پیش‌بینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین فردی و راهبردهای تنظیم هیجان ها در افراد متأهل

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

چکیده
مقدمه: سرخوردگی زناشویی از مهم‌ترین عوامل ایجاد مشکلات و پیامدهای منفی در بین زوجین است که می‌تواند منجر به طلاق شود. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر این متغیر اهمیت فراوانی دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین‌فردی و راهبردهای تنظیم هیجان در افراد متأهل بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمام افراد متأهل مراجعه‌کننده به مراکز سلامت شهرستان زنجان در سال 1400 بود. شرکت‌کنندگان در پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای دو منطقه از مناطق مختلف شهرستان زنجان انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس سرخوردگی زناشویی MDS، مقیاس تحریف شناختی بین‌فردی (ICDS)، پرسشنامه نظم‌جویی شناختی‌هیجان (CERQ-P) و پرسشنامه بخشودگی بین‌فردی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS (نسخه ۲۴) با استفاده از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری (05/0 P<) انجام شد.
یافته ها: نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که بین تحریف‌های شناختی، بخشودگی بین‌فردی و راهبردهای تنظیم هیجان با سرخوردگی زناشویی، همبستگی چندگانه 0/41  وجود دارد (p<0/05). همچنین  17 درصد از واریانس سرخوردگی زناشویی توسط متغیرهای پیش‌بین به طور معناداری تبیین می‌شود (p<0/001). بخشش بین فردی دارای بیشترین سهم در تبیین واریانس سرخوردگی زناشویی است.
نتیجه‌گیری: سرخوردگی زناشویی زوجین تحت تأثیر عوامل درون‌فردی و بین‌فردی مختلفی قرار دارد. از این رو، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سرخوردگی زناشویی و استفاده از نتایج آن به شکل کاربردی و مداخله‌ای، تأثیرات بسیاری بر بهبود روابط زوجین دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Prediction of Marital Disaffection Based on Cognitive Distortion, Interpersonal Forgiveness and Emotion Regulation Strategies in Married People

نویسندگان English

Mohammad Baher Talari 1
Niloofar Mikaeili 1
Saifullah Aghajani 1
Narges Habibi 2
1 Department of Psychology, Faculty of Educational Sciences and Psychology, University of Mohaghegh Ardabili, Ardabil, Iran.
2 Department of Psychology, Faculty of Educational Sciences and Psychology, University of Mohaghegh Ardabili, Ardabil, Iran.
چکیده English

Introduction: Martial disaffection is one of the most important causes of problems and negative consequences among couples, which can lead to divorce. Therefore, investigating the factors affecting this variable is very important. The purpose of this research was to predict marital disaffection based on cognitive distortion, interpersonal forgiveness, and cognitive emotion regulation in married people.
Method: This correlation study was conducted on 200 married people who were referred to Zanjan health centers in the year 1400. The study population was selected using a multi-stage cluster sampling method. Data were collected using the Martial Disaffection Scale (MDS), Interpersonal Cognitive Distortion Scale (ICDS), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ-P), and Interpersonal Forgiveness Questionnaire based on self-report. Data analysis was done in SPSS software (version 24) using regression analysis and Pearson's correlation coefficient at a significance level of ≤ 0.05.
Results: The results obtained from multiple regression showed that the multiple correlations between cognitive distortions, interpersonal forgiveness, and cognitive emotion regulation with marital disaffection are 0.41 (P≤0.05). Also, 17% of the variance of marital disaffection is explained by predictor variables. Interpersonal forgiveness has the largest contribution in explaining the variance of marital disaffection.
Conclusion: Marital disaffection in couples is influenced by various intrapersonal and interpersonal factors. Therefore, identifying factors affecting marital disaffection and using its results in a practical and interventional way has many effects on improving couples' relationships. It is suggested that disaffection be considered a general concept that encompasses different dimensions and all its aspects should be examined.

کلیدواژه‌ها English

Couples
Disaffection
Cognitive Distortion
Forgiveness
Emotion Regulation

مقدمه

خانواده مهم‌ترین بستر رشد فرزندان و تمامی اعضای خانواده است و تعاملات خانوادگی نقش مهمی در سلامت هر یک از اعضا خواهد داشت. در این میان رابطه زن و شوهر به عنوان ارکان اصلی خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین شناخت مؤلفه های ‎مؤثر در خانواده سالم و آسیب شناسی خانواده بسیار مهم است. وجود سرخوردگی زناشویی[1] و نارضایتی در روابط زناشویی یکی از آسیب هایی است که خانواده ها را تهدید می کند (رنانیتا[2] و لوکیتو ستیاوان[3]، 2018).

    سرخوردگی زناشویی کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی است که کاهش توجه نسبت به همسر، بیگانگی عاطفی و افزایش یک نوع احساس بی علاقگی و بی‌تفاوتی نسبت به همسر را در پی دارد. سرخوردگی به معنای جایگزین شدن عواطف خنثی به جای عواطف مثبت است(کوهی، اعتمادی و فتحی زاده،1393). بنابراین وقتی سرخوردگی زناشویی اتفاق می‌افتد، فرض می‎شود مجموعه ای از احساسات و عواطف مثبت در شروع رابطه وجود داشته است.زوجین سرخورده احساس عشق و علاقه داشته‌اند اما این احساس مدت هاست که مرده است. در یک ازدواج سرخورده احساسات منفی مانند آسیب و خشم رو به افزایش است تا اینکه به یک حالت سردی منجر می شود(شیخ اسماعیلی، گل محمدیان و حجت خواه، 1397). افزایش تعاملات منفی زوجین موجب افزایش احساس سرخوردگی می‎شود و این انباشت سرخوردگی ها مانند سدی عاطفی در برابر تعاملات مثبت زوجین در آینده عمل می‎کند (احمدزاده اقدم، کریمی ثانی، گودرزی و مرادی ، 1400). سرخوردگی زناشویی زوجین تحت تأثیر عوامل زمینه‎ای، مداخله‎گر، روانشناختی و شخصیتی مختلفی قرار دارد. برخی از این عوامل عبارتند از مشکلات روابط اجتماعی، احساس تنهایی بیشتر، رضایت کمتر از زندگی و ناتوانی در لذت بردن از رابطه. علاوه بر این، زمانی که زوجین احساس خستگی جسمانی بی وقفه داشته باشند و معتقد باشند که مشکلات برای همیشه حل نشده باقی می‌مانند، دچار دلزدگی و سرخوردگی زناشویی می شوند که در نهایت منجر به بی ثباتی روابط زوجین و کاهش رضایت زناشویی می‌شود(سیرین[4] و دنیز[5]، 2016). بهمنی، اعتمادی، احمدی و فاتحی زاده(1396) در یک مطالعه کیفی، عوامل مؤثر بر سرخوردگی زناشویی را در چهار مقوله مفهوم بندی کردند که شامل عوامل بین‌فردی (فقدان صمیمیت، ساختار قدرت، عدم رضایت جنسی، نقش‎ها در خانواده اصلی؛ راهبردها (پرخاشگری و سبک های حل تعارض؛ عوامل شناختی (باورهای ارتباطی و تحریفات شناختی و عوامل موقعیتی (خانواده همسر و تأثیرات فضای مجازی بر رابطه زوجین) میباشند. یکی از مدل های روان‌شناختی که در تبیین مشکلات خانواده مطرح شده است و به واسطه ی مبنای نظری و پشتوانه‌ی تجربی قوی آن مورد توجه قرار گرفته است، مدل شناختی[6]می‌باشد. از دیدگاه صاحب‎نظران شناختی افکار خودآیند، تحریف‎های شناختی[7]، باورهای غیر منطقی مختص رابطه و طرحواره‎های شناختی علل اکثر مشکلات رفتاری و تعارضات بین فردی است. تحریف‎های شناختی بین‌فردی باورهای اغراق‌آمیز، بسیار خشک، غیر عقلانی و مطلق‎نگر نسبت به رابطه یا طرف رابطه در زندگی است(بهاری، فاتحی زاده، احمدی، مولوی و بهرامی،1389). تحریف های شناختی یکی از مسائلی است که می‌تواند سلامت خانواده ها را تحت تأثیر قرار دهد و منجر به تعارض در روابط خانوادگی شود(لئوگنون[8]، کلرمنز[9]، ادلستون[10] و کیدول[11] ، 2015). مفهوم تحریف های شناختی برای اولین بار توسط بک[12] در توصیف افکار بیماران افسرده مطرح شد و نقطه عطفی برای محققان، مشاوران و درمانگران زوج و خانواده شد تا به اهمیت ذهنیت زوج ها در سازگاری یا رضایت از زندگی زناشویی پی ببرند(صداقت خواه و همکاران، 2022). تحریف های شناختی باعث ایجاد افکار ناکارآمد و هیجانات ناخوشایند در افراد نسبت به خود و دیگران می‌شود و یک چرخه خودتقویت کننده ایجاد می‌کند که افراد را برای رفتار ناکارآمد آماده می کند(سانفورد[13]، 2006؛ الیس[14]، 2003). تحریف های شناختی نقش کلیدی در مولفه های روانشناختی همچون خشونت، بیقراری، افسردگی و روابط بین‌فردی آشفته داشته است. بنابراین شناخت درست و مطابق واقعیت عامل مهمی برای آگاه شدن از زوایای مثبت زندگی است(اسماعیل پور، بخشی پور و محمد زادگان، 1393؛ فریش[15]،2005). نتایج پژوهش اسکندری، شاویسی‎زاد، جواهری و باپیرزاده (1393) نشان داد تعارضات زناشویی بر مبنای نمرات تحریف‎های شناختی، باورهای غیر منطقی در روابط زناشویی و نگرش های ناکارآمد قابل پیش‌بینی است و بین این سه متغیر و تعارضات زناشویی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین رابطه مثبت و معناداری بین دلزدگی زناشویی با تحریف‌های شناختی و الگوی ارتباطی توقع- کناره‌گیری وجود دارد (اسمعیلی، درخشان، محمودپور، خسروانی وقاسمی نیایی، 1399).

     روابط بین‌فردی در معرض آسیب ها و تهدیدهای متعددی است. برخی از زوج ها ممکن است به این گونه آسیب ها و تهدیدها از طریق انتقام و اجتناب از خود واکنش نشان دهند که تأثیر نامطلوبی بر روابط آنها خواهد گذاشت. به عنوان مثال، احساس انتقام می‌تواند منجر به انتقام متقابل شود، در نتیجه یک چرخه معیوب از انتقام و انتقام متقابل ایجاد می‌کند که روابط بین‌فردی از جمله روابط زناشویی را تهدید می‌کند (علیپور و همکاران، 2020). یکی از راه های مقابله با این گونه آسیب‌ها و پیامدهای منفی آن، بخشش است که مستلزم رفع خشم و خصومت مکرر، بی‌میلی به انتقام جویی و تقویت حس ترحم، شفقت، همدردی و همدلی است (بهرنگ و همکاران، 2022). ورثینگتون[16] (2005) بخشش را به عنوان تغییر مثبت در نیات فرد نسبت به متخلف و جایگزینی احساسات منفی با احساسات مثبت تعریف کرد. این فرآیند ممکن است شامل حذف انتقام و اجتنابی باشد که در یک رابطه نزدیک توهین‌آمیز رخ می‌دهد، و همچنین برای بازگرداندن نزدیکی و تعهد رابطه‌ای اتفاق بیفتد ( به نقل از ورثینگتون و ساندیج[17]، 2015). بخشش یک استراتژی برای جلوگیری یا کنترل احساسات منفی مانند خشم و عصبانیت در طول چنین مشکلاتی است که به طور بالقوه می‌تواند روابط را مختل کند (اوسی توتو[18] ، دزوکوتو[19]، اوتی-بودی[20]، بلگریو[21] و آپیا-دانکوه[22] ، 2019). هنگامی که تخلفات در ازدواج رخ می‌دهد، بخشش می‌تواند مکانیسم مهمی برای بازگرداندن تعادل و ثبات باشد. بخشش می‌تواند مزایای مهمی برای سلامتی و بهزیستی افراد و همچنین کیفیت روابط بین‌فردی داشته باشد، بخشش اساس یک ازدواج موفق و عنصر مهمی در روند بهبود روابط پس از هر مشکل یا آسیب است و می‌تواند به طور موثر روابط زناشویی را تقویت کند و بر سلامت همسران تأثیر مثبت بگذارد (اوسی توتو و همکاران، 2019؛ بل[23]، کمبل[24] و فینچام، 2018). در واقع رفتارهای بخشودگی می‌تواند با ایجاد تغییرات مثبت در پویایی های روابط زناشویی، امکان رشد شخصی و میان‌فردی را فراهم کند (کاظمیان مقدم و همکاران، 1396). نتایج پژوهش زالی و همکاران (1398) نشان داد که میان دلزدگی زناشویی با بخشودگی زناشویی همبستگی معنادار و منفی وجود دارد. در واقع بخشودگی باعث افزایش تمایل فرد برای حفظ رابطه و کاهش تعارض زناشویی، افزایش مصالحه و آشتی و سلامت روان زوج‎ها و درنتیجه ارتقاء کیفیت رابطه زناشویی شده و نبود آن می‌تواند به نا‌رضایتی و دلزدگی میان زوج‎ها منجر شود  (زالی، احمدی و صرامی،1398).

ورثینگتون (2005) بخشش را به عنوان تغییر مثبت در نیات فرد نسبت به متخلف و جایگزینی احساسات منفی با احساسات مثبت تعریف کرد.Worthington (2005) defined forgiveness as a positive change in one's intentions towards the offender and replacing negative feelings with positive ones.ورثینگتون (2005) بخشش را به عنوان یک تغییر مثبت در نیات شخص نسبت به متخلف و جایگزینی احساسات منفی با احساسات مثبت تعریف کرد.Worthington (2005) defined forgiveness as a positive change in one's intentions towards the offender and replacing negative feelings with positive ones.      ازعوامل دیگری که روابط زناشویی بین زوجین را در گذر زمان تهدید می‌کند و سبب فرسایش عشق و صمیمت در بین همسران و در نتیجه سرخوردگی زناشویی در آن ها می‌گردد، می‎توان عوامل درون‌فردی غالب، ازجمله راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان ها را نام برد. مشکل در تنظیم و بیان هیجانات می‌تواند منشأ بسیاری از درگیری های زوجین باشد. در این میان توجه به راهبردهای انطباقی و ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان ضروری است(دهقان، حسنی و رسولی، 1397). پژوهش های پیشین 9 راهبرد متفاوت نظم جویی شناختی هیجان ها را به صورت مفهومی شناسایی کرده‌اند که عبارتند از: ملامت خویش[25]، پذیرش[26]، نشخوارگری[27]، تمرکز مجدد مثبت[28]، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی[29]، ارزیابی مجدد مثبت[30]، دیدگاه پذیری[31]، فاجعه انگاری[32] و ملامت دیگران[33] (یو[34]، 2021). از آنجایی که تعارض بیش از هر چیزی به احساسات و هیجان ها مربوط می‌شود، ناتوانی فرد در کنترل و مدیریت هیجان های خود می‌تواند منجر به شعله‌ور شدن تعارضات زوجین شود. توانایی تنظیم هیجان ها با شاخص های عملکرد اجتماعی مثبت مانند سطوح بالاتر تعامل و ابراز احساسات، استرس کمتر، حمایت اجتماعی گسترده‌تر، صمیمیت با دیگران، رضایت اجتماعی، حساسیت بین‌فردی بیشتر، تمایلات اجتماعی، دوستی های متقابل و کیفیت بهتر همراهی بین‌فردی (بارسل[35]، های[36]، دوان[37] و هافمن[38]، 2018؛ عیسی‎زاده، 1395)‎ مرتبط است. یافته های نامدار، سرابیان و ذبیحی حصاری (1398) نشان داد ابعاد نظم جویی شامل سرزنش خود، نشخوار ذهنی، پذیرش، تمرکزمجدد بر برنامه ریزی، دیدگاه پذیری و ارزیابی مجدد و فاجعه‌آمیز پنداری توانستند به طور معناداری تغییرات رضایت زناشویی زوجین را پیش‌بینی کنند. با توجه به مطالب گفته شده به نظر می‌رسد که نظم جویی شناختی هیجان از عوامل مهم و مؤثر در سرخوردگی زناشویی است.

        با توجه به این که سرخوردگی زناشویی یکی از عوامل مهم بروز مشکلات و تعارضات زناشویی است و حالتی به شدت ویرانگر است که با ایجاد احساس دلزدگی و ناامیدی، بر تمام زمینه های زندگی فرد تأثیر می‌گذارد . همچنین با در نظر گرفتن این نکته که تاکنون با وجود توجه به ابعاد مختف زندگی زناشویی، مسأله سرخوردگی زناشویی کمتر مورد بررسی دقیق قرار گرفته است و بررسی سرخوردگی زناشویی و عوامل تاثیرگذار بر آن می‏تواند در شناخت بهتر این پدیده و پیشگیری و درمان آن مؤثر باشد، بر آن شدیم تا در این پژوهش سرخوردگی زناشویی را بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین فردی و نظم جویی شناختی هیجان ها پیش‌بینی کنیم. بنابراین سوال اصلی در این پژوهش این است که آیا سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین‌فردی و راهبردهای تنظیم هیجان‎ها در افراد متاهل قابل پیش‌بینی است؟

هنگامی که تخلفات و تخلفات در ازدواج رخ می دهد، بخشش می تواند مکانیسم مهمی برای بازگرداندن تعادل و ثبات باشد.When transgressions and transgressions occur in a marriage, forgiveness can be an important mechanism for restoring balance and stability.هنگامی که تخلفات و تخلفات در داخل ازدواج رخ می دهد، بخشش می تواند مکانیسم مهمی برای بازگرداندن تعادل و ثبات باشد.When transgressions and transgressions occur within a marriage, forgiveness can be an important mechanism for restoring balance and stability.«نتایج کامل» بار نشد

امتحان مجدد

درحال تلاش مجدد

روش

    پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی است و جامعه آماری تمام افراد متاهل مراجعه کننده به مراکز سلامت شهرستان زنجان در سال 1400 بود، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای دو منطقه از مناطق مختلف شهرستان زنجان انتخاب شد. در ادامه، پنج مرکز سلامت از این دو منطقه به صورت تصادفی انتخاب شدند و از هر مرکز سلامت، افراد متاهل انتخاب شدند. در مطالعات رگرسیون، حداقل حجم نمونه 50+k8، که k تعداد متغیرهای پیش‌بینی کننده است، در نظر گرفته می‌شود (هویت و کرامر؛ ترجمه شریفی و همکاران، 1396). در پژوهش حاضر به منظور افزایش تعمیم پذیری و با بیش برآورد، 230 نفر انتخاب شدند .

     معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: 1) سن بالای 20 سال، 2) دارا بودن حداقل دوسال زندگی مشترک 3) با همسر خود در یک مکان مشترک زندگی کنند و 4) تمایل به شرکت در مطالعه. معیارهای خروج شامل سابقه طلاق و ازدواج مجدد و فقدان هرکدام از ملاک های ورود بود. لازم به ذکر است شرط متاهل بودن افراد کافی بود و الزامی برای مشارکت افراد به صورت زوجی وجود نداشت. پس از نمونه‌گیری، از افراد واجد شرایط خواسته شد که با تکمیل پرسشنامه به صورت الکترونیکی در اجرای پژوهش مشارکت کنند. جهت رعایت اخلاق در پژوهش،  آزمودنی‌ها در مورد هدف مطالعه مطلع شدند و از محرمانه بودن اطلاعات خود اطمینان حاصل کردند. بسته‌های الکترونیکی شامل پرسشنامه های پژوهش حاضر به همراه رضایت آگاهانه، از طریق شبکه های اجتماعی و ایمیل برای افراد نمونه ارسال گردید و پس از تکمیل فرم ها به صورت جداگانه توسط هرکدام از این افراد برای پژوهشگران ارسال شد. پس از جمع‌آوری داده ها و حذف موارد ناقص و تکراری، پاسخ های 200 نفر مورد بررسی قرار گرفت.

داده ها در نرم افزار SPSSنسخه24 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. شاخص‌هایی مانند میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمرات در سطح توصیفی محاسبه شد. همچنین از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان در سطح استنباطی استفاده شد. مقدار05/0 p ≤ از نظر آماری معنی‌دار در نظر گرفته شد. اطلاعات مربوط به سن، جنس و سطح تحصیلات شرکت‌کنندگان با استفاده از فرم اطلاعات جمعیت شناختی جمع‌آوری شد.

 

 

 

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس سرخوردگی زناشویی[39] :(MDS) مقیاس سرخوردگی زناشویی ، توسط نیهویس و بارتل 2006 طراحی شد و شامل 16 سوال می‌باشد. استدلال آن‌ها در ساخت این مقیاس آن بود که اولاً سرخوردگی زناشویی، یک پیش‌بین قوی برای طلاق است و ثانیاً مقیاسی برای سنجش آن وجود ندارد.

ﺑﺮای ﻧﻤﺮهﮔﺬاری از ﻃﯿﻒ ﻟﯿﮑﺮت 7 تایی ﺑﺎ درﺟﻪﺑﻨﺪی (از ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺨﺎﻟﻔﻢ ﺗﺎ ﮐﺎﻣﻼً ﻣﻮاﻓﻘﻢ) استفاده می‌شود.  ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻧﻤﺮه آزﻣﻮدﻧﯽ ﺑﺎﻻ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ 112 ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺧﻮردﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺑﺎﻻ(رواﺑﻂ ﺑﺎﺣﺎﻟﺖﻣﻨﻔﯽ ﺑﯿﻦ زوﺟﯿﻦ )و ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻧﻤﺮه ﭘﺎﯾﯿﻦ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ 16 ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺧﻮردﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮﯾﯽﭘﺎﯾﯿﻦ (رواﺑﻂ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﯿﻦ زوﺟﯿﻦ) ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. در پژوهش نیهیوس و بارتل (2006)مقیاس موردنظر همسانی درونی بالایی دارد. او همبستگی این مقیاس را با مقیاس‌های بی‌میلی زناشویی برابر با 72/0 و مقیاس ناپایداری زناشویی برابر با 54/0 به طور مثبت و معنادار و با سیاهه سنجش فردی صمیمیت در رابطه به صورت منفی یعنی65/0-  به دست آورد. آنها آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه را 96/0 گزارش نمودند. این مقیاس در ایران و در پژوهش سیدعلی تبار و همکاران (2016) مورد بررسی قرار گرفت. آنها ساختار عاملی سرخوردگی زناشویی را با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی آزمون نمودند و ساختار عامل آن مورد تایید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ نمره کل مقیاس 92/0 و ضریب باز آزمایی آن 85/0 به دست آمد.  ضریب آلفای کرونباخ نمره کل مقیاس در این پژوهش 94/0 بدست آمد.

ب) مقیاس تحریف های شناختی بین فردی[40](ICDS): این مقیاس توسط حمام چی و بویوک اوزتورک(2004) جهت ارزیابی تحریف های شناختی در روابط بین‌فردی بر مبنای نظریه شناختی آرون تی بک ساخته شده است. مقیاس دارای 19 گویه است که شامل سه خرده مقیاس طرد در روابط بین‌فردی، انتظارات غیرواقع بینانه در روابط و سوءادراک(درک نادرست) در روابط بین فردی می‌شود. این پرسشنامه دارای مقیاس 5 درجه‎ای لیکرت(از ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺨﺎﻟﻔﻢ ﺗﺎ ﮐﺎﻣﻼً ﻣﻮاﻓﻘﻢ) است. بالاترین نمرهای که فرد در این پرسشنامه به دست خواهد‌آورد 95 و پایین‎ترین نمره 19 خواهد بود. هرچقدر نمره فرد نزدیک به 95 باشد میزان تحریف شناختی بالایی دارد و هرچقدر نمره وی به 19 نزدیک باشد نشانگر آن است که میزان تحریف شناختی در فرد پایین است .پایایی آن از طریق همسانی درونی توسط آلفای کرونباخ و همچنین از طریق آزمون مجدد پس از دوهفته برای کل مقیاس به ترتیب(67/0، 74/0)و برای خرده مقیاس های طرد در روابط بین‌فردی(73/0، 70/0)، انتظارات غیر واقع بینانه در روابط (66/0، 76/0)و سوءادراک در روابط بین‌فردی(43/0، 74/0)به دست آمده است(حمام چی و بویوک اوزوتورک،2004). روایی آن از طریق همبستگی با مقیاس باورهای غیرمنطقی، مقیاس افکار خودکار و مقیاس گرایش به تعارض در روابط بین فردی به ترتیب 45/0، 53/0، 53/0 به دست آمده که همگی در سطح(01/0>P) معنی‌دار بوده‌اند (حمام چی و بویوک اوزتورک،2004). در پژوهش اسماعیل پور و همکاران (1393) آلفای کرونباخ برای زیر مقیاس طرد در روابط بین فردی، انتظارات غیرواقع بینانه و سو ادراک در روابط بین فردی به ترتیب ( 79/0 ،  82/0 ،  81/0) و پایایی از طریق دو نیمه سازی نیز به ترتیب ( 79/0 ،  76/0، 70/0) و آلفای کرونباخ کل پرسشنامه نیز  85/0 بدست آمده‌است. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه در این پژوهش 77/0 بدست آمد.

پ) پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان[41](CERQ-P): برای سنجش نظم‌جویی شناختی هیجان از پرسشنامه گارنفسکی[42] و کرایج[43] (2006) استفاده شد. ساختار این پرسشنامه چند بعدی است و برای شناسایی راهبردهای مقابله شناختی پس از یک تجربه ناگوار استفاده می‌شود. این پرسشنامه دارای 36 گویه است که بر اساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت نمره‌گذاری شده است که نمره 1 معادل هرگز و نمره 5 معادل همیشه است. در این پرسشنامه، راهبردهای سرزنش خود، ملامت دیگران، نشخوار ذهنی و فاجعه‌آمیز پنداری راهبردهای منفی تلقی می‌شوند و پذیرش، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی، توجه مثبت مجدد، بازارزیابی مثبت و دیدگاه گیری راهبردهای مثبت هستند(بشارت،1395). پایایی پرسشنامه نیز با بررسی ضریب آلفای کرونباخ 91/0 برای راهبردهای مثبت و 87/0 برای راهبردهای منفی گزارش شده است. توسعه دهندگان پرسشنامه برای بررسی روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه از خرده مقیاس های اضطراب و افسردگی SCL-90 استفاده کردند. نتایج نشان داد که راهبرد‌های مثبت تنظیم‌ شناختی هیجان رابطه منفی معنادار با نمره اضطراب و افسردگی دارد و خرده مقیاس های مربوط به راهبرد‌های ناکارآمد تنظیم شناختی هیجان دارای رابطه مثبت با نمره اضطراب و افسردگی است (گارنفسکی و کرایج، 2006). نتایج آزمون بازآزمایی این پرسشنامه نیز شاخص مهمی برای اعتبار‎ و دقت این پرسشنامه بشمار می‎آید. در مطالعه گارنفسکی و کرایج (2006) ضریب اعتبار خرده مقیاس های این پرسشنامه به شیوه بازازمایی با فاصله زمانی چهارده ماه در دامنه 48/0 تا 61/0 گزارش شده است.در پژوهش حسنی(1390) ضرایب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها بین 76 /0 تا 92/0 و ضرایب همبستگی بازآزمایی بین51/0 تا 77/0 محاسبه شده است. ضریب آلفای کرونباخ راهبردهای مثبت و منفی نظم جویی شناختی هیجان در این پژوهش به ترتیب 80/0 و 78/0 بدست آمد.ت)پرسشنامه بخشودگی بین فردی: پرسشنامه بخشش توسط ری[44] و همکاران (2001) ساخته شده است که از 15 گویه و 2 خرده مقیاس فقدان احساس منفی (10 سوال) و وجود احساس مثبت (5 سوال) تشکیل شده است که به منظور سنجش بخشش در افراد بکار می‌رود.نمره گذاری پرسشنامه بصورت طیف لیکرت 5 نقطه ای می‌باشد که برای گزینه های «کاملاً مخالفم»، «مخالفم»، «نظری ندارم»، «موافقم» و «کاملاً موافقم» به ترتیب امتیازات 1، 2، 3، 4 و 5 در نظر گرفته می‌شود. نمره بین  15 تا 30  : میزان بخشش در افراد پایین است. نمره بین 30 تا 45 : میزان بخشش در افراد متوسط است. نمره بالاتر از 45: میزان بخشش در افراد بالا است. ری و همکاران (2001) این معیار را با معیار سنجش گذشت اینرایت، مورد مقایسه قرارداد. همبستگی بدست آمده به شیوه ی همتاسازی، نسبتاً بالا بود ( 75/0-50/0r=  ). در پژوهش اسفندیاری بیات و همکاران(1398) پایایی این ابزار هم از راه آلفای کرونباخ و روش دونیمه سازی محاسبه شد؛ که ضریب پایایی ابزار از روش آلفای کرونباخ 79/0 و از روش دونیمه سازی 81/0به دست آمده است. ضریب آلفای کرونباخ نمره کل پرسشنامه، فقدان احساس منفی و وجود احساس مثبت در این پژوهش به ترتیب 84/0، 79/0، 77/0 بدست آمد.

یافته‌ها

افراد شرکت کننده در این آزمون، 200 نفر بودند که 85 نفر (42.5%)، مرد و 115 نفر (57.5%) زن بودند. تحصیلات افراد شرکت کننده در پنج گروه دیپلم(5/13 %)، فوق دیپلم(13%)، کارشناسی(54%)، کارشناسی ارشد(15%) و دکتری(5/4%) بود که بیشترین فراوانی مربوط به گروه کارشناسی (54%) بوده است. سن شرکت کنندگان نیز بین 22 تا 45 سال بود که بیشترین فراوانی مربوط به گروه سنی 28 تا 33 سال (37.5%) بود.

در جدول 1شاخص‎های توصیفی متغیرهای پژوهش گزارش شده است. قدر مطلق شاخص‌های توزیع (کجی و کشیدگی) کمتر از 1 است که نشان دهنده عدم تخطی جدی متغیرها از توزیع نرمال است.

 

جدول1. شاخص‌های توصیفی و توزیع متغیرهای پژوهش

متغیر

میانگین

انحراف استاندارد

کمینه

بیشینه

کجی

کشیدگی

سرخوردگی زناشویی

13/41

92/26

16

112

909/0

327/0-

تحریف شناختی

82/53

38/8

33

81

324/0

065/0

بخشش بین فردی

32/27

20/9

15

49

608/0-

287/0

راهبردهای تنظیم هیجان سازگار

80/64

05/11

36

88

143/0-

615/0-

راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار

39/41

68/8

23

68

447/0

262/0

 

همبستگی‌های متقابل (رابطه مرتبه صفر) متغیرهای پژوهش در جدول 2 گزارش شده است.

جدول2. همبستگی‌های متقابل متغیرها

متغیر

1

2

3

4

5

1. سرخوردگی زناشویی

1

 

 

 

 

2. تحریف شناختی

**225/0

1

 

 

 

3. بخشش بین فردی

**365/0-

**381/0-

1

 

 

4. راهبردهای تنظیم هیجان نا سازگار

**292/0

**339/0

**328/0-

1

 

5. راهبردهای تنظیم هیجان سازگار

025/0-

105/0-

**335/0

088/0

1

001/0>**P

چنان که در جدول 2 مشاهده می‌شود تحریف شناختی رابطه مستقیم معنادار و بخشش بین فردی رابطه معکوس معناداری با سرخوردگی زناشویی دارد. راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار دارای رابطه مستقیم معناداری با سرخوردگی زناشویی است در حالی که راهبردهای تنظیم هیجان سازگار رابطه معناداری با سرخوردگی زناشویی ندارد.

به منظور تعیین سهم اختصاصی متغیرهای پیش‌بین برای تبیین واریانس سرخوردگی زناشویی از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد که خلاصه نتایج آن در جدول 3 و ضرایب رگرسیونی در جدول 5 گزارش شده است.         

 

جدول3. خلاصه رگرسیون سرخوردگی زناشویی بر اساس متغیرهای پیش‌بین

منبع تغییرات

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

همبستگی چندگانه

مجذور همبستگی چندگانه

مقدار F

سطح معناداری

رگرسیون

459/24940

4

115/6235

416/0

173/0

189/10

001/0>

باقی مانده

161/119332

195

960/611

 

 

 

 

کل

620/144272

199

 

 

 

 

 

 

چنانکه در جدول 3 ملاحظه می‌شود متغیرهای پیش‌بین توانسته اند حدود 17 درصد از واریانس سرخوردگی زناشویی را به طور معناداری تبیین کنند.

جدول4. ضرایب رگرسیون سرخوردگی زناشویی بر اساس متغیرهای پیش‌بین

پیش بین

ضریب غیر استاندارد

خطای استاندارد

ضریب استاندارد

آماره تی

سطح معناداری

ثابت

884/23

507/18

 

291/1

198/0

تحریف شناختی

187/0

234/0

058/0

.80/0

424/0

بخشش بین فردی

915/0-

227/0

312/0-

022/4-

001/0>

راهبردهای تنظیم هیجان سازگار

173/0

173/0

071/0

00/1

319/0

راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار

507/0

226/0

163/0

240/2

026/0

 

بر اساس جدول 4 از بین متغیرهای پیش‌بین، بخشش بین فردی دارای بیشترین سهم در تبیین واریانس سرخوردگی زناشویی است. ضریب رگرسیونی استاندارد این متغیر معکوس و معنادار و برابر با 312/0- است. همچنین راهبرهای تنظیم هیجان ناسازگار دارای ضریب رگرسیونی استاندارد مستقیم و معنادار و برابر با 163/0 است. تحریف شناختی با وجود داشتن رابطه متقابل معنادار، سهم اختصاصی معناداری در پیش بینی سرخوردگی زناشویی نداشت. همچنین راهبردهای تنظیم هیجان سازگارانه رابطه متقابل و نه رابطه چندگانه معناداری با سرخوردگی زناشویی داشت.

 

بحث و نتیجهگیری     

سرخوردگی زناشویی یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد مشکلات و پیامدهای منفی در بین زوجین است که می‌تواند منجر به طلاق شود(کوهی، اعتمادی و فتحی زاده، 1393). سرخوردگی زناشویی یک موضوع مهم برای زوج‌ها است زیرا می‌تواند برای رشد و بهزیستی روانی اجتماعی مضر باشد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تحریف های شناختی قادر به پیش‌بینی سرخوردگی زناشویی بود. این یافته با نتایج برخی از مطالعات، همچون صداقت خواه و همکاران، 2022؛ شیمسک[45]، کوچاک[46]، یونس[47]، 2021؛ اسماعیلی و همکاران، 1399؛ بهمنی، اعتمادی، احمدی و فاتحی زاده، 1396، مطابقت دارد.

     تحریف های شناختی بین‌فردی، الگوهای فکری سفت و سخت، غیرمنطقی و نهایی شده را تشکیل می‌دهند که دارای ماهیت بسیار اغراق آمیز هستند و شامل تفسیر نادرست و گسترده افراد از رویدادهایی است که در زندگی با آن مواجه می‌شوند. الیس معتقد است که بازنمایی ذهنی ناکارآمد و ساختارهای شناختی منفی زمانی اتفاق می‌افتد که یک رویداد منفی طرح‌های ناکارآمد را آغاز کند(الیس،2003). تحریف های شناختی بین‌فردی نه تنها انعطاف ناپذیر هستند، بلکه بر اساس معیارهای مطلق گرایانه هستند که توسط افراد برای قضاوت خود و دیگران استفاده می‌شود. از آنجایی که این نگرش‌ها انعطاف ناپذیر، افراطی و مقاوم در برابر تغییر هستند، ناتوان‌کننده یا نابارور هستند(شیمسک، کوچاک، یونس، 2021). این نحوه تفکر انعطاف ناپذیر که در روابط رخ می‌دهد، طرد بین‌فردی (اجتناب از صمیمیت)، انتظارات غیر واقعی از رابطه و درک نادرست بین‌فردی (ذهن خوانی) را به همراه دارد. طرد بین‌فردی (اجتناب از صمیمیت) به این معنی است که افراد فکر می‌کنند وقتی روابط نزدیکی با دیگران برقرار می‌کنند، پیامدهای منفی را تجربه خواهند کرد. ثانیاً، انتظارات غیرواقع بینانه از رابطه دلالت بر انتظار عملکرد بالا در روابط افراد، هم از رفتار آن‌ها و هم از رفتارهای دیگران دارد. در نهایت، درک نادرست بین‌فردی (ذهن‌خوانی) به تلاش برای درک احساسات و افکار دیگران با استفاده از روش های غیر‌واقعی توسط افراد اشاره دارد(حمام چی و بویوک اوزتورک، 2004).

     همچنین رابطه مثبت بین بعد طرد بین‌فردی (اجتناب از صمیمیت) و سرخوردگی زناشویی مشاهده شد.  به نظر می‌رسد افرادی که از ایجاد روابط نزدیک اجتناب می‌کنند در نهایت دچار سرخوردگی زناشویی می‌‍شوند، چرا که رفتار ادراک شده و تفسیر منفی نیات و تعاملات دیگران در روابط بین‌فردی در زوجین از توسعه روابط با کیفیت جلوگیری می‌کند در نتیجه باعث ایجاد شکاف در روابط عاطفی و انزوای زوجین و به دنبال آن سرخوردگی زناشویی می‌شود(اسماعیلی و همکاران، 1399).

     نتایج پژوهش حاضر نشان داد هر دو بعد بخشودگی بین‌فردی با سرخوردگی زناشویی رابطه منفی و معناداری دارند. بدین معنی که هر چه فقدان احساس منفی و وجود احساس مثبت افزایش پیدا کند، سرخوردگی زناشویی کاهش پیدا می‌کند. بنابر‌این بخشودگی بین‌فردی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺘﻐﯿﺮی ﻣﻮﺛﺮ در ﺣﻞ ﺗﻌﺎرﺿﺎت زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ و کاهش سرخوردگی زناشویی در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد. این نتایج با ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ که در زمینه ﻧﻘﺶ ﺑﺨﺸﺶ در ﺑﻬﺒﻮد رواﺑﻂ زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ و راﺑﻄﻪ آن ﺑﺎ ﻧﺎرﺿﺎﯾﺘﯽ و دﻟﺰدﮔﯽ زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ(چلیک[48] ، چلیک، یاوش[49] و سولر[50]،2020؛ ساداتی، مهرابی‌زاده هنرمند و سودانی،1400؛ گوموس[51] و کیشلاک[52]، 2019؛ مک دونالد[53]، اولسون[54] ، لانینگ[55]، گودارد[56] و مارشال[57]، 2018)  اﻧﺠﺎم ﺷﺪه‌اﻧﺪ، مطابقت دارد. بخشودگی بین‌فردی از ﻃﺮﯾﻖ اﻓﺰاﯾﺶ ﻫﻤﺪﻟﯽ، اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻤﺎﯾﻞ  ﻓﺮد ﺑﺮای ﺣﻔﻆ راﺑﻄﻪ و ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻌﺎرض زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ، ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در اﻓﺰاﯾﺶ رﺿﺎﯾﺖ زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن، ﮐﺎﻫﺶ سرخوردگی زﻧﺎﺷﻮﯾﯽ اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ (مک نالتی[58] و راسل[59]، 2016).

      بخشودگی بین‌فردی شامل انگیزه‌های مثبت و منفی است (فینچام و همکاران،  2006). فقدان انگیزه‌های منفی شامل کاهش یا حذف احساسات منفی (مانند عصبانیت)، افکار (مانند کینه توزی) و رفتارها (مانند اجتناب از شریک زندگی) است. انگیزه های مثبت شامل احساسات، افکار و رفتارهای مثبت مانند درک، نشان دادن شفقت، همدلی یا پذیرش شریک متخلف است. فقدان احساس منفی و وجود احساس مثبت برای بخشش مشروط به عواملی هستند که درون‌فردی هستند (مانند توانایی شریک آسیب دیده برای همدلی) و همچنین بین‌فردی و رابطه ای (مثلاً کیفیت رابطه) (اوسی توتو و همکاران، 2019؛ بل، کمبل و فینچام، 2018).  از این رو به نظر می‌رسد ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺑﺨﺸﺶ و کاهش احساسات منفی نسبت به ﻫﻤﺴﺮ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﻗﻒ خصومت آشکار و پنهان منجر به کنترل انگیزه‌های پرخاشگرانه، کاهش تعارضات زناشویی و سرخوردگی در روابط زناشویی شود. همچنین بخشش مستلزم جایگزینی عواطف منفی با شفقت و مدارا است و در روابط صمیمانه منجر به رشد همدلی بین زوجین می‌شود. بنابراین بخشش به عنوان یک مکانیزم پیشگیرانه چه در حین تعارض و چه پس از آن عمل می‌کند، و با افزایش احساسات مثبت و اعتماد در رابطه، روند افزایشی تعارضات شدید و سرخوردگی زناشویی را کاهش می‌دهد(ساداتی و همکاران،1400). علاوه بر این یکی از اجزای مهم فرآیند بخشش، اسناد دهی است که شامل توضیح علل پشت رفتار است. این فرآیند با کاهش واکنش عاطفی منفی به رفتارها و افزایش همدلی نسبت به همسر متخلف به تسهیل بخشش کمک می‌کند (مک دونالد و همکاران، 2018).اگرچه ازدواج مبنای خوبی برای یک زندگی خانوادگی باثبات است، اما به دلیل تعاملات بین فردی مداوم ذاتی ازدواج، زمینه مناسبی برای توهین به دیگری است (فینچام، هال و بیچ، 2005).Although marriage is a good foundation for a stable family life, it is a fertile ground for offending another because of the ongoing interpersonal interactions inherent in marriage (Fincham, Hall, & Beach, 2005).اگرچه ازدواج مبنای خوبی برای یک زندگی خانوادگی باثبات است، اما به دلیل تعاملات بین فردی مداوم ذاتی در ازدواج، زمینه مناسبی برای توهین به دیگری نیز هست (فینچام، هال و بیچ، 2005).Although marriage is a good foundation for a stable family life, it is also a fertile ground for offending another because of the ongoing interpersonal interactions inherent in marriage (Fincham, Hall, & Beach, 2005).

    «نتایج کامل» بار نشد

امتحان مجدد

درحال تلاش مجدد…

مدت‌هاست که راهبردهای تنظیم هیجان در زوج‌ها یکی از عوامل مهم در حفظ استحکام خانواده تلقی می‌شود. مقابله و سازگاری روانی تا حد زیادی به تنظیم هیجان‌ها بستگی دارد. در واقع مدیریت هیجان یک فرآیند درونی و بیرونی است که وظیفه کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های هیجانی فرد در مسیر دستیابی به اهداف را بر عهده دارد و هرگونه نقص در تنظیم هیجانات می‌تواند فرد را در برابر اختلالات روانی همچون افسردگی و اضطراب آسیب پذیر کند(رحیم خانی،2021). همسو با نتایج پژوهش های محمودپور، شیری، احمد بوکانی و نعیمی، 1399؛ نامدار، سرابیان و ذبیحی حصاری، 1398 ؛ بهمنی و همکاران ، 1396؛ راهبردهای سازش نیافته تنظیم شناختی هیجان شامل سرزنش و ملامت خود، فاجعه پنداری و نشخوار فکری با سرخوردگی زناشویی ارتباط دارند. یک مطالعه 13 ساله بر روی زوج‌های متاهل بلندمدت میان‌سال (40 تا 50 سال) و بزرگ‌تر (60 تا 70 سال) نشان داد که مزایای کاهش احساسات منفی در طول تعارض برای رضایت زناشویی از همسران به عنوان یک فاکتور واسطه ای عمل می‌کند. بنابراین نظم جویی شناختی هیجان ها یک عنصر مهم برای روابط بین‌فردی موفق است(بلاک[60]، هاس[61] و لونسون[62] ، 2014). نتایج پژوهش سعادتی راد (1400) نشان داد راهبردهای تنظیم هیجانی شناختی منفی به‌طور معناداری رابطه بین تعارض زناشویی و خستگی جسمانی، فروپاشی عاطفی و فروپاشی روان‌شناختی را واسطه می‌کنند.

   راهبردهای تنظیم هیجان علاوه بر سبک های غیر موثر و ناسازگارانه، سبک های مثبت و سازگارانه را نیز در بر می‌گیرد که از نظر مفهومی در مقایسه با بعد منفی توسعه یافته و بیانگر واکنش های مثبت به رویدادها و تفسیر خوش بینانه از پدیده ها است (امین آبادی، 2011). تمرکز بر مسائل خوشایند به جای تمرکز بر رویدادهای منفی ، تلقی مثبت از رویدادها به جای سرزنش خود و دیگران و نیز پذیرش این که چالش های زندگی فرصتی برای قوی شدن است باعث می‌شود که فرد نسبت به دنیا دیدگاه مناسب و انعطاف پذیرتری اتخاذ کند (رحیم خانی،2021). بنابراین کاهش سرخوردگی زناشویی بر اساس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مثبت و سازگارانه قابل پیش‌بینی است. همچنین نشخوار فکری و غرق شدن در افکار مربوط به رویدادها و پیامدهای منفی باعث می‌شود این افراد در مواجهه با چالش های زندگی احساسات منفی بیشتری را تجربه کنند. چنین احساساتی مهمترین محرک و تنش در روابط بین فردی به ویژه روابط زناشویی است. به تبع این احساسات منفی فرد از اطرافیان خود فاصله بگیرد و باعث رنجش دو طرف شود. سرزنش دیگران به خاطر اتفاقاتی که خود شخص در وقوع آنها نقش داشته برای هیچ‌کس خوشایند نیست و در بیشتر موارد منجر به پرخاشگری و نارضایتی می‌شود که خود مشکل بزرگی برای زندگی اجتماعی به ویژه زندگی زناشویی است. همچنین فاجعه‌سازی رویدادها در واقع یک تحریف شناختی است که فرد را به سمت غیرقابل جبران و بخشش‌ناپذیر بودن حوادث سوق می‌دهد و منجر به توجه بیشتر به مسائل منفی می‌شود (صداقت خواه و همکاران،2022؛ تاپیا[63] و پونس[64]، 2020). به نظر می‌رسد این نتایج به این دلیل است که شناخت احساسات و تنظیم آن ها در زمان و مکان مناسب به فرد این قدرت را می‌دهد که بهترین تصمیم ها و واکنش ها را از خود نشان دهد. پاسخ صحیح به احساسات همسر و فرزندان، نارضایتی زوجین و اعضای خانواده را کاهش می‌دهد.  تنظیم شناختی هیجان ها در زندگی زناشویی می‌تواند اثرات مثبتی مانند درک بهتر همسر، رفتارهای مناسب در موقعیت های عاطفی و در نتیجه کاهش تعارضات زناشویی داشته باشد(بارسل و همکاران،2018). در واقع تنظیم شناختی هیجان ها موجب از بین رفتن آشفتگی بین زوجین و ارتقاء سلامت و کیفیت زندگی آنان در ابعاد مختلف زیستی، روانی، اجتماعی و اخلاقی و در نتیجه کاهش سرخوردگی زناشویی آنان می‌شود. بر این اساس توانمندی بالا در تنظیم شناختی هیجان ها می‌تواند منجر به سازگاری بالاتر زوجین و به تبع آن، افزایش رضایت‌مندی و کاهش سرخوردگی زناشویی شود.

     به طور کلی عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را درگذر زمان تهدید می‌کند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و درنتیجه سرخوردگی زناشویی در آن‌ها می‌گردد. عوامل درون‌فردی غالب، شامل جنبه های عاطفی، تجربی و انگیزشی همچون تحریف های شناختی و نحوه تنظیم شناختی هیجان ها است که رفتار هر فرد را در موقعیت‌های مختلف در تمام حوزه های زندگی و روابط اجتماعی انسان جلوه‌گر میشود و به صورت مستقیم به عنوان عوامل تأثیرگذار بر فرآیندهای ارتباطی زوج‌ها اثر می‌گذارد و سازگاری آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از آن‌جایی که تخلفات و اشتباهات معمولاً جزء تجربه شده ازدواج هستند، همچنین ماهیت هیجانی و عاطفی تعاملات بین‌فردی زوجین ؛ توانایی بخشیدن همسر ممکن است جزء جدایی ناپذیر حفظ روابط نزدیک باشد و بخشش فرصت خوبی برای بازسازی و ترمیم روابط شکسته و جلوگیری از سرخوردگی زناشویی فراهم کند. مهم‌ترین محدودیت های  این پژوهش که امیدواریم در تحقیقات آتی مورد توجه قرار گیرد عبارتند از استفاده از ابزار های خودگزارشی و امکان بروز سوگیری و عدم ارتباط مستقیم بین محققان و شرکت‌کنندگان به علت شیوع بیماری کرونا و تکمیل پرسشنامه های پژوهش به صورت آنلاین  بود. از نتایج این پژوهش می‌توان برای بهبود روند زوج‌درمانی و جلوگیری از روند سرخوردگی بین زوجین استفاده کرد. پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آتی متغیرهای مداخله‌گر همچون جنسیت، طبقات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار بگیرد و سرخوردگی به عنوان یک مفهوم کلی که دارای ابعاد مختلفی هست در نظر گرفته شود و تمام وجوه آن مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش در رابطه با سرخوردگی زناشویی و استفاده از نتایج آن به شکل کاربردی و مداخله‌ای، تاثیرات بسیاری بر بهبود روابط زوجین دارد. بر اساس ارزیابی مراحل سرخوردگی زناشویی، درمانگران می‌توانند یک برنامه درمانی مناسب برای کمک به زوجین در معرض سرخوردگی طراحی کنند.

 

تضاد منافع: نویسندگان هیچ گونه تضاد منافع را در مطالعه اعلام نکرده‌اند.

حامی مالی: نویسندگان اذعان می‌کنند که هیچ گونه حمایت مالی برای تمام مراحل مطالعه، نگارش و انتشار مقاله دریافت نکرده‌اند.

تشکر و قدردانی: محققین مایلند از تمامی افرادی که در مطالعه شرکت کردند، تشکر کنند.

 

[1] .Martial Disaffection

[2]. Renanita

[3] .Lukito Setiawan

[4] .Sirin

[5] .Deniz

[6] .Cognitive model

[7]. Cognitive distortion

[8] .Loignon

[9] .Kellermanns

[10] .Eddleston

[11] .Kidwell

[12] .Beck

[13] .Sanford

[14] .Ellis

[15] .Frish

[16] .Worthington

[17] .Sandage

[18] .Osei-Tutu

[19] .Dzokoto

[20] .Oti-Boadi

[21] .Belgrave

[22] .Appiah-Danquah

 

[23] .Bell

[24] .Kamble

[25] .Self- blame

[26] .Acceptance

[27] .Rumination

[28] .Positive refocusing

[29] .Refocus on planning

[30] .Positive reappraisal

[31] .Putting into perspective

[32]. Catastrophizing

[33] .Other-blame

[34]. Yu

[35] .Barthel

[36].Hay

[37] .Doan

[38] .Hofmann

[39] .Marital Disillusionment Scale

[40] .Interpersonal cognitive distortions scale

[41] .Cognitive Emotion Regulation Questionnaire

[42]. Garnefski

[43] .Kraaij

[44] .Rye

[45] .Şimşek

[46] .Koçaks

[47] .Younis

[48]. Çelik

[49] .Yavaş

[50] .Süler

[51] .Gumus

[52] .Kislak

[53] .McDonald

[54] .Olson

[55] .Lanning

[56] .Goddard

[57] .Marshall

[58] .McNulty

[59]. Russell

[60] .Bloch

[61]. Haase

[62] .Levenson

[63] Tapia

[64] .Ponce

  • ابراهیمی، امراله؛ شیخ زین‌الدینی، سارا و مرآثی؛ محمدرضا. (1390). ارتباط آسیب شناسی روانی روابط خانواده با آسیب پذیری شناختی (نگرش‌های ناکارامد و تحریف‌های شناختی بین فردی). مجله دانشکده پزشکی اصفهان، 29(167)،2399-2390.
  • احمدزاده اقدم، ابراهیم؛ کریمی ثانی، پرویز؛ گودرزی، محمود و مرادی، امید. (1400). بررسی اثربخشی زوج درمانی به روش تحلیل رفتار متقابل بر سرخوردگی و تعهد زناشویی در زوجین دارای تعارضات زناشویی. فصلنامه تعالی مشاوره و روان درمانی، 10(38)، 36-49.
  • اسفندیاری، داریوش؛ اسدپور، اسماعیل؛ کسایی، عبدالرحیم و محسن زاده، فرشاد. (1398). اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد عقلانی، هیجانی و رفتاری (REBT) بر میزان بخشودگی و تاب ‌آوری زنان آسیب‌دیده از خیانت زناشویی. فصلنامه علمی روش ها و مدل های روانشناختی،10(38)،97-124.
  • اسکندری، سجاد؛ شاویسی زاد، سعید؛ جواهری، جواد و باپیرزاده، ابوذر. (1393). بررسی ارتباط بین آسیب شناسی روانی روابط خانواده با آسیب پذیری شناختی (نگرش های ناکار آمد و تحریف های شناختی بین فردی). کنگره ملی آسیب شناسی خانواده. دانشگاه شهید بهشتی تهران.
  • اسماعیل پور، خلیل؛ بخشی پور رودسری، عباس و محمدزادگان، رضا. (1393). تعیین ساختار عاملی, روایی و پایایی مقیاس تحریف شناختی بین فردی در دانشجویان دانشگاه تبریز. راهبردهای شناختی در یادگیری، 2(3)، 69-88.
  • اسمعیلی، معصومه؛ درخشان، نفیسه؛ محمودپور، عبدالباسط؛ خسروانی، فرخنده و قاسمی نیایی، فاطمه. (1399). پیش‌بینی دلزدگی زناشویی براساس تحریف‌های شناختی و الگوهای ارتباطی در معلمان زن متأهل مقطع ابتدایی شهر اصفهان.فصلنامه روان شناسی تحلیلی شناختی، 11(40)، 34-25.
  • بشارت، محمدعلی. (1395). پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان: روش اجرا و نمره گذاری. روانشناسی تحولی (روانشناسان ایرانی)، 13(50)، 221-223.
  • بهاری، فرشاد؛ فاتحی زاده، مریم السادات؛ احمدی، سیداحمدآ؛ مولوی، حسین و بهرامی، فاطمه. (1389). تاثیر مشاوره زناشویی مبتنی بر امید, بخشش و ترکیبی از این دو بر میزان تحریف های شناختی بین فردی زوج های متقاضی طلاق. تحقیقات علوم رفتاری، 8(1 (پی در پی 15))، 25-33.
  • بهمنی، نگار؛ اعتمادی، عذرا؛ احمدی، سید احمد و فاتحی زاده، مریم. (1396). کشف عوامل مؤثر بر سرخوردگی زناشویی زوجین ایرانی: یک مطالعه کیفی. مجله تحقیقات علوم رفتاری،15(4)، 467-473.
  • حسنی، جعفر. (1390). بررسی اعتبار و روایی فرم کوتاه پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان. تحقیقات علوم رفتاری، 9(4)، 229-240.
  • دهقان، مجتبی؛ حسنی، جعفر و رسولی، علی. (1397). مقایسۀ راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و کمال گرایی در زنان پیمان شکن و عادی. مطالعات روان‌شناختی، 14(1)، 41-58.
  • زالی، زهرا؛ احمدی، صدیقه و صرامی، غلامرضا. (1398). نقش واسطه‌ای بخشودگی زناشویی در رابطه میان نستوهی روان‌شناختی با بی‌رمقی زناشویی. آسیب‌شناسی، مشاوره و غنی‌سازی خانواده، ۵ (۱) ،۱۰۷-۱۲۴.
  • ساداتی، سیّد احسان؛ مهرابی‌زاده هنرمند، مهناز و سودانی، منصور. (1400). رابطه علّی تمایزیافتگی، نورزگرایی و بخشندگی با دلزدگی زناشویی با واسطه‌ تعارض زناشویی. دوفصلنامه روانشناسی خانواده، 1(2)، 68-55.
  • سعادتی راد، فاطمه.(1400). نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه ی بین تعارض زناشویی با فرسودگی زناشویی در زنان شهرستان چالوس. فصلنامه ایده های نوین روانشناسی، ۸ (۱۲)، 10-1.
  • سیدعلی تبار، هادی؛ محمدعلی پور، زینب؛ حبیبی، فرشته؛ سروستانی، علی و جوان بخت، علیرضا. (1394). پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس سرخوردگی زناشویی. پژوهنده، ۲۰ (۶)، 349-342.
  • شیخ‌اسمعیلی، دلنیا؛ گل‌محمدیان، محسن و حجت‌خواه، محسن. (1397). نقش ویژگی‌های شخصیتی و ثبات تعاملات زناشویی در پیش‌بینی سرخوردگی زناشویی با میانجی‌گری خودکارآمدی جنسی در زنان متأهل. نشریه پژوهش پرستاری ایران ،۱۳ (۵)، 68-59.
  • عیسی زاده، آمنه. (1395). نقش پیش بینی کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رضایت زناشویی و فرسودگی شغلی پرستاران زن . نشریه پرستاری ایران، ۲۹ (۱۰۲) ، ۲۲-۳۱.
  • کاظمیان مقدم، کبری؛ مهرابی زاده هنرمند، مهناز؛ کیامنش، علیرضا ؛ حسینیان، سیمین.(1396). نقش تمایزیافتگی، معناداری زندگی و بخشودگی در پیشبینی دلزدگی زناشویی دانشجویان زن متأهل. فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، 9(33)،50-33.
  • کوهی، سمانه؛ اعتمادی، عذرا و فاتحی زاده، مریم. (1393). بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی با سرخوردگی زناشویی در زوجین. پژوهش های علوم شناختی و رفتاری، 4(1)، 71-83.
  • محمودپور، عبدالباسط؛ شیری، طاهره؛ احمدبوکانی، سلیمان و نعیمی، ابراهیم.(1399). پیش بینی بی رمقی زناشویی بر پایه خود-تمایزیافتگی و باورهای ارتباطی با میانجیگری ساماندهی هیجانی در زنان درخواست کننده طلاق. نشریه مشاوره و روان درمانی خانواده، 10(2)، 361-390.
  • نامدار، امیر ؛ سرابیان، سعید و ذبیحی حصاری، نرجس خاتون. (1398). رابطه کنترل هیجان و نظم جویی هیجان با رضایت زناشویی درزوجین 20- 45 ساله. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، 62(7)، 614-623.
  • هویت، دنیس و کرامر، دانکن. (1396). مقدمه ای بر روش های تحقیق در روانشناسی و مشاوره . ترجمه شریفی، حسن پاشا؛ نجفی زند، جعفر؛ میرهاشمی، مالک؛ معنوی پور، داود و شریفی، نسترن. تهران: نشر سخن.

 

-Alipour, Z., Kazemi, A., Kheirabadi, G., & Eslami, A. A. (2020). Marital communication skills training to promote marital satisfaction and psychological health during pregnancy: A couple focused approach. Reproductive Health, 17(1),23. [In Persian].

-AminAbadi, Z. (2011). Examining the mediating role of cognitive emotion regulation in the relationship between perceived parenting style dimensions and academic achievement. International Journal of Behavioral Sciences, 5(2), 109-117. [In Persian].

-Barthel, A. L., Hay, A., Doan, S. N., & Hofmann, S. G. (2018). Interpersonal emotion regulation: A review of social and developmental components. Behavior Change, 35(4), 203-216.

-Behrang, K., Koraei, A., Shahbazi, M., & Abbaspour, Z. (2022). Effects of Emotionally Focused Therapy on Sexual Assertiveness, Marital Forgiveness, and Marital Harmony in Maladjusted Couples. Journal of Research & Health, 12(3),177-184.  [In Persian].

-Bell, C. A., Kamble, S. V., & Fincham, F. D. (2018). Forgiveness, Attributions, and Marital Quality in U.S. and Indian Marriages. Journal of Couple & Relationship Therapy, 17(4), 276-293.

-Bloch, L., Haase, C. M., & Levenson, R. W. (2014). Emotion regulation predicts marital satisfaction: More than a wives’ tale. Emotion, 14(1), 130.

-Çelik, E., Çelik, B., Yavaş, Ş. & Süler, M. (2022). Investigation of Marital Satisfaction in terms of Proactive Personality, Meaning in Life, Offense-Specific Forgiveness. International Journal of Psychology and Educational Studies, 9 (1), 1-11.

-Ellis, A. (2003). The Nature of Disturbed Marital Interaction. Journal of Rational-Emotive and Cognitive-Behavior Therapy, 21(3-4): 143-7.

-Fincham, F. D., Hall, J., & Beach, S. R. H. (2006). Forgiveness in marriage: Current status and future directions. Family Relations, 55(4), 415–427.

-Frish MB. (2005). Quality of Life Therapy: Applying a Life Satisfaction Approach to Positive Psychology and Cognitive Therapy. Hobken: Wiley.

-Garnefski, N., & Kraaij, V. (2006). Cognitive emotion regulation questionnaire–development of a short 18-item version (CERQ-short). Personality and Individual Differences, 41(6), 1045-1053.

-Gumus, I. G., & Kislak, Ş. (2019). The predictive role of forgiveness and the level of repetitive thinking on mental health and marital adjustment in married individuals. Dusunen Adam-Journal of Psychiatry and Neurogical Sciences, 32(3), 236-245.

-Hamamci, Z., & Büyüköztürk, S. (2004). The Interpersonal Cognitive Distortions Scale: development and psychometric characteristics. Psychological reports, 95(1), 291–303.

-Loignon, A. C., Kellermanns, F. W., Eddleston, K. A., & Kidwell, R. E. (2015). Antecedents and outcomes of Conflict in Family Firms. The Routledge Companion to Family Business, 349-366. 

-McDonald, J. E., Olson, J. R., Lanning, A. H., Goddard, H. W., & Marshall, J. P. (2018). Effects of Religiosity, Forgiveness, and Spousal Empathy on Marital Adjustment. Marriage & Family Review, 54(4), 393-416.

-McNulty, J. K., & Russell, M. V. (2016). Forgive and forget, or forgive and regret? Whether forgiveness leads to less or more offending depends on offender agreeableness. Personality and Social Psychology Bulletin, 42(5), 616–631.

-Niehuis, S., & Bartell, D. (2006).  The marital disillusionment scale: Development and psychometric properties. North-American-Journal-of-Psychology, 8(1),69-83.

-Osei-Tutu, A., Dzokoto, V. A., Oti-Boadi, M., Belgrave, F. Z., & Appiah-Danquah, R. (2019). Explorations of forgiveness in Ghanaian marriages. Psychological Studies, 64, 70-82.

-Rahimkhani, S. (2021). Predicting the level of marital satisfaction based on cognitive emotion regulation and quality of marital relations (a case study: married women in 22 districts hospitals of Tehran city). International Journal of Hospital Research, 10(1), -. [In Persian].

-Renanita, T., & Lukito Setiawan, J. (2018). Marital satisfaction in terms of communication, conflict resolution, sexual intimacy, and financial relations among working and non-working wives. Makara Human Behavior Studies in Asia, 22(1), 12-21.

-Rye, M. S., Loiacono, D. M., Folk, C. D., Olszewski, B. T., Heim, T. A., &Madia, B. P. (2001). Evaluation of the psychometric properties of two forgiveness scales. Current Psychology: Development. Learning. Personality, 20, 260-277.

-Sanford, K. (2006). Communication during marital conflict: when couples alter their appraisal, they change their behavior. Journal of Family Psychology, 20(2), 256-65.

-Sedaghatkhah, A., Kajbafnejad, H., Chinaveh, M., Aminimanesh, S. (2022). Predicting Marital Conflicts Based on Dysfunctional Attitudes Mediated by Emotion Regulation. Iranian Evolutionary and Educational Psychology, 4 (2), 352-363. [In Persian].

-Şimşek, O.M., Koçak, O., & Younis, M.Z. (2021). The Impact of Interpersonal Cognitive Distortions on Satisfaction with Life and the Mediating Role of Loneliness. Sustainability, 13, 9293.

-Sirin, H.D., & Deniz, M. (2016). The effect of the family training program on married women's couple-burnout levels. Educational Sciences: Theory and Practice, 16(5), 1563-1585.

-Tapia, M. A. S., & Ponce, E. E. O. (2020). Catastrophizing-quality of life and pain. Int J Recent Adv Multidiscip Res, 7, 5687-5689. 

-Yu, K. R. (2021). Why do we resolve marital conflicts the way we do? Self‐construals, marital conflict resolution strategies, and marital satisfaction in Japan and South Korea. Asian Journal of Social Psychology, 24(1), 59-68

-Worthington, E. L., Jr., & Sandage, S. J. (2015). Forgiveness and spirituality in psychotherapy: A relational approach. Washington, DC: American Psychological Association.