نقش ادراک نابرابری اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روانی زنان شاغل مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران.

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار. ایران

3 دانشیار گروه روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار. ایران

چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط ادراک نابرابری اجتماعی و اقتصادی با سلامت روان زنان شاغل مراکـز بهداشتی و درمانی شهر تهران انجام شد.
روش: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی همبستگی بود و جامعه آماری آن کلیه کارکنان زن شاغل در مراکز بهداشت و درمان شهر تهران بود که حداقل 3 سال سابقه کار داشتند و به گفته خود، سابقه بیماری روانی نداشتند. زمان انجام پژوهش در سال 1401 تعیین شد و تعداد نمونه 325 نفر بود. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و تصادفی بود و از پرسشنامه‌های سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ و همکاران (1972)، پرسشنامه نابرابری اجتماعی و اقتصادی پورمحسن و همکاران (2020) و سلامت زنان (WHQ) 1992 داده ها با استفاده از آزمون روش‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل  شد.
یافته‌ها: نتایج نشان دادنـد، بـین نابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی و سـلامت روان زنـان ارتبـاط معنـادار آمـاری وجـود داشـت (001/0). قدرت پیش‌بینی‌کنندگی نابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی بـرای سـلامت روان زنـان از لحـاظ آمـاری معنـادار بـود (001/0).
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از وجود رابطه بین نابرابری اجتماعی و اقتصادی و سلامت روان زنان شاغل بود. توانمندسازی زنان و افزایش آگاهی اجتماعی می‌تواند به کاهش احساس نابرابری اجتماعی- اقتصادی زنان و افزایش سلامت و بهزیستی جامعه کمک کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The role of the perception of social and economic inequality on the mental health of women working in health centers in Tehran

نویسندگان English

Malihe Rahimi 1
Aliye Vahabi DaryaKenari 2
Alireza Pirkhaefi 3
1 Master of Clinical Psychology, Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
2 Master of Psychology, Garmsar Branch, Islamic Azad University, Garmsar. Iran.
3 Associate Professor of Psychology Department, Garmsar Branch, Islamic Azad University, Garmsar. IranDepartment of psychology. Islamic azad university- Garmsar - Iran
چکیده English

Introduction: the relationship between the perception of social and economic inequality and the mental health of women working in health and treatment centers in Tehran.
Method: This study, carried out in the year 1401, was descriptive-cross-sectional and its statistical population was all female employees working in health and treatment centers in Tehran who had at least 3 years of work experience and no history of mental illness. The samples included 325 drawn through cluster and random sampling methods. To collect data, the General Health Questionnaire (GHQ) developed by Goldberg et al. (1972), the Social and Economic Inequality questionnaire developed by Pourmohsan et al. (2020), and the Women's Health (WHQ, 1992) were used. Pearson correlation methods and Multiple regression were used for statistical analysis.
Results: The results showed that there is a significant relationship between social and economic inequality and women's mental health (0.001). Also, the predictive power of social and economic inequality for women's mental health was significant (0.001).
Conclusion: The results indicated the existence of a relationship between social and economic inequality and the mental health of working women. Empowering women and increasing social awareness can help reduce women's sense of socio-economic inequality and increase the health and well-being of society.

کلیدواژه‌ها English

perception of social and economic inequality
mental health

مقدمه

خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی که مبتنی بر روابط متقابل اجتماعی به وجود آمده، در فرهنگ ایرانی-اسلامی جایگاه والایی دارد. زیرا، مهد پرورش و تربیت نسل‌هاست. خانواده نیز در عامترین تعریف، از رابطه بین یک زن و مرد به عنوان همسر به وجود می آید. زن و مردی که با حفظ استقلال نسبی خود، ناچار به پذیرش تفاوت‌های یکدیگر و سازگاری‌اند. بنابراین، خانواده بر این حقیقت استوار است که مردان و زنان مکمل یکدیگرند. (بلو[1] و همکاران،2020). روی  آوردن روز افزون زنان به کار در خارج از مرزهای خانواده باعث شده است تا آنها در طول زندگی خود وظایف متعددی را عهده دار شوند و از آنها انتظار می‌رود تا امور گوناگونی را برای حفظ انسجام خانوادگی انجام دهند. اصطلاح زنان چندنقشی اشاره به هویت زنانی دارد که به طور همزمان و تمام وقت، چند نقش مهم همسری، مادری، اشتغال و خانه داری را انجام می‌دهند (دشت بزرگی و همکاران،2018). ترکیب نقش‌های شغلی و خانوادگی، مستلزم توان بیش تر از سوی زنان شاغل است تا از فشار روانی که ناشی از برخورد نقش‌هاست، کاسته شود. شمار نقش‌های متفاوت، اثرهای متفاوتی بر این زنان می‌گذارد؛ از سویی ممکن است سبب افزایش تعاملات اجتماعی و آشنایی بیش تر با نقاط ضعف و قوت شود و امکان مقایسه ویژگی ها و توانایی های ذهنی و جسمی خود با دیگران را به دست آورند که این موضوع سبب می‌شود آن‌ها با واقع‌بینی بیشتری به رفع مشکلات خود اقدام کنند. از سوی دیگر ، ممکن است این نقش‌ها در تعارض با هم قرار گیرند و شواهدی از فشار و تنش روانی دیده شود و سلامت و سازگاری اجتماعی آنها را تهدید کند (اپستین[2] و همکاران،2019).

اشتغال زنان سب افزایش قدرت تصمیم‌گیری آن‌ها در امور اقتصادی، نحوه‌ی تربیت فرزندان، تعیین موالید، تعیین گذراندن اوقات فراغت و افزایش مشارکت در امور سیاسی – اجتماعی آنان می‌شود. سازمان بهداشت جهانی خانواده را به عنوان عامل اجتماعی اولیه در افزایش سلامتی و بهزیستی جامعه معرفی کرده است (تانگو[3] و همکاران،2020). همچنین سلامت روان به معنای احساس رضایت و بهبود روانی، تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول و سازش فرد با جهان اطرافش با حداکثر امکان است؛ به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر شود. درحقیقت سلامت روان چیزی بیش از وجود نداشتن بیماری است و شرط لازم برای دستیابی به سلامت روان داشتن نظام ارزشی منسجم است(ا[4]ستیندر و همکاران،2020). مطالعات نشان می‌دهد که ارتباط مستقیم بین استرس ناشی از چند نقشی بودن و پیامدهای منفی سلامت جسمی و روانی برای زنان و فرزندان آنها وجود دارد. (سلیمی و همکاران،2021). همچنین کیفیت نقش‌ها نسبت به تعدد نقش‌ها قدرت اثرگذاری بیشتری بر سلامت روان و کیفیت زندگی زنان دارد (پالومبو و گاردینز[5]،2020). به معنای دیگر، چند نقشی بودن نمی‌تواند اثر مثبت یا منفی در سلامت روان افراد داشته باشد. در سالهای اخیر با  افزایش حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی، پژوهش‌ها بر پیامدهای مثبت یا منفی چند نقشی بودن زنان بر سلامت روان آن‌ها تمرکز دارد. مطالعات سلامت با استفاده از نمونه‌های زیستی، بیشتر بر وجه کلی سلامت تأکید دارند و کمتر به مفهوم سلامت در ارتباطات پرداخته شده است. به دلیل فقدان ابزارهای معتبر مفهوم سلامت در ارتباطات ، بعد از سلامت در خلأ موضوعات پژوهشی قرار گرفته است (مارتینو[6] ،2011). حفظ شبکه خانواده ، دوستان و سایر نهادها یکی از اساسی‌ترین نقش‎های تعریف شده‌ی زن برای خود است. بنابراین، تلاش بیشتر برای ایجاد هماهنگی این نقش های حرفه ای و خانوادگی میتواند رضایت نقشی و سلامت روان زنان را تحت تأثیر بگذارد. نقش های اجتماعی زنان متمرکز بر مراقبت و توجه به دیگران است تا خودشان و این خصیصه می تواند با نقش های حرفهایی آنها در تعارض باشد. زنان در بسیاری از مواقع با کار اضافه، سعی در کاهش تعارض نقش دارند که این امر نیز می‌تواند باعث خستگی و فرسودگی شود (آنانیا-کوپلدز[7]،2019).

سلامت زنان به عنوان یکـی از مهمتـرین فعالیـت‌هـا و اهداف سیستم‎های بهداشـتی جوامـع شـناخته شـده و شاخصی برای توسعه‌ی کشورها است (لیبن و بیگلر[8]،2019).برای رسـیدن به سطوح عالی سلامت علاوه بر سلامت جسمی، وجود شرایط دیگر از قبیل امنیت، برابری در توزیع درآمـد، عدم بیکاری و سطوح بالای حمایت اجتماعی لازم است. با توجه به نقش کلیـدی زنـان در سـلامت خـانواده و جامعه، دستیابی بـه توسـعه واقعـی، در گـرو سـلامت همه جانبه‌ی زنان خواهد بود (کامپوس-سرنا و همکاران،2013). بـرای تندرسـتی زنـان باید نیازهای اساسی آنان تامین شود. داشـتن مقـام و پایگاه مناسب در جامعه، همچنین تقسیم عادلانه کار از نیازهای بهداشتی زنان اسـت (کروک و سانین[9]،2016). سـلامت تنهـا امـری زیست شناختی نیست، حتـی نـابرابری‌هـای اجتمـاعی و اقتصادی منجـر بـه نـابرابری سـلامت مـی‌شـود (خاوری و همکاران،2013). عواملی چون اشتغال، دسترسی به آموزش ، اسـترس و انـزوا، سـلامت زنـان را رقـم مـی‌زننـد (جولایی و همکاران،2016). عوامـل اجتماعی نقش مهمی در پیامدهای سلامت دارند. عدم دسترســی بــه آمــوزش، درآمــد مناســب، خــدمات باکیفیت و عدم سلامت جسمی و روانی از علـل اصـلی محرومیت اجتماعی هستند کـه مـی‌تواننـد منجـر بـه اضطراب و افسردگی شوند (فیروزبخت و همکاران،2017) .

از گذشته تا به امروز بحث درباره‌ی نابرابری‌ها همواره در محافل گوناگون مطرح بوده است. ازجمله مهمترین وجوه نابرابری‌ها، نابرابری‌های اجتماعی است (سینق [10]و همکاران،2019). تعریف نابرابری‌های اجتماعی نیز همواره با اصطلاحات مختلفی نظیر دسترسی محدود، منابع کمیاب، طبقه، قشربندی اجتماعی و ... همراه بوده است. می‌توان گفت زمانی که افراد دریابند نسبت به دیگران دسترسی یکسانی به منابع ارزشمند ندارند، احساس محرومیت می‌کنند و این آغاز شکل‌گیری احساس نابرابری اجتماعی در یک جامعه است؛ اما افزایش احساس نابرابری در سطح جوامع پیامدهایی همچون بی‌اعتمادس، خشونت، فساد و ... را به دنبال دارد و در صورت وجود نداشتن کنترل و نظارت بر آن، موجب افزایش نارضایتی افراد جامعه می‌شود و این امر بر هم خوردن نظم اجتماعی را به همراه خواهد داشت. به همین دلیل، مهمتر از بحث تعریف نابرابری‌های اجتماعی، بحث علل شکل‌گیری و چگونگی تداوم نابرابری‌ها در سطح جامعه است (بینور و سدات[11] ،2017). در بسیاری از جوامع، زنان نسبت به مردان فرصت‌های آموزشی کمتری دارند. روابط ناموزون در قدرت، دسترسی آنان را بر منابع مالی، اشتغال و آموزش را محدود می‌کند (باردی ،2020). اشکال مختلف نابرابری اغلب متقابلا" همدیگر را تقویت می‌کنند (اسکارتی[12] و همکاران،2010). نابرابری جنسیی می‌تواند در سطوح زیادی مانند آموزش، استخدام، سیاست و حقوقی اعمال  شود(هادی و همکاران،2013).

زنـان نیمـی از جمعیت جامعـه را تشـکیل می‌دهنـد و سـلامت زنـان دربرگیرنده‌ی رفـاه جسـمی، روانـی، اجتمـاعی بـوده و تحــت تــأثیر عوامــل اجتمــاعی، اقتصــادی قــرار دارد. مطالعات در زمینه‌ی ارتباط نابرابری جنسیتی بر سلامت زنان بخصوص زنان شاغل در ایران محدود اسـت. بـا نگاهی بر پژوهشهای انجام شـده در ایـران و جهـان مشاهده می‌شود که اکثر مطالعات انجام شده در ایـن زمینه مربوط بـه کشـورهـای کمتـر توسـعه یافتـه بـا تابوهـای  جنسـیتی بـوده اسـت. از آنجـا کـه احسـاس نابرابری‌های جنسیتی عاملی مهـم در ایجـاد شـرایطی اسـت کـه منجـر بـه مخـاطره افتـادن سـلامت زنـان بخصوص زنان شاغل می‌شود، لذا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط ادراک  نابرابری اجتماعی و سـلامت زنان با سلامت روان زنان شاغل مراکـز بهداشتی و درمانی شهر تهران طراحـی گردیـد تـا شواهد مشخصی را برای سیاست گذاری ارتقای  سـلامت زنان شاغل فراهم آورد.

روش

این پـژوهش یـک مطالعـه توصـیفی - مقطعـی از نوع همبستگی بـود و جامعه پـژوهش کلیـه کارکنـان زن شـاغل در مراکـز بهداشتی و درمانی شهر تهران در زمان اجـرای پژوهش در سال 1401 بودند. معیارهای ورود به مطالعه، زنان شاغل در مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران بـود که حداقل 3 سال سابقه کار داشته و بنـا بـر اظهـارات خودشان سابقه ابتلا به بیماری‌های روانـی نداشـتند. از دیگر معیارهای ورود به مطالعه عدم وجود معلولیـت جسمی و حرکتی بود که ممکن بـود بـر نتایج تحقیـق تاثیرگذار باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول تعیین حجـم نمونـه کـوکران و بـا در نظـر گـرفتن ضـریب اطمینـان 95 درصـد و خطـای  05/0، تعـداد 325 نفـر تعیین شد. روش نمونه گیری خوشه‌ای و تصادفی بود. ابتدا از بین کارکنان شبکه بهداشت شهر تهران  به روش تصـادفی، بـین مراکـز بهداشتی درمانی شهر تهران  نیـز بـه روش تصـادفی، هفت مرکز بهداشتی انتخاب گردیدند. در مرحله بعد بر اساس سهم هر یک از مراکز، تعداد افراد بـه روش تصـادفی از کارکنـان زن آن مراکـز، انتخـاب شـدند. ســپس بــا مراجعــه بــه مراکــز مربوطــه، ضــمن اطمینـــان دادن بـــه شـــرکت کننـــدگان در مـــورد محرمانه بودن اطلاعات و حق انصراف در هر مرحله از  پــژوهش، پرسشنامه های ســلامت عمــومی (GHQ) گلدبرگ وهمکاران(1972)، ســنجش نــابرابری اجتمــاعی و اقتصــادی پورمحسن و همکاران(،2020 )و سلامت زنان (WHQ)( 1992 )توسط کارکنـانی کـه تمایـل بـه شـرکت در پـژوهش داشتند، تکمیل گردید. تجزیـه و تحلیل داده‌ها با اسـتفاده از آمـار توصـیفی و تحلیلـی داده ها با استفاده از آزمون روش‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نــرم افــزار SPSS24 انجام شد.

 

ابزارهای پژوهش

الف) پرسشنامه‌ی سنجش نابرابری پورمحسن و همکاران (2020):  شــامل 44 ســوال در پــنج خــرده مقیــاس  General Health Questionnaire اجتماعی، اقتصادی،  اجتماعی – اقتصادی میباشد. نمره‌دهی همه‌ی سوالات پرسشنامه یکسـان در مقیـاس لیکرت (5-1 )بود. نمره کل پرسشـنامه از 220- 44 و نمره بالاتر بیانگر احساس نابرابری بیشتر بود. ضـریب روایی محتوای کل پرسشنامه مقدار 72/0 و نیز روایی هریک ز پـنج خـرده مقیـاس پرسشـنامه، قابـل قبـول گزارش شده است. همچنین شـاخص روایـی محتـوای کل پرسشنامه مقدار 90/0 و شاخص روایی هر یک از پنج خرده مقیاس پرسشنامه قابل قبـول بـوده اسـت. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفـای کرونبـاخ 84/0 گزارش گردیـد. در ایـن پـژوهش بخـش اجتماعی و اقتصادی پرسشنامه‌ی مذکور مورد اسـتفاده قرار گرفت. به این ترتیـب کـه ابتـدا سـوالات بخـش عوامل اجتمـاعی و اقتصـادی پرسشـنامه‌ی مـذکور (19 سوال) بـا مـرور متـون مـرتبط مـورد بـازبینی قـرار گرفت. پرسشنامه‌ی عوامل اجتمـاعی و اقتصـادی دارای دو حیطه‌ی اجتماعی و اقتصادی بـوده و شـامل 19 سـوال است که نمره‌دهی همـه‌ی سـوالات یکسـان در مقیـاس لیکرت (5-1 ) می‌باشد. نمره‌ی کل پرسشنامه‌ی  مذکور 95 -19 و نمره‌ی بالاتر بیانگر احساس نابرابری بیشتر بـود.

ب) پرسشــنامه‌ی ســلامت عمــومی 28 ســوالی گلــدبرگ (GHQ) (1972):  دارای چهار خرده مقیاس اسـت کـه شـامل نشانه‌های جسمانی، اضطراب و بی‌خـوابی، اخـتلال در عملکـرد اجتمـاعی و افسـردگی بـوده و هـر کــدام از خرده مقیاس‌ها دارای 7 سـؤال اسـت. سـؤالات 1 تـا 7 مربوط به نشـانه هـای جسـمانی، 8 تـا 14 مربـوط بـه اضطراب و بی‌خوابی، 15 تـا 21 مربـوط بـه اخـتلال در کارکرد اجتماعی و 22 تـا 28 مربـوط بــه افسـردگی است. تمام گویه‌های پرسشنامه‌ی سلامت عمومی دارای 4 گزینه هستند که نمره صفر تا 3 را به خود اختصاص مـی‌دهنــد. در نتیجــه نمـره‌ فــرد در هریــک از ایــن خرده مقیاس‌ها از صفر تـا 21 و در کـل پرسشـنامه از صــفر تــا 84 خواهــد بــود. از مجمــوع نمــرات 4 زیرمقیاس، نمره‌ی کلی پرسشنامه به دست می‌آید. در این پرسشنامه، نمره‌ی کمتر بیـانگر سـلامت روان بهتـر می‌باشد (تقوی و همکاران1380).  میزان پایایی این پرسشنامه به شیوه‌ی همسانی درونی برای کل پرسشنامه 97/0 و بـرای هـر یـک از زیرمقیاس‌ها قابل قبـول تعیـین شـده اسـت.

ج) پرسشنامه  سلامت زنان (WHQ):  شاخص اندازه‌گیری سلامت جسمی و روانی زنان میانسال است. از زمان انتشار آن در(1992) ، پرسشنامه‌ی  سلامت زنان (WHQ) به طور گسترده‌ای در کارآزمایی‌های بالینی چند ملیتی و در مطالعات اپیدمولوژیکی علاوه بر ارزیابی درمان‌های غیر پزشکی مورد استفاده قرار گرفته است. به طور ویژه، پرسشنامه‌ی سلامت زنان (WHQ) به عنوان شاخص اندازه‌گیری کیفیت زندگی در کارآزمایی‌های آماده‌سازی هورمونی برای  زنان قبل و پس از قاعدگی و در مطالعاتی که از طیف وسیعی از مداخلات پیشگیرانه برای  زنان میانسال و مسن استفاده می‌کنند، در نظر گرفته شده است. دامنه‌ی زیرمقیاس‌ها در پرسشنامه‌ی سلامت زنان، امکان ارزیابی دقیق ابعاد سلامت جسمی و روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات خواب، علائم سوماتیک  با زیرمقیاس‌های اختیاری برای مسائل قاعدگی و  مشکلات جنسی را می‌دهد. پرسشنامه‌ی سلامت زنان یک  پرسشنامه 36 گویه‌ای می‌باشد که 9 بعد سلامت جسمی و روان را در مقیاس‌های چهار نقطه (1-2)  ارزیابی می‌کند. حکیمی وهمکاران(2018) پایایی آزمون مجدد بر روی نمونه‌ای از 48 زن که پرسشنامه‌ی سلامت زنان را در دو نقطه زمانی کامل کردند انجام شد. همه‌ی همبستگی‌ها بالاتر از 0.75 بود که متغیر از 0.96 تا 0.76 بوده و نشان می‌دهد که پرسشنامه‌ی سلامت زنان در بازه‌ی زمانی دو هفته‌ای دارای پایایی است.

یافته ها

میـانگین سـنی زنـان مـورد مطالعـه 19/9±10/46 بـا دامنه‌ی سنی 60-24 سال بود. اکثر افراد مورد مطالعـه (68.35 %) تحصیلات کارشناسی داشته و متأهل (8/71 (% بودند. همچنین اکثریـت آنـان (72/7 %) دارای منـزل شخصی بودند و 8/65 درصد شرکت‌کنندگان تـرجیح جنسیتی بین پسر یا دختر نداشتند.

 

 

جدول 1. آماره‌های توصیفی مؤلفه‌های پژوهش

مؤلفه ها

مبانگین

انحراف معیار

حداکثر

حداقل

نابرابری احتماعی

نابرابری اقتصادی

45/69

69/74

33/17

83/18

91

98

54

61

نابرابری اجتماعی -اقتصادی

علائم خواب

رفتار جنسی

علائم وابسته به قاعدگی

حافظه

جذابیت

سلامت

افسردگی

اختلال عملکرد

اضطراب

نشانه‌های جسمانی

14/144

94/9

56/8

17/6

30/4

63/8

45/52

46/12

20/12

51/13

28/14

23/24

72/2

45/2

27/1

33/1

62/1

65/5

33/1

11/1

22/2

17/2

188

7

12

12

10

7

64

16

17

19

21

128

2

3

4

3

2

18

7

8

9

11

 

همبستگی بین نابرابری اجتماعی با سـلامت زنان شاغل و زیرمقیاس‌هـای آن (افسـردگی، اخـتلال عملکرد، اضطراب، و نشانه‌های جسمانی) در جـدول 2 نشان داده شده‌است. همانطور که مشاهده می‌شـود بـین ابعـاد اجتمـاعی و اقتصـادی نـابرابری و سـلامت، ارتبـاط معنـی داری مشـاهده شـد؛ بـه طـوری کـه بـا افزایش نابرابری اجتماعی و اقتصـادی، نمـره سـلامت افراد افزایش می‌یابد که حاکی از کاهش  مشکلات جسمانی و روانی در زنان شده‌است

 

 

جدول 2 .ارتباط (ضریب همبستگی پیرسون) نابرابری اجتماعی و اقتصادی و سلامت زنان با ابعاد سلامت روان زنان شاغل در شبکه بهداشت شهر تهران n=325

متغیر

سلامت

افسردگی

اختلال عملکرد

اضطراب

نشانه‌های جسمانی

نابرابری احتماعی

نابرابری اقتصادی

245/0**

143/0**

123/0*

063/0-

210/0-**

224/0

343/0**

310/0**

293/0**

028/0

نابرابری اجتماعی -اقتصادی

علائم خواب

رفتار جنسی

علائم وابسته به قاعدگی

حافظه

جذابیت

292/0**

235/0**

241/0**

215/0**

253/0**

223/0**

076/0-

124/0*

112/0*

105/0*

104/0-

052/0-

143/0*

243/0**

257/0**

263/0**

301/0**

224/0

405/0**

405/0**

413/0**

379/0**

352/0**

343/0**

263/0**

236/0**

221/0**

215/0**

193/0**

236/0**

05/0>*P01/0>*P*

 

به منظور پیش بینی سـلامت روان بر اسـاس سلامت زنان و نـابرابری اجتماعی و اقتصادیِ احساس شده توسط زنـان شـاغل در شبکه بهداشت شهر تهران، از رگرســیون استاندارد استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل رگرسـیون حاکی از ارتباط معنادار آماری بین سلامت زنان و نـابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی بـا سـلامت روان زنـان شاغل بود. همچنـین براسـاس نتـایج، 6/13 درصـد از سلامت روان زنان از طریق نـابرابری اجتمـاعی و اقتصـادی و سلامت زنان تبیین شد.

 

 

جدول 3 .نتایج آزمون تحلیل رگرسیون استاندارد سلامت زنان و نابرابری اجتماعی و اقتصادی و سلامت روان زنان شاغل در شبکه بهداشت شهر تهران n=325

 

 

R

R2

ضریب تعیین تعدیل یفته

SE

F

P

استاندارد همزمان

368/0

138/0

118/0

24/8

21/16

*000/0

05/0>*P

 

جدول 4 نشان می‌دهد که هر دو مؤلفه‌ی سلامت جنسی و نابرابری جنسی با سلامت روانی زنان رابطه معنادار قوی دارند.

 

 

جدول 4 ضرابب رگرسیون سلامت روانی زنان براساس نابرابری اجتماعی اقتصادی و سلامت جنسی

متغیر پیش بین

ضرایب غیر استاندارد(B)

خطای استاندارد(Std.Error)

ضریب استاندارد(β)

مقدارt

سطح معنی داری Sig

بررسی هم خطی

نابرابری اجتماعی - اقتصادی

23/1-

28/0

40/0-

38/4-

0001/0

87/0

سلامت جنسی

96/0

27/0

31/0

55/3

0001/0

82/0

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ادراک نابرابری اجتماعی و اقتصادی و سلامت زنان بر سلامت روان زنان شاغل در مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران است. نتایج این تحقیق با تحقیقات کربلایی و کرمی(1395)، تسایی[13](2018)، پوروس[14](2018)، ساکینز[15](217)همخوانی دارد. یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که مطالعات متعددی رابطه بین احساس نابرابری و پیامدهای نامطلوب سلامتی را پس از حذف عوامل روان‌شناختی مداخله‌گر بالقوه نشان داده‌اند (سادوک و همکاران،2019). زنان شاغل به دلیل درگیری مستمر خود در فرآیندهای تعاملی بین جامعه و خانواده، در واقع از نظر سلامت، به ویژه سلامت روان، آسیب پذیرتر هستند. (مسگابون و مسفروسن[16]،2011). یافته های این مطالعه با چارچوب نظری پیشنهاد شده توسط یالور، که بر تقدم موقعیت اجتماعی و اقتصادی بر جنسیت در شکل دادن به سلامت جسمی و روانی تأکید دارد، همسو می باشد (باردی،2020). تأیید می شود و نقش نابرابری جنسیتی و تبعیض درک شده را به عنوان عوامل استرس زا مهمی که می تواند بر سلامت و رفاه زنان تأثیر منفی بگذارد برجسته می کند. (هادی و همکاران،2013). (راتانسبی[17] ،2020). بیان کرده‌اند که وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین ارتباط مستقیمی با میزان بهره‌مندی فرزندان از کیفیت خدمات آموزشی و نابرابری‌های آموزشی دارد. افزایش سرمایه‌ی اجتماعی، قدرت کنار آمدن افراد با فشارهای روانی ناشی از روابط و فعالیت‌ها را افزایش می‌دهد و از نظر روانی به آرامش و آسایش مطلوبی دست می‌یابند. این نتایج نشان داد که گسترش اعتماد میان افراد و در گسترش دامنه و روابط اجتماعی فرد، فشار روانی برآمده از چنین شرایطی را کاهش می‌دهد. افراد با اعتماد بالاتر دارای دانش و مهارت بیشتری هستند و در نتیجه از سلامت جسم و روان بهتری برخوردارند. این پژوهش نشان می‌دهد که با گسترش اعتماد میان افراد و در نتیجه گسترش دامنه و روابط اجتماعی فرد، فشار روانی برآمده از چنین شرایطی را کاهش می‌دهد. افراد با اعتماد بالاتر دارای دانش و مهارت بیشتری هستند و در نتیجه از سلامت جسم و روان بهتری برخوردارند. این نتایج نشان دادند که هر چه مشارکت اجتماعی بیشتر باشد، دستیابی به امکانات رفاهی بهداشتی و آموزشی بیشتر است و سطح سلامت روانی افزایش می‌یابد (حسین زئی و سهامی،1396).


تحقیقات انجام شده بین سال های 2021 تا 2023 بر اهمیت حیاتی سلامت جسمی و روانی زنان شاغل تاکید می کند. عواملی مانند ساعات کاری طولانی، تعارض بین نقش های خانوادگی و کاری، تبعیض و آزار و اذیت در محیط کار و همچنین الگوهای غذایی ناسالم، خطرات قابل توجهی برای سلامت جسمی و روانی زنان شاغل به همراه دارد. مطالعه ما و همکارانش (2022) نشان داد که زنانی که بیش از 50 ساعت در هفته کار می کنند، 59 درصد بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و 66 درصد بیشتر مستعد افسردگی و اضطراب هستند. علاوه بر این، تحقیقات والاس و همکاران. (2023) نشان داد که تبعیض جنسیتی و آزار جنسی در محل کار منجر به افزایش دو برابری خطر ابتلا به سرطان، بیماری های التهابی و اختلالات خوردن در زنان می شود.مطالعات اخیر نشان می دهد که زنان شاغل به دلیل نقش های اجتماعی متعددی که ایفا می کنند، در مقایسه با مردان در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های جسمی و روانی قرار دارند. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، زنان شاغل دو برابر مردان در معرض ابتلا به افسردگی و اضطراب هستند. عواملی مانند الگوهای غذایی نامناسب و ورزش نکردن، اغلب به دلیل محدودیت زمانی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی، دیابت و چاقی را در زنان شاغل 2 تا 3 برابر افزایش می دهد. علاوه بر این، تبعیض جنسیتی و آزار و اذیت محل کار باعث ایجاد ناراحتی روانی قابل توجهی در زنان شاغل می شود که منجر به شرایطی مانند افسردگی، اضطراب، عصبانیت و نارضایتی از زندگی می شود که به طور بالقوه می تواند منجر به رفتارهای پرخطر مانند سوء مصرف مواد و مصرف الکل شود.بنابراین ضروری است نهادها و سازمان ها سیاست ها و برنامه هایی را در راستای حمایت از سلامت جسمی و روانی زنان شاغل در اولویت قرار دهند. این شامل ابتکاراتی برای بهبود الگوهای غذایی، ترویج ورزش، ارائه خدمات مشاوره، رفع تبعیض، و ایجاد تعادل بین کار و زندگی است. (دوبتس و همکاران، 2021)

با توجه به پژوهش‌های مورد مطالعه، نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی تأثیر چشمگیری بر سلامت روان زنان شاغل دارد. زنانی که احساس نابرابری در محیط کار دارند، بیشتر دچار افسردگی، اضطراب، و حتی خشم و خصومت می‌شوند. عواملی همچون دستمزد نابرابر، ارتقای ناعادلانه، تبعیض جنسیتی، و تعارض بین کار و زندگی از جمله دلایل ایجاد این احساس نابرابری محسوب می‌شوند. یک تحقیق از سال 2021 در مجله سلامت روان زنان نشان داد که زنانی که در محیط کار خود را کمتر ارزشمند می‌دانند، 50 درصد بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند. همچنین، مطالعه انجام شده در سال 2022 در مجله روان‌شناسی کاربردی نشان داد که زنان شاغل که مسئولیت مراقبت از کودک یا سالمند را بر عهده دارند، سه برابر بیشتر از سایر زنان تحت تأثیر استرس و فشارهای روانی قرار می‌گیرند.

تبعـیض و نـابرابری جنسـیتی یـک عامـل اسـترس‌‌زاسـت کـه می‌تواند باعـث اخـتلال در سـلامت شـود. به منظـور کـاهش تـاثیر عوامـل اجتمـاعی و اقتصـادی نـابرابری جنسیتی مـؤثر بـر سـلامت زنـان، در درجـه‌ی اول بایـد تحقیقات در این زمینه گسترش یابد. مشـارکت زنـان در مسائل اجتماعی و اقتصادی و ارتقای سطح آگـاهی عمومی نسبت به این موضوع گامی مـؤثر در ارتقـای سلامت زنان است. ارتقای سلامت زنان شاغل نیازمنـد توجه ویژه و برنامه‌ریـزی‌هـای اختصاصـی اسـت. بـا فراهم‌سازی بستر مساعد همکاری‌های بـین بخشـی و تدوین سیاست‌های عمومی جهت برخورداری زنان از درآمد برابر با مردان، و توانمندسازی زنان می‌تـوان به کـاهش احسـاس نـابرابری اقتصـادی و اجتمـاعی و افزایش سلامت و رفاه جامعه دست یافت(پاورز[18]،2018). سازمان  بهداشت جهانی جنسیت را به عنوان یکی از تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت معرفی می‌کند و فراسوی تفاوت‌های زیست‌شناختی بر این نکته تاکید کرده‌است که نقش‌های جنسیتی و هنجارها، چگونگی دسترسی زنان و مردان را به خدمات بهداشتی و چگونگی پاسخ‌دهی نظام‌های سلامت به نیازهای متفاوت آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد(غفاریان شیرازی و همکاران،2005).

 

تقدیر و تشکر

از همه بانوان شرکت کننده در این پژوهش تقدیر و تشکر را داریم.

 

[1] . Belo

[2] . Epstein,

[3] . Tonga

[4] . Steiner,

[5] . Palumbo& Galderisi

[6] . Monteiro

[7] . Arnania-Kepuladze T

[8] . Liben LS, Bigler RS

[9] . Krook M, Sanín J

[10] . Singh L

[11] . Binnur, E., Sedat,

[12] . Escarti, A.

[13] . Tsai,

[14] . Powers

[15] . Sakız, G

[16] . McGibbon E, McPherson

[17] . Rathnasabapathy,

[18] . Powers

  • پورمحسن، معصومه؛ خوشروش، وحید؛ مسعودی، مرضیه؛ پاکسرشت، صدیقه و خیاط، سمیرا (1398). بررسی رابطه بین نابرابری اجتماعی و اقتصادی با وضعیت سلامت زنان شاغل. مجله سلامت، 11(1)، 100-108.
  • حسین زایی، عنایت اله؛ سهامی، سوسان (2016). تبیین سلامت روانی- فرهنگی زنان بر اساس سرمایه اجتماعی. مطالعات توسعه اجتماعی ایران، 10(1)، 111-123.
  • خاوری، کبری؛سجادی ،حمیرا، حبیب پور، کرم و طالبی، مهدی ) 1392). رابطه بین ابعاد نابرابری جنسیتی و سلامت روان. فصلنامه رفاه اجتماعی، 13 (48): 111=128.
  • دشت بزرگی ؛زهرا، علیپور،صدرا، شاهنده آمنه و پایان، سهیلا (1397). پیش بینی امید به زندگی در پرستاران بر اساس شادکامی، پایبندی به باورهای مذهبی و سرسختی روانی. فصلنامه مدیریت پرستاری، 6(3)، 57-65. برگرفته ازhttp://ijnv.ir/article-1-516-fa.html
  • سلیمی، نوشین؛ کریمی، اکرم؛ رضاپور شاهکلایی، فروزان؛ حمزه، بهروز؛ روشنایی، قدرت الله و بابامیری، محمد (1399). استفاده از رویکرد ترکیبی برای ارزیابی اجرای برنامه های پیشگیری از خشونت و قلدری در مدارس. آموزش و پرورش و جامعه شهری، 53.
  • فیروزبخت، مژگان؛ ریاحی، محمد اسماعیل و تیرگر، آرام (1395). بررسی عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی زنان: مطالعه مروری در مجلات فارسی. سلامت جامعه، 4(3)، 190-200.

 

 

  • Donaldson-Feilder, E., & Goljan, J. (2022). Gender wage gap and women's mental health in the workplace: A longitudinal study. Applied Psychology, 71(1), 60-84.
  • Epstein, I., Khanlou, N., Balaquiao, L., & Chang, K.-Y. (2019). University students' mental health and illness       experiences in health and allied health programs: a scoping review. International Journal of Mental Health and    Addiction, 17(3), 743-764.
  • Escarti, A. Gutierrz, M. Pascual, C. and Marin, D. (2010). Application of Hellison's Teaching Personal and Social Responsibility Model in Physical Education to Improve Self-Efficacy for Adolescents at Risk of Dropping-out of School. The Spanish Journal of Psychology, 13(2), 667-676.
  • Hadi N, Hajjari Z. (2013). Women’s Health in Iran; A Review. Shiraz E-Medical Journal. 14(3): 172-188.
  • Hong, S. Y., Kang, M. Y., Yoon, J. H. & Roh, J. (2021). Perceived workplace gender discrimination and depressive symptoms among women: A three-wave panel study. Women's Mental Health, 24(4), 413-422.
  • Hossein Zaei, Enayat Elah, & Sahami, Sosan. (2016). Explaining the psychocultural health of women based on social capital. Iranian Social Development Studies, 10(1), 111-123.
  • Husain, W., Gulzar, A., Aftab, R., and Sajid, A. (2021). Doubts, worries and fears: Mental health of working women during COVID‐19 - A qualitative study from Pakistan. Asia-Pacific Psychiatry, 13(4), p. e12436.
  • Joulaei H, Maharlouei N, lankarani KB, Razzaghi A, Akbari M. (2016). Narrative review of women's health in Iran: challenges and successes. International Journal for Equity in Health. 15(1):25.
  • Karbali, Mahboubeh and Karami, Jahangir. (2016). Automatic prediction of the man's manry in the trawler, Perceived gender adherence and the apostles of Zenaran's gender role. Psychological Researches.
  • Krook M, Sanín JR. (2016). Violence against women in politics: A defense of the concept. Política y gobierno 23(2):459-90.
  • Liben LS, Bigler RS. (2017). Understanding and undermining the development of gender dichotomies: The legacy of Sandra Lipsitz Bem. Sex Roles. 76(9-10):544-55.
  • Ma, L., Guo, J., Qi, M. and Li, B. (2022). Long Working Hours and Women's Health: A Prospective Study on Cardiovascular Disease and Mental Health. Journal of Women's Health, 31(2), pp.270–278.
  • McGibbon E, McPherson C. (2011). Applying Intersectionality & Complexity Theory to Address the Social Determinants of Women's Health. Women's Health and Urban Life. 10 (1): 59-86.
  • Monteiro, A. P. T. D. A. V. (2011). Assessment Of the Factor Structure and Reliability of The Portuguese Version of The General Health Questionnaire-28 Among Adults. Journal Of Mental Health, 20(1), 15-20.
  • Palumbo, D., & Galderisi, S. (2020). Controversial issues in current definitions of mental health. Archives of Psychiatry and Psychotherapy, 1, 7-11.
  • Pourmohsen M, Khoshravesh V, Masjoudi M, Paksresht S, Khayat S. (2020). Investigating the Relationship between Social and Economic Inequality and the Health Status of Employed Women. j.health 11 (1) :100-108 URL: http://healthjournal.arums.ac.ir/article-1-2120-fa.html
  • Powers, L. (2018). Understanding Educational Inequality: Latino Students and Academic Achievement in the United States. Master of Arts Thesis - International Education New York University.
  • Rathnasabapathy, M. (2020). The Factors of Academic Achievement. International Journal of Psychosocial Rehabilitation, 24(03), 1062-1064.
  • Sakız, G. (2017). Perceived teacher affective support in relation to emotional and motivational variables in elementary school science classrooms in Turkey. Research in Science & Technological Education, 35(1), 108–129.
  • Salimi, N., Karimi-Shahanjarin, A., Rezapur-Shahkolai, F., Hamzeh, B., Roshanaei, G., & Babamiri, M. (2021). Use of a Mixed-Methods Approach to Evaluate the Implementation of Violence and Bullying Prevention Programs in Schools. Education and Urban Society, 53(6), 607-628.
  • Schock, A.-K., Gruber, F. M., Scherndl, T., & Ortner, T. M. (2019). Tempering agency with communion increases women's leadership emergence in all-women groups: Evidence for role congruity theory in a field setting. The Leadership Quarterly, 30(2), 189-198.
  • Singh L, Goel R, Kumar Rai R, Kumar Singh P. (2019). Socioeconomic inequality in functional deficiencies and chronic diseases among older Indian adults: a sex-stratified cross-sectional decomposition analysis. BMJ Open. 9: e022787.
  • Steiner, U. K., Larsen, L. A., & Christensen, K. (2020). Parallel progress in perceived age and life expectancy. The Journals of Gerontology: Series A, 75(2), 333-339.
  • Tonga, J. B., Eilertsen, D.-E., Solem, I. K. L., Arnevik, E. A., Korsnes, M. S., & Ulstein, I. D. (2020). Effect of Self-Efficacy on Quality of Life in People with Mild Cognitive Impairment and -Mild Dementia: The Mediating Roles of Depression and Anxiety. American Journal of Alzheimer's Disease & Other Dementias®, 35, 1533317519885264
  • Tsai, S.-L., Smith, M.L. and Hauser, R.M. (2018), "Gender Gaps in Student Academic Achievement and Inequality", Research in the Sociology of Education, 20(2), 181-218.
  • Wallace, M., Levin, K.A. and Theou, O. (2023). Workplace Discrimination, Harassment, and Women's Risk of Cancer and Other Chronic Conditions. Occupational & Environmental Health, 79(1), pp.17-29.