مقایسه تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشگاه پیام نور،تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده
مقدمه: وجود فرزند با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در خانواده عملکرد خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام گرفت.
روش: جامعه آماری پژوهش شامل مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در سال 1401 بود و نمونه پژوهش 400 نفر (200 نفر برای گروه با اختلال نقص توجه بیش فعالی و 200 نفر گروه عادی) بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند و به مقیاس تنهایی اجتماعی دی­توماسو، برانن و بست (2004)، پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی (1379) و پرسشنامه باور به دنیای عادلانه ساتون و داگلاس (2005) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و با نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی از لحاظ تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش بر اهمیت توجه به تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تأکید می‌کند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخله‌های آموزشی دارد.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Comparison of Social Loneliness, Marital Conflict and Belief in a Just World in Mothers with and without Children with Attention Deficit/Hyperactivity Disorder

نویسندگان English

Sevna Asgarzadeh 1
Zahra Borhani 2
Mohammad Hosein Hojjati 2
Fatemeh Alidastan Niyaki 2
majid baradaran 3
1 Masters in general psychology, payam noor university, Tehran,,Iran
2 M.A.of General Psychology, Payame Noor University, Tehran, Iran
3 Assistant Professor, Department of Psychology, Payame Noor University, Tehran, Iran.
چکیده English

Introduction: The presence of a child with attention deficit hyperactivity disorder in a family can affect the performance of the family. This study aims to compare social loneliness, marital conflict, and belief in a just world in mothers with and without children with attention-deficit/hyperactivity disorder.
Method: The statistical population includes mothers with and without children with attention-deficit/hyperactivity disorder in the year 2022. The research sample includes 400 mothers (200 with Children with Attention Deficit/Hyperactivity Disorder and 200 without Children with Attention Deficit/Hyperactivity Disorder). The participants responded to Ditommaso & et al, Social Loneliness Scale (2004), Sanai's Marital Conflict Questionnaire (2000), and Sutton & Douglas's Belief in a Just World Questionnaire (2005). The data were analyzed using multivariate analysis of variance and SPSS-23 software.
Results: The results show that there is a significant difference between mothers with and without children with attention-deficit/hyperactivity disorder in terms of social loneliness, marital conflict, and belief in a just world (p<0.05).
Conclusion: Findings emphasize the importance of paying attention to social loneliness, marital conflict, and belief in a just world in mothers with children suffering from attention-deficit/hyperactivity disorder and have an important role in educational interventions.

کلیدواژه‌ها English

attention-deficit/hyperactivity disorder
belief in a just world
marital conflict
social loneliness

مقدمه

اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی یکی از شایعترین اختلالات عصبی تحولی است که از دوران کودکی شروع می شود و اغلب تا بزرگسالی ادامه می یابد (ریبولدی[1] و همکاران، 2022). این اختلال از نظر بالینی با علائم مداوم بی توجهی، بیش فعالی و تکانشگری تعریف می شود که می تواند باعث اختلالات عملکردی در حوزه های مختلف زندگی روزمره شود (سدگویک-مولر[2] و همکاران، 2022). میزان شیوع اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در کودکان 9/5 درصد و در بزرگسالان 5/2 درصد گزارش شده است (فارون[3] و همکاران، 2021). مشخصه اصلی اختلال کاستی توجه، وجود نشانه های معنادار نقص توجه می باشد که با دامنه وسیعی از مشکلات عملکردی در خانه و تعامل با والدین همراه می گردد (بارکلی[4]، ۲۰۲۲). زندگی با کودک دارای اختلال یا ناتوانی، اغلب به صورت عاملی استرس زا برای خانواده درک شده و می تواند همة جنبه های خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان از آنجایی که مادر در تعامل بیشتر با این کودکان می باشد، احتمالا بیشترین تاثیر را خواهد پذیرفت. هر چند به سهم بالقوه رفتارهای والدینی ناکارآمد، در سبب شناسی اختلال نقص توجه/ بیش فعالی توجه چندانی نشده است (وانگ، نگ، پریسکلا، چانگ و چوی[5] ، 2018). مطالعة خانواده ها و الگوهای رفتاری والدین اهمیت به سزایی دارد، به طوری که کرونیس[6] و همکاران (2007) اظهار کرده اند که آسیب والدین و رفتار والدینی عوامل خطر مهمی در پیامد رشدی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی می باشند. اسمیت و گرزیواکز[7] (2014) نیز در مطالعه ای اشاره کردند که والدین کودکان مبتلا، سلامت روان پایین تر و علائم افسردگی بیشتری را گزارش می کنند و این علائم و مشکلات سلامت روان، در گذر زمان افزایش می یابد. از متغیرهای نیازمند توجه در مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، تنهایی اجتماعی است.

باید گفت تنهایی دردناک­ترین تجربه از بین همه تجارب بشری است که در صورت برآورده نشدن نیاز به نزدیکی ایجاد می­شود (اوزونهیسارلیکچی اوغلو، آکگول و کاوونچو اوغلو[8]، 2020) احساس تنهایی را می توان نارسایی و ضعف محسوس در روابط بین فردی دانست که منجر به نارضایتی فرد از روابطش شده و به تجربه نارضایتی از روابط اجتماعی منجر می شود. در واقع، تنهایی، حالتی ناخوشایند است که از تفاوت در روابط بین فردی که افراد خواهان آن هستند و روابطی که با دیگران در شرایط واقعی دارند، نشأت می گیرد و سبب ایجاد احساس بی حوصلگی، ناامیدی، بی فایدگی، افسردگی، اضطراب و تیره و تار دیدن دنیا می گردد (رکسانلی، لیو و چن[9]، 2019). احساس تنهایی به دلیل ارتباط با افکار خودکشی و بسیاری از علل مرگ و میر در جهان، سلامت روانی و جسمانی بسیاری از افراد را با مشکلات جدی مواجه ساخته است (ریکو- اوریب[10] و همکاران، 2018؛ یانگواس، پینازو- هناندیس و تارازونا- سانتابالبینا[11]، 2018). طبق مطالعات، بسیاری از مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی احساس خستگی، رغبت نداشتن به شرکت در فعالیتهای اجتماعی، جدا کردن خود از دوستان و آشنایان را گزارش می کنند که وجود نشانه های اضطراب و افسردگی با دوری از فعالیتهای جمعی همراه شده و منجر به  احساس تنهایی می شود (اودی، موریسون و گوادین[12] ، 2019). بنابراین احتمال می رود خانواده و به ویژه مادر بیشتر تحت فشار قرار گرفته، از نظر روانشناختی دچار آسیب هایی شوند که امور خانواده را تحت تأثیر قرار داده و تعارض زناشویی رخ می دهد.

تعارض زناشویی فرایندی تعاملی است که در آن یکی یا هر دو همسر در مورد جنبه هایی از رابطه شان احساس ناراحتی می کنند و می کوشند به طریقی آن را حل کنند. به علاوه تعارض در روابط وقتی بروز می کند که رفتار یک شخص با توقعات شخص دیگر همسو نباشد. تعارضات زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته ها، طرح های رفتاری و رفتارهای غیرمسئولانه در قبال ارتباط زناشویی و ازدواج است  (اوترو[13] و همکاران، 2020). چن، چن و بانونا[14] ) 2018 ( بر این باورند تعارض زناشویی جزء لاینفک و بخش اجتناب ناپذیر زندگی است و آنچه مهم است میزان تعارض، شیوه درک و کنترل تعارض زناشویی است و زوجینی که از شیوه های حل تعارض و مؤلفه های شخصیتی مثبت برخوردارند، کمترین آسیب را در تعارضات زناشویی دریافت می دارند. تعارض ممکن است اشکال گوناگون داشته باشد و به صورت افسردگی، سوء رفتار با همسر و درگیری لفظی و فیزیکی بین هر دو زوج بروز نموده و نهایتاً منجر به طلاق گردد (کریبت، اسمیت، آچینو، باکوم و نیلی-  مور، 2020). میراندا[15] و همکاران  (2006) نشان داده اند که والدین این کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ بیش فعالی ، سطوح بالاتر استرس و احساس شایستگی کمتری داشته اند. شور و گایو[16] (2007) در مطالعه خود که به بررسی عوامل خانوادگی اختلال نقص توجه/بیش فعالی پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که مادران کودکان مبتلا، آشفتگی روانشناختی بیشتر گزارش کرده و حمایت کمتری از سوی خانواده ادراک می کنند. همچنین این مادران از نظر عاطفی کمتر پاسخ دهنده بوده، محافظت و کنترل بیشتری نسبت به کودکانشان اعمال می کنند. مادران کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی در مقایسه با مادران کودکان عادی سطوح بالاتری از فشارهای روانی مربوط به فرزند پروری، و نیز پریشانی و اضطراب را تجربه می کنند و احساس عدم کفایت دارند (براون و ویتساید[17]، 2007) و تفاوت معناداری میان آنها با مادران کودکان عادی از نظر افسردگی، اضطراب و خودکارآمدی وجود دارد (وندن هافداکر[18]، 2010). در این راستا، باورهایی در خصوص دنیای عادلانه و ناعادلانه در این مادران شکل می گیرد.

فرضیه های بنیادی در مرکز نظام باورهای فرد قرار دارد و تعبیر و تفسیرهای فرد از رویدادها را پایش می کند که در این بین باورهای دنیای عادلانه از اهمیت خاص برخوردار است (کلیفتون و کیم[19]، 2020). بر اساس نظریه باور به دنیای عادلانه، اغلب انسانها تمایل دارند که دنیا را مکانی مملو از نشانه های حضور عدالت تلقی کنند و بر پایه این باور، زندگی خود را با امیدواری و اعتماد و اطمینان به آینده پیش برند (تیان[20]، 2019). باورهای دنیای عادلانه در کاهش آثار نامطلوب رویداهای منفی زندگی نیز نقش دارد و امکان حفظ هویت و خودپنداشت را فراهم می کند (فرانک، ورتنبراچ و مادوکس[21]، 2015). باور به دنیای عادلانه با ایجاد تعهد به قرارداد شخصی، اعتماد به منصفانه بودن دنیا و ارائه چارچوبی برای تفسیر رویداد زندگی فرد بر بهزیستی روانی افراد تأثیر مثبت مستقیم یا غیرمستقیم دارد (نودلمن، اتو و دالبرت[22]، ۲۰۱۶ ). باور به دنیای عادلانه مشتمل بر مجموعه ادراکات فرد از حضور عدالت در وقایع و اتفاقاتی است که برای خود وی و دیگران اتفاق می افتد (لو، 2018؛ به نقل از الوندی و صدیق، 1399). فاطیما و سوهیل[23] (2010) نشان دادند که اعتقاد به دنیای عادلانه شخصی، سطوح خلق و رضایت از زندگی را به طور مثبت و حالت اضطراب و افسردگی را در هر دو گروه مادران کودکان سالم و سندرم داون منفی پیش بینی می کند. یافته های استروب، پوستم، توبر، استیگمن و جان[24] (2015) نشان داد که بین باور به دنیای عادلانه و حوادث مثبت و منفی زندگی، نگرش های اجتماعی و رضایت از زندگی رابطه وجود دارد. بنابراین با توجه به شیوع روزافزون اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مطالعات موجود در این حیطه جهت شناخت و نحوه مقابله و کمک به خانواده های این کودکان از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و اینکه وضعیت روانشناختی والدین، به خصوص مادران که مراقبان اصلی کودک مبتلا هستند، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تأثیر دارد، بسیار حائز اهمیت خواهد بود که مشخص گردد، مادران این کودکان دارای چه توانمندیهای شناختی و هیجانی- عاطفی هستند تا از این رهگذر، داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره و آموزش خانواده فراهم گردد. در این راستا، مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تفاوت وجود دارد؟

 

روش

پژوهش حاضر، از نمونه پژوهش های توصیفی از نوع علی- مقایسه­ای می­باشد. جامعه آماری در این پژوهش را تمامی مادران کودکان با و بدون اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل می دهند که 400 نفر (200 نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و 200 نفر از مادران کودکان سالم)  به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی از بین افراد مراجعه کننده  به کلینیک های تخصصصی روان پزشکی در مناطق 4 و 7 و مادران کودکان سالم از مدارس این مناطق در آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند، دو گروه فوق از نظر سن و تحصیلات همتا شدند. ملاک ورود به مطالعه در مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی داشتن کودک مبتلا و در هر دو گروه رضایت خاطر آنها جهت شرکت در پژوهش بود و ملاک خروج هم تکمیل ناقص پرسشنامه ها بود.  بعد از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص، 186 نفر در  هر گروه نمونه باقی ماندند و پرسشنامه این شرکت کنندگان تحلیل گردید. کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بر اساس نظر روان پزشک و ملاک های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی تشخیص داده شدند. بعد از صحبت با شرکت کنندگان، سه پرسشنامه که در ادامه به صورت مبسوط به آن اشاره خواهیم نمود در اختیار آنها قرار گرفت و اطمینان خاطر داده شد که اطلاعات پرسشنامه به صورت محرمانه نزد پژوهشگر باقی خواهد ماند. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار آماری SPSS  به وسیله آزمون تحلیل واریانس چند­متغیره مورد ارزیابی قرار گرفت.

 

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس احساس تنهایی: این پرسشنامه توسط دی­توماسو، برانن و بست[25] (۲۰۰۴) طراحی و تهیه گردید. این مقیاس دارای ۱۵ گویه است (در فرم ایرانی به ۱۴ گویه تقلیل یافته است) و سه زیرمقیاس احساس تنهایی رمانتیک، خانوادگی و اجتماعی دارد. این پرسشنامه به صورت پنج درجه­ای لیکرت از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (5) نمره­گذاری می­گردد. هر چه نمره فرد بیشتر باشد نشان دهنده احساس تنهایی بیشتر وی است. آلفای کرونباخ نسخه اصلی مقیاس 81/0 گزارش شده است. در پژوهش جوکار و سلیمی (1390) نتایج تحلیل عاملی مؤید وجود سه عامل در این مقیاس بود و برای تعیین اعتبار مقیاس از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. ضرایب آلفا برای ابعاد رمانتیک، اجتماعی و خانوادگی و کل به‌ترتیب برابر با 92/0، 84/0، 78/0 و 86/0 بود. در پژوهش حاضر، ضراب آلفای کرونباخ به ترتیب 79/0، 73/0، 68/0 و 75/0 حاصل شد.

ب) پرسشنامه تعارض زناشویی: این پرسشنامه دارای 42 سؤال است که برای سنجیدن تعارضات زن و شوهری و بر مبنای تجربیات بالینی ثنایی (1379) ساخته شده است. این پرسشنامه هفت بعد از تعارضات را می سنجد که عبارت اند از : کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنش های هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان، جدا کردن امور مالی از یکدیگر. نمرات بالا نشان دهنده تعارض زناشویی بالاتر است. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه روی یک گروه  270 نفری برابر با 96/0  و برای 8 خرده مقیاس آن به ترتیب 81/0، 61/0، 70/0، 33/0، 86/0، 89/0 و 69/0 به دست آمد. همچنین این پرسشنامه از روایی خوبی برخوردار است. در مرحلة تحلیل محتوای آزمون، پس از اجرای مقدماتی و محاسبه همبستگی هر سؤال با کل پرسشنامه و مقیاسهای آن، به دلیل همبستگی مناسب سؤالات، هیچ سؤالی حذف نشد (ثنایی، 1379). در مطالعه حاضر، ضراب آلفای کرونباخ بین 56/0 تا 73/0 به دست آمد.

ج) پرسشنامه باور به دنیای عادلانه: این پرسشنامه توسط ساتون و داگلاس[26] (2005) طراحی شده است که دارای 27 گویه و 4 خرده مقیاس باور به دنیای عادلانه برای خود، باور به دنیای عادلانه برای دیگران، باور به دنیای عادلانه عمومی و باور به دنیای ناعادلانه می باشد. نمره گذاری گویه ها در مقیاس لیکرت 5 درجه ای لیکرت (کاملا موافق =5 تا کاملا مخالف= 1) انجام می شود. حداقل و حداکثر نمره ای که به دست می آید به ترتیب برابر با 27 و 135 خواهد بود. نمرات بالا نشان دهنده تمایل بیشتر به باور به دنیای عادلانه است. این پرسشنامه در ایران توسط گل پرور و عریضی (1386) ترجمه و سپس اعتباریابی شده است. ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های فوق به ترتیب 83/0، 82/0، 87/0 و 70/0 به دست آمد. در این پژوهش، ضراب آلفای کرونباخ به ترتیب 76/0، 78/0، 73 و 64/0 به دست آمد.

 

یافته ها

بر اساس نتایج مطالعه حاضر، بیشتر افراد دو گروه دارای تحصیلات دیپلم بودند. میانگین و انحراف معیار سن در مادران دارای کودک مبتلا به ترتیب (19/6)73/41 و مادران دارای کودک سالم (38/7)29/40 بود. در جدول 1 میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش به تفکیک دو گروه ارائه شده است.

 

جدول1. شاخص­های توصیفی متغیرهای پژوهش به تفکیک گروههای مورد مطالعه

متغیر

مادران دارای کودکان مبتلا

     مادران دارای کودک سالم

 

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

تنهایی اجتماعی

94/10

74/2

09/8

97/1

تنهایی رمانتیک

48/8

83/1

02/6

64/1

تنهایی خانوادگی

73/8

59/1

16/6

07/1

تنهایی کل

15/28

01/5

27/20

94/4

کاهش همکاری

02/15

84/2

62/13

32/2

کاهش رابطه جنسی

86/16

36/3

12/15

24/2

تحریک پذیری

13/22

59/4

78/20

18/3

حمایت فرزندان

39/16

68/2

21/15

26/2

رابطه با خویشاوندان خود

62/12

14/2

19/11

62/1

رابطه با خویشاوندان همسر

82/14

48/2

17/13

03/2

جدا کردن امور مالی از یکدیگر

43/16

91/2

11/15

05/2

تعارض زناشویی

27/114

50/20

20/104

74/15

باور به دنیای عادلانه برای خود

54/13

17/3

81/22

66/3

باور به دنیای عادلانه برای دیگران

32/16

41/6

05/27

15/6

باور به دنیای عادلانه عمومی

01/14

10/3

55/18

93/3

باور به دنیای ناعادلانه

22/14

91/2

87/11

28/2

 

جهت تعیین تفاوت گروهها از نظر متغیرهای مورد بررسی (تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه) از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده گردید. پیش از اجرای این آزمون، ابتدا به منظور نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها از آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفاده گردید و نشان داد که تمامی مؤلفه ها دارای توزیع نرمال هستند(05/0 sig>). لذا پیش فرض مربوطه مورد تأیید قرار گرفت.همچنین، در ادامه آزمون باکس و لوین به عنوان پیش فرض مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون لوین (634/0 sig= و 462/0 F=) نشان داد که معنادار نبود و نیز نتایج آزمون باکس (05/0 >31/0, P=19/1, F=29/8 =Box's M) حاکی از این بود که هیچ کدام از متغیرها معنادار نبود. لذا باتوجه به برقراری این پیش فرض از آزمون تحلیل  واریانس چندمتغیره استفاده گردید که نتایج مربوط به آن در جدول 2 ارائه گردیده است.

 

 

 

 

 

جدول2. نتایج آزمون تحلیل واریانس جهت مقایسه متغیرهای پژوهش در دو گروه

متغیر

MS

DF

SS

F

P

Eta

توان آماری

تنهایی اجتماعی

58/194

1

58/194

49/43

01/0

22/0

99/0

تنهایی رمانتیک

37/138

1

37/138

24/33

01/0

16/0

99/0

تنهایی خانوادگی

69/158

1

69/158

72/37

01/0

18/0

99/0

تنهایی کل

53/6864

1

53/6864

93/276

001/0

43/0

00/1

کاهش همکاری

93/42

1

93/42

64/4

03/0

02/0

78/0

کاهش رابطه جنسی

38/56

1

38/56

04/5

01/0

03/0

84/0

تحریک پذیری

71/82

1

71/82

11/6

01/0

03/0

92/0

حمایت فرزندان

17/35

1

17/35

54/3

04/0

02/0

72/0

کاهش رابطه با خویشاوندان خود

72/67

1

72/67

49/5

01/0

02/0

88/0

کاهش رابطه با خویشاوندان همسر

28/73

1

28/73

84/5

01/0

03/0

90/0

جدا کردن امور مالی از یکدیگر

44/59

1

44/59

37/5

01/0

02/0

86/0

تعارض زناشویی

97/4690

1

97/4690

04/14

01/0

04/0

96/0

باور به دنیای عادلانه برای خود

99/7898

1

99/7898

41/683

01/0

65/0

00/1

باور به دنیای عادلانه برای دیگران

99/10698

1

 

99/10698

27/271

01/0

42/0

00/1

باور به دنیای عادلانه عمومی

01/2315

1

01/2315

08/185

01/0

33/0

00/1

باور به دنیای ناعادلانه

36/513

1

36/513

36/513

01/0

17/0

00/1

 

بر اساس نتایج مندرج در جدول 2، بین مؤلفه های تنهایی، بین تمام ابعاد تعارض زناشویی و نمره کل، همچنین باور به دنیای عادلانه برای خود، باور به دنیای عادلانه برای دیگران، باور به دنیای عادلانه عمومی و باور به دنیای ناعادلانه در مقیاس باور به دنیای عادلانه در دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 P<). بر اساس شاخص های توصیفی به دست آمده در جدول 1، میانگین نمره مؤلفه های تنهایی و نمره کل، بین تمام ابعاد تعارض زناشویی و نمره کل و باور به دنیای ناعادلانه در مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و میانگین نمره باور به دنیای عادلانه برای خود، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و باور به دنیای عادلانه عمومی در مادران کودکان سالم بالاتر از گروه مقابل بوده است.  اندازه اثر برای تنهایی اجتماعی 22/0 تنهایی رمانتیک 16/0، تنهایی خانوادگی 18/0، تنهایی 43/0، کاهش همکاری 02/0، کاهش رابطه جنسی 03/0، تحریک پذیری 03/0، حمایت فرزندان 02/0، کاهش رابطه با خویشاوندان خود 02/0، کاهش رابطه با خویشاوندان همسر 03/0، جدا کردن امور مالی از یکدیگر 02/0، تعارض زناشویی 04/0، باور به دنیای عادلانه برای خود 65/0، باور به دنیای عادلانه برای دیگران 42/0، باور به دنیای عادلانه عمومی 33/0 و باور به دنیای ناعادلانه 17/0 است. به این معنا، 22 درصد واریانس تنهایی اجتماعی، 16 درصد واریانس تنهایی رمانتیک، 18 درصد واریانس تنهایی خانوادگی، 43 درصد واریانس تنهایی، 2 درصد واریانس کاهش همکاری، 3 درصد واریانس کاهش رابطه جنسی، 3 درصد واریانس تحریک پذیری، 2 درصد واریانس حمایت فرزندان، 2 درصد واریانس کاهش رابطه با خویشاوندان خود، 3 درصد واریانس کاهش رابطه با خویشاوندان همسر، 2 درصد واریانس جدا کردن امور مالی از یکدیگر، 4 درصد واریانس تعارض زناشویی، 65 درصد واریانس باور به دنیای عادلانه برای خود، 42 درصد واریانس باور به دنیای عادلانه برای دیگران، 33 درصد واریانس باور به دنیای عادلانه عمومی و 17 درصد واریانس باور به دنیای ناعادلانه ناشی از عضویت گروهی است.

 

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف مقایسه مقایسه تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام شده است. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی از نظر تنهایی اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد، به گونه­ای که میانگین نمره این مؤلفه­ در مادران دارای کودک مبتلا بالاتر از گروه مقابل بوده است. نتیجه این پژوهش با پژوهش اودی و همکاران (2019 ) همسو می باشد. در تبیین این یافته­ها می­توان گفت زندگی با کودک دارای اختلال یا ناتوانی، اغلب به صورت عاملی استرس زا برای خانواده درک شده و می تواند همه جنبه های خانواده را تحت تأثیر قراردهد. در این میان، از آنجایی که مادر در تعامل بیشتر با این کودکان می باشد، احتمالا بیشترین تاثیر را خواهد پذیرفت. باید گفت احساس تنهایی باعث ایجاد برداشت های منفی و کمتر مثبت می شود که این به نوبه خود باعث سرکوبی می گردد، در واقع افراد تنها خود را منفی ارزیابی می کنند و بر این باورند که دیگران نیز آنان را منفی و ضعیف می بینند و نتیجه چنین نگرشی، سرکوب است (رضوی قهفارخویی، 2016) که در مادران کودکان مبتلا بیشتر شاهد آن هستیم. سقزی و گل محمدیان (1400) در تحقیق به این نتیجه رسیدند که احساس انزوا و تنهایی به نوعی بر بی توجهی به محیط انسانی و اتکا به نشخوار فکری مبتنی است. چنین وضعیتی با احساس درماندگی، انزوا و ناتوانی در فعالیت اجتماعی تداعی می شود و به دنبال آن احساس عدم رضایت از عملکرد فردی به واسطه نبود بازخوردهای نقادانه و منطقی تشدید می یابد. اکدوگان و کمیسر[27] (2019) در پژوهش خود دریافتند که احساس تنهایی به عنوان واسطه ای بین احساس حقارت و سرکوبی و شادی ذهنی عمل می کند، به این معنی که افراد با افزایش احساس حقارت، تمایل بیشتری به خود پنهانی دارند که این به نوبه خود منجر به افزایش احساس تنهایی و کاهش شادی ذهنی می شود. روزنستریچ و مارگالیت[28] (2015) نشان دادند که احساس تنهایی اجتماعی به راحتی می تواند در ذهن آگاهی تأثیر گذاشته و آن را کاهش دهد؛ زیرا تنهایی اجتماعی باعث استرس و اضطراب می شود؛ بنابراین سطح ذهن آگاهی را کاهش می دهد. احساس تنهایی مادران دارای کودک مبتلا زمانی تشدید می شود، که وی به تواناییهای شخصی اعتقاد نداشته و تمایلی نیز برای برقراری ارتباط صمیمی بین فردی احساس نکرده و بر این باور است که دیگران وی و مشکلات کودک وی را درک نکرده و او باید در خلوت خویش غرق شود. این دور معیوب، موجبات اجتناب از روابط اجتماعی را نیز تقویت می نماید (جین، ژانگ و وانگ[29]، 2020).

همچنین نتایج حاکی از این بود که بین تعارض زناشویی در دو گروه مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که میانگین نمره تعارض زناشویی در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بالاتر از گروه مقابل بوده است که با نتایج تحقیقات شور و گایو (2007) و براون و ویتساید (2007) همسو می­باشد. در تبیین تفاوت­های دو گروه در زمینه تعارض زناشویی، می­توان گفت چنین وضعیتی، نشانگر فضای خانوادگی پرتنش می باشد که والدین برای کاهش تنش از یکدیگر اجتناب می کنند. زمانی که تعارض در زندگی زناشویی وجود دارد، پیوند گرم و صمیمانه زن و شوهر تبدیل به رابطه ای سرد می شود. بدون ارتباطات موثر میان زوجین، تنش، بی اعتمادی، به اشتراک گذاری و صمیمیت کمتر و نیز احساس انزوا وجود خواهد داشت (تولورنلک[30]، 2014). هایدن، داربین، کلین و الینو[31] (2010) در مطالعه ای مشاهده کردند بهداشت روانی پایین در زوجین متعارض، احتمال استفاده از مدلهای ارتباطی غیرسازنده (اجتناب و توقع/ کناره گیری) را افزایش می دهد و مدل ارتباط توقع/کناره گیری، تعارض زناشویی را تشدید می کند. هوشمندی، احمدی و کیامنش (۱۳۹۹) مطالعه‌ای در جهت مقایسه علل تعارضات زناشویی در سه دهه اخیر انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که بین زوج‌های متعارض در سه دهه اخیر، از نظر عامل‌های عدم حمایت و مراقبت، سرخوردگی، مشکلات اقتصادی و شغلی، ساختار قدرت، عدم جذابیت، نارضایتی جنسی، مشکلات مربوط به روابط عاطفی قبلی، مشکلات شخصیتی و رفتاری تفاوت معنادار وجود دارد. بنابراین، سازگاری با این وضعیت و پذیرش این واقعیت برای والدین کودکان مبتلا مشکل ساز و استرس زا است. از سوی دیگر، ضرورت رسیدگی مضاعف به این قبیل کودکان ممکن است موجب بروز یا وخیم تر شدن مشکلات والدین شود.

بر اساس یافته­های پژوهش بین باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج این مطالعه با پژوهش فاطیما و سوهیل (2010) همخوانی دارد. افراد به این باور می رسند که هر کسی (اعم از خودشان و یا دیگران) چیزی را به دست می آورند که شایسته و سزاوار آن هستند. بر اساس چنین مفروضه ای افراد خوب به نیک فرجامی و افراد بد به فرجامی بد می رسند (مک پارلند و نانسن، 2010؛ به نقل از شیرازی، رفیعی پور و ره پرداز، 1394). این اعتقاد به یک دنیای عادلانه به مثابه یک نگاه متفاوت است و عملکردهای تطبیقی مهمی دارد. نقطه قوت این باور، اعتماد افراد به عدالت و دفاع از عدالت در جهان به شکل رفتاری یا شناختی است و بهزیستی اجتماعی بهترین نقطه قوت آن هاست (فرانکین برگ[32]، 2014). بیژو و مولر[33] (2006) بیان کردند که باور به دنیای عادلانه، افراد را در برابر واکنش های پرخاشگرانه محافظت می کند؛ برای همین این افراد یک ارزیابی بی طرفانه و خنثی در برابر بی عدالتی دارند و خوش بینانه تر به چنین شرایطی نگاه می کنند. باور به دنیای عادلانه مانند یک سپر از افراد در برابر حوادث تنش زا محافظت می کند، در نتیجه کاهش تنش و احساسات منفی را موجب می شود و در حفظ سلامت روان مؤثر است (فرنهام[34]، 2003). افرادی که به عادلانه بودن دنیا اعتقاد ندارند بر پیامدهای منفی حاصل از بی عدالتی ها بیشتر متمرکز می شوند، هنگام رویارویی با بی عدالتی، اضطراب و افسردگی بیشتری تجربه می کنند، حوادث منفی را بیشتر به یاد می آورند و در پی آن میزان روان رنجورگرایی آنها بالاتر می رود که در این مطالعه در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی مورد تأیید قرار گرفت. اما افرادی که نگاه خوش بینانه تری دارند با قرارگرفتن در یک موقعیت منفی یا شرایط ناعادلانه سعی می کنند، بیشتر روی پیامدهای مثبتی که این شرایط برای آنها دارد متمرکز شوند؛ به همین دلیل شرایط را خیلی تهدید آمیز تلقی نمی کنند، ترس کمتری را احساس می کنند و بهتر با شرایط استرس زا و فشارهای روانی مقابله می کنند (نودلمن، 2013).

از محدودیت های این مطالعه می توان به محدود بودن جامعه آماری بر روی مادران، استفاده از روش های خودسنجی در جمع آوری داده ها و محدودیت در تبیین علی نتایج اشاره داشت. پیشنهاد می شود پژوهش های بعدی در جامعه پدران و روش های مداخله برای بررسی اثربخشی یا مدل یابی (بررسی اثرات چند متغیری) انجام شود تا بدین وسیله در تبیین علی و چند عاملی متغیرها با اطمینان بیشتری عمل کرد. یافته های این پژوهش می تواند به مراکز خدمت رسانی به والدین دارای کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی کمک کند تا بتوانند با پذیرش خود و واقعیت کودک، بدون قضاوت و ارزیابی، موثرتر عمل کنند.

 

تعارض منافع

هیچ گونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.

 

سپاسگزاری

بدینوسیله از مادرانی که با پژوهشگران همکاری فراوانی داشتند، صمیمانه تشکر و قدردانی می شود.

 

 

[1]. Riboldi

[2]. Sedgwick-Müller

[3]. Faraone

[4]. Barkley

[5]. Wong, Ng, Priscilla, Chung & Choi,

[6]. Chronis

[7]. Smith & Grzywacz

[8]. Uzunhisarlikcıoglu, Akgul & Kavuncuoglu

[9]. Ruoxuanli, Liu & Chen

[10]. Rico-Uribe

[11]. Yanguas, Pinazo-Henandis & TarazonaSantabalbina

[12]. O’Day

[13]. Otero

[14]. Chen, Chen & Bonanno

[15]. Miranda, Jarque &  Rosel

[16]. Shur & Gau

[17]. Brown & Whiteside

[18]. Van den Hoofdakker

[19]. Clifton & Kim

[20]. Tian

[21]. Frank, Wertenbroch & Maddux

[22]. Nudelman, Otto & Dalbert

[23] Fatima & Suhail

[24] Stroebe, Postmes, Täuber, Stegeman & John

[25]. Ditommaso, Brannen & Best

  1. 2. Sutton & Douglas

[27]. Akdogan & Cimsir

[28]. Rosenstreich & Margalit

[29]. Jin, Zhang & Wang

[30]. Tolorunleke

[31]. Hayden, Durbin, Klein & Olino

[32]. Frankenberg

[33]. Begue & Muller

[34]. Furnham

  • الوندی، حمیرا و صدیق، هلن. (1399). پیش بینی بهزیستی اجتماعی و اعتماد اجتماعی از طریق باور به دنیای عادلانه در مراجعین به مراکز مشاوره. پژوهش های روان شناسی اجتماعی، 37، 12-1.
  • ثنایی، باقر. (1379). مقیاسهای سنجش خانواده و ازدواج. چاپ اول. تهران: مؤسسة انتشارات بعثت.
  • جوکار، بهرام و سلیمی، عظیمه. (1390). ویژگی­ های روانسنجی فرم کوتاه مقیاس احساس تنهایی اجتماعی و عاطفی بزرگسالان. مجله علوم رفتاری، 5(4)، 317-311.
  • سقزی ایوب، گل محمدیان محسن. (1400). نقش واسطه‌ای سبک‌های عشق‌ورزی در رابطه احساس تنهایی عاطفی و اجتماعی با رغبت به ازدواج در دانشجویان دختر. رویش روان شناسی، ۱۰ (۶)، 116-107.
  • شیرازی، محمود؛ رفیعی پور، امین و ره پرداز، فاطمه. (1394). پیش بینی جهت گیری زندگی با توجه به باور به دنیای عادلانه در دانشجویان دختر. پژوهش های روان شناسی اجتماعی، 20، 38-25.
  • گل پرور، محسن و عریضی، حمیدرضا. (1386). اعتباریابی همزمان پرسشنامه های باورهای دنیای عادلانه. مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، 25(4)، 212-193.
  • هوشمندی، رودابه؛ احمدی، خدابخش و کیامنش، علیرضا. (1399). مقایسه علل تعارضات زناشویی در سه دهه اخیر.سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت، 4(2)،72-81.

 

  • Akdogan, R., & Cimsir E. (2019). Linking inferiority feelings to subjective happiness: Selfconcealment and loneliness as serial mediators. Personality and Individual Differences, 149, 14-20.
  • Barkley, R. A. (2022). Treating ADHD in Children and Adolescents what every clinician needs to know. Guilford Press.
  • Begue, L., & Muller, D. (2006), Belief in a just world as moderator of hostile attributional bias. British Journal of Social Psychology, 45 (1), 117–126.
  • Brown, A., & Whiteside, S. (2007). Relations among perceived parental rearing behaviors, attachment style, and worry in anxious children. Journal of anxiety, 26, 340-348.
  • Chen, S., Chen, T. & Bonanno, G.A. (2018). Expressive flexibility: Enhancement and suppression abilities differentially predict life satisfaction and psychopathology symptoms. Personality and Individual Differences, 126, 78-84.
  • Clifton, J, D.W., & Kim, E. S. (2020). Healthy in a crummy world: Implications of primal world beliefs for health psychology. Medical Hypotheses, 135(1), 1-3.
  • Cribbet, M.R., Smith, T.W., Uchino, B.N., Baucom, B.R.W., Nealey-Moore, J.B. (2020). Autonomic influences on heart rate during marital conflict: Associations with high frequency heart rate variability and cardiac pre-ejection period. Biological Psychology, 151, 107-112.
  • Ditommaso, E., Brannen, C., & Best, L. (2004). Measurement and validity characteristics of the Short Version of the Social and Emotional Loneliness Scale for Adults. Educational & Psychological Measurement, 64 (1), 99-119.
  • Faraone, S.V., Banaschewski, T., Coghill, D., Zheng, Y., Biederman, J., Bellgrove, M.A., et al. (2021). The World Federation of ADHD International Consensus Statement: 208 evidence-based conclusions about the disorder. Neuroscience & Behavioral Reviews, 128, 789–818.
  • Fatima, I., & Suhail, K. (2010). Belief in a just world and subjective wellbeing: mothers of normal and Down syndrome children. International journal of psychology, 45 (6), 461- 468.
  • Frank, D. H., Wertenbroch, K., & Maddux, W. W. (2015). Performance pays or redistribution? Cultural differences in just-world beliefs and preferences for wage inequality. Organizational Behavior and Human Decision Processes, 130, 160-170.
  • Frankenberg, G. (2014).” Human rights and the belief in a just world”. International Journal of Constitutional Law, 12 (1), 35–60.
  • Furnham, A. (2003), Belief in just world: Research progress over the past decade. Journal of Personality and Individual Differences, 34 (5), 795-811.
  • Hayden, E. P., Durbin, C. E., Klein, D. N., & Olino, T. M. (2010). Maternal personality influences the relationship between maternal reports and laboratory measures of child temperament. Journal of Personality Assessment, 92, 586-593.
  • Hoath, F. E., & Sanders, M. R. (2002). A Feasibility Study of Enhanced Group Triple Positive Parenting Program for Parents of Children with Attention-deficit/Hyperactivity Disorder. Behaviour Change, 19(4), 191–206.
  • Jin Y, Zhang M, Wang Y. (2020). The relationship between trait mindfulness, loneliness, regulatory emotional self-efficacy and subjective well-being. Personality and Individual Differences, 154(7), 1-12.
  • Miranda, A., Jarque, S., & Rosel, J. (2006). Treatment of children with ADHD: Psychopedagogical program at school versus psychostimulant medications. Psicothema, 18, 335-341.
  • Nudelman, G. (2013), The Belief in a Just World and Personality: A Meta-analysis. Social Justice Research, 26 (2), 105-119.
  • Nudelman, G., Otto, K., & Dalbert, C. (2016). Can belief in a just world buffer mood and career prospects of people in need of risk protection? First experimental evidence. Risk analysis, 36(12), 2247-2257.
  • O’Day, E. B., Morrison, A. S., Goldin, P. R., Gross, J. J., & Heimberg, R. G. (2019). Social anxiety, loneliness, and the moderating role of emotion regulation. Journal of Social and Clinical Psychology, 38(9), 751-773.
  • Otero, M. C., Wells, J. L., Chen, K. H., Brown, C. L., Connelly, D. E., Levenson, R. W., & Fredrickson, B. L. (2020). Behavioral indices of positivity resonance associated with long-term marital satisfaction. Emotion. 20(7), 12-25.
  • Razavi Ghahfarokhi, S.P. (2016). Loneliness and emotion regulation: the mediating role of attitudes towards expressivity. Doctoral dissertation, San Francisco State University.
  • Riboldi, I., Crocamo, C., Callovini, T., Capogrosso, C.A., Piacenti, S., Calabrese, A, & Carrà, G. (2022). Testing the Impact of Depressive and Anxiety Features on the Association between Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder Symptoms and Academic Performance among University Students: A Mediation Analysis. Brain Sciences. 12, 1-10.
  • Rico-Uribe, L. A., Caballero, F. F., Martín-María, N., Cabello, M., Ayuso-Mateos, J. L., & Miret, M. (2018). Association of loneliness with all-cause mortality: A meta-analysis. PLOS ONE, 13(1), 1-21.
  • Rosenstreich, E., & Margalit, M. (2015). Loneliness, mindfulness, and academic achievements: a moderation effect among first-year college students. Open Psychology Journal, 8, 138-45.
  • , M. Y., Liu., H., & Chen., Y. (2019). Relationships among autonomy support, psychological control, coping, and loneliness: Comparing victims with nonvictims, Personality and Individual Differences, 138(1), 266-272.
  • Sedgwick-Müller, J. A., Müller-Sedgwick, U., Adamou, M., Catani, M., Champ, R., Gudjónsson, G, & Asherson, P. (2022). University students with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD): a consensus statement from the UK Adult ADHD Network (UKAAN). BMC psychiatry, 22(1), 292.
  • Shur, S., & Gau, F. (2007). Parental and family factors for attention deficit hyperactivity disorder in Taiwanese children. Australian and New Zealand Journal of Psychiatry, 41(8), 688 – 696.
  • Smith, A. M., & Grzywacz, J. G. (2014). Health and well-being in midlife parents of children with special health needs. Families, systems & health. The journal of collaborative family healthcare, 32(3), 303–312.
  • Stroebe, K., Postmes, T., Täuber, S., Stegeman, A., & John, M.S. (2015). Belief in a Just What? Demystifying Just World Beliefs by Distinguishing Sources of Justice. PLoS ONE, 10(3), 1-30.
  • Sutton, R. M., & Douglas, K. M. (2005). Gustice for all, or just for me? More evidence of the importance of the self-other distinction in just-world beliefs. Personality and Individual Differences, 39, 637-645.
  • Tian, X. (2019). Negative life events and life satisfaction in university students: Belief in a just world as a mediator and moderator. Journal of Health Psychology, 24(4), 526-534.
  • Tolorunleke, C. A. (2014). Causes of marital conflicts amongst couples in Nigeria: Implication for counselling psychologists. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 140, 21-26.
  • Uzunhisarlikcıoglu, E., Akgul, H., & Kavuncuoglu, E. (2020). Estimation of emotional and social loneliness in elders with the developed artificial neural networks and multiple linear regression models. Mugla Journal of Science and Technology, 6(1), 50-62.
  • Van den Hoofdakker, B. J. Nauta, M. H. van der Veen-Mulders, L, Sytema, S., Emmelkamp, P.M, Minderaa, R. B, Hoekstra, P. J. (2010). Behavioral parent training as an adjunct to routine care in children with attention-deficit/hyperactivity disorder: moderators of treatment response. Journal of Pediatric Psychology, 35(3), 317-26.
  • Wong, D. F. K., Ng, T. K., Priscilla, S. Y., Chung, M. L., & Choi, J. (2018). Evaluating the Effectiveness of a Group CBT for Parents of ADHD Children. Journal of Child and Family Studies, 27(1), 227-239.
  • Yanguas, J., Pinazo-Henandis, S., & TarazonaSantabalbina, F. J. (2018). The complexity of loneliness. Acta bio-medica: Atenei Parmensis, 89(2), 302-314.