نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان
2 استاد دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، ایران
3 دانشجوی دکتری دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، ایران
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Workplace bullying is a serious problem among employees that leads to negative behaviors in the workplace. Accordingly, this study aimed to investigate the effect of ethical leadership on job performance, with the mediating roles of workplace bullying and knowledge hiding and the moderating role of job engagement among employees in the insurance industry.
Method: This study is applied in purpose and descriptive in method, employing structural equation modeling (SEM) over a six-month period during the first half of 2025. The statistical population included all employees of Alborz Insurance in 2025 (N = 1,585). Based on the Krejcie-Morgan table, the required sample size was 310 individuals, selected using stratified random sampling. Data collection instruments included the Organizational Bullying Scale (Freire & Pinto, 2022), the Ethical Leadership Scale (Freire & Pinto, 2022), the Job Engagement Scale (Salanova & Schaufeli, 2006), the Knowledge Hiding Scale (Abdullah, Dechun, Ali & Usman, 2019), and the Job Performance Scale (Bouckenooghe, Zafar & Raja, 2015). Reliability was confirmed using Cronbach's alpha, and validity was examined through confirmatory factor analysis. Data were analyzed using SPSS 26 and PLS 3 statistical software.
Results: The results showed that ethical leadership did not have a significant direct effect on job performance (path coefficient = 0.620, t-statistic = 1.838). However, ethical leadership had a significant negative effect on workplace bullying (path coefficient = -0.272, t = 5.913) and on knowledge hiding (path coefficient = -0.789, t = 4.343). Workplace bullying had a significant positive effect on knowledge hiding (path coefficient = 0.343, t = 7.385) and a significant negative effect on job performance (path coefficient = -0.221, t = 3.563). Job engagement significantly moderated the relationship between ethical leadership and job performance. Furthermore, workplace bullying mediated the relationship between ethical leadership and job performance, and knowledge hiding also mediated this relationship.
Conclusion: Ethical leadership does not directly enhance job performance; rather, its influence is transmitted indirectly through the reduction of workplace bullying and knowledge hiding. Additionally, job engagement serves as a critical moderating factor that strengthens the positive effect of ethical leadership on performance. These findings suggest that organizations aiming to improve employee performance should focus not only on promoting ethical leadership but also on actively reducing bullying and knowledge-hiding behaviors while fostering job engagement. Without such intermediary mechanisms, ethical leadership alone may be insufficient to drive performance outcomes.
کلیدواژهها English
مقدمه
امروزه، بحث اتخاذ سبک رهبری مناسب و تأثیرات شگرف آن بر عملکرد شغلی، بهوضوح مشاهده میشود. هدف سازمانها ارائه بهترین کالا/خدمات است که وابسته به عملکرد نیروی انسانی است (بوکنو، ظفر و راجا[1]، 2015). عملکرد به معنای نحوه انجام وظایف توسط کارکنان تعریف میشود (صدیق و همکاران[2]، ۲۰۲۳). سبک رهبری موضوعی مهم در حوزههای تجارت، دانشگاه و مدیریت است و تأثیر مستقیمی بر انگیزه کارکنان، عملکرد سازمانی و اثربخشی دارد. کارکنان بهعنوان داراییهای ارزشمند سازمان، نقش کلیدی در موفقیت و تمایز رقابتی شرکتها ایفا میکنند (ادویبی و مکویلیامز[3]، 2023). در سالهای اخیر، رهبری اخلاقی مورد توجه پژوهشها قرار گرفته، بهویژه در تأثیر آن بر رفتار کارکنان و تعهد سازمانی. این سبک رهبری با ایجاد اعتماد، شفافیت و پاسخگویی، فرهنگ سازمانی مثبتی را تقویت میکند که منجر به بهبود عملکرد و تعهد کارکنان میشود. بهعنوان مثال، مطالعهای در بخش بهداشت و درمان نشان داد رهبری اخلاقی بر تعهد سازمانی و عملکرد شغلی تأثیرگذار است (تامر[4]، 2021). همچنین، رهبری اخلاقی با پایداری کسبوکار و افزایش تعهد کارکنان به اهداف سازمان مرتبط است (کانیاموکنگ[5] و کاگواینی، 2024). پژوهشها همچنین نشان میدهند این سبک رهبری بر رفتار اخلاقی کارکنان تأثیر گذاشته و تعهد سازمانی بهعنوان واسطه در این رابطه عمل میکند (گوو، شو، هی و یاسمین[6]، 2023). رهبری مؤثر با ایجاد همسویی بین کارکنان و اهداف سازمانی، عملکرد و کیفیت خدمات را بهبود میبخشد ابزارهای انگیزشی مانند تقدیر و پاداش، همراه با شفافیت و حمایت رهبری، محیط کاری مثبتی ایجاد میکنند (لیو، می و گائو[7]، 2023). از سوی دیگر، رهبری ناکارآمد میتواند به رفتارهای مخرب مانند قلدری در محل کار منجر شود (سمنانی[8]، 2021). قلدری در محیط کار که شامل رفتارهای توهینآمیز و تضعیفکننده است، بر عملکرد و سلامت روان کارکنان تأثیر منفی میگذارد (دلاردو دورمن، تاکی و اسکارتین[9]، 2017). مطالعات نشان میدهند که ۱۸ درصد از نیروی کار جهانی با این مشکل مواجهند و هزینههای آن برای سازمانها به ۱۷ تا ۳۶ میلیارد دلار میرسد. تحقیقات نشان میدهد که قلدری در محل کار پیامدهای منفی قابل توجهی دارد، از جمله افزایش استرس، غیبت کاری و کاهش بهرهوری سازمانی که به ضرر اقتصادی منجر میشود. مطالعات اخیر تأکید کردهاند که رهبری سازمانی باید با اقدامات فعالانه و ایجاد تغییر فرهنگی مبتنی بر هنجارهای اخلاقی با این چالش مقابله کند (احمد[10]، 2018). یکی از پیامدهای مهم قلدری در سازمانها، پنهانسازی دانش است که بهعنوان تلاش عمدی فرد برای مخفیکردن دانش درخواست شده تعریف میشود (کانلی، کانلیزویگ، وبستر و تروگاکوس[11]، 2012). این رفتار روابط بینفردی، اعتماد و استراتژیهای مدیریتی برای یادگیری و خلاقیت را تضعیف میکند (وانگ، هان، شیانگ و همپسون[12]، 2019). از سوی دیگر، رهبری اخلاقی با تمرکز بر ارزشهای اخلاقی میتواند در کاهش رفتارهای غیراخلاقی مانند پنهانسازی دانش نقش داشته باشد (تانگ، باویک، ییفنگ و تیوسولد[13]، 2015).
رهبری اخلاقی بهعنوان «نمایش رفتار هنجاری مناسب از طریق اقدامات شخصی و روابط بینفردی و ترویج این رفتار در پیروان با استفاده از ارتباط دوسویه، تقویت و تصمیمگیری» تعریف میشود. این سبک رهبری بهویژه با تنظیم هنجارهای اخلاقی و اجرای استانداردهای اخلاقی در محیط کار مرتبط است (فریره و پینتو[14]، ۲۰۲۲). رهبران اخلاقی با تقویت فرهنگ سازمانی سالم و برقراری روابط مثبت با کارکنان، انگیزه و تعهد آنها را افزایش میدهند (فتحعلیان، حامی و شجاعی، 1401). زمانی که رهبران از طریق ارتباط دوسویه با کارکنان تعامل میکنند و به آنها احساس تعلق میدهند، کارکنان مشتاقانه در دستیابی به اهداف سازمان مشارکت میکنند (بابالولا، استوتن، کمپ و اویوما[15]، ۲۰۱۹). رهبران اخلاقی با الگوسازی رفتارهای صحیح و ترویج ارزشهای اخلاقی، پیروان را به تقلید از این ویژگیها ترغیب میکنند. آنها قادرند رفتارهایی را که منجر به تقویت عملکرد مثبت کارکنان میشود، شناسایی کرده و با برخورد منصفانه و بدون تبعیض، حس مثبتی در کارکنان ایجاد کنند. کارکنانی که رابطه سازندهای با رهبران اخلاقی دارند، اغلب اهداف الهامبخشی تعیین کرده و سازمان را به سمت موفقیتهای چشمگیر هدایت میکنند (گو، شو، هی و یاسمین، ۲۰۲۳). قلدری در محل کار یک پدیده منفی رایج است که تأثیرات مخربی بر کارکنان و سازمانها دارد (باری، خان و واگاس[16]، ۲۰۲۳). این موضوع به دلیل پیامدهای زیانبارش، مورد توجه حوزه رفتار سازمانی قرار گرفته است (یائو، ژانگ، لو و هوانگ[17]، ۲۰۲۰). تحقیقات نشان میدهد که رهبران نقش کلیدی در کاهش قلدری از طریق ایجاد محیط کاری مطلوب و ترویج ارزشهای اخلاقی دارند. رهبران اخلاقی با نمایش صداقت، انصاف و مسئولیتپذیری، الگوی رفتاری مثبتی برای کارکنان ارائه میکنند (حسن[18]، ۲۰۲۴). آنها نهتنها فضایی اخلاقمدار و هماهنگ ایجاد میکنند، بلکه بر رفتار پیروان نیز تأثیر میگذارند (کولرووا و همکاران[19]، ۲۰۲۳). بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی[20]، کارکنان از طریق مشاهده و تقلید از رهبران، رفتارهای جدید را میآموزند (ترهپانیر و پیترسون[21]، ۲۰۲۴). همچنین، نظریه کولبرگ (۱۹۶۹) تأکید میکند که رشد اخلاقی تحت تأثیر الگوهای نقش است. مطالعاتی مانند بیلی و همکاران (۲۰۱۹) نشان میدهند که محیط کاری میتواند تشدیدکننده یا بازدارنده قلدری باشد؛ بنابراین، رهبران اخلاقی با الگوسازی رفتارهای درست و ترویج انصاف، میتوانند از بروز قلدری جلوگیری کنند (دیکروز و نورونها[22]، ۲۰۱۹). این پژوهش استدلال میکند که کارکنان با الهام از رهبران اخلاقی، از رفتارهای نامناسب اجتناب میکنند. صفات تاریک شخصیت بستر طیف گستردهای از آسیبهای اجتماعی نظیر قلدری را فراهم میکند (پیمان نیا، آشتاب و تابش، 2024). افرادی که قربانی قلدری میشوند اثرات منفی روانی اجتماعی را تجربه کرده و احساس خودکارآمدی پایین را به عنوان شکلی از پردازش شناختی مخرّب را نشان میهند (رحمتی توسه کله، خلیلی نژاد و حسین خانزاده، 2026).
مدیریت دانش نقش مهمی در هر سازمان ایفا میکند که میتواند بر عملکرد شرکتها و کارکنان تأثیر بگذارد (فاوزی[23]، 2023). با این حال، به دلیل تمرین «پنهان کردن دانش»، دستیابی به نتایج رضایت بخش در مدیریت دانش اغلب چالش برانگیز است (عبدالله، دچون، علی و عثمان[24]، 2019). پژوهشهای پیشین نشان داده است که کارکنان به دلایلی مانند حفاظت و کنترل مالکیت دانش، تسلط تخصص و آگاهی دفاعی تمایلی به اشتراک دانش ندارند. حدود 50 درصد از کارکنان قصد خودداری، گمراه کردن یا پنهان کردن دانشی را دارند که توسط شخص دیگری درخواست شده است. این رفتار عدم ارائه آگاهانه دانش مورد نیاز به همکاران در صورت درخواست، «پنهان کردن دانش» نامیده میشود (ژائو، لیو، لی و لو[25]، 2019). پنهانسازی دانش به عنوان یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر عملکرد شغلی آثار مخربی بر اثربخشی سازمانی در عصر کنونی دارد (عارفنژاد، منتی و موسوی، 1403). پنهانسازی دانش یک رفتار منفی و شامل خودداری آگاهانه از در اختیار قرار دادن دانشی است که توسط فرد دیگری خواسته شده است که میتواند روابط بین کارکنان را مختل کند، به بیاعتمادی منجر شود و برای عملکرد فردی و سازمانی بسیار مضر باشد (فاروق و سلطانا[26]، 2021). مطالعۀ باری، خان و واگاس (2023) نشان داد قلدری مرتبط با فرد در محل کار، هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم بر پنهانسازی دانش تأثیرگذار است، اما بر پنهانسازی دانش منطقی تأثیری ندارد. سازمانها باید با جلوگیری از قلدری، قصد کارکنان برای مشارکت در این رفتار را کاهش داده و با ایجاد فرهنگ اعتماد بینفردی، از قرارداد روانشناختی رابطه محافظت کنند (باری، خان و واگاس، 2023).
درگیری شغلی به میزان هویتیابی روانشناختی افراد با شغلشان اشاره دارد و بهعنوان «بهرهگیری اعضای سازمان از وجود خود (جسمی، شناختی و احساسی) برای انجام نقشهای شغلی» تعریف میشود (مازتی و همکاران[27]، ۲۰۲۳). این مفهوم مشابه انگیزه ذاتی است که برای نوآوری ضروری است و کارکنان با اعتمادبهنفس و تلاش، توانایی خود را در دستیابی به اهداف شغلی به کار میگیرند (سالانووا و شافلی[28]، ۲۰۰۸). درگیری شغلی بهعنوان تعدیلگر رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی بررسی میشود. بهبود عملکرد زمانی رخ میدهد که کارکنان از نظر احساسی درگیر شده و با رضایت و اشتیاق، کار خود را انجام دهند. این حالت روانشناختی شامل مشارکت، تعهد و دلبستگی به کار است و منجر به درک بهتر مسائل و رفتارهای مشارکتی (بهجای رقابتی) در حضور اهداف مشترک میشود (اسلام، خاتون، چیما و اشرف[29]، ۲۰۲۴). مطالعه کوئای و لیم[30] (۲۰۲۲) نشان داد عدم مشارکت اخلاقی، رابطه رهبری اخلاقی و پنهانسازی دانش را میانجیگری میکند و تعهد سازمانی این رابطه را تعدیل میکند. نگوین و همکاران (۲۰۲۴) دریافتند رهبری اخلاقی با تعهد عاطفی کارمندان دولتی مرتبط مثبت و با قلدری محل کار مرتبط منفی است. احمد[31] (۲۰۱۸) نشان داد رهبری اخلاقی با تقویت عدالت تعاملی، قرارگیری کارکنان در معرض قلدری را کاهش میدهد. مطالعه شجاعی و همکاران (۱۳۹۵) رابطۀ منفی رهبری اصیل با قلدری سازمانی، تحلیلرفتگی و نیت جابجایی و رابطۀ مثبت قلدری با تحلیلرفتگی را نشان داد. تحقیقات اندکی در مورد نقش مثبت رهبری در کاهش پدیدههای آسیبشناختی مانند قلدری در محل کار و پنهانسازی دانش در سازمانها وجود دارد. علاوه بر این، تحقیقات موجود عمدتاً در کشورهای غربی انجام شده است، جایی که فرهنگها به شدت با کشورهای شرقی متفاوت است. نمونه بارز این تفاوتها ارزشهای فردگرایانه بالاتری است که در غرب حاکم است. با مشاهده چنین تفاوتهای فرهنگی در پرتو گرایشهای معاصر به سمت مکانهای کاری مرتبط بینالمللی، اهمیت پژوهشی که اثربخشی سبک رهبری اخلاقی را در مدیریت رفتار کارکنان در سراسر زمینههای شرقی و غربی بررسی میکند، آشکار میشود. قلدری در محل کار در سطح بینالمللی به عنوان نشاندهنده رفتار غیرقابل قبول شناخته شده است؛ زیرا هنجارهای اخلاقی احترام و حیثیت در محل کار را نقض میکند. با این حال در فرهنگهای سراسر جهان رایج است. این به این دلیل است که فراتر از زمینههای اجتماعی-فرهنگی، محیط کاری منفی به عنوان عامل اصلی قلدری در محل کار شناخته میشود. به دنبال این ادبیات، هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجیگری قلدری سازمانی و پنهانسازی دانش و تعدیلگری درگیری شغلی میباشد.
مدل پیشنهادی پژوهش در شکل شماره 1 نشان داده شده است.
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روش
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش کلیۀ کارکنان بیمه البرز در سال 1404 میباشد که تعداد آنها 1585 نفر است. باتوجه به حجم جامعۀ آماری، از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای استفاده و جهت تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی- مورگان بهره گرفته شد. از اینرو، تعداد حجم نمونه 310 نفر بدست آمد. در این روش کارکنان بر اساس معیارهایی مانند بخشهای سازمانی یا سطوح شغلی به طبقات مختلف تقسیمبندی شدند و سپس از هر طبقه، نمونههایی به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس قلدری سازمانی فریره و پینتو (2022)، مقیاس رهبری اخلاقی فریره و پینتو (2022)، مقیاس درگیری شغلی سالانووا و شافلی (2006)، مقیاس پنهانسازی دانش عبدالله، دچون، علی و عثمان (2019) و مقیاس عملکرد شغلی بوکنو، ظفر و راجا (2015) بود. این پرسشنامهها به توجه به زمینۀ پژوهش حاضر و جامعۀ آماری تعدیل و بومیسازی شدند. برای بررسی پایایی مقیاسها، از شاخص آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی روایی مقیاسها، از تحلیل عاملی تأیید بهره برده شد تا اطمینان حاصل شود که ابعاد و مؤلفهها بهدرستی توسط سؤالات پرسشنامه اندازهگیری میشوند. دادهها در نرم افزار SPSS کدگذاری و در Smart-PLS3 تحلیل شدند. شایان ذکر است که از روش تحلیل مسیر برای بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم میان متغیرها استفاده شد. مدلسازی معادلات ساختاری بهویژه برای بررسی نقش میانجی فرضیهها به کار رفت.
مدل پژوهش شامل پنج سازه نظری است که اعتبار آنها با روش Q-Sort و نظرات چهار متخصص دانشگاهی تأیید شد. مقیاس ۵ درجهای لیکرت (از ۱= کاملاً مخالفم تا ۵= کاملاً موافقم) برای اندازهگیری متغیرها استفاده شد و تمامی گویهها از ادبیات موجود اقتباس گردیدند.
یافتهها
پاسخدهندگان شامل ۴۱.۷% مرد و ۵۸.۳% زن با مدارک دکتری (۱۸.۵%)، کارشناسی ارشد (۴۷%)، لیسانس (۳۳%) و کاردانی (۱.۵%) بودند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و تحلیلهای آماری دیگر نظیر آزمونهای نرمال بودن دادهها، پایایی و روایی مقیاسها و شاخصهای برازش مدل استفاده شد. برای اطمینان از نرمال بودن دادهها، از آزمونهای کولمولوگروف-اسمیرنوف و شاپیرو-ویلک استفاده شد. لازم به ذکر است که اکثر متغیرها غیرنرمال بودند (p-value<0.05). برای بررسی پایایی مقیاسها، از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج جدول 1 نشان داد که تمامی مقیاسها پایایی مطلوبی دارند، زیرا مقادیر آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0 بودند. همچنین، برای ارزیابی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی در جدول 1 (بارعاملی سؤالات و پیولیو) استفاده شد و مقادیر شاخصهای برازش نشان دادند که مدل بهخوبی با دادهها برازش دارد.
جدول 1. روایی ابزار بر اساس بارهای عاملی
|
گویهها |
بار عاملی |
p-value |
AVE |
CR |
α |
|
قلدری سازمانی |
- |
- |
539/0 |
851/0 |
780/0 |
|
تا چه حدی به شما برای انجام کاری که پایینتر از شأن و منزلت شماست، اجبار میشود. |
718/0 |
000/0 |
|
||
|
تا چه حدی نظرات یا پیشنهادات شما مورد غفلت قرار میگیرد یا نادیده گرفته میشود. |
575/0 |
001/0 |
|||
|
تا چه حد مانع رسیدن اطلاعات ضروری در مورد کار به شما شدهاند که بر روی عملکرد شما مؤثر است. |
719/0 |
002/0 |
|||
|
تا چه اندازه مسئولیتها یا وظایفی با زمان تحویل غیرمنطقی به شما داده شده است. |
503/0 |
000/0 |
|||
|
احساس میکنم بیش از حد بر کار من نظارت وجود دارد. |
439/0 |
000/0 |
|||
|
احساس میکنم حجم کاری خیلی زیاد و غیرقابل کنترلی به من داده شده است. |
574/0 |
002/0 |
|||
|
همکارانم پشت سر من شایعهسازی و مرا بدنام میکنند. |
448/0 |
001/0 |
|||
|
تا چه حد در محل کار خطاها و یا اشتباهاتتان را یادآوری میکنند. |
746/0 |
000/0 |
|||
|
تا چه حدی به طور ضمنی به شما گفته شده است که باید کارتان را ترک کنید. |
785/0 |
001/0 |
|||
|
تا چه حدی در محل کار نادیده گرفته میشوید یا حقوقتان پایمال میشود. |
734/0 |
000/0 |
|||
|
زمانی که به محل کار میرسم مورد بیاعتنایی سایرین یا واکنش غیردوستانه آنها قرار میگیرم. |
684/0 |
000/0 |
|||
|
تا چه حد در محل کار خطاها و یا اشتباهاتتان مورد انتقاد قرار میگیرد. |
579/0 |
002/0 |
|||
|
احساس میکنم بیش از حد مورد طعنه و دست انداختن توسط بقیه قرار میگیرم. |
841/0 |
002/0 |
|||
|
تا چه اندازه در محل کار اتهاماتی علیه شما مطرح میشود. |
657/0 |
000/0 |
|||
|
تا چه حد افرادی که با آنها جور نیستید با شما شوخیهای فیزیکی میکنند. |
531/0 |
000/0 |
|||
|
تا چه حد اظهارات توهینآمیز در مورد شما، نگرشهایتان و یا زندگی خصوصیتان مطرح میشود. |
593/0 |
000/0 |
|||
|
تا چه حد در محل کارتان در معرض تمسخر یا توهین بودهاید. |
760/0 |
001/0 |
|||
|
رهبری اخلاقی |
- |
- |
563/0 |
920/0 |
902/0 |
|
مدیر شما به آنچه کارکنان میگویند گوش فرا میدهد. |
631/0 |
000/0 |
|
||
|
مدیر شما کارکنانی را که استانداردهای اخلاقی را نقض میکنند، تنبیه میکند. |
858/0 |
000/0 |
|||
|
مدیر شما در زندگی شخصی خود به شیوهای اخلاقی رفتار میکند. |
671/0 |
000/0 |
|||
|
مدیر شما بهترینها را برای کارکنان خود آرزو میکند. |
773/0 |
001/0 |
|||
|
مدیر شما تصمیمات متعادل و عادلانه میگیرد. |
775/0 |
002/0 |
|||
|
مدیر شما میتوان به او اعتماد کرد. |
696/0 |
000/0 |
|||
|
مدیر شما با کارکنان در مورد اخلاقیات یا ارزشهای کاری صحبت میکند. |
741/0 |
000/0 |
|||
|
مدیر شما الگویی برای انجام امور در مسیری درست و اخلاقی ارائه میدهد. |
811/0 |
000/0 |
|||
|
مدیر شما موفقیت را نه صرفاً برحسب نتایج بلکه همچنین بر اساس شیوه بدست آوردن نتایج تعریف میکند. |
771/0 |
001/0 |
|||
|
پنهانسازی دانش |
- |
- |
505/0 |
866/0 |
827/0 |
|
همکارم موافقت میکند که به من کمک کند، اما هرگز قصد این کار را ندارد |
638/0 |
000/0 |
|
||
|
همکارم میگوید که بعداً به من کمک خواهد کرد، اما تا آنجا که ممکن است لفتش میدهد. |
532/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم بهجای آنچه واقعاً میخواهم، اطلاعات دیگری به من ارائه میدهد. |
459/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم توضیح میدهد که مایل است اطلاعات را به من بدهد، اما این کار را انجام نمیدهد. |
465/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم میگوید که مدیر اجازه نمیدهد کسی این دانش را به اشتراک بگذارد. |
836/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم میگوید که به سؤالات شما پاسخ نمیدهم. |
892/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم وانمود میکند که اطلاعات را نمیداند. |
810/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم میگوید در این باره چیزی نمیدانم، با وجود اینکه میداند. |
828/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم وانمود میکند که نمیداند من دربارۀ چه چیزی صحبت میکنم. |
943/0 |
000/0 |
|||
|
همکارم میگوید دربارۀ موضوع اطلاع چندانی ندارم. |
786/0 |
000/0 |
|||
|
درگیری شغلی کارکنان |
- |
- |
672/0 |
908/0 |
870/0 |
|
صبح که از خواب بیدار میشوم، با اشتیاق به محل کار میروم. |
920/0 |
000/0 |
|
||
|
در محل کار سرشار از انرژی هستم. |
961/0 |
000/0 |
|||
|
میتوانم به مدت طولانی به کارم ادامه دهم. |
853/0 |
000/0 |
|||
|
در کارم به شدت احساس شادی میکنم. |
512/0 |
000/0 |
|||
|
در زمان کارکردن، غرق در کارم هستم. |
776/0 |
000/0 |
|||
|
عملکرد شغلی |
- |
- |
646/0 |
915/0 |
873/0 |
|
نسبت به کاری که قبول کردهام، احساس مسئولیت مینمایم و خود را مسئول عواقب آن میدانم. |
725/0 |
001/0 |
|
||
|
بدون نظارت مافوق، صادقانه کار میکنم. |
871/0 |
000/0 |
|||
|
نسبت به کارم دلسوز هستم و سعی مینمایم که آن را با کیفیت مطلوب ارائه دهم. |
916/0 |
000/0 |
|||
|
کاری را که بر عهده گرفتهام، برای حصول نتیجه و دلگرمی پیگیری میکنم. |
897/0 |
003/0 |
|||
|
در کارم جدی هستم، ارزش آن را حفظ میکنم و در رفع مشکلات کاری میکوشم. |
861/0 |
000/0 |
|||
|
با مراجعان و متقاضیان با احترام رفتار میکنم و در رفع مشکلات آنان میکوشم. |
788/0 |
002/0 |
|||
|
از اتلاف وقت و انجام دادن کارهای بیهوده خودداری میکنم. |
784/0 |
005/0 |
|||
نتایج تأیید کرد که مدل اندازهگیری از اعتبار و پایایی کافی برخوردار است. همه بارهای عاملی بالای 4/0، پایایی ترکیبی بیش از 7/0 و مقادیر AVE بیشتر از 5/0 بودند. همچنین روایی واگرا با مقایسه مقادیر AVE و واریانس اشتراکی تأیید شد. این یافتهها نشان میدهد مدل برای تحلیلهای بعدی مناسب است.
جدول 2: ماتریس ضریب همبستگی
|
متغیرها |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
|
1. عملکرد شغلی 2. پنهانسازی دانش 3. درگیری شغلی 4. رهبری اخلاقی 5. قلدری سازمانی |
803/0 650/0- 587/0 644/0 327/0- |
- 710/0 632/0 514/0- 448/0 |
- - 819/0 704/0- 596/0 |
- - - 750/0 627/0- |
- - - - 734/0 |
همانطور که مشاهده میشود، مقدار جذرAVE متغیرهای مکنون که در خانههای موجود در قطر اصلی ماتریس قرار گرفتهاند، از مقدار همبستگی میان آنها که در خانههای زیرین و چپ قطر اصلی قرار گرفتهاند، بیشتر است. از این رو، میتوان گفت که در پژوهش حاضر، سازهها (متغیرهای مکنون) در مدل، تعامل بیشتری با سازههای خود نسبت به سازههای دیگر دارند. به بیان دیگر، روایی واگرای مدل در حد مناسبی است. مدل ساختاری این مطالعه از طریق ضریب تعیین[32] (R2)، ارتباط پیشبینیکننده[33] (Q2)، آزمون نیکویی برازش[34](GOF) و آزمون فرضیهها ارزیابی میشود. مقادیر R2 بهدستآمده برای سازههای درونزا[35] نشان میدهد که مدل پژوهش 61% از عملکرد شغلی، 37% از قلدری سازمانی و 72% از پنهانسازی دانش را شرح میدهد. چین[36] (1998) سه مقدار 19/0، 33/0 و 67/0 را به عنوان مقدار ملاک برای مقادیر ضعیف، متوسط و قوی بودن برازش بخش ساختاری مدل به وسیله معیار R2 در نظر گرفته است. با توجه به جدول 3 میتوان بیان کرد که تمامی مقادیرR2 در سطح قوی برای برازش بخش ساختاری مدل قرار گرفتهاند. لازم به ذکر است که مقادیر ضریب تعیین از داخل اعداد دوایر (متغیرهای پنهان آبی رنگ) در شکل 2 استخراج شدهاند. مقادیر Q2 به دست آمده از خروجی نرمافزار از مسیر بلایندفولدینگ[37] نشان میدهد که مدل دارای ارتباط پیشبینی کافی است، زیرا مقادیر بالاتر از آستانه[38] 000/0 هستند. با توجه به اینکه مدل تمام معیارها را دارد، میتوان پیشنهاد داد که مدل ساختاری خوب است. شاخص GOF در مدلPLS ، راه حلی برای بررسی برازش کلی مدل است. مقدار مناسب برای این شاخص، بین صفر تـا یک در نظر گرفته شده است. مقادیر نزدیک به یک کیفیت مناسب مدل را نشان میدهد. این شاخص توانایی پیشبینـی کلی مدل را بررسی میکند و نشان میدهد که مدل آزمایش شده در پیشبینی متغیرهـای مکنـون درونزا موفـق بـوده است یا خیر. برای بررسی برازش مدل کلی، از معیار GOF استفاده میشـود کـه 1/0 به عنوان مقادیر ضعیف، 25/0 مقادیر متوسط و 36/0 مقادیر قوی برای سنجش اعتبار مدلهای PLS در نظر گرفته شده است. با توجه به مقدار به دست آمده برای GOF به میزان 579/0 برازش بسیار مناسب مدل کلی تأیید میشود (جدول 3).
جدول 3. بررسی برازش مدل سازه
|
متغیرهای پنهان |
جوامع |
R2 |
Q2 |
|
1. عملکرد شغلی |
646/0 |
618/0 |
525/0 |
|
2. پنهانسازی دانش |
505/0 |
729/0 |
382/0 |
|
3. درگیری شغلی |
672/0 |
- |
- |
|
4. رهبری اخلاقی |
563/0 |
- |
- |
|
5. قلدری سازمانی |
539/0 |
374/0 |
289/0 |
|
معیار نیکویی برازش |
فاصله قابل قبول |
نتیجه |
|
|
579/0 |
ضعیف≥0/1 ; متوسط ≥25/0 ; قوی≥ 0/36 |
پذیرفته شده |
|
شکل 2. مدل ساختاری مطالعه همراه با ضریب استاندارد بارهای عاملی مدل و ضرایب تبیین سازههای اصلی
شکل 2 خروجی نرمافزار را در حالت تخمین ضرایب مسیر و ضرایب تعیین نشان میدهد. اعداد روی مسیرها نشاندهنده ضریب مسیر، اعداد داخل دوایر برای متغیرهای درونزا؛ مقدار ضریب تعیین را نشان میدهد و اعداد روی فلشهای متغیرهای پنهان، بیانگر بارهای عاملی است.
شکل 3. مدل ساختاری تحقیق همراه با مقادیر T-values و سطح معناداری سازههای اصلی
در شکل 3، اعداد مشخص شده بر روی فلشها نشاندهنده مقادیر T-value میباشد. جهت آزمون فرضیههای مدل پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد مقادیر بزرگتر و مساوی قدر مطلق 96/1، به معنای وجود ارتباط مستقیم بین دو متغیر است. خلاصه نتایج مربوط به آزمون فرضـیههـا در جـدول 4 گزارش شده است. همچنین از روش بوت استرپینگ[39] برای آزمون و تایید اعتبار فرضیههای پژوهش با استفاده از ضریب بتا و آماره t استفاده شد. شایان ذکر است که در مدل فوق درگیری شغلی متغیر تعدیلگری بوده و اسم این متغیر با اثر تعدیلگری با رنگ سبز نمایش داده شده است.
جدول 4. نتایج فرضیههای پژوهش
|
مسیر سازهای |
β |
آماره t |
نتیجه |
|
رهبری اخلاقیÛ عملکرد شغلی |
620/0 |
838/1 |
ردQ |
|
رهبری اخلاقی Û قلدری سازمانی |
272/0- |
913/5 |
تأییدþ |
|
رهبری اخلاقی Û پنهانسازی دانش |
789/0- |
343/4 |
تأییدþ |
|
قلدری سازمانی Û پنهانسازی دانش |
343/0 |
385/7 |
تأییدþ |
|
قلدری سازمانیÛ عملکرد شغلی |
221/0- |
563/3 |
تأییدþ |
|
پنهانسازی دانشÛ عملکرد شغلی |
493/0- |
845/9 |
تأییدþ |
|
درگیری شغلی رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را تعدیل میکند |
141/0 |
805/2 |
تأییدþ |
نتـایج جدول 4 گویای تأیید این امر است که تمامی فرضیههای پیشنهادی به جزء فرضیه اول، تأیید میشوند. شایان ذکر اسـت که برای آزمون فرضیههای میانجی از روش بوتاسترپ در سطح اطمینان 95% استفاده شد.
جدول 5. نتایج آزمون بوتاسترپ
|
مسیر |
اثر غیرمستقیم |
انحراف معیار |
حد پایین |
حد بالا |
p-value |
|
قلدری سازمان رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری میکند |
14/0- |
04/0 |
07/0 |
22/0 |
001/0 |
|
پنهانسازی دانش رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری میکند |
18/0 |
03/0 |
12/0 |
25/0 |
002/0 |
نتایج آزمون بوتاسترپ نشان میدهد که اثرات غیرمستقیم قلدری سازمانی و پنهانسازی دانش معنادار هستند (p-value<0.05). از آنجا که فاصله اطمینان %95 برای این اثرات شامل صفر نمیشود، میتوان نتیجه گرفت هر دو متغیر قلدری سازمانی و پنهانسازی دانش نقش میانجی معناداری ایفا میکنند.
بحث و نتیجهگیری
مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی با نقش میانجیگری قلدری سازمانی و پنهانسازی دانش و تعدیلگری درگیری شغلی در بین کارکنان صنعت بیمه انجام شد. تحلیل دادهها برای فرضیۀ اول، دوم و سوم نشان داد که رهبری اخلاقی بر عملکرد شغلی تاثیر معناداری ندارد و این فرضیه رد شد؛ اما بر قلدری سازمانی و پنهانسازی دانش تاثیر منفی و معناداری دارد و مورد تأیید قرار گرفتند. یافتههای پژوهش حاضر با نتایج مطالعات قبلی (احمد 2018؛ اسلام و همکاران، 2024؛ فریره و پینتو، 2022؛ نگوین و همکاران، 2024 و باری و همکاران، 2023) همسویی دارد. در این راستا، میتوان استدلال نمود که ممکن است رهبری اخلاقی به تنهایی نتواند بهبود قابل توجهی در عملکرد شغلی ایجاد کند، زیرا عوامل دیگری مانند انگیزش فردی، شرایط محیط کار و فرهنگ سازمانی نیز نقش مهمی دارند. افزون بر این، رهبری اخلاقی ممکن است منجر به کاهش رفتارهای منفی مانند قلدری و پنهانسازی دانش شود. این امر میتواند به این دلیل باشد که رهبران اخلاقی فضایی را ایجاد میکنند که در آن کارکنان احساس امنیت بیشتری دارند و کمتر تمایل به رفتارهای منفی دارند. اهمیت یافتههای یک مدل رهبری اخلاقی در کاهش مواجهه کارکنان با قلدری به وضوح پتانسیل آن را برای مدیریت قلدری در محیطهای کاری در سراسر جهان نشان میدهد. اگرچه بسیاری از کشورهای غربی در حال مقابله با قلدری در محل کار با ابزارهای قانونی هستند، اثربخشی چنین ابزارهایی در کاهش وقوع قلدری در محل کار مورد تردید قرار گرفته است. رهبری اخلاقی به کاهش قلدری در محل کار و ایجاد روابط قوی با کارکنان کمک میکند. در توضیح نتیجه به دست آمده میتوان بیان داشت که رهبران در سطوح مختلف سازمانها نقش مهمی در توسعه و تداوم فرهنگ اخلاقی و رفتار اخلاقی ایفا میکنند و ضرورت توجه سازمانها به رهبری اخلاقی از آنجا ناشی میشود که تحقیقات متعددی نتایج مثبت آن را در برخی از پیامدهای مهم سازمانی از قبیل عملکرد، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، رفتار شهروندی سازمانی و رفتارهای انحرافی یا ضد تولیدی نشان دادهاند. پس به نظر میرسد که رهبری اخلاقی مدیران بتواند در کاهش رفتارهای انحرافی و ضد تولیدی که قلدری سازمانی یکی از گونههای این رفتارهای انحرافی محسوب میشود، اثر مثبتی داشته باشد. از اینرو، صنایع بیمه باید فرهنگی را ایجاد کنند که ارزشهای اخلاقی را ترویج دهد و از رفتارهای مثبت حمایت کند. این میتواند شامل آموزشهای مداوم، کارگاههای آموزشی و برنامههای ارتقاء آگاهی باشد. همچنین، مکانیسمهایی برای نظارت بر رفتارهای کارکنان ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که قلدری و پنهانسازی دانش کاهش یافته است. این پیشنهاد میتواند شامل نظرسنجیها و جلسات بازخورد باشد.
نتایج تحلیل نشان داد که قلدری سازمانی بر پنهانسازی دانش و عملکرد شغلی به ترتیب تاثیر مثبت و منفی معناداری دارد. درگیری شغلی نیز رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را تعدیل میکند. علاوه بر این، قلدری سازمانی نیز رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری میکند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داد که پنهانسازی دانش رابطۀ بین رهبری اخلاقی و عملکرد شغلی را میانجیگری میکند. زمانی که رهبری اخلاقی وجود داشته باشد، کارکنان بیشتر درگیر کار خود میشوند و این درگیری میتواند تأثیر مثبت بر عملکرد شغلی آنها داشته باشد؛ به عبارت دیگر، رهبری اخلاقی میتواند باعث افزایش درگیری شغلی شود و این درگیری نیز به نوبه خود بر عملکرد مثبت کارکنان تأثیر میگذارد. قلدری سازمانی میتواند به عنوان یک عامل منفی در این رابطه عمل کند. زمانی که قلدری در محیط کار وجود داشته باشد، حتی اگر رهبری اخلاقی هم وجود داشته باشد، ممکن است تأثیرات منفی بر عملکرد شغلی کارکنان بگذارد. قلدری میتواند باعث کاهش اعتماد و افزایش استرس در کارکنان شود که این امر منجر به کاهش درگیری شغلی و در نتیجه کاهش عملکرد شغلی خواهد شد.
از سوی دیگر، قلدری سازمانی میتواند باعث ایجاد فضایی از ترس و عدم اعتماد در میان کارکنان شود. در چنین شرایطی، کارکنان ممکن است به دلیل ترس از انتقام یا قضاوت منفی، از به اشتراکگذاری دانش و تجربیات خود خودداری کنند. این امر میتواند منجر به پنهانسازی اطلاعات و عدم همکاری در تیمها شود. قلدری میتواند به کاهش انگیزه، رضایت شغلی و تعهد کارکنان منجر شود. زمانی که کارکنان احساس ناامنی و تهدید کنند، معمولاً عملکرد آنها تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است به کاهش بهرهوری و کیفیت کار منجر شود. در واقع، رهبری اخلاقی اثر منفی (معکوس) بر قلدری سازمانی دارد که نتیجه تحقیق نیز مؤید نتیجه تحقیقات پیشین مبنی بر تاثیر رهبری اخلاقی بر قلدری سازمانی بود. حال آنکه، قلدری سازمانی به معنی آزار و اذیت، تخلف و محروم کردن کسی ازنظر اجتماعی که تأثیر منفی روی وظایف کاری شخص میگذارد، تعریف میشود که میتواند اثرات شدید بر اهداف فردی و بر سازمان داشته باشد. نتایج تحقیق قائد امینی هارونی و همکاران (1403) نیز نشان داد که رهبری اخلاقی از طریق اعتماد سازمانی بر قلدری سازمانی تاثیر منفی و معناداری داشت که ضریب این تاثیر 57/0- بود و از طریق سرمایه اجتماعی بر قلدری سازمانی تاثیر منفی و معناداری داشت که ضریب این تاثیر 67/0- بود و همچنین رهبری اخلاقی بر قلدری سازمانی تاثیر منفی معنادار داشت که ضریب این تاثیر 77/0- بود. در این راستا میتوان استدلال نمود که رهبری اخلاقی که شامل نمایش رفتار هنجاری مناسب به وسیله اقدامات فردی و روابط بین فردی و افزایش این گونه رفتار در پیروان، به وسیله تصمیمگیری، تشویق و ارتباطات دوطرفه است، بطور مستقیم بر عملکرد شغلی تأثیرگذار است. پیشنهاد میشود مدیران شرکتهای بیمه اخلاق را در رفتار و اعمالشان بکار برند. همچنین، توانمندیها و قابلیتهای دبیران و استفاده مدیریت از آنان در امور اجرایی و تصمیمگیریها در حد امکان تشخیص و مورد بررسی قرار بگیرند. شایان ذکر است که وجود رهبری اخلاقی در شرکتهای بیمه باعث میگردد که کارکنان آن شرکت با عملکرد بهتری در شرکت فعالیت داشته باشند و با احساس تعهد و تعقل بیشتر نسبت به شرکت فعالیت کنند و عملکرد رضایتبخشی را در شرکت از خود نشان دهند. پیشنهاد میشود صنعت بیمه باید فرهنگی را ایجاد کنند که بر اساس احترام متقابل و همکاری بنا شده باشد. این شامل ترویج رفتارهای مثبت و ارائه آموزشهای لازم برای کارکنان در زمینه ارتباطات مؤثر است.
سرانجام، یافتههای پژوهش نیز نشان داد که رهبری اخلاقی بر پنهانسازی دانش تاثیر منفی دارد که با یافتههای مطالعه انصر و همکاران (2021) همسویی دارد. این امر میتواند نشان از اهمیت این متغیر در کاهش پنهانسازی دانش کارکنان و افـزایش میـل بـه اشتراکگذاری دانش داشته باشد. بهطورکلی، میتوان گفـت در شرکتها و سازمانهایی در حوزههای فعالیت مختلف، در کشـورهای مختلف و در بین کارکنان مختلف، رهبری اخلاقی ادراک شده توسط کارکنان یک متغیـر مؤثر است که مسـتقیماً بـر کـاهش پنهانسازی دانـش کارکنان تأثیر معناداری دارد. پیشنهاد میشود در این راستا به برقراری ارتباطات مناسب بین مدیران ارشد شرکتها و کارکنان عملیاتی، امکان گـزارش کردن رفتارهای سرپرستان به مسئولین رده بالا بـدون ترس و واهمـه پرداخته شود و زمینه را در این صورت فراهم کنند. همچنین، تشکیل انجمنهای حرفهای برای تقویت حس همکاری و مسئولیت اجتماعی کارکنان و اشتیاق بـه کار بسیار مفید است. وقتی سطح امنیت روانشناختی بالاتر رود و احساس مثبت از کار و بامعنا بـودن آن در کارکنان تقویت شود و اشتیاق به کار همدلانه افزایش مییابد. هرچه محیط کار اخلاقیتر باشد پدیدههای غیراخلاقی نظیر پنهانسازی دانش کاهش مییابد. قلدری سازمانی سبب کاهش درگیری شغلی کارکنان میشود. میتوان استدلال کرد که رفتارهای سازمانی مخرب در شکلهای مختلف در حال بروز و ظهور است. قلدری سازمانی که همراه با اثرات منفی در محیطهای کاری رخ میدهد مستقیم و منفی بر سلامت افراد تاثیر گذاشته و هزینههای زیادی را بر سازمان تحمیل کرده و منجر به کاهش درگیری شغلی کارکنان میگردد.
در پایان، طرحهای مقطعی مانند نوع مورد استفاده برای مطالعه ما نیز محدودیتهایی در استنباطهای علی در رابطه با روابط بین متغیرهای مشاهدهشده ایجاد میکند. جمعآوری دادههای آنلاین همچنین میتواند محدودیتهایی را برای کنترل عوامل محیطی ایجاد کند. سرانجام، محققان استدلالهای خود را با استفاده از دادههای مقطعی نظرسنجی آزمایش کرده و بنابراین روابط پیشنهادی در مدل نظری خود را برای علیت کشف نشد. امیدواریم تحقیقات آینده بتواند این محدودیت را برطرف کند و اعتبار مدل نظری ما را با استفاده از مجموعه دادههای طولی در مقیاس بزرگ همراه با دادههای آرشیوی افزایش دهد؛ بنابراین به تحقیقات آتی توصیه میشود که روابط و پدیدههای بیشتری را با استفاده از روششناسی ترکیبی کیفی و کمی برای دستیابی به بینشهای عمیقتر بررسی کنند.
تضاد منافع
هیچگونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.
تشکر و قدردانی
بدین وسیله از کلیه مشارکت کنندگان در پژوهش تقدیر و تشکر میشود.
[1]. Bouckenooghe, Zafar & Raja
[2]. Saddique
[3]. Edevbie & McWilliams
[4]. Tamer
[5]. Kanyamukenge & Kagwaini
[6]. Guo, Xue, He, & Yasmin
[7]. Liu, Mi & Gao
[8]. Samnani
[9]. Dollard
[10]. Ahmad
[11]. Connelly, Zweig, Webster & Trougakos
[12]. Wang, Han, Xiang & Hampson
[13] . Tang
[14]. Freire & Pinto
[15]. Babalola, Stouten, Camp, & Euwema
[16]. Bari, Khan & Waqas
[17]. Yao, Zhang, Luo & Huang
[18]. Hassan
[19]. Kollerová
[20]. social learning theory
[21]. Trépanier & Peterson
[22]. D'Cruz & Noronha
[23]. Fauzi
[24]. Abdullah, Dechun, Ali & Usman
[25]. Zhao, Liu, Li & Yu
[26]. Farooq & Sultana
[27]. Mazzetti
[28]. Salanova & Schaufeli
[29]. Islam, khatoon, Cheema & Ashraf
[30]. Koay & Lim
[31]. Ahmad
[32]. coefficient of determination
[33]. predictive relevance
[34]. Goodness of Fit Test
[35]. endogenous constructs
[36]. Chin
[37]. Blindfolding
[38]. higher than the 0.000 threshold
[39]. bootstrapping approach