اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت‌های تعاملی والدین در خانواده‌های فرزندپذیر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد گروه روانشناسی ،واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

2 استادیار گروه روانشناسی ، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

چکیده
مقدمه: حضانت و سرپرستی کودک از جمله امور حساس و پراهمیت در حوزه نهاد خانواده به شمار می‌آید و پیداست که سرپرستی و تربیت کودک، سعی و زحمت فراوانی را مطالبه می‌کند. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­ های فرزندپذیر انجام گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع نیمه­ آزمایشی و طرح دو گروه آزمایش و کنترل ناهمسان با پیش­ آزمون، پس ­آزمون و دوره پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل کلیه خانواده­ های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی ­سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به شیوه نمونه­ گیری هدفمند تعداد 40 نفر از بین مراجعه کنندگان به مراکز نگهداری کودکان بی ­سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفر (20نفر آزمایش) و (20 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه­های ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)؛ مهارت­های تعاملی والد- کودک پیانتا (1394) و آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)، طی 10 جلسه 90 دقیقه­ای بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­های تکراری تجزیه و تحلیل شد.
یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­ های فرزندپذیر موثر است (01/0p<).
نتیجه­ گیری: بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مداخله فرزندپروری آگاه بر آسیب درمانی مناسب جهت کاهش ترومای دوران کودکی و افزایش مهارت­های تعاملی والدین است. بر این اساس پیشنهاد می­گردد برنامه اختصاصی همچون آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب در راستای اثرات ناشی از آسیب­های فرزندپروری در خانواده­ های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The Effectiveness of Trauma-Informed Parenting Intervention on Childhood Trauma and Parental Interactional Skills in Adoptive Families

نویسندگان English

mehrana parchami 1
Mansoureh Bahramipour 2
1 Senior expert in the Department of Psychology, Isfahan branch (Khorasgan), Islamic Azad University, Isfahan, Iran
2 Assistant Professor of Psychology Department, Isfahan Branch (Khorasgan), Islamic Azad University, Isfahan, Iran
چکیده English

 Introduction: The custody and upbringing of a child are among the most sensitive and significant responsibilities within the family institution. Raising a child requires considerable effort, particularly in adoptive families where children may have experienced trauma. This study aimed to evaluate the effectiveness of trauma-informed parenting interventions on reducing childhood trauma and enhancing parental interactional skills in adoptive families. 
Methods: A quasi-experimental design was employed, involving two heterogeneous groups (experimental and control) with pre-test, post-test, and a 45-day follow-up. The study population consisted of adoptive families from care centers for orphaned and abused children in Isfahan during the summer of 1402 (2023). Using purposive sampling, 40 participants were selected, with 20 randomly assigned to the experimental group and 20 to the control group. Research tools included the Childhood Trauma Questionnaire (Bernstein et al., 2003), the Parent-Child Interactional Skills Scale (Pianta, 2014), and a trauma-informed parenting training program (Bogels & Rastifou, 2013), delivered over 10 sessions of 90 minutes each. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA). 
Results: The results indicated that trauma-informed parenting interventions significantly reduced childhood trauma and improved parental interactional skills in adoptive families (p < 0.01). 
Conclusion: The findings suggest that trauma-informed parenting interventions are effective in mitigating childhood trauma and enhancing interactional skills among adoptive parents. It is recommended that specialized programs, such as trauma-informed parenting education, be implemented by experts to address the unique challenges faced by adoptive families. 

کلیدواژه‌ها English

trauma-informed parenting
childhood trauma
parental interactional skills
adoptive families

مقدمه

فرزندخواندگی یا فرزندپذیری[1] به عنوان راه حلی جهت تامین نیاز والدگری زوجینی که تمایل به نقش والدی را دارند می‌باشد اما برخلاف آن چه از عنوان آن برداشت می‌شود و گمان می‌رود که موضوعی به سادگی در آغوش گرفتن یک کودک است، آمیزه­ای از موضوعات و مسائل پیچیده را دربرمی‌گیرد که به هنگام ورود به این فرآیند و به تدریج برای مثلث فرزندپذیری در این حوزه آشکار می‌شوند (هو و وبر[2]، 2023). در راستای موضوع فرزندخواندگی مسائلی همچون نگاه خانواده و اطرافیان و موضوعات حقوقی و قانونی منجر به این امر می­گردد که افراد با نگرانی­هایی مواجه شوند، ممکن است نگران عدم دلبستگی به کودک باشند، همچنین مباحث مربوط به هویت و نحوه­ی شکل­گیری آن از مهم­ترین چالش­های این خانواده­ها می­باشد (کیل و لیهو[3]، 2022).

وجود این نگرانی در زوجین در کنار پذیرش و تجربه­ی نقش والدگری برای نخستین بار می­تواند تنش و فشار روانی بسیاری را برای آن­ها به همراه داشته باشد و استرس­های به وجود آمده ناشی از فرزندپروری در اکثر مواقع که رابطه­ی بسیار نزدیکی با اختلال در کنش­های والدین و کودکان دارد، می­تواند باعث کاهش توانایی والدین در شناسایی و درک صحیح نیازهای کودک و گاه تشدید مشکلات رفتاری کودکان شود (مونیکا و کریستین برگ[4]، 2020). با توجه به این که شیوه­های تربیتی کودک و محیط خانوادگی می­توانند موجب تحول و تکامل راهبردهای مقابله با استرس شوند(موسی بیگی و همکاران، 1401)، این والدین بالقوه باید از شیوه­های مقابله­ی سازگارانه برخوردار باشند تا کودکان آن­ها نیز بتوانند سبک­های مقابله­ی موثر داشته باشند. از سوی دیگر کودکانی که مدت زمان طولانی در مراکز شبانه­روزی زندگی می­کنند دارای مشکلات هیجانی، رفتاری و اختلالات ارتباطی می­باشند و به همین دلیل در ارتباط با همسالان، بیشتر با شکست مواجه می­شوند (تانگ و بلییس[5]، 2018). هنگامی که این کودکان در محیط جدید به عنوان فرزندخوانده پذیرفته می­شوند این مسائل گاه باعث بروز مشکلات در فرآیند سازگاری کودک با محیط خانواده­ی جدید و عدم توانایی والدین در کنترل آن­ها و در نهایت مشکلات در روابط والدینی می­شود و با توجه به خطر بروز تعارض در روابط والد-کودک ضرورت آماده­سازی والدین بالقوه جهت درک حضور فرزند جدید در محیط خانواده و وجود مهارت­های فرزندپذیری ویژه برای این والدین آشکار می­باشد (نی چوبتای و دافی[6]، 2019). از این رو هر خانواده­ای شیوه­های خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار می­گیرد، این شیوه­ها که شیوه­های فرزندپروری نامیده می­شوند متاثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره می­باشد (هاردیانتو وهمکاران[7]، 2022؛ کرمانیان و همکاران، 1402). فرزندپروری آگاهانه[8] به عنوان یکی از شیوه­های فرزندپروری به معنای آگاهی والد در راستای کلیه تعاملاتش با کودک است (شیرانی­نیا، رمضانی و سودانی، 1399). هدف فرزند‌پروری آگاهانه ارتباط عمیق‌تر با فرزندان و پرورش ماهیت آنها است و این مدل شامل پنج بعد گوش دادن با توجه کامل، پذیرش بدون قضاوت خود و کودک، آگاهی هیجانی نسبت به خود و کودک، خودتنظیمی در رابطه با فرزندپروی می­باشد(متین و همکاران،2021). بنابر آن­چه بیان گردید می­توان اذعان نمود، فرزندپروری آگاهانه مستلزم تغییر در نحوه نظارت بر رفتار کودک و پاسخ آگاهانه به نیازهای او می­باشد (ولوشنکو[9]، 2023). در همین راستا مطالعات نشان می­دهد، شیوه فرزندپروری آگاهانه اثربخشی خود را در حوزه‌های مختلف مانند افزایش رضایتمندی مراقبان، بهبود عملکرد خانواده، مهارت­های فرزندپروری والدین و کاهش مشکلات رفتاری فرزندان نشان داده است (زرگر و باقرنیا سرارودی، 1396). بر این اساس تئوری مطرح شده در فرزندپروری آگاه از آسیب که توسط ولوشنکو (2023) مطرح گردید بر این ایده اصلی می‌افزاید که فرزندان به عنوان افرادی با هویت و نیازهای مختلف به دنیا می‌آیند و والدین مسئولیت دارند تا با توجه به اختلافات فرزندان و نیازهای آن‌ها راه‌های مناسبی برای پرورش و تربیت آن‌ها انتخاب کنند (نرسی و آرزومندی، 1401). معمولاً والدین با رعایت اصول فرزندپروری آگاهانه از آسیب از افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاه‌تر می‌شوند و نگرشی غیرقضاوتی، بدون قید و شرط و زیستن در زمان حال را نسبت به فرزندان خود پیدا می‌کنند (کاولینگ و گوردونگ[10]، 2022). بنابراین برنامه‌های مداخله‌ای فرزند پروری آگاه از آسیب منجر به مزایای مثبت زیادی از جمله دلبستگی سالم‌تر در کودکان (مدریوس[11] و همکاران، 2016) و تاب آوری بیشتر در والدین (کاولینگ و گوردونگ ، 2022) می‌شود.

دریر و میریام[12] (2018) بیان نمودند یکی از مولفه­هایی که در رابطه با فرزندپروری در خانواده­های فرزندپذیر و کودکان آنان می­توان مورد بررسی قرار داد، ترومای دوران کودکی[13] است. ترومای دوران کودکی به یک یا چند رویداد آسیب­زا در دوران کودکی (زیر سن 18 سالگی)، با عواقب بلندمدت گفته می­شود (ماسچی، بیر، موریسی و مورنو[14]، 2013). در دوران کودکی و در زمانی که فرد بیشترین آسیب­پذیری را دارد، این تجارب ممکن است تغییرات نوروبیولوژیکی را برای فرد رقم زده و منجر به افزایش احتمال ابتلا به اختلالات روان پزشکی گردد (نورمن[15] و همکاران، 2016). پژوهش­ها نشان داده­اند سوءاستفاده­های هیجانی، جسـمی و جنســی طــولانی مــدت دوران کــودکی بــه مــواردی ماننــد اختلال­های شخصیت (پاورز، توماس، رسلر و برادلی[16]، 2011)، سوء مصرف مواد (اویدو-جوکس، مارچاند و گوه[17]، 2011) منجر می­شود.

کامرانی فکور و همکاران (1398) و رضاپور (1394) بیان نمودند که در مبحث فرزندخواندگی یکی از موارد پراهمیت مهارت­های تعاملی والدین[18] است. مهارت­های تعاملی به مهارت‌هایی اطلاق می­شود که به واسطه آن افراد می‌توانند درگیر تعاملات بین­فردی شوند، بدان معنا که افراد افکار و احساسات خود را از طریق مبادله پیام­های کلامی و غیرکلامی با یکدیگر در میان می­گذارند. به عبارتی دیگر مهارت‌های تعاملی با افزایش تعاملات گفتاری بین افراد منجر به کاهش سطح پرخاشگری و تجربه سطح سلامت روانی بالاتر در افراد می­شود (بابی، گاله و اسواین[19]، 2019،  کریمی عقدا و همکاران، 1403). از سوی دیگر کودکانی که مدت زمان طولانی در مراکز شبانه‌روزی زندگی می‌کنند دارای مشکلات هیجانی، رفتاری و اختلالات ارتباطی می‌باشند و به همین دلیل در ارتباط با همسالان، بیشتر با شکست مواجه می‌شوند (اورم، بوهلر و مک سوردی[20]، 2004). در راستای آن­چه بیان گردید بگیان کوله مرز و همکاران (1398) به بررسی نقش تجربه­ی ترومای دوران کودکی، واکنش­پذیری شناختی و درد ذهنی، حسینی و سلیمانی (1398) به بررسی نقش تمیزی ترومای کودکی و تحریف­های شناختی و دریر (2018) به بررسی رابطه بین والدین و ترومای کودک: یک بررسی بین نسلی، کامرانی فکور و همکاران (1398) با عنوان تجارب خانواده‌های فرزندپذیر از مشکلات کودکان فرزندخوانده: رویکرد نظریه زمینه‌ای و رضاپور (1394) با عنوان اثربخشی برنامه غنی­سازی ارتباط مادر- کودک به شیوه بازی بر رابطه مادر و کودک کودکان پیش­دبستانی خانواده­های آسیب دیده از طلاق پرداختند که اهمیت توجه به مبحث ترومای دوران کودکی و تعاملات والدین را دو چندان نمود.

 بنابراین به طور خلاصه می­توان گفت که اهمیت فرزندپروری و تروماهای دوران کودکی این دسته از کودکان و در نهایت تعامل­های ارتباطی والدین از مواردی است که بر روی خانواده­های فرزندپذیر به خصوص فرزندخوانده­ها بسیار زیاد است، بنابراین با توجه به اهمیت موضوع در ارتقای مهارت­های فرزندپروری در خانواده­های فرزندپذیر مداخلات آموزش­های متفاوتی مطرح شده است که یکی از این روی­آوردها، الگوی فرزندپروی آگاه از آسیب است. همچنین از آن­جا که فرزندان خانواده­های فرزندپذیر با توجه به شرایط زندگی قبلی در معرض آسیب­های روانشناختی فراوانی بوده­اند پژوهش حاضر سعی بر آن داشته است تا با آگاه­سازی خانواده­ها و با ارائه آموزش متناسب با آن بخشی از مشکلات دوران قبل از فرزندخواندگی و تقویت آن را از طریق تعاملات ارتباطی با فرزندان بهبود دهد و این موضوع که در تحقیقات قبلی به آن توجهی نشده بود، اهمیت پژوهش را دو چندان نمود. بنابراین با توجه به خلاء پژوهشی در راستای عدم بررسی همزمان متغیرهای پژوهش در کنار یکدیگر این مطالعه به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­های فرزندپذیر موثر است؟

 

روش

روش پژوهش از نوع نیمه­آزمایشی و با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون و دوره پیگیری 45 روزه به همراه گروه کنترل ناهمسان بود. این پژوهش دارای کد اخلاق به شماره IR.IAU.KHUISF.REC.1402.338 بود.

 

جدول1. دیاگرام طرح پژوهشی

گروه

گمارش تصادفی

پیش آزمون

متغیر مستقل

پس آزمون

پیگیری

گروه آزمایش

RE

T1

X

T2

T3

گروه کنترل

RC

T1

-

T2

T3

 

جامعه آماری شامل کلیه خانواده­های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی­سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به روش نمونه­گیری در دسترس تعداد 40 خانواده فرزندپذیر با در نظر گرفتن ملاک­های ورود شامل: فرزندپذیری، داوطلب شرکت در جلسات آموزشی، عدم دریافت آموزش­های موازی و ملاک­های خروج شامل: غیبت بیش از دو جلسه و عدم اشتیاق برای همکاری بود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه ( هر گروه 20 نفر) گمارده شدند و ابزار پژوهش بر روی هر دو گروه به اجرا در آمد. سپس گروه آزمایش جلسات آموزشی را طبق پروتکل˛ آموزش فرزندپروری آگاه از اسیب بوگلز و راستیفو (2013) طی 10 جلسه90 دقیقه­ای، هفته­ای 2 بار دریافت و گروه کنترل مداخله­ای دریافت نکرد (شایان ذکر است جهت کنترل متغیرهای مداخله از تکنیک­های ریلکسیشن بعد از اتمام هر آموزش و مصاحبه بالینی توسط پژوهشگر که هر یک از آزمودنی­ها بر اساس عدم ابتلا به مشکلات روانشناختی خود و فرزندانشان بود استفاده گردید). پس از آن ابزار پژوهش بر روی هر دو گروه آزمودنی به اجرا در آمد و نهایتاً بعد از دوره پیگیری 45 روزه مجدداً ابزار پژوهش بر روی کلیه آزمودنی­ها به اجرا در آمد. رعایت نکات اخلاقی و اهمیت و ضرورت پژوهش برای هر دو گروه شرح داده شد و فرم رضایت­نامه شرکت در پژوهش به امضای همه آن‌ها رسید شایان ذکر است که پژوهش دارای کد اخلاق با شناسه IR.IAU.KHUISF.REC.1402.338  از دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان (اصفهان) است (این گروه شامل 46 خانواده فرزندپذیر بود که طی جلسات آموزش 6 نفر از ادامه همکاری امتناع نمودند و جمعاً 40 نفر آزمودنی حضور داشتند). در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر از طریق نرم افزار spss نسخه 23 استفاده شد.

 

ابزارهای پژوهش

الف) پرسشنامه مهارت­های تعاملی والد-کودک[21] (QC-Pi): این مقیاس توسط دریسکول و پیانتا [22](2011) ساخته شد و شامل 33 ماده است که ادراک والدین را در مورد رابطه خود با کودکشان را مورد سنجش قرار می­دهد. این مقیاس شامل حوزه­ی تعارض (17ماده)، صمیمیت (10ماده)، وابستگی (6ماده)، و رابطه مثبت کلی (مجموع تمام حوزه­ها) می­باشد (عابدی شاپورآبادی، پورمحمدرضای تجریشی، محمدخانی، فرضی،1391). دامنه حداقل نمره کسب شده 33 و حداکثر نمره 165 می­باشد که هرچه نمره به دست آمده بیشتر باشد بیانگر سطح بالای مهارت تعاملی والد-کودک است و بالاعکس. نمره­گذاری آن بر اساس مقیاس پنج‌ درجه‌ای لیکرت از 1 (قطعاً صدق نمی‌کند) تا 5 (قطعاً صدق می‌کند) است صورت می­پذیرد. در پژوهشی آلفای کرونباخ این پرسشنامه در هر یک از مولفه­های تعارض، نزدیکی، وابستگی و رابطه مثبت کلی به ترتیب 75/0، 74/0، 69/0،و80/0 گزارش شد (دریسکول و پیانتا، 2011). همچنین دریسکول و پیانتا (2011) روایی محتوایی پرسشنامه را تایید نمودند و همچنین روایی این پرسشنامه در ایران توسط ابارشی و همکاران (1388) نیز مورد تایید قرار گرفت. همچنین در پژوهش عابدی شاپورآبادی و همکاران (1391) پایایی پرسشنامه 90/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر نیز پایایی پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد.

ب)پرسشنامه ترومای دوران کودکی[23] (CTQ): پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) توسط برنستاین و همکاران[24] (2003) به منظور سنجش آسیب­ها و ترومای دوران کودکی توسعه داده شده است. این پرسشنامه یک ابزار غربالگری برای آشکار کردن اشخاص دارای تجربیات سوء استفاده و غفلت دوران کودکی است. این پرسشنامه پنج نوع از بد رفتاری در دوران کودکی را مورد سنجش قرار می­دهد که عبارتند از: سوء استفاده جنسی، سوء استفاده جسمی، سوء استفاده عاطفی، و غفلت عاطفی و جسمی. این پرسشنامه 28 سوال دارد که 25 سوال آن برای سنجش مولفه­های اصلی پرسشنامه بکار می­رود و 3 سوال آن برای تشخیص افرادی که مشکلات دوران کودکی خود را انکار می­کنند، بکار می­رود. قبل از نمره­گذاری مولفه­های پرسشنامه ابتدا باید نمره­گذاری سوال­های 5، 7، 13، 19، 28، 2، و 26 معکوس شود. نمرات بالا در پرسشنامه نشان دهنده تروما یا آسیب بیشتر و نمرات کمتر نشانه آسیب یا ترومای دوران کودکی کمتر است. دامنه نمرات برای هر یک از زیرمقیاس­ها 5 تا 25 و برای کل پرسشنامه 25 تا 125 است. در پژوهش برنستاین و همکاران (2003) ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه بر روی گروهی از نوجوانان برای ابعاد سوء استفاده عاطفی، سوء استفاده جسمی، سوء استفاده جنسی، غفلت عاطفی و غفلت عاطفی به ترتیب برابر با 87/0، 86/0، 95، 89/0، و 78/0 بود. همچنین روایی همزمان آن با درجه­بندی درمانگران از میزان تروماهای کودکی در دامنه 59/0 تا 78/0 گزارش شده است (برنستاین و همکاران، 2003). در ایران نیز ابراهیمی، دژکام و ثقه السلام آلفای کرونباخ این پرسشنامه را از 81/0 تا 98/0 برای مولفه­های پنج­گانه آن گزارش کرده­اند. همچنین در پژوهش انفعال، امیدوار و زارع­نژاد (1400) روایی محتوایی و صوری و ملاکی این پرسشنامه مناسب ارزیابی شده است و ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده در پژوهش انفعال و همکاران (1400) برای این پرسشنامه بالای 7/0 برآورد شد. در پژوهش حاضر نیز پایایی پرسشنامه به روش ضریب آلفای کرونباخ 82/0 گزارش شد.    

                

 

   

پروتکل آموزشی

جدول 2. محتوای جلسه­های فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)

جلسات

محتوای جلسات

تکالیف

اول

فرزندپروری خودکار در مقابل فرزندپروری غیرواکنشی، بررسی واکنش­های والدین به استرس­های معمول فرزندپروری، یادگیری صبر کردن و تأمل قبل از واکنش نشان دادن به خصوص در شرایط استرس­زا

تمرین شناسایی واکنش­های والد در موارد استرس­زا در چه مواقعی، چک کردن تکنیک­های تاب­آوری خود

دوم

آگاهی از پیش فرض­ها و قضاوت­ها نسبت به کودکان خود، فرزندپروری با ذهن مبتدی، دعوت از والدین برای وارد کردن نگرشِ مهربانانه در فرزندپروری

شناسایی دیدگاه فرزندپروری خود و چک کردن آسیب­های موجود، چک کردن قضاوت­های موجود

سوم

آگاهی از حس­های جسمانی هنگام فرزندپروری، ارتباط دوباره با بدن خود در جایگاه والد، تماشای بدن در طول استرس فرزندپروری

شناسایی علائم بدنی و شناسایی هیجانات اصلی خود و کودکانشان

چهارم

بررسی واکنش­های خودکاری که هنگام پاسخ­های جنگ-جنگ-انجماد روی می دهند، پاسخ دادن در مقابل واکنش نشان دادن به استرس فرزندپروری، بررسی ارتباط افکار و واکنش به استرس

به کارگیری تکنیک­های همدلی ( درک کردن احساسات یکدیگر و انتخاب رفتار متناسب با آن)

پنجم

تشخیص الگوها و طرحواره­های فرزندپروری، پاسخ همراه با پذیرش و شفقت نسبت به خود و کودک هنگام مواجهه با حالت­های دشوار هیجانی

چک کردن طرحواره­های خودشان (والدین) و اینکه آیا مدل­های تربیتی شما شبیه والدین خود است؟

ششم

بررسی تعارض­های والد-کودک، مواجهه با احساسات دشوار، آسیب و ترمیم ارتباط

شناسایی واکنش­های جبرانی( چک کردن احساس و نیاز و به کارگیری جملات مثبت ارتباطی در راستای نیازها) تمرین مرزبندی در ارتباطات، شناسایی نوع والدگری

هفتم

تمرین شفقت و مهربانی، عشق و محدودیت، وضع قوانین

شناسایی ترازوی قاطعیت و مهربانی

هشتم

تأمل روی تجربه­ها و یادگیری­های به دست آمده از دوره فرزندپروری

بررسی چالش­های موجود در راستای فرزندپروری و شناسایی موانع موجود

نهم

برنامه­ها برای آینده، به اشتراک گذاردن تجربه­های کسب شده با گروه

بررسی لذت­های موجود در راستای تجارب فرزندپروری

دهم

جمع بندی و پس­آزمون

پاسخگویی به سوالات

 

لازم به ذکر است از آن جایی که پروتکل حاضر نخستین بار در ایران توسط پژوهشگر به اجرا در آمد توسط پنج نفر از متخصصین حوزه کودک و نوجوان از نظر ساختار، محتوا ، زمان و فرایند برنامه مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت و به طور مقدماتی نیز بر روی 10 خانواده فرزندپذیر اجرا گردید. نتیجه ارزیابی این پروتکل که توسط 5 ارزیاب متخصص حوزه روان­شناسی انجام گرفت، بر اساس فرمول زیر و از نقطه نظر آماری معادل با عدد 99/0گردید. بدین ترتیب قابلیت اجرایی پروتکل به اثبات رسید.

CVR=

N: تعداد کل متخصصین

Ne: تعداد متخصصینی که گزینه ضروری را انتخاب کرده­اند.

 

جدول3. ارزیابی بسته آموزشی فرزندپروری آگاه از آسیب

متغیر

5عالی

4

3

2

1ضعیف

تطابق محتوایی جلسات تنظیم شده با بسته فرزندپروری آگاه از آسیب برای غلبه بر تعاملات والد-فرزند

 

 

 

 

 

تناسب جلسات با ساختار و گام­های مورد نیاز در بسته آموزشی فرزندپروری آگاه از آسیب

 

 

 

 

 

کفایت زمان اختصاص یافته برای هر یک از گام ها و مراحل تدوین بسته آموزشی آگاه از آسیب

 

 

 

 

 

کفایت بسته آموزشی فرزندپروری آگاه از آسیب

 

 

 

 

 

ارزیابی کلی بسته آموزشی فرزندپروری آگاه از آسیب

 

 

 

 

 

 

یافته‌ها

میانگین و انحراف استاندارد سن آزمودنی‌ها در گروه آزمایش 91/2 ± 1/32 برای گروه کنترل 4/4 ± 35/3 سال و مقایسه میانگین‌ها با استفاده از آزمون تی مستقل حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار در میانگین سنی دو گروه بود(14/1- =t، 260/0=p). فروانی و درصد فراوانی سایر متغیرهای جمعیت شناختی شامل تحصیلات گروه آزمایش زیر دیپلم4 نفر معادل 20 درصد، دیپلم 3 نفر معادل 15 درصد، کارشناسی 6 نفر معادل 30 درصد، کارشناسی ارشد 7 نفر معادل 35 درصد و گروه کنترل زیر دیپلم 7 نفر معادل 35 درصد، دیپلم 4 نفر معادل 30 درصد، کارشناسی 5 نفر معادل 25درصد، کارشناسی ارشد 4 نفر معادل 20 درصد و نوع فرزندپروری گروه آزمایش تک فرزند 10 نفر معادل 50 درصد و دو فرزند 10 نفر معادل 50 درصد و گروه کنترل تک فرزند 9 نفر معادل 45 درصد و دو فرزند 11 نفر معادل 55 درصد بود. نتایج آزمون خی دو، دو متغیره در بررسی تفاوت فراوانی متغیرهای جمعیت شناختی در دو گروه نشان داد که این ویژگی‌های جمعیت شناختی در دو گروه تفاوت معنی­داری ندارند(05/0<p). یافته­های توصیفی نمرات متغیرهای پژوهش به تفکیک گروه آزمایش و کنترل در جدول 4-1 ارائه شده است.

 

جدول 4. شاخص­های توصیفی نمرات متغیرهای پژوهش به تفکیک دو گروه و سه مرحله پژوهش

متغیر

آزمایش

کنترل

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

ترومای دوران کودکی

میانگین

45/52

95/40

05/42

55/55

25/56

25/56

انحراف معیار

48/13

32/12

32/12

5/18

23/18

18/18

مهارت های تعاملی

میانگین

95/92

3/128

128

25/92

35/92

5/92

انحراف معیار

64/10

93/9

98/9

01/13

96/11

91/11

 

نتایج جدول 4 نشان داد، براساس یافته­های توصیفی میانگین نمرات مهارت­های تعاملی در گروه آزمایش نسبت به کنترل افزایش بیشتری در مرحله پس­آزمون و پیگیری نسبت به پیش­آزمون داشته است. همچنین میانگین نمرات ترومای دوران کودکی در گروه آزمایش نسبت به کنترل کاهش بیشتری در مرحله پس­آزمون و پیگیری نسبت به پیش­آزمون نشان داده است. جهت بررسی فرضیه­های پژوهش از تحلیل واریانس با اندازه­های مکرر استفاده شد، که به محقق این اجازه را می‌دهد که گروه آزمایش (فرزندپروری آگاه از آسیب) و کنترل را در متغیرهای پژوهش مقایسه نماید. بنابراین لازم است پیش فرض‌های مورد نیاز جهت کاربرد این آزمون شامل نرمال بودن توزیع نمرات،‌ همسانی واریانس‌های نمرات و تساوی کواریانس‌ها بررسی شود. جهت بررسی نرمال بودن توزیع نمرات همسان با جامعه از آزمون شاپیرو ویلکز استفاده گردید (جدول5).

 

جدول5.آزمون شاپیرو ویلکز جهت ارزیابی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرهای پژوهش در مرحله پژوهش

متغیر              

گروه

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

 

 

آماره

معنی داری

آماره

معنی داری

آماره

معنی داری

ترومای دوران کودکی

آزمایش

94/0

238/0

923/0

112/0

942/0

26/0

کنترل

906/0

062/0

91/0

064/0

927/0

134/0

مهارت های تعاملی

آزمایش

942/0

266/0

904/0

058/0

944/0

242/0

کنترل

953/0

418/0

947/0

324/0

949/0

345/0

نتایج جدول5 نشان داد، فرض صفر مبنی بر نرمال بودن توزیع نمرات همه متغیرهای پژوهش شامل ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در هر سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری باقی است یعنی توزیع نمرات نمونه نرمال و همسان با جامعه است و کجی و کشیدگی حاصل اتفاقی است (همه سطوح معنی­داری بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد). اساس پیش­فرض برابری واریانس­ها بر این است که فرض می‌شود واریانس نمره‌های دو گروه در جامعه با هم برابرند و از لحاظ آماری تفاوت معناداری ندارند. برای آزمون این فرضیه از آزمون لوین استفاده شد.

 

جدول6. آزمون برابری واریانس‌های نمرات متغیرهای پژوهش ( آزمون لوین) در دو گروه در سه مرحله پژوهش

متغیّر

پیش آزمون

پس آزمون

پیگیری

F

 

معنی داری

F

معنی داری

F

معنی داری

ترومای دوران کودکی

31/2

136/0

6/8

065/0

79/3

059/0

مهارت­های تعاملی

26/2

414/0

58/2

345/0

39/2

127/0

 

پیش فرض لوین مبنی بر برابری واریانس‌ها در گروه‌ها (جدول6) در متغیرهای پژوهش شامل ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در هر سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری باقی مانده است (سطح معنی­داری بیشتر از 05/0 است). هدف از انجام آزمون ماچلی بررسی پیش فرض یکنواختی کوواریانس­ها یا برابری کوواریانس­ها با کوواریانس کل است (جدول7).

 

جدول7. آزمون ماچلی بررسی یکنواختی کوواریانس‌های نمرات در دو گروه

متغیر

آماره

خی دو

درجه آزادی

معنی داری

ترومای دوران کودکی

467/0

14/28

2

001/0

مهارت­های تعاملی

201/0

88/93

2

001/0

اگر معنی­داری در آزمون کرویت ماچلی بالاتر از 05/0 باشد به طور معمول از آزمون فرض کرویت و در صورت عدم تأیید از آزمون محافظه­کارانه­ای چون گرین هاوس – گیزر برای تحلیل واریانس اندازه­گیری مکرر استفاده می­شود. از این رو پیش­فرض یکنواختی کوواریانس­ها با استفاده از آزمون ماچلی در متغیرهای ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین رد شده است (05/0>p).

 

جدول8. نتایج تحلیل اثرات درون آزمودنی در آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر در خصوص متغیر ترومای دوران کودکی و مهارت تعاملی در پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری در دو گروه

منبع

آزمون

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی داری

اندازه اثر

توان آماری

 

اثر زمان

فرض کرویت

467/706

2

233/353

71/74

001/0

663/0

000/1

 

گرین هاوس گیزر

467/706

305/1

395/541

71/74

001/0

663/0

000/1

 

هاین فلت

467/706

368/1

453/516

71/74

001/0

663/0

000/1

 

حد پایین

467/706

1

467/706

71/74

001/0

663/0

000/1

 

اثر زمان× گروه

(ترومای دوران کودکی)

فرض کرویت

867/910

2

433/455

325/96

001/0

717/0

000/1

 

گرین هاوس گیزر

867/910

305/1

036/698

325/96

001/0

717/0

000/1

 

هاین فلت

867/910

368/1

877/665

325/96

001/0

717/0

000/1

 

حد پایین

867/910

1

867/910

325/96

001/0

717/0

000/1

 

اثر زمان

فرض کرویت

717/8342

2

358/7171

18/173

001/0

828/0

000/1

گرین هاوس گیزر

717/8342

006/1

94/8291

18/173

001/0

828/0

000/1

هاین فلت

717/8342

034/1

809/8069

18/173

001/0

828/0

000/1

حد پایین

717/8342

1

717/8342

18/173

001/0

828/0

000/1

اثر زمان× گروه

(مهارت تعاملی)

فرض کرویت

35/8179

2

675/4089

6/179

001/0

825/0

000/1

گرین هاوس گیزر

35/8179

006/1

567/8129

6/179

001/0

825/0

000/1

هاین فلت

35/8179

034/1

787/7911

6/179

001/0

825/0

000/1

حد پایین

35/8179

1

35/8179

6/179

001/0

825/0

000/1

                               

 

نتایج جدول 8 نشان می­دهد که در هر چهار آزمون در اندازه­های تکراری بین میانگین نمرات ترومای دوران کودکی در مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و مرحله پیگیری به طور کلی تفاوت معنی­داری وجود دارد (001/0>p)، همچنین تعامل اثر زمان و عضویت گروهی در این متغیر نیز معنی­دار به دست آمده است (001/0> p). به عبارت دیگر تفاوت بین نمرات ترومای دوران کودکی در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری در کل نمونه پژوهش برابر با 663/0 یا 3/66 درصد و معنی­دار است. همچنین تفاوت نمرات این متغیر در سه مرحله از پژوهش در دو گروه معنی­دار است که نشان می­دهد روند تغییر نمرات در مراحل پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری در دو گروه با هم تفاوت معنی­داری دارند و میزان تفاوت گروه­ها در مراحل پژوهش برابر با 717/0 یا 7/71درصد است. همچنین نتایج نشان داد در هر چهار آزمون در اندازه­های تکراری بین میانگین نمرات مهارت­های تعاملی والدین در مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و مرحله پیگیری به طور کلی تفاوت معنی­داری وجود دارد (001/0>p)، همچنین تعامل اثر زمان و عضویت گروهی در این متغیر نیز معنی­دار به دست آمده است (001/0> p). به عبارت دیگر تفاوت بین نمرات مهارت­های تعاملی والدین در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری در کل نمونه پژوهش برابر با 828/0 یا 8/82 درصد و معنی­دار است همچنین تفاوت نمرات این متغیر در سه مرحله از پژوهش در دو گروه معنی­دار است که نشان می­دهد روند تغییر نمرات در مراحل پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری در دو گروه با هم تفاوت معنی­داری دارند و میزان تفاوت گروه­ها در مراحل پژوهش برابر با 825/0 یا 5/82 درصد است. نتایج مقایسه بین آزمودنی­ها یعنی مقایسه سه گروه به صورت کلی در متغیر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در جدول 9 ارائه شده است.

 

جدول 9.نتایج تحلیل اثرات بین آزمودنی در متغیر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی

منبع

مجموع مجذورات

درجه آزادی

میانگین مجذورات

F

معنی داری

اندازه اثر

توان آماری

گروه

533/3542

1

533/3542

81/4

03/0

112/0

705/0

خطا(ترومای دوران کودکی)

967/27975

38

21/736

 

 

 

 

گروه

075/17352

1

075/17352

807/73

001/0

66/0

000/1

 

خطا (مهارت­های تعاملی)

85/8933

38

101/235

 

 

 

 

 

                         

 

براساس یافته­های به دست آمده در جدول 9 میانگین نمرات ترومای دوران کودکی در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت کلی تفاوت معنی­داری دارد (05/0>p). نتایج نشان داده است که 2/11 درصد از تفاوت­های فردی به تفاوت بین دو گروه مربوط است. میانگین نمرات مهارت­های تعاملی والدین در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت کلی تفاوت معنی­داری دارد (001/0>p). نتایج نشان داده است که 66 درصد از تفاوت­های فردی به تفاوت بین دو گروه مربوط است.

 

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­های فرزندپذیر انجام گرفت و نتایج نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی در خانواده­های فرزندپذیر موثر است. در راستای تطبیق نتایج فوق با یافته­های دیگر پژوهشگران نتایج حاضر با یافته­های بگیان کوله مرز و همکاران (1398)، حسینی و سلیمانی (1398)، دریر و میریام[25] (2018) همسو است. در تبیین این موضوع می‌توان گفت روش‌های مداخله فرزندپروری آگاه به والدین کمک نموده است تا با روش‌های به‌کار برده شده مانند: استفاده از تکنیک‌های ایمن‌سازی در برابر استرس و یا تکنیک زندگی خود را رنگ کنید و خودگویی مثبت، موجب افزایش توانایی نوع‌دوستی شویم تا شاید والدین بتواند آسیب هایی که در فرزندان وجود دارد را بهتر ادراک نمایند. همچنین هدف فرزند‌پروری آگاهانه ارتباط عمیق‌تر با فرزندان و پرورش ماهیت آن­ها است که شامل پنج بعد گوش دادن با توجه کامل، پذیرش بدون قضاوت خود و کودک، آگاهی هیجانی نسبت به خود و کودک، خودتنظیمی در رابطه با فرزندپروی می­باشد (دریر و میریام، 2018) که خود این اهداف زمینه­ساز کاهش مشکلات روانشناختی ناشی از تروماهای کودکی را فراهم می­گرداند. پس می­توان با استناد به این یافته نتیجه گرفت که هرچه تروماهای دوران کودکی شدیدتر باشد میزان ادراک والدین از فرزندپروری تحت تاثیر بیشتری قرار می­گیرد. بنابراین مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب از طریــق تقــویت رفتارهای مثــبت کــودکان به وسـیله والدین فرزندپذیر و الگوسـازی والــدگری مناسـب باعـث افــزایش خــود اثرمنـدی والدینـی و کاهــش احســاس درماندگی، افســردگی و اســترس در کودکان که درگیر با تروماهای کودکی و مشکلات ناشی از آن بودند می­گردد (بگیان کوله مرز و همکاران، 1389).

در بیانی دیگر کودکانی که مدام از سوی مراقبانشان با بی­توجهی مواجه­اند یا غم فوت نزدیکان و والدینشان را تجربه می­کنند، قطعاً از لحاظ سلامت روانی آسیب­پذیرتر خواهند بود. زیرا گریبان گیرترین عوارض این اختلال عبارتند از: مشکلات تنظیم عاطفی، اختلالات خودآگاهی و حافظه، ناتوانی در خود ادراکی، درک نادرست سوءاستفاده­ها و مشکلات ارتباطی (کاسترلیگول[26]، 2018). همچنین از آن­جا که والدین فرزندان خود را بر اساس نگرش­ها، رفتارهای متفاوت و بر اساس شیوه­های مختلف تربیتی، تربیت می­کنند، این رفتارهایی که والدین در شیوه فرزندپروری خود به کار می­برند می­تواند بر اساس خصوصیات شخصی، موقعیت روانی آنها باشد (کاسترلیگول، 2018). بر این اساس نقش حمایتی والدین پراهمیت است چرا که آسیب­شناسی روانی والدین با آسیب­شناسی روان­شناختی کودکان مرتبط است (مک کینی و میلون[27]، 2012). سبک­های به کار گرفته در فرزندپروری می­تواند تعامل والدین و فرزند را در موقعیت­ها و شرایط فرزندپروری به عنوان یک الگوی کلی و ثابت از باورها و نگرش­ها مشخص کند (پاسکول-سانچز و همکاران[28]، 2021). در نهایت از آن­جا که سبک­های اولیه­ی فرزندپروری به عنوان مقتدرانه، اقتدارگرا، سهل­گیر و غیردرگیر دسته­بندی شده­اند، شیوه­های تربیتی شامل، درگیری والدین با فرزندان است. از این­رو فرزندپروری آگاه از آسیب شامل تکنیک­های مثبت و حمایتی همچون حمایت کردن، صحبت کردن و نظارت، نظم ناسازگار و تنبیه بدنی بود که توانست تروماهایی که کودکان از والد قبلی خود داشتند را ترمیم نماید.

همچنین نتایج نشان داد مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­های فرزندپذیر موثر است. یافته حاضر با یافته کامرانی فکور و همکاران (1398)، رضاپور (1394) همسو است. در تبیین یافته حاضر می­توان بیان داشت والدین فرزندپذیر با شرکت مادران و پدران در برنامه آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب درباره اهمیت دوران کودکی و نقش مهم تعاملات اولیه والدین با کودکان در پایه­ریزی شخصیت و عزت نفس فرزندان آگاه می­شوند. در ادامه، ضمن تغییر نگرش نسبت به عدم کنترل رفتار فرزندان و دادن حق انتخاب به آن­ها، با مفهوم رابطه بد و خوب و راهبردهای آنها آشنا می­شوند و در مورد چگونگی ایجاد و نگهداری رابطه خوب، صمیمی و رضایت­بخش با فرزندان بدون اعمال کنترل بیرونی، از طریق به کارگیری رفتارهای پیونددهنده رابطه و خودداری از رفتارهای تخریب کننده رابطه و درنهایت پررنگ شدن در دنیای مطلوب فرزندان آگاه شده و به مهارت­آموزی در این زمینه می­پردازند. همچنین آنها مهارت­های چگونگی رشد ابعاد مختلف فرزندان را فرامی­گیرند که در نتیجه، تغییر نگرش و نیز مهارت­آموزی در خصوص شیوه­های تعامل خوب و فرزندپروری، به بهبود رابطه والد-فرزندی و افزایش جو صمیمیت در خانه می­انجامد. در نگاهی دیگر دوران کودکی، به عنوان یک دوران مهم و تأثیرگذار در تمام زندگی، به جهت پایه­ریزی شخصیت است. بدین صورت که اثرات تجارب کودکی و رابطه فرزند با والدین خود، نه تنها بر عملکرد فرد در دوران بزرگسالی تأثیرگذار است، بلکه عملکرد فرزندان او را تحت تأثیر قرار می­دهد و تداوم این اثرات، به صورت چرخه­ای در شیوه­های فرزندپروری، میان نسل­ها ادامه می­یابد (کامرانی فکور و همکاران، 1398). لذا والدین، به ویژه والدین فرزندپذیر نیازمند دانش­افزایی در این زمینه هستند که با آگاهی از شیوه­های مطلوب تعامل با فرزند و مهارت­آموزی در این زمینه، ضمن تقویت رابطه با فرزند، از ایجاد زمینه­های پیدایش و تداوم آسیب­های روانی فرزندان جلوگیری کنند و ضمن کاهش چالش­های مرتبط با فرزندپروری، در زندگی خود احساس آرامش و رضایت کنند (تانگ و بلییس ، 2018) که در طی گام هفتم و هشتم مبنی بر ارتباط و شفا و رسیدگی به احساسات یکدیگر آگاهی والدین نسبت به ارتباطات تقویت گردید.

یکی دیگر از مواردی که می­تواند اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب را بر مهارت­های تعاملی تبیین نماید، رابطه بین فرزندپروری آگاه از آسیب و سبک­های فرزندپروری است. فرزندپروری اغلب با سبک­های فرزندپروری مطلوب همراه است (پرنت و همکاران[29]، 2016). برای مثال همبستگی بالای فرزندپروری با سبک مقتدرانه و همبستگی پایین با سبک استبدادی (گویا و همکاران[30]، 2016) مورد تأیید قرار گرفته است. سطوح بالای آگاهی و ارتباطی در فرزندپروری، استفاده کمتر از سبک­های مبتنی بر حمایتگری مفرط، طردکننده و رواج بیشتر سبک­های مشوق خودمختاری را در پی دارد. والدین آگاه از آسیب هنگامی که در تعامل با کودکان خود هستند، آگاهی بیشتری نسبت به زمان حال دارند، بدین ترتیب توجه بیشتری به رفتارهای کودکان و پاسخ های شناختی و هیجانی خود به آن رفتارها نشان می­دهند. درنتیجه والدین آگاه در برابر فرزندان خود کمتر واکنش­پذیر بوده و از شیوه­های فرزندپروری مؤثرتری بهره می­گیرند. این توانایی به آنها کمک می­کند تا چرخه­های نابهنجار تعامل با کودک که طی فرزندپروری برانگیخته می­شوند را مدیریت و با استرس فرزندپروری خود بهتر مقابله کنند (بوگلز و رستیفو[31]، 2014) و اعتماد به نفس والدین در امر فرزندپروری افزایش یابد (پوتارس و همکاران[32]، 2017).

این پژوهش همچون سایر پژوهش­ها دارای محدودیت­هایی همچون ارزیابی اطلاعات براساس پرسشنامه­­های خودگزارش­دهی، بدون شک متغیرهای مداخله‌گری چون تأثیر خرده‌فرهنگ‌ها و شرایط اجتماعی، اقتصادی می­تواند در نتایج پژوهش حاضر اثرگذار باشد، نمونه پژوهش را کلیه خانواده­های فرزندپذیر شهر اصفهان تشکیل‌ داده­اند که امکان تعمیم نتایج را به سایر افراد و سایر مکان‌ها با مشکل روبرو می­سازد. از این رو پیشنهاد می­گردد انجام پژوهش در بین دیگر خانواده­های فرزندپذیر در دیگر استان­ها اجرا و نتایج با یکدیگر مقایسه گردد و انجام پژوهش با استفاده از روش­های نمونه­گیری تصادفی (غیر احتمالی) صورت گیرد. بنابر آن­چه بیان گردید چنین پیشنهادات کاربردی ارائه می­گردد که با برگزاری دوره­های گروهی و جمعی برای خانواده­های فرزندپذیر و تدوین بسته­های آموزشی مناسب آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بتوان موجبات بهبود تروماهای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والد-کودک را توسط مشاورین فراهم گرداند. همچنین برنامه اختصاصی در راستای اثرات ناشی از آسیب­های فرزندپروری در خانواده­های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود و با توجه به مشکلات خانواده­ها و فرزندان در خانواده­های فرزندپذیر آموزش­های مناسب توسط مشاورین برای والدین جهت بهبود روابط صورت گیرد.

تضاد منافع: نویسندگان هیچ گونه تضاد منافع را در مطالعه اعلام نکرده­اند.

حامی مالی: نویسندگان اذعان می­کنند که هیچ­گونه حمایت مالی برای تمام مراحل مطالعه، نگارش و انتشار مقاله دریافت نکرده­اند.

تشکر و قدردانی: محققین مایلند از تمامی افرادی که در مطالعه شرکت کردند، تشکر کنند.

 

[1] . Adoption

[2] . Howe, Weber

[3] . Keil, Leahu

[4] . Monica, KristinBerg

[5] .Tang, Bleys

[6] . Ní Chobhthaigh, Duffy

[7]. Hardianto, Budiningsih, Pratama, Karakauki

[8]. Conscious parenting

[9]. Voloshenko

[10]. Cowling , Gordon

[11]. Medeiros

[12]. Dreyer, Miriam

[13]. childhood trauma

[14]. Maschi, Baer, Morrissey, Moreno

[15]. Norman, Carlisi, Lukito, Hart, Mataix -Cols

[16]. Powers, Thomas, Ressler, Bradley

[17]. Oviedo-Joekes, Marchand, Guh

[18].  parents' interactive skills

[19]. Baby, Gale, Swain

[20]. Oreme, Buehler, McSurdy

[21]. Questionnaire of parent-child interactive skills

[22]. Driscoll, Pianta

[23]. Childhood trauma questionnaire

[24] .  Bernstein, Stein, Newcomb, Walker, Pogge, Ahluvalia & Zule

[25].  Dreyer, Miriam

[26]. Kosterelioglu

[27]. McKinney, Milone

[28]. Pascual‐Sanchez et al

[29]. Parent, McKee, Rough & Forehand

[30]. Gouveia, Carona, Canavarro & Moreira

[31]. Bögels, Restifo

[32]. Potharst, Aktar, Rexwinkel, Rigterink & Bögels

  • ابارشی، زهره؛ طهماسیان، کارینه؛ مظاهری، محمد علی؛ و پناغی، لیلی. (1388). تأثیر آموزش برنامه " ارتقای رشد روانی- اجتماعی کودک از طریق بهبود تعامل مادر- کودک" بر خود اثرمندی والدگری و رابطه مادر و کودک زیر سه سال. پژوهش در سلامت روانشناختی، ۳ (۳) ،۴۹-۵۸
  • انفعال، نوید؛ امیدوار، بنفشه؛ و زارع نژاد، محمد. (1400). پیش بینی صفات سازمان شخصیت مرزی بر اساس ترومای دوران کودکی و جو عاطفی خانواده در افراد معتاد به مواد مخدر. مجله علمی پژوهان، 19(3)، 1-11.
  • بگیان کوله مرز، محمد جواد؛ کرمی، جهانگیر؛ مومنی، خدامراد؛ و الهی، عادله. (1398). نقش تجربه ی ترومای دوران کودکی, واکنش پذیری شناختی و درد ذهنی در اقدام کنندگان به خودکشی و افراد بهنجار. اندیشه و رفتار در روانشناسی بالینی (اندیشه و رفتار)، 14(53 )، 77-89.
  • موسی بیگی، طیبه؛ سروش نیا، سهیلا؛صفاری نیا، مجید؛ و آقایوسفی،علیرضا . (1401). پپیش بینی جامعه پسندی بر اساس سبک های تبادل اجتماعی و سبک فرزند پروری در دانشجویان. پژوهش های روانشناسی اجتماعی،12(45)، 85-100
  • حسینی، کتایون؛ و سلیمانی، اسماعیل. (1398). نقش تمیزی ترومای کودکی و تحریف های شناختی در تبیین علایم بالینی اختلال وسواسی-جبری. اندیشه و رفتار در روانشناسی بالینی (اندیشه و رفتار)، 14(54)، 1-15.
  • رضاپور، مریم؛ و اصغری تکاح، سید محسن.(1394). اثربخشی برنامه غنی سازی ارتباط مادر- کودک به شیوه بازی بر رابطه مادر و کودک و سبک فرزندپروری کودکان پیش دبستانی خانواده های آسیب دیده از طلاق، دومین کنفرانس ملی توسعه پایدار در علوم تربیتی و روانشناسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی.
  • زرگر، فاطمه؛ و باقریان سرارودی، رضا. (1396). فرزندپروری ذهن آگاهانه: نقش مولفه های درمان های موج سوم رفتاری در حوزه فرزندپروری. مجله تحقیقات علوم رفتاری، 13(4)، 3-14.
  • شیرانی نیا، خدیجه؛ رمضانی، شکوفه؛ و سودانی، منصور. (1399). تاثیر آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر سلامت روان و کفایت فرزندپروری مادران کودکان با نیازهای ویژه. پژوهش های مشاوره (تازه ها و پژوهش های مشاوره)، 19(76 )، 70-91.
  • عابدی شاپورآبادی، ثریا؛ پورمحمدرضای تجریشی، معصومه؛ محمدخانی، پروانه؛ و فرضی، مرجان. (1391). اثربخشی برنامه گروهی والدگری مثبت بر رابطه مادر- کودک در کودکان با اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه. روان شناسی بالینی، 4(3)، 63-73.
  • کامرانی فکور شهربانو؛ رسول زاده طباطبایی، کاظم؛ رزاقی، رضا؛ و احمدی، فضل الله. (1398). تجارب خانواده‌های فرزندپذیر از مشکلات کودکان فرزندخوانده: رویکرد نظریه زمینه‌ای رفاه اجتماعی، ۱۹ (۷۴) ،۲۰۶-۱۶۷.
  • کرمانیان، سحر؛ گلشنی، فاطمه؛ باغداساریانس، آنیتا؛ وجمهری، فرهاد. (1402). تدوین مدل ساختاری خودشیفتگی بر اساس تروماهای اوایل زندگی، عملکرد خانواده و شیوه‌های فرزندپروری ادراک شده مادر با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی. پژوهش های روانشناسی اجتماعی، 13(50)،93-109.
  • کریمی عقدا، هادی؛شریفی اردانی،علیرضا؛ صباغیان بغداد آباد، حمید؛غلامزاده بافقی، طیبه؛ و پور غلامی، فرزاد .(1403). تبیین مهارت اجتماعی فرزندان بر اساس تنظیم هیجان والدین: بررسی نقش میانجی‌گری روابط والد-کودک. پژوهش های روانشناسی اجتماعی، 14(53)، 93-108.
  • نرسی، مهرنوش؛ و آرزومندی، منیره. (1401). کودک دلبسته. روش‌های نوین فرزندپروری برای پدران و مادران فرزندپذیر. ترجمه پرویس، ک. کراس، د. سان شاین،. انتشارات ارجمند. چاپ دوم

-Baby, M., Gale, C., & Swain, N. (2019). A communication skills intervention to minimise patient perpetrated aggression for healthcare support workers in New Zealand: A cluster randomised controlled trial. Health & social care in the community, 27(1), 170-181.

-Bernstein, D. P., Stein, J. A., Newcomb, M. D., Walker, E., Pogge, D., Ahluvalia, T., & Zule, W. (2003). Development and validation of a brief screening version of the Childhood Trauma Questionnaire. Child Abuse and Neglect, 27 (2), 169-190.

-Bögels, S., & Restifo, K. (2014). Mindful parenting. A guide for mental health practitioners.

-Cowling, C. , & Gordon, W. V. (2022). Mindful parenting: future directions and challenges, International Journal of Spa and Wellness, 5(1) , 50–70.

-Driscoll, K., & Pianta, R. C. (2011). Mothers’ and fathers’ perceptions of conflict and closeness in parent-child relationships during early childhood. Journal of Early Childhood and Infant Psychology, 7, 1–24.

-Gouveia, M. J., Carona, C., Canavarro, M. C., & Moreira, H. (2016). Selfcompassion and dispositional mindfulness are associated with parenting styles and parenting stress: Th mediating role of mindfulparenting. Mindfulness, 7(3), 700-712

-Hardianto, D., Budiningsih, C. A., Pratama, K. W., Ali, S. K. S., & Karakauki, M. (2022). Assessing the Experience-Sharing Parenting Method through Online Learning during Covid-19 Pandemic. International Journal of Instruction, 15(4).

-Howe, C. J., & Weber, L. F. (2023). Adoption. In The Role of Child Life Specialists in Community Settings (pp. 341-354). IGI Global.

-Keil, M.F., Leahu, A., Rescigno, M. et al. (2022). Family environment and development in children adopted from institutionalized care. Pediatr Res 91, 1562–1570 .

-Kosterelioglu, I. (2018). Effects of Parenting Style on Students' Achievement Goal Orientation: A Study on High School Students. Educational Policy Analysis and Strategic Research, 13(4), 91-107.

-Maschi, T., Baer, J., Morrissey, M. B., & Moreno, C. (2013). The aftermath of childhood trauma on late life mental and physical health: A review of the literature. Traumatology, 19(1), 49-64.

-Matin, H., Yoosefi, N., Solgi, M., & Hayati, M. (2021). Effectiveness of conscious parenting training based on imago therapy approach on the interaction of mother-child mothers of children with learning disabilities. Journal of Learning Disabilities, 10(2), 254-267.

-McKinney, C., & Milone, M. C. (2012). Parental and late adolescent psychopathology: Mothers may provide support when needed most. Child Psychiatry & Human Developme nt, 43(5), 747-760.

-Medeiros, C. , Gouveia, M. J. , Canavarro, M. C. , & Moreira, H. (2016). The indirect effect of the mindful parenting of mothers and fathers on the child’s perceived well-being through the child’s attachment to parents. Mindfulness, 7(4) , 916–927.

-Monica Dalen, KristinBerg Nordahl, Kristin Vonheim, Harald Janson & Ane Nærde (2020) Mother–Child Interaction in Families With Internationally Adopted Children and Families With Biological Children at Age 2: Similarities and Differences, Adoption Quarterly, 23:4, 286-311.

-Ní Chobhthaigh S, Duffy F. (2019).The effectiveness of psychological interventions with adoptive parents on adopted children and adolescents’ outcomes: A systematic review. Clinical Child Psychology and Psychiatry. 24(1):69-94.

-Oreme J, Buehler C, McSurdy M, Rhodes K, Cox E, Patterson D A.(2004). Parental and familial characteristics of family foster care applicants. J Children Youth Serv Rev . 26: 307-12.

-Oviedo-Joekes E, Marchand K, Guh D, Marsh D, Brissette S, Krausz M, et al.(2011). History of reported sexual or physical abuse among long-term heroin users and their response to substitution treatment. Addict Behav. 36: 55-60.

-Parent, J., McKee, L. G., N. Rough, J., & Forehand, R. (2016). The association of parent mindfulness with parenting and youth psychopathology across three developmental stages. Journal of Abnormal Child Psychology, 44, 191-202

-Pascual‐Sanchez, A., Mateu, A., Martinez‐Herves, M., Hickey, N., Kramer, T., & Nicholls, D. (2021). How are parenting practices associated with bullying in adolescents? A cross‐sectional study. Child and adolescent mental health.https://acamh.onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/camh.12475

-Potharst, E. S., Aktar, E., Rexwinkel, M., Rigterink, M., & Bögels, S. M. (2017). Mindful with your baby: Feasibility, acceptability, and effects of a mindful parenting group training for mothers and their babies in a mental health context. Mindfulness, 8, 1236-1250

-Powers AD, Thomas K, Ressler K, Bradley B. (2011). The differential effects of child abuse and posttraumatic stress disorder on schizotypal personality disorder. Compr Psychiatry. 52:438-45

-Tang E, Bleys D and Vliegen N (2018) Making Sense of Adopted Children's Internal Reality Using Narrative Story Stem Techniques: A Mixed-Methods Synthesis. Front. Psychol. 9:1189.

-Voloshenko, M. (2023). The results of acomparative analysis of th levels of professional readiness of future specialists in socionomic special thes to form a conscious parenting in youth. Aktyajib3(3), 2023240.