پیش‌بینی کننده‌های گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان دختر: نقش بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزشی روانشناسی- داشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز

2 دانشگاه آزاد اسلامی- واحد شیراز- گروه روان شناسی

چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی رفتارهای پرخطر بر اساس بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود در نوجوانان دختر انجام شد.
روش: طرح پژوهش حاضر همبستگی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان دختر 16 تا 18 ساله شهر شیراز در سال تحصیلی 1398-1399 بود که از بین آن‌ها، 320 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه­ای چند‌مرحله‌ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از پرسشنامۀ رفتارهای پرخطر زاده‌محمدی و همکاران (1390)، مقیاس اوّلیه دشواری در تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004)، پرسشنامه خود‌متمایزسازی (دریک و مورداک، 2015) و پرسشنامه ابراز وجود (گمبریل و ریچی، 1975) گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و به کمک نرم افزار SPSS نسخه­ 23 انجام شد.
یافته‌ها: ضریب همبستگی چندگانه، برابر با 52/0=MR بود (01/0P<) و 1/27% از واریانس مربوط به گرایش به رفتارهای پرخطر به وسیلۀ متغیرهای مذکور تبیین شد. بر اساس نتایج این پژوهش، از بین متغیرهای پیش­بین، ابراز وجود (36/0-=β، 01/0>P) و تمایزیافتگی (23/0-= β و 05/0P<) رفتارهای پرخطر را پیش‌بینی و در مجموع 1/27% از واریانس آن را‌ تبیین می‌کنند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر ضرورت توجه به ابراز وجود و تمایزیافتگی را به عنوان عوامل تاثیرگذار در رفتارهای پرخطر خاطرنشان می‌سازد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Predictors of High-Risk Behaviors in Female Adolescents: The Role of Emotional Dysfunction, Self-Differentiation and Self- Assertiveness

نویسندگان [English]

  • fatemeh mina 1
  • sajad aminimanesh 2
1 Islamic Azad University, Shiraz Branch
2 Islamic Azad University, Shiraz Branch
چکیده [English]

Introduction: This study aimed to predict high-risk behaviors based on emotional disorder, self-differentiation, and self-Assertiveness in female adolescents.
Method: The design of the present study was correlational. The statistical population of the study included all female adolescents aged 16 to 18 years in Shiraz. Among these adolescents, 320 people were selected as a sample using multistage sampling. Research data were collected using High- Risk Behavior Questionnaire (Zadehmohammadi et al, 2011), the initial scale of difficulty in emotion regulation (Gratz and Roemer, 2004), the self-differentiation questionnaire (Drake & Murdock, 2015), and the Self-Assertiveness questionnaire (Gambrill & Richey, 2015). Data were analyzed by correlation, regression analysis using SPSS-23.
Results: Multiple correlation coefficient was 0.52 (p<.01) and 27.1% of high-risk behaviors variance was explained by the study variables. Also, among the predictors, the two variables of assertiveness (β =-0.36, P<0.004) and self-differentiation (β=-0.23, P<0.05), predict high-risk behaviors The two variables of assertiveness, self-differentiation, predict high-risk behaviors and explain a total of 27.1% of its variance.
Discussion: According to the results, it is suggested to include these factors in prevention programs
aimed at reducing high-risk behaviors.

کلیدواژه‌ها [English]

  • high-risk behaviors
  • Emotional Dysfunction
  • Self-Differentiation and Self- Assertiveness

مقدمه

نوجوانی دوره ای حساس‌ و پیچیده در مسیر رشد است که در آن تحولات جسمی، عاطفی و روانی از سرعت بالایی بر خوردار هستند. این تغییرات زمینه را برای برخی رفتارهای پرخطر فراهم می‌کند. در ایران نیز جهت گیری به سمت رفتارهای پرخظر در نوجوان افزایش داشته است (صحت و امینی منش، 2020). نظریه‌های مختلف در بروز رفتارهای پرخطر عوامل مختلفی را دخیل دانسته‌اند که از آن جمله می‌توان به سبک تربیتی (میری، اسدی و رضایی‌نژاد، 1392)، سرمایه اجتماعی (سعادتی، 1399) و انگیزه‌های روانشناختی (صحت و امینی‌منش، 2020) اشاره کرد. نظریه ویژگی‌های ذاتی، معتقد است تفاوت‌های میان افراد، آنها را به طور طبیعی مستعد رفتارهای پرخطر می‌کند (کاپلان[1]، 1980). ولی، برای اثبات ویژگی‌های ذاتی خاص به عنوان عامل رفتارهای پرخطر دلایل کافی ارائه نشده است (رولینسون و شرمن[2]، 2002).

رشد جسمی، جنسی و شناختی در نوجوانی دست­خوش تغییراتی می­شود که اثر شگرفی بر رفتار فرد دارد (اشتاینبرگ[3]، 2019). احمدی (2016) بیان می‌کند که: در دوره نوجوانی، فرد نقش­ها و مسئولیت­های جدیدی را می‌پذیرد و مهارت­های اجتماعی را برای به عهده گرفتن آن نقش­ها می­آموزد. تورلو[4] (2003) دربارۀ پذیرش نقش­ها به وسیله نوجوانان می‌نویسد: از آنجا که تعریف و الگویی دقیق، روشن و همه جانبه در زمینه نقش‌ها و رفتارهای مناسب برای این دوره وجود ندارد، نوجوان به سبک و سنگین کردن رفتارها، آزمایش نقش­ها، اعلام تمایز از بزرگسالان و در برخی موارد به نادیده گرفتن قواعد آنها دست می‌زند. به‌علاوه، الگوهای­زیستی به عوامل ژنتیک، تأثیرات هورمونی و رویدادهای­دوران بلوغ (کیمبرلی[5] و همکاران، 2005) و رویکرد دیگر، بر تحولات زمینه­های زیستی، روانی و اجتماعی نوجوانی، و نقش عوامل خانوادگی مانند ازهم­پاشیدگی خانواده، ناهماهنگی والدین، بیماری­روانی والدین، جوعاطفی خانواده را (ساگر[6]، 1993) در پیدایش و بروز رفتارهای پرخطر، موثر دانسته‌اند. تسیتسیمپیکو[7] و همکاران (2018) به نقل از بکر می‌نویسند: بکر در نظریه بر چسب زدن بر این باور است که هویتی که جامعه از جمله خانواده و مدرسه به فرد می­دهد، نقش تعیین‌کننده‌ای در نوع رفتار فرد دارد؛ در این صورت چنان­چه جامعه برچسب ناروا و ناشایستی به فرد بزند، وی تمایل پیدا می‌کند مطابق آن برچسب، رفتار و منش خود را شکل دهد.

یکی از متغیرهایی که می­تواند درگرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر تأثیرداشته باشد؛ راهبردهای تنظیم­هیجان است. تنظیم هیجان، اساساً با رفتار مرتبط است، به صورتی که رفتار را سازماندهی می‌کند و به کودکان و نوجوانان اجازه می‌دهد تا رفتارهایشان را کنترل کنند. لذا همان‌گونه که هیجانات منفی با رفتارهای پرخطر در ارتباط هستند (فرنام و محمودزهی، 1398)، راهبردهای تنظیم هیجان می‌توانند احتمال بروز رفتارهای پرخطر را کاهش دهند (طباطبایی، 2020؛ جنگ‌زهی، کردتمیمی و کربلایی، 2021). تنظیم هیجان با تمایزیافتگی (گولر و کاراکا، 2021) و ابراز وجود (الهیاری و جنابادی، 2015) در نوجوانان نیز در ارتباط است.

از دیگر متغیرهایی که می­تواند درگرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر تأثیر داشته­باشد تمایزیافتگی است. مفهوم تمایزیافتگی، اساسی­ترین مفهوم نظریه بوون است، که به توانایی تجربه صمیمیت با دیگران و ماندن در جو عاطفی خود و در عین حال استقلال از دیگر افراد اشاره دارد (کلور[8]، 2009). در نظر بوون تمامی نشانه­های مربوط به بیماری­های روانی، بیماری­های جسمی، مشکلات اجتماعی با سطح تمایزیافتگی مرتبط می­باشند (کنر[9]، 2008). تمایزیافتگی به عنوان یک کارکرد درون فردی، به توانایی جداسازی فرآیندهای عاطفی از فرایندهای عقلانی، و تعادل مناسب میان آنها اشاره دارد به عنوان کارکرد بین­فردی، روابط فرد با دیگران و میزان امتزاج فرد با دیگران را نشان می­دهد (روتس، جان­کروسکی و سانداجی[10]، 2009، به نقل از آریامنش، فلاح چای و زارعی، 1392) تمایزیافتگی به عنوان فرآیندی برای دست­یابی به اهداف و ارزش­های شخصی تعریف شده ودر سطح سیستمی، به عنوان توانایی یک سیستم/خانواده در نظم­دهی به خودش مطرح می­شود. سطح بالای تمایزیافتگی افراد، سازگاری در خانواده و سیستم را به دنبال دارد (لال[11]، 2006). دستیابی به جامعه سالم درگرو خانواده سالم است. برای تحقق خانواده سالم، اعضای آن بایستی از سطح تمایزیافتگی بالایی برخوردار باشند (‌لامپیس، کتوداال و آگوس[12]، 2018). تمایزیافتگی یک ترکیب پیچیده از بلوغ عاطفی، توانایی تفکر منطقی در یک موقعیت هیجانی و توانایی حفظ روابط عاطفی نزدیک است (احمدی و پاک نژاد، 1396).

ابراز وجود[13] از دیگر متغیرهایی است که می­تواند در گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر تأثیر داشته باشد. اصطلاح "ابراز وجود" ابتدا توسط ولپی[14] (1958، به نقل از هرمزی‌نژاد، شهنی‌ییلاق و نجاریان، 1379) مطرح و کاربرد و آموزش آن رواج یافت. وی اعتقاد داشت که میان پاسخ­های جرأت ورزانه ب ا اضطراب تضاد جمع‌ناپذیری وجوددارد. ابراز وجود به معنی احترام گذاشتن به خود و دیگران است. یعنی این که عقاید، افکار، باورها و احساسات ما و دیگر افراد از نظر اهمیت، برابرند. ابراز وجود به عنوان توانایی دفاع از خود و نیز توانایی"نه گفتن" به تقاضاهایی که فرد نمی­خواهد انجام دهد، تعریف می­شود (بکر، کرون، ون بلکام و ورمی[15]، 2008، به نقل از آدام ریتا[16]، 2010). طرح­ریزی یک برنامه صحیح آموزشی برای ابراز وجود، قادر است دید افراد را نسبت به خودشان تغییر دهد (هارجی و دیکسون[17]، 2004). لین، شیعه، لی، وانگو چو[18] (2004) و آزایز، گرانگر، دبری و داکروکس[19] (1999) در بررسی خود به این نتیجه رسیدند که ابراز وجود سبب بهبود سازگاری در تعامل اجتماعی شده و کنش ناموفق ابراز وجود، سبب افزایش اضطراب، افسردگی و اختلال شخصیتی می­شود. با توجه به نقش مهم متغیرهای مذکور در بروز رفتارهای پرخطر، پژوهش‌های‌ داخلی معدودی در این زمینه انجام شده‌اند. به‌علاوه هیچ یک از این پژوهش‌ها، دانش‌آموزان دختر مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. لذا پژوهش حاضر انجام شد تا به این سوال پاسخ دهد که آیا بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود در پیش‌بینی رفتارهای پرخطر نوجوانان دختر 16 تا 18 سال شهر شیراز نقش دارد؟

روش

طرح پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش‌بین بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش‌آموزان دختر 16 تا 18 سال شهر شیراز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند که از بین آن‌ها بر اساس فرمول کوکران 320 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله­ای انتخاب شدند.

بدین صورت که پس از اخذ مجوزهای لازم از ادارۀ کل آموزش و پرورش استان فارس و دریافت نامه، از بین 4 ناحیه، 2 ناحیه انتخاب و از بین کلّیه مدارس دبیرستان‌های دخترانه این دو ناحیه 8 مدرسه انتخاب و از هر مدرسه 2 کلاس به صورت تصادفی گزینش شد و در نهایت از بین دانش‌آموزان هر کلاس، تعداد 20 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ملاحظات اخلاقی پژوهش شامل این موارد بود: پس از توضیح هدف پژوهش و کسب رضایت آگاهانه از شرکت کنندگان، پرسش­نامه­ها بین آنها توزیع شد و دانش‌آموزان ابزارهای زیر را تکمیل کردند. ملاک ورود به مطالعه رضایت برای حضور در پژوهش و عدم سابقه مصرف داروهای روانپزشکی و بستری شدن در بخش اعصاب روان بود. داده‌های حاصل از اجرای پرسشنامه‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و به کمک نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.

 

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی[20]: برای سنجش گرایش به رفتارهای پرخطر، از مقیاس خطرپذیری جوانان ایرانی استفاده شد. زاده‌محمدی، احمدآبادی و حیدری (1390) این پرسشنامه را در 38 عبارت تدوین کرده‌اند که آسیب‌پذیریِ نوجوانان در 7 دستة رفتارهای پرخطر از قبیل خشونت، رانندگی مخاطره آمیز، سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، مصرف الکل، رابطه و رفتار جنسی و گرایش به جنس مخالف را می­سنجد. پاسخگویان موافقت یا مخالفت خود را با این گویه­ها در یک مقیاس 5 گزینه ای از کاملاً موافقم با نمره 5 تا کاملاً مخالفم با نمره 1 بیان می­کنند. نمره کل آزمودنی در این مقیاس از 38 تا 190 متغیر است. در پژوهش زاده­محمدی و همکاران (1390) روایی سازه این مقیاس مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل عاملی اکتشافی با مؤلفه­های اصلی نشان داد که این پرسشنامه مقیاسی هفت بعدی است، که 84/64 درصد واریانس خطرپذیری را تبیین می­کند. زاده­محمدی و همکاران (1390) میزان آلفای کرونباخ برای کل مقیاس را 94/0 و برای خرده مقیاس­های آن در دامنه 74/0 تا 93/0 بدست آوردند که بیانگر پایایی خوب این مقیاس بود. در پژوهش حاضر نیز پایایی پرسشنامه به روش همسانی درونی محاسبه شد و آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد.

ب) مقیاس اوّلیه دشواری در تنظیم هیجان[21]: مقیاس اوّلیه دشواری در تنظیم هیجان یک ابزار سنجش 41 آیتمی خودگزارش­دهی بود که برای ارزیابی دشواری در تنظیم هیجانی از لحاظ بالینی تدوین شد. آیتم‌های این مقیاس بر اساس گفتگوهای متعدد با همکاران آشنا با متون تنظیم هیجان تدوین و انتخاب شد (گرتز و رومر[22]، 2004). مقیاس انتظار تعمیم یافته تنظیم هیجانی منفی[23] (NMR؛ ساتالزارو و میرنز[24]، 1990، به نقل از گرتز و رومر، 2004). به عنوان الگویی در تدوین این مقیاس به کار گرفته شده است. به منظور ارزیابی دشواری در تنظیم هیجانات ظرف دوران آشفتگی (هنگامی که راهبردهای تنظیم هیجانی لازم و ضروری می‌باشند. بسیاری از عبارات DERS مشابه NMR یا «هنگامی من آشفته هستم» آغاز می‌گردند. گستره پاسخ‌ها در مقیاس لیکرت 1 تا 5 قرار می‌گیرد. یک به معنای تقریباً هرگز (0 تا 10 درصد)، دو به معنای گاهی اوقات (11 تا 35 درصد)، سه به معنای نیمی از مواقع (36 تا 65 درصد)، چهار به معنای اکثر اوقات (66 تا 90 درصد) و پنج به معنای تقریباً همیشه (91 تا 100 درصد)، می‌باشد. یک آیتم به خاطر همبستگی پایین آن با کل مقیاس و 4 آیتم به خاطر بار عاملی پایین حذف شدند.

به این ترتیب از مجموع 41 آیتم ابتدایی مقیاس 36 آیتم باقی ماندند. این مقیاس جنبه‌های مختلف اختلاف در تنظیم هیجانی را می‌سنجد. این مقیاس دارای شش مؤلفه می‌باشد که عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی شامل شش سؤال 11، 12، 23، 25 و 29، مؤلفه دشواری در انجام رفتار هدفمند شامل پنج سؤال 33، 26، 20، 18 و 13، مؤلفه دشواری در کنترل تکانه شامل شش سؤال 27، 24، 19، 14، 3 و 23، مؤلفه فقدان آگاهی هیجانی شامل شش سؤال 34، 17، 10، 8، 6 و 2، مؤلفه دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی شامل هشت سؤال 36، 35، 31، 28، 22، 16 و 15 و مؤلفه عدم وضوح هیجانی شامل پنج سؤال 9، 7، 5، 4 و 1 می‌باشد. سؤالات 7، 6، 2، 1، 8، 10، 17، 20، 22، 24 و 34 دارای نمره گذاری معکوس می‌باشند. نمرات بالاتر به معنای دشواری بیشتر در تنظیم هیجانی می‌باشند. مقیاس دارای یک نمره کلی از جمع نمرات کلیه سؤالات و همچنین 3 نمره مربوط به زیر مقیاس­ها می‌باشد. نمره کل این مقیاس از 36 تا 180 متغیر است. تحلیل عاملی وجود 6 عامل عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی، عدم وضوح هیجانی را نشان داد. نتایج حاکی از این است که این مقیاس از همسانی درونی بالایی، 93/0 برخوردار می‌باشد (گرنز و روئر، 2004). هر شش زیر مقیاس DERS، آلفای کرونباخ بالای 80/0 دارند. همچنین DERS دارای همبستگی معناداری با مقیاس NMR و پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ، هایز و همکاران) می‌باشد (گرنز و روئر، 2004). بر اساس داده‌های حاصل از عزیزی و میرزایی و شمس (1388) میزان آلفای کرونباخ این پرسشنامه 92/0 برآورد شد. در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ 91/0 به دست آمد.

ج) پرسشنامه خودمتمایزسازی[25]: پرسشنامه خود‌متمایزسازی توسط دریک و مورداک (2015) دارای 4 زیرمقیاس و 20 سؤال است که شامل زیرمقیاس واکنش‌پذیری عاطفی، جایگاه من، گریز عاطفی و هم‌آمیختگی با دیگران است شیوه نمره‌گذاری آن بر اساس لیکرت پنج درجه­ای از 1 تا 5 است و آزمودنی در آن نمره‌ای بین 20 تا 100 به دست می‌آورد. گویه‌های معکوس این پرسشنامه عبارتند از: 2 و 4 و 5 و 6 و 8 و 9 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 و 16 و 17 و 18 و 19 و 20 (یعنی به «کاملاً صحیح است» نمره 0 و به «اصلاً صحیح نیست» نمره 5 داده می‌شود). برای محاسبه امتیاز هر زیرمقیاس، نمره تک‌تک گویه­های مربوط به آن زیرمقیاس را با هم جمع کنید. برای محاسبه امتیاز کلی پرسشنامه، نمره همه گویه­های پرسشنامه را با هم جمع کنید. دامنه امتیاز این پرسشنامه بین 0 تا 100 خواهد بود.

هر چه امتیاز حاصل شده از این پرسشنامه بیشتر باشد، نشان‌دهنده میزان بیشتر خودمتمایزسازی خواهد بود و بالعکس. آلفای کرونباخ به دست آمده در این پژوهش، نشان دهنده اعتبار این پرسشنامه است، به جز برای خرده‌مقیاس هم‌آمیختگی با دیگران قبل از تحلیل عامل تأییدی در این مطالعه نمره کل آلفای کرونباخ 0.90 را نشان داده بود و آلفای کرونباخ بقیه خرده مقیاس­ها عبارت بود از واکنش­پذیری عاطفی 0.86، جایگاه من 0.79، گریز عاطفی0.83 و هم‌آمیختگی با دیگران 0.73 (جان کوسکی و هووپر[26]، 2012، به نقل از علیکی و نظری، 1387). همچنین علیکی و نظری (1387) در پژوهش خود به نقل از بهات (2001). بیان کردند که پایایی درونی این پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه تمایزیافتگی 0.81 و برای خرده مقیاس واکنش عاطفی 0.81 ؛ جایگاه من 0.69؛ گریز عاطفی 0.65و برای هم‌آمیختگی با دیگران0.60 به دست آمده است. رسولی و همکاران (1395) پایایی کل این ابزار را به روش آلفا 0.74 محاسبه کردند. در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ این ابزار 79/0 به دست آمد.

د) پرسشنامه ابرازوجود[27]: پرسشنامه ابراز وجود بر اساس آزمون ابراز وجود توسط گمبریل و ریچی (1975، به نقل از عبادناصری، 1387) تهیه شده است و دارای 40 ماده اصلی می­باشد. هر ماده آزمون یک موقعیتی را که مستلزم رفتار جرأت‌ورزی است را نشان می­دهد از آزمودنی خواسته می­شود که برای پاسخ دادن به سؤالات بر حسب یک مقیاس درجه بندی 5 گزینه‌ای عمل نماید. این آزمون دارای چند رشته سؤال است: الف) رد کردن تقاضا ب) بیان کردن محدودیت­های شخصی ج) پیش قدم شدن در آعاز یک برخورد اجتماعی و بیان احساسات مثبت ج) کنار آمدن و قبول انتقاد چ) قبول تفاوت داشتن با یکدیگر ح) ابراز وجود در موقعیت­هایی که باید کمک کرد خ) پسخوراند منفی. این پرسشنامه بر خلاف سایر پرسشنامه­های جرأت­ورزی برای افراد خاصی ساخته نشده است و سؤالات آن محدوده وسیعی از موقعیت­های مختلف را در بر می­گیرد. ماده­های این مقیاس دارای 5 گزینه است: 1- بسیار زیاد ناراحت می­شوم2) زیاد ناراحت می­شوم3) به طور متوسط ناراحت می­شوم4) کمی ناراحت می­شوم 5) اصلاً ناراحت نمی­شوم. آزمودنی­ها یکی از این گزینه­ها را انتخاب می­کند و علامت می­زند و نمره‌ای بین 40 تا 200 کسب می‌کند.

از نظر میزان پایایی، همبستگی بالایی بین ماده­های آزمون با یکدیگر قرار دارد. بار عاملی ماده­های مختلف آزمون بین 39 تا 70 درصد گزارش شده است. ضریب پایایی توسط گمبریل و ریچی 81/0 گزارش شده است. پس از حذف 18 ماده و هماهنگی با فرهنگ ایرانی ضریب پایایی توسط شهره آملی (1373، به نقل از عبادناصری، 1387) در انستیتو روانپژشکی تهران بر روی 40 دانش‌آموز دختر راهنمایی با فاصله زمانی 25 روز، 82/0 تعیین شد. پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت که میزان آن 80/0 برآورد گردیده است. روایی صوری این پرسشنامه توسط استادان دانشگاه مورد تأیید واقع گردیده و روایی عاملی ماده­های این آزمون بین 39/0 تا 75/0 گزارش شده است (بهرامی، 1375). آلفای کرونباخ این ابزار در پژوهش حاضر 82/0 به دست آمد.

 

­یافته­ها

از لحاظ توصیفی، جامعه آماری این پژوهش شامل کلّیه نوجوانان دختر بودند که میانگین سنی آنان بین 16 تا 18 سال بود که با رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کرده و پرسشنامه را تکمیل کردند. یافته­های پژوهش حاضر، در دو قسمت اطلاعات توصیفی و یافته­های حاصل از تحلیل رگرسیون گزارش شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل فرضیه­ها از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون و برای تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS نسخه­ی23 استفاده شده است.جدول 1 میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثرنمره­های آزمودنی­ها را در متغیرهای رفتارهای پرخطر، بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود نشان می‌دهد.

 

جدول 1. میانگین، انحراف معیار، کمترین و بیشترین نمره­های مربوط به متغیرهای پژوهش برای کل آزمودنی­ها

متغیر

میانگین

انحراف معیار

کمترین نمره

بیشترین نمره

رفتارهای پرخطر

96/95

68/34

45

189

بدنظمی هیجانی

66/97

84/30

45

178

تمایزیافتگی

03/62

92/19

23

95

ابراز وجود

78/60

49/21

27

98

 

 

همان طور که در جدول1 مشاهده می‌شود. میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش به ترتیب در متغیرهای رفتارهای پرخطر 96/95 و 68/34، و بدنظمی هیجانی 66/97 و 84/30، تمایزیافتگی03/62 و 92/19 و ابراز وجود 78/60 و 49/21 می‌باشد.

 

 

 

 

جدول2. ماتریس همبستگی مربوط به متغیرهای پژوهش

متغیر

1

2

3

4

1- رفتارهای پرخطر

1

 

 

 

2- بدنظمی هیجانی

*27/0-

1

 

 

3- تمایزیافتگی

*31/0

055/0

1

 

4- ابراز وجود

**44/0

*27/0-

**18/0

1

01/0 P≤ , **05/0 P*

همان­طور که نتایج مندرج در جدول 2 نشان می­دهد، ضریب همبستگی بین بدنظمی هیجانی و رفتارهای پرخطر 27/0- =R به دست آمده است که در سطح 05/0>P معنی­دار است.ضریب همبستگی بین تمایزیافتگی و رفتارهای پرخطر 31/0=R به دست آمده است که در سطح 01/0>P معنی­دار است و ضریب همبستگی بین ابراز وجود و رفتارهای پرخطر44/0= R به دست آمده است که در سطح 01/0>P معنی­دار است.

جدول 3نتایج تحلیل رگرسیون چندگانۀ بدنظمی هیجانی، تمایزیافتگی و ابراز وجود با رفتارهای پرخطر را به روش ورود هم­زمان نشان می­دهد.

جدول 3. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه برای پیشبینی رفتارهای پرخطر بر اساس متغیرهای پژوهش

متغیر پیش­بین

R

2R

B

β

Sig

ابراز وجود

52/0

271/0

58/0-

36/0-

004/0

تمایزیافتگی

41/0-

23/0-

04/0

بدنظمی هیجانی

18/0-

16/0

17/0

 

همان­طور که نتایج مندرج در جدول 3 نشان می‌دهد، از بین متغیرهای پیش‌بین، دو متغیر ابراز وجود (36/0-=β، 01/0>P) و تمایزیافتگی (23/0-= β و 05/0P<) توانستند رفتارهای پرخطر را پیش‌بینی و در مجموع 1/27% از واریانس آن را‌ تبیین کنند.

 

بحث و نتیجه­گیری

پژوهش حاضر با پیش بینی رفتارهای پرخطر بر اساس بدنظمی هیجانی، خودمتمایزسازی و ابراز وجود در نوجوانان دختر انجام شد. در ادامه نتایج به دست آمده با توجه به مبانی نظری و پژوهشی مورد بحث و بررسی قرار می­گیرند.

یافته­های این پژوهش نشان داد که بین بد نظمی هیجانی با گرایش به رفتارهای پرخطر ارتباط معنی‌داری وجود دارد. نتایج این فرضیه با پژوهش‌های عقیقی، عباسی، پیرانی و رضایی‌فرد (1394)، قنادی فرنود (1394)، میکائیلی (1392) و رید و همکاران (2014) همسو می­باشد. اوربک[28] و همکاران (2007، به نقل از به نقل از عقیقی و همکاران، 1394) معتقدند افرادی که سطوح بالایی از نقایص تنظیم هیجان را بروز می­دهند. بیش از دیگران احتمال دارد در رفتارهای پرخطری که متعاقباً به افسردگی یا اضطراب منجر می­شود، درگیر شوند. طبق نظر این پژوهشگران افرادی که راهبردهای تنظیم هیجان ضعیف را فراگرفته‌اند ممکن است بیش از دیگران مستعد استفاده از رفتارهای پرخطر به عنوان ابزاری برای تسکین هیجان منفی باشند. بدتنظیمی هیجانی عاملی در افزایش احتمال رو آوردن افراد به رفتارهای پرخطر از جمله مصرف مواد است (خانتزیان[29]، 1997، سوو[30] و همکاران، 2008، به نقل از عقیقی و همکاران، 1394). در تبیین این یافته نیز می­توان گفت گرایش به انجام رفتارهای پرخطر می­توانند راهی برای کاهش هیجان­های ناخوشایند باشند و چون فرد، راهبردهای بسنده و سازگارانه در اختیار ندارد به ناچار از روش­های آسیب­زا استفاده می­کند که در کوتاه مدّت مؤثر امّا در بلندمدّت عوارض نامطلوبی به دنبال دارد. در حقیقت، در چنین موقعیت­هایی رفتارهای پرخطر تبدیل به نوعی راهبرد تنظیم هیجانی می­شود که به فرد در فرار از موقعیت دشوار یا فراموش کردن و تعدیل حالت درونی ناخوشایند کمک می کند. از این­رو، وقتی فرد نتواند از راهبردهای مناسب و مسأله محور برای مقابله با هیجان‌های آزاردهنده خود استفاده نماید یا درک درستی از هیجان‌های خود نداشته باشد، به ناچار به رفتارها و اعمالی با پیامدهای نامطلوب متوسل می­شود تا آن‌ها را تعدیل نموده و تغییر دهد.

یافته­های این پژوهش نشان داد که بین خودمتمایزسازی با گرایش به رفتارهای پرخطر ارتباط معنی­داری وجود دارد. نتایج این فرضیه با پژوهش­های اکبری، محتشمی نیا و سالاری فرد (1396)، افارل و وبیچلر (2010، به نقل از توربرگ و لیورس[31]، 2017) و لتی (2016) همسو است. در تبیین این یافته می‌توان گفت بر اساس نظریه بوئن تمایز خود، جدایی روانی عقل و هیجان و استقلال خود از دیگران را شامل می­شود (صحت، 1386، به نقل از علیکی و نظری، 1387) افراد در جریان تفرد درک هویت خویش را کسب می‌کنند. این تمایز از خانواده اصلی آنها را قادر می­سازد تا مسؤلیت افکار، احساسات، ادراک­ها و اعمال خود را بپذیرند (کری، 1385، به نقل از علیکی و نظری، 1387). فرد تمایزیافته در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی توانایی برخورد منطقی و عقلانی را داشته و می­تواند از برخورد با مسائل به صورت احساسی جلوگیری کند. بنابراین این افراد توانایی حل مسائل را به صورت مسالمت­آمیز دارند. افرادی که سطح تمایزیافتگی پایینی دارند، رفتارهای پرخطر و آمیختگی بیشتری بین عقل و احساساتشان دارند و در روابط با دیگران دچار تنش­های عاطفی می­شوند. با توجه به نظریه بوئن می­توان گفت دانش­آموزانی که سطح تمایز یافتگی پایینی دارند در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی توانایی تصمیم گیری عقلانی کمتری دارند که این خود باعث افزایش درگیری­ها و مشکلات رفتاری در زندگی آنها می­گردد.

یافته­های این پژوهش نشان داد که بین ابراز وجود با گرایش افراد به رفتارهای پرخطر ارتباط معنی‌داری وجود دارد. نتایج این فرضیه با پژوهش­های حاجی حسنی، شیخ آبادی، پیر ساقی و بشیرپور (1390)، مکتبی، سلطانی، بواسحاقی و نوکاریزی (1393) و بارتون- آرود، مورو، لن و جولیوت (2005) همسو است. نتیجه دیگر پژوهش این بود که بین ابراز وجود و گرایش رفتارهای پرخطر رابطه معکوس وجود دارد. بدین معنی که افرادی که قدرت ابراز وجود بیشتری دارند کمتر در معرض گرایش به رفتارهای پرخطر می­باشند. نتایج این فرضیه با پژوهش‌های حاجی‌حسنی، شیخ‌آبادی، پیر‌ساقی و بشیرپور (1390)، مکتبی، سلطانی، بواسحاقی و نوکاریزی (1393) و بارتون- آرود، مورو، لن و جولیوت (2005) همسو است، همچنین این یافته، با نتایج تحقیق لوریا[32] و لوین[33] (2005، به نقل از ارجی و حیدری، 1389)، ثابتی و شهنی (1377) مبنی بر اینکه بین ابراز وجود و آمادگی به اعتیاد رابطه وجود دارد، همسو است. و همچنین با پژوهش­های صادقی و همکاران (1379) و توزنده جانی (1379) مبنی بر ارتباط ابراز وجود با کاهش پرخاشگری دانش‌آموزان مؤثر بوده است، همسو است. در تبیین این یافته شاید بتوان گفت که افرادی که ابراز وجود کمتری دارند از عزت نفس و خودپنداره ضعیف­تری برخوردارند و به واسطه همین خودپنداره ضعیف توانایی رد درخواست­های نامعقول دیگران را ندارند حاجی‌حسینی و همکاران (1390). و در تبیین دیگری برای این یافته می­توان از مدل سازگاری الکساندر[34] (1990، به نقل از حاجی حسینی و همکاران، 1390) نیز کمک گرفت. بر اساس این مدل، بی‌اختیاری به مواد و تلاش برای رویارویی با شکست ناشی از همبستگی است. یعنی شکست در دستیابی به انواع تأیید اجتماعی، شایستگی، اعتماد به نفس و استقلال شخصی که حداقل انتظارات افراد و جامعه است. به نظر الکساندر افرادی که در هماهنگی با دیگران و ساختار اجتماعی موفق­اند و اعتماد به نفس بیشتری دارند، در معرض خطر وابستگی به مواد مخدر قرار نمی­گیرند. همان­طور که نتایج مندرج در جدول 3 نشان می­دهد، از بین متغیرهای مستقل، متغیرهای ابراز وجود و خودمتمایزسازی پیش­بین گرایش به رفتارهای پرخطر می‌باشند. به عبارتی 1/27% از واریانس مربوط به گرایش به رفتارهای پرخطر به وسیلۀ متغیرهای مذکور تبیین می‌شود.

افرادی که سطح تمایزیافتگی پایینی دارند، رفتارهای پرخطر و آمیختگی بیشتری بین عقل و احساساتشان دارند و در روابط با دیگران دچار تنش­های عاطفی می­شوند. با توجه به نظریه بوئن می­توان گفت دانش‌آموزانی که سطح تمایز‌یافتگی پایینی دارند در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی توانایی تصمیم­گیری عقلانی کمتری دارند که این خود باعث افزایش درگیری­ها و مشکلات رفتاری در زندگی آنها می­گردد و همچنین افرادی که ابراز وجود کمتری دارند از عزت نفس و خودپنداره ضعیف­تری برخوردارند و به واسطه همین خودپنداره ضعیف توانایی رد درخواست‌های نامعقول دیگران را ندارند (حاجی حسینی و همکاران، 1390).

انجام این پژوهش با محدودیت‌هایی همراه بود: نتایج این پژهش درباره نوجوانان دختر شیراز می‌باشد، تعمیم آن به نوجوانان پسر باید با احتیاط صورت گیرد. با توجه به اینکه جمع‌آوری اطلاعات در بخش کمی پژوهش به استفاده از پرسشنامه محدود بوده که یک ابزار خودگزارشی است، اطلاعات بدست آمده از این ابزار ممکن است توصیف کاملاً دقیقی از واقعیت نباشد. این مسأله باید در تفسیر یافته‌ها مورد توجه قرار گیرد. پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود، با توجه به این مسأله که در چنین پژوهش‌هایی امکان اظهار نظر دقیق درباره رابطه علی بین متغیرهای پژوهش وجود ندارد، لازم است مطالعات طولی انجام پذیرد تا روابط بین متغیرها روشن‌تر شود. همچنین از آنجا که این پژوهش روی نوجوانان دختر انجام گرفته است، پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده نقش متغیرهای سن و جنسیت نیز مورد بررسی قرار گیرد.

در این جا به چند پیشنهاد مهم برای بهینه شدن پژوهش اشاره می‌شود: با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهاد می‌شود که کارگاه­های آموزشی جهت آموزش راهبردهای مقابله‌ای مؤثر به دانش‌آموزان برای مواجهه با موقعیت‌ها و رویدادهای تنش‌زا صورت گیرد این امر می‌تواند دانش‌آموزان را با شیوه مقابله موثر با موقعیت‌های استرس‌زا آشنا کند. قابل ذکر است که والدین نقش مهمی را در تربیت فرزندان خود دارند. آنها می‌توانند با پذیرش فرزندان و فراهم آوردن محیطی آرام به دور از هرگونه خشونت، تعامل دوستانه، تقویت عزت‌نفس، خودکارآمدی، گرایش به رفتارهای پرخطر را در فرزندان خود کاهش دهند.

 

تشکر و قدردانی: این مقاله مستخرج از پایان‌نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز است. بدینوسیله از تمام شرکت‌کنندگان و افرادی که در پژوهش همکاری داشته‌اند تشکر و قدردانی می‌شود.

 

 

[1]. Kaplan

[2]. Rolison&Scherman

  1. Kimberly

6.Sugar

[5]. Kimberly

[6]. Sugar

  1. Tsitsimpikou

[8]. Klever

[9]. Knerr

[10]. Rootes, Jankowski &Sandage

[11]. Lal

6.. Lampis, Cataudella&Agus

[13]. self-assertiveness

[14]. Wolpe

[15]. Baker, Kron, Van Blkam, Wermi Dilatory

[16]. Adam Rita

[17]. Hargie& Dickson

[18]. Lin, Shiah, Lai, Wang & Chou

[19]. Azais, Granger, Debray&Ducroix

[20]. Iranian Adolescents Risk-Taking Scale

[21]. Difficulties emotion regulation scale

[22]. Gratz & Roemer

[23]. Negative Mood Regulation expectancy questionnaire (NMR)

[24]. Catanzaro & Mearns

[25]. Self-differentiation questionnaire

[26]. John, Cusky & Hooper

[27]. Existential Questionnaire

[28]. Orbek

[29]. Khanetziyan

[30]. Sove

[31]. Thorberg & Lyvers

[32]. Lvrya

[33]. Levin

[34]. Alleksander

  • احمدی، خدابخش؛ پاک­نژاد، فرشته. (1396). وضعیت شاخص‌های تمایزیافتگی در خانواده‌های تهرانی، فرهنگ مشاوره و روان‌درمانی، 9، 34، 239-219.
  • احمدی، علی اصغر. (1394). نوجوان و مهارت‌های زندگی: زندگی اجتماعی. تهران: انتشاران پرکاس.
  • ارجی، اکرم؛ حیدری، احمد. (1389). ویژگی­های شخصیتی، هیجان خواهی، سبک­های حل مساله و سیستم بازداری/ فعال سازی بر سوء مصرف مواد. روانشناسی معاصر، 5، 58-56.
  • اکبری، محمد؛ محتشمی نیا، سمیه؛ سالاری‌فرد، محمدحسین. (1396). تبیین گرایش به اعتیاد براساس خودتمایزیافتگی وناگویی خلقی دردانشجویان، مجله طب انتظامی، 6 (2)، 160-151.
  • بهرامی، فاطمه. (1375). مقایسه روش‌های جرأت آموزی به دانش‌آموزان کم جرأت دختر دبیرستان با شیوه‌های مشاوره گروهی و مشاوره فردی در شهر اصفهان. پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه علامه طباطبایی.
  • توزنده‌جانی، حسن؛ کمال‌پور، نسرین. (1379). بررسی کارآمدی نسبی درمان­های شناختی- رفتاری در کنترل پرخاشگری. فصلنامه پیام مشاور، 7، 117-112.
  • ثابتی، فهیمه؛ شهنی ییلاق، منیجه. (1377). تأثیر آموزش مهارت­های اجتماعی درکاهش ناسازگاری­های اجتماعی-عاطفی دانش‌آموزان. مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، 3 و4، 16-1.
  • حاجی‌حسینی، مهرداد؛ شیخ‌آبادی، عبداله؛ پیرساقی‌، فهیمه؛ بشیرپور، مهراب. (1390). پیش‌بینی گرایش به اعتیاد بر اساس میزان پرخاشگری و ابراز وجود در دانشجویان. فصلنامه اعتیاد پژوهشی سوء مصرف مواد، 2 (4)، 67-54.
  • زاده محمدی، علی؛ احمدآبادی، زهره؛ حیدری، محمود. (1390). تدوین و بررسی ویژگی‌های روانسنجی مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، 3 (2)، 255-218.
  • سعادتی، موسی. (1399). تبیین اجتماعی رانندگی مخاطره آمیز بر اساس سازه سرمایه اجتماعی. پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی. 38: 40-21.
  • صادقی، احمد؛ احمدی، سید احمد؛ عابدی، محمدرضا. (1379). بررسی اثر بخشی گروهی مهار خشم به شیوه عقلانی- رفتاری عاطفی بر کاهش پرخاشگری. نشریه روانشناسی علوم تربیتی، 21، 62-52.
  • عبادناصری، مریم. (1387). بررسی اثربخشی آموزش ابرازوجود بر خشنودی شغلی و ابرازوجود کارکنان مجتمع عالی آموزشی و پژوهشی صنعت آب و برق خوزستان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته راهنمایی و مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات خوزستان.
  • علیکی، محمود‌؛ نظری، علی محمد. (1387). بررسی رابطه تمایزیافتگی ورضایت زناشویی. فصلنامه تازه‌ها و پژوهش‌های مشاوره، 7 (26)، 23-17.
  • فرنام، علی؛ محمودزهی، شهنواز. (1398). رابطه هیجان‌های منفی با وسوسه و احتمال مصرف افراد وابسته به مواد دارای بازگشت: نقش واسطه‌ای حمایت اجتماعی. پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی. 9 (33)، 18-1.
  • قنادی فرنود، مینا. (1394). پیش‌بینی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس متغیر‌های بدتنظیمی هیجان و تجربه کودک آزاری در افراد دارای نشانه‌های مرزی. پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تبریز.
  • مکتبی، غلامحسین؛ سلطانی، عبداله؛ بواسحاقی، منیژه؛ نوکاریزی، حسن. (1393). برسی رابطه­ی پیوندهای والدینیو ابراز وجود با رفتارهای پرخطر در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، مشاوره کاربردی، 2، 83-69.
  • میری، نادر؛ اسدی، مسعود؛ رضایی‌نژاد، سالار. (1392). نقش مذهب‌گرایی و سبک‌های تربیتی ادراک شده در رفتارهای پرخطر دانشجویان دختر و پسر. پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی. 3 (1): 14-1.
  • میکائیلی، فرزانه. (1392). مقایسه تنظیم هیجانی در افراد با رفتارهای جنسی پر خطر و عادی، مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران، 23، 10-22.
  • هرمزی نژاد، معصومه؛ شهنی ییلاق، منیجه؛ نجاریان، بهمن. (1379). بررسی رابطه ساده و چند گانه­ی متغییرهای عزت نفس، اضطراب اجتماعی و کمال گرایی با ابراز وجود دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز. مجله علوم تربیتی و روانشناسی، 3 (3و4)، 49-50.
  • Adam Rita, C. S. (2010). The effect of gestalt therapy and cognitive- behavioural therapy group intervention on the assertiveness and self-esteem of women with physical disability facing abuse. For the degree of doctor of philosophy, waynestste university.
  • Allahyari, B & Jenaabadi, H. (2015). The Role of Assertiveness and Self-Assertion in Female High School Students’ Emotional Self-Regulation. Scientific Research. 6 (14): 1-6.
  • Azais, F., Granger, B., Debray, Q., &Ducroix, C. (1999). Cognitive and emotional approach to assertiveness, Encephale, 25 (4),353-357.
  • Barton Arwood, S., Morrow, L., Lane, K., &Jolivette, K. (2005). Project improving teacher's ability to address students’ social needs. Educational and Treatment of Children, 28, 430-443.
  • Bhatt, P. (2001). Differentiation of Self and martial adjustment within the Asian American Population. Journal of marital and family therapy.39, 131-143.
  • Drake, J. R., & Murdock, N. L. (2015). Differentiation of Self Inventory—Short Form: Development and Preliminary Validation. Journal of Contemporary Family Therapy, 37 (2), 101-112.
  • Gratz, K. L. & Roemer, E. (2004). Multidimensional Assessment of Emotion Regulation and Dysregulation: Development, Factor Structure, and Initial Validation of the Difficulties in Emotion Regulation Scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 6 (5): 11-31.
  • Güler, CY & Karaca, T. (2021). The Role of Differentiation of Self in Predicting Rumination and Emotion Regulation Difficulties. Contemporary Family Therapy. 43, 113–123.
  • Hargie, O., Saunders, C., & Dickson, D. (2004). Social Skills in Interpersonal Communication Third edition. London: Rutledge.
  • Jangezahi, N; KordTamini, B; Karbalaei, FS. (2021). The Role of Cognitive Emotion Regulation in Predicting High-Risk Behaviors Mediated by Welfare School for 14–17-Year-Old Girls in Saravan. Iranian Journal of Educational Sociology. 4(1): 86- 94.
  • Kaplan H B. (1980). Deviant behavior in defense of self, New York, Academic Press.
  • Kimberly L H, Slater M D, & Oetting E. R. (2005). Alcohol Use in Early Adolescence: The Effect of Changes in Risk Taking, Perceived Harm and Friends' Alcohol Use, Journal of Studies on Alcohol. 66, (2, 275-285.
  • Klever, P. (2009). Goal direction and effectiveness, emotional maturity, and nuclear family functioning. Journal of Marital and Family Therapy, 35 (3), 308-342.
  • Knerr, M. R. (2008). Differentiation and power in couple therapy. Dissertation Committee, M.S. The Ohio State University. http://etd.ohiolink.edu/.
  • Lal, A. (2006). Relationship among differentiation of self, Relationship satisfaction, Partner support, Depression, Monitoring / Blunting style, Adherence to treatment and quality of life in patients with chronic lung disease. Dissertation of doctor of Philosophy. The Ohio State University, http://etd.ohiolink.edu/.
  • Lampis, Jessica; Cataudella, Stefania &AgusMirian. (2018). Differentiational of self and Dyadic Adjustment in couple Relationships, A Dyadic Analysis Using the Actor – partner interdependence Model. Journal of Family Process, x, 1-18.
  • Latty, Ch. R. (2016). Effects of differentiation on college. East Lansing: Michigan state University.
  • Lin, Y. R., Shiah, I. S., Chang, Y. C., Lai, T. J., Wang, K.Y., & Chou, K. R. (2004). Evaluation of an assertiveness training program on nursing and medical students’ assertiveness, self-esteem, and interpersonal communication satisfaction. Nurse Education Today, 24 (8),656-665.
  • Rolison, M. R., & Scherman, A. (2002). Factors influencing adolescents' decisions to engage in risk-taking behavior, Journal of Adolescence, 37, (147); 585-597.
  • Sehat A, Aminimanesh, S. (2020). Predicting high-risk behaviors in female adolescents based on psychological motivations. Caspian Journal of Pediatrics, 6(2); 442-8
  • Sugar, M. (1993). Female Adolescent Development. Brunner/Mazel. Inc.
  • Steinberg L. (2019). Adolescence. 12t New York: McGraw-Hill.
  • Tabatabaei, SM. (2020). The Effectiveness of Emotion Regulation Training on Emotion Regulation Strategies and Social Competence of Adolescents with High-Risk Behaviors. Clinical and Experimental Psychology. 6 (4): 1-4.
  • Thorberg, F. A., &Lyvers, M. (2017). Attachment, fear of intimacy and differentiation of self among clients in substance disorder treatment facilities. Journal of Addictive Behavior, 31 (4):732-7.
  • Tsitsimpikou C, Tsarouhas K, Vasilaki F, Papalexis P, Dryllis G, Choursalas A, et al. (2018). Health risk behaviors among high school and university adolescent students. Experimental and Therapeutic Medicine 2018; 16 (4):433-38.