نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روان شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار، گروه روان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشیار گروه روان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Theory of mind (ToM) and executive functions (EFs) are crucial for understanding and interpreting social behavior, potentially mitigating cyberbullying by fostering empathy. This research examines the mediating role of empathy in the relationship between ToM, EFs, and cyberbullying.
Method:A descriptive correlational design was employed. The study population comprised all secondary school students in Kermanshah, Iran, during the 2021-2022 academic year. A sample of 400 students was selected using convenience sampling. Data were collected using the Empathy Quotient (Baron-Cohen, 2003), the Barkley Deficits in Executive Functioning Scale (Barkley, 2012), the Cyberbullying and Victimization Experiences Scale (Antoniadou et al., 2016), and the Reading the Mind in the Eyes Test (Baron-Cohen et al., 2001). Data analysis involved Pearson correlations and structural equation modeling (SEM).
Results: The results revealed significant negative correlations between ToM and cyberbullying (p < .01), between EF deficits and empathy (p < .01), and between empathy and cyberbullying (p < .01). A significant positive correlation was found between EF deficits and cyberbullying (p < .01), as well as between ToM and empathy (p < .01). Crucially, SEM confirmed the significant mediating role of empathy in the relationship between both ToM and cyberbullying, and EF deficits and cyberbullying.
Conclusion: These findings suggest that deficits in ToM and EFs may increase the risk of cyberbullying, potentially due to impaired empathy. ToM and EFs are essential for navigating social interactions. Difficulties in understanding others' intentions and emotions, coupled with executive function deficits, may hinder the ability to interpret social cues and contribute to involvement in cyberbullying, either as a perpetrator or a victim. Interventions aimed at enhancing ToM, EFs, and empathy may be beneficial in preventing and addressing cyberbullying.
کلیدواژهها English
طی دهههای گذشته، میزان استفاده از اشکال فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی مثل موبایل و کامپیوتر در بین جوانان و نوجوانان افزایش یافته است. رشد سریع وسایل الکترونیکی و برنامههای ارتباطی، روند جامعهپذیری نوجوانان را تغییر داده است (بشرپور و زردی، 1398). با گسترش سریع اینترنت و افزایش تعداد کاربران فضای مجازی، بخش قابل توجهی از زندگی افراد در این فضا میگذرد؛ این روند افزایشی است و به علت امکانات متعدد آموزشی، ارتباطی، تفریحی و خرید کالا، حضور در آن برای نسل نوجوان و جوان تقریباً اجتنابناپذیر شده است (حسینی اسفیدواجانی، قربان جهرمی، درتاج و حسینی، 1402). بعضی از نوجوانان از مزیتهای این ابزارهای رسانهای بهطور عمد برای آسیبرسانی به دیگر نوجوانان استفاده میکنند (آنتونیادو،کاکینوس و مارکوس[1]، 2016). اصطلاح قلدری سایبری[2] برای اشاره به این نوع رفتارها به کار میرود. با ظهور اینترنت و فناوریهای الکترونیکی دیگر، قلدری شکل جدیدی به خود گرفته است.
قلدری سایبری نوعی پرخاشگری، عمل عمدی توسط یک گروه و یا فردی با استفاده از روشهای ارتباط الکترونیکی، بهصورت مکرر و در طول زمان در برابر یک قربانی است که بهراحتی نمیتواند از خود دفاع کند (لیورنت،دیاز-چاوز، زیچ، تواردوسکا-استازک و مارین لوپز[3]، 2021). قلدری سایبری عملی غیرتهاجمی است که با هدف توهین و آسیبرساندن به دیگران انجام میشود و افراد یا گروهها از طریق اینترنت یا رسانههای اجتماعی دیجیتال بهطور مکرر آن را انجام میدهند (هاندونو، لاهیم و سیتیچای[4]،2019) و به یک مشکل بزرگ در بین نوجوانان در سراسر جهان تبدیل شده است (وانگ، خی، وانگ، لی، هو و جیانگ[5]، 2019). نتایج تحقیقات صورت گرفته در ایران نیز حاکی از آن است که بیش از نیمی از دانشآموزان دوره راهنمایی حداقل یک بار قلدری سنتی یا سایبری را در رفتارهای خود نشان دادهاند (بیرامی، هاشمی، فتحی آذر و عالیی، 1392(. امروزه قلدری سایبری یک مسئله مهم در سراسر جهان است که بر روابط اجتماعی نوجوانان، پیشرفت تحصیلی و سلامت روانی آنها تأثیر میگذارد (کای، آیلین، سالی و کیمبرلی[6]،2020). بنابراین ضرورت دارد که پیشایندهای قلدری سایبری مورد بررسی بیشتری قرار گیرد.
نوجوانان مبتلا به فقر همدلی[7]، اغلب درگیر قلدری میشوند. همدلی ظرفیت درک یا احساس آنچه شخص دیگری تجربه میکند، یعنی ظرفیت قراردادن خود در موقعیت دیگری است (هال و شوارتز[8]، 2019). پاسخ همدلانه با رفتارهای جامعهپسند رابطهی مثبت و با قلدری رابطهی منفی دارد. همدلی ابزاری مفید برای کاهش قلدری سایبری است (طلایی،شریفی و کدخدایی، 1401).همدلی از ابعاد شناختی و عاطفی تشکیل شده است. بعد شناختی همدلی اشاره به توانایی فرد در درک احساسات، افکارو نیات دیگران دارد و همدلی عاطفی، به توانایی فرد برای به اشتراک گذاشتن احساسات، قراردادن خود به جای دیگران و مراقبت از رفاه آنها اشاره دارد (ژیائو[9]و همکاران، 2021). صفری، امینی، بهروزی و جعفرینیا (1400) و اصغری و نمازی(1403) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که همدلی بر قلدری سایبری اثر معنادار دارد و آموزش همدلی میتواند بهعنوان یک شیوه درمانی برای بهبود شناخت اجتماعی نوجوانان دارای قلدری سایبری در محیطهای آموزشی و درمانی به کار برده شود. شیرانی، برامکه، بهرامیپور (1400) نیز نشان دادند که همدلی، تنظیم هیجان و جو مدرسه بهطور قابل توجهی در کاهش قلدری سایبری در بین دانشآموزان نقش مهمی دارد. دونات، ویلیسک و ولگاست[10](2022) نیزنشان دادند که همدلی به دانشآموزان کمک میکند تا از رفتار پرخاشگرانه اجتناب کنند.
توانایی شناسایی حالت عاطفی فرد دیگر بهعنوان پیش درآمدی برای همدلی در نظر گرفته میشود (سینگر و لام[11]،2009) و درک عواطف دیگران در قالب نظریه ذهن[12]میتواند پاسخ همدلانه به دیگران را تسهیل کند (ایکریم-آکبولوت، سن، بسیراگلو و سکاک[13]،2020). یکی از مهمترین تواناییهایی که افراد در اسناد حالتهای ذهنی استفاده میکنند، نظریه ذهن است. نظریه ذهن، توانایی افراد در پیشبینی رفتار خود و دیگران است و به ما این امکان را میدهد که در اجتماع و در تعامل با دیگران باورها، نیات و انگیزههای آنها را درک کنیم (سوزان و ویسو-پتر[14]ا،2023).نظریه ذهن کمک میکند که فرد حالات ذهنی مانند باورها، خواستهها، عواطف و اهداف را برای خود و دیگران ثبت کند و از این اطلاعات برای پیشبینی و تفسیر رفتارها استفاده کند. این مجموعه منسجمی از دانش در مورد ذهن انسان است که ما معمولاً آنرا به دست میآوریم و برای پیشبینی و توصیف رفتار خود و دیگران استفاده میکنیم (مکآلیستر و پیترسون[15]، 2007، نقل از نادری و محدثپور، 2021). تواناییهایی مانند فهم هیجانها، تمایلات و اعمال افراد دیگر در موقعیتهای اجتماعی به افراد در تعامل اجتماعی کمک می کند(رافی[16]و همکاران، 2023).
نظریه ذهن به دو شکل بر توانایی همدلی اثر میگذارد. اول اینکه به فرد کمک میکند تا بتواند ذهن دیگران را بخواند و به بهترین وجه ممکن با آنها همدلی کند. از سویی دیگر به فرد کمک میکند تا پاسخی مؤثر و همدلانه به دیگران ارائه دهد (علیاکبری و همکاران، 1392). این جنبه نیز به فرد در همدلی با دیگران یاری میرساند. به میزانی که فرد در نظریه ذهن عملکرد بهتری داشته باشد میتوان انتظار داشت که همدلی بیشتری از خود نشان دهد (بریل، کانسکه، پیتیگ و باکلر[17]،2021) و با ارتقاء سطح نظریه ذهن، قلدری سایبری کاهش مییابد (ولاک، میچل و فینکلهر[18]، 2007). مطابق پژوهشها قلدری سایبری دانشآموزانی که در نظریه ذهن مشکل دارند، بیشتر است (لیو[19]و همکاران، 2018، هودگینز[20] و همکاران،2020).
یکی دیگر از سازههای شناختی که اخیراً به نقش آن در رفتارهای اجتماعی توجه شده است، کارکردهای اجرایی[21]است. کارکردهای اجرایی مکانیسم کنترلی هستند که در تنظیم شناخت و رفتارهای انسان به کار میرود و زمانی که فردی بخواهد مهارتهای شناختی بالاتری را اعمال کند، ضروری به نظر میرسند (نصیر، تان و فن[22]، 2021).کارکردهای اجرایی نقش مهمی در توسعه سایر شایستگیها مانند تصمیمگیری اقتصادی، رفتارهای ریسکپذیر، قضاوت در مورد قصد دیگران و سطح اعتماد اجتماعی (والر، کینگ، فیگنر و دنبورگ[23]، 2019) همچنین خود مدیریتی زمان و خودتنظیمی هیجان دارند (لیس، مک گراثو مرز[24] ، 2020). یافتههای زیمرمن، دیبروین، دیجکویس، استال و سواب[25](2019) مشخص کردهاند که برنامههای آموزشی کارکردهای اجرایی، مؤلفههای شناخت اجتماعی مانند همدلی را افزایش میدهند. افرادی که از کارکردهای اجرایی بالاتری برخوردارند، ممکن است احساسات خود را بهتر تنظیم کنند (کریستوفنی[26] و همکاران، 2020). نقص در عملکرد اجرایی با رفتار پرخاشگرانه و خشونتآمیز نسبت به دیگران مرتبط است (گودفری، کهو، باسترواس-آلبرو و بابکاک[27]، 2020) و کارکردهای اجرایی با توانایی پردازش اطلاعات اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان ارتباط دارند (نگی[28]،2021). طبق پژوهش فرناندز، ساریا، کلادو-والرو، لاوین-کرون و دومینیک[29] (2022) فقدان بازداری یا خودکنترلی قلدران، آنها را بهسمت تصمیمگیریهای مخاطرهآمیز سوق میدهد. همچنین لینروراسینز[30] (2019) نشان دادند که کارکردهای اجرایی نقش مهمی در پیشگیری از قلدری ایفا میکنند. جوانان قلدر دارای نقصهای خاصی در کنترل عاطفی هستند (کلاپوییک، ون
دنباس و گوروگلو[31]،2017) و کارکردهای اجرایی مختلف نظیر بازداری میتواند موجب بهبود رفتارهای اجتماعی در کودکان دارای اختلالات رشدی عصبی و سایر بیماریهای روانپزشکی شود (کریستوفنی و همکاران ،2020)، این امر همچنین موجب افزایش همدلی میان آنها میگردد. فریدسون[32] (2019) بیان کرد که عملکردهای اجرایی با نظریه ذهن مرتبط است و کودکان دارای نقص مهارتهای اجتماعی ممکن است در فرمولبندی نظریه ذهن مشکل داشته باشند (ویلیامز[33]،2010).
بهدلیل اینکه در بسیاری از پژوهشهای مذکور رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری بررسی شده است، اما به
مکانیزمهای احتمالی که این روابط را میانجیگری میکنند، پرداخته نشده است، در این پژوهش با تکیه بر مستندات تجربی و نظری نقش میانجی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری بررسی شد. نظریه ذهن از طریق افزایش توانایی افراد در درک حالتهای ذهنی خود و دیگران و کارکردهای اجرایی بهواسطه مجهزکردن افراد به تواناییهایی مانند کنترل تکانه و بازداری پاسخ به افزایش همدلی منجر میشود و رفتارهای پرخاشگرانه مانند قلدری با افزایش توانایی همدلی کاهش مییابد.
روش
این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و با کاربرد روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش دانشآموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر[34] (1998) که حداقل 300 نفر را برای مطالعات مدلیابی ساختاری مکفی میداند، پژوهشگر توانست همکاری 400 دانشآموز را بهصورت داوطلبانه جلب کند. ملاک ورود برای این پژوهش دانشآموز متوسطه دوم بودن، داشتن سن 18-15 سال، ساکن شهر کرمانشاه بودن و رضایت به شرکت در پژوهش بود. ملاک خروج تکمیل ناقص پرسشنامهها بود. نمونهگیری بهصورت داوطلبانه و در دسترس انجام شد. برای اجرای این پژوهش، پژوهشگر پس از کسب مجوزهای لازم از اداره کل آموزشوپرورش و همچنین انتخاب دبیرستانهای متوسطه دوم سطح شهر کرمانشاه که برای شرکت در پژوهش موافقت اولیه را اعلام کرده بودند با مراجعه به مدارس و پس از ارتباطگیری و جلب رضایت دانشآموزان، ابتدا هدف پژوهش برای آنها را بیان کرد و سپس با ارائه راهنمایی لازم، پرسشنامهها در اختیار آنها قرار گرفت. شرکتکنندگان در پژوهش شامل220 نفر(55 درصد) دختر و 180 نفر(45 درصد) پسر و نیز 180نفر(45 درصد) در رشته علوم تجربی، 120 نفر(30 درصد) رشته ریاضی و فیزیک و 100 نفر(25 درصد)در رشته علوم انسانی مشغول تحصیل بودند.
ابزار های پژوهش
الف) مقیاس بهره همدلی: مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن[35](2003)دارای 26 گویه است و هدف آن ارزیابی بهره همدلی از ابعاد مختلف (شناختی، مهارتهای اجتماعی و واکنشپذیری هیجانی) میباشد. نمرهگذاری پرسشنامه بهصورت طیف لیکرت 5 نقطهای است (هرگز تا همیشه). دامنه نمرات آن بین 26 تا 130 می باشد. ضریب همسانی درونی و اعتبار بازآزمایی آن به ترتیب 90/0 و 79/0 گزارش شد و تحلیل عاملی نیز ساختار سه عاملی آنرا تأیید کرد (بارون-کوهن، 2003). در پژوهش ابوالقاسمی (1388) ضریب روایی این مقیاس بر اساس ضریب همبستگی بین مقیاس بهره همدلی با دو مقیاس هوش هیجانی و مقیاس dass-21، بهترتیب 27/0 و 32/0 بود. برای بررسی اعتبار مقیاس از روش بازآزمایی استفاده شد که مقدار این ضریب پس از چهار هفته 80/0 بهدست آمد که نشان از پایایی و روایی مطلوب این ابزار داشت. در پژوهش حاضر میزان آلفای کرونباخ برای ابعاد همدلی شناختی، مهارتهای اجتماعی وواکنشپذیری هیجانی بهترتیب برابر با 93/0، 92/0 و 92/0 و میزان آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه در پژوهش حاضر 94/0 بهدست آمد.
ب)پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی[36]: این پرسشنامه توسط بارکلی[37](2012) ساخته شد و شامل 70 گویه است. نمرهگذاری پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت 4 درجهای و از هرگز تا همیشه درجهبندیشده است و دامنه نمرات آن بین 70 تا 280 است. همچنین شامل پنج خرده مقیاس (خود مدیریتی زمان، خودسازماندهی/ حل مسئله، خودکنترلی/ بازداری، خود انگیزشی و خودنظمجویی هیجان) است. از این ابزار 7 نمره استخراج میشود که 5 نمره مربوط به خرده مقیاسها، یک نمره کلی و نمره دیگر از 11 سؤال این مقیاس که بهعنوان فهرست کارکردهای اجرایی مطرحشدهاند، بهدست میآید. سلطانی کوهبنانی،زارعنژاد، سلطانی کوهبنانی و اباذری (1397) شواهد روایی و اعتبار مناسبی برای این پرسشنامه گزارش کردند. در پژوهش آنها روایی ملاکی مقیاس با پرسشنامه کارکردهای اجرایی کولیج[38]محاسبه شد و ضریب همبستگی بهدستآمده ازنظر آماری معنادار بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی ساختار پنج عاملی مقیاس را تأیید کرد. آلفای کرونباخ بهدستآمده در هر دو جنس و کل بهلحاظ روانسنجی برای تمام خرده مقیاسها و کل مقیاس رضایتبخش بود. همچنین خرده مقیاسها از همسانی درونی مطلوبی برخوردار بودند و روابط درونی خوبی بین خرده مقیاسها وجود داشت. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ برای کل مقیاس با آلفای کرونباخ 97/0 و زیر نوعها 93/0 تا 94/0 بهدست آمد.
ج)پرسشنامه تجربه قلدری و قربانی سایبری[39]: این پرسشنامه توسط آنتونیادو و همکاران(۲۰۱۶) بهمنظور بررسی تجربه قلدری سایبری با قربانی سایبری در بین نوجوانان طراحی و اعتباریابی شده است. شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه بهصورت طیف لیکرتی ۵ درجهای است. این پرسشنامه دارای دو عامل قربانی سایبری و قلدری سایبری است و هر عامل دارای ۱۲ سؤال است.دامنه نمرات برای این مقیاس بین 12 تا 60 است که نمره بالاتر نشانه قلدری بیشتر است.ضریب پایایی این ابزار در نسخه لاتین به روش آلفای کرونباخ برای عامل قلدری سایبری برابر با 89/0 و برای عامل قربانی سایبری برابر با 80/0 گزارششده است (آنتونیادو و همکاران، 2016). این پرسشنامه در ایران توسط بشرپور و زردی (1398) ترجمه و آماده اجرا شد و همسانی درونی آن برای عامل قلدری سایبری، عامل قربانی سایبری و کل مقیاس برحسب آلفای کرونباخ در نوجوانان بهترتیب 75/0، 78/0 و 79/0 گزارش شده است. همچنین در پژوهش ورعی، ممدوحی، محصب و تقیپور (1401) نیز پایایی کل این پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برابر 95/0 بهدست آمد. در پژوهش حاضر نیز پایایی کل پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برابر 91/0 و برای عامل قربانی 94/0 و عامل قلدری 94/0 بهدست آمد.
د)آزمون ذهنخوانی از طریق تصویر چشم[40] (مقیاس نظریه ذهن): این آزمون یک آزمون عصب روانشناختی مربوط به ذهنخوانی است که توسط بارون-کوهن و همکاران (2001) ساخته شده است. این آزمون تصاویری از ناحیهی چشم بازیگران و هنرپیشهها را در 36 حالت مختلف شامل میشود. برای هر تصویر، چهار واژهی توصیفگر حالتهای ذهنی که از ظرفیت هیجانی مشابهی برخوردارند، ارائه میشود. پاسخدهنده تنها از طریق اطلاعات بینایی موجود در تصویر، باید گزینهای را که به بهترین نحو توصیفکنندهی حالت ذهنی شخص موجود در تصویراست، از بین چهار گزینه انتخاب کند. حداکثر امتیاز قابل اکتساب برای انتخاب واژگان درست در این آزمون 36 و کمترین آن صفر میباشد. در غالب مطالعات صورت گرفته برای بررسی توانایی ذهنخوانی افراد سالم و بیمار، از این آزمون عصب روانشناختی استفادهشده است (وانگ،وانگ، چن، زو و وانگ[41]،2008). نجاتی، ذبیحزاده، ملکی، و محسنی (1390) در مطالعهای ضریب آلفای این آزمون را 72/0 و ضریب پایایی بازآزمایی آنرا در نمونهای متشکل از 30 دانشجو و در مدت زمان دو هفته 61/0 گزارش نمودند. در پژوهش حاضر نیز پایایی کل پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برابر 94/0 بهدست آمد.
برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای AMOS24 و SPSS26 استفاده گردید: جهت بررسی نرمال بودن دادهها از ضریب چولگی[42] و ضریب کشیدگی[43]، جهت بررسی ارتباط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، جهت بررسی روایی ابزارها (نظریه ذهن، همدلی، کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری) از تحلیل عاملی تأییدی با رویکرد کوواریانس محور استفاده شد. همچنین جهت بررسی فرضیات پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتههای پژوهش
ابتدا شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش بررسی شد. در جدول 1 میانگین و انحراف معیار متغیرها آمده است. جهت بررسی
نرمالبودن دادهها نیز شاخصهای ضریب کشیدگی و چولگی استفاده شد که در جدول 2 گزارش شده است.
جدول 1. شاخصهای توصیفی متغیرها
|
متغیرها |
تعداد گویهها |
میانگین |
انحراف معیار |
|
|
خودمدیریتی زمان |
13 |
73/19 |
90/7 |
|
|
خودسازماندهی |
14 |
24/18 |
61/6 |
|
|
خودکنترلی |
13 |
97/19 |
27/8 |
|
|
خودانگیزشی |
14 |
48/48 |
23/7 |
|
|
خودنظمجویی هیجانی |
16 |
65/23 |
88/8 |
|
|
نقائص کارکردهای اجرایی |
70 |
07/130 |
68/30 |
|
|
همدلی شناختی |
9 |
20/32 |
47/7 |
|
|
مهارتهای اجتماعی |
8 |
58/29 |
38/6 |
|
|
واکنشپذیری هیجانی |
9 |
78/32 |
05/7 |
|
|
همدلی |
26 |
56/94 |
67/16 |
|
|
عامل قربانی سایبری |
12 |
68/43 |
56/9 |
|
|
عامل قلدری سایبری |
12 |
33/44 |
99/8 |
|
|
قربانی /قلدری سایبری |
24 |
02/88 |
70/13 |
|
|
نظریه ذهن |
36 |
54/27 |
02/10 |
همانطور که در جدول 2 مشخص است، مقدار ضریب چولگی و کشیدگی متغیرها بین منفی 2 و مثبت 2 قرار گرفته است. بنابراین تخطی از توزیع نرمال در بین دادهها دیده نمیشود. لذا توزیع متغیرها نرمال یا حداقل بسیار نزدیک به نرمال میباشد.
جدول 2. نتایج نرمالبودن متغیرهای موجود در پژوهش
|
متغیرها |
ضریب چولگی |
ضریب کشیدگی |
||
|
مقدار آماره |
خطای استاندارد |
مقدار آماره |
خطای استاندارد |
|
|
نقائص کارکردهای اجرایی |
20/1 |
12/0 |
46/0 |
24/0 |
|
همدلی |
77/0- |
12/0 |
001/0- |
24/0 |
|
قربانی /قلدری سایبری |
58/0- |
12/0 |
20/0 |
24/0 |
|
نظریه ذهن |
24/1- |
12/0 |
56/0 |
24/0 |
قبل از رسیدن به مرحله تحلیل مدل و مدلسازی معادلات ساختاری لازم است تا میزان و جهت ارتباط بین متغیرها مشخص شود. به همین منظور با توجه به نرمالبودن توزیع دادهها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. در جدول 3 نتایج مربوط به همبستگی پیرسون بین متغیرها گزارش شده است.
|
نظریه ذهن |
قربانی/ قلدری سایبری |
همدلی |
نقائص کارکردهای اجرایی |
متغیرها |
||
|
|
|
|
1 |
نقایص کارکردهای اجرایی |
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
1 |
**339/0 |
همدلی |
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
1 |
**338/0 |
**332/0 |
قربانی/ قلدری سایبری |
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
1 |
**474/0 |
**376/0 |
**293/0 |
نظریه ذهن |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
05/0 ≥ = p*و 01/0 ≥ = p**
قبل از انجام مدلیابی برای بررسی روایی سازه ابزارهای پژوهش از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد و روایی ابزارهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که ابزارها از روایی سازه مناسبی برخورار بودند. پس از بررسی روایی سازه ابزارهای
اندازهگیری با تکنیک تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به بررسی رابطه نظریه ذهن و نقائص کارکردهای اجرایی با قربانی/ قلدری سایبری با توجه به نقش میانجیگری همدلی پرداخته شد. در مدل پژوهش (شکل 1) متغیرهای برونزا شامل نظریه ذهن و نقائص کارکردهای اجرایی، متغیر میانجی، همدلی و متغیر درونزا، قلدری سایبری بود.
شکل 1. مدل پژوهش در حالت ضرایب مسیر استاندارد شده
در جدول 4 شاخصهای برازش مدل پژوهش گزارش شده است. شاخصهای برازش مدل درحد مطلوب و مناسبی قرار گرفتهاند. لذا میتوان اینگونه استدلال نمود که مدل برازش خوبی را نشان داده و مورد تأیید است.
جدول 4. نتایج شاخصهای برازش مدل پژوهش
|
x2/ df |
RMSEA |
CFI |
IFI |
GFI |
|
276/2 |
057/0 |
914/0 |
915/0 |
858/0 |
بعد از بررسی شاخصهای برازش مدل به بررسی معناداری اثرات مستقیم متغیرها بر یکدیگر پرداخته شد. در جدول 5 نتایج بررسی اثرات مستقیم متغیرها گزارش شده است. همانطور که نتایج نشان میدهند همه این روابط معنادار بودند.
جدول 5. نتایج اثرات مستقیم بر اساس نتایج مدل معادلات ساختاری
|
مسیر |
ضریب مسیر استاندارد |
مقدار بحرانی(CR) |
سطح معناداری |
|
|
نظریه ذهن← قلدری سایبری |
650/0- |
751/4- |
001/0 |
|
|
نقائص کارکردهای اجرایی← قلدری سایبری |
263/0 |
713/2 |
007/0 |
|
|
نظریه ذهن← همدلی |
314/0 |
908/4 |
001/0 |
|
|
نقائص کارکردهای اجرایی← همدلی |
197/0- |
988/3- |
001/0 |
|
|
همدلی←قلدریسایبری |
802/0- |
808/4- |
001/0 |
|
در جدول نتایج آزمون اثرات غیرمستقیم و همچنین اثر کل آمده است. بررسی معناداری اثر غیرمستقیم با استفاده از روش بوت استراپینگ و سطح معناداری حاصل از این روش آزمون شد. بر اساس نتایج این جدول همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و نقائص کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری میانجی نسبی است.
جدول 6: اثرات کل، مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای پژوهش
|
مسیر |
|
اثر مستقیم |
اثر غیر مستقیم |
اثر کل |
سطح معناداری |
|
نظریه ذهن← قلدری سایبری |
|
65/0- |
251/0- |
901/0- |
001/0 |
|
نقائص کارکردهای اجرایی← قلدری سایبری |
|
263/0 |
157/0 |
42/0 |
007/0 |
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجیگر همدلی در رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر کرمانشاه بود.مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری رابطه منفی معناداری وجود داشت. این یافته همخوان با پژوهشهایی است که نشان دادهاند قلدری سایبری با مهارتهای اجتماعی رابطه منفی دارد (ولاک و همکاران، 2007). افراد دارای نقص مهارتهای اجتماعی که در تعامل با دیگران و تفسیر نشانهها، رفتارها و احساسات اجتماعی دیگران مشکل دارند، ممکن است از سطح پایینتر نظریه ذهن برخوردار باشند (ویلیامز، 2010). افراد با نظریه ذهن ضعیف بیشتر احتمال دارد انواع خاصی از رفتار پرخاشگرانه مانند قلدری سایبری را مرتکب شوند (هودگینز و همکاران، 2020). شیخ الاسلامی و نوری (1400) نیز در پژوهش خود نشان دادند که آموزش نظریه ذهن میتواند سبب کاهش قلدری کودکان شود.
مشکل در عملکرد نظریه ذهن ممکن است خطر قلدری را بهطرق مختلف افزایش دهد. اولاً، تعاملات اجتماعی مانند نقص در تواناییهای عملگرایانه، عدم تظاهر بازی و خجالت و همدلی در افراد را مختل کند، بهطور قابلتوجهی بر روابط اجتماعی افراد تأثیر بگذارد، زیرا پاسخهای احساسی و رفتاری به درک حالات روانی دیگران بستگی دارد. همچنین، منجر به همدلی کم و تفسیر نادرست از قصد دیگران شود و افراد با عملکرد پایین در نظریه ذهن تشخیص قلدری را دشوار میدانند؛ بنابراین، آنها ممکن است به نگرشها و رفتارهای دیگران واکنش ناکافی نشان دهند و درنتیجه خطر قلدری افزایش مییابد (لیو و همکاران، 2018).
مطابق نتایج بین کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری نیز رابطه معناداری وجود داشت. این یافته با نتایج پژوهشهای لینروراسینز (2019) و گودفری و همکاران(2020) همسو بود. به میزانی که فرد در کارکردهای اجرایی نواقص بیشتری داشته باشد، قلدری سایبری بیشتری را نشان میدهد. کارکردهای اجرایی مانند نظریه ذهن با توانایی پردازش اطلاعات اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان مرتبط هستند. کارکردهای اجرایی مسئول تنظیم رفتار، مدیریت احساسات و کنترل پرخاشگری هستند، بنابراین نقش مهمی در پیشگیری از قلدری ایفا میکنند (لینروراسینز، 2019). در رابطه با اجزای مختلف کارکردهای اجرایی، مشخص میشود که دانشآموزان دارای کاستیهای اجرایی مانند عدم کنترل تکانه، فقدان مهارتهای حل مسئله، فقدان ظرفیت بازداری، در موقعیت آزار و اذیت سایبری درگیر میشوند. تکانشگری ناشی از فقدان بازداری یا خودکنترلی قلدران، آنها را بهسمت تصمیمگیریهای مخاطرهآمیز سوق میدهد که آنها را درگیر این نوع موقعیتها میکند (فرناندز و همکاران، 2022).
نتایج این پژوهش از وجود رابطه معنادار بین نظریه ذهن و همدلی حمایت کرد. این یافته با نتایج پژوهشهای ایکریم-آکبولوتو همکاران (2020) و بریل و همکاران (2021) همسو بود. بهمیزانی که فرد در نظریه ذهن عملکرد بهتری داشته باشد میتوان انتظار داشت که همدلی بیشتری از خود نشان دهد. میتوان گفت همدلی و نظریه ذهن دو مؤلفه اصلی درک اجتماعی هستند (بریل و همکاران، 2021). نظریه ذهن و همدلی بر دیدگاهگیری تکیه دارند. با اینحال، نظریه ذهن عمدتاً با توجه به درک حالات ذهنی غیرقابل مشاهده دیگران، مانند باورها و مقاصد آنها، مفهومسازی میشود و به اینترتیب نیاز به دیدگاه شناختی دارد و تولید دانش هیجانی میکند. در مقابل، همدلی به طنین عاطفی اشاره دارد که در آن حالات عاطفی افراد دیگر درک و به اشتراک گذاشته میشود که نیاز به دیدگاهگیری عاطفی دارد. همدلی به توانایی ذاتی برای درک و حساس بودن به حالات عاطفی دیگران اشاره دارد (کین، یانگ، جیانگ و ژونگ[44] ، 2022).از سوی دیگر، دانش هیجانی ایجاد شده بهوسیله نظریه ذهن بهعنوان گام اولیه و مؤلفه اصلی همدلی فرض میشود؛ بنابراین، درک عواطف دیگران در قالب نظریه ذهن میتواند پاسخ همدلانه به دیگران را تسهیل کند و ممکن است بهطور غیرمستقیم به مهار تمایلات مخرب از طریق به اشتراکگذاری عاطفی کمک کند (ایکریم-آکبولوت و همکاران، 2020).
بین نقایص کارکردهای اجرایی و همدلی نیز رابطه منفی معناداری بهدست آمد. این یافته با نتایج پژوهش کریستوفنی و همکاران (2020) و پژوهش غدیری صورمان آبادی و سلیمانی(1400)همسو بود. یان، هونگ، لئو و سو[45](2020)نیز نشان دادند از بین مؤلفههای کارکردهای اجرایی، کنترل بازداری، حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی با همدلی شناختی و کنترل بازداری با همدلی عاطفی رابطه معنادار دارد. میتوان گفت شناخت اجتماعی توسط سایر تواناییهای شناختی سطح بالاتر، ازجمله عملکردهای اجرایی، پشتیبانی میشود و این فرضیه وجود دارد که این ظرفیتهای قشر پیشپیشانی بر پایهای از تواناییهای اجتماعی و عاطفی فیلوژنتیکی قدیمیتر ساخته شدهاند (دسیتی[46]، 2011). توانایی شناسایی حالت عاطفی فرد دیگر بهعنوان پیش درآمدی برای همدلی در نظر گرفته میشود. این ادراک از احساسات مستلزم توانایی حفظ محرکها در حافظه فعال، جابجایی بین لحن عاطفی و محتوای معنایی و مهار اطلاعات نامربوط با وظیفه است. برای ایجاد سرایت عاطفی و متعاقباً، تجربه همدلی، توجه، کنترل بازدارنده و سایر فرآیندهای عملکرد اجرایی ضروری است (سینگر و لام، 2009).
بین همدلی و قلدری سایبری رابطه منفی معناداری وجود داشت. این یافته با نتایج پژوهشهای صفری و همکاران (1400) و شیرانی وهمکاران(1400) و گائو، لی و وانگ[47](2023) همسو بود. هر اندازه توانایی همدلی فرد بیشتر باشد، میزان قلدری سایبری کمتری را تجربه خواهد کرد. همچنین عبدالمحمدی، محمدزاده و غدیری صورمان آبادی (1402) در پژوهش خود رابطه مثبت همدلی پایین و پرخاشگری سایبری را نشان دادند. ازآنجاییکه افراد دارای گرایش همدلانه قوی قادر به درک و شریک رنج قربانیان هستند، از رفتار خشونتآمیز خود مانند قلدری سایبری اجتناب میکنند. گائو و همکاران(2023) نشان دادند که بین پرخاشگری سایبری و همدلی پایین رابطه معناداری وجود دارد. همدلی ممکن است به دانشآموزان کمک کند تا از رفتار پرخاشگرانه اجتناب کنند و بهنظر میرسد برای اعمال اجتماعی ضروری است. دانشآموزانی که همدلی را تجربه میکنند، میتوانند درد و رنج افراد قربانی سایبری را درک کرده و به اشتراک بگذارند و درنتیجه از رفتار تهاجمی اجتناب کنند (دونات و همکاران، 2022).
از آنجایی که ارتباطات با واسطه رایانه درک کاربران از احساسات دیگران را کاهش میدهد، ممکن است دانشآموزان با همدلی عاطفی کافی نیز در حوادث قلدری سایبری شرکت کنند، زیرا ابزار استفاده شده ممکن است موجب آن شود که کاربر از نظر عاطفی از کاربران فاصله بگیرد و آنها را از درک پیامدهای اعمالشان مطلع نکند. علاوهبر این همدلی به تماشای واکنشهای عاطفی دیگری مربوط میشود و در مورد قلدری سنتی بازخورد از طریق واکنشهای قربانی (حرکات، وضعیت بدنی، لحن صدا) ارائه میشود. فناوری اطلاعات و ارتباطات ممکن است این احتمال را کاهش دهد که قلدر سایبری همدلی را تجربه کند (آنتونیادو و کوکینز، 2018).
مطابق نتایج پژوهش نظریه ذهن و قلدری سایبری با میانجیگری همدلی ارتباط دارند. روابط نظریه ذهن با قلدری سایبری و همدلی و رابطه همدلی با قلدری سایبری که پیشتر مورد تأیید و تبیین واقع شد، بنابراین منطقی است که تصور شود دانشآموزان با عملکرد بالای نظریه ذهن میزان همدلی بیشتری را احساس کنند که درنتیجه این احساس همدلی، میزان قلدری سایبری کمتری را تجربه میکنند. با توجه به اینکه عملکرد نظریه ذهن شامل توانایی افراد برای در نظر گرفتن همزمان حالات ذهنی خود و دیگران است، نظریه ذهن سطح بالا با افزایش توانایی ارتباطی در کودکان و نوجوانان، قلدری را کاهش میدهد. از طرفی نظریه ذهن بالا ممکن است ظرفیت کودکان و نوجوانان را برای رمزگشایی و درک نشانههای اجتماعی و درنتیجه ایجاد رفتارهای اجتماعی سازگار، برای مثال، پیشبینی رفتار دیگران و حفظ فاصله با کسانی که ممکن است آنها را مورد آزار و اذیت قرار دهند، بهبود بخشد. همچنین نظریه ذهن بالا ممکن است ظرفیت کودکان و نوجوانان را بهبود بخشد تا متوجه شوند که حالات ذهنی خود و دیگران با دریافت اطلاعات جدید متفاوت است؛ بنابراین، آنها میتوانند تجربه قربانی شدن قلدری را به دست آورند و الگوهای تعامل اجتماعی جایگزین ایجاد کنند (لیو و همکاران، 2018). همدلی از تمایلات پرخاشگرانه در روابط اجتماعی جلوگیری میکند (ایکریم-آکبولوت و همکاران، 2020).
نقش میانجیگر همدلی در رابطه نقایص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری نیز تأیید شد. میتوان گفت کژکاری در کارکردهای اجرایی از طریق بازداری فرآیند دستیابی به همدلی موجب افزایش رفتارهای قلدری سایبری در دانشآموزان میگردد. ادبیات نظری و پژوهشی شواهدی را ارائه میدهند که کنترل ضعیف خود بهعنوان یک نقص کارکرد اجرایی عامل خطر مهمی برای رفتار مجرمانه است. مدلهای علوم اعصاب رشدی نشان میدهند که رفتار پرخطر در نوجوانی ناشی از بلوغ کندتر کنترل شناختی در مقایسه با سیستمهای عاطفی در مغز است. تأثیر همدلی بهعنوان یک زمینه عاطفی است. این زمینه عاطفی شامل فرآیندهایی است که پاسخهای احساسی را که برای ارزیابی تجارب دردناک ایجادشده در دیگران در اثر بهکارگیری قلدری ایجاد میشود، تنظیم میکند (کلاپوییک و همکاران،2017). بهنظر میرسد که عملکرد همدلانه بهشدت تحت تأثیر کارکردهای اجرایی بهویژه در حافظه فعال قرار میگیرد، زیرا همدلی بر توانایی فرد برای نگهداری و سازماندهی اطلاعات دیگری بهاندازه کافی برای ایجاد بازنمایی ذهنی از تجربه شناختی و عاطفی خود متکی است. بر این اساس، همدلی ممکن است بهعنوان یک عامل میانجی بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری عمل کند. درحالیکه ساختارهای حافظه فعال و همدلی کاملاً متمایز بهنظر میرسند، همدلی به توانایی رمزگشایی اطلاعات پیچیده و احساسی از سایر انسانها و نگهداری آن اطلاعات بهاندازه کافی برای فرمولهکردن پاسخ مناسب بستگی دارد (گودفری و همکاران، 2020).
از جمله محدودیتهای این پژوهش استفاده از پرسشنامه بود و با توجه به اینکه این پژوهش فقط در جامعه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه انجام گرفت، تعمیم نتایج آن به دیگر جوامع باید با احتیاط صورت گیرد. بر این اساس پیشنهاد میشود جهت سنجش نظریه ذهن، نقایص کارکرد اجرایی، قلدری سایبری و همدلی در پژوهشهای بعدی از روشهایی استفاده شود که صرفاً مبتنی بر خود گزارشدهی نباشد (ازجمله مصاحبه و کاربرد آزمونهای نرمافزاری) و پژوهش در سایر مقاطع تکرار شود و با نتایج این پژوهش مقایسه شود. پروتکلهای آموزشی مناسبی برای آموزش کارکردهای اجرایی و نطریه ذهن وجود دارند، میتوان با بررسی وضعیت
دانشآموزان در این دو متغیر از پروتکلهای مناسب برای آموزش آنها و ارتقای کارکرد اجرایی و نظریه ذهن استفاده کرد. همچنین با آگاه ساختن والدین و معلمان و آموزش آنها در زمینه تأثیر این متغیرها بر همدلی و قلدری سایبری و نیز برگزاری کارگاه در این زمینه توسط متخصصان میتوان به کاهش قلدری سایبری دانشآموزان و افزایش همدلی آنها کمک کرد، این مداخلات میتوانند با هدف قرار دادن سطح همدلی بر کاهش قلدری سایبری مؤثر باشند.
[2]. Cyber bullying
[11]. Singer & Lamm
[12].Theory of mind
[15]. McAlister & Peterson
[19]. Liu
[20]. Hodgins
[21].Executive functions
[26].Cristofani
[28]. Negi
[30]. Linero & Racines
[32]. Friesen
[33]. Williams
[34].Guadagnoli&Velicer
[35]. Baron-Cohen empathy scale
[36] .Defects of executive functions
[37]. Barkley
[38].Coolidge
[39]. Cyber-Bullying/Victimization Experiences Questionnaire
[40]. Reading the Mind in the Eyes Test
[42]. Skewness
[43]. Kurtosis