نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه دپژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا ایران تهران
2 استاد یار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا تهران ایران
3 روان شناسی علوم تربیتی ، دانشگاه خوارزمی، ایران تهران
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: This research aimed to look at the impact of academic success and identity on Internet addiction, with depression acting as a moderator. In terms of design and descriptive-correlation method, the applied form was the least partial least squares, and the research method was structural equation modeling.
Methods:The statistical population consisted of all students at Tehran universities, and the sample size was 323 people using a random sampling system. Brzonsky (1992) Identity Styles, Chen Internet Addiction (2011), Zhong Depression (1968), and Academic Performance questionnaires were used to gather research results.
Results: According to the findings of structural equation modeling, academic success and identity explained 25% of the variance in depression and 32% of the variance in Internet addiction. Identity styles and academic success have a substantial negative impact on students' Internet addiction, while loneliness has a significant positive effect.
Conclusion. Depression acts as a moderator in the relationship between personality forms and academic success and students' Internet addiction
کلیدواژهها English
مقدمه
تعداد کاربران اینترنت در سراسر جهان تا پایان سپتامبر 2009 حدود 1،733،993،741 نفر تحمین زده شده است (گروه بازاریابی Miniwatts 2010، به نقل از ابراهیم خلیل و همکاران، 2016) در ایران آمار نشان میدهد که تا پایان خردادماه ۹۹ بالغ بر ۷۸ میلیون و ۸۶ هزار و ۶۶۳ نفر در ایران از کاربران و مشترکان اینترنت هستند(خبرگزاری مهر). رشد فزاینده کاربران اینترنت و موضوع اعتیاد آنلاین نگرانیهای زیادی را نسبت به تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و فردی افراد برانگیختهاست. در برخی مواقع کاربران زمان زیادی را در فضای مجازی سپری میکنند بطوریکه مشکلاتی در سیر زندگی معمولی آنان ایجاد میشود. اختلال اعتیاد به اینترنت که برای اولین بار از سوی ایوان گلدبرگ در سال 1995 مطرح شد نوعی وابستگی به اینترنت و پدیدهای مزمن و فراگیر است که آسیبهای جدی جسمانی، مالی، خانوادگی و روانی را در پی دارد (حسنزاده و همکاران، 1391). یونگ[1] و روگرس[2] (2012) معتقدند از دست دادن کنترل در استفاده از اینترنت منجر به رفتارهای غیر قابل کنترل میشود، که مشکلاتی را در زندگی روزمره کاربران سبب شده و روابط آنان را تحت تأثیر قرار میدهد(ابراهیم خلیل، 2016)، محققان اعتیاد به اینترنت را یک مشکل بزرگ جهاتی در بهداشت عمومی میدانند(هسیه، 2019). استفاده بیش از حد از اینترنت که به آن استفاده بیرویه از اینترنت، استفاده بیمارگونه از اینترنت، اعتیاد به شبکه یا اعتیاد به اینترنت نیز گفته میشود، باعث ایجاد مشکلاتی در محل کار و زندگی اجتماعی میشود(ونگ[3] و همکاران، 2003؛ بحرینیان[4] و همکاران، 2014؛ کومارک[5] 2018).
هر چند در شرایط اپیدمی کرونا، استفاده از اینترنت گستردگی بیشتری پیداکرده و دانشآموزان از همان سال نخست ناگزیر از استفاده اینترنت هستند اما این مسئله در بین دانشجویان بطور اعتیاد به اینترنت ظهور یافته است. دانشجویان برای اهدافی همچون استفاده از کتابخانه مجازی، انجام تحقیقات مطالعات و فعالیتهای تفریحی به استفاده از اینترنت نیاز دارند و به دلیل سهولت دسترسی بیشتر مستعد اعتیاد به اینترنت هستند (ویدیانتو[6]، گریفیتز[7]، 2006؛ نایانیکا[8]، بارموکا[9]، 2015؛ هسینه، 2019).
عملکرد تحصیلی دانشجویان میتواند تحت تأثیر میزان استفاده از اینترنت قرارگیرد. اینترنت به بخشی ضروری زندگی در میان نوجوانان تبدیل شده است و نفوذ آن یادگیری و ارتباطات اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار داده است (زنگ و همکاران، 2018). تحقیقات علائمی از آسیبهای روانی و اختلال عملکردی در اعتیاد به اینترنت را نشان میدهد (لای و همکاران، 2015). محققان بر تأثیرات منفی اعتیاد به اینترنت و عملکرد تحصیلی اشاره دارند (زنگ، 2018؛ لای و همکاران، 2015؛ هسینه، 2019). بررسیها نشان داده است که اعتیاد به اینترنت به خطراتی نظیر کاهش مهارتهای اجتماعی، جامعهپذیری و مهارتهای شناختی میانجامد. همچنین مهارتهای دیگر مانند انگیزه موفقیت و فعالیتهای روزمره زندگی میتواند تحت تأثیر استفاده بیش از حد از اینترنت قرار گیرد (ابراهیم خلیل[10]، 2016). محققان همچنین معتقدند اعتیاد نوجوانان به اینترنت منجر به پیامدهای منفی بسیاری از جمله افت عملکرد تحصیلی، روابط خانوادگی ضعیف، اختلال اجتماعی، مشکلات عاطفی و مشکلات روانی خواهد شد (کاپلان، 2003؛ کوماک و همکاران، 2018). مطالعات زنگ و همکاران (2018) نشان داده است معتادان به اینترنت نسبت به افراد غیر معتاد تأثیر منفی بیشتری در روند روزمره، عملکرد مدرسه، معلمین و والدین را تجربه میکنند. محققان همچنین دریافتند دانشآموزانی که شخصیت وابسته، کمرو، افسرده و اعتماد به نفس پایین دارند تمایل بیشتری به اعتیاد دارند. اعتیاد به اینترنت نه تنها ممکن است بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان تأثیر بگذارد بلکه میتواند دلیلی برای خودکشی در بین آنها باشد (نایانیکا، بارموکا، 2015).
طبیعی است عملکرد تحصیلی مطلوب نیازمند آرامش و سلامت روان است و هرگونه ناامنی روانی میتواند بر میزان عملکرد تحصیلی تأثیر منفی داشته باشد. افسردگی به عنوان یکی از آثار ناامنی روانی است (سواری و همکاران، 1397). محققان معتقدند اعتیاد به اینترنت همچون سایر موارد اعتیاد با علائمی همچون اضطراب، افسردگی و اختلالات عاطفی ذهنی همراه است (میرزائیان، باعزت، خاکپور، 1390) مطالعات نشان میدهد اختلال اعتیاد به اینترنت نوعی اختلال روانی اجتماعی است که از جمله ویژگیهای آن میتوان به عدم صبر، علائم انزوا و اختلالات عاطفی و قطع روابط اجتماعی اشارهکرد. بطوری که یانگ (1998) گزارش داد اکثریت قریب به اتفاق معتادان به اینترنت سابقه افسردگی و اضطراب دارند (بحرینیان و همکاران، 2014). کومارک و همکاران (2018) معتقدند با وجود مزایای اینترنت استفاده بیش از حد اینترنت میتواند عواقب منفی داشته باشد. برخی محققان معتقدند استفاده از اینترنت با افسردگی بیشتر در ارتباط است (کاپلان، 2003؛ کوماک و همکاران، 2018). نتایج مطالعات سندیک کومارک و همکاران (2018) نشان میدهد اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی تأثیر منفی دارد، بطوری که این دانشجویان گروه پرخطر، باید شناسایی و مشاوره روانشناسی ارائه شود.
نتایج مطالعات نایانیکا و بارموکا (2015) نشان میدهد دانشآموزانی که در گروههای شدید و عمیق اعتیاد به اینترنت بودند با تأثیرات مخربی بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان روبرو بودند. مطالعات ابراهیم خلیل[11] و همکاران (2016) نشان داده است ارتباط معنیداری بین زمان صرف شده در اینترنت و علائم افسردگی وجود دارد. بنابراین، یک محیط حمایتی از مشاوره باعث کاهش روانشناختی استرس و افسردگی در بین دانشجویان میشود. مطالعات بحرینیان و همکاران (1014) نشان داده است که 7/40 درصد دانشجویان اعتیاد به اینترنت داشتند. در این بررسی بین افسردگی، عزت نفس و اعتیاد به اینترنت رابطه معنیداری وجود دارد.
از سوی دیگر امروزه اینترنت بخش جدایی ناپذیر از زندگی اکثر جوانان شده است؛ در عین حال استفاده بیمارگونه و یا اعتیاد به آن به احتمال قوی میتواند با سبکهای هویتی افراد در ارتباط باشد. شکلگیری خودپنداره و هویت شخصی در دوره نوجوانی با پذیرش تغییرات جسمی، رشد شایستگیهای اجتماعی و عاطفی همراه است (هسینه، 2018). هویت آنگونه که اریکسون میگوید: احساس نسبتا پایدار از یگانگی خود (عبدی زرین و همکاران، 1388) و یا به عنوان خودپنداره فرد به حساب میآید. اختلالات هویتی میتواند به اختلالات روانی دامن زده و آسیبهای روانشناختی را سبب شود. اختلالات و اسیبهای روانی عملکرد تحصیلی را رقم خواهد زد. چین و همکاران (2019) بر این باورند که شکلگیری هویت به عنوان یک کارکرد محوری رشد تلقی می شود؛ بطوری که از اوایل کودکی شروع و در دوران بزرگسالی تثبیت می شود )کلانتری و همکاران، 1398).آنان میگویند: اختلال در هویت یکی از اجزای اصلی اختلالات شخصیت گسترده است که با افسردگی و تمایل به خودکشی در ارتباط است. شوئن معتقد است کاربران در محیط اینترنت هویتی متفاوت از ویژگیهای جسمی از خود بروز میدهند (عبدالهیان، 1388). اریکسون دوره نوجوانی را دوران هویتیابی دانسته که در سنین 19 – 12 سالگی شکل میگیرد؛ وی این دوران را دوران «وحدت هویت» در مقابل «بحران هویت» نامگذاری کرده است. وی هویت را نشانه سلامت روان و در تقابل با سردرگمی میداند (عبدی زرین، 1388). برزونسکی (2000) با تفکیک سه سبک هویتی اطلاعاتی، هنجاری و اجتنابی آنها را مرتبط با شیوههای شناختی و پردازش اطلاعات میداند. وی سبک هویت اطلاعاتی را سازگارترین سبک در راستای پردازش فعالانه و آگاهانه اطلاعات میداند (عبدی زرین و همکاران، 1388) که میتواند در عملکرد تحصیلی مؤثر باشد. مطالعات چین[12] و همکاران (2019) نشان میدهد اختلال در هویت، هویت نامحسوس و عدم هویت در ارزیابی اولیه افزایش اعتیاد به اینترنت، افسردگی قابل توجه و خودکشی تاثیر معناداری دارد. همچنین مطالعات آنان نشانداده است که خودپنداری و هویت و علائم مرزی ممکن است نقش مهمی در خطر مشکلات روحی و روانی دانشجویان داشته باشد(فرگت و همکارانف 1400). همچنین نتایج بررسیهای هیسوک و همکاران (2010) نشان داد بین هویت و استرس، بین هویت و اعتیاد به اینترنت ارتباط منفی وجود داشت اما بین استرس و اعتیاد به اینترنت همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت. عبدی زرین و همکاران (1388) نشان داده است که هویت اطلاعاتی با موفقیت تحصیلی رابطه معنادار دارد، بین سبک هویت اطلاعاتی با سبک هویت سردرگم، تعهد هویت و مشکلات روانی و افسردگی رابطه منفی و معنادار برقرار است. همچنین بین نوفقیت تحصیلی با مشکلات روانی دوران بلوغ رابطه معنادار منفی وجود دارد.
با توجه به آنچه گذشت فرضیات زیر در پژوهش حاضر قابل بررسی است:
|
افسردگی |
|
اعتیاد به اینترنت |
|
هویت |
|
عملکرد تحصیلی |
نمودار 1. مدل پژوهش
روش
از لحاظ هدف تحقیق، پژوهش حاضر کاربردی است و به لحاظ طبقه بندی بر مبنای روش، پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی با استفاده از روش الگوی علی یا معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 می باشد که از این بین تعداد 323 نفر به عنوان نمونه آماری و به روش نمونهگیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور بررسی تجربی فرضیات پژوهش و آزمون آنها از روش میدانی و با استفاده از شبکه های مجازی و توزیع پرسشنامه الکترونیکی استفاده گردید. دارای 40 گویه و 4 مقیاس شامل اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهد توسط برزونسکی (1992) طراحی شده است. پرسشنامه اعتیاد به اینترنت در 26 گویه توسط چن (2011) طراحی شده است. مقیاس های این پرسشنامه شامل علائم ترک، فقدان کنترل، مدیریت زمان، مشکلات در روابط بین فردی و تحمل است. پرسشنامه ارزیابی افسردگی توسط زونگ (1968) ساخته شده است که از 20 گویه تشکیل شده و به منظور سنجش میزان افسردگی به کار میرود. مقیاس عملکرد تحصیلی نیز توسط پرسشنامه محقق ساخته با 20 گویه مورد سنجش قرار گرفته است. پایایی ابزار مورد استفاده با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 0.717، 0.728، 0.714 و 0.828 به دست آمده است. بمنظور تحلیل فرضیات نیز از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است.
محدودیت های روش شناختی که این مطالعه با آن مواجه بوده است: اول، از آنجا که این مطالعه یک طرح مقطعی داشت، امکان تعیین چ علت یا اثری را در مورد نتایج وجود نداشت. دوم، این مطالعه در چند مدرسه انجام شد، بنابراین شرکتکنندگان ممکن است نماینده جمعیت کلی دانش آموزان نباشند. سوم، از آنجا که این مطالعه شامل بررسی پرسشنامه است، ممکن است پاسخدهندگان اطلاعاتی را که ممکن است آنها را در شرایط نامطلوب قراردهد، گزارش نکرده باشند و در نهایت، از آنجا که خدمات آنلاین موجود برای ما هر ساله تا حد زیادی تغییر میکنند، نتایج ممکن است به اندازه کافی منعکسکننده محیط اینترنت فعلی نباشند.
یافتهها
بررسی آمار توصیفی متغیرهای پژوهش نشان می دهد که میانگین میزان اعتیاد به اینترنت در بین گروه نمونه برابر با 1.97 با انحراف معیار 0.70 می باشد. همچنین میانگین میزان افسردگی پاسخگویان نیز برابر با 2.25 با انحراف معیار 0.30 می باشد. میانگین میزان سبک های هویتی پاسخگویان نیز 3.73 با انحراف معیار 0.26 محاسبه شده و در نهایت میانگین عملکرد تحصیلی گروه نمونه برابر با 3.28 با انحراف معیار 0.49 بوده است (جدول 1).
جدول 1.خلاصه شاخصهای توصیفی
|
معیار
|
میانگین |
انحراف معیار |
کمینه |
بیشینه |
کجی |
کشیدگی |
|
اعتیاد به اینترنت |
1.97 |
0.70 |
1.00 |
4.00 |
0.654 |
0.253- |
|
افسردگی |
2.25 |
0.30 |
1.55 |
3.20 |
0.403 |
0.235 |
|
سبک های هویت |
3.73 |
0.26 |
3.00 |
4.45 |
0.068- |
0.120- |
|
عملکرد تحصیلی |
3.28 |
0.49 |
1.35 |
4.55 |
0.070- |
0.624 |
بررسی نرمال بودن متغیرها نیز نشان می دهد که تمامی متغیرهای مورد بررسی یعنی اعتیاد به اینترنت، افسردگی، سبک های هویتی و عملکرد تحصیلی دارای کجی و کشیدگی بین 1+ و 1- هستند، بنابراین نرمال می باشند (جدول 1).
جدول 2. اعتبار درونی و ترکیبی و روایی تشخیصی متغیرها
|
معیار |
AVE |
CR |
اعتیاد به اینترنت |
افسردگی |
سبک های هویت |
عملکرد تحصیلی |
|
اعتیاد به اینترنت |
0.794 |
0.951 |
|
|
|
|
|
افسردگی |
0.598 |
0.856 |
0.399 |
|
|
|
|
سبک های هویت |
0.588 |
0.891 |
0.526 |
0.252 |
|
|
|
عملکرد تحصیلی |
0.591 |
0.787 |
0.360 |
0.209 |
0.180 |
|
روایی تشخیصی و واگرای مدل موردنظر در جدول (2) مورد بررسی قرار می گیرد. بدین منظور همانگونه که مشاهده می شود میانگین واریانس استخراج شده (AVE) متغیرها بالاتر از 0.5 بوده که نشان از اعتبار درونی مدل دارد و نیز پایایی ترکیبی (CR) نیز بالاتر از 0.7 می باشد، همچنین براساس شاخص HTMT به دلیل اینکه مقادیر این معیار کمتر از 0.9 می باشد روایی واگرا قابل قبول است، می توان گفت که روایی تشخصی (واگرا) مدل مورد تایید است (جدول 2 را ببینید). شکل های 2 و 3 نشان دهنده مدل پژوهش با مقادیر استاندارد شده و مقادیر آماره t می باشد.
بررسی نیکویی برازش پژوهش نشان می دهد که مدل اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک های هویت و عملکرد تحصیلی با میانجی گری افسردگی از برازش خوبی برخوردار است. زیرا با توجه به متوسط ضریب تعیین متغیرهای وابسته برابر 0564 و نیز متوسط ضریب حشو یا افزونگی متغیرها برابر 0.347 و در نتیجه معیار GOF که توسط تننهاوس و همکاران (2004) ارائه شده است برابر 0.442 به دست آمده است، که نشان دهنده برازش مناسب مدل پژوهش است.
جدول 3. آزمون نیکویی برازش
|
متوسط ضریب تعیین |
متوسط ضریب حشو یا افزونگی |
نیکویی برازش |
|
0.564 |
0.347 |
0.442 |
شکل 2. مدل پژوهش با مقادیر استاندارد شده
شکل 3. مدل پژوهش با مقادیر آماره T
جدول4. آزمون فرضیات تحقیق
|
ردیف فرضیه |
متغیر مستقل |
متغیر میانجی |
متغیر وابسته |
ضریب تاثیر |
آماره t |
سطح معناداری |
نتیجه |
|
1 |
عملکرد تحصیلی |
- |
اعتیاد به اینترنت |
0.125- |
2.760 |
0.003 |
تایید فرضیه |
|
2 |
عملکرد تحصیلی |
- |
افسردگی |
0.135- |
2.483 |
0.012 |
تایید فرضیه |
|
3 |
عملکرد تحصیلی |
افسردگی |
اعتیاد به اینترنت |
0.209- |
1.979 |
0.048 |
تایید فرضیه |
|
4 |
سبک های هویتی |
- |
اعتیاد به اینترنت |
0.263- |
3.058 |
0.000 |
تایید فرضیه |
|
5 |
سبک های هویتی |
- |
افسردگی |
0.178- |
2.333 |
0.008 |
تایید فرضیه |
|
6 |
سبک های هویتی |
افسردگی |
اعتیاد به اینترنت |
0.142- |
2.001 |
0.046 |
تایید فرضیه |
|
7 |
افسردگی |
- |
اعتیاد به اینترنت |
0.244 |
3.277 |
0.000 |
تایید فرضیه |
بررسی فرضیه اول نشان می دهد که عملکرد تحصیلی با ضریب تاثیر 0.125- و مقدار آماره t برابر 2.760 و سطح معناداری کمتر از 0.05 بر اعتیاد به اینترنت تأثیر معنی داری دارد. همچنین بررسی فرضیه دوم نشان میدهد که عملکرد تحصیلی با ضریب تأثیر 0.135- و مقدار آماره t برابر 2.483 و سطح معناداری کمتر از 0.05 بر افسردگی تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان میدهد افسردگی در رابطه عملکرد تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با ضریب غیرمستقیم 0.209- اثر میانجی را ایفا میکند (جدول 4). نتایج حاصل از فرضیه چهارم نشان میدهد سبکهای هویتی با ضریب تأثیر 0.263- و مقدار آماره t برابر با 3.058 و سطح معناداری کمتر از 0.05 بر اعتیاد به اینترنت تأثیر معناداری دارد. بررسی فرضیه پنجم نشان می دهد سبکهای هویتی با ضریب تأثیر 0.178- و مقدار آماره t برابر 2.333 و سطح معناداری کمتر از 0.05 بر افسردگی تأثیر معنی داری دارد. همچنین با نگاهی به نتایج در مییابیم افسردگی در رابطه سبک های هویتی و اعتیاد به اینترنت با ضریب غیرمستقیم 0.142- اثر میانجی را ایفا میکند (جدول 4). در نهایت نیز نتایج نشان میدهد که افسردگی با ضریب تأثیر 0.244 و مقدار آماره t برابر با 3.277 و سطح معناداری کمتر از 0.05 بر اعتیاد به اینترنت تأثیر معناداری دارد (جدول 4).
بحث و نتیجهگیری
اینترنت ابزاری است که فرایند آموزش، یادگیری و ارتباط را تسهیل میکند، با توجه به این که از یک سو، دسترسی به اینترنت (کامپیوتر، تلفن همراه و تبلت های دیجیتال) به طور چشمگیری در حال گسترش است و از سوی دیگر، پتانسیل عظیمی که این ابزار برای انتقال اطلاعات، تبادل محتوا و برقراری ارتباط با دیگران دارد، میتواند برای کیفیت زندگی افراد مفید باشد، اما ممکن است زمانی که استفاده از آن کنترل نشود، تهدید بالقوه به شمار آید. با در نظر گرفتن تغییرات سریعی که در جامعه در رابطه با استفاده از اینترنت رخ میدهد، نه تنها در جنبههای مثبت، مانند در دسترس بودن بیشتر مطالعه و مواد مرجع، فرصتهای اشتغال، آموزش و پرورش منعکس میشود، استفاده کنترلنشده آن میتواند تأثیر منفی همچون وابستگی و قرار گرفتن در معرض مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد به اینترنت، کاهش تعاملات اجتماعی و مشکلات روانشناختی بر نوجوانان، جوانان بزرگسال داشته باشد.
براساس یافتههای پژوهش حاضر مشخص شد بین اعتیاد به اینترنت، عملکرد تحصیلی و سبکهای هویتی رابطه معناداری وجود دارد و افسردگی نیز به عنوان متغیر میانجی روابط بین عملکرد تحصیلی و سبکهای هویت را تسهیل میکند. بنابراین، درنظرگرفتن این عوامل در طراحی دقیق مداخلات توسط مؤسسات آموزشی از اهمیت ویژهای برخورداراست و باید برنامه ریزی به گونهای باشد که منجر به استفاده مطلوب از اینترنت به نفع عملکرد تحصیلی ترویج شود. تحقیقات گستردهتر، همچنین پژوهشهای طولی در آینده، منجر به درک عمیقتر این نتایج میشود.
اعتیاد به اینترنت را به عنوان یک تهدید مهم بهداشت عمومی شناسایی شده است( تریپادی، 2017)، اما با وجود تحقیقات روزافزون در این حوزه، تاکنون، کمتر واکنش رسمی به این موضوع مشاهده شده است و بحث در مورد اینکه آیا باید اعتیاد به اینترنت را به عنوان یک اختلال روانی تعیین نمود یا خیر، ادامه دارد. بنابراین، توسعه تحقیقات چندجانبه به منظور پیشرفت آموزش عمومی، تشخیص و درمان در این حوزه حیاتی است(کش، را، استیل و ویلکر، 2012).
مطالعات نشان دادهاند اعتیاد به اینترنت پدیده ای چندبعدی است(زنب و همکاران، 2021)؛ و با عوامل مختلفی همچون عوامل اجتماعی-جمعیتی همچون، سن (داشتن سن، جنس، برقراری ارتباطات)؛ عوامل مرتبط با نحوه دسترسی به اینترنت (گدام و همکاران، 2017)؛ عوامل روانشناختی و بالینی( همچون، عملکرد تحصیلی پایین، عزت نفس پایین و مشکلات بی خوابی)( کیتازوا و همکاران، 2018) و علاوه بر این، بیماریهای روانشناختی( همچون، افسردگی، اضطراب و بیش فعالی)( جان و چیو، 2015) مرتبط است.
به منظور بررسی مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اعتیاد به اینترنت ضرورت داشت، با مراجعه به تحقیقات انجام شده، مؤثرترین متغیرها را انتخاب و تأثیر این متغیرها را بر این پدیده در حال رشد مطالعه نمود. در پژوهش حاضر، باتوجه به پیشینه پژوهشی موجود در زمینه اعتیاد به اینترنت الگویی تدوین گردید و با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد آزمون قرارگرفت. هدف از این پژوهش، پس از طراحی و تدوین الگو پیشنهادی، برازش دادن الگویی ساختاری از روابط بین متغیرها بود. بررسی شاخصهای برازش به دست آمده از مدل، نشان داد، الگو از برازندگی مطلوبی برخوردار است. همچنین یافتههای تحقیق حاکی از این موضوع است که متغیر عملکرد تحصیلی و هویت هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از طریق تأثیر بر متغیر میانجی افسردگی بر اعتیاد به اینترنت تأثیر دارد.
آکتر( 2013) معتقد است، عملکرد تحصیلی مهمترین پیشبینیکننده اعتیاد به اینترنت است. دانشآموزان ضعیف تمایل اندکی برای صرف زمان برای تکالیف درسی دارند، بنابراین زمان زیادی را در فعالیتهای آنلاین سپری میکنند و همین امر منجر به اعتیاد به اینترنت در آنها می شود. از طرف دیگر، دانشآموزان تمایل دارند زمان زیادی را در فعالیتهای آنلاین سپریکنند، بنابراین، زمان مطلوب را برای صرف وقت در تکالیف تحصیلی و مطالعه را از دست میدهند؛ به علاوه اینکه، این مسأله ظرفیت یادگیرندگان را برای تمرکز بر تکالیف تحصیلی کاهش میدهد و به احتمال زیاد، تکمیل تکالیف تحصیلی تا انتهای شب به تعویق میافتد. این در حالیست که مطالعات پیشین(جاود و همکاران، 2020؛ کومار و همکاران، 2018؛ یانگ، 1998) یافتههای این پژوهش را حمایت میکنند و تأیید میکنند عملکرد تحصیلی عاملی کلیدی در اعتیاد به اینترنت است.
هم سو با دستاورد پژوهش حاضر مطالعات تأیید میکنند محیطها و فعالیتهای تحصیلی، موقعیت هایی چالش برانگیزی هستند. تکالیف درسی، پروژههای تحصیلی، امتحانات مختلف، فعالیتهای فوقبرنامه درسی، فشار روانی قابل توجهی به همراه دارند و در این شرایط، پیشرفت تحصیلی مطلوب تا حد زیادی به سلامت دانشآموز و مدیریت زمان و درگیری شناختی[13] او با تکالیف درسی بستگی دارد(کاردنانس و همکاران، 2019)؛ بنابراین یادگیرندگان برای رهایی از این فشار روانی حاصل از محیط های تحصیلی به محیط های اینترنتی پناه می آورند که این امر یک دور باطل را ایجاد می کند و در اثر آن استرس تحصیلی و اعتیاد به اینترنت یکدیگر را ارتقا میدهند. یادگیرندگان برای کاهش استرس تحصیلی به اینترنت تکیه میکنند و باعث میشوند آنها بیش از حد از اینترنت استفادهکنند. این امر تضعیف روابط اجتماعی آنها را به همراه دارد. از طرفی، زوال روابط بین فردی در دنیای واقعی و اینترنت، استرس بیشتری را به وجود میآورد که این امر استرس تحصیلی را تشدید میکند و افراد با پنهان کردن خود در اینترنت سعی میکنند استرس خود را تسکیندهند(سکی و همکاران، 2019). این ارتباط در دراز مدت منجر به تضعیف عملکرد تحصیلی و به دنبال آن صرف زمان بیشتر در محیطهای اینترنتی میشود. علاوه بر این، اعتیاد به اینترنت به طور قابلتوجهی با کاهش اشکال دیگر روابط اجتماعی همراه است و کاهش روابط اجتماعی، تنهایی و انزوا را دنبال دارد(کانان و همکاران، 2012). این در شرایطی است که، ارتباط با دوستان و خانواده استرس را کاهش داده و منجر میشود افراد به میزان کمتری به محیطهای اینترنتی پناه ببرند(چو و همکاران، 2010).
بر اساس مطالعه حاضر، متغیر هویت به صورت مستقیم بر اعتیاد به اینترنت اثرگذار است. تأثیر غیرمستقیم این متغیر بر اعتیاد به اینترنت از طریق متغیر میانجی افسردگی نیز معنادار است. وجود رابطه بین هویت و اعتیاد به اینترنت در نتایج پژوهشهای، اگبریا و همکاران(2019)؛ سیناترا و همکاران(2016) و مرسانبل(2014) بهدست آمدهاست. انواع مختلف سبکهای هویت به طور متفاوت با مجموعهای از رفتارهای پرخطر همچون اعتیاد به اینترنت، در ارتباط هستند(دومان و همکاران، 2019).
مطالعه حاضر نشان داد رابطه منفی بین وضعیت هویت موفق و معوق با اعتیاد به اینترنت وجود دارد و با تحقیقات چن و همکاران(2019) و موناکیس و همکاران(۲۰۱۷)همخوانی دارد. افراد دارای هویت موفق و معوق، یک خود سازمانیافته[14] دارند که منجر به توانایی شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و درگیرشدن در تصمیمگیری موثر و استراتژیهای حل مسأله میشود( آگبریا و همکاران، 2019). از طرف دیگر، افراد دارای این سبکهای هویتی(سطح بالا)، نسبت به افراد دارای تعهد هویت پایین (پراکنده و هنجاری)، در رفتارهای پرخطر کمتر درگیر میشوند (دوماس و همکاران ۲۰۱۲). به عنوان مثال، استفانسکو و همکاران (۲۰۰۷) در پژوهش خود دریافتند همبستگی مثبت و معناداری بین مقیاسهای استفاده از اینترنت مرتبط با اعتیاد به اینترنت و وضعیت هویت پایین وجود دارد. به علاوه اینکه، افراد دارای سبک هویت موفق و معوق در انتخاب و تصمیمگیری های خود متعهدانه عمل میکنند؛ به این ترتیب که، این فراد دارای اهداف، ارزشها و باورهای شخصی خودساخته ای هستند که احساس هدفمندی و خودتنظیمی و عزت نفس را برایشان به همراه دارد. بنابراین، در دستیابی به اهداف و علایق شان از پشتکار و تاب آوری بالایی برخوردارند و در مواجه با چالشها نه تنها ناامید نمیشوند، بلکه با آن مواجه شده و حل مسأله میکنند و برای فرار از این موقعیتها درگیر رفتارهای پرخطر نمیشوند(برزونسکی و کنی، 2019). این ویژگیها با رفتارهای کنترلشده، برنامهریزیشده و عدم رفتارهای تکانشی در ارتباط هستد؛ بنابراین، در میان افرادی که سبک هویت سطح بالایی برخوردارند، انتظارمیرود استفاده از اینترنت، مانند سایر رفتارها، بیشتر کنترلشود و بر کارهای واقعی و ابزاری متمرکز شوند (کو و همکاران، 2014). کری و پر(2016) بیان داشتند، افراد دارای سبک هویت موفق و معوق، تفکر آینده گرا، خودتابآوری بالا و اعتماد به مکانیزمهای دفاعی بالغانه دارند که توجه مثبت و بهزیستی روانشناختی را افزایش می دهد و آنها به میزان کمتری در معرض مشکلات سلامت روان همچون افسردگی قرار می گیرند.
همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد رابطه مثبت و معناداری بین سبک هویت پراکنده و هنجاری (منزلتهای هویت پایین) با اعتیاد به اینترنت وجود دارد. افراد دارای سبک هویت پراکنده و هنجاری که یک از وجوه تمایز آنها عدم جستجوگری و کاوش برای ایجاد یک هویت منسجم و موفق می باشد است، ارتباط معناداری را با میزبانی از علائم روانشناختی منفی و رفتارهای پرخطر نشان میدهند(گاوریل فریدز و همکاران، ۲۰۱8). یافتههای حاضر با مطالعات قبلی همخوانی دارد که نشاندهنده همبستگی مثبت بین وضعیت هویت پایین و اعتیاد به اینترنت است (موناکیس و همکاران ۲۰۱۷؛ دوماس و همکاران، 2012).
پژوهشهای برزونسکی و کینی، 2019؛ برزونسکی، 2011 و برزونسکی و لیکس، 2008؛ نشان میدهند افراد دارای سبکهای هویتی مغشوش و هنجاری از یک سو، از مواجهشدن با تجربیات و احساسات ناخوشایند اجتناب میکنند و اطلاعات نامطلوب بالقوه مربوط به خود را فیلتر میکند. این امر منجر به به خودآگاهی محدود و حس پراکنده نسبت به خود در این افراد میشود و از سوی دیگر، تلاشهای مداوم این افراد برای سرکوب یا اجتناب از رویدادهای ناخوشایند احتمالا مانع عملکرد شخصی و دنبالکردن اهداف بلند مدت خواهد شد، که انتقاد از خود، به تعویقانداختن تکلیف و اهداف، عزتنفس پایین، و دورههایی از افسردگی را به همراه دارد. سیتون و بیمونت( 2014) معتقد هستند دانشآموزان دارای سبک هویت سردرگم و هنجاری تمایل بر خود ناتوانسازی، راهبردهای مقابلهای ناسازگارانه، و مکانیزمهای دفاعی رشد نیافته دارند، که پیگیری هدف، توجه مثبت به خود مثبت و احساس اثربخشی شخصی را تضعیف میکند.
دانشآموزانی که دارای سبک های هویت سطح پایین( مغشوش و هنجاری) هستند، ایده سخت و محکمی از نقشها و ارزشهای خود دارند، به احتمال زیاد از اینترنت به عنوان جایگزینی برای تجربیات اجتماعی واقعی استفاده میکنند، که این امر به دلیل دشواری و اضطراب مربوط به مقابله با عوامل استرس زای روزانه است. برای این افراد، اینترنت ممکن است نشاندهنده فرصتی برای کشف جهان به شیوهای ایمن باشد، بدون ترس از مواجه شدن که مشخصه هویت آنها است (مارسیا ۱۹۸۰). اینترنت ممکن است افراد با یک وضعیت هویت پایین را قادر سازد تا هویت خود را پنهانکنند، خود را به عنوان هر هویتی که میخواهند ارائه دهند، و با هویتهای مختلف برای یادگیری آنچه که از نظر اجتماعی مطلوب است، آزمایش کنند (گراس ۲۰۰۴؛ کندی ۲۰۰۶؛ والکنبرگ و پیتر ۲۰۰۸؛ والکنبرگ و همکاران ۲۰۰۵). بنابراین، این افراد میتوانند هویت ایدهآل خود را در اینترنت ارائهدهند و در ارائه هویت خود سیال باشند، که بیشتر با مفهوم خود نابالغ و کمتر شکلگرفته آنها سازگار است اگرچه استفاده مداوم از الگوهای هویت جعلی ممکن است به لحاظ روانی به افراد آسیب برساند (کندی ۲۰۰۶؛ والکنبرگ و پیتر ۲۰۰۸؛ وارد ۲۰۰۱)، به شیوهای که ممکن است به ارتباط بین وضعیت هویت پایین و اعتیاد به اینترنت کمککند (مولیس و همکاران ۲۰۰۷). علاوه بر این، استفاده بیش از حد از اینترنت ممکن است قرار گرفتن در معرض تأثیرات منفی اجتماعی را افزایشدهد و به شکلگیری هویت فرد آسیب برساند. بنابراین، نوجوانان ممکن است شروعکنند به درنظرگرفتن اینترنت به عنوان ابزاری که به آنها کمکمیکند تا از مسئولیتهای زندگی واقعی خود و هویت واقعی خود اجتناب کنند.
متغیر افسردگی به صورت مستقیم بر اعتیاد به اینترنت اثرگذار است؛ با افزایش افسردگی، میزان اعتیاد به اینترنت نیز افزایش می یابد. این یافته با یافتههای حاصل از پژوهشهای سرویدیو و همکاران( 2021)؛ جاو و همکاران( 2021؛ سکی و همکاران( 2017)؛ پتری و همکاران( 2015) همسو است. پژوهشهای مختلف اثر واسطهای افسردگی را در تعامل بر عوامل دیگر همچون، حمایت اجتماعی( وو و همکاران، 2016)؛ ویژگیهای والدین( جانگ و همکاران، 2012)؛ پرخوری عصبی(تاو و همکاران، 2013) فراهم کردهاند و این نتایج همگی از نیاز به درمان افسردگی برای کاهش خطر اعتیاد به اینترنت ناشی از عوامل دیگر حمایتمیکنند.
در راستای یافتههای این مطالعه کاردناس و همکاران( 2019) بیان میکنند افسردگی یکی از عواملی است که بیشترین ارتباط را با اعتیاد به اینترنت دارا است. این در حالی است که، درخصوص ارتباط بین افسردگی و اعتیاد به اینترنت، برخی مطالعات گزارشکردهاند افراد مبتلا به افسردگی یا دیگر مشکلات سلامت روانی مستعد اعتیاد به بازیهای رایانهای و تلفن همراه هستند(الهای و همکاران، 2017 و چو و همکاران، 2010)؛ برخی مطالعات نیز تأییدکردند افسردگی عامل مهمی در استعداد به اعتیاد به اینترنت است(کاس و همکاران، 2014). لاو و همکاران(2017)، در پژوهشی طولی در خصوص اعتیاد به اینترنت اشارهکردهاند که شرکتکنندگانی که نمرات بالایی در معیارهای اعتیاد به اینترنت دارند، مستعد اعتیاد شدید به اینترنت و همچنین مشکلات سلامت روانی مانند افسردگی است. استمیتر و همکاران(2016) گزارشنمودند استفاده مداوم از اینترنت با مشکلات سلامت روان و افسردگی شدید همراه است.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانشناختی(DSM-5) در خصوص اعتیاد به استفاده از اینترنت بیانمیکند استفاده از این بازی ها منجر به فرار یا تسکین خلق منفی (به عنوان مثال احساس درماندگی، گناه و اضطراب) میشود. افراد دارای مشکلاتی همچون، استرس تحصیلی، تعارض خانوادگی، گرایش به تجربه خلق منفی دارند؛ این گرایشهای منفی بدون استراتژی مقابله کافی، تاب آوری یا حمایت اجتماعی، باقی میماند و نیاز به تسکین دارند؛ از آنجا که محیطهای اینترنتی جذاب هستند، میتوان از آن به عنوان یک روش در دسترس برای تسکین احساسات منفی استفاده نمود(ین و همکاران، 2011). بنابراین استفاده از محیطهای اینترنتی یک راه جایگزین برای رهایی از خلق منفی است و منجر میشود به اینکه افراد به رفتار بازی و خطر اعتیاد به محیط های اینترنتی اعتیاد پیدا کنند. از طرف دیگر، این امر به یک دور باطل منجر میگردد و افسردگی و اعتیاد به اینترنت میتوانند یکدیگر را تشدید نمایند؛ به این ترتیب که صرف زمان در محیطهای اینترنتی منجر به عواقب و پیامدهای منفی مانند شکست تحصیلی، از دست دادن فرصت شغلی و اختلال در عملکرد اجتماعی میشود و پناه آوردن مجدد به فضاهای اینترنتی برای تسکین خلق منفی ایجادشده در نتیجه این پیامدهای منفی آسیب زا است(وو و همکاران، 2016).
[1] .Young
[2] .Rogers
[3] .Whang
[4] .Bahrainian
[5] .Kumark
[6] .Widyanto
[7] .Griffiths
[8] .Nayanika
[9] .Barmola
[10] .Ibrahim Khalil
[11] .Ibrahim Khalil
[12] .Chen
[13]. engagment
[14]. organized ego