ارائه الگوی ساختاری پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ،رشته روان شناسی سلامت ، رودهن ، ایران .

2 دانشیار ، گروه روان شناسی ، واحد تهران شمال ، دانشگاه ازاد اسلامی ، تهران ، ایران .

3 استادیار ، گروه روان شناسی ، واحد رودهن ، دانشگاه آزاد اسلامی ، رودهن، ایران .

چکیده
مقدمه: هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای گوناگون مرتبط به نظر می‌رسند، به همین جهت این پژوهش به پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران می‌پردازد.
روش: در این تحقیق ۳۱۶ نفر از اهداکنندگان خون در چهار مرکز انتقال خون در شهر تهران در۱۴۰۰ – ۱۳۹۹ انتخاب شدند که از این افراد، 194 نفر زن، 122 نفرمرد و 207 نفر سابقه اهدای خون داشتند. میانگین سنی آنها ۴۱/۳۱ سال بود. همچنین از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس، پرسش نامه های سبک هویت برزونسکی( برزونسکی، ۱۹۸۹) و هنجارهای اخلاقی محقق ساخته (۱۳۹۹) استفاده شد و داده ها با مدل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS 21.0   مورد تحلیل قرارگرفت. 
یافته‌ها: ضریب همبستگی بین قصد رفتاری اهدای خون با هنجار اخلاقی (15/ 0) و هویت (28/ 0)، ضریب مسیر مستقیم، غیرمستقیم و کل هنجار اخلاقی و ضریب مسیر مستقیم هویت به قصد رفتاری اهدای خون به ترتیب (B = ۲۱/۰ ،۱۰/۰  ،31/ 0 ،۱۸/۰) در سطح 01/0 معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 22/0 بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای مستمر، می توان به اهمیت نقش این دو متغیر در انگیزه افراد به اهدای خون پی برد و برای جذب داوطلبانه اهداکنندگان این عوامل را مورد توجه قرار داد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Presenting a Structural Model for Predicting Behavioral Intention to Donate Blood Based Moral Norms and Identity Mediation in Blood Donors in Tehran

نویسندگان English

Setareh Mansour 1
Khadijeh Abolmaalialhoseyni 2
Mehrdad Sabet 3
1 PhD student, Department of Health Psychology, Rodhan, Iran.
2 Associate Professor , Department of Psychology , North Tehran Branch , Islamic Azad University , Tehran , Iran
3 Assistant Professor , Department of Psychology , Roudhen Branch , Islamic Azad University , Roudhen .
چکیده English

Introduction: Identity and moral norms appear to play significant roles in predicting various behaviors. This study aims to predict the behavioral intention to donate blood based on moral norms and the mediating role of identity among blood donors in Tehran. 
Method: A total of 316 blood donors were selected from four blood transfusion centers in Tehran between 1399 and 1400 (2020–2021). The sample included 194 women, 122 men, and 207 individuals with a history of blood donation, with an average age of 31.41 years. Using a convenience non-random sampling method, data were collected using Berzonsky's Identity Style Inventory (Berzonsky, 1989) and a researcher-developed moral norms questionnaire (1399). Data were analyzed using structural equation modeling (SEM) with AMOS 21.0 software. 
Results: The correlation coefficients between behavioral intention to donate blood and moral norms (0.15) and identity (0.28) were significant. The direct, indirect, and total effects of moral norms, as well as the direct effect of identity on behavioral intention to donate blood, were significant at the 0.01 level (B = 0.21, 0.10, 0.31, and 0.18, respectively). 
Conclusion: The findings highlight the importance of identity and moral norms in motivating individuals to donate blood. These factors should be considered in strategies aimed at encouraging voluntary blood donation.  

کلیدواژه‌ها English

behavioral intention to donate blood
moral norms
identity
blood donors
structural equation modeling

مقدمه

دسترسی محدود به خون یک نگرانی عمده برای بسیاری از کشورهای جهان است( سازمان جهانی بهداشت[1]، ۲۰۲۰). خون یک جزء ضروری مورد نیاز در مراکز بهداشتی درمانی برای نجات جان افراد در شرایط مختلف از جمله تروما، جراحی، اختلالات خونی، پیوند، عوارض بارداری و بسیاری از بیماری‌های دیگر است( سهیولت، بهر، اسپینلا، تریولزی و یازر[2]، ۲۰۱۹). خون منبع جایگزینی جز انسان ندارد و عمدتاً توسط اهداکنندگان غیرداوطلب(جایگزین خون اهداییاقوام یا دوستان با گروه خونی متفاوت) و داوطلب خون ارائه می شود. فرآیند اهدای خون یک روش پزشکی تعریف می شود که شامل انتقال خون از یک فرد سالم و داوطلب به یک فرد نیازمند به خون می باشد (پرلمن، فرگوسن، لمپرون، مک،روبنز و همکاران[3]، ۲۰۲۱). برای اطمینان از مراقبت های بهداشتی کافی، تعادل بین اهدای خون داوطلبانه و نیاز به خون در یک جمعیت بسیار مهم است(سازمان جهانی بهداشت،۲۰۲۰).

  در حوزه های مختلف فلسفی، روان شناختی، جامعه شناختی و انسان شناختی تعاریف پیچیده ای از هویت مطرح شده است. "مفهوم فردی هویت بطور ریشه ای در حوزه روانشناسی مطرح شده است( اولین بار توسط اریکسون در سال ۱۹۵۹) و درمقابل، مفهوم جمعی آن بیشتر در حوزه های علوم اجتماعی مطرح شده است( اریکسون، ۱۹۵۹؛ به نقل از علوی‌زاده و توزنده‌جانی، ۱۳۹۶)."یکی از نظریه های مطرح در پیش بینی رفتارهای گوناگون نظریه هویت می باشد. نظریه هویت مبنایی ساختاری برای بررسی عوامل شناخت، رفتار و جامعه فراهم می کند. این نظریه مربوط به مفاهیم جامعه شناختی کنش است و به ویژه با الگوهای رفتاری سازگار با نقش افراد برای پذیرش هویت های شناخته شده اجتماعی که زمینه ساز ایجاد ساختار اجتماعی بزرگتر هستند، سروکار دارد. نظریه هویت شامل مفاهیم و مولفه هایی، از جمله هویت نقش( یا صرفاً هویت)، رفتار نقش و تعهد(برای یک نقش خاص) برجستگی هویت، ادغام نقش- شخص، و مرکزیت روانشناختی خود، می باشد. هویت شخصی [4] یا خود هویتی [5] منعکس کننده میزان درک افراد از انجام یک نقش اجتماعی خاص است. هویت فردی نشان دهنده میزان تأثیرپذیری افراد از ساختار اجتماعی است. هرچه فرد از یک نقش اجتماعی خاص بیشتر آگاه شود، نفوذ بیشتری بر قصد رفتاری خواهد داشت. زمانیکه رفتارها از نظر خود شخص اهمیت پیدا می‌کند و جنبه هویت فردی پیدا می کنند، نقش سایر عوامل(مانند تاثیرات اجتماعی) در تصمیم گیری افراد به اعمال داوطلبانه مانند اهدای خون و عضو کم اثر تر می شود. برای نمونه، مادامی که افراد عمل اهدای خون را به دفعات مکرر انجام می دهند، این نوع رفتار جنبه هویت فردی پیدا کرده و مبنای اصلی تصمیم گیریهای داوطلبان به اهدای خون یا عضو در آینده را شکل می دهد(مسر، وایت، هاید و تری[6]، ۲۰۰۸، پیلیاوین[7]،۱۹۹۰). همچنین نتایج پژوهش  وایت، پولسن و هاید[8] (۲۰۱۶) نشان داد که هویت اهداکننده(به عنوان مثال، به طور ویژه پول، زمان،  یا یک اهداکننده خون) در تعیین اقدامات اهدایی افراد مهمتر از هویت کلی نقش به عنوان یک فرد کمک رسان یا وجود ویژگی های شخصیتی جهانی می باشد. در مطالعه ترپی، مسر، جنسن، واندایک وداویسن [9](۲۰۱۹) نیز اهدای پلاسما اقدامی برجسته تر از اهدای خون کامل بود و با هویت اهداکنندگی فرد مطابقت داشت زیرا هر دو رفتار به نفع خود و دیگران و در یک بافت نهادی قرار داشتند. در پژوهش ادواردز، باربارا، مسرو بارلو[10](۲۰۲۳) دریک بررسی گسترده به منظور پیش بینی قصد رفتار گذشته، از طریق تنها هویت شخصی تاثیر قابل توجه ای مشاهده شد. همچنین انها، یک آزمون اولیه از نقش احساس مالکیت روانشناختی در شرایط خیرخواهانه به منظورحفظ اهداکنندگی ارائه کردند. با گسترش نظریه اینزورث[11](۲۰۲۰)، بیان می شود که ترکیب حس مالکیت روانشناختی در شرایط مذکور با تئوری هویت رفتار اهدای خون را توضیح می دهد. همچنین این پژوهشگران رابطه بین احساس مالکیت روانشناختی و رفتار اهدای خون را از طریق جذب اهداکنندگان جدید، دچار لغزش، فعلی و متعهد ارزیابی نموده اند که دراهداکنندگان متعهد قوی ترین رابطه با حس مالکیت روانشناختی و اقدام به اهدا گزارش شده است. حس مالکیت روانشناختی در حال حاضر به لحاظ نظری با چندین متغیر مرتبط است که قبلاً در زمینه اهدای خون مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، باور به اقدام رفتار خیرخواهانه یک پیش نیاز نظری برای رفتار اهدایی( بکر[12]، ۲۰۱۸، چپمن، هورنسی و گیلسپای[13]،۲۰۲۱)، و همچنین پیش درآمد احتمالی احساس مالکیت روانشناختی(زانگ، لیو، زانگ و چیونگ[14]،۲۰۲۱) می باشد به طور کلی با توجه به توضیحات داده شده، به اهمیت نقش هویت اهداکننده درایجاد انگیزه در رفتار اهدایی پایدار می توان پی برد و به همین علت در این پژوهش نیز ارتباط ان با قصد اهدای خون بررسی می شود.

شبکه پیچیده ای از هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بر بسیاری از رفتارهای روزمره انسان حاکم است و به عنوان عاملی موثر برای هماهنگی اجتماعی عمل می کند. بدون وجود این هنجارها، جوامع دچار مشکل خواهند شد( فلدمانهال، سان و هفنر[15]، ۲۰۱۸). هنجارهای اجتماعی استانداردی را برای رفتار مبتنی بر نگرش‌ها، انتظارات و باورهای روان‌شناختی متقابل و مشترک ارائه می‌کنند که اعضای جامعه چگونه باید رفتار کنند(هاوس[16] ، 2018). هنجارهای اخلاقی را می توان زیرمجموعه ای از هنجارهای اجتماعی در نظر گرفت که به صراحت بر رفتارهایی حاکم است که پیامدهای مثبت یا منفی هم برای خود و هم برای دیگران دارد. به عنوان مثال، هنجارهای اخلاقی، «عادلانه رفتار کردن» حکم می‌کند که رقتار افراد در دنیا بدون آسیب رساندن به یکدیگر باشد(شاین و گری[17]، 2017). در مطالعه  فلدمانهال، سان و هفنر (۲۰۱۸)، چهار هنجار اخلاقی اساسی انصاف، نوع دوستی، اعتماد و همکاری وجود دارد که به اندازه‌ای کلی هستند که می‌توانند در طیف وسیعی از رفتارهای اخلاقی قابل اجرا باشند( مانند این که اعتماد داشتن به شکلی است که فرد توسط دیگران آسیب نمی بیند) اما هنجارهای احتمالی دیگری نیز وجود دارند که می‌توانند تاثیر گذار باشند( مانند هنجارهای احترام، عدالت، آسیب، دینداری و غیره). مثلا در مورد هنجار دینداری، در مطالعه سوسانتو، موسادیک و ایکبال (۲۰۲۲)، که یک ارزش محسوب می شود، به معنی تمایل فرد به اهدا کردن برای دریافت چیزی در قبال ان است که تحت تأثیر در دسترس بودن و سهولت امکانات و زیرساخت ها می باشد. هنجارهای اخلاقی با فردی بودن مشخص می شوند و به روشن شدن انگیزه های روانشناختی زیربنای طیف گسترده ای از رفتارهای به ظاهر گیج کننده، از جمله اینکه چرا انسان ها به افراد غریبه کمک می کنند یا به آنها اعتماد می کنند، کمک می کنند( فلدمانهال، سان و هفنر ، ۲۰۱۸). هنجارهای اخلاقی با ارائه مجموعه ای از انتظارات مشترک به افراد، تبادلات هماهنگ بین فردی را تسهیل می کنند و از طریق تعاملات و روابط اجتماعی توسعه یافته اموخته می شوند(هو، مکگلاشان، لیتمن و کاشمن[18] ، 2017). در ﺣﻮزه اﺧﻼق، ﻧﻈﺮﯾﻪﭘﺮدازان مختلف، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺧﻮد و ﭘﯿﺶ ﻓﺮضﻫﺎﯽ خود ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ و آدم ﻫﺮ ﮐﺪام ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ در ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی اﺧﻼﻗﯽ اراﺋﻪ ﮐﺮده اند. یکی از این نظریه ها، نظریه شوارتز(۱۹۷۰) است که یک مدل نظری را به منظور تشریح رابطه بین هنجار های اخلاقی و رفتار از روی قصد پیشنهاد داده است و سعی دارد بفهمد به چه علت افراد اغلب اوقات قادر نیستند مطابق هنجارهای اخلاقی که رسماً آنها را تایید کرده‌اند، عمل کنند. او دو شرایط را جهت ایجاد رفتار الزامی می داند. بر این اساس قبل از اینکه افراد تعریفی از موقعیت برای خود داشته باشند، با بروز هنجارهای اخلاقی آن رفتار تحت تاثیر قرار می گیرد. اول اینکه آغاز کننده تعامل باید از این موضوع آگاه باشد که رفتار وی ممکن است پیامدهای مثبت یا منفی برای دیگران به همراه داشته باشد، دوم آنکه اشخاص باید مسئولیت این نوع رفتار ها و عواقب بعدی آن ها را بپذیرند( شوارتز[19]، ۱۹۷۰ب). اگر این دو عامل در افراد وجود نداشته باشد، انها متوجه نخواهند شد که با هنجار اخلاقی مواجه شده‌اند و از این رو رفتارشان تحت تاثیر موازین اخلاقی قرار نخواهد گرفت. مسئولیت پذیری افراد در هر جامعه ای، یکی از ارزشهای آن جامعه و از شاخص های مهم سلامت روان محسوب می شود (تقوی زاده، اکبری، حسین خانزاده و مشک بید حقیقی، 1398). مسئولیت پذیری یک الزام و تعهد درونی از سوی فرد برای انجام مطلوب فعالیتهایی است که بر عهده اش گذاشته شده است. شوارتز در سال ۱۹۷۳ نشان داد هرچه تمایل داوطلبان به نسبت دادن مسئولیت به خود بیشتر می شود، به همان اندازه رابطه بین معیار شخصی و رفتار از روی اختیار کمک رسانی مانند اهدای خون به دیگران قوی تر می شود. از دیگرنظریاتی که در رابطه با مسئولیت پذیری بحث می کنند نظریه وجودگرایان است. مطابق این نظریه مسئولیت پذیری امری وجودی است که از طریق تعلیم و تربیت شکوفا می گردد. از این رو هر چه انسان آگاهتر باشد بیشتر احساس مسئولیت کرده و با تداوم آگاهی، این احساس نهادینه خواهد شد( پینتو، دارگانی، ویتون، ریس و همکاران[20]، ۲۰۱۷).

به طور کلی کمک کردن واژه بسیار گسترده ای است که شامل انواع حمایت ها و رفتارهای متقابلی می شود که میان افراد به چشم می خورد. از جمله رفتارهای کمک رسان، اهدای خون می باشد که از جمله رفتارهای نوع دوستانه محسوب می شود. امروزه روشن شده است که نوع دوستی یکی از عوامل وادارکننده افراد به رفتارهای یاری رسان است. همچنین میل به انجام رفتارهای نوعدوستانه، ویژگی اصلی شخصیت جامعه پسند می باشد( دوویدیو و پنر[21]، ۲۰۰۴). جامعه پسندی انتخاب نوع دوستی در برابر خودپسندی است (صفاری نیا، اقایوسفی و ایمانی فر، ۱۳۹۵). ادراک دیدگاه دیگران، خود را جای دیگران گذاشتن، احترام به تفاوت ها، تمایلات  همکاری جویانه و صداقت می توانند به طور معنی داری شخصیت جامعه پسند را پیش بینی کنند (صیدی، احمدیان و صفاری نیا، ۱۳۹۸). فرد جامعه پسند تمایل دارد که به دیگران سود برساند و این صفت ارتباط مثبت و معناداری با صفات توافق، صداقت و تواضع و فروتنی دارد و معمولا با صفات خودشیفتگی، ماکیاولی و روان پریشی رابطه منفی دارد (ورتاگ و برادکو[22]، ۲۰۱۹). رفتارهای جامعه پسند، جهت گیری شده به سمت دیگران، بخش جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی انسان است. توانایی و تمایل به عمل از سوی افراد، بدون انتظار پاداش، نقش محوری در بسیاری از تعاملات اجتماعی بازی می کند(توماسلو[23]، ۲۰۰۹). رفتارهایی همچون داوطلب شدن و اختصاص دادن وقت و زمان به سازمان زیست محیطی، اهدای خون، دادن پول به افراد بی خانمان، انجمن خیریه و اهدای اعضای بدن (صفاری نیا، ۱۳۹۴؛ به نقل از بارتال، دستی و ماسون[24]، ۲۰۱۱) یا جمع آوری لباس و پتو برای کشورهای آسیب دیده از بلایای طبیعی همگی نمونه هایی از رفتار جامعه پسند تلقی می گردند( آرون سون،ویلسن و اکرت[25]، ۲۰۱۰). رفتار جامعه پسند اغلب با اصول اخلاقی در ارتباط است(بارون[26]، ۱۹۹۷؛ باتسون، تامپسون و چن[27]، ۲۰۰۲؛ استاب[28]، ۱۹۷۸). مدل شاخص فعال سازی هنجاری [29] شوارتز موقع تفسیر رفتارهای جامعه پسند صراحتاً به پیش بینی نتایج مورد انتظار برای دیگران توجه دارد( شوارتز ،۱۹۷۷). این مدل در پیش بینی انواع رفتارها و نیات جامع پسندانه مانند اهدای مغز استخوان( شوارتز، ۱۹۷۰ a ؛۱۹۷۳)اهدای خون(زاکرمن و ریس[30]، ۱۹۷۸)، اهدای خون داوطلبانه( شوارتز و فلیشمن[31]، ۱۹۸۲؛ شوارتز و هووارد[32]،۱۹۸۰)، کمک کردن در شرایط اضطراری(شوارتز وکلاسن[33]،۱۹۷۰؛ شوارتز و دیوید[34]،۱۹۷۶) با موفقیت همراه بوده و در پژوهشهای متعدد انجام گرفته در این زمینه مورد تایید قرار گرفته است. در بررسی یانگ، کای، بای، چن ،گوو و همکاران[35](۲۰۲۳) نیز کسانی که مایل به اهدای خون بودند، احساس مسئولیت اجتماعی، تعهد و روحیه انسان دوستانه بیشتری را گزارش نموده اند. همچنین در پژوهش مسعودنیا (۱۴۰۲)، در افراد کمک رسان با سطح یاریگری بالا، احساس همدلی و باور به هنجار مسئولیت اجتماعی کلی وجود داشت. یعنی در این افراد واکنش عاطفی، تجسم دیدگاه دیگران، تعهد اجتماعی و پذیرش پیامدهای رفتاربه گونه معناداری، بالاتر از میانگین نمره دو گروه با سطح یاریگری متوسط و بدون یاریگری بوده است. در مطالعه  سوسانتو، موسادیک و ایکبال[36](۲۰۲۲) نیز نوع‌دوستی، همدلی و بخشش مهم‌ترین متغیرهای روان‌شناختی هستند که تأثیر مثبت معناداری بر رفتار اهداکنندگان دارند. همچنین در بررسی کنرات و هندی[37](۲۰۱۸) اعتماد، نوع دوستی و .... بر رفتار کمک رسان تاثیر گذار هسنتد. در پژوهش اسنلینگ[38] (۲۰۱۴) نیزاهدای خون عملی نوع دوستانه تلقی شده و اقدام به ان نوعی تعهد اخلاقی محسوب می شود. در بررسی اسامو–اکوکو، حسال، بیتیس واولام[39](۲۰۱۷) نیز نوع‌دوستی(کمک به بیماران)، نوع‌دوستی ناخواسته(تحت فشار جامعه)، ازعوامل ایجاد انگیزه به اهدای خون هستند. به طور کلی هنجارهای اخلاقی در تحقیقات مختلف پیش بینی کننده مستقیم قابل توجهی برای رفتار کمک رسان اهدای خون(گدین، شیران، کانر، بلاندیو، گاگنی و همکاران [40] ،۲۰۰۵، آررمی تاج و کنر[41]،۲۰۰۱، لمنز، ابراهام، هوکسترا، روایتر، دیکورت و همکاران[42] ،۲۰۰۵) بوده اند. با در نظر گرفتن توضیحات ارایه شده اهمیت بررسی هنجارهای اخلاقی در اقدام به اهدا به ویژه اهدای خون مشخص می شود.

با توجه به افزایش بیماری‌های مزمن، روش‌های جراحی، تروما، سرطان‌ها و تصادفات جاده‌ای، به خون تازه فوری به‌ویژه در 24 ساعت اول درمان نیاز است(روبرتس، فیلد، دلانی و بیتیس[43] ،۲۰۱۶). خون تنها برای مدت محدودی قابل ذخیره است. به همین دلیل، نیاز فوری به یک منبع خون دائمی وجود دارد که در صورت نیاز، در زمان، مکان و گروه خونی مناسب در دسترس باشد( سازمان جهانی بهداشت ، ۲۰۲۰ ). به همین جهت نیاز به اهداکنندگان مستمر و واجد شرایط احساس می شود. عوامل متعددی از جمله هویت و هنجار اخلاقی نیز در اقدام به اهدای خون و تامین اهداکنندگان تاثیرگذار هستند. به همین علت و با توجه به مطالعات اندک در ارتباط با قصد اهدای خون با هویت و هنجار اخلاقی در کشور، این پژوهش به این سوال می پردازد که ایا می توان قصد اهدای خون را بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران پیش بینی نمود.

روش

پژوهش حاضر از تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، ۳۱۶ نفراز مراجعین جهت اهدای خون در چهار مرکز انتقال خون درشهر تهران در سال ۱۴۰۰ – ۱۳۹۹ بود. از این افراد، 194 نفر زن، 122 نفرمرد، 188 نفر مجرد، 128 نفر متاهل ،۹۰ نفر شاغل، 84 نفر خانه دار، 55 نفر در حال تحصیل ، 9 نفر بیکار، 12 نفر بازنشسته، 64 نفر زیر دیپلم، 81 نفر دیپلم، 44 نفر فوق دیپلم، 79 نفر لیسانس، 37 نفر فوق لیسانس، 11 نفر دکترا و بالاتر و 207 نفر نیز سابقه اهدای خون داشتند. میانگین سنی شرکت کنندگان نیز۴۱/۳۱ سال بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس استفاده شد و از شرکت کنندگان درخواست شد به پرسش نامه های سبک هویت برزونسکی و هنجارهای اخلاقی پاسخ دهند. در انتها نیز، به منظور تجزیه وتحلیل ویژگیهای روان شناختی گروه نمونه، از مدل یابی معادلات ساختاری و بدین منظور از نرم افزار AMOS 21 . 0  استفاده شد. همچنین این پژوهش حاصل رساله دکتری با کد اخلاقی IR.IAU.R.REC.1401.040 می باشد.

ابزارهای پژوهش

   الف) پرسشنامه هنجارهای اخلاقی[44]: این پرسش نامه جهت ارزیابی عوامل اصلی هنجارهای اخلاقی در ارتباط با اهدای خون ساخته شده است. این ازمون شامل ۳۵ سوال محقق ساخته است که توسط ۸ نفر از اساتید و دانشجویان روان شناسی دو دانشگاه پیام نور تهران وازاد واحد رودهن در سال ۱۳۹۹روایی و پایایی ان اندازه گیری شده است. این پرسش نامه شامل ۴ عامل ارزش مداری مشتمل بر ۶ گویه، خودمحوری با ۱۰ گویه، تعهد اخلاقی با ۸ گویه و مسئولیت شناسی با ۱۱ گویه می باشد. روش نمره­گذاری پرسشنامه نیز به صورت لیکرتی شامل پنج گزینه( همه اوقات، بیشتر اوقات، گاهی اوقات، مقدار کمی از اوقات، هیچوقت) است که به ترتیب از ۱ تا ۵ نمره گذاری شده­اند. در این پرسش نامه جهت ارزشیابی روایی محتوایی به صورت کمی محاسبه شاخص روایی محتوا ( CVI )[45]و نسبت روایی محتوا( CVR )[46] و به منظور بررسی تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. علاوه براین به منظور تحلیل داده­ها در ابتدای تحلیل عاملی، آزمون شاخص کفایت نمونه­گیری «کیسر، مایر و الکین»(KMO)[47] انجام گرفت. همچنین برای آنکه مشخص شود آیا ماتریس همبستگی به دست آمده تفاوت معناداری با صفر دارد و بر پایه آن انجام تحلیل عاملی قابل توجیه است یا آیا به اندازه کافی میان عبارات ابزار همبستگی وجود دارد که بتوان آنها را ادغام نمود، از آزمون کرویت بارتلت[48] استفاده گردید. در ادامه از روش­های نمودار اسکری و ارزش ویژه(مقدار مشخصه) برای تعیین تعداد عوامل سازنده پرسشنامه و از دوران واریماکس که از دوران­های عمود برهم است، با کمک نرم افزار SPSS – 21 برای ساده سازی و تفسیر پذیر نمودن سازه­های عاملی هنجارهای اخلاقی در ارتباط با اهدای خون استفاده شد. علاوه بر این، به منظور بررسی میزان برازش ساختار عاملی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی با روش حداکثر درستنمایی در سطح ماتریس واریانس کواریانس و برای تعیین پایایی پرسشنامه، از شیوه تعیین همسانی درونی با ضریب آلفای کرونباخ و به منظور بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم‌افزار AMOS 21 . 0 استفاده گردید.

   ب) پرسشنامه سبک هویت برزونسکی[49]: این پرسشنامه به منظور ارزیابی جهت گیری یا سبک هویت افراد توسط برزونسکی در سال ۱۹۸۹ ساخته و در سال ۱۹۹۲ مورد تجدید نظر قرار گرفت. این آزمون یک ابزار خود گزارشی ۴۰ عبارتی/ گویه است که از ۴ خرده مقیاس تشکیل یافته است که شامل جهت گیری اطلاعاتی، جهت گیری هنجاری، جهت گیری سردرگم/ اجتنابی و تعهد است  پرسشنامه مذکور در پژوهش(رحیم زاده ، ۱۳۹۳) اعتباریابی شده است. پرسشنامه سبک هویت( برزونسکی[50]،۱۹۹۲) یک مقیاس ۴۰ سوالی است که ۱۱ سوال آن مربوط به مقیاس اطلاعاتی، ۹ سوال مربوط به مقیاس هنجاری، ۱۰ سوال آن مربوط به مقیاس سردر گم یا اجتنابی و ۱۰ سوال دیگر مربوط به مقیاس تعهد است که برای تحلیل ثانویه استفاده می شود و یک سبک هویتی محسوب نمی شود. همچنین در این پرسش نامه از مقیاس ۵ درجه ای لیکرت از از کاملا مخالف تا کاملا موافق استفاده شده است. برخی از عبارت ها به صورت منفی نمره گذاری می شوند. عبارت های  ۱۴ – ۱۱ – ۹ و ۲۰ به صورت معکوس نمره گذاری می شود. برای پایایی پرسشنامه‌ها از ضریب آلفای کرونباخ [51] و برای محاسبه آن از نرم افزار SPSS  استفاده شده است. روایی پرسش نامه نیز از طریق ارزیابی همبستگی با مقیاس وضعیت هویت(بنیون وآدامز[52]،۱۹۸۶) تایید شده است. نتایج نشان داد که هویت کسب شده با زیر مقیاس جهت گیری اطلاعاتی و تعهد و هویت تأخیری با زیر مقیاس های تعهد، جهت گیری هنجاری، جهت گیری اطلاعاتی و جهت گیری سردرگم/ اجتنابی همبستگی دارد.

برزونسکی(2000) ضریب آلفای کرونباخ را برای سبک اطلاعاتی 71/0، برای سبک هنجاری 60/0  و برای سبک سردرگم/ اجتنابی 75 /0 گزارش کرده است. غضنفری( 1383 ) در ایران در میان نمونه ای شامل 1832 دانش آموز دبیرستانی پایایی کل را 73/0 و پایایی خرده مقیاس های سبک هویت اطلاعاتی را 67/0، سبک هنجاری را 52/0، سبک سردرگم/ اجتنابی را 62/0 و مقیاس تعهد را 57/0 برآورد کرد. در پژوهش رحیم زاده(1393) نیز ضریب آلفای کرونباخ برای سبک اطلاعاتی 63/0، سبک هنجاری 56/0، سردرگم/ اجتنابی 66/0 و میزان تعهد 63/0 برآورد شد و برای پایایی کل آزمون ضریب آلفای 71/0 بدست آمد.

یافته‌ها

در پژوهش حاضر، جهت بررسی نرمال بودن، از ضریب کجی و ضریب کشیدگی استفاده شد. نتایج ضریب کجی و ضریب کشیدگی طبق جدول ۱ نشان داد که با توجه به معیار نرمال بودن، متغیرهای پژوهش همگی دارای قدر مطلق ضریب کجی و ضریب کشیدگی کوچکتر از 3 هستند و لذا تخطی از نرمال بودن داده­ها قابل مشاهده نیست. پیش فرض­های استقلال خطاها و هم خطی چندگانه بین متغیرهای پیش بین مورد بررسی قرار گرفت که نشان داد با توجه به اینکه شاخص دوربین- واتسون تحلیل در محدوده مطلوب قرار دارد(بین 5/1 تا 5/2)، فرض استقلال خطاها از همدیگر رعایت شده و با توجه به اینکه شاخص VIF هر یک از متغیرهای پیش بین کمتر از 5 قرار دارد، پس بین این متغیرها هم خطی چندگانه وجود ندارد. همچنین از روش روند خطی برای جایگزینی داده­های گمشده­ استفاده شد. داده­های پرت نمره­هایی هستند که در فاصله دورتری از سایر داده­ها قرار می­گیرند و از مقدار مورد انتظار بیشتر می­باشند. نتایج نشان داد که در مورد نمره­های مربوط به این فرضیه ، 3 آزمودنی دارای انحراف معیار بالاتر یا پایین­تر از میانگین به طور معنادار بودند و لذا در تحلیل فرضیه­ها این افراد حذف شدند. همچنین، جهت بررسی داده­های پرت چند متغیری، فاصله ماهالانوبیس برای متغیرهای پیشبین محاسبه شد. کمترین و بیشترین مقدار فاصله ماهالانوبیس درمورد متغیرهای این فرضیه به ترتیب 07/ 0 و ۷۴/۱۴ به دست آمده­اند و با توجه به اینکه بیشترین مقدار فاصله ماهالانوبیس از مجذور خی جدول با درجه آزادی مرتبط با این فرضیات کوچکتر است، لذا وجود داده­های پرت چند متغیری در داده­های جمع­آوری شده مشهود نمی­باشد.

جدول ۱. شاخص­های توصیفی متغیرهای پژوهش

         متغیرها

میانگین

انحراف استاندارد

کمینه

بیشینه

کجی

کشیدگی

قصد رفتاری

63/11

28/ ۳

3

15    

45/0-

38/0 -

هویت

48/130

90/11

89

187

۰۴/۱

31/0 -

ارزش مداری

66/24

37/ 3

14

30

73/0-

۱۲/۱

خودمحوری

87/29               

27/6

12

50

83/ 0

14/ ۰

تعهد اخلاقی

86/29

۲۵/۵

11

40

59/۰ 

94/0

مسئولیت شناسی

57/39

۴۹/۷

19

55

71/0-

78/۰

هنجار اخلاقی

98/123

۲۸/۱۹

62

175

69/۰

60/0

تعداد نمونه = 316

    میانگین، انحراف استاندارد، کمینه و بیشینه نمرات هر متغیر در جدول قابل مشاهده است. شاخص­های کجی و کشیدگی در جدول ۲  نشان می دهند که توزیع هیچ یک از متغیرها خارج از حالت نرمال نیست.

در این مطالعه جهت بررسی فرضیه مبنی بر نقش میانجی هویت در رابطه هنجار اخلاقی و قصد رفتاری برای اهدای خون، مدل سازی معادلات ساختاری صورت گرفت. نتایج مربوط به ماتریس همبستگی مربوط به این تحلیل در جدول شماره ۲ نشان داده شده است.

جدول ۲. ماتریس همبستگی قصد رفتاری برای اهدای خون، هنجار اخلاقی و هویت

                      متغیرها                                           

1

2

3

4

۱ - قصد رفتاری اهدای خون

1

 

 

 

      ۲  - هنجار اخلاقی

** 15/0

1

 

 

             ۳- هویت

** 28/0

** 48/0

1

 

 

    همانطور که نتایج مندرج در جدول ۲  نشان می­دهد، قصد رفتاری اهدای خون با هنجار اخلاقی(15/۰) و هویت( 28/0) دارای همبستگی مثبت معنادار در سطح 01/۰  بود. قبل از تحلیل داده­های مربوط به این فرضیه، برای اطمینان از اینکه داده­ها مفروضه­های زیربنایی مدل معادلات ساختاری را برآورد می­کنند، به بررسی آنها پرداخته شد. بدین منظور سه مفروضه معادلات ساختاری شامل: داده­های گمشده، بررسی داده­های پرت و نرمال بودن مورد بررسی قرار گرفتند که در بالا توضیح داده شد.

همچنین بر اساس نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف، برای متغیرهای( قصد رفتاری  ۲۳/۱ = Z )، ( هویت  ۰۳/۱ = Z )، (ارزش مداری  ۴۱/ .  = Z)، (خودمحوری ۵۸/ . = Z)، ( تعهد اخلاقی  ۱۶/۱ = Z)، ( مسئولیت شناسی ۸۸/ . = Z)، ( هنجار اخلاقی ۹۵/ . = Z)، در سطح معناداری  ۰۵/۰ P  >، گویای نرمال بودن توزیع پراکندگی متغیرهای پژوهش بوده است.

جهت آزمودن الگوی پیشنهادی نقش میانجی هویت در رابطه قصد رفتاری برای اهدای خون و هنجار اخلاقی از روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد. الگوی پیشنهادی این فرضیه در مجموع 3 متغیر دارد که هنجار اخلاقی به عنوان متغیر پیش­بین (مستقل)، قصد رفتاری برای اهدای خون به عنوان متغیر ملاک(وابسته) و متغیر هویت به عنوان متغیر میانجی است. برازندگی الگوی پیشنهادی بر اساس ترکیبی از سنجه ­های برازندگی جهت تعیین کفایت برازش الگوی پیشنهادی با داده­ها مورد استفاده قرار گرفتند که نتایج آن در جدول ۳ گزارش شده است.

جدول ۳. شاخص­های برازش مدل نقش واسطه­ای هویت در رابطه بین هنجار اخلاقی و قصد رفتاری برای اهدای خون

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

          X2          df          P           X2/df           RMSEA            GFI         AGFI         CFI        TLI          IFI            NFI

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

      53/22          ۱۷         05/0>            32/1                   003/0                 97/0              9۶/0            9۰/0            9۴/0           9۱/0             ۸۸/0

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

    با توجه به اطلاعات مربوط به جدول ۳، ارزش مجذور خی برابر با 53/22 بوده و در سطح 01/۰ P < معنادار است. با توجه به بالا بودن نمونه پژوهش، مقدار نسبت خی دو بر درجه آزادی محاسبه شد که مقدار آن برابر 32/1 بود و بر این اساس که این شاخص نباید بیش از بیش از 3 باشد تا الگو مورد تأیید قرار گیرد. با توجه به اینکه نسبت مجذور خی به درجه آزادی کمتر از 3 می­باشد، می­توان گفت که داده­های به دست آمده با الگوی فرضی مطابقت دارند. با توجه به شاخص­های ارزیابی برازندگی الگو به ویژه نسبت مقدار خی دو به درجه آزادی برابر با 32/۱، شاخص(نیکوئی برازش، GFI) [53] برابر با  97/0، شاخص (شاخص نیکویی برازش تعدیل شده، AGFI) [54] برابر با 96/۰، شاخص (شاخص برازش تطبیقی، CFI)[55] برابر با 90/0، شاخص (شاخص توکرلوییس، TLI) [56] برابر با 94/۰، شاخص(شاخص برازش افزایشی، IFI) [57] برابر با 91/0، شاخص (شاخص برازش هنجارشده یا شاخص، NFI) [58]برابر با 88/0 و شاخص (ریشه میانگین مربعات خطاهای تخمین، RMSEA)[59] برابر با 003/۰، می­توان گفت الگو از برازش خوبی برخوردار است. همچنین پارامتر اصلی  این مدل یعنی نقش میانجی هویت در رابطه هنجار اخلاقی و قصد رفتاری برای اهدای خون و واریانس خطای هر خرده مقیاس در شکل و جداول زیر گزارش شده است:

 

شکل ۱. مدل معادله ساختاری نقش میانجی هویت در رابطه با هنجار اخلاقی و قصد رفتاری برای اهدای خون

جدول ۴. برآورد اثرات کل، مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر قصد رفتاری برای اهدای خون

                    مسیرها                                                                 قصد رفتاری برای اهدای خون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                 

                                                            b               SE                 B                 P       نسبت بحرانی       R2         RE        

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                            هنجار اخلاقی                  ۲۷ / .            ۲۵./ .                ۲۱/ ۰         ۰۱ / ۰           ۲۲ /  ۵           -               

اثر مستقیم            ـــــــــــــــــــ                                                                                                ۷۸/۰  

                                 هویت                     ۲۲ / ۰          ۱۷ ۰ /             ۱۸ / ۰          ۰۱ / ۰          ۶۳ / ۴            -           

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اثر غیر مستقیم         هنجار اخلاقی                   23 / 0         037 / 0           10 / 0           01 / 0           -                 ـ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اثر کل                  هنجار اخلاقی                    56 / 0         ۱۰۷ / ۰            31 / 0          ۰۱ / ۰            -              ۲۲ / .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طبق نتایج جدول ۴، ضریب مسیر مستقیم هنجار اخلاقی به قصد رفتاری برای اهدای خون ( 01 / 0 ≥ P  ، 21 / 0 β = ) و هویت به قصد رفتاری برای اهدای خون (01 / 0 ≥P  ، 18/0 β = ) در سطح 01/0 معنادار است . ضریب مسیر غیرمستقیم هنجار اخلاقی به قصد رفتاری برای اهدای خون ( 01 / 0 ≥P  ، 10/0 β = ) در سطح 01/0 معنادار است. ضریب مسیر کل بین هنجار اخلاقی و قصد رفتاری برای اهدای خون در سطح 01/0 معنادار است ( 01/0 ≥  P، 31 / 0 β = ). همچنین ضریب تعیین این مسیر برابر با 22/0 بود که به بیان دیگر هنجار اخلاقی و هویت با ۷۸/۰ خطای باقی‌مانده ، مجموعاً 22 درصد از واریانس متغیر قصد رفتاری برای اهدای خون را تبیین می­کند.

در این پژوهش ، به علت وجود متغیر میانجی، برای بررسی روابط غیرمستقیم متغیرها از روش بوت استرپ  ماکرو استفاده شد. جدول ۵ آزمون میانجی­گری چندگانه روابط غیرمستقیم را با استفاده از روش بوت استراپ برای کل نمونه نشان می­دهد.

جدول ۵ . آزمون میانجیگری چندگانه رابطه غیرمستقیم برای کل نمونه با استفاده از روش بوت استراپ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                         مسیر                                     داده              بوت             سوگیری           خطا          حد پایین          حد بالا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا اثرهنجار اخلاقی بر قصد رفتاری                          ۴۱۶ ۰/.         ۴۱۸ ۰/.             ۰۰۰۲/.           ۰۰۳/.          ۳۱ ۰/ .            ۵۲ ۰/.

اهدای خون با نقش واسطه ای هویت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همانطورکه در جدول 5 مشاهده می­شود، حد بالا و پایین رابطه غیرمستقیم هنجار اخلاقی بر قصد رفتاری برای اهدای خون به واسطه هویت، صفر را دربرنمی­گیرد که به معنی آن است که این مسیر غیرمستقیم در کل نمونه، معنی­دار است. اگر متغیر مستقل به طور همزمان از هر دو طریق مستقیم و غیرمستقیم بر وابسته اثر بگذارد؛ متغیر میانجی، تأثیر مستقل بر وابسته را به طور جزیی میانجی گری می کند؛ اما اگر با حضور متغیر میانجی، تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته دیگر معنادار نبود، به این معنی است که مسیر غیر مستقیم تمام تأثیر مستقل بر وابسته را جذب کرده و متغیر میانجی رابطه مستقل بر وابسته را بطور کامل میانجیگری می کند. مطابق نتایج بوت استرپینگ، هویت تاثیر مثبت هنجار اخلاقی بر قصد رفتاری برای اهدای خون را به طور جزیی میانجی گری می کند.

 

بحث و نتیجه‌گیری

این پژوهش به پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران پرداخته است. در ابتدا در ارتباط با تامین خون سالم و کافی در جامعه، بیان می شود که شکاف عرضه و تقاضا برای خون و فرآورده های خونی با پیر شدن جمعیت(میتچل و واکر[60]،۲۰۲۰) و کاهش در اهداکنندگان جوان(گریناچر، فندریچ، الپن وهوفمن[61]، ۲۰۰۷، لمنز و همکاران، ۲۰۰۵) و اولین بار(کارتر، ویلسون، ردپت، هایس ومیتچل[62]،۲۰۱۱) افزایش می یابد. در سطح بین‌المللی، تنها ۵/۲۶% تا ۳/۶۵% از اهداکنندگانی که برای اولین بار خون اهدا می‌کنند طی 2 سال (ماسر، رایت، جرماین، گرگوری، گلدمن و همکاران[63]، ۲۰۲۰) بازمی‌گردند و اهداکنندگان در هر مرحله از فعالیت اهداکنندگی خود در معرض خطر عدم بازگشت هستند. برای اهداکنندگان مستمر، رفتار اهدایی گذشته بهترین پیش بینی کننده رفتار اهدای خون در آینده است(فرگوسن و بی بی[64]، ۲۰۰۲). حتی  اهداکنندگان تازه کار که 12 ماه اول کار اهدایی انها تایین کننده مهمی است و اهداکنندگانی که چندین اهدا انجام می دهند در مقایسه با کسانی که یک بارتنها اهدا می کنند، انها احتمالا به طور قابل توجهی بیشتر به اهدای مستمر ادامه می دهند (اسکریبر، شارما، رایت، گلین، اونبای و همکاران[65]، ۲۰۰۵). بنابراین، افزایش حفظ اهداکننده از طریق مداخلات متمرکز بر حفظ رفتار اهدای خون یکی از روش‌های افزایش عرضه خون است.  برخی عوامل تاثیرگذار برمورد ذکر شده بالا بررسی هویت و هنجار اخلاقی هستند.

در یک بررسی نظریه هویت از رفتار اهدایی، اهداکنندگان خون برای اولین بار و تازه کار در ابتدا عمدتاً توسط عوامل بیرونی مانند فشار اجتماعی تشویق به اهدا می شوند ( تری، هاگ و وایت[66]، ۱۹۹۹، گراب و پیلیاوین[67]، ۲۰۰۰). با این حال، از آنجایی که اهداکنندگان تازه کار به اهدای خون ادامه می‌دهند، از طریق افزایش شناخت با فرایند اهدای خون، هویت نقش(خودپنداره مبتنی بر نقش انجام شده) پیدا می‌کنند. با اهدای مستمر، هویت نقش اهداکننده شناخته شده و بنابراین، یک هویت خود(هویت نقش خود تعریف‌کننده) در اهداکننده خون ایجاد می گردد(گراب و پیلیاوین، ۲۰۰۰، ماسر، وایت، هاید، تری و رابینسون [68]، ۲۰۰۹). بنابراین هویت خود واسطه ارتباط میان رفتار اهدایی گذشته و آینده می باشد. بر اساس نظر  وورز و همکاران (وورز، ویگبولداس، وانبارن و ولدهوایزن[69]، ۲۰۱۴) هویت فردی به طور قطع با بازگشت اهداکنندگانی که قبلاً بیش از 10 اهدا کرده بودند، مرتبط است. مطالعات پیشین همچنین رابطه مستقیمی را بین هویت اهداکننده خون و قصد قوی‌تر برای اهدا نشان می‌دهد(کالرو[70] ، ۱۹۸۵، چارنگ، پیلیاوین و کالرو[71] ،۱۹۸۸). بنابراین، نظریه هویت، توضیحی ساده برای حفظ اهداکننده به این شکل که از طریق اهدای مکرر، فرد خود را به عنوان یک اهداکننده خون دانسته و هویتی فردی وی، اهدای آتی را پیش بینی می‌کند، ارائه می‌کند. اگرچه، تئوری هویت، تجربه اهداکننده خون را دراقدام خیرخواهانه در نظر نمی گیرد، اما این امر اهمیت دارد که متغیرهای ملاک مانند اعتبار فردی و رضایت اهداکننده هر دو باعث افزایش برجستگی هویت شده اند(ارنت، جرمن و هانت[72]، ۲۰۰۳، بونیگ و هلمیگ[73]، ۲۰۱۳). با وجود موارد ذکر شده، مداخلات ارتقای هویتی فردی و بازگشت اهداکننده محدود بوده است. در یک مطالعه واحد، (کالیر و کالرو[74]،۲۰۰۵) نشان دادند که برجستگی هویت نقش دانش‌آموزان دبیرستانی به شکل یک چرخه از طریق مدل‌سازی رفتار دوره ای انها در 18 جلسه 6 هفته ای قابل انجام است. با این حال، اگرچه شدت این مداخله قابلیت فرایند انتقال خون را محدود می کند، اما باعث کاهش موانع و مدت زمان تماس با اهداکنندگان می شود. به این ترتیب، نیاز به توسعه روش‌های جدید برای تقویت هویت اهداکنندگان خون برای انگیزه بیشتر و حفظ رفتار اهدای خون وجود دارد. آینزورث (۲۰۲۰) در بررسی حس مالکیت روانشناختی در شرایط خیرخواهانه در مقایسه با دریافت پاداش، نشان داد که رفتار داوطلبانه پیشین که ارتباط مثبتی نیز با اهداف آتی برای داوطلب شدن برای اهدا دارد، به طور قطع با احساس مالکیت روانشناختی در شرکت کنندگان همراه می باشد. (ادواردز و همکاران ،۲۰۲۳) نیز به طور ویژه، بیان می کنند که مشارکت قبلی اهداکنندگان در اهدای خون احتمالا با حس مالکیت روانشناختی در انها در شرایط خیرخواهانه همراه می باشد که متعاقباً با هویتشان به عنوان یک اهداکننده خون که به نوبه خود، با مقاصد آینده اهدا مرتبط خواهد بود، ارتباط مثبت خواهد داشت. البته این مطالعه نمی تواند ارزیابی کند که آیا احساس مالکیت روانشناختی باعث هویت اهداکننده می شود یا بالعکس، اما این الگوی نتایج حمایت اولیه را از اهمیت حس مالکیت روانشناختی در یک مدل هویتی رفتار اهدایی فراهم می کند. با توجه به عدم وجود مداخلات مؤثر که مستقیماً هویت اهداکننده خون یا ساختارهای مرتبط با هویت اهداکننده را مورد هدف قرار می دهد، مداخلات پیشین مربوط به حس مالکیت روانشناختی ممکن است راهی مؤثر برای تقویت هویت و بهبود حفظ اهداکننده خون باشد. در نهایت بر اساس تحقیقات مختلف، می توان گفت متعیرهای نظریه هویت در پیش بینی پذیری رفتارهای کمک رسان مانند اهدای خون موفق بوده است و عامل هویتی، می تواند نقش موثری برتعداد اهداکنندگان مختلف خون و اقدام به اهدای انان داشته باشد.   

بحث هنجارهای اخلاقی، در مورد طیفی از رفتارهای کمک رسان مانند اهدای خون که به طور معمول به طبقه بزرگی از رفتارهای داوطلبانه ای اشاره دارد که با هدف کلی نفع رسانی به دیگران انجام می شود(برونل، اسوتلووا و نیکولز، ۲۰۰۹[75]، ایزنبرگ، فابیس و اسپینارد[76]، ۲۰۰۶) کاربرد دارد. در تحقیقات مختلف نیز اثربخشی هنجارهای اخلاقی دررفتارهای یاری رسان اثبات شده است. برای مثال در پژوهش(لی، مااوولیو[77]، ۲۰۲۲) هنجار اخلاقی با قصد اهدای آنلاین و رابطه کمک رسانی رابطه مثبت داشته است. در مطالعه(وایت ، استارفلت ساتن و زائو[78]، ۲۰۲۳) هنجاراخلاقی به عنوان یک عامل موثر افزوده در مدل گسترده رفتار برنامه ریزی شده در رفتارهای کمک رسان مانند اهدای  عضو و خون و.. بوده است. در تحقیق (حسن زاده، فراهینی، اکبری، اقا حسینی و پیرزاده، ۱۳۹۲)، هنجار اخلاقی  با قصد اهدای خون رابطه مثبتی داشته است. در مطالعه (چن، زانگ، زو و ایکسیااو[79]، ۲۰۲۱) باورهای بودایی رابطه مثبتی با قصد اهدای خون داشته و عامل اخلاقی واسطه این رابطه می باشد. در بررسی یانگ (۲۰۲۰) نیز، هنجار اخلاقی در تصمیم گیری ارادی اخلاقی و رفتار یاریگرانه تاثیر بسزایی داشته است. بر اساس مدل فعال سازی هنجاری شوارتزر، سه نوع متغیر برای پیش بینی رفتار جامعه پسند مانند اهدای خون مطرح می باشد. متغیر اول هنجارهای شخصیتی و اشاره به حس تعهد اخلاقی به انجام یا عدم انجام عمل خاص اشاره دارد(شوارتز و هووارد ،۱۹۸۱). متغیر دوم آگاهی از پیامدهای یک رفتار و آگاه بودن از رفتار نامطلوب با جامعه مد نظر است و متغیر سوم "پذیرفتن مسئولیت رفتار" و پیامدهای منفی دارد ان هم مادامی که جامعه پسند رفتار نکنیم. در مورد متغیرهای دوم و سوم مدل شوارتزر، برخی محققان معتقدند متغیر"آگاهی از پیامدهای منفی رفتار"  پیش از متغیر "پذیرفتن مسئولیت آن" رخ می دهد و همچنین متغیر"پذیرفتن مسئولیت رفتار"  قبل از هنجار شخصی بروز می کند و این متغیر نیز بر رفتار تاثیر گذار است، در حالیکه سایر پژوهشگران بر این باورند تاثیر هنجار شخصی بر روی رفتار جامعه پسند به واسطه دو متغیره فوق الذکر در سطح اعتدال قرار می گیرد. بر اساس این مدل، عوامل آگاه بودن به نتایج رفتار و پذیرفتن مسئولیت در جهت کاهش مغایرت رفتار با هنجارهای اخلاقی عمل می کنند. شواهد در رابطه با این الگوی پیشنهادی تا اندازه ای ضد و نقیض هستند، در برخی تحقیقات نتایج مبنی بر تاثیرگذار بودن این نوع تعامل ارائه شده(شوارتز، ۱۹۶۸)، در حالیکه در بعضی تحقیقات چنین نتایجی به دست نیامده است(هبرلین[80]، ۱۹۷۵؛ شوارتز و کلاسن، ۱۹۷۰). بنابراین  نمی توان مطمئن بود آیا این دو عامل تاثیر افزایشی یا متقابل بر روی روابط بین هنجار اخلاقی و رفتار حقیقی دارند. اینطور به نظر می رسد این دومعیار،  بسته به میزان تاثیر هنجار و نوع رفتار،  نقش های متفاوتی در فرایند فعال سازی هنجاری ایفا می کنند(وان لیر و دانلپ[81]، ۱۹۷۸). همچنین بر اساس پیش بینی این مدل، رفتاری که با هنجارهای اخلاقی محرز مطابقت ندارد بیشتر در مواقعی رخ می دهد که افراد یا پیامدهای چنین رفتاری را انکار می کنند یا مسئولیت پیامدهای منفی آن را بر عهده نمی گیرند (هبرلین،۱۹۷۲). مثلا در مطالعه (سوسانتو، موسادیک و ایکبال،۲۰۲۲) افراد تنها در صورتی حاضر به اهدا کردن می شوند که برایشان نفعی به دنبال داشته و در فبال ان چیزی دریافت کنند. به طور کلی، در مورد پژوهش‌های مربوط به رفتار یاری رسان مانند اهدای خون باید بگوییم، هر جا هنجارهای اخلاقی به طور کامل رعایت می شوند، پژوهش ثابت می کند که این دو عامل تاثیر متقابلی بر روابط بین هنجاراخلاقی و رفتار دارند.

در بحث از تاثیر هویت و هنجارهای اخلاقی قصد به اهدای خون نیر، در مطالعه حسن زاده و همکاران (۱۳۹۲)، عوامل موثربر اهدای خون مستمر در اهداکنندگان خون در شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد هر دوعامل با قصد به اهدای خون مرتبط هستند ولی عامل هویتی ارتباط قوی تری با قصد اهدای خون دارد. در پژوهش حاضر نیز عامل هویتی ارتباط بیشتری با قصد اهدای خون در مقایسه با فاکتور هنجار اخلاقی داشته است. در بررسی یانگ (۲۰۲۰) نیز، هویت و هنجار اخلاقی در تصمیم گیری های ارادی اخلاقی و رفتار یاریگرانه موثر بوده اند ولی عامل هویتی رابطه قوی تری را نشان داده است. به طور کلی می توان گفت هویت در رفتارهای کمک رسان مانند اهدای خون نقش موثرتری را نسبت به هنجارهای اخلاقی ایفا می کند.

در پایان با توجه به اندک بودن پژوهش های خارجی و به ویژه داخلی انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق و با توجه به توصیفی بودن طرح مطالعه حاضر، می بایست تعمیم نتایج با احتیاط صورت گیرد. به همین علت پیشنهاد می شود در پژوهش های خارجی و به ویژه داخلی دیگر به نقش و اهمیت متغیرهای هویت و هنجار اخلاقی در سایر شهرها وجوامع مختلف در قصد به اهدای خون بیشتر پرداخته شود. همچنین توصیه می گردد از پرسش نامه های جدیدتر و منطبق تر با موضوع تحقیق استفاده گردد. علاوه بر این پیشنهاد می شود اموزش های مختلفی از طریق رسانه های مختلف تبلیغاتی در جهت شناخت خود هویتی و هنجارهای اخلاقی در افراد جامعه و در نتیجه ترویج اهدای داوطلبانه خون در انان صورت گیرد.

 

[1] . World Health Organization

[2] . Seheult, Bahr, Spinella, Triulzi, &Yazer

[3] . Perelman,  Fergusson, Lampron, Mack, Rubens & et al

[4] . Personal identity

[5] . self-identity

[6] . Masser ,White, Hyde, & Terry

[7] . Piliavin

[8] . White, Poulsen, &Hyde

[9] . Thorpe, Masser, Jensen, Van Dyke & Davison

[10] . Edwards,  Barbara M. Masser &Barlow

[11] . Ainsworth

[12] . Becker

[13] . Chapman, Hornsey &Gillespie

[14] . Zhang 

[15] . FeldmanHall, Son &Heffner

[16] . House

[17] . Schein & Gray

[18] . Ho, MacGlashan, Littman &Cushman

[19] . Schwartz

[20] . Pinto

[21] . Dovidio , & Penner

[22] . Wertag, A., & Bratko

[23] . Tomasello

[24] . Bartal, Decety & Mason

[25] . Aronson, Wilson &Akert

[26]  . Baron

[27] .Batson, Thompson &Chen

[28] . Staub

[29] . Norm - Activation Model

[30] . Zuckerman  &  Reis 

[31] . Schwartz & Fleishman

[32] . Schwartz  & Howard

[33] . Schwartz  , & Clausen

[34] . Schwartz & David  

[35] . Yang, Cai, Bi, Chen, Guo & et al

[36] . Susanto, Musadieq & Iqbal

[37] . Konrath , & Handy

[38] . Snelling

[39] . Asamoah – Akuoko, Hassall, Bates & Ullum

[40] .  Godin, Sheeran, Conner, Blondeau, Gagné & et al

[41] .Armitage & Conner

[42] . Lemmens, Abraham, Hoekstra, Ruiter, De Kort & et al

[43] . Roberts, Field, Delaney & Bates

[44] .Moral norms questionnaire

[45] . Content Validity Index

[46] . Content Validity Ratio

[47] . Kaiser – Meyer - Olkin Measure of sampling adequancy

[48] . Bartlett's Test of Sphericity

[49] . Berzonsky Identity Style Questionnaire

[50] . Berzonsky

[51] . Coronbach Alpha Coeficient

[52] . Bennion  & Adams

[53] - Goodness of fit index

[54] - Adjusted Goodness Fit Index

[55] - Comparative Fit Index

[56] - Tucker-Lewis index

[57] - Incremental Fit Index

[58] - Normed Fit Index

[59] - Root Mean Square Error of Approximation

[60] . Mitchell  & Walker

[61] . Greinacher, Fendrich, Alpen & Hoffmann

[62] . Carter, Wilson, Redpath, Hayes & Mitchell

[63] . Masser, Wright, Germain, Grégoire, Goldman & et al

[64] . Ferguson  & Bibby

[65] . Schreiber, Sharma, Wright, Glynn, Ownby & et al

[66]. Terry, Hogg &White

[67] . Grube  & Piliavin

[68] . Masser, White, Hyde, Terry & Robinson

[69] . Wevers, Wigboldus, van Baaren &Veldhuizen

[70] . Callero

[71] . Charng, Piliavin & Callero

[72] . Arnett,  German & Hunt

[73] . Boenigk & Helmig

[74] . Collier & Callero

[75] . Brownell, Svetlova & Nichols

[76] . Eisenberg, Fabes & Spinrad

[77] . Li, Mao & Liu

[78] . White, Starfelt Sutton & Zhao

[79] . Chen, Zhang, Zhou & Xiao

[80] . Heberlein

[81] . Van Liere & Dunlap

- تقوی زاده، مهدی؛ اکبری، بهمن؛ حسین خانزاده، عباسعلی؛ و مشک بیدحقیقی، محسن. ( 1398). مقایسه اثربخشی درمانهای شناختی–رفتاری و پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و مسئولیت پذیری افراطی اختلال شخصیت وسواس- جبری. فصلنامه پژوهشهای کاربردی روانشناختی، ۱۰(۲)، ۱۳۶-۱۱۹.   
-   حسن زاده، اکبر؛ فراهینی، فلورا؛ اکبری، ناهید؛ اقا حسینی، مصطفی و پیرزاده، اسیه (139۲). عوامل مؤثر بر اهدای خون مستمر در اهداکنندگان استان اصفهان مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده. فصلنامه خون،۱۰(۲)، ۱۸۹–۱۸۲.
-   رحیم زاده، صغری (1393). رابطه هوش هیجانی و سبک های هویت با انگیزه پیشرفت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه (پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره و راهنمایی)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه.  
-  صفاری نیا، مجید؛ اقایوسفی، علیرضا و ایمانی فر، حمیدرضا (۱۳۹۵). پیش بینی کننده های شخصیتی و خلقی جامعه پسندی. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران. ۵(۲)، ۲۷۱. -۲۵۵.
- صفاری نیا، مجید (۱۳۹۴). آزمونهای روانشناسی اجتماعی و شخصت. تهران: انتشارات ارجمند 
صیدی، ستار؛ احمدیان، حمزه و صفاری نیا، مجید (۱۳۹۸). مدل ارتباط دیدگاه گیری اجتماعی و خودکنترلی با شخصیت جامعه پسند با نقش واسطه ای همدلی عاطفی. فصلنامه علمی پژوهشی شناخت اجتماعی، ۸(۲ و۱۶) ،۸0-۹0.
-   علوی‌زاده  سارا و توزنده‌جانی، حسن (139۶). سبک های یادگیری، سبک های هویتی. چاپ اول، تهران: گیوا.
-   غضنفری، احمد (1383). بررسی تأثیر هویت و راهبردهای مقابله ای بر سلامت روانی دانش آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی شهر اصفهان(رساله دکتری)، دانشگاه علامه طباطبایی.
-  مسعونیا، ابراهیم (۱۴۰۲). بررسی عوامل مرتبط با رفتار یاریگرانه در سازمان بهزیستی استان گیلان. فصلنامة علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، ۲۳(۸۹)، ۳۳۸-۲۸۹.
  
-   Ainsworth, J. (2020). Feelings of ownership and volunteering: examining psychological ownership as a volunteering motivation for nonprofit service organisations. Journal of Retailing and Consumer Services, 52, 1019-31. Doi:10.1016/j. jretconser. 2019.101931.
-   Armitage, C.J., & Conner, M. (2001). Social cognitive determinants of blood donation. Journal of Applied Social Psychology, 31(7),1431–1457. DOI:10.1111/j.1559–1816.2001.tb02681.x.
-   Arnett, D.B., German, S.D., & Hunt, S.D. (2003). The identity salience model of relationship marketing success: the case of nonprofit marketing. J Mark, 67(2),89–105. Doi:10.1509/jmkg.67.2.89. 8614.
-   Aronson,E, Wilson, T. D.,&Akert, R.M.(2010). Social Psychology (7th Edition). Pearson Prentice Hall, Upper Saddle River.
-   Asamoah–Akuoko, L., Hassall, O.W., Bates, I., & Ullum, H. ( 2017 ). Blood donors’ perceptions, motivators and deterrents in Sub-Saharan Africa—A scoping review of evidence. British Journal of Haematology, 177( 6),864– 877. PMID:28542841, DOI:10.1111/ bjh.14588.
-   Baron, J. (1997). The illusion of morality as self–interest: A reason to cooperate in social dilemmas. Psychological Science , 8(4),330–335. Doi:10.1111/j.1467–9280.1997.b00448.x.
- Bartal, I.B-A., Decety, J. & Mason, P. (2011). Empathy and Prosocial behavior in rats. Science Magazine, 334( 6061), 1427-1430. PMID: 22158823, DOI: 10.1126/science.1210789 .
-    Batson, C.D., Thompson, E.R., & Chen, H. (2002). Moral hypocrisy: Addressing some alternatives. Journal of Personality and Social Psychology, 83(2),330–339.  PMID:12150231, DOI:10.1037//0022–3514. 3. 2.330.
-    Becker, A. (2018). An experimental study of voluntary nonprofit accountability and effects on public trust, reputation, perceived quality, and donation behavior. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 47(3),562– 82 . Doi:10.1177/0899764018756200.
-     Bennion, L., & Adams, G.R. (1986). A revision of the extended version of the objective measure of ego identity status: An identity instrument for use with late adolescents. Journal of Adolescent Research, 1(2),183 –197. Doi:10.1177/074355488612005.
-    Berzonsky, M.D. (1989). Identity style:Conceptualization and measurement. Journal of Adolescent Research , 4(3), 268–282. Doi:10. 1177/ 074355488943002.
-     Berzonsky, M.D., & Kuk, L. (2000). Identity status and identity processing style and the transition to University . Journal of Adolescent Research, 15(1),81– 98. Doi:10.1177/743558400151005.
-   Boenigk, S., & Helmig, B. (2013). Why do donors donate? Examining the effects of organizational identification and identity salience on the relationships among satisfaction, loyalty, and donation behavior. Journal of Service Research, 16(4),533–48. DOI:10. 177/1094670513486169.
-    Brownell, C.A., Svetlova, M., & Nichols, S. (2009). To share or not to share: When do toddlers respond to another’s needs?  Infancy, 14(1),117–130. PMID:22639549, Doi:10.1080/15250000802569868.
-    Callero, P.L. (1985). Role–Identity salience. Social psychology quarterly, 48(3), 203–15. Doi.org/10. 2307 /3033681.  
-    Carter, M.C.,Wilson, J., Redpath, G.S., Hayes, P., & Mitchell, C. (2011). Donor recruitment in the 21st century: challenges and lessons learned in the first decade. Transfusion and Apheresis Science, 45(1),31–43. Doi:10.1016/j.transci.2011.06.001.
-    Chapman, C.M., Hornsey, M.J., & Gillespie, N. (2021). To what extent is trust a prerequisite for charitable giving? A systematic review and metaanalysis. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 50(6),1274–303. Doi:10.1177/08997640211003250.
-    Charng, H.W., Piliavin, J.A., & Callero, P.L. (1988). Role identity and reasoned action in the prediction of repeated behaviour. Social psychology quarterly, 51(4),303–17. Doi:10.2307/2786758.
-    Chen, L., Zhang, S., Zhou,Y., & Xiao, M. (2021). How Buddhist beliefs relate to blood donation intention: The role of moral attentiveness and self–monitoring. Journal of Applied Social Psycholog, 51(6),610–621. Doi:10.1111/jasp.12763.
-    Collier, P., & Callero, P. (2005). Role theory and social cognition: learning to think like a recycler. Self and Identity, 4(1),45–58. Doi:10.1080/13576500444000164.
-    Dovidio, J.F., & Penner, L.A. (2004). Helping and altruism. In M.B.Brewer & M. Hewston (Eds.), Emotion and motivation: perspectives in social psychology (pp.247-80). Malden(MA): Blackwell. DOI:10.1002/ 9780470998557.ch7.
-    Edwards, A.R.A., Barbara, M., Masser, B.M. , & Barlow, F.K. (2023). Psychological ownership and identity motives in blood donation. Vox Sanguinis, 118,616–623. DOI:10.1111/vox.13479.
-    Eisenberg, N., Fabes, R.A., & Spinrad, T.L. (2006).  Prosocial development. In W. Damon & R.M. Lerner( series Eds.) & N. Eisenberg ( Vol.Ed.), Handbook of child psychology: Vol.3. Social,emotional, and personality development (6 th ed., pp.646–718). New York: John Wiley & Sons, Inc..
-    FeldmanHall, O., Son, J–Y., & Heffner, J. (2018). Norms and the flexibility of moral action. Personality Neuroscience, 1(15),1–14. Doi:10.1017/pen.2018.13.Providence: Cambridge University Press (Published online). PMID:32435734, Doi:10.1017/pen.2018.13.
-    Ferguson, E., & Bibby, P.A. (2002). Predicting future blood donor returns: past behavior,intentions,and observer effects. Health Psychology, 21(5),513–8. PMID:12211519, DOI:10.1037//0278–6133.21.5.513.
-    Godin, G., Sheeran,P., Conner, M., Blondeau, D., Gagné,C., et al .(2005). Factors explaining the intention to give blood among the general population. Vox Sanguinis, 89(3),140–149. PMID:16146506, DOI:10.111/j.1423– 0410.2005.00674.x.
-    Greinacher, A., Fendrich,K., Alpen, U., & Hoffmann, W. (2007). Impact of demographic changes on the blood supply: Mecklenburg-West Pomerania as a model region for Europe. Transfusion, 47(3),395–401. PMID :17319818, Doi:10.1111/j.1537–2995.2007.01129.x.
-   Grube, J.A., & Piliavin, J.A. (2000). Role identity, organizational experiences, and volunteer performance. Personality and Social Psychology Bulletin, 26(9),1108– 9. DOI:10.1177/01461672002611007.
-    Heberlein,T.A. (1975). Social norms and environmental quality. Paper presented at the annual meeting of the American Association for the Advancement of Science, New York.
-   Heberlein, T.A. (1972).The land ethic realized: Some social psychological explanations for changing environmental attitudes. Journal of Social Issues, 28(4),79–87. Doi:10.1111/j.1540–4560.1972.tb00047.x.
-    Ho, M.K., MacGlashan, J., Littman, M.L., & Cushman, F. (2017). Social is special: A normative framework for teaching with and learning from evaluative feedback. Cognition, 167,91–106. Doi:10.1016 /j.cognition.2017. 03.006.
-   House, B.R. (2018). How do social norms influence prosocial development ? Current Opinion in Psychology , 20,87–91. Doi:10.1016/j.copsyc.2017.08.011.
-   Konrath,S., &Handy, F. (2018). The development and validation of the motives to donate scale. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 47(2),347–375. Doi:10.1177/0899764017744894.
-    Lemmens, K.P., Abraham, C., Hoekstra, T., Ruiter, R.A., De Kort, W., Brug, J., et al. (2005). Why don’t young people volunteer to give blood? An investigation of the correlates of donation intentions among young nondonors. Transfusion, 45(6),945- 955. PMID:15934993, DOI:10.1111/j.1537–2995.2005.04379.x.
-   Li, W., Mao,Y., & Liu, C. (2022). Understanding the intention to donate online in the Chinese context: The influence of norms and trust. Cyberpsychology: Journal of Psychosocial Research on Cyberspace, 16(1), Article 7. Doi:10.5817/CP2022–1–7.
-   Masser, B.M.,Wright, S., Germain, M., Grégoire,Y., Goldman, M., O’Brien, S.F., et al. (2020).The impact of age and sex on first-time donor return behavior. Transfusion, 60(1),84–93. PMID:31837033, DOI:10.1111/trf.15627.
  -    Masser, B.M., White, K.M., Hyde, M.K., Terry, D.J., & Robinson, N.G. (2009). Predicting blood donation intentions and behavior among Australian blood donors: testing an extended theory of planned behavior model . Transfusion, 49(2),320–9. PMID:19040598, DOI:10.1111/j.1537-2995.2008.01981.x.
-    Masser, B.M,White, K.M., Hyde, M.K., & Terry, D.J. (2008). The psychology of blood donation: current research and future directions. Transfusion Medicine Reviews, 22(3),215–233. PMID:18572097, DOI:10.1016/j.tmrv. 2008.02.005.   
-    Mitchell, E., & Walker, R. (2020). Global ageing:successes, challenges and opportunities. British Journal of Hospital Medicine, 81(2),1–9. Doi:org/10.12968/ med.2019.0377.
-   Perelman, I., Fergusson, D., Lampron, J., Mack, J., Rubens, F., Giulivi, A., Tokessy, M., Shorr,R., & Tinmouth, A. ( 2021). Exploring peaks in Hospital Blood Component Utilization: A 10-year retrospective study at a large multisite academic centre. Transfusion Medicine Reviews, 35,37–45.
-   Piliavin, J.A. (1990). Why do they give the gift to life? A review of research on blood donors since 1977. Transfusion, 30(5),444–459. PMID:2193431, DOI:10.1046/j.1537–2995.1990.30590296381.x.
- Pinto, A., Dargani, N., Wheaton, M. G., Cervoni, C., Rees, C. S., & Egan, S. J. (2017). Perfectionism in obsessive–compulsive disorder and related disorder: what should treating clinicians know? Journal of Obsessive–Ompulsive and Related Disorder,12(1),102_108. DOI:10.1016/j.jocrd.2017.01.001.
-   Roberts, D.J., Field, S., Delaney, M., & Bates, I. (2016). Problems and approaches for blood transfusion in the developing countries. Hematology oncology clinics of North America, 30(2),477–495. PMID:27040966, DOI: 10.1016/j.hoc.2015.11.011.
-   Schein, Ch., & Gray, K. (2017). The theory of dyadic morality: Reinventing moral judgment by redefining harm. Personality and Social Psychology Review, 22(1),32–70. Doi:10.1177/1088868317698288.
-   Schreiber, G.B., Sharma, U.K., Wright, D.J., Glynn, S.A., Ownby, H.E., Tu, Y., et al. (2005). First year donation patterns predict long-term commitment for first-time donors. Vox Sanguinis, 88(2),114–21. PMID:15720609, DOI:10.1111/j.1423–0410.2005.00593.x.
-    Schwartz, S.H., & Clausen, G.T. (1970). Responsibility, norms, and helping in an emergency. Journal of Personality and Social Psychology, 16(2),299–310. DOI:10.1037/h0029842.
-    Schwartz, S.H., & David, A.B. (1976). Responsibility and helping in an emergency: Effects of blame, ability and denial of responsibility. Sociometry, 39(4),406–415. Doi:10.2307/3033505.
-  Schwartz, S.H., & Fleishman, J.A. (1982). Effects of negative personal norms on helping behavior. Personality and Social Psychology Bulletin, 8(1),81–8. Doi:10.1177/014616728281013.
-   Schwartz, S.H., & Howard, J. A. (1980). Explanations of the moderating effect of responsibility denial on the personal norm-behavior relationship. Social Psychology Quarterly, 43(4),441–446. Doi:10.2307/3033965.
-    Schwartz, S.H., & Howard, J.A. (1981). A normative decision-making model of altruism. In J.P. Rushton & R.M. Sorrentino(Eds.), Altruism and helping behavior: Social, Personality, and Developmental Perspectives (pp.189–211). Hillsdale:Lawrence Erlbaum.
-    Schwartz, S.H. (1968). Words,deeds, and the perception of consequences and responsibility in action situations. Journal of Personality and Social Psyochology, 10(3),232–242. DOI:10.1037/h0026569.
-    Schwartz, S.H. (1970). Elicitation of moral obligation and self-sacrificing behavior: An experimental study of volunteering to be a bone marrow donor. Journal of Personality and Social Psychology, 15(4),283–293. Doi:10.1037/h0029614 (a).  
-    Schwartz, S.H. (1970). Moral decision making and behavior. In J. Macauley & L. Berkowitz (Eds.),  Altruism and helping behavior. New York: Academic Press.(b)
-   Schwartz, S.H. (1973). Normative explanations of helping behavior: A critique, proposal, and empirical test. Journal of Experimental Social Psychology, 9(4),349–364. DOI:10.1016/0022–1031(73)90071-1.
-    Schwartz, S.H. (1977). Normative influences on altruism. In L. Berkowitz(Eds.), Advances in experimental social psychology. 10 th ed. (pp.221–279). New York: Academic Press.
-   Seheult, J.N., Bahr, M.P., Spinella, P.C., Triulzi, D.J. & Yazer, M.H. (2019). The dead sea needs salt water ... massively bleeding patients need whole blood: The evolution of blood product resuscitation. Transfusion Clinique Et Biologique, 26(3),174–179. PMID:31262629, DOI:10.1016/j.tracli.2019.06.003.
-   Snelling, P.C. (2014). Challenging the moral status of blood donation. Health care analysis, 22(4),340–365. PMID: 22983763, DOI:10.1007/s10728–012–0221–4.
-   Staub, E. (1978). Positive social behavior and morality. 1 th ed. New York: Academic Press.
-   Susanto, A., Musadieq, A., & Iqbal, M. (2022). Factors affecting donation behavior by considering religiosity as a moderating variable. International Journal of Economics and Management Systems, 7,149–160.
-   Terry, D.J., Hogg, M.A., & White, K.M. (1999). The theory of  planned behaviour: self-identity, social identity and group norms. British Journal of Social Psychology, 38(3),225–244. PMID:10520477, DOI:10.1348/014466699164149
-   Thorpe, R., Masser, B.M., Jensen, K., Van Dyke, N., Davison, T.E. (2019). The role of identity in how whole- blood donors reflect on and construct their future as a plasma donor. Journal of Community & Applied Social Psychology, 30(1),1–12. DOI:10.1002/casp.2429.
-   Tomasello, M. (2009). Why we cooperate. Cambridge,Mass: The MIT Press.
-   Van Liere, K.D., & Dunlap, R.E. (1978). Moral norms and environmental behavior: An application of Schwartz 's Norm-Activation Model to yard burning. Journal of applied social psychology, 8(2),147–18 . Doi: 10.1111/j.1559–1816.1978.tb00775.x.  
-  Wertag, A., & Bratko, D. (2019). In search of the prosocial personality: Personality traits as predictors of prosociality and prosocial behavior. Journal of Individual Differences, 40(1),55–62. Doi:10.1027/1614-0001/a000276.
-   Wevers, A., Wigboldus, D.H., van Baaren, R., & Veldhuizen, I.J. (2014). Return behavior of occasional and multigallon blood donors: the role of theory of planned behavior, self–identity, and organizational variables. Transfusion, 54(3 Pt 2),805– 813. PMID:23789972, DOI:10.1111/trf.12309.
-   White, K.M., Poulsen, B.E., & Hyde, M.K. (2016). Identity and Personality Influences on donating money, time and Blood. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 46(2),1-23. DOI:10.1177/0899764016654280.
-   White, K.M., Starfelt Sutton, L.C., & Zhao, X. (2023). Charitable donations and the theory of planned behaviour: A systematic review and meta-analysis. PLoS ONE,18(5),1-22. Doi:10.1371/journal.pone.0286053 .
-   World Health Organisation (WHO). Blood safety and availability age and gender of blood donors . Available online: https://www.who.int/en/news–room/fact–sheets/detail/blood–safety–and-availability(accessed on 10 December 2020) .
-   World Health Organization, International Federation of Red Cross and Red Crescent Societies. (2020). Towards 100% voluntary blood donation: A Global Framework for Action; WHO: Geneva, Switzerland, ISBN 978–92–4-159969–6.
-  Yang, M., Cai, J.Bi, J., Chen, K., Guo, Y., & Ye, H. (2023). Study on blood donation willingness and influencing factors of college students in a medical college. International Journal of Biology and Life Sciences, 4(1),9–14. DOI:10.54097/ijbls.v4i1.03.
-    Yang, Sh. (2020). The effects of attitude, subjective norm, moral norm, anticipated affect and identity appropriateness on predicting people's responses to two influential moral dilemmas. Journal of Social Science and Humanities Research, 5(2),1–23. DOI:10.53555/sshr.v5i2.3459
 -   Zhang,Y., Liu, G., Zhang, L., Xu, S., & Cheung, M.W.L. (2021). sychological ownership: a meta-analysis and comparison of multiple forms of attachment in the workplace. International Journal of Management Reviews, 47(3),745–770. Doi:10.1177/ 0149206320917195.
-   Zuckerman, M., & Reis, H.T. (1978). Comparison of three models for predicting altruistic behavior. Journal of Personality and Social Psychology, 36(5),498–510. Doi:10.1037/0022–3514.36.5.498.