اثر انگیزه تعلق بر رفتار جامعه پسند: نقش میانجی همدلی و خودکارآمدی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد، گروه روانشناسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

چکیده

مقدمه: رفتار جامعه­پسند شامل رفتارهایی مانند همدلی، نوع دوستی و همکاری با هدف سود رساندن به دیگران است که ارتقاء سطح این رفتار باعث آسان­تر شدن تعاملات و بهزیستی جامعه می­شود، لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند با میانجی­گری همدلی و خودکارآمدی بود.
روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان  بود که با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 380  نفر برآورد شد که با استفاده از روش تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس انگیزه تعلق کوادرادو و همکاران(2016)، مقیاس رفتار جامعه­پسند، کاپرارا و همکاران (2005)، مقیاس همدلی آلبیرو و همکاران (2009) و خودکارآمدی شرر و همکاران (1982) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته­ها: نتایج نشان داد، اثر انگیزه تعلق بر همدلی (01/0p< ،32/0β= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/0β = ) معنادار است. اثر خودکارآمدی (01/0p< ،30/0β = ) و همدلی (01/0p< ،37/0β = ) بر رفتارهای جامعه­پسند نیز معنادار است. همچنین اثرات غیرمستقیم انگیزه تعلق از طریق همدلی (01/0p< ،92/7Z= ) و خودکارآمدی (01/0p< ،27/5Z= )  بر رفتار جامعه‌پسند معنادار بودند.
نتیجه­گیری: بر اساس نتایج می­توان گفت، انگیزه تعلق، همدلی و خودکارآمدی  اثر معناداری بر رفتارهای جامعه­پسند دانشجویان دارند؛ بنابراین جهت افزایش این رفتارها می­توان آموزش­هایی جهت افزایش سطح خودکارآمدی، انگیزه تعلق و همدلی در محیط آموزشی مورد توجه قرار داد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Affiliation Motivation on Prosocial Behavior: The Mediating Role of Empathy and Self-Efficacy

نویسندگان [English]

  • Abolghasem Yaghoobi 1
  • Sahar Mohammadi 2
1 Professor, Department of Psychology, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran
2 MA Student of Educational Psychology, Department of Psychology, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran
چکیده [English]

Introduction: Prosocial behaviors include behaviors such as empathy, altruism, cooperation with the aim of benefiting others, which improve the level of this behavior to facilitate interactions and the well-being of the community. so the purpose of this study is to investigate the relationship between affiliation motivation and prosocial behavior was mediated by empathy and self-efficacy.
Method: The research method was descriptive and correlational. The statistical population included students of Bu Ali Sina University of Hamadan. The sample size was 380 students who were selected using cluster random sampling method. Research instruments included Cuadrado et al.'s (2016) affiliation motivation, the Caprara et al. (2005) prosocial behavior, the Albiro et al. (2009) empathy, and Scherer et al. (1982) self-efficacy scales. Structural equation analysis method was used to analyze the data.
Results: The results showed that the direct effect of affiliation motivation on empathy (p <0.01, β = 0.32) and self-efficacy (p <0.01, β = 0.27) was significant. The direct effect of self-efficacy (p <0.01, β = 0.30) and empathy (p <0.01, β = 0.37) on prosocial behaviors is also significant. The results showed that the indirect effects of affiliation motivation through empathy (p <0.01, Z = 7.92) and self-efficacy (p <0.01, Z = 5.27) on prosocial behavior were significant.
 
Conclusion: Based on the results, concluded that affiliation motivation, empathy and self-efficacy have a significant effect on student prosocial behaviors, so to increase these behaviors, trainings to increase self-efficacy, affiliation motivation and empathy in the educational environment can be considered.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Empathy
  • self-efficacy
  • Affiliation Motivation
  • Prosocial Behavior

مقدمه

انسان­ها با وجود اینکه بر اساس نیازهای خود به دنبال جذب منافع فردی هستند، ولی در زندگی خود به صورت رسمی یا غیررسمی با اجتماعات، گروه‌ها، سازمان‌ها و به طور کلی انسان‌های دیگر سر و کار دارند (کوادرادو، تابرنرو، استاینل[1]، 2016). در موقعیت‌های مختلف، منافع فردی و منافع جمعی افراد باهم برخورد می‌کنند و در چنین موقعیت‌هایی ناچار به انتخاب هستند. در این موقعیت‌ها، فرد باید در عین حال که به هویت و شخصیت مستقل خود تاکید دارد، منافع و ارزش‌های دیگران را نیز در نظر بگیرد. او همواره باید یاد بگیرد که چگونه در جمع زندگی کند و در عین حال نیازهای خود را نیز تأمین کند (کارلو، پادیلا-والکر، نیلسون[2]، 2015). در فرایند یادگیری رفتارهای جامعه­پسند افراد به مرور در می­یابند که در راستای دستیابی به اهداف فردی، نمی‌توانند اجتماع را نادیده بگیرند و با مفاهیمی مانند دیگرخواهی، نوع دوستی، تعلق به گروه و همدلی روبرو شده و سعی در درک آنها دارند (خطیبی و یوسفی، 1399).

رفتار جامعه­پسند، رفتاری اجتماعی و مطلوب است که به شکلی داوطلبانه انجام می‌شود. هدف اصلی این رفتار، رفاه دیگران، مراقبت کردن از دیگران، کمک به دیگران و همچنین به اشتراک‌گذاری اطلاعات و منابع است (هاستین، اوتندال و سالیوان[3]، 2007؛ کنترراس-هوئرتا، لاک­وود، برد، اپس، کروکت[4]، 2020). با وجود تعریف‌های متفاوت برای رفتارهای جامعه­پسند، یک پایه‌ی مشترک بین همه تعاریف وجود دارد و آن این ‌است که این رفتارها به عنوان رفتارهایی که در جهت کمک و نفع رساندن به دیگران انجام می‌شود، تعریف می‌شوند. این رفتار، غالبا به صورت کمک‌کردن، همکاری کردن، قرض دادن یا سهیم شدن، آرام کردن دیگران، اهدا کردن کالا یا پول، فعالیت‌های داوطلبانه، حمایت از افراد دیگر در شرایط خطر، مراقبت از دیگران، همدلی و همدردی توصیف می‌شوند (کارلو، مستری، سمپر، تور، آرمنتا[5]، 2011). رفتارهای جامعه­پسند را می­توان از مطلوب­ترین کیفیت­های ماهیت انسان دانست طوری که این رفتارها در نقش یک مؤلفه مهم برای تحقق رشد افراد به ویژه در زمینه­های اخلاقی و اجتماعی شناخته می­شوند (شیخ­الاسلامی، ترکمن­ملایری، 1396). در واقع رفتار جامعه­پسند، در برگیرنده ویژگی­هایی همچون یاری به دیگران، توجه همدلانه، مهربانی، همکاری و فعالیت‌های داوطلبانه است (نافو-نوام، اوزفسکی، ایسریل، داویدو، ژان-واکسلر[6]، 2015).

انگیزه‌ی تعلق یکی از پنج نیاز سلسله مراتب مازلو است که شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می‌کند. عضویت در گروه‌های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد (خداپناهی، 1398). بر اساس نظریه مازلو (1981)، انگیزه‌ی تعلق در واقع پس از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای ایمنی که سطوح اولیه در سلسله مراتب نیازها هستند، قرار دارد. از نظر مازلو، نیاز به روابط بین فردی، در نهایت منجر به انجام رفتاری همچون دوستی و صیمیمت با دیگران، اعتماد کردن به آنها و احساس تعلق کردن به گروه آنها می‌شود. انگیزه تعلق یک نیاز و خواست است که فرد به برقراری ارتباط با دیگران، یکی شدن با گروه و میل به متصل بودن دارد. بر اساس این انگیزه، فرد احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت از بودن در اجتماع را تجربه می‌کند، سپس خواست را به دنبال می‌آورد و موجب تنش و کنش به سوی هدفی می‌شود که محصول آن، رفتار نیل به هدف اجتماعی شدن است. توالی این فرآیند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. به این ترتیب، انگیزه تعلق موجب تشویق و تحریک فرد به انجام کار یا رفتار به سمت گروه می‌شود (گنجی، 1393).

از دیدگاهی دیگر انگیزه تعلق تمایل به برقراری ارتباط اجتماعی یا تمایل به وابستگی است؛ انگیزه تعلق باعث می­شود افراد به دنبال روابط بین فردی مثبت باشند (زاسکودنا، سیمک، ملکیک[7]، 2013). انگیزه تعلق بالا نشان دهنده احساس قوی وابستگی متقابل اجتماعی است که در پی آن افراد با انگیزه وابستگی بالا تمایل دارند به جامعه خود و یا به نفع گروهی که به آن تعلق دارند عمل کنند و از این طریق این انگیزه نقش مهمی در ارتقا رفتارهای گروهی و جامعه­پسند دارد (باومیستر و لیری[8]، 1995؛ دی­وال و ریچمن[9]، 2011؛ وان­در گراف، کارلو، کروستی،کوت و برانجی[10]، 2018). با این حال به نظر می­رسد افراد طرد شده نیز وقتی که فرصتی برای ارتباط با دیگران می­بینند تمایل به انجام رفتار جامعه­پسند دارند. بدین ترتیب انگیزه تعلق در پیش­بینی رفتارهای جامعه­پسند موثر است (کارلو و همکاران، 2011).

رفتارهایی که از طریق تغییر تمرکز و توجه فرد به نیازهای خود و همچنین موجب تشویق و ترغیب و تمرکز فرد در پاسخ­گویی و برآورده کردن نیازهای دیگران می‌گردد، می‌تواند از عوامل موثر بر روی رفتارهای جامعه­پسند باشد (بری و براون[11]، 2017؛ هولزل، لازار، گراد، شومن-اولیویر، ویگو، اوت[12]، 2011). ارتقاء سطح رفتار جامعه­پسند که به شکل یک محدوده وسیع از رفتارها، شامل رفتار کمک کننده، نوع دوستی، همکاری و اتحاد با هدف سود رساندن به دیگر مردم، تعریف می­شود (ون ریزین، روست، بیگلان[13]، 2020؛ وینستین و رایان[14]، 2010)، در گروه ها و جوامع، افراد را به سمت توسعه شبکه­ها تشویق می­کند که باعث آسان­تر شدن همکاری­ها، بهزیستی و محیط و جامعه سالم­تر می­شود. بنابراین این نکته مهم به نظر می­رسد که اهداف انگیزشی و همچنین عوامل موثر متفاوت بر رفتار جامعه­پسند را تحلیل کنیم (کوادرادو و همکاران، 2016). که از جمله این عوامل می‌توان به متغیرهای همدلی[15] و خودکارآمدی[16] اشاره کرد.

همدلی، توانایی تصویرسازی خود به جای دیگری و فهم احساسات، تمایلات و ایده‌های فرد دیگر است. وقتی همدلی وجود داشته باشد، ما می‌توانیم وضعیت ذهنی فرد مقابل خود را خیلی سریع تجربه کنیم. یعنی وقتی از دیدگاه او به جهان بنگریم، می‌توانیم بر اساس درک خودمان از دنیای اطراف، به وضعیت ذهنی فرد مقابل در این لحظه، پی ببریم (کی‌ورستین[17]، 2015). افراد بدون همدلی، درگیر ویژگی‌های شخصیتی مثل قساوت، خودمحوری و ضداجتماعی بودن خواهند شد (وایت[18]، 2014؛ پادیلا-والکر، کریستنسن[19]، 2011). از نظر داویدو و بن‌فیلد[20] (2015) همدلی یکی از عوامل موثر و حیاتی است که رفتار جامعه­پسند را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با برانگیزاندن رفتارهای یاری‌رسان، تمایل افراد برای بالا بردن رفاه دیگران را انعکاس می‌دهد. رفتار اجتماع‌گرا مخصوصا در شکل نوع‌دوستانه می‌تواند مبتنی بر همدلی باشد. پاسخ‌های همدلانه یک عنصر ضروری در عملکرد اجتماعی مناسب به شمار می‌آید و نقش مهمی در رفتارهای اجتماعی دارد (ونتزل[21]، 2014). دیکتی، بارتال، اوزفسکی، نافو-نوام[22] (2016) و نظام و رضایی (1397) نیز بر ارتباط بین همدلی و رفتار جامعه­پسند تاکید کرده و این دو متغیر را در ارتباط مستقیم با هم معرفی می‌کنند. همچنین همدلی رفتارهای اخلاقی را در فرد فعال می‌کند و باعث می‌شود فرد برای ورود به موقعیت‌های اجتماعی برانگیخته شود و در نتیجه نقش همدلی در انجام رفتارهای مطلوب جامعه­پسند می­تواند قابل توجه باشد (گیلبرت، 2015؛ داویدو و بن‎فیلد، 2015). عامل دیگری که با رفتار جامعه­پسند ارتباط دارد، خودکارآمدی است.

خودکارآمدی بر اساس نظریه اجتماعی شناختی بندورا[23] (2006) به شکل درک فرد از توانایی‌های خود برای رسیدن به موفقیت تعریف می‌شود. خودکارآمدی در واقع درک از توانایی‌ها در یک فرد برای انجام دادن کارهای مشخص و ویژه است (گوادیانو و هربرت[24]، 2006). به طور کلی، بندورا خودکارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی می­داند که از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و بسیاری از خصوصیات شخصی را گسترش می­دهیم. باورهای خودکارآمدی بر انتخاب تکلیف، تلاش، استقامت، امتناع و پیشرفت افراد تأثیر می­گذارد (هیل[25]، 2014؛ چرچیا و سینگر[26]، 2017). پایین بودن باورهای خودکارآمدی در افراد، عزم و اراده آنها را سست و عملکردشان را مختل می‌کند (پگورو و شافر[27]، 2015). این باورهای خودکارآمدی برای هر فرد در خلال زمان با تجربه تحول می­یابند و تحول چنین باورهایی از کودکی شروع شده، در سراسر زندگی ادامه می­یابد و عواملی مانند خانواده، دوستان و همسالان، عوامل مرتبط با مدرسه، تغییرات رشدی و تفاوت­های جنسیتی در آن مؤثرند (پاجارس و شانک[28]، 2001). بر اساس پژوهش‌هایی که صیدی، صفاری­نیا و احمدیان (1398)، کارلو، پادیلا-والکر و نیلسون (2015)، تابارس[29] (2019) و چنگ، یی، زونگ، ژانگ، هیو، کیویی[30]و همکاران (2020) انجام دادند، خودکارآمدی فرد را تشویق می‌کند که به سمت رفتارهایی همچون کمک به دیگران، اشتراک‌گذاری و مشارکت با دیگران حرکت کند و در نتیجه باعث جلوگیری از بی‌تفاوتی اخلاقی می‌شوند که در واقع رفتارهای جامعه‌پسند را تشویق می‌کند.

با توجه به مطالب گفته شده، با اینکه رابطه بین رفتار جامعه­پسند و عوامل مرتبط با آن در پژوهش‌های دیگری مورد بررسی بوده است، اما روابط مطرح شده از طریق متغیرهای میانجی از اهداف اصلی این پژوهش بود تا مشخص شود رابطه بین این عوامل به طور مستقیم و همچنین به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی، چگونه است و آیا متغیرهای همدلی و خودکارآمدی می‌توانند رابطه بین انگیزه تعلق را با رفتار جامعه­پسند واسطه‌گری نمایند؟ در واقع بر اساس خلاء موجود در پژوهش‌ها، پژوهش حاضر در پی تعیین رابطه بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند با میانجی‌گری همدلی و خودکارآمدی است. مدل این پژوهش در شکل 1 نشان داده‌ شده است.

 

روش

پژوهش حاضر از نوع طرح‌های همبستگی است که در آن رابطه بین متغیرهای پژوهش با استفاده از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار می‌گیرد. جامعه آماری در پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان دانشگاه بوعلی­سینا همدان بود. حجم نمونه برابر با 380 نفر و برای انتخاب آن از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای استفاده شد. به این که صورت که ابتدا از بین دانشکده‌های مختلف، 5 دانشکده به طور تصادفی انتخاب شده، سپس در هر دانشکده به طور تصادفی 4 کلاس انتخاب و همه دانشجویان آن کلاس‌ها در پژوهش شرکت کردند. لازم به ذکر است که به دلیل شیوع بیماری کرونا  و عدم تشکیل کلاس­های حضوری جهت تکمیل پرسش­نامه­ها از فضای مجازی از قبیل درس افزار دانشگاه، واتس­آپ و تلگرام استفاده شد.

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس رفتار جامعه­پسند[31]: این مقیاس توسط کاپرارا، استکا، زلی و کاپانا[32] (2005) ساخته شده و دارای 16 گویه است که این مقیاس 16 سوال در طیف لیکرت 5 درجه ای از هرگز (1) تا همیشه (5) دارد. کمترین نمره 16 و بالاترین نمره 80 است. کاپرارا و همکاران (2005) با استفاده از نظریه سوال-پاسخ سوالات پرسشنامه را بررسی کردند و نتایج نشان داد که همه سوالات از قدرت تشخیص و تمیز مناسب برخوردار هستند. در ایران بیجاری(1383) این مقیاس را ترجمه و استفاده کرده است. بر اساس مطالعه مقدماتی در بین گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران این مقیاس دارای اعتبار 91/0 درصدی است و روایی درونی مقیاس از طریق  همبستگی سوالات با نمره کل پرسشنامه معادل 59/0 بود. همچنین پایایی به روش آلفای کرونباخ 91/0 بدست آمد (بیجاری، 1391). در پژوهش حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ معادل 94/0 بدست آمد.

ب) مقیاس انگیزه تعلق[33]: این مقیاس توسط کوادرادو و همکاران (2016) برای ارزیابی انگیزه تعلق تدوین شده است. این ابزار 6 سوال در طیف 7 درجه ای لیکرت دارد. کمترین نمره 6 و بالاترین نمره 42 است. سوال 2 نمره­گذاری معکوس دارد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی این مقیاس نشان داده که تک عاملی است و تک عامل 63 درصد واریانس کل را تبیین کرد. پایایی مقیاس به روش آلفای کرونباخ نیز 87/0 بدست آمده است. این مقیاس توسط پژوهشگران مطالعه حاضر ترجمه شده و روایی محتوایی از طریق نظرات اساتید روانشناسی و علوم تربیتی (10 نفر) با آزمون لاوشه بررسی و ضریب روایی محتوایی مقیاس معادل 88/0 بدست آمد. در بررسی روایی سازه نیز نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد همه گویه­ها با سازه اصلی ارتباط معناداری داشتند (047/0 =RMSEA ،97/0 =CFI ،95/0 =GFI ،21/2 =X2/df). پایایی نیز به روش آلفای کرونباخ برای مقیاس 86/0 بدست آمد (محمدی، 1400).

ج) مقیاس خودکارآمدی عمومی[34]: این مقیاس توسط شرر، مادوکس، مرکاندانت، پرنتیس-دان، جاکوب و راجرز[35] (1982) ساخته شده است.  مقیاس خودکارآمدی شرر دارای 17 ماده  5 گزینه­ای است که به هر ماده از 1  تا  5 امتیاز تعلق می­گیرد. گویه­های 2-4-5-6-7-10-11-12-14-16-17 معکوس نمره­گذاری می­شوند. بدین ترتیب بالاترین نمره 85 و پایین­ترین نمره 17 است. شرر و همکاران (1982) اعتبار محاسبه شده از طریق آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی عمومی را 76/0 ذکر کرده است. در پژوهشی که به منظور بررسی اعتبار و روایی این مقیاس توسط براتی انجام گرفت، مقیاس بر روی 100 آزمودنی که دانش­آموزان سوم دبیرستان بودند اجرا شد؛ همبستگی (61/0) به دست آمده از دو مقیاس عزّت نفس و خودارزیابی با مقیاس خودکارآمدی در جهت تأیید روایی سازه این مقیاس بود. ضریب پایایی برای این مقیاس در تحقیق اعرابیان و همکاران (1383) برابر با  74/0 به دست آمد  )زارع و عبداله­زاده، 1391).

د) مقیاس همدلی[36]: در این پژوهش از مقیاس همدلی آلبیرو و همکاران (2009) استفاده شد. این مقیاس 20 سوال از نوع لیکرت 5 درجه­ای و از دامنه 1(کاملا موافق) تا 5 (کاملا مخالف) دارد. این مقیاس دو بعد شناختی و عاطفی همدلی را مورد بررسی قرار می­دهد. روش نمره­گذاری سوالات (1، 6، 7، 8، 13، 18، 19، 20) معکوس است. آلبیرو و همکاران (2009) نیز پایایی کل مقیاس را به روش آلفای کرونباخ معادل 87/0 و برای ابعاد شناختی و عاطفی 74/0 و 86/0 محاسبه کردند. روایی همگرایی مقیاس را با شاخص کنش­ورزی بین شخصی دیویس معادل 58/0 بدست آوردند. در ایران نیز جعفری، نوروزی و فولادچنگ (1396) پایایی مقیاس را به روش آلفای کرونباخ بررسی و ضریب آلفا برای کل مقیاس 84/0 برای بعد شناختی 74/0 و بعد عاطفی 87/0 بدست آمد. روایی همگرای مقیاس نیز از طریق همبستگی با مقیاس ارتباط با همسالان در سطح 01/0 معنادار بود.

جهت اجرای پژوهش ابتدا پرسشنامه­ها در قالب نسخه الکترونیکی تدوین شدند و با هماهنگی­های لازم لینک ابزار در اختیار گروههای مختلف دانشجویی دانشگاه در فضای مجازی گذاشته شد و در مجموع 410 نسخه تکمیل شده بود که با کنار گذاشتن نسخه­های مخدوش 380 مورد وارد تحلیل شد. معیار ورود به پژوهش رضایت شرکت­کنندگان و معیار خروج نیز پاسخنامه ناکامل یا مخدوش بود. جهت بررسی و تحلیل داده­ها از شاخصهای توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و جهت بررسی برازش مدل از مدل­یابی معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای Spss22 و Lisrel8.8 استفاده شد.

یافته­ها

در پژوهش حاضر 380  دانشجو (251 دختر و 129 پسر) شرکت کردند. میانگین سنی پسران 6/23 و میانگین سنی دختران 3/22 سال بود. برای تحلیل داده­ها از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. قبل از اجرای تحلیل پیش­فرضهای معادلات ساختاری شامل نرمال بودن توزیع، استقلال خطاها و همخطی چندگانه بررسی شد. برای پیش­فرض طبیعی بودن متغیرهای پژوهش از آزمون کلموگروف-اسمیرنف استفاده شد که نتایج آن  در جدول شماره 1 نشان داد توزیع نمرات همه متغیرها نرمال است (05/0P> ).

جدول 1. نتایج آزمون کلموگروف-اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها

متغیر

Z

P

انگیزه تعلق

108/0

200/0

همدلی

089/0

200/0

خودکارآمدی

184/0

145/0

رفتارهای جامعه­پسند

205/0

103/0

برای بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین- واتسون استفاده شد که نتایج نشان از عدم همبستگی بین خطاها داشت (78/1D.W= ، دامنه بین 5/1 تا 5/2 قابل قبول است). برای بررسی همخطی چندگانه بین متغیرهای پیش‌بین از عامل تورم واریانس(VIF) و تحمل(Tolerance) استفاده شد که نتایج نشان داد عدم همخطی بین متغیرها برقرار است (دامنه VIF کمتر از 5 و تحمل بالاتر از 1/0 بدست آمد).  پیش­فرض دیگر برقراری رابطه خطی بین متغیرهای مستقل و وابسته است که با همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آن همراه با میانگین و انحراف معیار متغیرها در جدول 2 گزارش شده است.

جدول 2. میانگین، انحراف معیار و همبستگی بین متغیرهای پژوهش

متغیر

میانگین

انحراف معیار

1

2

3

4

VIF

Tolerance

دوربین-واتسون

1. انگیزه تعلق

47/25

71/4

-

 

 

 

34/1

74/0

 

2. همدلی

56/72

03/6

**41/0

-

 

 

32/1

75/0

78/1

3. خودکارآمدی

98/59

49/7

**45/0

**43/0

-

 

38/1

72/0

 

4. رفتارهای جامعه­پسند

27/58

10/8

**31/0

57/0**

**48/0

-

-

-

 

                                                                    01/0 **P<                                    

چنانکه در جدول 2 مشاهده می­شود، بین انگیزه تعلق با همدلی (41/0 r= و 01/0 P<)، خودکارآمدی(45/0 r= و 01/0 P<) و رفتار جامعه­پسند (31/0 r= و 01/0 P<)رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین همدلی  با خودکارآمدی (43/0r= و 01/0 P<) و رفتار جامعه­پسند(57/0 r= و 01/0 P<) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین خودکارآمدی  با رفتار جامعه­پسند نیز (48/0r= و 01/0 P<) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. برای آزمون فرضیه­های پژوهش به بررسی برازش مدل پرداخته شد، بر همین اساس به منظور ارزیابی الگوی پیشنهادی، الگوی مدل معادلات ساختاری[37] مورد استفاده قرار گرفت. در مرحله اول برای بررسی روابط متغیرهای مکنون از برازش کلی مدل و در ادامه ضرایب مربوط به روابط ساختاری (اثرات مستقیم و غیر مستقیم) مورد تحلیل قرار گرفت.

شکل 2. روابط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند با میانجی­گری همدلی و خودکارآمدی در حالت استاندارد

شکل 3. روابط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند با میانجی­گری همدلی و خودکارآمدی در حالت معناداری

ابتدا جهت تعیین برازش کلی مدل، شاخص برازش مدنظر قرار گرفت. شاخص­های برازش مدل در جدول 3 ارائه شده است. برای شاخص برازندگی [38]X2/df  مقادیر کوچکتر از 3 مناسب و هرچقدر به صفر نزدیکتر باشد حاکی از برازش خوب الگو می­باشد. برای شاخـص­های  GFI[39] و IFI[40]، CFI[41]، TLI[42] مقدار نزدیک به 90/0 و بالاتر به عنوان برازش نیکویی قابل قبول تلقی می­شود که نشان دهنده خوب بودن مدل می­باشد. در ارتباط با شاخص RMSEA[43] مقادیر نزدیک به 05/0 یا کمتر نشان دهنده برازش خوب الگو و مقدار 08/0 یا کمتر بیانگر خطای منطقی تقریب است؛ مقدار بالاتر از 10/0 نشان از الزام رد کردن الگو می­باشد (هومن، 1384). شاخص­های برازش ارائه شده در جدول 3 نشان از برازش مطلوب مدل دارد.

جدول3. شاخص­های برازندگی برای الگوی تدوین شده

RMSEA

CFI

TLI

IFI

GFI

X2/ df

df

X2

شاخص­های    برازندگی الگو

048/0

95/0

92/0

90/0

93/0

05/2

188

74/386

بعد از اصلاح

بعد از بررسی شاخص­های برازش مدل مورد مطالعه، روابط  متغیرها در مدل تدوین شده بررسی شد که نتایج آن در جدول 4 ارائه شده است.

جدول4. ضرایب مدل تبیین رفتار جامعه­پسند بر اساس انگیزه تعلق، با میانجی­گری همدلی و خودکارآمدی

مسیر مستقیم

ضریب رگرسیونی

آماره t

p

اثر انگیزه تعلق بر همدلی

32/0

47/5

001/0

اثر انگیزه تعلق بر خودکارآمدی

27/0

61/4

008/0

اثر همدلی بر رفتار جامعه­پسند

37/0

43/6

001/0

اثر خودکارآمدی بر رفتار جامعه­پسند

30/0

11/5

003/0

58/2t> ، در سطح 01/0  و 96/1t> ، در سطح 05/0  معنادار است

تجزیه و تحلیل داده های حاصل از فرضیه­های پژوهش از طریق ضرایب رگرسیونی در مدل معادلات ساختاری در جدول 4 نشان می­دهد که که اثر انگیزه تعلق بر همدلی (01/0 , p< 32/0β = )،  اثر انگیزه تعلق بر خودکارآمدی (01/0 ,p< 27/0 β =)،  اثر همدلی بر رفتار جامعه­پسند (01/0 ,p< 37/0 β =)، اثر خودکارآمدی بر رفتار جامعه­پسند (01/0 ,p< 30/0 β =) مثبت و معنادار بود.  همچنین برای بررسی نقش واسطه‌ای همدلی و خودکارآمدی در ارتباط بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند از آزمون سوبل استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 گزارش شده است.

جدول5. نتایج حاصل از بررسی نقش واسطه­ای همدلی و خودکارآمدی در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند از طریق آزمون سوبل

 متغیر پیش بین

متغیر ملاک

متغیر میانجی

Sobels test (z)

P

انگیزه تعلق

رفتار جامعه­پسند

همدلی

92/7

01/0

انگیزه تعلق

رفتار جامعه­پسند

خودکارآمدی

27/5

01/0

 

 نتایج حاصل از آزمون سوبل در جدول 5 نشان می­دهد که متغیر همدلی در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند (01/0 , p< 92/7 Z=)، نقش واسطه­ای معناداری دارد. متغیر خودکارآمدی نیز در ارتباط بین انگیزه تعلق و رفتار جامعه­پسند (01/0 , p< 27/5 Z=)، نقش واسطه­ای معناداری دارد.

بحث و نتیجه‌گیری

هدف از این پژوهش، بررسی مدل رابطه بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند با میانجی‌گری همدلی و خودکارآمدی بود. که یافته­ی اصلی پژوهش، معنادار بودن این رابطه را تائید می‌کند و این یافته هم‌جهت با نتایج چنگ و همکاران (2020)، تابارس (2019)، واندرگراف و همکاران (2018)، چیرچیا و سینگر (2017)، دیکتی و همکاران (2016)، نافو-نوام و همکاران (2015)، داویدو و بانفلید (2015)، ونتزل (2014)، زاسکودنا و همکاران(2013)، ترکمن ملایری و شیخ‌الاسلامی (1398) و نظام و رضایی (1397) است.

در جهت تبیین ارتباط مستقیم بین انگیزه تعلق با همدلی، می­توان از سلسله مراتب نیازهای مازلو کمک گرفت، بر اساس نظریه مازلو (1981)، پس از برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی، سطح سوم نیازهای انسانی اجتماعی است و انگیزه تعلق خاطر را شامل می­شود. بر این اساس، نیاز به روابط بین فردی باعث ایجاد رفتار می­شود؛ شامل دوستی، صمیمیت، اعتماد و پذیرش، دریافت و دادن محبت و عشق، وابسته بودن، جزئی از گروه بودن (خانواده، دوستان، کار). از طرفی نیز همدلی به عنوان ظرفیت بنیادی انسانی و به عنوان توانایی تجربه جهان از دیدگاه دیگران و تجربه اشتراکی احساس‌های آنها تعریف شده است (دیکتی و همکاران، 2016). فردی که انگیزه تعلق بالایی دارد و برای جزئی از گروه بودن، وابستگی، ایجاد روابط بهتر با افراد دیگر تلاش می‌کند، در نهایت بهتر می‌تواند جهان را از دیدگاه آنها بهتر تجربه کند و احساس‌های اشتراکی بین آنها زیادتر خواهد شد. بدین ترتیب با افزایش ارتباط و به اشتراک گذاشتن دیدگاه­های مشترک حس همدلی نیز در بین افراد بیشتر می­شود.

یافته بعدی بر ارتباط مستقیم بین انگیزه تعلق با خودکارآمدی تاکید می‌کند. انگیزه تعلق، بیان می‌کند که فرد به گروه اجتماعی وابستگی داشته یعنی گروهی را دوست می‌دارد و گروه هم به او علاقه نشان می‌دهد. نیاز به محبت دو جنبه فردی و اجتماعی دارد به‌طوری که گاهی افراد به یکدیگر علاقمند می‌شوند و گاهی گروه‌ها به یکدیگر نیازمند می‌شوند (گیلبرت، 2015). زمانی که فرد سلسله مراتب نیازها را طی کند و در آنها خود را بالاتر می‌ببرد در واقع تلاش می‌کند که به شکوفایی در پتانسیل‌ها و بالا بردن سطح خود کمک کند، از طرف دیگر از نظر بندورا (2006) نیز، خودکارآمدی در واقع قضاوت خود فرد در مورد توانایی‌ها و سطح خود و همچنین اثراتی است که این توانایی­ها بر آینده فرد می‌گذارد. به این ترتیب ارتباط بین انگیزه تعلق و خودکارآمدی تبیین می‌شود. از طرفی بر اساس نظر تابارس (2019) انگیزه تعلق ارتباط و همنوایی بین افراد در گروه­های مختلف را  نشان می­دهد وقتی افراد احساس می­کنند به جایی تعلق دارند و دیگران آنها را مورد تایید قرار می­دهند نسبت به خود و گروهشان احساس مثبتی پیدا کرده و در پی نشان دادن شایستگی­های خود به افراد دیگر و کسب توانایی بالاتر هستند این رویه می­تواند انگیزه افراد را بالا برده و به طور مستقیم بر خودکارآمدی آنها تاثیر مثبتی داشته باشد. 

یافته دیگر پژوهش ارتباط مستقیم بین همدلی با رفتار جامعه­پسند را نشان می­دهد. بر اساس نظر داویدو و بانفلید (2015) نقش همدلی در انجام رفتارهای مطلوب اجتماعی و همچنین پرهیز از رفتارهای ضد اجتماعی، مشهود است. در تفسیر این رابطه بین همدلی و رفتار جامعه­پسند می‌توان گفت که همدلی رفتارهای احلاقی را در فرد فعال می‌کند و باعث می‌شود فرد برای ورود به موقعیت‌های اجتماعی برانگیخته شود. در واقع همدلی در فرایندهایی که برانگیزاننده‌ی رفتارهای جامعه­پسند هستند، نقش محوری و اساسی دارد. به این ترتیب که همدلی به فهم یا پیش‌بینی آنچه که دیگران ممکن است فکر کنند یا احساسی که ممکن است دیگران داشته باشند منجر می‌شود، پس افراد از این طریق نسبت به نیازهای دیگران و عوامل موقعیتی که ممکن است این نیازها را ایجاد کند حساس می‌شوند. این مهارت بر اساس نظر وان­درگراف و همکاران (2018) نقش اساسی در رفتار مناسب‍تر اجتماعی و همچنین فهم افکار و احساس‌های دیگران و پذیرش دیدگاه‌های آنها و به طور کلی بالا رفتن مهارت‌های فرد رفتار جامعه­پسند دارد.

یافته دیگر نیز ارتباط مستقیم بین خودکارآمدی با رفتار جامعه­پسند را نشان می‌دهد. رفتارهای اجتماعی مطلوب (مانند کمک به دیگران، اشتراک‌گذاری، مهربانی و مشارکت) و بی‌تفاوتی اخلاقی (مانند بهانه‌جویی برای رفتارهای بد، مسئولیت‌ناپذیری درباره نتایج و سرزنش کردن قربانی) با یکدیگر ارتباط عکس دارند (ونتزل، 2014). ولی از طرف دیگر، خودکارآمدی، رفتارهای جامعه‌پسند را تشویق می‌کند و در نتیجه باعث جلوگیری از بی‌تفاوتی اخلاقی می‌شوند (تابارس، 2019)، از آنجایی که بر اساس نظر بری و براون (2017)، هر رفتاری که از طریق تغییر تمرکز و توجه فرد به نیازهای خود، یا از طریق تشویق و ترغیب و تمرکز فرد به نیازهای دیگران، منجر به تغییر رفتار فرد و حرکت او به سمت انجام رفتارهای مطلوب‌تر از نظر اجتماع حرکت دهد، می‌تواند از عوامل موثر بر روی رفتارهای جامعه­پسند باشد. به این ترتیب زمانی که تفکر خودکارآمدی، فرد را به سمت کمک به دیگران، اشتراک‌گذاری و مشارکت با دیگران در کارها پیش می‎برد، در واقع رفتارهای جامعه­پسند را تحت تاثیر قرار می‌دهد و سطح آنها را فرد بالاتر می‌برد.

در تبیین یافته پژوهش که مبنی بر ارتباط غیرمستقیم معنادار بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند با میانجی‌گری همدلی است، می‌توان گفت با توجه به نظری که نافو-نوام و همکاران (2015) در زمینه رفتار جامعه­پسند مطرح می‌کند، رفتار جامعه­پسند در واقع رفتاری است که در آن کمک به دیگران، همکاری با آنها، حمایت از آنها و همچنین همدردی و همدلی با آنها از رفتارهای اصلی به حساب می‎آید. از طرفی نیز بر اساس نظریه مازلو، انگیزه تعلق بالا در افراد باعث می‌شود که آنها نیاز و خواست بیشتری به ارتباط با دیگران داشته باشند (خداپناهی، 1398) و بنابراین بیشتر تمایل داشته باشند که رفتارهایی را در خود تقویت کنند که نشانه‌های همکاری و همدلی و کمک به دیگر اعضای جامعه در آن محسوس باشد که در نهایت منجر بالا رفتن رفتارهای جامعه­پسند در آنها می‌شود. به این ترتیب می‌توان ارتباط بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند را تبیین کرد که این ارتباط با میانجی‌گری همدلی محکم‌تر می‌شود.

یافته دیگر پژوهش این بود که ارتباطی غیرمستقیم و معنادار بین انگیزه تعلق با رفتار جامعه­پسند با میانجی‌گری خودکارآمدی وجود دارد. به منظور تبیین این یافته می‌توان به این نکته اشاره کرد که خودکارآمدی بر اساس نظریه بندورا (2006)، شامل باورهای فرد در مورد توان سازماندهی و اجرای موثر تکالیف در حیطه مشخص است که به هدف‎های خاصی می‌انجامد. با توجه به اینکه باورهای یک فرد، تعیین کننده رفتارهای او است، بنابراین باورهای خودکارآمدی در افراد بر فعالیت‌ها، تلاش و پشتکار آنها تاثیرخواهد گذاشت. براساس سلسله مراتب نیازهای مازلو، ارضای نیازها از جمله انگیزه تعلق و حرکت در مسیری که منجر به ارضای این نیازها شود، زمینه‌های رضایت فردی را فراهم می‌کند، و منجر به مثبت‌تر شدن باورهای فرد در مورد خود و در نتیجه بالاتر رفتن تفکر خودکارآمدی در فرد می‌شود. از طرفی نیز می‌توان با اشاره به اکتسابی بودن رفتارهای جامعه­پسند، این ارتباط را مشخص کرد که زمانی که افراد خودکارآمدی بالاتری در خود می‌بیند، بیشتر و با قاطعیت بیشتری در مورد رفتارهایشان در موقعیت‌های متفاوت اجتماعی تصمیم‌گیری کنند که این شیوه می­تواند هم بر خود فرد و هم بر دیگران تاثیر بگذارد. بنابراین تاثیرات مثبتی که فرد از بودن در گروه و اجتماع می­گیرد می­تواند خودکارآمدی را تقویت کند و بهبود خودکارآمدی نیز باعث اثرات مثبت بر گروه و اجتماع از طریق انجام رفتارهای مطلوب اجتماعی می­شود.

در مجموع، نتایج این پژوهش نشانگر نقش واسطه­ای همدلی و خودکارآمدی در رابطه بین انگیزه تعلق و رفتارهای جامعه­پسند بود.  همانطور که مشاهده شد، انگیزه تعلق به طور مستقیم بر همدلی و خودکارآمدی و غیرمستقیم بر رفتار جامعه­پسند اثر مثبت داشت. این یافته بر اهمیت انگیزه تعلق و نیاز افراد به گروه و اجتماع اشاره دارد. همچنین این یافته­ها بر  نگرش همدلانه و سطح خودکارآمدی در انجام رفتارهای جامعه­پسند دلالت دارد. طبق این یافته­ها پیشنهاد می­شود برنامه­های آموزشی تدوین شوند که  توانایی پذیرش و همدلی در کارهای گروهی و اجتماعی در افراد افزایش یابد که این موضوع نقش بالایی در ایجاد رفتارهای جامعه­پسند خواهد داشت.  

از جمله محدودیت­های پژوهش استفاده از ابزار خودگزارشی بود. محدودیت دیگر در نظر نگرفتن عامل جنسیت بود که می­تواند به صورت متغیر مستقل وارد مدل شود و اثرات آن بررسی شود. پیشنهاد می­شود در پژوهش­های آینده جنسیت نیز مورد توجه قرار گرفته و از روش­های دیگری در کنار پرسش­نامه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شود. با توجه به شکل­گیری رفتارهای اجتماعی در دوران کودکی و نوجوانی پیشنهاد می­شود این مطالعه در رده سنی کودکان و نوجوانان نیز انجام شود  تا بهتر بتوان از نتایج آن استفاده کرد.

 

[1]. Cuadrado, Tabernero & Steinel

[2]. Carlo, Padilla-Walker & Nielson

[3]. Hastings, Utendale & Sullivan

[4]. Contreras-Huerta, Lockwood, Bird, Apps & Crockett

[5]. Carlo, Mestre, Samper, Tur & Armenta

[6]. Knafo-Noam, Uzefovsky, Israel, Davidov & Zahn-Waxler

[7]. Zaskodna, Simek & Mlcak

[8]. Baumeister & Leary

[9]. DeWall & Richman

[10]. Van der Graaff, Carlo, Crocetti, Koot & Branji

[11]. Berry & Brown

[12]. Holzel, Lazar, Gard, Schuman-Olivier, Vago & Ott

[13]. Van Ryzin, Roseth & Biglan

[14]. Weinstein & Ryan

[15]. Empathy

[16]. self-efficacy

[17]. Kiverstein

[18]. White

[19]. Padilla‐Walker & Christensen

[20]. Dovidio & Banfield

[21]. Wentzel

[22]. Decety, Bartal, Uzefovsky & Knafo-Noam

[23]. Bandura

[24]. Gaudiano & Herbert

[25]. Hill

[26]. Chierchia & Singer

[27]. Peguero & Shaffer

[28]. Pajares & Schunk

[29]. Tabares

[30]. Cheng, Ye, Zhong, Zhang, Hu, Cui  et al

[31]. Prosocial Behavior Scale

[32]. Caprara, Steca, Zelli & Capanna

[33]. Affiliation Motivation Scale

[34]. General Self-Efficacy Scale

[35]. Sherer, Maddux, Mercandante, Prentice-Dunn, Jacobs & Rogers

[36]. Empathy Scale

[37]. Structural Equation Model

[38]. نسبت خی دو به درجه آزادی

[39]. شاخص نیکویی برازش

[40]. شاخص برازندگی افزایشی

[41]. شاخص برازش تطبیقی

[42]. شاخص تاکر- لوئیز

[43]. جذر برآورد واریانس خطای تقریب

  • بیجاری، فرح. (1391). رابطه قدردانی با ویژگی­های شخصیتی و رفتارهای جامعه­گرا در دانشجویان دختر و پسر. مطالعات روانشناختی، 8(3)، 133-107.
  • ترکمن ملایری، مهدی؛ شیخ الاسلامی، راضیه. (1398). همدلی و رفتارهای جامعه­پسند: نقش واسطه­ای هیجان­های اخلاقی، مجله روانشناسی تحولی، 15 (59)، 271-261.
  • جعفری، محمدعلی؛ نوروزی، زهرا؛ فولادچنگ، محبوبه. (1396). بررسی ساختارعاملی، پایایی و روایی مقیاس همدلی اساسی: فرم فارسی. مطالعات روانشناختی، 25، 38-24.
  • خداپناهی، محمدکریم. (1398). انگیزش و هیجان. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).
  • خطیبی، مینا؛ یوسفی، فریده. (1399). رابطه ذهن‌آگاهی و رفتار جامعه‌پسند دانشجویان: نقش واسطه‌ای راهبردهای شناختی تنظیم هیجان.فصلنامه علمی-پژوهشی زن و جامعه، 11(41)، 239-260.‎
  • زارع، حسین؛ عبداله­زاده، حسن. (1391). مقیاس­های اندازه­گیری در روانشناسی شناختی. تهران: آییژ
  • شیخ الاسلامی، راضیه؛ ترکمن‌ملایری، مهدی. (1396). تبیین علی رفتار جامعه­پسند نوجوانان بر اساس فلسفه فراهیجانی مادر و هیجانات اخلاقی. پژوهش­های روانشناسی اجتماعی، 7(28)، 22-1.
  • صیدی، ستار؛ صفاری نیا، مجید؛ احمدیان، حمزه. (1398). مدل ارتباط پرخاشگری و دیدگاه­گیری اجتماعی با رفتار جامعه­پسند با نقش واسطه­ای اعتماد اجتماعی. پژوهش­های روانشناسی اجتماعی، 9(36)، 20-1.
  • گنجی، حمزه. (1393). نظریه‌های شخصیت. تهران: ساوالان.
  • محمدی، سحر. (1400). تدوین مدل ساختاری تبیین رفتار اجتماع گرا بر اساس انگیزه تعلق و حساسیت طردشدگی با میانجی­گری خشم و اعتماد اجتماعی. پایان­نامه کارشناسی ارشد، رشته روانشناسی تربیتی، دانشگاه بوعلی­سینا همدان.
  • نظام، حمیدرضا؛ رضایی، سعید. (1397). طراحی برنامه مهارت­های همدلی مبتنی بر شناخت اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر رفتار جامعه­پسند کارکنان خدمات فرودگاهی. پژوهش­های روانشناسی اجتماعی، 8(29)، 131-117.
  • هومن، حیدرعلی. (1384). مدل‌یابی معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزار لیزرل. تهران: سمت
  • Albiero, P; Matricardi, G; Speltri, D; Toso, D. (2009). The assessment of empathy in adolescence: A contribution to the Italian validation of the ‘‘Basic Empathy Scale’’. Journal of Adolescence, 32(2), 393-408.
  • Bandura, A. (2006). “Guide for constructing self-efficacy scales,” in Self-Efficacy Beliefs of Adolescents, Eds F. Pajares and T. Urdan (Charlotte, CA: Information Age).
  • Baumeister, R.F., & Leary, M.R. (1995). The need to belong: desire for interpersonal attachments as a fundamental human motivation. Bull. 117, 497–529.doi:10.1037/0033-2909.117.3.497
  • Berry, D. R., & Brown, K. W. (2017). Reducing separateness with presence: How mindfulness catalyzes intergroup prosociality. In J. C. Karremans & E. K. Papies (Eds.) Mindfulness in social psychology. New York, NY, US: Routledge/Taylor & Francis Group.
  • Caprara, G. V; Steca, P; Zelli, A& Capanna, C. (2005). A New Scale for Measuring Adults' Prosocialness. European Journal of Psychological Assessment. 21, (2), 77-89.
  • Carlo, G., Mestre, M. V., Samper, P., Tur, A., & Armenta, B. E. (2011). The longitudinal relations among dimensions of parenting styles, sympathy, prosocial moral reasoning, and prosocial behaviors. International Journal of Behavioral Development, 35, 116–124.
  • Carlo, G., Padilla-Walker, L. M., & Nielson, M. G. (2015). Longitudinal bidirectional relations between adolescents’ sympathy and prosocial behavior. Developmental Psychology, 51, 1771
  • Cheng, L., Ye, Y., Zhong, Z., Zhang, F., Hu, X., Cui, R., et al. (2020) Mediating effects of general self-efficacy on the relationship between the source of meaning in life and prosocial behaviors in vocational college nursing students: A cross sectional study. PLoS ONE, 15(12), e0243796
  • Chierchia, G., & Singer, T. (2017). The neuroscience of compassion and empathy and their link to prosocial motivation and behavior. Decision Neuroscience: An Integrative Perspective Elsevier Inc 10.1016/B978-0-12-805308-9.00020-8
  • Contreras-Huerta, L. S., Lockwood, P. L., Bird, G., Apps, M. A. J., & Crockett, M. J. (2020). Prosocial Behavior Is Associated with Trans diagnostic Markers of Affective Sensitivity in Multiple Domains. Emotion. Advance online publication. http://dx.doi.org/10.1037/emo0000813
  • Cuadrado, E., Tabernero, C., & Steinel, W. (2016). Determinants of prosocial behavior in included versus excluded contexts. Frontiers in psychology6, 2001.
  • Decety, J., Bartal, B.A., Uzefovsky, F., & Knafo-Noam, A. (2016). Empathy as a driver of prosocial behavior: highly conserved neurobehavioral mechanisms across species. Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, 371(1686), 20150077 10.1098/rstb.2015.0077
  • DeWall, C.N., & Richman, S.B. (2011). Social exclusion and the desire to reconnect. Soc. Pers. Compass, 5, 919–932.
  • Dovidio, J. F., & Banfield, J. C. (2015). Prosocial behavior and empathy. International Encyclopedia of the Social & Behavioral Science (Second Edition), 216-220
  • Gaudiano, B. A., & Herbert, J. D. (2006). Self-efficacy for social situations in adolescents with generalized social anxiety disorder. Behavioural and Cognitive Psychotherapy35(2), 209-223.
  • Gilbert, P. (2015). Affiliative and prosocial motives and emotions in mental health. Dialogues in Clinical Neuroscience, 17, 381–389.
  • Hastings, P. D., Utendale, W. T., & Sullivan, C. (2007). The socialization of prosocial development. Handbook of socialization: Theory and Research, 4, 638-664.
  • Hill, C. (2014). An examination of the effectiveness of the Louisiana GEAR UP program in promoting self-efficacy, improving academic achievement and increasing teachers' aspirations for their students.
  • Holzel, B. K., Lazar, S. W., Gard, T., Schuman-Olivier, Z., Vago, D. R., & Ott, U. (2011). How does mindfulness meditation work? Proposing mechanisms of action from a conceptual and neural perspective. Perspectives on Psychological Science, 6(6), 537-559.
  • Kiverstein, J. (2015). Empathy and the responsiveness to social affordances. Consciousness and Cognition, 36, 532-542.
  • Knafo-Noam, A., Uzefovsky, F., Israel, S., Davidov, M., & Zahn-Waxler, C. (2015). The prosocial personality and its facets: Genetic and environmental architecture of mother-reported behavior of 7-year-old twins. Frontiers in Psychology, 6, 1-9.
  • Padilla‐Walker, L. M., & Christensen, K. J. (2011). Empathy and self‐regulation as mediators between parenting and adolescents’ prosocial behavior toward strangers, friends, and family. Journal of Research on Adolescence, 21, 545–551.
  • Pajares, F., & Schunk, D. (2001). The development of academic self-efficacy. Development of achievement motivation. United States, 7, 1-27.
  • Peguero, A. A., & Shaffer, K. A. (2015). Academic self-efficacy, dropping out, and the significance of inequality. Sociological Spectrum, 35(1), 46-64.
  • Sherer, M., Maddux, J. E., Mercandante, B., Prentice-Dunn, S., Jacobs, B., & Rogers, R. W. (1982). The self-eÅcacy scale: Construction and validation. Psychological Reports, 51, 663-671.
  • Tabares, A. (2019). Prosocial behaviors and their relationship with empathy and self-efficacy for emotional regulation in adolescents disconnected from illegal armed groups. Revista Criminalidad, 61 (3), 221–46.
  • Van der Graaff, J., Carlo, G., Crocetti, E., Koot, H.M., & Branji, S. (2018). Prosocial Behavior in Adolescence: Gender Differences in Development and Links with Empathy. J Youth Adolescence, 47, 1086–1099
  • Van Ryzin, M. J., Roseth, C. J., & Biglan, A. (2020). Mediators of Effects of Cooperative Learning on Prosocial Behavior in Middle School. International journal of applied positive psychology, 5(1-2), 37–52. https://doi.org/10.1007/s41042-020-00026-8
  • Weinstein, N., & Ryan, R. M. (2010). When helping helps: Autonomous motivation for prosocial behavior and its influence on well-being for the helper and recipient. Journal of Personality and Social Psychology, 98, 222-244.
  • Wentzel, K. R. (2014). Prosocial behavior and peer relations in adolescence. In L. M. Padilla-Walker & G. Carlo (Eds.), prosocial development: A multidimensional approach (pp. 178–200). New York, NY: Oxford University Press.
  • White, B. A. (2014). Who cares when nobody is watching? Psychopathic traits and empathy in prosocial behaviors. Personality and Individual Differences, 56, 116-121.
  • Zaskodna, H., Simek, J., & Mlcak, Z. (2013). The differences of the personality feature and of the emotional empathy for volunteering. J. Interdiscipl. Stud, 2, 411.