نقش میانجی سبک‌های هویت در ارتباط میان شیوه‌های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی عمومی، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

چکیده
مقدمه: با تغییر وضعیت جهان، بسیاری از دانشجویان با شرایط جدیدی در فرآیند هویت‌یابی و درک تفاوت­های بین­فردی درگیرند که بر جنبه‌های مختلف زندگی آن­ها تأثیر گذار است. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سبک­های هویت در ارتباط میان شیوه­های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود.
روش‌: طرح مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 بود که 206 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری دردسترس و با مدل کلاین تعیین حجم گردید. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های اقتدار والدینی بوری (1991)، پرسشنامه استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رسول­­زاده­اقدم و همکاران (1395) و پرسشنامه سبک­های هویت برزونسکی (1992) جمع­آوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین شیوه­های والدگری ادراک­شده و تصورات قالبی جنسیتی به صورت مستقیم به واسطۀ سبک­های هویت رابطه وجود دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. سبک­های والدگری ادراک­شده با میانجی­گری سبک هویت اطلاعاتی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (01/0 >p). همچنین سبک­های والدگری ادراک­شده به واسطه میانجی­گری سبک هویت سردرگم-اجتنابی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (05/0 >p)؛ اما رابطه­ای به شکل میانجی برای سبک هویت هنجاری دیده­­نشد (05/0 <p).
 نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نگاه نوینی برای درک پدیدآیی تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان ارائه می‌دهد. مشاهده شد که سبک والدگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه سبک­های هویت در میزان استفاده از تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان نقش مهمی دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The mediating role of identity styles in the relationship between perceived parenting practices and gender stereotypes in graduate students

نویسندگان English

mansour bayrami 1
Amir Marouf Sofian 2
soheil abousaedi jirofti 3
abbas Bakhshipour roudsari 1
1 Department of Psychology, Tabriz University, Tabriz, Iran&lrm;&rlm;.&rlm;
2 M.A General Psychology Student, Department of psychology, Tabriz University, Tabriz, Iran.&lrm;
3 M.A clinical Psychology Student, Department of psychology, Tabriz University, Tabriz, Iran.&lrm;
چکیده English

Introduction:As the world constantly evolves, students encounter new situations and social differences that can affect various aspects of their lives. The present study aimed to investigate the potential mediating role of identity styles in the relationship between perceived parenting practices and gender stereotypes among graduate students.
Method: The research method employed in this study was descriptive-correlational. The statistical population consisted of all graduate students enrolled at Tabriz University in 2022, from which 206 individuals were selected using an available sampling method with the sample size determined based on Klein's model. To collect data, the Parental Authority Questionnaire, Identity Styles Questionnaire, and Gender Stereotypes Questionnaire were administered and analyzed using path analysis.
Results:The findings revealed a direct relationship between perceived parenting styles and gender stereotypes, with the mediating role of identity styles. The research model was found to have an acceptable fit. Perceived parenting styles were significantly associated with gender stereotypes, with informational identity style acting as a mediator (p < 0.01). Moreover, there was a significant indirect relationship between perceived parenting styles and gender stereotypes through the mediating effect of the confused-avoidant identity style (p < 0.05). However, the normative identity style did not significantly mediate this relationship (p > 0.05).
Conclusion: The findings of this study provide valuable insights into the phenomenon of gender stereotypes among students. It was found that parenting styles directly and indirectly through identity styles significantly influence students' use of gender stereotypes. The findings highlight the importance of considering both direct and indirect factors in understanding how gender stereotypes develop and are perpetuated.

کلیدواژه‌ها English

Perceived parenting styles
Identity styles
gender stereotypes
students

مقدمه

   امروزه با وجود تلاش‌های بسیاری برای ایجاد برابری جنسیتی در سطح جهان، هنوز تبعیض جنسی و تصورات قالبی[1] جنسیتی در جوامع وجود دارد. این مسئله بر ابعاد گسترده­ای از زندگی روزمره تاثیر می‌گذارد. با وجود افزایش آگاهی عمومی و تلاش‌های دولتمردان، برابری جنسیتی هنوز به‌طور کامل در جهان ایجاد نشده است؛ تبعیض جنسی و تصورات قالبی جنسیتی ناشی از آن هنوز وجود دارد و بر هر دو جنس اعمال می‌شود (پریاشانثا[2] و همکاران، 2023). انسان­ها در هر زمان و مکانی با تصورات قالبی جنسیتی روبرو خواهند شد و این تصورات قالبی نه‌تنها بر عملکرد انسان، بلکه در روابط آن­ها نیز اثر خواهد کرد (کولمایر[3] و همکاران، 2018). از اولین موقعیت­هایی که افراد با تصورات قالبی جنسیتی مواجه می­شوند، محیط دانشگاهی است؛ دانشجویان با شرایط جدیدی مواجه می‌شوند و نیاز به خودتنظیمی و سازگاری با نیازهای جدیدتر در این شرایط را دارند. مطالعات نوین نشان دادند که رفتارهای همراه با سوگیری جنسیتی، جنسیت­زدگی و رفتارهای همراه با تبعیض در مورد انسان در محیط­های گوناگون شغلی، تحصیلی و اجتماعی می­تواند منجر به استرس بین­جنسی، انزوای اجتماعی، اضطراب و افسردگی شود (اسکامیلا[4] و ساسا، 2020؛ نلسون[5] و همکاران، 2023).

  ویژگی شناختی نگرش انسان می‌تواند به‌صورت تصور قالبی تظاهر بیابند. کلیشه­ها یا تصورات قالبی معمولاً به باورهایی گفته می­شوند که متعلق به یک جمع مشخص مانند قومیت، شغل، جنس و... باشد. تصورات قالبی ریشه در تفاوت­های واقعی بین گروه­ها دارند. از آنجایی که کلیشه‌ بر تفاوت‌ تمرکز می‌کند، باعث تحریف باورها می‌شوند، به‌ویژه زمانی که گروه‌ها شبیه هم باشند (بردالو[6] و همکاران، 2016). ادراک ما از موضوع یا انسان، ترکیبی از صفات واقعی و صفات منسوب به آن است؛ لذا فقط یک قسمت از ادراک، از ذخیره­های ذهنی تشکیل شده است و بقیه بخش­ها از تصورات درباره طبقه­هایی که شی به آن منسوب شده است پر می­شوند. (هینتون[7]، 2017). درصورت عمومیت ورزی یک صفت یا ویژگی منتج از این ادراک غلط از سوی فردی نسبت به گروه زنان یا گروه مردان، و عدم تغییر شکل آن، این قالب دادن را یک تصور قالبی جنسیتی می­توان در نظر گرفت (دای[8] و همکاران، 2022؛ هنشل[9] و همکاران، 2019؛ باسیتی و محتشمی، 1400). کلیشه‌ها می‌توانند عملکردی تطبیقی داشته باشند تا افراد آنچه را می­بینند طبقه‌بندی و پیش‌بینی کنند. اما متقابلاً می‌توانند ارزیابی‌های نادرستی را نیز القا کنند. این ارزیابی‌های غلط می‌توانند به‌طور منفی یا مثبت بر انتظارات در مورد عملکرد افراد اثر کند و متعاقباً تصمیم‌گیری‌های وی را تحت تأثیر قرار دهند (هنشل و همکاران، 2018).

   شرح روشنی برای تبیین نقش تجارب تحولی، ویژگی‌های فردی، اثر فرهنگی و مکانیزم‌های آسیب‌پذیری بر تجلی سوگیری­ در رفتارهای فردی و جمعی وجود دارد (سیگره­لیروس[10] و همکاران، 2016). محققان کلیشه‌ها را نتیجه یک اشتباه ذهنی یا ادراک نادرست[11] از یک گروه اجتماعی که ناشی از عوامل مانند تربیت و انگیزه اجتماعی است می­دانند (هینتون، 2017). عوامل تربیتی و شیوه­های والدگری ادراک شده یکی از مهم­ترین سازه­هایی است که در سیر رشدی بر رفتارهای اجتماعی غلط مثل پرخاشگری بین­جنسی انسان (دوی[12]، 2019) اثر می­گذارد (افشاری، 1399) که می­تواند عامل بروز رفتارهای تبعیض آمیز به شیوه­های مختلف مانند اهانت، قیاس و رجحان­های غیرمنطقی در جهان واقع و فضای مجازی شود (رایت[13]، 2020). مطالعات نشان داده است والدین مستبد فرزندانی پرورش می­دهند که در دوران تحصیل دچار مشکلات بین فردی و در بزرگسالی دچار اختلالات روان‌شناختی می­شوند (پیرک[14] و همکاران، 2023). الگوی تعاملی این والدین اعمال محدودیت­ها و تنبیه­های سنگین است و از فرزند خود انتظار دارند که تابع رفتار والد باشند و کنجکاوی­ها و عزت نفس آن­ها را سرکوب می­کنند (بامریند[15]، 1967). درمقابل والدین مقتدر و حامی، فرزندانی منعطف و اخلاقی پرورش می­دهند (بامریند، 1967) و رضایت زناشویی بالایی در بزرگسالی تجربه می­کنند (وو[16] و همکاران 2021) و همواره رضایت زناشویی بالا با سوگیری شناختی پایین همراه است (دونگ[17] و همکاران، 2022). قلیل بودن سوگیری­های شناختی منجر به کاهش تفکرات کلیشه­ای در سیر شناخت انسان می­شود. والدینی که در برقراری ارتباط دموکراتیک­تر هستند، به نوجوان استقلال می دهند تا درباره چیزی که مربوط به زندگی آنها است فکر و عمل کند و جوانان را مرکز آموزش خانواده قرار دهند. از سویی دیگر سبک والدگری سهل­گیر -به این معنی که فرزند را جدی نمی­گیرند و خط مشی و محدودیت­های ناچیزی بر رفتار او اعمال می­کنند (بامریند، 1967)- نقش قابل توجهی در ایجاد رفتارهای اجتماعی پیش­روی فرزند دارد. مادر سهل‌گیر یا مستبد به طور معنی‌داری فرزندانی قلدری تحویل اجتماع می­دهند (لوک[18] و همکاران، 2016) و منجر به تخریب آگاهی هنگام انجام عمل می­شود.

    علاوه بر سبک والدگری و تاثیر آن بر شناخت اجتماعی انسان، سبک­های هویت در برخورد با مسائل اجتماعی جایگاه پررنگی به خود اختصاص داده است. با این که حضور افراد در خانواده میتواند به آنان کمک کند که هویت خود را تشکیل دهند (محربی و همکاران، 1402)، پژوهش­ها نشان دادند که پذیرش تغییرات اجتماعی جهان با سبک‌های هویت ارتباط تنگاتنگی دارند (کولمایر[19] و همکاران، 2018). طبق نظریه برزونسکی[20] افراد با هویت اطلاعاتی افرادی با ذهن با هستند که برای پردازش وقایع دست به جستجو می­زنند. هویت اطلاعاتی فرد به فراتر از خود سوق می­دهد؛ بنابراین منافع جمعی را درنظر می­گیرند و خودخواهی نشان نمی­دهند (برزونسکی، 2022). افراد با سبک هویت اطلاعاتی بیشترین پذیرش نسبت به تغییرات اجتماعی و فرهنگی را دارند و  متقابلا سبک‌های هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی در مقابل تغییرات جهانی شدن[21] جوامع مقاومت دارند (سانکو[22] و لوس، 2019). افراد با هویت هنجاری دارای دیدگاه­های متعصبانه بین فردی هستند، انعطاف­پذیری بسیار پایینی دارند (برزونسکی، 2022) و به دیگران به شیوه­ای کلیشه­ای پاسخ می­دهند؛ اما سبک هویت اطلاعاتی گشودگی بالایی در مقابل افراد جدیدی که با آن­ها مواجه می­شوند دارند (راجاگوپالردی[23] و وارگس، 2022). همچنین در تحقیقی دیگر، مشاهده شد که افراد با سبک هویت سردرگم-اجتنابی الگویی ناسازگار از رفتارهای بین فردی را در روابط خود نشان می­دهند (اسمیتس[24] و همکاران، 2011). این افراد جهت­گیری واکنشی اتخاذ می­کنند. اعمال آنها عمدتاً به این بستگی دارد که با چه کسی و کجا هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که آن‌ها نیاز کمی به شناخت، تعهدات ضعیف و ارزش‌های لذت‌گرایانه دارند و در مقابله با هیجان متمرکز استراتژی‌های تصمیم‌گیری ناکارآمد می‌گیرند. آنها وضعیت هویتی پراکنده ای دارند و خود را بر اساس دغدغه های اجتماعی مانند محبوبیت، شهرت و برداشت دیگران تعریف می کنند (برزونسکی، 2022).

از دیگر سو روابط معنی­دار بسیاری بین سبک‌های والدگری و سبک­های هویت نشان شده است (جیمو[25] و همکاران،2020؛ کلی[26]، دیوید و کاکس، 2020). برای مثال پژوهشی نشان داده که والدین پذیرا، باعث می­شوند که افراد در آینده احساس خودکارآمدی بیشتری داشته باشند (گرالوسکی[27] و جانکوسکا، 2020). همچنین، شواهدی وجود دارد که تاکید بر اجرای قوانین سختگیرانه، اعمال کنترل‌های روان‌شناختی، تنبیه، وضع کردن انواع ممنوعیت و محدودیت، که مشخصه سبک فرزندپروری مستبدانه است را دارای تأثیر منفی بر خلاقیت بالقوه انسان در آینده می­داند. این برخورد تمایل به کشف و کنجکاوی انسان را بازداری می­کند و باعث تعویق و اختلال در تحول هویت و سازگاری­های اجتماعی می­شود (فیرون[28]، کوپلند و ساکسون، 2013؛ لیان[29] و همکاران، 2021)؛ با این حال مقدار مناسب کنترل رفتاری به شکلی انعطاف­پذیر مانع از آزادی بیان کودک نمی‌شود (گرالوسکی و جانکوسکا، 2020). متعاقبا کنترل روانشناختی والدین، تمایل به کشف و کنجکاوی انسان را بازداری می­کند و باعث تعویق در تحول هویت و سازگاری­های اجتماعی می­شود (لیان و همکاران، 2021).

   پژوهش­های قبلی رابطه بین انواع سبک­های والدگری و تحول­های شناختی-اجتماعی را با وجود تفاوت­های بین­فرهنگی در سبک‌های فرزندپروری و رفتارهای اجتماعی نشان داده­اند. با این وجود، اطلاعات درمورد رابطه شیوه­های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی تا حدودی مبهم است و اطلاعات اندکی در مورد نقش تحول هویت و تاثیر آن در این حوزه وجود دارد. با توجه به این نکته که شکل­گیری هویت جوان و نوجوان از بافتار فرهنگی، نژادی و اقتصادی هر جامعه­ای متاثر است و عملکرد روان‌شناختی سازگار را تقویت می‌سازد، می‌توان گفت که ساختار زمینه­ای هر جمع، بر رفتارهای تک تک افراد اثرگذار است و از آنجایی که ایران خانه بسیاری از فرهنگ‌ها و قومیت‌هاست، پژوهش حاضر با هدف شفاف­سازی نقش میانجی­گری سبک­های هویت در این رابطه انجام شد. بنابراین، مساله اساسی پژوهش این بود که آیا بین شیوه­های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی مربوط به جنس با میانجی­گری سبک های هویت در دانشجویان تحصیلات تکمیلی رابطه وجود دارد.

اخلاقی

روش

 پژوهش حاضر به لحاظ هدف جزء پژوهش­های کاربردی بود. همچنین از نظر شیوه گردآوری داده­ها طرحی توصیفی-همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. در واقع در این روش، رابطه­های علی متغیرهای پژوهش مطالعه شد. متغیر برون زاد در این پژوهش والدگری ادراک­شده، متغیر واسطه­ای (وابسته میانی) سبک­های هویت و متغیر درون‌زاد (وابسته اصلی) تصورات قالبی جنسیتی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز در طیف سنی 20 الی 55 سال در سال 1402 بودند. از این جامعه نمونه ای به حجم 213 نفر براساس فرمول کلاین (2023) و به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شد. افراد حاضر در این پژوهش در یک نظرسنجی با استفاده از پرسشنامه مداد کاغذی شرکت کردند. پس از جمع­آوری پرسشنامه­ها، اطلاعات شرکت­کنندگانی که به دلیل عدم پاسخ­دهی درست قابل بررسی نبودند از تحلیل خارج شد و از اطلاعات 206 نفر جهت تحلیل داده­ها استفاده شد. ملاک­های ورود به پژوهش تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، عدم مشاهده مشکلات روانشناختی حاد و تمایل آگاهانه برای پر کردن پرسشنامه و ملاک خروج شرکت­کنندگان نیز پاسخگویی غلط، انصراف از ادامه، عدم تمایل به پاسخ­دهی، مخدوش کردن پرسشنامه و اضافه کردن اطلاعات غیرضروری بود. در این پژوهش، محرمانه ماندن اطلاعات افراد و عدم وجود هیچ پاسخ صحیح و غلطی به آن­ها توضیح داده شد و تمامی افراد داوطلبانه و بدون چشم­داشت مالی در این فرایند پژوهشی شرکت کردند. در این مطالعه از پرسشنامه­های اقتدار والدینی، پرسشنامه تصورات قالبی جنسیتی و پرسشنامه سبک­های هویت استفاده شد. برای تحلیل اطلاعات توصیفی و همبستگی داده­ها از نرم‌افزارهای SPSS26 و تحلیل مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم از AMOS24 و روش تحلیل مسیر استفاده شد.

 

ابزارهای پژوهش

الف) پرسشنامه اقتدار والدین[30] (PAQ): این پرسشنامه از سوی جان بوری[31] در سال 1991 ساخته‌شده است که شامل 30 سوال است. این پرسشنامه 3 زیرمقیاس والدگری سهل­گیر، والدگری مستبدانه و والدگری مقتدر منطقی دارد و هرکدام از آن­ها دارای 10 سوال است که جهت سنجش اقتدار والدگری استفاده می­شود. در این ابزار حداقل نمره ممکن در هر یک زیر مقیاس­10 و حداکثر نمره فرد 50 می­شود. برگه‌های پدر و مادر به‌جز با اشاره­های اختصاصی به واژه پدر و مادر یکسان است. نمره­گذاری نیز به‌صورت طیف لیکرت 5 درجه­ای انجام می­شود که برای گزینه­های «شدیداً مخالف»، «مخالف»، «بی­تفاوت»، «موافق» و «شدیداً موافق» به ترتیب امتیازهای 1، 2، 3، 4 و 5 تنظیم شده. بوری آلفای کرونباخ این پرسشنامه را برای سبک مقتدر-منطقی 85/0، سبک مستبدانه 87/0 و سهل­گیر 74/0 گزارش کرده است (بوری، 1991). در ایران آلفای کرونباخ این مقیاس را برای سبک مقتدرانه، مستبدانه و سهل­گیر به ترتیب 89/0، 95/0 و 84/0 گزارش کردند (اژ­ه­ای و همکاران، 1390). همچنین ضریب همسانی درونی در داده­های این تحقیق به روش امگا مکدونالد در سبک مقتدارنه 81/0، سبک مستبدانه 87/0 و سبک سهل­گیر 61/0 به­دست آمد که در بازه مناسب و قابل قبولی قرار دارند.

ب) پرسشنامه سبک­های هویت[32] (ISI): این پرسشنامه به منظور اندازه­گیری فرآیندهایی که افراد برای کسب هویت طی می­کنند، از سوی برزونسکی در سال ۱۹۸۹ ساخته شده و در سال ۱۹۹۲ مورد تجدید نظر قرار گرفته است. این ابزار یک پرسشنامه خود گزارشی ۴۰ عبارتی است که از ۴ زیر مقیاس تشکیل شده است و شامل جهت­گیری اطلاعاتی[33]، جهت گیری هنجاری[34]، جهت گیری سردرگم-اجتنابی[35] و تعهد است. در این پرسشنامه ۱۱ سوال مربوط به مقیاس اطلاعاتی، ۹ سوال مربوط به مقیاس هنجاری، ۱0سوال مربوط به مقیاس سردرگم-اجتنابی و ۱۰ سوال دیگر مربوط به مقیاس تعهد است که برای تحلیل­های ثانویه استفاده می­شود و یک سبک هویتی محسوب نمی­شود. نمره­گذاری در این آزمون به صورت طیف لیکرت 5 نمره­ای است. روایی این مقیاس از طریق ارزیابی همبستگی با مقیاس وضعیت هویت بنیون وآدامز تایید شده است. ضریب کل این آزمون در پژوهش بیرامی 87/0 به دست آمده است. روایی آزمون به روش­ همگرا و واگرا در زیرمقیاس­ها به ترتیب 93/0 و 76/0 است. همسانی درونی پرسشنامه در این پژوهش 91/0 گزارش شده است (بیرامی، 1389). همچنین ضریب همسانی درونی در داده­های این تحقیق به روش امگا مکدونالد در سبک هویت اطلاعاتی 67/0، سبک هویت هنجاری 58/0 و سبک هویت سردرگم اجتنابی نیز 65/0 محاسبه شد.

ج) پرسشنامه مقاومت در برابر کلیشه های جنسیتی: این ابزار برای اولین بار از سوی رسول زاده اقدم و همکاران (1395) به منظور سنجش مقاومت در برابر کلیشه­های جنسیتی طراحی و تدوین شده است. این ابزار دارای 15 سوال و یک مولفه با نمره نهایی استفاده از تصورات قالبی جنسیتی است که بر اساس طیف لیکرت، از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم به نمره­گذاری پرسشنامه به­صورت طیف لیکرت 5 درجه­ای نمره­گذاری می­شود. همچنین برای گزینه­های «کاملا مخالفم»، «مخالف»، «بی تفاوت»، «ممتنع» و «کاملا موافق» به ترتیب امتیازات 1، 2، 3، 4 و 5 در نظر گرفته‌شده است که به سنجش مقاومت در برابر کلیشه­های جنسیتی می­پردازد. هر چه نمره حاصل‌شده از این پرسشنامه بالاتر باشد، نشان­دهنده میزان استفاده بیشتر کلیشه­های جنسیتی در زندگی فرد خواهد بود و برعکس، هر چه نمره حاصل شده فرد در این پرسشنامه پایین­تر باشد، نشان­دهنده میزان استفاده کمتری از کلیشه­های جنسیتی در زندگی فرد خواهد بود. در پژوهش رسول زاده اقدم و همکاران (1395) روایی محتوایی، صوری و ملاکی این پرسشنامه به صورت مناسب ارزیابی شده است. همچنین ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه بالای 78/0 برآورد شده است. ضریب همسانی درونی این مقیاس به روش امگا مک­دونالد در داده های این پژوهش 89/0 به دست آمد.

یافته‌ها

   نمونه مورد مطالعه شامل 206 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 بود. از این تعداد 91 نفر مرد (با میانگین سنی 1/23) و 115 نفر زن (با میانگین سنی 61/25) بودند. همچنین 26 نفر از زنان در مقطع دکتری و 89 نفر در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل به تحصیل بودند. در بین مردان نیز 11 نفر در مقطع دکتری و 80 نفر در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند. شرکت­کنندگان ساکن شهر تبریز و دانشجوی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی و دانشکده ادبیات بودند. جدول 1 آماره‌های توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش ارائه شده است.

جدول 1. آماره­های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه

متغیرهای پژوهش

میانگین

انحراف معیار

چولگی

کشیدگی

تحمل

عامل تورم واریانس

دوربین- واتسون

سهل­گیر

35/25

42/4

05/0-

31/0-

75‏‏‏‏‏‏‏/0

33‏‏‏‏‏‏‏/1

 

مستبدانه

86/27

16/8

32/0

76/0-

74‏‏‏‏‏‏‏/0

34‏‏‏‏‏‏‏/1

 

مقتدر-منطقی

88/32

56/6

27/0-

32/0

63‏‏‏‏‏‏‏/0

59‏‏‏‏‏‏‏/1

 

سبک هویت اطلاعاتی

47/39

36/5

90/0-

37/0

81‏‏‏‏‏‏‏/0

24‏‏‏‏‏‏‏/1

 

سبک هویت هنجاری

48/28

95/4

19/0

47/0

83‏‏‏‏‏‏‏/0

20‏‏‏‏‏‏‏/1

 

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

92/26

26/5

20/0

34/0-

90‏‏‏‏‏‏‏/0

11‏‏‏‏‏‏‏/1

 

تصورات قالبی جنسیتی

44/29

71/9

97/0

38/0

 

 

80‏‏‏‏‏‏‏/1

 

مندرجات جدول 1 آماره­های توصیفی متغیرهای پژوهش را نشان می­دهد. ازآنجایی‌که شاخص چولگی در دامنه 3 ± و شاخص کشیدگی در دامنه 10 ± قرار دارد، شاخص­های چولگی و کشیدگی گزارش شده در جدول بالا حاکی از توزیع نرمال داده­ها در تمام متغیرهای پژوهش است. در زمینه برقراری مفروضه عدم هم­خطی چندگانه متغیرها نیز می­توان گفت، ازآنجایی‌که شاخص تحمل در تمامی متغیرها از مقدار بحرانی 5‏‏‏‏‏‏‏/0 بزرگتر و عامل تورم واریانس متغیرها از مقدار بحرانی 2 کوچکتر است، مفروضه عدم هم خطی چندگانه متغیرها برقرار است. همچنین از طرفی با توجه به اینکه آماره آزمون دوربین-واتسون برای تصورات قالبی جنسیتی از دو حد بحرانی (5/1- 5/2) عبور نکرده، مفروضه استقلال منابع خطا نیز محقق شده است؛ پس می­توان برای تحلیل داده­های پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده کرد. با این حال پیش از استفاده از این روش ابتدا به جدول ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش اشاره خواهد شد.

جدول 2. ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش

متغیرهای پژوهش

1

2

3

4

5

6

7

8

9

سهل­گیر

1

 

 

 

 

 

 

 

 

مستبدانه

**‏‏‏‏‏‏‏‏‏28/0-

1

 

 

 

 

 

 

 

مقتدر-منطقی

**‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏45/0

**27‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

1

 

 

 

 

 

 

سبک هویت اطلاعاتی

** 17/0

**20‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

**22‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

1

 

 

 

 

 

سبک هویت هنجاری

*14/0

06‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

**37‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

**21‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

1

 

 

 

 

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

05/0-

**18‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

06‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

**15‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

02‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

1

 

 

 

تصورات قالبی جنسیتی

03/0-

**22‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

05/0

04/0

**36‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

**21‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

07/0-

13/0-

1

**: p<0.01     *: p<0.05

همان‌طور که در جدول 2 مشاهده می‌شود، رابطه سبک والدگری ادراک شده سهل­گیر با سبک­های هویت اطلاعاتی (17‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 05/0p<) و هنجاری (14‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 05/0p<) مثبت و از نظر آماری معنادار است. از طرفی رابطه سبک والدگری ادراک شده مستبدانه با سبک­های هویت اطلاعاتی (20‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-r=، 01/0p<) و سردرگم-اجتنابی (18‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<) و همچنین با تصورات قالبی (22‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<)  مثبت و از نظر آماری معنادار است. همچنین رابطه سبک والدگری ادراک شده مقتدر-منطقی با سبک­های هویت اطلاعاتی (22‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<) و هنجاری (37‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<)  نیز مثبت و از نظر آماری معنادار است. علاوه بر این رابطه سبک هویت هنجاری با تصورات قالبی (36‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<) و همچنین رابطه سبک هویت سردرگم-اجتنابی با تصورات قالبی (21‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0r=، 01/0p<) مثبت و معنادار است. 

با توجه به نتایج ماتریس همبستگی و در راستای بررسی رابطه بین سبک­های والدگری ادراک شده با تصورات قالبی جنسیتی و با میانجی­گری سبک­های هویت از روش تحلیل مسیر استفاده شد. شکل 1 مدل مفهومی پژوهش را به همراه ضرایب استاندارد به تصویر می‌کشد.

 

شکل 1. مسیر علی روابط بین متغیرهای پژوهش

 

 

در جدول 3 شاخص‌های برازش مربوط به مدل پژوهش ارائه شده است.

جدول 3. شاخص‌های برازش مدل

شاخص

RMSEA

   X2

df

 DF

P

GFI

AGFI

CFI

NFI

IFI

مدل

13/0

17/13

3

39/4

004‏‏‏‏‏‏‏/0

98‏‏‏‏‏‏‏/0

83‏‏‏‏‏‏‏/0

95‏‏‏‏‏‏‏/0

94‏‏‏‏‏‏‏/0

95‏‏‏‏‏‏‏/0

بازه قابل‌قبول

08‏‏‏‏‏‏‏/0>

-

-

5>

01‏‏‏‏‏‏‏/0<

90‏‏‏‏‏‏‏/0<

80‏‏‏‏‏‏‏/0<

90‏‏‏‏‏‏‏/0<

90‏‏‏‏‏‏‏/0<

90‏‏‏‏‏‏‏/0<

 

   شاخص‌های برازش مدل اندازه گیری که در جدول 3 ارائه شده است، شاخص‌های برازش مدل اندازه­گیری که در جدول 3 ارائه شده است، برازش نسبتا مناسب این مدل را نشان می‌دهد؛ چراکه مقادیر شاخص‌های نیکویی برازش (GFI)، نیکویی برازش اصلاح‌شده (AGFI)، نیکویی برازش افزایشی (IFI)، نیکویی برازش هنجار شده (NFI) و برازش تطبیقی (CFI) همگی در حد مطلوب قرار دارند. نسبت کای اسکوئر بر درجه آزادی (x2/df) نیز در سطح نسبتا مطلوب (کمتر از 5) قرار دارد. با این حال مقدار شاخص ریشه میانگین مجذورات خطای تقریبی (RMSEA) در سطح مطلوب قرار ندارد؛ چراکه مقدار محاسبه شده (13‏‏‏‏‏‏‏/0) بیشتر از حد بحرانی (08‏‏‏‏‏‏‏/0) است، در نتیجه می‌توان گفت اقتصاد مدل رعایت نشده است.

   در جدول 4 نتایج مربوط به اثرات مستقیم متغیرهای برون­زا در متغیرهای درون­زا ارائه شده است.

 

جدول 4. برآورد ضرایب اثرات مستقیم متغیرهای برون­زا در متغیرهای درون­زا

متغیر برون­زا

متغیر درون­زا

β

B

T (C.R)

P

والدگری سهل­گیر

سبک هویت اطلاعاتی

15/0

18/0

00/2

046/0

والدگری سهل­گیر

سبک هویت هنجاری

00‏‏‏‏‏‏‏/0

01‏‏‏‏‏‏‏/0

06/0

949‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری سهل­گیر

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

06‏‏‏‏‏‏‏/0-

07‏‏‏‏‏‏‏/0-

71‏‏‏‏‏‏‏/0-

476‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت اطلاعاتی

31/0-

20/0-

46/4-

000/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت هنجاری

17/0

11/0

54/2

011/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

21‏‏‏‏‏‏‏/0

13‏‏‏‏‏‏‏/0

88‏‏‏/2

004‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت اطلاعاتی

24/0

20/0

27/3

001/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت هنجاری

41‏‏‏‏‏‏‏/0

31‏‏‏‏‏‏‏/0

64‏‏‏‏‏‏‏/5

000‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

14‏‏‏‏‏‏‏/0

11‏‏‏‏‏‏‏/0

84‏‏‏‏‏‏‏/1

065‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری سهل­گیر

تصورات قالبی

01/0-

02/0-

13/0-

894/0

والدگری مستبدانه

تصورات قالبی

15/0

18/0

16/2

031/0

والدگری مقتدر-منطقی

تصورات قالبی

04/0-

06/0-

55/0-

583/0

سبک هویت اطلاعاتی

تصورات قالبی

03/0-

06/0-

46/0-

645/0

سبک هویت هنجاری

تصورات قالبی

37/0

73/0

51/5

000/0

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

تصورات قالبی

17/0

31/0

65/2

008/0

 

 مندرجات جدول 4 نشان می­دهد سبک­های والدگری ادراک شده سهل­گیر، مستبدانه و مقتدر-منطقی به ترتیب با ضرایب بتای استاندارد 15/0، 31/0- و 24/0 بر سبک هویت اطلاعاتی اثر مستقیم و معنادار دارند. از طرفی اثر مستقیم سبک­های والدگری ادراک شده مستبدانه و مقتدر-منطقی با ضرایب استاندارد 17/0 و 41/0 بر سبک هویت هنجاری مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم سبک والدگری ادراک شده مستبدانه بر سبک هویت سردرگم-اجتنابی با ضریب بتای استاندارد  21/0 نیز مثبت و معنادار است؛ درحالی‌که اثر مستقیم سبک والدگری ادراک شده سهل­گیر بر سبک هویت هنجاری و همچنین اثر مستقیم سبک­های والدگری ادراک شده سهل­گیر و مقتدر-منطقی بر سبک هویت سردرگم-اجتنابی معنادار نیست. علاوه بر این سبک والدگری ادراک شده مستبدانه و سبک‌های هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی به ترتیب با ضرایب بتای استاندارد 15/0، 37/0 و 17/0  بر تصورات قالبی جنسیتی اثر مستقیم مثبت و معنادار دارند. در ادامه به‌ منظور بررسی نقش میانجی سبک­های هویت در رابطه بین سبک­های والدگری ادراک شده با تصورات قالبی جنسیتی از آزمون بوت استراپ استفاده شد که نتایج مربوط به این آزمون در جدول 5 ارائه شده است.

 

جدول 5. اثرات غیرمستقیم با استفاده از روش بوت استراپ

 

متغیر مستقل

متغیر میانجی

متغیر وابسته

حدود بوت استراپ

مقدار اثر

P

حد پایین

حد بالا

والدگری سهل گیر

سبک هویت اطلاعاتی

تصورات قالبی

024‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

016‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

006‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

702‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت اطلاعاتی

تصورات قالبی

045‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

030‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

011‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

699‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت اطلاعاتی

تصورات قالبی

037‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

024‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

009‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0-

695‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری سهل گیر

سبک هویت هنجاری

تصورات قالبی

028‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

084‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

053‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

001‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت هنجاری

تصورات قالبی

053‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

159‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

098‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

001‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت هنجاری

تصورات قالبی

042‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

128‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

079‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

001‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری سهل گیر

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

تصورات قالبی

003‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

027‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

011‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

016‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مستبدانه

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

تصورات قالبی

005‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

050‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

021‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

015‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

والدگری مقتدر-منطقی

سبک هویت سردرگم-اجتنابی

تصورات قالبی

004‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

040‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

017‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

015‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/0

 

   نتایج جدول 5 نشان می­دهد اثرات غیرمستقیم سبک­های والدگری ادراک شده بر تصورات قالبی جنسیتی به واسطه سبک­ هویت هنجاری مثبت و معنی دار است (01/0 >p). همچنین اثرات غیرمستقیم سبک­های والدگری ادراک شده بر تصورات قالبی جنسیتی به واسطه سبک هویت سردرگم-اجتنابی نیز مثبت و معنادار است (05/0 >p)؛ با این حال اثرات غیرمستقیم سبک­های والدگری ادراک شده بر تصورات قالبی جنسیتی به واسطه سبک­ هویت اطلاعاتی معنادار نیست (05/0 <p). بنابراین می­توان گفت سبک‌های­ هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی به طور مثبت رابطه بین سبک­های والدگری ادراک شده با تصورات قالبی جنسیتی را میانجی­گری می‌کنند.

 

بحث و نتیجه‌گیری

   هدف‎ ‎این ‎پژوهش، بررسی رابطه شیوه­های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی با نقش میانجی سبک­های هویت در دانشجویان ‎بود. نتایج کلی پژوهش حاضر بیانگر این بود که سبک‌های­ هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی به طور مثبت رابطه بین سبک­های والدگری ادراک شده با تصورات قالبی جنسیتی را میانجی­گری می‌کنند.

   اولین نتیجه نشان داد که وجود والدگری سهل­گیر به طور معنی داری با سبک هویت اطلاعاتی دانشجویان در مقاطع عالی رابطه دارند. در تبیین این نتیجه می­توان گفت آزادی عمل در قالبی ناشی از سهل انگاری والدین ممکن است همیشه منجر به تحول هویت به شکلی ناسازگار نشود یا به شکل ناسازگار نماند. افراد با سطوح تحصیلی بالا و آزمون و خطاهای متعدد در معرض اطلاعات بیشتری  قرار می­گیرند و انسجام هویت آن­ها به شکل کسب شده -هرچند در سنین بالا- ظاهر می­شود. همان­طور که اریکسون (1968)، گسترش صنعتی شدن جوامع را از دلایل ‏طولانی شدن دوره نوجوانی و به تعویق فرآیند هویت‌یابی می‌داند، فعالیت­های دانشگاهی در درجات عالی و روابط با اساتید می­تواند در اصلاح یا تغییر عوامل موثر در پردازش هویت نقش داشته باشد. این نتیجه با مطالعات کیرک و لیپوسکامب، (2019) همسو است.

   همچنین نتایج مطالعه نشان داد که سبک والدگری مستبدانه به طور منفی با سبک هویت اطلاعاتی و به صورت مثبت و معنی داری با سبک هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی رابطه دارد. والدینی که تمایل دارند فرزندانشان به دقت دستورات آن‌ها را اجرا کنند و به جای آن­ها تصمیم می­گیرند، تحول هویت فرزندان را مختل می­کنند. والدین مستبد معمولاً از فرزندان خود انتظار دارند که به تمام درخواست­های آنها پاسخ دهند و تنها راه درست را که مسیر والدین است دنبال کنند. این جهت دادن ممکن است منجر به کاهش خلاقیت و قدرت تصمیم­گیری در فرزندان شود و آنها را از بخشیدن خود، دیگران و تجربه خطا منع کند. نتایج نشان دادند افراد با این والدین که نمی­توانند هویتشان را کسب کنند؛ والدین را به شکل تمام و کمال درونی می­کنند و به هویت هنجاری دست می­یابند یا همواره از ابهامات اجتناب می­ورزند و در سردرگمی نقش به سر می­برند. آن­ها ممکن است مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران داشته باشند و در مواجهه با مسائل میان‌فردی و اجتماعی دچار مشکل شوند. یافته­های پژوهش با نتیجه­های فیرون و همکاران (2013)، لیان و همکاران (2021)، جیمو و همکاران (2020) و کلی و همکاران (2020) همسو است.

همچنین یافته بعدی نشان داد که والدگری مقتدرانه و منطقی با سبک هویتی اطلاعاتی و هنجاری رابطه مثبت و معنی­داری دارد. این یافته همسو با نتایج پژوهش عباسپور و همکاران (1394)، اسمیتس[36] و همکاران (2008)، کلی و همکاران (2020) و گرالوسکی و جانکوسکا، (2020) است. وابدین با این الگو می‌توانند به فرزندان اعتماد به نفس، احساس ارزشمندی و توانایی حل مسائل را القا کنند. برقراری رابطه­ای منطقی و با اقتدار با فرزندان در سطحی که تبدیل به سخت­گیری نشود، می­تواند باعث تحول یک هویت کسب شده سالم باشد؛ اما زمانی که اقتدار و رفتار، بودن زمینه منطقی باشد یا منشا هیجانی داشته باشد امکان دارد باعث درونی سازی ویژگی­های نماد قدرت والدین در کودکی و نمادهای اجتماع در سنین آینده شود و به شکل­گیری هویت هنجاری بیانجامد. دانشجویان با هویت اطلاعاتی از نظر شناختی عوامل سازنده خود را چه به شکل کسب شده چه به شکل الگوبرداری همواره دردسترس می­بینند و می­توانند در برابر چالش­های محیط انعطاف‌پذیری بیشتری نشان ‌دهند. ولی کارکرد هویت هنجاری در پردازش عوامل بدیع نقص دارد و این افراد سعی در قالب دادن پاسخ مشابه یا یکسان به بسیاری از عوامل دارند. یافته حاظر نشان دهنده مرز باریکی بین والدگری مقتدر منطقی و والدگری مستبدانه است. لذا می­توان گفت برای تحقق و توسعه سالم هویت فرزندان، لازم است تا با توجه به نیازها و مشکلات آن‌ها، به طور هوشمندانه و با تعامل مناسب عمل شود.

یکی دیگر از یافته­های این تحقیق نشان داد که سبک والدگری مستبدانه با استفاده از تصورات قالبی جنسیتی در زندگی فرزندانشان رابطه مثبت و معنی داری دارد. والدین مستبد ممکن است فرزندان خود را با احکامی کلی تربیت کنند، از فرزندانشان بخواهند که با افراد دیگر از نژاد یا جنس مخالف خود فاصله بگیرند و یا حکم به عدم تعامل با افراد مختلف کنند. همچنین، آن‌ها ممکن است از فرزندان خود بخواهند همانگونه که افکار و عقاید خود را بر فرزندشان تحمیل کردند، باور‌های خود را بر دیگران تحمیل کنند و از دیگران انتظار داشته باشند که به دقت دستورات و تصمیمات جبری را اجرا کنند. این نوع از تربیت ممکن است منجر به افزایش رفتارهای نژادپرستی و زن/مردستیزی شود از تعامل مثبت با جامعه و جهان بیرون محروم کند. از نگاهی دیگر ممکن است استبداد تربیتی به شکل‌گیری کلیشه‌های جنسیتی ناعادلانه و محدود کننده در ذهن فرزندان منتهی شود و زندگی شخصی آن­ها را به خاطر پسر یا دختر بودن تحت تاثیر قرار دهد؛ درنتیجه این سوگیری جنسیتی باعث نمایان شدن بدفهمی­هایی نظیر دست کم گرفتن خود یا همیشه برحق بودن در ذهن فرد شود. یافته های این تحقیق هم­راستا با یافته­های دوی (2019)،  وو و همکاران (2021)، پیرک و همکاران(2023) و لوک و همکاران (2016) است.

از یافته­های دیگر این پژوهش می­توان به این اشاره کرد که سبک هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی با سطوح بالایی از استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رابطه مثبت و معنی داری دارد. از ویژگی­های مهم سبک هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی، عدم توانایی پذیرش و انعطاف مقابل طیف گسترده پدیده­ها و برخورد ناسازگارانه درمواجهه با وقایع روزمره است (برزونسکی،2022). این افراد نمی­توانند با تفکرات مدرنیته سازگار شوند، در روابط بین فردی نگاه متعصبانه دارند و رفتارهای کلیشه­ای انجام می­دهند. برخی افراد به دلیل ترس از تغییر و ناشناخته بودن، به کلیشه‌های جنسیتی روی می‌آورند. زندگی هنجاری معمولاً از آن‌ها می‌خواهد که در چارچوب‌ها و الگوهای شناخته شده قبلی عمل کنند و این می‌تواند باعث ایجاد وابستگی به کلیشه‌های جنسیتی شود. همچنین برخی افراد به دلیل نداشتن اطلاعات کافی درباره تنوع و پیچیدگی­های جنسیتی، به تصورات قالبی جنسیتی روی می‌آورند. عدم آگاهی درباره تمام ابعاد و آثار جنسیت و نقش­های متنوع مرد و زن می‌تواند منجر به تمسخر و تحقیر نقش‌های غیرمعمول شود. در نتیجه استفاده از کلیشه‌های جنسیتی می‌تواند به تعمیم‌های ناعادلانه، تبعیض جنسیتی و محدود کردن آزادی‌های فردی منجر شود. این یافته همسویی زیادی با نتایج تحقیقات سانکو و لوس (2019)، راجاگوپالردی و وارگس (2022) و اسمیتس و همکاران (2011) دارد.

و درنهایت سبک­های والدگری با میانجی­گری سبک هویت هنجاری و سردرگم-اجتنابی با میزان استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رابطه مثبت و معنی­داری داشت. مشاهده شد که سبک والدگری نقش پررنگی در شناخت اجتماعی انسان دارد. این تاثیر باوجود هویتی هنجاری و سردرگم مستحکم­تر و دوچندان هم می­شود. والدگری می­تواند به واسطه شکل­گیری هویت کامل درافراد به اصلاح تصورات قالبی جنسیتی کمک کند. در این رابطه، باید توجه داشت که هویت اطلاعاتی باعث قرارگرفتن انسان در معرض جهان‌بینی‌های مختلف می‌شود و ممکن است پاسخ­های خود را به واسطه پردازش­های شناختی مختلف به چالش بکشند و نهایتا به نگرش نوینی نسبت به قبل برسد.

انتخاب مقاطع تحصیلات تکمیلی به عنوان جامعه آماری و استفاده از پرسشنامه جهت گردآوری داده­ها محدودیت­های اصلی این پژوهش بودند که در این راستا پیشنهاد می­شود پژوهش­های دیگری با جامعه آماری شامل همه مقاطع و ابزارهای دیگر انجام شود. در حوزه کاربردی مبتنی بر نتایج پیشنهاد می­شود که متولیان درگیر در حوزه تحول روانی اجتماعی نوجوان و جوان علی­الخصوص بنیاد خانواده، تاثیر جهت­گیری­های ناشی از هنجارهای حاکم دقت عملی لازم را منظور نمایند.

 

تقدیر و تشکر

از تمامی عزیزانی که در اجرای این پژوهش همکاری داشتند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌شود. هیچ‌گونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.

 

 

[1]. stereotypes

[2]. Priyashantha

[3] .kollmayer

[4]. escamilla

[5]. nelson

[6]. Bordalo

[7]. hinton

[8] .dai

[9] .hentschel

[10] .sigre-leiros

[11] .misconception

[12]. devi

[13] .wright

[14]. pirc

[15] .Baumrind

[16] .wu

[17] .dong

[18] .luk

[19] .kollmayer

[20]. berzonsky

[21] .globalization

[22] .Senejko

[23]. Rajagopalreddy

[24] .Smits

[25] .Jimoh

[26]. Kealy

[27] .Gralewski

[28] .Fearon

[29]. lian

  1. 1. parenting authority questionnaire
  2. 2. john buri
  3. 5. identity styles inventory
  4. 6. informational
  5. 7. normative

8 .diffuse-avoidant

[36]. smits

  • -          اژه ای، جواد، غلامعلی لواسانی، مسعود، مال احمدی، احسان، و خضری آذر، هیمن. (1390). الگوی علی روابط بین سبک‌های فرزندپروری ادراک شده, اهداف پیشرفت, خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی. مجله روانشناسی، 15(3 (پیاپی 59))، 284-301.
    -          افشاری، آرزو. (1400). پیش بینی مشکلات تنظیم هیجانی مادران حاشیه نشین شهر تهران بر اساس سبک‌های دلبستگی آنان. پژوهش های روانشناسی اجتماعی10 (38) 117-134. https://doi.org/10.22034/spr.2020.114698
    -          باسیتی، شهرام، محتشمی، محمدهادی. (1400). اثر ابعاد شناختی و رفتاری اضطراب اجتماعی بر استفاده آسیب‌زا از اینترنت با میانجیگری نقش‌های جنسیتی. پژوهش­های روانشناسی اجتماعی، 11 (43)، 167-186. https://doi.org/10.22034/spr.2021.304862.1682
    -          بیرامی، منصور. (1389). مقایسه سبک­های هویت، انواع هویت در دانشجویان دختر و پسر.  فصلنامه پژوهش­های نوین روانشناختی، 5 (20)، 21-39. https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_4178.html
    -          رسول زاده اقدم، صمد؛ عدلی پور، صمد و کوهی، خدیجه. (1395). تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی با هویت بازاندیشانه، فصلنامه توسعه اجتماعی، 11(2): 95-122.
    -          محربی، زهرا، هاشمیان فر، سید علی و حجازی، سید ناصر. (1402). فراتحلیل تاثیر میزان و نوع استفاده از فضای مجازی بر هویت و ارزش های خانواده. پژوهش های روانشناسی اجتماعی 13(51) 47-60 https://doi.org/10.22034/spr.2024.406008.1845
    •  

     

    • Abbaspour, Z., Farrokhi, N. A., & Ali, A. B. (2015). Explaining the Relationship between Parenting Styles, Identity Styles and Spiritual Health in Adolescents. European Online Journal of Natural and Social Sciences, 4(3), 450. https://core.ac.uk/download/pdf/296307387.pdf
    • Baumrind, D. (1967). Child care practices anteceding three patterns of preschool behavior. Genetic psychology monographs. https://psycnet.apa.org/record/1967-05780-001
    • Berzonsky, M. D., & Kuk, L. (2022). Identity styles and college adaptation: the mediational roles of commitment, self-agency and self-regulation. Identity, 22(4), 310-325. https://doi.org/10.1080/15283488.2021.1979552
    • Bordalo, P., Coffman, K., Gennaioli, N., & Shleifer, A. (2016). Stereotypes. The Quarterly Journal of Economics, 131(4), 1753-1794 https://doi.org/10.1093/qje/qjw029
    • Buri, J. R. (1991). Parental authority questionnaire. Journal of personality assessment, 57(1), 110-119. https://doi.org/10.1207/s15327752jpa5701_13
    • Dai, A., Li, D., Zhu, H., & Zhang, Z. (2022). How do Teachers’ Gender Stereotypes Impact Students?. In 2021 International Conference on Education, Language and Art (ICELA 2021) (pp. 728-733). Atlantis Press. https://doi.org/10.2991/assehr.k.220131.133
    • Devi, P. (2019). Parenting styles and family environment as predictors of aggression. IAHRW International Journal of Social Sciences Review, 7(5) Escamilla, S., & Saasa, S. (2020). Gendered patterns in depression and anxiety among african immigrants in the United States. Journal of Evidence-Based Social Work, 17(4), 392-405. https://www.proquest.com/openview/7cb6b643d567a17f2d83efe87a8bb332/1?pq-origsite=gscholar&cbl=5347679
    • Dong, S., Dong, Q., & Chen, H. (2022). Mothers' parenting stress, depression, marital conflict, and marital satisfaction: The moderating effect of fathers' empathy tendency. Journal of affective disorders, 299, 682-690 https://doi.org/10.1016/j.jad.2021.12.079
    • Erikson, E. H. (1968). Identity youth and crisis (No. 7). WW Norton & company.
    • Escamilla, S., & Saasa, S. (2020). Gendered patterns in depression and anxiety among african immigrants in the United States. Journal of Evidence-Based Social Work, 17(4), 392-405 https://doi.org/10.1080/26408066.2020.1748153
    • Fearon, D. D., Copeland, D., & Saxon, T. F. (2013). The relationship between parenting styles and creativity in a sample of Jamaican children. Creativity research journal, 25(1), 119-128 https://doi.org/10.1080/10400419.2013.752287
    • Gralewski, J., & Jankowska, D. M. (2020). Do parenting styles matter? Perceived dimensions of parenting styles, creative abilities and creative self-beliefs in adolescents. Thinking skills and creativity, 38, 100709 https://doi.org/10.1016/j.tsc.2020.100709
    • Hasanah, E., Zamroni, Z., Dardiri, A., Indartono, S., & Supardi, S. (2018). Literature Review of Parenting Style to Support the Development of Adolescent Identity. Asian Social Science, 14(6), https://doi.org/10.5539/ass.v14n6p157  
    • Hentschel, T., Braun, S., Peus, C., & Frey, D. (2018). The communality-bonus effect for male transformational leaders–leadership style, gender, and promotability. European Journal of Work and Organizational Psychology, 27(1), 112-125 https://doi.org/10.1080/1359432X.2017.1402759
    • Hentschel, T., Heilman, M. E., & Peus, C. V. (2019). The multiple dimensions of gender stereotypes: A current look at men’s and women’s characterizations of others and themselves. Frontiers in psychology, 11 https://doi.org/10.3389/fpsyg.2019.00011
    • Hinton, P. (2017). Implicit stereotypes and the predictive brain: cognition and culture in “biased” person perception. Palgrave Communications, 3(1), 1-9 https://doi.org/10.1057/palcomms.2017.86
    • Jimoh, G. O., Eni-Olorunda, J. T., Adubi, K. O., & Afolabi, W. A. O. (2020). ASSESSMENT OF PARENTING STYLES ON IDENTITY STYLE DEVELOPMENT AMONG STUDENTS IN PUBLIC SENIOR SECONDARY SCHOOLS IN OGUN STATE. International Journal of Family and Consumer Sciences, 9, 65-73 https://www.ijfacs.org/index.php/ijfacs/article/download/28/25
    • Kealy, D., Ben-David, S., & Cox, D. W. (2020). Early parental support and meaning in life among young adults: the mediating roles of optimism and identity. Current Psychology, 1-8. https://doi.org/10.1007/s12144-020-00907-w
    • Kirk, M., & Lipscombe, K. (2019). When a postgraduate student becomes a novice researcher and a supervisor becomes a mentor: A journey of research identity development. Studying Teacher Education, 15(2), 179-197 https://doi.org/10.1080/17425964.2019.1587606
    • Kline, R. B. (2023). Principles and practice of structural equation modeling. Guilford publications. https://books.google.com/books?hl=en&lr=&id=t2CvEAAAQBAJ&oi=fnd&pg=PP1&dq=Kline,+R.+B.+(2016).+Principles+and+practice+of+structural+equation+modeling+(4th+Ed.).+Guilford+Publications.&ots=sWRDZ7f-dI&sig=PMLGYCTU4sm30pED2IBtWrZyLGY
    • Kollmayer, M., Schober, B., & Spiel, C. (2018). Gender stereotypes in education: Development, consequences, and interventions. European Journal of Developmental Psychology, 15(4), 361-377 https://doi.org/10.1080/17405629.2016.1193483
    • Lian, C. M., Wu, C. W., & Cheng, C. L. (2021). Associations between Parental Psychological Control and Social Anxiety in Emerging Adulthood: The Mediating Role of Differentiation of Self. Bulletin of Educational Psychology, 53(2), 359-382 https://doi.org/10.6251/BEP.202112_53(2).0005
    • Luk, J. W., Patock-Peckham, J. A., Medina, M., Terrell, N., Belton, D., & King, K. M. (2016). Bullying perpetration and victimization as externalizing and internalizing pathways: A retrospective study linking parenting styles and self-esteem to depression, alcohol use, and alcohol-related problems. Substance Use & Misuse, 51(1), 113-125.https://doi.org/10.3109/10826084.2015.1090453
    • Nelson, T., Brown, M. J., Garcia-Rodriguez, I., & Moreno, O. (2023). Gendered racism, anxiety, and depression: the mediating roles of gendered racialized stress and social isolation. Ethnicity & Health, 28(1), 12-28 https://doi.org/10.1080/13557858.2021.2002826
    • Pirc, T., Pecjak, S., Podlesek, A., & Štirn, M. (2023). Perceived Parenting Styles and Emotional Control as Predictors of Peer Bullying Involvement. International Electronic Journal of Elementary Education, 15(4), 333-342 https://www.iejee.com/index.php/IEJEE/article/view/1994
    • Priyashantha, K. G., De Alwis, A. C., & Welmilla, I. (2023). Gender stereotypes change outcomes: A systematic literature review. Journal of Humanities and Applied Social Sciences, 5(5), 450-466. https://doi.org/10.1108/JHASS-07-2021-0131
    • Rajagopalreddy, D., & Varghese, K. (2022). Process of identity development and psychological functioning: A critical narrative review for the Indian context. Indian Journal of Social Psychiatry, 38(3), 213-220 doi:10.4103/ijsp.ijsp_202_20
    • Senejko, A., & Łoś, Z. (2019). Attitudes toward globalization and identity styles. Roczniki Psychologiczne, 19(2), 315-332 https://doi.org/10.18290/rpsych.2016.19.2-4en
    • Sigre-Leirós, V., Carvalho, J., & Nobre, P. J. (2016). Early parenting styles and sexual offending behavior: A comparative study. International journal of law and psychiatry, 46, 103-109 https://doi.org/10.1016/j.ijlp.2016.02.042
    • Smits, I., Doumen, S., Luyckx, K., Duriez, B., & Goossens, L. (2011). Identity styles and interpersonal behavior in emerging adulthood: The intervening role of empathy. Social Development, 20(4), 664-684. https://doi.org/10.1111/j.1467-9507.2010.00595.x
    • Smits, I., Soenens, B., Luyckx, K., Duriez, B., Berzonsky, M., & Goossens, L. (2008). Perceived parenting dimensions and identity styles: Exploring the socialization of adolescents’ processing of identity-relevant information. Journal of adolescence, 31(2), 151-164. https://doi.org/10.1016/j.adolescence.2007.08.007
    • Wright, M. F. (2020). The role of technologies, behaviors, gender, and gender stereotype traits in adolescents’ cyber aggression. Journal of interpersonal violence, 35(7-8), 1719-1738 https://doi.org/10.1177/0886260517696858
    • Wu, C. W., Chen, W. W., & Jen, C. H. (2021). Emotional intelligence and cognitive flexibility in the relationship between parenting and subjective well-being. Journal of Adult Development, 28, 106-115. https://doi.org/10.1007/s10804-020-09357-x