بررسی رابطه اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری: نقش تنظیم هیجان به‌عنوان متغیر میانجی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشگاه سمنان

چکیده
مقدمه: قربانی قلدری به‌عنوان یکی از پدیده‌های شایع در محیط‌های آموزشی و اجتماعی، تهدیدی جدی برای سلامت روان، عزت‌نفس و کیفیت زندگی افراد به‌ویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب می‌شود. تجربه مکرر قلدری می‌تواند منجر به مشکلاتی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی و کناره‌گیری اجتماعی گردد و حتی پیامدهای بلندمدتی بر رشد هیجانی و روابط اجتماعی افراد برجای گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری، با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجان در میان دانش‌آموزان انجام شده است.
روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰4۱۴۰3 بود که از میان آن‌ها 368 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌های قربانی قلدری کالیفرنیا ( فلیکس و همکاران،2011)، اضطراب اجتماعی (جرابک، ۱۹۹۶)، انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی، ۱۳۸۳) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) بود. بررسی و ارزیابی الگوی پیشنهاد شده با روش معادلات ساختاری و نرم‌افزار SPSS26 و AMOS24 انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی (01/0<P، 30/0β =)، انزوای اجتماعی (05/0<P، 25/0 β =)، تنظیم هیجان (001/0<P، 50/0β =) با قربانی قلدری و بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 45/0-β =) و انزوای اجتماعی (001/0<P، 40/0-β =) با تنظیم هیجان رابطه­ی معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد که تنظیم هیجان رابطه بین اضطراب اجتماعی (001/0<P، 22/0-β =) وانزوای اجتماعی (001/0<P، 20/0-β =) با قربانی قلدری را میانجی­گری می‌کند.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی می‌توانند خطر قربانی‌شدن در قلدری را افزایش دهند، اما تنظیم هیجان به‌عنوان یک متغیر میانجی مؤثر می‌تواند نقش محافظتی ایفا کرده و این ارتباط را تعدیل نماید. بر این اساس، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان در دانش‌آموزان می‌تواند به کاهش آسیب‌های ناشی از قلدری در مدارس کمک کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Relationship Between Social Anxiety and Social Isolation With Bullying Victimization: The Mediating Role of Emotion Regulation

نویسندگان English

mohammadali mohammadyfar 1
Fatemeh khodapanah 2
1 Associate Prof. , Department of Educational Psychology, Faculty of Educational Sciences and Psychology, Semnan University, Semnan, Iran
2 semnan
چکیده English

Introduction: Bullying victimization is a prevalent phenomenon in educational and social settings and poses a serious threat to individuals' mental health, self-esteem, and quality of life, particularly during childhood and adolescence. Repeated experiences of bullying can lead to anxiety, depression, feelings of loneliness, and social withdrawal, and may have long-term consequences on emotional development and social relationships. The present study aimed to examine the relationship between social anxiety and social isolation with bullying victimization, considering the mediating role of emotion regulation among secondary school students.
Methods: This descriptive-correlational study was conducted among all secondary school students in Eslamshahr City during the 2024–2025 academic year. A total of 368 students were randomly selected using a multistage cluster sampling method. Data were collected using the California Bullying Victimization Questionnaire (Felix et al., 2011), the Social Anxiety Scale (Jerabek, 1996), the Social Isolation Questionnaire (Chelpi & Amirkafi, 2004), and the Emotion Regulation Questionnaire (Gross & John, 2003). The proposed model was tested using structural equation modeling (SEM) with SPSS 26 and AMOS 24.
Results: Findings indicated significant relationships between social anxiety (β = 0.30, p = 0.01), social isolation (β = 0.25, p = 0.05), and emotion regulation (β = -0.50, p < 0.001) with bullying victimization. Additionally, social anxiety (β = -0.45, p < 0.001) and social isolation (β = -0.40, p < 0.001) were significantly associated with emotion regulation. Emotion regulation was found to mediate the relationships of both social anxiety (β = -0.22, p < 0.001) and social isolation (β = -0.20, p < 0.001) with bullying victimization.
Conclusion: The results suggest that social anxiety and social isolation can increase the risk of being victimized by bullying, while emotion regulation serves as an effective mediating factor that can mitigate this relationship. Enhancing emotion regulation skills in students may help reduce the negative impacts of bullying victimization in school settings.

کلیدواژه‌ها English

Social anxiety
social isolation
bullying
bullying victimization
emotion regulation

مقدمه

نوجوانی دوران انتقال مهمی بین کودکی و بزرگسالی است که سرشار از تغییرات، چالش‌ها و پتانسیل‌هاست. در دوران نوجوانی، افراد تغییرات فیزیکی، عاطفی، اجتماعی و شناختی قابل توجهی را تجربه می‌کنند و در آن افراد شروع به شکل‌گیری هویت خود، توسعه ارزش‌ها و مواجهه با تجربیات مختلفی می‌کنند که آینده آن‌ها را شکل می‌دهد ( فبرینتی[1] و همکاران، 2024). قلدری یا اقدامات تهدیدآمیز و توهین‌آمیز یکی از مسائل مهم در زمینه نوجوانان امروزی است (آگوستینینگسیه[2] و همکاران، 2024). قلدری در مدرسه نوعی عمل پرخاشگرانه است که می‌تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد، مانند فیزیکی (مثلاً ضرب و شتم)، کلامی (مثلاً نام‌بردن تحقیرآمیز)، غیرمستقیم (مثلاً بیرون کردن کسی از دایره‌های اجتماعی) و زورگویی سایبری (مثلاً انتشار شایعات آنلاین) ( وانگ[3] و همکاران، 2019). قلدری نه تنها منجر به آسیب‌های جسمی می‌شود بلکه تأثیرات مضری بر توسعه روانی و شناختی-رفتاری نیز دارد(هان[4] و همکاران، 2025).

قربانی‌شدن هم در میان نوجوانان، پدیده‌ای اجتماعی است که به نظر می‌رسد روندی رو به رشد دارد (اولنیک- شمش و هیمان[5]، 2017). قربانی‌شدن زمانی رخ می‌دهد که فرد به‌طور مکرر در معرض اعمال منفی همسالان قرار می‌گیرد و رابطه‌ای نابرابر از نظر قدرت بین آن‌ها وجود دارد (فارمر[6] و همکاران، 2015). در این شرایط، قربانی نسبت به فرد قلدر ضعیف‌تر تلقی می‌شود. این پدیده می‌تواند به اشکال مختلف خشونت جسمی یا روانی نمود یابد (سیو[7]، 2025). قلدری در مدرسه می‌تواند در هر گروه سنی رخ دهد، اما در میان نوجوانان مدرسه‌ای به‌ویژه در مقطع متوسطه خود را بیشتر نشان می‌دهد (قردالو[8] و همکاران، 2024).

 بر اساس نتایج تحقیقاتی که توسط تانگ و سوپراها[9] (۲۰۲۱) انجام شده است، مشخص شد که تعداد قربانیان قلدری بیشترین میزان را در گروه سنی ۱۳ تا ۱۷ سال دارد و این گروه سنی به طور کلی در دسته نوجوانان مدرسه‌ای قرار می‌گیرد؛ به عبارتی این بازه آسیب‌پذیرترین گروه برای قربانی شدن در برابر قلدری هستند. این امر نشان می‌دهد که درک و مدیریت قلدری در زمینه نوجوانان چقدر اهمیت دارد؛، علاوه بر این، قربانی شدن در برابر قلدری می‌تواند زیان‌بار و پایدار باشد و بر بسیاری از جنبه‌های توسعه نوجوانان قربانی تأثیر بگذارد. به‌ویژه، تحقیقات نشان داده‌اند که حتی قلدری به میزان کم در مدرسه می‌تواند تأثیرات منفی بر قربانیان داشته باشد و قربانیان ممکن است با اضطراب، افسردگی، سوء مصرف مواد و افکار خودکشی روبرو شوند که در نتیجه این امر، عملکرد تحصیلی، زندگی شخصی، تعاملات اجتماعی و روابط والد-فرزندی آن‌ها مختل شده و ممکن است به رفتارهای افراطی منجر گردد (ترنورا[10]، 2025). شواهد نشان می‌دهد نوجوانانی که در ۱۳ سالگی قربانی قلدری می‌شوند، در سال‌های بعد بیشتر از افسردگی و اضطراب رنج می‌برند و چنین تجربیاتی پیامدهای رفتاری مهمی دارند و روابط اجتماعی نوجوان را تضعیف می‌کنند. هر چه میزان قلدری از سوی همسالان یا نزدیکان بیشتر باشد، شدت مشکلات رفتاری نیز افزایش می‌یابد (ترنورا، 2025). تأثیرات قلدری بر قربانیان در دوران نوجوانی دارای سه جنبه اصلی است. نخست، جنبه روان‌شناختی که شامل ترس، استرس، فشار روانی، نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و حتی افزایش خطر خودکشی می‌شود (حکمت و همکاران، 2024). دومین جنبه، جنبه جسمانی است، که شامل نشانه‌هایی مانند سردرد، مشکلات گوارشی و دیگر ناراحتی‌های بدنی می‌شود (البدور[11] و همکاران، 2020). سومین جنبه، جنبه اجتماعی است. قربانیان قلدری در این حوزه دچار کاهش روحیه مدرسه، افت اعتماد به نفس، کاهش انگیزه، درون‌گرایی، خجالت، احساس ناایمنی، احتیاط زیاد و سطوح بالای اضطراب می‌شوند (استپانیان و خیتاریان[12]، 2024).

یکی از عواملی که با قربانی شدن در قلدری ارتباط دارد، انزوای اجتماعی است (وی[13] و همکاران، 2024). انزوای اجتماعی به‌عنوان کمبود روابط نزدیک یا معنادار تعریف می‌شود و معمولاً در نتیجه‌ی تجربه‌هایی مانند طرد شدن از سوی جامعه، ناامیدی، کناره‌گیری اجتماعی، نداشتن شبکه‌های حمایتی و احساس تنهایی و نارضایتی از روابط، شکل می‌گیرد (جیانگ و شی[14]، 2024). افراد منزوی به دلیل تعاملات اجتماعی محدود و فقدان حمایت همسالان، بیشتر در معرض طرد شدن یا تبدیل شدن به هدف قلدری قرار دارند (اوزدمیر[15]، 2025). انزوای اجتماعی که ممکن است به‌دلیل ویژگی‌های شخصیتی یا تجربه‌های قبلی قلدری شکل گرفته باشد، باعث دوری بیشتر نوجوانان از روابط مثبت می‌شود و احساس طردشدگی و تنهایی را افزایش می‌دهد؛ این امر در نهایت زمینه را برای تکرار چرخه قربانی‌شدن فراهم می‌کند (فرگوسن و زیمر-گمبک[16]، 2014). دانش‌آموزان دوره متوسطه که سطح تنهایی بالاتری دارند، بیشتر احتمال دارد مورد آزار و اذیت قرار گیرند (سوزا[17] و همکاران، 2024). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که نوجوانان منزوی به دلیل نداشتن روابط حمایتی مؤثر، اغلب در موقعیت‌های قلدری بدون دفاع باقی می‌مانند و از خود واکنش محافظتی لازم را نشان نمی‌دهند (کومار[18] و همکاران، 2023). در پژوهشی دیگر نیز گزارش شده است که کناره‌گیری اجتماعی در دوران دبستان می‌تواند پیش‌بینی‌کننده‌ای قوی برای تجربه طرد و قربانی شدن در سال‌های بعد باشد (هودجز و پری[19]، 1999؛ هنیش و گوئرا[20]، 2000). همچنین، یکی از عواملی که موجب می‌شود نوجوانان قربانی قلدری سکوت کنند و آن را گزارش ندهند، ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر و ترس از تشدید موقعیت است (دلارا[21]، 2012). نوجوانان منزوی معمولاً سبک‌های ارتباطی خاصی دارند که با تعاملات اجتماعی سازگار نیست و همین مسئله می‌تواند سبب شود که در برابر تهدیدات اجتماعی، آسیب‌پذیرتر باشند (میسلیچی[22]، 2024). تحقیقات نشان داده‌اند که خجالتی بودن یا کناره‌گیری اجتماعی، به‌ویژه در ترکیب با سبک دلبستگی ناایمن، می‌تواند احتمال دشواری‌های بین‌فردی با همسالان را افزایش دهد (چن و سانتو[23]، 2016). در همین راستا، احساس تنهایی و انزوای اجتماعی که می‌تواند از شرایطی مانند بی‌خانمانی یا فقدان حمایت اجتماعی ناشی شود، نیز به‌عنوان عامل مهمی در آسیب‌پذیری نوجوانان در برابر قلدری و طرد اجتماعی شناخته شده است (لاشود[24] و همکاران، 2024). پژوهش سیف زاده و همکاران (2017) و صمدیه و خامسان (1403) هم نشان دادند که بین انزوای اجتماعی و تجربه قربانی شدن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مشخص شد که نوجوانان منزوی نه تنها از حمایت همسالان محروم‌اند، بلکه به دلیل سبک‌های ارتباطی غیرمؤثر، کمتر قادر به گزارش قلدری و درخواست کمک از دیگران هستند. علاوه بر انزوا، اضطراب اجتماعی نیز با قربانی قلدری رابطه دارد (سوزا و همکاران، 2024). افرادی که دچار اضطراب اجتماعی هستند، در موقعیت‌های اجتماعی یا هنگام انجام فعالیت‌هایی که از نظر آن‌ها تهدیدآمیز است، نگرانی شدیدی از شرمساری دارند و از این موضوع هراس دارند که دیگران آن‌ها را افراد نگران، ناتوان، آشفته یا سردرگم تلقی کنند (استاین و استاین[25]، 2008). این افراد معمولاً در چنین شرایطی علائم اضطراب مانند تپش قلب، لرزش، تعریق، تنش عضلانی و سرخ شدن چهره را تجربه می‌کنند. یکی از دلایلی که توجه به این اختلال و درمان آن را ضروری می‌سازد، افزایش خطر گرایش به خودکشی و مصرف مواد مخدر در میان مبتلایان به این بیماری است (الهادی[26] و همکاران، 2024).

افرادی که دچار اضطراب اجتماعی هستند، معمولاً در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران دچار مشکل‌اند، کمتر از خود دفاع می‌کنند و بیشتر در برابر تهدیدات محیطی آسیب‌پذیرند، که این ویژگی‌ها آن‌ها را به اهداف بالقوه‌ای برای قلدری تبدیل می‌کند (پریـنو[27] و همکاران، 2025). آن‌ها از تعاملات بین‌فردی پرهیز می‌کنند و نسبت به قضاوت دیگران حساس‌اند. این ترس و اجتناب باعث می‌شود تا از خود دفاع نکنند، روابط حمایتی کمتری با همسالان برقرار نمایند، و در نتیجه، بیشتر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار گیرند (استاین و استاین، 2008). مطالعات مختلف حاکی از آن‌اند که اضطراب اجتماعی یکی از عوامل مهم پیش‌بینی‌کننده قربانی شدن است. افراد مضطرب اجتماعی معمولاً از تعامل با دیگران پرهیز می‌کنند، کمتر از خود دفاع می‌کنند و در برابر رفتارهای قلدری کمتر واکنش نشان می‌دهند، که این موضوع آن‌ها را در معرض تهدیدات اجتماعی قرار می‌دهد (هال[28] و همکاران، 2018). یافته‌های پژوهش ورنبرگ[29] و همکاران (1992) نیز نشان می‌دهد که نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی بالا، از سوی همسالان بیشتر طرد می‌شوند و احتمال تجربه قلدری در آن‌ها افزایش می‌یابد. در پژوهشی دیگر، لاننو[30] و همکاران (2024) نشان دادند که نوجوانان دارای سطوح بالای اضطراب اجتماعی، به‌طور معناداری بیشتر از سایرین مورد آزار روانی و کلامی قرار می‌گیرند. همچنین؛ پرینو و همکاران (2025) به رابطه بین اضطراب اجتماعی و قربانی شدن پرداخته‌اند و نتایج مشابهی گزارش کرده‌اند. این یافته‌ها نشان می‌دهند که اضطراب اجتماعی، نه تنها با کاهش مهارت‌های اجتماعی همراه است، بلکه با افزایش آسیب‌پذیری در برابر قلدری نیز ارتباط دارد.

یکی از عوامل کلیدی که می‌تواند این آسیب‌پذیری را کاهش دهد، توانایی تنظیم هیجانی است (ماهادی ویلتون[31] و همکاران، 2000). در واقع، انتظار می‌رود که مهارت در تنظیم هیجانات، نقش محافظتی داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که ناتوانی در مدیریت مؤثر هیجانات، خطر قربانی شدن را افزایش می‌دهد، در حالی که برخورداری از مهارت‌های سالم تنظیم هیجان با کاهش احتمال تجربه رفتارهای قلدرانه مرتبط است (وان و هوانگ[32]، 2025). پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که واکنش‌ها و تنظیم هیجانی نقش بسزایی در بروز و تداوم بسیاری از نشانه‌های روان‌شناختی ایفا می‌کنند (گروس و تامپسون[33]، ۲۰۰۷). تنظیم هیجان به راهبردهایی اطلاق می‌شود که افراد برای مدیریت، کنترل و هدایت هیجانات خود به‌کار می‌برند و اختلال در این توانایی، با بسیاری از مشکلات روانی در ارتباط است (گراتز و روئمر[34]، ۲۰۱۴). از این منظر، توانایی هیجانی به عنوان مهارتی اساسی برای مهار هیجانات شناخته می‌شود که می‌تواند هم در نقش قربانی و هم در نقش قلدر، نقشی تعیین‌کننده داشته باشد (اسپنس[35] و همکاران، ۲۰۱۹). یافته‌ها حاکی از آن است که هم افرادی که در نقش قلدر ظاهر می‌شوند و هم کسانی که قربانی قلدری هستند، معمولاً از راهبردهای ناکارآمد تنظیم هیجان استفاده می‌کنند. در همین راستا، مطالعات کلسی[36] و همکاران (۲۰۱۷) و نیز ریف[37] و همکاران (۲۰۱۲) نشان داده‌اند که مشکلات تنظیم هیجانی با تجربه قربانی شدن در قلدری ارتباط دارد. همچنین شیلدز و سیچتی[38] (۲۰۱۹) بر این باورند که هر دو گروه (قلدر و قربانی) در تنظیم هیجانات خود با چالش مواجه‌اند. شوارتز و پروکتر[39] (۲۰۰۰) نیز بر این نکته تأکید می‌کنند که قربانی شدن در معرض خشونت، پیامدهایی نظیر پرخاشگری، طرد اجتماعی و حتی تجربه دوباره قلدری از سوی همسالان را به همراه دارد که در این فرایند، ناتوانی در تنظیم هیجان به عنوان یک عامل واسطه‌گر عمل می‌کند. هریکریشنان و سایلو[40] (2021) اشاره می‌کنند که نوجوانان در مواجهه با مشکلات هیجانی، اغلب فاقد آگاهی کافی از احساسات خود هستند و در مدیریت آن‌ها نیز ضعف نشان می‌دهند. از منظر نظری، متغیرهایی مانند پذیرش هیجان می‌تواند به نوجوانانی که از نظر هیجانی آسیب‌پذیرند کمک کند تا در لحظه حال حضور یابند و به جای واکنش‌های افراطی مانند فاجعه‌سازی، درک واقع‌بینانه‌تری از موقعیت تهدیدآمیز داشته باشند (هیز و فلدمن[41]، 2014). مطالعه‌ای دیگر نیز نشان داد که افراد دارای مهارت پایین در تنظیم هیجانات، نه‌تنها توجه کافی به احساسات خود ندارند، بلکه در بیان آن‌ها نیز با دشواری مواجه‌اند (ترک[42] و همکاران، ۲۰۱۵).

به طور کلی، واکنش‌های هیجانی نامتناسب نوجوانان در مواجهه با چالش‌های دوران بلوغ مانند احساس غم یا آشفتگی و به‌کارگیری راهبردهای ناکارآمد تنظیم هیجان، می‌تواند به پریشانی‌های عاطفی کوتاه‌مدت، رفتارهای پرخطر و حتی بروز خشونت منجر شود (سیاح و همکاران، ۱۳۹۳). با این حال، وجود یا عدم وجود مهارت‌هایی در مواجهه با هیجانات منفی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شدت یا کاهش تأثیر این عوامل بر تجربه قربانی شدن داشته باشد. تنظیم هیجان یکی از فرایندهای مهم روان‌شناختی است که به توانایی فرد در شناخت، مدیریت و اصلاح پاسخ‌های هیجانی خود در موقعیت‌های مختلف اطلاق می‌شود (تامپسون[43]، 1994). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان مانند سرکوب هیجانات یا نشخوار ذهنی، با افزایش مشکلات روان‌شناختی و اجتماعی از جمله افسردگی، اضطراب و افزایش احتمال قربانی شدن همراه است؛ در حالی‌که راهبردهای سازگارانه مانند بازسازی شناختی، می‌توانند نقش محافظتی ایفا کنند (جورجیئو[44] و همکاران، 2021). در این راستا، تنظیم هیجان می‌تواند به عنوان یک متغیر میانجی، اثر اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی بر قربانی شدن را تبیین کند. همه افراد مضطرب یا منزوی به یک اندازه قربانی قلدری نمی‌شوند. این تفاوت در تجربه ممکن است به واسطه عوامل میانجی مانند توانایی تنظیم هیجانات تبیین شود. تنظیم هیجان، به عنوان یکی از ابعاد مهم هوش هیجانی، به مجموعه‌ای از راهبردهای شناختی و رفتاری اشاره دارد که افراد از آن‌ها برای مدیریت و تغییر پاسخ‌های هیجانی خود استفاده می‌کنند (دمیچلیس[45] و همکاران، 2023). افراد دارای توانایی بالا در تنظیم هیجان، قادرند در موقعیت‌های تنش‌زا هیجانات خود را کنترل کرده، پاسخ‌های اجتماعی سازگارانه‌تری نشان دهند و در نتیجه، از آسیب‌های روانی یا روابط پرتنش اجتناب کنند (اکسترمرا و ری[46]، 2015). بنابراین، این احتمال وجود دارد که توانایی تنظیم هیجان، رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی شدن را میانجی‌گری کند. به عبارت دیگر، افرادی که علیرغم داشتن اضطراب یا انزوای اجتماعی، از راهبردهای مؤثر تنظیم هیجان بهره می‌برند، ممکن است کمتر در معرض قلدری قرار گیرند. در مقابل، نوجوانانی که دارای ضعف در تنظیم هیجان هستند، در برابر عوامل تهدیدکننده محیطی از جمله قلدری، آسیب‌پذیرتر خواهند بود (لی و کیم[47]، 2019).

در سال‌های اخیر، تنظیم هیجان به عنوان یکی از متغیرهای کلیدی در پیشگیری از پیامدهای منفی روان‌شناختی مورد توجه قرار گرفته است (ژو و همکاران[48]، 2024). مفهوم تنظیم هیجان به عنوان فرایندی فعال تعریف می‌شود که از طریق آن افراد هیجانات خود را شناسایی، ارزیابی و مدیریت می‌کنند. تنظیم هیجان می‌تواند نقش مهمی در کاهش اثر اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی در تجربه قربانی شدن ایفا کند (روح‌افزا و همکاران، 2016). مطالعه‌ای که توسط کامپاس[49] و همکاران (۲۰۰۶) انجام شد، نشان داد نوجوانانی که از راهبردهای مقابله‌ای مؤثری مانند بازسازی شناختی و پذیرش هیجانی استفاده می‌کنند، در برابر استرس‌های اجتماعی از جمله تجربه قلدری، از تاب‌آوری بیشتری برخوردارند. همچنین، جورجیئو و همکاران (۲۰۲۱) در یک فراتحلیل نشان دادند که ناتوانی در تنظیم هیجان با افزایش آسیب‌پذیری نسبت به رفتارهای پرخاشگرانه و قلدری ارتباط معناداری دارد. در پژوهشی، مک‌براید[50] و همکاران (2022) نشان دادند که تنظیم هیجان می‌تواند نقش تعدیل‌کننده‌ای در رابطه بین اضطراب اجتماعی و قربانی شدن ایفا کند. یافته‌های آن‌ها حاکی از آن است که افرادی با اضطراب اجتماعی بالا، در صورتی که توانایی به‌کارگیری راهبردهای مؤثر تنظیم هیجان مانند دلسوزی به خود را داشته باشند، کمتر در معرض تجربه‌های منفی مانند قربانی شدن قرار می‌گیرند. همچنین، در مطالعه‌ای دیگر با تمرکز بر نوجوانان، فرناندز-فییول[51] و همکاران (2021) دریافتند که استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان، مانند سرکوب یا اجتناب هیجانی، با شدت بالاتر تجربه قربانی شدن مرتبط است. این نتایج بر اهمیت نقش کیفیت تنظیم هیجان در پیش‌بینی آسیب‌پذیری روانی و اجتماعی افراد، به‌ویژه در موقعیت‌های استرس‌زا، تأکید دارد.

با توجه به نقش مهم دوران نوجوانی در شکل‌گیری هویت اجتماعی و روانی فرد، و همچنین شیوع بالای پدیده قلدری در این دوره، شناسایی عوامل زمینه‌ساز و میانجی‌گر در تجربه قربانی شدن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در کشور ما، علی‌رغم رشد مطالعات روان‌شناختی، هنوز خلأ قابل‌توجهی در زمینه بررسی هم‌زمان متغیرهای شناختی ـ هیجانی در کنار عوامل بین‌فردی در ارتباط با قلدری وجود دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی قلدری، و با تأکید بر نقش تنظیم هیجان به‌عنوان متغیر میانجی، طراحی شده است.

پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا تنظیم هیجان می‌تواند رابطه میان اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با تجربه قربانی شدن را تبیین کند؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند ضمن غنی‌سازی ادبیات نظری حوزه قلدری، به تدوین مداخلات آموزشی و درمانی برای پیشگیری از قربانی شدن نوجوانان در محیط‌های اجتماعی و آموزشی کمک کند. شکل 1 الگوی مفهومی متغیرهای این پژوهش را نشان می­دهد.

 

   

شکل 1. الگوی مدل مفهومی پژوهش

 

روش

روش پژوهش حاضر برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات از نوع همبستگی و در زمره روش‌های توصیفی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اسلامشهر در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۴ بود. نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد؛ به این ترتیب که ابتدا دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه و سپس از هر مدرسه سه کلاس به‌صورت تصادفی انتخاب گردید. حجم نمونه در معادلات ساختاری معمولاً بر اساس تعداد سوالات یا گویه‌های پرسشنامه تعیین می‌شود و حداقل آن ۲۰۰ نفر است. اگرچه در خصوص حجم نمونه لازم برای تحلیل عاملی و مدل‌های ساختاری توافق عمومی وجود ندارد بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که حداقل حجم نمونه باید ۲۰۰ نفر باشد. طبق نظر کلاین (۲۰۰۰)، حجم نمونه معمول در مطالعاتی که از معادلات ساختاری استفاده می‌کنند حدود ۲۰۰ نفر است، همچنین بر اساس نظر جیمز استیونس و کلاین (۱۹۹۰) حتی در تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از روش معمولی کمترین مجذورات استاندارد در نظر گرفتن ۱۵ مشاهده به ازای هر متغیر پیشبین به عنوان یک قاعده سرانگشتی مناسب در نظر گرفته می‌شود، بنابراین به طور کلی در روش‌شناسی مدل‌یابی معادلات ساختاری، تعیین حجم نمونه می‌تواند بین ۵ تا ۱۵ مشاهده به ازای هر متغیر مشاهده شده باشد. حداقل حجم نمونه 225 نفر تعیین شد اما برای اطمینان بیشتر ۴۰۰ پرسش‌نامه توزیع گردید که در نهایت ۳۶۸ پرسش‌نامه کامل و واجد شرایط وارد تحلیل شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل تحصیل در مقطع متوسطه دوم، سن ۱۵ تا ۱۸ سال، رضایت آگاهانه، و نداشتن بیماری جسمی یا روانی شدید یا سابقه اعتیاد بود. معیارهای خروج نیز شامل نداشتن شرایط فوق، عدم رضایت آگاهانه، ابتلا به بیماری جسمی یا روانی شدید یا سابقه اعتیاد، و پرسش‌نامه‌های ناقص یا مخدوش در نظر گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و فراوانی و نیز آمار استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند.

 

ابزارهای پژوهش

الف) پرسشنامه اضطراب اجتماعی[52] (SAQ): برای سنجش اضطراب اجتماعی از پرسش‌نامه جرابک[53] (1996) شامل 25 گویه با طیف پاسخ‌دهی پنج‌گزینه‌ای از تقریباً همیشه تا تقریباً هیچ‌وقت استفاده شد که شامل پنج عامل اصلی ترس از بیگانگان[54] (گویه‌های 3، 4، 5، 8، 12، 13، 15، 17)، ترس از ارزیابی توسط دیگران[55] (گویه‌های 16، 19، 21، 22)، ترس از صحبت کردن در جمع[56] (گویه‌های 1، 18، 23، 24)، ترس از انزوای اجتماعی[57] (گویه‌های 2، 7، 9، 20، 25، 27) و ترس از آشکار شدن علائم اضطراب (گویه‌های 6، 10، 11، 14) است که در مجموع 47/23 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین می‌کنند؛ نسخه فارسی پرسشنامه توسط دلیری (1381) در نمونه‌ای ۴۷۷ نفری از دانش‌آموزان هنجاریابی شد.تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ساختار پنج‌عاملی ابزار با داده‌ها همخوانی مناسبی دارد و روایی سازه‌ای قابل قبولی دارد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 87/0 گزارش شد که نشان‌دهنده همسانی درونی خوب پرسشنامه است، سپهری (1399) نیز روایی محتوایی، صوری و ملاکی آن را مناسب دانست و عادلی‌پور و همکاران (1394) روایی همگرای آن را با مقیاس BSPS بین 57/0 تا 80/0 گزارش کردند؛ در پژوهش حاضر، آلفای کرونباخ این ابزار 87/0 به‌دست آمد.

ب) ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ اﻧﺰواى اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ[58] (SIQ): پرسشنامه انزوای اجتماعی توسط چلپی و امیرکافی (۱۳۸۳) طراحی شد. پرسش‌نامه انزوای اجتماعی دارای ۱۹ گویه است که با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای (کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم) نمره‌گذاری می‌شود و شامل چهار مؤلفه‌ی تنهایی[59] (سؤالات ۱ تا ۶)، عجز[60] (۷ تا ۱۰)، یأس اجتماعی[61] (۱۱ تا ۱۵) و کاهش تحمل اجتماعی[62] (۱۶ تا19) می‌باشد. روایی صوری، محتوایی و سازه‌ای آن در پژوهش‌های جلالی (۱۳۹۱)، مدرسی یزدی (۱۳۹۳) و محمدی‌جو (۱۳۹۲) تأیید شده و پایایی آن با آلفای کرونباخ 85/0 گزارش شده است. در پژوهش حاضر، پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 77/0 بدست آمده است.

ج) پرسشنامه تنظیم هیجانی[63] (ERQ): برای سنجش تنظیم هیجانی از پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس و جان[64] (2003) استفاده شد. این پرسشنامه شامل 10 گویه است که بر اساس طیف لیکرت هفت درجه‌ای (از کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم) نمره‌گذاری می‌شود و دو مؤلفه ارزیابی مجدد شناختی[65] (شامل گویه‌های 1، 3، 5، 7، 8 و 10) و سرکوبی هیجانی[66] (شامل گویه‌های 2، 4، 6 و 9) را می‌سنجد. نمره بالاتر در این پرسشنامه نشان‌دهنده استفاده بیشتر از راهبردهای تنظیم هیجان می‌باشد. تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی نشان داد که ساختار دو بعدی پرسشنامه با داده‌ها همخوانی مناسبی دارد و پرسشنامه روایی سازه‌ای قابل قبولی دارد. ضریب آلفای کرونباخ برای مؤلفه ارزیابی مجدد شناختی برابر با 79/0 و برای سرکوب هیجانی برابر با 73/0 گزارش شده است. همچنین ثبات ابزار در بازآزمایی نشان‌دهنده قابلیت اعتماد و پایایی مناسب پرسشنامه است. در پژوهش فرج‌پور نیری (1397) روایی محتوایی، صوری و ملاکی این پرسشنامه تأیید شده و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 76/0 گزارش شده است. در پژوهش حاضر86/0 بدست آمد.

د) پرسش‌نامه قربانی قلدری کالیفرنیا[67](CBVS): این ابزار توسط فلیکس[68] و همکاران (2011) طراحی شده و برای ارزیابی تجربه‌های گوناگون قربانی‌شدن بدون استفاده مستقیم از واژه «قلدری» یا تعریف آن به کار می‌رود. این پرسشنامه شامل ۱۲ گویه است که به بررسی انواع مختلف قلدری از جمله قلدری فیزیکی مانند ضربه زدن، هل دادن، قلدری کلامی مانند تمسخر یا فحاشی، قلدری رابطه‌ای مانند شایعه‌پراکنی، طرد اجتماعی و در نسخه‌های جدید، قلدری سایبری می‌پردازد. همچنین مواردی مانند مکان و زمان قربانی‌شدن، عدم توازن قدرت و نحوه واکنش فرد (نظیر صحبت با فردی دیگر درباره تجربه قلدری) را نیز در بر می‌گیرد. پاسخ‌دهی بر اساس مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای (از هرگز تا چندبار در هفته) انجام می‌شود. افرادی که دست‌کم یکی از رفتارهای قربانی‌شدن را با فراوانی «دو تا سه بار در ماه» یا بیشتر تجربه کرده‌اند و نوعی از عدم توازن قدرت را نیز گزارش می‌دهند، در دسته قربانیان قلدری قرار می‌گیرند. نمره کلی قربانی‌شدن از مجموع نمرات آیتم‌های مربوطه ( حداقل 0 و حداکثر 48 ) محاسبه می‌شود. این ابزار از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است؛ به‌طوری‌که فلیکس و همکاران (2011) و همچنین آتیک و گونری (2012) ضریب پایایی بازآزمایی آن را 82/0 و روایی هم‌زمان آن را با مقیاس قربانی قلدری الویس برابر با 73/0 گزارش کرده‌اند. این مقیاس با آزمون رضایت از زندگی 78/0- و ضریب پایایی آن به روش بازآزمایی در فاصله دو هفته‌ای 80/0 و آلفای کرونباخ 61/0 به دست آمد. بیرامی و همکاران (1396) روایی پیش‌بین این مقیاس از طریق همبستگی با آزمون رضایت از زندگی دانش‌آموزان برابر 78/0 و پایایی این ابزار با روش بازآزمایی در فاصله دو هفته 80/0 و ضریب آلفای کرونباخ 61/0گزارش دادند. در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮﭘﺎﻳﺎﻳﻲ اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺎ روش آﻟﻔﺎى ﻛﺮوﻧﺒﺎخ ﺑﻪ ﻣﻘﺪار87/0 ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪ.

 

یافته­ها

نمونه آماری پژوهش شامل ۳۶۸ نفر بود. از نظر تحصیلات، بیشترین تعداد پاسخ‌دهندگان مربوط به پایه یازدهم با ۱۴۱ نفر(32/38 %)، سپس پایه دوازدهم با ۱۲۰ نفر (61/32 %) و کمترین تعداد مربوط به پایه دهم با ۱۰۷ نفر (08/29 %) بود. از نظر جنسیت، ۱۸۷ نفر (82/50 %) پسر و ۱۸۱ نفر ( 18/49 %) دختر بودند. از لحاظ سنی، ۴۳ نفر (68/11 %) در گروه سنی ۱۵ سال و کمتر، ۵۹ نفر (03/16 %) در سن ۱۶ سال، ۱۲۹ نفر (05/35 %) در سن ۱۷ سال، ۱۳۲ نفر (87/35 %) در سن ۱۸ سال و ۵ نفر (36/1 %) بالای ۱۸ سال قرار داشتند. آماره‌های توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش در جدول ۱ ارائه شده است.

 

جدول1.  آماره­های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه در گروه نمونه

متغیرهای پژوهش

میانگین

انحراف استاندارد

چولگی

کشیدگی

قربانی شدن

15/2

90/6

66/0

05/0

اضطراب اجتماعی

80/88

75/11

02/0

40/0-

 انزوا اجتماعی

20/55

25/9

16/0

29/0-

تنظیم هیجان

60/37

90/6

10/0

34/0-

 

همانگونه که در جدول 1 مشاهده می‌شود برای سنجش نرمال بودن تک متغیره از مقادیر «چولگی» و «کشیدگی» استفاده می­شود که مقادیر آن باید در بازه 2- تا 2+ باشد (کلاین، 2023). همچنین آزمون کولموگروفاسمیرنوف نشان داد که مقادیر سطح معناداری برای تمامی متغیرهای مورد بررسی از جمله اضطراب اجتماعی 200/0 انزوای اجتماعی066/0 قلدری سنتی و سایبر200 /0 هوش هیجانی080/0 بیشتر از 05/0 بوده و معنادار نیستند؛ بنابراین، فرض صفر مبنی بر نرمال بودن توزیع داده‌ها در همه متغیرهای پژوهش تأیید می‌شود و می‌توان نتیجه گرفت که این متغیرها دارای توزیع نرمال هستند. برای بررسی استقلال خطاها از آزمون دوربین واتسون استفاده شد که نتایج نشان داد که آماره­های دوربین واتسون بین 5/1 الی 5/2 است که نشان دهنده­ی استقلال خطاها است. برای بررسی همخطی چندگانه از ضریب تحمل و تورم واریانس استفاده شد که نتایج نشان داد که هیچ کدام از مقادیر آماره تحمل کوچکتر از حد مجاز 1/0 و هیچ کدام از مقادیر عامل تورم واریانس بزرگ­تر از حد مجاز 10 نمی­باشند. ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارائه شده است.

 

جدول2. ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش

٤

٣

٢

١

 

 

 

 

1

1-اﺿﻄﺮاب اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

 

 

1

٠/52١**

2-اﻧﺰوا اجتماعی

 

1

٠/65٦**

٠/48٨**

3-قربانی قلدری

1

-٠/40١**

-٠/42٥**

-٠/35٢**

4- تنظیم ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ

** P<01/0

 

شاخص‏های برازندگی مدل در جدول3 ارائه شده است.

 

 

جدول3. شاخص­های برازندگی مدل اصلاح شده پژوهش

نوع شاخص

شاخص­ها

مقدار به دست آمده

مقدار قابل قبول

شاخص­های مطلق

کای اسکوئر هنجار شده (CMIN)

24/113

-

درجه آزادی

75

 

CMIN/DF

51/1

کمتر از 3

معناداری

002/0

-

شاخص­های نسبی

خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب (RMSEA)

038/0

کوچکتر مساوی از 08/0

شاخص برازش مقایسه­ای (CFI)

95/0

بیشتر از 90/0

شاخص نیکویی برازش (GFI)

92/0

بیشتر از 90/0

شاخص نیکویی برازش تعدیل شدهAGFI))

89/0

بیشتر از 90/0

 

 

جهت آزمودن مدل مورد نظر در پژوهش حاضر، روش الگویابی معادلات ساختاری(SEM) اعمال گردیده است. برای بررسی برازندگی مدل از شاخص­های آمده شده در جدول 3 استفاده شده است. بر اساس نتایج مدل نهایی پژوهش همانگونه که مشاهده می‏شود اکثر شاخص­ها مطلوب هستند. همچنین اگر مقدار به دست آمده از شاخص خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب کمتر از 08/0 باشد نشان دهنده برازش مدل است(شرمله انگل[69] و همکاران، 2003)، که در این پژوهش مقدار شاخص خطای ریشه­ی مجذور میانگین تقریب برابر 038/0 می­باشد که بر اساس مدل کلاین(2023) نشان دهنده برازش مدل است. ضرایب مستقیم مربوط به مدل اصلاح شده در جدول4 ارائه شده است.

 

 

جدول 4. ضرایب استاندارد و مستقیم در مدل اصلاح شده پژوهش

مسیرهای مستقیم

Beta

B

انحراف استاندارد

حداطمینان

معناداری

حدبالا

حدپایین

 اضطراب اجتماعی قربانی قلدری

30/0

18/0

09/0

18/0

48/0

002/0

 انزوا اجتماعی قربانی قلدری

24/0

18/0

10/0

57/0-

45/0

015/0

تنظیم هیجان قربانی قلدری

50/0-

50/0-

06/0

38/0-

62/0-

001/0>

اضطراب اجتماعی تنظیم هیجان

45/0-

26/0-

07/0

59/0

31/0

001/0>

انزوا اجتماعی تنظیم هیجان

40/0-

30/0-

08/0

56/0

24/0

001/0>

 

 

همان‌طور که در جدول 4 مشاهده می‌شود، ضریب استاندارد و مستقیم اضطراب اجتماعی(01/0 P< ,30/0=β)، انزوا اجتماعی (05/0, P< 25/0=β) و تنظیم هیجانی (001/0, P< 50/0-=β) بر قربانی قلدری اثر معنادار دارد. ضریب استاندارد و مستقیم اضطراب اجتماعی (001/0<P، 45/0-β =) و انزوا اجتماعی (001/0<P، 40/0-β =) بر قربانی قلدری اثر معنادار دارد. در ادامه جهت بررسی رابطه غیرمستقیم مدل پیشنهادی از روش بوت استروپ استفاده شد. نتایج روش بوت استروپ برای بررسی مسیرهای میانجی یا غیرمستقیم در جدول 4 ارائه شده است.

 

 

جدول4. نتایج بوت استروپ اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با قربانی قلدری نقش میانجی تنظیم هیجان

مسیر غیرمستقیم

Beta

B

حداطمینان

معناداری

حد پایین

حد بالا

اضطراب اجتماعی تنظیم هیجان قربانی قلدری

225/0-

13/0

33/0-

12/0-

001/0

انزوا اجتماعی تنظیم هیجان قربانی قلدری

200/0-

15/0

28/0-

12/0-

001/0

 

برای تعیین معنی‏داری اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی بر قربانی قلدری از طریق نقش میانجی تنظیم هیجان از روش بوت استروپ استفاده شد. در این روش چنانچه حد بالا و پایین این آزمون هر دو مثبت یا هر دو منفی باشند و صفر مابین این دو حد قرار نگیرد در آن صورت مسیر علّی غیرمستقیم معنی‏دار خواهد بود.

جدول5. ضرایب مسیر کل

مسیر

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

ضریب مسیر کل

معناداری

 اضطراب اجتماعی قربانی قلدری

30/0

225/0-

075/0

05/0

 انزوا اجتماعی قربانی قلدری

24/0

200/0-

04/0

05/0

نتایج تحلیل مسیر کل نشان داد که اضطراب اجتماعی و انزوا اجتماعی بر تجربه قربانی قلدری تأثیر قابل توجهی دارند، اما نقش میانجی تنظیم هیجان این اثرات را کاهش می‌دهد. به عبارت دیگر، افرادی که اضطراب یا انزوای اجتماعی بالاتری دارند، احتمال بیشتری برای تجربه قربانی قلدری دارند، اما توانایی در تنظیم هیجان می‌تواند این تأثیر منفی را کاهش دهد. همچنین، تنظیم هیجان خود به تنهایی تأثیر منفی مستقیمی بر قربانی قلدری دارد و نشان می‌دهد که مهارت در مدیریت هیجان می‌تواند به عنوان عامل محافظتی در برابر تجربه قلدری عمل کند. این یافته‌ها تأکید می‌کنند که تنظیم هیجان نقش میانجی مهمی در کاهش اثرات اضطراب و انزوای اجتماعی بر قربانی قلدری ایفا می‌کند. در شکل 2 مدل اصلاح شده پژوهش آمده است.

 

شکل2. مدل اصلاح شده پژوهش

 

 

 

شکل 2، مدل ساختاری و اصلاح شده پژوهش را نشان می­دهد. بر اساس این مدل اصلاح شده واریانس تبیین شده برای قربانی قلدی بر اساس اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با نقش میانجی تنظیم هیجان برابر با 51 درصد به دست آمد، این موضوع بیانگر آن است که اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی با نقش میانجی­ تنظیم هیجان در مجموع 51 درصد از واریانس قربانی قلدری را تبیین می‏کنند.

 

بحث و نتیجه­گیری

هدف پژوهش ارزیابی مدل ساختاری اثر پیش‌بینی کنندگی اضطراب اجتماعی وانزوای اجتماعی بر قربانی قلدری با نقش میانجی تنظیم هیجان در بین دانش­آموزان بود. نتایج نشان داد که اضطراب اجتماعی وانزوای به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق تنظیم هیجان، قربانی قلدری را پیش­بینی می­کند. در ادامه تبیین روابط موجود در مدل ارائه شده است.

از یافته‌های پژوهش حاضر این بود که تأثیر مستقیم اضطراب اجتماعی دانش‌آموز بر قربانی قلدری مثبت و از نظر آماری معنادار است. این یافته با یافته‌های ورنبرگ[70] و همکاران (1992)، کوئلیو و رومااو[71] (2018)، مور[72] و همکاران (2017)، هوانگ[73] و همکاران (2023)، سوسا[74] و همکاران (2024)، پرونیو[75] و همکاران (2025)، هال و همکاران (2018) و یانلو[76] و همکاران (2024) همخوانی دارد.این رابطه را می‌توان بر اساس ویژگی‌های شناختی، هیجانی و رفتاری این گروه از افراد توضیح داد. افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی معمولاً در موقعیت‌های بین‌فردی احساس ناکارآمدی، تهدید و ارزیابی منفی نسبت به خود دارند (زیگل[77] و همکاران، ۲۰۱۸). چنین نگرش‌هایی باعث اجتناب از تعاملات اجتماعی، کناره‌گیری از جمع و رفتارهایی مانند نگاه‌های اجتنابی، لکنت، مکث طولانی در پاسخ‌دهی و عدم دفاع از خود می‌شود. این سبک تعامل منفعلانه و عدم ابراز قاطعیت ممکن است توسط قلدرها به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف تفسیر شده و آن‌ها را به هدفی آسان برای رفتارهای سلطه‌جویانه تبدیل کند (رامادانی[78] و همکاران، ۲۰۲۳). علاوه بر این، نوجوانان مضطرب اجتماعی معمولاً از حمایت همسالان محروم‌اند که این خود باعث افزایش آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر قلدری می‌شود (حداد[79] و همکاران، ۲۰۲۲). اضطراب اجتماعی همچنین می‌تواند با افزایش خطر طرد اجتماعی، انزوای بین‌فردی و در نهایت تجربه بیشتر قربانی شدن در محیط‌های آموزشی و اجتماعی همراه باشد (چیئو[80] و همکاران، ۲۰۲۱).

نتایج همچنین نشان داد که بین انزوای اجتماعی و میزان قربانی شدن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.این یافته هم‌راستا با مطالعات (چن و همکاران، ۲۰۲۵؛ دینگ و ژانگ[81]، ۲۰۲۲؛ جیانگ و شی[82]، ۲۰۲۴؛ متیوز[83] و همکاران، ۲۰۲۲؛ لیو[84]، ۲۰۲۴) است. کناره‌گیری فرد از تعاملات اجتماعی موجب کاهش سرمایه اجتماعی، کاهش همدلی از سوی همسالان و کاهش دسترسی به حمایت‌های اجتماعی در شرایط تهدیدآمیز می‌شود (رامادهانتی[85] و همکاران، ۲۰۲۴). همچنین، نظریه کنترل اجتماعی بر این باور است که پیوندهای ضعیف اجتماعی و عدم دلبستگی به گروه‌های مرجع مانند همسالان، منجر به کاهش انگیزه برای پیروی از هنجارهای اجتماعی و در نتیجه افزایش احتمال قرارگیری در موقعیت‌های پرخطر نظیر قربانی شدن می‌شود (برچفیلد و سیلور[86]، ۲۰۱۳). نوجوانانی که در فعالیت‌های گروهی مشارکت نمی‌کنند، روابط دوستانه پایدار ندارند یا در حاشیه گروه همسالان قرار می‌گیرند و فاقد سپر اجتماعی حمایتی‌اند که می‌تواند آنان را از خطرات محیطی نظیر قلدری محافظت کند؛ در واقع، نبود یک شبکه حمایتگر از سوی همسالان نه تنها آسیب‌پذیری این افراد را افزایش می‌دهد، بلکه مانع از واکنش دفاعی مناسب یا گزارش‌دهی به موقع رفتارهای قلدرانه نیز می‌شود (ی[87]و و همکاران، ۲۰۲۳).

نتایج همچنین نشان داد که بین اضطراب اجتماعی و تنظیم هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این یافته هم‌راستا با مطالعات ساکل-پامر[88] و همکاران، (۲۰۱۹) مک‌براید[89] و همکاران (2022)، کاتاجار و باتس[90] (2025) و ساریچوا[91] و همکاران (2023)است. افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تمایل دارند در موقعیت‌های اجتماعی به‌گونه‌ای پاسخ دهند که نشانه‌های تهدید اجتماعی را بیش‌برآورد کرده و پاسخ‌های هیجانی منفی مانند ترس، خجالت یا نگرانی از ارزیابی منفی را به‌صورت شدیدتری تجربه کنند (لهمن[92] و همکاران، ۲۰۱۵). این افراد اغلب از راهبردهای ناکارآمد تنظیم هیجان مانند سرکوب[93]، اجتناب[94]، نشخوار فکری[95] یا فاجعه‌سازی استفاده می‌کنند که نه‌تنها باعث کاهش هیجان منفی نمی‌شوند بلکه اضطراب را تداوم بخشیده و کارکردهای بین‌فردی را نیز مختل می‌کنند (ساکل-پامر[96] و همکاران، ۲۰۱۹؛ الدو و همکاران، ۲۰۱۰) بنابراین، می‌توان گفت اضطراب اجتماعی به‌طور مستقیم با ناتوانی در تنظیم هیجانات مؤثر مرتبط است (افتخاری و همکاران، ۲۰۰۹). بر اساس مدل فرایندی تنظیم هیجان گروس (۱۹۹۸)، افراد مضطرب اغلب در مرحله ارزیابی موقعیت و انتخاب راهبردهای تنظیم‌گر دچار تحریف‌های شناختی می‌شوند که این تحریف‌ها مانند توجه افراطی به محرک‌های تهدیدکننده یا پیش‌بینی فاجعه‌آمیز، منجر به انتخاب راهبردهایی می‌شوند که تنظیم هیجان را مختل کرده و فرد را در چرخه‌ای از اضطراب و ناتوانی هیجانی گرفتار می‌سازند (اوه‌مد[97] و همکاران، ۲۰۲۳).

علاوه بر این، نتایج نشان داد که بین انزوا اجتماعی و تنظیم هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این یافته هم‌راستا با مطالعات پالانی[98] و همکاران (2025)، گیرمای و سینگ[99] (2019)، و آدنیجی[100] و همکاران (2025) است. انزوای اجتماعی با کاهش فرصت‌های تعامل اجتماعی و بازخورد هیجانی همراه است که این موضوع توانمندی فرد در شناسایی، ابراز و مدیریت هیجان‌ها را تضعیف می‌کند (گروته[101] و همکاران، ۲۰۲۴). نوجوانان منزوی کمتر در معرض موقعیت‌های اجتماعی قرار می‌گیرند که مهارت‌های تنظیم هیجان در آن‌ها تقویت شود؛ در نتیجه به دلیل محروم بودن از تمرین‌های هیجانی- اجتماعی، در بلندمدت ممکن است توانایی‌شان در شناسایی حالات درونی، درک هیجان‌های خود و دیگران و استفاده از راهبردهای انطباقی کاهش یابد (یاو و هان[102]، ۲۰۲۵). از سوی دیگر، افراد منزوی ممکن است بیشتر از راهبردهای غیرسازگار مانند کناره‌گیری هیجانی، نادیده گرفتن یا سرکوب احساسات استفاده کنند که این راهبردها گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت موجب اجتناب از موقعیت‌های اضطراب‌آور شوند، اما در بلندمدت با پیامدهای منفی هیجانی از جمله ضعف تاب‌آوری و افزایش آسیب‌پذیری در برابر قلدری همراه‌اند (بابیکا-ویرکوس[103] و همکاران، ۲۰۲۱). تنظیم هیجان با قربانی قلدری شدن رابطه منفی معناداری داشت. این نتایج با یافته‌های پژوهش‌های بکر[104] و همکاران (۲۰۲۳)، لابلا[105] و همکاران (۲۰۲۴)، وانگ[106] و همکاران (۲۰۲۴)، و جورجیو و همکاران (۲۰۲۱) همسو و هماهنگ است. در این مطالعات تأکید شده است که قربانیان قلدری از مهارت‌های خودتنظیمی هیجانی ضعیف‌تری برخوردار هستند و توانایی تنظیم هیجان می‌تواند نقش مهمی در کاهش رفتارهای قلدرانه و نیز کاهش احتمال قربانی‌شدن ایفا کند (گانی[107] و همکاران، ۲۰۲۵؛ برتاگنی[108] و همکاران، ۲۰۲۳؛ هرلیدانارا[109] و همکاران، ۲۰۲۳). بر اساس دیدگاه گراس در مدل فرایندی تنظیم هیجان، اختلال در تنظیم هیجان در سطوح مختلف (نظیر ناتوانی در مهار تکانه‌ها، عدم پذیرش پاسخ‌های هیجانی، یا فقدان راهبردهای مقابله‌ای کارآمد) می‌تواند موجب بروز رفتارهایی شود که احتمال قربانی‌شدن در برابر قلدری را افزایش می‌دهند (کامودکا و ناوا[110]، ۲۰۲۲). در همین راستا، پژوهش ژانگ و چن[111] (۲۰۲۳) نیز نشان داده است که سطوح پایین هوش‌هیجانی و ضعف در تنظیم هیجان از عوامل پیش‌بینی‌کننده مهم برای تجربه قربانی‌شدن در محیط‌های آموزشی هستند.

یافته‌های پژوهش نشان دادند که تنظیم هیجان نقش میانجی جزئی در رابطه بین اضطراب اجتماعی و تجربه قربانی شدن در قلدری دارد، و این نتیجه با یافته‌های پژوهش‌های واکا[112] و همکاران (۲۰۲۳)، لئون-دل‌بارکو[113] و همکاران (۲۰۲۰)، و پرینو[114] و همکاران (۲۰۲۵) همسو است. این یافته‌ها تأکید می‌کنند که بخشی از اثر اضطراب اجتماعی بر قربانی شدن، از طریق اختلال در تنظیم هیجان اعمال می‌شود. افراد دارای اضطراب اجتماعی بالا، معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی دچار برانگیختگی هیجانی شدید، افکار منفی درباره خود و ترس از ارزیابی منفی می‌شوند که توانایی آن‌ها برای تنظیم مؤثر هیجانات منفی نظیر ترس، شرم یا خجالت را مختل می‌کند (احمدآبادی و همکاران، ۲۰۲۴). این ناتوانی موجب می‌شود چنین افرادی بیشتر به استفاده از راهبردهای ناسازگارانه‌ای چون اجتناب، سرکوب و نشخوار ذهنی روی بیاورند که آن‌ها را در برابر تهدیدات اجتماعی منفعل‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌سازد (کسکین و اورگون[115]، ۲۰۲۱). بر این اساس، نوجوانانی که هم اضطراب اجتماعی بالایی دارند و هم در تنظیم هیجان دچار مشکل‌اند، موقعیت‌های اجتماعی را بیش‌از‌حد تهدیدآمیز تلقی کرده و فاقد ابزار لازم برای مقابله‌ی مؤثر با آن‌ها هستند؛ در نتیجه، تبدیل به اهداف آسان‌تری برای رفتارهای قلدرانه می‌شوند (خالد و اختر[116]، ۲۰۲۵). در مقابل، در صورتی که این نوجوانان به مهارت‌هایی چون بازسازی شناختی یا شناسایی دقیق هیجانات مجهز باشند، می‌توانند پاسخ‌های هیجانی خود را بهتر مدیریت کرده و از شدت آسیب‌پذیری خود بکاهند. بنابراین، تنظیم هیجان بخشی کلیدی از مسیر روان‌شناختی است که از اضطراب اجتماعی به سمت آسیب‌پذیری اجتماعی (قربانی شدن) منتهی می‌شود و می‌تواند به عنوان نقطه مداخله مؤثری برای پیشگیری از تبدیل اضطراب به تجربه‌های منفی اجتماعی در نظر گرفته شود.

در رابطه بین انزوای اجتماعی و قربانی شدن نیز، تنظیم هیجان به‌عنوان یک میانجی مؤثر ظاهر شد که با نتایج پژوهش‌های وان و هوانگ[117] (2025)، وانگ[118] و همکاران (2024)، گارنر و هینتون[119] (2010)، و لئون دل بارکو[120] و همکاران(2020) همسو است. این یافته‌ها تأیید می‌کنند که نوجوانان منزوی، به دلیل کمبود تعاملات اجتماعی و فرصت‌های تمرین هیجانی، اغلب دچار رشد ناکافی در مهارت‌های تنظیم هیجان می‌شوند. انزوای اجتماعی نه‌تنها میزان مواجهه فرد با محرک‌های هیجانی و اجتماعی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث محدود و خام ماندن دایره هیجانی می‌شود (توارس میشیما[121] و همکاران، 2025). در نتیجه، نوجوان منزوی ممکن است از راهبردهای ناسازگارانه مانند اجتناب، سرکوب یا کناره‌گیری استفاده کند، که این راهبردها زمینه‌ساز رفتارهای منفعلانه در برابر قلدری هستند و قربانی شدن را تسهیل می‌کنند (وان و هوانگ[122]، 2025). از سوی دیگر، نوجوانان منزوی‌ای که دارای مهارت‌های قوی در تنظیم هیجان هستند، می‌توانند هیجانات منفی ناشی از طرد، تنهایی یا تحقیر را به شکلی سازگارانه مدیریت کرده و در مواجهه با موقعیت‌های تهدیدآمیز رفتاری سنجیده و بازدارنده از خود نشان دهند (یانگ[123] و همکاران، 2019؛ یوبه‌بابا[124] و همکاران، 2023). این ظرفیت باعث می‌شود آن‌ها کمتر در معرض استمرار قلدری قرار گیرند. در مجموع، تنظیم هیجان در این مسیر نقش یک مکانیسم روان‌شناختی کلیدی را ایفا می‌کند که توضیح می‌دهد چگونه انزوای اجتماعی می‌تواند به قربانی شدن در قلدری منجر شود و هم‌زمان، چگونه مداخلات تقویت‌کننده تنظیم هیجان می‌توانند این چرخه آسیب‌پذیری را متوقف سازند (وانگ و همکاران، 2024).

از مهم‌ترین یافته‌های پژوهش، نقش میانجی تنظیم هیجان در رابطه بین اضطراب اجتماعی و انزوای اجتماعی با قربانی شدن بود. این بدان معناست که توانایی فرد در تنظیم هیجانات می‌تواند اثرات منفی ویژگی‌های روان‌شناختی مانند اضطراب یا انزوا را بر تجربه قلدری کاهش دهد. به بیان دیگر، نوجوانی که در تنظیم هیجانات خود مهارت دارد، حتی اگر مضطرب یا منزوی باشد، با احتمال کمتری قربانی قلدری می‌شود. این یافته از لحاظ نظری با الگوی فرآیندی تنظیم هیجان (گراس، 1998) و همچنین مدل‌های تاب‌آوری اجتماعی سازگار است. همچنین، با نتایج پژوهش‌های کامپاس و همکاران (2017) و دیویدسون و همکاران (2000) نیز همسو است که نشان دادند راهبردهای تنظیم هیجان نقش حفاظتی در برابر آسیب‌های اجتماعی و روان‌شناختی دارند.

با وجود یافته‌های ارزشمند، پژوهش حاضر با محدودیت‌هایی همراه بوده است که باید در تفسیر نتایج مورد توجه قرار گیرد. نخست آنکه استفاده از روش خودگزارشی برای سنجش متغیرها می‌تواند با سوگیری‌های شناختی و تمایل به پاسخ‌دهی اجتماعی همراه باشد و اعتبار نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. دوم، ماهیت مقطعی طرح پژوهش مانع از استنباط روابط علی بین متغیرها می‌شود. سوم، نمونه‌گیری تنها در یک منطقه جغرافیایی خاص انجام شده است که تعمیم‌پذیری نتایج به سایر فرهنگ‌ها یا گروه‌های سنی را محدود می‌سازد. همچنین، در این مطالعه تفاوت‌های جنسیتی لحاظ نشده است؛ این در حالی‌ است که سبک تجربه قربانی شدن و راهبردهای تنظیم هیجان ممکن است بین دختران و پسران تفاوت‌هایی معنادار داشته باشد. از نظر کاربردی، این نتایج نشان می‌دهد که توسعه مهارت‌های تنظیم هیجان می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد پیشگیرانه و مداخله‌ای مؤثر در کاهش میزان قربانی شدن در مدارس به کار رود. به‌ویژه در برنامه‌های آموزش مهارت‌های زندگی، تمرکز بر راهبردهای مؤثر مقابله با هیجانات مانند بازسازی شناختی، پذیرش هیجان و مهارت‌های ابراز هیجان به شیوه‌ای سالم می‌تواند نوجوانان را در برابر فشارهای اجتماعی ایمن‌تر سازد. علاوه بر این، یافته‌ها می‌توانند برای مشاوران مدرسه، روان‌شناسان بالینی و والدین راهگشا باشد. به جای تمرکز صرف بر تغییر رفتار قلدرها، لازم است به عوامل درون‌فردی و هیجانی قربانیان نیز توجه شود. بسیاری از مداخلات سنتی تنها بر آموزش مهارت‌های اجتماعی عمومی تأکید دارند، در حالی‌که بر اساس نتایج این مطالعه، تقویت توانایی تنظیم هیجان می‌تواند نقش مهم‌تری در محافظت از نوجوانان در برابر آسیب‌های اجتماعی داشته باشد. با توجه به نتایج پژوهش، مطالعات آینده می‌توانند جامعه آماری گسترده‌تری را بررسی کنند و عوامل روان‌شناختی دیگر مانند مهارت‌های اجتماعی، حمایت اجتماعی و تاب‌آوری را به‌عنوان متغیر میانجی یا تعدیل‌کننده مورد توجه قرار دهند. همچنین پژوهش‌های طولی و بررسی تفاوت‌های فرهنگی و جنسیتی می‌تواند روابط علت و معلولی بین اضطراب اجتماعی، انزوای اجتماعی و قربانی قلدری را روشن کند و زمینه طراحی مداخلات آموزشی و روان‌شناختی برای تقویت تنظیم هیجان و کاهش اثرات منفی قربانی قلدری را فراهم سازد.

 

ملاحظات اخلاقی

 

بدین‌وسیله از مسولین آموزش و پرورش و مدارس و دانش‌آموزان که در انجام این پژوهش از هیچ کمکی مضایقه ننمودند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

تضاد منافع

بدین‌وسیله نویسندگان تصریح می‌نمایند که هیچ‌گونه تضاد منافعی در خصوص پژوهش حاضر وجود ندارد.

 

تشکر و قدردانی

بدین‌وسیله از مسولین آموزش و پرورش و مدارس و دانش‌آموزان که در انجام این پژوهش از هیچ کمکی مضایقه ننمودند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

 

 

 



[1] .Febrianti

[2] .Agustiningsih

3. Wang

4. Han

5. Olenik-Shemesh & Heiman

6. Farmer

7. Siu

8. Ghardallou

9. Tang & Supraha

10. Ternora

11. Albdour

12. Stepanyan & khitaryan

13. Wei

1. Jiang & Shi

2. Özdemir

3. Ferguson & Zimmer-Gembeck

4. Sousa

5. Kumar

6. Hodges & Perry

7. Hanish & Guerra

8. DeLara

9. Mîsliţchi

10. Chen & Santo

11. Lachaud

12. Stein & Stein

13. Alhadi

14. Perino

1. Hall

2. Vernberg

3. Iannello

4. Mahady. Wilton

5. Wan & Huang

6. Gross. & Thompson

7. Gratz & Roemer

8. Spence

9. Kelsey

10. Rieffe

11. Shields & Cicchetti

12. Schwartz & Proctor

13. Harikrishnan & Sailo

14. Hayes & Feldman

15. Turk

1. Thompson

2. Georgiou

3. Demichelis

4. Extremera & Rey

5. Lee & Kim

6. XU

7. Compas

8. McBride

9. Fernández-Fillol

1. Social Anxiety Questionnaire

2. Jerabek

3. Fear of Strangers

4. Fear of Evaluation by Others

5. Fear of Public Speaking

6. Fear of Social Isolation

7. Social Isolation Questionnaire

8. loneliness

9. helplessness

10. social despair

11. reduced social tolerance

12. Emotion Regulation Questionnaire (ERQ)

13. Gross & John

14. Cognitive Reappraisal

15. Expressive Suppression

1. California Bully Victimization Scale - CBVS

2. Felix

[69]. Schermelleh-Engel

1. vernberg

2. coelho and romão

3. moore

4. huang

5. sousa

6. perino

7. Iannello

8. Siegel

9. Ramadhani

10. Haddad

11. Chiu

12. Ding & Zhang

13. Jiang & Shi

14. Matthews

15. Liu

16. Ramadhanti

17. Burchfield & Silver

1. Yu

2. Sackl-Pammer

3. McBride

4. Cutajar & Bates

5. Sarycheva

6. Lehman

7. suppression

8. avoidance

9. rumination

10. Sackl-Pammer

11. Ouhmad

12. Palani

13. Girmay & Singh

14. Adeniji

15. Grothe

16. Yao & Han

17. Babicka-Wirkus

18. Bäker

19. Labella

20. Wang

1. Gani

2. Bertagni

3. Herlidanara

4. Camodeca. & Nava

5. Zhang & Chen

6. Vacca

7. León-del-Barco

8. Perino

9. Keskin & orgun

10. Khalid & Akhtar

11. Wan & Huang

12. Wang

[119]. Garner & Hinton

14. León-del-Barco

15. Tavares. Mishima

16. Wan & Huang

17. Young

18. Yuhbaba

بیرامی، منصور؛ هاشمی، تورج؛ میرنسب، میرمحمود و کلیایی، لیلا. (۱۳۹۶). اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر کاهش قربانی شدن دانش‌آموزان قربانی قلدری، نوآوری‌های آموزشی، 16 (3). 1۷۵۹۰. https://ensani.ir/file/download/article/1603197729-10321-99-197.pdf
 
جلالی، مرضیه. (۱۳۹۱). بررسی گرایش به هرزه‌نگاری اینترنتی و عوامل مرتبط با آن در میان جوانان شهر نجف‌آباد (پایان‌نامه کارشناسی ارشد). دانشگاه پیام نور واحد نجف‌آباد، رشته علوم اجتماعی.
چلبی، مسعود، و امیرکافی، مهدی. (۱۳۸۳). تحلیل چندسطحی انزوای اجتماعی، مجله جامعه‌شناسی ایران, 5 (2)، ۳۱۳. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1383.5.2.1.0
 
سپهری، مرضیه. (۱۳۹۹). رابطه خودآگاهی و انعطاف‌پذیری شناختی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان (پایان‌نامه کارشناسی ارشد). مؤسسه آموزش عالی خردگرایان مطهر، دانشکده علوم انسانی، رشته روان‌شناسی.
سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس و حجازی، الهه (1387)،  روش‌های تحقیق در علوم رفتاری (چاپ دوازدهم). تهران: انتشارات آگاه.
صمدیه، هادی و خامسان، احمد. (۱۴۰۳). مداخلات قلدری: مرور نظام‌مند پژوهش‌های ایران. پژوهش‌های کیفی در علوم رفتاری, 3، (1) ۶۷۸۰. https://doi.org/10.22077/qrbs.2024.7774.1038
 
 
Adeniji, D. O., Gentle-Genitty, C. S., & Bonifas, R. P. (2025). Social Isolation, Other Risk Factors, and Emotional Well-Being Among Older African Immigrants. Journal of Gerontological Social Work, 68(3), 304–320. https://doi.org/10.1080/01634372.2024.2423070
Agustiningsih, N., Yusuf, A., Ahsan, A., & Fanani, Q. (2024). The impact of bullying and cyberbullying on mental health: A systematic review. International Journal of Public Health Science, 13(2), 513–520. https://doi.org/10.11591/ijphs.v13i2.23683
Albdour, M., Hong, J. S., Zilioli, S., & Lumley, M. A. (2020). Self-reported physical and psychological symptoms among victims and perpetrators of bullying in Arab American adolescents. Journal of Child and Adolescent Psychiatric Nursing, 33(4), 201–208. https://doi.org/10.1111/jcap.12280
Aldao, A., Nolen-Hoeksema, S., & Schweizer, S. (2010). Emotion-regulation strategies across psychopathology: A meta-analytic review. Clinical Psychology Review, 30(2), 217–237. https://doi.org/10.1016/j.cpr.2009.11.004
Babicka-Wirkus, A., Wirkus, L., Stasiak, K., & Kozłowski, P. (2021). University students’ strategies of coping with stress during the coronavirus pandemic: Data from Poland. PLOS ONE, 16(7), e0255041. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0255041
Bäker, N., Wilke, J., Eilts, J., & von Düring, U. (2023). Understanding the complexities of adolescent bullying: The interplay between peer relationships, emotion regulation, and victimization. New Directions for Child and Adolescent Development, 2023(1), 9916294. https://doi.org/10.1002/cad.20507
Burchfield, K. B., & Silver, E. (2013). Collective efficacy and crime in Los Angeles neighborhoods: Implications for the Latino paradox. Sociological Inquiry, 83(1), 154–176. https://doi.org/10.1111/soin.12002
Camodeca, M., & Nava, E. (2022). The long-term effects of bullying, victimization, and bystander behavior on emotion regulation and its physiological correlates. Journal of Interpersonal Violence, 37(3–4), NP2056–NP2075. https://doi.org/10.1177/0886260520934438
Chen, B. B., & Santo, J. B. (2016). The relationships between shyness and unsociability and peer difficulties: The moderating role of insecure attachment. International Journal of Behavioral Development, 40(4), 346–358.https://doi.org/10.1177/0165025415581917
Chiu, K., Clark, D. M., & Leigh, E. (2021). Prospective associations between peer functioning and social anxiety in adolescents: A systematic review and meta-analysis. Journal of Affective Disorders, 279, 650–661.https://doi.org/10.1016/j.jad.2020.10.055
Coelho, V. A., & Romão, A. M. (2018). The relation between social anxiety, social withdrawal and (cyber) bullying roles: A multilevel analysis. Computers in Human Behavior, 86, 218–226. https://doi.org/10.1016/j.chb.2018.04.048
Compas, B. E., Boyer, M. C., Stanger, C., Colletti, R. B., Thomsen, A. H., Dufton, L. M., & Cole, D. A. (2006). Latent variable analysis of coping, anxiety/depression, and somatic symptoms in adolescents with chronic pain. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 74(6), 1132–1142. https://doi.org/10.1037/0022-006X.74.6.1132
Ahmadabadi, M. S., Zabihi, M., Khodarahmi, A., & Ahmadabadi, A. B. (2024). Mediating Role of Self-Criticism in the Relationship Between Fear of Negative Evaluation and Self-Compassion With Social Anxiety in Yazd Medical Students. Journal of Shahid Sadoughi University of Medical Sciences.
Alhadi, A. N., Alageel, M. A., Alsuhaibani, F. A., Alkaff, H. M., Albawardi, M. S., Alfaifi, A. A., ... & Duraihem, T. (2024). Prevalence and Severity of Social Anxiety Symptoms and Their Relationship With Body Dysmorphic Symptoms. Cureus, 16(2). https://doi.org/10.7759/cureus.53436
Bertagni, B., Gardner, R., Minehart, R., & Salvetti, F. (2023). An immersive and interactive setting to practice emotional intelligence. International Journal of Advanced Corporate Learning, 16(3), 21–26. https://doi.org/10.3991/ijac.v16i3.35735
Chen, C., Zhang, Y., Xu, R., Gong, J., Jimerson, S., & Song, Y. (2025). Relationship between bullying victimization and depressive symptoms among early adolescents in rural China: Exploring the overgeneralization of social distrust in cross-sectional and longitudinal designs. School Psychology International, 46(3), 293–317. https://doi.org/10.1177/01430343241308550
Cutajar, K., & Bates, G. W. (2025). Australian women in the perinatal period during Covid-19: The influence of self-compassion and emotional regulation on anxiety, depression, and social anxiety. Healthcare, 13(2), 120. https://doi.org/10.3390/healthcare13020120
DeLara, E. W. (2012). Why adolescents don't disclose incidents of bullying and harassment. Journal of School Violence, 11(4), 288–305. https://doi.org/10.1080/15388220.2012.705931
Demichelis, O. P., Grainger, S. A., Hubbard, R. E., & Henry, J. D. (2023). Emotion regulation mediates the relationship between social frailty and stress, anxiety, and depression. Scientific Reports, 13(1), 6430. https://doi.org/10.1038/s41598-023-33685-9
Ding, N., & Zhang, X. (2022). Bullying victimization and quality of life among Chinese adolescents: An integrative analysis of internet addiction and social withdrawal. International Journal of Environmental Research and Public Health, 19(24), 16973. https://doi.org/10.3390/ijerph192416973
Eftekhari, A., Zoellner, L. A., & Vigil, S. A. (2009). Patterns of emotion regulation and psychopathology. Anxiety, Stress, & Coping, 22(5), 571–586. https://doi.org/10.1080/10615800802179860
Extremera, N., & Rey, L. (2015). The moderator role of emotion regulation ability in the link between stress and well-being. Frontiers in Psychology, 6, 1632. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2015.01632
Farmer, T., Wike, T. L., Alexander, Q. R., Rodkin, P. C., & Mehtaji, M. (2015). Students with disabilities and involvement in peer victimization: Theory, research, and considerations for the future. Remedial and Special Education, 36(5), 263–274. https://doi.org/10.1177/0741932515581493
Febrianti, R., Syaputra, Y. D., & Oktara, T. W. (2024). Dinamika bullying di sekolah: Faktor dan dampak. Indonesian Journal of Educational Counseling, 8(1), 9–24.
Felix, E. D., Sharkey, J. D., Green, J. G., Furlong, M. J., & Tanigawa, D. (2011). Getting precise and pragmatic about the assessment of bullying: The development of the California Bullying Victimization Scale. Aggressive Behavior, 37(3), 234–247. https://doi.org/10.1002/ab.20389
Ferguson, S., & Zimmer-Gembeck, M. J. (2014). Associations of parental and peer rejection with preadolescents’ loneliness: Emotional sensitivities as mediators. Journal of Relationships Research, 5, e9. https://doi.org/10.1017/jrr.2014.11
Fernández-Fillol, C., Pitsiakou, C., Perez-Garcia, M., Teva, I., & Hidalgo-Ruzzante, N. (2021). Complex PTSD in survivors of intimate partner violence: Risk factors related to symptoms and diagnoses. European Journal of Psychotraumatology, 12(1), 2003616. https://doi.org/10.1080/20008198.2021.2003616
Gani, A. A., Nurhidayah, S., & Pramintari, R. D. (2025). Kesulitan regulasi emosi dan bystander terhadap perilaku bullying remaja. SOUL: Jurnal Ilmiah Psikologi, 17(1), 31–47.
Garner, P. W., & Hinton, T. S. (2010). Emotional display rules and emotion self‐regulation: Associations with bullying and victimization in community‐based after school programs. Journal of Community & Applied Social Psychology, 20(6), 480–496. https://doi.org/10.1002/casp.1047
Georgiou, S. N., Charalambous, K., & Stavrinides, P. (2021). The mediating effects of adolescents’ internalizing and externalizing problems on the relationship between emotion regulation, mindfulness and bullying/victimization at school. School Psychology International, 42(6), 657–676. https://doi.org/10.1177/01430343211039003
Ghardallou, M., Mtiraoui, A., Ennamouchi, D., Amara, A., Gara, A., Dardouri, M., ... & Mtiraoui, A. (2024). Bullying victimization among adolescents: Prevalence, associated factors and correlation with mental health outcomes. PLOS ONE, 19(3), e0299161. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0299161
Girmay, M., & Singh, G. K. (2019). Social isolation, loneliness, and mental and emotional well-being among international students in the United States. International Journal of Translational Medical Research and Public Health, 3(2), 1–8. https://doi.org/10.21106/ijtmrph.82
Gratz, K. L., & Roemer, L. (2004). Multidimensional assessment of emotion regulation and dysregulation: Development, factor structure, and initial validation of the difficulties in emotion regulation scale. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 26(1), 41–54. https://doi.org/10.1023/B:JOBA.0000007455.08539.94
Gross, J. J., & John, O. P. (2003). Individual differences in two emotion regulation processes: Implications for affect, relationships, and well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 85(2), 348–362. https://doi.org/10.1037/0022-3514.85.2.348
Gross, J. J., & Thompson, R. A. (2007). Emotion regulation: Conceptual foundations. In J. J. Gross (Ed.), Handbook of Emotion Regulation. New York: Guilford Press.
Grothe, J., Pabst, A., Röhr, S., Riedel-Heller, S. G., & Luppa, M. (2024). Social isolation and social cognition: A cross-sectional analysis. Journal of Alzheimer’s Disease, 102(1), 53–59. https://doi.org/10.3233/JAD-240245
Haddad, C., Chidiac, J., Sacre, H., Salameh, P., Hallit, R., Obeid, S., ... & Hallit, S. (2022). Prevalence and associated factors of social anxiety among Lebanese adolescents. The Primary Care Companion for CNS Disorders, 24(3). https://doi.org/10.4088/PCC.21m03140
Hall, K. A. A., Joormann, J., Siemer, M., & Timpano, K. R. (2018). The impact bias in self and others: Affective and empathic forecasting in individuals with social anxiety. Behaviour Research and Therapy, 106, 37–46. https://doi.org/10.1016/j.brat.2018.04.006
Han, Z. Y., Ye, Z. Y., & Zhong, B. L. (2025). School bullying and mental health among adolescents: A narrative review. Translational Pediatrics, 14(3), 463–475. https://doi.org/10.21037/tp-24-434
Hanish, L. D., & Guerra, N. G. (2000). Predictors of peer victimization among urban youth. Social Development, 9(4), 521–543. https://doi.org/10.1111/1467-9507.00141
Harikrishnan, U., & Sailo, G. L. (2021). Prevalence of emotional and behavioral problems among school-going adolescents: A cross-sectional study. Indian Journal of Community Medicine, 46(2), 232–235. https://doi.org/10.4103/ijcm.IJCM_212_20
Hayes, A. M., & Feldman, G. (2004). Clarifying the construct of mindfulness in the context of emotion regulation and the process of change in therapy. Clinical Psychology: Science and Practice, 11, 255–262. https://doi.org/10.1093/clipsy.bph080
Hendrick, C., & Hendrick, S. (1986). A theory and method of love. Journal of Personality and Social Psychology, 50(2), 392–402. https://doi.org/10.1037/0022-3514.50.2.392
Hendrick, C., Hendrick, S. S., & Dicke, A. (1998). The love attitude scale: Short form. Journal of Social and Personal Relationships, 15, 147–159. https://doi.org/10.1177/0265407598151008
Herlidanara, A. J., Suroso, S., & Arifiana, I. Y. (2023). Perilaku Bullying Remaja: Bagaimana Peran Regulasi Emosi? JIWA: Jurnal Psikologi Indonesia, 1(2).
Hikmat, R., Yosep, I., Hernawaty, T., & Mardhiyah, A. (2024). A scoping review of anti-bullying interventions: Reducing traumatic effect of bullying among adolescents. Journal of Multidisciplinary Healthcare, 17, 289–304. https://doi.org/10.2147/JMDH.S442709
Hodges, E. V. E. , & Perry, D. G. (1999). Personal and interpersonal antecedents and consequences of victimization by peers. Journal of Personality and Social Psychology, 76(4), 677–685. https://doi. org/10. 1037/0022-3514. 76. 4. 677
Huang, X., Zhou, Y., Yang, R., Li, D., Hu, J., Xue, Y., ... & Zhang, S. (2023). Moderating role of mental health literacy on the relationship between bullying victimization during the life course and symptoms of anxiety and depression in Chinese college students. BMC Public Health, 23(1), 1459.
https://doi.org/10.1186/s12889-023-16377-7
Iannello, N. M., Caravita, S., Papotti, N., Gelati, C., & Camodeca, M. (2024). Social anxiety and bullying victimization in children and early adolescents: The role of developmental period and immigrant status. Journal of Youth and Adolescence, 53(1), 130–141. https://doi.org/10.1007/s10964-023-01877-8
Jiang, C., & Shi, J. (2024). The long arm of childhood bullying victimization: Associations with social isolation, gender differences and depression in later life. Journal of Interpersonal Violence, 39(13–14), 3184–3206. https://doi.org/10.1177/08862605231213437
Kelsey, C., Zeman, J., & Dallaire, D. (2017). Emotion correlates of bullies, victims, and bully victims in African American children. Journal of Black Psychology, 43(7), 688–713. https://doi.org/10.1177/0095798417709853
KESKİN, G., & ORGUN, F. (2021). The evaluation of social phobia experiences and coping strategies in a group of university students. Alpha Psychiatry, 8(4), 262–270.

Khalid, K., & Akhtar, S. (2025). Perceived Helicopter Parenting, Emotional Regulation and Social Anxiety in Adolescents. Journal of Asian Development Studies, 14(1), 1676–1686.
Kumar, B., Saxena, B., Gupta, P., Batra, R., Patel, J. D., & Ganapathy, K. (2023). Effects of social estrangement on young people's maturation: A review of the research. Georgian Medical News, 345, 196–202.
Labella, M. H., Klein, N. D., Yeboah, G., Bailey, C., Doane, A. N., Kaminer, D., ... & Cross‐Cultural Addictions Study Team. (2024). Childhood bullying victimization, emotion regulation, rumination, distress tolerance, and depressive symptoms: A cross‐national examination among young adults in seven countries. Aggressive Behavior, 50(1), e22111. https://doi.org/10.1002/ab.22111
Lachaud, J., Yusuf, A. A., Maelzer, F., Perri, M., Gogosis, E., Ziegler, C., ... & Hwang, S. W. (2024). Social isolation and loneliness among people living with experience of homelessness: A scoping review. BMC Public Health, 24(1), 2515. https://doi.org/10.1186/s12889-024-19963-7
Lee, H. M., & Kim, H. A. (2019). The mediation effect of emotional regulation ability on the relationship between social anxiety and relational aggression of higher grade elementary school girls. Journal of the Korea Academia-Industrial Cooperation Society, 20(8), 352–361. https://doi.org/10.5762/KAIS.2019.20.8.352
Lehman, B. J., Cane, A. C., Tallon, S. J., & Smith, S. F. (2015). Physiological and emotional responses to subjective social evaluative threat in daily life. Anxiety, Stress, & Coping, 28(3), 321–339. https://doi.org/10.1080/10615806.2014.969720
León-del-Barco, B., Lázaro, S. M., Polo-del-Río, M. I., & López-Ramos, V. M. (2020). Emotional intelligence as a protective factor against victimization in school bullying. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17(24), 9406. https://doi.org/10.3390/ijerph17249406
Liu, Y. (2024). The Relationship between Bullying Victimization and Loneliness of Middle School Students: The Mediating Effect of Perceived Social Support. Journal of Higher Vocational Education, 1(2), 79.
Mahady Wilton, M. M., Craig, W. M., & Pepler, D. J. (2000). Emotional regulation and display in classroom victims of bullying: Characteristic expressions of affect, coping styles and relevant contextual factors. Social Development, 9(2), 226–245. https://doi.org/10.1111/1467-9507.00121
Matthews, T., Caspi, A., Danese, A., Fisher, H. L., Moffitt, T. E., & Arseneault, L. (2022). A longitudinal twin study of victimization and loneliness from childhood to young adulthood. Development and Psychopathology, 34(1), 367–377. https://doi.org/10.1017/S0954579420001002
McBride, N. L., Bates, G. W., Elphinstone, B., & Whitehead, R. (2022). Self‐compassion and social anxiety: The mediating effect of emotion regulation strategies and the influence of depressed mood. Psychology and Psychotherapy: Theory, Research and Practice, 95(4), 1036–1055. https://doi.org/10.1111/papt.12416
McComas, M., & Gil-Rivas, V. (2024). Cyberaggression victimization on anxiety and depression in college students: The role of emotion regulation, social media, social support, and biological sex. Journal of American College Health, 72(8), 2963–2970. https://doi.org/10.1080/07448481.2022.2149606
Mîsliţchi, V. (2024). Peculiarities of communication styles manifestation among adolescents. In Higher Education: Traditions, Values, Perspectives (pp. 130–136).
Moore, S. E., Norman, R. E., Suetani, S., Thomas, H. J., Sly, P. D., & Scott, J. G. (2017). Consequences of bullying victimization in childhood and adolescence: A systematic review and meta-analysis. World Journal of Psychiatry, 7(1), 60–76.
https://doi.org/10.5498/wjp.v7.i1.60
Olenik-Shemesh, D., & Heiman, T. (2017). Cyberbullying victimization in adolescents as related to body esteem, social support, and social self-efficacy. The Journal of Genetic Psychology, 178(1), 28–43. https://doi.org/10.1080/00221325.2016.1195331
Ouhmad, N., El-Hage, W., & Combalbert, N. (2023). Maladaptive cognitions and emotion regulation in posttraumatic stress disorder. Neuropsychiatrie, 37(2), 65–75. https://doi.org/10.1007/s40211-023-00455-0
Özdemir, S. (2025). Experiences of Bullying Among Special Needs Students in Inclusion Classrooms: A Literature Review. International Journal of Environmental Sciences, 172–177.
Palani, N., Vasudevan, V. M. K., Rajendran, S. S., Marudhan, A., Dhayanithipalani, V., Muthuchamy, P., & Narayanasamy, M. (2025). The Shadows of Stigma and Social Isolation among Caregivers of Patients with Mental Illness. IJSAT-International Journal on Science and Technology, 16(1).
Perino, M. T., Harper-Lednicky, J. C., Vogel, A. C., Sylvester, C. M., Barch, D. M., & Luby, J. L. (2025). Social anxiety moderates the association between adolescent irritability and bully perpetration. Development and Psychopathology, 37(2), 656–663. https://doi.org/10.1017/S0954579423001588
Ramadhani, A. S., Noer, R. M., & Agusthia, M. (2023). The relationship between social interaction skills and bullying behavior among junior high school students at SMP N 40 Batam City. Journal Innovation in Education, 1(4), 100–105.
Ramadhanti, A., Putra, R. P., Fathiyah, K. N., Jannah, E. N., & Rouns, E. (2024). Adolescent empathy concerning parenting style and peer social support based on gender differences. International Journal of Islamic Educational Psychology, 5(1), 43–64. https://doi.org/10.18196/ijiep.v5i1.20576
Rieffe, C., Camodeca, M., Pouw, L. B. C., Lange, A. M. C., & Stockmann, L. (2012). Don’t anger me! Bullying, victimization, and emotion dysregulation in young adolescents with ASD. European Journal of Developmental Psychology, 9(3), 351–370. https://doi.org/10.1080/17405629.2012.680302
Roohafza, H., Feizi, A., Afshar, H., Mazaheri, M., Behnamfar, O., Hassanzadeh-Keshteli, A., & Adibi, P. (2016). Path analysis of relationship among personality, perceived stress, coping, social support, and psychological outcomes. World Journal of Psychiatry, 6(2), 248–256. https://doi.org/10.5498/wjp.v6.i2.248
Sackl-Pammer, P., Jahn, R., Özlü-Erkilic, Z., Pollak, E., Ohmann, S., Schwarzenberg, J., ... & Akkaya-Kalayci, T. (2019). Social anxiety disorder and emotion regulation problems in adolescents. Child and Adolescent Psychiatry and Mental Health, 13(1), 37. https://doi.org/10.1186/s13034-019-0297-7
Sarycheva, Y. V., Iksanova, D. D., Lazyuk, I. V., Dorosheva, E. A., Ponomarenko, I. V., Matveeva, I. A., & Perevoznik, A. I. (2023). The relationship between the characteristics of emotional regulation and social anxiety of persons dependent on psychoactive substances. Evidence-based Education Studies, 4, 65–74.
Schwartz, D., & Proctor, L. J. (2000). Community violence exposure and children's social adjustment in the school peer group: The mediating roles of emotion regulation and social cognition. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 68(4), 670–683. https://doi.org/10.1037/0022-006X.68.4.670
Seyfzadeh, A., Haghighatian, M., & Mohajerani, A. (2017). The relationship between social isolation and health among the Tehranian elderly. Journal of Education and Community Health, 4(3), 19–25. https://doi.org/10.21859/jech.4.3.19
Shields, A., & Cicchetti, D. (2001). Parental maltreatment and emotion dysregulation as risk factors for bullying and victimization in middle childhood. Journal of Clinical Child & Adolescent Psychology, 30(3), 349–363. https://doi.org/10.1207/S15374424JCCP3003_7
Siegel, D. M., Burke, T. A., Hamilton, J. L., Piccirillo, M. L., Scharff, A., & Alloy, L. B. (2018). Social anxiety and interpersonal stress generation: The moderating role of interpersonal distress. Anxiety, Stress, & Coping, 31(5), 526–538. https://doi.org/10.1080/10615806.2018.1475866
Siu, J. C. L. (2025). No Safe Space at School: Exploring Power Dynamics, Bullying Locations, and Maladaptive Behaviors Among US Adolescents. Journal of Youth and Adolescence, 1–13. https://doi.org/10.1007/s10964-024-02071-7
Sousa, M., Cruz, S., Inman, R., Marchante, M., & Coelho, V. A. (2024). Bullying victimization and bullying perpetration, social anxiety, and social withdrawal in Portuguese adolescents: A reciprocal association model. Aggressive Behavior, 50(4), e22170. https://doi.org/10.1002/ab.22170
Spence, S. H., De Young, A., Toon, C., & Bond, S. (2009). Longitudinal examination of the associations between emotional dysregulation, coping responses to peer provocation, and victimization in children. Australian Journal of Psychology, 61(3), 145–155. https://doi.org/10.1080/00049530802239370
Stein, M. B., & Stein, D. J. (2008). Social anxiety disorder. The Lancet, 371(9618), 1115–1125. https://doi.org/10.1016/S0140-6736(08)60488-2
Stepanyan, L., & Khitaryan, D. (2024). Research on psychological well-being and emotional profile of adolescents in the context of school bullying. Georgian Medical News, 351, 162–166
Tang, I., & Supraha, W. (2021). Program Pembinaan Korban dan Pelaku Perundungan (Bullying) pada Usia Remaja di SMP. Tawazun: Jurnal Pendidikan Islam, 14(2), 170–186. https://doi.org/10.32832/tawazun.v14i2.4895
Tavares Mishima, F. K., Vasconcelos Junqueira Machado, B., & Sauaia Dal Piccolo, B. (2025). Impact of social isolation on children's emotional development. Environmental & Social Management Journal/Revista de Gestão Social e Ambiental, 19(4). https://doi.org/10.24857/rgsa.v19n4-112
TERNORA, E. C. (2025). College Adjustment Among University Students: A Basis for Psychosocial Intervention. AIDE Interdisciplinary Research Journal, 11, 34–54.
Thompson, R. A. (1994). Emotion regulation: A theme in search of definition. Monographs of the Society for Research in Child Development, 59(2–3), 25–52. https://doi.org/10.2307/1166137
Turk, C. L., Heimberg, R. G., Luterek, J. A., Mennin, D. S., & Fresco, D. M. (2005). Emotion dysregulation in generalized anxiety disorder: A comparison with social anxiety disorder. Cognitive Therapy and Research, 29, 89–106. https://doi.org/10.1007/s10608-005-1651-1
Vacca, M., Cerolini, S., Zegretti, A., Zagaria, A., & Lombardo, C. (2023). Bullying victimization and adolescent depression, anxiety and stress: The mediation of cognitive emotion regulation. Children, 10(12), 1897. https://doi.org/10.3390/children10121897
Vernberg, E. M., Abwender, D. A., Ewell, K. K., & Beery, S. H. (1992). Social anxiety and peer relationships in early adolescence: A prospective analysis. Journal of Clinical Child Psychology, 21(2), 189–196. https://doi.org/10.1207/s15374424jccp2102_11
Wan, Z., & Huang, S. (2025). The relationship between parental emotional warmth and school bullying: The chain mediation role of social support and emotional regulation. PLOS ONE, 20(5), e0323261. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0323261
Wang, G. F., Jiang, L., Wang, L. H., Hu, G. Y., Fang, Y., Yuan, S. S., ... & Su, P. Y. (2019). Examining childhood maltreatment and school bullying among adolescents: A cross-sectional study from Anhui Province in China. Journal of Interpersonal Violence, 34(5), 980–999. https://doi.org/10.1177/0886260516647000
Wang, Y., Wang, T., Wang, J., Zeng, L., Li, G., Li, J., ... & Wang, Y. (2024). The School Bullying Victimization in Adolescents With Non‐Suicidal Self‐Injury: The Role of Coping Strategies and Emotion Regulation. Stress and Health, 40(6), e3506. https://doi.org/10.1002/smi.3506
Wei, J., Candini, M., Menabò, L., Guarini, A., Rubini, M., & Frassinetti, F. (2024). Belonging matters: The impact of social identification with classmates, friends, and family on interpersonal distance and bullying/cyberbullying in adolescence. PLOS ONE, 19(2), e0297370.
https://doi.org/10.1371/journal.pone.0297370
XU, M., JAFFRI, H., & YANG, X. (2024). A systematic review on the relationship between emotional regulation and psychological well-being in higher education. Quantum Journal of Social Sciences and Humanities, 5(SI1), 93–109. https://doi.org/10.55197/qjssh.v5isi1.398
Yao, Y., & Han, Y. (2025). mPFC→BNST→PVN circuits mediate emotional and cardiac dysfunction induced by social isolation in adolescent mice. International Journal of Neuropsychopharmacology, 28(Supplement_1), i369–i369. https://doi.org/10.1093/ijnp/pyae067.487
Young, K. S., Sandman, C. F., & Craske, M. G. (2019). Positive and negative emotion regulation in adolescence: Links to anxiety and depression. Brain Sciences, 9(4), 76. https://doi.org/10.3390/brainsci9040076
Yu, L., Li, X., Hu, Q., Guo, Z., Hong, D., Huang, Y., ... & Jiang, S. (2023). School bullying and its risk and protective factors in Chinese early adolescents: A latent transition analysis. Aggressive Behavior, 49(4), 345–358. https://doi.org/10.1002/ab.22092
Yuhbaba, Z. N., Sholehah, W., & Budiman, M. E. A. (2023). Empowerment of adolescents in preventing bullying behavior at school. Blambangan Journal of Community Services (BJCS), 1(1), 37–43.

Zhang, Y., & Chen, J. K. (2023). Emotional intelligence and school bullying victimization in children and youth students: A meta-analysis. International Journal of Environmental Research and Public Health, 20(6), 4746. https://doi.org/10.3390/ijerph20064746