نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استاد، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: In light of increasing social and academic challenges in modern societies, understanding the factors that influence responsibility has become crucial. This study aimed to explore the mediating role of competence perception in the relationships between attributional styles, identity, and responsibility.
Method: This fundamental study adopted a descriptive-correlational design and was conducted cross-sectionally. The statistical population consisted of students from the University of Tabriz during the 2022–2023 academic year. A sample of 378 participants was selected using random cluster sampling. Data were collected using the Rotter Internal-External Locus of Control Scale (1966), the Berzonsky Identity Style Inventory (1992), the Harter Perceived Competence Scale (1982), and the Gough Responsibility Scale (1986). Structural equation modeling (SEM) was used for data analysis.
Results: The results indicated that internal attribution styles, as well as informational and normative identity styles, had a significant positive influence on both responsibility and competence perception. In contrast, external attribution styles and avoidant identity styles negatively and significantly affected these variables (p < 0.05). Furthermore, the indirect effects of internal attribution styles and informational and normative identity styles on responsibility, mediated by competence perception, were positive and significant (p < 0.05). Conversely, the indirect effects of external attribution styles and avoidant identity styles on responsibility, mediated by competence perception, were negative and significant (p < 0.05).
Conclusion: The findings suggest that fostering internal attribution styles and informational and normative identity styles, along with enhancing competence perception, can promote responsibility. On the other hand, external attribution styles and avoidant identity styles may hinder this trait. These results underscore the importance of psychological factors in designing educational and counseling programs aimed at cultivating responsibility.
کلیدواژهها English
مقدمه
انسان در طول زندگی خود به اتفاقات اطرافش واکنشهای مختلفی نشان میدهد. این واکنشها بسته به برداشت او از خود و اهمیت آن امور، متفاوت است. بر پایه این برداشتها، ممکن است فرد حس وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری نسبت به خود و دیگران پیدا کند یا چنین احساسی در او شکل نگیرد. مسئولیتپذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی، نقش مهمی در روانشناسی و رفتار فرد دارد و در رفتارهای اجتماعی تأثیرگذار است (مرادی و پرندین، 1399). این مفهوم به عنوان یک فرآیند از سالهای ابتدایی کودکی باید در فرد شکل بگیرد تا بتواند در مواجهه با وظایف مختلف در مراحل گوناگون زندگی، با رویکردی مسئولانه عمل کرده و در تعاملات اجتماعی خود تأثیرگذار باشد (جلیلی غلامی، عرب هاشمی و صباغ حسن زاده، 1403). همچنین مسئولیتپذیری به بهبود احساسات و کیفیت زندگی فرد کمک میکند و او را از فرار از وظایف تحصیلی، شغلی و اجتماعی بازمیدارد. این ویژگی به تقویت استقلال فردی، عملکرد تحصیلی و مشارکتهای اجتماعی کمک میکند و در درمانهای روانشناختی نیز نقش مهمی دارد. طبق نظریه واقعیتدرمانی، بیماریهای روانی ناشی از عدم مسئولیتپذیری هستند و هدف اصلی درمانها، توانمندسازی افراد برای پذیرش مسئولیت و آزادی است. بنا به تعریف، مسئولیتپذیری به عنوان یک تعهد درونی، افراد را به عملکرد بهتر در فعالیتهایشان ترغیب میکند (طیاری کلجاهی، پناه علی و آزموده، 1401). نظریه وجودگرایی مسئولیتپذیری را یک امر وجودی میداند که با آموزش شکوفا میشود؛ هرچه فرد آگاهتر باشد، احساس مسئولیت بیشتری میکند و تداوم آگاهی این احساس را افزایش میدهد (جاگر و فیفکا[1]، 2020) و در این میان، گلاسر[2](1965) مسئولیتپذیری را توانایی برآوردن نیازها و پذیرش پیامدهای رفتارهای خود میداند به طوری که به عنوان مانعی در جهت رفع نیازهای مردم نباشد. از این منظر، مسئولیتپذیری در قالب سه جزء فرمول بندی شده و یکی از اجزاءآن، یادگیری انتخاب[3] است که شامل رفتارهایی است که به برآوردن نیازهای اساسی و قبول کردن پیامدهای رفتار خود منجر میگردد (محمدزاده، 1400). در طبقهبندی کلّی، مسئولیتپذیری به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم میشود. مسئولیت فردی یعنی فرد خود را در قبال خود، موقعیتش و نیازهای دیگران مسئول میداند. مسئولیت اجتماعی به معنای عمل به نفع جامعه، فراتر از منافع شخصی است. این تعهد بر پایه نگرشی جامع با سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است. هرچه این نگرش عمیقتر باشد، احتمال بروز رفتار مسئولانه بیشتر میشود. پژوهشها نشان میدهند که مسئولیتپذیری نقش مهمی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. (شمسی، همتی علمدارلو و شجاعی، 1399).
در سببشناسی مسئولیتپذیری، نظریههای مختلفی وجود دارد. با توجه به اینکه مسئولیتپذیری یک بعد نگرشی دارد، نظریهپردازان بر عوامل شناختی تأکید میکنند. در این میان، سبکهای اسناد نقش ویژهای دارند. طبق نظریّة اسنادی، نوع ادراک و تفسیر فرد از دلایل موفقیّت و شکست خویش، تعیین کننده مهم انگیزش به شمار میآید (وولفوک[4] ، 2004). بعلاوه، از نظر واینر[5] (1985)، اسناد اشخاص برای شکستها و موفقیّتهایشان سه بُعْد کنترل[6] (درونی/ بیرونی)، پایداری[7] و عمومیت[8] را در بر میگیرد. همچنین طبق نظر پترسون[9] و سلیگمن[10] (1984)، وقتی فرد موفقیت خود را به عامل درونی و قابلکنترل مثل تلاش نسبت میدهد، حس مسئولیت بوجود میآید و برای آن عامل، ثبات و عمومیت قائل میشود و آن تلاش را به موقعیتهای دیگر هم تعمیم میدهد. که به دیدگاه مثبت نسبت به خود و اعتماد به نفس بیشتر منجر میشود. بررسیها نشان میدهد که افراد با کنترل درونی، اضطراب کمتر، اعتماد به نفس بیشتر، تمایل بیشتر به پذیرش مسئولیت، و سلامت جسمانی و روانی بهتر دارند (لشکرگیر و یاراحمدی، 1400) . در این راستا پژوهش زارعی (1397) نشان داده است که بین منبع کنترل درونی و تعهّد سازمانی[11]، رابطة مثبت وجود دارد؛ و بین منبع کنترل بیرونی و تعهّد سازمانی، رابطة منفی وجود دارد. با این حال، عقیلی و نصیری (1393) طی پژوهشی نشان دادند که بین سبکهای اسناد و مسئولیتپذیری ارتباط مستقیمی وجود ندارد.
امروزه در تبیینهای روانشناختی ویژگیهای آدمی بر نقش فرآیندهای رشدی نیز تاکید میگردد. از این رو در بیان عوامل تأثیرگذار در شکلگیری مسئولیتپذیری بر نقش سبکهای هویتی[12] تاکید شده است. به باور اریکسون، یافتن هویت یکی از وظایف اساسی دوران نوجوانی است (اسکندری، جلالی، برجعلی، سهرابی و عسگری، 1401). در این دوره، با توجه به تغییرات بلوغ جنسی، روابط با همسالان، ریسکپذیری و توانمندیهای شناختی جدید، نوجوانان به پایداری و یگانگی خود میاندیشند و به دنبال شکلدهی هویت خود هستند (برگر[13]،2001). در این راستا عنوان شده است که هویّت، مجموعهای به هم پیوسته از شایستگیهای فرد مربوط به هدفهای شغلی، ارتباطها و ارزشهای دینی و سیاسی است (اریکسون[14]، 1968). که به صورت ژرف، نخستین بار به وسیله اریکسون در سال 1950 مطرح گردید. او، وحدت هویّت و بحران هویّت را از تعارضات مهم دوران نوجوانی میدانست و معتقد بود که نوجوانی، زمان هویّتیابی است و هویّت یعنی یک احساس نسبتاً بادوام از وحدت خود است (ذبیحی حصاری و شجاع سلامی، 1398). از سویی، طبق نظر برزونسکی[15] (1990)، هویّت عبارت است از این که فرد به چه طریقی به جستجو، پردازش و سنجش اطلاعات مرتبط به خود میپردازند و از آن بهره میگیرد. از این رو، وی برای پردازش اطلاعات مرتبط به هویّت سه سبک اطلاعاتی[16]، هنجاری[17] و اجتنابی یا سر درگم[18] را پیشنهاد داده است. در این راستا، مارسیا هویت را به عنوان ساختاری پویای در حال تغییر میداند ( واحدی، کاظموند اصل، چناری، 1402). در بیان نقش هویتیابی در شکلگیری احساس مسئولیت، گلاسر (1975) گلاسر بیان کرده است که هویت موفق میتواند منجر به مسئولیتپذیری فردی و اجتماعی شود. بنابراین، افرادی که به مراحل بالاتری از رشد هویتی میرسند و هویت واضحتری دارند، احتمالاً مسئولیتپذیرتر خواهند بود (موسوی، بنیسی و شهرکی پور، 1401). بعلاوه، فرمکی، استرجیو و کانیاداکیس[19] (2022) در این ارتباط نشان دادهاند که هویّت موفق در به وجود آوردن احساس مسئولیتپذیری فردی - اجتماعی و تعهّد اجتماعی، مؤثّر است. با این حال حسینی مهر آبادی و عبدی زرین (1400) طی پژوهشی نشان دادند که بین سبکهای هویت و مسئولیتپذیری رابطه معناداری وجود ندارد.
پیشینه نظری نشاندهنده وجود رابطه بین سبکهای اسنادی و هویت با مسئولیتپذیری است، اما یافتههای پژوهشی متناقضی نیز وجود دارد که نشان میدهد این رابطه مستقیم نیست و عوامل دیگری نقش میانجی دارند. یکی از این عوامل میانجی، ادراک شایستگی است. در تعریف این مفهوم، بارابل و لاکین[20] (2020) بیان داشتند که شایستگی به مثابه ادراک فرد از توانمندی رویارویی با کشمکشهایی است که در زندگی روزمره بروز می کنند. در این راستا، دسی و ریان[21] (1985) شایستگی را نیاز به اثر بخش بودن در واکنش به محیط میدانند و بررسیهای طاهر سلطانی، جمهری و باقری (1400) نشان دادند که شایستگی از نیازهای روانشناختی است که برای پیجویی و غلبه بر کشمکشهای بهینه، نیرو و انگیزش مورد نیاز را در شخص، مهیّا میسازد. قابل ذکر است که کسب مهارت و نیاز به شایستگی، باعث خشنودی افراد گردیده و کسانی که با موفقیّت از کشمکشها عبور میکنند، به شایستگی ادراک شده میرسند (میرزایی ، 1399). از سویی عنوان شده است که ادراک شایستگی به عنوان محرکی در ابعاد مختلف از جمله فیزیکی، اجتماعی و شناختی عمل میکند. این ادراک به فرد کمک میکند تا ویژگیهای خود، روابط با دیگران، واکنشها به رویدادها و توانمندیهایش را بهتر بشناسد و بر جنبههای مختلف شناختی، جسمانی و اجتماعی تمرکز کند. (اکبری و باقری، 1401). در این راستا عنوان شده است که یکی از سازههای اثر گذار بر روی مسئولیتپذیری شناخت توانمندیها و ادراک شایستگی فردی است (طاهرسلطانی و همکاران،1400). به نحوی که بای، حسن آبادی و کاووسیان (1394) طی پژوهشی نشان دادند که بین باورهای شایستگی دانشآموزان و پیشرفت تحصیلی و مسئولیتپذیری رابطه مستقیم وجود دارد.
از سویی عنوان شده است که سبک اسناد نیز میتواند با ادراک شایستگی مرتبط باشد. پژوهشها نشان میدهند که افراد با ادراک شایستگی بالا، اعتماد به نفس بیشتری دارند و تمایل به ایجاد ایدههای ارزشمند و اقدامات مؤثر دارند. این رفتارها مشابه با رفتارهایی است که افراد با کنترل درونی انجام میدهند. به عبارت دیگر، ادراک شایستگی با منبع کنترل مرتبط است و افرادی که مهارتهای خود را تقویت کرده و از فعالیتهایشان لذت میبرند، احساس کنترل بیشتری بر موفقیتهایشان دارند (محسنیان، بلاغت و اللهی، 1397). شوچنکو[22] (2022) طی پژوهشی نشان داد که بین سبک اسناد بیرونی و ادراک شایستگی رابطه منفی وجود دارد. از طرفی پژوهش آکانائمه، کالو و اونیشی[23] (2022) نشان داده است که بین سبک اسناد درونی و ادراک شایستگی رابطه وجود دارد.
بررسیها نشان میدهد که ادراک شایستگی پدیدهای است که در گذر زمان و در جریان تحول ویژگیهای روانی - اجتماعی شکل میگیرد که در این میان، نقش هویتیابی بیش از سایر پدیدهها روانشناختی، برجسته شده است. در این میان عنوان شده است که ادراک شایستگی، از فرایند هویتیابی موفق و همراه با تعهد در تعامل با محیط شکل میگیرد (ناصرالحسین، 1399). در همین راستا برزونسکی (1990) با طرح سبکهای هویتیابی، چگونگی ارتباط و دغدغههای هویتی با ادراک شایستگی را روشن کرده است. مطابق نظر وی، سبکهای هویتیابی به سه شکل اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم جلوهگر میشوند. افراد با سبک هویت اطلاعاتی بهطور فعال به پردازش اطلاعات خود میپردازند و این پردازش منجر به رشد شایستگی و تحول فردی میشود. کسانی که سبک هویت هنجاری دارند، برای کسب شایستگی به مقایسه با دیگران و تلاش برای پیشی گرفتن از آنها توجه میکنند. در مقابل، افراد با سبک هویت سردرگم از پردازش و مواجهه با مسائل هویتی اجتناب میکنند. بررسیها نشان میدهند که سبکهای هویتیابی به روشهای مختلف با ادراک شایستگی مرتبط هستند. افراد با سبک هویت اطلاعاتی از طریق تسلط بر تکالیف به رشد شایستگی و تحول فردی میرسند، در حالی که افراد با سبک هویت هنجاری از طریق مقایسه و پیشی گرفتن از دیگران به شایستگی دست یافته و برای انجام تکالیف و مسئولیتها تلاش بیشتری میکنند (الهی، 1397). بررسیها نشان میدهند که افرادی که خود را بیتعهد میبینند، از موقعیتهای اجتماعی اجتناب کرده و در این موقعیتها احساس ارزیابی منفی توسط دیگران میکنند، که به کاهش تعهد و احساس شایستگی و آسیب به هویت آنها منجر میشود (کنت و کوهان[24]، 2017). همچنین، پژوهش کندری[25] (1984) نشان داد که داشتن هویت جنسی مناسب به فرد کمک میکند تا روابط بهتری با هر دو جنس برقرار کرده و رفتارهای مسئولانهتری از خود نشان دهد. نقیپور قزلجه، ستوده، خسروی و هنرپروران (1393) نیز رابطه مثبت بین هویت و شایستگی را تأیید کردند.
این پژوهش با به چالش کشیدن نتایج قبلی و فراهم کردن زمینه برای تحقیقات بیشتر، به تعمیمپذیری یافتهها کمک میکند. کاربرد این پژوهش در حوزههایی مانند پیشرفت تحصیلی، عملکرد شغلی، رضایت شغلی، و موفقیتهای ورزشی است. همچنین، میتوان از نتایج آن برای تغییر سبکهای اسنادی از طریق بازآموزی و بسترسازی هویتیابی سالم به منظور افزایش مسئولیتپذیری و ادراک شایستگی استفاده کرد.
هر چند که پیشینه نظری نشان میدهد که ادراک شایستگی از یک سو با مسئولیتپذیری و از سوی دیگر با سبکهای اسناد و هویّت رابطه دارد، با این حال، این روابط به طور پیوسته مورد تأیید واقع نشده است و یافته های متناقض در این عرصه زیاد بوده و لذا سوال اصلی پژوهش این است که آیا ادراک شایستگی قادر است روابط سبک های اسنادی و سبک های هویت با مسئولیت پذیری را میانجیگری کند؟
روش
این پژوهش، با توجه به اهداف، از نوع بنیادی و با توجه به شیوه جمعآوری دادهها از نوع توصیفی- همبستگی و با توجه به زمان، از نوع مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تبریز بود که در سال 1403-1402 مشغول تحصیل بودند و بر اساس برآورد به عمل آمده، حجم آن بالغ بر 24000 نفر بود. از جامعه مورد مطالعه با توجه به تعداد متغیرهای مورد مطالعه و حجم جامعه، بر حسب فرمول کوکران[26] تعداد 378 نفر به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحلهای انتخاب شد. در این راستا ابتدا از بین دانشکدههای دانشگاه تبریز تعداد 6 دانشکده و از هر دانشکده تعداد یک گروه آموزشی و از هر گروه آموزشی تعداد دو کلاس به شیوه تصادفی انتخاب شد و دادههای مورد نیاز از کلیه دانشجویان حاضر در این کلاسها جمعآوری شد.
ابزارهای پژوهش
الف) مقیاس کنترل درونی و بیرونی راتر: این پرسشنامه در سال 1966 توسط راتر برای ارزیابی برداشت افراد دربارة منبع کنترل تهیه شده است و دارای 29 گویه است و هر گویه، دو جمله دارد که بهصورت (الف و ب) طراحی شده است. 23 گویه این آزمون جنبههای درونی و بیرونی منبع کنترل را میسنجد و 6 گویه دیگر، برای پوشیده نگهداشتن منظور آزمون طراحی شده است. افراد، یکی از جملات الف یا ب را انتخاب میکنند. یکی از جملهها مربوط به کنترل بیرونی و دیگری مربوط به کنترل درونی است. افرادی که نمرة 9 یا بیشتر کسب کنند، دارای منبع کنترل بیرونی و افرادی که نمرة کمتر از 9 کسب کنند، دارای منبع کنترل درونی خواهند بود. برزگر بفروئی (1391) روایی پرسشنامه را 89/0 به دست آورده است. برزگر بفروئی (1391) ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه منبع کنترل را 93/0 گزارش کرده است.
ب) پرسشنامه سبک هویت برزونسکی: این پرسشنامه با منظور بررسی سبکهای هویت در سال 1992 توسط بروزنسکی طراحی شده است. این پرسشنامه شامل 40 سؤال و سه زیرمقیاس سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و اجتنابی - سردرگم است که 11 سؤال آن مربوط به مقیاس اطلاعاتی، 9 سؤال آن مربوط به مقیاس هنجاری و 10 سؤال آن مربوط به مقیاس سردرگم - اجتنابی و 10 سؤال آن مربوط به تعهد است که برای تحلیل ثانویه استفاده میشود و یک سبک هویتی محسوب نمیشود. پاسخ افراد بهصورت طیف لیکرت[27] 5 درجهای که شامل 1 کاملاً مخالفم تا 5 که برای کاملاً موافقم است. بروزنسکی و همکاران (2013) ضریب آلفای کرونباخ[28] را برای مقیاس اطلاعاتی،62/،0 مقیاس هنجاری 66/0 و مقیاس اجتنابی - سردرگم 73/0 گزارش کردهاند. در پژوهشی که غضنفری (1383) انجام داد؛ پایایی درونی (ضریب آلفا) مقیاس اطلاعاتی 67/0، مقیاس هنجاری 52/0 و مقیاس سردرگم - اجتنابی 62/0 به دست آمد. روایی این مقیاس با استفاده از روش تحلیل عاملی 75/0 به دست آمد.
ج) پرسشنامه ادراک شایستگی: پرسشنامه هارتر (1982) شامل 28 گویه است که شایستگی ادراک شده فرد را در سه حوزه شناختی، اجتماعی و فیزیکی میسنجد. این پرسشنامه به تفکیک شامل 15 گویه برای ادراک شایستگی شناختی، 9 گویه برای شایستگی جسمانی و 4 گویه برای شایستگی اجتماعی است. ادراک شایستگی کلی از جمع این سه حوزه به دست میآید. گویهها دارای دو گزینه متضاد هستند و نمرهگذاری بر اساس مقیاس لیکرت چهار درجهای انجام میشود، به طوری که نمره 1 نشاندهنده کمترین و نمره 4 نشاندهنده بالاترین ادراک شایستگی است.در پژوهشی که توسط شفیعپورمطلق و یارمحمدیان (1390) صورت پذیرفته، پایایی مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 93/0 و برای عوامل شناختی، اجتماعی و فیزیکی به ترتیب ،90/0 ،89/0، 94/0 به دست آمده است. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 91/0 و برای عوامل شناختی، جسمانی و اجتماعی به ترتیب 89/0، 81/0 و 74/0 گزارش شده است (شام و فاکس[29]، 2004). در پژوهش سبزی و فولاد چنگ (1397) برای تعیین روایی، از ضریب همبستگی نمرة هر بعد با نمره کل استفاده شد که ضرایب به ترتیب برای بعد شناختی 84/0، اجتماعی 73 /0 و جسمانی 85/0 به دست آمد.
د) پرسشنامه مسئولیتپذیری گاف: این مقیاس برای اولینبار همراه با 14 مقیاس دیگر در پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا توسط گاف (۱۹۸۶) طراحی گردید. شامل 42 سؤال است و ویژگیهایی مانند وظیفهشناسی، احساس تعهد، سختکوشی، جدیت، قابلیت اعتماد، نظم و مقررات، منطق و احساس مسئولیت را میسنجد (مارنات، 1374). پاسخها به صورت موافقم یا مخالفم و با نمرهگذاری 0 و 1 انجام میشود. برای سوالاتی که از جمله عبارات 2، 4، 9، 10، 20، 22، 24، 26، 30، 31، 32، 33، 34، 37، 38، 39 هستند، موافقت نمره 1 و مخالفت نمره 0 دارد. برای سایر سوالات، برعکس عمل میشود؛ یعنی موافقت نمره 0 و مخالفت نمره 1 دریافت میشود.ضرایب پایایی مقیاس بخش مسئولیتپذیری از طریق روش تنصیف[30] و آلفای کرونباخ در پژوهش عسگری، عنایتی، عسگری و روشنی (1390) به ترتیب برابر با 7/0 و 81/0 و در پژوهش حمیدی و قیطاسی (1389) برابر با 50/0 و 55/0 بود. در بررسی دیگری، پایایی این آزمون در ایران از طریق روش بازآزمایی 81/0 بوده است (سعادتی شامیر، 1383). در پژوهش رضایی (1378) ضریب اعتبار این مقیاس 56/0 است.
یافتهها
از مجموع 378 شرکتکننده، 207 نفر (54.8 درصد) زن و 171 نفر (45.2 درصد) مرد هستند. بیشترین تعداد شرکتکنندگان در گروه سنی 17 تا 22 سال قرار دارند که 301 نفر (79.6 درصد) را شامل میشود. همچنین، اکثریت شرکتکنندگان در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل هستند و تعداد آنها 334 نفر (88.4 درصد) است.
جدول 1 شاخصهای گرایش مرکزی و پراکندگی مربوط به شرکت کنندگان برای زیر مولفههای متغیرهای سبک های هویت، ادراک شایستگی و مسئولیت پذیری را نشان میدهد.
جدول 1. توصیف شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی متغیرهای مورد مطالعه
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
آلفای کرونباخ |
چولگی |
کشیدگی |
|
سبک اسناد بیرونی |
40/8 |
00/3 |
50/0 |
32/0 |
10/0 |
|
سبک اسناد درونی |
59/13 |
99/2 |
50/0 |
31/0- |
12/0 |
|
سبک هویت اطلاعاتی |
78/39 |
19/5 |
60/0 |
25/0- |
99/0 |
|
سبک هویت هنجاری |
09/31 |
37/4 |
50/0 |
43/0- |
09/0- |
|
سبک هویت اجتنابی |
10/26 |
79/4 |
50/0 |
08/0 |
40/0- |
|
ادراک شایستگی |
58/50 |
84/16 |
95/0 |
64/0- |
05/0- |
|
مسئولیتپذیری |
95/24 |
88/4 |
65/0 |
10/0- |
93/0- |
مندرجات جدول 1 نشان میدهد بیشترین میانگین مربوط به ادراک شایستگی و کمترین میانگین مربوط به سبک اسناد بیرونی است. همچنین متغیر ادراک شایستگی بیشترین پراکندگی و متغیر سبک اسناد درونی کمترین پراکندگی را در بین متغیرهای این پژوهش دارد. از نظر چولگی و کشیدگی هم متغیرهای مورد مطالعه در سطح مطلوبی قرار دارند و نشان میدهد که توزیع متغیرهای مورد مطالعه نرمال است.
جدول 2. خلاصه ماتریس همبستگی متغیرهای مورد مطالعه
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
|
1- مسئولیت پذیری |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
2-سبک اسناد بیرونی |
**24/0- |
1 |
|
|
|
|
|
|
3- سبک اسناد درونی |
**24/0 |
**99/0- |
1 |
|
|
|
|
|
4- سبک هویت اطلاعاتی |
**28/0 |
07/0- |
07/0 |
1 |
|
|
|
|
5- سبک هویت هنجاری |
**21/0 |
07/0- |
07/0 |
**38/0 |
1 |
|
|
|
6- سبک هویت اجتنابی |
**16/0- |
**25/0 |
**25/0- |
*11/0- |
01/0 |
1 |
|
|
7- ادراک شایستگی |
**19/0 |
07/0- |
07/0 |
**22/0 |
**17/0 |
007/0 |
1 |
01/0≥ P** ، 05/0≥ P*
با توجه به ضرایب به دست آمده و سطح معنیداری آنها میتوان استنباط نمود که رابطه سبک هویت اطلاعاتی با مسئولیتپذیری بیشتراز سایر متغیرهای مورد مطالعه است و پس از آن به ترتیب سبک اسناد درونی، سبک هویت هنجاری و ادراک شایستگی با مسئولیت پذیری قرار دارند و سبک اسناد بیرونی و سبک هویت اجتنابی رابطه منفی با مسئولیتپذیری دارد.
به لحاظ اینکه رابطه بین متغیرهای مستقل (پیش بین) و متغیرهای وابسته (ملاک) معنیدار است. لذا جهت برازش مدل نظری با مدل اندازه گیری شده از مدلیابی معادلات ساختاری به شرح ذیل استفاده شد.
مدل 1. مدل یابی مدل ساختاری متغیرهای مورد مطالعه
|
RMSEA |
X2 |
DF |
X2/DF |
P |
GFI |
CFI |
NFI |
IFI |
TLI |
|
04/0 |
625 |
125 |
5 |
0001/0 |
92/0 |
91/0 |
90/0 |
91/0 |
90/0 |
مندرجات مدل علی - ساختاری نشان میدهد، مدل نظری با مدل اندازهگیری شده برازش مطلوب دارد. چرا که شاخصهای برازش مدل، جملگی در وضعیت مطلوب قرار دارند. بهنحویکه مقدار ریشه میانگین مجذور برآورد خطا (RMSEA) در حد مطلوب (کمتر از 05/0) قرار دارد. همچنین نسبت (X2/DF) در حد مطلوب (مساوی یا کمتر از 5) قرار دارد و شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI)، شاخص برازش نسبی (NFI) شاخص برازش افزایشی (IFI) و شاخص توکر لوئیس (TLI) جملگی در سطح مطلوب (برابر یا بزرگتر از 90/0) قرار دارند. بنابراین؛ میتوان استنباط نمود سبکهای هویت و سبکهای اسنادی قادرند بهواسطه ادراک شایستگی، تغییرات مسئولیتپذیری را به طور معنیدار تبیین نمایند، بنابراین فرضیه اصلی پژوهش تأیید میشود.
در راستای آزمون فرضیه ها و پاسخ دهی به سوالات از ضرایب اثر(اندازه اثر) و آزمون مربوطه(t)، با سطح معنی داری p≤0/05 به شرح جدول 3 استفاده شد.
جدول 3. خلاصه اثرات مستقیم متغیرهای مستقل
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته |
حدود بوت استراپ |
اندازه اثر |
t |
معنی داری |
|
|
|
|
حد بالا |
حد پایین |
|
|
|
|
اسناد بیرونی |
مسئولیتپذیری |
29/0- |
20/0- |
24/0- |
81/3- |
001/0 |
|
اسناد درونی |
مسئولیتپذیری |
34/0 |
24/0 |
29/0 |
48/4 |
001/0 |
|
هویت اطلاعاتی |
مسئولیتپذیری |
24/0 |
14/0 |
19/0 |
29/3 |
001/0 |
|
هویت هنجاری |
مسئولیتپذیری |
31/0 |
21/0 |
26/0 |
11/4 |
001/0 |
|
هویت اجتنابی |
مسئولیتپذیری |
26/0- |
16/0- |
21/0- |
50/3- |
001/0 |
|
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
43/0 |
34/0 |
38/0 |
62/5 |
001/0 |
|
اسناد بیرونی |
ادراکشایستگی |
37/0- |
27/0- |
32/0- |
89/4- |
001/0 |
|
اسناد درونی |
ادراکشایستگی |
43/0 |
33/0 |
38/0 |
61/5 |
001/0 |
|
هویت اطلاعاتی |
ادراکشایستگی |
35/0 |
25/0 |
30/0 |
63/4 |
001/0 |
|
هویت هنجاری |
ادراکشایستگی |
41/0 |
31/0 |
36/0 |
46/5 |
001/0 |
|
هویت اجتنابی |
ادراکشایستگی |
30/0- |
20/0- |
25/0- |
98/3- |
001/0 |
مندرجات جدول 3 نشان می دهد:
اثر مستقیم اسناد بیرونی بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (24/0-) در سطح p≤0/05 معنیداراست.
اثر مستقیم اسناد درونی بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (29/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم هویت اطلاعاتی بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (19/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم هویت هنجاری بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (26/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم هویت اجتنابی بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (21/0-) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم ادراکشایستگی بر مسئولیتپذیری با اندازه ی اثر (38/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم اسناد بیرونی بر ادراک شایستگی با اندازه ی اثر (32/0-) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم اسناد درونی بر ادراک شایستگی با اندازه ی اثر (38/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم هویت اطلاعاتی بر ادراک شایستگی با اندازه ی اثر (30/0) در سطح p≤0/05 معنیداست.
اثر مستقیم هویت هنجاری بر ادراک شایستگی با اندازه ی اثر (36/0) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
اثر مستقیم هویت اجتنابی بر ادراک شایستگی با اندازه ی اثر (25/0-) در سطح p≤0/05 معنیدار است.
جدول 4. اثرات غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر متغیرهای وابسته با میانجیگری ادراک شایستگی
|
متغیر مستقل |
میانجی |
متغیر وابسته |
حدود بوت استراپ |
اندازه اثر |
t |
معنی داری |
|
|
حد بالا |
حد پایین |
|
|
|
|||
|
اسناد بیرونی |
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
17/0- |
08/0- |
12/0- |
44/2- |
01/0 |
|
اسناد درونی |
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
20/0 |
10/0 |
15/0 |
76/2 |
01/0 |
|
هویت اطلاعاتی |
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
16/0 |
07/0 |
11/0 |
29/2 |
02/0 |
|
هویت هنجاری |
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
19/0 |
10/0 |
14/0 |
64/2 |
01/0 |
|
هویت اجتنابی |
ادراک شایستگی |
مسئولیتپذیری |
15/0- |
06/0- |
09/0- |
02/2- |
04/0 |
مندرجات جدول4 نشان می دهد:
اسناد بیرونی قادر است به واسطهی ادراک شایستگی 12/0 از تغییرات مسئولیتپذیری را به طور معنیدار و منفی تبیین نماید.
اسناد درونی قادر است به واسطه ی ادراک شایستگی 15/0 از تغییرات مسئولیتپذیری را به طور معنیدار و مثبت تبیین نماید.
سبکهویتاطلاعاتی به واسطهی ادراکشایستگی 11/0 و سبک هویت هنجاری 14/0 از تغییرات مسئولیتپذیری را به طور معنیدار و مثبت تبیین میکنند.
سبک هویت اجتنابی قادر است به واسطهی ادراک شایستگی 09/0 از تغییرات مسئولیتپذیری را به طور معنیدار و منفی تبیین نماید.
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سبکهای اسناد و هویت با مسئولیتپذیری با میانجیگری ادراکشایستگی صورت گرفت. در این راستا نخستین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک اسناد بیرونی و مسئولیت پذیری رابطه منفی وجود دارد. این یافته با یافتههای زارعی (1397)، ناصری، آرین، نوری مقدم و نیک منش(1400)، چیژکویچ[31] (2017)، هاستن[32] (2016) همسو و با یافتههای عقیلی و نصیری (1393) ناهمسو است که نشان میدهد بین سبکاسناد بیرونی و مسئولیتپذیری رابطه مستقیم وجود ندارد. در تبیین این یافتهها راتر (1966) عنوان میکند افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، معمولاً مسئولیت رفتارها و پیامدهایشان را نمیپذیرند و احساس ناامنی میکنند. این افراد به شرایط اطراف، سرنوشت و نفوذ دیگران اهمیت زیادی میدهند و این وابستگی به عوامل خارجی باعث میشود احساس ناتوانی در کنترل زندگی داشته باشند، زیرا معتقدند قدرت کنترل زندگیشان در دست دیگران است و از دسترسی به ابزارهای موثر برای مدیریت و کنترل زندگی خود محروم اند.
دومین یافته پژوهش نشان داد که بین سبک اسناد درونی و مسئولیت پذیری رابطه مستقیم وجود دارد. این یافته با یافتههای ناصری و همکاران (1400)، چیژکویچ (2017)، و تان و یو[33] (2018) همسو و با یافتههای عقیلی و نصیری (1393) ناهمسو است که نشان میدهد بین سبک اسناد درونی و مسئولیتپذیری رابطه مستقیم وجود ندارد. در تبیین این یافتهها راتر (1966) عنوان نموده است، افراد با منبع کنترل درونی معتقدند که نتایج مثبت زندگی حاصل برنامهریزی دقیق و تلاش مداوم آنهاست. این باور موجب پذیرش مسئولیت رویدادها و نتایج اقداماتشان میشود و به سوی مسئولیتپذیری و تعهد به کار سوقشان میدهد. بعلاوه واینر (1985) بیان میکند، افراد با منبع کنترل درونی معتقدند که مسئولیت زندگی خود را بر عهده دارند و تصمیمهایی میگیرند که به موفقیتشان کمک میکند. آنها میدانند که کنترلپذیری و مسئولیت شخصی مرتبط هستند؛ اگر فرد احساس کند میتواند عوامل را کنترل کند، بیشتر مسئولیتپذیر و عملگرا میشود. اما اگر شکست را به عوامل خارجی غیرقابل کنترل نسبت دهد، احتمالاً احساس مسئولیت کمتری خواهد داشت. از طرفی پترسون و سلیگمن (1984) بیان کردند، وقتی فرد موفقیت خود را به تلاشهایش نسبت میدهد، حس مسئولیت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند و این رویکرد مثبت به رفتارهای او ثبات و عمومیت میبخشد.
سومین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک هویت اطلاعاتی و مسئولیت پذیری رابطه مستقیم وجود دارد. این یافته با یافتههای بهرامی، زندی، اکبری و جدیدی (1399)، مدرس یزدی، جلالی و تجلی (1396)، موسوی و همکاران (1401)، همسو و با پژوهش جوکار، حسین چاری و مهر پور (1393) ناهمسو است که نشان دادهاند بین سبک هویت اطلاعاتی و مسئولیت پذیری رابطه منفی وجود دارد و همچنین با پژوهش حسینی مهرآبادی و عبدی زرین (1400) که نشان میدهد رابطه معناداری بین سبک هویت اطلاعاتی و مسئولیتپذیری وجود ندارد؛ نا همسو است. در تبیین این یافته، برزونسکی (2003) بیان نموده است، تعهد یک ساختار هدفمند است که به ارزیابی و نظمدهی رفتار و بازخوردها کمک میکند و باعث ایجاد احساس هدفمندی در افراد میشود. افراد با سبک هویت اطلاعاتی بهطور فعال به جستجوی اطلاعات میپردازند و مراحل اکتشاف و تعهد را طی میکنند. بر اساس نظریه مارسیا، این افراد در جستجوی فعالانه اطلاعات هویتی و تصمیمگیری هستند و تلاش میکنند تا با جمعآوری و تحلیل این اطلاعات، هویت خود را به بهترین شکل ممکن تعیین کنند.
چهارمین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک هویت هنجاری و مسئولیت پذیری رابطه مستقیم وجود دارد. این یافته با یافتههای بهرامی و همکاران (1399) و موسوی و همکاران (1401) همسو و با پژوهش مدرس یزدی و همکاران (1396) ناهمسو است که نشان دادند بین سبک هویت هنجاری و مسئولیتپذیری رابطه منفی وجود دارد. همچنین با پژوهش حسینیمهرآبادی و عبدیزرین (1400) ناهمسو است که نشان دادند بین سبک هویت هنجاری و مسئولیتپذیری رابطه معناداری وجود ندارد. در تبیین این یافته برزونسکی (1990) بیان داشته است افرادی که به طور هدفمند و متعهدانه در برخورد با مسائل هویتی و موقعیتهای تصمیمگیری عمل میکنند، به سبک هویتیابی هنجاری معروف هستند و معمولاً به دنبال رعایت قوانین و نهادهای اجتماعی هستند و به تعهد دست مییابند. لنگنهاف، ویگمان، هالپرن، تننبام و گرستنبرگ[34] (2021) بیان کردند که افرادی که بیشتر تحت تأثیر جنبههای شخصیتی خود عمل میکنند، مسئولیت بیشتری را بر عهده دارند.
پنجمین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک هویت اجتنابی و مسئولیت پذیری رابطه منفی وجود دارد این یافتهها با یافتههای جوکار و همکاران (1393) و موسوی و همکاران (1401) همسو و با یافتههای حسینیمهرآبادی و عبدیزرین (1400) ناهمسو است که نشان دادند بین سبک هویت اجتنابی و مسئولیت پذیری رابطه وجود ندارد. در تبیین این یافته برزونسکی (1990) بیان داشت، افراد با سبک هویت اجتنابی از مسائل و تعارضات هویتی دوری میکنند و در مواجهه با تصمیمات مرتبط با هویت دچار سردرگمی میشوند. آنها از تصمیمگیری درباره ارزشها و باورهای شخصی خود اجتناب کرده و سعی میکنند مسائل را نادیده بگیرند. این افراد معمولاً احساس ناامنی و ناتوانی در مواجهه با چالشهای هویتی دارند و تمایل دارند مسئولیتهای اجتماعی را از خود دور نگه دارند.
ششمین یافته پژوهش نشان داد که بین ادراک شایستگی و مسئولیت پذیری رابطه مستقیم وجود دارد. این یافتهها با یافتههای ناصرالحسین (1399)، بای و همکاران (1394)، شیری و کاظمی (1393)، طاهر سلطانی و همکاران (1400)، جاکولا، یلی-پیپاری ،وات و لیوکنن[35] (2016)، شن[36] و همکاران (2016)، همسو و با پژوهش دیاسا[37] (2019) نا همسو است. در تبیین این یافته اوشر و پاجارز[38] (2008) بیان میکنند؛ تواناییها و ادراک شایستگی فردی، به عنوان یکی از عوامل اساسی و تأثیرگذار بر انگیزش پیشرفت و مسئولیتپذیری افراد، از اهمیت بالایی برخوردار است. از سویی، در این راستا، شوچنکو (2022) بیان کرده است که مسئولیتپذیری نسبت به موفقیت، منجر به افزایش فعالیتهای رفتاری میشود و این امر فرد را ترغیب میکند که به اصلاح نقاط ضعف شخصیتی خود بپردازد و ویژگیهای روانشناختی و رفتاری خود را توسعه دهد. این اقدامات در پیشبرد موفقیتهای آینده فرد بسیار موثر است.
هفتمین یافته این پژوهش نشان داد که بین اسناد بیرونی و ادراک شایستگی رابطه منفی وجود دارد. این یافته با یافتههای شوچنکو (2022)، کیم اسپون، اولندیک[39] و سلیگمن (2012)، دودنیک و مالیمون[40] (2021)، آکانائمه[41] و همکاران (2022)، رویبیته[42] (2018) همسو و با یافتههای باخ[43] (2008) نا همسو است که نشان میدهد بین سبک اسناد بیرونی و ادراک شایستگی رابطه مستقیم وجود ندارد. در تبیین این یافته بارون (1991) بیان نموده است افرادی با اعتماد به نفس کم و تصور ضعیف از خود، معمولاً از انجام تکالیف دوری میکنند. آنها به دلیل ترس از شکست و احساس ناتوانی، از رشد و پیشرفت باز میمانند.
هشتمین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک اسناد درونی و ادراک شایستگی رابطه وجود دارد. این یافته با یافتههای محسنیان و همکاران (1397)، آرفا[44] و همکاران (2023)، شوچنکو (2022)، آکانائمه و همکاران (2022)، دودنیک و مالیمون (2021)، سهرابی و سرتیپزاده دیزجی (2020)، همسو و با یافته باخ (2008) ناهمسو است که نشان میدهد بین سبک اسناد درونی و ادراک شایستگی رابطه مستقیم وجود ندارد. در تبیین این یافته بارون (1991) عنوان نموده است افرادی که اعتقادات مثبتی درباره خود دارند، به راحتی مطالب را فرا میگیرند و با موقعیتهای دشوار به خوبی برخورد میکنند. در اصل، افرادی که اعتماد به نفس بیشتر و تصور مثبتی از خود دارند کمتر به تنش و استرس دچار میشوند و احساس بهتری در مقابل چالشهای زندگی دارند. از سویی آکانائمه و همکاران (۲۰۲۲) بیان داشتهاند نوجوانانی که از منبع کنترل درونی استفاده میکنند، به ادراک شایستگی سالمتری دست مییابند. از این رو، تمرکز بر تقویت منبع کنترل درونی در نوجوانان میتواند به بهبود ادراک شایستگی و تطابق اجتماعی آنها کمک کند.
نهمین یافته این پژوهش نشان داد که بین سبک هویت اطلاعاتی و ادراک شایستگی رابطه وجود دارد. این یافته با یافتههای شبانیشاد، زارع، زارع زاده و زارع زاده (1399) و موسوی و همکاران (1401) همسو است. در تبیین این یافته گرنجو ، کاسترو سیلوا و پیکشوتو[45] (2022) بیان کردهاند که متغیرهای مختلفی مرتبط با هویت وجود دارد که میتوان در تحقیقات بر دو زمینه تمرکز کنند: یکی جنبههای خودکارآمدی و دیگری ادراک شایستگی. ادراک شایستگی به پیوند خودمفهومی و خودکارآمدی اشاره دارد و نحوه توصیف مهارتهای حرفهای فرد را تعیین میکند. نوع سبک هویت میتواند بر ادراک شایستگی فرد تأثیرگذار باشد. وارتانیان، هی وارد و کارتر[46] (2022) بیان کردند که بین خودپنداره واقعی و سبک هویت اطلاعاتی، یک ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. این نتایج نشان میدهند که ادراک فرد از خودش و سبکی که در شناسایی و ارزیابی اطلاعات به کار میبرد، با یکدیگر ترکیبی موثر را تشکیل میدهند و در نهایت، میتوانند تأثیر مستقیمی بر یکدیگر داشته باشند.
دهمین یافتهحاضر نشان داد که بین سبک هویت هنجاری و ادراک شایستگی رابطه وجود دارد. این یافته با یافته موسوی و همکاران (1401) همسو و با یافته شبانیشاد و همکاران (1399) ناهمسو است که نشان داد که سبک هویت هنجاری رابطه مثبت و معناداری با ادراک شایستگی ندارد. در تبیین این یافته برزونسکی و سالیوان[47] (1992) بیان کردند افراد با سبک اطلاعاتی و هنجاری به عنوان افراد مسئول، هدفمند، و متناسب با زندگیشان شناخته میشوند، هنوز در بعضی جنبهها از جمله باز بودن به تجربیات جدید، نیاز به ادراک شایستگی، نیاز به ساختار، و همچنین نیاز به اندازهگیری از فرآیندهای منطقی/تحلیلی، تفاوتهایی دارند. از طرفی موسوی و همکاران (1401) بیان کردند که افراد با سبک هنجاری نیز در تصمیمگیریهای مهم به مشورت با منابع قدرت و افراد مهم میپردازند و از روبرو شدن با اطلاعاتی که با خودپندارهشان در تضاد است، اجتناب میکنند. آنها توانایی مقاومت در برابر تغییر را دارند و از قبول مسئولیتهایی که تاکنون به آنها پرداخته نشده، امتناع میکنند.
یازدهمین یافته پژوهش حاضر نشان داد که بین سبک هویت اجتنابی و ادراک شایستگی رابطه منفی وجود دارد. این یافته با یافته شبانیشاد و همکاران (1399) و موسوی و همکاران (1401) همسو است. در تبیین این یافته برزونسکی، نورمی، کینی و تامی[48](1999) بیان نمودهاند که سبک اجتنابی-سردرگم با رویکردها و خطاهای شناختی ناکارآمد و به ویژه با انتظارات کنترل خارجی، ادراک شایستگی کم، خود سرکوبی، اجتناب از وظایف و تمایل به انجام رفتارهای غیر ضروری و عدم پذیرش مسئولیت همبستگی دارد. از سویی برزونسکی و پاپینی[49] (2021) بیان کردهاند که خودپنداره غیر واقعی بیشتر با سبک هویت اجتنابی-سردرگم مرتبط است. این موضوع ممکن است منجر به تفسیرهای نادرستی از خود، افکار و رفتارهای ناکارآمد در فرد گردد.
بخشی از یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که بین سبک اسناد بیرونی و مسئولیتپذیری، از طریق میانجیگری ادراک شایستگی، رابطهای منفی دارد؛ در حالی که بین سبک اسناد درونی و مسئولیت پذیری با میانجیگری ادراک شایستگی رابطه مستقیم وجود دارد. از آنجا که تاکنون تحقیقات انجام شده بهطور مشخص نقش میانجی ادراک شایستگی را در ارتباط میان سبکهای اسناد بیرونی و درونی با مسئولیتپذیری بررسی نکرده است، لذا در این خصوص یافته همسو یا ناهمسو وجود نداشت. در تبیین این یافتهها بارون (1991) تأکید دارد که افراد دارای اعتماد به نفس پایین و خودپنداره منفی، به دلیل ترس از شکست و احساس ناتوانی، اغلب از رویارویی با تکالیف و چالشها اجتناب میکنند. این اجتناب، فرصتهای رشد و پیشرفت را از آنها میگیرد. به موازات این دیدگاه، راتر (1966) بیان میکند که افراد با منبع کنترل بیرونی تمایلی به پذیرش مسئولیت رفتارها و پیامدهای آن ندارند و معمولاً احساس ناامنی را تجربه میکنند. این گروه از افراد به شرایط محیطی، سرنوشت و نفوذ دیگران اتکا میکنند و کنترل زندگی خود را در دست دیگران میبینند، در حالی که ابزارهای لازم برای مدیریت مؤثر زندگی را نیز در اختیار ندارند. در مقابل، بارون (1991) در مورد سبک اسناد درونی اظهار میکند که افراد با باورهای مثبت نسبت به خود، نهتنها توانایی یادگیری بالاتری دارند، بلکه در مواجهه با موقعیتهای دشوار نیز عملکرد بهتری نشان میدهند. این ویژگیها ریشه در اعتماد به نفس بالا و خودپنداره مثبت دارند که از سطح تنش و استرس میکاهند. واینر (1985) نیز بر این باور است که افراد دارای منبع کنترل درونی، بهخوبی مسئولیت زندگی خود را میپذیرند و تصمیماتی مؤثر و موفق اتخاذ میکنند؛ چراکه به رابطه مستقیم بین مسئولیتپذیری و کنترلپذیری باور دارند. افزون بر این، پترسون و سلیگمن (1984) تأکید میکنند که وقتی فرد موفقیتهایش را به تلاشهای درونی خود نسبت میدهد، حس مسئولیتپذیری و اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند و این نگرش مثبت را به سایر موقعیتها تعمیم میدهد. این فرایند در نهایت به ثبات و یکپارچگی در رفتارهای فرد منجر میشود.
بخش دیگر یافتههای پژوهش نشان داد که میان سبکهای هویت اطلاعاتی و هنجاری با مسئولیتپذیری، از طریق میانجیگری ادراک شایستگی، رابطهای مستقیم وجود دارد، در حالی که میان سبک هویت اجتنابی و مسئولیتپذیری، با میانجیگری ادراک شایستگی، رابطهای منفی وجود دارد. با توجه به اینکه تاکنون پژوهشهای پیشین بهطور خاص به بررسی نقش میانجی ادراک شایستگی در ارتباط میان سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری و اجتنابی با مسئولیتپذیری نپرداختهاند، دادههای همسو یا ناهمسو در این زمینه وجود ندارد. در تبیین این یافتهها بر اساس نظر گرنجو و همکاران (2022)، ادراک شایستگی که پیوندی میان خودمفهومی و خودکارآمدی است، تحت تأثیر سبک هویت قرار دارد و توانایی فرد در مدیریت مهارتهای حرفهای او را بازتاب میدهد. افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی، با جستجوی فعال اطلاعات مرتبط با هویت، مراحل اکتشاف و تعهد را بر اساس نظریه مارسیا طی کرده و تلاش میکنند هویت خود را به بهترین نحو تعریف کنند (برزونسکی، 2003). برزونسکی و سالیوان (1992) نیز گزارش کردند که افراد دارای سبکهای اطلاعاتی و هنجاری، مسئولیتپذیر و هدفمند هستند، اما در جنبههایی مانند نیاز به ادراک شایستگی، تمایل به تجربیات جدید و استفاده از فرآیندهای منطقی تفاوت دارند. علاوه بر این، موسوی و همکاران (1401) بیان کردند که افراد با سبک هویت هنجاری معمولاً در تصمیمگیریهای مهم به مشورت با منابع قدرت و افراد مهم میپردازند، از مواجهه با اطلاعات متضاد با خودپندارهشان پرهیز کرده و در برابر تغییر مقاومت نشان میدهند. در این راستا برزونسکی (1990) معتقد است این افراد هویت خود را بر اساس ارزشها و انتظارات اجتماعی تعیین کرده و با پایبندی به قوانین، به تعهد اجتماعی دست مییابند. در همین راستا، لنگنهاف و همکاران (2021) گزارش کردند که افرادی که بر جنبههای شخصیتی خود متکی هستند، مسئولیتپذیری بیشتری نشان میدهند. در مقابل، سبک هویت اجتنابی-سردرگم با ویژگیهایی چون خطاهای شناختی ناکارآمد، ادراک شایستگی پایین، اجتناب از وظایف و تمایل به دوری از پذیرش مسئولیت ارتباط دارد (برزونسکی و همکاران، 1999). همچنین، برزونسکی و پاپینی (2021) تأکید کردند که خودپنداره غیرواقعی در این افراد، به تفسیرهای نادرست از خود و رفتارهای ناکارآمد منجر میشود. برزونسکی (1990) نیز اشاره کرد که افراد دارای این سبک، از مسائل و تعارضات هویتی اجتناب کرده، در تصمیمگیریهای مرتبط با هویت سردرگم میشوند و از پذیرش مسئولیتهای اجتماعی امتناع میورزند.
نتایج این مطالعه نشان میدهد که سبکهای اسنادی، هویت و ادراک شایستگی از عوامل کلیدی در تعیین سطح مسئولیتپذیری افراد هستند. در محیطی که شیوههای مؤثر در سبکهای اسنادی به کار گرفته میشود، افراد احساس مسئولیت بیشتری نسبت به اعمال خود پیدا کرده و این امر به افزایش انگیزه و مشارکت در فعالیتها منجر میشود. ادراک شایستگی به عنوان یک میانجی، نقش حیاتی در تقویت این مسئولیتپذیری ایفا کرده و به بهبود عملکرد کمک میکند. بنابراین، تقویت ادراک شایستگی میتواند موجب ارتقاء مسئولیتپذیری افراد شده و در توسعه برنامههای روانشناختی برای افزایش شایستگی و مسئولیتپذیری مؤثر باشد.
پژوهش حاضر که بر دانشجویان دانشگاه تبریز متمرکز است، نتایجش به دیگر جوامع قابل تعمیم نیست و در تفسیر آن برای سایر جوامع باید احتیاط کرد. همچنین، نقش عوامل جمعیتشناختی مانند سن، جنسیت، رشته تحصیلی و وضعیت تأهل در این تحقیق بررسی نشده است. توصیه میشود در مطالعات آینده، این عوامل در رابطه بین سبکهای اسنادی و هویت با مسئولیتپذیری مدنظر قرار گیرند. برگزاری کارگاههای آموزشی برای ارتقای هویت فردی، ادراک شایستگی و مسئولیتپذیری پیشنهاد میشود تا به بهبود توانمندیهای فردی و حرفهای کمک کند.
[1]. Jagger & Fifka
[2]. Glasser
[3]. Learning to choose
[4]. Woolfolk
[5]. Weiner
[6]. Control
[7]. sustainability
[8]. generality
[9]. Peterson
[10]. Seligman
[11]. Organizational Commitment
[12]. Identity styles
[13]. Berger
[14]. Ericsson
[15]. Berzonsky
[16]. Information style
[17]. Standard style
[18]. Avoidant style
[19]. Farmaki, Stergiou & Kaniadakis
[20]. Bearable & Likin
[21]. Desi & Ryan
[22]. Shevchenko
[23]. Akanaeme, Kalu & Onyishi
[24]. Kont & Kohan
[25]. Condry
[26]. Cochran formula
[27]. Likert scale
[28]. Cronbach's alpha coefficient
[29]. Shum & Fox
[30]. halving
[31]. Ciżkowicz
[32]. Houston
[33]. Tan & Yu
[34]. Langenhoff , Wiegmann , Halpern , Tenenbaum & Gerstenberg
[35]. Jaakkola, Yli-Piipari, Watt & Liukkonen
[36]. Shen
[37]. Deyassa
[38]. Usher & Pajares
[39]. KimـSpoon, Ollendick
[40]. Dudnyk & Malimon
[41]. Akanaeme
[42]. Ruibytė
[43]. Bach
[44]. Arfah
[45]. Granjo, Castro Silva & Peixoto
[46]. Vartanian , Hayward & Carter
[47]. Sullivan
[48]. Berzonsky, Nurmi, Kinney & Tammi
[49]. Papini
Jaakkola, T., Yli-Piipari, S., Watt, A., & Liukkonen, J. (2016). Perceived physical competence towards physical activity, and autonomous motivation and enjoyment in physical education as longitudinal predictors of adolescents' self – reported physical activity. Journal of Science and Medicine in Sport, 19(9), 750-754