نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 دانشیار گروه روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: The growing fascination with celebrities in recent years has raised many questions about the emotional and personality characteristics of those who follow celebrities closely. This study aimed to investigate the relationship between dark triad personality traits, obsession with celebrities, and struggles with emotional control, with the latter serving as a mediating factor.
Method: The statistical population of the study consisted of all students enrolled at public universities in Tehran during the academic year of 1402. Of these, 457 male and female students were selected through online student networks. The Celebrity Attitude scale (McCutcheon et al., 2002), the Dirty Dozen scale (Jonason & Webster, 2010), and the Brief Version of the Difficulties in Emotion Regulation scale (Bjureberg et al., 2016) were used to collect data and were analyzed using structural equation modeling.
Results: The results of structural equation modeling showed that dark triad personality traits are not directly related to obsession with celebrities, while difficulty in emotion regulation significantly mediates this relationship (b=0.601, p<0.05).
Conclusion: Based on the results of the research, it can be concluded that the dark triad of personality is not necessarily associated with an obsession with celebrities. Instead, emotion regulation problems in people with higher levels of dark personality traits can be a determining factor in increasing their fascination with celebrities.
کلیدواژهها English
مقدمه
گسترش رسانهها و ظهور "فرهنگ افراد مشهور[1]" در اواخر قرن بیستم، روانشناسان را بر آن داشت تا معنایی را که افراد مشهور در زندگی طرفدارانشان دارند مورد بررسی قرار دهند (بروکس[2] ، ۲۰۲۱). سلبریتیها افراد شناخته شدهای هستند که موردتوجه گسترده مردم و رسانهها قرار میگیرند. تحقیقات در زمینۀ مطالعات رسانهای نشان میدهد که افراد مشهور تأثیر قدرتمندی بر مخاطبان انبوه خود دارند (فریزر و براون[3]، ۲۰۰۲). چهرههای مشهور و رسانهای میتوانند نگرشها و رفتار افرادی که آنها را بهعنوان الگوی خود در نظر میگیرند و با آنها همانندسازی میکنند، تحتتأثیر قرار دهند (دیکس، فائو و پوجنت[4]، ۲۰۱۰؛ مک کورمیک[5]، ۲۰۱۶). سطوح شدید پرستش افراد مشهور با نارضایتی از تصویر بدنی و اختلالات خوردن (لین[6] و همکاران، ۲۰۲۳)، خیالپردازی ناسازگارانه (ماندلی، مک کاتچئون و زیلا[7]، ۲۰۲۲)، خرید تکانهای (چن[8] و همکاران، ۲۰۲۲) و تمایل به جراحی زیبایی (سوی و فنگ[9]، ۲۰۲۳) مرتبط است. پژوهش مک کاتچئون و آرگوئت[10] (۲۰۲۱) نشان میدهد که پرستش افراد مشهور از سال ۲۰۰۱ تاکنون به طرز چشمگیری افزایشیافته است.
پرستش افراد مشهور به حالتی اطلاق میشود که پیگیری و شیفتگی نسبت به فرد مشهور حالت وسواسگونه و اجباری پیدا کرده (بروکس، ۲۰۲۱)، میتواند حالت اعتیادگونهای به خود بگیرد (زیلا، اوربن، مک کاتچئون و دمیتروویکس[11] ، ۲۰۲۱) و برخی از ملاکهای اعتیادهای رفتاری را نشان دهد (شافر[12] و همکاران، ۲۰۰۴). بهطورکلی اعتیادهای رفتاری نظیر قمار، استفاده از اینترنت، بازی ویدئویی، رابطه جنسی، غذاخوردن و خرید اجباری، رفتارهای تکرارشونده و آسیبزایی هستند که از منظر پدیدارشناسی و زیستشناسی عصبی شبیه اختلالات مصرف مواد هستند (فراسلا، پوتنزا، برون و چیلدرس[13]، ۲۰۱۰؛ کاس و گریفیث[14]،۲۰۱۲). گریفیث (۲۰۰۵) بر اساس مدل مؤلفهای اعتیاد[15] شش مؤلفه را برای اختلالات اعتیادی و اعتیادهای رفتاری ذکر میکند: برجستگی[16]، تنظیم خلقوخو[17]، تحمل[18]، نشانههای ترک[19]، تعارض[20] و عود[21]؛ اگر چه ممکن است برای تشخیص اعتیادهای رفتاری، تکیه بر همه معیارهای تعیین شده اختلال مصرف مواد قابلقبول و لازم نباشد (کاردفلت[22] و همکاران، ۲۰۱۷؛ استارسویک[23]، ۲۰۱۶). در زمینه پرستش افراد مشهور مک کاتچئون و همکاران (۲۰۰۲) مدلی از پرستش افراد مشهور را بر اساس جذب روانشناختی و اعتیاد ارائه کردند، و پیشنهاد کردند که طرفداران با ساختارهای هویتی ضعیف و فقدان روابط معنادار ممکن است سعی کنند با "جذبشدن" روانشناختی در سلبریتی موردعلاقه خود، هویتی محکم ایجاد کنند و احساس رضایت به دست آورند.
مدل جذب – اعتیاد نشان میدهد که پرستندگان افراد مشهور ممکن است نسبت به رفتارهایی که در ابتدا نیاز آنها به جذبشدن روانشناختی در فرد مشهور موردعلاقه را برآورده میکند تحمل ایجاد کنند که میتواند منجر به تبدیلشدن رابطه با سلبریتی موردعلاقه به اعتیاد شود. در نتیجه، پرستشکنندگان باید بهتدریج رفتارهای گسستگی و هذیانی قویتری را نشان دهند تا بهاندازه کافی با افراد مشهور ارتباط برقرار کنند (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲) که ازاینحیث ماهیت اعتیادی این رفتار قابلتأمل است. پرستش افراد مشهور همانند مصرف مواد و اعتیادهای رفتاری که بهصورت مرحلهای از سطوح کم آغاز میشوند و به مراحل بالاتر اعتیادآور میرسند، روندی مشابه را طی میکند. اشتیاق نسبت به یک فرد مشهور را میتوان بهصورت مرحلهای از قدردانی سالم تا یک مشغله وسواسی با یک فرد مشهور در نظر گرفت که میتواند در چندین جنبه زندگی یک فرد تداخل ایجاد کند (سانسون و سانسون[24]،۲۰۱۴؛ مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۴). همانطور که اختلال در کارکرد و روابط اجتماعی و افزایش اضطراب و افسردگی از پیامدهای مصرف مواد و اعتیادهای رفتاری است (گارسیا، بچارا، رکنور و پرز[25]، ۲۰۰۶؛ بلاچنیو، پرزپیورکا و پانتیک[26]، ۲۰۱۶، بلاچنیوو پرزپیورکا، ۲۰۱۶) و سطوح شدید پرستش افراد مشهور نیز با سلامت عمومی ضعیف (افسردگی، اضطراب، علائم جسمی و اختلال عملکرد اجتماعی) و عاطفه منفی (استرس و عاطفه مثبت کم) مرتبط است (مالتبی[27] و همکاران، ۲۰۰۴)، بنابراین برای بررسی عوامل زمینهساز و آسیبشناسی پرستش افراد مشهور میتوان از مدلهای ارائه شده در زمینه اعتیادهای رفتاری استفاده کرد.
یکی از مدلهای نظری شناخته شده در زمینه بررسی عوامل مرتبط با اعتیادهای رفتاری مدل تعامل فرد – عاطفه – شناخت – اجرا (I-PACE) است که یک چارچوب نظری جامع برای نظامبندی ویژگیهای شخصیتی مرتبط و مکانیسمهای عاطفی و شناختی بهمنظور توضیح توسعه و حفظ رفتارهای اعتیادآور ارائه میدهد. اول، مؤلفه استعداد شخصی است که شامل انگیزههای ژنتیکی، بیولوژیکی، شخصیتی، آسیبشناسی روانی، شناخت و انگیزههای کاربری از رفتار اعتیادآور میشود. دوم پاسخهای عاطفی و شناختی به مؤلفه مستعدکننده است که شامل متغیرهای سوگیری شناختی و توجه، بد تنظیمی هیجانی، انتظارات استفاده، استراتژیهای مقابله، کنترل بازدارنده و ولع مصرف است. این متغیرهای پاسخ در I-PACE بهعنوان متغیرهای تعدیلکننده یا میانجی بین متغیرهای مستعدکننده و گرایش بیش از حد به رفتار اعتیادی مفهومسازی شدهاند (برند و همکاران[28]، ۲۰۱۹؛ برند، یانگ، لایر، ولفلینگ و پوتنزا[29]، ۲۰۱۶). در این پژوهش قصد داریم ویژگیهای تاریک شخصیت را بهعنوان متغیر زمینهساز و متغیر دشواری تنظیم هیجان را بهعنوان متغیر پاسخ و میانجی بر اساس مدل IPACE در رابطه با پرستش افراد مشهور بررسی کنیم.
سهگانه تاریک شخصیت یکی از عوامل شخصیتی است که با اعتیادهای رفتاری در ارتباط است. سهگانه تاریک شخصیت مجموعهای از سه ساختار شخصیتی نامطلوب و ضداجتماعی است: ماکیاولیسم، جامعهستیزی، و خودشیفتگی (پائولز و ویلیامز[30]، ۲۰۰۲). افرادی که این صفات شخصیتی را دارند دارای یک شخصیت بدخواه اجتماعی هستند و تمایلات رفتاری خودنمایی، سردی عاطفی، دوگانگی و پرخاشگری دارند. این افراد ممکن است در کاربری آنلاین و مشکلساز آسیبپذیرتر باشند (کرکابورون[31] و گریفیث،۲۰۱۸). ویژگیهای شخصیتی تاریک با رفتارهای آنلاین اعتیادآور مختلف مانند پورنوگرافی، بازیهای ویدئویی و اعتیاد به رسانههای اجتماعی مرتبط است (سیندرمن، ساریسکا، لاچمن، برند و مونتگ[32]، ۲۰۱۸؛ کرکابورون، جوناسون و گریفیث[33]، ۲۰۱۸؛ کرکابورون، دمیتروویکس و توسونتاس[34]، ۲۰۱۹؛ جوزی، رمضانپور و بگیان کوله مرز، ۱۴۰۱). پژوهشهای انجام شده در ارتباط با پرستش افراد مشهور تعدادی از متغیرهای شخصیتی مانند پنج عامل بزرگ شخصیت و صفات شخصیتی آیزنک را بررسی کردهاند (پیرزاده، پیوستهگر و گریفیث[35]، ۲۰۲۴؛ مالتبی و همکاران، ۲۰۰۴؛ مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۱۶). بااینحال، تاکنون پژوهشی رابطه صفات تاریک شخصیت را با پرستش افراد مشهور بهصورت همزمان بررسی نکرده است و فقط تعداد اندکی پژوهش بهصورت جداگانه این صفات را با پرستش افراد مشهور بررسی کردهاند.
در پژوهش مک کاتچئون و همکاران (۲۰۰۳) رابطه معناداری بین گویۀ «موافقم که مهمترین چیز در زندگی برندهشدن است» بهعنوان یکی از شاخصهای صفت ماکیاولیسم با پرستش افراد مشهور همبستگی داشت که حاکی از آن است که این افراد دارای تمایلات رقابتی هستند و رفتارهای اخلاقی را در دستیابی به اهداف خود رعایت نمیکنند (کلمپنر[36]، ۲۰۱۷). احتمال دارد که این افراد در فضای رقابتی انتشار مطالب و پستهای مرتبط با افراد مشهور شرکت کنند و هم چنین در سطوح شدید پرستش افراد مشهور مشارکت داشته باشند. زیرا افراد در سطوح شدید حاضرند درخواستهای غیرقانونی و غیراخلاقی فرد مشهور موردعلاقه خود را اجرا کنند (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲). صفت جامعهستیزی نیز با هیجانطلبی و تکانشگری بالایی همراه است (یوسفی و پیری، ۱۳۹۵؛ هر و نومان[37]، ۲۰۰۸) و این ویژگیها با سطوح مختلف پرستش افراد مشهور در ارتباط هستند (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۱۴). همچنین، ویژگیهای سهگانه تاریک با مشکلاتی در تنظیم تجارب هیجانی به دنبال رویدادهای منفی همراه هستند (مانند هارنسکی و کیهل[38]، ۲۰۱۰؛ والکر[39] و همکاران، ۲۰۲۲).
پژوهش هاسین، وگمن و گریفیث[40] (۲۰۲۱) نشان میدهد که صفات تاریک شخصیت با میانجیگری دشواری در تنظیم هیجان رابطه معناداری با استفاده آسیبزا از شبکههای اجتماعی داشتند. علاوه بر این مشکلات در تنظیم هیجان پیشبین معناداری برای پرستش افراد مشهور است و باعث ایجاد و گسترش درگیری افراطی با افراد مشهور میشود (فاضلی راد و نوری قاسمآبادی، ۱۴۰۲؛ شباهنگ، بشارت، نیکوگفتار و باقری شیخانگفشه، ۱۳۹۸)؛ بنابراین مشکلات تنظیم هیجانی میتواند در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی و پرستش افراد مشهور نقش مهمی ایفا کند و در تبیین این رابطه تأثیرگذار باشد. تنظیم هیجان به فرآیند درگیری در نظارت و ارزیابی هیجان بهمنظور دستیابی به اهداف اشاره دارد (تامپسون[41]، ۱۹۹۴). دشواری در تنظیم هیجان نشاندهندۀ راههای مشکلساز مختلفی است که در آن افراد حالتهای هیجانی را تجربه میکنند و به آنها پاسخ میدهند (ورنر و گراس[42]، ۲۰۱۰) و ممکن است شامل عدمپذیرش تجربیات عاطفی خود، مشکلات در انجام وظایف یا کنترل تکانهها در هنگام ناراحتی، فقدان آگاهی یا درک احساسات خود، یا راهبردهای محدود برای تنظیم احساسات شود (گراتز و رومر[43]، ۲۰۰۴). مشکلات در تنظیم هیجان با طیفی از آسیبها و اختلالات روانی و اعتیادی مانند رفتارهای جنسی پرخطر (تول[44] و همکاران،۲۰۱۲)، اختلال قمار (روجیر و ولوتی[45]، ۲۰۱۸)، مصرف مواد و درد مزمن[46] (آرون، فینان، وگنر، کیف و لاملی[47]، ۲۰۲۰)، اضطراب و افسردگی (یونگ، سندمن و کراسکه[48]، ۲۰۱۹)، استفاده آسیبزا از شبکههای اجتماعی (هورمز، کرنز و تیمکو[49]، ۲۰۱۴) و گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانان (مینا و امینی منش، ۱۴۰۰) در ارتباط است.
باتوجهبه رابطه صفات شخصیتی تاریک با اعتیادهای رفتاری و باتوجهبه این که بر اساس جستجوی ادبیات پژوهشی رابطه سهگانه تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور به طور همزمان بررسی نشده است، فرضیه اصلی پژوهش این است که صفات تاریک شخصیت بهعنوان یک متغیر مستعدکننده در مدل IPACE میتواند با پرستش افراد مشهور رابطه معناداری داشته باشد و این رابطه میتواند توسط متغیر دشواری در تنظیم هیجان بهعنوان متغیر پاسخ در این مدل میانجیگری شود.
روش
طرح پژوهش حاضر توصیفی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است. پژوهش حاضر بر اساس پروتکلهای اخلاقی مطالعات هلسینکی[50] انجام شد و شرکتکنندگان با رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجوهای دانشگاههای دولتی تهران در سال ۱۴۰۲ بود. تعیین حجم نمونه در روش معادلات ساختاری را میتوان بین ۵ تا ۱۵ مشاهده به ازای هر متغیر اندازهگیری (نشانگر) در نظر گرفت (هومن، ۱۳۸۴). باتوجهبه این که معادلات ساختاری یک روش آماری با حجم نمونۀ بزرگ است (کلاین، ۲۰۲۳) و نمونه با تعداد کم میتواند مشکلساز شود، در پژوهش حاضر نمونۀ نسبتاً بزرگی برای تحلیل معادلات ساختاری انتخاب شد. نمونهها ۳۶۲ نفر دانشجوی خانم و ۹۵ نفر دانشجوی آقا و مجموعاً ۴۵۷ نفر را شامل میشدند که از طریق شبکههای مجازی و کانالهای دانشجویی انتخاب شدند. از شرکتکنندگان از طریق یک پیام متنی و لینک مشارکت، دعوت شد تا پرسشنامههای آنلاین مرتبط با پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور (۲۳ آیتم)، فرم کوتاه دشواری در تنظیم هیجان (۱۶ آیتم) و مقیاس دوجین کثیف (۱۲ آیتم) را تکمیل کنند. قبل از تکمیل پرسشنامهها شرکتکنندگان در مورد هدف کلی پژوهش مطلع شدند و از آنها درخواست شد درصورتیکه با شرایط پژوهش موافق هستند رضایت خود را با علامتزدن یک کادر اعلام کنند. ملاکهای ورود به پژوهش، شامل سنین بین ۱۸ تا ۳۵ سال و دانشجو بودن در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاهی میشد و ملاکهای خروج شامل عدم رضایت و عدم تکمیل پرسشنامهها بود. در نهایت جهت تحلیل توصیفی دادههای جمعآوریشده از نرمافزار SPSS-25 و برای تحلیل معادلات ساختاری از نرمافزار Amos-24 استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور[51] (CAS) ۲۳ سؤالی: این مقیاس برای شناسایی افرادی که مجذوب شخصیتهای مشهور شدهاند، استفاده میشود و نمرهگذاری آن بر روی طیف لیکرت پنجگزینهای (کاملاً مخالف:۱ و کاملاً موافق:۵) انجام میشود (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲). CAS سه بعد پرستش افراد مشهور را ارزیابی میکند: بعد سرگرمی - اجتماعی شامل ۱۰ آیتم؛ بعد شدید شخصی ۹ آیتم و بعد مرزی - آسیبشناختی ۴ آیتم میشود. نسخه اصلی مقیاس شامل ۳۲ گویه توسط مک کاتچئون و همکاران (۲۰۰۲) طراحی شده است و همسانی درونی و روایی همگرای مناسبی را برای آن بیان میکنند. در ایران شباهنگ و همکاران (۱۳۹۸)، آلفای کرونباخ کل مقیاس را ۹۲/۰ و برای خرده مقیاس سرگرمی - اجتماعی ۸۳/۰، شدید - شخصی ۹۰/۰ و مرزی - آسیبشناختی ۸۵/۰ گزارش کردند. در این پژوهش میزان آلفای کرونباخ ۹۴/۰ به دست آمد.
ب) پرسشنامه دوجین کثیف[52]: پرسشنامه دوجین کثیف توسط جوناسون و وبستر[53] در سال ۲۰۱۰ بهمنظور سنجش صفات تاریک شخصیت طراحی و تدوین شده است. این پرسشنامه دارای ۱۲ سؤال و ۳ مؤلفه خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعهستیزی میباشد و بر اساس طیف لیکرت ۵ درجهای (خیلی کم تا خیلی زیاد) نمرهگذاری میشود. نسخه فارسی این پرسشنامه توسط یوسفی و پیری (۱۳۹۵) در نمونه ایرانی اعتباریابی شد که تحلیل عاملی نشانگر وجود سه عامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعهستیزی بود. ضرایب بازآزمایی برای کل مقیاس و مؤلفهها در دامنه بین ۶۶/۰ تا ۸۰/۰ و ضریب همسانی درونی خرده مقیاسها بین ۶۸/۰ تا ۷۷/۰ بدست آمد. در این پژوهش میزان آلفای کرونباخ ۷۷/۰ به دست آمد.
ج) فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی DERS-16) [54]): این ابزار، مقیاسی ۱۶ سؤالی با ۵ خرده مقیاس در طیف لیکرت (۱ تا ۵) است که بجوربرگ[55] و همکاران (۲۰۱۶) آن را طراحی کردهاند. این ۵ خرده مقیاس عبارتاند از: ۱. عدمپذیرش هیجانات منفی، ۲. دشواری در انجام رفتار هدفمند هنگام پریشانی، ۳. دشواری در کنترل رفتارهای تکانهای، ۴. دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی، ۵. عدم وضوح هیجانی. نسخة فارسی این پرسشنامه را شهابی و همکاران (۲۰۱۸) تدوین کردهاند که از ویژگیهای روانسنجی خوبی برخوردار است. در این پژوهش میزان آلفای کرونباخ ۹۴/۰ به دست آمد.
یافتهها
نمونهی پژوهش حاضر متشکل از ۳۶۲ نفر (۷۹ درصد) زن و ۹۵ نفر (۲۱ درصد) مرد بودند. از نظر مقطع تحصیلی ۲۹۱ نفر (۷/۶۳درصد) دارای تحصیلات کاردانی یا کارشناسی، ۱۱۴ نفر (۹/۲۴ درصد) دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و ۵۲ نفر (۴/۱۱ درصد) دارای تحصیلات دکتری بودند. از نظر وضعیت تأهل ۴۰۷ نفر مجرد (۸۹ درصد) و ۵۰ نفر متأهل (۱۱ درصد) بودند. از نظر سنی، میانگین و انحراف استاندارد سنی شرکتکنندگان به ترتیب برابر با ۹۳/۲۲ و ۱۵۳/۴ بود.
پیش از تحلیل دادهها مفروضههای نرمال بودن و عدم همخطی متغیرهای پژوهش بررسی شد. شاخصهای کجی و کشیدگی برای بررسی مفروضهی نرمال بودن توزیع سه متغیر پرستش افراد مشهور (025/0 Ku= ،675/0 = Sk)، دشواری تنظیم هیجان (446/0- Ku= ،606/0 = Sk) و صفات تاریک شخصیت (813/0 Ku= ،۵62/۰ = Sk) مورد بررسی قرار گرفت. چو و بنتلر (۱۹۹۵) نقطه برش ۳ ± را برای مقدار چولگی مناسب میدانند. برای شاخص کشیدگی نیز بهطورکلی مقادیر بیش از ۱۰ ± در پژوهشهای چندمتغیری مشکلآفرین است (کلاین[56]، ۲۰۱۵). مقادیر بدست آمده برای چولگی و کشیدگی متغیرها حاکی از تحقق پیشفرض نرمال بودن دارد. برای بررسی مفروضهی عدم هم خطی از آمارههای عامل تورم واریانس (VIF) و شاخص تحمل استفاده شد که باتوجهبه اینکه هیچ یک از مقادیر مربوط به شاخص تحمل کمتر از ۴۰/۰ و هیچ یک از مقادیر مربوط به عامل تورم واریانس بیشتر از ۱۰ نمیباشد، برایناساس میتوان نسبت به مفروضه عدم همخطی نیز اطمینان حاصل کرد. در جدول زیرشاخصهای گرایش مرکزی و پراکندگی و همچنین همبستگی متغیرهای پژوهش ارائه شده است.
جدول ۱. شاخصهای توصیفی و ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
میانگین |
انحراف استاندارد |
1 |
2 |
3 |
|
۱- پرستش افراد مشهور |
912/50 |
34/19 |
1 |
|
|
|
۲- دشواری تنظیم هیجان |
98/40 |
85/14 |
260**/0 |
1 |
|
|
۳- صفات تاریک شخصیت |
43/30 |
78/6 |
142**/0 |
342**/0 |
1 |
05/0> P * 01/0> p **
همانطور که مندرجات جدول ۱ نشان میدهد صفات تاریک شخصیت، پرستش افراد مشهور و دشواری تنظیم هیجان با یکدیگر دارای رابطه مستقیم هستند و این رابطهها در سطح ۰۱/۰ معنیدار میباشند. در ادامه برای بررسی اثرهای مستقیم و واسطهای از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد که نتایج آن در قالب شکل 1 و جداول اثرات مستقیم و غیرمستقیم ارائه میشود.
شکل ۱. ضرایب مسیر استاندارد متغیرهای پژوهش در مدل اصلی
در شکل ۱ مدل ساختاری پژوهش و الگوی روابط بین متغیرها به همراه ضرایب مسیر نشان داده شدهاند. در ادامه شاخصهای برازش مدل ساختاری در جدول ۲ نشاندادهشده است و همانگونه که مندرجات این جدول نشان میدهد شاخصهای برازش نشانگر برازش خوب مدل است. همه شاخصها در محدوده پذیرش مدل قرار دارند و بنابراین ساختار مدل فرضی پژوهش مورد تأیید میباشد.
جدول ۲. شاخصهای برازش مدل ساختاری
|
شاخص برازندگی |
دامنه قابلپذیرش |
مدل |
|
خیدو (χ2) |
- |
89/147 |
|
نسبت خیدو به درجه آزادی (CMIN/DF) |
کمتر از 5 |
607/3 |
|
شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) |
بزرگتر از 90/0 |
956/0 |
|
شاخص برازندگی فزاینده (IFI) |
بزرگتر از 90/0 |
957/0 |
|
شاخص نیکویی برازش (GFI) |
بزرگتر از 90/0 |
946/0 |
|
ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) |
کمتر از 08/0 |
076/0 |
همچنین، در ادامه نتایج جدول ۳ و ۴ اثرات مستقیم و واسطهای متغیرهای پژوهش را نشان میدهد و بر اساس آن میتوان به تأیید یا رد اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای پژوهش در پرستش افراد مشهور پرداخت.
جدول ۳. بررسی روابط مستقیم متغیرها در مدل تحقیق
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته |
ضرایب غیراستاندارد |
ضرایب استاندارد |
خطای استاندارد |
t |
p |
|
صفات تاریک شخصیت |
پرستش افراد مشهور |
731/0 |
113/0 |
448/0 |
633/1 |
103/0 |
|
دشواری تنظیم هیجان |
پرستش افراد مشهور |
542/2 |
261/0 |
587/0 |
333/4 |
001/0 |
|
صفات تاریک شخصیت |
دشواری تنظیم هیجان |
237/0 |
354/0 |
057/0 |
130/4 |
001/0 |
باتوجهبه جدول ۳ در مواردی که آماره T خارج از بازهی (۹۶/۱+ و ۹۶/۱-) قرار دارد یا سطح معنیداری کمتر از ۰۵/۰ است دو متغیر با یکدیگر ارتباط معنادار دارند. همانطور که میتوان مشاهده کرد مسیر مستقیم متغیر صفات تاریک شخصیت به متغیر پرستش افراد مشهور معنیدار نیست (633/1 t= ،113/=0 β). مسیر مستقیم متغیر دشواری تنظیم هیجان به متغیر پرستش افراد مشهور معنیدار است (333/4 t= ،261/0= β). در نهایت مسیر مستقیم متغیر صفات تاریک شخصیت به متغیر دشواری تنظیم هیجان معنیدار است (130/4 t= ،354/0 β=).
جدول ۴. بررسی روابط غیرمستقیم متغیرها در مدل تحقیق
|
متغیر مستقل |
متغیر میانجی |
متغیر وابسته |
ضریب غیراستاندارد |
ضریب استاندارد |
حد پایین |
حد بالا |
p |
|
صفات تاریک شخصیت |
دشواری تنظیم هیجان |
پرستش افراد مشهور |
601/0 |
093/0 |
311/0 |
095/1 |
001/0 |
برای تعیین اثر غیرمستقیم از روش بوت استرپ با ۲۰۰۰ بار فرایند نمونهگیری استفاده گردید که باتوجهبه جدول 4 میتوان مشاهده کرد که اثر غیرمستقیم متغیر صفات تاریک شخصیت بر متغیر پرستش افراد مشهور از طریق دشواری تنظیم هیجان معنیدار است (05/p<0 ،601/=0 b).
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر بهمنظور بررسی رابطه صفات تاریک شخصیت، دشواری در تنظیم هیجان و پرستش افراد مشهور در بین دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران در سال ۱۴۰۲ انجام شد. یافتههای پژوهش در بخش تحلیل همبستگی نشان داد که صفات تاریک شخصیت و دشواری در تنظیم هیجان با پرستش افراد مشهور ارتباط مثبت و معنادار دارند. طبق یافتههای بدست آمده بر اساس معادلات ساختاری، صفات تاریک شخصیت با پرستش افراد مشهور ارتباط مستقیم و معنیداری نداشت و نتایج پژوهش حاکی از معناداری اثر غیرمستقیم صفات تاریک شخصیت بر پرستش افراد مشهور از طریق دشواری در تنظیم هیجان بود که بیانگر نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه صفات تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور میباشد. همراستا با پژوهش ژائو، لینچ، جر و چن[57] (۲۰۱۰) و هیز (۲۰۰۹) عدم ارتباط معنادار در مسیر مستقیم به معنای عدم امکان ارتباط از طریق متغیر میانجی نیست و اثر غیرمستقیم در این پژوهش معنادار بود. این نتایج میتواند درک ما را از چالشهای روانشناختی مرتبط با پرستش افراد مشهور افزایش دهد.
با توجه به عدم معناداری مسیر مستقیم صفات تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور در مدل ساختاری و معناداری مسیر غیر مستقیم از طریق دشواری در تنظیم هیجان، می توان گفت که صفات تاریک شخصیت الزاماً مستعد کنندۀ اشخاص برای درآمیختگی با افراد مشهور نیستند و تنها با حضور آسیب پذیری های روان شناختی همچون دشواری در تنظیم هیجان می توانند پیش بینی کنندۀ پرستش افراد مشهور باشند. نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان همسو با پژوهش هاسین و همکاران (۲۰۲۱) است که اهمیت آن را در رابطه بین صفات تاریک شخصیت و استفاده آسیبزا از شبکههای اجتماعی نشان داد و هم چنین همسو با پژوهش فاضلیراد و نوری قاسم آبادی (۱۴۰۲) و شباهنگ و همکاران (۱۳۹۸) است که مشکلات در تنظیم هیجان را پیشبین معناداری در پرستش افراد مشهور نشان دادند. احتمالاً افرادی با صفات تاریک شخصیت در تنظیم هیجانات خود مشکلاتی دارند که این به نوبۀ خود آنها را مستعدّ اعتیادهای رفتاری و پرستش افراد مشهور میکند. تحقیقات نشان میدهد که پرستندگان افراد مشهور در مقیاسهای اضطراب و افسردگی امتیاز بالا میگیرند (مالتبی و همکاران،۲۰۰۱) و این متغیرها رابطه مستقیم با مشکلات در تنظیم هیجان دارند (یونگ و همکاران، ۲۰۱۹).
علاوه بر این هم صفات تاریک شخصیت و هم مشکلات در تنظیم هیجان با مشکلات در روابط بینفردی و روابط صمیمی در دنیای واقعی همراه هستند. افراد واجد صفات تاریک شخصیت به دلیل عدم همدلی، سازگاری کم، دستکاری عاطفی و ناگویی هیجانی بالا و همچنین هوش هیجانی پایین میتوانند در تعاملات اجتماعی واقعی با مشکلاتی مواجه شوند (آستین[58] و همکاران، ۲۰۰۷؛ جوناسون و کراوز[59]، ۲۰۱۳). همچنین افرادی که قادر به مدیریت مناسب هیجانات خود نیستند از برقراری روابط نزدیک و صمیمی اجتناب میکنند (تانی[60] و همکاران، ۲۰۱۵). ازاینرو ممکن است افراد واجد صفات تاریک شخصیت که مشکلات در تنظیم هیجان نیز دارند، در یک رابطه فرا اجتماعی با افراد مشهور عملکرد بهتری داشته باشند. رابطهای که در آن یک فرد مشهور از طریق رسانه برای طرفدارانش شیفتگی ایجاد میکند. روابط فرا اجتماعی، ارتباطات اجتماعی - عاطفی غیر متقابل با چهرههای رسانهای مانند افراد مشهور یا اینفلوئنسرها هستند (هافنر و بوند[61] ،۲۰۲۲). ارتباط فرا اجتماعی نوعی رابطۀ یکطرفه و توهمی بدون خطر طردشدن و بدون نیاز به مهارتهای اجتماعی است و افرادی که در برابر روابط معنادار زندگیِ واقعی مقاومت میکنند ممکن است در عوض با شخصیتهای مشهور رسانهای بهعنوان یک مکانیزم جبرانی رابطه برقرار کنند (شباهنگ و همکاران، ۱۳۹۸؛ تسائو[62]، ۱۹۹۶)؛ بنابراین افرادی با ویژگیهای تاریک شخصیت و ناتنظیمی هیجانی احتمالاً در گرایش به چنین روابطی آسیبپذیر هستند و به دلیل عدم مهارتهای اجتماعی لازم در این نوع روابط احساس راحتی بیشتری میکنند. از سوی دیگر صفات تاریک شخصیت و دشواری در تنظیم هیجان با احتمال پرداختن بیشتر به کاربریهای آنلاین و مشکلساز در ارتباط هستند (کرکابورون و گریفیث،۲۰۱۸؛ وارتبرگ، توماسیوس و پاسچکه[63]، ۲۰۲۱) و کاربریهای آنلاین هم احتمال گرایش به افراد مشهور را افزایش میدهد. پلتفرمهای اجتماعی به بستری باارزش برای افراد مشهور تبدیل شدهاند که تعامل این افراد را با تعداد زیادی از طرفدارانشان فراهم میکند (چانگ و هو[64]، ۲۰۱۷)؛
یافتههای پژوهشی همیشه باید در سایۀ محدودیتهای پژوهش مورداستفاده قرار بگیرند. نمونه این پژوهش را دانشجویان بزرگسال دانشگاههای دولتی تشکیل میدادند؛ بنابراین نتایج ممکن است برای کل جامعه بهویژه افراد با تحصیلات کمتر قابلتعمیم نباشد. ثانیاً به دلیل طرح تحقیق مقطعی امکان تعیین جهت دقیق ارتباطهای آشکار شده در این مطالعه و رابطه علی بین متغیرها وجود ندارد و برای این منظور انجام تحقیقات طولی موردنیاز است. ساختار مدل پژوهش بر اساس ملاحظات نظری مدل جذب - اعتیاد (مک کاتچئون و همکاران، ۲۰۰۲) و مدل I-PACE (برند و همکاران، ۲۰۱۹) در اعتیادهای رفتاری انجام شد. محدودیت دیگر تعداد محدود نمونه پژوهش با اکثریت شرکتکنندگان دانشجویان دختر است که انجام مقایسههای بینگروهی بر اساس جنسیت را دررابطهبا پرستش افراد مشهور غیرممکن میکند. پژوهشهای آینده میتوانند با تعداد نمونه برابر دختران و پسران مقایسههای بینگروهی بر اساس جنسیت را در بین افراد واجد صفات تاریک شخصیت بررسی کنند تا تأثیر جنسیت هم دراینرابطه شفاف شود. این پژوهش بر اساس دادههای خود گزارشدهی انجام شد که نتایج پژوهش میتواند تحتتأثیر گزارش بر اساس مطلوبیت اجتماعی قرار گیرد. علیرغم محدودیتهای ذکر شده، پژوهش حاضر یکی از اولین بررسیها در زمینه رابطه بین پرستش افراد مشهور و صفات تاریک شخصیت است.
پیشنهاد میشود که در پژوهشهای آینده روابط بین متغیرهای پژوهش در نمونهای وسیعتر در دانشجویان سراسر کشور و همینطور در نمونه نوجوان هم انجام شود تا تأثیر مشخصههای مرتبط با دوره سنی هم واضحتر شود. علاوه بر این پژوهشهای آتی میتوانند مکانیسمهای زیربنایی دیگری غیر از تنظیم هیجان را در رابطۀ سهگانة تاریک شخصیت و پرستش افراد مشهور بررسی کنند و ابعاد مختلف شناختی و هیجانی ناسازگارانه در افراد واجد صفات تاریک شخصیتی را بهعنوان متغیرهای میانجی دراینرابطه در نظر بگیرند.
یافتههای این تحقیق با تأکید بر اهمیت مشکلات در دشواری تنظیم هیجان در افراد واجد ویژگیهای تاریک شخصیت، میتواند دانش ما را در مورد ماهیت رابطه بین صفات شخصیتی و پرستش افراد مشهور گسترش میدهد. این نتایج اهمیت کار بر روی صفات تاریک شخصیت و بعد از آن مشکلات در تنظیم هیجان را در افراد آسیبپذیر نشان میدهد تا از ایجاد علاقهمندی وسواسگونه به افراد مشهور جلوگیری شود و بهجای آن یک علاقه سالم جایگزین شود. میتوان از تکنیکهای رویکرد درمانی یکپارچه بارلو[65] برای درمان اختلالات هیجانی بهره برد. بر اساس این رویکرد سه مؤلفه اساسی در درمان اختلالات هیجانی کاربرد دارد: ۱-تغییر ارزیابیهای شناختی پیشین ۲-جلوگیری از اجتناب عاطفی ۳- تسهیل گرایشهای عملی که با هیجانی که مختل است مرتبط نیست. این درمان در زمینه برانگیختن بیان عاطفی (مواجهشدن با هیجان) از طریق نشانههای موقعیتی، درونی و جسمی و هم چنین از طریق تمرینات القای خلقوخوی استاندارد صورت میگیرد و از بیماری به بیمار دیگر تنها در نشانههای موقعیتی و تمرینات مورداستفاده متفاوت است. این سه اصل اساسی درمانی را میتوان با تغییرات نسبتاً جزئی برای هر یک از اختلالات هیجانی به کاربرد (بارلو و همکاران، ۲۰۱۶).
تعارض منافع
"هیچگونه تعارض منافعی توسط نویسندگان بیان نشده است."
تشکر و قدردانی
نویسندگان مقاله از تمامی مشارکتکنندگان در پژوهش کمال تشکر و قدردانی را دارند.
[1] . Celebrity culture
[2] . Brooks
[3] . Fraser & Brown
[4] . Dix., Phau, & Pougnet
[5] . McCormick
[6] . Lin
[7] . Mándli, McCutcheon, & Zsila
[8] . Chen
[9] . Cui, & Fang
[10] . McCutcheon, & Aruguete
[11] . Zsila, Urbán, McCutcheon, & Demetrovics
[12] . Shaffer
[13] . Frascella, Potenza, Brown, & Childress
[14] . Kuss, & Griffiths
[15] . Components model of addiction
[16] . Salience
[17] . Mood modification
[18] . Tolerance
[19] . Withdrawal symptoms
[20] . Conflict
[21] . Relapse
[22] . Kardefelt
[23] . Starcevic
[24] . Sansone & Sansone
[25] . Verdejo-García, Bechara, Recknor EC, Perez-Garcia
[26] . Błachnio, Przepiorka, & Pantic
[27] . Maltby
[28] . Brand
[29] . Brand, Young, Laier, Wölfling, & Potenza
[30] . Paulhus&Williams
[31] . Kircaburun
[32] . Sindermann, Sariyska, Lachmann, Brand, & Montag
[33] . Kircaburun, Jonason, & Griffiths
[34] . Kircaburun, Demetrovics, & Tosuntaş
[35] . Pirzade, Peyvastegar, & Griffiths
[36] . Clempner
[37] . Hare&Neumann
[38] . Harenski & Kiehl
[39] . Walker
[40] . Hussain, Wegmann, & Griffiths
[41] . Thompson
[42] . Werner&Gross
[43] . Gratz & Roemer
[44] .Tull
[45] . Rogier&Velotti
[46] . Chronic pain
[47] . Aaron, Finan, Wegener, Keefe, & Lumley
[48] . Young, Sandman, & Craske
[49] . Hormes, Kearns, & Timko
[50] . Helsinki
[51] . Celebrity Attitude Scale
[52] . Dirty Dozen Scale
[53] . Jonason & Webster
[54] . Breif Vertion of the Difficulties in Emotion Regulation Scale
[55]. Bjureberg
[56] . Kline
[57] . Zhao, Lynch, Jr, & Chen
[58] . Austin
[59] . Jonason&krause
[60] . Tani
[61] . Hoffner&Bond
[62] . Tsao
[63] . Wartberg, Thomasius, & Paschke
[64] . Chung&Cho
[65] . Barlow
DOI: 10.1080/10673220490905705