نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه روانشناسی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران.
3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Substance use disorder (SUD) is a complex phenomenon with wide-ranging consequences for mental health, family dynamics, and social functioning. This study aimed to model the emotional processing styles of individuals with a history of SUD relapse, examining the roles of attentional bias and perceived social support, with substance use craving serving as a mediating variable.
Method: This descriptive-correlational study utilized structural equation modeling (SEM). The sample comprised 201 individuals with a history of SUD relapse recruited from treatment centers in Gilan Province, Iran, via simple random sampling between 2021 and 2022. Data were collected using the Substance Use Craving Questionnaire (Fadardi et al., 2008), the Attentional Bias Questionnaire (Shostrom, 1996), the Emotional Processing Style Questionnaire (Baker et al., 2010), and the Social Support Appraisals Questionnaire (Vaux et al., 1986). Data analyses were conducted using SPSS (Version 16) and LISREL (Version 8.80).
Results: The results indicated that the proposed structural model demonstrated a good fit. Attentional bias and social support exhibited direct, positive effects on substance use craving, and craving, in turn, significantly influenced emotional processing styles. Additionally, social support demonstrated a moderating effect on the relationship between attentional bias and craving. Specifically, dysfunctional emotional processing styles (p < .01) and attentional bias (p < .05) had direct, significant effects on substance use craving.
Conclusion: The findings highlight the pivotal role of craving in the relapse process. Maladaptive emotional processing styles and heightened attentional bias increase vulnerability to relapse. Conversely, robust social support serves as a protective factor and should be integrated as a core component of relapse prevention interventions.
کلیدواژهها English
مقدمه
اعتیاد[1] به عنوان یک اختلال عصبی-شناختی مزمن، پیامدهای گستردهای بر سلامت روان، کارکرد خانواده و ثبات اجتماعی دارد و سالانه میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد (ولکف، کوب و مکللان[2]، ۲۰۲۴).اعتیاد یکی از مهمترین انحرافات و آسیبهای اجتماعی است و یک بیماری اجتماعی به شمار میرود که عوارض جسمی و روانی آن پیامدهای منفی بر فرد، اعضای خانواده و جامعه دارد (گودینی و زاهدی اصل، ۱۴۰۳). پژوهشهای معاصر نشان میدهند که مصرف مواد، فراتر از عوامل ساختاری همچون بیکاری یا مشکلات اقتصادی، ریشه در متغیرهای روانشناختی عمیقتری مانند سبکهایپردازشهیجانی و سوگیریهای شناختی دارد که در تداوم اعتیاد و بازگشت به مصرف نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند (لوکاس و گراسو[3]، ۲۰۲۵).
سازمان جهانی بهداشت، وسوسه[4] را یکی از عوامل زیربنایی در فرآیند وابستگی و عود معرفی کرده است. با این حال، وسوسه بهتنهایی پیشبینیکننده قطعی عود نیست؛ بلکه عوامل روانی-اجتماعی نظیر حمایتاجتماعی و مهارتهای مقابلهای، شدت تأثیر آن را تعدیل میکنند (هندرشات، ویتکیویتز، جورج و مارلات[5]، ۲۰۲۱). شواهد جدید نشان میدهد که وسوسه یک پدیده پویا بوده و شدت آن تحت تأثیر عوامل موقعیتی و هیجانی نوسان دارد؛ بهگونهای که مداخلات هدفمند در کاهش وسوسه میتوانند به طور معناداری از بازگشت جلوگیری کنند (ویتکیویتز، روس و مان[6]، ۲۰۲۵).
یکی از پیامدهای مهم وسوسه، ایجاد سوگیریتوجه به سمت نشانههای مرتبط با مواد است (فیلد و کاکس[7]، ۲۰۲۱). این سوگیری، کنترل تکانه و تصمیمگیری را مختل کرده و فرد را در برابر میل به مصرف آسیبپذیر میسازد (گلدناشتاین و ولکف[8]، ۲۰۲۲). مطالعات جدید نشان میدهند که سوگیریتوجه نهتنها پیامد وسوسه، بلکه پیشبینیکنندهای برای شدت آن در آینده است (شوری، اندرسون و استوارت[9]، ۲۰۲۵). همچنین، پژوهشهای تجربی اخیر نشان دادهاند که استرس حاد میتواند واکنشپذیری به نشانه و سوگیریتوجه را به طور معناداری تشدید کند (کسلینگ، مولر، براند و وگمان[10]، ۲۰۲۵).
رابطه بین هیجان و شناخت در اعتیاد، نقشی کلیدی ایفا میکند. حالتهای هیجانی میتوانند فرایندهای توجه را تعدیل کنند و بالعکس، سوگیریتوجه نیز فرایندهای هیجانی را تحت تأثیر قرار میدهد. یک مطالعات نشان می دهند که حافظه فوری و فراوانی وسوسه، دو عامل مرکزی در ارتباط بین شناخت، هیجانات منفی و وسوسه هستند (چن، تیان، جیا و وانگ[11]، ۲۰۲۵). همچنین، پژوهشهای پدیدارشناختی نشان داده است که «اجتناب تجربی» ناشی از سبکهای ناکارآمد پردازش هیجانی، یکی از علل اصلی تداوم اعتیاد محسوب میشود (شیخانصاری، ۲۰۲۵).
حمایتاجتماعی بعنوان یک عامل محافظتی مؤثر در کاهش عود شناخته شده است (کیلی، هامفریز و فری[12]، ۲۰۱۷) و تأثیر منفی معناداری بر پیشبینی بازگشت دارد و اثر هیجانهای منفی را بر پیشبینی بازگشت کاهش میدهد و به عنوان یک ضربهگیر عمل میکند. از میان زیرمقیاسهای هیجان منفی، افسردگی و اضطراب توان پیشبینی احتمال مصرف مواد را داشته در حالی که استرس توان پیشبینی قدرت میل (وسوسه) را در افراد وابسته به مواد افیونی دارای بازگشت دارا می باشد (فرنام و محمودزهی ۱۳۹۸).
حمایتاجتماعی نه تنها به طور مستقیم وسوسه را کاهش میدهد، بلکه میتواند اثرات منفی سبکهایپردازشهیجانی ناکارآمد را نیز تعدیل کند (چن و لین[13]، ۲۰۲۵) و بهصورت مستقیم بر عود مصرف تأثیر منفی دارد و نقش میانجیگری معناداری در رابطه بین استیگمای خود و عود مصرف ایفا میکند. همچنین استیگمای خود بهصورت مستقیم بر حمایتاجتماعی ادراکشده تأثیر منفی دارد. حمایتاجتماعی با افزایش سلامت روانشناختی فرد همانند سپری علیه بازگشت پس از درمان عمل میکند و ایجاد حمایتاجتماعی برای معتادان در حال ترک یکی از عناصر مهم در کاهش وسوسه و ترک مواد است (سواری و تراهی، ۱۴۰۴).
سبکهایپردازشهیجانی افراد تأثیر عمیقی بر رفتارهای وابستگیزا دارد. ناتوانی در تنظیم هیجانی و پردازش مؤثر عواطف، احتمال وسوسه و بازگشت به مصرف را افزایش میدهد (لوکاس و گراسو[14]، ۲۰۲۵).
هدف این پژوهش، مدلیابی سبکهایپردازشهیجانی معتادان با سابقه بازگشت براساس سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی با میانجیگری وسوسه سوءمصرف است. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات بالینی مبتنی بر کاهش سوگیریتوجه ، اصلاح سبکهایپردازشهیجانی و تقویت شبکههای حمایتاجتماعی در مراکز درمان اعتیاد باشد.
محقق بنا دارد تا با ارائه مدل سبکهایپردازشهیجانی معتادان، نقش این عامل را در کنار سوگیریتوجه بررسی کرده و تعامل آنها را با حمایتاجتماعی نشان دهد و گامی در جهت خدمات درمانی و جلوگیری از بروز عود اعتیاد بردارد.
در این مسیر ابتدا مدل مفومی (نمودار 1) رسم و سپس به بررسی این ارتباطات پرداخته شد.
نمودار 1. مدل مفهومی سبکهای پردازش هیجانی معتادان با سابقه بازگشت براساس سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی با میانجیگری وسوسه سوءمصرف
فرضیه اول: سوگیریتوجه بر وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته به مواد با سابقه بازگشت اثر مستقیم دارد.
فرضیه دوم: سوگیریتوجه با میانجی حمایتاجتماعی بر وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته بر مواد با سابقه بازگشت اثر غیر مستقیم دارد.
فرضیه سوم: سبکهایپردازشهیجانی بر وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته به مواد با سابقه بازگشت اثر مستقیم دارد.
فرضیه چهارم: سبکهایپردازشهیجانی با میانجی حمایتاجتماعی بر وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته به مواد با سابقه بازگشت اثر غیر مستقیم دارد.
روش
طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و بر اساس روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش از افراد معتاد به مواد مخدر مراجعه کرده به مراکز ترک اعتیاد در استان گیلان استفاده شد که به نسبت هر متغیر 50 نفر در مجموع 201 نفر به روش تصادفی ساده در بازه زمانی 12/04/1400 الی 12/04/1401 انتخاب شدند.
معیارهای ورود نمونهها به پژوهش شامل: 1-بستری بودن در کمپ اعتیاد، 2- دارا بودن حداقل سن 20 سال، 3- داشتن تحصیلات (از زیر دیپلم تا به بالاتر)، 4- اعلام آمادگی برای شرکت در پژوهش.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه وسوسه مصرف مواد پس از ترک (فدردی، برعرفان و ضیایی، 2008): این پرسشنامه توسط فدردی و همکاران (2008) تدوین شده و شامل 20 گویه در طیف لیکرت 6 درجهای است که از «کاملاً درست است» (5) تا «اصلاً درست نیست» (0) را در بر میگیرد. هدف آن سنجش میزان وسوسه و تمایل ذهنی برای مصرف مجدد مواد پس از ترک است.پایایی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ بیش از 0.70 گزارش شده که نشاندهنده همسانی درونی مناسب گویههاست. روایی آن با استفاده از همبستگی با پرسشنامههای اطمینان موقعیتی آنیس، گراهام و دیویس[15]، (1988)، هوس روانی (رابینسون، بریدج و آلدریج[16]، 2004) و عواطف مثبت و منفی (واتسون، کلارک. تلجن[17]، 1988) تأیید شده است. دامنه نمرات در این پرسشنامه بین 0 تا 100 میباشد که نمرات کمتر از 30 در سطح ضعیف، بین 30 تا 60 در سطح متوسط و نمرات بالای 60 در سطح بسیار خوب طبقهبندی میشوند.
ب) پرسشنامه سوگیریتوجه (شوسترم[18]، ترجمه رضوانی، 1375): پرسشنامه سوگیریتوجه ، ترجمه و بومیسازیشده پرسشنامه سوگیری شخصی شوسترم توسط رضوانی (1375) است و از 10 سؤال تشکیل شده که ابعاد مختلفی نظیر رابطه با زمان، ارزشهای درونی، خودانگیختگی و خودپذیری را میسنجد. سؤالات در طیف لیکرت سهنقطهای نمرهگذاری میشوند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 78/0 مناسب گزارش شده و ابعاد آن نیز از روایی سازه برخوردارند. هر یک از سوالات پرسشنامه دامنه نمرات متفاوتی دارند و پارامترهای مختلفی را بررسی می کنند، ولی بطور کل، این نمرات در دامنه 0 تا 127 را قرار می گیرند.
ج) پرسشنامه سبکهایپردازشهیجانی (باکر، توماس، گوور، سانتوناستاسو و وایتلسی[19]، 2010): این ابزار توسط باکر و همکاران (2010) طراحی شده و شامل 25 گویه است که پنج خردهمقیاس را میسنجد: سرکوبی، اجتناب، کنترل هیجان، تجربه هیجانات ناخوشایند و نشانههای هیجان پردازشنشده. نمرهگذاری در طیف لیکرت پنجدرجهای صورت میگیرد. آلفای کرونباخ این پرسشنامه 92/0و پایایی بازآزمایی 79/0 گزارش شده است. در ایران، صمدزاده، هاشمی، محمود و بیرامی(۱۴۰۱) نیز روایی همگرای آن را با مقیاس تنظیم هیجان (ضریب 54/0) تأیید کردهاند. دامنه نمرات بین 0 تا 100 میباشد که محدوده 50 تا 75 سطح متوسط و بالای 75 ، پردازش اطلاعات هیجانی بسیار خوب را شامل میشود.
د) پرسشنامه حمایتاجتماعی (واکس، ولف و کوزلوفسکی[20]، 1986): پرسشنامه حمایتاجتماعی توسط واکس و همکاران (1986) طراحی و توسط ناصح، قاضی نور، جغتایی، نجومی و ریشتر (1390) بومیسازی شده است. این ابزار دارای 23 سؤال با سه خردهمقیاس (حمایت خانواده، دوستان و دیگران) است و برخی سؤالات به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. پایایی آن در نمونههای مختلف بین 71/0 تا 91/0 گزارش شده است و نتایج تحلیل عاملی ساختار سهبعدی آن را تأیید میکنند. دامنه نمرات در این پرسشنامه از حداقل 23 تا حداکثر 115 میباشد که نمرات زیر 41 خیلی پایین، بالای 95 خیلی بالا و محدوده مابین نمرات حدوسط (پایین، متوسط و بالا) را شامل میشود.
برای تحلیل داده ها از تحلیل مسیر از نرم افزار SPSS 16 و در مدل یابی از نرم افزار LISREL V8.80 استفاده شد.
یافتهها
براساس نتایج مشاهده میگردد حمایتاجتماعی دارای بالاترین میانگین و متغیر خانواده دارای بالاترین واریانس می باشند. نتایج حاصل از روابط در کل نمونه تمامی مسیر از لحاظ آماری معنادار بودند. 01/0>P
یافته های جمعیت شناختی بدست آمده نشان داد افراد بین 30 تا 40 سال (24/51 درصد) بیشترین حجم نمونه را تشکیل می دهند. یکی از پیش فرضهای اصلی مدل معادلات ساختاری بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای مورد بررسی است. برای آزمون نرمال بودن دادهها روشهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد از جمله این روشها؛ استفاده از شکل توزیع و یا بعبارت دیگر محاسبه کجی و چولگی متغیرهای تغییر است که محققان معتقدند هرگاه کجی و چولگی داده ها بین 2 و 2- باشد توزیع متغیرها نرمال است. (حیدری و همکاران، 1398). با توجه به معناداری نتایج آزمون بوت استرپ (01/0>P) می توان دریافت که متغیرهای میانجی نقش معناداری ایفا میکنند. شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول 1 مورد بررسی قرار گرفتهاند.
جدول 1. آمار توصیفی متغیرهای تحقیق
|
متغیر |
میانگین |
انحرافمعیار |
واریانس |
چولگی |
کشیدگی |
|
خانواده |
15/24 |
95/6 |
33/48 |
66/0- |
02/0 |
|
دوستان |
47/23 |
91/6 |
76/47 |
39/0- |
34/0 |
|
دیگران |
57/25 |
65/6 |
32/44 |
42/0- |
07/0- |
|
حمایتاجتماعی |
19/77 |
45/5 |
70/29 |
62/0- |
31/0 |
|
سنجش وسوسهمصرفمواد پس از ترک |
85/47 |
55/2 |
50/6 |
10/0 |
98/0- |
|
رابطه شما با زمان |
41/1 |
99/0 |
99/0 |
59/1 |
34/0 |
|
انعکاس گرایش درونی |
31/1 |
05/41 |
11/1 |
51/1 |
34/0 |
|
خودشکوفایی – خودانگیختگی |
43/1 |
22/1 |
49/1 |
17/0 |
34/0 |
|
سوگیریشخصی |
84/4 |
71/2 |
38/7 |
42/2 |
34/0 |
|
سرکوبی |
78/14 |
71/4 |
15/22 |
29/0 |
26/0 |
|
تجربههای ناخوشایند |
54/15 |
89/4 |
93/21 |
11/0 |
27/0- |
|
نشانههای هیجان پردازش |
54/15 |
88/4 |
93/21 |
11/0 |
27/0- |
|
اجتناب |
93/15 |
52/4 |
42/20 |
64/0- |
48/0 |
|
کنترل هیجانی |
20/14 |
99/4 |
90/24 |
01/0- |
28/0- |
|
پردازش اطلاعات هیجانی |
00/76 |
19/2 |
79/4 |
35/0- |
43/0 |
بررسی شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داد که متغیر حمایتاجتماعی بالاترین میانگین (19/77) و متغیر خانواده بیشترین واریانس (33/48) را داراست. همچنین، تمامی متغیرها از توزیع نرمال برخوردار بودند (چولگی و کشیدگی در محدوده 2±).
نتایج جدول 2 حاکی از آن است که تمامی متغیرهای مستقل رابطه منفی و معناداری (01/0>P) با وسوسه مصرف مواد دارند، بهطوری که حمایتاجتماعی (76/0-) قویترین رابطه را نشان میدهد.
جدول 2. نتایج همبستگی بین متغیرها
|
متغیر |
سنجش وسوسه مصرف مواد پس از ترک |
|
خانواده |
65/0- |
|
دوستان |
64/0- |
|
دیگران |
71/0- |
|
حمایتاجتماعی |
76/0- |
|
رابطه شما با زمان |
32/0- |
|
انعکاس گرایش درونی |
37/0- |
|
خود شکوفایی – خود انگیختگی |
38/0- |
|
سوگیری شخصی |
39/0- |
|
سرکوبی |
40/0- |
|
تجربههای ناخوشایند |
39/0- |
|
نشانههای هیجان پردازش |
37/0- |
|
اجتناب |
36/0- |
|
کنترل هیجانی |
41/0- |
|
پردازش اطلاعات هیجانی |
42/0- |
با توجه به داده های جدول میتوان گفت بین حمایتاجتماعی و وسوسه مصرف مواد پس از ترک، همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد، 76/0-r (XX)= و 01/0 p <. همچنین، رابطه بین کنترل هیجانی و وسوسه مصرف مواد نیز منفی و معنادار بود، 41/0- r (XX)=و 05/0 p <.
شاخص های نیکوئی برازش منعکسکننده یک برازش مطلوب است. این شاخص ها در جدول 3 به نمایش درآمدهاند.
جدول3. شاخص های نیکوئی برازش مدل ساختاری فرضیات تحقیق الگو اصلاح شده پژوهش حاضر
|
χ² |
df |
χ²/df |
RMSEA |
CFI |
GFI |
IFI |
PNFI |
PCFI |
شاخصهای برازندگی الگو |
|
53/60 |
225 |
11/2 |
01/0 |
94/0 |
93/0 |
95/0 |
83/0 |
85/0 |
الگوی پیشنهادی |
برای سنجش میزان برازش مدل با دادهها، از چند شاخص استفاده و نتیجه هر شاخص بصورت جداگانه به شرح ذیل بیان شد.
۱. نسبت کایدو به درجه آزادی (χ²/df)یا (CMIN/DF) برابر 11/2 بدست آمد که نشاندهنده برازش مطلوب مدل است. (مقدار کمتر از ۳ نشاندهنده برازش خوب، بین ۳ تا ۵ برازش متوسط و بیشتر از ۵ نشاندهنده برازش ضعیف است).
۲. ریشه میانگین مربعات خطای تقریب (RMSEA) برابر 10/0 بدست آمد که بسیار عالی و خطای تقریبی بسیار پایین را نشان میدهد. (مقدار کمتر از 05/0 عالی، بین 05/0 تا 08/0 قابل قبول، و کمتر از 10/0 ضعیف است).
۳. شاخصهای تطبیقی و افزایشی (CFI, GFI, IFI) به ترتیب از چپ به راست برابر 94/0 و 93/0 و 95/0 بدست آمدند و نشان میدهدند که مدل نسبت به مدل پایه بهخوبی دادهها را تبیین میکند. (مقدار بالاتر از 90/0 نشاندهنده برازش خوب و بیشتر از 95/0 نشاندهنده برازش عالی است).
۴. شاخصهای پارسیمونی (PNFI و PCFI) به ترتیب از چپ به راست برابر 85/0 و 83/0 بدست آمدند که نشان دهنده بر قرار بودن تعادل بین برازش مدل و سادگی آن می باشد. (مقادیر بالاتر از 50/0 قابل قبول است).
تحلیل بوت استراپ روشی قدرتمند برای بررسی پایایی و معنیداری اثرات غیرمستقیم در مدلهای معادلات ساختاری است. این روش با نمونهگیری مکرر از دادهها (معمولاً 5000-1000 بار) و محاسبه مجدد پارامترها، فاصله اطمینان و سطح معنیداری اثرات را به دست میآورد. در این تحلیل، اگر فاصله اطمینان 95% شامل صفر نباشد، اثر غیرمستقیم معنیدار در نظر گرفته میشود. تعداد بوت استرپ در نرم افراز SPSS 16 روی 5000 نمونه تنظیم شده بود. نتایج در جدول 4 بیان شده است. این جدول با اقتباس از برونداد نرمافزار LISREL 8.08 ترسیم شده است.
جدول4. نتایج بوت استرپ برای مسیرهای غیر مستقیم الگوی پژوهش
|
مسیر |
داده |
بوت |
سوگیری |
خطا |
حدپایین |
حدبالا |
سطح معنیداری |
|||||
|
سوگیریتوجه با وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته به مواد با سابقه بازگشت با نقش میانجی حمایتاجتماعی |
52/0 |
47/0 |
07/0 |
34/0 |
18/0 |
38/0 |
05/0 |
|||||
|
سبکهای پردازش هیجانی با وسوسه و احتمال مصرف در افراد وابسته به مواد با سابقه بازگشت با نقش میانجی حمایتاجتماعی |
51/0 |
48/0 |
05/0 |
32/0 |
18/0 |
44/0 |
05/0 |
|||||
بهمنظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش، از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج ضرایب مسیر و بارهای عاملی در نمودار 2 گزارش شده است.
نمودار 2. نتایج تأیید مدل معادلات ساختاری فرضیات تحقیق
بر اساس یافتهها متغیر سوگیریتوجه با سه شاخص RA برابر 43/0،AN برابر 61/0 و KVبرابر 54/0 سنجیده شده است. تمامی ضرایب بار عاملی بالاتر از 4/0 و در سطح قابل قبول قرار دارند.
متغیر حمایتاجتماعی نیز با شاخصهای KA برابر 56/0، DV برابر 49/0 و DE برابر 43/0 سنجیده شد. ضرایب بار عاملی در این بخش نیز در محدوده مطلوب قرار داشت.
متغیر سبکهایپردازشهیجانی با پنج شاخص SR برابر 37/0، TY برابر 41/0، NS برابر 53/0، EY برابر 47/0 و KN برابر 31/0 مورد اندازهگیری قرار گرفت.
نتایج تحلیل مسیرهای مستقیم نشان داد مسیر سوگیریتوجه به وسوسه سوءمصرف با ضریب 65/0 معنادار و مثبت است. مسیر حمایتاجتماعی به وسوسه سوءمصرف نیز با ضریب 67/0معنادار و مثبت به دست آمد. مسیر وسوسه سوءمصرف به سبکهایپردازشهیجانی با ضریب 76/0 بالاترین مقدار را در بین مسیرهای مدل داشت.
بر این اساس، متغیرهای پیشبین (سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی ) به طور مستقیم بر وسوسه سوءمصرف اثرگذار بوده و وسوسه سوءمصرف نیز بعنوان متغیر میانجی (غیر مستقیم)، نقش مهمی در تأثیرگذاری بر سبکهایپردازشهیجانی ایفا میکند.
نمودار 3، مدل معادلات ساختاری پژوهش را نمایش میدهد که در آن روابط بین متغیرهای سوگیریتوجه ، حمایتاجتماعی ، وسوسه سوءمصرف و سبکهایپردازشهیجانی در افراد مبتلا به اعتیاد با سابقه بازگشت ترسیم شده است. در این مدل سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی بهعنوان متغیرهای پیشبین در نظر گرفته شدهاند که بهطور مستقیم بر وسوسه سوءمصرف تأثیرگذارند. وسوسه سوءمصرف نیز بهعنوان متغیر میانجی، رابطه معناداری با سبکهایپردازشهیجانی برقرار میکند.
نمودار 3. آماره t-value نتایج تایید مدل معادلات ساختاری فرضیات تحقیق
نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای اصلی و ضرایب بار عاملی در مدل در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بوده و از مقادیر t-value بزرگتر از 96/1 برخوردارند.
در بررسی مسیرهای مستقیم؛ مسیر سوگیریتوجه به وسوسه سوءمصرف 65/7t=، مسیر حمایتاجتماعی به وسوسه سوءمصرف 65/7 t=و مسیر وسوسه سوءمصرف به سبکهایپردازشهیجانی 74/6 t=همگی از معناداری آماری لازم برخوردار بودند.
در تحلیل ضرایب بار عاملی نیز تمامی شاخصهای سنجش متغیرها با مقادیر t بالاتر از 96/1 معنادار و مناسب گزارش شدند که نشاندهنده روایی همگرای قابلقبول مقیاسهای اندازهگیری در مدل است.
جدول 5، نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری پژوهش حاضر را نشان میدهد. این جدول شامل دو بخش اصلی است: 1)مسیرهای مستقیم بین متغیرهای مکنون 2)بارهای عاملی شاخصها بر متغیرهای مکنون.
جدول 5. مقادیر t-value مسیرها و ضرایب بار عاملی در مدل معادلات ساختاری
|
نوع مسیر |
مسیر/شاخص |
مقدار t-value |
مقدار p-value |
نتیجه |
|
مسیر مستقیم |
سوگیریتوجه ← وسوسه سوءمصرف |
65/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
حمایتاجتماعی ← وسوسه سوءمصرف |
65/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
وسوسه سوءمصرف ← سبکهایپردازشهیجانی |
74/6 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
بار عاملی |
RA (سوگیریتوجه) |
37/4 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
AN (سوگیریتوجه) |
65/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
KV (سوگیریتوجه) |
65/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
KA (حمایتاجتماعی) |
62/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
DV (حمایتاجتماعی) |
66/7 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
DE (حمایتاجتماعی) |
57/6 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
SR (سبکهایپردازشهیجانی) |
35/4 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
TY (سبکهایپردازشهیجانی) |
32/5 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
NS (سبکهایپردازشهیجانی) |
51/6 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
EY (سبکهایپردازشهیجانی) |
45/5 |
p < 0.01 |
معنادار |
|
|
KN (سبکهایپردازشهیجانی) |
35/4 |
p < 0.01 |
معنادار |
در بخش مسیرهای مستقیم، مقادیر t-value بهدستآمده برای تمامی مسیرها بالاتر از 96/1 بودهاند که بر اساس معیارهای آماری، این مسیرها معنادار تلقی میشوند. این یافتهها نشاندهنده روابط قوی و قابل استناد بین متغیرهای مدل هستند؛ بهویژه ارتباط مثبت و معنادار میان سبکهایپردازشهیجانی و وسوسه سوءمصرف و همچنین تأثیر مستقیم وسوسه سوءمصرف بر سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی .
در بخش بارهای عاملی نیز، تمام شاخصها دارای ضرایب معنادار هستند که نشاندهنده برازش مطلوب مدل اندازهگیری بوده و حاکی از همخوانی مناسب شاخصهای مشاهدهشده با سازههای مکنون مورد بررسی میباشد.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف مدلیابی سبکهایپردازشهیجانی معتادان با سابقه بازگشت، بر اساس سوگیریتوجه و حمایتاجتماعی ، با میانجیگری وسوسه سوءمصرف طراحی و اجرا شد. با توجه به اهمیت بازگشت به مصرف بعنوان یکی از مهمترین چالشهای درمان اعتیاد، در این مطالعه تلاش شد با اتکا به نظریههای شناختی-هیجانی، شناخت عمیقتری از سازوکارهای بازگشت فراهم شود. هدف این پژوهش، نهفقط بررسی رابطه بین متغیرها، بلکه شناسایی ساختار علی و مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم اثرگذار بر وسوسه مصرف در قالب یک مدل نظری آزمونپذیر بود.
در راستای هدف فوق، چهار فرضیه اصلی تدوین گردید که هر یک مسیرهای علی مشخصی بین متغیرها را در بر میگرفت. به منظور آزمون این فرضیهها، از روش مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار LISREL استفاده شد. در بررسی فرضیه اول پژوهش، یافتههای تحلیل مسیر نشان دادند که مسیر مستقیم بین سوگیری توجه و وسوسه سوءمصرف با مقدار t برابر با ۶۵/۷، از نظر آماری کاملاً معنادار است. این نتیجه حاکی از آن است که افراد دارای سوگیری توجه بیشتر به محرکهای مرتبط با مواد، احتمال بیشتری برای تجربه وسوسه و بازگشت به مصرف دارند که همراستا با نتایج فیلد و کاکس (۲۰۲۱) و گلدناشتاین و ولکف (۲۰۲۲) میباشد. بنابراین، فرضیه اول تأیید شد.
مسیر غیرمستقیم از سوگیریتوجه به وسوسه سوءمصرف با میانجیگری حمایتاجتماعی نیز معنادار به دست آمد (بار عاملی مؤلفههای حمایتاجتماعی از 57/6 تا 66/7 و بار عاملی مؤلفههای سوگیریتوجه نیز بالا و معنادار بود). این یافته نشان میدهد که سوگیریتوجه با تضعیف سطح حمایتاجتماعی ، زمینه را برای افزایش وسوسه مصرف فراهم میسازد که همسو با نتایج فرنام و محمودزهی (۱۳۹۸) می باشد. همچنین، ایجاد حمایتاجتماعی برای معتادان در حال ترک یکی از عناصر مهم در کاهش وسوسه و ترک مواد است که تایید کننده نتایج کریمسواری و همکاران (۱۴۰۴) می باشد. به این ترتیب، فرضیه دوم پژوهش نیز مورد تأیید قرار گرفت.
بر اساس تحلیل مسیر، رابطه بین سبکهایپردازشهیجانی و وسوسه سوءمصرف نیز معنادار بود، به طوری که مقدار t این مسیر برابر74/6 به دست آمد. این نتیجه نشان میدهد که افرادی با سبکهای ناکارآمد پردازش هیجانی (نظیر سرکوب هیجانات، اجتناب یا ناتوانی در پردازش عاطفی)، بیشتر در معرض وسوسه و بازگشت به مصرف هستند. لوکاس و گراسو (۲۰۲۵) نیز در پژوهش خود نشان دادند که ناتوانی در تنظیم هیجانی و پردازش مؤثر عواطف، احتمال وسوسه و بازگشت به مصرف را افزایش میدهد. همچنین، پژوهشهای پدیدارشناختی نشان داده است که «اجتناب تجربی» ناشی از سبکهای ناکارآمد پردازش هیجانی، یکی از علل اصلی تداوم اعتیاد محسوب میشود (شیخانصاری، ۲۰۲۵). این نتایج با یافتههای چن و همکاران (۲۰۲۵) که حافظه فوری و فراوانی وسوسه را دو عامل مرکزی در ارتباط بین شناخت، هیجانات منفی و وسوسه معرفی کردند، همسو است. در نتیجه، فرضیه سوم پژوهش نیز تأیید شد.
نتایج تحلیل نیز نشان داد که سبکهایپردازشهیجانی با اثرگذاری بر حمایتاجتماعی ، به صورت غیرمستقیم موجب افزایش وسوسه مصرف میشوند. ضرایب بار عاملی بالا و معنادار برای مؤلفههای سبکپردازشهیجانی (از 35/4 تا 51/6) و حمایتاجتماعی (از 57/6 تا66/7)، این مسیر غیرمستقیم را از نظر آماری تأیید میکند. این یافته با نتایج چن و لین (۲۰۲۵) که نشان دادند حمایتاجتماعی نه تنها به طور مستقیم وسوسه را کاهش میدهد، بلکه میتواند اثرات منفی سبکهایپردازشهیجانی ناکارآمد را نیز تعدیل کند، همسو است. همچنین، گودینی و زاهدیاصل (۱۴۰۳)، نشان دادند که اعتیاد یکی از مهمترین انحرافات و آسیبهای اجتماعی است و یک بیماری اجتماعی به شمار میرود که عوارض جسمی و روانی آن پیامدهای منفی بر فرد، اعضای خانواده و جامعه دارد. بنابراین، فرضیه چهارم پژوهش نیز مورد تأیید قرار گرفت.
با توجه به نتایج بهدستآمده از تحلیل مسیر و مدلیابی معادلات ساختاری، میتوان جمعبندی کرد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و کلیه اهداف و فرضیههای چهارگانه آن بهطور کامل تأیید شدهاند. معناداری تمامی مسیرها، به همراه بارهای عاملی قابل قبول برای تمامی متغیرهای مکنون، نشاندهنده اعتبار تجربی مدل مفهومی پژوهش است. این مدل با دربرگیری همزمان مؤلفههای شناختی (سوگیریتوجه )، هیجانی (سبکهایپردازشهیجانی)، اجتماعی (حمایتاجتماعی ) و انگیزشی (وسوسه مصرف)، میتواند مبنای نظری مستحکمی برای درک دقیقتر علل عود مصرف مواد در افراد در حال بهبودی فراهم آورد.
ملاحظات اخلاقی
در تمام مراحل پژوهش سعی شد اصول اخلاقی مورد توجه قرار گیرد. ضمن رعایت حق آزادی شرکت کنندگان جهت شرکت در پژوهش و حصول اطمینان ایشان از رعایت اصل رازداری، سعی بر آن بود که حریم زندگی شخصی شرکت کنندگان نیز کاملآ رعایت گردد.
تعارض منافع
هیچ گونه تعارض منافع توسط نویسندگان بیان نشده است.
تشکر و قدردانی
از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن، اداره کل بهزیستی استان گیلان، همکاران در پژوهش و افراد شرکت کننده در پژوهش تشکر و قدردانی می شود و برای ایشان در عرصه علم و پژوهش آرزوی موفقیت دارم.
[1] .Addiction
[2] .Volkow, Koob & McLellan
[3] .Lucas & Grasso
[4] .Craving
[5] .Hendershot, Witkiewitz, George & Marlatt
[6] .Witkiewitz, Roos & Mann
[7] .Field & Cox
[8] .Goldstein & Volkow
[9] .Shorey, Anderson & Stuart
[10] .Kessling, Müller, Brand & Wegmann
[11] .Chen, Tian, Jia & Wang
[12] .Kelly, Humphreys & Ferri
[13] .Chen & Lin
[14] .Lucas & Grasso
[15] .Annis, Graham & Davis
[16] .Robinson, Berridge & Aldridge
[17] .Watson, Clark & Tellegen
[18] Shostrom
[19] .Baker, Thomas, Gower, Santonastaso & Whittlesea
[20] .Wax, Wolfe & Kozlowski