نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استاد گروه روانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Internet addiction is a major contemporary challenge that poses significant barriers to adolescent development and societal well-being. Adolescents represent a particularly vulnerable population. This study aimed to investigate the mediating role of psychological distress in the relationships among basic psychological needs, cognitive emotion regulation, and internet addiction among female high school students in Paveh in 2018.
Method: This study employed a descriptive-correlational design. The study population comprised all female high school students in Paveh County. Based on statistical recommendations for structural equation modeling and correlational studies, a sample of 300 students was selected. Data were collected using the Psychological Distress Questionnaire (Lovibond & Lovibond, 1995), the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski et al., 2001), the Basic Psychological Needs Scale (Deci & Ryan, 2000), and the Internet Addiction Test (Young, 1998). Data were analyzed using Pearson correlation coefficients and structural equation modeling (SEM) via SPSS version 27 and AMOS version 24.
Results: The indirect effects of competence, adaptive cognitive emotion regulation strategies, and maladaptive cognitive emotion regulation strategies on internet addiction via psychological distress were statistically significant (p < 0.01). Conversely, the indirect effects of autonomy and relatedness on internet addiction through psychological distress were not significant.
Conclusion: The findings suggest that psychological distress mediates the impact of specific basic psychological needs (competence) and cognitive emotion regulation strategies on internet addiction. Interventions aimed at fulfilling students' psychological needs within family and school environments should consider the roles and characteristics of parents and teachers. Such targeted approaches may effectively reduce psychological distress and, consequently, mitigate internet addiction among adolescents.
کلیدواژهها English
مقدمه
در دوران نوجوانی، که مرحلهای حساس و سرنوشتساز در رشد هویتی، هیجانی و اجتماعی انسان بهشمار میآید، دانشآموزان با چالشهای متعددی همچون تلاش برای هویتیابی، انگیزه پیشرفت، کنجکاوی نسبت به امور ناشناخته، نیاز به سرگرمی و هیجان، تنوعطلبی و تمایل به همراهی با نوآوریهای جهانی مواجهاند. این ویژگیها، آنان را بیش از سایر گروههای سنی مستعد گرایش به فضای مجازی میکند و زمینه مطلوبی برای استفاده گسترده از اینترنت فراهم میآورد (اوکتامووا[1]، 2025). در سپیدهدم هزاره سوم، شاهد تحولات شگرف فناوری و تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و حرفهای ناشی از آن هستیم (بست و کلنر[2]، 2020). اینترنت با داشتن ویژگیهای منحصربه فرد مثل دسترسی آسان، سهولت استفاده، گمنامی کاربران و هزینه پایین در سالیان اخیر به یکی از عمومیترین رسانههای جمعی جهان تبدیل شده است (هونگچارو[3]، 2024). علاوه بر این، سه درون مایه خاص اینترنت یعنی کسب لذت، آزادی ارتباط و دسترسی آسان، بر جاذبه این وسیله میافزاید. با وجود این جذابیتها، استفاده افراطی از این فضا همواره بدون پیامد نیست و میتواند زمینهساز آسیبهای رفتاری جدی شود که فراتر از یک سرگرمی ساده است (لوزانا- بلاسکو[4] و همکاران، 2022).
تداوم این استفادههای مدیریتنشده و استفاده فردی و آسیبشناسانه از اینترنت، گلدبرگ را بر آن داشت برای اولین بار در سال 1995 اصطلاح اعتیاد به اینترنت[5] را مطرح کند (گونزالز[6]، 2008). همزمان با دسترسی روزافزون و گسترده نوجوانان از اینترنت، جامعه شاهد نوع جدیدی از اعتیاد، یعنی؛ اعتیاد به اینترنت میباشد که موضوع رو به رشد عصر اطلاعات است (کمناد[7] و همکاران، 2023). مانند تمامی انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با عواملی همراه است همچون، اضطراب، افسردگی، کجخلقی، بیقراری، تفکر وسواسی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی (میرزائیان و همکاران، 1390). اصطلاح اعتیاد به اینترنت نوعی وابستگی رفتاری به اینترنت را نشان میدهد و با ویژگیهایی همچون افسردگی، خجالتیبودن، کمحوصله بودن و تنهایی، احساس ترس، اضطراب، بیشفعالی و پرخاشگری تعیین میشود (بونهویچین و بونهویچیوس[8]،2021). این پدیده بسیاری از ویژگیهای اصلی اعتیاد، از جمله برجستگی، مدارا، کنارهگیری، درگیری و برگشتپذیری را در بر میگیرد (گریفث[9]، 1998). اعتیاد به اینترنت میتواند آسیبهای متعددی به فرد وارد کند، از جمله آسیبهای روانی (اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی)، جسمانی (مشکلات خواب، تغذیه)، خانوادگی (کاهش روابط خانوادگی)، شغلی (کاهش بازدهکاری) و تحصیلی (شجاعی، 1397). نتایج پژوهش زارع و همکاران(2021) نشان داد که ریشه این رفتار را باید در عدم ارضای نیازهای اساسی روانشناختی جستجو کرد.
در همین راستا شناخت نیازهای روانشناختی[10] بهعنوان محرکهایی که رفتار را برانگیخته و با انگیزه مینماید، موضوعی قابل تأمل در زمینه رفتارهای مختلف بهویژه رفتارهای اعتیادآور است (کوتیوک و همکاران، 2019). درواقع اگر نیازهای اساسی روانشناختی فرد برآورده نشود، سبب اعتیاد به اینترنت میشود (رایان[11] و همکاران، 2019). با رجوع به نظریه خود تعیینگری[12]، نیازهای روانشناختی به سه دسته تقسیم میشوند: نیاز به شایستگی، نیاز به خودمختاری و نیاز به ارتباط (ون دن بروک[13] و همکاران، 2016). خودمختاری اشاره به آزادی و داشتن فرصت بیشتر برای انجام اعمال اشاره دارد. شایستگی به معنی تمایل برای مفید بودن در فعالیتهای مورد نظر و دستیابی به نتایج از قبل پیشبینی شده است و ارتباط نیز اشاره به تمایل برای مورد حمایت واقع شدن از طرف دیگران و اعتماد به افراد دیگر است (آوکلر-پیلوت[14] و همکاران، 2021). اگر نیازهای اساسی روانشناختی در فرد برآورده شوند، سبب احساس عزت نفس و خودارزشمندی در فرد میشود، اما در صورت ممانعت و برآورده نشدن این نیازها، فرد درکی ضعیف، منفی و انتقادآمیز نسبت به خود و جنبههای اجتماعی خواهد داشت و این امر فرد را در برابر آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی قرار میدهد (رایان و همکاران، 2019). شرکت در بازیهای آنلاین هر سه نیاز را از طریق تعامل زیاد کاربران (ارتباط)، انجام خواستههای رسیدن به سطوح متفاوت شایستگی از طریق تصمیمات شخصی و انتظارهایش (خودمختاری) ارضا میکند (هسو[15] و همکارا، 2009). درگیر بودن در شبکههای اجتماعی آنلاین مانند فیسبوک و توییتر از طریق مرتبطکردن شخص با دیگران در ارضای نیاز به ارتباط و استقلالطلبی شخص تأثیر دارد (چوی[16]، 2024). ناکامی در ارضای این نیازها، تنها به گرایش مستقیم به اینترنت ختم نمیشود، بلکه بستری برای ایجاد آشفتگیهای هیجانی فراهم میآورد (ژائو[17] و همکاران، 2022).
در کنار نیازهای اساسی، مطالعات حاکی از نقش عوامل هیجانی و راهبردهای تنظیم هیجانی در گرایش به رفتارهای آسیبزا و اعتیاد اینترنتی است (اوزر[18] و همکاران، 2023؛ یان[19] و همکاران، 2022). هیجانات یک قسمت مهم و اساسی از عملکرد انسان است که هدف آن انجام یک عملکرد سازگار است (سانچیس-سانچیس[20] و همکاران، 2020). تنظیم هیجان[21] شامل تلاش آگاهانه یا ناخودآگاه برای تأثیرگذاری بر تجربه، بیان، مدت زمان و میزان عواطف است (راینهکه[22] و همکاران، 2022). نظریههای تنظیم هیجان حاکی از آن است که توانایی تنظیم هیجانات خود برای عملکرد روانشناختی ضروری است. توانایی تنظیم مؤثر هیجانات، بهویژه هیجانات منفی، از میزان باقیماندن افراد در حالتهای عاطفی منفی و اعمال رفتارهای مخربی که میتواند به خود، دیگران یا روابط اجتماعی آسیب برساند، میکاهد (لاپورتی[23] و همکاران، 2021). برعکس، مشکلات در تنظیم هیجانات میتواند اثرات مخربی بر سلامت جسمی داشته باشد، از جمله هیجانات منفی طولانی مدت یا افزایش یافته، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی را افزایش میدهد. به همین ترتیب، مشکلات در تنظیم هیجانات ممکن است در مراقبت از خود یا رفتارهای مرتبط با سلامتی که برای سلامت روان و بهزیستی روانی حیاتی هستند، تداخل داشته باشد (لو[24] و همکاران، 2020). بهطور کلی، ناکامی در ارضای نیازهای اساسی روانشناختی، بهویژه هنگامی که با ضعف در راهبردهای تنظیم هیجان همراه شود، احتمال بروز نشانههای بالینی و پریشانی روانشناختی را بهطور معناداری افزایش میدهد (برنینگ[25] و همکاران، 2015).
طبق تحقیقات انجام شده ارتباط مثبتی بین پریشانی روانشناختی[26] و اعتیاد به اینترنت وجود دارد؛ افراد با سطح بالای پریشانی تمایل به انجام رفتارهای کاهشدهنده آن مثل استفاده از اینترنت به مدت طولانی دارند (جیانگ[27] و همکاران، 2025). پریشانی روانشناختی بهعنوان تجربه اضطراب (فلزیا[28] وهمکاران، 2023)، استرس (گچر و ییلدیریم[29]، 2023) و افسردگی (اولوگلن[30] و همکاران، 2022) توصیف شده است. پریشانی روانشناختی نوعی ناراحتی خاص و حالتی هیجانی میباشد که توسط افراد بهصورت موقت یا دائم در پاسخ به تنشهای خاص و درخواستهای آسیبزا تجربه میشود (پانیگراهی[31] و همکاران، 2021). این سازه در توصیف آسیبشناسی روانی فرد به مجموعهای از نشانههای افسردگی، اضطراب و استرس و کنشوریهای روانشناختی غیرانطباقی درباره رخدادهای تنشزا اطلاق میشود (دمیرل[32]، 2016). مهمترین پریشانیهای روانشناختی شامل افسردگی، اضطراب و استرس هستند؛ افسردگی اختلالی است که با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، افکار مرگ و خودکشی مشخص میشود و با تغییر در سطح تواناییهای شناختی و تغییر اشتها همراه است. اضطراب نوعی هیجان یا ادراک ذهنی میباشد که با پاسخ بدنی به تهدید واقعی همراه است. استرس نیز شرایطی است که در نتیجه تعارض میان فرد و محیط بوجود میآید و باعث ایجاد ناهماهنگی میان موقعیت و منابع زیستی، روانی و اجتماعی میشود (ویرتیو[33] و همکاران، 2021). اسمعیلیراد و احمدی (1398) بیان کردند که میزان افسردگی، اضطراب و مدت زمان استفاده از شبکههای اجتماعی با میزان اعتیاد به شبکههای اجتماعی رابطه مستقیم دارند.
اعتیاد به اینترنت، یکی از معضلات و نگرانیهای جهان امروز است که اثرات بازدارندهای بر رشد و شکوفایی جامعه دارد. اگرچه پژوهشهای پیشین به بررسی دو به دوی این متغیرها پرداختهاند، اما مدلی جامع که نشان دهد چگونه پریشانی روانشناختی میتواند میانجی اثرات نیازهای اساسی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان بر اعتیاد به اینترنت باشد، مغفول مانده است. نوجوانان از لحاظ اعتیاد به اینترنت، قشر آسیبپذیر هستند و تاکنون پژوهشی به بررسی وضعیت اعتیاد به اینترنت در دانشآموزان شهرستان پاوه نپرداخته است. هدف این پژوهش پاسخدهی به این سؤال است که آیا پریشانی روانشناختی در رابطه نیازهای اساسی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت نقش میانجیگری دارد؟ شکل 1 مدل پیشنهادی پژوهش را نشان می دهد.
شکل1. مدل پیشنهادی پژوهش
روش
طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان پاوه بود که تعداد آنها حدود 1200 نفر برآورد شد. بنا بر نظر کلین[34] (2023) حجم نمونه در رویکرد الگویابی و تحلیل مسیر 300 و بیشتر از آن ضروری است. به این دلیل تعداد 300 دانش آموز بهعنوان حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شد. ملاک ورود به پژوهش رضایت آگاهانه برای مشارکت و ملاک خروج نیز تکمیل ناقص پرسشنامهها بود. به این صورت که بعد از هماهنگی با اداره آموزش وپرورش شهرستان پاوه، از مدارس دخترانه متوسطه دوم 4 مدرسه و از هر مدرسه 4 کلاس بهطور تصادفی انتخاب شد. سپس پرسشنامهها بین دانشآموزان هر کلاس توزیع شد. بعد از جمعآوری پرسشنامهها، دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 27 و Amos نسخه24 و استفاده از شاخصهای آماری همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری با سطح معناداری 01/0 استفاده مورد بررسی قرار گرفت.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه پریشانی روانشناختی[35] (PDQ): پرسشنامه پریشانی روانشناختی که توسط لویباند و همکاران در سال 1995 ساخته شد، یک شاخص خودسنجی برای سنجش سه مؤلفه افسردگی، اضطراب و استرس است و در دو نسخه 42 سؤالی و 21 سؤالی (فرم کوتاه) ارائه شده است. این پژوهش از فرم کوتاه 21 سؤالی استفاده کرده که شامل سه خردهمقیاس افسردگی، اضطراب و استرس است؛ هر خردهمقیاس 7 سؤال دارد. نمرهگذاری پرسشنامه بر اساس مقیاس لیکرت چهارگزینهای از صفر (اصلاً در مورد من صدق نمیکند) تا 3 (کاملاً در مورد من صدق میکند) انجام میشود؛ بنابراین نمرات بالاتر نشاندهنده سطح بیشتر پریشانی روانشناختی و نمرات پایینتر بیانگر وضعیت بهتر است. حداقل و حداکثر نمره کل این ابزار به ترتیب صفر و 63 است و هر خردهمقیاس نیز دامنه نمرهای بین صفر تا 21 دارد. شواهد اولیه روایی این ابزار نشان میدهد که از روایی همگرا و افتراقی مناسبی برخوردار است. لویباند و لویباند (1995) آلفای کرونباخ خردهمقیاسهای افسردگی، اضطراب و استرس را بهترتیب 91/0، 84/0 و 84/0 گزارش کردهاند. همچنین طیبی و قنبری هاشمآبادی (1390) روایی و پایایی نسخه فارسی را از طریق تحلیل عاملی، روایی ملاکی و همسانی درونی تأیید کردهاند و ضرایب آلفای خردهمقیاسها را بهترتیب 77/0، 79/0 و 78/0 گزارش نمودهاند. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ برای افسردگی 94/0، اضطراب 85/0، استرس 87/0 و نمره کل پرسشنامه 83/0 بهدست آمد که نشاندهنده پایایی مناسب ابزار است.
ب) پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان[36] (CERQ): این پرسشنامه خود گزارشی است که در سال 1999 توسط گارنفسکی[37] و همکاران تهیه و در سال 2001 به چاپ رسید. این پرسشنامه شامل 36 گویه است و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان را بهصورت طیف لیکرت 5 گزینهای بر حسب 9 خرده مقیاس میسنجد. ازبین این 9 خرده مقیاس، جمع نمرات 5 خرده مقیاس نشخوار ذهنی، پذیرش، سرزنش خود، سرزنش دیگران و فاجعهآمیز پنداری، راهبردهای تنظیم هیجان منفی و جمع نمرات 4 خرده مقیاس توجه مثبت مجدد، توجه مثبت به برنامهریزی، ارزیابی مثبت و دیدگاهگیری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مثبت را تشکیل میدهند. در این مقیاس، نمرات بالاتر نشاندهنده استفاده بیشتر از راهبرد موردنظر و نمرات پایینتر نشاندهنده استفاده کمتر از آن راهبرد است؛ بهطوریکه در خردهمقیاسهای منفی، نمره بالا بیانگر استفاده بیشتر از راهبردهای ناکارآمد و در خردهمقیاسهای مثبت، نمره بالا نشاندهنده بهرهگیری بیشتر از راهبردهای سازگارانه است. در بررسی مقدماتی ویژگیهای این پرسشنامه در نمونهای ازجمعیت عمومی متشکل از 365 نفر، ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاسها از 67/0 تا 89/0 محاسبه شد. در مطالعه اصلی تحلیل مؤلفههای اصلی از سه خرده مقیاس حمایت کرد و ضریب آلفای هر یک از خرده مقیاسها بالای80/0 بود (گارنفسکی و همکاران، 2001). یوسفی (1385) اعتبار و پایایی این مقیاس را در نوجوانان ایرانی بررسی کرده است. ضریب پایایی به روش آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس راهبردهای تنظیم هیجان منفی، 78/0و خرده مقیاس راهبردهای تنظیم هیجان مثبت، 83/0و کل مقیاس 81/0 به دست آمد و ساختار سه عاملی مقیاس تأیید شد. در این پژوهش ضریب اعتبار راهبردهای مثبت 80/0 و راهبردهای منفی 89/0 بود.
ج) مقیاس نیازهای اساسی روانشناختی[38] (BPNSFS): پرسشنامه نیازهای روانشناختی اساسی دسی و ریان(2000) از 21 ماده تشکیل شده است که سه نیاز روانشناختی خودمختاری، شایستگی و ارتباط را میسنجند. شیوه نمرهگذاری این پرسشنامه بهصورت طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً مخالفم (نمره 1) تا کاملاً موافقم (نمره 5) درجهبندی شده است. نمرات بالاتر نشاندهنده ادراک بیشتر فرد از ارضای آن نیاز روانشناختی و نمرات پایینتر بیانگر ارضای کمتر آن نیاز است. لاگواردیا[39] و همکاران(2000) اعتبار این مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای سه خرده مقیاس خودمختاری، شایستگی و ارتباط بهترتیب 79/0، 73/0 و 84/0 گزارش کردهاند و روایی سازهای این مقیاس را از طریق همبستگی مقیاس نیازهای روانی با مقیاس سازگاری روانی، مطلوب گزارش کردهاند. اژهای، خضری آذر، بابایی سنگلجی و امانی (1387)، در پژوهش خود آلفای کرونباخ کل مقیاس را 85/0 و خرده مقیاسهای خودمختاری، شایستگی و ارتباط را به ترتیب 66/0، 74/0 و 68/0 به دست آوردهاند. همچنین شاخصهای برازش تحلیل عاملی تأییدی در پژوهش آنها مطلوب بود. همچنین ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس دراین پژوهش، 77/0 و برای مولفه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط به ترتیب 76/0، 73/0 و 81/0 به دست آمد.
د)پرسشنامه اعتیاد به اینترنت[40] (IAT): این پرسشنامه دارای 20 سؤال است وطیف پاسخدهی آن بهصورت لیکرت بوده و دارای 5 درجه از بهندرت تا همیشه میباشد. دامنه نمرات این آزمون از 0 تا 100 است، که نمره بیشتر، نشاندهنده وابستگی بیشتر به اینترنت است. درمطالعه یانگ اعتبار درونی پرسشنامه 92/0 ذکر شد (نقل از علوی و همکاران،1389). ویدیانتو و موران[41](2004) در مطالعه خود با عنوان بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه اعتیاد اینترنتی یانگ روایی این پرسشنامه را بسیار بالا ذکر کردهاند. علوی و همکاران(1389) در مطالعهای ویژگیهای روانسنجی پرسشنامۀ یانگ را بررسی کردند. یافتههای این مطالعه نشان داد که این پرسشنامه از روایی محتوایی و همگرا و پایایی به روش بازآزمایی (82/0) و همسانی درونی مقبولی برخوردار است. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ این ابزار محاسبه و 79/0 بدست آمد.
یافتههای پژوهش
از بین دانشآموزان شرکتکننده در پژوهش تعداد 80 نفر پایه دهم، 120 نفر پایه یازده و 100 دانشآموز در پایه دوازدهم مشغول تحصیل بودند. در جدول زیر یافتههای توصیفی گزارش شده است. همچنین نرمال بودن توزیع دادها پیششرط مهم روش مدل معادلات ساختاری است. برای سنجش نرمال بودن توزیع دادها از شاخصهای چولگی و کشیدگی استفاده شد.
جدول 1. آمارههای توصیفی و مقادیر کجی و کشیدگی بهمنظور بررسی نرمال بودن
|
متغیرها |
میانگین |
انحراف استاندارد |
چولگی |
کشیدگی |
|
|
اعتیاد به اینترنت |
70/50 |
2/4 |
32/0 |
69/0- |
|
|
نیازهای روانشناختی |
خود مختاری |
47/32 |
71/6 |
18/0 |
14/0- |
|
شایستگی |
75/34 |
14/7 |
22/0- |
52/0 |
|
|
ارتباط |
88/46 |
01/7 |
72/0- |
23/0 |
|
|
تنظیم هیجان |
بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان |
01/58 |
38/12 |
18/0 |
43/0- |
|
بعد منفی تنظیم شناختی هیجان |
77/39 |
2/11 |
004/0 |
82/0- |
|
|
پریشانی روانشناختی
|
افسردگی |
03/5 |
65/3 |
83/0 |
19/0 |
|
استرس |
24/7 |
42/4 |
7/0 |
14/0- |
|
|
اضطراب |
62/5 |
75/3 |
66/0 |
16/0- |
|
بیشترین میانگین مربوط به بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان(01/58) با انحراف استاندارد (38/12) و کمترین میانگین مربوط به افسردگی (03/5) با انحراف استاندارد (65/3) است. نتایج جدول 1 نشان داد که شاخص چولگی در تمامی متغیرها مورد استفاده این پژوهش خارج از بازهی 3+ و 3- نیستند. همچنین شاخص کشیدگی در تمامی متغیرهای مورد استفاده این پژوهش خارج از بازهی 10+ و 10- نیستند، بنابراین توزیع دادهها از شرایط نرمال بودن برخوردار است. در جدول 2 گزارش ماتریس همبستگی آورده شده است.
جدول 2. ماتریس همبستگی متغیرها
|
متغیرها |
اعتیاد به اینترنت |
خودمختاری |
شایستگی |
ارتباط |
بعد مثبت |
بعد منفی |
افسردگی |
استرس |
اضطراب |
|
اعتیاد به اینترنت |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خودمختاری |
04/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
|
شایستگی |
**26/0- |
**27/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
ارتباط |
**17/0- |
**19/0 |
**33/0 |
1 |
|
|
|
|
|
|
بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان |
01/0- |
04/0 |
**01/0- |
**16/0- |
1 |
|
|
|
|
|
بعد منفی تنظیم شناختی هیجان |
**31/0 |
10/0 |
**28/0- |
**26/0- |
**41/0- |
1 |
|
|
|
|
افسردگی |
**18/0 |
**22/0- |
**35/0- |
**17/0- |
003/0 |
**35/0 |
1 |
|
|
|
استرس |
**24/0 |
**11/0- |
**20/0- |
**17/0- |
**17/0- |
**58/0 |
**49/0 |
1 |
|
|
اضطراب |
**17/0- |
**17/0- |
**27/0- |
**19/0- |
08/0- |
**42/0 |
**61/0 |
**64/0 |
1 |
توجه: 05/0>p=* و 01/0>p=** و 001/0>p=***
جهت بررسی مدل و بررسی فرضیههای پژوهش از مدلیابی معادلات ساختاری بهشیوه حداکثر درستنمایی استفاده شده است. در شکل 2 مدل پژوهش جهت بررسی فرضیههای پژوهش آورده شد:
شکل2. مدل معادلات ساختاری اعتیاد به اینترنت
در جدول 3 شاخصهای برازش مدل گزارش شده است:
جدول 3. شاخصهای برازندگی مدل
|
شاخص |
|
df |
/df |
GFI |
AGFI |
TLI |
CFI |
NFI |
REMSA |
|
بازده قابل قبول |
- |
- |
1 تا 5 |
90/0< |
80/0< |
90/0< |
90/0< |
80/0< |
08/0> |
|
مدل پیشنهادی اولیه |
92/565 |
248 |
28/2 |
89/0 |
82/0 |
91/0 |
88/0 |
80/0 |
06/0 |
|
وضعیت برازش |
- |
- |
برازش |
عدم برازش |
برازش |
برازش |
عدم برازش |
برازش |
برازش |
نتایج جدول3 نشان میدهد که شاخصهای برازندگی اعتیاد به اینترنت بر اساس نیازهای روانشاختی و تنظیم شناختی هیجان با میانجیگری پریشانی روانشناختی در بیشتر شاخصهای ذکر شده به غیر از GFIو CFI که بسیار نزدیک به مقدار مناسب هستند، از برازش مطلوبی برخوردار است. در جدول 4 ضرایب مسیرهای مستقیم مدل برازش یافته گزارش شد.
جدول 4. برآورد ضرایب میسرهای مستقیم در مدل پیشنهادی
|
مسیر |
برآورد استاندارد |
خطای استاندارد برآورد |
نسبت بحرانی |
سطح معنیداری |
|
خود مختاری ← اعتیاد به اینترنت |
05/0 |
004/0 |
1 |
317/0 |
|
شایستگی ← اعتیاد به اینترنت |
22/0- |
004/0 |
25/3- |
001/0 |
|
ارتباط ← اعتیاد به اینترنت |
01/0- |
004/0 |
29/0- |
770/0 |
|
بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان← اعتیاد به اینترنت |
02/0- |
002/0 |
32/0- |
748/0 |
|
بعد منفی تنظیم شناختی هیجان ← اعتیاد به اینترنت |
18/0 |
002/0 |
36/2 |
008/0 |
|
پریشانی روانشناختی ← اعتیاد به اینترنت |
29/0 |
01/0 |
86/3 |
001/0 |
|
خود مختاری ← پریشانی روانشناختی |
03/0- |
02/0 |
48/0- |
629/0 |
|
شایستگی← پریشانی روانشناختی |
16/0- |
02/0 |
07/3- |
002/0 |
|
ارتباط ← پریشانی روانشناختی |
02/0 |
02/0 |
08/0 |
935/0 |
|
بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان← پریشانی روانشناختی |
15/0- |
01/0 |
38/3- |
001/0 |
|
بعد منفی تنظیم شناختی هیجان ← پریشانی روانشناختی |
60/0 |
01/0 |
92/8 |
001/0 |
ضریب استاندارد مسیرهای شایستگی به اعتیاد به اینترنت (22/0-)، بعد منفی تنظیم شناختی هیجان به اعتیاد به اینترنت (18/0) پریشانی روانشناختی به اعتیاد به اینترنت (29/0)، شایستگی به پریشانی روانشناختی (16/0-)، بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان به پریشانی روانشناختی (15/0-)، بعد منفی تنظیم شناختی هیجان به پریشانی روانشناختی (60/0) با توجه به مقدار نسب بحرانی بالاتر از 96/1 ± و سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنیدار است. ضریب استاندارد مسیرهای خود مختاری به اعتیاد به اینترنت (05/0)، ارتباط به اعتیاد به اینترنت (01/0-)، بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان به اعتیاد به اینترنت (02/0-)، خود مختاری به پریشانی روانشناختی (03/0-)، ارتباط به پریشانی روانشناختی(02/0) با توجه به مقدار نسبت بحرانی کمتر از 96/1 ± و سطح معنیداری بالاتر از 05/0 معنیدار نمیباشد. در جدول 5 نتایج معنیداری ضرایب غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی آورده شده است.
جدول5. نتایج آزمون بوتاستراپ برای مسیرهای غیرمستقیم
|
متغیرهای پیشبین |
متغیر میانجی |
متغیر ملاک |
نمونهگیری مجدد |
برآورد استاندارد |
حدپایین |
حد بالا |
فاصله اطمینان |
|
خود مختاری |
پریشانی روانشناختی |
اعتیاد به اینترنت |
1000 |
02/0- |
04/0- |
02/0 |
95/0< |
|
شایستگی |
- |
- |
1000 |
14/0- |
15/0- |
002/0- |
95/0 |
|
ارتباط |
- |
- |
1000 |
001/0 |
04/0- |
04/0 |
95/0< |
|
بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان |
- |
- |
1000 |
06/0- |
01/0 |
13/0 |
95/0 |
|
بعد منفی تنظیم شناختی هیجان |
- |
- |
1000 |
17/0 |
08/0 |
29/0 |
95/0 |
نتایج جدول 5 نشان داد که مسیر غیرمستقیم شایستگی، بعد مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان به اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی با توجه به سطح اطمینان 95% و در برنگرفتن عدد صفر، در فاصله حد پایین تا حد بالا معنیدار هستند. مسیر غیرمستقیم خودمختاری و ارتباط به اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی با توجه به سطح پایینتر سطح اطمینان از میزان استاندارد 95% و در برگرفتن عدد صفر در فاصله حد پایین تا حد بالا معنیدار نمیباشد.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نیازهای اساسی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان با اعتیاد به اینترنت با نقش میانجیگری پریشانی روانشناختی انجام شد. بر اساس چارچوب نظری خودتعیینی دسی و رایان (2000)، ارضانشدن نیازهای بنیادین روانشناختی میتواند موجب کاهش کارکرد بهینه، تجربه هیجانهای منفی و بروز رفتارهای جبرانی شود. بهطور کلی انتظار میرود که نوجوانان در مواجهه با نیازهای ناکاممانده، پریشانی بیشتری را تجربه کنند و برای رهایی از این پریشانی به رفتارهایی مثل استفاده افراطی از اینترنت روی آورند. پژوهشهای چیو (2014)، تسای و لین (2017) و استاپلس و همکاران (2018) نیز تأیید کردهاند که برآوردهنشدن نیازهای روانشناختی از طریق افزایش هیجانهای منفی زمینهساز رفتارهای اعتیادی مرتبط با فضای مجازی میشود. در این راستا، نتایج پژوهش حاضر نیز بینش جدیدی درباره نقش پریشانی بهعنوان سازوکار روانشناختی مؤثر در اعتیاد اینترنتی نوجوانان فراهم کرد.
نتایج پژوهش نشان داد که در مسیرهای مستقیم، شایستگی اثر منفی و معنادار و بعد منفی تنظیم شناختی هیجان و پریشانی روانشناختی اثر مثبت و معنادار بر اعتیاد به اینترنت داشتند، در حالیکه خودمختاری، ارتباط و بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان فاقد اثر مستقیم معنادار بودند. همچنین شایستگی و بعد مثبت تنظیم شناختی هیجان اثر مستقیم منفی و معنادار و بعد منفی تنظیم شناختی هیجان اثر مستقیم مثبت و معنادار بر پریشانی روانشناختی داشتند، اما خودمختاری و ارتباط اثر معناداری نداشتند. در مسیرهای غیرمستقیم نیز نتایج بوتاستراپ نشان داد که شایستگی و بعد مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان از طریق پریشانی روانشناختی اثر غیرمستقیم معناداری بر اعتیاد به اینترنت دارند، اما اثر میانجیشده خودمختاری و ارتباط معنادار نبود. این یافته با نتایج احمت و مرات[42](2011) و چونگ و وانگ[43](2011) همسو است و تأکید میکند که پریشانی هیجانی یکی از مهمترین مکانیزمهای اثرگذاری عوامل روانشناختی بر اعتیاد اینترنتی است.
در تبیین یافته مربوط به نیاز به شایستگی باید گفت که تنها این نیاز از طریق پریشانی رابطه غیرمستقیم معناداری با اعتیاد به اینترنت داشت. این امر با نظریههای انگیزشی و یافتههای ونگ[44]و همکاران (2015) همخوان است. نوجوانانی که احساس ناکارآمدی یا شکست در حوزههای تحصیلی و اجتماعی دارند، بیشتر در معرض تجربه پریشانی هستند و برای جبران این هیجانهای منفی به محیطهای آنلاین که حس کنترل و موفقیت سریعتری فراهم میکنند، پناه میبرند. همچنین ناکامی در نیاز به شایستگی، بهویژه در افراد خجالتی، میتواند منجر به تجارب هیجانی منفی شود (ابلینگ ویت[45] و همکاران، 2007). فضای آنلاین برای این افراد منطقهای ایمن فراهم میکند که از تعاملات حضوری اجتناب کنند و از هیجانات ناخوشایند روابط واقعی دور بمانند (بیسرر[46] و همکاران، 2008). بنابراین چنین افرادی ممکن است برای جبران نیازهای ناکاممانده، از جمله ایجاد حس ارزشمندی و توانمندی، به اینترنت وابسته شوند. پژوهش اوزور و همکاران (2023) نیز نشان داد افراد دارای اعتیاد به اینترنت مهارتهای ارتباطی ضعیفتری دارند و در مدیریت تعارضها و موقعیتهای اجتماعی توان کمتری احساس میکنند. همچنین ماهیت کنترلپذیر فضای مجازی و امکان مدیریت تصویر ذهنی از خود، اینترنت را به یک محرک تقویتکننده تبدیل میکند و الگوی وابستگی را تشدید میکند.
در مقابل، رابطه نیاز به خودمختاری و ارتباط با اعتیاد به اینترنت از طریق پریشانی روانشناختی تأیید نشد. این عدم معناداری را میتوان با ویژگیهای بافت فرهنگی و جنسیتی نمونه تبیین کرد. در محیطهای فرهنگی و آموزشی ایران، بهویژه برای دختران، فرصتهای ابراز استقلال کمتر و میزان کنترل بیرونی بیشتر است؛ بنابراین سطح خودمختاری در میان افراد نسبتاً همگن و پایین بوده و نمیتواند تنوع لازم را برای پیشبینی پریشانی و اعتیاد اینترنتی ایجاد کند. این یافته با پژوهش چانگ و همکاران (2020) همسو است که نشان داد در فرهنگهای جمعگرا نقش خودمختاری در رفتارهای اعتیادی ضعیفتر است. درباره نیاز به ارتباط نیز باید توجه داشت که محدودیتهای خانوادگی و کنترلهای اجتماعی، امکان ارضای این نیاز را از طریق فضای مجازی کاهش میدهد و در نتیجه، ناکامی در این نیاز لزوماً به استفاده افراطی از اینترنت منجر نمیشود. علاوهبراین، کیفیت ارتباط آنلاین معمولاً سطحیتر از ارتباط حضوری است و نمیتواند نیاز به ارتباط صمیمانه را بهطور کامل ارضا کند (کاپلان، 2010). بنابراین، عدم معناداری این مسیر با نظریه و شواهد تجربی قابل توجیه است.
براساس یافتههای پژوهش، تنظیم هیجان از طریق پریشانی روانشناختی بر اعتیاد به اینترنت اثرگذار است. دانشآموزانی که در گروه پرخطر اعتیاد به اینترنت قرار دارند، در تنظیم هیجان با مشکلات بیشتری مواجهاند (اوزر و همکاران، 2023). مشکلات در تنظیم هیجان باعث میشود افراد برای کاهش فوری ناراحتیهای هیجانی به رفتارهای اجتنابی مانند استفاده بیش از حد از اینترنت روی آورند (یان و همکاران، 2022). نظریههای سایکوپاتولوژی نیز بیان میکنند که ناتوانی در تنظیم سازگارانه هیجان، یکی از مهمترین پیشبینیکنندههای رفتارهای اعتیادی است (سیلک[47] و همکاران، 2003). فضای مجازی به دلیل فراهمکردن پاداش سریع، کاهش موقت تنش و امکان گمراهسازی توجه، بهعنوان یک راهبرد اجتناب هیجانی مورد استفاده قرار میگیرد. شواهد مکلوگان (2021)، گائو و همکاران (2022) و لی و همکاران (2020) نیز نشان میدهد که استفاده از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان، احتمال استفاده مشکلزا از اینترنت را از طریق افزایش پریشانی بالا میبرد.
افرادی که تحمل پریشانی پایینی دارند، هیجان را غیرقابل تحمل میدانند و در مواجهه با شرایط استرسزا، به دلیل نپذیرفتن هیجان و احساس شرم یا ناتوانی در مدیریت آن، از راهبردهای اجتنابی استفاده میکنند. این الگوی هیجانی، احتمال گرایش به فضای مجازی بهعنوان ابزار کاهش اضطراب و خلق منفی را افزایش میدهد. بهبود مهارتهای تحمل پریشانی، مانند پذیرش هیجانهای منفی و مقابله شناختی با افکار خودکار، میتواند در کاهش پریشانی روانشناختی و در نتیجه کاهش اعتیاد به اینترنت مؤثر باشد (گارنفسکی و کرایج، 2006). به بیان دیگر، اعتیاد به اینترنت بیش از آنکه مرتبط با خود فناوری باشد، با ضعف در تنظیم هیجان و وابستگی به راهبردهای اجتناب هیجانی پیوند دارد (لاروز و همکاران، 2003). بهویژه زمانی که فرد در مواجهه با عوامل استرسزای روانی از مهارتهای مقابلهای مؤثر برخوردار نباشد، احتمال انتخاب رفتارهای اجتنابی مانند استفاده افراطی از اینترنت افزایش مییابد (دراپیا[48]و همکاران، 2010).
پژوهش حاضر نشان داد که شایستگی، بعد مثبت و بعد منفی تنظیم شناختی هیجان از طریق پریشانی روانشناختی بر اعتیاد به اینترنت اثرگذارند؛ بهگونهای که شایستگی و راهبردهای سازگار تنظیم هیجان با کاهش پریشانی و در نتیجه کاهش گرایش به اعتیاد همراه بودند، اما راهبردهای ناسازگار با افزایش پریشانی احتمال اعتیاد را تقویت کردند، در حالی که خودمختاری و ارتباط نقش معناداری نداشتند. این نتایج بیانگر آن است که پریشانی روانشناختی حلقهی واسط مهمی است که اثر نیازهای روانشناختی و تنظیم هیجان را به رفتار اعتیادی مرتبط میکند. با وجود این، پژوهش حاضر محدودیتهایی نیز داشت؛ از جمله استفاده از پرسشنامههای خودسنجی و انجام پژوهش تنها بر روی دختران دوره متوسطه شهر پاوه که تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند. بنابراین پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده از روشهای تکمیلی مانند مصاحبه با دانشآموزان و والدین استفاده شود و مطالعه بر روی پسران و دانشآموزان دورههای تحصیلی دیگر نیز انجام گیرد تا تفاوتهای جنسیتی و سنی بررسی شود. بر اساس یافتهها، همچنین توصیه میشود برنامههای آموزشی برای تقویت راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در نوجوانان طراحی شود و خانواده و مدرسه شرایط مناسبی برای برآورده ساختن نیازهای بنیادی روانشناختی بهویژه نیاز به شایستگی فراهم کنند تا از طریق کاهش پریشانی روانشناختی، احتمال اعتیاد به اینترنت کاهش یابد.
[1] . Uktamovna
[2]. Best & Kellner
[3]. Hongcharu
[4] . Lozano-Blasco
[5]. Internet addiction
[6]. Gonzalez
[7] . Chemnad
[8]. Buneviciene & Bunevicius
[9]. Griffths
[10]. Psychological needs
[11]. Ryan
[12]. Self-Determination Theory
[13] . Van den Broeck
[14]. Auclair-Pilote
[15]. Hsu
[16]. Choi
[17] . Zhao
[18]. Ozer
[19]. Yan
[20]. Sanchis-Sanchis,
[21]. Excitement regulation
[22] . Reinecke
[23] . Laporte
[24]. Low
[25] . Brenning
[26]. Psychological Distress
[27]. Jiang
[28]. Flesia
[29]. Geçer & Yıldırım
[30]. O'Loghlen
[31]. Panigrahi
[32]. Demirel
[33]. Viertio
[34]. Kline & Velicer
[35] Psychological Distress Questionnaire
[36]. Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ)
[37] . Garnefski
[38] Basic Psychological Need Satisfaction and Frustration Scale
[39]. La Guardia
[40] . Internet Addiction Test
[41]. Widyanto & Murran
[42]. Ahmet and Murat
[43]. Cheung & Wong
[44]. Wong
[45]. Ebeling-Witte
[46]. Bessiere
[47]. Silk
[48]. Drapeau