نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار روانشناسی دانشگاه کاشان
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه کاشان
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Investigating the factors that influence flourishing in marital life is crucial for reducing family problems, enhancing wellbeing, and improving positive functioning among couples. This study aimed to examine the relationship between teamwork skills, empathy, and self-control with couples’ flourishing, considering the mediating role of we-ness.
Method: The statistical population consisted of married men and women aged 25 to 50 in Kashan, Iran, in 2024. A sample of 356 participants was selected using convenience sampling. Participants completed the Flourishing Scale (Butler & Kern, 2016), the Toronto Empathy Questionnaire (2009), the Teamwork Skills Scale (Romero, 2022), the Self-Control Scale (Tangney et al., 2004), and the Weness Scale (TopcuUzer et al., 2021). Data were analyzed using structural equation modeling (SEM) in Amos24.
Results: SEM results indicated that the proposed model had a good fit with the data. Empathy (β = 0.280, p ≤ 0.001), self-control (β = 0.140, p ≤ 0.001), and teamwork (β = 0.269, p ≤ 0.001) directly predicted flourishing. Furthermore, weness significantly mediated the relationships of both empathy (β = 0.128, p ≤ 0.01) and teamwork (β = 0.131, p ≤ 0.01) with flourishing. However, the indirect effect of self-control on flourishing through weness was not significant.
Conclusion: Based on these findings, counselors and couple therapists can strengthen teamwork skills and empathy to enhance couples’ sense of we-ness and shared identity, thereby supporting greater flourishing in their relationships.
کلیدواژهها English
شکوفایی[1]، یکی از مفاهیم کلیدی در روانشناسی مثبت بهعنوان شاخهای از روانشناسی است که به ظرفیتها، توانمندیها و کارکردهای مطلوب انسان پرداخته (هفرن و بونیول[2]، 1397) و در دهههای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. شکوفایی، بهعنوان یک هدف مطلوب برای زندگی، اهمیت ویژهای در کاهش اختلالات روانی و افزایش عملکرد مثبت انسان، در حوزههای گوناگون تحصیلی، شغلی و اجتماعی دارد (الیات[3]، 2022؛ دیرویتر و ولبرت[4]، 2020؛ کار[5]، 2021؛ ژانگ[6] و همکاران، 2024). درواقع، شکوفایی ارتباط نزدیکی با بهزیستی و سلامت روانشناختی انسان دارد (داهل[7] و همکاران، 2020) و بهعنوان یک مفهوم یکپارچه از دو رویکرد لذتگرایی[8] و فضیلتگرایی[9] به بهزیستی، موردتوجه روانشناسان قرار گرفته است (وایگل و لموس[10]، 2023). سلیگمن[11] (2012) پنج ویژگی اصلی را برای افراد شکوفا برمیشمارد: بهخوبی معنای زندگی را درک و احساس میکنند، هیجانات و عواطف مثبت قابلملاحظهای را تجربه میکنند، در فعالیتهای خود سطح مجذوبیت و درگیری بالایی دارند، از روابط اجتماعی مثبت و مطلوبی برخوردارند و نسبت به اهداف خود به بیشترین موفقیت دست پیدا میکنند.
کیفیت روابط زوجین، بهعنوان یکی از مهمترین گونههای روابط اجتماعی، از عواملی است که نقش محوری در رشد و شکوفایی هریک از آنها دارد (هالفورد[12] و همکاران، 2023؛ فوکس[13]، 2024). روابط سالم و مؤثر زوجین زمینهساز تقویت تمام مؤلفههای پنجگانه شکوفایی است؛ آنها در بستر این رابطه مثبت، احساس معنای بیشتری از زندگی دارند، هیجانات مثبت بیشتری را در کنار هم تجربه میکنند، مجذوبیت و تمرکز بیشتری در فعالیتهایشان داشته و به کمک همدیگر، مسیر موفقیت و رسیدن به اهدافشان را بهتر طی میکنند (سلیمانی و همکاران، 1402). از طرف دیگر، بهبود روابط زوجین و افزایش شکوفایی آنها در بستر زندگی مشترک، میتواند موجب ارتقای رضایت زناشویی و کاهش آسیبهایی چون دلزدگی زناشویی و طلاق گردیده (دلگادو[14] و همکاران، 2023) و زمینهساز رشد و پرورش سالم فرزندان باشد (کرویز[15] و همکاران، 2023). ازاینرو بررسی عوامل مؤثر بر شکوفایی زوجین از اهمیت ویژهای برخوردار است. در میان روابط انسانی، کیفیت روابط زوجین نقش ویژهای در تسهیل یا تضعیف مسیر شکوفایی دارد (هالفورد و همکاران، ۲۰۲۳؛ فوکس، ۲۰۲۴). بااینحال، پرسش کلیدی این است که چه مهارتهای بین فردی میتوانند از طریق سازوکارهای روانشناختی، شکوفایی را در بستر زندگی مشترک ارتقاء دهند؟
یکی از مهارتهای اجتماعی که میتواند در شکوفایی زوجین نقش داشته باشد، «همدلی»[16] است. همدلی، توانایی احساس یا درک آنچه فرد دیگری تجربه میکند، میباشد (پیتانوپنگ[17] و همکاران، 2023) و شامل پیشبینی، درک و توجه به نیازهای دیگران است (سلیگمن و پترسون[18]، 2004). درواقع، همدلی نشاندهنده یک توانایی پرورشیافته است که به انسان اجازه میدهد وضعیت دیگری را درک کرده و به آن توجه نماید (آرمن[19]، 2023). همدلی زوجین باعث میشود تا آنها احساسات و نیازهای یکدیگر را بهتر درک کنند و برای کاهش رنج و پاسخ به نیازهای همدیگر تلاش نمایند (یادن[20] و همکاران، 2024). پژوهشها بیانگر آن است که همدلی با شناخت اجتماعی رابطه داشته (اصغری و نمازی، 1403) و میتواند نقش مهمی در تقویت روابط زوجین (شفرد[21] و همکاران، 2023)، رضایت زناشویی (طهماسبی و خرم آبادی، 1402)، افزایش تابآوری در مواجهه با چالشها (شیانگ[22] و همکاران، 2023) و ارتقای سطح رضایت از زندگی داشته باشد (چن[23] و همکاران، 2023). همچنین، مطالعات نشان داده است که همدلی رابطه مثبت و معناداری با بهزیستی و شکوفایی دارد (پیتانوپنگ و همکاران، 2023؛ سادرا[24] و همکاران، 2023؛ کیم و پارک[25]، 2023؛ گریگلیا[26] و همکاران، 2023).
یکی دیگر از مهارتهای اجتماعی و بین فردی که میتواند در شکوفایی زوجین مؤثر باشد، «کارگروهی»[27] است. کار گروهی، شامل مهارتها و رفتارهای آموختهشدهای است که به افراد اجازه میدهد تا در راستای اهداف جمعی کار کنند و بهترین تعامل و همکاری را برای دستیابی به یک هدف مشترک داشته باشند (ماسیمولا[28] و همکاران، 2021). بهطور طبیعی، زندگی انسان با عضویت در گروههای متعددی همراه است و کیفیت تعامل در این گروهها از اهمیت ویژهای برخوردار است (گیونتر[29]، 2021). پترسون و سلیگمن از جمله کسانی هستند که به نقش برجسته کار گروهی در مسیر شکوفایی انسان توجه کردهاند. از دیدگاه آنها در یک گروه، هر یک از اعضا نقش و مسئولیتی را میپذیرد تا گروه بتواند بهترین کار را انجام دهد. حتی گاهی اعضای گروه از خواستههای شخصی خود میگذرند و خود را برای تحقق آرمانهای گروه وقف میکنند. به همین خاطر خودخواهی و خودمحوری[30] درست نقطه مقابل کارگروهی قرار میگیرد (سلیگمن و پترسون، 2004). کار گروهی به موفقیت یک مجموعه یا گروه کمک شایانی میکند (اداماکو[31] و همکاران، 2024؛ بریتو[32] و همکاران، 2021؛ مان[33] و همکاران، 2020) و موجب ارتقای عملکرد و افزایش سطح شکوفایی و روانشناختی اعضا میگردد (میچل و ون[34]، 2022؛ هاوزلر[35] و همکاران، 2017). در این راستا، خانواده بهعنوان نهاد اجتماعی بنیادین نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود و کاربست اصول کار گروهی در آن میتواند بهعنوان عاملی کلیدی در تحقق بهزیستی روانشناختی و تقویت همبستگی و عملکرد بهینه زوجین نقشآفرینی کند.
هاوکینز[36] (2006) معتقد است که روابط زوجین در بستر مجموعهای به نام خانواده نیز مبتنی بر یک کارگروهی است. کار گروهی یکی از فضیلتهایی است که نقش مهمی در کیفیت و ثبات روابط زناشویی داشته (فاوست[37] و همکاران، 2013) و میتواند نقش مهمی در مدیریت و حل مشکلات زندگی مشترک ایفا نماید و زمینهساز بهبود و ارتقای کیفیت زندگی آنها باشد (روبا[38]، 2020). نظریه خودمختاری (دسی و رایان، 2000) بیان میکند که نیاز به ارتباط معنادار با دیگران و احساس تعلق، از پیشنیازهای شکوفایی انسانی است. از این منظر، همدلی و کار گروهی با تسهیل پیوندهای عاطفی، زمینهساز این احساس تعلق میشوند.
از دیگر عوامل مهم در مسیر شکوفایی، «خود کنترلی»[39] است. خودکنترلی یکی از مؤلفههای خود تنظیمگری[40] است (رینولدز و باومایستر[41]، 2016) و به فرآیندی اطلاق میشود که افراد از طریق آن، عادات، خواستهها و تکانههای خود را در جهت اهداف بلندمدت کنترل میکنند (هنک و بارگلر[42]، 2023). بهعبارتدیگر، خودکنترلی بهعنوان یک قدرت شخصیتی، فرآیند حل تعارض بین دو یا چند هدف رقیب است که معمولاً شامل تعارض میان اهداف کوتاهمدت و بلندمدت میباشد (انزلیکت[43] و همکاران، 2021). پژوهش نیلسون[44] و همکاران (2020) نشان داد که خودکنترلی دربرگیرنده مؤلفههای قدرت به تعویق انداختن، کنترل توجه، کنترل تکانه، کنترل هیجانی، جهتگیری هدف و استراتژیهای خودکنترلی است. تحقیقات درزمین خودکنترلی در دو دهه گذشته رشد چشمگیری داشته است و بسیاری از پژوهشگران تلاش کردهاند تا به یکی از بنیادیترین سؤالات در مورد رفتار انسان پاسخ دهند که انسان چگونه میتواند خواستههایش را بهطور موفقیتآمیز در راستای شکوفایی و رسیدن اهداف بلندمدت تنظیم و مدیریت کند (ورنر و فورد[45]، 2023). مطالعات صورت گرفته نشان داده است که قدرت خودکنترلی رابطه مثبت و معناداری با کاهش اضطراب، موفقیت، شکوفایی و بهزیستی افراد دارد (زاری[46]، 2022؛ اینک[47] و همکاران، 2022؛ یانگ[48] و همکاران، 2021؛ دو[49] و همکاران، 2021 و اصغری، 1402).
باوجود پژوهشهای صورت گرفته پیرامون نقش همدلی، کار گروهی و خودکنترلی در شکوفایی، فهم چگونگی تأثیر این ویژگیها در موفقیت و شکوفایی افراد بهویژه در بستر خانواده و روابط زوجین از اهمیت زیادی برخوردار است و تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. به نظر میرسد احساس «ما بودن»[50] در روابط زوجین و زندگی مشترک، میتواند نقش میانجی در ارتباط بین این مهارتهای بین فردی و شکوفایی زوجین ایفا نماید. مفهوم «ما بودن» برای اولین بار توسط بیولمن[51] و همکاران (1992) مطرح شد و به احساس وحدت بین شرکا و بازنمایی ذهنی از رابطه بهعنوان یک هویت مشترک اشاره دارد. محققان معتقدند که مفاهیمی چون هویت زوجین[52] و وابستگی متقابل[53]، همگی درنهایت منجر به احساس ما بودن در روابط میشوند (اوشاک[54] و همکاران، 2024). احساس «ما بودن» بیانگر درک ما از یک هویت واحد در ارتباط با دیگران است (مارسیلیو[55]، 2023) و بر نزدیکی ذهنی و روانشناختی پیوند بین دو شریک تمرکز دارد (کرویز و همکاران، 2023).
گرچه این مفهوم مختص به خانواده و روابط زوجین نیست و در سایر روابط اجتماعی نیز کارکرد مثبتی دارد (کاری و سینها[56]، 2020؛ هاسلم[57] و همکاران، 2023)، اما در ارتباط همسران با یکدیگر، بهصورت خاص، موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. نظریه وابستگی متقابل[58] بر اهمیت هویت مشترک و پیوند ذهنی میان زوجین تأکید دارد که در مفهوم «ما بودن» تبلور مییابد و چهار مؤلفه اصلی ما بودن در روابط زوجین را شامل هویت مشترک، دوست داشتن همسر، تمایل به ارتباط و شباهت با همسر میداند (کرویز و همکاران، ۲۰۲۳). تاپکیویوزر[59] و همکاران (2021) معتقدند که در طول زندگی مشترک، رابطه صمیمی و نزدیک زوجین، زمینهساز ایجاد یک هویت مشترک میان آنهاست. این هویت مشترک باعث میشود که نگاه فردی (من یا خودم) به خود، به دیدگاهی وابسته به یکدیگر (ما) تبدیل شود که نشاندهنده وابستگی متقابل و درک آنها از رابطه است. این تغییر جهت از توجه به خود و خودمحوری به سمت رابطه و به نفع رابطه و فراتر رفتن از خود، زمینهساز شکلگیری هویت متفاوتی به نام «ما بودن» است که البته با حفظ هویت فردی ایجاد میشود (سانچز[60] و همکاران، 2023). تحقیقات نشان داده است که این هویت مشترک و هماهنگی فکری، هیجانی و رفتاری زوجین نقش مهمی در سازگاری و مدیریت چالشهای زندگی زناشویی دارد (آیدوگان[61] و همکاران، 2024). ما بودن، سلامت و ثبات روابط را ارتقا داده (فوکس، 2024) و باعث افزایش رضایت زناشویی در زوجین میگردد (عشقی، 2023). همچنین پژوهشها نشان داده است که این هویت جمعی و احساس ما بودن میتواند به رشد افراد کمک کرده و بر موفقیت و شکوفایی آنها تأثیرگذار باشد (سیمسون و بتری[62]، 2020؛ کاری و سینها، 2020؛ هاسلم و همکاران، 2023). از سوی دیگر برخی مطالعات به نحوی بیانگر رابطه همدلی (آرمن، 2023؛ افشانی و یوسفی، 1403؛ چن و همکاران، 2023)، کارگروهی (روبا، 2020) و خودکنترلی (شکوهی یکتا و معتمد یگانه، 1402) با ما بودن است. علیرغم پژوهشهای صورت گرفته که نشاندهنده پیوند مهارتهای کارگروهی، همدلی و خودکنترلی با موفقیتهای فردی است، اما ارتباط این توانمندیها با سازههای ارتباطی مانند «ما بودن» کمتر روشن است. این پژوهش به بررسی این ابعاد پرداخته و قصد دارد شکافهای موجود در ادبیات را پوشش دهد.
بر اساس ادبیات پژوهش، میتوان گفت که همدلی موجب میشود که تا زوجین با درک احساسات یکدیگر، به لحاظ شناختی و هیجانی به یکدیگر نزدیک شوند و برای تأمین نیازهای هم تلاش کنند (یادن و همکاران، 2024). توجه به احساسات و نیازهای همسر و تلاش برای پاسخ به این نیازها، مرز بین خود و دیگری (همسر) را از بین میبرد و تمایل شناختی فرد را برای گنجاندن همسر در تعریف «خود» را افزایش میدهد (افشانی و یوسفی، 1403). مهارت کارگروهی نیز به هریک از زوجین کمک میکند تا بتوانند فراتر از اهداف شخصی و منافع فردی، توان خود را با توان دیگری برای یک هدف مشترک ترکیب کرده و برای تحقق آن، با یکدیگر همکاری و تعامل کنند (سلیگمن و پترسون، 2004). همچنین، تقویت هویت مشترک بین زوجین، نیازمند همکاری و هماهنگی آنها در شرایط گوناگون زندگی است و این همکاری و هماهنگی نیازمند کنترل و مدیریت رفتارها، هیجانات و خواستههای شخصی است که میتواند بیانگر نقش توانمندی خودکنترلی در افزایش احساس ما بودن باشد (داکورث[63] و همکاران، 2019). از سوی دیگر، تقویت هویت مشترک، میتواند بر مؤلفههای اصلی شکوفایی زوجین تأثیرگذار باشد. سطح بالای هماهنگی فکری، هیجانی و رفتاری به آنها کمک میکند تا تمرکز و مشغولیت بیشتری نسبت به فعالیتهای زندگی داشته باشند و با کیفیت بهتری مسیر موفقیت را طی کنند (شامپین و مویسی[64]، 2022).
به لحاظ چارچوب نظری، سلیگمن و پترسون (2004) معتقدند که توانمندیهای منش زمینهساز ارتقای کیفیت روابط اجتماعی است. روابط زوجین نیز از محوریترین روابط اجتماعی است و بر اساس نظریه شکوفایی سلیگمن (2012) و همچنین نظریه خودمختاری (دسی و رایان، 2000) تقویت این روابط، یکی از مؤلفههای اصلی شکوفایی و بهزیستی زوجین است. ازاینرو، پژوهش حاضر مبتنی بر پژوهشهای صورت گرفته و مبنای نظری بیانشده، به دنبال بررسی این فرضیه است که سه توانمندی شخصیتی همدلی، کارگروهی و خودکنترلی، از طریق تقویت احساس ما بودن - بهعنوان شاخص مهمی در ارتقای کیفیت روابط زوجین- سطح شکوفایی آنها را ارتقا میدهد.
|
کارگروهی |
|
همدلی |
|
احساس ما بودن |
|
شکوفایی زوجین |
نمودار 1
|
خودکنترلی |
. مدل مفهومی پژوهش
پژوهش حاضر پژوهشی کمی و ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری دادهها، یک مطالعه همبستگی مقطعی است. جامعۀ آماری پژوهش، شامل مردان و زنان متأهل 25 تا 50 سال شهر کاشان در سال 1403 است. محاسبه حداقل حجم لازم برای این پژوهش، با استفاده از نرمافزار G*Power برای اندازه اثر متوسط (1/0=2 f) و خطای نوع اول (01/0=α) و توان آماری 95/0، تعداد نمونه لازم، 245 نفر تعیین گردید. با توجه به ریزش احتمالی و بهمنظور افزایش توان آماری و قابلیت تعمیم بهویژه با توجه به روش نمونهگیری مورداستفاده در این پژوهش، تعداد 370 نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند؛ بدین ترتیب که از میان مناطق پنجگانۀ شهرداری کاشان، دو منطقۀ 2 و 4 بهصورت تصادفی انتخاب شدند؛ سپس، با مراجعه به اماکن عمومی، اعم از ادارات دولتی، مراکز خرید و درمانگاهها و پایگاه سلامت، بوستانها و مراکز تفریحی و... پرسشنامهها در اختیار افراد متأهل قرار گرفت. ملاکهای ورود به پژوهش شامل متأهل بودن، گذشتن حداقل یک سال از زندگی مشترک، دارا بودن حداقل سواد دیپلم عدم ابتلا به اختلال روانی و دریافت خدمات رواندرمانی (بهصورت خود گزارشی) بود. ملاکهای خروج از پژوهش نیز شامل عدم تمایل به شرکت در پژوهش یا انصراف از همکاری و تکمیل ناقص پرسشنامه (عدم پاسخ به بیش از ده درصد سؤالات) بود. پیش از تکمیل پرسشنامهها، ابتدا هدف پژوهش به شرکتکنندگان توضیح داده شد و درباره بینام بودن و محرمانه بودن اطلاعات به آنان اطمینان داده شد؛ در ادامه و پس از کسب رضایت آگاهانه آنان، از آنها خواسته شد تا در صورت تمایل اقدام به تکمیل پرسشنامه نمایند. درنهایت، پس از حذف پرسشنامههای ناقص، اطلاعات 356 نفر با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار Amos-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
ابزارهای پژوهش
الف) پرسشنامه شکوفایی[65]: این مقیاس در سال 2016 توسط باتلر و کرن بر اساس نظریه سلیگمن طراحی شده و 15 گویه دارد. خرده مقیاسهای این پرسشنامه شامل هیجان مثبت، معنا، روابط اجتماعی، مجذوبیت و موفقیت است که هرکدام از آن توسط سه گویه سنجیده میشود. هر گویه در یک مقیاس لیکرت 11 درجهای ارزیابی میشود که از 0 (هرگز) تا 10 (همیشه) یا از 0 (اصلاً) تا 10 (کاملاً) متغیر است. نای[66] و همکاران (2024) ضرایب آلفای کرونباخ مؤلفههای این مقیاس را میان 79/0 تا 88/0 و روایی واگرا با بین 19/0- تا 38/0- و همچنین روایی همگرا را بین 53/0 تا 85/0 گزارش کردهاند. سهیلی و همکاران (1401) نیز پایایی و روایی این مقیاس را در ایران بررسی و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس را 9/0 و بازآزمایی را 88/0 گزارش کرده و روایی مقیاس را به روش تحلیل عاملی تأیید نمودهاند.
ب) پرسشنامه همدلی تورنتو (TEQ)[67]: این مقیاس توسط اسپرنگ[68] و همکاران (2009) بهصورت تک عاملی طراحی شده و دارای 16 گویه است. پاسخ به سؤالات بر اساس یک طیف لیکرت پنجدرجهای از 1 (هرگز) تا 5 (همیشه) صورت میگیرد. پایایی این پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برابر 85/0 بوده و در روایی همگرا، واگرا و سازه نیز بررسی شده و مورد تأیید طراحان این مقیاس قرار گرفته است. معماریان و همکاران (1400) نیز این پرسشنامه را در ایران اعتباریابی کرده پایایی آن را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 8/59 گزارش کردهاند. آنها همچنین با استفاده از تحلیل عامل تأییدی روایی سازه این مقیاس را نیز مطلوب ارزیابی کردهاند.
ج) پرسشنامه کار گروهی(TSS)[69]: این مقیاس در سال 2022 توسط رامرو[70] و همکاران طراحی شده و دارای 10 گویه با سه خرده مقیاس رفتارهای کارگروهی[71]، ارزیابی اهمیت کار گروهی[72] و برداشتهای شخصی از تواناییهای کار گروهی[73] است. پاسخگویی به این سؤالات در یک طیف لیکرت پنجدرجهای از 1= کاملاً مخالفم تا 5 = کاملاً موافقم صورت میپذیرد. پایایی کلی مقیاس از طریق ضریب آلفای کرونباخ برابر 95/0 گزارش شده است. روایی همگرا و همچنین روایی سازه با روش تحلیل عاملی نیز مورد تأیید قرار گرفته است (رامرو و همکاران، 2022). پایایی و روایی این مقیاس در پژوهش حاضر موردبررسی قرار گرفته و جدول 2 گزارش شده است.
د) پرسشنامه ما بودن (WQ)[74]: این مقیاس در سال 2021 با هدف ارزیابی احساس ما بودن افراد در یک رابطه صمیمانه به لحاظ شناختی، هیجانی و رفتاری طراحی شده است. این پرسشنامه تک عاملی است و دارای 17 گویه میباشد. پاسخگویی به سؤالات نیز در یک طیف لیکرت پنجدرجهای از 1= اصلاً تا 5 = تا حد زیادی صورت میپذیرد. پایایی مقیاس بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برابر 95/0 بوده و روایی همگرا و واگرای آن نیز مورد تأیید قرار گرفته است (تاپکیویوزر و همکاران، 2021). افشانی و یوسفی (1403) این مقیاس را در نمونه ایرانی اعتبار سنجی کرده و پایایی آن را بر اساس ضریب آلفا و روش بازآزمایی به ترتیب برابر 95/0 و 65/0 گزارش کردهاند. روایی محتوا و روایی سازه به روش تحلیل عاملی نیز از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده است. همچنین روایی همگرا با استفاده از مقیاس کیفیت زناشویی برابر (73/0) و روایی واگرا با بهرهگیری از مقیاس دلزدگی زناشویی برابر (59/0-) گزارش شده است.
و) پرسشنامه خودکنترلی (SCS)[75]: مقیاس خودکنترلی در سال 2004 توسط تانجنی[76] و همکاران بهصورت تفصیلی و کوتاه شده طراحی گردید. مقیاس تفصیلی دارای 36 سؤال و فرم کوتاه شامل 13 سؤال است. در پژوهش حاضر از فرم کوتاه این پرسشنامه استفاده شده است. نمرهگذاری این مقیاس در یک طیف لیکرت پنجدرجهای از 1= «هرگز» تا 5= «بسیار زیاد» صورت میپذیرد. دامنه نمرات این پرسشنامه از 13 تا 65 است و نمرات بالاتر نشانگر خودکنترلی بیشتر میباشد. پایایی مقیاس در مطالعهی تانجنی و همکاران (2004) و بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 83/0 و 85/0 گزارش شده است. همچنین از روش بازآمایی نیز برای ارزیابی پایایی استفاده شد که برای فرم کوتاه میزان 87/0 به دست آمد. در ایران نیز در پژوهش محمدی و مجتبیزاده (1402)، میزان پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برابر 93/0 به دست آمد و روایی همگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت.
یافتهها
تجزیهوتحلیل اولیه بهمنظور ارزیابی دادههای گمشده، از آزمون لیتل استفاده شد. نتایج آزمون لیتل نشان داد که دادههای گمشده از الگوی گمشدگی کاملاً تصادفی (MACR) پیروی میکند (226/0= p 740=df 57/768=2χ) و احتمال گمشدگی برای همه رکوردها یکسان بوده و به هیچ متغیری ازجمله مقادیر مشاهدهشده و مشاهدهنشده بستگی نداشت؛ بنابراین، برای جایگذاری مقادیر گمشده از الگوریتم انتظار-بیشینهسازی (EM) (لیتل و روبین[77]، 2019) استفاده شد. پسازآن، دادههای پرت تک متغیری از طریق نمرات استاندارد خارج از محدوده 3- تا 3+ بررسی و چهار مورد شناساییشده بهعنوان داده پرت، وینزورایز شدند. مقادیر چولگی و کشیدگی متغیرهای پژوهش در محدوده قابلقبول 2- تا 2+ قرار داشتند که نشان میدهد دادهها انحراف قابلتوجهی از توزیع نرمال بودن ندارند. دادههای پرت چند متغیره، با استفاده از فاصله ماهالانوبیس (میرز[78] و همکاران، 2016) بررسی شد و درنتیجه هیچ موردی شناسایی و حذف نشد. در جدول 1 ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه گزارش شده است:
جدول 1. توزیع فراوانی افراد نمونه مورد مطالعه بر اساس ویژگیهای جمعیتشناختی
|
جنسیت |
فراوانی (درصد) |
مدتزمان زندگی مشترک |
فراوانی (درصد) |
|
زن |
179 (3/50%) |
1 تا 5 سال |
73 (5/20%) |
|
مرد |
177 (7/49%) |
6 تا 10 سال |
95 (7/26%) |
|
جمع کل |
356 |
بیش از 10 سال |
188 (8/52%) |
|
سن |
فراوانی (درصد) |
تعداد فرزند |
فراوانی (درصد) |
|
25 تا 30 سال |
71 (9/19%) |
بدون فرزند |
28 (9/7%) |
|
30 تا 35 سال |
143 (2/40%) |
تکفرزند |
144 (4/40%) |
|
36 تا 40 سال |
97 (2/27%) |
دو فرزند |
152 (7/42%) |
|
41 تا 50 سال |
45 (6/12%) |
سه فرزند و بیشتر |
32 (9/8%) |
مدل اندازهگیری
بهمنظور ارزیابی مدل اندازهگیری، یک ارزیابی جامع از روایی همگرا و افتراقی و همچنین پایایی ابزارهای پژوهش انجام شد. بهطور خاص، از تحلیل عامل تأییدی (CFA) و شاخص متوسط واریانس استخراجشده (AVE) برای ارزیابی روایی همگرا و نسبت روایی یگانه-دوگانه (HTMT) برای بررسی روایی افتراقی و ضریب آلفای کرونباخ برای ارزیابی پایایی استفاده شد. لازم به ذکر است بهمنظور کاهش پیچیدگی مدل و بهبود برازش تحلیل معادلات ساختاری، از تکنیک قطعهبندی (Parcelling) برای سادهسازی متغیرهای مشاهدهپذیر استفاده شد. ابتدا برای هر یک از پرسشنامهها (همدلی با 16 آیتم، خودکنترلی با 13 آیتم و ما بودن با 17 آیتم)، تحلیل عامل اکتشافی (EFA) به روش عاملگیری محور اصلی (PAF) با چرخش واریماکس در نرمافزار SPSS انجام گرفت و تعداد 3 عامل برای هر مقیاس استخراج شده و آیتمهای هر عامل در قالب بسته (Parcel) گروهبندی شدند. این بستهها بهعنوان شاخصهای مشاهدهپذیر برای متغیرهای مکنون متغیرهای همدلی، خودکنترلی و ما بودن در مدل معادلات ساختاری مورد استفاده قرار گرفتند. این رویکرد علاوه بر کاهش خطای اندازهگیری، امکان برآورد دقیقتر پارامترهای مدل را فراهم میکند (لیتل و همکاران، 2013؛ ماتسوناگا[79]، 2008). جدول 2، نتایج تحلیل عامل تأییدی (CFA) مرتبه اول انجامشده با استفاده از روش تخمین حداکثر احتمال در نرمافزار Amos و همچنین شاخص اعتبار از طریق ضریب همسانی درونی و پایای ترکیبی متغیرهای همدلی، خودکنترلی، کار گروهی، ما بودن و شکوفایی را نشان میدهد.
جدول 2. نتایج تحلیل عامل تأییدی، روایی همگرا و شاخصهای اعتبار ابزارهای پژوهش
|
|
2χ |
df |
2/df χ |
P |
GFI |
CFI |
RMSEA |
AVE |
CR |
α |
|
همدلی |
85/244 |
87 |
815/2 |
001/0> |
927/0 |
951/0 |
071/0 |
827/0 |
935/0 |
896/0 |
|
خودکنترلی |
73/125 |
62 |
028/2 |
001/0> |
950/0 |
972/0 |
054/0 |
810/0 |
927/0 |
882/0 |
|
کار گروهی |
64/72 |
32 |
270/2 |
001/0> |
960/0 |
978/0 |
060/0 |
870/0 |
953/0 |
925/0 |
|
ما بودن |
36/272 |
116 |
348/2 |
001/0> |
920/0 |
960/0 |
062/0 |
881/0 |
957/0 |
932/0 |
|
شکوفایی |
78/281 |
80 |
522/3 |
001/0> |
906/0 |
950/0 |
084/0 |
675/0 |
912/0 |
879/0 |
|
مقدار قابلقبول |
|
|
5> |
05/0> |
90/0> |
90/0> |
1/0> |
5/0> |
7/0> |
7/0> |
توجه: GFI: شاخص نیکویی برازش، CFI: شاخص تناسب مقایسهای، RMSEA: ریشه میانگین مربعات خطای تقریب، SRMR: ریشه استانداردشده میانگین مربعات باقیمانده، AVE: متوسط واریانس استخراجشده، CR: پایایی ترکیبی.
در این مطالعه مقطعی، تمام اندازهگیریها از طریق پرسشنامههای خود گزارشی بهدست آمدهاند که نیاز به بررسی دقیق تأثیر بالقوه واریانس روش رایج[80] (CMV) دارد. برای رفع این نگرانی، از آزمون تک عاملی هارمن و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. آزمون تک عاملی هارمن بیان میکند که اگر CMV بهطور قابلتوجهی بر دادهها تأثیر بگذارد، یا یک عامل نهفته منفرد باید بیشتر کوواریانس را تشکیل دهد یا یک عامل کلی باید غالب باشد. در ابتدا، آزمون هارمن برای ارزیابی سوگیری روش رایج اجرا شد. وقتی همه آیتمها روی یک عامل بارگذاری شدند، تنها 65/35 درصد از واریانس توضیح داده شد که سوگیری قابلتوجه ناشی از واریانس مشترک را رد کرد. تحلیل عامل تأییدی (CFA) با تجمیع همه موارد در یک عامل نهفته واحد، برازش ضعیف مدل را برای این ساختار تکبعدی نشان داد: شاخص نیکویی برازش (GFI) برابر با 370/0 شاخص برازش مقایسهای (CFI) برابر با 571/0، شاخص تاکر لوئیس (TLI) برابر با 559/0 بود. درمجموع، این یافتهها نشان میدهند که اثرات سوگیری رایج در مطالعه حاضر قابلتوجه نبودند.
همانطور که در جدول 3 مشاهده میشود هم شاخص فورنل لارکر[81] و هم نسبت روایی یگانه-دوگانه[82] (HTMT)، معیارهای تعیینشده روایی افتراقی را برآورده میکنند. بهطور خاص، جذر متوسط واریانس استخراجشده (AVE)[83] برای هر سازه از همبستگی بین سازهها بزرگتر است که نشاندهنده روایی افتراقی قوی است. علاوه بر این، تمام مقادیر HTMT کوچکتر از آستانه 85/0 هستند (کلاین، 2016) که روایی افتراقی بین سازههای موردبررسی در این پژوهش را نشان میدهد.
جدول 3. معیار فورنل لارکر و نسبت روایی یگانه-دوگانه با فاصله اطمینان 95 درصد
|
|
همدلی |
خودکنترلی |
کار گروهی |
ما بودن |
شکوفایی |
|
1) همدلی |
910/0 |
(49/0-28/0) 38/0 |
(53/0-34/0) 44/0 |
(68/0-54/0) 61/0 |
(72/0-57/0) 64/0 |
|
2) خودکنترلی |
347/0 |
900/0 |
(73/0-58/0) 65/0 |
(54/0-35/0) 44/0 |
(68/0-51/0) 59/0 |
|
3) کار گروهی |
406/0 |
593/0 |
933/0 |
(67/0-51/0) 59/0 |
(77/0-62/0) 70/0 |
|
4) ما بودن |
564/0 |
408/0 |
554/0 |
938/0 |
(77/0-65/0) 71/0 |
|
5) شکوفایی |
575/0 |
524/0 |
636/0 |
649/0 |
821/0 |
توجه: مقادیر روی قطر (بهصورت پررنگ)، جذر مقادیر میانگین واریانس استخراجشده (AVE) هستند. مقادیر زیر قطر نشاندهنده همبستگی بین ساختارها و مقادیر بالای قطر، نسبتهای HTMT به همراه فاصله اطمینان 95 درصدی در داخل پرانتز را نشان میدهد.
بهعلاوه، بهمنظور ارزیابی چندهمخطی بین سازهها، ضریب تورم واریانس درونی (Inner VIF) بین سازهها از طریق نرمافزار SmartPLS بررسی شد؛ همه ضرایب مذکور در بازه ۱ تا ۳ قرار داشتند (کمترین: 1، بیشترین: 66/1) که نشان میدهد چندهمخطی جدی بین سازهها وجود ندارد.
مدل ساختاری
مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) یک تکنیک آماری کارآمد برای تجزیهوتحلیل رابطه میان متغیرهای پنهان با شاخصهای چندگانه درحالیکه خطاهای اندازهگیری را کنترل میکند، برای بررسی نقش میانجی ما بودن در ارتباط کار گروهی، همدلی و خودکنترلی با شکوفایی مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر این، از روش بوت استرپ، بهعنوان روشی قوی برای کاوش اثرات غیرمستقیم (هیس[84]، 2018)، با نرخ بازنمونهگیری 2000 مرتبه استفاده شد. برای ارزیابی برازش مدل ساختاری پیشنهادی، شاخصهای مختلف نیکویی برازش مدل مورد ارزیابی قرار گرفت. شاخصهای برازش مدل شامل نسبت مجذور خی به درجه آزادی برابر با 488/2، شاخص نیکویی برازش (GFI) برابر با 913/0، شاخص برازش مقایسهای (CFI) برابر با 966/0، شاخص برازش نُرم شده (NFI) برابر با 944/0، ریشه دوم میانگین مجذورات خطای تقریب (RMSEA) برابر با 065/0، شاخص ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده (SRMR) برابر با 043/0 نشان میدهد مدل مفروض، برازش مطلوبی با دادهها دارد. لازم به ذکر است مقدار نسبت مجذور خی به درجه آزادی کمتر از 3، مقدار شاخص نیکویی برازش و همچنین شاخصهای برازش مقایسهای و نُرمشده بالاتر از 90/0 نشانگر برازش مناسب الگو هستند (میرز و همکاران، 2016). بعلاوه، هرچه شاخص خطای تقریب و شاخص ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده به صفر نزدیکتر باشد حکایت از برازش مطلوب مدل دارد. نمودار 1 ضرایب استاندارد محاسبهشده برای روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش در مدل مفروض را نشان میدهد.
نمودار 2. ضرایب استاندارد مربوط به روابط ساختاری و مدلهای اندازهگیری متغیرهای پژوهش
جدول 4. ضرایب مستقیم و غیرمستقیم با حدود اطمینان 95 درصد در مدل ساختاری
|
مسیرها |
B |
SE |
β |
P |
فاصله اطمینان 95% |
|
|
حد پایین |
حد بالا |
|||||
|
اثرات مستقیم |
|
|
|
|
|
|
|
همدلی شکوفایی |
237/0 |
053/0 |
280/0 |
001/0 |
138/0 |
414/0 |
|
همدلی ما بودن |
517/0 |
078/0 |
410/0 |
001/0 |
293/0 |
519/0 |
|
خودکنترلی شکوفایی |
268/0 |
107/0 |
140/0 |
037/0 |
011/0 |
263/0 |
|
خودکنترلی ما بودن |
041/0 |
174/0 |
015/0 |
810/0 |
100/0- |
131/0 |
|
کار گروهی شکوفایی |
228/0 |
044/0 |
269/0 |
001/0 |
165/0 |
377/0 |
|
کار گروهی ما بودن |
529/0 |
063/0 |
420/0 |
001/0 |
321/0 |
508/0 |
|
ما بودن شکوفایی |
210/0 |
039/0 |
312/0 |
002/0 |
183/0 |
421/0 |
|
اثرات غیرمستقیم |
|
|
|
|
|
|
|
همدلی ما بودن شکوفایی |
108/0 |
028/0 |
128/0 |
001/0< |
072/0 |
200/0 |
|
خودکنترلی ما بودن شکوفایی |
009/0 |
037/0 |
005/0 |
791/0 |
034/0- |
043/0 |
|
کارگروهی ما بودن شکوفایی |
111/0 |
025/0 |
131/0 |
001/0 |
079/0 |
195/0 |
نتایج حاکی از این بود که همدلی (001/0p≤، 280/0 = ß)، خودکنترلی (001/0p≤، 140/0 = ß) و کار گروهی (001/0p≤، 269/0 = ß) بهطور مستقیم، شکوفایی زوجین را پیشبینی میکنند و اثر مستقیم همدلی (01/0p≤، 410/0 = ß) و کار گروهی (001/0p≤، 420/0 = ß) بر ما بودن مثبت و معنیدار است اما اثر مستقیم خودکنترلی بر ما بودن معنادار نبود. بهعلاوه، اثر غیرمستقیم همدلی بر شکوفایی زوجین از طریق میانجی ما بودن معنیدار است (01/0p≤، 128/0 = ß). همچنین، اثر غیرمستقیم کارگروهی بر شکوفایی زوجین از طریق میانجی ما بودن معنیدار است (01/0p≤، 131/0 = ß) اما اثر غیرمستقیم خودکنترلی بر شکوفایی زوجین از طریق میانجی ما بودن معنیدار نبود. همچنین، با توجه به اینکه مقدار شاخص شمول واریانس (VAF) برای رابطه غیرمستقیم همدلی و کارگروهی با شکوفایی زوجین به ترتیب برابر با 45/0 و 48/0 است و در دامنه 20/0 و 80/0 قرار دارد، نشان میدهد که میانجیگری ما بودن در رابطه میان همدلی و کارگروهی با شکوفایی زوجین جزئی است.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه «ما بودن» در ارتباط میان همدلی، کارگروهی و خودکنترلی با شکوفایی زوجین بود. یافتهها نشان داد که متغیرهای همدلی، کارگروهی، خودکنترلی و ما بودن بهطور مستقیم و معناتری شکوفایی را پیشبینی میکنند و همدلی و کارگروهی با ما بودن رابطه مثبت و معناداری دارند اما خودکنترلی برخلاف دو متغیر دیگر، ارتباط معناداری با احساس ما بودن نداشت. همچنین ما بودن در رابطه بین همدلی و کارگروهی با شکوفایی زوجین نقش واسطهای دارد.
این یافتهها به لحاظ رابطه همدلی با ما بودن با نتایج پژوهشهای آرمن (2023) و افشانی و یوسفی (1403) همسو بود. در تبیین این رابطه میتوان گفت که همدلی باعث میشود که زوجین، درد و نیاز یکدیگر را احساس کنند و به کاهش رنج و افزایش لذت یکدیگر اهمیت دهند و برای برطرف کردن درد طرف مقابل اقدام کنند تا از رنج خود بکاهند. درواقع همدلی موجب میشود که تا زوجین با درک احساسات یکدیگر، به لحاظ شناختی و هیجانی به یکدیگر نزدیک شوند و برای تأمین نیازهای هم تلاش کنند (یادن و همکاران، 2024). توجه به احساسات و نیازهای همسر و تلاش برای پاسخ به این نیازها، ازیکطرف مرز بین خود و دیگری (همسر) را از بین میبرد و تمایل شناختی فرد را برای گنجاندن همسر در تعریف «خود» را افزایش داده و حس ارتباط با دیگری را تقویت میکند (افشانی و یوسفی، 1403) و از سوی دیگر، همدلی موجب افزایش صمیمیت بین زوجین میشود که خود زمینهساز شکلگیری هویت مشترک بین آنهاست (تاپکیویوزر و همکاران، 2021).
همچنین نتایج پژوهش به جهت رابطه کارگروهی با ما بودن با نتایج بررسی روبا (2020) همسو بود. در مقام تبیین این رابطه میتوان گفت که مهارت کارگروهی به هریک از زوجین کمک میکند تا بتوانند فراتر از اهداف شخصی و منافع فردی، توان خود را با توان دیگری برای یک هدف مشترک ترکیب کرده و برای تحقق آن، با یکدیگر همکاری و تعامل کنند (سلیگمن و پترسون، 2004). همچنین مهارت کارگروهی باعث میشود که هر یک از زوجین، خود و همسرش را بهعنوان یک مجموعه و گروه واحد بداند و این یکی از مؤلفههای هویت مشترک زوجی است (کرویز و همکاران، 2023). نظریه سیستم خانواده سیرکامپلکس[85] نیز بیانگر آن است که زوجین بهعنوان یک زیرسیستم در نظام خانواده عمل میکنند که در آن پیوستگی و پیوندهای عاطفی منجر به شکلگیری هویت مشترک میشود (شکوهییکتا و همکاران، 1402). مهارت کار گروهی میتواند بهعنوان یک عامل تسهیلکننده در این فرآیند عمل کند و زوجین را قادر میسازد تا با همکاری یکدیگر، اهداف مشترک را تعریف و پیگیری کنند و به لحاظ عاطفی، فکری و رفتاری بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شوند.
در این پژوهش رابطه خودکنترلی با ما بودن معنادار نبود و ازاینجهت با برخی مطالعات گذشته ازجمله بررسی شکوهی یکتا و معتمد یگانه (1402) همسو نبود. ادبیات پژوهش بیانگر آن است که قدرت خودکنترلی باعث میشود که هر یک از زوجین از بروز رفتارها و هیجاناتی که موجب تنش و گسست در روابط زناشویی است، پرهیز کنند (تانجنی و همکاران، 2018) . ازاینرو زوجینی که از خودکنترلی بالایی برخوردار هستند، تعهد بیشتری به همسر خود داشته و روابط منسجم و صمیمانهتری را تجربه میکنند (جوادی و همکاران، 2022؛ محمدی و صداقتی فرد، 1402). این انسجام و صمیمیت زمینهساز نزدیک شدن هر چه بیشتر زوجین به لحاظ فکری و هیجانی است که از مؤلفههای اصلی ما بودن است. از سوی دیگر، تقویت هویت مشترک بین زوجین، نیازمند همکاری و هماهنگی آنها در شرایط گوناگون زندگی است و این همکاری و هماهنگی نیازمند کنترل و مدیریت رفتارها، هیجانات و خواستههای شخصی است (داکورث و همکاران، 2019). باوجوداین، عدم ارتباط خودکنترلی با ما بودن در پژوهش حاضر ممکن است ناشی از این باشد که خودکنترلی عمدتاً با تنظیم هیجانات فردی مرتبط است و نه با خلق هویت جمعی و این نکته نیازمند بررسیهای عمیقتر در تحقیقات آتی است. پژوهشهای جدید نشان دادهاند که مهارتهایی مانند همدلی و مهارتهای تعاملی صریحتر از خودکنترلی در پیشبینی احساس نزدیکی روانشناختی مؤثرند (آیدوگان و همکاران، 2024؛ مارسیلیو، 2023). درواقع، ساختن یک هویت جمعی بین زوجین بیش از آنکه به تواناییهای تنظیم فردی وابسته باشد، به کیفیت تعاملات هیجانی، حمایتگری و درک متقابل بستگی دارد (کرویز و همکاران، 2023). بهعبارتدیگر، این یافته، اهمیت مهارتهای رابطهای-هیجانی (همدلی، کارگروهی) را بیش از مهارتهای فردمحور (خودکنترلی) در شکلدهی به هویت مشترک زوجین برجسته میکند که با نظریه وابستگی متقابل نیز همسوست. همچنین نباید این نکته را ازنظر دور داشت که ویژگی فرهنگی نیز میتواند در این رابطه نقش داشته باشد. در بافتهای فرهنگی جمعگرا مانند ایران، ارزش بیشتری برای هماهنگی، همدلی و ارتباطهای عاطفی مستقیم قائل میشوند تا صرفاً خودمهاری فردی (ترایندیس، 2001). ازاینرو، مهارتهایی که بر تعامل و همکاری تأکید دارند (نظیر کارگروهی و همدلی) بیشتر از خودکنترلی به ایجاد حس ما بودن کمک میکنند.
از سوی دیگر، نتایج نشان داد که ما بودن با شکوفایی رابطه دارد که با یافتههای پژوهش آیدوگان و همکاران (2024) و هاسلم و همکاران (2023) همسو بود. در مقام تبیین این رابطه نیز میتوان گفت که تقویت هویت مشترک در زوجین میتواند بر مؤلفههای اصلی شکوفایی - که بر اساس نظریه سلیگمن (2012) شامل معنا، هیجانهای مثبت، مشغولیت، روابط اجتماعی مثبت و موفقیت است- تأثیرگذار باشد. احساس ما بودن در میان زوجین، کیفیت روابط آنها را ارتقا داده و همکاری و همافزایی آنها را در مدیریت چالشهای زندگی و پاسخ به نیازهای گوناگون هم بالا میبرد (آیدوگان و همکاران، 2024). به همین دلیل افزایش حس ما بودن، تقویت احساس رضایت از زندگی مشترک را نیز به دنبال دارد (کرویز و همکاران، 2023). علاوه بر این، سطح بالای هماهنگی فکری، هیجانی و رفتاری به آنها کمک میکند تا تمرکز و مشغولیت بیشتری نسبت به فعالیتهای زندگی داشته باشند و با استفاده از قدرت جمعی، با سرعت و کیفیت بالاتری مسیر موفقیت و دستیابی به اهدافشان را طی کنند (شامپین و مویسی[86]، 2022). در نهایت، صمیمیت، لذت و آرامش ناشی از احساس وابستگی متقابل، هویت مشترک و موفقیت بیشتر در تحقق اهداف، احساسات مثبت آنها را در زندگی مشترک افزایش میدهد.
بهطور خلاصه، یافتههای این پژوهش نشان داد که تقویت مهارتهای همدلی و کارگروهی در زوجین میتواند بهواسطه افزایش احساس ما بودن به رشد و شکوفایی هر چه بیشتر آنها کمک کند. البته این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت؛ ازجمله اینکه برای تحقیق از روش همبستگی استفاده شد که صرفاً بیانگر روابط بین متغیرهاست و روابط علی را مشخص نمیکند.. محدودیت دیگر پژوهش شامل استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و خودگزارشی بودن دادههاست که ممکن است سوگیریهایی ایجاد کرده باشد. در این مطالعه، از پرسشنامههایی طراحی شده براساس هنجارهای غربی استفاده شده است، اگرچه این ابزارها دارای نسخههای فارسی معتبر با مراحل سنجش پایایی و روایی در نمونههای ایرانی هستند و روایی سازه آنها در نمونه موردمطالعه حاضر نیز بررسی گردید، باوجود این، توصیه میشود در پژوهشهای آینده، تحلیل تعمیمپذیری ساختار روانسنجی (برای مثال نامتغیر بودن مدل اندازهگیری ) بین جمعیتهای مختلف ایرانی یا تحلیلهای کیفیتسنجی بیشتر در نمونههای گستردهتر انجام شود. همچنین، توصیه میشود در پژوهشهای آینده، از روشهای آزمایشی، دادههای چندمنبعی و تحلیلهای طولی برای تأیید مسیرهای علی-معلولی؛ و بهویژه، انجام مطالعات طولی برای سنجش روابط علی بین کار گروهی، خودکنترلی و همدلی با شکوفایی بهکار گرفته شود. همچنین، پیشنهاد میشود تا در مطالعات آینده بررسی نقش دیگر توانمندیهای منش ازجمله قدرت جمعی[87]، مهربانی و پایداری در کاهش آسیبهای روابط زناشویی و ارتقای شکوفایی و بهزیستی روانشناختی زوجین موردتوجه قرار گیرد. درمجموع، این پژوهش با تبیین نقش واسطهای احساس ما بودن در مدل شکوفایی زوجین، گامی نوآورانه در پژوهشهای روانشناسی خانواده برداشته است.
درمجموع میتوان نتیجه گرفت که تمرکز بر تقویت مهارتهای همدلی و کار گروهی در مداخلات روانشناختی زوجین میتواند بهطور مؤثری به ارتقای شکوفایی آنها منجر شود؛ زیرا این مهارتها نهتنها بهطور مستقیم شکوفایی را پیشبینی میکنند، بلکه از طریق افزایش احساس ما بودن، پیوند روانی و هیجانی زوجین را مستحکمتر میسازند؛ بنابراین، در برنامههای آموزشی و درمانی ویژه زوجین، باید بر توسعه ظرفیتهای همدلی (مانند گوش دادن فعال، درک هیجانی نیازهای شریک زندگی) و کار گروهی (نظیر برنامهریزی مشترک، تصمیمگیری جمعی و همکاری فعالانه) تأکید شود تا از این طریق احساس هویت مشترک تقویت و مسیر رشد روانشناختی مشترک زوجین هموار گردد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه خودکنترلی در این پژوهش بهطور مستقیم شکوفایی را پیشبینی کرد، اما در ایجاد حس ما بودن نقش معناداری نداشت، میتوان نتیجه گرفت که مداخلات تقویت خودکنترلی بیشتر باید معطوف به بهبود جنبههای فردی شکوفایی زوجین (نظیر موفقیت فردی یا مدیریت هیجانی) باشد، درحالیکه برای ارتقاء پیوند رابطهای و توسعه هویت «ما»، مهارتهای تعاملی اولویت بیشتری دارند. بدین ترتیب، نتایج این پژوهش چارچوبی عملی برای طراحی مداخلات هدفمند ارائه میدهد که بهجای تأکید صرف بر کنترل فردی، به تقویت کیفیت تعاملات زوجین در مسیر دستیابی به شکوفایی مشترک میپردازند.
ملاحظات اخلاقی
مطالعه حاضر توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی کاشان (کد اخلاق: IR.KAUMS.REC.1403.023) تأیید شده است. رضایت آگاهانه از همه شرکتکنندگان اخذ شد و آنها میتوانستند در هر مرحلهای از مطالعه انصراف دهند. دادههای جمعآوریشده بینام و محرمانه بودند و به شرکتکنندگان اطمینان داده شد که دادهها با حفظ ناشناس بودن آنها جمعآوری خواهد شد.
تعارض منافع
نویسندگان هیچگونه تعارض منافع را در مطالعه اعلام نکردهاند.
حامی مالی
نویسندگان اذعان میکنند که هیچگونه حمایت مالی برای تمام مراحل مطالعه، نگارش و انتشار مقاله دریافت نکردهاند.
تشکر و قدردانی
نویسندگان این مقاله از تمامی افرادی که در مطالعه شرکت کردند، صمیمانه تشکر میکنند.
[1]. flourishing
[2]. Hefferon & Boniwell
[3]. Ellyatt
[4]. De Ruyter & Wolbert
[5]. Carr
[6]. Zhang
[7]. Dahl
[8]. hedonic
[9]. eudaimonic
[10]. Waigel & Lemos
[11]. Seligman
[12]. Halford
[13]. Fuchs
[14]. Delgado
[15]. Cruwys
[16]. empathy
[17]. Pitanupong
[18]. Peterson
[19]. Arman
[20]. Yaden
[21]. Shepherd
[22]. Xing
[23]. Chen
[24]. Sahdra
[25]. Kim & Park
[26]. Guariglia
[27]. teamwork
[28]. Masimula
[29]. Guenther
[30]. Selfishness & self-centeredness
[31]. Adomako
[32]. Brito
[33]. Mann
[34]. Mitchell & Vaughan
[35]. Hausler
[36]. Hawkins
[37]. Fawcett
[38]. Rohrbaugh
[39]. self control
[40]. Self regulation
[41]. Reynolds & Baumeister
[42]. Hennecke & Bürgler
[43]. Inzlicht
[44]. Nilsen
[45]. Werner & Ford
[46]. Zahrai
[47]. Reinecke
[48]. Yang
[49]. Du
[50]. we-ness
[51]. Buehlman
[52]. couple identity
[53]. interdependence
[54]. Üçok
[55]. Marsiglio
[56]. Khari & Sinha
[57]. Haslam
[58]. Interdependence Theory
[59]. Topcu-Uzer
[60]. Sánchez
[61]. Aydogan
[62]. Simpson & Berti
[63]. Duckworth
[64]. Champagne & Muise
[65]. perma profile
[66]. Nie
[67]. toronto empathy questionnaire
[68]. Spreng
[69]. teamwork skills scale
[70]. Romero
[71], teamwork behaviors
[72]. ratings the importance of teamwork
[73]. self-perceptions of teamwork capabilities
[74]. we-ness questionnaire
[75]. Self-control scale
[76]. Tangney
[77]. Little & Rubin
[78]. Myers
[79]. Matsunaga
[80]. common method variance
[81]. Fornell-Larcker
[82]. Hetritrat-Monotrait
[83]. average variance extracted
[84]. Hayes
[85]. Circumplex
[86]. Champagne & Muise
[87]. communal strength