تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانههای اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه
دوره 16، شماره 61، بهار 1405، صفحه 71-90
https://doi.org/10.22034/spr.2026.523821.2136
خدیجه زبیدی زاد، کامران یزدانبخش، خدامراد مومنی
چکیده م مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روانشناختی رایج در کودکان و نوجوانان است که بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی آنها تأثیر میگذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه میان بدرفتاری دوران کودکی و حمایت اجتماعی ادراک شده با نشانههای اضطراب اجتماعی با نقش میانجی ذهنی سازی در دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه انجام شد. روش پژوهش همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند. بر اساس برآوردهای جمعیتی و آمارهای موجود، حجم این جامعه در سال تحصیلی مذکور بالغ بر 25,۰۰۰ نفر تخمین زده میشد. که با روش نمونهگیری خوشهای، 292 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای استاندارد اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاگرکا و لوپز، 1998)، بدرفتاری دوران کودکی (برنستاین، 2003)، حمایت اجتماعی ادراکشده (ریمن و همکاران، 1988) و ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2017) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS 28 و AMOS 24 انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد حمایت اجتماعی ادراکشده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم (با میانجیگری ذهنیسازی) بر اضطراب اجتماعی دارد (01/0>p). بدرفتاری دوران کودکی تنها بهصورت مستقیم بر اضطراب اجتماعی تأثیرگذار بود (01/0>p). شاخصهای برازش مدل تأییدکننده برازش مناسب بودند و متغیرهای مدل توانستند 62 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین کنند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد مسیرهای روانشناختی میان تجارب اولیه و پیامدهای هیجانی پیچیده و چندبعدی هستند. نقش ذهنیسازی بهعنوان میانجی میتواند در شناسایی زودهنگام اضطراب اجتماعی و مداخله مؤثر برای پیشگیری از اثرات سوء آن بر سلامت روان نوجوانان مفید باشد.
طراحی و آزمون مدل علّی رابطه بین هویت اخلاقی و قلدری با میانجی گری عدم التزام اخلاقی در نوجوانان ایرانی
دوره 13، شماره 52، زمستان 1402، صفحه 13-30
https://doi.org/10.22034/spr.2024.410580.1852
کامیار عظیمی، منیجه شهینی ییلاق، مهرداد خوشناموند
چکیده مقدمه: شناسایی عوامل دخیل در ارتکاب قلدری نوجوانان، به ویژه سازوکارهای اخلاقی، برای هدایت تحقیقات، سیاستگذاری و کاربرد عملی در جهت پیشگیری و کاهش رفتار قلدری نوجوانان حائز اهمیت است. بنابراین، بر اساس مدل شناختی- اجتماعی هویت اخلاقی و نظریه شناختی- اجتماعی عاملیت اخلاقی، مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین هویت اخلاقی و قلدری نوجوانان ایرانی و نقش میانجیگری عدم التزام اخلاقی در این رابطه پرداخته است. روش: شرکت کنندگان متشکل از 392 دانش آموز (217 پسر و 175 دختر) دوره متوسطه دوم شهرستان کوهدشت با دامنه سنی 15 تا 18 سال (44/16 = میانگین و 72/0= انحراف استاندارد) بودند. آنها با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند و ابزار روابط نوجوانان همسال پرادا (2000)، مقیاس هویت اخلاقی آکوینو و رید (2002) و مقیاس سازوکارهای عدم التزام اخلاقی بندورا (1996) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل عامل تأییدی و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، هویت اخلاقی بهطور منفی و معنیدار قلدری (37/0- = β) و عدم التزام اخلاقی (27/0- = β) را پیش بینی میکند. همچنین، عدم التزام اخلاقی نقش مثبت و معنیداری در پیش بینی قلدری داشت (23/0 = β). افزون بر این، نتایج حاصل از مدلیابی معادله ساختاری حاکی از آن بود که عدم التزام اخلاقی به طور معنیداری رابطه بین هویت اخلاقی و قلدری را میانجیگری میکند (051/0- = β). نتیجهگیری: در مجموع، این یافته ها نقش هویت اخلاقی و عدم التزام اخلاقی را در رفتار قلدری نوجوانان برجسته میکند. مفاهیم نظری و عملی این یافته ها و جهتگیری ها برای تحقیقات آینده مورد بحث قرار گرفته است.
بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی رگههای جامعهستیزی نوجوانان
دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 115-138
https://doi.org/10.22034/spr.2022.368097.1790
محمد جعفرپور لواسانی، نوازش مرندی زاده شیروان، سید مهدی موسویان، فرزین باقری شیخانگفشه، حجت اله فراهانی
چکیده مقدمه: جامعهستیزی، اختلال شخصیتی چندبعدی است که تا به امروز توجه زیادی را در فضاهای بالینی به خود جلب کرده است. لذا در این پژوهش، اعتبار نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعهستیزی نوجوانان (YPI) و ارزیابی شاخصههای روانسنجی آن مورد نظر قرار گرفته است.
روش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی از نوع اکتشافی بود. نمونه شامل 557 نوجوان پسر ساکن استانهای تهران و گلستان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای جامعهستیزی نوجوانان و همدلی شناختی و عاطفی (QCAE) را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی مقیاس جامعهستیزی نوجوانان از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ تحلیل شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از وجود سه عامل بین فردی، عاطفی و رفتاری بود و دلالت بر نیکویی برازش مدل به دست آمده داشت (001/0>P). همبستگی معنادار میان پرسشنامه همدلی شناختی و عاطفی و مقیاس جامعهستیزی نوجوانان، روایی واگرای این ابزار را تأیید میکند (01/0>P). اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبهی ضریب آلفای کرونباخ و اعتبار مرکب عوامل، قابل قبول به دست آمد. نتایج پایایی این ابزار از طریق روش بازآزمایی، همبستگی بالا بین دو اجرا را نشان داد (01/0>P).
نتیجهگیری: در مجموع میتوان گفت نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعهستیزی نوجوانان (YPI) و ساختار سه عاملی آن مورد تأیید قرار گرفت و میتوان با برخوردار بودن از روایی و اعتبار مناسب، در پژوهشهای روانشناختی آن را به کار گرفت.
مقایسه کمالگرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین
دوره 12، شماره 45، بهار 1401، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/spr.2022.324076.1712
ستاره حدادی، محمدرضا تمنایی فر
چکیده مقدمه: اضطراب اجتماعی یکی از ناتوان کنندهترین اختلالات اضطرابی است که از ابتدای نوجوانی نشانههای آن آغاز شده و تا دورههای بعدی تحول ادامه پیدا میکند. این اختلال در زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی، زندگی شغلی و سایر ابعاد عملکردی فرد نابسامانیهایی به وجود میآورد. از این رو، شناسایی ویژگیهای مبتلایان اهمیت ویژهای دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا و اضطراب اجتماعی پایین بود.
روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسهای بود. جامعه آماری این پژوهش، همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کاشان در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونهی مورد مطالعه 329 نفر از دانش آموزان بودند که با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور (2000)، پرسشنامه کمال گرایی هیل (2004)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) و پرسشنامه نشخوار فکری هوکسما (1993) بود.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین دانش آموزان با اضطراب اجتماعی بالا و پایین در کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری تفاوت معناداری (5 0/0 > p) وجود دارد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به کمال گرایی سازش نایافته، راهبردهای غیر انطباقی تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا تاکید میکند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلههای آموزشی_ درمانی برای نوجوانان با اضطراب اجتماعی بالا دارد.
مقایسه اثربخشی برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری و برنامه آموزش ایمنسازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان
دوره 8، شماره 30، تابستان 1397، صفحه 1-18
سعید محمودی نیا، مژگان سپاه منصور، سوزان امامی پور، فریبا حسنی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و آموزش ایمنسازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه میباشد. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 60 نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان قبل از شروع مداخله پرسشنامه تکانشگری بارات را تکمیل نمودند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه 90 الی 120 دقیقهای آموزش به شیوه "آموزش جایگزین پرخاشگری" و " ایمنسازی در مقابل استرس" قرار گرفتند، در حالیکه گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر سه گروه پرسشنامه مزبور را تکمیل نمودند. دادههای بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط و به کمک نرم افزار SPSS25 تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که نمرات تکانشگری شرکت کنندگان در گروه آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را نشان میدهد، اما در نمرات گروه آزمایشی ایمنسازی در مقابل استرس در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نگردید. به علاوه در مقایسه اثربخشی دو روش آموزشی با یکدیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه میتوان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان یک روش جایگزین و یا مکمل در کنار سایر شیوههای مداخلهای برای کاهش تکانشگری و اصلاح رفتار نوجوانان استفاده نمود.
تدوین برنامه علاقه اجتماعی درمانی و ارزیابی اثربخشی آن بر رفتارهای قلدری و قربانی نوجوانان
دوره 8، شماره 30، تابستان 1397، صفحه 55-78
سید رضا پورسید، حمید علیزاده، فرنگیس کاظمی، احمد برجعلی، نور علی فرخی، سید مهدی پورسید
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه درمان با علاقه اجتماعی و ارزیابی اثربخشی آن بر رفتارهای قلدری و قربانی نوجوانان بود. روش: روش تحقیق پژوهش نیمهآزمایشی و طرح آن با دو گروه آزمایشی و دوگروه کنترل و ارزیابی به صورت پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری را کلیه دانشآموزان پسر قلدر و قربانی مدارس متوسطه دوره دوم شهر ابرکوه در سالتحصیلی 95-1394 تشکیل دادند. به منظور اجرای پژوهش، پس از انجام جامعهسنجی، از میان دانشآموزانی که براساس تحلیل نتایج جامعهسنجی، تحت عنوان قلدر و قربانی طبقهبندی شده بودند، تعداد 40 نفر دانشآموز بهطور تصادفی بهعنوان نمونه گروه قلدر و نیز 40 نفر دانشآموز بهطور تصادفی بهعنوان نمونه گروه قربانیقلدری انتخاب شدند؛ هر گروه بهطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند و پرسشنامه تجدیدنظر شده قلدر/ قربانی الویس را در پیشآزمون تکمیل نمودند. گروههایآزمایش بهصورت جداگانه، به مدت 12 جلسه (در هر هفته دو جلسه) در برنامه درمان با علاقه اجتماعی قرار گرفتند و گروههای کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه آمیخته نشان داد، برنامه درمان با علاقه اجتماعی در گروههای آزمایش در مقایسه با گروههای کنترل همتایخود، بهطور معناداری کاهش رفتارهای قلدری و قربانی را در مرحله پسآزمون و پیگیری داشتهاند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که کمک به نوجوانان برای باز جهتدهی عقاید و اهداف خود و کاهش احساس کهتری و افزایش تعلق و علاقهاجتماعی باعث بهبود رفتارها و کاهش رفتارهای قلدری و قربانی در نوجوانان شده است.
الگوی معادلات ساختاری از روابط بین پذیرش - طرد والدین، پردازش اطلاعات اجتماعی و پرخاشگری نوجوانان
دوره 7، شماره 26، تابستان 1396
اعظم درزی رامندی، راضیه شیخ الاسلامی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر نقش واسطهای پردازش اطلاعات اجتماعی در رابطه بین پذیرش - طرد والدین و پرخاشگری نوجوانان را مورد بررسی قرار داده است. روش: شرکتکنندگان پژوهش شامل 464 دانشآموز دورهی متوسطهی اول شهرستان قزوین (233 دختر و 231 پسر) بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. بهمنظور سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامهی طرد- پذیرش والدین، نسخهی کودکان (روهنر، 2005)، داستانهای اجتماعی (تورکاسپا و برایان، 1994) و پرسشنامهی پرخاشگری (باس و پری، 1992) بکار گرفته شد. تجزیهوتحلیل دادهها با روش الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار AMOS انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین یافتههای حاصل از بررسی فرضیههای پژوهش نشانگر آن بود که پذیرش ـ طرد مادر هم بهطور مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم، از طریق کاهش دو گام پردازش اطلاعات اجتماعی، شامل تفسیر و تشخیص و تصمیمگیری، پرخاشگری نوجوانان را افزایش داده است. پذیرش- طرد پدر، بر هیچیک از متغیرهای پژوهش اثرگذار نبود. نتیجهگیری: بهطورکلی، نتایج پژوهش حاضر شواهدی را برای نقش واسطهای پردازش اطلاعات اجتماعی در رابطهی بین پذیرش- طرد مادر و پرخاشگری نوجوانان فراهم آورد.