نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 استاد گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The rising rate of gray divorce and its far-reaching consequences necessitate a deeper understanding of its underlying causes. This research employs a qualitative approach to identify the factors contributing to marital dissolution in later life.
Method: This study utilized a grounded theory approach. Participants included 9 individuals over 50 experiencing or having experienced divorce (4 men and 5 women) and 12 professionals (8 psychologists and 4 sociologists) in Tehran, Iran, during the year 1402 (Persian calendar). Participants were selected through purposive sampling. Data collection involved semi-structured interviews, and data analysis was conducted using the Strauss and Corbin methodology and MAXQDA 2020 software. Theoretical saturation was reached with a sample size of 21.
Results: Analysis of the interview data yielded 38 categories, which were then synthesized into 15 core codes representing the causal factors influencing gray divorce. [It would be beneficial to briefly list or categorize some of these core codes here for greater impact. For example: "These core codes spanned themes such as: changing expectations in later life, accumulated unresolved conflict, shifts in individual identity, and the impact of adult children."]
Conclusion: The identified causal factors provide valuable information for couples, specialists, and interventionists working in the field of gray divorce. These insights can enhance awareness, inform preventative measures, and improve the effectiveness of interventions designed to support couples facing the challenges of long-term relationships and potentially reduce the negative impact of gray divorce.
کلیدواژهها English
مقدمه
افزایش تعداد افراد میانسال و سالمند در سراسر جهان با رشد روزافزونی همراه است، به گونهای که بین سال های 2015 تا 2050 نسبت جمعیتی این افراد از 12 به 22 درصد افزایش خواهد یافت و به بیش از 2 میلیارد نفر خواهد رسید (پتروا و کاویستاکوا[1]، 2021). افراد میانسال و مسن در این دوره سنی رویدادها و اتفاقات غم انگیز مختلفی مانند سوگ، بازنشستگی و گسست یا جدایی را تجربه کنند.، ممکن است که باعث واکنشهای هیجانی شدید و بروز مشکلات روانشناختی مانند افسردگی، تحریک پذیری و درماندگی شود (هانگ، هان، وان، تان[2]، 2020). مشکلات در دوره سنین میانسالی و بالاتر عمدتاً در بعد اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی، خانوادگی، زناشویی و فرهنگی رخ میدهد (براون و رایت[3]، 2016). یکی از دشوارترین و چالش برانگیزترین مشکلات زندگی انسان در هر دوره سنی به ویژه در دوره میانسالی و سالمندی پدیده طلاق است (براون و لین[4]، 2022). پدیده طلاق در میانسالان و سالمندان در مجامع علمی و بالینی به عنوان طلاق خاکستری[5] مشخص شده است، طلاق خاکستری مفهومی است که توسط براون و لین برای توصیف طلاقهایی که در بین زوجین بزرگسالی که سن آنها ۵۰ سال یا بالاتر است به کار برده شده است (براون و همکاران، 2019). پژوهشهای همه گیری شناسی در خصوص این پدیده حکایت از افزایش رو به رشد پدیده طلاق خاکستری در جوامع مختلف داشته است (ساواچنکا، سوچینکوا، گوتفرید[6]، 2023). به گونهای که در سال های پس از 1990 میزان طلاق در بزرگسالان 50 ساله و بالاتر دو برابر شد، به نحوی که 36 درصد از طلاقها در بین افراد 50 ساله و بالاتر وجود داشته است (براون و لین، 2022، کندی و راگلز[7]، 2014). در داخل کشور مطالعاتی در خصوص طلاق خاکستری به شکل پراکنده و غیرمتمرکز انجام شده است، در این خصوص ملتفت، شهپری، محبی، هاشمی (1399) به بررسی پویایی طلاق در سالهای 1383 تا 1393 پرداختند، در این مطالعه نشان داده شد که میزان طلاق در افراد بالای 50 سال در سال 1383 برابر با 2976 طلاق بوده است که میزان در سال 1393 به تعداد 7447 طلاق افزایش یافته است.
در کنار شیوع بالای طلاق در افراد میانسال و سالمند، وجود پیامدهای منفی متعدد در ابعاد مختلف زندگی جسمانی، روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی در این افراد قابل مشاهده است (زاراس، راتیگلو و تریاس[8]، 2020). انسان از سن ۵۰ سالگی به بعد به تدریج شروع به بازنشسته شدن میکنند و توانایی آنها در کسب درآمد از شیوههای دیگر کاهش مییابد، از این رو طلاق در این سن می تواند بار مسئولیت را بر فرد افزایش دهد، همچنین هزینههای ایجاد یک زندگی جدید و در دسترس نبودن منابع مالی همسر سابق می تواند زمینه ساز مشکلات روانشناختی و اقتصادی شود (برکوویچ[9]، 2020). از طرفی دیگر افراد بالای 50 سال پس از طلاق و جدایی از افسردگی و مشکلات روانشناختی بیشتری رنج می برند، رضایت از زندگی و کیفیت زندگی پایینتری دارند، منابع حمایتی خود را از دست میدهند، بیماری و مشکلات جسمانی بیشتری را تجربه میکنند (ساواچنکا و همکاران، 2023، کیم[10]، 2021). هوگناس و همکاران (2020) در پژوهش خود بیان کردند که تنهایی عاطفی در افراد با تجریه طلاق خاکستری نسبت به همتایان خود بیشتر است و از سویی دیگران مردان مطالقه بالای 50 نیز در مقایسه با افراد متاهل بالای 50 سال تنهایی عاطفی بیشتری را تجریه می کنند. علیرغم افزایش سریع پدیده طلاق خاکستری در دهه های اخیر و نیز پیامدهای منفی این پدیده بر روی زوجین، شناسایی عوامل مؤثر و علت های این پدیده بسیار حیاتی به نظر میرسد، زیرا مطالعات در خصوص عوامل مؤثر نشان می دهد که اطلاعات کمی در مورد عوامل مؤثر و مرتبط با خطر طلاق زوجین در دوران میانسالی و سالمندی زندگی وجود دارد.
کراولی[11] (2019) تشریح می کند که تغییرات متفاوت در سبک های ازدواج در قرن گذشته ممکن است باعث افزایش طلاق خاکستری شود، او اظهار داشت که زوجها ممکن است تمایل به سبکهای متفاوت ازدواج داشته باشند یا ممکن است در مورد نقشها یا تناقضات و تعارضات زندگی اختلاف نظر داشته باشند، این باور متفاوت در نظام ازدواج ممکن است منجر به طلاق شود زیرا طلاق به یک گزینه قابل قبول از لحاظ زندگی اجتماعی تبدیل شده است. طلاق خاکستری اغلب با به واسطه دوسوگرایی، عدم اطمینان و تغییر احساسات نسبت به شریک زندگی، تحت تأثیر عواملی مانند سلامت جسمانی، روانشناختی و اجتماعی و شبکه های اجتماعی شکل می گیرد (بنسن و همکاران، 2022). لین و همکاران (2018) در پژوهشی که انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که عوامل اجتماعی اقتصادی نقش بسیار پررنگی در افزایش خطر طلاق خاکستری دارند. در این خصوص براون و رایت[12] (2019) در پژوهشی به بررسی تغییر نگرش افراد مسن نسبت به طلاق پرداختند، آنها بیان کردند که افراد مسن طلاق را به عنوان یک راه حل کارامد برای زوجینی که قادر به حل مشکلات خود نیستند باور دارند، همچنین افراد مسن نسبت به گذشته پدیده طلاق را پذیرفتنی در نظر گرفتهاند و کمتر آن را عملی ناهنجار تلقی میکنند. از سویی دیگر لین و براون (2017) در مطالعه خود بیان کردند که پدیده طلاق خاکستری در زوحین مسن که دوباره ازدواج کردهاند بیشتر است، همچنین افرادی که سطح تحصیلات و سواد کمتری دارند و منابع اقتصادی و مالی کمتری در اختیار دارند بیشتر احتمال دارد که درگیر طلاق خاکستری شود. در همین راستا کنهام، محمود، استات و سیکساسمیت[13] (2014) نشان داد که تغییر نسل در ساختار خانواده، جنسیت، نقش ها و انتظارات، و هنجارهای اجتماعی، ارتباط سطحی، غیرعاطفی و انفجاری، ناهماهنگی مسئولیت ها یا عدم تعادل در انجام نقش های زناشویی و تغییر علایق زوجین باعث افزایش تعداد طلاق های در افراد مسن شده است. در مطالعهای دیگر عوامل مختلفی از جمله نگرش مثبت سالمندان به پدیده طلاق، ورود نسل بومر ها یا نسل خانواده های با فرزند فراوان به دوره سالمندی، افزایش طول عمر و پیری و فرصت باقی مانده برای شکلگیری زندگی جدید به عنوان دلایل افزایش طلاق در افراد مسن مطرح شدهاند (کیم[14]، 2021). در پژوهش ملتفت و همکاران (1402) فرایند افزایش ناپایداریها و طلاق در خانوادهها مورد بررسی قرار گرفت، در این مطالعه کیفی تعداد 20 نفر به عنوان نمونه پژوهش حضور داشتند که از بین آنها تعداد ۱۱ نفر بالای ۴۵ سال سن داشتند، ضعف مهارتهای ارتباطی بین زوجین، مشکلات اقتصادی، فضای مجازی، بالارفتن توقعات و کاهش آستانه تحمل به عنوان عوامل تاثیر گذار بر طلاق استخراج شده بود،
شیوع پدیده طلاق خاکستری در جامعه با شدت روزافزونی در حال گسترش است، با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی درجامعه و شیوه بالای طلاق خاکستری انجام مطالعهای در خصوص طلاق خاکستری به شدت احساس میشود، از طرفی دیگر طلاق خاکستری با مشکلات و پیامدهای متعددی در افراد مسن همراه است که همین امر اهمیت مطالعه این پدیده را دوچندان کرده است. به طور کلی به منظور انجام اقدامات مؤثر و پیشگیرانه خط مقدم مطالعه پدیده طلاق خاکستری باید به شناسایی عوامل مؤثر و مرتبط با این پدیده اختصاص پیدا کند. با توجه به پژوهشهای صورت گرفته مطالعات بسیار اندکی به شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری در خارج و داخل کشور صورت گرفته است و اگر مطالعهای نیز در ارتباط با پدیده طلاق در افراد مسن صورت گرفته باشد به صورت ویژه و اختصاصی و صرفاً به این دوره سنی تعلق نداشته است بلکه در کنار سایر زنان و مردان با دوره سنی مختلف پدیده طلاق در افراد مسن نیز بررسی شده بود، بر این اساس چنین مطالعاتی را نمیتوان در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری دانست و همچنین تاکنون پژوهشی به بررسی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری در داخل کشور نپرداخته است، از این رو می توان گفت انجام پژوهش حاضر دارای نوآوری است و میتواند خلاء پژوهشی در این زمینه را در داخل کشور پوشش دهد، به طور کلی می توان گفت که هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری زوجین بالای 50 سال بود.
روش
روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع طرحهای داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر از دو بخش تشکیل میشد که بخش اول شامل تمامی زنان و مردان بالای 50 سال و بخش دوم جامعه آماری را روانشناسان و مشاوران و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1402 تشکیل میدادند. حجم نمونه در مطالعات کیفی از انعطافپذیری برخوردار است و برخلاف مطالعات کمی از پیش تعیین شده نیست و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه خواهد یافت (اسماعیلی و همکاران، 1398). در این مطالعه حجم نمونه پس از رسیدن به اشباع نظری برابر با 21 نفر تعیین شد که شامل 8 نفر روانشناس، 4 نفر جامعه شناس و 9 نفر زن و مرد بالای 50 سال بود که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بود. زنان و مردان بالای 50 سال از طریق مراجعه به مراکز مشاوره که در زمینه طلاق فعالیت می کنند.، شناسایی شدند و و متخصصان روانشناسی و مشاوره و همچنین جامعه شناسان نیز از طریق مراجع به گروه های روانشناسی و مشاوره و جامعه شناسایی دانشگاهها و متخصصانی که در مراکز مشاوره طلاق فعالیت می کنند انتخاب گردیدند. ملاک ورود به پژوهش برای بخش خبرگان روانشناسان، مشاوران و جامعه شناسانی بودند که دارای مدرک دکتری تخصصی بودند و دارای حداقل 5 سال سابقه فعالیت در حوزه طلاق به خصوص طلاق در سنین بالای 50 سال بودن و ملاک ورود به پژوهش در بخش دوم پژوهش نیز علاوه بر رضایت آگاهانه زنان و مردانی بالای 50 سال را شامل می شد که حداقل 2 سال از طلاق آنها گذشته باشد.
روش گردآوری اطلاعات به شکل میدانی بود و از طریق ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات جمعآوری شدند. ابتدا با استفاده از تجربه شخصی خبرگان و اساتید و ادبیات تخصصی و پژوهشی در این زمینه تعدادی سوال استخراج شد و در ادامه با توجه به نظر اساتید و خبرگان تعدادی سوال برای انجام مصاحبه با خبرگان که شامل روانشناسان و جامعه شناسان و همچنین تعدادی سوال از زنان و مردان بالای 50 سال پرسیده شد. در این مطالعات برای افزایش پایایی و روایی از شیوه سه سو سازی یا مثلث سازی استفاده شده است و به این معنی که از روشهای مختلف گردآوری داده ها و گروههای خبرگان شامل روانشناسان و جامعهشناسان و گروه زوجین دارای تجربه طلاق خاکستری برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد، مصاحبههای انجام شده عمدتا بین 45 تا 60 دقیقه به طول انجامید و پس از ضبط مصاحبههای انجام شده محتوای مصاحبه به متن تبدیل شد و برای تحلیل آماده گردیدند. ابتدا رضایت نامه از افراد شرکت کننده در پژوهش اخذ شد، سپس برای ضبط مصاحبهها از افراد نمونه رضایت گرفته شد، به آنها اطمینان داده شد اطلاعات و مشخصات آنها محرمانه خواهد ماند و از اسامی مستعار در طول پژوهش استفاده می گردد.
در بخش کیفی پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها از استراتژی نظاممند اشتراوس و کوربین استفاده گردید، که برای کدگذاری اطلاعات از کدگذاری باز، کدگذاری محوری، کدگذاری گزینشی استفاده شد و فرایند کدگذاری با نرم افزار MAXQDA انجام گرفت.
یافته ها
در این مطالعه تعداد 9 زن و مرد بین 50 تا 60 سال حضور داشتند که سطح تحصیلات این افراد کمتر از دیپلم، دیپلم و لیسانس را تشکیل میدادند، که از این بین 5 نفر شاغل و 4 نفر بدون شغل بودند، همه این افراد صاحب فرزند بودند و حداقل 2 سال از طلاق آنها گذشته بود، در بخش خبرگان تعداد 12 نفر حضور داشتند که همگی دارای مدرک دکتری بودند، 8 نفر از این افراد را روانشناس و 4 نفر را جامعه شناس تشکیل می دادند، دامنه سنی این افراد بین 38 تا 60 سال بود، و حداقل 5 سال سابقه فعالیت در حوزه طلاق به خصوص زوجین بالای 50 سال را داشتند. در ادامه کدهای باز و مقوله بندی در جدول شماره 1 ارایه شده است.
جدول1. کدگذاری باز و مقوله بندی دادهها
|
کدگذاری باز |
مقوله بندی |
|
کتک زدن همسر، کتک زدن فرزندان، تداوم کتک کاری از سوی همسر، وجود رفتارهای خشونت آمیز در خانه |
خشونت جسمانی |
|
فحش و ناسزا گرفتن، تهمت ناورا به همسر، تحقیر و توهین شدید از سوی همسر |
خشونت کلامی |
|
شک و تردید به وفاداری همسر، توجه افراطی به مشکلات زناشویی، مرور زیاد مشکلات گذشته، غر زدن بیش از حد ، بی ارزش کردن |
رفتارهای تخریب گر رابطه زناشویی |
|
اعتیاد به مصرف مشروبات الکلی، اعتیاد به مواد مخدر همسر، ، اعتیاد شدید فرزندان |
اعتیاد همسر و فرزندان |
|
تغییر گرایش به مواد مخدر صنعتی ، تشدید مصرف مواد مخدر |
شدت و گرایش مواد مخدر |
|
دوپارگی در خانواده، وجود درگیری و تنش شدید، روابط زناشویی متزلزل، روابط زوجی ناکارامد |
وجود روابط زوجی ناسالم |
|
کاهش روابط محبت آمیز، عدم تجربه روابط همدلانه، فقدان وجود رابطه معناداری زناشویی، فقدان ارتباط مناسب بین زوجین |
فقدان روابط زوجی سالم |
|
عدم سرمایهگذاری روی زندگی زناشویی، نادیده گرفتن خواسته ها و نیازهای همسر، نادیده گرفته شدن از سوی همسر،رفتار نکردن بر اساس زبان عشق همسر، بی توجهی به مناسبت های همسر |
فقدان سرمایه گذاری برای همسر |
|
عدم تامین نیازهای فرزندان، بی توجهی به فرزندان، عدم تخصیص زمان برای فرزندان |
فقدان سرمایه گذاری برای فرزندان |
|
نداشتن اختیار در تصمیمگیری و انتخاب، ناتوانی در تصمیم گیری برای رفع نیازهای زندگی |
فقدان مهارت تصمیم گیری |
|
عدم به کار گیری مهارت حل تعارض، ناتوانی در ارایه پیشنهاد برای حل مشکلات، ارایه راهکارهای نامناسب |
فقدان مهارت حل مسئله |
|
زودعصبی شدن، گریه های بیش از حد، قهر کردنهای بیش از حد، عدم ابزار احساسات مثبت |
فقدان مدیریت هیجان |
|
عدم آگاهی از اهمیت بیان خواسته ها و نیازهای در زندگی زناشویی، عدم آگاهی وشناخت احساسات خود در ارتباط با همسر، عدم آگاهی و شناختی زبان عشق همسر |
فقدان سواد رابطه زناشویی |
|
احساس تنفر نسبت به همسر، احساس سرد شدن در روابط، کم رنگ شدن هدف کنار هم بودن زوجین، وجود سردی عاطفی در روابط |
فاصله عاطفی بین زوجین |
|
طلاق عاطفی زوجین، احساس بریدگی از زندگی زناشویی، احساس خلا عاطفی در زندگی |
جدایی و طلاق عاطفی |
|
تجربه فرهنگ جدید، تجربه مکان جدید، تجربه اجتماعی جدید |
تغییرات ساختاری زندگی |
|
تجربه برقراری روابط جدید، تجربه افراد جدید، تجربه چالش های جدید، تجربه پوشش و تغذیه مطابق میل خود |
تغییر سبک زندگی |
|
میل شدید به آزادی و رهایی، افزایش حق آزادی و انتخاب، مستقل شدن زنان |
آزادی و استقلال روانشناختی |
|
بهبود شرایط اقتصادی، دستیابی به استقلال مالی، جمع آوری اندوخته مالی |
استقلال مالی |
|
دستیابی به شغل، رهایی از شغل های تحمیلی |
استقلال شغلی |
|
تلنبار شدن مشکلات زوجین، فراوانی اختلافات زناشویی در همه حوزه های زندگی، وجود اختلافات مزمن زناشویی، وجود تعارضات سرکوب شده و حل نشده |
تجمیع تعارضات ناسالم |
|
تلنبار شدن زخم های زوجین، تلنبار شدن دلخوری زوجین، تلنبار شدن رنج های زوجین، عدم شکل گیری گفت و گوی مناسب بین زوجین، عدم تمایل به صحبت کردن با یکدیگر، تعاملات ناکارامد زوجین با یکدیگر |
تجمیع تعاملات ناسالم |
|
تمایل به برقراری ارتباط با جنس مخالف، گیر افتادن در رابطه های فرازناشویی غلط، تسهیل فرایند خیانت کردن، خیانت زناشویی، وجود فردی غیر از همسر در زندگی |
خیانت زناشویی |
|
شکسته شد تابوی طلاق از سوی زوجین، قبح و ننگین ندانستن طلاق از سوی زوجین، پذیرش طلاق از سویی زوجین، برخورد آسان زوجین با طلاق |
پذیرش شخصی طلاق |
|
عدم قضاوت و فشار از سوی جامعه به خاطر طلاق، پذیرش طلاق از سوی جامعه، قبح و ننگین نداستن طلاق از سوی جامعه |
پذیرش اجتماعی طلاق |
|
عدم قضاوت و فشار از سوی خانواده به خاطر طلاق، پذیرش طلاق از سوی خانواده |
پذیرش خانوادگی طلاق |
|
کاهش یا عدم برانگیختگی جنسی در زوجین، مشکل انزال زودرس، مشکلات نعوظ، عدم دستیابی و حفظ نعوظ کامل در طول رابطه جنسی، یائسگی زنان |
تغییرات جنسی مرتبط با سن |
|
احساس ناخوشایندی در طول رابطه جنسی، احساس خشم در طول رابطه جنسی، احساس نفرت در طول رابطه جنسی، سردی در رابطه جنسی |
احساس منفی در طول رابطه جنسی |
|
مختل شدن رابطه جنسی، تنوع طلبی جنسی، نبود رابطه جنسی، کم شدن دفعات رابطه جنسی |
نارضایتی از کمیت |
|
کیفیت پایین رابطه جنسی، عدم جذابیت پوزیشن های جنسی، یکنواخت بودن رابطه جنسی، منفعل بودن در رابطه جنسی، نارضایتی از رابطه جنسی |
نارضایتی از کیفیت رابطه جنسی |
|
مشکلات اقتصادی جامعه مشکلات مالی و گرانی فشارهای مالی خانواده ناکامی های اقتصادی |
مشکلات اقتصادی |
|
بهبود وضعیت استقلال خانم ها، بهبود استقلال مالی |
بهبود وضعیت اقتصادی |
|
دخالت خانوادگی، دخالت اطرافیان در زندگی زوجین، دخالت اطرافیان در تربیت فرزندان |
دخالت خانوادگی |
|
نداشتن حریم مناسب و مرز در زندگی، عدم مرز بندی در ارتباط و تعامل، نبود فضای زوجی، رفیق بازی بیش از حد همسر، بازگو کردن مشکلات خانوادگی برای دوستان، عدم رعایت حریم خانوادگی از سوی دوستان |
نادیده گرفتن مرزهای زندگی زناشویی |
|
تغییر ارزش های زندگی زناشویی، تنزل ارزش های زندگی زناشویی، تضعیف سنت های زناشویی، تغییر ارزش وفاداری و پایبندی به همسر، تغییر ارزش های دینی فرد، تغییر ارزش های تقدس گرایی به ازدواج، تغییر ارزش های شخصی |
تغییر ارزش های زندگی زناشویی |
|
باور به تنوع گرایی و تکثر گرایی، تغییر نگرش نسبت به طلاق، باور به ناپسند ندانستن طلاق، تغییر نگرش به حق تنوع در زندگی، نگرش درباره تغییر سبک زندگی، از بین رفتن معنای ازدواج و همسرداری |
تغییر باورهای زندگی زناشویی |
|
عدم اهمیت به کانون خانواده به عنوان یک جمع، پیگیری شدید علایق شخصی، تشدید خودخواهی زوجین، توجه صرف به خودمداری، تاکید زیاد بر خودسالاری، تاکید زیاد بر تفریحات و علایق مختص به من، دستیابی به آزادی های فردی، اهمیت زیاد به نیازهای فردی، خودشیفتگی همسر |
حرکت به سمت فردگرایی |
|
وجود و تهیه گوشی های هوشمند، استفاده از اینترنت، استفاده از ماهواره، تغییر سبک زندگی به واسطه تکنولوژی، وجود فضای مجازی، تغییرات تکنولوژی فرهنگی |
وجود فضای مجازی و رسانه های جمعی |
|
وقت گذاری بیش از حد در فضای مجازی، دسترسی پذیری راحت به فضای مجازی، برقراری ارتباط صمیمانه در فضای مجازی، رفع نیازها در فضای مجازی، پرکردن خلا ها در فضای مجازی |
استفاده نامناسب از فضای مجازی |
|
الگوی گیری از رسانه و فضای مجازی، تشدید مقایسه گرایی به واسطه فضای مجازی، بالا رفتن توقع زوجین به واسطه فضای مجازی، تشدید تنوع طلبی به واسطه فضای مجازی، تغییر نگرش و سبک زندگی به واسطه فضای مجازی |
تاثیرپذیری ناسازگار ار فضای مجازی |
جدول 2.کد گذاری محوری و کدگذاری انتخابی
|
مقوله بندی |
کدگذاری محوری |
کدگذاری انتخابی |
|
خشونت جسمانی خشونت کلامی |
خشونت جسمانی و کلامی در خانواده |
عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری |
|
اعتیاد همسر و فرزندان تشدید و تغییر گرایش به مواد مخدر |
اعتیاد و تغییر گرایش به مواد در همسر و فرزندان |
|
|
وجود روابط زوجی ناسالم فقدان روابط زوجی سالم فقدان سرمایه گذاری برای همسر و فرزندان فقدان مهارت تصمیم گیری فقدان مهارت حل مسئله فقدان مهارت مدیریت هیجان فقدان سواد رابطه زناشویی |
ناکارآمدی و فقدان مهارت زناشویی |
|
|
فاصله عاطفی بین زوجین جدایی و طلاق عاطقی |
تشدید فاصله عاطفی و طلاق عاطفی بین زوجین |
|
|
تغییرات ساختاری زندگی تغییر سبک زندگی |
بازسازی زندگی جدید |
|
|
آزادی و استقلال روانشناختی استقلال مالی استقلال شغلی |
میل به آزادی و استقلال |
|
|
تجمیع تعارضات ناسالم تجمیع تعاملات ناسالم |
تجمیع تعارضات و تعاملات غیر سازنده |
|
|
خیانت زناشویی |
خیانت زناشویی |
|
|
پذیرش شخصی طلاق خاکستری پذیرش خانوادگی طلاق خاکستری پذیرش اجتماعی طلاق خاکستری |
پذیرش طلاق |
|
|
تغییرات جنسی مرتبط با سن وجود احساسات منفی در طول رابطه جنسی نارضایتی از کمیت رابطه جنسی نارضایتی از کیفیت رابطه جنسی |
مشکلات و علل جنسی طلاق |
|
|
مشکلات اقتصادی طلاق ثبات و تعادل اقتصادی |
علل اقتصادی و مالی طلاق |
|
|
دخالت اطرافیان نادیده گرفتن مرزهای زندگی زناشویی |
دخالت و بی توجهی به مرزهای زندگی زناشویی |
|
|
تغییر ارزش های زندگی زناشویی تغییر باورهای و نگرش زندگی زناشویی |
دگرگونی در ارزش ها و باورهای زندگی زناشویی |
|
|
حرکت به سمت فردگرایی |
حرکت به سمت فردگرایی |
|
|
وجود فضای مجازی و رسانه های جمعی استفاده نامناسب از فضای مچازی تاثیر پذیری ناسازگار از فضای مجازی |
وجود فضای مجازی و ناکارآمدی در استفاده از آن |
همانطور که از جدول فوق مشاهده می شود 38 مقوله از مصاحبه با خبرگان و زوجین دارای تجربه طلاق خاکستری استخراج شد، این 38 مقوله با توجه به ارتباط محتوایی بین برخی مقولات 15 کد محوری را تشکیل می داد که این 15 کد محوری در فرایند کدگذاری انتخابی زیر مجموعه یک کد با درجه انتزاع بسیار بالا به نام عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند.
شکل 1. نمودار ابرکلمه برای نمایش گرافیکی کدها بر اساس فراوانی
در این نمودار کدهایی که فراوانی بیشتری دارند بزرگتر هستند و کدهایی با فراوانی کمتر کوچکتر هستند، بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به کدهای ناکارآمدی و فقدان مهارتهای زندگی زناشویی، تغییر در باورها و ارزشهای زندگی زناشویی و مشکلات و علل جنسی میباشد و این فراوانیها از درون مصاحبه با افراد شرکتکننده در پژوهش استخراخ شده است و این 3 کد به تعداد بیشتری توسط مصاحبه شوندگان بیان یا تکرار گردیده است.
شکل 2 . مدل نهایی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه کیفی به شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری در زوجین بالای ۵۰ سال پرداخته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که پس از مصاحبه با خبرگان و زوجین دارای تجربه طلاق خاکستری ۳۸ مقوله استخراج شد و این مقولات در ۱۵ کد محوری تشکیل دادند و این کدهای محوری در قالب کدگذاری انتخابی زیر مجموعه کد عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند.
خشونت جسمانی و کلامی در خانواده یکی از عوامل علی مؤثر در گرایش زوجین به طلاق خاکستری است، در این راستا اسکافی، گورگیج و حجتی (2021) در پژوهش خود نشان دادند که وجود انواع مختلف خشونت در زندگی زناشویی یکی از انگیزه های اصلی و مهم زوجین برای جدایی از شریک زندگی آنهاست. خجسته مهر، بهمئی، سودانی و عباس پور[15] (1399) خشونت را به عنوان مولفه اصلی در فرایند طلاق مطرح کردهاند. دامایانتی و هانیاه[16] (2020) باور دارند که خشونت خانگی که به دنبال دعوا و کشمکش بین زوجین ایجاد میشود، باعث شکلگیری حالتی از ناامیدی و درماندگی در زندگی زوجین میشود و رضایت زناشویی را کاهش میدهد و در نهایت بستر و زمینه ای را برای زوجین فراهم میکنند تا از طریق اقدامات قانونی به زندگی زناشویی خشونت بار خود پایان دهند. از سویی دیگر اعتیاد و تغییر گرایش به مواد مخدر در همسر و فرزندان نیز زمینه ساز طلاق خاکستری است. فانتشو، سابا و دلکر[17] (2022) در پژوهش خود نشان داد که اعتیاد به مواد مخدر یکی از دلایل عمده گرایش زوجین به سمت جدایی و طلاق از همسر است. اعتیاد طولانی مدت میتواند باعث بروز مشکلات مختلفی برای زوجین شود یکی از پیامدهای اعتیاد طولانی مدت در زندگی زوجینی که وارد نیمه دوم زندگی خود شده است تاثیر بر عملکرد جنسی است اعتیاد طولانی مدت نه تنها میتواند باعث اختلال در عملکرد جنسی شود بلکه میتواند زمینه ساز کاهش رضایت جنسی در زوجین شود، از طرف دیگر اعتیاد طولانی مدت با رفتارهای ناسازگار در زندگی زناشویی مانند دزدی دروغگویی، خشونت، انزوا و سردی در روابط همراه است که میتواند باعث رعایت نشدن ارزشهای اخلاقی، مادی و معنوی زندگی زناشویی شود به همین دلیل اعتیاد میتواند زوجین را به سمت جدایی و طلاق از همسر خود سوق دهد (رامیرز، مهدوی، عبدو، عزیز[18] و همکاران، 2023).
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری ناکارامدی و فقدان مهارت زناشویی در زوجین بالای 50 سال است، در این زمینه منوچهر آبادی، دادگران و دلاور (1401) بیان کردند که زوجینی که از الگوی ارتباطی ناکارآمد از جمله الگوهای ارتباطی کنارهگیر پرتوقع و الگوی ارتباطی اجتنابی در روابط زناشویی خود استفاده میکنند بیشتر امکان دارد که درگیر پدیده طلاق باشد چون نمیتوانند با ایجاد الگوی ارتباطی سازنده بین خود و همسرشان تعارضاتشان را به شکل مطلوب حل و فصل کند به همین دلیل کشمکش و گسست عاطفی بین این افراد بیشتر میشود. صفاری نیا و همکاران (1401) نشان دادند که استفاده از سبک های تبادل ناکارامد بین زوجین و مقایسه های اجتماعی زوجین با افزایش دلزدگی زناشویی ارتباط دارد، همچنین زارع و اعتمادی (1399) بیان کردند که ضعف در مهارت های ارتباطی با افزایش دلزدگی زناشویی مرتبط است که همین امر بستر لازم را برای افزایش طلاق فراهم می کند. از سویی دیگر خالقی، کرایی و شهبازی (1400) وجود تحقیر، توهین و دعوای شدید را عامل طلاق میداند. لسما[19] (2018) معتقد است که زمان که در زندگی زناشویی، زوجین توجه کمی به حضور و نیازهای یکدیگر دارند و زمان کافی برای با هم بودن و براورده کردن انتظارات و خواسته های همسر خود را نداشته باشند میتواند موجب فاصله گرفتن زوجین از یکدیگر و جدایی شود، همچنین ناتوانی زوجین در مدیریت حل تعارضات زناشویی میتواند باعث بی ثباتی زندگی زناشویی شود، کیفیت زندگی زناشویی را کاهش میدهد و نارضایتی از زندگی زناشویی را افزایش میدهد و همچنین منجر به کاهش روابط شاد، صمیمانه همراه با قدردانی از همسر میشود و می تواند زمینه ساز طلاق بین زوجین شود (اوبار، ایرری و منچا[20]، 2022). نوریپور و همکاران (1394) در پژوهش خود بیان کردند که بین افراد مطلقه و افرادی که به زندگی زناشویی ادامه میدهند در باورهای ارتباطی از جمله باور به مخرب بودن مخالفت، باور به عدم تغییر پذیری همسر، کمالگرایی جنسی و باور به تفاوتهای جنسیتی تفاوت معناداری وجود دارد.
فاصله عاطفی و طلاق عاطفی بین زوجین را میتوان یکی دیگر از عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری دانست. همسو با این یافته ها مطالعات نشان می دهد طلاق عاطفی، بسته شدن چرخه عاطفی فردی یک زندگی زناشویی، عامل مهمی در روابط خارج از ازدواج و طلاق قانونی است (دامو و سنسی[21]، 2021). طلاق عاطفی موانع روانشناختی بین همسران را افزایش میدهد، اگر آنها مجبور باشند در چند موقعیت با یکدیگر برخورد کنند، این تعامل نوعی از سردی و جدیت برخوردار است که شبیه برخوردهای رسمی است، نه رفتار دوستانه یا خودجوش که قرار است پیش فرض و اساس رابطه زناشویی باشد، این وضعیت مشکلات جدیدی را به رابطه زناشویی مشکلساز اضافه میکند و هر یک از طرفین در رختخواب خود میخوابد که باعث ناتوانی در از هم گسیختگی، نفرت و لجاجت می شود و در نهایت باعث سوق زوجین به طلاق و جدایی میگردد (جاروان و الفرهت[22]، 2020). از دیگر عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری بازسازی زندگی در افراد بالای 50 سال است، زوجینی که در سن بالای ۵۰ سالگی قرار دارند به علت آنکه فرصت را برای زندگی کردن مطابق با میل خود محدود میبینند به همین دلیل برای اینکه بتوانند تجارب جدیدی را در سبک زندگی خود و ساختار زندگی خود تجربه کنند اقدام به طلاق و جدایی میگیرند. تغییرات اجتماعی به وجود آمده به دلیل مدرن شدن و صنعتی شدن، آموزش بیشتر برای آنها، تغییر در رفتار مصرفی زنان منجر به چالشها و درگیریها و درنتیجه گرایش به طلاق بیشتر در کشورهای صنعتی و پیشرفته میشود، همچنین میل به تجربه یک سبک زندگی جدید در واقع می تواند یک عامل کمک کننده در طلاق باشد، زیرا میتواند منجر به چالشها و درگیریها در خانواده شود و بر سازگاری، احترام متقابل و تحمل تأثیر بگذارد (شیخی، 2020).
خیانت زناشویی را می توان جز یکی از مهمترین علل طلاق خاکستری در نظر گرفت. در این راستا شاکری، شعبانی، شعرباف و عقیلی (2019) خاطر نشان کردند که گرایش به سمت خیانت زناشویی و برقرای رابطه فرازناشویی با افزایش میزان طلاق ارتباط دارد. وجود هر نوع شکلی از خیانت زناشویی در زندگی زوجین عامل بالقوهای برای جدایی و طلاق بین زوجین میشود، زیرا خیانت زناشویی تاثیر بسیار مخربی بر روابط بین زوجین میگذارد، باعث بروز تنش و مشکلات روانشناختی در زوج طرف مقابل میشود، دشواری و نقص در تنظیم هیجانات را در زوجین تشدید میکند، تمایل زوجین را برای ادامه زندگی از بین میبرد، به دنبال خیانت زناشویی سطح شادکامی و رضایت از زندگی زناشویی کاهش مییابد و از آنجایی که نیازهای زندگی زناشویی و انتظارات زوجین از زندگی زناشویی خود پس از آگاهی از خیانت زناشویی براورده نمی شود به همین دلیل زوجین به سمت جدایی و طلاق کشیده میشوند (روکاخ و چان[23]، 2023، بوزوان و اشمیتبرگ[24]، 2022).
یکی دیگر از عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری مشکلات و علل جنسی زوجین است که زمینه ساز بروز طلاق در زوجین بالای 50 سال می باشد، سنتینکایا و ادمیر[25] (2021) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که وجود مشکلات جنسی در زندگی زناشویی و نارضایتی جنسی زوجین در طول زندگی زناشویی میتواند میزان عشق و علاقه زوجین بر یکدیگر را کاهش دهد و فرایند طلاق و جدایی را تسهیل کند. در این راستا دانشور و همکاران (2023) نشان دادند که نارضایتی جنسی میتواند بر رضایت زندگی زناشویی زوجین تاثیر منفی بگذارد و باعث بروز مشکلات متعدد برای زوجین می شود، بد عمل کردی جنسی در زوجین باعث میشود که استرس هیجانی زوجین بالا رود، ارتباط ناسالم و ضعیفی بین زوج شکل گیرد، این زوجین در حل مشکلات خود ناتوان خواهند بود، تعهد زناشویی به دنبال بدعملکردی جنسی زوجین کاهش پیدا میکند و زوجین به سمت جدایی و طلاق سوق داده می شود. از سویی دیگر علل اقتصادی نیز به عنوان یک عامل اصلی زمینه ساز طلاق شناسایی شده است. در این خصوص الدروتی، تاماسینی و ویگنولی[26] (2020) معتقدند که با توجه به شرایط اقتصادی همبستگی مثبتی بین استرس مالی و خطر طلاق خاکستری وجود دارد، زیرا افرادی که نمیتوانند به راحتی مخارج زندگی خود را تامین کنند، احتمالاً پس از 50 سالگی پیوند زناشویی خود را منحل میکنند. از طرفی دیگر فیردوس، شهباز، خان، اسلام[27] (2023) معتقد است که علل و شرایط اقتصادی از جمله پیشبینی ناپذیری مالی همسر، درآمد کم همسران، ناهماهنگی بین وضعیت مالی خانواده و وضعیت مالی خانواده همسر و عدم برقراری تعادل مالی بین هزینههای خانواده باعث میشود که زوجین اقدام به جدایی و طلاق بگیرد، زیرا انتظارات و توقعات زوجین از زندگی زناشویی خود برآورده نشود، تعارضات و کشمکشهای زناشویی افزایش مییابد، که همین امر میتواندکه نارضایتی زوجین را از زندگی زناشویی افزایش دهد و در نهایت زوجین را برای گرفتن تصمیم طلاق و جدایی مصمم میکند.
حرکت به سمت فرد گرایی را می توان از دیگر عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری عنوان کرد. جامعه ایرانی که یک جامعه جمع گرا بوده است با گسترش مدرنیته به سمت فرد گرایی سوق داده شده است و در عرصه خانوادگی نیز در ارزش های سلسله مراتبی خانواده، کنترل خانواده و خویشتن داری به سمت فردگرایی کشیده شده است (بالاخانی و ملکی، 1396). این تغییر در شیوه زندگی می تواند زمینه ساز بروز چالش و آسیب های اجتماعی و روانشناختی شود. در جوامع سنتی که سبک زندگی جمع گرایانه وجود داشته است مدرنیته باعث حرکت به سمت سبک زندگی فردگرایانه شده است و هم راستا با این تغییر جهت آمارها حکایت از افزایش میزان طلاق داشتهاند (اوگیهارا[28]، 2023). از طرفی دیگر در تایید وجود رابطه بین سبک زندگی و طلاق میتوان گفت که در جوامع سنتی وجود نگرش و سبک زندگی جمع گرایانه میتواند با افزایش رضایت از زندگی زناشویی همراه باشد و در این جوامع حرکت به سمت فرد گرایی می توان ساعق سوق زوجین به جدایی و طلاق می شود (فاخر[29]، 2018).
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که پس از مصاحبه با خبرگان و زوجین دارای تجربه طلاق خاکستری ۳۸ مقوله استخراج شد و این مقولات در ۱۵ کد محوری تشکیل دادند و این کدهای محوری در قالب کدگذاری انتخابی زیر مجموعه کد عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند. پژوهش حاضر همانند سایر مطالعات کیفی دارای محدودیتهایی است که می توان به تعمیم پذیری نتایج اشاره کرد، این مطالعه فقط بری افراد ساکن شهر تهران انجام شده بود، در مطالعات آینده با توجه به این شناسایی عوامل طلاق خاکستری در ایران برای نخستین بار اجرا می شود لذا پیشنهاد می شود که محققین آتی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری را مورد بررسی قرار دهند، همچنین برای افزایش تعمیم پذیری داده های پژوهش از مطالعات آمیخته و بخش کمی استفاده نمایند، همچنین داده ها را از جوامع و شهرهای دیگر و صاحب نظران مختلف و با بافت فرهنگی گوناگون شناسایی و استخراج کنند. نتایج پژوهش حاضر می تواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مشاوران، روانشناسان و جامعه شناسان، همچنین سازمان ها و ادارت ذی ربط قرار دهند تا با تدوین برنامههای جامعه، انجام اقدامات پیشگیرانه و کنترل عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری از این پدیده تا حد امکان در جامعه جلوگیری کنند.
تعارض منافع
هیچ گونه تعارض منافعی در میان نویسندگان وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
این مقاله از پایان نامه دکترای روانشناسی استخراج شده است و در پایان از تمام افراد که محققین را در انجام هرچه بهتر پژوهش یاری نمودند کمال تقدیر و تشکر را داریم.
[1] . Petrova, Khvostikova
[2] . Huang, Han, Wan, Tan
[3]. Brown & Wright
[4] . Brown, & Lin
[5] . gray divorce
[6]. Svačinka, Ševčíková. Gottfried
[7]. Kennedy, & Ruggles
[8] .Zueras, Rutigliano, Trias
[9] .Berkowicz
[10] .Kim
[11] . Crowley
[12]. Brown, Wright
[13] . Canham, Mahmood, Stott, Sixsmith
[14] . Kim
[15]. Eskafi Noghani, Gorgidge, Hojjati Shargh
[16]. Damayanti, Haniyah
[17] .Phuntsho, Subba, Delkar
[18]. Ramírez, Mahdavi, Abdu, Azis
[19]. Lemesa
[20]. Obure, Ireri & Menecha
[21]. Damo, Cenci,
[22]. Jarwan & Al-frehat
[23] .Rokach, Chan
[24] .Bozoyan, Schmiedeberg
[25] .Çetinkaya, Aydemir
[26] .Alderotti & Tomassini & Vignoli
[27] . Firdous, Shahbaz, Khan, Islam
[28] .Ogihara
[29]. Fakher