نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک­های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی رودهن. رودهن. ایران

2 دانشیار، گروه مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی رودهن. رودهن. ایران

3 دانشیار، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن. تنکابن. ایران

چکیده
مقدمه:با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی ایفای نقش‌های شغلی و خانوادگی می‌تواند زمینه‌ساز بروز تعارضات بین‌فردی و مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی به‌عنوان یکی از پیامدهای مهم تعارض کار-خانواده و سبک‌های دلبستگی ناایمن، می‌تواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده درباره روابط دوتایی این متغیرها، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در تبیین این روابط کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک‌های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل انجام شد.
روش:پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بود که از میان آنان 250 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت داده‌های 225 نفر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار-خانواده نت‌مایر و همکاران (1996)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن دارای اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود (β = -0.152، p < 0.05) . همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (β = -0.128، p < 0.05)و دلزدگی زناشویی (β = -0.189، p < 0.01) بود.علاوه بر این، تعارض کارخانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.184، p < 0.01 ) و دلزدگی زناشویی(β = -0.173، p < 0.01 )بود . همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود(β = -0.173، p < 0.01 ) .نتایج بوت‌استرپ نیز نشان داد اثرات غیرمستقیم سبک‌های دلبستگی و تعارض کارخانواده از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی معنادار است(p < 0.05 ).
نتیجه‌گیری:یافته‌های این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در مواجهه با تعارض میان نقش‌های شغلی و خانوادگی، در صورت برخورداری از سبک‌های دلبستگی ناایمن و استفاده از الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه و غیرمستقیم، بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و دلزدگی در روابط زناشویی قرار می‌گیرند. بنابراین، آموزش مهارت‌های ارتباطی، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض می‌تواند در کاهش دلزدگی زناشویی زنان شاغل و بهبود کیفیت روابط زوجی مؤثر باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Mediating Role of Covert Relational Aggression in the Relationship Between Work–Family Conflict and Attachment Styles with Marital Burnout Among Employed Women

نویسندگان English

Tannaz Farokhzad 1
Farideh Dokanei fard 2
Javad Khalatbari 3
1 Ph.D student of counseling ,Department of counseling, Ro.C.,Islamic Azad university, Roudehen ,Iran
2 Associate professor, department of counseling,Ro.C.,Islamic azad university ,roudehen,Iran
3 Associate professor,department of psychology,To.C.,Islamic azad university,tonkabon,Iran
چکیده English

Introduction: With the increasing participation of women in the labor market, the simultaneous fulfillment of occupational and family roles can create interpersonal conflicts and marital problems. In this context, marital burnout, as a significant consequence of work–family conflict and insecure attachment styles, can affect the quality of life of employed women. Despite previous studies examining bivariate relationships among these variables, the mediating role of covert relational aggression has received less attention. Therefore, the present study aimed to investigate the mediating role of covert relational aggression in the relationship between work–family conflict and attachment styles with marital burnout among employed women
Methods: This study employed a descriptive-correlational design using path analysis. The statistical population included married employed women attending counseling centers in District 5 of Tehran during 2021–2022. A total of 250 participants were selected through purposive sampling, and data from 225 participants were ultimately analyzed. Research instruments included the Work–Family Conflict Questionnaire (Netemeyer et al., 1996), the Adult Attachment Scale (Collins & Read, 1990), the Marital Burnout Scale (Pines, 1996), and the Covert Relational Aggression Scale (Nelson & Carroll, 2006). Data were analyzed using Pearson correlation and path analysis in SPSS 26 and AMOS 23.
Results: The results showed that secure attachment style had a negative but non-significant direct effect on marital burnout (β = -0.152, p > 0.05). Insecure attachment style had a significant positive direct effect on covert relational aggression (β = 0.128, p < 0.05) and on marital burnout (β = 0.189, p < 0.01). Work–family conflict had a significant positive direct effect on covert relational aggression (β = 0.184, p < 0.01) and on marital burnout (β = 0.173, p < 0.01). Covert relational aggression had a significant positive direct effect on marital burnout (β = 0.173, p < 0.01). Bootstrap results further indicated that the indirect effects of attachment styles and work–family conflict on marital burnout through covert relational aggression were significant (p < 0.05).
Conclusion: The findings indicate that employed women who experience conflict between occupational and family roles are more likely to experience emotional exhaustion and marital burnout if they possess insecure attachment styles and engage in aggressive and indirect relational patterns. Therefore, training in communication skills, emotion regulation, and conflict management may be effective in reducing marital burnout among employed women and improving the quality of couple relationships.

کلیدواژه‌ها English

Attachment style, marital burnout, covert relational aggression, work&ndash
family conflict, employed women

مقدمه

تغییر و تحولات ایجاد شده در جوامع کنونی باعث شده است تا زنان همچون مردان وارد بازار کار شوند که این امر موجب شکل­گیری بافت خانوادگی متفاوت و جدیدی نسبت به ساختار خانواده­های سنتی شده است. در واقع،  ورود زنان همچون مردان به بازار کار باعث شکل­گیری بافت خانوادگی متفاوت و جدید در مقایسه با ساختار خانواده­های سنتی شده است (سونگ، لی و کیم[1]، 2024). در چنین حالتی، زنان شاغل علی رغم این­که در کارهای خارج از محیط خانه همچون مردان فعال هستند، باید از تشکیل خانواده  نیز غافل نشوند. به عبارتی دیگر،  زنان شاغل تأثیر قابل توجهی در رشد جهانی کشورها دارند و باید شغل خود را مدیریت کنند و در عین حال به انجام وظایف متعارف خود به عنوان همسر، مادر و کسب درآمد ادامه دهند (امین[2] و همکاران، 2022). نتیجه مطالعات موجود نشان می­دهد که تعدد نقش­ها به ویژه تضاد بین نقش شغلی-همسری باعث بروز مشکلاتی همچون دلزدگی و تعارض خانوادگی می­شود (ژانگ[3]، 2025 ). دلزدگی زناشویی[4] به عنوان کمرنگ شدن عشق در ازدواج عبارت است از وضعیتی که  زوجین به دنبال توقعات زیادشان از زندگی زناشویی آن را تجربه می­کنند؛ زیرا  در چنین حالتی آنها احساس می­کنند که بین آنچه  که از ازدواج­شان کسب کرده­اند، با آنچه که برای ازدواج سرمایه­گذاری کرده­اند تناسب وجود ندارد که این امر باعث می­شود از نظر جسمانی، عاطفی و روان­شناختی حالتی از تحلیل رفتن انرژی و بی­رمقی را تجربه کنند (منتش و یلدریم[5]، 2024). دلزدگی زناشویی نه تنها خود زوجین بلکه خانواده و روابط اجتماعی آنها را نیز تحت تاثیر قرار می­دهد (کوچیگیت و اوزون [6]، 2024). یکی از عواملی که می‌تواند با دلزدگی زناشویی زنان شاغل مرتبط باشد، سبک دلبستگی[7] و مؤلفه‌های آن است (فرخ­زاد، دوکانه­ای فرد و خلعتبری، 2024).

بر اساس نظریه دلبستگی جان بالبی[8] (1969)، سیستم دلبستگی یک سیستم ژنتیکی برنامه­ریزی شده، با پایه بیولوژیکی است که برای محافظت از کودک به دلیل استقلال ناکافی او برای اطمینان از نیازهای ضروری بقای او تعیین شده است. مفهوم هسته­ای ایمنی (پاسخ به تهدید و استرس) در مرکز نظریه دلبستگی قرار داشت (مالوف[9] و  همکاران، 2022). تحقیقات مختلفی نشان داده‌اند که سبک دلبستگی ایمن تأثیر منفی و سبک دلبستگی ناایمن تأثیر مثبت بر دلزدگی زناشویی دارد (فرخ­زاد و همکاران، 2024). محققان در پژوهش دیگری نشان دادند که سبک دلبستگی ایمن دارای رابطه­ مثبت و معناداری با کاهش تعارضات زناشویی است (امانی و همکاران، 2024). به‌طورکلی، دلبستگی ایمن با رضایتمندی زناشویی بیشتر و دلبستگی غیرایمن با رضایتمندی زناشویی کمتر رابطه دارد (شینده، سنگوی و هندوجا[10]، 2023). برخی دیگر از پژوهش­ها هم رابطه هر دو متغیر تعارض کار-خانواده و سبکهای دلبستگی را با دلزدگی زناشویی زنان شاغل بررسی کرده­اند که از جمله این پژوهش­ها می­توان به مطالعه حائری­نژاد و صفاری­نیا (1402) اشاره کرد که در پژوهشی نشان دادند همبستگی معناداری بین متغیرهای دلزدگی زناشویی با تعارض کار-خانواده و سبک دلبستگی وجود دارد.

آنچه در ارتباط با اشتغال زنان روشن است این است که  علی‌رغم اینکه افزایش سطح تحصیلات زنان و ورود آن­ها به بازار کار باعث کسب استقلال اقتصادی و ارتقای عزت‌نفس آنها شده، بااین‌حال، آن­ها را با چالش جدیدی به نام تعارض کار - خانواده و تعارض زناشویی مواجه ساخته است (آبرنوویچ[11] و همکاران، 2020). تعارض کار - خانواده[12] نوعی اصطکاک نقش­هاست که در آن فشارهای ناشی از حیطه کار و خانواده از برخی جهات متقابل و ناسازگار است (وانگ[13]، 2024). تعارض کار - خانواده عامل استرس­زایی است که قرار گرفتن در معرض آن ممکن است منجر به ناراحتی روانی شود (ساندی، مولوتسی و ریوگا[14]، 2022). تعارض کار - خانواده با پیامدهای منفی فردی همراه است که می­تواند زندگی شغلی افراد را نیز به‌صورت منفی تحت‌تأثیر قرار دهد، به‌طوری‌که تحقیقات نشان می‌دهد که تعارض کار - خانواده در بین ده عامل استرس‌زا قرار دارد که منجر به کاهش چشمگیر عملکرد فردی و سازمانی می‌شود (چویی[15]، 2024). یکی از حوزه­هایی که تحت تاثیر تعارض کار-خانواده قرار می­گیرد، حوزه روابط زناشویی به ویژه رضایت زناشویی بین زوجین است (وان[16] و همکاران، 2024). نتایج برخی از پژوهش­ها در این خصوص مبین این امر است که تعارض کار خانواده پیامدهای منفی متعددی همچون تعدیل سطوح سلامت را به همراه دارد (چانگ، چیانگ و لین[17]، 2024). سیمانجونتاک، یولیاتی و کومالاساری[18] (2024) در پژوهشی نشان دادند که تعارض کار-خانواده می­تواند تاثیر منفی بر کیفیت زندگی زنان شاغل بگذارد. بنابراین، زنان شاغل باید استراتژی‌های متعادل‌کننده‌ای را برای کاهش تعارضات خانواده-کار، مانند اجتناب از آوردن کار به خانه، اجرا کنند. عملکردهای خانواده را می‌توان با تقسیم انعطاف‌پذیر نقش‌ها و وظایف بهینه کرد و برای رضایت زناشویی مناسب، زوجین باید ارتباط خوب و درک متقابل را حفظ کنند.

بنابراین، یکی از عواملی که در رابطه بین تعارض کار-خانواده و مشکلات زناشویی زنان شاغل نیازمند بررسی می­باشد، پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین[19] است. پرخاشگری ارتباطی پنهان، به آسیب رساندن به همسر ازطریق دستکاری روابط اجتماعی آنها به­وسیله شایعه پراکنی، کناره­گیری از عشق و محبت و تحریک حسادت اشاره دارد (مورون و ماندال[20]، 2021). این نوع از پرخاشگری شامل دو مولفه کناره­گیری عاطفی و تخریب وجهه اجتماعی است و بدین شکل است که فرد، از ابراز محبت یا صمیمیت جنسی خودداری و به خراب کردن وجه اجتماعی همسر ازطریق بدگویی، شایعه­پراکنی، درمیان گذاشتن اطلاعات خصوصی وی با دیگران یا فراهم کردن امکان دخالت دیگران در جریان بحث­ها و مشاجرات اقدام می­کند (کیلفورد[21]، 2013). محققان نشان داده­اند که خشونت و پرخاشگری در زندگی زناشویی یکی از عوامل بسیار مهم در دلزدگی زناشویی و سوق دادن زوجین به سمت طلاق است که با انباشته کردن سرخوردگی­ها و تنش­های زندگی روزمره، سبب فرسایش می­شود و بر کیفیت زندگی تأثیر معکوس و معناداری بر جای می­گذارد (درگاهی، اعیادی و خبازی، 1403). به طوری که، افشانی و همکاران (1402) در مطالعه­ای گزارش کردند که خشونت و پرخاشگری در زندگی زناشویی با انباشـته کردن سرخوردگی­ها و تنش­های زندگی روزمره، سبب فرسایش می­شود و بر کیفیت زندگی تأثیر معکوس و معناداری بر جای می­گذارد.

پرخاشگری ارتباطی پنهان از جمله متغیرهایی است که  نه تنها تحت تاثیر متغیرهای بافتی همچون تنش­های خانوادگی یا شغلی قرار می­گیرد (یو و تلن[22]، 2023)، خود نیز می­تواند بر شدت و ضعف بروز این تنش­ها اثرگذار باشد (مورون و ماندال[23]، 2021). به طوری که، وانگ[24] و همکاران (2024) در بررسی تاثیر تعارض کار-خانواده بر بروز پرخاشگری در روابط اعضای خانواده به این نتیجه رسیدند که تعارض کار-خانواده مادر با اتخاذ سبک فرزندپروری سختگیرانه از سوی والدین رابطه دارد که این عامل به نوبه خود باعث شیوع پرخاشگری سایبری در نوجوانان می­شود. در پژوهش دیگری در این زمینه علی، غرایبه و عویس[25] (2025) نشان دادند که تعارض کار-خانواده و مکانیسم‌های آشفتگی رابطه‌ای با نارضایتی زناشویی ارتباط منفی دارند. همچنین، تعارض کار-خانواده با تاکتیک‌های تعارض منفی (توزیعی، اجتنابی، پرخاشگری کلامی و پرخاشگری فیزیکی) ارتباط مثبت داشت. با این حال، تاکنون در ایران پژوهشی که به صورت جامع به بررسی روابط چندگانه این متغیرها در قالب مدل کلی بپردازد، انجام نشده است.

بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری سبکهای دلبستگی و تعارض کار-خانواده با دلزدگی زناشویی زنان شاغل با نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در قالب تحلیل مسیر بود که مدل مفهومی مربوط به آن در شکل (1) ارائه شده است:

شکل1. مدل مفهومی پژوهش

 

چارچوب مفهومی پژوهش

فرانکل[26] معتقد بود که تلاش برای یافتن معنا در زندگی، نیروی انگیزشی اصلی در انسان است (پاینز و نانس[27]، 2003). نیاز مردم به این باور که آنچه انجام می‌دهند، معنادار است، به این دلیل است که آن‌ها می‌خواهند از این طریق به‌نوعی با وحشت و نگرانی خود از مواجهه با فناپذیری مقابله کنند. به‌منظور اینکه افراد بتوانند توانایی انکار مرگ را داشته باشند، افراد نیاز دارند که احساس قهرمانانه داشته باشند و زندگی خود را معنادار، مفید و مهم فرض کنند. مردم انتخاب می‌کنند که با توجه به فرهنگی که در آن زندگی می‌کنند، تبدیل به قهرمان شوند. یکی از پاسخ‌های وجودی به این نیاز، کار است. همچنین پاسخ دیگر می‌تواند عشق باشد. افراد با این انتظار که بتوانند از کار و یا عشق حس اهمیت وجودی رو دریافت کنند، کار یا عشق را با امید، آرمان‌گرایی و انگیزه شروع می‌کنند (پاینز و نانس، 2003). هنگامی‌که آن‌ها احساس کنند که شکست‌خورده‌اند و آن چیزی را که انتظار داشتند از شغل و از ازدواج، کسب نمی‌کنند، درنتیجه شروع به درماندگی و ناامیدی می‌کنند و دلزده می‌شوند. درواقع آن‌ها درمی‌یابند که آن‌ها کار بااهمیتی انجام نمی‌دهند و هیچ تأثیر خاصی بر زندگی شخصی و زناشویی­شان ندارند و حضور یا عدم حضور آن‌ها در زندگی تفاوت خاصی وجود ندارد (پاینز و نانس، 2003؛ پاینز و همکاران، 2011).

زمانی که مردم احساس کنند که آنچه انجام می‌دهند مهم است و خودشان نیز افرادی مهمی هستند و اعمال و رفتارشان تأثیرگذار است، حتی در شرایط سخت و دشوار نیز دچار دلزدگی نمی‌شوند. از دست دادن این حس که آن‌ها و اعمال و رفتارشان اهمیتی ندارد، می‌تواند منجر به دلزدگی شود (پاینز و همکاران، 2011). در واقع، آنچه از مبانی نظری فوق قابل استناد است این است که زنان شاغل، کار را به عنوانی وسیله­ای برای معنایابی در زندگی در نظر می­گیرند و چنانچه بین اهداف و دستاوردهای محیط شغلی و خانوادگی همخوانی وجود نداشته باشد، معنا می­تواند جای خود را به ناامیدی و دلزدگی در هر دو بعد شغلی و زناشویی بدهد. این در حالی است که بنا بر مبانی روانشناسی ناکامی در رسیدن به اهداف می­تواند به صورت احساس خشم بروز پیدا کند که نمود بیرونی آن تجربه پرخاشگری در روابط با اطرافیان است. لذا، با در نظر گرفتن مبانی نظری فوق، انجام پژوهشی جامع که تمامی این متغیرها را در قالب مدل ساختاری و به صورت یکجا مورد بررسی قرار دهد، ضروری به نظر می­رسد. با این حال، مروری بر مبانی تجربی داخلی و خارجی نشان داد که علی­رغم بررسی روابط ساده و تک به تک متغیرهایی همچون کیفیت زندگی شغلی و زناشویی و نقش آنها در بروز پرخاشگری (خزاعی و همکاران، 1400) و دلزدگی زناشویی (وان و همکاران، 202؛ شینده و همکاران، 2023) تاکنون پژوهشی که این متغیرها را به صورت جامع و در قالب مدل ساختاری بررسی کرده باشد، انجام نشده است. لذا، پژوهش حاضر به منظور پاسخ به این سوال انجام شد که آیا تعارض کار- خانواده و سبک‌های دلبستگی مستقیماً با دلزدگی زناشویی رابطه دارند یا از طریق اثرگذاری بر پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین چنین رابطه‌ای شکل می‌گیرد و اینکه چگونه پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین رابطه تعارض کار- خانواده و سبک‌های دلبستگی با دلزدگی زناشویی را میانجی­گری خواهد کرد؟

 

روش

پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از روش تحلیل مسیر[28] انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زنان شاغل متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بودند. به منظور تعیین حجم نمونه، از آنجا که حداقل حجم نمونه در تحلیل مسیر معمولاً بر اساس تعداد پارامترهای موجود در مدل تعیین می‌شود. به طور کلی، توصیه می‌شود که به ازای هر پارامتر در مدل، حداقل ۱۰ تا ۲۰ نمونه وجود داشته باشد (کلاین و سنتور[29]، 1999). لذا، با توجه به اینکه پارامترهای موجود در این پژوهش 10 تا است، با در نظر گرفتن 20 نمونه به ازای هر پارامتر، حجم نمونه مورد نیاز برای این پژوهش 200 نفر برآورد شد که با درنظرگرفتن احتمال 25% وجود پرسشنامه­های مخدوش و ناقص پر شده، 250 زن شاغل متأهل با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند به عنوان نمونه تحقیق حاضر انتخاب شدند. نمونه­گیری هدفمند معمولا زمانی استفاده می­شود که محقق با توجه به اهداف و معیارهای خاص خود، نمونه‌ها را انتخاب می‌کند و محقق به دنبال مطالعه یک گروه خاص با ویژگی‌های منحصر به فرد است (استارتون[30]، 2024).

ملاک‌های ورود به این پژوهش عبارت بودند از: داشتن جنسیت زن، شاغل بودن، متاهل بودن، سپری شدن حداقل 2 سال از زمان ازدواج، نداشتن سابقه متارکه و طلاق و عدم اخراج یا مرخصی بلندمدت در هنگام انجام پژوهش. همچنین، به تبع این ملاک­ها، ملاک­های خروج از پژوهش هم عبارت بودند از: از دست دادن شغل در طول انجام پژوهش، جدایی یا طلاق در فرآیند انجام پژوهش، نارضایتی برای ادامه شرکت در پژوهش. برای جلب رضایت مراجعان برای شرکت در پژوهش در ابتدا هدف از انجام پژوهش به آنها توضیح داده شد و بعد از بیان مسائل اخلاقی در پژوهش همچون محرمانه ماندن مشخصات شرکت­کنندگان و رضایت آگاهانه آنها برای شرکت در پژوهش، رضایت کتبی­شان برای مشارکت در این مطالعه جلب شد. در نهایت پس از جمع­آوری پرسشنامه­های تکمیل شده 25 مورد از این پرسشنامه­ها به دلیل ناقص پر شدن کنار گذاشته شدند و مجموعاً 225 پرسشنامه وارد تحلیل شدند. برای  تحلیل داده­ها از همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر در نرم‌افزار SPSS26 و Amos23 استفاده شد.

 

ابزارهای پژوهش

الف) پرسش‌نامه تعارض کار - خانواده (WFCS)[31]: این پرسش‌نامه توسط نت مایر[32]  و همکاران در سال 1996 ساخته شد و دارای 10 گویه و 2 خرده مقیاس است که پنج گویه اول آن تعارض کار-خانواده و پنج گویه دوم تعارض خانواده - کار را بررسی می­کند. شیوه نمره­گذاری این مقیاس توسط طیف لیکرت 7 درجه­ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم است که نمره بالاتر نشانگر تعارض کار-خانواده بیشتر است. پایایی نسخه اصلی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای قسمت اول 91/0 و برای قسمت دوم 88/0 به‌دست‌آمده است. روایی پرسش‌نامه نیز توسط نت مایر و همکاران (1996) به روش همبستگی هر دو قسمت آن با 16 سازه روان­شناختی مثل رضایت از زندگی، رضایت شغلی، تعارض نقش و ابهام نقش بررسی شد که نتایج بررسی آنها نشان داد که رضایت شغلی، رضایت از زندگی، با این پرسش‌نامه ارتباط منفی و تعارض و ابهام نقش با پرسش‌نامه ارتباط مثبت دارد (نت مایر و همکاران، 1996). محققان ایرانی ضریب پایایی این پرسشنامه را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 84/0گزارش کرده­اند (سبک­رو،کلهریان و طالقانی، 1390). همچنین، روایی همگرایی این پرسش­نامه در ایران توسط فاتحی­زاده (1386) بررسی شده است که روایی همگرایی آن با پرسشنامه تعارض نقش کوپلمن[33] و همکاران (1983) برای بخش تعارض کار-خانواده 75/0 و برای بخش تعارض خانواده-کار 81/0 گزارش شده است (نقل از ملکیها و همکاران، 1392). با استفاده از روایی همگرایی در پژوهش حاضر ضریب پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 61/0 به دست آمد.

ب) مقیاس دلبستگی بزرگسال (RASS)[34]: مقیاس دلبستگی بزرگسالان ابتدا در سال 1990 به­وسیله کولینز و رید[35] تهیه شد و در سال 1996 مورد بازنگری قرار گرفت. این مقیاس شامل خودارزیابی از مهارت‌های ایجاد ارتباط خود  توصیفی شیوه شکل‌دهی به دلبستگی‌های نزدیک است و سه خرده مقیاس دارد که عبارت انداز: دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی و دلبستگی مضطرب دو سوگرا و مشتمل بر 18 گویه است که توسط علامت‌گذاری روی یک مقیاس 5 درجه‌ای از نوع لیکرت که برای هر گویه (که از 0 «اصلاً ویژگی من نیست» تا 4 «کاملاً ویژگی من است») سنجیده می‌شود. کولینز و رید (1990) اعتبار خرده مقیاس­های این مقیاس را هم از طریق آلفای کرونباخ و هم از روش بازآزمایی پس از دو ماه بازآزمون، بین 69/0 تا 75/0 گزارش کردند. در ایران پایایی این مقیاس با استفاده از روش آزمون مجدد به‌صورت همبستگی بین دو اجرا، همبستگی بین نتایج دو اجرا A قابل‌اعتمادترین (75/0 = r) و C (75/0 = r) و D (48/0 = r) به دست آمد (عباسی و همکاران، 1397). در پژوهش حاضر پایایی این مقیاس در دو مولفه کلی سبک دلبستگی ایمن و ناایمن به ترتیب 66/0 و 74/0 به دست آمد.

ج) مقیاس دلزدگی زناشویی[36] (CBM): این مقیاس یک ابزار خودسنجی است که توسط پاینز[37] (1996) تدوین شده است و دارای سه خرده مقیاس دلزدگی جسمی[38] (1، 4، 7، 10، 16 و 21)، دلزدگی عاطفی[39] (2، 3، 5، 9، 11، 13 و 17) و دلزدگی روانی[40] (6، 8، 12، 14، 15، 18، 19 و 20) است. مقیاس دلزدگی زناشویی 21 گویه دارد که از این تعداد  17 گویه عبارت‌های منفی مانند خستگی، ناراحتی و بی‌ارزش بودن و 4 گویه عبارات مثبت مانند خوشحال بودن و پرانرژی بودن را شامل می­شود. شیوه نمره­گذاری این مقیاس توسط طیف لیکرت 7 درجه­ای از هرگز تا همیشه است که نمره بالاتر نشانگر دلزدگی زناشویی بیشتر است. قابل‌ذکر است که نمره‌گذاری 4 گویه این مقیاس (20، 19، 6، 3) به‌صورت معکوس انجام می‌شود (سودانی، دهقان و دهقان‌زاده، 1392). پایایی نسخه اصلی این مقیاس با استفاده از آزمون - بازآزمون 89/0 برای یک دوره یک‌ماهه، 76/0 برای دوره دوماهه و 66/0 برای دوره چهارماهه گزارش شده است. همچنین، همسانی درونی مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بین 91/0 تا 93/0 گزارش شده است (پاینز، 1996). پایایی این مقیاس در ایران توسط نویدی (1384) با استفاده از آلفای کرونباخ 86/0 گزارش شده است (نقل از سودانی و همکاران، 1392). همچنین، روایی این مقیاس از طریق داشتن همبستگی منفی با ویژگی‌های ارتباطی مثبت همچون نظر مثبت در مورد ارتباط، کیفیت مکالمه، احساس امنیت، خودشکوفایی، احساس هدفمندی، کشش و جاذبه عاطفی نسبت به همسر و کیفیت رابطه جنسی آن‌ها تأیید شده است (نادری و همکاران، 1388). در پژوهش حاضر پایایی کل مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 63/0 به دست آمد.

د) مقیاس پرخاشگری و قربانی شدن در روابط زوجین [41] (CRAS): نلسون و کارول[42] (2006)  این مقیاس را تدوین کردند که شامل 12 گویه است که دو خرده مقیاس کناره­گیری عاطفی[43] با سوالات 1،2، 3، 4، 5 و 6؛  خراب کردن وجهه اجتماعی[44] با سوالات 7، 8، 9، 10، 11 و 12  اندازه­گیری می­شوند. سوالات مقیاس در طیف لیکرت 7 درجه­ای  از خیلی کم (1) تا خیلی زیاد (7) نمره­گذاری می­شود. دامنه نمرات پرسشنامه برای کل سوالات 12 تا 84 خواهد بود. نمره بالا در این مقیاس نشانگر پرخاشگری ارتباطی بیشتر در رابطه بین زوجین است. سازندگان مقیاس ضرایب آلفای کرونباخ  را برای مردان در کناره­گیری عاطفی 90/0 و خراب کردن وجهه اجتماعی 88/0 و برای زنان در کناره­گیری عاطفی 86/0 و  خراب کردن وجهه اجتماعی 90/0 گزارش کرده­اند (نلسون و کارول، 2006). همچنین روایی سازه این ابزار با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مطلوب گزارش شده است (کرامر[45]، 2015). در ایران برای بررسی اعتبار این پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شده است که ضرایب پاسخ­های شوهران در مورد همسران خود برای کل مقیاس 85/0، کناره­گیری عاطفی 85/0 و خراب کردن وجهه اجتماعی 83/0 و  همچنین ضرایب پاسخ­های همسران در مورد شوهران خود برای کل مقیاس 85/0، کناره­گیری عاطفی 84/0 و خراب کردن وجهه اجتماعی 82/0 به دست آمده است (حمیدی کیان و همکاران، 1400). همچنین، روایی سازه این مقیاس در پژوهش حمیدی­کیان و همکاران (1400) با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مطلوب گزارش شده است. در این پژوهش اعتبار پرسشنامه با آلفای کرونباخ بررسی شد که ضریب آلفای کرونباخ 57/0 برای کل مقیاس به دست آمد.

برای تحلیل داده­های تحقیق حاضر از آماره­های توصیفی (میانگین، انحراف معیار)،آزمون کولموگروف-اسمیرنوف (جهت سنجش پیش فرض نرمال بودن توزیع داده­ها)، ماتریس همبستگی و تحلیل مسیر استفاده شد که همه­ی این آزمون­ها  با استفاده از با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند.

یافته­ها

در پژوهش حاضر 225 نفر شرکت کردند که اطلاعات جمعیت­شناختی آن­ها در جدول (1) ارائه شده است.

جدول1. ویژگی­های جمعیت شناختی شرکت­کنندگان از نظر سن، تحصیلات و داشتن فرزند

متغیر

فراوانی

درصد فراوانی

درصد تجمعی

سن

20-30

71

6/31

6/31

31-40

86

2/38

8/69

41-50

66

3/29

1/99

بالای 50 سال

2

9/0

100

تحصیلات

ابتدایی

24

7/10

7/10

راهنمایی

53

6/23

2/34

دیپلم و فوق دیپلم

71

6/31

8/65

لیسانس

53

6/23

3/89

فوق لیسانس و بالاتر

24

7/10

100

فرزند

دارای فرزند

131

2/58

2/58

فاقد فرزند

94

8/41

100

           

 

زنان شاغل در دامنه سنی 31-40 سال بیشترین فراوانی سنی را با 86  نفر از 225 نفر به خود اختصاص داده­اند و کمترین فراوانی سنی مربوط به دامنه سنی 50  سال به بالاست  که 2 نفر (9/0 درصد) بودند. همچنین، از نظر متغیر تحصیلات، بیشترین تعداد شرکت­کنندگان در این پژوهش دارای تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم بودند (71 نفر=6/31 درصد). علاوه­براین، از میان شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، 131 نفر(2/58 درصد) دارای فرزند و 94 نفر(8/41 درصد) فاقد فرزند بودند.

در ادامه یافته­های توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش همچون میانگین، انحراف استاندارد و کمینه و بیشنه ارائه شده است که نتایج مربوط به هر شاخص در جدول (2) قابل مشاهده است.

جدول 2. میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش

انحراف معیار

میانگین

بیشینه

کمینه

متغیرها

71/2

56/11

24

5

سبک دلبستگی ایمن

31/5

70/30

43

16

سبک دلبستگی ناایمن

20/7

68/20

48

10

تعارض-کار خانواده

35/8

54/60

82

38

پرخاشگری پنهان

54/8

29/68

100

37

دلزدگی زناشویی

 

مطابق نتایج جدول فوق میانگین و انحراف استاندارد سبک دلبستگی ایمن 71/2 ± 56/11، سبک دلبستگی ناایمن 31/5 ± 70/30، تعارض کار-خانواده 20/7 ± 68/20، پرخاشگری پنهان 35/8 ± 54/60،  و دلزدگی زناشویی 54/8 ± 29/68  است.

قبل از بررسی فرضیه­های پژوهش مفروضه­های مربوط به رگرسیون چندمتغیری و تحلیل مسیر بررسی شد. از آنجایی که یکی از مفروضه­های اصلی تحلیل­های آماری بررسی نرمال بودن توزیع داده­هاست برای این منظور از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف[46] استفاده شد که نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که سطح معناداری مقادیرz محاسبه شده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف همگی از  (05/0) بیشتر هستند و این نشان می­دهد که فرض نرمالیتی داده­ها رعایت شده است و برای استفاده از آزمون­های پارامتریک در تحلیل داده­ها ممانعتی وجود ندارد. برای این منظور گام اول در بررسی فرضیه­­های تحلیل مسیر بررسی ماتریس همبستگی بین متغیرهاست که در این پژوهش برای بررسی همبستگی متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.  نتایج این بررسی در جدول 3 گزارش شده است.

جدول 3. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش

متغیر

1

2

3

4

5

1= سبک دلبستگی ایمن

1

-

-

-

-

2= سبک دلبستگی ناایمن

003/0-

1

-

-

-

3= تعارض کار-خانواده

**280/0-

120/0

1

-

-

4= پرخاشگری پنهان

**172/0-

*145/0

**234/0

1

-

5= دلزدگی زناشویی

**231/0-

**238/0

**281/0

**268/0

1

 

همان طور که در جدول 3  ملاحظه می­شود، بین سبک دلبستگی ایمن با تعارض کار-خانواده، پرخاشگری پنهان و دلزگی زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد(01/0>p). همچنین، بین سبک دلبستگی ناایمن با پرخاشگری پنهان(05/0>p) و دلزدگی زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(01/0>p). علاوه­براین، رابطه بین تعارض کار-خانواده با پرخاشگری پنهان و دلزدگی زناشویی مثبت و معنادار است(01/0>p). از طرفی، بین پرخاشگری پنهان با دلزدگی زناشویی رابطه مثبت و معناداری  وجود دارد(01/0>p).

در این پژوهش به منظور بررسی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی ناایمن و تعارض کار-خانواده با میانجی­گری پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی، مدلی فرضی بر اساس پیشینه نظری و تجربی طراحی شد. برای ارزیابی مدل فرضی این پژوهش ابتدا پارامترها با استفاده از روش حداکثر درست­نمایی برآورد شدند. پارامترهای برآورد شده شامل ضرایب اثر مستقیم، ضرایب اثر غیر مستقیم و ضرایب اثر کل است که در ادامه ارائه شده است:

جدول4.  ضرایب استاندارد  و اثر مستقیم متغیرها در مدل مسیر پیشنهادی

مسیر

میزان برآورد

ضرایب

استاندارد

خطای

معیار

نسبت

بحرانی (t)

سطح معنی­داری

سبک دلبستگی ایمن !پرخاشگری پنهان

368/0-

119/0-

205/0

791/1-

073/0

سبک دلبستگی ایمن !دلزگی زناشویی

479/0-

152/0-

201/0

387/2-

017/0

سبک دلبستگی ناایمن!پرخاشگری پنهان

200/0

128/0

101/0

977/1

048/0

سبک دلبستگی ناایمن  !دلزگی زناشویی

305/0

189/0

099/0

069/3

002/0

تعارض کار-خانواده!پرخاشگری پنهان

215/0

184/0

078/0

742/2

006/0

تعارض کار-خانواده  !دلزگی زناشویی

205/0

173/0

077/0

673/2

008/0

پرخاشگری پنهان! دلزدگی زناشویی

177/0

173/0

065/0

723/2

006/0

 

همان‌گونه که نتایج جدول 4 نشان می‌دهند، علی رغم معنادار نشدن رابطه سبک دلبستگی ایمن با پرخاشگری ارتباطی پنهان (05/0P>) رابطه سبک دلبستگی ایمن با دلزدگی زناشویی منفی و معنادار است (05/0>P). همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (05/0>P) و دلزدگی زناشویی است (01/0>P). علاوه­براین، متغیر تعارض کار-خانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان (01/0>P) و دلزدگی زناشویی است (01/0>P). علاوه­براین، نتایج جدول فوق نشان می­دهد که متغیر پرخاشگری پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی است(01/0>P). 

به‌منظور بررسی نقش واسطه­گری پرخاشگری پنهان در رابطه­ بین سبک دلبستگی ایمن و ناایمن و تعارض کار-خانواده با دلزدگی زناشویی، از روش بوت­استراپ[47] استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 آورده شده است.

 

جدول 5.  برآورد مسیرهای غیرمستقیم موجود در مدل با استفاده از بوت­استراپ

متغیر مستقل

متغیر میانجی

متغیر وابسته

فاصله اطمینان (95/0)

حد پایین

حد بالا

مقدار برآورد

مقدار استاندارد

دلبستگی ایمن

پرخاشگری ارتباطی پنهان

دلزدگی زناشویی

065/0-

021/0-

028/1-

154/0-

 

دلبستگی نا ایمن

پرخاشگری ارتباطی پنهان

دلزدگی زناشویی

035/0

022/0

145/0

534/0

تعارض کار-خانواده

پرخاشگری  ارتباطی پنهان

دلزدگی زناشویی

038/0

032/0

109/0

401/0

 

جدول 5 نشان می­دهد که با در نظر گرفتن نمرات حد پایین و بالای متغیرها که هر دو مقدار بالا و پایین هم جهت بودند و صفر را شامل نمی­شدند اثر غیر مستقیم سبک دلبستگی ایمن و ناایمن و تعارض کار-خانواده  بر دلزدگی زناشویی معنادار می باشد(05/0>P).

 

جدول 6: شاخص­های برازش مدل نهایی

شاخص­ها

 

X2

X2/df

NFI

GFI

CFI

RMSEA

مقدار به دست آمده

011/0

011/0

99/0

99/0

99/0

000/0

مقدار قابل قبول

3>

3>

90/0<

90/0<

90/0<

010/0>

 

نتایج جدول6 نشان داد که مدل به خوبی با داده ها برازش می کند (011/0χ2/df = ، 99/0CFI = ، 000/0RMSEA = ). شکل زیر ضرایب استاندارد متغیرها را در مدل نهایی نشان می دهد.

شکل2. ضرایب مسیر متغیرها در حالت استاندارد

بحث و نتیجه­گیری

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین  تعارض کار-خانواده و سبک­های  دلبستگی با دلزدگی زناشویی در  زنان شاغل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره بود.

نتیجه حاصل از این پژوهش نشان داد که تعارض کار-خانواده با دلزدگی زناشویی زنان رابطه مستقیم و معناداری دارد. در مطالعه­ای همسو با این یافته سیمانجونتاک، یولیاتی و کومالاساری[48] (2024) که به بررسی تأثیر حمایت اجتماعی، عملکرد خانواده، تعارض کار-خانواده و رضایت زناشویی بر کیفیت زندگی زنان شاغل در اندونزی پرداختند، به این نتیجه رسیدند که تعارض کار-خانواده می­تواند تاثیر منفی بر کیفیت زندگی زنان شاغل بگذارد. بنابراین، زنان شاغل باید استراتژی‌های متعادل‌کننده‌ای را برای کاهش تعارضات خانواده-کار، مانند اجتناب از آوردن کار به خانه، اجرا کنند. عملکردهای خانواده را می‌توان با تقسیم انعطاف‌پذیر نقش‌ها و وظایف بهینه کرد و برای رضایت زناشویی مناسب، زوجین باید ارتباط خوب و درک متقابل را حفظ کنند. در پژوهش دیگری ژانگ[49] (2025) نشان داد که زنان شاغل در کنار تعارض کار-خانواده، چالش­های خانوادگی گوناگونی تجربه می­کنند. در مقابل، فرخ[50] و همکاران (2025) در پژوهشی نشان دادند که  نظارت توهین‌آمیز توسط کارفرما باعث خستگی عاطفی می‌شود که به نوبه خود منجر به تعارض کار-خانواده می‌شود. با این حال، هیچ رابطه معناداری بین تعارض کار-خانواده و قصد طلاق پیدا نشد. آنچه از نتیجه مطالعات موجود در این زمینه قابل استنباط است این است که محیط چالش­برانگیز شغلی می­تواند تاثیر منفی بر کیفیت زندگی زناشویی زنان شاغل داشته باشد. با این حال، صرف وجود چالش در محیط شغلی عامل تعیین کننده برای وخیم شدن مشکلات زناشویی نیست و در این میان عواملی هستند که ممکن است اثرات منفی تعارض کار-خانواده را بر روی مشکلات زناشویی تسریع ببخشند.

نتیجه به دست آمده را می­توان بر اساس رویکردهای سیستمی این­گونه تبیین کرد که زنان شاغل ممکن است برای کاهش استرس و فشار روانی موجود در محیط شغلی در صدد جستجوی محیط امنی برای تخلیه بار روانی ناشی از این تضادها باشند که این محیط امن می­تواند خانواده در نظر گرفته شود. با این حال، عدم استقبال و حمایت خانواده از فرد در مقابل این تقاضاهای پر تنش نه تنها ممکن است کمکی به کاهش استرس این افراد نکند بلکه با متشنج کردن جو عاطفی خانواده و بروز تعارض در خانواده ضمن افزایش میزان درماندگی و فرسودگی تجربه شده آنها باعث ­شود در زندگی زناشویی نیز  از نظر روانی و هیجانی انرژی و اشتیاق خود را از دست بدهند (آیدوگان و کزیلداق[51]، 2017).

یافته دیگر این پژوهش نشان داد که تعارض کار-خانواده با پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین رابطه  مثبت و معناداری دارد. علی رغم اینکه تاکنون پژوهشی که به طور مستقیم به بررسی رابطه تعارض کار-خانواده با پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین بپردازد، انجام نشده است. با این حال، برخی از پژوهش­ها رابطه بین تعارض کار-خانواده را با بروز پرخاشگری در اعضای خانواده بررسی کرده­اند. برای مثال؛ همسو با نتیجه پژوهش حاضر وانگ[52] و همکاران (2024) در بررسی تاثیر تعارض کار-خانواده بر بروز پرخاشگری در روابط اعضای خانواده به این نتیجه رسیدند که تعارض کار-خانواده مادر با اتخاذ سبک فرزندپروری سختگیرانه از سوی والدین رابطه دارد که این عامل به نوبه خود باعث شیوع پرخاشگری سایبری در نوجوانان می­شود. در پژوهش همسوی دیگری در این زمینه علی، غرایبه و عویس[53] (2025) نشان دادند که تعارض کار-خانواده و مکانیسم‌های آشفتگی رابطه‌ای با نارضایتی زناشویی ارتباط منفی دارند. همچنین، تعارض کار-خانواده با تاکتیک‌های تعارض منفی (توزیعی، اجتنابی، پرخاشگری کلامی و پرخاشگری فیزیکی) ارتباط مثبت داشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تعارض کار-خانواده به طور قابل توجهی بر پویایی رابطه و سبک‌های حل تعارض تأثیر می‌گذارد که به نوبه خود بر رضایت زناشویی تأثیر می‌گذارد. در پژوهش همسوی دیگری کولیک و رامون[54](2022) نشان داده­اند که تعارض خانوادگی و کاری با تضعیف همسر و اتخاذ تاکتیک­های کلامی- عاطفی و اجتنابی مرتبط بود. همچنین، خزاعی و همکاران (1400) نشان دادند که بین تعارض کار - خانواده و سبک‌های دلبستگی با پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین رابطه وجود دارد. آنچه از مقایسه نتایج مطالعات موجود در این زمینه با نتیجه حاصل از یافته فرضیه حاضر قابل درک است این است که تعارض کار-خانواده عاملی است که نه به صورت مستقیم بلکه با تاثیرگذاری بر کیفیت روابط بین اعضای خانواده و همچنین از طریق تاثیرگذاری بر شیوه­های تعامل آنها و سبک­های حل تعارض زوجین می­تواند در بلند مدت بر رضایت زناشویی یا دلزدگی آنها از زندگی زناشویی تاثیرگذار باشد. درواقع، با مروری بر مبانی تجربی  موجود یافته حاضر را این­گونه می­توان تبیین کرد که تعارض کار-خانواده به دلیل فشار روانی که بر زنان شاغل تحمیل می­کند ممکن است باعث شود تا این زنان نتوانند به صورت مثبت با این تعارض­ها مقابله کنند. چرا که به دلیل تفاوت­های جنسیتی، زنان در بروز خشم روش غیرمستقیم­­تری نسبت به بروز مستقیم خشم در مردان دارند (اونن[55]، 2023).

یافته دیگر این پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن با دلزدگی زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، بین سبک دلبستگی ناایمن با دلزدگی زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همسو با این یافته فرخ­زاد و همکاران (2024) نشان دادند که سبک دلبستگی ایمن تأثیر منفی و سبک دلبستگی ناایمن تأثیر مثبت بر دلزدگی زناشویی داشت. شباهت این پژوهش با یافته حاضر از این جهت است که در این پژوهش نیز شرکت­کنندگان زنان شاغل بودند که این امر نتیجه­گیری در این مورد را راحتتر می­کند. همچنین، امانی و همکاران (2024) در پژوهشی نشان دادند که سبک دلبستگی ایمن دارای رابطه­ مثبت و معناداری با کاهش تعارضات زناشویی است. آنچه از این پژوهش­ها استباط می­شود که تا حدودی با نتیجه پژوهش حاضر هم شباهت دارد این است که در همه پژوهش­ها مشخص شده است که سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) رابطه مثبت و معناداری با دلزدگی زناشویی دارد در حالی که، رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با دلزدگی زناشویی منفی و معنادار است.

نتیجه به دست آمده را می­توان با استفاده از نتایج مطالعات موجود در این زمینه این­گونه تبیین کرد که افرادی که از سبک دلبستگی ایمنی برخوردارند چون از نظر شناختی دید مثبتی به خود و دیگران دارند از نظر اجتماعی نیز به راحتی می­توانند با دیگران رابطه مثبتی برقرار کنند. این رابطه مثبت با دیگران ضمن فراهم کردن حمایت اجتماعی مطلوب در محیط خارج از خانه، در محیط خانواده نیز باعث نزدیکی عاطفی و روانی زوجین به هم شده و باعث می­شود تا زوجین به پناهگاهی امن برای یکدیگر تبدیل شوند. در چنین شرایطی حتی با وجود تجربه چالش­هایی در محیط شغلی، به راحتی می­توانند در مورد این دشواری­ها با همسر خود گفت­وگو کرده و به تنظیم موفق هیجانات خود بپردازند. در حالی که این قضیه در افراد با سبک دلبستگی ناایمن بالعکس است (گونسالوس[56] و همکاران، 2024).

یافته دیگر این پژوهش نشان داد که از بین مولفه­های سبک دلبستگی تنها مولفه سبک دلبستگی ناایمن با با پرخاشگری ارتباطی پنهان رابطه مثبت و معناداری دارد. این یافته با نتایج پژوهش مالوف و همکاران (2022) همسوست که نشان داده­اند رابطه معناداری بین هر دو بعد دلبستگی ناایمن و مدل سه جانبه ابراز خشم وجود دارد. علاوه­براین، کمال­الدین[57] و همکاران (2024) دریافتند که رابطه معناداری بین تیپ شخصیتی، تنهایی، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی مضطرب با پرخاشگری رابطه‌ای وجود دارد. همچنین، اسعدی و همکاران (1401) در تدوین مدل دلزدگی زناشویی بر اساس سبک­های دلبستگی در افراد متأهل: با نقش واسطه­ای تمایزیافتگی به این نتیجه رسیدند که تمایزیافتگی از میان مولفه­های سبک دلبستگی تنها در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دلزدگی زناشویی نقش میانجی داشت. مروری بر پژوهش­های ارائه شده در این بخش نشان می­دهد که همسو با نتیجه پژوهش حاضر، از میان مولفه­های سبکهای دلبستگی، ارتباط بین مولفه دلبستگی ناایمن (اضطرابی و اجتنابی) با پرخاشگری ارتباطی مشهودتر است و هرچه سبک دلبستگی یکی از زوجین یا هر دو آنها ناایمن باشد، احتمال بروز رفتارهای هیجانی همچون خشم و پرخاشگری نسبت به اطرافیان در خانواده بیشتر است.

در تبیین وجود این رابطه می­توان از نظریه دلبستگی استفاده کرد که بیان می­کند افراد با سبک دلبستگی ناایمن به ویژه ناایمن اضطرابی معمولاً نیازها و خواسته­های خود را در درجه دوم اهمیت قرار می­دهند و برای جلب رضایت طرف مقابل ممکن است به صورت صریح  رنجش و ناراحتی­های خودشان را مطرح نکنند که این با مولفه خراب کردن وجهه اجتماعی همخوانی دارد. از طرفی، چون افراد با دلبستگی اجتنابی برای جلوگیری از صدمه ناشی از طرد  یا ترک شدن توسط دیگران راهکار اجتنابی  اتخاذ می­کنند به احتمال زیاد در هنگام تجربه خشم یا هیجانات منفی در رابطه زناشویی به صورت اجتنابی واکنش دهند که این راهبردها با مولفه کناره­گیری عاطفی در پرخاشگری پنهان ارتباطی همخوان است (کلیفورد[58]، 2013).

یافته دیگر نشان داد که پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین با افزایش سطح دلزگی زناشویی در رابطه زوجی رابطه مثبت و معناداری دارد. این یافته با نتیجه پژوهش چن[59] (2018) همسو است که نشان داد عاطفه منفی تأثیرات تعاملی پرخاشگری چند کانونی محل کار و مقابله مشکل‌مدار بر تعارض‌های کار و خانواده کارکنان را واسطه می‌کند. گاتمن[60](1994) معتقد بود، در صورتی که تعاملات زناشویی با هیجانات منفی از قبیل تحقیر و انزجار همراه شود، به بی­ثباتی ازدواج منجر می­شود (به نقل از کیم[61] و همکاران، 2016). آنچه از بررسی این پژوهش­ها برمی­آید این است که هر چند به صورت مستقیم رابطه بین پرخاشگری ارتباطی پنهان با دلزدگی زناشویی مورد بررسی قرار نگرفته است، با این رابطه آن با متغیرهای زناشویی مهم همچون ثبات ازدواج و رضایت زناشویی نشان می­دهد که بروز پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه زوجین باعث تداوم نارضایتی در رابطه بین زوجین می­شود و دلیل آن می­تواند ابراز غیرمستقیم خشم در رابطه باشد که در چنین حالتی عامل ناراحتی زوجین چون به درستی مطرح نمی­شود، احتمال رفع آن در چارچوب ازدواج کمرنگ­تر می­شود و همین عامل می­تواند موجب دلسردی زوجین از یکدیگر و از کل ازدواجشان شود.

نتیجه به دست آمده از این فرضیه را می­توان با استفاده از رویکرد تحلیل تبادلی تببین کرد. اریک برن[62](1958) در رویکرد تحلیل تبادلی اذعان می­کند یکی از اصلی­ترین نیازهای انسان و عامل اصلی برانگیزاننده در روابط اجتماعی نیاز به نوازش و یا تأیید و همراهی دیگران است (وس و ون ریژن[63]، 2022). بنابراین، وقتی در رابطه زناشویی رابطه به صورت غیرمستقیم برقرار شود و زوجین از طریق این رابطه به جای تأیید و همراهی یکدیگر در صدد ابراز منفعلانه خشم خود بربیایند، نیاز اصلی آنها به نوازش یا تایید برآورده نخواهد شد در نتیجه احساس یأس و دلسردی آنها نسبت به زندگی مشترک افزایش خواهد یافت.

نتایج دیگر نشان داد که پرخاشگری ارتباطی پنهان قادر به ایفای نقش میانجی کامل در رابطه بین تعارض کار - خانواده با دلزدگی زناشویی است. این یافته با نتیجه پژوهش چن (2018) همسو است که نشان داد عاطفه منفی تأثیرات تعاملی پرخاشگری چند کانونی محل کار و مقابله مشکل‌مدار بر تعارض‌های کار و خانواده کارکنان را واسطه می‌کند. همچنین، اسعدی و همکاران (1401) نیز در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که با توجه به رابطه سبک­های دلبستگی و دلزدگی زناشویی و همچنین با توجه به رابطه تمایزیافتگی با دلزدگی زناشویی می­توان گفت که تمایزیافتگی در رابطه سبکهای دلبستگی و دلزدگی زناشویی نقش واسطه­ای دارد. علاوه­براین، پارپایی، امیری و مختاری (1399) در پژوهشی نشان دادند که سبک­های دلبستگی و ویژگی­های شخصیتی با نقش میانجی ارتباط موثر همسران می­توانند رضایت زناشویی را تبیین کنند. هر چند تاکنون پژوهشی مشابهی در این خصوص انجام نشده است و پیشینه پژوهشی ذکر شده از نظر ارتباط بین متغیرها و جامعه آماری با هم تفاوت دارند، اما نکات تشابه همه این پژوهش­ها این است که تجربه دلبستگی آسیب­زا و یا تجارب شغلی تنش­زا زمانی می­توانند کیفیت زندگی زناشویی بین زوجین را دچار آسیب کنند که بر تعامل بین زوجین و نحوه ارتباط بین آنها تاثیربگذارند و باعث بروز پریشانی و پرخاشگری در رابطه آنها شوند که در چنین حالتی بروز تعارض­های زناشویی و در بلند مدت دلزدگی زناشویی محتمل است.

در تبیین نتیجه به دست آمده از این فرضیه می­توان از نتایج مطالعات انجام شده در این زمینه استفاده کرد که اذعان داشته­اند زمانی که بین تقاضاهای محیط شغلی با محیط خانوادگی همخوانی وجود نداشته باشد، زنان شاغل با پدیده تعارض کار-خانواده مواجه می­شوند که تجربه استرس چندگانه از سوی آنها را به همراه دارد. درواقع، اشتغال ذهنی نسبت به وظایف شغلی فشارهایی را  به ‌شوهر آنها برای مشارکت زیادتر در فعالیت‌های خانوادگی نیز وارد می‌کند (خانی و همکاران، 1402). در چنین حالتی، وقتی استرس تجربه شده دوسویه باشد باعث می­شود تا هم زن و هم شوهر پایگاه امنی که رابطه زناشویی قرار بود برای هر کدام از آنها به همراه داشته باشد را از دست بدهند. تجربه چنین احساس ناکامی در رسیدن به هدف ازدواج ممکن است سبب ایجاد احساس خشم در زوجین شود. در چنین حالتی زنان ممکن است به دلیل تفاوت قدرت در خانواده یا شیوه­های ابراز هیجان آموخته شده قبلی در خانواده اصلی­شان به‌صورت منفعلانه و غیرمستقیم به بروز خشم خود نسبت به همسر خود اقدام کنند که این ابراز منفعلانه خشم باعث انباشت احساسات منفی نسبت به همسر  می­شود و بر کیفیت رفتار آنها با همسرشان تأثیر منفی می­گذارد که نهایتاً با فعال‌کردن الگوی ارتباطی منفی بین زوجین به‌مرور سبب دلسردی آنها از یکدیگر و زندگی مشترک می­شود. در این زمینه محققان نشان داده­اند که پرخاشگری ارتباطی پنهان را می­توان نوعی دفاع­ ناکارآمد در برابر ناملایمات زندگی زوجی تلقی کرد. دفاعی که به طور موقت از طریق اجتناب از تعارض و بروز هیجانات اصلی به صورت مانعی برای ارضای نیازهای روانی-هیجانی زوجین در رابطه زناشویی عمل می­کند. لذا، عدم بروز و ارضای نیازهای روانی-هیجانی در سایه­ی اجتناب از تعارض و هیجانات منفی و نشان دادن آن در قالب پرخاشگری ارتباطی پنهان موجب حل نشدن تعارض و ناهمخوانی بین انتظار زوجین از ازدواج با واقعیات زندگی زناشویی می­شود که خود باعث ایجاد احساس یأس و دلسردی در آنها نسبت به زندگی مشترک می­شود (درگاهی، اعیادی و خبازی، 1403).

یافته دیگر این پژوهش نشان داد که پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین قادر به ایفای نقش میانجی در رابطه بین مؤلفه سبک دلبستگی ایمن و ناایمن با دلزدگی زناشویی است. با ابن حال، اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی ناایمن بر دلزدگی زناشویی معنادار نمی­باشد. همسو با این یافته اولیایی و قاسمی­پور (1401) نشان دادند که میزان مهارت ارتباطی هر یک از زوجین و نوع سبک دلبستگی که در افراد شکل‌گرفته، در دلزدگی زناشویی زندگی مشترکشان مؤثر است. علاوه بر این، کمال­الدین و همکاران (2024) دریافتند که رابطه معناداری بین تیپ شخصیتی، تنهایی، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی مضطرب با پرخاشگری رابطه‌ای وجود دارد. در تبیین این فرضیه می­توان از نظریه دلبستگی استفاده کرد که بیان می­کند که افراد دلبسته ایمن زیاد در مورد عشق طرف مقابل یا احتمال رهاشدن توسط وی نگران نیستند برای همین به‌راحتی به دیگران اعتماد می­کنند. معمولاً این‌گونه افراد روابطشان را شاد، دوستانه و قابل‌اعتماد توصیف می­کنند و قادر به پذیرش بی‌قیدوشرط و حمایت از همسر خود هستند (اربر و اربر[64]، 2017).

بنابراین، برخورداری زنان شاغل از سبک دلبستگی ایمن می­تواند با تأثیرگذاری بر ارزیابی شناختی آنها از همسر و بهبود کیفیت تعامل زوجی ضمن افزایش مضامین و الگوهای رفتاری مثبت در روابط بین آنها به افزایش همدلی نسبت به همسر و حمایت و پذیرش از او بینجامد؛ لذا، در چنین فضای ایمن حاکم بر خانواده که زوجین به حمایت و پذیرش متقابل می­پردازند احتمال اتخاذ راهبردهای اجتنابی و منفعلانه در مواجهه با چالش­های زندگی کاهش می­یابد. چراکه زوجین در نتیجه ایمن بودن دلبستگی­شان و به‌تبع آن ایمن­سازی فضای حاکم بر روابطشان نگرانی بابت بیان هیجانات خود و واکنش­های احتمالی همسرشان تجربه نمی­کنند، نگاهشان به رابطه و همسر مثبت است و به دنبال افزایش فراوانی تجربه عواطف مثبت دررابطه‌با همسر و ارضای نیازهای روانی - هیجانی در ازدواج اشتیاق و انگیزه آنها برای مسئولیت­پذیری در ازدواج و حفاظت از زندگی مشترکشان بیشتر می­شود که این ویژگی­ها احتمال بروز دلزدگی در ازدواج را به‌صورت محسوسی کاهش می­دهد.

نتایج این پژوهش نشان داد که پرخاشگری ارتباطی پنهان قادر به ایفای نقش میانجی در رابطه بین مؤلفه‌های دلبستگی و تعارض کار - خانواده با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل است. به عبارتی دیگر، یافته نشان داد که زنان شاغل در صورت تجربه تعارض در زندگی شغلی و خانوادگی درصورتی‌که از راهبردهای غیر مواجهه‌ای یا غیرمستقیم همچون پرخاشگری ارتباطی پنهان استفاده کنند با استیصال و درماندگی در زندگی زناشویی مواجه خواهند شد که می­تواند به‌صورت دلزدگی زناشویی تجربه شود. از طرفی، وجود برخی از ویژگی­های شخصیتی همچون سبک دلبستگی ایمن با کاهش استرس ادراک شده در زنان شاغل مانع از گرایش آنها به استفاده از راهبردهای اجتنابی در مواجهه با چالش­های زندگی می­شود و باعث می­شود زوجین با حمایت از یکدیگر و اتخاذ راهبرد مقابله­ای مطلوب ضمن کمک به حفظ ثبات زندگی  زناشویی احساسات منفی کمتری نسبت به رابطه زناشویی و همسر خود تجربه کنند.

اگرچه مطالعه حاضر بینش‌های ارزشمندی در مورد  چالش­های زناشویی و شغلی زنان شاغل ارائه می‌دهد، اما باید به چندین محدودیت نیز توجه داشت. اول، اتکا به پرسشنامه خودگزارشی به عنوان تنها روش جمع‌آوری داده‌ها ممکن است باعث ایجاد سوگیری خودگزارشی شده باشد که به طور بالقوه بر اعتبار یافته‌ها تأثیر می‌گذارد. دوم، با توجه به تنوع قومی و فرهنگی در ایران، انجام این تحقیق صرفاً در تهران ممکن است تعمیم‌پذیری آن را به سایر زنان شاغل ایرانی که در این مطالعه گنجانده نشده‌اند، محدود کند. لذا، بهتر است در تحقیقاتی آتی این پرسشنامه با در نظر گرفتن تنوع فرهنگی در سایر شهرها هم انجام شود. از دیگر محدودیتهای پیش رو در انجام این تحقیق ناتوانی محقق در کنترل همه متغیرهای تاثیرگذار بر نتیجه پژوهش همچون وضعیت اقتصادی-اجتماعی شرکت­کنندگان یا تأثیر سن و زمینه  بافتی و فرهنگی شرکت­کنندگان بر نتیجه پژوهش بود که پیشنهاد می­شود پژوهش­های آتی در این زمینه با وارد کردن متغیرهای جمعیت­شناختی در قالب متغیرهای تعدیل­گر در مدل به کنترل تاثیر این متغیرها بر نتیجه تحقیق بپردازند.

با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می­توان برای متخصصان مشاوره و رواندرمانی برای مداخله موثردر زمینه دلزدگی زناشویی  زنان شاغل مواردی را به عنوان پیشنهاد کاربردی مطرح کرد. در ابتدا، با توجه به اثرپذیری چندگانه­ دلزدگی زناشویی از متغیرهای مختلف، پیشنهاد می­شود تا مسئولان مربوطه در این زمینه در تدارک برنامه­های آموزشی و مداخله­ای برای خانواده­ها با درنظرگرفتن نقش متغیرهای فردی، شغلی و خانوادگی برنامه­ آموزشی جامع برای خانواده­ها تدارک ببینند. همچنین، با توجه به نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در بروز دلزدگی زناشویی پیشنهاد می­شود تا مشاوران خانواده و به ویژه مشاوران پیش از ازدواج مهارتهای زندگی همچون مهارت برقراری ارتباط مؤثر یا غنی­سازی روابط را به زوجین و جوان­ها قبل و بعد از ازدواج آموزش دهند.

ملاحظات اخلاقی

تشریح اهداف پژوهش، جلب رضایت آگاهانه شرکت­کنندگان برای مشارکت در پژوهش، اطمینان دهی در مورد محرمانه ماندن اطلاعات شخصی شرکت­کنندگان و رعایت نکات اخلاقی در استفاده از منابع مورد استفاده در این پژوهش از موازین اخلاقی رعایت شده در این پژوهش بود.

تضاد منافع

هیچ گونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.

تشکر و قدردانی

نویسندگان این پژوهش از همکاری و مشارت تمامی شرکت­کنندگان در این پژوهش قدردانی می­کنند



[1]. Song, Lee & Kim

[2]. Amin Bhat, Rasool & Maqbool

[3]. Zhang

[4] . Marital Burnout

[5]. Menteş & Yıldırım

[6]. Koçyiğit & Uzun

[7] . Attachment Style

[8] . John Bowlby

[9]. Maalouf

[10]. Shinde, Sanghvi & Hinduja

[11]. Obrenovic

[12]. work-family conflict

[13]. Wang

[14]. Sandy, Molotsi & Rioga

[15]. Choi

[16]. Wan

[17]. Chuang, Chiang & Lin

[18]. Simanjuntak, Yuliati & Kumalasari

[19] . Covert relational aggression

[20]. Moroń & Mandal

[21]. Clifford

[22]. Yue & Thelen

[23]. Moroń & Mandal

[24]. Wang

[25]. Ali, Gharaibeh & Awais

[26]. Frankel

[27]. Pines and Nance

[28]. Path analysis

[29]. Kline & Santor

[30]. Stratton

[31]. Work–Family Conflict Scale

[32]. Netemeyer

[33]. Kopelman

[34] . Revised Adult Attachment Scale

[35] . Collins and  Read

[36] . Couple Burnout Measurement

[37]. Paines

[38]. Physical Burnout

[39]. Emotional Burnout

[40]. Mental Burnout

[41] . Cover Relational Aggression and Victimization Scale

[42]. Nelson & Carroll

[43]. Love Withdrawa

[44]. Social sabotage

[45]. Cramer

[46]. Kolmogorov-Smirnov

[47]. Bootstrap

[48]. Simanjuntak, Yuliati & Kumalasari

[49]. Zhang

[50]. Farrukh

[51]. Aydogan & Kizildag

[52]. Wang

[53]. Ali, Gharaibeh & Awais

[54]. Kulik  & Ramon

[55]. Önen

[56]. Gonçalves

[57]. Kamaluddin

[58]. Clliford

[59]. Chen

[60]. Gottman

[61]. Kim

[62]. Born

[63]. Vos & van Rijn

[64]. Erber & Erber

اسعدی، مهران؛ پورابراهیم، تقی؛ فرخی، نورعلی و دوایی، مهدی (1401). تدوین مدل دلزدگی زناشویی بر اساس سبک­های دلبستگی در افراد متأهل: با نقش واسطه­ای تمایزیافتگی. فصلنامه خانواده درمانی، 3(1)، 445-460. https://lib.wrc.ir/scholar/view/1/43072
افشانی، سیدعلیرضا؛ ابویی، آزاده و عاصی حداد، فاطمه (1402). رابطه بین پرخاشگری و کیفیت زندگی در زوجین متقاضی طلاق. پایش، 23 (1)، 91-100. http://payeshjournal.ir/article-1-1899-fa.html
اولیایی، سیده سیما و قاسمی­پور، یداله (1401). بررسی نقش میانجی مهارت‌های ارتباطی در رابطه میان سبک‌های دل‌بستگی با بی‌رمقی زناشویی. مشاوره و روان درمانی خانواده، 12(1)، 137-160. https://dorl.net/dor/20.1001.1.22516654.1401.12.1.6.1
پارپایی، رزیتا؛ امیری، حسن و عارفی، مختار  (1399). برازش مدل علی مبتنی بر پیش‌­بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک دلبستگی و ویژگی شخصیتی با میانجی­گری ارتباط موثر همسران در زنان. فصلنامه پژوهش­های نوین روانشناختی، 15(57)، 117-130. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.27173852.1399.15.57.8.6
حائری نژاد، محدثه و صفاری نیا، مجید (1402). پیش‌بینی دلزدگی زناشویی بر اساس تعارض کار-خانواده و سبک دلبستگی در افراد شاغل شهر قم. فصلنامه علمی روانشناسی کار، 2(3)، 42-37. https://jpsy.journals.pnu.ac.ir/article_10886.html
حمیدی کیان، پروانه؛ نیکنام، مژگان و جهانگیر، پانته آ(1400). پیش­بینی پرخاشگری پنهان زناشویی و ترس از صمیمیت براساس خودشفقت­ورزی با نقش میانجی­گری احساس گناه در افراد متأهل. خانواده درمانی کاربردی، 2(1)، 46-90. https://www.sid.ir/paper/369737/fa
خانی، سعید؛ دانش‌مهر، حسین و بهزادی‌نیا، اسرین (1402). ارتباط بین تعارض کار- خانواده و نگرش‌های ازدواج- فرزندآوری: مطالعه‌ای در بین زنان شاغل در شهر سنندج. نامه انجمن جمعیت شناسی ایران، 18(35)، 191-123. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20083742.1402.18.35.5.0
خزاعی، سمانه؛ نوابی­نژاد، شکوه؛ فرزاد، ولی الله و زهراکار، کیانوش (1400). نقش میانجی احساس شرم و گناه در رابطه بین سبک­های دلبستگی و پرخاشگری پنهان زناشویی . فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی، 15(1)،  35-51. http://rph.khu.ac.ir/article-1-3819-fa.html
درگاهی، شهریار؛ اعیادی، نادر و خبازی، مریم (1403). روابط علی تمایزیافتگی، پرخاشگری ارتباطی پنهان و طلاق عاطفی در زنان متعارض با میانجی گری تعارض زناشویی. روانشناسی خانواده، 11(1)، 48-61. https://doi.org/10.22034/ijfp.2024.2028681.1317
سبک­رو، مهدی؛ کلهریان، رضا و طالقانی، غلامرضا (1390). بررسی ارتباط بین حمایت سازمانی و تعارض کار-خانواده و قصد ترک خدمت پرستاران بیمارستانهای تهران. مجله­ی مدیریت دولتی، 3(6)، 111-126. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20085877.1390.3.6.7.6
سودانی، منصور؛ دهقان، مصطفی و دهقان زاده؛ زهرا (1392). اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط محاوره(TA) بر دلزدگی زناشویی و کیفیت زندگی زوجین. فصلنامه مشاوره و روان درمانی، 3(2)، 160-180. https://dorl.net/dor/20.1001.1.22516654.1392.3.2.1.5
عباسی، مسلم؛ روزبیانی، سمیرا و اعیادی،  نادر (1397). نقش سبک های دلبستگی و سبک های مقابله با استرس در پیش بینی مثبت نگری دانشجویان. رویش روان شناسی، 7(7)، 1-16. http://dorl.net/dor/20.1001.1.2383353.1397.7.7.8.9
ملکیها، مرضیه؛ عابدی، محمدرضا؛ باغبان، ایران؛ جوهری، عباس و فاتحی­زاده، مریم  (1392). بررسی اثربخشی آموزش مدیریت تعارض کار-خانواده بر رضایت زناشویی زنان شاغل دانشگاه اصفهان. دست‌آوردهای روان‌شناختی، 20(2)، 161-178. https://psychac.scu.ac.ir/article_11772.html
نادری، فرح؛ افتخار، زهرا و  آملازاده، صغری (1388). رابطه ویژگی‌های شخصیتی و روابط صمیمی همسر با دلزدگی زناشویی در همسران معتادان مرد اهواز. فصلنامه یافته‌های نو در روانشناسی، 4(11)، 61-78. https://www.sid.ir/paper/175042/fa
 
Ali, F., Gharaibeh, F. A., & Awais, M. (2025). Work–Family Conflict and Conflict Resolution Styles of Married Academicians: An Application of Relational Turbulence Theory. The Family Journal, https://doi.org/10.1177/10664807251321520
Amin, U., Rasool, I., Jan, R., Yousuf, R., Mabool, S., & Qadir, H. (2022). Assess the level of stress and coping level among married working women in Kashmir. IP Journal of Paediatrics and Nursing Science, 5(1), 22-28.https://doi.org/10.18231/j.ijpns.2022.005
Amani, R., Momeni, K., Majzoobi, M. R., Hadian Hamedani, K., & Forstmeier, S. (2024). The Relationship Between Attachment Styles and Marital Satisfaction: The Mediating Role of Storytelling Enjoyment and Narrative Mindset. The American Journal of Family Therapy, 1-25.https://doi.org/10.1080/01926187.2024.2328028
Aydogan, D., & Kizildag, S. (2017). Examination of relational resilience with couple burnout and spousal support in families with a disabled child. The Family Journal, 25(4), 407-413.https://doi.org/10.1177/1066480717731215
Chen, S. C. (2018). The relationships between multifoci workplace aggression and work–family conflict. The International Journal of Human Resource Management, 29(9), 1537-1564.https://doi.org/10.1080/09585192.2016.1255983
Choi, H. M. (2024). Stress at the Crossroads: Work–Family Conflict and Work Withdrawal Behavior. Sustainability, 16(16), 6975.https://doi.org/10.3390/su16166975
Chuang, Y. T., Chiang, H. L., & Lin, A. P. (2024). Information quality, work-family conflict, loneliness, and well-being in remote work settings. Computers in Human Behavior, 154, 108149.https://doi.org/10.1016/j.chb.2024.108149
Clifford, C. E. (2013). Attachment and Covert Relational Aggression in Marriage with Shame as a Potential Moderating Variable: A Two Wave Panel Study. Brigham Young University.http://hdl.lib.byu.edu/1877/etd6362
Collins, N. L., & Read, S. J. (1990). Adult attachment, working models, and relationship quality in dating couples. Journal of personality and social psychology, 58(4), 644.https://psycnet.apa.org/doi/10.1037/0022-3514.58.4.644
Cramer, C. M. (2015). Relational aggression/victimization and depression in married couples. Brigham Young University.http://hdl.lib.byu.edu/1877/etd8197
 Erber, R., & Erber, M. (2017). Intimate relationships: Issues, theories, and research. Psychology Press.https://doi.org/10.4324/9781315110103
farokhzad, T. , Dokanei fard, F. and khalatbari, J. (2024). The structural model for predicting marital burnout based on work-family conflict and attachment components with the mediation of triangulation in working women referring to counseling centers. Journal of Family Relations Studies, 4(16), https://jhrs.uma.ac.ir/article_3483.html
Farrukh, M., Abas, B., Ghazzawi, I., & Rafiq, M. (2025). From bad bosses to weakened marriages: the role of abusive supervision in emotional exhaustion, work–family conflict and marital strain. Management Decision, 63(7), 2597-2615.https://doi.org/10.1108/MD-01-2024-0198
Gonçalves, F., Gaudencio, M., Branco, M. C., & Viana, J. (2024). Burnout and attachment in oncology and palliative care healthcare professionals. BMJ Supportive & Palliative Care 2024;14:e2843-e2855. https://spcare.bmj.com/content/14/e3/e2843.citation-tools
Kamaluddin, M. R., Munusamy, S., Sheau Tsuey, C., & Abdullah & Mohd Nor, H. (2024). Relational aggression in romantic relationship: empirical evidence among young female adults in Malaysia. BMC psychology, 12(1), 305.https://link.springer.com/article/10.1186/s40359-024-01670-4
Kim, H. K., Shortt, J. W., Tiberio, S. S., & Capaldi, D. M. (2016). Aggression and coercive behaviors in early adult relationships: Findings from the Oregon Youth Study–Couples Study. The Oxford handbook of coercive relationship dynamics, 169-181.https://psycnet.apa.org/record/2016-08560-013
Kline, R. B., & Santor, D. A. (1999). Principles & practice of structural equation modelling. Canadian Psychology, 40(4), 381.https://www.proquest.com/openview/fdabaad3797cd1b370caf2dda4a6e289/1?pq-origsite=gscholar&cbl=41992
Koçyiğit, M., & Uzun, M. (2024). Couple burnout and marital satisfaction: Serial mediation by mindfulness and emotion regulation. The American Journal of Family Therapy, 1-19.https://doi.org/10.1080/01926187.2024.2322461
Kulik, L., & Ramon, D. (2022). The relationship between family-work conflict and spousal aggression during the COVID-19 pandemic. Community, Work & Family, 25(2), 240-259.https://doi.org/10.1080/13668803.2021.1985434
Maalouf E, Salameh P, Haddad C, Sacre H, Hallit S, Obeid S. (2022).Attachment styles and their association with aggression, hostility, and anger in Lebanese adolescents: a national study. BMC Psychol, 22;10(1):1-14. https://link.springer.com/article/10.1186/s40359-022-00813-9
Menteş, A., & Yıldırım, İ. (2024). The Effect of Marriage Enrichment Program on Spousal Burnout of Married Women. Turkish Psychological Counseling and Guidance Journal, 14(72), 124-236.https://doi.org/10.17066/tpdrd.1324084_9
Moroń, M., & Mandal, E. (2021). Reinforcement sensitivity, approach and avoidance goals and relational aggression in romantic relationships. Personality and individual differences, 168, 110381.https://doi.org/10.1016/j.paid.2020.110381
Nelson, D. A., & Carroll, J. S. (2006). Couples relational aggression and victimization scale (CRAViS). Provo, UT: RELATE Institute.https://scholar.google.com/scholar_lookup?hl=en&publication_year=2006&author=DA+Nelson&author=JS+Carroll&title=Couples+Relational+Aggression+and+Victimization+Scale+%28CRAViS%29
Netemeyer, R. G., Boles, J. S., & McMurrian, R. (1996). Development and validation of work–family conflict and family–work conflict scales. Journal of applied psychology, 81(4), 400.https://psycnet.apa.org/buy/1997-41277-006
Obrenovic, Bojan, Du Jianguo, Akmal Khudaykulov, and Muhammad Aamir Shafique Khan. (2020). Work-family conflict impact on psychological safety and psychological well-being: A job performance model. Frontiers in Psychology 11: 475. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2020.00475
Önen, F. (2019). Understanding womens experience and expression of anger (Master's thesis, Lisansüstü Programlar Enstitüsü).https://acikbilim.yok.gov.tr/handle/20.500.12812/94924
Pines, A. M. & Nunes, R. (2003). The relationship between career and couple burnout: implications for career and couple counseling. Journal of Employment Counseling, 40(2): 50-64. https://doi.org/10.1002/j.2161-1920.2003.tb00856.x
Pines, A. M. (1996). Couple burnout: Causes and cures. Taylor & Frances/Routledge. https://psycnet.apa.org/record/1996-98548-000
Pines, A. M., Neal, M. B., Hammer, L. B., & Icekson, T (2011). Job burnout and couple burnout in dual-earner couples in the sandwiched generation. Journal of Social Psychology Quarterly, 74(4): 361-386. https://doi.org/10.1177/0190272511422452
Sandy, Peter Thomas, Tebogo K. Molotsi, and Margaret Rioga. (2022). Work-Family Conflict and Mental Distress of Black Women in Employment in South Africa: A Template Analysis. Social Sciences, 11(382): 1-1. https://doi.org/10.3390/socsci11090382
Shinde, S., Sanghvi, N., & Hinduja, D. (2023). Attachment Styles and Marital Satisfaction: A Study to Associate Attachment Patterns and Satisfaction in Marriages. Attachment Styles and Marital Satisfaction: A Study to Associate Attachment Patterns and Satisfaction in Marriages, 132(1), 15-15.file:///C:/Users/My/Downloads/1001311820235434.pdf
Simanjuntak, M., Yuliati, L. N., & Kumalasari, B. (2024). The impact of social support, family function, work-family conflict, and marital satisfaction on the quality of life of working women in Indonesia. Review of Applied Socio-Economic Research, 28(2), 148-162.https://doi.org/10.54609/reaser.v28i2.566
Song, K., Lee, M. A., & Kim, J. (2024). Double jeopardy: Exploring the moderating effect of educational mismatch in the relationship between work-family conflict and depressive symptoms among Korean working women. Social Science & Medicine, 340, 116501.
Stratton, S. J. (2024). Purposeful sampling: advantages and pitfalls. Prehospital and disaster medicine, 39(2), 121-122.https://doi.org/10.1017/S1049023X24000281
Vos, J., & van Rijn, B. (2022). The effectiveness of transactional analysis treatments and their predictors: A systematic literature review and explorative meta-analysis. Journal of Humanistic Psychology, 00221678221117111.https://doi.org/10.1177/00221678221117111
Wan, M., Carlson, D. S., Kacmar, K. M., Perry, S. J., & Thompson, M. J. (2024). Love on the rocks: Unraveling effects of remote employees' work–family conflict on couples' divorce intentions. Applied Psychology, 73(4), 1808-1832. https://doi.org/10.1111/apps.12527
Wang, J., Guo, C., Wang, H., & Lei, L. (2024). Harsh parenting mediates the relationship between parental work-family conflict and adolescent’s cyber aggression: a longitudinal study. Current Psychology, 43(29), 24690-24701.https://doi.org/10.1007/s12144-024-06160-9
Wang, Y. (2024). Work-Family Conflict and Balance Strategies—An Analysis Based on the Work-Family Resources Model. Open Journal of Business and Management, 12(2), 1228-1239.https://www.scirp.org/journal/paperinformation?paperid=132100
Yue, C. A., & Thelen, P. D. (2023). Words matter: The impact of workplace verbal aggressiveness on workgroup relationship conflict, work-life conflict, and employee-organization relationships. Public Relations Review, 49(1), 102292.https://doi.org/10.1016/j.pubrev.2023.102292
Zhangc X. . (2025). A Literature Review on Work Family Balance among Married and Childbearing Female Teachers in Chinese Universities. Journal of Integrated Social Sciences and Humanities, 1–14. https://doi.org/10.62836/jissh.v2i1.255