نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران.
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: School belonging, as a key component of students' educational experience, plays a decisive role in fostering a sense of security and a positive relationship with the learning environment. This study aimed to investigate the relationship between school belonging and academic well-being, with the mediating role of love of learning among students.
Method: This research is applied in purpose and descriptive-correlational in methodology. The statistical population included all second-year high school students in Baneh city during the 2023–2025 academic year. The sample size was estimated at 364 participants using the Cochran formula, and participants were selected through multi-stage cluster sampling. Data were collected using the School Belonging Questionnaire (Brown & Evans, 2002), the Academic Well-Being Scale (Tuminin Sweeney, 2012), and the Love of Learning Scale (McFarlane, 2003). Data analysis was performed using Pearson correlation and structural equation modeling (SEM) with SPSS 29 and AMOS 26 software, with a significance level set at 0.05.
Results: The results showed a positive and significant relationship between school belonging and academic well-being (p < 0.01). Love of learning had a direct and significant relationship with both school belonging and academic well-being. Furthermore, school belonging had an indirect and significant effect on academic well-being through the mediating role of love of learning (p < 0.05).
Conclusion: Based on the findings, a sense of belonging to school and a love of learning significantly contribute to students' academic well-being. Improving teaching methods and strengthening positive support programs within the school environment can enhance academic engagement and promote mental health.
کلیدواژهها English
مقدمه
یکی از مفاهیم مهم در حوزه روانشناسی مفهوم بهزیستی است که ابعاد مثبت سازگاری در محیطهای مختلف را در بر میگیرد (لنت[1] و همکاران، 2014). یکی از عواملی که نقش مهمی در ارتقای عملکرد دانشآموز ایفا میکند بهزیستی تحصیلی[2] است. این مفهوم به عنوان یکی از مفاهیم مهم روانشناسی در حوزه مطالعات آموزشگاهی در برگیرنده ابعادی از قبیل: انجام تکالیف مدرسه، احساس رضایت نسبت به عملکرد تحصیلی و اشتیاق تحصیلی میباشد (تویوی و دسی[3]، 2016). بهزیستی تحصیلی را میتوان انطباق دانشآموز با محیط مدرسه و نقش فعال دانشآموز در ایجاد محیط سرزنده و مطلوب بر اساس 4 مؤلفه ارزش مدرسه[4]، فرسودگی نسبت به مدرسه[5]، درگیری با وظایف مدرسه[6] و رضایتمندی نسبت به انتخابهای تحصیلی[7] تعریف کرد (آلن و همکاران، 2016). دانشآموزان با احساس بهزیستی تحصیلی بالا، هیجانات مثبت دارند، در صورتی که دانشآموزان با احساس بهزیستی تحصیلی پایین، حوادث و وقایع تحصیلیشان را نامطلوب ارزیابی کرده و بیشتر هیجانات منفی از جمله اضطراب، و استرس را تجربه میکنند. لذا، بهزیستی تحصیلی بر نقش فعال دانشآموز و توانشهای او در ایجاد محیط سرزنده تحصیلی تأکید ویژه دارد (طهماسب زاده شیخلار، 1399). از سوی دیگر احساس تعلق به مدرسه نقش محافظتی برای دانشآموزان ایفا میکند که از نتایج منفی کاسته و نتایج مثبت را افزایش میدهد (کارنی، جوو، هازلر و جیکلر[8]، 2019) تا جایی که ارتباط معناداری بین احساس تعلق به مدرسه و نشاط ذهنی وجود دارد (نیکدل تیموری و همکاران، 1399).
تعلق به مدرسه باعث میشود دانشآموز احساس کند شخصاً مورد پذیرش، احترام، شامل شدن و حمایت دیگران در محیط اجتماعی مدرسه است (ارسلان و کوشکان[9]، 2023). احساس تعلق به مدرسه میتواند دانشآموز را در مقابله با شرایط بحرانزا، از طریق ایجاد دیدگاه مثبت نسبت به اجتماع و رویدادهای زندگی یاری دهد (شاکرمی، صادقی و قدمپور، 1396). پژوهش یعقوبی، ذوقیپایدار، فرهادی و یوسفی (1399) و بیان فرد و رجایی منش(1404) نشان دادند که تعلق به مدرسه میتواند در ارتقای عملکرد تحصیلی، خودکارآمدی و افزایش انگیزه تحصیلی دانشآموزان نقش مهمی ایفا کند. کولینانی[10] (2020) در پژوهش خود گزارش داد که احساس تعلق به مدرسه با افزایش بهزیستی و پیشرفت تحصیلی مرتبط است. بنابراین احساس تعلق به مدرسه یکی از مفاهیم مهم روانی- اجتماعی است که میطلبد نقش آن در پژوهشهای بیشتری در ارتباط با بهزیستی تحصیلی مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از مفاهیم تأثیرگذار بر بهزیستی تحصیلی عشق به یادگیری[11] میباشد. عشق به یادگیری به عنوان عاملی کارآمد در بافت یادگیری به معنای داشتن حس کنجکاوی، انگیزه درونی، اصلاح خود و علاقه به یادگیری است (محمدی، کشاورزی، ناصری جهرمی و راسخ جهرمی، 1394 و آقاجانی، امیریان، نوری لاسکی، خادمی، و زارعی نوروزی ، 1403). بوچر[12] (2022) بر این باور است که موفقیت آینده به پرورش عشق به یادگیری بستگی دارد. در حمایت از این باور، مطالعه وبر و روچ[13] (2012) نشان داد که عشق به یادگیری، پیشبینیکننده رفتار مثبت در کلاس درس است و با عملکرد تحصیلی ارتباط معنادار دارد. بهطور مشابه، لانسباری، فیشر، لِوی و وِلش[14] (2009) استدلال کردند که دانشآموزانی که عشق بیشتری به یادگیری دارند، رفتارهای خاصی را که منجر به بهبود عملکرد تحصیلی میشود با اشتیاق بیشتری اتخاذ و دنبال میکنند. مطالعات واگنر، هالنستین، وِپف و راچ[15] (2020) و گاماج، دهیدنیا و ایکانایک[16] (2021) نشان دادند که عشق به یادگیری با تجربیات یادگیری مثبت در موقعیتهای بدیع، پیشرفت تحصیلی بالاتر و حتی فراتر از توانایی شناختی و انگیزه درونی و پشتکار رابطه قوی دارد. بنابراین دانشآموز با عشق به یادگیری بدون توجه به تقویتهای بیرونی، احساس مثبتی درباره یادگیری مطالب جدید دارد و قادر است در برابر شکستهای تحصیلی و یادگیری مقاومت کند (پنمن و الیس[17]، 2018).
با بررسی پیشینه مشخص میشود که تعلق به مدرسه، بهزیستی تحصیلی و عشق به یادگیری هر یک در قالب بررسیهای تکمتغیره میتوانند باعث پیشرفت تحصیلی بیشتری شوند اما بررسی همزمان این سه متغیر مهم در قالب یک مدل و نقش میانجیگری عشق به یادگیری در رابطه با تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی میتواند به عنوان یک نوآوری در حوزه روانشناسی مدرسه و روانشناسی اجتماعی مطرح شود که تاکنون درباره دانشآموزان ایرانی بررسیهای لازم انجام نگرفته است. بنابراین پژوهشگران به دنبال رفع این خلأ پژوهشی هستند و سؤال پژوهشی این است که چه ارتباطی بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه وجود دارد؟ و از سوی دیگر ارتباط این دو متغیر با اضافه شدن متغیر میانجیِ عشق به یادگیری چه تفاوتی خواهد کرد؟
پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر روش، از نوع توصیفی- همبستگی است که در آن روابط بین متغیرها بر پایه مدلسازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش شامل دانشآموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر بانه در سال تحصیلی 03-1402 به تعداد 6825 دانشآموز است. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد، براساس فرمول مذکور حجم نمونه 364 نفر برآورد شد.
معیارهای ورود دانشآموزان به پژوهش شامل دانشآموزان دارای دامنه سنی 15 تا 18 سال، تحصیل در دوره دوم متوسطه و توانایی همکاری با پژوهشگر بود. معیار خروج دانشآموزان از این مطالعه، همکاری نکردن آنها و تمایل نداشتن به ادامۀ پرکردن پرسشنامهها در نظر گرفته شد. ملاحظات اخلاقی پژوهش عبارت بود از: تنظیم و توزیع پرسشنامه در روز کلاس درس با در نظرگرفتن کمترین ایجاد خستگی در دانشآموزان؛ محرمانه بودن اطلاعات و پرسشنامه بدون قید نام. برای انتخاب نمونه آماری از جامعه آماری از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای استفاده شد. بدین ترتیب، در مرحله نخست از دبیرستانهای شهر بانه به طور تصادفی دو دبیرستان (یک دبیرستان پسرانه و یک دبیرستان دخترانه) انتخاب، سپس به طور تصادفی از هر دبیرستان سه کلاس دهم، یازدهم و دوازدهم برای هر رشته انتخاب شد. با توجه به این که دو دبیرستان پسرانه و دخترانه انتخاب شد. در مجموع 18 کلاس (نه کلاس دخترانه و نه کلاس پسرانه) جهت توزیع پرسشنامهها انتخاب شدند. لازم به ذکر است که پژوهشگر تعداد 400 پرسشنامه بین کلاسهای منتخب دخترانه و پسرانه در دوره دوم متوسطه شهر بانه توزیع کرد و در نهایت تعداد 384 پرسشنامه کامل و پرشده عودت داده شد و تعداد 16 پرسشنامه ناقص و نیمه تمام از تحلیل خارج شد.
ابزارهای پژوهش
در این مطالعه جهت گردآوری دادهها از ابزارهای زیر، پرسشنامه تعلق به مدرسه بروان و ایوانز[18] (2002)، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی (2012) و پرسشنامه عشق به یادگیری مک فارلن[19] (2003) استفاده شد.
الف) پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه[20] (براون و ایوانز، 2002): پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه دارای 16 گویه است. شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه بر مبنای گستره طیف 5 درجهای لیکرت از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (5) میباشد. دامنه نمرات این پرسشنامه از 16 تا 80 متغیر است. براون و ایوانز (2002)، روایی را از طریق ساختار عاملی، با به کارگیری روش تحلیل عاملی، مورد تایید قرار دادند و ضریب پایایی این مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 86/0 ذکر کردهاند. برای بدست آوردن روایی پرسشنامه از نظرات استاد راهنما و چندین تن از دیگر اساتید و متخصصین و کارشناسان استفاده شده است. براون و همکاران (2002) ضریب پایایی این مقیاس را برابر با 76/0 و ضرایب پایایی خرده مقیاسهای آن را بین 76/0 تا 77/0 گزارش کردند. در ایران در پژوهش میکائیلی منیع و همکاران (1393) برای بررسی همسانی درونی این ابزار از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر 84/0 به دست آمد. در مطالعه حاضر نیز میزان پایایی طبق ضریب آلفای کرونباخ برابر 96/0 و مطلوب ارزیابی شد.
ب) پرسشنامه بهزیستی تحصیلی[21] تومینین سوینی و همکاران (2012): پرسشنامه بهزیستی تحصیلی با استفاده از شاخصهای روانشناسی بهزیستی مرتبط با بافت مدرسه توسط تومینین- سوینی و همکاران (2012) تدوین شده است. پرسشنامه مذکور دارای 31 گویه و 4 بعد فرسودگی نسبت به مدرسه، ارزش مدرسه، درگیری با وظایف مدرسه و رضایتمندی نسبت به انتخابهای تحصیلی است. در این پرسشنامه کمترین نمره 31 و بالاترین نمره 155 است. پاسخ براساس طیف پنج درجهای لیکرت هستند. تومینین - سوینی و همکاران (2012) روایی مقیاس را مطلوب ارزیابی کردند و مقدار آلفای کرونباخ برای ابعاد چهارگانه ارزش مدرسه، فرسودگی نسبت به مدرسه، رضایتمندی نسبت به انتخابهای تحصیلی و درگیری با وظایف مدرسه را به ترتیب 64/0، 77/0، 91/0 و 94/0 محاسبه کردند. مرادی، سلیمانی خشاب، شهابزاده، صباغیان بغداد آباد و دهقانیزاده (1395) نشان دادند که ابزار از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد ارزش مدرسه، فرسودگی نسبت به مدرسه، رضایتمندی نسبت به انتخابهای تحصیلی و درگیری با وظایف مدرسه به ترتیب 88/0، 73/0، 73/0 و 75/0 و همچنین شاخصهای روایی تأییدی پرسشنامه نیز مطلوب ارزیابی شد. پایایی این پرسشنامه در مطالعه حاضر بر اساس آلفای کرونباخ برابر 85/0 ارزیابی شد.
ج) پرسشنامه عشق به یادگیری[22] مک فارلن (2003): این پرسشنامه توسط مک فارلن (2003) برای سنجش عشق به یادگیری طراحی شده و دارای 9 سؤال میباشد. نمرهگذاری پرسشنامه بر اساس طیف 5 درجهای لیکرت از کاملاً مخالفم با امتیاز 1 تا کاملاً موافقم با امتیاز 5 میباشد. دامنه نمرات بین 9 تا 45 است و نمره بالاتر به معنای عشق به یادگیری بیشتر است. روایی این پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل گویه و بر اساس همبستگی نمره هر گویه با نمره کل، بین 52/0 تا 85/0 و پایایی آن به روش ضریب آلفای کرونباخ، 76/0 به روش ضریب تصنیف، 71/0 حاصل شد (مک فارلن، 2003). همچنین ضریب پایایی این مقیاس به روش آلفای کرونباخ در پژوهش قدمپور، حسنوند، عبدالهی مقدم و شاکرمی (1399) برابر با 87/0 به دست آمد. در این مطالعه نیز پایایی این مقیاس طبق روش آلفای کرونباخ برابر 98/0 و مطلوب ارزیابی شد.
در این مطالعه دادههای جمعآوری شده در نرمافزار SPSS نسخه 29 در سطح معناداری برابر با 05/0 تحلیل شد. قبل از اجرای تحلیلهای آماری، در خصوص نرمالیتی متغیرها از ضرایب چولگی و کشیدگی به عنوان نرمال تکمتغیره و همچنین ضریب ماردیا[23] و نسبت بحرانی آن به عنوان نرمال چندمتغیره تحت نرم افزار AMOS استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی نقش میانجی از روش بوت استراپ و مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد.
یافتهها
اطلاعات جمعیتشناختی پاسخدهندگان در جدول 1 مشاهده میشود به طوری که بالاترین فراوانی رشته تحصیلی مربوط به علوم انسانی بود، همچنین، بیشترین درصد پایه تحصیلی، مربوط به پایه یازدهم بود.
جدول 1. مقایسه توزیع فراوانی و درصد مشخصات جمعیت شناختی دانشآموزان
|
مقوله |
تعداد |
درصد |
|
|
جنسیت |
دختر |
191 |
7/49 |
|
پسر |
193 |
3/50 |
|
|
پایه تحصیلی |
دهم |
128 |
3/33 |
|
یازدهم |
131 |
1/34 |
|
|
دوازدهم |
125 |
6/32 |
|
|
رشته تحصیلی |
علوم انسانی |
135 |
2/35 |
|
علوم تجربی |
122 |
8/31 |
|
|
ریاضی-فیزیک |
127 |
1/33 |
|
|
کل |
384 |
100 |
|
یکی از مهمترین فرضیات در تحلیلهای آماری، اطمینان از نرمال بودن دادهها قبل از تحلیل است. با توجه به یافتههای جدول 2، چون مقدار این ضریب برای کجی بین (1 و 1-) و برای کشیدگی بین (5 و 5-) قرار گرفته، لذا شرایط نرمالیتی تکمتغیری و چندمتغیری دادهها برقرار میباشد (قاسمی، 1400).
جدول 2. خلاصه نتایج تحلیل آمار تک متغیری و چند متغیری و ماتریس همبستگی پیرسون متغیرهای پژوهش
|
متغیر |
1 |
2 |
3 |
میانگین |
انحراف معیار |
چولگی |
کشیدگی |
|
1. احساس تعلق به مدرسه |
1 |
|
|
06/50 |
82/10 |
777/0- |
202/0 |
|
2. عشق به یادگیری |
**641/0 |
1 |
|
77/30 |
05/9 |
369/0- |
492/0- |
|
3. بهزیستی تحصیلی |
**349/0 |
**478/0 |
1 |
80/104 |
80/18 |
275/0 |
746/0- |
|
چندمتغیره (ضریب مردیا) |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
080/1- |
**: در سطح (001/0>P) معنادار است.
جهت پیشفرض همبستگی متغیرهای تحقیق، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. همانطور که در جدول 2 دیده میشود، بین تمامی متغیرهای پیشبین با متغیر ملاک همبستگی معناداری وجود داشت (001/0>P).
در ادامه جهت آزمون فرضیهها مدل نظری تحقیق در نرم افزار ایموس ترسیم و نتایج آن در ذیل ارائه گردیده است. هدف از ارزیابی برازش کل مدل این است که مشخص شود تا چه حد کل مدل با دادههای تجربی مورد استفاده سازگاری و توافق دارد.
مدل 1. مدل ساختاری پژوهش در حالت برآورد استاندارد
مدل 2. مدل ساختاری پژوهش در حالت برآورد غیر استاندارد
جدول شماره 3 بیانگر مهمترین شاخصهای برازش مدل تحقیق است.
جدول 3 . شاخصهای مربوط به برازش مدل
|
نام شاخص |
مدل برازش داده شده |
برازش مطلوب |
وضعیت |
|
مجذور خی (2χ) |
282/346 |
----- |
مطلوب |
|
کای اسکوئر بهنجار شده به درجه آزادی(CMIN/DF) |
985/2 |
کمتر از 3 |
مطلوب |
|
شاخص برازش تطبیقی(CFI) |
975/0 |
بزرگتر از 90/0 |
مطلوب |
|
شاخص برازندگی توکر-لویئس (TLI) |
970/0 |
بزرگتر از 90/0 |
مطلوب |
|
شاخص نیکویی برازش (GFI) |
900/0 |
بزرگتر از 90/0 |
مطلوب |
|
شاخص برازندگی فزاینده (IFI) |
975/0 |
بزرگتر از 90/0 |
مطلوب |
|
ریشه میانگین مربعات خطای برآورد(RMSEA) |
072/0 |
کوچکتر از 08/0 |
مطلوب |
همانطور که در جدول فوق مشخص است، شاخصهای برازش مدل از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. به عنوان مثال مقدار کای اسکوئر مدل به درجه آزادی از 3 کمتر است و همچنین مقدار RMSEA نیز 072/0 و کمتر از 08/0 است و این شاخص نیز برازش مدل را تایید میکند. تایید کلی مدل به آن مفهوم نیست که همه روابط موجود در مدل تایید شدهاند و به همین علت روابط موجود در مدل به صورت جداگانه نیز مورد بررسی و در جدول شماره 4 ارائه شدهاند.
جدول 4 . وزنهای غیر استاندارد و استاندارد رگرسیونی ضرایب در روابط مستقیم و غیرمستقیم
|
مسیر |
برآورد غیر استاندارد |
برآورد استاندارد |
خطای استاندارد |
نسبت بحرانی |
سطح معناداری |
||
|
تعلق به مدرسه |
<--- |
عشق به یادگیری |
233/0 |
604/0 |
017/0 |
58/13 |
001/0> |
|
تعلق به مدرسه |
<--- |
بهزیستی تحصیلی |
872/0 |
338/0 |
152/0 |
74/5 |
001/0> |
|
عشق به یادگیری |
<--- |
بهزیستی تحصیلی |
36/2 |
353/0 |
385/0 |
13/6 |
001/0> |
|
آزمون میانجیگری |
برآورد غیر استاندارد |
برآورد استاندارد |
حد پایین |
حد بالا |
سطح معناداری |
||
|
تعلق به مدرسه <-- عشق به یادگیری <-- بهزیستی تحصیلی |
550/0 |
213/0 |
404/0 |
722/0 |
001/0> |
||
با توجه به سطوح معناداری بدست آمده برای هریک از وزنهای رگرسیونی غیراستاندارد در جدول شماره (4)، همه روابط موجود در مدل قابل تأیید میباشند. ضرایب بدست آمده در صورتی معنادار میباشند که مقدار نسبت بحرانی[24] آنها از 96/1 بیشتر یا از 96/1- کمتر باشد. بر اساس جدول فوق میتوان ادعا کرد، تعلق به مدرسه رابطه مستقیمی با عشق به یادگیری (604/0=β و 01/0>P)، عشق به یادگیری رابطه مستقیمی با بهزیستی تحصیلی (353/0=β و 01/0>P) و تعلق به مدرسه رابطه مستقیمی با بهزیستی تحصیلی (338/0=β و 01/0>P) دارد.
در این پژوهش روابط غیرمستقیم از طریق روش بوت استرپ انجام شد و با توجه به مندرجات جدول بالا، میتوان ادعا کرد، تعلق به مدرسه بهصورت غیرمستقیم از طریق عشق به یادگیری بر بهزیستی تحصیلی دانشآموزان تأثیر مثبت و معنیداری دارد (05/0>p)؛ همچنین با توجه به اینکه فاصله اطمینان موردنظر با توجه به حدود پایین و بالای ذکرشده، صفر را در برنمیگیرد بنابراین اثر غیرمستقیم معنادار است(001/0>p، 213/0=β ). پس با اطمینان 99/0 میتوان ادعا کرد تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری تاثیر غیرمستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی دانشآموزان دارد.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجیگری عشق به یادگیری در دانشآموزان متوسطه دوره دوم انجام شد. بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون مشخص شد بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی در دانشآموزان رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد و با توجه به نتایج بدست آمده، این پژوهش با نتایج پژوهشهای یعقوبی و همکاران (1399)، آلن و همکاران (2016)، ارسلان و همکاران (2023) و ایزدی، طهمورسی، حسین زاده تقوایی، صفاری نیا و قراملکی صبحی (1404) همسویی دارد. استوجانویس و پوپوویک (2022) بیان کردند احساس تعلق قوی با نتایج مثبت تحصیلی، از جمله انگیزه و مشارکت بالاتر در فعالیتهای مدرسه مرتبط است، به طوری که، دانشآموزان با احساس تعلق، رضایت از زندگی و عزت نفس بیشتری را گزارش میدهند که برای موفقیت تحصیلی ضروری است. همچنین، ارسلان و همکاران (2023) بیان داشته است که روابط مثبت با همسالان و معلمان به ایجاد محیطی حمایتی کمک میکند که رشد تحصیلی و عاطفی را تقویت میکند. مبانی نظری بر اهمیت، سودمندی و جذابیت ادراک دانشآموزان از مدرسه رفتن و درس خواندن و مشارکت آنها در کار مدرسه و رضایتمندی تحصیلی و کاهش فرسودگی نسبت به انتخاب تحصیلی حکایت دارد. در راستای تبیین این فرضیه میتوان گفت، احساس تعلق به مدرسه نه تنها به بهزیستی تحصیلی کمک میکند، بلکه به عنوان یک پایه روانشناختی قوی، میتواند عزتنفس، اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان را نیز تقویت کند. به عبارتی دیگر، دانشآموزان با احساس تعلق قوی، به احتمال بیشتری احساس میکنند که عضوی از جامعهای مهم و ارزشمند هستند و تلاش میکنند تا جایگاه خود را در این جامعه با موفقیتهای تحصیلی و رفتارهای مثبت اجتماعی تقویت کنند و در کل میتوان چنین اذعان داشت که احساس تعلق به مدرسه به عنوان یک عامل کلیدی در ارتقای بهزیستی تحصیلی دانشآموزان عمل میکند (سبوکوا، هالامووا و اوهلاریکووا[25]، 2019).
یافتههای بهدست آمده درباره اثر میانجی عشق به یادگیری در رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی نشان داد که تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری دارای اثر غیرمستقیمی بر بهزیستی تحصیلی میباشد به طوری که با افزایش تعلق به مدرسه، دانشآموزان عشق به یادگیری را در خود احساس میکنند و در راستای آن نمره بهزیستی تحصیلی آنان افزایش معناداری پیدا میکند. این نتیجه همسو با مطالعه ایککلس و رویزر [26] (2011)، بِرک، سِگرین و فاریس[27] (2018) و یعقوبی و همکاران (1399) میباشد. رچلی و کریستنسون[28] (2022) معتقدند دانشآموزانی که حس تعلق بیشتری به مدرسه دارند، به احتمال بیشتری در فعالیتهای درسی مشارکت میکنند و از درگیری تحصیلی بیشتری برخوردارند. بر اساس مبانی نظری میتوان گفت، احساس تعلق به مدرسه یکی از عوامل کلیدی در افزایش بهزیستی تحصیلی دانشآموزان است. این احساس تعلق باعث میشود که دانشآموزان مدرسه را به عنوان مکانی امن، حمایتگر و مثبت تجربه کنند، که این امر میتواند به احساس خوشایند و رضایت از تحصیل منجر شود. مطالعات نشان دادهاند که تعلق به مدرسه به عنوان یک متغیر پیشبینیکننده بهزیستی تحصیلی عمل میکند و به دانشآموزان کمک میکند تا احساس هدفمندی و انگیزه بیشتری در فعالیتهای تحصیلی داشته باشند (آلن و همکاران، 2016). در واقع عشق به یادگیری در دانشآموزان موجب ایجاد انگیزه و اشتیاق به یادگیری به منظور کسب دانش در سطوح مختلف میگردد. فرد به صورت مستقل و با انگیزه بالایی در تلاش برای تجزیه و تحلیل مسائل، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی فعالیتهای یادگیری میباشد (هان[29]، 2020) و هیان و همکاران (2020) تحقیقاتی هستند که به نقش بیبدیل عشق به یادگیری در شیوه تفکر و کیفیت تحصیل اشاره داشتهاند. هیان و همکاران (2020) نشان دادند که از ویژگیهای عشق به یادگیری، علاقه شناختی در جستجوی دانش برای دانش، ارضای ذهن پژوهنده و یادگیری به خاطر یادگیری است. در تبیین این فرضیه بر اساس نظریه انگیزش درونی[30] که توسط دسی و رایان[31] (2008) مطرح شده است، میتوان به اهمیت انگیزش درونی به دلیل تعهد و علاقه به یادگیری، برای تجربههای مثبت یادگیری و هدفمندی در تحصیل اشاره دارد. بنابراین، دانشآموزانی که از راهبردهای عمیق از یادگیری اسنفاده میکنند و لذت میبرند، فعالیتهای آموزشی برای آنان به بخشی از فرآیند رشد شخصی و تحصیلی تبدیل میشود و سرانجام بر بهزیستی تحصیلی آنان تأثیر میگذارد.
رابطه بین تعلق مدرسه و عشق به یادگیری قابل توجه است، در راستای تبیین این فرضیه میتوان گفت که احساس تعلق قوی تجارب آموزشی دانشآموزان را افزایش میدهد و اشتیاق به یادگیری را تقویت میکند. تحقیقات نشان میدهد که تعلق مدرسه بر نتایج مختلف آموزشی از جمله لذت یادگیری و پیامدهای تحصیلی تأثیر مثبت دارد که اجزای ضروری عشق به یادگیری هستند. ارسلان و تانهان[32] (2019) بیان میدارند دانشآموزانی که حس تعلق قوی دارند، سطح بالاتری از شادی را در یادگیری گزارش میدهند که با عملکرد تحصیلی بهتر همبستگی دارد (ارسلان و همکاران، 2019).
هر پژوهشی با محدودیتهایی مواجه است. جامعه آماری این پژوهش محدود به دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر بانه بود بنابراین تعمیم نتایج آن به سایر گروههای جمعیتی لازم است با احتیاط صورت بگیرد. احساس تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری ممکن است تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی خاص هر جامعه قرار گیرد؛ بنابراین، نتایج این پژوهش ممکن است به جوامع یا گروههای خاصی قابل تعمیم نباشد. برای کاهش این محدودیت، بهتر است که پژوهشها در محیطها و فرهنگهای متنوعتر تکرار شوند.
در راستای نتایج این مطالعه، پیشنهاد میشود فضایی حمایتی و ایمن در مدرسه ایجاد شود چرا که ایجاد چنین فضایی میتواند به دانشآموزان کمک کند تا مدرسه را به عنوان یک محیط مثبت و سازنده ببینند. با توجه به وجود رابطه مثبت بین تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان مدارس و آموزش و پرورش با فراهم کردن حمایتهای اجتماعی و فرهنگی در مدرسه به تقویت این رابطه کمک کنند .افزون بر این، برای تقویت عشق به یادگیری، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی به گونهای طراحی شوند که بر انگیزش درونی دانشآموزان تمرکز کنند. به عنوان مثال، با ایجاد فرصتهایی برای پروژههای پژوهشی و عملی، دانشآموزان میتوانند درک عمیقتری از مباحث آموزشی پیدا کنند و به جای یادگیری سطحی و حفظی، به یادگیری به عنوان یک فرآیند لذتبخش و معنادار بپردازند. همچنین پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، پژوهشگران تحقیقی با عنوان اثر میانجی متغیرهای پایداری تحصیلی و نشاط ذهنی را در رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی مورد بررسی قرار دهند.
ملاحظات اخلاقی
پژوهش حاضر به عنوان پایاننامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی در تاریخ 02/03/1403 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد تصویب شده است. نویسندگان اعلام می دارند این پژوهش به اصول اخلاقی پژوهش دانشگاه مذکور متعهد بوده است و تمامی اصول اخلاقی مرتبط (از جمله محرمانه بودن پرسشنامه، رضایت آگاهانه شرکتکنندگان و اختیار خروج از پژوهش (در مدت اجرای آن رعایت شده است .
تعارض منافع
نویسندگان اعلام میکنند هیچگونه تضاد منافعی ندارند.
تشکر و قدردانی
از کلیه افرادی که در این پژوهش ما را یاری کردند، نهایت تشکر و قدردانی میشود.
[1]. Lent
[2]. academic well-being
[3]. Thuy-vy & Deci
[4]. school value
[5]. School burnout
[6]. School engagement
[7]. satisfaction with educational choice
[8]. Carney, Joo, Hazler & Geckler
[9]. Arslan & Coşkun
[10] . Cullinane
[11]. Love of learning
[12]. Butcher
[13]. Weber & Ruch
[14]. Lounsbury, Fisher, Levy & Welsh
[15]. Wagner, Holenstein, Wepf & Ruch
[16]. Gamage, Dehideniya & Ekanayake
[17]. Penman & Ellis
[18]. Brown & Evans
[19]. McFarlane
[20]. Belonging in School Scale
[21]. Academic Well-Being Questionnaire (AWBQ)
[22]. Love of learning questionnaire
[23] . Mardia
[24] . Critical Rtio
[25] . Šeboková, Halamová & Uhláriková
[26] . Eccles & Roeser
[27] . Burke, Segrin, & Farris
[28]. Reschly & Christenson
[29] . Han
[30] . Self-Determination Theory
[31] . Deci & Ryan
[32] . Arslan & Tanhan