقات خارجی همسان می­باشد، اما بر اساس اطلاعات ما تاکنون هیچ مطالعه­ای که تمامی این روابط را همزمان بیازماید انجام نگرفته است از جمله یافته­های مهم در بخش دوم نشان دادند که نقش دشواری در کنترل هیجان، مهارت­های اجتماعی و نارضایتی از بدن در مدل به عنوان نقش متغیر واسطه­ای بود. یافته­های پژوهش حاضر اثر مستقیم افسردگی با کنترل هیجان و مهارت­های اجتماعی و نارضایتی از بدن بر خودزنی را مورد تایید قرار دادند. این یافته­ها با یافته­های گرتز و رومر[38] (۲00۴)؛ بیوچین، گزک، کاپ و مید[39]، (۲00۷)؛ دی اوانزاتو، جورمان، سیمر و گاتلیب[40] (۲013)؛ کاسترو، سوارز، پریرا و ماسدو[41] (۲01۷)؛ ماسدو، مارکز، کوارسما، سوارز، امارال، و همکاران[42] (۲01۷)؛ وردن، پترز، بری، باروکالف و لیورساید[43] (۲00۸)؛ گارنفسکی و کرایج [44] (۲006)؛ الدائو، نولن-هوکسما و شوایزر[45]، (۲010)؛ سیسلر، اولاتونجی، فلدنر و فورسیت[46]، (۲010)؛ اهرینگ، توشن-کافیر، اشنول، فیشر و گراس[47] (۲010)؛ کویباخ، بری، هنسن و میکوالچک[48] (۲010) همخوان است. انسان موجودی است اجتماعی و ادامه زندگی او به صورت انفرادی تقریباً غیرممکن است. نیاز به تعامل و ارتباط در تمام مراحل رشد فرد وجود دارد، بعضی از نیازها صرفاً از طریق تعامل و برخورد با دیگر افراد بشر قابل ارضاء است و رشد و تکامل آدمی مستلزم تعامل بین نیازها و روابط انسانی است، که نتیجه آن همان شخصیت و هویت منحصر بفرد آدمی است. مشکلاتی که در راه رشد بوجود می­آیند عمدتاً شامل دو دسته از عوامل می­شوند. نخست مشکلاتی که در نتیجه ارضاء نشدن نیازها بوجود می­آیند، دوم مشکلات ناشی از ترس در روابط انسانی. با توجه به مطالب فوق می­توان بیان نمود که هر انسانی برای تعالی خود و اضاء نیازهایش تلاش می­کند تا با محیطی که در آن زندگی می­کند سازگار شود. افسردگی در بین متقاضیان جراحی زیبایی بالاتر از افراد غیرمتقاضی است. با توجه به نتایج پژوهش­ها،تببین احتمالی این نتیجه می­تواند این باشد که افراد افسرده بیشتر از سایرین احساس پوچی و بی­ارزشی می­کنند و دارای نگرشات منفی نسبت به خود هستند که نگرش منفی نسبت به جسم و ظاهر را نیز شامل می­شود و این نگرش منفی موجب می­شود که آنها ظاهر خود را نامطلوب توصیف کنند و به دنبال تغییر آن باشند تا احساس مطلوب­تری در مورد خویش داشته باشند. همچنین می­توان اظهار نمود که استرس و تصور از بدن به عنوان دو سازة روانی که هر دو به نحوی به درک و شناخت فرد مرتبط است با هم رابطه دارند. بنابراین زنانی که دارای اختلال افسردگی هستند، ابعاد شناختی، عاطفی و جسمی آنها مشکل دارند و این امر آمادگی آنها را برای رفتارهای خودزنی افزایش می­دهد. یافته­های پژوهش حاضر اثر منفی شکست عاطفی با تنظیم هیجان و مهارت های اجتماعی واثر مستقیم و مثبت نارضایتی از بدن را بر خودزنی مورد تایید قرار دادند. نتایج این تحقیق با یافته­های یوستن[49] (1994)؛ لارسن[50] (2000)؛ وستن و بلاگو[51] (2007)؛ تامپـسون[52] (1994)؛ اکبری، خانجانی، پورشریفی، محمودعلیلو و عظیمی(1391)؛ آسایش، فرح بخش، دلاور و سلیمی بجستانی(1397)؛ مولرت، سیفرت، لیچت، کیرچ، ارتل، کارچ و موسمنن[53] (2008)؛ روبیتشک و آشتون[54] (2009) همخوان است. تنظیم هیجان تابعی از ساختار گسترده تنظیم عاطفه می­باشد. تنظیم عاطفه شامل چهار ساختار دارای همپوشی است که عبارتست از: مقابله، تنظیم هیجان، تنظیم خلق و دفاع­های روان­شناختی. مقابله به واسطه تمرکز عمده کاهش عاطفه منفی وتأکید بر دوره­های زمانی وسیع­تر متفاوت از تنظیم هیجان است.

دفاع­ها معمولا ناهشیار و خودکار هستند و به عنوان تفاوت­های فردی ثابت مطالعه می­شوند. عدم مهارت­های اجتماعی باعث ماندگاری نشانگان ضربه عشق به صورت طولانی­تردر زنان خواهد شد. افراد هر چقدر مهارت­های اجتماعی بالاتری داشته باشند، درروابط بهتر عمل می­کنند و همچنین بعد از اتمام یک رابطه عاشقانه، روش­های جایگزین مطلوب­تری را انتخاب می­کنند. نارضایتی از تصویر بدن یک مشکل مزمن به شمار می­آید که به خصوص زنان را در سراسر طول عمر درگیر می­کند در گروه غیربالینی، نارضایتی از تصویر بدن با  شاخص تودة بدنی بالاتر و رژیم مزمن، پاکسازی اختلالات خوردن مثل پرخوری تیلکا، اضطراب سطح بالاتری از افسردگی سطح پایین­تری از اعتماد به نفس و شکست عاطفی و به طورکلی با سطح پایین کیفیت زندگی ارتباط دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که واکنش­های شناختی دخترانی که تجربه شکست عشقی را داشتند به دو صورت سازگارانه و ناسازگارانه است. تحریفات شناختی یکی از واکنش­های ناسازگارانه شناختی افراد بود. یافته­های پژوهش حاضر اثر منفی تجربه خشونت با کنترل هیجان و مهارت­های اجتماعی و اثر مستقیم و مثبت نارضایتی از بدن را با رفتارهای خودزتی را مورد تایید قرار دادند. این یافته با یافته­های لامونت[55] (2010)؛ هیلاری[56] (2017)؛ پن و همکاران[57] (2003)؛ زنگنه، رئیسی سـر تـشنیزی، عـارفی، اسـفندآباد و امـامی­پـور (1395)؛ نوک[58] (2009)؛ غضنفری (1389)؛ گاندرسون[59] (1984)؛ جاکسون و بادی[60] (2020)؛ اندرس و همکاران[61] (2019) همخوان می­باشد. نتایج نشان داد، زنانی که بیشتر در معرض انواع خشونت­ها قرار گرفتند مهارت کنترل هیجان پایین­تری نشان دادند. اولـین بررسـی­هـا در مـورد خـشونت خـانگی مربـوط بـه خشونت بدنی بود اما درطول زمان انواع دیگر خشونت خانگی (روانــی ، اقتـصادی ،اجتمـاعی و....) مــورد توجـه جامعـه­شناسان و روان­شناسان قرار گرفت. در کشور آمریکا در سال­های 1970تا 1984، بر اساس نتایج بدست آمده، هشت عامل در ایجاد خشونت خانگی موثر بوده­اند کـه عبارتنـد از: 1. مـشاجره بـر سـر پـول؛ 2 .حـسادت؛ 3 .مسائل جنسی؛ 4 . مصرف الکل یا اعتیاد بـه مـواد مخـدر از ناحیه شـوهر؛ 5 .اخـتلاف بـر سـر فرزنـدان؛ 6 .بیکـاری شـوهر؛ 7 . علاقه زن به کار بیرون از خانه؛ 8 . بارداری . بـر اسـاس تحقیقات انجام­شده در ایران، به عوامل گوناگونی که در بـروز خشونت علیه زنان نقش داشته، اشاره می­شود : تفـاوت سـنی زوجـین، دخالـت خویـشاوندان و نزدیکـان زوجـین، تجربـه و مشاهده خشونت والدین توسط زوجین در خـانواده، خاسـتگاه و میزان تحصیلات شوهر که دارای ارتباط مثبت و معنی­داری بـا انواع خشونت شوهران علیه زنان (روانی، فیزیکی، اجتمـاعی و اقتصادی) می­باشد . متغیر درآمد زن که دارای رابطه مثبت و معنی­داری با خشونت روانـی، فیزیکـی و اجتمـاعی شـوهران علیه زنان در خانواده و رابطه معکوس و معنی­داری با خـشونت اقتصادی شوهران علیه زنـان در خـانواده مـی­باشـد. همچنـین میزان رضـایت و علاقـه زوجـین در انتخـاب همـسر، وضـعیت اشتغال زوجین، نوع شغل زوجین، سابقه وابـستگی شـوهر بـه مواد مخدر، تفاوت تحصیلات زوجین و تفاوت درآمـد زوجـین دارای ارتباط معناداری با انـواع خـشونت شـوهران علیـه زنـان درخانواده می­باشد. نتایج تحقیق از ارتباط منفی مهارت­های اجتماعی با تجربه خشونت را به صورت معنی­دار نشان داده است. هر چقدر زنان مهارت­های اجتماعی و ارتباطی بالاتری داشته باشند به همان میزان تجربه خشونت کم­تری را خواهند داشت. زنان با سابقه خشونت جنسی نارضایتی بدنی بیشتری را گزارش می­کنند، که با افزایش علائم روانشناختی و پریشانی­، افزایش رفتار خطر جنسی و کاهش قدرت ابراز وجود همراه است، تجربه خشونت شریک زندگی صمیمی به عنوان یک پیش­بینی­کننده مهم رفتارهای خودزنی درزنان است. نتایج نشان داد که با بالا رفتن سن زنـان بـه ویزه سنین جوانی و بزرگسالی، میزان خشونت علیه زنان افزایش می­یابـد. تحقیقات نتیجه بدست آمده دیگر نشان می­دهد که بـالاترین میـزان خشونت در گروه زنانی است که همسران آنها در دوران کـودکی از والـدین خـود کتـک مـی­خـورده­­انـد. در بررسی عوامل خانوادگی مرتبط با دشواری در تنظیم هیجانی اشاره کرده­اند، زنانی که در محیطی با مراقبت مادرانه پایین و فرزندپروری مداخله­گرانه و بیش محافظت­کننده رشد یافته­اند در تشخیص و توصیف هیجان­های خود و دیگران مشکل دارند. همه کسانی که به خود آسیب می­رسانند، با رفتارهای خودکشی با قصد مرگ مواجه نمی­شوند، شاید به دلیل ویژگی­های محافظ درون فردی، نقش یک چنین بالقوه، توانایی حل مسئله اجتماعی را مورد بررسی قرار داده­اند، بین خودزنی و افکار و تلاش­های خودکشی همبستگی معناداری وجود داشت، نتایج نشان داد این که افراد با توانایی حل مسئله اجتماعی بیشتر، رفتارهای خودکشی کمتری را در رابطه با خود گزارش دهند. ارتقاء مهارت­های حل مسئله ممکن است ارتباط بین خودکشی و پتانسیل رفتارهای خودکشی در آینده را برای برخی افراد تضعیف کند. ناآشنایی با مکانیسم­های دفاعی مناسب، احساس کنترل فردی ضعیف و عدم مهارت­های ارتباطی و اجتماعی مناسب، موجب شکنندگی هر چه بیشتر زوجین دارای تعارض زناشویی می­شود، افراد با مهارت­های اجتماعی بالا می­دانند که چگونه تصمیم­گیری منطقی و درست داشته باشند، ابراز وجود نمایند و خواسته­های و نظریات خود را مطرح کنند و پاسخ قاطع به تقاضا دیگران بدهند. مهارت­های ارتباطی به افراد کمک میکند تا بتواند کلامی و غیرکلامی و مناسب با فرهنگ خود را بیان کنند؛ بدین معنی که بتوانند نظرها، عقاید و خواسته­ها، نیازها و هیجان­های خود را ابراز و هنگام نیاز بتواند از یکدیگر درخواست کمک و راهنمایی نماید. بنابراین، این توانایی­ها در زنان را برای مقابله مؤثر برای پرداختن به کشمکش­ها و موقعیت­های زندگی یاری می­بخشند تا در رابطه با مشکلات سازگارانه عمل کنند و سلامت روانی خود را تأمین نمایند. نتایج تحقیق نشان داد زنانی که تجربه خشونت بیشتری داشتند، مدیریت و کنترل هیجان پایین­تری نشان دادند همچنین نمره خودزنی بالاتری را کسب کردند. نتایج بدست آمده از مطالعات انجام­شده نشان مـی­دهـد که پدیده خشونت علیه زنان و ارزش ندادن به شخصیت زن نه تنها سبب منزوی شدن آنها  از اجتماع می­شود بلکه باعث انفعال نیمـی از افراد جامعه می­گردد و با وجود چنـین معـضلی در جامعـه مـا هرگز نخواهیم توانست به برابری توسعه و صلح واقعی دسترسی پیدا کنیم. امروزه نهاد خانواده بـه منزلـه هـسته شـکل­گیـری روابط اجتماعی اثرات کاملاً مستقیمی بـر روی نهادهـای دیگـر جامعه دارد. حاصل خشونت با زنان در خانواده نه تنها به تـنش روابط در خانواده می­انجامد بلکه به اختلال در تعـاملات سـالم اجتماعی کمک می­کند بنابراین اگر روابط درون خانواده آشفته و غیرمعمول باشـد رفتارهای نابهنجار از آن جملـه خـشونت را بوجـود مـی­آورد و پیامدهای ناشی از این رفتارهای خشونت آمیز نه تنها برای خود فرد مشکلات جسمی و روانی بوجود می­آورد بلکه مـانع از ایـن می­شود که او در روابط اجتماعی خود با دیگران رفتـار بهنجـار داشته باشد و به جای فردی مستقل و توانمند فردی آسیب­پذیر و وابسته است. وجود رابطه همبستگی بالا و منفی در رفتار­های خودزنی و شکست عاطفی با مهارت­های اجتماعی در این پژوهش نشان داد، لزوم یادگیری مهارت­های اجتماعی در برخورد با مشکلات عاطفی می­تواند از اسیب­های بعدی و رفتارهای منفی در زنان جلوگیری کند. زنانی که دارای نقایصی در مهارت­های اجتماعی هستند، به دلیل عدم دریافت بازخورد مثبت و طرد توسط اطرافیان وارد یک چرخه معیوب و غلط تعامل با دیگران می­شوند که باعث می­شود بر قضاوت کلی آن­ها در مورد شایستگی اجتماعی­شان تاثیر بگذارد و این رابطه اشتباه به شکست عاطفی منجر و ختم شود. تجربه بین­فردی منفی باعث می­شود دنیای اجتماعی را تهدیدکننده ادراک کنند و در نتیجه از ارتباطات اجتماعی کناره­گیری کنند. اطلاعات حاصل از این پژوهش را می­توان به منظور بهبود عملکرد شغلی مشاوران و متخصصان خانواده در اختیار نهادهای حوزه خانواده قرار داد و در این راستا نقش مهمی در راستای ارتقای سلامت جامعه و حرکت به سوی جامع­های سالم ایفا کرد. خشونت خانگی یک مسئله اجتماعی است. تحقیقات نشان داد اگرچه همسر آزاری یا خشونت خانوادگی در گونه­های مختلف جسمی و روانی، عمری به قدمت تاریخ بشر دارد، آنچه آن را مسئله می­کند، گسترش فزاینده آن در وضعیت کنونی و افزایش چشم­گیر آمار خشونت علیه زنان است که آن را به معضل و مسئله اجتماعی تبدیل کرده است. به نظر می­رسد که فقدان مهارت­ها و توانایی­های عاطفی، روانی و اجتماعی زنان را در مواجهه با مشکلات و مسائل آسیب­پذیر نموده و آنها را در معرض انواع اختلال­های روانی، اجتماعی و رفتاری قرار می­دهد. ازاین رو، یکی از راه­های پیشگیری از بروز مشکلات، آموزش مهارت­های اجتماعی است. مهارت­های اجتماعی به مجموعه رفتارهای فراگرفته قابل قبولی گفته می­شود که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه مؤثر داشته باشد و از واکنش­های نامعقول اجتماعی خودداری کند. این مهارت­ها شامل طیف گسترده­ای از رفتارها از قبیل توانایی شروع ارتباط مؤثر و مناسب با دیگران، ارائه پاسخ­های مفید و شایسته، تمایل به رفتارهای سخاوتمندانه، همدلانه و یاری­گرانه، پرهیز از تمسخر، قلدری و زورگویی به دیگران و مجموعه پیچیده­ای از مهارت­ها همچون ارتباط حل مسئله و تصمیم­گیری، جرات­ورزی، تعاملات با همسالان و گروه و خود-مدیریتی را شامل می­شود. در یک جمع­بندی می­توان مطرح کرد، زنان با توجه به سیستم سرشتی، شناختی، رفتاری، فرهنگی و تربیتی در برخورد با رویدادهای زندگی، بار اکثر مسائل پیش­آمده  را بر دوش خود حمل کرده وترجیح می­دهند در قالب رفتارهای جایگزین آسیب­رسان به خود از اسیب زدن به دیگران جلوگیری کنند. شناسایی نظام زیست­شناختی زنان می­تواند به متخصصان کمک کند تا با توجه به این آمادگی­ها، عوامل خطرساز و نگه­دارنده را شناسایی و مداخله خویش را با توجه به ویژگی­های زیست­شناختی مراجعان طرح ریزی کنند تا به طور بهینه از ان سود ببرند دو .نکته جالب در مطالعه حاضر در زمینه رفتارهای خودزنی وجود داشت: نخست آن که سطحی از تجربه خشونت در زنانی که رفتار خودزنی هم نداشتند، وجود داشت. نکته دیگر ارتباط و امیختگی  بسیار بالا در  ابعاد عاطفی، هیجانی و اجتماعی در زنان بود. بر اساس یافته­های موجود به نظر می­رسد در درمان زنانی که رفتارهای خودزنی دارند، لازم است به تفاوت­ها و ویژگی­های عاطفی و اجتماعی و هیجانی انها توجه خاص شود. همچنین تاثیر عوامل فرهنگی و بافت اجتماعی اهمیت ویژه­ای دارد. لازم است مراقبت­های همه جانبه­ای شامل ارزیابی عوامل فردی- خانوادگی و اجتماعی صورت پذیرد. نتایج حاصل از این مطالعه نیز به این نکته بالینی را در بر دارد که با توجه به نقش تجربه خشونت  به عنوان قوی­ترین پیش­بینی­کننده رفتارهای خودزنی، در کارهای بالینی باید به این نقش عامل توجه شده و در برنامه­های پیشگیری ودرمانی علاوه بر کار کردن روی هیجان­ها، به بررسی وتعدیل تاثیر این عامل مهم پرداخته شود.

علی­رغم تلویحات نظری و عملی پژوهش حاضر، این مطالعه نیز مانند تمامی پژوهش­های دیگر دارای محدودیت­هایی بوده است که تحقیقات آتی باید به آنها توجه نمایند.

نه طرح حاضر و نه استفاده از الگویابی معادله ساختاری علیت را اثبات نمی­رسانند. به اعــــتقاد اندرسون و کربینگ (1988) با وجود اینکه استفاده از رویکرد الگویابی معادله ساختاری توانایی به دست دادن استنباط­های علّی را فراهم می­آورد، اما در این خصوص جانب احتیاط باید رعایت گردد. استفاده­کنندگان از روش الگویابی معادله ساختاری فرض می­کنند که بین متغیرهای الگوی آنها روابط علّی وجود دارد که این به معنای اثبات علیت نمی­باشد. بنابراین نمی­توان گفت افسردگی، شکست عاطفی، تجربه خشونت  و کنترل هیجان ،مهارت­های ارتباطی و نارضایتی از بدن عامل  خودزنی باشد. در این پژوهش نمونه­های غیربالینی مورد بررسی قرار گرفتند که این امر تعمیم­پذیری نتایج حاصل از این پژوهش را به جمعیت­های بالینی محدود می­کند. به دلیل اینکه مدل­یابی معادلات ساختاری به حجم زیاد نمونه نیاز دارد بنابراین استفاده از مصاحبه تشخیصی برای پژوهشگر مقدور نبود به همین دلیل برای جمع­آوری اطلاعات تنها از پرسشنامه استفاده شد. تکرارپذیری نتایج در هر پژوهشی ملاک مهمی برای قضاوت درباره یافته­های آن است. در این پژوهش، شرکت­کنندگان زنان 15 تا 25 سال بودند. از آنجایی که زنان و مردان سهم مهمی از اجتماع را تشکیل می­دهد، در تعمیم نتایج به گروه­های نمونه سن­های بالاتر و مردان  باید جانب احتیاط را رعایت کرد.

برای ارزیابی دقیق­تر و عینی­تر مهارت­های اجتماعی آزمودنی­ها، پیشنهاد می­شود در تحقیقات بعدی از روش مشاهده با استفاده از دوربین­های فیلم­برداری ویدوئویی استفاده شود. در ارزیابی مهارت­های اجتماعی زنان، محقق خود با مشاهده مستقیم  رفتار زنان در اجتماع  و موقعیت­های متفاوت و تهیه چک لیست­هایی به ارزیابی دقیق این مهارت­ها بپردازد.پس از بررسی شاخص­های برازش مدل در مدل­یابی، مسئله تعمیم­پذیری مدل مورد آزمون مطرح است. بررسی قابلیت تعمیم مدل برازش شده در این پژوهش (با استفاده از داده­های گروه زنان15-25 سال) به گروه­های نمونه دیگر، می­توان روایی بیرونی یافته­ها را نشان دهد. با توجه به اینکه مدل­های نظری متغیرهای دیگری مثل ویژگی­های شخصیتی، هم­جنس­گرایی، پرخاشگری، رفتارهای ضد اجتماعی، بزهکاری، طلاق، عوامل فرهنگی، اعتقادات مذهبی، جنسیت، نقش و کارکرد خانواده، اعتیاد و...را در سبب­شناسی خودزنی مطرح کرده بودند و در پژوهش حاضر به دلیل تعداد متغیرها امکان بررسی این متغیرها فراهم نبود. این که در این پژوهش از فرم­های خودگزارش­دهی استفاده شده، درپژوهش آتی از گزارش ، همسر یا شریک جنسی نیز در این زمینه استفاده شود تا بتوان نتایج را با یکدیگر مقایسه نمود. نتایج پژوهش بیانگر نقش  تاثیرگذار مهارت­های اجتماعی در خودزنی بود. راهبردهای شناختی رفتاری، درمانی عقلانی- عاطفی و آموزش سبک­های اسنادی مطلوب، اموزش مهارت­های زندگی به افراد برای افزایش تعبیرهای شناختی مثبت و مهارت­های اجتماعی و ارتباطی بالاتر به منظور پیشگیری و بهبود خودزنی استفاده شود. به طور کلی می­توان گفت از آنجا که بر اساس اغلب دیدگاه­های روان­شناختی از جمله روانکاوی، رفتارگرایی، شناخت­گرایی، انسان­گرایی و اخیراً به طور جدی بوم­نگرها، خانواده مهم­ترین و بیشترین نقش را در تکوین شخصیت اعضای خود و در پدیدآیی مشکلات روانی دارد، ضرورت دارد که در صدد حفظ سلامت ساختار و کارکرد خانواده باشد. کلید مداخله موفق در مورد رفتارهای عضو بیمار کمک کردن به خانواده برای حل کارآمدتر و موثرتر تضادهای مرتبط با نشانه های خودزنی است. به این ترتیب خانواده کارکردهای حل مسئله، ارتباطات، نقش­ها، پاسخگویی و درگیری عاطفی و نیز کنترل رفتاری خود را بهبود می­بخشد. بنابراین بهتر است علاوه بر درمان خودزنی، مراقبان و اعضای خانواده فرد بیمار را نیز برای شرکت در برنامه­های آموزشی مرتبط، تشویق کرد. همچنین بهتر است در جهت بهبود هر یک از ابعاد کارکردهای خانواده که مشکل در آن ها جزء عوامل زمینه­ساز خودزنی به شمار می­آید، آموزش­های لازم به خانواده­های مستعد ارائه گردد. به عنوان مثال در جهت ارتقای نحوه رابطه برقرار کردن در خانواده می­توان از آموزش مهارت­های ارتباطی استفاده کرد. همچنین برای درمان این افراد بهتر است ازخانواده درمانی استفاده شود. با توجه به عوارض چندجانبه نشانگان شکست عشقی در دختران دانشجوی دارای این تجربه، لزوم پرداخت به این موضوع بیشتر احساس می­گردد؛ از سویی دیگر از آنجا که بیشتر پژوهش­ها در این حوزه از نگاه پژوهش­های کمی بوده و سهم پژوهش­های کیفی به عنوان روشی که تجربه خود افراد را از رخداد نقل می­کند کمتر است، به دلیل افزایش آمار شکست عشقی وارتباط معنادار آن با رفتارهای خودزنی، تمرکز بر تجربه­های آسیب­دیدگان آن قابل توجیه است. شکست عشقی و افسردگی ونارشایتی از بدن اثرات زیان­باری بر کانون خانواده دارند و موجب تعارضات و گسستگی­های فردی، اجتماعی و گاهاً خانوادگی می­شوند، می­توانند به عنوان یک پدیده خاص فرهنگی دیده شوند و وابسته به نوع فرهنگ آثار متفاوتی داشته باشند. با توجه به عدم وجود آمارهای دقیق برای رفتارهای خودزنی به دلیل گرایش افراد به دریافت کمک­های غیرحرفه­ای لزوم انجام تحقیقات بیشتر جهت شناسایی عوامل موثر بر رفتارهای خودزنی وجود. با توجه به نتایج این تحقیق که عامل تجربه خشونت قوی­ترین پیش­بینی­کننده بر رفتارهای خودزنی مشخص شد، لزوم انجام مطالعات و کارهای بالینی بیشتر در این زمینه در تعدیل خودزنی و تجربه خشونت و روش­های پیشگیرانه و درمانی بعد از آسیب در رفتارهای بعدی تاثیر بسیار زیادی دارد. از انجایی که این پژوهش بر روی زنان 25-15 سال دارای رفتارهای خودزنی انجام شده پیشنهاد می­شود که در پژوهش‌های بعدی، در صورت امکان، ازحجم نمونه بیشتر، مردان ، سایر سنین و موقعیت های جغرافیایی دیگر استفاده شود.

 

 

[1]. Joseph Rontari Foundation

[2]. Self-harm Behaviors

[3]. Genifer, Kelada, Hasking & Martin

[4]. Depression

[5]. World Health Organization,WHO

[6]. Emotional Breakdown

[7]. Smith, Welsh & Fite

[8]. Watson -Currie

 

[9]. Experience of Violence

[10]. Social Skills

[11]. CHang, D'Argenio, Peracchio & Petti

[12]. Dizerilla & Wenzo

[13]. Olivet & SHirchok,

[14]. Gerant et al

[15]. Emotion Control

[16]. Norostorom &Papi

[17]. Donahiuo ,Gerans,Macloreh &Wanmal

[18]. Geras

[19]. Donahiuo et al

[20]. Body Dissatisfaction.

[21]. Egelton

[22]. Richesten, Brioschi & Ferrara

[23]. kash ,Teriyalt & Anis

[24]. Ferankelin ,Haron,Artor,SHerki &Perneshtain

[25]. Werhaen,Desmit,Wen &Camp

[26]. Structural Equation Modeling

[27]. The Self-Harm Inventory (SHI)

[28]. Beck Depression short Inventory (BDI-S)

 

[29].- Love Trauma Inventory (LTI)

[30] . Violence against Women Inventory(VWI)

[31] .Teenagers Social Skills Inventory (TISS)

[32] . Emotion control Questionnaire(ECQ)

[33] . Body Fisher Image Test (BFIT)

[34]. Tucker-Lewis

[35]. Root-Mean-Square Error of Approximation

[36]. Maximum Likilihood (ML)

[37]. Mardia’s normalized multivariate kurtosis value

[38]. Gertez & Romer

[39]. Biuochin,Gezek,Kap &meid

[40]. Di Evanzato, Jorman, Seymour & Gottlieb

[41]. Castro, Suarez, Pereira & Masdo

[42]. Masdo, Marquez, Quaresma, Suarez, Amaral, et al

[43]. Warden, Peters, Barry, Barocalf & Liverside

[44]. Garnewski & Keraij

[45]. Aldo, Nolen-Hooksma & Schweizer,

[46]. Sisler, Olatonji, Feldner & Forsyth

[47]. Ehring, Tuchen-Kaffir, Eshnol, Fischer, & Gross

[48]. Koibach, Barry, Hansen & Mikwalchek

[49] . Justin

[50] . Larsen                                                                                                                                                          

[51] . Westen & Blog

[52] . Thompson

[53] . Mollert, Seifert, Licht, Kirch, Ertel, Karch, & Mussmann

[54] . Rubiteshk & Ashton

[55]. Lamont

[56] . Hillary

[57] .Pen et al

[58]. NocK

[59]. Ganderson

[60]. Jackson &Buddy

[61]. Anders et al

  • اعزازی، ن. (1395). تحلیل تلئولوژیک مهارت های اجتماعی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش. مدیریت فرهنگ سازمانی، .304-283 (16).
  • اکبری، ا، خانجانی،ز، پورشریفی، ح، علیلو، م. عظیمی،ز. (1391). مقایسه اثربخشی درمان تحلیل رفتار متقابل با درمان شناختی – رفتاری در بهبود علائم مرضی شکست عاطفی دانشجویان
  • بهرامی، ج؛ صادقی، م؛ کارخانه، ن. (1394). بررسی اثرات شدت اضطراب اجتماعی و هوش معنوی بر پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان محمودآباد. پایان نامه کارشناسی ارشد، منتشر نشده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آیت اله آملی.
  • حسینی، ا. (1390)مقایسه میزان استرس و تصور از بدن خود در بین افراد 21 تا 31 ساله دارای سابقه عمل جراحی زیبایی و افراد عادی در شهر اهواز. فصلنامه تازههای روانشناسی صنعتی/سازمانی، 1(3 ،)75-84.
  • خواجه نوری، ی؛ عابدی، ح؛ توکلی، خ؛ نصیری، م(1390)تعیین سطوح پیشگیر ی در پدیده فرار از منزل. دومین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده، پژو هشکده خانواده، دانشگاه شهید بهشتی تهران.
  • دماوندیان, ا, گلشنی, ف, صفاری نیا, م, باغداساریانس, آ. (1400). مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیک بر پرخاشگری، رفتار های خود آسیب رسان و خود تنظیمی هیجانی نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران. پژوهش های روانشناسی اجتماعی. 11(41)، 31-58.
  • صمدی, ف, دلیر, م. (1399). نقش سلامت روانی و اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند. پژوهش های روانشناسی اجتماعی 10(40)، 21-42.
  • فاضل، ب، امینی ع، مهرابی ط، شریف پور ا، قاسمی ر. (1390). تأثیر آموزش گروهی مهارت های ارتباطی با رویکرد مذهبی بر میزان سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر. نشریه روان پرستاری، 4 (6)، 6-1.
  • قلی پور تهرانی، ن؛ روشندل، م؛ شاه محمدی، ن. (1394). تأثیر آموزش هوش هیجانی بر ارتقای هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران پزشکی در سال ۹۴-۱۳۹۳. فصلنامه علوم پزشکی. ۲۷ (۱): ۳۲-۳۹.
  • گریلین ،ا؛ژاکی،س،(2017).مترجم:بهمن اکبری گوابری و آزاده فرکت، تهران :انتشارات دیرین.
  • موسوی, س,زارع, سالک ابراهیمی, سیاحی، ح. (1396). نقش راهبردهای تنظیم هیجان در اختلالات هیجانی سربازان با سابقه تلاش‌های خودآسیبی (خودکشی و غیرخودکشی‌گرایانه). مجله طب‌نظامی22(1)73-64.
  • نعامی, ع, پورمیدانی, س. (1396). پیش‌بینی گرایش به آرایش براساس طرحواره‌های ناسازگار اولیه در زنان و دختران شهر اصفهان. پژوهش های روانشناسی اجتماعی 7(27)، 67-78.
  • Anderson, J., Campbell, J., & Glass, N. (2019). Effects of Partner Violence on Mental Health and HIV Disease Progressionin Women in Baltimore.
  • L Nolen-Hooksma.J & Schweizer.C. (2010). The Inventory of Parent and Peer Attachment: Individual differences and their relationship to psychological well-being in adolescence. Journal of Youth and Adolescence, 16, 427-454.
  • Biuochin, Gezek, Kap &meid. (2007). Emotion regulation as a mediator of the relation between emotion socialization and deliberate selfharm. American Journal of Orthopsychiatry, 79, 482-490.
  • Castro, Suarez, Pereira & Masdo. (2017). Data analytic methods for the analysis of multilevel questions: Acomparison of intraclass correlation coefficients, hierarchical linear modeling, within- and between-analysis, and random group resampling. The Leadership Quarterly, 13, 69-93.
  • Di Evanzato, Jorman, Seymour & Gottlieb. (2013). absolute and relative stability of alexithymia in alcoholic inpatients undergoing alcohol withdrawal: Relationship to depression and anxiety. Psychiatry Research, 157, 105-113.
  • CHang, A., D'Argenio, A., Peracchio, F., & Petti, P. (2004). Insecure attachment and alexithymia in young men with mood symptoms. The Journal of Nervous and Mental Disease, 189, 311-316.
  • N, Tuchen-Kaffir, Eshnol.J, Fischer.K, & Gross.V. (2010). In what ways are adolescents who engage in self-harm or experience thoughts of self-harm different in terms of help-seeking, communication and coping strategies? Journal of Adolescence, 28, 573587.
  • Ferankcin, D., Hasking, P., & Martin, G. (2012). The roles of emotion regulation and ruminative thoughts in n Vollrath, M. E., Torgersen, S., & Torgersen, L. (2018). Associations of children's Big Five personality with eating behaviors. BMC research notes, 11(1), 654onsuicidal self-injury. British Journal of Clinical Psychology, 53, 95-113.
  • Ferari, EC., Hammett, JF. O'Neal, DN., Lydston, EE. & Leon Aramburo LF. (2017). the Big Five Personality Traits and Intimate Partner Violence: Findings from a Large, Nationally Representative Sample. Violence Vict, 31(6), 1100-15.
  • Geras, S., Högberg, U., Lundell, I. W., & Svanberg, A. S. (2013). Exposure to violence among women with unwanted pregnancies and the association with post-traumatic stress disorder, symptoms of anxiety and depression. Sexual & Reproductive Healthcare, 6(2), 50-53.
  • Gertez & Romer (2004). Measurement of deliberate self- harm: Preliminary data on the Deliberate Self- Harm Inventory. Journal of Psychopathology & Behavioral Assessment, 23, 253–263.
  • Geliya, B. W. (2019). Clinical assessment of self-injury: A practical guide. Journal of Clinical Psychology, 63, 1057-1068.
  • Genifer, R., Kelada, L., Hasking, P., & Martin, G. (2008). Longitudinal analysis of adolescent NSSI: The role of intrapersonal and interpersonal factors. Journal of Abnormal Child Psychology.
  • N.B. (1984). Revealing the form and function of self-injurious thoughts and behaviors: A real-time ecological assessment study among adolescents and young adults. Journal of AbnormalPsychology, 118, 816-827.
  • S & Keraij.S. (2006). Emotional intelligence and borderline personality disorder. Personality and Individual Differences, 47, 94-98.
  • Hillary.B.K. (2017). The functions of deliberate self-injury: A review of the evidence. Clinical Psychology Review, 27, 226-239.
  • Igelton, P. B., Croot, E., & O’Cathain, A. (2011). Intimate partner violence in Pakistan: A systematic review.Trauma, Violence, & Abuse, 16(3), 299-315.
  • Kesh, J., Teribat J., & Glass, N. (2015). Effects of Partner Violence on Mental Health and HIV Disease Progressionin Women in Baltimore.
  • L. Joormann, J., & Gotlib, I. H. (1994). Emotion regulation in depression: Relation to cognitive inhibition. Cognition and Emotion, 24, 281-298.
  • U.L & Buddy.L.L (2020). Risk for suicide attempts among adolescents who engage in non-suicidal self-injury. Archives of Suicide Research, 11, 69-82.
  • M, Barry.F, Hansen.L& Mikwalchek.D. (2010). Impulsiveness and deliberate self-harm: A comparison of “first-timers” and “repeaters.” Acta Psychiatrica Scandinavica, 93, 378–380.
  • Lamber, S., Novak. M. A., Lutz, C. K., Meyer, J. S. (2016). The physiology and neurochemistry of self-injurious behaviour: A nonhuman primate model.Frontiers in Bioscience, 10, 1-11.
  • T. (2000). Suicide attempt self-injury interview (SASH): Development, reliability, and validity of a scale to assess suicide attempts and intentional self-injury.Psychological Assessment, 18, 302-312.
  • Lamont.L.O. (2010). Suicidal Behaviors Questionnaire (SBQ). Unpublished manuscript, University o Washington, Seattle
  • Macloreh, D. L., Holroyd, K. A., Reynolds, R. V., & Wigal, J. K. (2018). The hierarchical factor structure of the coping strategies inventory. Cognitive Therapy and Research, 13, 343-361.
  • Masdo, Marquez, Quaresma, Suarez, Amaral, et al. (2017). Childhood attachments, sexual abuse, and their relationship to adult coping in child molesters. Sexual Abuse: Journal of Research and Treatment, 12, 17-26.
  • N.V, Seifert.R.V, Licht, .F.C Kirch.B.N, Ertel.O.P, Karch.L.L, & Mussmann.K. (2008). an attachment model of personality disorders. In M. F. Lenzenweger & J. F. Clarkin (Eds.), Major Theories of Personality Disorder (2nd ed., pp. 231-281). New York: Guilford Press.
  • Nosterlom, R. A. (2019). Emotion regulation: A theme in search of definition.Monographs of the Society for Research in Child Development, 59, 25-52.
  • Nock, M. K. (2009). Understanding Nonsuicidal Self-Injury: Origins, assessment, and treatment (1st Ed.). Washington, DC: American PsychologicalAssociation.
  • Olivet, S, Marinus, L. M, Davenport, M. D, Pouliot, A. L, Kaufman, B. M, Fahey, M. A, et al. (2003). Evidence for an endogenous opioid involvement inthe expression of self-injurious behavior in rhesus monkeys. American Journal of Primatology, 60, 103.
  • Pen .L.J.et al. (2003). Affect regulation as a mediator of attachment and deliberate self-harm. Journal of College Counselling, 10, 44-53.
  • Rizizila, S., Desmet, M., Megank, R., & Bogaerts, S. (1999). Alexithymia and interpersonal problems. Journal of Clinical Psychology, 63, 109-117.
  • Richeston, A., Brioschi, B., & Ferrara, E. L. (2012). Violence against women: A cross-cultural analysis for Africa. Retrievedfrom National Bureau of Economic Research, p.238.
  • Rosse RB. The love trauma syndrome: free yourself from the pain of a broken. Perseus Publishing, a Member of the Perseus Books Group; 1999.
  • L.K & Ashton.N.O. (2009). Help-Seeking for Suicidal Thoughts and Self-Harm in Young People: A Systematic Review. Suicide and Life-Threatening Behavior, 42,507-524.
  • Schmitt, D. P., & Allik, J. (2010). Simultaneous administration of the Rosenberg SelfEsteem Scale in 53 nations: Exploring the universal and culture-specific features of global self-esteem. Journal of Personality and Social Psychology, 89, 623-642.
  • F, Olatonji.U, Feldner.D & Forsyth.E. (2010). the influence of cognitive emotion regulation strategies and depression severity on deliberate self-harm. Suicide and LifeThreatening Behavior, 38, 274-286.
  • Smith, T. W., & Williams, P. G. (2015). Assessment of social traits in married couples: Self-reports versus spouse rating around the interpersonal circumplex. Psychological assessment, 28(6), 726–736.
  • SHirchok, F. A., Young, R. M., Sullivan, K. A., & Lyvers, M. (2005). Parental bonding and alexithymia: A meta-analysis. European Psychiatry, 26, 197-193.
  • Thompson, R. A. (1994). Emotion regulation: A theme in search of definition.Monographs of the Society for Research in Child Development, 59, 25-52.
  • Watson, D., & Clark, L. A. (2004). The PANAS-X: Manual for the Positive and Negative Affect Schedule–Expanded Form. Unpublished manual, University of Iowa.
  • Werhacsen, G. J. (2011). Alexithymia: 25 years of theory and research. In I. Nyklicek, L.Temoshok, & A. J. JM. Vingerhoets (Eds.), Emotional Expression and Health: Advances in theory, assessment and clinical applications (pp. 138-154). Hove; New York: Brunner-Routledge.
  • D, Peters.L.A, Barry.K, Barocalf & Liverside.E. (2008). the PANAS-X: Manual for the Positive and Negative Affect Schedule–Expanded Form. Unpublished manual, University of Iowa.
  • L& Bloger.F. (2007). Unconscious memory bias in depression: Perceptual andconceptual processes. Journal of Abnormal Psychology, 109, 282-289.