دوره و شماره: دوره 16، شماره 62، تابستان 1405، صفحه 1-226 
روانشناسی اجتماعی

رابطه رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با میانجی‌گری اجتناب تجربی

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/spr.2026.545319.2179

امیرحسین قاسمی، حسین محققی، رسول کردنوقابی، رزیتا امانی

چکیده مقدمه: با توجه به شیوع نگران‌کننده رفتارهای پرخطر در نوجوانان و پیامدهای آسیب‌زای آن، این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با در نظر گرفتن نقش میانجی‌گری اجتناب تجربی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این میان، تعداد 327 نفر به روش نمونه­گیری خوشه‌ای مرحله‌ای به عنوان نمونه وارد پژوهش شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس‌های خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده‌محمدی و همکاران (1390)، اجتناب تجربی چندبعدی گامز و همکاران (2011)، حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986) و تصویر خود منفی موسکویچ و هایدر (2011) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار SPSS-27 و AMOS-26 استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد رفتارهای پرخطر با حساسیت اضطرابی (27/0=r)، تصور منفی از خود (25/0=r) و اجتناب تجربی (52/0=r) رابطه مثبت معناداری داشت (01/0P<). هم­چنین، اجتناب تجربی با حساسیت اضطرابی (34/0=r) و تصور منفی از خود (37/0=r) رابطه مثبت معناداری داشت (01/0P<). بر اساس آزمون بوت‌استراپ، اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 15/0-03/0) و تصور منفی از خود (08/0=β، فاصله اطمینان 95درصد: 14/0-03/0) بر رفتارهای پرخطر با میانجی‌گری اجتناب تجربی معنادار بود (01/0P<). نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که اجتناب تجربی به عنوان یک مکانیسم واسطه‌ای کلیدی، رابطه بین حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود با رفتارهای پرخطر در نوجوانان را تبیین می‌کند. این نتایج بر اهمیت طراحی مداخلات روان‌شناختی با هدف کاهش اجتناب تجربی، حساسیت اضطرابی و تصور منفی از خود در پیشگیری از رفتارهای پرخطر نوجوانان تأکید دارد. بنابراین، اجتناب تجربی مکانیسم کلیدی است و می‌تواند هدف مداخلات مدرسه‌محور باشد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه نیازهای اساسی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت: نقش میانجی­گر پریشانی روانشناختی

صفحه 19-36

https://doi.org/10.22034/spr.2026.547265.2182

فائزه نادری، آسیه مرادی، خدامراد مومنی

چکیده مقدمه: اعتیاد به اینترنت، یکی از معضلات و نگرانی­های جهان امروز است که اثرات بازدارنده­ای بر رشد و شکوفایی جامعه دارد. نوجوانان از لحاظ اعتیاد به اینترنت، قشر آسیب ­پذیر هستند. هدف پژوهش بررسی نقش میانجی‌گری پریشانی روانشناختی در رابطه نیازهای اساسی روانشناختی وتنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت دانش­ آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهرستان پاوه بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام دانش‌آموزان دختردوره متوسطه دوم شهرستان پاوه بود که با توجه به تعداد متغیرها و بر اساس توصیه‌های آماری برای پژوهش‌های همبستگی مبنی بر ضرورت حداقل 300 نفر برای دستیابی به الگوهای پایدار و برآوردهای قابل اعتماد، حجم نمونه 300 نفر تعیین شد. از پرسشنامه­ های پریشانی روانشناختی (لوی باند، 1995)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001)، نیازهای اساسی روانشناختی (دسی و ریان، 2000) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) جهت گردآوری اطلاعات استفاده شد. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته­ ها: براساس یافته­ ها رابطه شایستگی، بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان و بعد منفی تنظیم شناختی به اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی معنی­دار بود (01/0>P). رابطه خودمختاری و ارتباط با اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی معنی­دار نبود. نتیجه­ گیری: بر اساس یافته­ های این پژوهش آموزش راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و ایجاد بستر برای برآورده شدن نیازهای دانش ­آموزان در محیط خانواده و مدرسه باید مورد توجه به­ خصوص والدین و معلمان قرار گیرد زیرا از این طریق میزان پریشانی روانشناختی و متعاقب آن میزان اعتیاد به اینترنت کاهش می­ یابد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه حساسیت به طرد و عزت ‌نفس با قربانی خشونت خانگی در زنان متأهل: نقش واسطه‌ای خود خاموشی

صفحه 37-54

https://doi.org/10.22034/spr.2026.548145.2184

محمد ثابت رو، زهره قنبری، شهریار درگاهی، حسین کارشکی

چکیده مقدمه: قربانی خشونت خانگی نوعی خاص از قربانی خشونت است که می‌تواند به آسیب‌های جسمی و روانی در افراد منجر شود. این پژوهش به بررسی رابطه میان حساسیت به طرد و عزت‌نفس با قربانی خشونت خانگی و نقش واسطه ای خودخاموشی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر توصیفی واز نوع همبستگی است وجامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای تجربه قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و بهزیستی شهر بجنورد در سال 1403 بود که 373 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه های خشونت خانگی، حساسیت به طرد، عزت نفس و خودخاموشی را به صورت اینترنتی تکمیل نمودند. جهت تجزیه تحلیل داده های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و به روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS 27 و AMOS 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد متغیر حساسیت به طرد با متغیر وابسته قربانی خشونت خانگی رابطه نداشت (05/0<p) اما رابطه معنی داری بین عزت نفس و خودخاموشی با قربانی خشونت خانگی مشاهده شد (05/0>p).و همچنین نقش میانجی گری کامل خودخاموشی در رابطه بین حساسیت به طرد و قربانی خشونت خانگی و همچنین نقش میانجی جزئی در رابطه بین عزت نفس و قربانی خشونت خانگی مورد تایید قرار گرفت (05/0>p). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، می‌توان نتیجه گرفت که خود خاموشی به عنوان یک مکانیسم روانی کلیدی، نقش واسطه‌ای معناداری در تبیین رابطه بین حساسیت به طرد و عزت‌نفس با قربانی خشونت خانگی ایفا می‌کند. این یافته‌ها بر اهمیت توجه به نقش مکانیسم‌های روانی درونی مانند خود خاموشی در درک پدیده خشونت خانگی و طراحی مداخلات پیشگیرانه تأکید می‌نماید.

روانشناسی اجتماعی

رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند: نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان و ذهن‌آگاهی

صفحه 55-72

https://doi.org/10.22034/spr.2026.548453.2186

زهرا روزبهانی، الهام توکلی طرقی، پروانه قدسی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم ‌شناختی هیجان و ذهن‌آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند انجام گرفت. روش: روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ تشکیل می‌دادند. نمونه‌ای به حجم ۴۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در ‌دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان، پرسش‌نامه آسیب دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند (اون و همکاران، ۲۰۱۳) پرسش‌نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران،۲۰۰۱)، پرسش‌نامه ذهن‌آگاهی (بائر و همکاران،۲۰۰۶)، را به‌صورت آنلاین تکمیل نمودند. تجزیه‌ و تحلیل داد‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و با نرم‌افزار SPSS-26 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد، تجارب آسیب‌زای کودکی بر اعتیاد به گوشی هوشمند اثر مستقیم و مثبت دارد (۱۹۶/۰=β و 001/0>P). راهبردهای ناسازگار در ارتباط بین تجارب آسیب‌زای کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند اثر غیرمستقیم معناداری دارد (۰۹۵/۰=β و 001/0>P)، درحالی‌که اثرات واسطه‌ای راهبردهای سازگار معنادار نبود. همچنین ذهن‌آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب‌زای کودکی با اعتیاد به گوشی هوشمند اثر غیرمستقیم معناداری دارد (۰۰۱۳۶/۰-=β و 001/0>P). نتیجه‌گیری: راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجان و ذهن‌آگاهی مکانیسم‌های بالقوه‌ای هستند که تجارب آسیب‌زای کودکی را با اعتیاد به گوشی هوشمند مرتبط می‌کنند. در نتیجه شناسایی فرایندهایی که توسط آنها تجارب آسیب‌زای کودکی بر اعتیاد به گوشی هوشمند اثر می‌گذارد، دارای ارزش کاربردی بالقوه برای پیشگیری و مداخله است.