نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد واحد زنجان، زنجان، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction:As the Internet becomes increasingly prevalent in daily life, negative impacts have also grown. One such impact is Problematic Internet Use (PIU). This study aimed to investigate the mediating roles of Maladaptive Emotion Regulation (MER) and Impulsivity (IMP) in the relationship between Shame and PIU.
Method:The present study utilized a descriptive-correlation design and path analysis using SPSS version 26 and AMOS version 24 to investigate the relationship between Shame (Cohen et al., 2011), Maladaptive Emotion Regulation (Garnefski, 2006), Impulsivity (Barrat, 1995), and Problematic Internet Use (Kaplan, 2010) questionnaires in a sample of 340 (male and female) University of Tabriz students in the academic year 1402-1403, selected using a multi-stage cluster random sampling method based on Kline's formula.
Results:The results showed that there is a direct and indirect relationship between the feeling of shame Problematic use of the Internet through impulsivity. Also, the fit indices showed that the research model has a good fit. The relationship between the experience of shame and Problematic use of the Internet was significant with the mediation of impulsivity (p< 0.01). However, the effect of maladaptive emotion regulation (p<0.05) on Problematic use of the Internet was not significant.The data analysis demonstrated that Shame is positively associated with Problematic Internet Use (PIU), both directly and indirectly through the mediating effect of Impulsivity. The proposed model exhibited a strong fit with the data. Specifically, the direct relationship between Shame and PIU was significant (p < 0.01), as was the indirect effect of Shame on PIU via Impulsivity (p < 0.05).
Conclusion: The study's findings demonstrate that Shame is a significant factor in the development of Problematic Internet Use, with Impulsivity playing a mediating role. This suggests that efforts to address and reduce PIU may benefit from considering individuals’ experiences of Shame, as well as strategies for improving emotional regulation. Future research may expand upon these findings to develop more comprehensive models of PIU, leading to improved interventions and preventive measures.
کلیدواژهها English
مقدمه
اینترنت ابزاری برای ارتباط آنلاین است که بهطور پیوسته و غیرقابل توقف در همه زمینههای زندگی، از فعالیتهای تفریحی گرفته تا برقراری روابط اجتماعی، در حال گسترش است (لوپز، پیچاردو، هوکس و بربن[1]، 2021). با گسترش اینترنت و فضای مجازی، همزمان نگرانی در مورد استفادههای آسیبزا از اینترنت[2] هم افزایشیافته است (کاربونل، چامارو، اوبرست، ردریگو، پرادس[3] ، 2018). اینترنت بهعنوان ابزاری پرکاربرد هم میتواند ابزاری مفید باشد و گاهی هم میتواند با استفادههای مشکلساز از آن، بهداشت روانی فرد را مورد تهدید قرار دهد (صالحی عمران، عابدینی بلترک، عزیزی شمامی، کشاورز،1397). استفاده بیشازحد و نادرست از اینترنت، خطر استفاده آسیبزا از اینترنت را به دنبال دارد (ابوالحسنی، مهرآور، افتخاری، طالبی، صائمی، کریمی، 1394). استفاده آسیبزا از اینترنت را شامل دشواری در کنترل فعالیتهای آسیبزا مرتبط با اینترنت، ناتوانی در کنترل استفاده از اینترنت باوجود پیامدهای منفی و اختلال در عملکرد تعریف کردهاند (ژانسکا، پاتنزا، جونز، کورازا، هال، سالز و دمیتروویچ[4]، 2022). در تعریفی جامع میتوان چنین گفت که استفاده آسیبزا از اینترنت شامل مشغولیت ذهنی مداوم و رفتارهای کنترل نشده در استفاده از اشکال مختلف اینترنت است که منجر به نقص در عملکردهای شغلی، تحصیلی و اجتماعی فرد شده باشد. این اشکال مختلف شامل استفاده از فعالیتهای آنلاین مانند پورنوگرافی، قمار آنلاین یا حتی استفاده از وبسایتها یا شبکههای اجتماعی مختلف باشد (بالوجلو، ساهین و آرپاکی[5]، 2020). تحقیقات اخیر نشان دادهاند بین استفاده آسیبزا از اینترنت و مشکلات روانی-اجتماعی نظیر مشکلات رفتاری، بیش فعالی، تکانشگری، افسردگی و مشکلات سلامتی، رابطه وجود دارد (ال آسام، سامارا و تری [6]، 2018). با توجه به تأثیر روزافزون دیجیتالی شدن و ارتباطات آنلاین بر جامعه امروزی، استفاده آسیبزا از اینترنت بهعنوان یک موضوع مهم و در حال گسترش در نظر گرفته میشود، بهخصوص اینکه با مشکلات روانی و اجتماعی مختلف همراه است و توجهات پژوهشی را به سمت خود جلب کرده است (شنسا [7]، ویرا، سیدانی، بومن، مارشال و پریمک، 2017). در همین راستا اخیراً پژوهشها نشان دادهاند برخی هیجانات اجتماعی منفی نظیر شرم[8] میتوانند با استفادههای آسیبزا از اینترنت رابطه داشته باشند (سگارا، استیوز و استیوز[9]، 2020). بررسی پیشینه نظری نشان میدهد، هیجان شرم یکی از پیشبینی کنندههای قوی برای استفادههای آسیبزا از اینترنت میباشد (جیویا، گریفث و بورسیر[10] ، 2020).
شرم بهعنوان زخمی بر عزتنفس فرد، احساس دردناک یا احساس انحطاط ناشی از آگاهی از انجام کاری که فرد خود را شایسته آن نمیداند، تعریف میشود (تیموری، کچویی و وحیدی، 2022). افرادی که احساس شرم میکنند معمولاً از خود ناراضی هستند و برای اجتناب و فرار از نفرت از خود به رفتارهای وسواسی اعتیادآور متوسل میشوند (گیلبرت[11] ، 2002؛ احمدی و قربانی، 1399). بر همین اساس، بیشتر اعتیادها، مانند قمار، مواد مخدر، الکل و ازجمله اعتیاد به اینترنت با شرم مرتبط هستند (بیلیویکاس، سینگل، بریستاو، فوت، الری، کوق، جانسون[12] ، 2018). بررسی پیشینه نظری پژوهش نشان میدهد، شرم یک عامل خطر برای استفادههای آسیبزا از اینترنت است (داگان و کایا[13]، 2016؛ پائیه، علیزاده و صوفی، 1402). یک مطالعه در مورد رابطه بین شرم و سوءاستفاده از اینترنت نشان داد، افرادی که بهعنوان کاربران استفاده آسیبزا از اینترنت طبقهبندی میشوند، همبستگی بالایی بین شرم و استفاده آسیبزا از اینترنت نشان دادند (کراپارو، میسینا، سورینو، فاشیانو، کانلا، گوری، کاسیوپو و بایوکو[14]، 2014). همچنین اسنویفسکی و فاروید[15] (2020) در یک مطالعه در کشور ترکیه، نشان دادند که شرم بهطور مثبت و معناداری با استفاده آسیبزا از اینترنت و شبکههای اجتماعی رابطه دارد و آن را پیشبینی میکند. اگرچه رابطه بین استفاده آسیبزا از اینترنت و شرم در مطالعات قبلی موردبررسی قرارگرفته است، اما درک بیشتر این رابطه به واسطه متغیرهای دیگری هم چون تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری[16] ضروری است. در یک مطالعه که توسط جیویا، رگا و بورسیر[17](2021) انجام شد، رابطه بالایی بین تنظیم هیجان ناسازگار و استفادههای آسیبزا از اینترنت یافت شد.
تنظیم هیجان بهعنوان توانایی افراد برای حفظ، تشدید و مهار آگاهانه یا ناآگاهانه موقعیتهای هیجانی تعریف میشود و به دو نوع راهبردهای تنظیم هیجان سازگار و ناسازگار (نشخوار فکری، فاجعه سازی، سرزنش خود، سرزنش دیگران) تقسیم میگردد (گراس و تامپسون[18]، 2007). افرادی که بیشتر از راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان استفاده میکنند بیشتر درگیر فعالیتهای آسیبزا از اینترنت میشوند (جیویا و همکاران، 2021؛ حدادیان، طهرانی زاده و پاکدل، 1400). بدینصورت که اینترنت میتواند بهعنوان یک ابزار بیرونی برای تنظیم ناکارآمد احساسات عمل کند و به دنبال آن راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار زمینه لازم را برای استفاده آسیبزا از اینترنت فراهم میکنند (زسیدو، آراتو، لانگ، لابادی، استینا و بندی[19]، 2021؛ زنجانی، مقبلی هنزایی و محسن آبادی، 1397). بهطور کلی، ادبیات نظری پژوهش نشان داد که استفاده آسیبزا از اینترنت ممکن است یک استراتژی مقابلهای برای جبران کمبودهای تنظیم هیجانی باشد. در نتیجه افراد با استفاده آسیبزا از اینترنت در هنگام تجربه هیجانات منفی ازجمله شرم[20] بیشتر از راهبردهای ناسازگار در تنظیم هیجان استفاده میکنند و به دنبال آن، استفاده از راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان زمینه لازم را برای استفاده آسیبزا از اینترنت مهیا میکنند (گونایدین، کاسکو، کوتلو و دمیر[21]، 2022).
یکی دیگر از متغیرهای که ادبیات نظری پژوهش نشان داد که با استفاده آسیبزا از اینترنت رابطه بالایی دارد و میتواند نقش متغیر واسطهای را داشته باشد، تکانشگری است ( ال آرچی، بارااولت، ریبادیر، وارس کن[22]، 2022). تکانشگری بهصورت انجام رفتارهای بدون تفکر، ناگهانی و بدون توجه به پیامدهای نامطلوب عمل خود تعریف میشود (دالی و رابینز[23]، 2017). پژوهشها نشان دادهاند که تکانشگری رابطه بالایی با استفادههای آسیبزا از اینترنت دارد و میتواند رابطه آن را با بسیاری از اختلالات دیگر واسطه کند (جیکایتی، سااودارگین، پرانکوویسین، لیاگائودایت، بولانوا، سیمکوته و بورکائوس کاس[24]، 2021). در مطالعه دیگری توسط آگنر، ولاساکا و بارث[25] (2023) نشان داده شد، که تکانشگری آسیبپذیری نسبت به استفادههای آسیبزا از اینترنت را افزایش میدهد. پیشینه نظری پژوهش نشان داد که تکانشگری میتواند استفادههای آسیبزا از اینترنت را به خوی پیشبینی کند(نادری و حقشناس، 1388). بدینصورت که افراد در هنگام تجربه هیجانی منفی مانند شرم، از راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار استفاده میکنند و به دنبال آن برای کاهش فوری این هیجان منفی دست به رفتارهای تکانشی و استفاده از اینترنت به شکلی آسیبزا میزنند (صدوقی و اسکندری خزاقی، 1398). بهطور کلی با بررسی پیشینه نظری پژوهش میتوان چنین نتیجه گرفت که شرم بهعنوان یک هیجان منفی با استفادههای آسیبزا از اینترنت رابطه بالایی دارد که این رابطه میتواند بهوسیلهی تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری واسطه شود. در سالهای اخیر کاربرد اینترنت و مشکلات حاصل از آن افزایشیافته است و همین مسئله موجب گسترش نگرانیهای عمومی درمورد استفادههای آسیبزا از اینترنت و پیامدهای روانی- اجتماعی آن شده است. مطالعات متعدد نشان میدهد که افراد با استفاده آسیبزا از اینترنت اغلب دارای اختلالات روانپزشکی و روانتنی مختلفی هستند، که این عوامل بر نیاز فوری به درک، شناسایی و درنهایت کاهش شیوع آسیبهای ناشی از اینترنت تأکید میکنند. علیرغم آگاهی از خطرات سلامت روان مرتبط با استفادههای آسیبزا از اینترنت و با توجه به لزوم استفاده بیشتر از اینترنت در محیط دانشگاهی و بهخصوص در بین دانشجویان، مطالعات اندکی در این حوزه انجامشده است. درزمینه بررسی رابطه تجربه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت با پژوهشهای اندکی مواجه هستیم که نقش متغیرهای میانجی از جمله تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار را به درستی روشن نساختهاند و پژوهشهای داخلی کمی در این حوزه انجامشده است. پژوهش حاضر از این جنبه در بین پژوهشهای داخلی دارای نوآوری است و هدف از این پژوهش بررسی رابطه احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت با توجه به نقش میانجی تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار بود.
روش
روش پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی/ همبستگی بود که به روش تحلیل مسیر صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونهگیری به روش تصادفی خوشهای چندمرحلهای انجام شد. برای انتخاب حجم نمونه بر اساس فرمول کلاین[26] (2023) و به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای با در نظر گرفتن افت آزمودنیها و دادههای پرت، 340 نفر انتخاب شدند. ملاکهای ورود به پژوهش شامل؛ دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز، دسترسی و استفاده از اینترنت، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، آگاهی از اهداف پژوهش و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش بود. پاسخ دادن یکسان به همه سؤالات یا انتخاب یک گزینه در سؤالات متوالی و دادههای پرت از عوامل خروج پرسشنامهها از تحلیل آماری بود. بدینصورت تعداد 340 دانشجو از بین دانشکدههای فنی و مهندسی، علوم پایه و علوم انسانی انتخاب شدند. روش جمعآوری دادهها به این صورت بود که پرسشنامهها بهصورت مدادکاغذی در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. همچنین شرکتکنندگان با آگاهی و رضایت کامل در این پژوهش مشارکت داشتند و در هر بخش از پژوهش میتوانستند از پژوهش انصراف دهند. اطمینان دادن به شرکتکنندگان که تمامی اطلاعات آنها محرمانه بوده و فقط برای امور پژوهشی بهصورت جمعی تحلیل میشوند، ازجمله ملاحظات اخلاقی این پژوهش بود. همچنین تعداد 21 پرسشنامه با استفاده از فاصله اطمینان مهالانوبیس بهعنوان داده پرت شناسایی و از پژوهش کنار گذاشته شدند و درنهایت تعداد 340 دانشجو بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزارهای spss26 و Amos24 استفاده شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس احساس شرم (GASP)[27]؛ بهمنظور سنجش و ارزیابی احساس شرم از پرسشنامه کوهن، وولف، پنتر و اینسکو[28] (2011) استفاده شد. این مقیاس با استفاده از 8 گویه، از افراد میخواهد تا خود را در یک موقعیت تصور کنند و واکنش افراد را به موقعیتهای مختلف زندگی بر روی یک طیف لیکرت پنجدرجهای (1= اصلاً تا 5= خیلی زیاد) میسنجد و دامنه نمرات بین 8 تا 40 میباشد. پرسشنامه احساس شرم دارای دو خرده مقیاس رفتار خود ارزیابانه (گویه های 1تا4) و رفتار کناره جویانه (گویه های 5تا8) است. ضریب آلفای کرونباخ مقیاس شرم در پژوهش کوهن و همکاران (2011) بین 61/0 تا 71/0 بهدست آمد. نسخه فارسی این مقیاس در پژوهش جوکار و کمالی (1394) اعتبارسنجی شد. ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش ذکرشده 51/0 و روایی محتوایی آن 65/0 گزارش شد.
ب) مقیاس استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان (PIUQ)[29]: مقیاس استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان، پرسشنامهای است که در سال 2010 توسط کاپلان[30] طراحی و تدوینشده است. این پرسشنامه شامل 15 سوال و 5 عامل است که شامل ترجیح تعامل اجتماعی آنلاین، تنظیم خلقوخو، اشتغال ذهنی، استفاده جبری از اینترنت و پیامدهای منفی میباشد. شرکتکنندگان بر اساس یک طیف لیکرت 7 درجهای پاسخ خود را طبقهبندی میکنند و نمرات در دامنهای از 29 تا 145 قرار دارند. در پژوهش کاپلان در سال 2010، پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ به میزان 91/0 گزارش شد و در پژوهش کاسال، پرایمی و فیوراونتی[31] (2016)، پایایی این پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ به میزان 88/0 گزارش شد. در ایران، این پرسشنامه توسط احمدپور و همکاران (1397) اعتبارسنجی شده است. ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه بالای 70/0 برآورد شده است، که نشاندهنده پایایی مناسب آن میباشد.
ج) مقیاس تنظیم هیجان گارنفسکی (CERQ)[32]: این مقیاس توسط گارنفسکی و کرایچ[33] (2006) ساختهشده است. پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان دارای 18 ماده است که از طریق آن راهبردهای تنظیم شناختی هیجان را در پاسخ به رویدادهای تنیدگیزای زندگی روی طیف لیکرت 5 درجهای از 1 (هرگز) تا 5 (همیشه) برحسب 9 زیر مقیاس مورد سنجش قرار میدهد. راهبردهای ناسازگار شامل: خود سرزنشگری، دیگر سرزنشگری، نشخوار گری، فاجعه نمایی و راهبردهای سازگار شامل؛ کماهمیت شماری، ارزیابی مجدد مثبت، تمرکز مجدد مثبت، پذیرش و تمرکز مجدد بر برنامهریزی میشوند. در راهبردهای شناختی ناسازگار تنظیم هیجان دامنهی نمرات از 1 تا 80 میباشد و در راهبردهای شناختی سازگار تنظیم هیجان دامنهی نمرات از 1 تا 100 میباشد. در مطالعه گارنفسکی و کرایج (2006) نشان داده شد، کمترین مقدار آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس سرزنش خود 67/0 بود و برای سایر خرده مقیاسها بین 73/0 تا 81/0 گزارش شد. این مقیاس در ایران توسط بشارت (1395) اعتبارسنجی شده است. کمترین آلفای کرونباخ در پژوهش ذکرشده برای خرده مقیاس خود سرزنشگری 68/0 و بیشترین آلفای کرونباخ برای تمرکز مجدد مثبت و فاجعه نمایی 81/0 به دست آمد. بنابراین این یافتهها، نتایج نشاندهنده همسانی درونی مناسب در این مقیاس میباشد.
د) مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11)[34]: پرسشنامه تکانشگری بارت توسط پاتون، استنفورد و بارات[35] (1995) ساختهشده است و ویرایشی جدیدتر از آن توسط واسکانسلوس و دینیزی[36] (2012) منتشر شد. این پرسشنامه شامل 30 سوال است و سه خرده مقیاس تکانشگری شناختی، تکانشگری حرکتی و عدم برنامهریزی را اندازهگیری میکند. سؤالات مقیاس تکانشگری بهصورت چهارگزینهای (بهندرت=1 تا همیشه=4) درجهبندی شدهاند و بیشترین نمره کسبشده 120 و کمترین نمره نیز 30 میباشد. مقیاس تکانشگری بارت نشاندهنده ابعاد تصمیمگیری شتابزده و فقدان دوراندیشی است. نسخه فارسی این پرسشنامه توسط اختیاری و همکاران (1387) ترجمه و اعتبارسنجی شده است. نتایج نشان داد که فرم فارسی این پرسشنامه شامل سه عامل عدم برنامهریزی (9 سوال)، تکانشگری حرکتی (10 سوال) و تکانشگری شناختی (5 سوال) است. برای تعیین پایایی پرسشنامه تکانشگری بارت، از روش همسانی درونی استفاده شد و ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ کلی این مقیاس برابر با 83/0 است، که نشان از پایایی مناسب آن دارد.
نتایج
در این پژوهش 340 شرکتکننده مشارکت داشتند که از این تعداد شرکتکننده در مطالعه 201 دختر (1/59 درصد) و 139 پسر (9/40درصد) بودند. دامنه سنی شرکتکنندگان در پژوهش حاضر بین 18 تا 40 سال بود که سن شرکتکنندگان بهطور میانگین 72/22 سال محاسبه شد. در جدول 1، ماتریس همبستگی ، میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش نشان دادهشده است.
جدول 1. ماتریس همبستگی، میانگین، انحراف استاندارد و کجی و کشیدگی متغیرهای پژوهش
|
متغیرها |
1 |
2 |
3 |
4 |
|
1.شرم |
1 |
|
|
|
|
2.تنظیم هیجان ناسازگار |
369/0** |
1 |
|
|
|
3.تکانشگری |
295/0** |
201/0** |
1 |
|
|
4.استفاده آسیبزا از اینترنت |
374/0** |
241/0** |
306/0** |
1 |
|
میانگین |
79/10 |
75/21 |
61/63 |
72/49 |
|
انحراف استاندارد |
51/5 |
03/5 |
77/9 |
43/18 |
|
کجی |
40/0 |
29/0 |
06/0 |
33/0 |
|
کشیدگی |
01/0 |
19/0 |
14/0- |
45/0- |
01/0**P ‹ 05/0P ‹ *
همانطور که در جدول 1 نشان دادهشده است، بین متغیرهای موردپژوهش همبستگی وجود دارد (01/0 >P). ضریب همبستگی شرم با استفاده آسیبزا از اینترنت، تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری به ترتیب 37/0، 36/0 و 29/0 بهدست آمد.
برای انجام تحلیل مسیر ابتدا باید مفروضههای آن شامل نرمال بودن متغیرها، عدم همخطی چندگانه و استقلال منابع خطا بررسی شوند. در بررسی توزیع نرمال بودن دادهها از دو شاخص کجی و کشیدگی استفاده شد که هردو کمتر از |2| بودند، بنابراین پیشفرض نرمال بودن دادهها تائید شد. پیشفرض عدم همخطی چندگانه با شاخصهای آماره تحمل (بزرگتر از 1/0) و عامل تورم واریانس (کمتر از 10) اندازهگیری شد که در متغیرها به ترتیب شرم 81/0 و 23/1، تنظیم هیجان ناسازگار 85/0 و 17/1 و تکانشگری 90/0 و 10/1 بود و پیشفرض عدم همخطی چندگانه تائید شد. درنهایت پیشفرض استقلال منابع خطا از طریق آزمون دوربین واتسون بررسی شد و با توجه به اینکه مقدار محاسبهشده (01/2) از دو حد بحرانی (5/1- 5/2) عبور نکرده بود، این پیشفرض نیز محقق شد. بنابراین با توجه به برآورده شدن پیشفرضهای تحلیل مسیر، استفاده از اینروش بلامانع بود. در ادامه مدل مفهومی پژوهش به همراه ضرایب استاندارد به تصویر کشیده شده است که در شکل 2 بهطور کامل نشان دادهشده است. شکل (1) مسیرها و ضرایب استاندارد مربوط به مدل فرضی نقش واسطهای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت را نشان میدهد. در مدل مفهومی بر اساس نتایج تحلیل مسیر، ضرایب همه مسیرهای حاضر در مدل معنادار شدند.
شکل1. مدل نهایی پژوهش
شکل1 مدل بررسی روابط بین متغیرها را نشان میدهد. در این مدل، احساس شرم متغیر برونزا بوده و نقش مستقیم آن بر تنظیم هیجان ناسازگار، تکانشگری و استفاده آسیبزا از اینترنت و نقش غیرمستقیم آن بر استفاده آسیبزا از اینترنت موردبررسی قرار گرفت. همچنین نقش مستقیم تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری بر استفادههای آسیبزا از اینترنت نیز بررسی شد.
جدول 2. ضرایب استاندارد و غیراستاندارد مسیرهای مستقیم مدل نهایی
|
متغیر برونزا |
متغیر درونزا |
B |
β |
S.E. |
T(C.R) |
P |
|
شرم |
استفاده آسیبزا از اینترنت |
92/۰ |
28/0 |
18/0 |
07/5 |
001/0 |
|
شرم |
تنظیم هیجان ناسازگار |
33/۰ |
37/0 |
04/0 |
30/7 |
001/0 |
|
شرم |
تکانشگری |
52/۰ |
29/0 |
09/0 |
68/5 |
001/0 |
|
تنظیم هیجان ناسازگار |
استفاده آسیبزا از اینترنت |
35/۰ |
10/0 |
19/0 |
86/1 |
062/0 |
|
تکانشگری |
استفاده آسیبزا از اینترنت |
38/۰ |
21/0 |
09/0 |
00/4 |
001/0 |
در جدول (2) نشان دادهشده است، که اثرات مستقیم شرم (28/0) و تکانشگری (21/0) بر استفادههای آسیبزا از اینترنت به لحاظ آماری معنادار میباشد (01/0 >P)، اما اثر مستقیم تنظیم هیجان ناسازگار (10/0) بر استفادههای آسیبزا از اینترنت (05/0 <P) معنادار نبود.
جدول 3. ضرایب استاندارد مسیرهای غیرمستقیم (بوت استروپ)
|
متغیر برونزا |
میانجی |
متغیر درونزا |
β |
حد بالای بوت استروپ |
حد پایین بوت استروپ |
P |
|
شرم |
تکانشگری |
استفادههای آسیبزا از اینترنت |
09/0 |
15/0 |
05/0 |
002/0 |
|
شرم |
تنظیم هیجان ناسازگار |
استفادههای آسیبزا از اینترنت |
- |
- |
- |
- |
همانطور که جدول 3 نشان میدهد، اثر غیرمستقیم شرم بر استفادههای آسیبزا از اینترنت با میانجیگری تکانشگری (09/0) به لحاظ آماری در سطح خطای (01/0 >P) مثبت و معنادار است. اما اثر غیرمستقیم شرم با میانجیگری تنظیم هیجان ناسازگار بر استفادههای آسیبزا از اینترنت معنادار نبود (01/0 <p).
جدول4. شاخصهای برازش مدل نهایی
|
|
X2/df |
CFI |
RMSEA |
GFI |
AGFI |
NFI |
|
پژوهش حاضر |
64/2 |
98/0 |
08/0 |
99/0 |
94/0 |
0/97 |
|
قابلقبول |
کمتر از 3 |
بیشتر از 90/0 |
کمتر از 05/0 |
بیشتر از 90/0 |
بیشتر از 90/0 |
بیشتر از 90/0 |
شاخصهای برازش مدل پژوهش در جدول شماره 4 نشان دادهشده است. مقدار (CFI، GFI، AGFI، NFI) بالاتر از 90/0 میباشد و مقدار (RMSEA) 08/0 میباشد که حاکی از برازش مطلوب مدل نهایی پژوهش حاضر دارد. CFI نشاندهنده برازش مدل نسبت به مدل استقلال است و شاخص اقتصاد مدل X2/df و RMSEA حاکی از اقتصادی بودن آن است. بهطور کلی با توجه به شاخصهای برازش، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است.
بحث و نتیجهگیری
هدف از انجام این تحقیق، بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت بود. یافتههای این پژوهش نشان داد که بین احساس شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت رابطه وجود دارد و این رابطه از طریق تکانشگری میانجیگری میشود. این نتایج با تحقیقات قبلی که نقش تکانشکری را در رابطه بین شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت گزارش کردهاند مطابقت دارد (وری، دلوزی، کانال و بیلیوکس[37]، 2018؛ دیوتایتی، جیرلی، مانکون، کورادو، والنتی، کای چیولو[38]، 2022؛ سرتباس، کوتوک، سویر، آکوس، آیدوغان[39] ، 2020؛ اولمدا، زامورا، جوینر و ریکارت[40]، 2023؛ تیموری و همکاران، 2022).
یافتههای پژوهش حاضر نشان داد، شرم با استفادههای آسیبزا از اینترنت مرتبط است. اگرچه مطالعات اندکی رابطه بین شرم و استفادههای آسیبزا از اینترنت را بررسی کردهاند، اما نتیجه مطالعه ما با مطالعات قبلی که نشان میداد شرم میتواند با استفادههای آسیبزا از اینترنت مرتبط باشد، مطابقت دارد (کراپارو وهمکاران، 2014). برخی از نظریهپردازان، شرم را بهعنوان یک احساس منفی توصیف کردهاند که پس از یک شکست اجتماعی یا اخلاقی به وجود میآید که فرد آن را در تناقض با اخلاق و شایستگی اجتماعی میداند (گیلبرت و مک گوایر[41]، 1998). در تببین این یافتهها میتوان چنین گفت، افرادی که در موقعیتهای اجتماعی احساس شرم میکنند، ترجیح میدهند آن محیط اجتماعی را ترک کنند یا اگر راهی برای ترک موقعیت وجود نداشته باشد، تلاش میکنند که خود را از دیگران پنهان کنند و از واقعیت موجود جدا شوند. بنابراین، در نتیجه تجربه احساس شرم و خجالت کشیدن، فرد این احساس را به شکل اجتناب و ترجیح تنهایی نشان میدهد. از اینرو، افراد با سطوح بالاتر شرم، محیطهایی با تعاملات غیرواقعی مانند شبکههای اجتماعی را نسبت به محیطهای واقعی ترجیح میدهند. به نظر میرسد افرادی که احساس شرم بالاتری دارند، به دنبال ارزیابیهای منفی دیگران تصویر غیرقابل قبولی از خود پرورش میدهند، در نتیجه این ارزیابیها و تصاویر منفی فرد از خودش باعث میشود، به دنبال رفتارهای مقابلهای برآید تا تصویر مثبتتری از خود بسازد، در نتیجه اینترنت و اشکال آن مانند شبکههای اجتماعی فضای امنی را برای فرد فراهم کنند تا کنترل بیشتری بر نحوه نمایش خود به دیگران داشته باشد. این نتایج همسو با تحقیق (نازلی گل، کوچیگیت و یلدیز[42]، 2022) بود.
یافته دیگر این مطالعه عدم معناداری رابطه احساس شرم به واسطهی تنظیم هیجان ناسازگار با استفادههای آسیبزا از اینترنت بود، که این یافته همسو با نتایج مطالعه (نازلی گل و همکاران، 2022) بود. در تبیین این نتایج میتوان بیان داشت، شرم زمانی شروع میشود که فرد خود را شخصی ناقص بداند اما میتواند کارکردی انطباقی داشته باشد (جوکار و کمالی، 1394). به عبارت دیگر، شرم ممکن است با گذر زمان به گناه تبدیل شود (با تمرکز به رفتار نامناسب)، که این مسئله میتواند فرد را به نقطهای برساند که برای کاهش این احساس دردناک کاری انجام دهد. به بیان دیگر، شرم در درازمدت برای تغییر به ما انگیزه میدهد تا رفتار خود را تغییر دهیم و به شخص بهتری بدل شویم. با توجه به مدل رفتاری، روانی-اجتماعی، این بدان معنی است که شرم وقتی به احساس گناه تبدیل شود، باعث میشود که فرد رفتار خود را به روشی ترمیمی تغییر دهد. در نتیجه مکانیسم اجتناب از ارتباط با دیگران به تعاملات مثبت با دیگران تبدیل میشود و منجر به تغییر در چشماندازهای عاطفی فرد به سمت یک احساس مثبتتر از خود میشود. این نتایج با تحقیق (الیزابت و هلن[43]، 2017) مطابقت دارد. از آنجایی که شرم خود یک احساس است و در موقعیتهای اجتماعی به وجود میآید، در نتیجه فرد برای کاهش فوری احساس خجالت و شرم، میل به استفاده از مکانیسمهای جبرانی در جهت ایجاد تصویری مثبتتر از خود دارد اما در هنگام استفاده از این راهبردها ممکن است بیشتر از راهبردهای مقابلهای منفی هم چون انکار واقعیت موجود استفاده کند و این راهبردهای مقابلهای زمینه لازم را برای استفادههای آسیبزا از اینترنت مهیا میسازند (زسیدو و همکاران، 2021؛ ون آلفن[44]، 2017). میتوان چنین نتیجهگیری کرد که اینترنت و استفادههای آن میتواند یک راهبرد مقابلهای ناسازگار بیرونی برای کاهش شرم عمل کند، بدینصورت که فرد در هنگام تجربه احساس دردناک شرم برای گریز از این تجربه از راهبردهای مقابلهای استفاده میکند و این استراتژیهای مقابلهای زمینه لازم را برای استفادههای آسیبزا از اینترنت فراهم میکنند. بنابراین، فرد با به نمایش گذاشتن تصویری از خود که کنترل بیشتری بر نوع و نحوه نمایش آن دارد، باعث میشود تا احساس خجالت و شرم خود را ،از طریق به نمایش گذاشتن تصویری از خود که ایده آل وی است و کنترل بیشتری بر آن دارد، این احساس دردناک را کاهش دهد (گونایدین و همکاران، 2022).
همچنین یافته دیگری که در این پژوهش به دست آمد، رابطه مستقیم و غیرمستقیم شرم به واسطهی تکانشگری با استفادههای آسیبزا از اینترنت بود، این یافته با مطالعه (ال آرچی و همکاران، 2022) مطابقت دارد. همانطور که در بالا بیان شد، شرم یکی از هیجاناتی است که با استفادههای آسیبزا از اینترنت رابطه دارد. در تبیین این نتایج گفته میشود، به دنبال تجربه احساس شرم فرد دچار پریشانی هیجانی میشود و در جهت کاهش این پریشانی شناختی و عاطفی ناشی از این احساس دردناک، میل به جبران سریع پیدا میکند، در ادامه ویژگیهایی همچون تکانشگری باعث درگیری بیشتر وی در رفتارهای آسیبزا از اینترنت میشوند. بدینصورت، افراد در موقعیتهایی که دچار شرم میشوند بیشتر دچار پریشانی عاطفی و شناختی میشوند و تمایل به درگیری شدید در رفتارهای پرخطر دارند، در نتیجه برای جلوگیری از پریشانی هیجانی و شناختی بیشتر، دست به رفتارهای تکانشی و ناگهانی و بدون برنامه میزنند تا به روش سریعتری پریشانی عاطفی و شناختی خود را کاهش داده و از آن جلوگیری کنند. این یافتههای با مطالعه فورکاس، کنتراکتور، رائودالس و ویز[45] (2023) و استویگ، تانگ نی، کندال، فولک، می یر، دیرینگ[46] (2015) همسو بود. بهطور مشابه در تحقیق دیگری توسط (اسمیت، فیشر، سایدرز، آنوس، اسپیلان و مک کارتی[47]، 2007) نشان داده شد، افرادی که ویژگیهای تکانشگری و شبه تکانشگری ازجمله فوریت دارند، در موقعیتهای هیجانی که مضطرب میشوند بیشتر احتمال دارد که دست به رفتارهای تکانشی در جهت کاهش اضطراب و هیجانات منفی خود بزنند. نتایج مطالعه ما همسو با یافتههای اسمیت و همکاران (2007) بود. با توجه به اینکه استفاده آسیبزا از اینترنت پدیدهای در حال رشد است و میتواند پیامدهای منفی بسیاری برای انسان به دنبال داشته باشد، بنابراین تشخیص و شناسایی زودهنگام و همچنین شناسایی عوامل تشدیدکننده آن، بهعنوان مبنایی برای مداخلات پیشگیرانه ضروری میباشد. از سوی دیگر، درک بهتر عوامل و رفتارهای انطباقی که از تابآوری و استفاده سالم از اینترنت حمایت میکنند، میتواند نقش حیاتی در کاهش پیامدهای منفی ناشی از آن داشته باشد. همچنین توسعه درمانهای مناسب، تغییر سبک زندگی از ناسازگار به انطباقی، آگاهی عمومی، شناسایی هدفمند، پیشگیری ثانویه، همگی برای مبارزه با چالش استفاده آسیبزا از اینترنت موردنیاز هستند.
با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، تجربه احساس شرم بهواسطهی تکانشگری با استفادههای آسیبزا از اینترنت رابطه دارد. از محدودیتهای این پژوهش میتوان به کمبود پژوهشهای پیشین اشاره کرد که مطالعات اندکی در این زمینه انجامشده است. همچنین از آنجایی که جامعه آماری موردپژوهش محدود به دانشجویان دانشگاه تبریز بود، تعمیم نتایج به گروه های دیگر باید با دقت و احتیاط بیشتری انجام شود. پیشنهاد میشود در جهت تعمیم بهتر نتایج پژوهش از روشهای دیگری هم چون روش های کیفی مصاحبه استفاده شود تا نتایج معتبرتری در پی داشته باشد. این تحقیق تفاوتهای جنسیتی را بررسی نکرد. بنابراین، برای کشف اینکه آیا جنسیت میتواند بر شرم و استفادههای آسیبزا از این اینترنت تأثیر بگذارد یا خیر، تحقیقات بیشتری باید انجام شود. پیشنهاد میشود تا این مطالعه روی تعداد بیشتر و نمونههای دیگری از افراد انجام شود تا بهتر بتوان بر نتایج آن تکیه کرد.
تقدیر و تشکر
از تمامی مشارکتکنندگان که در اجرای این پژوهش ما را یاری نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی میشود. هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیاننشده است.
[1]. Lopez & Pichardo & Hoces& Berbén
[2] .Problematic use of the Internet
[3] .Carbonell
[4]. Gjoneska & Potenza & Jones & Corazza & Hall & Sales & Demetrovics
[5] .Baloğlu& Şahin &Arpaci
[6] .El Asam & Samara & Terry
[7]. Shensa & Viera & Sidani & Bowman & Marshal & Primack
[8] .Shame
[9]. Segura & Estévez & Estévez
[10] .Gioia & Griffiths & Boursiser
[11]. Gilbert
[12]. Bilevicius & Single & Bristow & Foot & Ellery & Keough & Johnson
[13] .Dogan & Kaya
[14] .Craparo & Messina & Severino & Fasciano & Cannella & Gori & Cacioppo & Baiocco
[15] .Sniewski & Farvid
[16]. impulsiveness
[17] .Gioia & Rega & Boursier
[18] .Gross & Thompson
[19] .Zsido & Arato & Lang & Labadi & Stecina & Bandi
[20]. Shame
[21] .Gunaydin & Kaşko &Kutlu & Demir
[22]. El Archi & Barrault & Brunault & Ribadier & Varescon
[23]. Dalley & Robbins
[24]. Gecaite & Saudargiene & Pranckeviciene & Liaugaudaite & Bulanova & Simkute & Burkauskas
[25]. Augner & Vlasak & Barth
[26] .Kline
[27]. Guilt and Shame Proneness scale
[28]. Cohen & Wolf & Panter & Insko
[29] .Problematic use of the Internet questionnaire
[30] .Caplan
[31] .Casale & Primi & Fioravanti
[32] .Cognitive emotion regulation questionnaire
[33]. Garnefski & kraij
[34]. Barratt impulsiveness scale
[35] .Patton & Stanford & Barratt
[36]. Vasconcelos
[37]. Wery & Deleuze & Canale & Billieux
[38]. Diotaiuti & Girelli & Mancone & Corrado & Valente & Cavicchiolo
[39]. Sertbaş & Çutuk & Soyer & Akkuş & Aydoğan
[40]. Olmeda & Zamora & Joiner & Ricarte
[41]. Gilbert & McGuire
[42]. Nazlıgül & Koçyiğit & Yıldız
[43]. Elisabeth & Helene
[44]. van Alphen
[45]. Forkus & Contractor & Raudales & Weiss
[46]. Stuewig & Tangney & Kendall & Folk & Meyer & Dearing
[47]. Smith & Fischer & Cyders & Annus & Spillane & McCarthy