برازش روابط علّی- ساختاری هوش موفق با خردمندی با میانجی گری هوش موسیقیایی در نوازندگان پیانو
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/spr.2024.424119.1877
سعید ویسی، فهیمه کاشفی، صدف ایمانی
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی در نوازندگان پیانو بود. روش: مطالعه حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل نوازندگان پیانو شهر اراک در سال 1402 بود. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس کوتاه شده خردمندی سندیگو توماس و همکاران (2022)، پرسشنامه هوش موفق گریگورنکو و استرنبرگ (2002) و پرسشنامه هوش های چندگانه گاردنر (1983) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم هوش موفق و هوش موسیقایی بر خردمندی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که هوش موسیقایی در رابطه بین هوش موفق با خردمندی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (071/0=RMSEA و 05/0>p) و 90 درصد خردمندی به وسیله هوش موفق با نقش میانجی خردمندی تبیین میشود. نتیجه گیری: بنابراین خردمندی نوازندگان پیانو میتواند، متأثر از هوش موفق و هوش موسیقایی آنان باشد. لذا نتیجه گیری میشود که هوش موسیقایی شامل جنبه های تحلیلی، آفریننده، عملی و مبتنی بر خردمندی است و این ویژگیهای شناختی سطح بالاتر هم برای آهنگسازی و هم برای اجرای موسیقی کاربرد دارند و میتوانند برای درک و دانش موسیقایی در نوازندگان پیانو نیز کاربرد داشته باشند.
بررسی روابط ساختاری سهگانه تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور با تأکید بر نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان
صفحه 15-28
https://doi.org/10.22034/spr.2024.426259.1885
هادی فاضلی راد، مهرانه پیرزاده، بهمن بروکی میلان، ربابه نوری قاسم آبادی
چکیده مقدمه: افزایش چشمگیر درآمیختگی با افراد مشهور در سالهای اخیر، پرسشهای بسیاری در رابطه با مشخصه های شخصیتی و هیجانی اشخاص علاقهمند به افراد مشهور به وجود آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور با نقش میانجیگری دشواری در تنظیم هیجان انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود، از این میان، ۴۵۷ نفر از دانشجویان آقا و خانم از طریق شبکههای مجازی دانشجویی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲)، پرسشنامه دوجین کثیف (جوناسون و وبستر، ۲۰۱۰) و فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (بجوربرگ و همکاران، ۲۰۱۶) استفاده شد و دادهها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها: نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد سهگانه تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور رابطه مستقیم و معناداری ندارد، درحالیکه در مسیر غیرمستقیم دشواری در تنظیم هیجان این ارتباط را به طور معناداری میانجیگری میکند (05/0p< ،601/0= b). نتیجهگیری: باتوجه به یافته های پژوهش حاضر میتوان گفت که سه گانه تاریک شخصیت الزاماً با پرستش افراد مشهور همراه نیست. بلکه در واقع، مشکلات تنظیم هیجانی در افراد با سطوح بالاتر صفات تاریک شخصیت میتواند مؤلفهای تعیین کننده در افزایش درآمیختگی با افراد مشهور موردعلاقه باشد.
ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی (تتو)
صفحه 29-44
https://doi.org/10.22034/spr.2024.428361.1892
مرضیه هاشمی، فاطمه سنگی
چکیده مقدمه: امروزه انجام تتو یا خالکوبی در سراسر جهان به یک فعالیت پر طرفدار علیالخصوص در میان جوانان تبدیل شده است که این موضوع در ایران بسیار کم مورد پژوهش و توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی (تتو) پرداخت. روش: روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش نیز تمام افراد دارای تتو ساکن شیراز بودند که با روش نمونهگیری در دسترس 183 نفر در بازۀ زمانی بهمن 1400 لغایت مهر 1401 انتخاب شدند. ابزار های پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت (1967)، پرسشنامه نئو فرم کوتاه 60 سؤالی مککری و کاستا (1985) و پرسشنامه شبکهها و رسانههای اجتماعی (جهانبانی،1397). برای تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد حداقل مربعات جزئی و مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافتهها: شاخصهای برازش و ضرایب مسیر نشان دادند که میان عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای تتو ارتباط معناداری وجود ندارد (P<0/05). نتیجهگیری: این نتیجه حاکی از آن است که امروزه با فراگیرشدن استفاده از شبکههای اجتماعی بین تمامی افراد با ویژگیهای مختلف، این نوع ارتباط بهخصوص در جامعه افراد دارای تتو، نقش معناداری در ارتباط عزتنفس و ابعاد مختلف شخصیت بازی نمیکند.
اثر میانجی جهت گیری زندگی، ابراز وجود و بهزیستی روانشناختی در رابطه بین هوش اخلاقی و جلوگیری از هویت مجازی
صفحه 45-60
https://doi.org/10.22034/spr.2024.430343.1894
سمیه نگهداری، محمد حسن صیف، الهام ابنوی
چکیده مقدمه: فضای مجازی عرصه وسیعی از اطلاعات و نمودهای مختلف معنایی را ایجاد میکند. افراد در مواجهه با این فضا و تکثر منابع در ساخت هویت، دچار تعلیق میشوند. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی جهت گیری زندگی، ابراز وجود و بهزیستی روانشناختی در رابطه بین هوش اخلاقی و جلوگیری از هویت مجازی انجام شد.
روش: روش مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر شیراز بود که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. از بین جامعه آماری 382 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای با استفاده از فرمول مورگان و کرجسی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ابراز وجود گمبریل و ریجی (۱۹۷۵)، بهزیستی روانشناختی ریف(۱۹۸۹)، هوش اخلاقی لینک و کیل (2008) و جهت گیری زندگی شییر و کارور (۱۹۸۵) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین هوش اخلاقی، جهت گیری زندگی، ابراز وجود و بهزیستی روانشناختی با جلوگیری از هویت مجازی رابطه مستقیم (مثبت) معناداری وجود دارد (01/0 P <). بین هوش اخلاقی با جهت گیری زندگی، بین هوش اخلاقی با ابراز وجود و بین هوش اخلاقی با بهزیستی روانشناختی نیز رابطه مستقیم (مثبت) معناداری وجود دارد (01/0 P <). همچنین نتایج نشان داد که جهت گیری زندگی، ابراز وجود و بهزیستی روانشناختی در رابطه بین هوش اخلاقی با جلوگیری از هویت مجازی نقش میانجی معناداری ایفا میکنند (01/0 P <).
نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد که هوش اخلاقی با میانجیگری ابراز وجود، جهت گیری زندگی و بهزیستی روانشناختی بر جلوگیری از هویت مجازی تأثیر میگذارد. با توجه به شاخص ها و ضرایب به دست آمده می توان نتیجه گرفت که مدل پیشنهادی برای تدوین مدل علی جلوگیری از هویت مجازی مناسب بوده و داده ها با مدل پژوهش برازش مناسبی داشته است.
اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری
صفحه 61-72
https://doi.org/10.22034/spr.2024.434891.1907
آرزو اصغری، میترا نمازی
چکیده مقدمه: قلدری سایبری تبدیل به یک نگرانی رو به افزایش در رویکردهای نظری و روششناختی شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 30 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقهای مهارت شناخت اجتماعی را آموزش دیدند و گروه گواه در این مدت هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای همدلی اورگاوو و همکاران (2017)، بیتفاوتی اخلاقی کاپرارا و کاپانا (2006) و قلدری سایبری آنتیاد و همکاران (2016) بود. یافتهها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه پس از آموزش شناخت اجتماعی از نظر تأثیر بر متغیرهای همدلی و بیتفاوتی اخلاقی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی آموزش شناختاجتماعی بر همدلی و بیتفاوتی اخلاقی نوجوانان با قلدری سایبری شایسته است که این رویکرد به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
پیش بینی اضطراب ناشی از عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق و دست مزد متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی در شهر تهران
صفحه 73-84
https://doi.org/10.22034/spr.2024.459675.1950
منیژه اکبری، مجید صفاری نیا
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف پیش بینی اضطراب ناشی از عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق و دست مزد متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی در شهر تهران انجام شده است و نقش متغیر واسطه ای مقایسه اجتماعی را به عنوان متغیری پراهمیت در ایجاد اضطراب کارکنان سازمانی مورد بررسی قرار داده است.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بوده است. از میان جامعه آماری سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای استان تهران ، تعداد200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این تحقیق، برای گردآوری داده های مورد نیاز، از چهارپرسش نامه استفاده شده است. پرسشنامه اضطراب بک(1988)، پرسشنامه امنیت شغلی نیسی (۱۳۷۹)، پرسشنامه مقایسه اجتماعی گیبونز و بونک (۱۹۹۹) و پرسشنامه عملکرد و سیستم حقوق و دستمزد آرمسترانگ (2006) استفاده شده اند.
یافتهها: مقادیر شاخص برازندگی یا) GFI922/0 )، شاخص برازش تطبیقی یا CFI ( 922/0)، شاخص برازش افزایشی یا IFI ( 929/0) و همچنین شاخص برازندگی تعدیل شده یا AGFI در این مدل 88/0 و مدل شاخص نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی X2/df ( 76/1) محاسبه شد.ه است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داده است که اضطراب در مدل پیشنهادی پژوهش حاضر، میتواند توسط عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی پیشبینی شود.
تدوین و آزمون الگویی از اثر انسانیتزداییسازمانی بر برخی پیامدهای سازمانی با میانجیگری عدمتأمین نیازهای روانشناختی بنیادین سازمان
صفحه 85-98
https://doi.org/10.22034/spr.2024.433828.1904
سیده فروغ عقیلی، عبدالزهرا نعامی، سید اسماعیل هاشمی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمودن الگویی از پیامدهای انسانیتزدایی سازمانی(خشنودیشغلی، تعهدعاطفی، خستگیعاطفی، نشانههای روانتنی) با میانجیگری عدمتامین نیازهای روانشناختی بنیادین سازمانی انجام گرفت. روش: نمونهی پژوهش شامل200 نفر از کارکنان شرکت ملی خدمات انفورماتیک استان تهران (تابستان 1402) که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامههای انسانیتزدایی سازمانی(کیسنز و همکاران، 2017)، عدمتامین نیازهای روانشناختی بنیادین سازمانی(گیلِت و همکاران، 2012)، خستگیعاطفی(ماسلش و جکسون، 1981)، نشانههای روانتنی(اسپکتور و جکس، 1998)، تعهدعاطفی(الن و میر، 1993) و خشنودیشغلی(آیزنبرگر و همکاران، 1997) را تکمیل نمودند. دادهها با استفاده از آزمون روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: برازش نسبتاً خوبی بین الگوی پیشنهادی و دادهها مشاهده شد. انسانیتزداییسازمانی بر عدمتأمین نیازهای روانشناختی سازمانی با ضریب بتای (66/0) تاثیر مثبت و معنادار دارد. ضریب بتای (35/0-) نشان میدهد که انسانیتزداییسازمانی بر خشنودیشغلی اثر منفی معنادار دارد و بر تعهدعاطفی با ضریب بتای (01/0) اثر ضعیف و غیر معنادار و بر خستگیعاطفی با ضریب بتای (37/0) اثر مثبت و معنادار دارد. و در نهایت با ضریب بتای (15/0) انسانیتزداییسازمانی بر مشکلات روانتنی اثر مثبت و معنادار دارد. نتیجهگیری: تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد، انسانیتزداییسازمانی بصورت مستقیم و از طریق عدمتأمین نیازهای روانشناختی بنیادین سازمانی بر خستگیعاطفی، نشانههای روانتنی و خشنودیشغلی اثر داشت.
نقش میانجی سبکهای هویت در ارتباط میان شیوههای والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی
صفحه 99-112
https://doi.org/10.22034/spr.2024.431978.1897
منصور بیرامی، امیر معروف صوفیان، سهیل ابوسعیدی جیرفتی، عباس بخشی پور رودسری
چکیده مقدمه: با تغییر وضعیت جهان، بسیاری از دانشجویان با شرایط جدیدی در فرآیند هویتیابی و درک تفاوتهای بینفردی درگیرند که بر جنبههای مختلف زندگی آنها تأثیر گذار است. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سبکهای هویت در ارتباط میان شیوههای والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. روش: طرح مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 بود که 206 نفر از آنها با روش نمونهگیری دردسترس و با مدل کلاین تعیین حجم گردید. دادهها با استفاده از پرسشنامههای اقتدار والدینی بوری (1991)، پرسشنامه استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رسولزادهاقدم و همکاران (1395) و پرسشنامه سبکهای هویت برزونسکی (1992) جمعآوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین شیوههای والدگری ادراکشده و تصورات قالبی جنسیتی به صورت مستقیم به واسطۀ سبکهای هویت رابطه وجود دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. سبکهای والدگری ادراکشده با میانجیگری سبک هویت اطلاعاتی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (01/0 >p). همچنین سبکهای والدگری ادراکشده به واسطه میانجیگری سبک هویت سردرگم-اجتنابی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (05/0 >p)؛ اما رابطهای به شکل میانجی برای سبک هویت هنجاری دیدهنشد (05/0 <p). نتیجهگیری: نتایج پژوهش نگاه نوینی برای درک پدیدآیی تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان ارائه میدهد. مشاهده شد که سبک والدگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه سبکهای هویت در میزان استفاده از تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان نقش مهمی دارد.
رابطه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت؛ نقش میانجی تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار
صفحه 113-125
https://doi.org/10.22034/spr.2024.442601.1920
سهیل ابوسعیدی جیرفتی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه، تورج هاشمی نصرت آباد، مریم طالب لو
چکیده مقدمه: گسترش روزافزون استفاده از اینترنت پیامدهای منفی بسیاری به دنبال داشته است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین احساس شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت بود. روش: مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود که تحلیل دادههای آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای تعداد 340 نفر از آنها با بر اساس فرمول کلاین انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای احساس شرم کوهن و همکاران (2011) ، استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان (2010)، تنظیم هیجان گارنفسکی (2006) و پرسشنامه تکانشگری بارات (1995) جمعآوریشد. یافتهها: نتایج نشان داد، بین احساس شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بهواسطهی تکانشگری رابطه وجود دارد. همچنین شاخصهای برازش نشان داد، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. رابطه تجربه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت با میانجیگری تکانشگری (01/0 >p) معنادار بود. اما اثر شرم به واسطهی تنظیم هیجان ناسازگار (05/0 <p) بر استفادههای آسیبزا از اینترنت معنادار نبود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش شناخت تازهای از عوامل مؤثر بر استفادههای آسیبزا از اینترنت ارائه میدهد. با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، تجربه احساس شرم بهواسطهی تکانشگری در استفادههای آسیبزا از اینترنت نقش مهمی دارد