نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشجوی کارشناسی روانشناسی ، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و رواشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و رواشناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Dark personality traits are linked to various social harms, including virtual bullying. This study aimed to explore the relationship between the five dark personality traits and virtual bullying, focusing on the moderating role of theory of mind in students.
Method: The current research is descriptive-correlational in nature. The statistical population includes all students enrolled in various universities across the country during the academic year 1402-1401. From this population, a sample of 426 individuals was selected using a simple random sampling method. The research utilized several tools, including a questionnaire assessing dark personality traits, a virtual bullying questionnaire, and the Theory of Mind computer test conducted within the Pursline virtual system. Data were analyzed using the adjusted hierarchical regression method.
Findings: The research results indicate a significant positive relationship between Machiavellian, antisocial, bullying, and spiteful traits and virtual bullying (P=0.001). Conversely, there is a significant negative relationship between narcissism and virtual bullying (P=0.001). Additionally, the findings reveal that theory of mind plays a moderating role in the relationship between other traits associated with harassment and spitefulness and virtual bullying (P=0.001). In other words, when theory of mind is low, the connection between the dark traits of vindictiveness and bullying and cyberbullying becomes stronger.
Conclusion: According to the results of this study, promoting theory of mind appears to be an effective protective factor against virtual harassment.
کلیدواژهها English
مقدمه
معمولا آدمی ناخودگاه با شنیدن کلمه قلدری به یاد زورگوییهای برخی افراد در دوران ابتدایی دبستان و نمایش آن در فیلمهای سینمایی میافتد. اما حقیت این است که نوع دیگری از آزارگری نیز وجود دارد که با قلدری های سنتی[1] متفاوت است. قلدری مجازی به عنوان پرخاشگری سایبری یا پرخاشگری الکترونیکی اطلاق میشود و نوعی قلدری است که با اعمال تهاجمی و با استفاده از فناوریهای الکترونیکی به مرحله ظهور میرسد (استوک دال، کوین، نلسون و اریکسون[2]، 2015). قلدری مجازی اقداماتی مانند اعمال موهن، به نمایش گذاشتن نظرات آزاردهنده، هک کردن یک حساب کاربری، افشا کردن اطلاعات شخصی دیگران بدون رضایت آنها، آزارگری و فرستادن پیام تهدیدآمیز را در بر میگیرد. همچنین ابعاد تکرار در طی زمان و نبود توازن قدرت بین پرخاشگر و قربانی به تعریف قلدری سایبری افزوده شدهاند (دل ری، کاسس و اولتگا[3]، 2016). دو ویژگی ذاتی قلدری مجازی شامل پرخاشگری مکرر و عدم تعادل قدرت میان قلدر و قربانی میباشد که هر دو مورد جنبههای کلیدی برای شناسایی موارد رفتار آزارگرانه مجازی هستند (دادور، اوردلمن و دی جانگ[4]، 2012؛ منین، گوارینی، ماملی و اسکرزیپیس[5]، 2021). پرخاشگری مکرر به این معنی است که چنین عملی بیش از یک بار یا دو بار اتفاق میافتد. بنابراین یک پیام تهدید آمیز بهعنوان آزارگری مجازی در نظر گرفته نمیشود (لیمبر، کوالسکی و آگاتستون[6]، 2008؛ کوالسکی، لیمبر و آگاتستون، 2012). ویژگی دوم یعنی ملاک «عدم تعادل قدرت» به وضعیتی اشاره دارد که قربانیان نمیتوانند به راحتی از خود در برابر قلدر دفاع کنند. از سوی دیگر نگرانیهای روز افزون در ارتباط با افزایش تعداد خودکشیهای مرتبط با آزار و اذیت مجازی که با فریب و انتشار متن، عکس و فیلم های خصوصی شکل میگیرد و برخی از نمونههای بارز آن در سالیان اخیر در افراد عادی و سرشناس جامعه از جمله دانشآموزان، مجریان و هنرمندان مشاهده شده از جمله مواردی است که ضرورت شناسایی عوامل درون فردی و عوامل تعدیل کننده آزارگری مجازی را برجسته میسازد.
براساس پژوهشهای انجام شده افراد دارای ویژگیهای شخصیتی منفی توانایی پیشبینی ارتکاب ضداجتماعی و جنایتکارانه را دارند (پیندا[7] و همکاران، 2022). صفات تاریک شخصیت[8] یکی از مهمترین عوامل درون فردی هستند که به جنبههای نفرتانگیز شخصیت و آسیب رسانی به دیگران اشاره میکنند و اغلب در رفتارهای ناهمخوان، سنگدلانه، فریب کارانه و توأم با مشکلات بینفردی دیده میشوند. سه ویژگی ماکیاولیسم، جامعهستیزی و خودشیفتگی از جمله صفاتی هستند که در شناسایی و فرمولبندی اولیه صفات مخرب به سهگانه تاریک شخصیت[9] معروف شدند (پاوولهوس ویلیامز[10]، 2002). طبق نتایج پژوهش محمودفخه، روشن و شیری (1401) سهگانه تاریک شخصیت با بیتفاوتی اخلاقی بازاریان رابطه مثبت و معنادار دارد. پائولهوس و ویلیامز (2002) در پژوهشهای ابتدایی خود نشان دادند که این صفات سهگانه همپوشی و شباهتهای بسیاری با یکدیگر دارند و خصوصیاتی مانند ناسازگاری، سنگدلی، فریبکاری، خودمحوری، فقدان صداقت و در نهایت تمایل به بهرهکشی میانفردی، ویژگیهای مشترک سهگانههای تاریک شخصیت هستند و احتمال دارد یکی از این صفات هسته مرکزی سایر صفات تاریک باشد (آرون[11]، 2013). همچنین نتایج پژوهش آقابابایی، محمدتبار و صفارینیا (2014) نشان داد که صفات صداقت- فروتنی و سهگانه تاریک به طور منحصر به فردی به اجتماعی بودن، جهتگیری مذهبی و شادی مربوط میشود. رمضانپور، جوزی، بگیان کوله مرزی (1401) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که صفات ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و خودشیفتگی به عنوان صفات تاریک شخصیت در ویژگیهایی مانند سبک اجتماعی بدخواهانه، نقض قوانین، ناسازگاری و احتمال ارتکاب رفتارهای ضداجتماعی مشترک هستند و چنین الگوهای رفتاری با تأثیرگذاری بر روی ارتباطات در شبکههای اجتماعی و ایجاد گرایش به سوء استفاده از دیگران، دست انداختن، خودنمایی کردن باعث میشود که این افراد از شبکههای اجتماعی به عنوان یک تقویت کننده رفتاری استفاده کنند. با این وجود برخی شواهد پژوهشی نشان داد صفات تاریک شخصیت علیرغم شباهت، سازههای متمایز و متفاوتی هستند و دو صفت جامعهستیزی و ماکیاولیسم در مقایسه با خودشیفتگی در ملاحظات اخلاقی تاریکتر و ناگوارتر قلمداد میشوند (آرون، 2013). از این رو به تدریج پژوهشگران با شناسایی مولفه چهارم دیگرآزاری[12] و مولفه پنجم کینهتوزی[13]، سهگانه پیشین را به مدل پنجگانه تاریک شخصیت بسط دادند (اوینگ، زیگلر هیل و ونک[14]، 2016).
دیگرآزاری یا سادیسم به ویژگی گفته میشود که فرد با آزار دیگران دچار کامیابی و سرخوشی میشود و این صفت میتواند مشکلات بسیاری را در روابط بین فردی متوجه اطرافیان کند. اگرچه این اصطلاح بیشتر در موقعیتهای جنایی و در حوزه مسائل جنسی بررسی شده است، با این وجود اخیراً پژوهشگران حالت خفیفتری از این پدیده را که به عنوان دیگرآزاری روزمره مرسوم است، مورد توجه قرار دادهاند که به شکل آزارگری غیرجنسی جلوه میکند و به نظر میرسد در جمعیت عمومی جامعه رایجتر باشد (پینکر[15]، 2011). در همین راستا برخی شواهد پژوهشی نشان میدهد که سادیسم با ابعاد صداقت- فروتنی، توافقجویی و عاطفی بودن در مقیاس هگزاکو[16] رابطه منفی دارد و با صفات تاریک ضد اجتماعی و ماکیاولیسم رابطه مثبت دارد (میر و اگان[17]، 2017). لچ[18] و همکاران (2019) در پژوهش خود نشان دادند که سادیسم پیشبینی کنندهی قابل توجهی برای فریب میباشد. علاوه براین کینهجویی[19] بهعنوان پنجمین صفت تاریک شخصیت در مواجه با احساسات و رویدادهای منفی توسط برخی افراد همانند یک راهبرد جهت تنظیم هیجان استفاده میشود. بهعبارتی چنین صفتی با تمایل به متحمل شدن هزینه به منظور آسیب رساندن به شخص دیگری مشخص میشود (فورسای و آنگلیم[20]، 2021 ). شهرت و کینهجویی (فوربر و اسمید[21]، 2014) و منافع نسبی برای فرد در صورتی که هزینه هایش کمتر از آسیبش به دیگری باشد (کورزبان، دسکیولی و اوبرین[22]، 2007)، همگی نمونههایی از پیچیدگی انگیزههای افراد کینهجو است. در مجموع کینهجویی با سبک بین فردی خصمانه (جنسن[23]، 2010)، سطوح پایین احساس گناه (استریکلند[24] و همکاران، 2013)، و نگرانی اندکی جهت جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران هنگام تصمیمگیری اخلاقی (مارکوز، زیگلرهیل، مرکر و نوریس[25]، 2014) همراه است و شواهد پژوهشی نشان میدهد با دیگر صفات تاریک شخصیت نظیر خودشیفتگی و ماکیاولیسم و ضد اجتماعی نیز رابطه دارد (زیگلرهیل و همکاران، 2015 ).
اگرچه افرادی که دارای صفات تاریک شخصیت هستند نگرانی نسبتاً اندکی برای رفاه دیگران از خود نشان میدهند اما به طور شگفتانگیزی دادههای معدودی از این ایده حمایت میکنند که فقدان همدلی در افراد دارای صفات تاریک شخصیت ناشی از نارسایی در نظریه ذهن[26] (ToM) آنهاست. اصطلاح نظریه ذهن که به توانایی شناختی درک حالتهای ذهنی مانند اهداف، نیات، باورها، تمایلات، هیجان ها و عواطف خود و دیگران اشاره دارد، نخستین بار توسط پریماک و وودراف[27] (1978) برای بررسی این فرضیه که آیا میمونها برای درک، تبیین و پیشبینی رفتار قادر به نسبت دادن حالتهای ذهنی هستند، استفاده شد (زمانکوا[28] و همکاران، 2018). همچنین نظریه ذهن عبارت است از یک توانایی شناختی که براساس آن فرد رفتار خود و دیگران را میفهمد و معنادار میکند (زمانکوا و همکاران، 2018). پژوهشها نشان دادهاند که مشخصه اصلی اختلالات روانی نقص در نظریه ذهن است (ایلزارب[29] و همکاران، 2019). بررسیهای متعدد در پژوهشها نشان داده است که نظریه ذهن ارتباط تنگاتنگی با فرآیندهای شناختی دارد. حتی این تاثیرگذاری آن قدر عمیق است که در شخصیتی که بعدا افراد کسب میکنند موثر میباشد (ونکادا، اوینگ، مرکر و نوسر[30]، 2015). در همین راستا برخی مطالعات نشان میدهند صفات ماکیاولیسم و ضداجتماعی هر دو با نقص در نظریه ذهن و همدلی همراه هستند (علی و کامورو- پرمیوزیک[31]، 2010؛ علی، آموریم[32] و کامورو- پرمیوزیک، 2009). به عبارتی افراد دارای صفات تاریک ضداجتماعی و ماکیاولی توانایی ضعیفی در درک احساسات دیگران داشته و تمایل بیشتری به استثمار آنها دارند (جانسون و وبستر[33]، 2012). در افراد تکانشی و مخاطرهجو ثبات عاطفی و اثرپذیری نیز پایین است. لذا به جای ذهنی بودن و ادراک دیدگاه دیگران بیشتر فیزیکی عمل میکنند (صیدی، احمدیان و صفاری نیا، 1401). نتایج حاصل از پژوهش عبدالمحمدی، محمدزاده و غدیری صورمان آبادی (1402) نشان داد، رابطه منفی معنیداری بین قلدری مجازی و همدلی عاطفی وجود دارد. همچنین مطالعات دیگری نشان میدهند افراد دارای صفت کینهجویی قابلیت کمتری در نظریه ذهن دارند (اوینگ، زیگلرهیل و ونک[34]، 2016). درحالی که برخی مطالعات نشان میدهند قلدرها ممکن است مهارتهای نظریه ذهن را بهتر از همسالان خود نشان دهند (جان، پتر و جان[35]، 1999). یکی از جمعیتهای مورد مورد هدف در زمینه ی قلدری مجازی، دانشجویان میباشند که ممکن است به صورت گروهی تحت تاثیر آسیب این مساله قرار گیرند و جامعه را تحت تاثیر قرار دهند. همچنین از دلایل دیگر انتخاب نمونه از جامعه دانشجویان بواسطه استفاده مداوم آن ها از فضای مجازی در مقایسه با سایر اقشار جامعه است. در مجموع با توجه به شواهد پژوهشی ذکر شده مبنی بر ارتباط صفات تاریک شخصیت و آزارگری در روابط بین فردی از یک سو و از سوی دیگر نتایج متناقض در ارتباط با نظریه ذهن و صفات تاریک شخصیت (دافنر[36] و همکاران، 2015) و اهمیت جامعهی دانشجویان در بخشهای مختلف جامعه، این سوال مطرح میشود که آیا نظریه ذهن ارتباط بین صفات تاریک شخصیت و قلدری مجازی در دانشجویان را تعدیل میکند؟
روش
روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که رابطه بین متغیرها را با روش تعدیلگری مورد بررسی قرار میدهد. متغیر تعدیل کننده (که در اینجا نظریه ذهن است) در واقع متغیر مستقلی است که نقش ثانویه دارد و محقق مایل است تا اثر آن را در فرآیند آزمودن فرضیه، در کنار متغیر مستقل مطالعه کند. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی سراسر کشور در سال 1402 بود. با توجه به نمونه مطلوب 400 نفر در مطالعات رگرسیونی از طریق روش نمونه گیری تصادفی از یک سو و معیار مادههای ابزار پژوهش و احتمال افت آزمودنی از سوی دیگر نمونه اولیه 430 نفر برآورد شد و پرسشنامههای صفات تاریک شخصیت، قلدری مجازی و تکلیف کامیپوتری نظریه ذهن در سکوی مجازی پرسلاین در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. پس از بررسی پاسخهای دریافتی 4 پاسخ نامه به دلیل تکمیل ناقص از فرآیند ارزیابی حذف گردید و در نهایت پاسخنامه 426 نفر بهعنوان نمونه نهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی شرکت کنندگان در این پژوهش 22/2 سال بود. دادهها به وسیله نرمافزار SPSS ورژن 24 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. همچنین رضایت آزمودنیها جهت انجام پژوهش کسب شد.
ابزارهای پژوهش
در ادامه ابزار به کار گرفته شده در پژوهش بیان میشوند:
الف) آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم[37]: برای سنجش ذهن خوانی از نسخهی کامپیوتری آزمون تجدید نظر شده ذهن خوانی از طریق چشمها بارون _ کوهن[38] (2001) استفاده شد. فرم تجدید نظر شده این تست شامل 36 سؤال میباشد، که شامل عکسهایی از ناحیه چشم هنرپیشههای زن و مرد است. با هر سؤال چهار توصیف حالت ذهنی (یک حالت هدف و سه حالت انحرافی با همان ارزش هیجانی) ارائه میشود. تنها با استفاده از اطلاعات بینایی از پاسخ دهندگان خواسته میشود کلمهای که بهترین توصیفکننده فکر یا احساس صاحب چشمها است را انتخاب کنند. برای نمره گذاری به هر جواب صحیح نمره یک تعلق میگیرد و نمرات بین دامنه 0 (صفر) و 36 قرار میگیرند. نمره کمتر از 22 نشانگر نظریه ذهن پایین، نمره بین 30-22 نشانگر نظریه ذهن متوسط است و نمره بالاتر از 30 نشانگر ذهن خوانی بالا میباشد. پایایی آزمون در نسخه ی اصلی و پژوهش فرناندز- اباسکال[39]و همکاران (2013)، 63/0 (P </01) بوده است. اعتبار و همسانی درونی این آزمون بعد از ترجمه در پژوهش بافنده(1390) از طریق روش آلفای کرونباخ 73/0 به دست آمد. همچنین در پژوهش بخشیپور، علیلو، خانجانی، رنجبر و با فنده قراملکی (1397) با روش کودر ریچاردسون 69/0 به دست آمد. در پژوهش ذبیح زاده و همکاران (1392) ضریب بازآزمایی آزمون در نمونه ای متشکل از ۳۰ دانشجو و در مدت زمان دو هفته 61/0 گزارش شده است. آلفای کرونباخ در این پژوهش 79/0 به دست آمد.
ب) آزمون قلدری و قربانی سایبری: پرسشنامه 20 سوالی قلدری سایبری توسط مینه سینی، نوسنتینی و کالوسی[40] (2011) ساخت و معرفی شده و دارای دو نسخه، یکی مربوط به کسانی است که با قلدری سایبری مواجه شده اند و دیگری نسخه مربوط به افرادی است که این نوع قلدری را مرتکب شدهاند. این پرسشنامه اگرچه بر روی نوجوانان و جوانان از نظر روایی و پایایی بررسی شده، ولی برای اجرا در تمام سنین و بالاخص در محیطهای کار نیز مناسب است. پرسشنامه دو بخشی قلدری سایبری شامل 20 سوال در طیف لیکرت پنج گزینه ای (هرگز (نمره 1)، یکی دو بار در ماه ( نمره 2)، دو تا سه بار در ماه (نمره 3)، هفته ای یکبار(نمره 4) و چندین بار در هفته (نمره 5)) است. 10 سوال اول که مربوط به قربانی قلدری سایبری است در چهار سطح به صورت قربانی قلدری خفیف (نمره 10 تا 20)، قربانی قلدری متوسط ( 20 تا 30)، قربانی قلدری زیاد (نمره 30 تا 40) و قربانی قلدری بسیار زیاد (نمره 40 تا 50) توصیف شد. 10 سوال بعدی که مربوط به عامل قلدری سایبری میباشد، در چهار سطح به صورت عامل قلدری خفیف (نمره 10 تا 20)، عامل قلدری متوسط ( 20 تا 30)، عامل قلدری زیاد(نمره 30 تا 40) و عامل قلدری بسیار زیاد (نمره 40 تا 50) توصیف شد. نمره کلی قلدری سایبری خفیف ( نمره 1 تا 25)، قلدری سایبری متوسط (نمره 26 تا 50)، قلدری سایبری زیاد(نمره 51 تا 75) و قلدری سایبری بسیار زیاد (نمره 76 تا 100) سطح بندی گردید. در نسخهی اصلی آزمون و پژوهش هیوسنا، تنتاما و پوروادی[41] (2020) مقادیر آلفای کرونباخ 0.7 است. در پژوهش شیرافکن و همکاران (1398) روایی محتوایی و صوری و ملاکی این پرسشنامه مناسب ارزیابی شده است. همچنین ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده در پژوهش شیرافکن و همکاران (1398) برای این پرسشنامه 78/0 برآورد شد. آلفای کرونباخ در این پژوهش 79/0 به دست آمد.
ج) پرسشنامه صفات پنجگانه تاریک شخصیت: این پرسشنامه ترکیبی از سه پرسشنامه «نسخه فارسی پرسشنامه دوجین کثیف پلاس و ویلیامز»، «نسخه فارسی مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری» و «نسخه فارسی مقیاس کینهتوزی» میباشد که توسط یوسفی، احمدی و میرزا زاده (1400) ابداع شده است. دادهها در دو مرحله مورد تحلیل قرار گرفت. ابتدا تحلیل عاملی اکتشافی حاکی از استخراج پنج مولفه ماکیاولیسم، جامعه ستیزی، خودشیفتگی، دیگرآزاری و کینهتوزی بود که توانست در نهایت 12/59% از واریانس را تبیین نماید. همچنین تحلیل عاملی تاییدی نشانگر تایید ساختار پنج عاملی و برازش مطلوب مدل بود؛ همه شاخصهای برازش بالاتر از مقدار بحرانی 9/0 بودند. ضرایب همسانی درون گویهها از طریق آلفای کرونباخ برای مولفهها بین 74/0تا 86/0 و برای کل مقیاس 77/0 بود. ضرایب بازآزمایی برای کل مقیاس 75/0 . برای مولفهها بین 70/0 تا 79/0 بود. مدل پنچگانه صفات تاریک شخصیت در نمونه ایرانی مورد تایید قرار گرفت و میتواند در موقعیتهای بالینی و پژوهشی مورد ازریابی قرار بگیرد. دادهها به وسیله نرمافزار SPSS ورژن 24 و روش رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها
برای بررسی رابطه مستقیم میان متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جدول 1 میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. شرکت کنندگان در مجموع 426 نفر بودند که شامل372 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، 32 نفر دانشجوی کارشناسی ارشد و 22 نفر دانشجوی دکتری بودند. علاوه بر این شرکت کنندگان پژوهش حاضر شامل 301 نفر خانم (65/70% درصد ) و125نفر آقا ( 35/29% درصد) بودند.
|
|
جدول 1. میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش |
|
||||||||
|
ماکیاولیسم |
آنتی سوشال |
خودشیفته |
سادیسم |
کینهتوزی |
نظریه ذهن |
قلدری مجازی |
|
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
تعداد |
|
||
|
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
گم شده |
|
||
|
3732/10 |
0563/13 |
4225/20 |
4742/7 |
3920/8 |
9859/21 |
8146/11 |
میانگین |
|
||
|
61252/5 |
0563/13 |
92263/5 |
10967/5 |
90415/4 |
89447/3 |
15645/4 |
انحراف معیار |
|
||
|
00/4 |
00/4 |
00/4 |
00/4 |
00/4 |
00/7 |
00/10 |
کمترین |
|
||
|
00/28
|
00/28 |
00/28 |
00/28 |
00/28 |
00/31 |
00/35 |
بیشترین |
|
||
|
1 |
451/0** |
214/0** |
424/0** |
421/0** |
-126/0** |
119/0* |
Pearson Correlation |
ماکیاولیسم |
|
|
|
|
000/0 |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
009/0 |
014/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
451/0** |
1 |
104/0* |
451/0** |
339/0** |
049/0 |
090/0 |
Pearson Correlation |
آنتی سوشال |
|
|
|
000/0 |
|
031/0 |
000/0 |
000/0 |
312/0 |
064/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
214/0** |
104/0* |
1 |
041/0 |
159/0** |
088/0 |
-073/0 |
Pearson Correlation |
خودشیفته |
|
|
|
000/0 |
031/0 |
|
394/0 |
001/0 |
070/0 |
116/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
424/0** |
451/0** |
041/0 |
1 |
438/0** |
-302/0** |
285/0** |
Pearson Correlation |
سادیسم |
|
|
|
000/0 |
000/0 |
394/0 |
|
000/0 |
000/0 |
000/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
421/0** |
339/0** |
159/0** |
438/0** |
1 |
-311/0** |
312/0** |
Pearson Correlation |
کینهتوزی |
|
|
|
000/0 |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
|
000/0 |
000/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
-126/0** |
049/0 |
088/0 |
-302/0** |
-311/0** |
1 |
-339/0** |
Pearson Correlation |
نظریه ذهن |
|
|
|
009/0 |
312/0 |
070/0 |
000/0 |
000/0 |
|
000/0 |
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
119/0* |
090/0 |
-116/0* |
285/0** |
312/0** |
-339/0** |
1 |
Pearson Correlation |
قلدری مجازی |
|
|
|
014/0 |
064/0 |
016/0 |
000/0 |
000/0 |
000/0 |
|
Sig. (2-tailed) |
|
||
|
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
426 |
N |
|
||
|
|
۰۱/۰ >P ** ۰5/۰ >P * |
|
||||||||
همانطور که در جدول یک مشاهده میشود ضرایب همبستگی صفات تاریک ماکیاولی، تنفرجویی و دیگرآزاری با قلدری مجازی (در سطح 01/0 P<) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین بین قلدری مجازی و نظریه ذهن (در سطح 01/0 P<) رابطه منفی معناداری وجود دارد. لازم به ذکر است بین صفات تاریک ضداجتماعی و خودشیفتگی با قلدری مجازی رابطه معناداری مشاهده نشد. در مجموع برای بررسی روابط تعاملی مربوط به متغیر تعدیل کننده از روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی استفاده شد. لازم به ذکر است برای بررسی روابط تعاملی متغیر پیوسته در پیش بینی یک متغیر وابسته، ابتدا باید متغیر مستقل اول و سپس متغیر مستقل دوم (متغیر تعدیل کننده) و در نهایت مضروب این دو وارد تحلیل رگرسیون شود. اگر تعامل در ورای اثر دو متغیر مستقل، واریانس تبیین شده متغیر وابسته را بطور معنی داری بالا برد میتوان اظهار داشت که متغیر مستقل دوم (متغیر تعدیل کننده)، رابطه بین متغیر مستقل اول و متغیر وابسته را تعدیل میکند (هاشمی شیخ شبانی و همکاران، 1387). نتایج حاصل از رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی در جدول 2 ارائه شده است.
جدول 2. نتایج تحلیل رگرسیون صفات ماکیاولی، ضداجتماعی و خودشیفتگی
|
صفات تاریک شخصیت |
مدل |
R |
R2 تعدیل شده |
ΔR2 |
ΔF |
P |
|
صفت ماکیاولی |
1 |
348/0 |
121/0 |
117/0 |
906/30 |
001/0 |
|
2 |
348/0 |
121/0 |
115/0 |
901/30 |
662/0 |
|
|
صفت ضد اجتماعی |
1 |
355/0 |
126/0 |
122/0 |
592/30 |
001/0 |
|
2 |
356/0 |
126/0 |
120/0 |
594/20 |
887/0 |
|
|
صفت خودشیفتگی |
1 |
360/0 |
131/0 |
124/0 |
538/29 |
001/0 |
|
2 |
362/0 |
131/0 |
125/0 |
542/29 |
893/0 |
نتایج تحلیل رگرسیون به منظور بررسی اثر تعدیلکننده نظریه ذهن در تبیین واریانس قلدری مجازی از طریق صفت ماکیاولی در جدول 3 نشان داده شده است . مقایسه نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 و 2 نشان میدهد که نظریه ذهن باعث کاهش ΔR2 به میزان 11/0 شده که این میزان معنادار نیست (11/0 ΔR2، 901/30ΔF= ، 662/0P=). همچنین مقایسه نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 و 2 برای صفت ضداجتماعی نشان میدهد که نظریه ذهن باعث کاهش ΔR2 به میزان 12/0 شده که این میزان معنادار نیست (12/0 ΔR2، 594/20ΔF= ، 887/0P=). در نهایت مقایسه نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 و 2 برای صفت خودشیفتگی نشان میدهد که نظریه ذهن باعث افزایش ΔR2 به میزان 12/0 شده که این میزان معنادار نیست (12/0 ΔR2، 542/29ΔF= ، 893/0P=).
جدول 3. نتایج تحلیل رگرسیون و ضرایب استاندارد و غیر استاندارد بر اساس مدل 1 و 2 صفت کینهجویی
|
مدل |
R |
R2 تعدیل شده |
ΔR2 |
ΔF |
P |
|
1 |
403/0 |
162/0 |
159/0 |
026/41 |
001/0 |
|
2 |
439/0 |
193/0 |
187/0 |
572/33 |
001/0 |
|
مدل |
B |
SEB |
β |
t |
P |
|
1- ثابت |
470/16 |
257/1 |
- |
106/13 |
001/0 |
|
نظریه ذهن |
286/0- |
050/0 |
268/0- |
722/5- |
001/0 |
|
صفت کینهجویی |
194/0 |
040/0 |
229/0 |
895/4 |
001/0 |
|
2- ثابت |
666/10 |
913/1 |
- |
576/5 |
001/0 |
|
نظریه ذهن |
007/0- |
086/0 |
006/0- |
080/0- |
936/0 |
|
صفت کینه جویی |
753/0 |
146/0 |
889/0 |
161/5 |
001/0 |
|
اثرتعدیل کننده نظریه ذهن |
028/0- |
007/0 |
653/0- |
974/3- |
001/0 |
مدل 1- متغیرهای پیشبین: نظریه ذهن و صفت کینهجویی
مدل 2- متغیرهای پیشبین: نظریه ذهن و صفت کینهجویی و اثرتعدیل کننده نظریه ذهن در تبیین قلدری مجازی
نتایج تحلیل رگرسیون به منظور بررسی اثر تعدیل کننده نظریه ذهن در تبیین واریانس قلدری مجازی در جدول 4 نشان داده شده است. مقایسه نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 و 2 نشان میدهد که نظریه ذهن باعث افزایش ΔR2 به میزان 19/0 شده که این میزان معنادار است (19/0 ΔR2، 572/33ΔF= ، 001/0P=). این مدل نشان میدهد که 19درصد از واریانس مشاهده شده در نمرات قلدری مجازی توسط اثر تعدیلکننده نظریه ذهن تبیین میشود. همچنین ضرایب استاندارد تحلیل رگرسیون در مدل2 نشان میدهد اثر تعدیل کننده ی نظریه ذهن (653/0- β=،974/3- t=) به طور معنادار واریانس قلدری مجازی را تبیین میکند.
جدول 4. نتایج تحلیل رگرسیون و ضرایب استاندارد و غیر استاندارد بر اساس مدل 1 و 2 صفت دیگر آزاری
|
مدل |
R |
R2 تعدیل شده |
ΔR2 |
ΔF |
P |
|
1 |
389/0 |
152/0 |
148/0 |
806/37 |
001/0 |
|
2 |
458/0 |
210/0 |
204/0 |
371/37 |
001/0 |
|
مدل |
B |
SEB |
β |
t |
P |
|
1- ثابت |
131/17 |
223/1 |
- |
891/13 |
001/0 |
|
نظریه ذهن |
297/0- |
050/0 |
279/0- |
931/5- |
001/0 |
|
صفت دیگرآزاری |
163/0 |
038/0 |
201/0 |
274/4 |
001/0 |
|
2- ثابت |
616/8 |
936/1 |
- |
450/4 |
001/0 |
|
نظریه ذهن |
113/0 |
088/0 |
106/0 |
283/1 |
200/0 |
|
صفت دیگرآزاری |
087/1 |
170/0 |
336/1 |
407/6 |
001/0 |
|
اثرتعدیل کننده نظریه ذهن |
047/0- |
008/0 |
110/1- |
578/5- |
001/0 |
مدل 1- متغیرهای پیش بین: نظریه ذهن و صفت دیگرآزاری
مدل 2- متغیرهای پیش بین: نظریه ذهن و صفت دیگرآزاری و اثرتعدیل کننده نظریه ذهن در تبیین قلدری مجازی
نتایج تحلیل رگرسیون به منظور بررسی اثر تعدیل کننده نظریه ذهن در تبیین واریانس قلدری مجازی در جدول 5 نشان داده شده است . مقایسه نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 و 2 نشان میدهد که نظریه ذهن باعث افزایش ΔR2 به میزان 20/0 شده که این میزان معنادار است (20/0 ΔR2، 371/37ΔF= ، 001/0P=). این مدل نشان میدهد که 20 درصد از واریانس مشاهده شده در نمرات قلدری مجازی توسط اثر تعدیل کننده نظریه ذهن تبیین میشود. همچنین ضرایب استاندارد تحلیل در مدل2 نشان میدهد اثر تعدیل کننده ی نظریه ذهن (110/1- = β، 578/5- t=) به طور معنادار واریانس قلدری مجازی را تبیین میکند.
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش متغییر نظریه ذهن در رابطه بین صفات تاریک وجود و قلدری مجازی انجام شد و به دنبال بررسی رابطهی صفات تاریک شخصیت با قلدری مجازی و نیز نقش تعدیلگر نظریه ذهن در این رابطه بوده است. همانطور که نتایج پژوهش نشان داده است، بین صفات تاریک شخصیت و قلدری مجازی رابطه وجود دارد و نیز در صفات تاریک دیگرآزاری و کینهجویی، نظریه ذهن نقش تعدیلگر ایفا اما در صفات تاریک ضد اجتماعی، ماکیاولی و خودشیفتگی این رابطه وجود ندارد.
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بین صفات تاریک شخصیت و قلدری مجازی رابطه وجود دارد. یافتههای به دست آمده از این پژوهش با نتایج پژوهشهای میر و اِگان (2017)، لچ و همکاران (2019) و روستینگ[42] (1998) همسو میباشد. قلدری مجازی عملی غیرتهاجمی است که با هدف توهین و آسیب رساندن به دیگران انجام میشود و افراد یا گروهها از طریق اینترنت یا رسانه های اجتماعی دیجیتال به طور مکرر آن را انجام میدهند (هاندونو، لاهیم و سیتی چای[43]، 2019؛ کوالسکی، لیمبر و مک کارد[44]، 2019). به عبارت دیگر قلدری مجازی هر نوع تعرض عمدی و مکرر پرخاشگری است که یک فرد یا گروه به صورت آنلاین در برابر قربانیانی که نمیتوانند به راحتی از خود دفاع کنند، انجام میدهد (وانگ، کیاﺋو، لی و دانگ[45]، 2021). در مقابل قلدری چهره به چهره، قلدران مجازی نمیتوانند واکنش پریشانی قربانی را ببینند؛ زیرا در متن بیهویتی رخ میدهد (آﺋویاما و تالبرت[46]، 2010). براساس پژوهش جاناسون و وبستر (2012) صفات تاریک شخصیت با برخی صفات منفی از جمله پرخاشجویی رابطه دارند. ویژگی اساسی صفات تاریک شخصیت این است که آنها از لحاظ اجتماعی و بین فردی آزاردهنده و ناخوشایند هستند. این صفات با فراوانی بالا میتوانند در موقعیتهای روزمره خانوادگی، شغلی و تحصیلی خود را نشان بدهند، با این حال شدت آنها به اندازه ای نیست که نیازمند توجه بالینی یا روانپزشکی باشد (جانسون، والنتین، لی و هاربسون[47]، 2011). پژوهش حاضر نشان داد که دو صفت سادیسم و کینهجویی با قلدری مجازی رابطه دارند. در افراد مبتلا به سادیسم، آسیب زدن به دیگران واجد یک لذت درونی میباشد (پاولهوس، باکلس، تراپنل و جانس[48]، 2020) و این افراد به دنبال فرصت برای درگیر شدن در فعالیتهای روزمره ظالمانه یا آزارگرانه هستند (احمدپور، 1397). همچنین روان تحلیل گران کینهتوزی را به گرایشی نسبت میدهند که در آن فرد به خودش آسیب میزند تا دیگران را تنبیه کند (پاولهوس و ویلیامز[49]، 2002). که میتوان پرخاشگری نسبت به قربانی را در هر دو صفت تشخیص داد.
فرضیه دیگر پژوهش به این موضوع پرداخت که آیا نظریه ذهن نقش تعدیلگری در رابطه ی بین صفات تاریک شخصیت و قلدری مجازی دارد یا خیر. براساس نتایج تحلیل دادهها یکی از عوامل اثرگذار بر سادیسم و کینهتوزی، نظریه ذهن میباشد. نظریه ذهن معتقد است تعاملات اجتماعی تحت تاثیر درک خود و دیگران بوده و در نتیجه روابط اجتماعی موفق مستلزم داشتن مکانیزمی خاص است که بتوان حالتهای درونی دیگران را پردازش کرد (یوسفی و ایمان زاد، 1397). عنصر اساسی در نظریه ذهن درک عوامل هدفمندی رفتار و جهت دار بودن ادراک دیگران است. تئوری ذهن ما را قادر میسازد تا رفتار دیگران را توضیح دهیم، پیشبینی و همچنین دستکاری کنیم (انجمن روانپزشکی آمریکا[50]، 2013). بررسی متون و مطالعات روانشناختی نشان میدهد که نظریه ذهن، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است و نقص در آن با اختلالات درون ریز (مانند افسردگی، اضطراب و انزوای اجتماعی) و اختلالات برون ریز (مانند بزهکاری و رفتار پرخاشگرانه) ارتباط دارد (زارع، ملک زاده، آقایوسفی و غلامعلی لواسانی، 1399). بهنظر میرسد افراد مبتلا به این دو صفت با ضعف در نظریه ذهن، قادر به درک مناسب امیال، هیجانات و خواستههای دیگران نبوده و از تاثیر دردآور اقدامات قلدرانه ی خود بر قربانیان بسیار بیگانه اند. در حقیقت قلدری مجازی به جهت ماهیت بیهویتی فضای مجازی سبب میشود تا به دلیل عدم مشاهدهی چهره و حالات و هیجانات فرد قربانی، اقدام به قلدری و عدم همدلی و درک مناسب افزایش یابد. بدین صورت که با آموزش و توانمند سازی در زمینه های مرتبط با نظریه ذهن، می توان رفتارهای تلافی جویانه همچون قلدری مجازی را در افراد مبتلا به صفات دیگر آزاری و کینه جویی تعدیل نمود. در پژوهش حاضر نیز برخی از محدودیتها وجود داشت: از جمله اینکه پژوهش به صورت مقطعی و دو ابزار آن از نوع خودگزارشی و پرسشنامه بوده است. همچنین این پژوهش فقط در جامعهی دانشجویان جوان انجام شده که میتواند نتایج متفاوتی را در سنین بالاتر و در اقشار دیگر به همراه داشته باشد .از این جهت پیشنهاد میشود که این پژوهش در سنین بالاتر و فرهنگها و کشورهای دیگر تکرار شود و نتایج آن با یکدیگر مقایسه شود. جهت کاهش خطاهای ابزارهای خودگزارشی بهتر است پژوهشهای بعدی از طریق مصاحبه انجام گیرند. از جنبه کاربردی، نظر به تاثیر نظریه ذهن در دو صفت سادیسم و کینهتوزی و در نتیجه بهبود روابط اجتماعی، لازم است که نقش والدین و کادر آموزشی را در جهت تربیت و پرورش این ویژگی تقویت کرد.
تشکر و قدردانی
این مقاله مستخرج از پایاننامه کارشناسی نویسنده دوم و دارای کد اخلاق IR.SCU.REC.1403.012 میباشد. از تمامی شرکت کنندگانی که در پژوهش حاضر حضور داشتند کمال تشکر را داریم.
تعارض در منافع
نویسندگان اظهار میدارند که هیچ گونه تعارض منافعی در مورد این مقاله وجود ندارد.
[1]. traditional bullying
[2]. Stockdale, Coyne, Nelson & Erickson
[3]. Del Rey, Casas & Ortega
[4]. Dadvar, Ordelman & De Jong
[5]. Menin, Guarini, Mameli & Skrzypiec
[6]. Limber, Kowalski & Agatston
[8]. dark tetrad personality
[9]. Dark triad personality
[10]. Paulhus & Williams
[11]. Arwen
[12]. sadism
[13]. Spitefulness
[14]. Ewing D, Zeigler-Hill & Vonk
[15]. Pinker
[16]. HEXACO
[17]. Meere & Egan
[18]. Lech
[19]. Spitefulness
[20]. Forsyth & Anglim
[21]. Forber & Smead
[22] Kurzban, DeScioli & O'Brien
[23]. Jensen
[24]. Strickland
[25]. Marcus, Zeigler-Hill, Mercer & Norris
[26]. Theory of Mind
[27]. Premack & Woodruff
[28]. Zemánková
[29]. Ilzarbe
[30]. vonkada, Ewing, Mercer & Noser
[31]. Ali & Chamorro-Premuzic
[32]. Amorim
[33]. Jonason & Webster
[34]. Ewing, Zeigler-Hill & Vonk
[35]. Jon, Peter & John
[36]. Dufner
[37]. Computer Version of revised reading the mind in the eye test
[38]. Baron-Cohen
[40]. Menesini, Nocentini & Calussi
[41]. Husnaa , Tentamab & Purwadic
[42]. Rusting
[43]. Handono, Laeheem & Sittichai
[44]. Kowalski, Limber & McCord
[45]. Wang, Qiao, Li & Dong
[46]. Aoyama & Talbert
[47]. Jonason, Valentine, Li & Harbeson
[48]. Paulhus, Buckels, Trapnell& Jones
[49]. Williams
[50]. American Psychiatric Association