موضوعات = روانشناسی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 155-170

https://doi.org/10.22034/spr.2025.496570.2078

زینب حسین قلی بگی، علی زینالی

چکیده مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می‌افتد، اما هویت‌یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می‌شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه‌های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک‌های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شیوه‌های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی‌های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه‌های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه‌های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک‌های دلبستگی در شکل‌گیری کسب هویت ضروری است.

روانشناسی اجتماعی

بررسی کیفی نگرش‌ شغلی نسل‌ X و Z: مقایسه‌ای از انتظارات و اولویت‌ها

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 171-188

https://doi.org/10.22034/spr.2025.491339.2032

زهرا مشتاق، علی عظیمی، مهدی زارع بهرام آبادی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نگرش‌ها، انتظارات و اولویت‌های شغلی در نسل‌های X و Z انجام شده است. این مطالعه تلاش می‌کند، دیدگاه این دو نسل نسبت به محیط‌های کاری و الزامات شغلی را تبیین کند. روش: این پژوهش با رویکرد پایه کیفی و تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) طراحی شد. نمونه‌گیری به روش هدفمند از میان دو گروه جمعیتی شامل نسل X (۱۳۴۴-۱۳۵۹) و نسل Z (۱۳۷۵-۱۳۹۰) در شهر تهران انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 22 مشارکت‌کننده (12 نفر از نسل X و 10 نفر از نسل Z) گردآوری و تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که نسل Z محیط‌های کاری منعطف، یادگیری‌محور و مبتنی بر فرصت‌های رشد سریع و تنوع را ترجیح می‌دهد. در مقابل، نسل X به محیط‌های کاری باثبات، امنیت شغلی و مزایای مالی اهمیت بیشتری می‌دهد. این تفاوت‌ها منعکس‌کننده شرایط زیستی و فرهنگی متفاوت نسل‌ها هستند و نیاز به استراتژی‌های مدیریتی متناسب با هر نسل را برجسته می‌کنند. نتیجه‌گیری: توجه به تفاوت‌های نسلی در طراحی سیاست‌های منابع انسانی می‌تواند به افزایش بهره‌وری، رضایت شغلی و کاهش جابه‌جایی کارکنان منجر شود. پیشنهاد می‌شود، پژوهش‌های آتی از روش‌های کمی و ترکیبی استفاده کرده و تأثیرات فرهنگی گسترده‌تری را بررسی کنند تا نتایج پژوهش تعمیم‌پذیری بیشتری داشته باشد.

روانشناسی اجتماعی

نقش میانجی تنظیم هیجان در رابطه بین تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 189-202

https://doi.org/10.22034/spr.2025.497783.2054

ستوده فلاح، موسی کافی، عباس ابوالقاسمی

چکیده مقدمه: یکی از مهم‌ترین مسائل دوران دانشجویی، رابطۀ عاشقانه با جنس مخالف است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای تنظیم رفتاری هیجان در رابطۀ تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان انجام شد. روش: روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی و از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 360  دانشجوی کارشناسی دختر و پسر دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1403 بود که به‌صورت در دسترس از میان دانشجویان در سال تحصیلی 403-1402  انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس‌های اعتیاد به عشق پی‌بادی (2005)، تکانشگری بارت (2004)، تنظیم رفتاری هیجان کرایج و گارنفسکی (2019) جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است )05/0 RMSEA=و 001/0< (P. همه ضرایب مسیر به ‌جز مسیر تنظیم هیجان سازگار به تکانشگری و تنظیم هیجان ناسازگار به اعتیاد به عشق معنادار بود ) 001/0>(P. نتایج نشان داد تنظیم ناسازگارانه‌ هیجان در رابطه‌ی تکانشگری و اعتیاد به عشق در دانشجویان نقش میانجی دارد ) 001/0>(P، ولی اثر غیر‌مستقیم تنظیم تکانشگری با میانجی‌گری تنظیم سازگارانه هیجان بر اعتیاد به عشق دانشجویان معنی‌دار نبود ) 05/0<(P.  نتیجه‌گیری: در این راستا می‌توان نتیجه گرفت تنظیم ناسازگار هیجان از طریق ایجاد چرخه‌های معیوب در روابط به ‌عنوان یک متغیر میانجی عمل کرده و تکانشگری به ‌واسطه‌ی تنظیم هیجان ناسازگار در اعتیاد به عشق دانشجویان نقش مهمی دارد.

روانشناسی اجتماعی

مدل ساختاری انعطاف‌پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی‌گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 203-216

https://doi.org/10.22034/spr.2025.483743.2010

مهوش ایزدی، نیلوفر طهمورسی، مرجان حسین زاده تقوایی، مجید صفاری نیا، صبحی قراملکی

چکیده مقدمه: در بیشتر موارد طلاق همراه با تنش در خانواده­ها به وقوع می­پیوندد که مشکلات متعدد رفتاری و روانی را برای زنان مطلقه به وجود می­آورد. لذا چگونگی مدیریت این مشکلات و نحوه مقابله در برابر آنها، نیازمند شناخت متغیرهای روان­شناختی مرتبط است. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل ساختاری انعطاف­پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت ­خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی‌گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب مدل­یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال 1402-1403 بود. بنابراین نمونه پژوهش 350 (350n=)  نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن احتمال افت و ماهیت پژوهش (ارائه مدل) 20 درصد به این نمونه اضافه شد و نمونه به 420  نفر افزایش یافت. روش نمونه­گیری هدفمند بود. بر این اساس تعداد 409 پرسشنامه قابل تحلیل بودند. جهت جمع­آوری داده از پرسشنامه­های استاندارد انعطاف­ پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2010)؛ بهزیستی اجتماعی کیز (1998)؛ سازگاری اجتماعی بل (1945) و صمیمیت خانواده تامپسون و واکر (1983) استفاده شد. داده­ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل­یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین انعطاف ­پذیری روانشناختی با صمیمیت ­خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در سطح (01/0p<) در زنان مطلقه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی توان پیش­بینی انعطاف­پذیری روانشناختی در سطح (01/0p<)  را دارند و در نهایت نتایج نشان داد که  مدل دارای  برازندگی ساختاری می­باشد. نتیجه­ گیری: یافته ­های این پژوهش همسوی با یافته ­های پیشین نشان داد، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در پیش­بینی انعطاف­ پذیری روانشناختی زنان مطلقه نقش دارند.

روانشناسی اجتماعی

پیش بینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/spr.2025.511017.2094

مهرناز صفاری نیا، مجید صفاری نیا، غلامحسین بیابانی، علی محمد مزیدی شرف آبادی

چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف پیش‌بینی وفاداری به برند و سبک‌های تصمیم‌گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه‌های مجازی در مصرف‌کنندگان شهر تهران انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاه‏های زنجیره‏ای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه‌های وفاداری به برند و شبکه‌های مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبک‏های تصمیم ‎گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ‏ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل داده‏ها و آزمون فرضیه‏ های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده   Smartpls بود. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه‏ های اجتماعی مجازی و همچنین سبک‌های تصمیم‌گیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها به میزان قدرت شبکه‌های مجازی در پیش‌بینی وفاداری به برند و سبک‌های خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان می‌دهد.  این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکه‌های مجازی بر رفتار مصرف‌کنندگان هم‌راستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرم‌ها را در بازاریابی مدرن نشان می‌دهند.

روانشناسی اجتماعی

پیش‌بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی در دانش‌آموزان

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 17-30

https://doi.org/10.22034/spr.2025.450073.1939

فتاح ویسی، انسیه بابایی، عباس احمدی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف پیش‌بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی در دانش‌آموزان انجام شد.
روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال‌کاری تحصیلی سولومون و راث‌بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده‌های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش‌آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام‌ به‌گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال‌کاری تحصیلی 731/0 از  گرایش به مصرف مواد را تبیین می‌کند.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در زمینه برنامه‌ریزی و اتخاذ سیاست‌های مقتضی جهت ارائه برنامه‌های آموزشی به خانواده‌ها و دانش آموزان آن‌ها مفید باشد.

روانشناسی اجتماعی

مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 31-40

https://doi.org/10.22034/spr.2024.437024.1910

منصوره نیکوگفتار، علی پیرحیاتی، منزه مرادی

چکیده مقدمه: عشق، بخشی جدایی‌ناپذیر تجربة انسانی است. ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتاب‌های خودیاری و پژوهش‌های دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفته‌اند. حضور یا فقدان عشق می‌تواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا می‌کند، اطلاعات چندانی راجع به برداشت‌های فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد.
روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربة رابطة رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونه‌برداری هدفمند انتخاب شدند. نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های باز و نیمه‌ساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از کدگداری داده‌ها، یافته‌ها در پنج مقولة اصلی (میل به تجربه‌های نو، جذابیت جسمی و روانی، دم‌غنیمت‌شماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقولة فرعی به‎دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیدة عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.  

روانشناسی اجتماعی

ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند در نوجوانان: نقش تعدیل‌گر جنسیت

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 41-52

https://doi.org/10.22034/spr.2025.479827.1990

آرزو اصغری، ساجده صحرانورد

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند در نوجوانان: نقش تعدیل‌گر جنسیت انجام شد.
روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌آماری پژوهش کلیه دانش‌آموزان مقطع نهم، دهم و یازدهم منطقه 2 شهر گرگان در سال 1402 بود که با استفاده از جدول مورگان 320 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه‌های والدین هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) و رفتارهای جامعه‌پسند لوئیس پنر (2002) بود. داده‌های پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانۀ سلسه مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 یافته‌ها: نتایج به‌ دست آمده نشان داد که والدین هلیکوپتری می‌تواند، نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند را پیش‌بینی کند (05/0>p). ضریب تعیین تعدیل‌شده نشان داد، والدگری هلیکوپتری توانست 23 درصد از واریانس نیازهای بنیادین روانشناختی و 30 درصد رفتارهای جامعه‌پسند را تبیین کند. همچنین جنسیت در رابطۀ والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند دختران نقش تعدیل‌کننده داشت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت، عوامل مختلفی از جمله جنسیت و والدگری هلیکوپتری بر نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه‌پسند دختران اثر می‌گذارند.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی آموزش مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلال‌های هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 53-66

https://doi.org/10.22034/spr.2025.485187.2011

شهلا زیوری، امیر قمرانی، قاسم نوروزی

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف اثر بخشی آموزش  مبتنی بر اثر پیگمالیون به معلمان بر کاهش اختلال­های هیجانی، رفتاری دانش آموزان مهاجر افغانستانی بود.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه‌های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان 7 تا 12ساله مقطع ابتدایی منطقه  6-5-4 مدارس خودگردان افغانستانی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1402در نظر گرفته شد که با روش نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند،  سپس 30 نفر بر اساس ملاک های ورود و با روش نمونه‌گیری هدفمند ( 15 نفر) در گروه آزمایش و (15 نفر) در گروه کنترل قرار گرفتند. ابــزار مــورد اســتفاده در پژوهش، پرسشنامه ارزیابی رفتاری راتر فرم معلم به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخلات مربوط به آموزش پیگمالیون به مدت 8 جلسه آموزشی یک ساعته طی 2 جلسه در هفته بر روی معلمان گروه آزمایش انجام گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش پس آزمون اجرا شد؛ سپس پیگیری (دوماه پس ازاجرای پس آزمون) بعمل آمد. برای تحلیل داده‌ها از نـرم افـزار SPSS در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیـار) و اسـتنباطی (تحلیل اندازه‌گیری‌های مکرر) استفاده شد.
 یافته­ها: نتایج میانگین نمرات اختلال­ های­ رفتاری درونی­ شده، اختلال­ های رفتاری برونی­ شده، اختلال­ های رفتاری (نمره کل) دانش آموزان، گروه­ های آزمایش طی مراحل پس­ آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون روند کاهشی داشته است که در بین نمرات پیش­آزمون اختلال ­های رفتاری برونی­ شده با نمرات پس­ آزمون و پیگیری اختلال­ های رفتاری برونی­ شده تفاوت معنی داری (001/0p<) و جود دارد. به عبارت دیگر هم تاثیر آموزش و هم تاثیر زمان، معنی­ دار می­باشد.
نتیجه­ گیری: در بافت آموزشی دانش آموزان افغانستانی مقیم اصفهان، ادراک معلم یکی از عوامل اثر گذار برکاهش اختلال­ های هیجانی- رفتاری دانش آموزان اسـت و لذا مداخلات مبتنی بر اثر پیگمالیون را می توان در برنامه‌های آموزشی  قرار داد و استفاده از آن را به درمانگران، مربیان، روانشناسان و مشاوران پیشنهاد نمود.
 

روانشناسی اجتماعی

جنبه‌های روانشناختی و رفتاری افراد درشرط‌بندی ورزشی

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 67-82

https://doi.org/10.22034/spr.2025.467546.1965

طیبه یانپی، فرزام فرزان

چکیده مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزه‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و تأثیرات اجتماعی شرط‌بندی به درک عمیق‌تری از این پدیده کمک می‌کند. این پژوهش به بررسی جنبه‌های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط‌بندی ورزشی می‌پردازد.
روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرط‌بندی بود. نمونه‌گیری به شیوه گلوله‌ای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرط‌بندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیت‌های شرط‌بندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% به‌دست آمد.
یافته­ها: جنبه‌های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط‌بندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیب‌های دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی،  چالش سلامتی، استراتژی های مقابله‌ای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی می­باشد. 
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که جنبه‌های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط‌بندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن‌ها دارد. به منظور کاهش آسیب‌های ناشی از این رفتار، پیشنهاد می‌شود که برنامه‌های آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرط‌بندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروه‌های حمایتی می‌تواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرط‌بندی کمک کند.

روانشناسی اجتماعی

اثر جنسیت بر مقصرشناسی قربانی قلدری سایبری و قصد یاری رسانی ناظر

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 83-104

https://doi.org/10.22034/spr.2025.486878.2016

ابراهیم حیدری، ابوالقاسم عیسی مراد، احمد برجعلی، زهره رافضی، مهدی خانجانی

چکیده مقدمه: در تحقیقاتی که با هدف یافتن عوامل مؤثر بر واکنش ناظران به قلدری سایبری انجام شده است، تاکنون تلاش برای یافتن رابطه بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر با واکنش ناظران نتیجه قاطعی در پی نداشته است. هدف این پژوهش بررسی اثر تعاملی بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر قلدری سایبری بر قصد یاری­ رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی بود.
روش: این پژوهش از یک طرح آزمایشی که در آن جنسیت قلدر و قربانی و ناظر در یک سناریوی قلدری سایبری دستکاری می ­شد، بهره گرفت. جامعه پژوهش دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 در دانشگاه­ های تهران و هرمزگان بود. نمونه­ ای متشکل از 601 نفر از طریق آگهی آنلاین در شبکه­ های اجتماعی وارد پژوهش شدند و از طریق یک پلت­فرم آنلاین به مقیاس­های پس­ آزمون شامل قصد یاری­ رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی پاسخ دادند. تحلیل داده ­ها به روش تحلیل واریانس سه­ طرفه و مدل­سازی رگرسیون رابطه میانجی با استفاده از نرم­ افزارهای SPPS و AMOS (0.05=p) انجام شد.
یافته­ ها: نتایج نشان داد، جنسیت با پویایی پیچیده­ای بر مقصرشناسی قربانی و قصد یاری­رسانی ناظر تأثیر می­گذارد، از جمله اینکه ناظران به قربانیان مؤنث تقصیر بیشتری نسبت می­دهند و قصد یاری­ رسانی کمتری به قربانیان مذکر ابراز می­کنند (0.05>p).
نتیجه ­گیری: برای کاهش اثرات منفی قلدری سایبری لحاظ کردن این پیچیدگی­ها در طراحی برنامه­ های پیشگیری و مداخله ضروری است.

روانشناسی اجتماعی

مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش‌آموزان تیزهوش و عادی

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 105-120

https://doi.org/10.22034/spr.2025.470753.1969

شهرام واحدی، امیر یکانی زاد، سیده شکوفه میرباقری

چکیده مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوت‌های فردی در میان دانش‌آموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینه‌های آموزشی و روان‌شناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش‌آموزان تیزهوش و عادی انجام شد.
روش: روش پژوهش‌، توصیفی‌ و از نوع علی – مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانش‌آموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانش‌آموز عادی و 393 نفر دانش‌آموز تیزهوش می‌باشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه نیازهای بنیادین روان‌شناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان تیزهوش و دانش‌آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان تیزهوش بیشتر از دانش‌آموزان عادی بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش‌آموزان را از طرف خانواده، برنامـه‌ریزان آمـوزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار می‌دهد.

روانشناسی اجتماعی

هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 121-136

https://doi.org/10.22034/spr.2025.480486.1991

بهمن اسماعیلی انامق، سجاد بشرپور

چکیده مقدمه: افراطی‌گری و خشونت مهمترین چالش بشری در جهان است. هدف پژوهش هنجاریابی مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و بررسی رابطه آن با تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود.
روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعۀ آماری دانشجویان دانشگاه‌های شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود. طبق نظر کلاین (2010)، 417 نفر (250 مرد و 167 زن) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب گردید. ابزارهای گرد‌آوری داده‌ها شامل مقیاس‌های محقق‌ساخته افراط‌گرایی خشونت‌آمیز و مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان بود که در این پژوهش ساخت و هنجاریابی گردید. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و رگرسیون تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی با تحلیل مؤلفه‌های اصلی و روش چرخش واریماکس منجر به استخراج دو عامل تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی شد. دو عامل استخراج شده 42/58 درصد واریانس کل متغیرها را تبیین می‌کنند. روایی همگرا این مقیاس با مقیاس تأیید خشونت اجتماعی علیه زنان تأیید گردید (01/0P<، 77/0R=). پایایی کل مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، خرده مقیاس تأیید افراط‌گرایی و تأیید ابزارهای خشونت/ غیرقانونی به ترتیب 89/0، 90/0، 81/0 بدست آمد. پایایی کل مقیاس به روش بازآزمایی (78/0=R) بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که مقیاس افراط‌گرایی خشونت‌آمیز یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای استفاده در جامعه ایران است. اغلب افراد دارای نگرش‌های افراطی خشونت‌آمیز، گرایش به خشونت‌ اجتماعی علیه زنان دارند. اغلب آنها از خشونت اجتماعی علیه زنان حمایت می‌کنند و استفاده از روش‌های خشن و غیرقانونی را مجاز می‌دانند.

روانشناسی اجتماعی

بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با اعتیاد به اینترنت از طریق واسطه‌گری الگوی ارتباط همنوایی در دانش آموزان متوسطه دوم

دوره 15، شماره 57، بهار 1404، صفحه 137-152

https://doi.org/10.22034/spr.2025.481564.2002

زانیار رحمانی، احمد امانی

چکیده مقدمه: نوجوانی دوره‌ای پرتلاطم همراه با تغییرات عاطفی و رفتاری است که می‌تواند منجر به حساسیت بیشتر نسبت به محرک‌های محیطی و افزایش گرایش به فضای مجازی، اینترنت و در نتیجه، کاهش کارآمدی تحصیلی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با میانجی‌گری الگوی ارتباط همنوایی در میان دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 940 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (مسلش و جکسون، 1981)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) و پرسشنامه الگوی ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) بود. داده ­های جمع­ آوری شده به وسیله شاخص­ های آمار توصیفی و همچنین روش­های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته­ ها: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به اینترنت و رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط همنوایی داشت (05/0p<). علاوه بر این، الگوی ارتباط همنوایی رابطه منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت نشان داد (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از معنادار بودن نقش واسطه ­ای الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت بود.
 نتیجه ­گیری: این یافته‌ها نشان‌دهنده نقش میانجی‌گر الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت است. بر اساس این نتایج، تدوین برنامه‌هایی برای بهبود الگوهای ارتباطی خانواده و مدیریت استفاده نوجوانان از اینترنت توصیه می‌شود.

روانشناسی اجتماعی

فراتحلیل سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور: مرور متون

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/spr.2025.453775.1944

امین حیدریان، محمد گنجی

چکیده مقدمه: در دو دهه اخیر پژوهش‌های متعددی به موضوع رفتارهای سلامت‌محور و نقش تعیین‌کننده عوامل اجتماعی و فرهنگی در میزان آن پرداخته‌اند. از جمله این عوامل، می‌توان به مفهوم کلیدی سرمایه اجتماعی اشاره نمود. هدف اصلی این پژوهش، برآورد اندازه اثر رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور در میان مطالعات انجام شده در ایران است.
روش: این تحقیق با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهش‌های انجام شده در ایران و روش فراتحلیل به ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور پرداخته است. بدین منظور کلیدواژه‌های گوناگون مرتبط با سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور در سه پایگاه اطلاعاتی Irandoc، Magiran و SID جست‌وجو شدند. در مجموع، تعداد 26 مطالعه که در فاصله سال‌های 1386 تا 1402 منتشر شده بودند، به فراتحلیل وارد شدند. جهت بررسی پیش‌فرض خطای انتشار نیز از آزمون همبستگی رتبه‌ای بگ و مزومدار استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که اندازه اثرات ترکیبی ثابت برابر با 407/0 (001/0p < ) و اندازه اثرات ترکیبی تصادفی برابر با 419/0 (001/0p < ) بوده است که بر مبنای معیار کوهن، بالاتر از سطح متوسط ارزیابی می‌شود. همچنین، متغیرهای سال انتشار پژوهش‌ها، موقعیت جغرافیایی، جامعه آماری، شیوه نمونه‌گیری، جنس و سن می‌توانند به عنوان منبع ناهمگنی برای مطالعات داخل کشور در نظر گرفته شوند.
نتیجه‌گیری: مبتنی بر نتایج، ابعاد خرد و فردی سرمایه اجتماعی بیشتر از ابعاد ساختاری و نهادی آن در رابطه با رفتارهای سلامت‌محور مورد توجه قرار گرفته‌اند. از این رو، ضرورت داد تا در پژوهش‌های آتی به هر دو بعد این مفهوم پرداخته شود.
مقدمه: در دو دهه اخیر پژوهش‌های متعددی به موضوع رفتارهای سلامت‌محور و نقش تعیین‌کننده عوامل اجتماعی و فرهنگی در میزان آن پرداخته‌اند. از جمله این عوامل، می‌توان به مفهوم کلیدی سرمایه اجتماعی اشاره نمود. هدف اصلی این پژوهش، برآورد اندازه اثر رابطه بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور در میان مطالعات انجام شده در ایران است.
روش: این تحقیق با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهش‌های انجام شده در ایران و روش فراتحلیل به ارتباط بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور پرداخته است. بدین منظور کلیدواژه‌های گوناگون مرتبط با سرمایه اجتماعی و رفتارهای سلامت‌محور در سه پایگاه اطلاعاتی Irandoc، Magiran و SID جست‌وجو شدند. در مجموع، تعداد 26 مطالعه که در فاصله سال‌های 1386 تا 1402 منتشر شده بودند، به فراتحلیل وارد شدند. جهت بررسی پیش‌فرض خطای انتشار نیز از آزمون همبستگی رتبه‌ای بگ و مزومدار استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که اندازه اثرات ترکیبی ثابت برابر با 407/0 (001/0p < ) و اندازه اثرات ترکیبی تصادفی برابر با 419/0 (001/0p < ) بوده است که بر مبنای معیار کوهن، بالاتر از سطح متوسط ارزیابی می‌شود. همچنین، متغیرهای سال انتشار پژوهش‌ها، موقعیت جغرافیایی، جامعه آماری، شیوه نمونه‌گیری، جنس و سن می‌توانند به عنوان منبع ناهمگنی برای مطالعات داخل کشور در نظر گرفته شوند.
نتیجه‌گیری: مبتنی بر نتایج، ابعاد خرد و فردی سرمایه اجتماعی بیشتر از ابعاد ساختاری و نهادی آن در رابطه با رفتارهای سلامت‌محور مورد توجه قرار گرفته‌اند. از این رو، ضرورت داد تا در پژوهش‌های آتی به هر دو بعد این مفهوم پرداخته شود.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی توان‌بخشی شناختی رایانه محور بر انزوای اجتماعی و اضطراب مرگ سالمندان مقیم مراکز سالمندان

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 15-32

https://doi.org/10.22034/spr.2025.452125.1942

فاطمه گوهری، حسین قمری، علی شیخ الاسلامی

چکیده مقدمه: جامعۀ سالمندان به‌دلیل کاهش فعالیت و تحرک، از دست دادن دوستان و نزدیکان، کاهش حمایت‌های اجتماعی احساس تنهایی و اضطراب مرگ بیشتری را تجربه می‌کنند. لذا این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی توان‌بخشی شناختی رایانه‌محور بر انزوای اجتماعی و اضطراب مرگ سالمندان مقیم مراکز سالمندان انجام شده‌است.
روش:  روش پژوهشی حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل سالمندان مقیم مراکز سالمندان شهر‌های اردبیل و کرمان در سال 1402 بود. که از بین آن‌ها 30 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش دوازده جلسۀ 45 دقیقه‌ای توان‌بخشی شناختی رایانه‌محور دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. پرسشنامه‌های این پژوهش شامل اضطراب مرگ سالمند تمپلر  (1970) و انزوای اجتماعی چلپی و امیرکافی  (1383) بود.  داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره، آزمون t مستقل و نرم‌افزار SPSS-26  مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها:  برآیند‌ها و نتایج پژوهش در دسترس نشان داد که توان‌بخشی شناختی رایانه‌محور بر انزوای اجتماعی سالمندان اثربخش بوده (P>0.001) و بر اضطراب مرگ سالمندان اثربخش نبوده است (P<0.001).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش بیانگر آن بودند که مداخلۀ توان‌بخشی شناختی رایانه‌محور را می‌توان به‌دلیل سهولت کاربرد و متنوع بودن تکالیف، برای انزوای اجتماعی سالمندان کاربردی دانست. لذا می‌توان از توان‌بخشی شناختی رایانه‌محور به‌عنوان یک روش کارآمد در جهت بهبود انزوای اجتماعی سالمندان مقیم مراکز سالمندان مورد استفاده قرار داد. همچنین یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر اثربخش نبودن این مداخله بر اضطراب مرگ سالمندان هم است، در نتیجه پیشنهاد می‌شود، پژوهش‌های بیشتر در این حیطه انجام شود.

روانشناسی اجتماعی

نقش خودپنداره و بهزیستی مدرسه در میزان خشم دانش‌آموزان پسر

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 41-52

https://doi.org/10.22034/spr.2025.461534.1955

زهرا حسین زاده ملکی، مهسا قانع، بهناز شیدعنبرانی

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی خشم پسران نوجوان بر اساس خودپنداره و بهزیستی مدرسه انجام شد. روش: حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران حدود 170 نفر بود که در نیم‌سال نخست تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهر (1999)، مقیاس خودپنداره کودکان پیرز-هریس (1969) و سیاهه 2 خشم صفت-حالت اسپیلبرگر (1999) بود. بعد از کنار گذاشتن پرسشنامه‌های ناقص، برای تحلیل داده‌ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
 یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای پیش‌بین (خودپنداره و بهزیستی مدرسه) با متغیر ملاک (میزان خشم) این پژوهش در پسران نوجوان همبستگی معناداری وجود دارد (05/0>P). در مدل پیش‌بینی حالت خشم، علاقمندی به‌مدرسه (001/0>P، 42/0-=β)، خودکارآمدی ادراک­شده تحصیلی (022/0>P، 20/0-=β) و خودپنداره (007/0>P، 22/0-=β) قادر به تبیین 29 درصد واریانس میزان خشم هستند (29/0=R2). در مدل پیش‌بینی صفت خشم، علاقمندی به‌مدرسه (029/0>P، 20/0-=β)، خودکارآمدی ادراک­شده تحصیلی (048/0>P، 18/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 33/0-=β) 17 درصد واریانس میزان خشم را پیش­بینی می­کنند (29/0=R2). در نهایت در مدل پیش‌بینی شاخص بیان خشم، علاقمندی به‌مدرسه (002/0>P، 26/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 25/0-=β) قادر به تبیین 31درصد از واریانس متغیر ملاک (میزان خشم) هستند (31/0=R2).
نتیجه­ گیری: ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﯾﻦ پژوﻫﺶ در ﻫمگرایی ﺑـﺎ ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫـﺎی پیشین ﻧﺸﺎن داد، خودپنداره و بهزیستی مدرسه در پیش‌بینی خشم حالت-صفت پسران نوجوان، ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.

روانشناسی اجتماعی

مطالعه عرضی روند تغییرات مهارت‌های اجتماعی، انگیزۀ تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 47-60

https://doi.org/10.22034/spr.2025.476209.1982

افشین افضلی، محمدرضا روشنائی، شهریار یارمحمدی واصل، رعنا قانعی، فاطمه خواجه پور، نازنین کریمی حسن آباد، فاطمه کاظمی عمید

چکیده مقدمه: دانشگاه‌ها موظف‌اند زمینه عملکرد تحصیلی مطلوب و رفع تغییرات و چالش‌های گوناگون دانشجویان را فراهنم نمایند؛ بنابراین، هدف از این پژوهش، مطالعه عرضی روند تغییرات مهارت‌های اجتماعی، انگیزه تحصیلی و ثبات قدم در دانشجویان سال اول تا سوم دانشگاه بود. روش: روش پژوهش، علی- مقایسه­ای و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی­سینا همدان در نیمسال دوم سال تحصیلی 1402-1403 بودند که در پژوهش حاضر، تعداد 310 نفر دانشجوی کارشناسی به عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند؛ به گونه‌ای که حدود یک سوم نمونه‌ها، دانشجویان سال اولی، یک سوم دانشجویان سال دومی و یک سوم دیگر دانشجویان سال سومی بودند. برای جمع­آوری داده­ها از مقیاس‌های مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و استقامت و پایداری-فرم کوتاه داکورث و همکاران (2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین دانشجویان سال اول، دوم و سوم دانشگاه از نظر متغیرهای مهارت‌های اجتماعی و انگیزه تحصیلی تفاوت معنی­داری وجود دارد (01/0P<)؛ به این صورت که مهارت‌های اجتماعی و انگیزه تحصیلی در دانشجویان سال سوم بیشتر از دانشجویان سال اول و دوم و در دانشجویان سال اول کمتر از دانشجویان سال دوم و سوم بوده است. همچنین بین میانگین سه گروه دانشجویان در رابطه با مولفه ثبات قدم تفاوت معناداری مشاهده نشد (322/0=P). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش، بهتر است در جهت افزایش انگیزش تحصیلی، بهبود مهارت‌های اجتماعی و تقویت ثبات قدم در بین دانشجویان ورودی‌های مختلف، به خصوص دانشجویان ورودی جدید، برنامه‌ریزی مناسبی توسط مراکز مشاوره دانشگاه‌ها و انجمن‌های دانشجویی صورت گیرد.

روانشناسی اجتماعی

نقش تعدیل‌کنندگی جنسیت در رابطة دین‌داری، خوش‌بینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در استان خوزستان

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 61-72

https://doi.org/10.22034/spr.2025.474383.1977

هیفا بریهی، ایمان ممبینی

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین نقش تعدیل‌کنندگی جنسیت در رابطۀ دین‌داری، خوش‌بینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در ساکنان استان خوزستان انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی‌- همبستگی است. براساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال 1395 برابر با 4710509 نفر بوده که جامعه پژوهش در این مطالعه شامل تمام ساکنان استان خوزستان بر اساس این اطلاعات بوده که  از میان آن‌ها با استفاده از فرمول کوکران 1067 نفر به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای در سال 1399 تا 1400 در 27 استان خوزستان انتخاب شدند. در این مطالعه از مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، پرسش‌نامه دین‌داری گلارک و استارک، (1965)، آزمون جهت‌گیری زندگی شییر و کارور (1985) و پرسش‌نامه حمایت اجتماعی زیمت و فارلی (1988) استفاده شد. به‌منظور بررسی آماری داده‌ها از تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته‌ها: بر‌اساس ضریب همبستگی پیرسون بین نمرۀ متغیّرهای پیش‌بین با رضایت از زندگی در شرکت‌کنندگان ارتباط آماری مثبت و معنادار بود (01/0 p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که دین‌داری، خوش‌بینی و حمایت اجتماعی توانایی پیش‌بینی 37 درصد از رضایت از زندگی را دارند. همچنین‌ تعدیل‌کنندگی جنسیت در رابطۀ بین متغیرهای دین‌داری، خوش‌بینی، حمایت اجتماعی و رضایت از زندگی در مشارکت‌کنندگان تأیید شد؛ بدین‌معنا که تأثیر متغیرهای دین‌داری، خوش‌بینی، حمایت اجتماعی بر رضایت از زندگی ساکنان استان خوزستان در دو گروه زنان و مردان متفاوت بود. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش، رضایت از زندگی در شرکت‌کنندگان بیشتر از همه از حمایت اجتماعی متأثر است. بنابراین‌ یافته‌های این مطالعه افزون بر توسعه دادن ادبیات و پیشینه مربوط به متغیرها، همچنین بر اقدامات و تصمیمات و سیاست‌های مدیران و سرمایه‌گذاران تأثیرات مطلوبی به‌جای بگذارد.

روانشناسی اجتماعی

ارزیابی مدل کیفیت زندگی بر اساس مؤلفه‌های سرمایه روانشناختی با میانجی‌گری حمایت اجتماعی ادراک-شده و باورهای مذهبی در زنان سرپرست خانوار

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 75-96

https://doi.org/10.22034/spr.2025.470976.1970

ابراهیم نامنی، ملیحه صالحی

چکیده مقدمه: تحولات زیستی و اجتماعی انسان، افزایش آمار طلاق، افزایش مصرف مواد و عوامل دیگر، روند صعودی سرپرستی زنان را گسترش داده است؛ در نتیجه مطالعه مؤلفه­هایی همچون کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار حائز اهمیت است،. همچنین، با توجه به آنکه مؤلفه­هایی همچون حمایت اجتماعی و یاورهای مذهبی به عنوان یک عامل محافظت کننده و حمایتی عمل می­کند، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک­شده و باورهای مذهبی در رابطه مؤلفه­های سرمایه روانشناختی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات بنیادی و از منظر روش شناسی، توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد مشهد در پاییز و زمستان 1402 بود. از جامعه مذکور 200 زن سرپرست خانوار به روش نمونه­گیری دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، پرسشنامه­های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، باورهای مذهبی جورج (1998) و حمایت اجتماعی ادراک­شده زیمت و همکاران (1988) بود. در ﺳﻄﺢ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ از روش همبستگی پیرسون و همچنین تحلیل مسیر با نرم افزار آموس استفاده شد. یافته­ ها: یافته­ ها نشان می­دهد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (18/0β=) بر کیفیت زندگی معنی­دار نیست (05/0<p-value)؛ همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (23/0β=) بر باورهای مذهبی و باورهای مذهبی(08/0β=) بر کیفیت زندگی نیز معنی­دار نیست (05/0<p-value). اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (94/0β=) بر حمایت اجتماعی و نیز اثر مستقیم حمایت اجتماعی(81/0β=) بر کیفیت زندگی معنی­دار است (01/0>p-value). یافته­ها نشان می­دهد که حمایت اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی  (76/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد (01/0>p-value)؛ ولیکن، باورهای مذهبی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (018/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار ندارد (05/0<p-value). نتیجه­ گیری: با استفاده از نتایج حاصل می­توان اینگونه نتیجه گرفت که گروه­های حمایتی و انجمن­هایی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد می­تواند منجر به ارتقاء مؤلفه­ های امید، خوش­بینی، تاب-آوری و خودکارآمدی شده و در نهایت کیفیت زندگی زنان را ارتقاء دهد.

روانشناسی اجتماعی

کشف و شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری: یک مطالعه داده بنیاد

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 97-110

https://doi.org/10.22034/spr.2024.468666.1968

سمانه رضایی، روشنک خدابخش پیرکلانی، زهره خسروی

چکیده مقدمه: شیوع روز افزون طلاق خاکستری در جامعه و پیامدهای این نوع طلاق ضرورت شناسایی عوامل مؤثر بر این پدیده را دوچندان کرده است، از این رو پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه کیفی به شناسایی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری پرداخته است. روش: روش پژوهش حاضر کیفی  و از نوع طرح­های داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان و مردان بالای 50 سال و روانشناسان و مشاوران و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1402 تشکیل می ­دادند. در این مطالعه حجم نمونه پس از رسیدن به اشباع نظری برابر با 21 نفر تعیین شد که شامل 8 نفر روانشناس، 4 نفر جامعه شناس و 9 نفر زن و مرد بالای 50 سال بود که این افراد با روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شده بودند. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد، همچنین برای تجزیه و تحلیل داده­ها از استراتژی اشتراوس و کوربین و نرم افزار MAXQDA-2020 استفاده گردید. یافته­ ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که پس از کدگذاری ۳۸ مقوله استخراج شد و این مقولات ۱۵ کد محوری را تشکیل می­دادند که در قالب کد انتخابی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند. نتیجه‌گیری:  با توجه به نتایج پژوهش به نظر می‌رسد که شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری می‌تواند باعث افزایش آگاهی زوجین، متخصصان  و مداخله‌گران حوزه طلاق خاکستری شود و بستر لازم را برای انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد در زمینه طلاق خاکستری ارتقا دهد.

روانشناسی اجتماعی

اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت‌های تعاملی والدین در خانواده‌های فرزندپذیر

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 111-126

https://doi.org/10.22034/spr.2025.463970.1961

مهرانا پرچمی، منصوره بهرامی پور

چکیده مقدمه: حضانت و سرپرستی کودک از جمله امور حساس و پراهمیت در حوزه نهاد خانواده به شمار می‌آید و پیداست که سرپرستی و تربیت کودک، سعی و زحمت فراوانی را مطالبه می‌کند. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­ های فرزندپذیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع نیمه­ آزمایشی و طرح دو گروه آزمایش و کنترل ناهمسان با پیش­ آزمون، پس ­آزمون و دوره پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل کلیه خانواده­ های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی ­سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به شیوه نمونه­ گیری هدفمند تعداد 40 نفر از بین مراجعه کنندگان به مراکز نگهداری کودکان بی ­سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفر (20نفر آزمایش) و (20 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه­های ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)؛ مهارت­های تعاملی والد- کودک پیانتا (1394) و آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)، طی 10 جلسه 90 دقیقه­ای بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­های تکراری تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت­های تعاملی والدین در خانواده­ های فرزندپذیر موثر است (01/0p<). نتیجه­ گیری: بنابراین می‌توان نتیجه گرفت مداخله فرزندپروری آگاه بر آسیب درمانی مناسب جهت کاهش ترومای دوران کودکی و افزایش مهارت­های تعاملی والدین است. بر این اساس پیشنهاد می­گردد برنامه اختصاصی همچون آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب در راستای اثرات ناشی از آسیب­های فرزندپروری در خانواده­ های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود.

روانشناسی اجتماعی

ارائه الگوی ساختاری پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی گری هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 127-144

https://doi.org/10.22034/spr.2025.454863.1945

ستاره منصور، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، lمهرداد ثابت

چکیده مقدمه: هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای گوناگون مرتبط به نظر می‌رسند، به همین جهت این پژوهش به پیش بینی قصد رفتاری اهدای خون بر اساس هنجار اخلاقی و میانجی هویت در اهداکنندگان خون در شهر تهران می‌پردازد. روش: در این تحقیق ۳۱۶ نفر از اهداکنندگان خون در چهار مرکز انتقال خون در شهر تهران در۱۴۰۰ – ۱۳۹۹ انتخاب شدند که از این افراد، 194 نفر زن، 122 نفرمرد و 207 نفر سابقه اهدای خون داشتند. میانگین سنی آنها ۴۱/۳۱ سال بود. همچنین از روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس، پرسش نامه های سبک هویت برزونسکی( برزونسکی، ۱۹۸۹) و هنجارهای اخلاقی محقق ساخته (۱۳۹۹) استفاده شد و داده ها با مدل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS 21.0   مورد تحلیل قرارگرفت.  یافته‌ها: ضریب همبستگی بین قصد رفتاری اهدای خون با هنجار اخلاقی (15/ 0) و هویت (28/ 0)، ضریب مسیر مستقیم، غیرمستقیم و کل هنجار اخلاقی و ضریب مسیر مستقیم هویت به قصد رفتاری اهدای خون به ترتیب (B = ۲۱/۰ ،۱۰/۰  ،31/ 0 ،۱۸/۰) در سطح 01/0 معنادار است. ضریب تعیین مسیر نیز 22/0 بود. نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط هویت و هنجار اخلاقی در پیش بینی رفتارهای مستمر، می توان به اهمیت نقش این دو متغیر در انگیزه افراد به اهدای خون پی برد و برای جذب داوطلبانه اهداکنندگان این عوامل را مورد توجه قرار داد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی با قلدری سایبری: نقش میانجی‌گر همدلی

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 161-176

https://doi.org/10.22034/spr.2025.464545.1962

زهرا خزایی، آسیه مرادی، کامران یزدانبخش

چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن نقش زیادی در توانایی درک و تفسیر رفتار دیگران دارند و می­توانند با بهبود همدلی به کاهش قلدری سایبری کمک کنند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کارکردهای اجرایی و نظریه ذهن با قلدری سایبری انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش­ آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1400-1401بود که از بین آن­ها تعداد 400 نفر به روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شد. از مقیاس بهره همدلی بارون–کوهن (2003)،مقیاس نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی (2012)، مقیاس تجربه قلدری و قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶) و آزمون ذهن‌خوانی از طریق تصویر چشم بارون-کوهن و همکاران (2001) برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ­ها از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته­ ها: مطابق نتایج بین نظریه ذهن و قلدری سایبری(01/0 ≥p)، بین نقص کارکردهای اجرایی و همدلی(01/0 ≥p) و بین همدلی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین نقص کارکردهای اجرایی و قلدری سایبری(01/0 ≥p) و نیز بین نظریه ذهن و همدلی(01/0 ≥p) رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین نقش میانجی­گر نسبی همدلی در رابطه بین نظریه ذهن و قلدری سایبری و در رابطه بین کارکرد اجرایی و قلدری سایبری تأیید شد. نتیجه­ گیری: نتایج‌ نشان داد‌ کودکانی‌ که‌ نظریه‌ ذهن و کارکردهای اجرایی ‌ضعیفی‌ دارند به‌ احتمال بیشتر به‌­سمت‌ قلدری کشیده می‌­شوند؛ زیـرا مهـارت­های نظریـه‌ی ذهن و کارکردهای اجرایی تعاملات متقابل‌ اجتماعی‌ را سازماندهی‌ می‌کنند. درک ضعیف‌ نیات و هیجانات دیگران و نقص در کارکردهای اجرایی ممکن‌ است‌ توانایی‌ کودکان در زمینه‌ی تشخیص‌ علائم‌ و سرنخ‌های اجتماعی‌ که‌ بیانگر روابط‌ دوجانبه‌ است،‌ را به‌ خطر بیندازد و آن­ها را در معرض قربانی‌ یا قلدربودن قرار دهد.

روانشناسی اجتماعی

رابطه سبک‌های اسنادی و هویت با مسئولیت‌پذیری: نقش میانجی ادراک شایستگی

دوره 14، شماره 56، زمستان 1403، صفحه 177-195

https://doi.org/10.22034/spr.2025.476277.1983

نسرین مظفرثانی آذر، تورج هاشمی نصرت آبادی، فاطمه نعمتی سوگلی تپه

چکیده مقدمه: چالش‌های اجتماعی و تحصیلی امروزی اهمیت بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت‌پذیری را افزایش داده است. این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه‌ای ادراک شایستگی در رابطه بین سبک‌های اسنادی و هویت با مسئولیت‌پذیری انجام گرفت. روش: این پژوهش، با توجه به اهداف، از نوع بنیادی و با توجه به شیوه جمع­ آوری داده­ ها از نوع توصیفی- همبستگی و با توجه به زمان، از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن‌ها ۳۷۸ نفر به‌صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس کنترل درونی و بیرونی راتر (1966)، پرسشنامه سبک هویت برزونسکی (1992)، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (1982) و پرسشنامه مسئولیت‌پذیری گاف (1986) استفاده شد. داده‌ها با استفاده ازمدل معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک اسناد درونی و هویت اطلاعاتی و هنجاری تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت‌پذیری و ادراک شایستگی داشتند، درحالی‌که سبک اسناد بیرونی و هویت اجتنابی تأثیر منفی و معنادار نشان دادند (0/05>p) همچنین، اثر غیرمستقیم سبک­ اسناد درونی، سبک­های هویت اطلاعاتی و هنجاری بر مسئولیت ­پذیری به واسطه ادراک شایستگی مثبت و معنی­دار است (0/05>p) و اثر غیرمستقیم سبک اسناد بیرونی و سبک هویت اجتنابی بر مسئولیت­پذیری به واسطه ادراک شایستگی منفی و معنادار است (0/05>p) . نتیجه‌گیری: تقویت سبک‌های اسناد درونی و هویت‌های اطلاعاتی و هنجاری با افزایش ادراک شایستگی، مسئولیت‌پذیری را ارتقا می‌دهد، درحالی‌که سبک‌های اسناد بیرونی و هویت اجتنابی این ویژگی را تضعیف می‌کنند. یافته‌ها بر اهمیت عوامل روان‌شناختی در برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای تأکید دارند.