نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Today, the practice of tattooing or piercing has become a widely popular activity, especially among young people, all over the world, yet it has received little research or attention in Iran. The present study aimed to investigate the relationship between self-esteem and five main personality factors with the mediating role of social networking on people with tattoo/piercing.
Method: This research adopted a descriptive correlational design. The study population consisted of all individuals with tattoos residing in Shiraz, from whom 183 participants were selected through convenience sampling from February 2021 to October 2022. The research tools included the Coopersmith Self-Esteem Inventory (1967), the NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI) Short Form (1985), and the Social Networks and Media Questionnaire (Jahanbani, 2018). For data analysis, the Partial Least Squares (PLS) approach for Structural Equation Modeling (SEM) using SmartPLS software was utilized.
Results: The results showed that there was no significant relationship between Self-Esteem and the Five Main Factors of Personality, even when Social Media was considered as a mediator (P<0.05). These results were confirmed by the value of the path coefficients and the goodness-of-fit index.
Conclusion: This result indicates that with the widespread use of social media among people of various characteristics today, this type of connection does not play a significant role in the relationship between self-esteem and different dimensions of personality, especially in the community of individuals with tattoos. This finding suggests that while social media use is prevalent, it is not as influential in shaping these relationships as other factors might be.
کلیدواژهها English
مقدمه
عمل تتو [1]یا خالکوبی بهعنوان باقیماندن خواسته یا ناخواستة رنگدانه در زیر پوست تعریف میگردد و از دوران پیش از تاریخ و در تمام تمدنها به مقاصد یا دلایل خاصی انجام شده است (اوآنتا[2]، 2014) و از جمله مسائلی است که امروزه افراد بسیاری، بهخصوص جوانان درگیر آن هستند و روزبهروز به تعداد افراد دارای تتو و افرادی که عمل تتو را بر بدن دیگران انجام میدهند، افزوده میشود. آمارها نشان میدهند که تعداد افراد دارای تتو در ایالات متحده از سال 2003 تا 2021، از 15% به 26% افزایشیافته [3]که از نظر تعداد تقریباً دوبرابر شده است. با افزایش محبوبیت روزافزون تتو، بهخصوص در بین جوانان، با کمبود پژوهش مواجه هستیم (نیرجا[4]، 2023). از طرف دیگر، اگر چه اکثر تحقیقات انجام شده بر روی تتو بر تفاوتهای رفتاری متمرکز بوده است، اکثر متون پیرامون این موضوع بر پایة دیدگاهی منفی متمرکز است. برای مثال، برخی تحقیقات نشان دادهاند که تتو داشتن، ارتباط معناداری با شروع فعالیت جنسی در سنین پایین دارد (کوچ، رابرتز، آرمسترانگ و اوون [5] ، 2005). یا اینکه افراد دارای تتو، تمایل بیشتری به داشتن فعالیت جنسی بدون تعهد دارند (سوامی، 2012). همچنین افراد دارای تتو به انجام رفتارهای پرخطری مثل سوءمصرف مواد مخدر (کرول، ریفنبرگ، رابرتزو میر [6] ، 2002؛بروکس [7] ، 2003؛ دشزنز [8]و همکاران، 2006) و پیوستن به گروههای خلافکاری بیشتر تمایل دارند (رابرت و رایان[9]، 2002؛ دشزنز و همکاران، 2006) و افراد دارای تتو، با موقعیتهای منفی مانند اعتیاد، مجرم بودن و زندان تداعی میشوند (دوک[10]، 2016).
بیشتر پژوهشهای مربوط به تتو و پیرسینگ [11] (سوراخکردن بدن)، تفاوتهای فرضی را در سلامت روان بین افراد دارای تتو و پیرسینگ و بقیه جمعیت موردتوجه قرار میدهند (پیژر[12]، 2015). یکی از این موارد عزتنفس [13] است که یکی از ابعاد اساسی شخصیت و سلامت روان است و برای تعادل روانی فرد حیاتی است. زمانی که عزتنفس مثبت و نسبتاً بالا باشد، به فرد این امکان را میدهد که به طور مؤثر عمل کرده و با مشکلات زندگی بهخوبی مقابله کند (روتارو و بورلاکو[14]، 2019). عزتنفس به ارزشی اشاره دارد که شخص برای خود قائل است. عزتنفس مثبت یکی از نیازهای انسان است و یکی از عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی به شمار میرود (زولکا[15] و همکاران، 2020). همچنین عزتنفس پایین میتواند شاخصی از اختلال روانی و سلامت روانشناختی ضعیفتر باشد که همین موضوع میتواند فرد را مستعد رفتارهای اعتیادآوری از جمله اعتیاد به اینترنت و شبکههای اجتماعی کند (مامون [16] ، 2020). از طرف دیگر، درمورد عزتنفس در افراد دارای تتو، تناقضاتی در تحقیقات پیشین وجود دارد. نتایج مرادی (1396) نشان دادند که این متغیر ارتباط معکوسی با انگیزة خالکوبی دارد و افرادی که اعتمادبهنفس و عزتنفس کمتری دارند از تتو بیشتر استفاده میکنند. از طرف دیگر نتایج بال، جوردن، السنر و رابرت[17] (2019) نشان میدهند که داشتن تتو، موجب بالارفتن عزتنفس فرد میشود و افراد دارای تتو، عزتنفس بالاتری نسبت به افراد بدون تتو دارند (آراگونز، ژان، کسترو و الژاندرو[18]، 2016). همچنین تحقیقات کیم، گای- رانگ، میونگ و وانگ- جوو[19] (2020) نشاندهندة عدم تفاوت بین عزتنفس در جوانان دارای تتو و بدون تتو است.
از سوی دیگر همگام با افزایش علاقة افراد به داشتن تتو، علاقة علمی به روانشناسی تتو (تیگمان وهاپکینز[20]، 2011)، تفاوتهای فردی افراد دارای تتو (سوامی و فرنام[21]، 2007) و پیامدهای روانی انجام تتو (سایتر و هچ[22]، 2005) نیز افزایشیافته است. از مهمترین تعیینکنندههای تفاوتهای فردی، ویژگیهای شخصیت فرد است. یکی از پرطرفدارترین طبقهبندیهای ویژگیهای شخصیت، پنج عامل شخصیت نئو شامل روانرنجورخویی، سازگاری، برونگرایی، وظیفهشناسی و تجربهپذیری است که توسط مک کری و کاستا [23] مطرح شد. تحقیقات سوامی[24] (2012) نشان داد که ویژگیهای متفاوت شخصیت و خصایص فردی بر انجام تتو مؤثرند و تمامی افراد، به یک اندازه به انجام تتو مایل نیستند. تحقیقات پنی، هانتر و پری [25] (2011) نشان داده است که شخصیت تعیینکنندة مهم رفتاری محسوب میشود. در پژوهش جمشاد و داوری (1401) نشان داده شد که ویژگیهای شخصیتی و ناگوییهیجانی میتوانند پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان متأهل را پیشبینی کنند.تحقیقات محدودی که در زمینة ویژگیهای شخصیتی افراد دارای تتو منتشر شدهاند نیز، ابهاماتی را در این زمینه نشان میدهند. برای مثال بعضی تحقیقات نشان دادهاند که افراد دارای تتو، نمرات بالاتری در مقیاس برونگرایی و ویژگیهای مرتبط با آن، مانند هیجانطلبی کسب میکنند (رابرتی، استروچ و براواتا [26] ، 2004؛ استرن، هینز و برهلر[27]، 2007؛ سوامی، 2012) ، درحالیکه تحقیقات دیگر هیچ یافتة معناداری در این زمینه نداشتند (فوربز[28]، 2001؛ تیت و شلتون[29]، 2008). همچنین بهصورت مشابه، برخی تحقیقات نشاندهندة نمرات پایین سازگاری و وظیفهشناسی در افراد دارای تتو هستند (تیت و شلتون، 2008) درحالیکه پژوهش سوامی (2012) چنین نتیجهای را مشاهده نکرد.
از طرف دیگر، سؤالی که مدتهاست برای روانشناسان مطرح است این است که افراد با چه صفتهای شخصیتی در تعاملات خود، بیشتر از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند (کوریا، هیسنلی و ژوئینگ [30] ، 2010). تحقیقات پیشین سه ویژگی شخصیتی را که در استفاده از شبکههای اجتماعی نقش اصلی ایفا میکردند، شامل برونگرایی، روانرنجورخویی و سازگاری میدانند (راس، اور و سیسیک[31] ، 2009). افراد با سازگاری بیشتر، به استفاده از شبکههای اجتماعی اینترنتی نیز تمایل بیشتری دارند. همچنین افرادی که در روانرنجورخویی نمرة بالاتری کسب میکنند به اضافة افراد برونگرا، استفادة بیشتری از پیامهای فوری دارند (ارنبرگ، جاکز، وایت و والش [32] ، 2008). طبق تحقیقات زینالی و زینالی (1401)، عملکرد خانواده به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق نیازهای اساسی روانشناختی بر اعتیاد به شبکههای اجتماعی تأثیر میگذارد. مطالعهای توسط جوزی و همکاران (1401) نشان داد که تضعیف حساسیت به طرد و تقویت مهارتهای ارتباطی میتواند در کاهش اعتیاد به شبکههای اجتماعی مؤثر باشد. همچنین نقش رسانه بهعنوان نمایشگاهی تحریککننده برای انجام تتو نیز قابلبررسی است، اما تاکنون بسیار کم موردتوجه و بررسی قرار گرفته است (وسلی[33]، 2013).شمار زیادی از انسانها، از اقصینقاط دنیا با اهداف متفاوتی در این شبکههای اجتماعی عضو شده و به فعالیتهای متنوع پرداختهاند. باتوجهبه توسعه و نفوذ زیاد شبکههای اجتماعی در زندگی افراد، میتوان گفت که به بخشی جداییناپذیر از زندگی امروزه تبدیل شدهاند؛ بنابراین افزایش تصاعدی کاربران آنها یک پدیدة قطعی و اجتنابناپذیر است. این فناوری جدید، علاوه بر تسهیلات و خدمات اطلاعاتی و ارتباطی که ارائه میدهد، میتواند تأثیر فوقالعادهای بر سلامت روان و کارکردهای شناختی یا فعالیت اجتماعی افراد مختلف داشته باشد. برای مثال تا حدودی میتواند برای افرادی که از پایینبودن عزتنفس رنج میبرند به این شکل مفید باشد که بتوانند از طریق آن دایره دوستانی را شکل بدهند یا به یادگیری آنلاین یک سری از نقشها در جامعه بپردازند (شی، وانگ و ژوو [34] ، 2017). یکی دیگر از فواید شبکههای اجتماعی نیز، تقویت پیوندهای دوستی بهوسیلة ارتباطات مجازی در میان جوانان، دسترسی مضاعف به اطلاعات و برقرارکردن روابط خاص و جدید که در برخی جوامع تابو به شمار میروند و در نهایت تمرین و آمادگی بهمنظور ورود به تجارت را برشمرد (گری و کلین [35] ، 2006).
از سوی دیگر تحقیقات نشان دادهاند که صفات شخصیتی با گرایش به اینترنت و شبکههای مجازی ارتباط دارند (قبادی دانا بوسجین، 1397). همچنین طبق دادههای مرکز جهانی آمار اینترنت ، شبکههای اجتماعی بهسرعت در بین مخاطبان خود جای گرفتهاند و تعداد کاربران شبکههای اجتماعی بهسرعت روبهافزایش است. از زمانی که تتو و فرهنگ انجام تتو، حضور پررنگی در رسانهها پیدا کرده، بیشتر موردتوجه قرار گرفته و نمایش تتو، بهخصوص بهصورت آنلاین و از طریق رسانههای مختلف از جمله فیسبوک، بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کرده است. نگرش مردم نسبت به تتو از یک دیدگاه تاریخی، به شکل اعمال انحرافی توسط افراد به حاشیه رانده شده، به دیدگاه معاصر پذیرش تتو بهعنوان یک هنر و بیان خود تغییر کرده است. تغییر نسبتاً جدید دیگری هم در ارزشگذاری فرهنگی تتو، در میان مخاطبان دنیای دیجیتال رخداده که شبکههای اجتماعی نقش کلیدی در آن ایفا میکنند (لوییس برنز[36]، 2019). البته این تغییرات در همه جای جهان به طور یکسان رخ نداده است.
بنابراین، همانطور که پیشتر اشاره شد، دیدگاهی منفی نسبت به افراد دارای تتو در جریان است و اکثر این افراد مجرم یا دارای نواقص یا اختلال روانشناختی شناخته میشوند؛ بنابراین لازم است بهمنظور ارائة دیدگاهی منطقی و واقعگرایانه نسبت به این افراد و شکستن تابوی انجام تتو برخی پارامترهای شخصیتی و ارتباطی درمورد این افراد مورد سنجش قرار گیرد که شناخت بیشتری از این افراد به دست آید. همچنین به دلیل این که در تحقیقات گذشته تنها به سنجش میزان عزتنفس و یا هر کدام از پنج عامل اصلی شخصیت و یا تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای تتو پرداخته شده است که نتایج آنها هم بسیار متناقض است و با اینکه در بعضی تحقیقات به ارتباط دو به دوی هر کدام از این متغیرها پرداخته شده است، در هیچ تحقیقی تأثیر متغیر سوم و میانجی در جامعة افراد دارای تتو سنجیده نشده است؛ بنابراین در این پژوهش به بررسی ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی پرداخته شد.
|
شبکههای اجتماعی |
|
عزتنفس |
|
پنج عامل اصلی شخصیت |
روش
پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است و مدل پژوهش، تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق، تمام افراد دارای تتو در شهر شیراز (ایران) بودند. نمونه شامل 183 نفر شامل 85 مرد و 98 زن بود که با استفاده از نمونهگیری در دسترس و باتوجهبه ملاکهای مورد نظر پژوهش از بهمن 1400 لغایت مهر 1401 انتخاب شدند. به دلیل نامشخص بودن حجم جامعه از فرمول پیشنهادی ناباخنیک و فیدل[37] (2007) استفاده شد که بر اساس آن، برای برآورد حجم نمونه نیازی به داشتن حجم جامعه نیست و تنها دانستن تعداد متغیر مستقل کفایت میکند. بر اساس این فرمول در مطالعات همبستگی، از طریق فرمول حجم نمونه محاسبه میشود که N حجم نمونه و M تعداد متغیرهای مستقل است. در این پژوهش تعداد متغیرهای مستقل 9 عدد و بنابراین تعداد نمونه حداقل 122 نفر محاسبه میشود که حجم نمونهی جمع آوری شده 183 نفر است. ملاک های ورود به پژوهش عبارت بودند از: فرد دارای حداقل یک تتو یا خالکوبی بر روی بدن خود باشد (آرایش دائم صورت شامل تتو یا فیبروز ابرو، رژلب یا خط لب دائم، خط چشم دائم و ... شامل تتوی بدن نمی شوند). رضایت آگاهانهی فرد از شرکت در پژوهش و پاسخ به پرسشنامه. ملاک خروج از پژوهش نیز تکمیل ناقص پرسشنامهها بود. به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی، برای شرکت کنندگان توضیح داده شد که پاسخهای آنها به صورت محرمانه و تنها جهت استفاده در این پژوهش ثبت خواهد شد و پر کردن پرسشنامه کاملا به اختیار شرکتکنندگان است. جهت انجام تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SMART PLS استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه شبکهها و رسانههای اجتماعی (جهانبانی؛1397): از این پرسشنامه جهت سنجش استفاده از شبکهها و رسانههای اجتماعی استفاده میشود که دارای 19 ماده و 3 بعد است که هر کدام دارای تعدادی پرسش میباشند. ابعاد پرسشنامه شامل میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد به کاربران است. این پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت نمره گذاری شده و به دو طریق میتوان از تحلیل آن استفاده کرد: تحلیل بر اساس مولفههای پرسشنامه و تحلیل بر اساس میزان نمره بهدستآمده. در صورتی که نمرات بین 19 تا38 باشد، میزان استفاده از شبکهها و رسانههای اجتماعی ضعیف، اگر نمرات بین38 تا57 باشد، میزان استفاده از شبکهها و رسانههای اجتماعی در سطح متوسط و در صورتی که نمرات بالای57باشد، میزان استفاده از شبکهها و رسانههای اجتماعی بسیار خوب است.جهت تعیین پایایی پرسشنامهی شبکهها و رسانههای اجتماعی از روش بازآزمایی یا آزمون مجدد استفاده شد. بدین منظور پرسشنامهها بهصورت آزمایشی بین 12 نفر از جامعه آماری طی دو مرحله با فاصلهی زمانی 10 روزه توزیع شد (البته 12 نفر مذکور به شکل تصادفی انتخاب شدند). پایایی پرسشنامهی شبکههای اجتماعی با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن 90/0 تأیید شد. همچنین پایایی درونی پرسشنامهی شبکههای اجتماعی 85/0 به دست آمد و با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد (جهانبانی، 1397). در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ این آزمون71/0 به دست آمد.
ب) پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو[38]: پرسشنامه NEO یکی از پرسشنامههای مربوط به ارزیابی ساختار شخصیت بر اساس دیدگاه تحلیل عاملی است. این آزمون از نظر انعکاس 5 عامل اصلی و کاربرد گستردهی آن در ارزیابی شخصیت افراد سالم و همچنین در امور بالینی میتواند یکی از مناسبترین ابزارهای ارزیابی شخصیت باشد. این پرسشنامه دارای فرم کوتاهی به نام (NEO-FFI) است که یک پرسشنامهی 60 سؤالی است و برای ارزیابی 5 عامل اصلی شخصیت استفاده میشود. پرسشنامه شخصیتی NEO-FFI توسط مک کری و کاستا روی 208 نفر از دانشجویان آمریکایی به فاصلهی سه ماه اجرا گردید که ضرایب اعتبار آن بین 83/0 تا 75/0 بهدستآمده است. اعتبار درازمدت این پرسشنامه نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است. یک مطالعهی طولانی 6 ساله روی مقیاسهای روانرنجورخویی، برونگرایی و تجربهپذیری، ضریبهای اعتبار 68/0 تا 83/0 را در گزارشهای شخصی و نیز در گزارشهای زوجها نشان داده است. ضریب اعتبار دو عامل سازگاری و وظیفهشناسی به فاصله دو سال بهترتیب 79/0 و 63/0 بوده است (مک کری و کاستا ، 1983). در هنجاریابی آزمون NEO روی نمونه ای با حجم 2000 نفر از بین دانشجویان دانشگاه های تبریز ، شیراز و دانشگاه های علوم پزشکی این دو شهر صورت گرفت ضریب همبستگی 5 بعد اصلی را بین 56/0 تا 87/0 گزارش شد. ضرایب آلفای کرونباخ در هر یک از عوامل اصلی روان آزردگی خویی، برون گرایی، باز بودن، ساز گاری و با وجدانی به ترتیب 86/0 ، 73/0، 56/0، 68/0 و 87/0 به دست آمد. جهت بررسی اعتبار محتوایی این آزمون از همبستگی بین دو فرم گزارش شخصی (S) و فرم ارزیابی مشاهده گر(R)، استفاده شد، که حداکثر همبستگی به میزان 66/0 در عامل برون گرایی و حداقل آن به میزان 45/0 در عامل سازگاری بود (گروسی فرشی، 1380).
ج) پرسشنامه عزتنفس کوپر اسمیت [39]: این پرسشنامه شامل 58 گویه است که احساسات و نظرات یا واکنشهای فرد را بیان میکند و آزمودنی باید با علامت زدن در کادر «به من شبیه است (بله)» یا «به من شبیه نیست (نه)» به این موارد پاسخ دهد. مواد هر خردهمقیاس عبارتند از: مقیاس عمومی 18 سؤال، مقیاس جسمانی 8 سؤال، مقیاس اجتماعی 8 سؤال، مقیاس خانواده 8 سؤال، مقیاس مدرسه 8 سؤال و مقیاس دروغ 8 سؤال. نمرات خردهمقیاس و همچنین نمرة کلی، زمینه ای را مشخص میکند که در آن افراد تصویر مثبتی از خود داشته باشند (کوپر اسمیت[40] ، 1967). نمرۀ کلی عزت نفس با جمع کردن نمرات چهار مقیاس عمومی ، خانوادگی ، اجتماعی و شغلی یا تحصیلی به دست میآید. نمرۀ مقیاس دروغ ، در مجموع نمرات محاسبه نمیشود. حداکثر نمره در مقیاس عمومی مساوی 26 و در هریک از سه مقیاس دیگر مساوی 8 است. حداکثر نمرۀکلی عزت نفس برابر با 50 است.ادموندسون و همکاران[41] (2006) نیز ضریب همسانی درونی 86/0 تا 90/0 را برای آزمون عزتنفس کوپر اسمیت گزارش کردهاند. کوپر اسمیت و همکاران (1981) ضرایب باز آزمایی را بعد از پنج هفته 88/0 و بعد از سه سال 70/0 گزارش کردهاند. در ایران پور شافعی (1370) ضریب اعتبار این آزمون را با روش دو نیمه کردن ضریب 87/0 گزارش کرده است. در بررسی روایی آزمون کوپر اسمیت ، ثابت (1375) و نایبی فرد (1382) روایی همگرای مثبت بین آزمون کوپر اسمیت و آزمون عزت نفس آیسنک به دست آوردند. این میزان در پژوهش ثابت 80/0 و در پژوهش نایبی فرد 78/0 بوده است. همچنین ضرایب اعتبار این آزمون با روش باز آزمایی برای دختران و پسران به ترتیب 90/0 و 92/0 گزارش شده است. در پژوهش حاضر نیز آلفای کرونباخ این آزمون66/0 به دست آمد.
یافتهها
اطلاعات جمعیتشناختی این پژوهش بدین قرار بودند: توزیع جنسیتی نمونهها شامل 98 نفر (معادل 6/53درصد) از شرکتکنندگان زن و 85 نفر (معادل 4/46 درصد) مرد بود. این دادهها از مجموع 183 شرکتکننده در پژوهش حاصل شد که نشاندهندۀ تنوع جنسیتی در میان شرکتکنندگان بود. مطابق با دادههای جمعآوریشده، کلیۀ شرکتکنندگان در این پژوهش، که تعداد آنها 183 نفربود، دارای تتو یا خالکوبی بر روی بدن خود بودند. توزیع سنی شرکتکنندگان در پژوهش به این صورت بود که 96 نفر (معادل7/44 درصد) در گروه سنی 26 تا 35 سال قرار داشتند. کمترین فراوانی مربوط به گروه سنی زیر 15 سال با تنها 1 نفر (معادل 5/0 درصد) بود.
برای تبیین مناسبت گویههای پرسشنامه به عامل نظیرشان از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد.
نتایج تحلیل عاملی تأییدی در جدول 1 گزارش شده است. مشاهده میشود که همه گویهها دارای مقدار بارعاملی بیشتر از 4/0 با قدرمطلق آماره t بیشتر از 96/1 و پی مقدار کمتر از 05/0 میباشند. بنابراین همه گویههای پرسشنامه معنیدار و در عامل خود اثر بخش هستند. جهت بررسی همخطی از شاخص عامل تورم واریانس استفاده شد. همانطور که مشاهده میشود مقدار این شاخص برای همه گویهها کمتر از 5 است، بنابراین در بین گویهها هم خطی وجود نداشته و همه گویه ها برای عامل خود مناسب هستند.
جدول 1. تحلیل عاملی تأییدی
|
بعد |
نشانگر |
بارعاملی |
انحراف استاندارد |
آماره t |
پی -مقدار |
عامل تورم واریانس |
|
عزتنفس |
عزتنفس اجتماعی |
748/0 |
045/0 |
553/16 |
001/0> |
485/1 |
|
عزتنفس خانوادگی |
744/0 |
039/0 |
908/18 |
001/0> |
532/1 |
|
|
عزتنفس شغلی/تحصیلی |
659/0- |
065/0 |
113/10 |
001/0> |
452/1 |
|
|
عزتنفس عمومی |
844/0 |
026/0 |
497/32 |
001/0> |
938/1 |
|
|
مقیاس دروغ |
503/0 |
079/0 |
392/6 |
001/0> |
116/1 |
|
|
شبکههای اجتماعی |
میزان استفاده |
743/0 |
34/0 |
188/2 |
029/0 |
285/1 |
|
نوع استفاده |
841/0 |
213/0 |
947/3 |
001/0> |
717/1 |
|
|
کاربران |
813/0 |
198/0 |
098/4 |
001/0> |
516/1 |
پایایی عاملها به کمک سه شاخص ضریب آلفای کرونباخ[42]، پایایی مرکب[43](CR) و شاخص rho_A مورد بررسی قرار گرفت. پایایی و روایی همگرا برای دو عامل اصلی مورد بررسی در پژوهش، یعنی شبکههای اجتماعی و عزتنفس، ارائه شده است. مقادیر مربوط به ضریب آلفای کرونباخ، شاخص rho_A، پایایی مرکب (CR) و متوسط واریانس استخراج شده (AVE) به شرح زیر است: برای عامل شبکههای اجتماعی، ضریب آلفای کرونباخ718/0 ، شاخص rho_A 719/0، پایایی مرکب (CR) 842/0 و متوسط واریانس استخراج شده (AVE) 640/0است. برای عامل عزتنفس، ضریب آلفای کرونباخ 0.665، شاخص rho_A 771/0، پایایی مرکب (CR) 756/0 و متوسط واریانس استخراج شده (AVE) 503/0 است. این مقادیر نشاندهنده پایایی و روایی مناسب برای هر دو عامل مورد بررسی در این پژوهش است.
برای ارزیابی روایی واگرا، از معیار فورنل-لارکر استفاده شد. در اینجا، دادهها برای دو عامل شبکههای اجتماعی و عزتنفس آورده شدهاند:جذر AVE برای شبکههای اجتماعی 800/0 و جذر AVE برای عزتنفس 709/0 بود.همچنین، مقدار همبستگی بین شبکههای اجتماعی و عزتنفس 112/0- به دست آمد.
در تعیین روایی واگرا در سطح گویههای عامل از آزمون بارهای عرضی استفاده شد. جدول 2 نشان میدهد که بارعاملی هر گویه در عامل خودش بیشتر از بارعاملی آن گویه در سایر عاملها است.
جدول 2.ماتریس بارهای عرضی
|
شبکههای اجتماعی |
عزتنفس |
|
|
عزتنفس اجتماعی عزتنفس خانوادگی عزتنفس شغلی/تحصیلی عزتنفس عمومی مقیاس دروغ میزان استفاده نوع استفاده کاربران |
043/0- 068/0- 139/0 107/0- 052/0- 743/0 841/0 813/0 |
748/0 744/0 659/0- 844/0 503/0 179/0- 042/0- 048/0- |
بعد از انجام تحلیل عاملی تأییدی و بررسی مدل اندازهگیری، نوبت به ارزیابی مدل ساختاری است. در جدول زیر، نتایج ضرایب مسیر و معنیداری آنها ارائه شده است:
جدول 3 .مسیرهای مورد بررسی و معنیداری آنها
|
مسیر |
ضریب مسیر |
انحراف استاندارد |
آماره تی |
P مقدار |
|
شبکههای اجتماعی ← برونگرایی شبکههای اجتماعی ← تجربهپذیری شبکههای اجتماعی ← روانرنجورخویی شبکههای اجتماعی ← سازگاری شبکههای اجتماعی ← وظیفهشناسی |
122/0- |
086/0 |
424/1 |
155/0 |
|
151/0- |
133/0 |
134/1 |
257/0 |
|
|
020/0 |
073/0 |
272/0 |
785/0 |
|
|
055/0 |
076/0 |
733/0 |
464/0 |
|
|
063/0 |
088/0 |
712/0 |
477/0 |
|
|
عزتنفس ← برونگرایی عزتنفس ← تجربهپذیری عزتنفس ← روانرنجورخویی عزتنفس ← سازگاری عزتنفس ← شبکههای اجتماعی عزتنفس ← وظیفهشناسی |
513/0- |
064/0 |
017/8 |
000/0 |
|
065/0- |
074/0 |
884/0 |
377/0 |
|
|
714/0 |
041/0 |
246/17 |
000/0 |
|
|
502/0- |
062/0 |
103/8 |
000/0 |
|
|
112/0- |
155/0 |
722/0 |
470/0 |
|
|
469/0- |
063/0 |
417/7 |
000/0 |
|
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← برونگرایی عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← تجربهپذیری عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← روانرنجورخویی عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← سازگاری عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← وظیفهشناسی |
014/0 |
022/0 |
625/0 |
532/0 |
|
017/0 |
033/0 |
510/0 |
610/0 |
|
|
002/0- |
012/0 |
180/0 |
857/0 |
|
|
006/0- |
016/0 |
399/0 |
690/0 |
|
|
007/0- |
016/0 |
448/0 |
655/0 |
در این بخش با استفاده از معیارهای مختلف به بررسی و ارزیابی مدل ساختاری پرداخته میشود.
شکل 1. مدل ساختاری با نمایش ضرایب تعیین (داخل دایره) و اندازه اثر کوهن (روی پیکانها)
در شکل فوق، ضرایب تعیین داخل دایره متغیرهای اثرپذیر و اندازه اثر کوهن روی مسیرها مشاهده میشود. بر اساس نتایج شکل 3، %7/50 از تغییرات "روانرنجورخویی" از طریق عزتنفس و شبکههای اجتماعی و %2/26 تغییرات "سازگاری" از طریق عزتنفس و شبکههای اجتماعی توضیح داده شدند. همچنین 4/26 درصد برونگرایی و 5/2 درصد تجربهپذیری، 23 درصد وظیفهشناسی نیز از طریق عزتنفس و شبکههای اجتماعی بیان میشود و تنها 3/1 درصد از تغییرات شبکههای اجتماعی از طریق عزتنفس، قابلبیان است. اندازه اثر کوهن روی فلشهای شکل 1 مشاهده میشود. در بررسی مسیر عزتنفس به روانرنجورخویی، سازگاری، برونگرایی، وظیفهشناسی، اندازه اثر کوهن بهدستآمده، نشاندهنده اندازه مسیر بزرگ است و سایر مسیرها، اندازه اثر کوچکی را نشان میدهند.
توانایی پیشبینی مدل بر اساس عاملهای مختلف و با استفاده از معیار استون-گایسر در این بررسی مورد ارزیابی قرار گرفت. این معیارها به صورت زیر بودند: برونگرایی: معیار استون-گایسر برای برونگرایی 244/0 ، تجربهپذیری 009/0 ،روانرنجورخویی 494/0، سازگاری 225/0، شبکههای اجتماعی 01/0، وظیفهشناسی204/0. بنابراینقدرت پیشبینی مدل برای تجربهپذیری و شبکههای اجتماعی در سطح کوچک و برای برونگرایی، سازگاری و وظیفهشناسی در سطح متوسط و برای روان رنجویی خویی در سطح بزرگ قرار دارد.
قدرت مدل در پیشبینی گویهها توسط شاخص اشتراک با روایی متقاطع[44] بررسی شد. اشتراک با روایی متقاطع برای مختلف عاملها در این بررسی بدین قرار بود: برونگرایی: معیار اشتراک 00/1، تجربهپذیری: معیار اشتراک 00/1، روانرنجورخویی: معیار اشتراک 00/1، سازگاری: معیار اشتراک 00/1،شبکههای اجتماعی: معیار اشتراک 16/0، عزتنفس: معیار اشتراک 27/0،وظیفهشناسی: معیار اشتراک 00/1. مقادیر برای همه عاملها مثبت بوده در نتیجه قدرت مدل ساختاری در پیشبینی تأیید میشود.
جدول 4. برونداد آماری فرضیه اصلی
|
مسیر |
ضریب استاندارد شده |
انحراف معیار |
مقدار t |
پی_مقدار |
نتیجه |
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← برونگرایی |
014/0 |
022/0 |
625/0 |
532/0 |
رد |
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← تجربهپذیری |
017/0 |
033/0 |
510/0 |
610/0 |
رد |
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← روانرنجورخویی |
002/0- |
012/0 |
180/0 |
857/0 |
رد |
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← سازگاری |
006/0- |
016/0 |
399/0 |
690/0 |
رد |
|
عزتنفس ← شبکههای اجتماعی ← وظیفهشناسی |
007/0- |
016/0 |
448/0 |
655/0 |
رد |
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف تبیین ارتباط بین عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت با میانجیگری تأثیر شبکههای اجتماعی در افراد دارای خالکوبی (تتو) انجام شد. نتایج نشان داد که بین عزتنفس و هیچکدام از پنج عامل اصلی شخصیت شامل روانرنجورخویی، سازگاری، برونگرایی، تجربهپذیری و وظیفهشناسی با میانجیگری استفاده از شبکههای اجتماعی در افراد دارای تتو رابطة معناداری وجود ندارد. اکثر پژوهشهای انجام شده درمورد افراد دارای تتو، به بررسی میزان عزتنفس یا هر کدام از ابعاد پنجگانة شخصیت یا میزان استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی پرداختهاند؛ اما پژوهشی به بررسی ارتباط عزتنفس با ابعاد اصلی شخصیت با نقش میانجیگر استفاده از شبکههای اجتماعی نپرداخته است. یافتههای این پژوهش با نتایج برخی پژوهشها همسو و با برخی نیز ناهمسو بود. برای مثال تحقیق هاوی و ساماها [45] (2018) نشان داد که سازگاری، وظیفهشناسی، تجربهپذیری، روانرنجورخویی و عزتنفس پیشبینیکنندة اعتیاد به اینترنت و استفاده از شبکههای اجتماعی هستند. ونگ، جکسون، ژانگ و سو [46](2012) نشان دادند که افراد برونگرا بیشتر تمایل دارند از شبکههای اجتماعی بهمنظور ارتباط، بهروز کردن وضعیت، کامنت و اضافهکردن دوستان جدید استفاده کنند. افراد نوروتیک بیشتر ترجیح میدهند با بروزکردن وضعیت خود بهعنوان شکلی از خودابرازگری عمل کنند. افراد سازگار و با عزتنفس بالا، بیشتر تمایل دارند بر روی پروفایل دیگران کامنت بگذارند و افراد با تجربهپذیری بالا بیشتر به بازیکردن تمایل دارند. همچنین افراد روانرنجور تمایل دارند عکسهای جذابی از خود در شبکههای اجتماعی به نمایش بگذارند و وضعیت خود را بهروز کنند تا حضور خود را به نمایش بگذارند. همچنین تحقیق پتیجان، لپین و هورتینگ [47] (2012) که به بررسی پنج عامل شخصیت و عزتنفس بر استفاده از فیسبوک پرداخته بود نشان داد که تنها میان عزتنفس و استفاده از فیسبوک ارتباط وجود دارد و بین هیچکدام از پنج عامل و استفاده از فیسبوک رابطهای مشاهده نکرد. تحقیق امیرعضدی و امیرعضدی (2011) نشان داد که تجربهپذیری، برونگرایی، سازگاری و وظیفهشناسی بهصورت مثبت و روانرنجورخویی بهصورت منفی پیشبینیکنندة عزتنفس هستند. تحقیق گرگوردوبیل و برنرس[48] (2013) بیان میکند عزتنفس با برونگرایی رابطة مثبت و با روانرنجورخویی رابطة منفی دارد. تحقیق رابینز [49]و همکاران (2001) نشان میدهد که عزتنفس با برونگرایی و وظیفهشناسی رابطة مثبت و معناداری دارد و تا حدودی با سازگاری و تجربهپذیری نیز مرتبط است. باقری و فقیه (2012) نشان داد که عزتنفس با برونگرایی رابطة معنادار مستقیمی دارد. از طرف دیگر تحقیقات بال و الزنر[50] (2019) و همچنین آراگونز و کسترو[51] (2016) نیز نشان دادهاند که دریافت تتو، به بالارفتن عزتنفس کمک میکند و تحقیق دشلر[52] و همکاران (2019) نیز نشان داد که داشتن تعداد بیشتر خالکوبی با افزایش عزتنفس همراه است. همچنین یافتة پژوهش میلانو [53] (2012) و اسمیت- داف [54] (2012) و فلمینگ [55] (2013) که نشان دادند بین عزتنفس و استفاده از فیسبوک رابطه معناداری وجود ندارد. تحقیق مهدیزاده (2010) نشان داد که کاربرانی که عزتنفس پایینتریی داشتند زمان بیشتری را در سایت فیسبوک سپری میکردند. همچنین از نظر اندریاسن، پالسن و گریفیتس [56](2017) در صورتی که فرد عزتنفس پایین داشته و گمان کند «من دوست داشتنی نیستم» یا«من مهارتهای اجتماعی ضعیفی دارم» و هم زمان باور داشته باشد که داشتن تعداد زیادی دوست یا دنبالکننده میتواند این گمانهها و خودارزیابیها را تغییر دهد، ممکن است به استفادۀ مفرط از شبکههای اجتماعی روی آورد. یافتههای جویسون[57] (2004)، ارنبرگ و همکاران[58] (2006) و فارست و وود [59](2012) نیز نشان دادند افرادی که عزتنفس پایینتریی دارند، نسبت به افراد با عزتنفس بالاتر، شبکههای اجتماعی را به عنوان فضای امنتری برای نشان دادن خود مییابند و رابطهای منفی میان عزتنفس و استفادۀ مفرط از شبکههای اجتماعی وجود دارد (ملک و خان[60]، 2012؛ هونگ، هانگ، لیو و چیو [61] ، 2014) که این رابطۀ منفی اکثرا در تحقیقاتی خود را نشان میدهد که به استفادۀ مشکلساز از شبکههای اجتماعی پرداخته شده است و در شرایطی که به جنبههای مثبت استفاده از شبکههای اجتماعی پرداخته شود احتمالا نتایج تغییر خواهد کرد (سایفو [62]و همکاران، 2020). همچنین تحقیق والکنبورگ، کوتامانیس و ووسن [63](2017) و جنتل،تواینگ، فریمن و کمپل [64] (2012) نشان داد که استفادۀ بیشتر از شبکههای اجتماعی با عزتنفس بالاتر رابطه دارد.
این یافته ممکن است بر اساس چندین فرضیه تبیین شود. اً، نخست افزایش پذیرش اجتماعی تتو در جوامع مدرن ممکن است به دلیل تنوع گستردهتر در نگرشها و رفتارهای افراد دارای تتو باشد. این امر میتواند به عدم وجود الگوهای رفتاری یا شخصیتی یکنواخت در بین این افراد اشاره داشته باشد. ، دوم تحولات فرهنگی در دیدگاهها نسبت به تتو، بهویژه در دهههای اخیر، میتواند تأثیر قابلتوجهی بر چگونگی بیان شخصیت و عزتنفس داشته باشد. در جوامعی که تتو بهعنوان بخشی از فرهنگ عمومی پذیرفته شده است، احتمالاً کمتر شاهد برچسبزنی یا قضاوتهای منفی نسبت به افراد دارای تتو خواهیم بود. بهعلاوه، نتایج ممکن است بیانگر آن باشد که استفاده از شبکههای اجتماعی تأثیر نسبتاً محدودی روی ویژگیهای اصلی شخصیت و عزتنفس دارد. این امر ممکن است بهخصوص در مورد افرادی که تتو دارند نیز صدق کند، زیرا این افراد ممکن است به دلایل متفاوتی به سمت تتو گرایش داشته باشند که لزوماً به ویژگیهای شخصیتی آنها مربوط نیست.
از سوی دیگر، در دوران کنونی که استفاده از شبکههای اجتماعی به بخشی از روال زندگی افراد تبدیل شده است و درصد بالایی از مردم در این فضاها حضور دارند، به نظر میرسد که اینگونه ارتباطات تأثیر چشمگیری در ارتباط بین عزتنفس و جنبههای مختلف شخصیت در بین افراد دارای تتو ندارد. بیشتر افراد دارای تتو به طور اجتنابناپذیری با تتو آرتیستها در ارتباط هستند و اغلب طرحهای تتوی خود را از طریق شبکههای اجتماعی انتخاب میکنند؛ بنابراین استفاده از فضای مجازی امری غیرقابلاجتناب است. بااینحال، به دلیل اینکه استفاده از شبکههای اجتماعی در زندگی روزمره مردم به یک عنصر جدانشدنی تبدیل شده، این مسئلهای که در بین تمامی افراد به یک اندازه وجود دارد. در نتیجه، عاملی که میتواند در تفاوتهای بین افراد در زمینه عزتنفس و پنج عامل اصلی شخصیت تعیینکننده باشد، نه خود حضور در شبکههای اجتماعی، بلکه نحوه و شیوه استفاده از این رسانههاست. این جنبه در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار نگرفته است.
در نهایت، این یافتهها میتوانند نشاندهنده نیاز به پژوهشهای بیشتر در زمینه تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر شخصیت و عزتنفس باشد. بهویژه، نقش رسانههای اجتماعی و بیان بصری مانند تتو ممکن است در زمینههای فرهنگی متفاوت، تأثیرات متفاوتی داشته باشند. باتوجهبه این موارد، این پژوهش میتواند زمینهساز بحثهای گستردهتری درباره تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر عزتنفس و شخصیت باشد، و همچنین نقش تتو را بهعنوان یک عنصر بیانی در جوامع امروزی مورد بررسی قرار دهد. مهمترین محدودیت این پژوهش بدین قرار بود که با توجه به این که در ایران، تحقیقات بسیار اندکی درمورد افراد دارای تتو انجام شده بود، پژوهشگران اکثرا از تحقیقات خارجی در این زمینه بهره بردند که آن پژوهشها نیز در بافت فرهنگی متفاوتی نسبت به کشور ما انجام شده بود. لذا پیشنهاد میشود با توجه به رشد روز افزون افراد دارای تتو، به پژوهشهای بیشتر در زمینه روابط عاشقانه افراد دارای تتو، ترجیحات شغلی آنها، نگرش به زندگی ، میزان شادکامی، بهزیستی این افراد و بررسی اختلالات شخصیت در افراد دارای تتو نیز پرداخته شود. دلایل و عوامل تأثیر گذار بر انجام و انتخاب طرح تتو میتواند مورد پژوهش قرار گیرد. جهت ایجاد دیدگاهی صحیح و منطقی درمورد افراد دارای تتو، میزان جرم و جنایت در این افراد و تفاوت آن با میزان جرم و جنایت در افراد عادی نیز می تواند مورد سنجش قرار بگیرد.
[1]. Tattoo
[2]. OANŢĂ
[3]. Statista.com
[4] .Neerja
[5] .Koch, Roberts, Armstrong & Owen
[6] .Carrol, Riffenburgh, Roberts & Myhre
[7] .Brooks, Woods, Knight & Shrier
[8] .Deschesnes
[9] .Robert & Ryan
[10] .Dukes
[11] .Piercing
[12] .Pajor
[13] .Self-esteem
[14]. Rotaru &Burlacu
[15] .Zoleka et al
[16] .Mamun
[17] .Ball Jordan, Elsner, Robert
[18] .Aragonés Juan, Castro, Alejandro
[19] .Kim, Gyu-Rang, Myung, Kwang-Joo
[21] .Furnham
[22]. Seiter & Hatch
[23] .McCrae & Costa
[24]. Swami
[25]. Penny, Hunter & Perry
[26]. Roberti, Storch & Bravata
[27] .Stirn , Hinz & Brahler
[28] .Forbes
[29] .Tate & Shelton
[30] .Correa, Hinsley & zuing
[31] .Ross, Orr, Sisic
[32]. Ehrenberg, Juckes, White, Walsh
[33] .Wessely
[34] .Shi, Wang, Zou
[35] .Gray & Klein
[36]. Louise Burns
[37] Tabachnick & Fidell
[38] .NEO
[39]. SEI
[40] .Coopersmith
[41] .Edmondson et al
[42]. Cronbach alpha
[43] .Composite reliability
[44] . Construct Cross validated Communality
[45] .Hawi & Samaha
[46] .Wang, Jackson, Zhang, & Su
[47] .Pettijohn, Lapiene, Horting
[48] .Garaigordobil & Bernarás
[49] .Robins
[50] .Ball & Elsner
[51] .Aragonés &Castro
[52] .Deschler et al
[53] .Milano
[54] .Smith-Duff
[55] .Fleming
[56] .Andreassen, Pallesen & Griffiths
[57] .Joinson
[58]. Ehrenberg, Juckes, White, Walsh
[59] .Forest & Wood
[60] .Malik & Khan
[61] .Hong, Huang, Lin, & Chiu
[62]. Saiphoo
[63] .Valkenburg, Koutamanis & Vossen
[64] .Gentile, Twenge, Freeman & Campbell