برازش روابط علّی- ساختاری هوش موفق با خردمندی با میانجی گری هوش موسیقیایی در نوازندگان پیانو

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، همدان، ایران.

2 دکتری روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی در نوازندگان پیانو بود.
روش: مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه­ آماری در این پژوهش شامل نوازندگان پیانو شهر اراک در سال 1402 بود. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه‏ گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده­­ های پژوهش شامل مقیاس کوتاه شده خردمندی سن­دیگو توماس و همکاران (2022)، پرسشنامه هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ (2002) و پرسشنامه هوش­ های چندگانه گاردنر (1983) بود. تحلیل آماری داده‏ ها با استفاده از نرم ­افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت.
یافته­ ها: نتایج پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم هوش موفق و هوش موسیقایی بر خردمندی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (071/0=RMSEA و 05/0>p) و 90 درصد خردمندی به ‌وسیله هوش موفق با نقش میانجی خردمندی ‏تبیین می‏شود.
نتیجه­ گیری: بنابراین خردمندی نوازندگان پیانو می­تواند، متأثر از هوش موفق و هوش موسیقایی آنان باشد. لذا نتیجه­ گیری می­شود که هوش موسیقایی شامل جنبه­ های تحلیلی، آفریننده، عملی و مبتنی بر خردمندی است و این ویژگی­های شناختی سطح بالاتر هم برای آهنگسازی و هم برای اجرای موسیقی کاربرد دارند و می‌توانند برای درک و دانش موسیقایی در نوازندگان پیانو نیز کاربرد داشته باشند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Fittness the Causal-Structural Relationships of Successful Intelligence with Wisdom with the Mediation of Musical Intelligence in Piano Players

نویسندگان English

Saeed Veisi 1
Fahime Kashefi 2
Sadaf Imani 1
1 M.Sc in Educational Psychology, Department of Psychology, Faculty of Economics and Social Sciences, Boali Sina University, Hamedan, Hamedan, Iran.
2 Ph.D of Psychology, Department of Psychology, Faculty of Humanities, Shahroud Branch, Islamic Azad University, Shahrood, Iran
چکیده English

Introduction: This study aimed to examine the mediating effect of musical intelligence on the association between successful intelligence and wisdom among piano players.
Method: The present research is correlational. The statistical population in this study consists of piano players in Arak city during the academic year of 2023. A convenience sample of 300 piano players was selected using an online platform. Data collection tools included the San Diego Wisdom Scale (Thomas et al., 2022), the Successful Intelligence Questionnaire (Grigorenko & Sternberg, 2002), and the Multiple Intelligences Questionnaire (Gardner, 1983). Statistical analysis of data was performed using AMOS-28 and SPSS software.
Results: Results showed that the direct effects of successful intelligence and musical intelligence on wisdom were significant. Moreover, the results revealed that musical intelligence mediated the relationship between successful intelligence and wisdom. Additionally, the proposed model exhibited an acceptable fit to the data (RMSEA = 0.071, p < 0.05), indicating that 90% of the variance in wisdom was explained by successful intelligence via the mediating role of musical intelligence.
Conclusion: Therefore, piano players' wisdom can be influenced by their successful intelligence and musical intelligence. Additionally, musical intelligence comprises analytical, creative, practical, and wisdom-based aspects, which are useful for both composing and performing music, as well as for understanding and knowledge of music among piano players.

کلیدواژه‌ها English

wisdom
successful intelligence
musical intelligence
piano

مقدمه

خردمندی[1] یک ویژگی شخصیتی پیچیده و چند جزئی (بانگن[2] و همکاران، 2013؛ لیمن[3] و همکاران، 2022) است که شامل بینش[4]، تنظیم هیجان[5]، رفتار جامعه پسند[6]، قاطعیت من[7]، مشاوره اجتماعی[8]، نسبی­گرایی ارزش‏ها[9]: تحمل یا پذیرش دیدگاه­ها و نظرات متفاوت) است (توماس و همکاران، 2022). بینش، میل و توانایی درک خود و اعمال خود را در سطحی عمیق­تر می‏سنجد و رفتار جامعه پسند شامل همدلی، شفقت، نوعدوستی و احساس انصاف است. این حس توانایی فرد در حفظ ارتباطات اجتماعی مثبت و همچنین شفقت یا رفتار وجدانی را ارزیابی می‏کند (کامباز و یونال[10]، 2023). مدیریت هیجان فرد را از نظر توانایی مدیریت موثر هیجانات منفی و استرس هیجانی و حمایت از هیجانات مثبت ارزیابی می­کند و نسبی­گرایی ارزش‏ها، پذیرش سایر نظام‌های ارزشی و علاقه به یادگیری دیدگاه‌های دیگران را بررسی می‌کند (جسته[11] و همکاران، 2021). قاطعیت من، توانایی تصمیم­گیری به موقع را ارزیابی می کند. همچنین راحتی فرد را با تصمیم­گیری ارزیابی می­کند (توماس و همکاران، 2019) و مشاوره اجتماعی به توانایی توصیه و راهنمایی خوب به دیگران اشاره دارد (توماس و همکاران، 2022). از سوی دیگر می­توان گفت که در نظریه تعادل خردمندی[12] که توسط رابرت استرنبرگ[13] مطرح شده است، معتقد است که خردمندی زاییده هوش موفق[14] و دانش ضمنی[15] است (استرنبرگ، 2019). هوش موفق ترکیبی از توانایی­های تحلیلی[16]، آفریننده[17] و عملی[18] در افراد است (استرنبرگ و همکاران، 2021) که به افراد برای سازگاری، انتخاب و تغییر محیط برای رسیدن به اهداف با توجه به بافت فرهنگی-اجتماعی کمک می­کند (استرنبرگ، 2015). افراد باهوش موفّق، با استفاده از تعادلی که میان توانایی‏های تفکر تحلیلی، آفریننده و عملی برقرار می­کنند به انطباق با محیط، تغییر و انتخاب آن دست می­زنند (استرنبرگ، 2018).

هوش تحلیلی به توانایی افراد در برخورد با مسائل اطراف گفته می­شود و زمانی استفاده می­شود که فرد قدرت تحلیل، ارزشیابی و مقایسه را داشته باشد (استرنبرگ، 2015). هوش آفریننده شامل فرآیندهای کشف و تجسم کردن، تولید اندیشه­های تازه، ترکیب اطلاعات به روشی جدید، برخورد متفاوت با مسائل است (استرنبرگ و همکاران، 2009). هوش عملی به فرد کمک می­کند آنچه را که آموخته است مورد استفاده قرار دهد (استرنبرگ، 2021 الف) و این نوع هوش را می­توان با سوالات گوناگون سنجید و از افراد پرسیده می­شود تا مسئله­ا­­ی را حل نمایند بدون اینکه به طور مستقیم به آنها نشان داده شود تا چگونه مسئله را حل نمایند (گریگورنکو[19] و همکاران، 2002). در مفهوم جدیدی که استرنبرگ و همکاران (2021) به نام فراهوش[20] مطرح کرده‏اند معتقد هستند که فراهوش راهی را در اختیار افراد قرار می‏دهد که از طریق آن می­توانند محدوده و عملکرد توانایی­های ذهنی بالاتر[21] خود را درک کنند و توانمندی­های مربوط به هوش موفق و خردمندی خود را باهم به کار گیرند و به حل مسائل مختلف بپردازند. یک مشکل خاص ممکن است به هوش موفق و خردمندی نیاز داشته باشد و فراهوش ما را قادر می­سازد که بدانیم چه زمانی و چه کاری انجام دهیم (استرنبرگ و همکاران، 2021). همانطور که گفته شد افراد در زمینه حل مسائل از فراهوش برای حل مسائل خود استفاده می­کنند، که همین فرآیند را نیز نوازندگان موسیقی[22] به کار می­برند. به طوری که می­توان گفت که هوش موسیقایی[23] شامل هوش موفق (جنبه­های تحلیلی، آفریننده و عملی) و مبتنی بر خردمندی است (استرنبرگ، 2021 ب). این مؤلفه‌ها یعنی هوش موفق و خردمندی هم برای آهنگسازی و هم برای اجرای موسیقی کاربرد دارند و می‌توانند برای درک و دانش موسیقی نیز کاربرد داشته باشند. به عنوان مثال، در اجرا، نوازندگان تفاسیر آفریننده­ای از موسیقی آهنگسازان ایجاد می­کنند (جنبه آفریننده هوش موفق)، تفاسیر آنها را تجزیه و تحلیل می­کنند تا مطمئن شوند که از نظر تاریخی و موسیقی قابل دفاع هستند (جنبه تحلیلی هوش موفق)، موسیقی را به گونه­ای اجرا می کنند که برای دستیابی به مخاطبانشان عملی باشد (جنبه عملی هوش موفق)، و در ایجاد لذت و گاهی اوقات شیوه­های جدید تفکر در مورد جهان برای شنوندگان خود خوب عمل می‏کنند (استرنبرگ، 2021 ب).

بنابراین استرنبرگ در مفهوم بندی خود از هوش موسیقایی به شیوه جدیدی عمل کرده است و از طریق ترکیبی جدید از نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر[24] با نظریه هوش موفق خود به توصیف هوش موسیقایی[25] پرداخته است. در نظریه هوش­های چندگانه گاردنر، از هوش موسیقایی نام برده است و افرادی که از نظر موسیقی باهوش هستند، در الگوها، ریتم­ها و صداها تفکر خوبی دارند، چنین اشخاصی قدردانی زیادی از موسیقی دارند و اغلب در آهنگسازی و اجرای موسیقی خوب هستند (شئوران[26] و همکاران، 2019). بنابراین به گفته هاوارد گاردنر این نوع هوش‌ از طریق مشارکت افراد در فعالیت‌های با ارزش فرهنگی ساخته می‌شوند و این فعالیت‌ها به افراد کمک می‌کنند تا الگوهای منحصربه‌فردی را در ذهن خود ایجاد کنند (کاوس و کاوس[27]، 2020). اما تعاریف گسترده موسیقی، هوش موسیقایی را فراتر از این تعریف می‏برد و تعاریف معاصر از موسیقی، مفهوم موسیقی را فراتر از مفاهیم سنتی گسترش می­دهد. به عنوان مثال، موسیقی را شامل صدای سازماندهی شده توسط انسان تعریف می­کنند. در نظریه هوش موسیقایی که رابرت استرنبرگ مطرح کرده است، معتقد است که هوش موسیقایی ابتدا باید قدرت توضیحی[28] یا حداقل توصیفی[29] داشته باشد. توضیح هوش موسیقی در اینجا این است که مهارت‌های خلاقانه، تحلیلی، عملی و مبتنی بر خردمندی را ترکیب می‌کند (استرنبرگ، 2003) که از جمله برای اهداف پردازش زیر و بم، الگوها، و ریتم‌ها و نحوه ترکیب آنها استفاده می‌شود. از نظر موسیقی این مهارت­ها همچنین برای درک مفهومی و ارزش­گذاری موسیقی و برای درک سکوت­های بین لحظات موسیقی و موارد دیگر مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین از دیدگاه استرنبرگ، هوش موسیقایی شامل هوش موفق (جنبه‏های تحلیلی، آفریننده و عملی) و مبتنی بر خردمندی است، به این صورت آهنگسازی و پخش موسیقی به شیوه­ای بدیع اما مناسب (جنبه آفریننده)، نقد اجرای موسیقی، تجزیه و تحلیل یک ترکیب موسیقی (جنبه تحلیلی)، آهنگسازی یا پخش موسیقی به گونه­ای که به طور مؤثر به مخاطب برسد (جنبه عملی) و آهنگسازی یا نواختن موسیقی به نحوی که به یک خیر اجتماعی یا همگانی دست یابد (استرنبرگ، 2021 ب).  

از سوی دیگر در تحقیقات جدیدتری که استرنبرگ و همکاران (2023) نشان داده­اند آنان به دنبال روشن کردن روابط متقابل بین هوش موفق و خردمندی هستند و پیشنهاد کرده­اند که هوش موفق و خردمندی سازه‌های روانشناختی مجزایی نیستند، بلکه مقوله‌های عملکردی[30] هستند که انواع مختلفی از تعاملات بین افراد[31]، وظایف[32] و موقعیت‌ها[33] را نشان می‌دهند که تأثیرات آنها توسط شخصیت، انگیزه­ها و احساسات تعدیل می­شود. تمایلات به وظایف ارائه شده در انواع مختلف موقعیت­ها اعمال می­شود. اینکه آیا تمایلات و اعمال ناشی از آنها هوشمندانه و خردمندانه هستند به تعامل خاص فرد با کار و موقعیت بستگی دارد. سپس فراهوش تعاملات بین هوش موفق و خردمندی را کنترل، نظارت و ارزیابی می­کند تا رفتاری را که به خواسته­های محیط پاسخ می­دهد، بهینه کند (استرنبرگ و همکاران، 2023). این فرآیند یعنی تعامل بین هوش موفق و خردمندی به نوازندگان پیانو[34] کمک می­کند که در زمینه ساخت یک قطعه موسیقی به گونه­ای اصیل عمل کنند و از مهارت­های تحلیلی خود استفاده کنند و از مهارت‏های عملی خود استفاده کند که قطعه موسیقی خود را بری مخاطبانش جذاب­تر کنند و از مهارت­های خردمندانه خویش استفاده کند تا موسیقی خود را در راستای یک منفعت مشترک به کار برد و مردم از گوش دادن به یک آهنگ عالی لذت ببرند (استرنبرگ، 2021 ب). بنابراین بر اساس آنچه گفته شد هوش موفق (استرنبرگ و همکاران، 2023؛ استرنبرگ، 2019؛ استرنبرگ و همکاران، 2021) و هوش موسیقایی با خردمندی در ارتباط هستند (استرنبرگ، 2021 ب).

اما آنچه می­تواند هدف مهم پژوهشی تلقی شود، بررسی مکانسیم­های میانجی دخیل در ارتباط بین هوش موفق با خردمندی است که در این پژوهش به نقش هوش موسیقایی به عنوان یک عامل میانجی پرداخته شده است. از این رو، در اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش و بیان مسئله این مطالعه می‏توان گفت که در مزیت خردمندی در زندگی گفته شده است که افراد خردمند، از میزان سلامت روانی و جسمانی بهتری برخوردار هستند و این خردمندی با پذیرش هر دو جنبه مثبت و منفی واقعیت به غلبه بر مشکلات زندگی کمک می­کند که می‏تواند افراد را در زندگی صبور­تر، بردبارتر و پذیرای احساسات خود و دیگران ­­کند (کیم[35] و همکاران، 2023). همچنین می­توان گفت خردمندی می­­تواند باعث افزایش بهزیستی روانشناختی (آردلت[36] و همکاران، 2023) و سازگاری افراد در زندگی ­شود (ایندوماتی و کنچاپاناوار[37]، 2023). لذا انجام یک پژوهش در جهت شناخت عوامل موثر بر خردمندی به ویژه در نوازندگان پیانو دارای اهمیت و ضرورت پژوهشی است. از این رو، با توجه به موارد گفته شده همان­طور که در شکل 1 مشخص است این پژوهش بر آن است که به این سوال پاسخ دهد که آیا هوش موسیقایی می­تواند در رابطه بین هوش موفق با خردمندی در نوازندگان پیانو نقش میانجی داشته باشد؟ شکل 1 مدل مفهومی این پژوهش را در رابطه با مباحث مطرح شده نشان می­دهد.

 

شکل 1. مدل مفهومی پژوهش

روش

پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است و در قالب مدل­یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه نوازندگان پیانو آموزشگاه­های موسیقی شهر اراک در سال 1402 بود. با وجود آنکه در مورد حجم نمونه لازم برای تحلیل عاملی و مدل‌­یابی معادلات ساختاری توافق کلی وجود ندارد، اما به زعم بسیاری از پژوهشگران حداقل حجم نمونه لازم 200 می‌باشد (کلاین[38]، 2023). لذا بر اساس قاعده کلاین و با احتساب اینکه احتمال دارد برخی پاسخنامه­ها مخدوش باشد و در جهت­ تعمیم­پذیری بیشتر نتایج حجم نمونه 300 نفر انتخاب و این افراد به شیوه آنلاین به سوالات پرسشنامه­ها پاسخ دادند. رضایت آگاهانه برای پاسخگویی به عنوان ملاک ورود به پژوهش بود و نقص در پر کردن پاسخنامه از ملاک‏های خروج از پژوهش بود. پس از دادن آگاهی در مورد هدف پژوهش، نحوه اجرا، اصل رازداری، حق انتخاب برای همکاری و حق انصراف در حین پاسخ به سوالات، پرسشنامه­ها بر روی نوازندگان پیانو اجرا شد. همچنین توضیح هدف پژوهش، دادن اطمینان از اینکه پاسخنامه آنها به صورت گروهی تحلیل می­شود از اصول اخلاقی رعایت شده در این پژوهش بود. در سطح توصیفی جهت سنجش متغیرهای پژوهش از میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در سطح استنباطی جهت بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‏یابی معادلات ساختاری[39] بود. نرم افزار تحلیل داده­ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود.

 

 

ابزارهای پژوهش

الف) مقیاس کوتاه شده خردمندی سن­ دیگو[40] (SD-WISE-7): این مقیاس توسط توماس و همکاران (2022) ساخته شده است و شامل 7 سوال است. نمره‏گذاری مقیاس در طیف لیکرت 5 درجه­ای انجام می­شود به این صورت که کاملا مخالفم 1 نمره، موافقم نیستم 2 نمره، خنثی 3 نمره، موافقم 4 نمره و کاملا موافقم 5 نمره تعلق می­گیرد. سوالات 2، 4، 5 و 7 به طور معکوس نمره‏گذاری می­شوند. دامنه نمرات بین 7 تا 35 است. در این مقیاس نمرات بالاتر نشان دهنده سطح خردمندی بیشتر در فرد پاسخ دهنده است. توماس و همکاران (2022) ضریب آلفای کرونباخ آن را بررسی و ضریب 74/0 به دست آورده­اند و همچنین روایی همگرایی این مقیاس بررسی ضریب همبستگی آن را با مقیاس 27 سوالی خردمندی سن دیگو از توماس و همکاران (2019) محاسبه و ضریب همبستگی 92/0 و معنادار در سطح 01/0 به دست آوردند که نشان دهنده روایی همگرایی است (توماس و همکاران، 2022). این مقیاس توسط ویسی و همکاران (1403) ترجمه و هنجاریابی شده است برای بررسی روایی از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است که تحلیل عاملی اکتشافی تک عاملی بودن مقیاس را تایید و سپس در تحلیل عاملی تاییدی مقادیر نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی X2/d، شاخص نیکویی برازش تعدیل شده یا انطباقی (AGFI)، شاخص برازش مقایسه‏ای (CFI) و خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب[41] (RMSEA) به ترتیب 510/2، 962/0، 913/0 و 072/0 به دست آمده است و همچنین برای بررسی پایایی مقیاس از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب 94/0 و همچنین ضرایب پایایی ترکیبی و ضریب امگا به ترتیب 83/0 و 91/0 به دست آمده است (ویسی و همکاران، 1403). در پژوهش حاضر برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب آلفای کل سوالات 70/0 به دست آمده است.

ب) پرسشنامه هوش موفق[42] (SIQ): این پرسشنامه توسط گریگورنکو و استرنبرگ[43] (2002) ساخته شده است و شامل 36 سوال است و سه مولفه هوش تحلیلی سوالات 1، 2، 3، 4، 6، 7، 8، 9، 10، 11 و 12؛ هوش خلاق سوالات 13، 14، 15، 16، 17، 19، 20، 21، 22، 23 و 24؛ هوش عملی سوالات 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 32، 33، 34، 35 و 36 را اندازه­گیری می­کند. سوالات 5 و 18 در هیچ کدام از مولفه­ها نمره‏گذاری نمی‏شوند (نگهبان سلامی و همکاران، 1392). نمره­گذاری پرسشنامه در طیف لیکرت 5 درجه­ای صورت می­گیرد. به این صورت که ضعیف 1 نمره، کم 2 نمره، نظری ندارم 3 نمره، خوب 4 نمره و عالی 5 نمره تعلق می­گیرد. دامنه نمرات بین 36 تا 175 است و نمرات بالاتر نشان دهنده سطح هوش موفق بیشتر در فرد پاسخ دهنده است. سازندگان پرسشنامه ویژگی­های روان‏سنجی آن را بررسی و برای روایی آن از روایی ملاکی (همزمان) استفاده کرده­اند که ضرایب همبستگی پیرسون با مقیاس افسردگی بِک (1961) 9/0- تا 23/0- و معنادار در سطح 01/0 به دست آمده است و برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضرایب برای هوش تحلیلی 71/0، آفریننده 68/0، عملی 82/0 و کل سوالات 74/0 محاسبه و به دست آمده است (گریگورنکو و استرنبرگ، 2002). در ایران این پرسشنامه ترجمه و هنجاریابی شده است و برای بررسی روایی مقیاس از روش تحلیل عاملی استفاده و مقادیر نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی X2/d، شاخص نیکویی برازش (GFI) و خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب (RMSEA) به ترتیب 4/2، 910/0 و 054/0 به دست آورده‏اند و ضرایب آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی استفاده شده است و ضرایب برای خرده مقیاس تحلیلی 74/0، آفریننده 70/0، عملی 81/0 و کل سوالات 76/0 به دست آمده است (نگهبان سلامی و همکاران، 1392). در سایر پژوهش­ها آلفای کرونباخ 82/0 (ویسی و همکاران، 1400) و 85/0 به دست آمده است (ویسی و همکاران، 1402). در پژوهش حاضر برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب آلفای کل سوالات 93/0 محاسبه و به دست آمده است.

ج) پرسشنامه هوش­های چندگانه[44] (MIQ): این پرسشنامه توسط گاردنر[45] (1983) ساخته شده است و شامل 80 سوال است و هشت نوع هوش است که در این پژوهش از خرده مقیاس موسیقیایی[46] با سوالات 7، 15، 23، 31، 39، 47، 55، 63، 71 و 79 استفاده شده است. شیوه نمره‏گذاری پرسشنامه در طیف 5 درجه­ای لیکرت می­باشد، به این صورت که به هیچ وجه 1 نمره، اندکی 2 نمره، در حد متوسط 3 نمره، تا حد زیادی 4 نمره و کاملا 5 نمره تعلق می­گیرد. دامنه نمرات بین 10 تا 50 است و نمره بالاتر نشان دهنده هوش موسیقایی بیشتر در فرد پاسخ دهنده است. در داخل ایران برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش بازآزمایی استفاده شده است که ضریب آلفای کرونباخ برای هوش موسیقیایی 91/0 به دست آمده است و ضریب بازآزمایی آن محاسبه و ضریب همبستگی پیرسون 78/0 و معنادار در سطح 01/0 به دست آمده است (رضایی و همکاران، 1390). در سایر پژوهش­ها نیز از ضریب آلفای کرونباخ 87/0 گزارش شده است (بوکلی[47] و همکاران، 2019). در پژوهش حاضر برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضریب آلفای برای هوش موسیقایی 80/0 به دست آمده است.

یافته­ها

بر اساس نتایج 202 نفر (3/67 درصد) لیسانس، 58 نفر (3/19 درصد) فوق لیسانس و 40 نفر (3/13 درصد) دکترا بودند. میانگین سن پیانیست­های پژوهش حاضر 37/41 و انحراف معیار سن 987/6 بود.

 

جدول 1. تعداد، میانگین، انحراف معیار و نرمال بودن متغیرهای پژوهش

                           متغیرهای پژوهش          

تعداد

میانگین

انحراف استاندارد

چولگی

کشیدگی

خردمندی

300

37/16

556/8

012/0-

596/1-

هوش تحلیلی

300

90/25

170/11

130/0

449/1-

هوش آفریننده

300

40/25

539/10

222/0

590/1-

هوش عملی

300

37/25

513/8

146/0

486/1-

نمره کل هوش موفق

300

67/76

441/28

121/0

578/1-

هوش موسیقایی

300

70/28

535/8

685/1

857/1-

نرمال بودن چندمتغیره (Multivariate)

ضریب مردیا: 779/0

نسبت بحرانی: 620/0

             

 

جدول 1، تعداد، میانگین و انحراف معیار و نرمال بودن متغیرهای پژوهش را نشان می‏دهد. تعداد شرکت کنند‏ها 300 نفر بودند. همچنین برای انجام معادلات ساختاری به شیوه پارامتریک، پیش فرض نرمال بودن داده­ها و متغیرها لازم است. برای سنجش نرمال بودن تک متغیره داده­ها از مقادیر «چولگی» و «کشیدگی» استفاده می­شود که مقادیر آن باید در بازه 2- تا 2+ باشد که نشان دهنده نرمال بودن تک متغیره توزیع نمرات باشد (کلاین، 2023). برای بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین واتسون استفاده شد که نتایج نشان داد که آماره­های دوربین واتسون بین 5/1 الی 5/2 است که نشان دهنده­ی استقلال خطاها است. برای بررسی همخطی چندگانه از ضریب تحمل و تورم واریانس استفاده شد که نتایج نشان داد که هیچ کدام از مقادیر آماره تحمل کوچکتر از حد مجاز 1/0 و هیچ کدام از مقادیر عامل تورم واریانس بزرگ­تر از حد مجاز 10 نمی­باشند. برای بررسی نرمال بودن چندمتغیره داده­ها از ضریب کشیدگی استاندارد شده «مردیا» و نسبت بحرانی استفاده شد که مقادیر به دست آمده برای ضریب مردیا و نسبت بحرانی باید کمتر از 5 باشد نشان دهنده نرمال بودن چندمتغیره توزیع نمرات است، که نتایج در جدول 1 آمده است که بر اساس نتایج مقدار چولگی و کشیدگی متغیرهای پژوهش در بازه (۲- تا 2) قرار دارد. بنابراین، توزیع تمامی متغیرهای پژوهش نرمال است. مقدار ضریب مردیا و نسبت بحرانی باید کمتر از 5 باشد (قریب بلوک و همکاران، 1401) که در این پژوهش «ضریب مردیا» 779/0 و مقدار نسبت بحرانی 620/0 به دست آمد که نشان دهنده برقراری فرض نرمال بودن چندمتغیره توزیع نمرات در این پژوهش است. در جدول 2 ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش آمده است.

 

جدول 2. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش

متغیرهای پژوهش

1

2

3

4

5

6

1- هوش تحلیلی

1

 

 

 

 

 

2- هوش آفریننده

**721/0

1

 

 

 

 

3- هوش عملی

**795/0

**738/0

1

 

 

 

4- نمره کل هوش موفق

**772/0

**753/0

**685/0

1

 

 

5- هوش موسیقایی

**704/0

**621/0

**704/0

**718/0

1

 

5- خردمندی

**734/0

**730/0

**790/0

**734/0

**609/0

1

** معنادار در سطح 01/ 0  * معنادار در سطح 05/0

 

جدول 2، ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان می‏دهد. بین هوش موفق و هوش موسیقایی با خردمندی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (01/0>P). در جدول 3، ضرایب مستقیم مدل پژوهش گزارش شده است.

 

جدول 3. ضرایب استاندارد و مستقیم در مدل برازش شده پژوهش

مسیرهای مستقیم

Beta 

 S.E

 C.R.

معناداری

هوش موفق ←هوش موسیقایی

705/0

065/0

714/13

001/0

هوش موفق ←خردمندی

385/0

039/0

491/12

001/0

هوش موسیقایی ←خردمندی

638/0

026/0

205/24

001/0

 

همان طور که در جدول 3، مشاهده می­شود ضریب استاندارد و مستقیم هوش موفق (385/0=β و 001/0=sig) و هوش موسیقایی (638/0=β و 001/0=sig) بر خردمندی اثر مستقیم و معنادار دارد. افزون بر این نتایج نشان داد که هوش موفق بر هوش موسیقایی اثر مستقیم و معنادار دارد (705/0=β و 001/0=sig). در ادامه جهت بررسی رابطه غیرمستقیم مدل پیشنهادی از روش بوت استروپ در دستور کامپیوتری پریچر و هیز[48] (2004) استفاده شده است. نتایج روش بوت استروپ برای بررسی مسیرهای میانجی یا غیرمستقیم در جدول 4، ارائه شده است.

 

جدول 4. نتایج بوت استروپ هوش موفق با میانجی­گری هوش موسیقایی بر خردمندی

مسیر غیرمستقیم

ضرایب استاندارد غیرمستقیم

معناداری

حد پایین

حد بالا

هوش موفق← هوش موسیقایی ← خردمندی

428/0

480/0

001/0

 

یک فرض زیربنایی الگوی پیشنهادی پژوهش حاضر وجود مسیر غیرمستقیم است. زمانی که تعداد نمونه چندان زیاد نباشد، بوت استرپ قدرتمندترین و منطقی­ترین روش برای دستیابی به اثرات غیرمستقیم را فراهم می­آورد. سطح اطمینان 95/0 و تعداد نمونه‏گیری مجدد بوت استروپ، 1000 است. برای تعیین معنی‏داری هوش موفق بر خردمندی از طریق نقش میانجی هوش موسیقایی از روش بوت استروپ در برنامه ماکرو آزمون پریچر و هیز (2004) استفاده شد. بر اساس جدول 4 نتایج بوت استروپ آمده است. در این روش چنانچه حد بالا و پایین این آزمون هر دو مثبت یا هر دو منفی باشند و صفر مابین این دو حد قرار نگیرد در آن صورت مسیر علّی غیرمستقیم معنی‏دار خواهد بود. مطابق نتایج جدول 4 این قاعده در مورد هوش موفق بر خردمندی با نقش میانجی هوش موسیقایی صدق می‏کند. در جدول 5 شاخص‏های برازندگی مدل پژوهش آمده است.

 

جدول 5. شاخص­های برازندگی مدل پیشنهادی پژوهش

نوع شاخص

شاخص­ها

مقدار به دست آمده

مقدار قابل قبول

شاخص­های مطلق

کای اسکوئر هنجار شده (CMIN)

375/6

-

درجه آزادی

4

 

CMIN/DF

594/1

کمتر از 3

سطح معناداری

001/0

-

شاخص­های نسبی

خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب (RMSEA)

071/0

کمتر از 08/0

شاخص تقریب برازندگی (PCLOSE)

001/0

-

شاخص برازش مقایسه­ای (CFI)

961/0

بیشتر از 90/0

شاخص نیکویی برازش تعدیل شده یا انطباقی (AGFI)

975/0

بیشتر از 90/0

شاخص برازش مقتصد (PCFI)

655/0

بیشتر از 60/0

شاخص برازش هنجار شده مقتصد (PNFI)

712/0

بیشتر از 60/0

شاخص برازندگی افزایشی (IFI)

963/0

بیشتر از 90/0

شاخص نیکویی برازش (GFI)

952/0

بیشتر از 90/0

شاخص برازش هنجار شده (NFI)

937/0

بیشتر از 90/0

 

جهت آزمودن مدل مورد نظر در پژوهش حاضر، روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) اعمال گردیده است. برای بررسی برازندگی مدل از شاخص­های آمده شده در جدول 5، استفاده شده است. همچنین اگر شاخص‏ برازش هنجار شده (NFI)، برازش هنجار نشده (NNFI)، برازش مقایسه‏ای (CFI)، برازندگی افزایشی (IFI)، نیکویی برازش (GFI) و نیکویی برازش تعدیل شده (AGFI) بزرگتر از 90/0 و برای برازش مقتصد (PCFI)، برازش هنجار شده مقتصد (PNFI) بالای 60/0 باشد و بر برازش مناسب و مطلوب مدل دلالت دارند. بر اساس نتایج مدل نهایی پژوهش همانگونه که مشاهده می‏شود این شاخص­ها همگی مطلوب هستند. همچنین اگر مقدار به دست آمده از شاخص خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب (RMSEA) کمتر از 08/0 باشد نشان دهنده برازش مدل است (شرمله انگل[49] و همکاران، 2003)، که در این پژوهش مقدار معناداری برای شاخص تقریب برازندگی (PCLOSE) 001/0 و شاخص RMSEA برابر 071/0 می­باشد که بر اساس مدل کلاین (2023) نشان دهنده برازش مدل است. در شکل 1 مدل نهایی و برازش شده پژوهش آمده است.

 

شکل 1. مدل نهایی پژوهش

شکل 1، مدل ساختاری و نهایی پژوهش را نشان می­دهد. واریانس تبیین شده برای خردمندی بر اساس هوش موفق با نقش میانجی هوش موسیقایی برابر با 75/0 به بدست آمد، این موضوع بیانگر آن است که هوش موفق با میانجی­ هوش موسیقایی در مجموع 75 درصد از واریانس خردمندی نوازندگان پیانو را تبیین می‏کنند.

بحث و نتیجه­گیری

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی در نوازندگان پیانو بود. نتایج نشان داد که هوش موفق با خردمندی رابطه مستقیم دارد که این نتیجه به دست آمده می­تواند با نتایج تحقیقات استرنبرگ و همکاران (2023)، استرنبرگ و همکاران (2021)، استرنبرگ (2019)، استرنبرگ (2018) و استرنبرگ (2015) همسویی داشته باشد. در تبیین این نتیجه به دست آمده می­توان گفت که در نظریه تعادل خردمندی که توسط رابرت استرنبرگ مطرح شده است، اعتقاد بر این است که خردمندی را می­توان به عنوان قدرت قضاوت درست و پیروی از صحیح­ترین روش عمل، مبتنی بر دانش، تجربه و درک توصیف کرد (استرنبرگ، 2009) که این ویژگی­ها (خردمند بودن) زاییده هوش موفق و دانش ضمنی است (استرنبرگ، 2019). استرنبرگ معتقد است هوش موفق مجموعه­ای از توانایی­های تحلیلی، آفریننده و عملی است که برای احراز موفقیت در زندگی ضروری است و به افراد برای سازگاری، انتخاب و تغییر محیط برای رسیدن به اهداف با توجه به بافت فرهنگی­-اجتماعی­شان کمک می­کند. افرادی که نقاط قوت خود ر ا تشخیص می­دهند و از آنها بیشتر استفاده می­کنند همزمان با اینکه نقاط ضعفشان را تشخیص می­دهند و روش­های تصحیح یا جبران آنها را پیدا می­کنند افرادی با هوش موفق هستند. برای رسیدن به چنین وضعیتی، یعنی سازگاری، انتخاب و تغییر محیط برای رسیدن به اهداف­مان، باید در استفاده از توانایی­های تحلیلی، آفریننده و عملی تعادل برقرار کنیم. داشتن این تعادل در زندگی از ویژگی­های افراد خردمند است. استرنبرگ، این توانایی در برقراری تعادل را کاربرد هوش موفق (یعنی استفاده از توانایی­های تحلیلی، آفریننده و عملی) برای دستیابی به خیر مشترک (منافع عمومی و همگانی) تعریف می‏کند. لذا فرد دارای هوش موفق با ایجاد تعادل بین علائق درون­فردی، بین­فردی و فرافردی، در کوتاه­مدت و بلندمدت، به تعادلی بین انتخاب، شکل دادن و سازگاری با محیط­های موجود دست می­یابد. بنابراین فردی که به این سطح از سازگاری رسیده باشد، فردی خردمند است که با کمک توانایی­های تحلیلی، آفریننده و عملی خود به این میزان از خردمندی رسیده است که در تصمیمات خود علاوه بر خیر و منفعت خود، خیر و منفعت همگانی و عمومی را نیز در نظر می‏گیرد. لذا منطقی است گفته شود که هوش موفق با خردمندی نوازندگان پیانو رابطه مستقیم داشته باشد.

نتایج نشان داد که هوش موسیقایی با خردمندی رابطه مستقیم دارد که این نتیجه به دست آمده می­تواند با نتایج تحقیقات استرنبرگ (2021 ب) همسویی داشته باشد. در تبیین این نتیجه به دست آمده می­توان گفت که خردمندی شامل استفاده از مهارت‏ها و دانش خود برای دستیابی به یک خیر عمومی و مبتنی بر منفعت همگانی است. خردمندی  ویژگی مهم موسیقی است و صرفاً نواختن برای یک مخاطب می­تواند برای آن مخاطب و اغلب برای مجری نشاط­آور باشد و تمام زندگی آنها را برای تلاش بهتر کند. خردمندی همچنین در تلاش‌های خستگی‌ناپذیر آن معلمان موسیقی ظاهر می‌شود که می‌خواهند به شاگردان خود بیاموزند که نه تنها نوازندگان خوبی باشند، بلکه افراد خیرخواه باشند که از طریق موسیقی به اطرافیان و جهان خود و دیگران کمک کنند. قطعاتی نیز وجود دارد که درسی را برای مردم به همراه داشته است. مانند آثار استاد محمدرضا شجریان در ایران و آثاری مانند "وقتی فقط عشق داریم[50]" اثر ژاک برل[51] یک نمونه عالی است، و همچنین اجرای آهنگ مایکل جکسون[52] و لیونل ریچی[53] به نام «ما جهانیم[54]» به نفع ایالات متحده برای آفریقا، دومین نمونه از این است که چگونه موسیقی می‌تواند از طریق کنسرت‌های سودمند به نفع جهان تبدیل شود. همچنین در ایران کنسرت «هوای گریه» استاد همایون شجریان که با هدف خیرخواهانه در 18 اسفند 1392 اجرا که همایون شجریان برای حمایت از کودکان تحت پوشش موسسه خیریه رفاه کودک، کنسرتش را برای یک روز تمدید کرد تا درآمدهای حاصل از فروش بلیت این اجرا به موسسه خیریه رفاه کودک اختصاص یابد. بنابراین هوش موسیقایی که برگرفته از جنبه­های تحلیلی، آفریننده و عملی مبتنی بر خرد است می­تواند نوازندگان پیانو را در راستای خردمند بودن سوق دهد و کارهای خود را با هدف خیرخواهانه و منفعت طلبانه عمومی انجام دهند. لذا منطقی است گفته شود که هوش موسیقایی با خردمندی نوازندگان پیانو رابطه مستقیم داشته باشد.

نتایج نشان داد که هوش موسیقایی می­تواند در رابطه بین هوش موفق با خردمندی نقش میانجی داشته باشد. اگرچه تاکنون تحقیقاتی مشخصی وجود ندارد که همسو با این نتیجه به دست آمده باشد اما این نتیجه به دست آمده می­تواند با نتایج تحقیقات استرنبرگ و همکاران (2023) و استرنبرگ (2021 ب) همسویی داشته باشد. در تبیین این نتیجه به دست آمده می­توان گفت که توانایی­های تحلیلی، آفریننده و عملی (به عنوان مولفه­های هوش موفق) در نوازندگان موسیقی به ویژه پیانو می­تواند منجر به بهبود توانایی‏های در آنان در آهنگ­سازی و اجرا آهنگ در هنگام نواختن ­شود. هوش موفق مهارت­های آفریننده در تولید جدید، مهارت­های تحلیلی در ارزیابی ایده­­ها و مهارت عملی در به عمل در آوردن ایده­های موسیقایی در نوازندگان نقش به سزایی دارد و منجر به موفقیت در آنان اجرای موسیقی به ویژه در نوازندگان پیانو می­گردد. همچنین می­توان گفت که جنبه‌های مختلف هوش موفقیت‌آمیز موسیقی (آفریننده، تحلیلی، عملی و مبتنی بر خرد) مستقل نیستند، بلکه به یکدیگر وابسته و در تعامل با هم هستند (استرنبرگ، 2021 ب). به عنوان مثال، در آهنگسازی، نوازندگان برای ساختن یک قطعه موسیقی که اصیل و قابل اجرا باشد، نیاز به ایده‌های آفریننده دارد (کافمن[55] و استرنبرگ، 2019). برای اطمینان از اینکه آهنگسازی از نظر موسیقی قوی و منسجم است و به عنوان یک ترکیب یکپارچه "معنادار و منطقی" به مهارت­های تحلیلی نیاز دارد. نوازنده نیاز به مهارت­های عملی دارد تا اطمینان حاصل شود که برای برخی از مخاطبان هدف، هرچه که باشد، جذاب باشد. و برای اینکه بپرسیم آیا این کار به دستیابی به یک منفعت مشترک کمک می­کند یا خیر، مانند لذت بردن مردم از گوش دادن به یک آهنگ عالی، به مهارت های خردمندانه نیاز دارد. فقدان خرد می­تواند منجر به دستیابی فرد به چیزی که اصلاً خوب نیست، مانند متقاعد کردن مردم برای خرید محصولاتی که به آنها نیاز ندارند یا نمی­خواهند یا بدتر از آن، ارائه موسیقی­ای که در خدمت الهام بخشیدن به اختلالات اجتماعی باشد (مانند استفاده از موسیقی توسط رهبران تمامیت خواه برای الهام بخشیدن به پیروان بی­فکر). در اجرای موسیقایی، فرد در تولید تفسیری بدیع از یک قطعه موسیقی آفریننده است. شخص در حصول اطمینان از اینکه اجرا با موسیقی آهنگساز هماهنگ است، تحلیلی است و اینکه از آنچه آهنگساز در نظر داشته است دور نباشد. لذا فرد در نواختن به گونه­ای عمل می­کند که برای مخاطب جذاب باشد و او را رغبت به شنیدن بیشتر کند و شخص به دنبال آن است که مطمئن شود برای یک هدف خوب موسیقی خود را اجرا می­کند. بنابراین جنبه‌های مختلف هوش موفقیت‌آمیز موسیقی (آفریننده، تحلیلی، عملی) به نوازندگان پیانو کمک می­کند که در اجرا، تفاسیر آفریننده­ای از موسیقی آهنگسازان ایجاد ­کنند، تفاسیر آنها را تجزیه و تحلیل کنند تا مطمئن شوند که از نظر موسیقی قابل دفاع هستند، موسیقی را به گونه­ای اجرا کنند که برای دستیابی به مخاطبانشان عملی باشد و در ایجاد لذت و برای شنوندگان خود خوب عمل ­کنند (استرنبرگ، 2021 ب). این فرآیند که نوعی از هوش موسیقایی محسوب می­شود و در راستای یک هدف خیرخواهانه و یک موسیقی مردم پسند است به نوازندگان کمک می­کند که در موسیقی خردمند باشند. به عنوان نمونه می­توان به آهنگ «زلف بر باد مده» اشاره کرد، که درست است که آهنگ زلف بر باد مده از همایون شجریان یک آهنگ جوان پسند است اما او تلاش کرده است تا احساس همه قشرها را به موضوع این آهنگ و به اجرای خود جلب کند که این نشان دهنده هوش موفقیت­آمیز موسیقی در وی است. لذا منطقی است گفته شود که هوش موسیقایی بتواند در رابطه بین هوش موفق با خردمندی نوازندگان پیانو نقش میانجی داشته باشد.

علیرغم نقاط قوت این مطالعه، مانند بررسی فرآیندهای میانجی و جهت‌گیری اثرات مستقیم و غیرمستقیم، نتایج این مطالعه باید با در نظر گرفتن برخی محدودیت‌ها تفسیر شود. اول، مطالعه حاضر از مقیاس­ها و پرسشنامه­های خودگزارشی استفاده کرد. یک محدودیت مهم دیگر در این پژوهش که باید به آن توجه کرد، عدم آگاهی در مورد نمونه فعلی (یعنی نوازندگان پیانو شهر اراک) بود. زیرا این مطالعه تنها سن و تحصیلات را به عنوان ویژگی­های جمعیت شناختی مشخص کرد. لذا دامنه جامعه در مطالعه حاضر ممکن است سؤالاتی را در مورد تعمیم پذیری یافته­های مطالعه ایجاد کند. محدودیت­های این مطالعه عمدتاً به ماهیت جانبی آن مربوط می­شود. جمع‌آوری داده‌ها یک رویداد یکباره بود و در نتیجه داده‌ها عمق زمانی ندارند، در حالی که نمرات می‌توانند به راحتی از یک سال به سال دیگر و بسته به شرایط شخصی به‌طور قابل توجهی تغییر کنند. مطالعات آتی باید ویژگی‌های جمعیت­شناختی بیشتری از نوازندگان مانند شرایط خانوادگی، موقعیت جغرافیایی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده را مشخص کنند تا بتوانند تعیین کنند که چگونه می‌تواند بر نتایج اینگونه مطالعات تأثیر بگذارد. این مطالعه همچنین شامل یک نمونه جامعه از نوازندگان پیانو بود. شاید جالب باشد که ببینیم آیا یافته­ها در سایر نوازندگان آلات موسیقی مانند گیتار، سنتور و غیره تکرار می­شوند یا خیر. مطالعه حاضر فقط هوش موسیقایی را به عنوان یک مکانیسم میانجی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی بررسی کرد. با این حال، برخی متغیرهای میانجی دیگر مانند تفکر انتقادی و غیره را نیز می­توان در نظر گرفت. پیشنهاد می­شود این مطالعه بر روی نوازندگان پیانو دیگر شهرها هم انجام شود. چرا که خردمندی به عنوان یک عامل شناختی فارغ از مسائل فرهنگی و تفاوت­های قومیتی و نژادی می­تواند در تمامی فرهنگ­ها متفاوت باشد و شناسایی عوامل موثر بر خردمندی در قالب تحقیقات مدل­یابی اهمیت دارد. به روانشناسان و کارشناسان موسیقی در آموزشگاه­های موسیقایی پیشنهاد می‏شود که در در راستای بهبود خردمندی نوازندگان به نقش هوش موفق و هوش موسیقایی توجه کنند. چرا که هوش موفق قابل آموزش است. بر این اساس روانشناسان که در زمینه خردمندی فعالیت می­کنند می­توانند با همکاری آموزشگاه­های موسیقی به نوآموزانی و کودکانی که وارد عرصه موسیقی به ویژه پیانو می­شوند به همراه دوره­های ارف(آموزش اولیه موسیقی) و آموزش موسیقی به آموزش هوش موفق در این افراد بپردازند.

تقدیر و تشکر

از تمامی کسانی که پژوهشگران را در انحام این پژوهش یاری نمودند قدردانی می­شود. به ویژه از نوازندگان پیانو که به سوالات پرسشنامه­ها پاسخ دادند.

 

 

[1]. wisdom

[2]. Bangen

[3]. Leeman

[4]. insight

[5]. emotional regulation

[6]. pro-social behaviors

[7]. decisiveness

[8]. social advising

[9]. tolerance or acceptance for divergent values

[10]. Cambaz & Ünal

[11]. Jeste

[12]. balance theory of wisdom

[13]. Sternberg

[14] . successful intelligence

[15]. tacit knowledge

[16]. practical intelligence

[17]. creative intelligence

[18]. analytical intelligence

[19]. Grigorenko & Sternberg

[20]. meta-intelligence

[21] . higher mental abilities

[22]. music players

[23]. musical intelligence

[24]. Howard Gardner’s theory of multiple intelligences

[25]. musical intelligence

[26]. Sheoran

[27]. Cavas & Cavas

[28]. explanatory

[29]. descriptive

[30]. functional categories

[31]. persons

[32].  tasks

[33]. situations

[34]. piano players

[35]. Kim

[36]. Ardelt

[37]. Indumati & Kenchappanavar

[38]. Kline

[39]. structural equation model (SEM)

[40]. San Diego Wisdom Scale (SD-WISE-7)

[41]. root mean square error of approximation (RMSEA)

[42]. Successful Intelligence Questionnaire (SIQ)

[43]. Grigorenko & Sternberg

[44]. multiple intelligences questionnaire (MIQ)

[45]. Gardner

[46]. Musical

[47] . Buckley

[48]. Preacher & Hayes

[49]. Schermelleh-Engel

[50]. If We Only Have Love

[51]. Jacques Brel’s

[52]. Michael Jackson

[53]. Lionel Richie’s

[54]. We Are the World

[55]. Kaufman

رضایی، اکبر؛ مصرآبادی، جواد؛ و محمدزاده، علی. (1390). رابطه بین هوش­های چندگانه و ویژگی­های شخصیتی با رویکردهای یادگیری راهبردی، سطحی و عمقی دانشجویان. نشریه آموزش و ارزشیابی، 5 (17)، 94-75.
- قریب‌بلوک، معصومه؛ میکائیلی، نیلوفر؛ و بشرپور، سجاد. (1401). نقش میانجی ذهن‌آگاهی در رابطه بین نگرش ناکارآمد و حساسیت اضطرابی با کیفیت خواب در نوجوانان دوره متوسطه دوم دبیرستان. نشریه روان پرستاری، 10 (2)، 72-61.
- نگهبان سلامی، محمود؛ فرزاد، ولی اله؛ و صرامی، غلامرضا. (1392). بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامه هوش موفق، فصلنامه اندازه­گیری تربیتی، 15 (5)، 15-1.
- ویسی، سعید؛ ایمانی، صدف؛ کاشفی، فهیمه؛ یمین، نگار؛ بحرایی، ژاله؛ و چگینی، سارا. (1400). تدوین معادله ممیزی خردورزی، هوش موفق و آفرینندگی در پیش­بینی تقلب تحصیلی آنلابن در دانش‏آموزان. فصلنامه ایده­های نو در تعلیم و تربیت، 1 (1)، 18-10.
- ویسی، سعید؛ کردنوقابی، رسول؛ ایمانی، صدف؛ و کاشفی، فهیمه. (1403). خصوصیات روانسنجی نسخه فارسی مقیاس کوتاه شده خردمندی در بزرگسالان ایرانی. پژوهش­های کاربردی روانشناختی، انتشار آنلاین.
 
- Ardelt, M., Kim, J. J., & Ferrari, M. (2023). Does Self-Transcendent Wisdom Mediate the Relation between Spirituality and Well-Being? A Test Across Six Nations. Journal of Happiness Studies, 1(2), 1-20.
- Bangen, K. J., Meeks, T. W., & Jeste, D. V. (2013). Defining and assessing wisdom: A review of the literature. The American Journal of Geriatric Psychiatry, 21 (12), 1254-1266.
- Beck, A. T., Ward, C. H., Mendelson, M., Mock, J., & Erbaugh, J. (1961). An inventory for measuring depression. Archives of general psychiatry, 4 (6), 561-571.
- Buckley, J., O’Connor, A., Seery, N., Hyland, T., & Canty, D. (2019). Implicit theories of intelligence in STEM education: perspectives through the lens of technology education students. International Journal of Technology and Design Education, 29 (1), 75-106.
- Cambaz, H. Z., & Ünal, G. (2023). Comparing self-report and performance measurement of wisdom in Turkish sample: Relations with self-transcendence and cognitive flexibility. Journal of Human Behavior in the Social Environment, 1 (2), 1-12.
- Cavas, B., & Cavas, P. (2020). Multiple intelligences theory—Howard Gardner. Science Education in Theory and Practice: An Introductory Guide to Learning Theory, 405-418.
- Fernández-Abascal, E. G., & Martín-Díaz, M. D. (2021). Longitudinal study on affect, psychological well-being, depression, mental and physical health, prior to and during the COVID-19 pandemic in Spain. Personality and Individual Differences, 172 (2), 21-35.
- Gardner, H. (1983). Frames of Mind: The theory of multiple intelligence. New York: Basic Books.
- Grigorenko, E. L., & Sternberg, R. J. (2002). Analytical, creative, and practical intelligence as predictors of self-reported adaptive functioning: A case study in Russia. Intelligence, 29 (1), 57-73.
- Grigorenko, E. L., Jarvin, L., & Sternberg, R. J. (2002). School-based tests of the triarchic theory of intelligence: Three settings, three samples, three syllabi. Contemporary educational psychology, 27 (2), 167-208.
- Indumati, V. R., & Kenchappanavar, R. (2023). Wisdom as a predictor of psychological well-being and adjustment in older adults. Indian Journal of Gerontology, 37(1), 155-165.
- Jeste, D. V., Thomas, M. L., Liu, J., Daly, R. E., Tu, X. M., Treichler, E. B., ... & Lee, E. E. (2021). Is spirituality a component of wisdom? Study of 1,786 adults using expanded San Diego wisdom scale (Jeste-Thomas wisdom index). Journal of psychiatric research, 132 (2), 174-181.
- Kaufman, J. C., & Sternberg, R. J. (Eds.). (2019). Cambridge handbook of creativity (2nd ed.). New York, NY: Cambridge University Press.
- Kim, H. K., Oh, H. S., & Park, C. H. (2023). The Mediating Effects of Social Networks and Wisdom on the Relationship between Lifestyle Habits and Healthy Aging in Older Adults with Chronic Diseases. Behavioral Sciences, 13(8), 688-701.
- Kline, R. B. (2023). Principles and practice of structural equation modeling. Fifth Edition, Guilford publications.
- Leeman, T. M., Knight, B. G., Fein, E. C., Winterbotham, S., & Webster, J. D. (2022). An evaluation of the factor structure of the Self-Assessed Wisdom Scale (SAWS) and the creation of the SAWS-15 as a short measure for personal wisdom. International Psychogeriatrics, 34 (3), 241-251.
- Preacher, K. J., & Hayes, A. F. (2004). SPSS and SAS procedures for estimating indirect effects in simple mediation models. Behavior research methods, instruments, & computers, 36 (4), 717-731.
- Schermelleh-Engel, K., Moosbrugger, H., & Müller, H. (2003). Evaluating the fit of structural equation models: Tests of significance and descriptive goodness-of-fit measures. Methods of psychological research online, 8 (2), 23-74.
- Sheoran, S., Chhikara, S., & Sangwan, S. (2019). An experimental study on factors influencing the musical intelligence of young adolescents. Indian Journal of Positive Psychology, 10 (2), 1-10.
- Sternberg, R. J. (2003). Wisdom, intelligence, and creativity synthesized. New York, NY: Cambridge University Press.
- Sternberg, R. J. (2009). A balance theory of wisdom. In J. C. Kaufman, E. L. Grigorenko (Eds.) & R. J. Sternberg, The essential Sternberg: Essays on intelligence, psychology, and education (pp. 353–375). Springer Publishing Company.
- Sternberg, R. J. (2015). Successful intelligence: A model for testing intelligence beyond IQ tests. European Journal of Education and Psychology, 8 (2), 76-84.
- Sternberg, R. J. (2018). Why real-world problems go unresolved and what we can do about it: Inferences from a limited-resource model of successful intelligence. Journal of intelligence, 6 (3), 44-52.
- Sternberg, R. J. (2019). Why people often prefer wise guys to guys who are wise: An augmented balance theory of the production and reception of wisdom. In R. J. Sternberg & J. Glück (Eds.), The Cambridge handbook of wisdom (pp. 162–181). Cambridge University Press.
- Sternberg, R. J. (2021 a). Developing your child's successful intelligence. In Parenting gifted children (pp. 12-18). Routledge.
- Sternberg, R. J. (2021 b). Toward a theory of musical intelligence. Psychology of Music, 49 (6), 1775-1785.
- Sternberg, R. J., Glaveanu, V., Karami, S., Kaufman, J. C., Phillipson, S. N., & Preiss, D. D. (2021). Meta-intelligence: Understanding, control, and interactivity between creative, analytical, practical, and wisdom-based approaches in problem solving. Journal of Intelligence, 9 (2), 19-41.
- Sternberg, R. J., Jarvin, L., & Grigorenko, E. L. (Eds.). (2009). Teaching for wisdom, intelligence, creativity, and success. Corwin Press.
- Sternberg, R. J., Tromp, C., & Karami, S. (2023). Intelligence, Creativity, and Wisdom Are Situated in the Interaction Among Person× Task× Situation. In Intelligence, Creativity, and Wisdom: Exploring their Connections and Distinctions (pp. 367-386). Cham: Springer International Publishing.
- Thomas, M. L., Bangen, K. J., Palmer, B. W., Martin, A. S., Avanzino, J. A., Depp, C. A., ... & Jeste, D. V. (2019). A new scale for assessing wisdom based on common domains and a neurobiological model: The San Diego Wisdom Scale (SD-WISE). Journal of psychiatric research, 108, 40-47.
- Thomas, M. L., Palmer, B. W., Lee, E. E., Liu, J., Daly, R., Tu, X. M., & Jeste, D. V. (2022). Abbreviated San Diego wisdom scale (SD-WISE-7) and Jeste-Thomas wisdom index (JTWI). International psychogeriatrics, 34 (7), 617-626.