دوره و شماره: دوره 12، شماره 47، پاییز 1401، صفحه 1-166 
روانشناسی اجتماعی

واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش تحلیل کیفی و داده بنیاد ( مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی ره)

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22034/spr.2022.368935.1791

کرم الله جوانمرد، ناهید زینی حسنوند، حدیث سیف

چکیده مقدمه:  افراد به دلایل متفاوتی به برقراری رابطه با جنس مخالف روی می­ آورند.  هدف این تحقیق  واکاوی پیامدهای روابط دوستانه دانشجویان دختر و پسر به روش پژوهش کیفی و داده بنیاد (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه آیت اله بروجردی (ره)) انجام شد.
روش: از میان دانشجویان دارای ارتباط دوستانه با جنس مخالف تعداد 30 نفر به روش نمونه­ گیری زنجیره­ای یا گلوله برفی انتخاب و با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته مطالعه شدند. مصاحبه­ ها ضبط، دستنویس و تحلیل شدند.
یافته­ ها:  یافته­ ها نشان داد که شرایط سنی، تسهیل ارتباطات و ملاقات، سخت شدن شرایط ازدواج به عنوان بستر حاکم و کمرنگ شدن ارزش­های دینی و سنتی و دیدگاه ­های ارزشی نو ظهور،  شرایط مداخله­ گر بودند. این افراد با قرار گرفتن در هاله عاطفی و شناختی،  با جنس مخالف ارتباط داشته­ اند. مشکلاتی از قبیل خصومت و خشونت، شک و بدگمانی، آسیب در نظام خانواده، هنجار شکنی، رکود علمی و استعداد، فریب رابطه، آسیب عاطفی-روانی، آسیب جسمی، آسیب جنسی، مشاوره رفتن، تجربه اندوزی، پشیمانی و سرخوردگی، حس نوستالژیک و باز اندیشی از مهم ترین  پیامدهای رابطه با جنس مخالف بود.
نتیجه­ گیری: با شناخت و کسب بینش نسبت به روابط دوستانه بین دو جنس به ویژه نسبت به عوامل مداخله­ گر و زمینه ­ساز در شکل­ گیری پدیده اصلی می­توان، مقدماتی برای طراحی برنامه­ های آموزشی، پیشگیرانه و درمانی در عدم گرایش به روابط آسیب زای دو جنس برنامه ریزی کرد.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی رفتار صرفه جویی برق خانگی: نقش انگیزش و نیاز اجتماعی به مصرف

صفحه 33-55

https://doi.org/10.22034/spr.2022.337661.1744

مراد عبدی ورمزان، محمدنقی فراهانی، حمید خانی پور

چکیده
مقدمه: مصرف برق خانگی در ایران حدود 33 درصد از کل مصرف کشور است و رفتار صرفه­ جویی در مصرف آن با وجود تأکیدهای فراوان همچنان با سطح مطلوب فاصله دارد.
روش: پژوهش حاضر با هدف پیش‌­بینی رفتار صرفه­‌جویی برق خانگی در مصرف­‌کنندگان ایرانی انجام شد. طرح مورد استفاده در این پژوهش مدل‌سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمام مصرف­‌کنندگان برق در سراسر کشور در سال 1400 بود. نمونه­‌گیری به روش نمونه­‌گیری در دسترس انجام گرفت. حداقل حجم نمونه با استفاده از روش ساپر (2021) برابر با 256 نفر برآورد شد؛ با این وجود تعداد شرکت­‌کنندگان پژوهش برابر با 684 نفر بود. ابزارهای مورداستفاده برای جمع­‌آوری داده­‌ها شامل پرسش‌نامه سنجش ویژگی­های جمعیت­‌شناختی و ویژگی­های منزل مسکونی (DHC)، مقیاس صرفه­‌جویی برق مبتنی بر ارتقای جایگاه اجتماعی (SESSSU)، مقیاس انگیزش نسبت به صرفه­‌جویی برق (MTSES) و مقیاس سنجش رفتار صرفه­‌جویی در مصرف برق (ESBS) بود که در مجموع 57 سؤال و گویه را در بر می­گرفت. داده­‌ها با استفاده از امکانات گوگل فرم جمع‌­آوری شده و با استفاده از نرم‌­افزارهای Smart PLS 3.3.3 و SPSS 26 به شیوه مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه ­و تحلیل قرار گرفت.
یافته­ ها: نتایج حاکی از آن است که نیاز اجتماعی به مصرف برق 35 درصد از انگیزش صرفه­‌جویی برق را تبیین می­کند (00/0P=). همچنین انگیزش صرفه­‌جویی برق 38 درصد از رفتار صرفه­‌جویی برق را تبیین کرد (00/0P=). در بین مؤلفه‌های انگیزش صرفه‌­جویی برق، بیشترین رابطه با سازه اصلی به ترتیب در انگیزش یکپارچه، انگیزش همانندسازی شده، درونی و درون­‌فکنی شده مشاهده شد.
نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد که افزایش رفتار صرفه­‌جویی برق از طریق تحریک انگیزش توسط نیاز اجتماعی به مصرف برق ممکن است. یافته‌های پژوهش حاضر می‌تواند در سیاستگذاری‌ها و مداخلاتی که هدف خود را رفتار مصرف‌کننده و افزایش صرفه‌جویی قرار می‌دهند، مورد ­استفاده قرار گیرد.

روانشناسی اجتماعی

کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه‌پسند فرزندان: نقش واسطه‌ای هیجان اخلاقی قدردانی

صفحه 33-55

https://doi.org/10.22034/spr.2022.330384.1748

محسن مهدیان، راضیه شیخ الاسلامی

چکیده مقدمه: والدین به‌عنوان مهم­ترین عامل جامعه‌پذیر کردن کودکان و نوجوانان محسوب می­شوند. پژوهش­ها رابطه بین قدردانی و کاهش رفتار جامعه پسند را مورد تأیید قرار داده‌اند، از این ‌رو هدف پژوهش حاضر، تبیین رابطه کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه پسند با واسطه­ گری هیجان اخلاقی قدردانی بود.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی –همبستگی و جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر یزد در سال تحصیلی 1399-1400 بود. حجم نمونه 350 نفر و با روش نمونه ­گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند که ‏در‎ ‎نهایت 308 نفر پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند. به‌منظور اندازه ­گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کنترل روان‌شناختی والدین (سوننس و همکاران،2010)،  مقیاس چند مؤلفه ­ای قدردانی (مورگان و همکاران، 2017) و مقیاس گرایش­های جامعه پسند (کارلو و راندال، 2002) استفاده گردید.
 یافته­ ها: داده­‌ها با استفاده از نرم­ افزار AMOS و در قالب الگوی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کنترل روان‌شناختی والدین، رفتار جامعه پسند را به‌طور منفی و معنادار پیش‌بینی می­کند. رابطه قدردانی و رفتار جامعه پسند به‌صورت معکوس و معنادار بود. علاوه بر این، نقش واسطه­ گری قدردانی در رابطه بین کنترل روان‌شناختی والدین و رفتار جامعه پسند مورد تأیید قرار گرفت (05/0p<).
 نتیجه ­گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می­توان نتیجه گرفت کنترل روان‌شناختی والدین کمتر در بافت خانواده و مهارت بیشتر فرزندان در هیجان اخلاقی قدردانی، موجبات ارتقاء رفتار جامعه پسند آن‌ها را فراهم می­سازد.

روانشناسی اجتماعی

مدل یابی پرخاشگری در مدرسه براساس عملکرد خانواده، روان رنجورخویی و جو مدرسه: نقش واسطه ای باوربه پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه

صفحه 77-98

https://doi.org/10.22034/spr.2022.348821.1763

محمد حجتی، محمد عباسی، عزت اله قدم پور

چکیده مقدمه: رفتار پرخاشگرانه یکی از معضلاتی است که بر نوجوانان به‌ویژه روند رشد و عملکرد تحصیلی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. هدف پژوهش حاضر مدل‌یابی پرخاشگری در مدرسه بر اساس عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی و جو مدرسه با نقش واسطه‌ای باور به پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه در دانش‌آموزان بود.
روش: روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل‏سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر متوسطه (دوره دوم) شهرستان هرسین در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 1918 بود که به‌صورت تصادفی خوشه‌ای تعداد 450 نفر از آن‌ها به‌عنوان نمونه انتخاب شد. داده‌های پژوهش به کمک پرسش‌نامه‌های شیوه سنجش خانواده مک مستر (بالدوین و بیشاب،1983)، پرسش‌نامه جو و هویت مدرسه (لی و همکاران، 2017)، پرسش‌نامه شخصیتی نئو (مک کری و کاستا، 1985)، مقیاس تجدید‌نظر‌شده باور به پرخاشگری (کمپبل، مونسر، مک منیوس و وودهاوس، 1999)، پرسش‌نامه همدلی و همدردی در نوجوانان (ووزن و همکاران، 2015)، پرسش‌نامه دلبستگی به مدرسه (موتون، دی وایا و گلازیر، 1993)، مقیاس پرخاشگری (اورپیناس و فرانکوسکی، 2001) گردآوری گردید. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری در قالب نرم‌افزارهای SPSS27 و 27AMOS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل تدوین‌ شده پرخاشگری در مدرسه از برازش مناسبی برخوردار است و عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی، جو مدرسه، باور به پرخاشگری، همدلی، دلبستگی به مدرسه اثر مستقیم بر پرخاشگری دانش‌آموزان در مدرسه دارند.
نتیجه‌گیری: باتوجه‌به یافته‌های پژوهش، عملکرد خانواده، روان‌رنجورخویی، جو مدرسه، باور به پرخاشگری، همدلی و دلبستگی به مدرسه نقش مهمی در پرخاشگری دانش‌آموزان در مدرسه دارند.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی بی‌‌تفاوتی اخلاقی بر اساس صفات تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل در بازاریان شهر ارومیه در دوران کرونا

صفحه 98-114

https://doi.org/10.22034/spr.2022.366117.1785

هیمن محمودفخه

چکیده مقدمه: بی‌‌تفاوتی اخلاقی به توجیه رفتار‌‌های آسیب توسط فرد و رهایی از معیارهای اخلاقی در زمینه و زمانی خاص اشاره دارد. شناخت عوامل پیش بینی کننده ی بی‌‌تفاوتی اخلاقی، سبب شناخت بهتر عوامل ایجاد کننده ی آن می شود. هدف این پژوهش پیش بینی بی‌‌تفاوتی اخلاقی بر اساس صفات تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل در بازاریان شهر ارومیه در دوران کرونا بود.
روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه بازاریان شاغل در بازارهای ارومیه در سال 1401، به تعداد آنها 5000 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان تعداد 357 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، بی‌‌تفاوتی اخلاقی بندورا ، صفات تاریک شخصیت جانسون و وبستر و باور به دنیای عادلانه ساتون و داگلاس بود. داده‌‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌‌ها: طبق نتایج، سه گانه تاریک شخصیت با بی‌‌تفاوتی اخلاقی بازاریان شهر رابطه مثبت و معنادار و باور به دنیای عادلانه نیز با بی‌‌تفاوتی اخلاقی رابطه منفی و معناداری دارند. همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که سه گانه تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل، قابلیت تبیین بی‌‌تفاوتی اخلاقی بازاریان را دارند.
نتیجه گیری: طبق نتایج پژوهش حاضر می توان گفت، سه گانه تاریک شخصیت و باور به دنیای عادل، می توانند بی‌‌تفاوتی اخلاقی را تبیین کنند و جهت شناسایی عوامل زمینه ساز بی‌‌تفاوتی اخلاقی بکار برده شوند.

روانشناسی اجتماعی

بررسی ویژگی‌های روانسنجی نسخه فارسی رگه‌های جامعه‌ستیزی نوجوانان

صفحه 115-138

https://doi.org/10.22034/spr.2022.368097.1790

محمد جعفرپور لواسانی، نوازش مرندی زاده شیروان، سید مهدی موسویان، فرزین باقری شیخانگفشه، حجت اله فراهانی

چکیده مقدمه: جامعه‌ستیزی، اختلال شخصیتی چندبعدی است که تا به امروز توجه زیادی را در فضاهای بالینی به خود جلب کرده است. لذا در این پژوهش، اعتبار نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان (YPI) و ارزیابی شاخصه‌های روانسنجی آن مورد نظر قرار گرفته است.
روش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی از نوع اکتشافی بود. نمونه شامل 557 نوجوان پسر ساکن استان‌های تهران و گلستان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌های جامعه‌ستیزی نوجوانان و همدلی شناختی و عاطفی (QCAE) را تکمیل کردند. ویژگیهای روانسنجی مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از وجود سه عامل بین فردی، عاطفی و رفتاری بود و دلالت بر نیکویی برازش مدل به دست آمده داشت (001/0>P). همبستگی معنادار میان پرسشنامه همدلی شناختی و عاطفی و مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان، روایی واگرای این ابزار را تأیید می‌کند (01/0>P). اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبه‌ی ضریب آلفای کرونباخ و اعتبار مرکب عوامل، قابل قبول به دست آمد. نتایج پایایی این ابزار از طریق روش بازآزمایی، همبستگی بالا بین دو اجرا را نشان داد (01/0>P).
نتیجه‌گیری: در مجموع می‌توان گفت نسخه فارسی فرم بلند مقیاس جامعه‌ستیزی نوجوانان (YPI) و ساختار سه عاملی آن مورد تأیید قرار گرفت و می‌توان با برخوردار بودن از روایی و اعتبار مناسب، در پژوهش‌های روانشناختی آن را به کار گرفت.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی برنامة آموزش مهارت های حل همیارانه تعارضات بین فردی بر هدفگزینی اجتماعی، سبک حل تعارض و سازگاری دختران دبیرستان

صفحه 139-161

https://doi.org/10.22034/spr.2022.354293.1769

ماهره عزیزی شمامی، امید شکری، حسین پورشهریار کلشتری، مسعود شریفی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامة آموزش مهارت­های حلّ همیارانة تعارضات بین‌فردی بر هدف‌گزینی اجتماعی، سبک‌های حلّ تعارض و سازگاری دختران دبیرستانی انجام شد.
روش: در این پژوهش شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمونِ  با گروه کنترل غیرمعادل و همراه با پیگیری، 50 دانش­‌آموز دختر 17 ساله در دو گروه آزمایش (25 دانش­آموز) و کنترل (25 دانش­آموز)، قبل و بعد از آموزش به مقیاس اهداف پیشرفت اجتماعی ـ نسخة نوجوان (رایان و شیم)، سیاهة تعارض توماس ـ کیلمن (توماس و کیلمن) و سیاهة سازگاری دانش‌آموزان با مدرسه (سینها و سینگ) پاسخ دادند. به کمک 7 جلسه و هر جلسه یک ساعت، بستة آموزش مهارت­های حلّ همیارانة تعارضات بین‌فردی، به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه‌­مدّت و بلندمدّت برنامه‌ی آموزش مهارت­های حلّ همیارانه‌ی تعارضات بین‌فردی در افزایش نمره‌ی جهت­‌گیری هدف پیشرفت مبتنی بر تحوّل­‌یافتگی اجتماعی، راهبردهای انطباقی حلّ تعارض و ابعاد مختلف سازگاری روان‌شناختی [42/0=2h ,05/0P< ,57/10=F] و در کاهش نمره‌ی اهداف مبتنی بر آشکارسازی تحوّل‌یافتگی اجتماعی و اجتناب از آشکارشدگی تحوّل­‌نایافتگی اجتماعی و همچنین راهبردهای حلّ تعارض ناسازگارانه مبتنی بر رقابتی بودن، اجتنابی بودن و سازش کردن، اثرگذار بود ([51/0=2h ,05/0P< , 73/13 =F]).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که مدیریت همیارانة تعارض نیازمند شمول گام­هایی مانند درنظرگرفتن زمان و مکان مقتضی برای بحث پیرامون تعارضات، فهم دیدگاه دیگری با نگرشی غیرقضاوتی و حساسیت نسبت به نیازها و ادراکات دیگران، پیشنهاد هدف­های سازگار و تلاش برای دستیابی به نتایج برد ـ برد است.