نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
دانشگاه زنجان، گروه روانشناسی، روانشناسی، زنجان، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Few studies have examined the observability of social class through non-verbal cues as well as stereotypes related to class. This research aimed to investigate the relationship between reported social class and perceived social class via pictures with mediating stereotypes concerning class compromised: (attractiveness, intimacy, affect, competence, power, and maturity)
Method: The current study utilized correlational and path analysis methodologies with a sample of 110 post-graduate students at the National Library of Iran. Participants assessed their social class status through a subjective scale based on parental education, and their class position in images was evaluated by external observers who also identified associated stereotypes. Data analysis involved correlation tests and path analysis techniques.
Results: The findings of this research showed that the appearance of the face shows the underlying structure of the social class. It also showed that perceivers who classify social class use a variety of stereotypes for their judgment including attractiveness, competence, affection, and intimacy and all these variables have a positive and significant correlation with higher social class. However, the variables of facial dominance and maturity have a negative correlation with the perceived social class and are not used as valid variables in the perception of social class.
Conclusion: Overall, this research provides a clearer structure of the relationship between social class status and facial appearance and helps to understand how the first impression of social class status may not only affect our daily interactions but also have long-term consequences in our lives
کلیدواژهها English
مقدمه
طبقۀ اجتماعی یک مفهوم شناختی اجتماعی است که بر پایه ویژگیهای محیط اجتماعی مانند: (بقا و تهدیدهای اجتماعی، فراوانی یا کمبود منابع، جایگاه اجتماعی و رفتار) منجر به شکلگیری الگوهای متفاوت طبقاتی در شناخت، عواطف و رفتار میشود (پیف و کلنتر[1]؛ 2017). نابرابری اقتصادی با افزایش مشکلات در روابط دوستانه بین طبقات، توزیع نامتقارن منابع و تضاد طبقاتی باعث شکلگیری گروههای طبقاتی میشود. با شکلگیری گروههای طبقۀ اجتماعی فرایند تقسیمات طبقاتی تقویت میشود. اضطراب و ناسازگاری که در طی روابط بین افراد در گروههای طبقاتی مختلف شکل میگیرد؛ موانعی در روابط کوتاه یا بلندمدت ایجاد میکند؛ موانعی که دسترسی طبقات اجتماعی بالاتر به منابع ارزشمند را بیشتر میکند و دسترسی طبقات اجتماعی پایینتر را محدود میکند که منجر به کمشدن تحرک طبقاتی میشود (فیسک[2]، 2002). از دیگر پیامدهای فاصلۀ طبقاتی شکلگیری تصورات قالبی و شکلگیری پیشداوری است که این عوامل باعث تضعیف رفاه، سلامتی، عواطف منفی در بین افراد با طبقۀ اجتماعی پایینتر میشود (هایدر[3] و همکاران، 2011، دورانتی[4]، فیسک، 2017).بنابراین، شناخت جنبههای طبقۀ اجتماعی و نحوۀ ادراک آن از مسائل مهم بهشمار میرود.
محققان نشان دادند که افراد به میزان زیادی به نشانههای طبقۀ اجتماعی افراد به طرق مختلفی توجه میکنند و این کار را اغلب به صورت ناهشیار انجام میدهند. بنابراین، اهمیت دارد که شیوهها و نشانههایی که افراد بهوسیلۀ آنها طبقۀ اجتماعی را ادراک میکنند، شناسایی کنیم (کیبلر و استورات[5]، 2023). یکی از راههای شناخت طبقۀ اجتماعی ادراک ازطریق چهره است. چهرههای ما منبعی غنی از اطلاعات در مورد ما هستند. این با تئوری بومشناختی[6] مطابقت دارد که بیان میکند ادراک اجتماعی ما، اطلاعات مفیدی درمورد افراد از محیط به دست میآورد، این مسئله به ما این امکان را میدهد که بهطور بالقوه اطلاعات ارزشمندی را از محیط ادراک کنیم و با آن سازگار شویم. بنابراین، چهرهها بهعنوان یکی از این منابع اطلاعاتی عمل میکنند (مک آرتور و بارون[7]، 1983). درواقع، ما داوریهای اجتماعی سریعی (اغلب خودکار) را براساس چهره دیگران انجام میدهیم که این داوریهای مبتنی بر چهره، اغلب دقیق و ارزشمند هستند (رول[8] و همکاران، 2009). ما ویژگیهایی مانند جذابیت و سلامت را از چهره افراد تشخیص داده و دربارۀ شخصیتها و عضویت در گروههای اجتماعی، حتی آن دسته از گروهها که بهطور کامل بهعنوان گروه ادراک نمیشود مثل جنسیت و نژاد استنتاج میکنیم (تاسکی[9] و رول، 2013). ادراک طبقۀ اجتماعی از چهره میتواند تأثیر قوی و پایدار بر ادراک انسان اعمال کند که متعاقب با آن افراد را در تعامل با یکدیگر هدایت میکند و در رفاه و موقعیت زندگی تأثیر میگذارد. بنابراین، این سؤال مطرح است که آیا افراد قادرند طبقۀ اجتماعی یکدیگر را مانند صفات دیگر از روی چهره استنباط کنند.
نمادهای طبقۀ اجتماعی به گونهای بر روی چهره حک میشود که امکان توجیه استثمار اقتصادی مستمر و فقر بیننسلی را فراهم میکند (کیبلر و استوارت، 2023). نشانههای طبقۀهای اجتماعی باعث ایجاد مرزهای بین طبقاتی بین افراد میشود که منجر به شکلگیری تصورات قالبی و متعاقب با آن بدرفتارری و توجیه برای ظلم به افراد طبقۀ پایین میشود (واکر و اسمیث[10]، 2018). مفهوم تصورات قالبی را میتوان ساختارهای شناختیای در نظر گرفت که در گروهبندی کردن افراد کمک میکنند و توجیهی برای جایگاه اجتماعی فراهم میکنند. همچنین تصورات قالبی کیفیتهایی هستند که مرتبط با گروههای اجتماعی خاص دانسته میشوند (نجات و همکاران، 1390) برای مثال، تصورات قالبی در مورد زنان فعالیت جسمانی کمتر، مشارکت کمتر در ریاضی و فعالیت علمی وجود دارد؛ بنابراین شناخت تصورات قالبی در درک و کاهش تصورات قالبی منفی کمک میکند (باقریان و همکاران، 1400). تصورات قالبی که با نشانههای طبقۀ اجتماعی فعال میشود منجر به فاصلهگرفتن از افراد پایینتر در سلسلهمراتب اجتماعی میشود. این فاصلهگرفتن از افراد طبقۀ پایینتر موجب تنهایی و طرد آنها میشود و همچنین دستیابی آنها را به موقعیت و منابع ارزشمند محدود میکند (پیف و کلنتر، 2017). مخصوصاً زمانی این مسئله اهمیت پیدا میکند که معمولاً ما با تصورات قالبی که در مورد افراد طبقۀ بالا مبنی بر شایستگی و سختکوشبودن در مقابل افراد طبقۀ پایین که تنبل هستند داریم باعث میشود که فقر طبقۀ کارگر را توجیه میکنیم که مانع از بررسی ساختار نابرابری به طور اساسی در جامعه میشود (کیبلر و استوارت، 2023). برای ارزیابی این که چگونه ادراکات از طبقۀ اجتماعی ناعدالتی ایجاد میکند ما نیاز داریم که دقیقاً مشخص کنیم که این ادراک و تصورات قالبی به چه صورت شکل میگیرد. بنابراین، هدف از این پژوهش توانایی ادراک طبقۀ اجتماعی از روی چهره از طریق نشانههای تصورات قالبی مرتبط با طبقه است.
مطالعات تجربی دو نوع نشانه را برای ادراک طبقۀ اجتماعی شناسایی کرده که افراد در تعاملات خود از آنها استفاده میکنند نشانههای کلامی و غیرکلامی. چندین مطالعه تأثیر نشانههای غیرکلامی را بر ادراک افراد نشان دادهاند برای مثال، (آمبدی[11] و همکاران، 2000؛ زبورویتز[12]، 1997) اما هنوز مطالعات اندکی قابلمشاهده بودن طبقۀ اجتماعی را از طریق نشانههای غیرکلامی بررسی کردهاند. تاکنون چهار مطالعه ادراک طبقۀ اجتماعی را از طریق چهره بررسی کردهاند. در یک مطالعه دریافتند که ادراککنندگان با تصاویر دو فرد در حال تعامل توانستند بهدرستی جایگاه را ارزیابی کنند (اشمیتمست و هال[13]، 2004). کارائوس و کلنتر (2009)، در تحقیق خود دریافتند که ادراککنندگان میتوانند از طریق ویدئوهای کوتاه از تعامل دو نفر با استفاده از نشانههای غیرکلامی جایگاه دو فرد را بهدرستی تشخیص دهند. همچنین آنها در تحقیق خود نشان دادند که افراد با طبقۀ اجتماعی بالاتر نشانههای توجه به مخاطب مثل (سر تکاندادن و خنده) را نسبت به شرکتکنندگان طبقۀ پایینتر کمتر نشان میدهند. در یک مطالعه دیگر ادراک نابرابری اقتصادی را از طریق اسلایدهای تعامل دونفره، تصاویر فیسبوک و تعاملات بررسی کردند. کارائوس و کلنتر مطرح کردند که نشانههای طبقاتی در تصاویر و تعاملات مانع کاهش نابرابری اقتصادی در جامعه میشوند که منجر به بیشترشدن مرزهای طبقاتی و برانگیختن باورها و رفتارهای میشود که بهنفع وضعیت اقتصادی موجود است (پیف و همکاران، 2017).
درنهایت، بیونستدی[14] و رول (2017) در پژوهش خود دریافتند ادراککنندگان نهتنها از روی چهره بادقت تشخیص دادهاند که درآمد کسی بالاتر از سطح متوسط کشور است، بلکه توانایی این را داشتند که با استفاده از نشانههای بسیار ناچیز صورت (مثل چشم و دهان) طبقه اجتماعی را بهدرستی تشخیص دهند. مهمتر اینکه تشخیص طبقۀ اجتماعی در چهره با دو نوع عکس مختلف چهره آزمایش شد (عکسهای خنثی از دانشجویان کانادایی گرفته شده در آزمایشگاه و عکسهایی از پروفایلهای دوستیابی آنلاین آمریکا). در هر دو نوع عکس، ادراککنندگان طبقۀ اجتماعی، افراد را بهدرستی طبقهبندی کردند که به شکل قابلتوجهی بیشتر از حد شانس و تصادف بود. این مسئله نشاندهنده این است که طبقۀ اجتماعی (هنگامی که مطابق با درآمد تعریف شود) از چهره قابلتشخیص است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که ادراککنندگان، افراد با طبقۀ اجتماعی بالاتر را جذابتر، شایستهتر، با عاطفه مثبت و صمیمیت و بلوغ چهره بیشتری ادراک میکنند. بااینحال، نشانههایی که این قضاوتهای درست را ممکن میکردند تاحدودی متفاوت بودند. در مجموعۀ تصاویر دوستیابی آمریکا که تصاویر اغلب با بیانات احساسی گذاشته میشوند؛ ادراککنندگان افراد طبقۀ بالاتر را جذابتر ادراک میکردند. درمقابل، در مجموعه تصاویر خنثی که در آزمایشگاهی در کانادا تصویربرداری شده بود، ادراککنندگان افراد با جایگاه اجتماعی بالاتر را با عاطفه بیشتری ادراک میکردند.
در مطالعۀ قبلی (بیونستدی و رول، 2017) تنها از یک جنبۀ طبقۀ اجتماعی - درآمد - استفاده شد. هدف از این مطالعه این بود که آیا ادراککنندگان قادرند با استفاده از جنبههای چندگانه طبقۀ اجتماعی (مقیاس عینی: تحصیلات والدین، درآمد و مقیاس ذهنی) جایگاه اهداف از روی چهره را بهدرستی ارزیابی کنند. فایده مطالعۀ طبقهبندی اجتماعی بر اساس مقیاس ذهنی آن است که با استفاده از این روش، بهتر میتوان توجه و دقت را در تفاوتهای بینفردی نشان داد. بنابراین، با این روش طبقهبندی اجتماعی نتایج دقیقتری حاصل میشود (دیتز و ناولز[15]، 2016). علاوهبراین، مقیاس ذهنی طبقه اجتماعی، نتایج سلامتی را قویتر از درآمد پیشبینی میکند (آدلر[16] و همکاران، 2000). نتایج دقیقتر از مقیاس ذهنی در طبقۀ اجتماعی به این دلیل است که این روش، زمینهای را که در آن پژوهش انجام میشود در نظر میگیرد. درحالیکه، مقیاسهای عینی مانند درآمد و تحصیلات اینگونه نیستند. یعنی درآمد و تحصیلات میتواند دارای مقادیر نسبی متغیر در زمینه باشد (بهعنوانمثال، دو فردی که در شهر و روستا درآمدی یکسان داشته باشند، فردی که در روستا زندگی میکند قدرت خرید بیشتری دارد). درحالیکه، مقیاس ذهنی در طبقۀ اجتماعی این تفاوتهای زمینهای را درنظر میگیرد. در نتیجه، در این پژوهش با استفاده از مقیاس ذهنی، همبستگی بین طبقه اجتماعی گزارششده و ادراکشده بررسی خواهد شد.
همچنین، در این مطالعه به بررسی این موضوع میپردازیم که آیا ادراککنندگان از نشانههای جذابیت، صمیمت، عاطفه، شایستگی، بلوغ چهره و تسلط در ارزیابی جایگاه استفاده میکنند. در مطالعۀ قبل (بیونستدی و رول،2017) نشان دادند که نشانۀ جذابیت در تصاویر احساسی پروفایل دوستیابی بهعنوان نشانهای معتبر شناسایی میشود. درمقابل، در تصاویر خنثی جذابیت بهعنوان نشانهای برای ارزیابی جایگاه استفاده نمیشود. یکی از دلایل این موضوع شاید به این دلیل باشد که در مطالعه از تصاویر سیاهوسفید استفاده شده بود. استفان[17] و همکاران (2012) در پژوهش خود نشان دادند که تصاویر تمامرنگی جذابیت و سلامت را بهتر منعکس میکند. به همیندلیل، در این پژوهش برای برطرفکردن این تقابل از تصاویر خنثی تمامرنگی برای ارزیابی نشانههای طبقۀ اجتماعی استفاده شد. بنابراین در این پژوهش، به بررسی این موضوع بپردازیم که تصاویر خنثی رنگی میتواند برخلاف تصویر سیاه و سفید خنثی کانادا از جذابیت بهعنوان نشانهای برای تشخیص جایگاه استفاده کند.
برداشت اولیه طبقۀ اجتماعی میتواند تحرک طبقاتی را محدود میکند و چرخۀ نابرابری و بیعدالتی را تسهیل میکند (استفان و همکاران، 2014). نشانههای طبقۀ اجتماعی مانعی میشوند برای حرکت روبهجلو در افرادی که پیشزمینۀ پایین طبقاتی دارند. برای مثال، مصاحبۀ شغلی، مواجهۀ عاشقانه، روابط دوستانه و گردهمایی اجتماعی (پیف و کلنتر، 2017). همچنین، شکلگیری تصورات قالبی مرتبط با طبقه میتواند باعث شود که افراد طبقۀ پایینتر احساس ناشایستگی کنند و اعتمادبهنفس آنها کمتر میشود. درنتیجه، افراد طبقۀ پایین برای رسیدن به جایگاه بالاتر تلاشی نمیکنند (جوری[18] و همکاران، 2017). بنابراین، مهم است بدانیم که چگونه ظاهر چهره بر قضاوتهای شخصی تأثیر میگذارد. این پژوهش کمک میکند که از طریق انعکاس طبقۀ اجتماعی بر چهره، جایگاه طبقۀ اجتماعی را درک کنیم و میفهمیم که نهتنها طبقۀ اجتماعی بر تعاملات ما تأثیر میگذارد بلکه، باعث قضاوتهای سریع و خودکار هم میشود.
روش
پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی است و برای تحلیل دادهها از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شده است. در این پژوهش، رابطه بین طبقۀ اجتماعی گزارششده بهعنوان متغیر ملاک و طبقۀ اجتماعی ادراکشده بهعنوان متغیر پیشبین بررسی میگردد و متغیرهای عاطفه، شایستگی، جذابیت، صمیمیت، تسلط و بلوغ چهره بهعنوان متغیرهای میانجی درنظر گرفته میشود. پژوهش حاضر در دو مرحله انجام شد. در مرحلۀ اول از دانشجویان تحصیلات تکمیلی حاضر در کتابخانۀ ملی ایران 110 دانشجو بهصورت نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و از چهرۀ آنها تصویربرداری شد. سپس، آنها پرسشنامۀ مربوطه را تکمیل کردند. 13 نفر ریزش داشتیم. در نهایت، 97 تصویر برای ارزشیابی در مرحلۀ دوم باقی ماندند (37 زن و 60 مرد، سن 28-48). در مرحله دوم، 530 نفر ادراککننده (306 زن و 224 مرد، از سنین 20 تا 73) که با تصاویر گرفتهشده آشنایی نداشتند تصاویر را از جهت طبقۀ اجتماعی و تصورات قالبی مرتبط با طبقۀ اجتماعی ارزیابی کردند. به علت حجم زیاد تصاویر و تعداد بالای متغیرها برای جلوگیری از خستگی و گیجشدن شرکتکنندگان، هر ادراککننده بهصورت تصادفی فقط یک متغیر را ارزیابی میکرد. تعداد دقیق افرادی که هر متغیر و تعداد تصاویری را که ارزیابی کردند به صورت زیر است.
برای بررسی طبقۀ اجتماعی ادراکشده برای 100 شرکتکننده از بین 97 تصویر 30 تصویر به طور تصادفی نمایش داده شد که در این صورت هر تصویر را 30 شرکتکننده ارزیابی کردند. جهت ارزیابی بعد تحصیلات والدین 100 ادراککننده از بین 97 تصویر 30 تصویر را بهطور تصادفی ارزیابی کردند که در این صورت هر تصویر را 30 شرکتکننده رتبهبندی کرد. برای ارزیابی تصورات قالبی مرتبط با طبقۀ اجتماعی (جذابیت، شایستگی، عاطفه، صمیمیت، بلوغ چهره و تسلط)، برای 330 ادراککننده به طور تصادفی یک سؤال ارائه میشد و 30 تصویر از 97 تصویر نمایشداده میشد. درمجموع، هر تصویر را 15 ادراککننده ارزشیابی کردند. ادراککنندگان برای ارزیابی به سایتی که برای این پژوهش طراحی شده بود مراجعه کردند
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه تصورات قالبی: برای ادراک تصورات قالبی شش صفت عاطفه، صمیمیت، شایستگی، جذابیت، بلوغ چهره و تسلط مورد ارزیابی قرار گرفت. ادراککنندگان با دیدن هر تصویر میزان ادراک خود را از هر یک از صفات در چهره در یک مقیاس درجهبندی اعلام میکردند.
ب) عاطفه: برای رتبهبندی عاطفه، به شرکتکنندگان توضیح داده شد که آنها مجموعهای از تصاویر را میبینند که باید براساس ادراک اولیۀ خود مشخص کنند که چه احساسی نسبت به تصاویر دارند. هر چهره به مدت 500 میلیثانیه روی صفحهنمایش داده و سپس عکس محو میشود و پس از آن یک تصویر بدون چهره و سؤال نمایش داده میشود. شرکتکنندگان به این سؤال جواب میدادند که: «این فرد در حال حاضر چه احساسی دارد؟» از 1 (خیلی منفی) تا 10 (خیلی مثبت). پاسخدادن به سؤال محدودیت زمانی نداشت. به این دلیل از محدودیت زمانی برای تصاویر استفاده شد که شرکتکننده اولین ادراک خود را از چهره ارزیابی کند قبل از آنکه برداشت اولیه خود را بازنویسی[19] کند (بیونستدی و رول، 2017؛ رول و همکاران، 2014) .
ج) جذابیت، شایستگی، صمیمیت، بلوغ چهره و تسلط: از شرکتکنندگان پرسیده شد: «تصویر موردنظر چقدر جذابیت/صمیمیت/ شایستگی/ و تسلط دارد؟» و شرکتکنندگان باید از 1 (خیلی کم) تا 7 (خیلی زیاد) پاسخ میدادند. برای صفت بلوغ چهره از شرکتکنندگان پرسیده شد: «به نظر شما چهره این شخص چقدر پخته (بلوغ چهره) است؟» و شرکتکنندگان از 1 (خیلی کودکانه) تا 7 (خیلی بالغ) پاسخ میدادند.
د) تصاویر: از چهره 110 دانشجوی تحصیلات تکمیلی در کتابخانه ملی ایران تصویربرداری شد. قبل از تصویربرداری هر فرد یک فرم رضایتنامه برای استفاده از تصویر در آزمون امضا کرد. سپس، از هر فرد خواسته شد بدون حالت هیجانی و به شکل خنثی به دوربین بهصورت مستقیم نگاه کند. بیونستدی (2017)، در پژوهش خود نشان داد که حالت هیجانی میتواند ادراککننده را در ادراک برخی از صفات از جمله عاطفه بهاشتباه بیندازد. به همیندلیل در این پژوهش از تصاویر بهصورت خنثی استفاده شد. تمامی تصاویر از بالای سر و زیر چانه و دور گوش برش داده شد و بهاندازه 400 در 400 پیکسل استاندارد شد. استفان و همکاران (2012) دریافتند که رنگ صورت عامل مهمی در قضاوت جذابیت چهره است به همین دلیل تمامی تصاویر بهصورت رنگی نمایش داده شدند.
شکل 1. نمونه تصاویر زن و مرد
ه) مقیاس مکآرتور: مقیاس مکآرتو توسط روانشناس سلامت نانسی آدلر و همکاران در سال 2000 طراحی شد. مقیاس مکآرتور یک مقیاس ذهنی طبقۀ اجتماعی است که ادراک فرد را از جایگاه نسبی خودش در جامعه نسبت به دیگران ارزیابی میکند. آدلر در این مقیاس از یک نردبان با ده پله استفاده کرده است (شکل 2). در این مقیاس برای شرکتکنندگان توضیح میدهند که نردبان جایگاه افراد را در جامعه نشان میدهد. در بالای نردبان افرادی قرار دارند که بیشترین پول، بیشترین تحصیلات و بهترین شغل را دارند. در پایین نردبان افرادی که کمترین پول، کمترین تحصیلات و بدترین شغل (مشاغلی که احترام کمتری دارند) یا بدون شغل هستند قرار دارند و سپس از شرکتکنندگان خواسته میشود تا جایگاه نسبی خود را نسبت به دیگران در این نردبان با زدن علامت X مشخص کنند.
شکل 2. نردبان مکآرتور
در پژوهشی که جیاتی[20] و همکاران (2012) در ارتباط با پایایی مقیاس مکآرتور انجام دادند؛ مقدار مقیاس کاپا 62/0 و دامنه ICC آن 64/0 بود. همچنین اشمیتمست و هال (2004) در پژوهش خود نشان دادند مقیاس موقعیت ذهنی (مقیاس مکآرتور) همبستگی قوی با مقیاسهای متعارف موقعیت عینی (پرستیژ شغلی، درآمد، تحصیلات) دارد که اعتبار مناسب اندازهگیری را نشان میدهد.
جهت بررسی پایایی از ابزار در این پژوهش از قابلیت اعتماد ترکیبی شاخص دیلون-گلداشتاین استفاده شد. از شاخص مذکور به دلیل برتری نسبی آن بر آلفای کرونباخ استفاده شد؛ زیرا آلفای کرونباخ به همه گویهها وزن یکسان میدهد (مانوئل، فرانسیسکو و فلیکس، 2005؛ عبدیورمزان، فراهانی و خانیپور، 1401). میزان قابلیت اعتماد ترکیبی نردبان مکآرتور با گویه دیگر اندازهگیری طبقۀ اجتماعی در این تحقیق تحصیلات والدین ادراکشده میزان 77/0 را نشان میدهد که در شاخص دیلون- گلداشتاین برای اینکه یک گویه قابلیت پذیرش داشته باشد باید مقادیر بیشتر از 70/0 را کسب کند که نشاندهندۀ پایایی ابزار در این پژوهش است.
و) مقیاس عینی طبقۀ اجتماعی: مقیاس عینی طبقۀ اجتماعی بهصورت (درآمد، پرستیژ شغلی و تحصیلات) اندازهگیری میشود. بهدلیل محدودیت، عدم تمایل و ناآگاهی از درآمد دقیق والدین از بعد درآمد، صرفنظر شد. همینطور، در مورد پرستیژ شغلی که بستگی به موقعیت زمینهای دارد و دارای تعاریف گوناگون در زمینههای متفاوت است، این مقیاس هم مورد بررسی قرار نگرفت. درنتیجه، فقط بعد تحصیلات والدین، مورد بررسی قرار گرفت و شرکتکنندگان تحصیلات والدین خود را در یک مقیاس درجهبندی ششگزینهای از زیر دیپلم تا دکترا مشخص کردند.
دادهها با استفاده از رگرسیون همزمان تحلیل شد و سپس از روش مدلیابی معادلات ساختاری برای تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها
در پژوهش حاضر طبقۀ اجتماعی ادراکشده بهعنوان متغیر برونزاد و تصورات قالبی مرتبط با طبقۀ اجتماعی بهعنوان متغیر واسطهای و طبقۀ اجتماعی گزارششده بهعنوان متغیر درونزاد هستند. شرکتکنندگان این پژوهش را 97 نفر با میانگین سنی 29.59 تشکیل دادند. برای بررسی رابطۀ طبقۀ اجتماعی گزارششده و ادراکشده با میانجیگری تصورات قالبی، ابتدا از رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد. پس از بررسی مشخص شد به دلیل همبستگی بالای 7/0 برخی از متغیرهای مستقل (جدول 1)، فرضیه همخطی بودن رعایت نمیشود به همین دلیل برای کاهش متغیرهای میانجی از تحلیل عاملی استفاده شد.
جدول 1. ماتریس همبستگی بین متغیرهای طبقۀ اجتماعی گزارششده، طبقۀ اجتماعی ادراکشده، تحصیلات والدین، جذابیت، شایستگی، صمیمیت، عاطفه، بلوغ چهره و تسلط
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
|
طبقهاجتماعی گزارششده |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
طبقهاجتماعی ادراکشده |
60/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
ادراک تحصیلات والدین |
30/0 |
56/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
جذابیت |
63/0 |
54/0 |
39/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
شایستگی |
63/0 |
49/0 |
35/0 |
94/0* |
1 |
|
|
|
|
|
صمیمیت |
53/0 |
57/0 |
44/0 |
38/0 |
35/0 |
1 |
|
|
|
|
عاطفه |
51/0 |
69/0 |
43/0 |
45/0 |
40/0 |
86/*0 |
1 |
|
|
|
بلوغ چهره |
11/0- |
11/0- |
21/0- |
04/0 |
01/0 |
16/0- |
16/0- |
1 |
|
|
تسلط |
09/0- |
05/0 |
15/0- |
09/0- |
15/0- |
07/0- |
07/0- |
86/0* |
1 |
شش آیتم (جذابیت، شایستگی، صمیمیت، عاطفه، بلوغ چهره، تسلط) مورد تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) با استفاده از SPSS نسخه 16 قرار گرفتند. قبل از اجرای PCA مناسببودن دادهها برای تحلیل عامل ارزیابی شد. بررسی ماتریس همبستگی نشان داد چندین ضریب 3/0 و بالاتر وجود دارد. مقدار کیسر - میر - اوکلین[21] 61/0 بود که بالاتر از مقدار توصیهشده 6/0 (کایزر 1970،1974) بود و آزمون کرویت بارتلت[22] (بارتلت 1954) به لحاظ آماری معنادار بود که عاملپذیری ماتریس همبستگی را تأیید میکند.
تحلیل مؤلفههای اصلی وجود سه مؤلفه با ارزشهای ویژه بیش از 1 را نشان دادند که بهترتیب 70/3، 84/1، 16/1 از واریانس را تبیین میکند. بررسی نمودار شیبدار یک تغییر واضح پس از سومین مولفه نشان میدهد. با استفاده از آزمون شیبدار کتل (1966) مقرر شد که سه مؤلفه برای بررسی بیشتر حفظ شوند. این انتخاب با استفاده از تحلیل موازی نیز تایید شد، که فقط سه مولفه با ارزشهای ویژه بیش از مقادیر معیار متناظر در ماتریس دادههای تصادفی با اندازه مشابه را نشان میدهند (پاسخدهنده 97 × متغیر6).
راهحل سه مؤلفهای در مجموع 03/84 % واریانس را تبیین کرد که سهم مؤلفة یک (35/46%) و سهم مؤلفۀ دو (09/23) و سهم مؤلفه سوم (75/14) بود. برای کمک به تفسیر این دو مؤلفه، چرخش پرومکس[23] انجام شد. تفسیر دو مؤلفه با تحقیقات گذشته در مورد مقیاس تصورات قالبی مرتبط با طبقه (بیونستدی، 2017) همسان بود. آیتمهای جذابیت و شایستگی روی مؤلفه 1 تحت عنوان جذابیت، عاطفه و صمیمیت روی مؤلفه 2 تحت عنوان مثبتبودن،بلوغ چهره و تسلط روی مؤلفه 3 تحت عنوان قدرت. نتایج این تحلیل استفاده از آیتمهای جذابیت، مثبتبودن و قدرت را بهعنوان مقیاسهای جداگانه توصیه کردهاند.
جدول 2. عوامل چرخش یافته برای متغیرهای میانجی
|
متغیر |
مثبتبودن |
جذابیت |
قدرت |
|
عاطفه |
94/0* |
038/0- |
015/0 |
|
صمیمیت |
95/0* |
11/0- |
009/0- |
|
جذابیت |
061/0 |
95/0* |
026/0 |
|
شایستگی |
013/0- |
98/0* |
027/0- |
|
بلوغ چهره |
15/0- |
15/0 |
94/0* |
|
تسلط |
13/0 |
14/0 |
97/0* |
به منظور بررسی مدل مفهومی پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مجذورات جزئی استفاده شد تا با استفاده از نتایج آزمون به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش و ضرایب قابلیت اعتماد و کیفیت مدل پرداخته شود.
در مدل Smart PLS جهت بررسی برازش مدل، SSE (مجموع مجذورات خطای پیشبینی) برای هر بلوک متغیر پنهان و SSE/SSO نیز شاخص اعتبار اشتراک CV-COM را نشان میدهد و اگر شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان مثبت باشد، مدل اندازهگیری کیفیت مناسب دارد (کوهبومی؛ قمری؛ حسینیان، 1401). بر این اساس یافتههای جدول 3 نشان میدهد که شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان برای تمام سازهها مثبت است.
جدول 3. شاخص وارسی اعتبار اشتراک متغیرهای پنهان
|
متغیر |
SSO |
SSE |
1-SSE/SSO |
|
طبقۀ اجتماعی گزارششده |
116 |
116 |
|
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده |
232 |
336/152 |
343/0 |
|
زیبایی |
232 |
401/146 |
369/0 |
|
مثبتبودن |
232 |
468/171 |
261/0 |
|
قدرت |
232 |
867/229 |
|
ضریت تعیین R2 معیاری است که برای متصلکردن بخش اندازهگیری و بخش ساختاری مدلسازی معادلات ساختاری به کار میرود. به گفته چین[24] (2010) مقادیر 19/0، 33/0، و 60/0 ملاک ضعیف، متوسط و قوی برای R2 هستند (عبدیورمزان، فراهانی و خانیپور، 1401). همانطور که در جدول 4 مشاهده میشود R2 برای سازه طبقۀ اجتماعی ادراکشده و زیبایی بهترتیب (50/0 و 41/0) که ارتباط قوی و برای مثبتبودن (29/0) که ارتباط متوسط دارد را نشان میدهد. برای سازه قدرت ضریب R2 (013/0) که نشانۀ ارتباط ضعیف است.
جدول4. ضریب تعیین R2 برای سازههای مدل
|
سازه |
R2 |
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده |
50/0 |
|
زیبایی |
41/0 |
|
مثبتبودن |
29/0 |
|
قدرت |
013/0 |
شاخصهای برازش مدل قبل از اصلاح مدل (085/0= SRMR و 69/0 = NIF) و بعد از اصلاح مدل (070/0 = SRMR و 74/0 = NIF) است که نشاندهندۀ بهبود شاخص بعد از اصلاح مدل است. به منظور آزمون فرضیههای مدل از معناداری ضرایب مسیر بهره برده شد. برای محسابه t از آزمون بوت استراپ استفاده شد. جدول 5 نشانگر ضرایب مسیر و آماره t مدل، معناداری و نتیجه آزمون فرضیهها است.
جدول 5. ضرایب مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم و آماره t مربوط به مسیرها
|
روابط مورد بررسی |
ضرایب مسیر |
آماره t |
معناداری |
نتیجه |
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده ← زیبایی |
30/0 |
63/2 |
008/0 |
تأیید |
|
طبقۀ اجتماعی گزارششده ← زیبایی |
64/0 |
02/11 |
00/0 |
تأیید |
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده← مثبتبودن |
51/0 |
52/4 |
00/0 |
تأیید |
|
طبقۀ اجتماعی گزارششده← مثبتبودن |
54/0 |
68/5 |
00/0 |
تأیید |
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده← قدرت |
05/0 - |
50/0 |
61/0 |
رد |
|
طبقۀ اجتماعی گزارششده← قدرت |
11/0 - |
06/1 |
28/0 |
رد |
|
طبقۀ اجتماعی ادراکشده← طبقۀ اجتماعی گزارششده |
50/0 |
13/8 |
00/0 |
تأیید |
باتوجهبه یافتههای گزارششده در جدول 5 روابط طبقۀ اجتماعی ادراکشده با متغیر میانجی زیبایی و مثبتبودن و روابط طبقۀ اجتماعی گزارششده با متغیر میانجی زیبایی و مثبت بودن بزرگتر (96/1) بود و مسیرهای مسقیم پیشنهادی در مدل مفرض در سطح معناداری کوچکتر از(05/0) مورد تأیید قرار میگیرند. همچنین رابطه غیر مستقیم طبقۀ اجتماعی ادارکشده و طبقۀ اجتماعی گزارش شده در سطح معناداری (00/0) مورد تأیید قرار میگیرد. یعنی به وسیلۀ ادراککنندگان از متغیرهای زیبایی و مثبتبودن برای جایگاه بالاتر طبقات اجتماعی اهداف استفاده میکنند. اما متغیر قدرت سطح t آنها کوچکتر از (96/1) است و سطح معناداری آنها بزرگتر از (05/0) است. بدین معنی که ادراککنندگان از متغیر قدرت برای ادراک جایگاه افراد استفاده نمیکنند و فرضیه مورد نظر رد میگردد. َ
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش باهدف بررسی رابطه طبقۀ اجتماعی گزارششده و ادراکشده با میانجیگری تصورات قالبی مرتبط با طبقه انجام گرفت. باتوجهبه یافتهها، در کل میتوان گفت که مقیاس طبقۀ اجتماعی ذهنی در چهرۀ خنثی قابلتشخیص است و همبستگی بزرگی بین طبقۀ اجتماعی گزارششده و ادراکشده وجود دارد. این اطلاعات همسو با یافتههای مطالعۀ قبلی (بیونستدی و رول، 2017) است. همچنین تحصیلات والدین ادراکشده همبستگی متوسط اما معناداری با طبقۀ اجتماعی گزارششده دارد. اما تحصیلات ادراکشده والدین همبستگی ضعیفی با تحصیلات گزارششده والدین دارد و این بعد از مقیاس بهعنوان یک پیشبینیکنندۀ معتبر رد میشود.
در ارتباط با عدم همبستگی تحصیلات والدین گزارششده و ادراکشده، یافتههای تحقیق حاضر مغایر با تحقیقات کارائوس و کلنتر (2009) است. آنها در پژوهش خود نشان دادند ادراککنندگان قادر بودند درآمد خانواده، تحصیلات والدین و مقیاس ذهنی طبقۀ اجتماعی اهداف را بهدرستی تشخیص دهند. آنها در این پژوهش از 60 اسلاید کوتاه از تعامل دو فرد در محیط اداری که بهوسیله یک فرد غریبه بررسی میشد، استفاده کردند. در تبیین این یافته میتوان گفت، شاید مغایرت این پژوهش با پژوهش فعلی در این است که تحصیلات خانوادگی بیشتر در تعاملات تجلی پیدا میکند تا در تصاویر خنثی. بااینحال، مستثنیکردن تحصیلات والدین از عوامل طبقۀ اجتماعی، الگوی نتایج گزارششده را تغییر نداد؛ بنابراین، در مدلسازی از این مقیاس استفاده شد.
همچنین در مقدمه مطرح شد که طبقۀ اجتماعی افراد را میتوان از طریق ابعاد چندگانه طبقۀ اجتماعی (مانند، تحصیلات والدین، درآمد مالی والدین و مقیاس ذهنی) عملیاتی کرد. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که طبقۀ اجتماعی نهتنها از یک بعد قابلشناسایی است؛ بلکه تعامل ابعاد دیگر (مانند تحصیلات والدین و طبقۀ اجتماعی ذهنی) نیز در چهره قابلتشخیص است. باتوجهبه اینکه در مطالعه (بیونستدی و رول، 2017) نشان داده شد که یک بعد از طبقۀ اجتماعی (درآمد) در چهره منعکس میشود، در این پژوهش مشخص شد که ابعاد مختلف دیگر هم میتوانند نشاندهندۀ جایگاه متفاوت طبقاتی افراد باشند. این نشاندهنده همبستگی متوسط تا بالا ابعاد اندازهگیری طبقۀ اجتماعی است.
بهعلاوه، این مطالعه نشان داد که بر روی یک پیوستار هم میتوان طبقۀ اجتماعی افراد را از روی چهره تشخیص داد. درواقع، قضاوت ادراککنندگان درباره طبقۀ اجتماعی افراد فقط در ابتدا و انتهای مقیاسها دستهبندی نشدهاند (صفر یا یک)، بلکه در امتداد دامنه هر مقیاس در توزیعهای نرمال، مشابه با دنیای واقعی توزیع شدهاند (آدلر و همکاران، 2000). این یافته همچنین همسو با مطالعات سینگ - مانوکس[25] و همکاران، (2003) است. در تبیین این یافته میتوان گفت: مقیاس طبقۀ اجتماعی ذهنی نهتنها شرایط زندگی فعلی فرد را نشان میدهد؛ بلکه کیفیت زندگی فرد درگذشته، مثل شرایط اقتصادی - اجتماعی، تحصیلات و پیشینۀ اقتصادی، همراه با چشمانداز آینده آنها را نیز میتواند منعکس کند.
یافتههای پژوهش همچنان نشان دادند که متغیر مکنون (جذابیت و شایستگی) با طبقۀ اجتماعی ادراکشده و گزارششده رابطه دارد. شرکتکنندگانی که گزارش دادند طبقۀ اجتماعی بالاتری دارند جذابتر از افرادی که متعلق به طبقات پایین بودند بهنظر میرسیدند و همچنین ادراککنندگان افرادِ با جذابیت بیشتر را متعلق به طبقات اجتماعی بالاتر ادراک میکردند. این یافته همسو با مطالعات قبلی درباره تفاوت در سلامتی و رفاه طبقات اجتماعی مختلف است (برای مثال، داینر[26] و بیسواس - دینر، 2002؛ سینگ - مانوکس و همکاران، 2003). همچنین همسو با تحقیقات دورانتی و همکاران (2013) است که طبقۀ اجتماعی و تصوراتی قالبی مرتبط با طبقه را در چندین کشور بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که تأثیر طبقۀ اجتماعی بر روی چهره در بین ملتهای مختلف هم سازگار است. در تبیین این یافته میتوان گفت افراد از متغیر جذابیت برای درک طبقۀ اجتماعی دیگران استفاده میکنند.
یکی دیگر از یافتههای تحقیق نشان داد که تصاویر رنگی بهتر میتوان جذابیت را در چهره منعکس کند. همانطور که در بالا اشاره شد، بیونستدی و رول (2017) در پژوهش خود زمانی که تصاویر دوستیابی آمریکا را بررسی کردند میزان همبستگی متغیر جذابیت با طبقۀ اجتماعی گزارششده و ادراکشده از همه بیشتر بود. اما در مرحله بعد که از تصاویر خنثی در آزمایشگاه استفاده کردند دیگر جذابیت بهعنوان نشانهای معتبر عمل نکرد. در مطالعۀ قبل از تصاویر خاکستری استفاده شد، اما در این مطالعه از اهداف تمامرنگی استفاده شد؛ زیرا همانطور که اشاره کردیم استفان و همکاران (2014) در مطالعه خود نشان دادند که تصاویر رنگی بهتر میتوانند جذابیت و سلامتی را منتقل کنند. در تبیین این یافته میتوان گفت، تصاویر رنگی میتوانند بهتر جذابیت در چهره نشان دهد. در مطالعه حاضر متغیر جذابیت با استفاده از تصاویر رنگی، بهعنوان مقیاسی معتبر شناخته شد.
یافتهها از فرضیه شایستگی بهعنوان متغیر میانجی در ادراک طبقۀ اجتماعی حمایت کردند. این نتایج همچنین همسو با تحقیقات کارائوس و کلنتر (2013) است که در یک نظرسنجی در مقیاس بزرگ نشان دادند که افراد ثروتمند در سطح جهانی شایستهتر ادراک میشوند. یک تحقیق بینالمللی، با فرهنگهای مختلف افراد طبقۀ بالاتر را حتی با شایستگی بیشتری در جوامع نابرابر نسبت به جوامع برابر ادراک میکردند (دورانتی و همکاران، 2017). بنابراین، در تبیین این یافته میتوان گفت که متغیر شایستگی متغیر معتبری در ادراک طبقۀ اجتماعی است و ادراککنندگان، افراد با طبقۀ اجتماعی بالاتر را شایستهتر ادراک میکنند.
متغیر مثبتبودن (شامل عاطفه و صمیمیت) است که با طبقۀ اجتماعی گزارششده و ادراکشده رابطه داشتند. شرکتکنندگانی که گزارش دادند طبقۀ اجتماعی بالاتری دارند مثبتتر از افرادی که متعلق به طبقات پایینتر بودند به نظر میرسیدند و همچنین ادراککنندگان افراد با عاطفه بیشتر را با طبقات اجتماعی بالاتر ادراک میکردند. یافتههای این تحقیق همسو با مطالعه بیونستدی و رول (2017) و آدام و همکاران (2016) و هندرسون[27] و همکاران (2016) است که انعکاس عاطفه مثبت در چهره را بررسی کردند.
تبیین اول این یافته این است که انعکاس متغیر عاطفه و صمیمت بر روی چهره بهعنوان متغیر میانجی در ادراک دقیق طبقۀ اجتماعی این است که افراد تا حد زیادی متکی بر عبارات احساسی ظریف هستند که در طول زمان در ساختار چهره دیگران حک شده است. تحقیقات پیشین مشخص کردند که بیان عادات احساسی در طول زمان بر چهره خنثی افراد تجلی پیدا میکند (آدام و همکاران، 2016؛ مالاتستا و همکاران، 1987). تبیین دوم این یافته درارتباط با رفاه بیشتری است که افراد طبقۀ بالا در زندگی برخوردارند. آنها عواطف مثبتتر را در طول زندگی تجربه میکنند و بههمین دلیل عواطف مثبتتر را هم ابراز میکنند. ماهیچههای صورت فرد ممکن است بزرگ شود و پوست فرد ممکن است بهگونهای تا شود که این بیانات مکرر احساسی را منعکس کند و درنتیجه ظاهر خنثی شبیه به حالات مکرر احساسی فرد میشود (آدام و همکاران، 2016). همچنین ممکن است تجارب دشوار افراد طبقۀ پایینتر و تجارب لذتبخش افراد طبقۀ بالاتر در چهره بهعنوان یک مکانیزم ظاهر شود. تبیین سوم این یافته ازاینقرار است که نتایج مطالعات قبلی حاکی از آن است که رفاه با عاطفه همبستگی مثبت دارد و دلیل انعکاس عاطفه بیشتر در طبقۀ اجتماعی بالاتر رفاه بیشتر نسبت به طبقۀ اجتماعی پایینتر است (بیونستدی و رول 2017). علاوهبراین، رابطه عاطفه مثبت و انتساب آن به شرکتکنندگان ثروتمند نشان میدهد که ادراککنندگان از این نشانه برای تشخیص طبقۀ اجتماعی دیگران استفاده میکنند.
در ارتباط با رابطه متغیر صمیمت با ادراک طبقۀ اجتماعی نتایج حاصلشده با برخی از پژوهشهای پیشین مغایر است. یافتههای پژوهش حاضر حاکی از همبستگی مثبت متغیر صمیمیت با طبقۀ اجتماعی گزارششده است. در مقابل برای مثال، کارائوس و همکاران (2010)، در پژوهش خود نشان دادند که افراد طبقۀ پایینتر صمیمیت بیشتری نسبت به افراد طبقۀ بالاتر دارند. آنها بیان کردند که افراد طبقۀ پایینتر به دو دلیل میزان بیشتری از همدلی نسبت به همتایان خود در طبقۀ بالاتر دارند. اول، درحالیکه افراد طبقۀ بالاتر تمایل دارند که به دستآوردها و ویژگیهای منحصربهفرد خودشان تمرکز کنند، افراد طبقۀ پایین بیشتر گرایش دارند به ویژگیهای بافت اجتماعی توجه کنند که همین مسئله باعث میشود بیشتر از احساسات و اعمال دیگران آگاه شوند. دوم، افراد طبقۀ پایینتر استقلال کمتری نسبت به افراد طبقۀ بالاتر در رفتار خود دارند و بیشتر به دیگران متکی هستند دقت همدلی به آنها کمک میکند روابط وابستهتر را افزایش دهند. بهعلاوه، کوته و همکاران (2017) در یک تحقیق دریافتند که افراد طبقۀ پایین دلسوزی بیشتری برای دیگران نشان میدهند و همچنین هنگام دیدن ویدئوهایی از افرادی که در شرایط ناراحتکننده قرار گرفتهاند کاهش ضربان قلب دارند. از طرف دیگر این پژوهش، همسو با پژوهش بیونستدی (2017) است که در تحقیق خود از مقیاس عینی در ادراک طبقۀ اجتماعی استفاده کرده بود و صمیمیت را بهعنوان مقیاسی معتبر مشخص کرده بود. در تبیین مغایرت برخی از پژوهشها با این پژوهش میتوان گفت که ادراککنندگان افراد طبقۀ بالاتر را با صمیمیت بیشتری در چهره ادراک میکنند. شاید دلیل این مغایرت این باشد که کارائوس و کلنتر و کوته و همکاران در پژوهش خود پاسخ همدلی افراد را بررسی کردند؛ ولی در این پژوهش صمیمیت در چهره بررسی شد و به دلیل همبستگی بالای صمیمیت با عاطفه مثبت، متغیر صمیمیت همبستگی بالایی با طبقۀ اجتماعی بالاتر دارد. همچنین این فرضیه همسو با پژوهش بیونستدی و رول (2017) است که در پژوهش نشان دادند، چهرۀ صمیمیتر با جایگاه بالاتر طبقۀ اجتماعی ادراک میشود.
اما یافتههای پژوهش حاضر نشان دادند که متغیرهای تسلط و بلوغ چهره نشانهای معتبر برای تشخیص طبقۀ اجتماعی نبودند. یافتههای این پژوهش مغایر با یافتههای مولر و مازر (1996) و رول آمبدی (2011) بود که دریافتند افراد طبقۀ بالاتر تسلط بیشتری دارند. در تبیین این یافته میتوان گفت، این عدم ارتباط به این دلیل است که افراد با طبقۀ بالاتر عاطفه مثبتتر داشتند. همانطور که بری و مکآرتور (1985) دریافتند که همبستگی قابلتوجهی بین ویژگیهای صورت و ویژگیهای شخصیتی فرد وجود دارد. افراد با صورت کودکانه صمیمیتر ادراک میشوند. درحالیکه، افراد با چهرۀ پختهتر قدرتمندتر دیده میشوند.
همچنین تبیین دیگر این یافته این است که افراد با چهرههای شاد، عصبانی و شگفتزده با تسلط کمتر ادراک میشوند (مونتپر و دوبیش، 2003)، چشمان کوچک در مقابل چشمان بزرگ نشانگر تسلط بیشتر است (کیتینگ و همکاران، 1981). در نتیجه، نشانۀ بلوغ چهره و تسلط به دلیل همبستگی منفی که با عاطفه مثبت داشتند بهعنوان نشانهای معتبر برای تشخیص طبقۀ اجتماعی عمل نکردند.
بهطوری کلی، این پژوهش ضمن روشن ساختن بیشتر ساختار زیربنایی طبقۀ اجتماعی بینش بیشتری در زمینۀ تجلی طبقۀ اجتماعی در چهره به دست داد، و نشان داد که نه یک بعد (که در پژوهشهای قبلی مدنظر بود) بلکه چندین بعد از ویژگیهای طبقۀ اجتماعی در چهره منعکس میشود. همچنین معلوم شد که یافتههای حاصله در این زمینه در بافتهای فرهنگی مختلف در ایران (پژوهش حاضر)، کانادا و آمریکا (در پژوهش بیونستدی و همکاران، 2017) مشابه است. ازطرف دیگر، معلوم شد که تصورات قالبی مرتبط با طبقۀ اجتماعی با برخی از مهمترین پیامدهای وضعیت طبقۀ اجتماعی (سلامت و رفاه) همخوان هستند؛ بنابراین، این یافتهها نهتنها نشان میدهند که طبقۀ اجتماعی بهطور مشابه در همه بافتها تأثیر میگذارد؛ بلکه با یافتههای همهگیرشناسی همسو هستند که نشاندهندۀ این است که همبستگی سلامت و رفاه با طبقۀ اجتماعی در کشورهای مختلف مشابه است (هاوشوفر و فهر، 2014). درنهایت، این پژوهش اطلاعاتی را فراهم نمود تا نحوۀ انعکاس طبقۀ اجتماعی در چهره را درک کنیم، و این که چگونه تأثیر برداشت اولیه از طبقۀ اجتماعی در تعاملات روزمره میتواند منجر به پیامدهای طولانیمدت شود.
محدودیتهای که در پژوهش حاضر باید در نظر گرفته شود این است که یک، بسیاری از شرکتکنندگان میزان درآمد والدین خود را نمیدانستند. بههمیندلیل، این پژوهش نتوانست از بعد درآمد بهعنوان یکی از ابعاد طبقه اجتماعی استفاده کند. دوم، ازآنجاکه از نمونه در دسترس در این پژوهش استفاده شد توزیع جنسیت در پژوهش یکسان نبود (60 مرد و 37 زن) به دلیل عدم رضایت بیشتر نمونههای زن برای استفاده از تصاویر در پژوهش.
برایناساس پیشنهادها در راستای پژوهشهای بعدی این است که یافتهها در نمونههای متنوعتر که شامل افراد از طبقات مختلف اجتماعی و با دامنۀ سنی گستردهتر، تکرار شود. افسیهزاده و همکاران (1400) در پژوهش خود اشاره کردند زنان توانایی بیشتری در ادراک نابرابری دارند پژوهشگران بعدی میتوانند بررسی کنند آیا بین جنسیت شرکتکنندگان در تشخیص طبقۀ اجتماعی تفاوتی وجود دارد. یکی دیگر از کارهایی که پژوهشهای آینده میتوانند به آن بپردازند این است که به بررسی تفاوتهای توانایی خوانش طبقۀ اجتماعی در شرکتکنندگان با سنین بیشتر که تجارب عمیقتری در زندگی کسب کردهاند با شرکتکنندگان سنین کمتر بپردازند.
[1]. Kraus and Keltner
[3] .Haider
[5] .Kiebler and Stewart
[6] echology
[8] .Rule
[10] .Walker and Smith
[11]. Ambady
[12]. Zebrowitz
[13]. Schmid Mast and Hall
[14]. Bjonrsdottir
[15]. Dietze and Knowles
[17]. Stephens
[19]. Overwriting: به این معنا که ادراککننده فرصت پیدا می کند تا در ادراک چهره تعمق کند و قضاوتش دستخوش تغییر میشود. زمان که برای ادراک عاطفه درنظر گرفته میشود کمک میکند تا ادراککننده بدون لحظهای تعمق ادراک اولیه خود را از عاطفه چهره بگوید.
[20] Giatti
[21] .Kaiser-Meyer-Olkin Measure of sampling Adequacy (KMO)
[22]. Bartlett’s Test of Sphericity
[23]. Promax rotation
[24]. chin
[26]. Diener and Biswas-Diener
[27].Henderson