فراتحلیل سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور: مرور متون
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/spr.2025.453775.1944
امین حیدریان، محمد گنجی
چکیده مقدمه: در دو دهه اخیر پژوهشهای متعددی به موضوع رفتارهای سلامتمحور و نقش تعیینکننده عوامل اجتماعی و فرهنگی در میزان آن پرداختهاند. از جمله این عوامل، میتوان به مفهوم کلیدی سرمایه اجتماعی اشاره نمود. هدف اصلی این پژوهش، برآورد اندازه اثر رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور در میان مطالعات انجام شده در ایران است.
روش: این تحقیق با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهشهای انجام شده در ایران و روش فراتحلیل به ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور پرداخته است. بدین منظور کلیدواژههای گوناگون مرتبط با سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور در سه پایگاه اطلاعاتی Irandoc، Magiran و SID جستوجو شدند. در مجموع، تعداد 26 مطالعه که در فاصله سالهای 1386 تا 1402 منتشر شده بودند، به فراتحلیل وارد شدند. جهت بررسی پیشفرض خطای انتشار نیز از آزمون همبستگی رتبهای بگ و مزومدار استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که اندازه اثرات ترکیبی ثابت برابر با 407/0 (001/0p < ) و اندازه اثرات ترکیبی تصادفی برابر با 419/0 (001/0p < ) بوده است که بر مبنای معیار کوهن، بالاتر از سطح متوسط ارزیابی میشود. همچنین، متغیرهای سال انتشار پژوهشها، موقعیت جغرافیایی، جامعه آماری، شیوه نمونهگیری، جنس و سن میتوانند به عنوان منبع ناهمگنی برای مطالعات داخل کشور در نظر گرفته شوند.
نتیجهگیری: مبتنی بر نتایج، ابعاد خرد و فردی سرمایه اجتماعی بیشتر از ابعاد ساختاری و نهادی آن در رابطه با رفتارهای سلامتمحور مورد توجه قرار گرفتهاند. از این رو، ضرورت داد تا در پژوهشهای آتی به هر دو بعد این مفهوم پرداخته شود.
مقدمه: در دو دهه اخیر پژوهشهای متعددی به موضوع رفتارهای سلامتمحور و نقش تعیینکننده عوامل اجتماعی و فرهنگی در میزان آن پرداختهاند. از جمله این عوامل، میتوان به مفهوم کلیدی سرمایه اجتماعی اشاره نمود. هدف اصلی این پژوهش، برآورد اندازه اثر رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور در میان مطالعات انجام شده در ایران است.
روش: این تحقیق با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهشهای انجام شده در ایران و روش فراتحلیل به ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور پرداخته است. بدین منظور کلیدواژههای گوناگون مرتبط با سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامتمحور در سه پایگاه اطلاعاتی Irandoc، Magiran و SID جستوجو شدند. در مجموع، تعداد 26 مطالعه که در فاصله سالهای 1386 تا 1402 منتشر شده بودند، به فراتحلیل وارد شدند. جهت بررسی پیشفرض خطای انتشار نیز از آزمون همبستگی رتبهای بگ و مزومدار استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که اندازه اثرات ترکیبی ثابت برابر با 407/0 (001/0p < ) و اندازه اثرات ترکیبی تصادفی برابر با 419/0 (001/0p < ) بوده است که بر مبنای معیار کوهن، بالاتر از سطح متوسط ارزیابی میشود. همچنین، متغیرهای سال انتشار پژوهشها، موقعیت جغرافیایی، جامعه آماری، شیوه نمونهگیری، جنس و سن میتوانند به عنوان منبع ناهمگنی برای مطالعات داخل کشور در نظر گرفته شوند.
نتیجهگیری: مبتنی بر نتایج، ابعاد خرد و فردی سرمایه اجتماعی بیشتر از ابعاد ساختاری و نهادی آن در رابطه با رفتارهای سلامتمحور مورد توجه قرار گرفتهاند. از این رو، ضرورت داد تا در پژوهشهای آتی به هر دو بعد این مفهوم پرداخته شود.
اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه محور بر انزوای اجتماعی و اضطراب مرگ سالمندان مقیم مراکز سالمندان
صفحه 15-32
https://doi.org/10.22034/spr.2025.452125.1942
فاطمه گوهری، حسین قمری، علی شیخ الاسلامی
چکیده مقدمه: جامعۀ سالمندان بهدلیل کاهش فعالیت و تحرک، از دست دادن دوستان و نزدیکان، کاهش حمایتهای اجتماعی احساس تنهایی و اضطراب مرگ بیشتری را تجربه میکنند. لذا این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی رایانهمحور بر انزوای اجتماعی و اضطراب مرگ سالمندان مقیم مراکز سالمندان انجام شدهاست.
روش: روش پژوهشی حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل سالمندان مقیم مراکز سالمندان شهرهای اردبیل و کرمان در سال 1402 بود. که از بین آنها 30 نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش دوازده جلسۀ 45 دقیقهای توانبخشی شناختی رایانهمحور دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پرسشنامههای این پژوهش شامل اضطراب مرگ سالمند تمپلر (1970) و انزوای اجتماعی چلپی و امیرکافی (1383) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیره، آزمون t مستقل و نرمافزار SPSS-26 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: برآیندها و نتایج پژوهش در دسترس نشان داد که توانبخشی شناختی رایانهمحور بر انزوای اجتماعی سالمندان اثربخش بوده (P>0.001) و بر اضطراب مرگ سالمندان اثربخش نبوده است (P<0.001).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بیانگر آن بودند که مداخلۀ توانبخشی شناختی رایانهمحور را میتوان بهدلیل سهولت کاربرد و متنوع بودن تکالیف، برای انزوای اجتماعی سالمندان کاربردی دانست. لذا میتوان از توانبخشی شناختی رایانهمحور بهعنوان یک روش کارآمد در جهت بهبود انزوای اجتماعی سالمندان مقیم مراکز سالمندان مورد استفاده قرار داد. همچنین یافتههای پژوهش حاضر بیانگر اثربخش نبودن این مداخله بر اضطراب مرگ سالمندان هم است، در نتیجه پیشنهاد میشود، پژوهشهای بیشتر در این حیطه انجام شود.
نقش خودپنداره و بهزیستی مدرسه در میزان خشم دانشآموزان پسر
صفحه 41-52
https://doi.org/10.22034/spr.2025.461534.1955
زهرا حسین زاده ملکی، مهسا قانع، بهناز شیدعنبرانی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی خشم پسران نوجوان بر اساس خودپنداره و بهزیستی مدرسه انجام شد. روش: حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران حدود 170 نفر بود که در نیمسال نخست تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهر (1999)، مقیاس خودپنداره کودکان پیرز-هریس (1969) و سیاهه 2 خشم صفت-حالت اسپیلبرگر (1999) بود. بعد از کنار گذاشتن پرسشنامههای ناقص، برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای پیشبین (خودپنداره و بهزیستی مدرسه) با متغیر ملاک (میزان خشم) این پژوهش در پسران نوجوان همبستگی معناداری وجود دارد (05/0>P). در مدل پیشبینی حالت خشم، علاقمندی بهمدرسه (001/0>P، 42/0-=β)، خودکارآمدی ادراکشده تحصیلی (022/0>P، 20/0-=β) و خودپنداره (007/0>P، 22/0-=β) قادر به تبیین 29 درصد واریانس میزان خشم هستند (29/0=R2). در مدل پیشبینی صفت خشم، علاقمندی بهمدرسه (029/0>P، 20/0-=β)، خودکارآمدی ادراکشده تحصیلی (048/0>P، 18/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 33/0-=β) 17 درصد واریانس میزان خشم را پیشبینی میکنند (29/0=R2). در نهایت در مدل پیشبینی شاخص بیان خشم، علاقمندی بهمدرسه (002/0>P، 26/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 25/0-=β) قادر به تبیین 31درصد از واریانس متغیر ملاک (میزان خشم) هستند (31/0=R2).
نتیجه گیری: ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﯾﻦ پژوﻫﺶ در ﻫمگرایی ﺑـﺎ ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫـﺎی پیشین ﻧﺸﺎن داد، خودپنداره و بهزیستی مدرسه در پیشبینی خشم حالت-صفت پسران نوجوان، ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.
مطالعه عرضی روند تغییرات مهارتهای اجتماعی، انگیزۀ تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه
صفحه 47-60
https://doi.org/10.22034/spr.2025.476209.1982
افشین افضلی، محمدرضا روشنائی، شهریار یارمحمدی واصل، رعنا قانعی، فاطمه خواجه پور، نازنین کریمی حسن آباد، فاطمه کاظمی عمید
چکیده مقدمه: دانشگاهها موظفاند زمینه عملکرد تحصیلی مطلوب و رفع تغییرات و چالشهای گوناگون دانشجویان را فراهنم نمایند؛ بنابراین، هدف از این پژوهش، مطالعه عرضی روند تغییرات مهارتهای اجتماعی، انگیزه تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه بود. روش: روش پژوهش، علی- مقایسهای و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلیسینا همدان در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1403 بودند که در پژوهش حاضر، تعداد 310 نفر دانشجوی کارشناسی به عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند؛ به گونهای که حدود یک سوم نمونهها، دانشجویان سال اولی، یک سوم دانشجویان سال دومی و یک سوم دیگر دانشجویان سال سومی بودند. برای جمعآوری دادهها از مقیاسهای مهارتهای اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و استقامت و پایداری-فرم کوتاه داکورث و همکاران (2007) استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافتهها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین دانشجویان سال اول، دوم و سوم دانشگاه از نظر متغیرهای مهارتهای اجتماعی و انگیزه تحصیلی تفاوت معنیداری وجود دارد (01/0P<)؛ به این صورت که مهارتهای اجتماعی و انگیزه تحصیلی در دانشجویان سال سوم بیشتر از دانشجویان سال اول و دوم و در دانشجویان سال اول کمتر از دانشجویان سال دوم و سوم بوده است. همچنین بین میانگین سه گروه دانشجویان در رابطه با مولفه ثبات قدم تفاوت معناداری مشاهده نشد (322/0=P). نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش، بهتر است در جهت افزایش انگیزش تحصیلی، بهبود مهارتهای اجتماعی و تقویت ثبات قدم در بین دانشجویان ورودیهای مختلف، به خصوص دانشجویان ورودی جدید، برنامهریزی مناسبی توسط مراکز مشاوره دانشگاهها و انجمنهای دانشجویی صورت گیرد.
نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطة دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در استان خوزستان
صفحه 61-72
https://doi.org/10.22034/spr.2025.474383.1977
هیفا بریهی، ایمان ممبینی
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در ساکنان استان خوزستان انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- همبستگی است. براساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال 1395 برابر با 4710509 نفر بوده که جامعه پژوهش در این مطالعه شامل تمام ساکنان استان خوزستان بر اساس این اطلاعات بوده که از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران 1067 نفر به روش خوشهای چندمرحلهای در سال 1399 تا 1400 در 27 استان خوزستان انتخاب شدند. در این مطالعه از مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، پرسشنامه دینداری گلارک و استارک، (1965)، آزمون جهتگیری زندگی شییر و کارور (1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و فارلی (1988) استفاده شد. بهمنظور بررسی آماری دادهها از تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافتهها: براساس ضریب همبستگی پیرسون بین نمرۀ متغیّرهای پیشبین با رضایت از زندگی در شرکتکنندگان ارتباط آماری مثبت و معنادار بود (01/0 p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی توانایی پیشبینی 37 درصد از رضایت از زندگی را دارند. همچنین تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ بین متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی و رضایت از زندگی در مشارکتکنندگان تأیید شد؛ بدینمعنا که تأثیر متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی بر رضایت از زندگی ساکنان استان خوزستان در دو گروه زنان و مردان متفاوت بود. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، رضایت از زندگی در شرکتکنندگان بیشتر از همه از حمایت اجتماعی متأثر است. بنابراین یافتههای این مطالعه افزون بر توسعه دادن ادبیات و پیشینه مربوط به متغیرها، همچنین بر اقدامات و تصمیمات و سیاستهای مدیران و سرمایهگذاران تأثیرات مطلوبی بهجای بگذارد.
ارزیابی مدل کیفیت زندگی بر اساس مؤلفههای سرمایه روانشناختی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراک-شده و باورهای مذهبی در زنان سرپرست خانوار
صفحه 75-96
https://doi.org/10.22034/spr.2025.470976.1970
ابراهیم نامنی، ملیحه صالحی
چکیده مقدمه: تحولات زیستی و اجتماعی انسان، افزایش آمار طلاق، افزایش مصرف مواد و عوامل دیگر، روند صعودی سرپرستی زنان را گسترش داده است؛ در نتیجه مطالعه مؤلفههایی همچون کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار حائز اهمیت است،. همچنین، با توجه به آنکه مؤلفههایی همچون حمایت اجتماعی و یاورهای مذهبی به عنوان یک عامل محافظت کننده و حمایتی عمل میکند، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده و باورهای مذهبی در رابطه مؤلفههای سرمایه روانشناختی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات بنیادی و از منظر روش شناسی، توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد مشهد در پاییز و زمستان 1402 بود. از جامعه مذکور 200 زن سرپرست خانوار به روش نمونهگیری دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، باورهای مذهبی جورج (1998) و حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (1988) بود. در ﺳﻄﺢ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ از روش همبستگی پیرسون و همچنین تحلیل مسیر با نرم افزار آموس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان میدهد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (18/0β=) بر کیفیت زندگی معنیدار نیست (05/0<p-value)؛ همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (23/0β=) بر باورهای مذهبی و باورهای مذهبی(08/0β=) بر کیفیت زندگی نیز معنیدار نیست (05/0<p-value). اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (94/0β=) بر حمایت اجتماعی و نیز اثر مستقیم حمایت اجتماعی(81/0β=) بر کیفیت زندگی معنیدار است (01/0>p-value). یافتهها نشان میدهد که حمایت اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (76/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد (01/0>p-value)؛ ولیکن، باورهای مذهبی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (018/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار ندارد (05/0<p-value). نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل میتوان اینگونه نتیجه گرفت که گروههای حمایتی و انجمنهایی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد میتواند منجر به ارتقاء مؤلفه های امید، خوشبینی، تاب-آوری و خودکارآمدی شده و در نهایت کیفیت زندگی زنان را ارتقاء دهد.
کشف و شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری: یک مطالعه داده بنیاد
صفحه 97-110
https://doi.org/10.22034/spr.2024.468666.1968
سمانه رضایی، روشنک خدابخش پیرکلانی، زهره خسروی
چکیده مقدمه: شیوع روز افزون طلاق خاکستری در جامعه و پیامدهای این نوع طلاق ضرورت شناسایی عوامل مؤثر بر این پدیده را دوچندان کرده است، از این رو پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه کیفی به شناسایی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری پرداخته است. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع طرحهای داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان و مردان بالای 50 سال و روانشناسان و مشاوران و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1402 تشکیل می دادند. در این مطالعه حجم نمونه پس از رسیدن به اشباع نظری برابر با 21 نفر تعیین شد که شامل 8 نفر روانشناس، 4 نفر جامعه شناس و 9 نفر زن و مرد بالای 50 سال بود که این افراد با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد، همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از استراتژی اشتراوس و کوربین و نرم افزار MAXQDA-2020 استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که پس از کدگذاری ۳۸ مقوله استخراج شد و این مقولات ۱۵ کد محوری را تشکیل میدادند که در قالب کد انتخابی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش به نظر میرسد که شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری میتواند باعث افزایش آگاهی زوجین، متخصصان و مداخلهگران حوزه طلاق خاکستری شود و بستر لازم را برای انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد در زمینه طلاق خاکستری ارتقا دهد.
اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارتهای تعاملی والدین در خانوادههای فرزندپذیر
صفحه 111-126
https://doi.org/10.22034/spr.2025.463970.1961
مهرانا پرچمی، منصوره بهرامی پور
چکیده مقدمه: حضانت و سرپرستی کودک از جمله امور حساس و پراهمیت در حوزه نهاد خانواده به شمار میآید و پیداست که سرپرستی و تربیت کودک، سعی و زحمت فراوانی را مطالبه میکند. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارتهای تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح دو گروه آزمایش و کنترل ناهمسان با پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر از بین مراجعه کنندگان به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفر (20نفر آزمایش) و (20 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)؛ مهارتهای تعاملی والد- کودک پیانتا (1394) و آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)، طی 10 جلسه 90 دقیقهای بود. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافتهها نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارتهای تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر موثر است (01/0p<). نتیجه گیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت مداخله فرزندپروری آگاه بر آسیب درمانی مناسب جهت کاهش ترومای دوران کودکی و افزایش مهارتهای تعاملی والدین است. بر این اساس پیشنهاد میگردد برنامه اختصاصی همچون آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب در راستای اثرات ناشی از آسیبهای فرزندپروری در خانواده های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود.
ارائه الگوی ساختاری پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران
صفحه 127-144
https://doi.org/10.22034/spr.2025.454863.1945
ستاره منصور، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، lمهرداد ثابت
چکیده مقدمه: هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای گوناگون مرتبط به نظر میرسند، به همین جهت این پژوهش به پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران میپردازد. روش: در این تحقیق ۳۱۶ نفر از اهداکنندگان خون در چهار مرکز انتقال خون در شهر تهران در۱۴۰۰ – ۱۳۹۹ انتخاب شدند که از این افراد، 194 نفر زن، 122 نفرمرد و 207 نفر سابقه اهدای خون داشتند. میانگین سنی آنها ۴۱/۳۱ سال بود. همچنین از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس، پرسش نامه های سبک هویت برزونسکی( برزونسکی، ۱۹۸۹) و هنجارهای اخلاقی محقق ساخته (۱۳۹۹) استفاده شد و داده ها با مدل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS 21.0 مورد تحلیل قرارگرفت. یافتهها: ضریب همبستگی بین قصد رفتاری اهدای خون با هنجار اخلاقی (15/ 0) و هویت (28/ 0)، ضریب مسیر مستقیم، غیرمستقیم و کل هنجار اخلاقی و ضریب مسیر مستقیم هویت به قصد رفتاری اهدای خون به ترتیب (B = ۲۱/۰ ،۱۰/۰ ،31/ 0 ،۱۸/۰) در سطح 01/0 معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 22/0 بود. نتیجهگیری: با توجه به ارتباط هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای مستمر، می توان به اهمیت نقش این دو متغیر در انگیزه افراد به اهدای خون پی برد و برای جذب داوطلبانه اهداکنندگان این عوامل را مورد توجه قرار داد.
پیشبینی اشتغالپذیری خود- ادراک شده براساس سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغالتحصیلان دانشگاه
صفحه 145-160
https://doi.org/10.22034/spr.2025.456512.1947
مزضیه ملکیها، رضا جعفری هرندی
چکیده مقدمه: تداوم مسیرشغلی پس از دوران دانشگاه و ورود به عرصۀ اشتغال مورد توجه غالب فارغالتحصیلان دانشگاهها است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیشبینی اشتغالپذیری خود-ادراک شده بر اساس سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغالتحصیلان دانشگاه انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیۀ فارغالتحصیلان بیکار جویای کار مراجع کننده به مراکز کاریابی استان اصفهان در طی سالهای 1400الی 1402 بودند. از این جامعه، نمونهای به حجم 163 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامههای ویژگیهای دموگرافیک (محقق ساخته)، اشتغال پذیری خود-ادراک شده (راتول و همکاران، 2008)، سبکهای دلبستگی (هاوزن و شیور، 1985)، عملکرد بازتابی (فونگی و همکاران، 2016) و بلند پروازی مسیرشغلی (اوتو و همکاران، 2015) استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره (روش گام به گام) تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی با اشتغالپذیری خود-ادراک شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در مجموع متغیرهای سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی 84 درصد از واریانس اشتغال پذیری خود-ادراک شده را به عنوان متغیر ملاک تبیین میکند. در نتیجه میتوان اشتغالپذیری خود-ادراک شده را به کمک سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی پیشبینی نمود. نتیجهگیری: با توجه به اهمیت اشتغالپذیری فارغالتحصیلان دانشگاهها توجه به نقش متغیرهای روانشناختی در کنار کسب مهارتها و صلاحیتهای حرفهای برای ورود به عرصۀ اشتغال ضروری است.
رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری: نقش میانجیگر همدلی
صفحه 161-176
https://doi.org/10.22034/spr.2025.464545.1962
زهرا خزایی، آسیه مرادی، کامران یزدانبخش
چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن نقش زیادی در توانایی درک و تفسیر رفتار دیگران دارند و میتوانند با بهبود همدلی به کاهش قلدری سایبری کمک کنند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری سایبری انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-1401بود که از بین آنها تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن (2003)،مقیاس نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی (2012)، مقیاس تجربه قلدری و قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶) و آزمون ذهنخوانی از طریق تصویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری(01/0 ≥p)، بین نقص کارکردهای اجرایی و همدلی(01/0 ≥p) و بین همدلی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین نقص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) و نیز بین نظریه ذهن و همدلی(01/0 ≥p) رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نقش میانجیگر نسبی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و قلدری سایبری و در رابطه بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد کودکانی که نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی ضعیفی دارند به احتمال بیشتر بهسمت قلدری کشیده میشوند؛ زیـرا مهـارتهای نظریـهی ذهن و کارکردهای اجرایی تعاملات متقابل اجتماعی را سازماندهی میکنند. درک ضعیف نیات و هیجانات دیگران و نقص در کارکردهای اجرایی ممکن است توانایی کودکان در زمینهی تشخیص علائم و سرنخهای اجتماعی که بیانگر روابط دوجانبه است، را به خطر بیندازد و آنها را در معرض قربانی یا قلدربودن قرار دهد.
رابطه سبکهای اسنادی و هویت با مسئولیتپذیری: نقش میانجی ادراک شایستگی
صفحه 177-195
https://doi.org/10.22034/spr.2025.476277.1983
نسرین مظفرثانی آذر، تورج هاشمی نصرت آبادی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه
چکیده مقدمه: چالشهای اجتماعی و تحصیلی امروزی اهمیت بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیتپذیری را افزایش داده است. این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطهای ادراک شایستگی در رابطه بین سبکهای اسنادی و هویت با مسئولیتپذیری انجام گرفت. روش: این پژوهش، با توجه به اهداف، از نوع بنیادی و با توجه به شیوه جمع آوری داده ها از نوع توصیفی- همبستگی و با توجه به زمان، از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آنها ۳۷۸ نفر بهصورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس کنترل درونی و بیرونی راتر (1966)، پرسشنامه سبک هویت برزونسکی (1992)، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (1982) و پرسشنامه مسئولیتپذیری گاف (1986) استفاده شد. دادهها با استفاده ازمدل معادلات ساختاری تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که سبک اسناد درونی و هویت اطلاعاتی و هنجاری تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیتپذیری و ادراک شایستگی داشتند، درحالیکه سبک اسناد بیرونی و هویت اجتنابی تأثیر منفی و معنادار نشان دادند (0/05>p) همچنین، اثر غیرمستقیم سبک اسناد درونی، سبکهای هویت اطلاعاتی و هنجاری بر مسئولیت پذیری به واسطه ادراک شایستگی مثبت و معنیدار است (0/05>p) و اثر غیرمستقیم سبک اسناد بیرونی و سبک هویت اجتنابی بر مسئولیتپذیری به واسطه ادراک شایستگی منفی و معنادار است (0/05>p) . نتیجهگیری: تقویت سبکهای اسناد درونی و هویتهای اطلاعاتی و هنجاری با افزایش ادراک شایستگی، مسئولیتپذیری را ارتقا میدهد، درحالیکه سبکهای اسناد بیرونی و هویت اجتنابی این ویژگی را تضعیف میکنند. یافتهها بر اهمیت عوامل روانشناختی در برنامههای آموزشی و مشاورهای تأکید دارند.