ساخت و روایی سنجی مقیاس جایگاه طلبی اجتماعی و ارتباط آن با تشخص طلبی اجتماعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار ، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده
مقدمه: جایگاه‌طلبی به‌عنوان یک انگیزه، راه‌انداز بسیاری از رفتارهای انسان است. هدف پژوهش حاضر ساخت و روایی‌سنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی و تعیین ارتباط آن با تشخص‌طلبی اجتماعی بود.
روش: این پژوهش به شیوه آمیخته و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول جامعه مورد مطالعه شامل تمام مقالات چاپ شده در حوزه جایگاه­طلبی اجتماعی بود که در خلال سال­های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ چاپ شده بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 95 مقاله بود که به شیوه­ نظام­مند مرور شدند و ۱۳۰ گویه از آن­ها استخراج شد. پس از روایی‌سنجی توسط خبرگان و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا، ۷۲ گویه باقی ماند. در مرحله دوم، گویه‌های تأییدشده در قالب یک مقیاس الکترونیک (گوگل‌فرم) تدوین و برای ۱۵۱ نفر از ایرانیان کاربر فضای مجازی (۱۶ تا ۷۰ سال) اجرا شد. داده‌ها با تحلیل عامل اکتشافی تحلیل و به ۲۹ گویه کاهش یافت. در مرحله سوم، گویه‌های باقی‌مانده مجدداً منتشر و ۴۴۵۷ پاسخ معتبر دریافت شد که با تحلیل عامل تأییدی بررسی گردید.
یافته‌ها: مقیاس نهایی شامل ۲۲ گویه در قالب ۳ عامل بود که ۵۹ درصد از واریانس سازه جایگاه‌طلبی اجتماعی را تبیین می‌کند.
نتیجه‌گیری: مقیاس جایگاه‌طلبی اجتماعی ابزاری معتبر برای سنجش انگیزه به‌دست‌آوردن جایگاه اجتماعی است. سنجش رابطه آن با تشخص‌طلبی اجتماعی نشان‌دهنده روایی ملاکی مقیاس بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The construction and validation of the Social Status Seeking Scale (4S) and its relationship with Social Distinction seeking

نویسندگان English

Morad Abdivarmazan 1
Heman Mahmoudfakhe 2
Mona Saffarinia 3
1 Professor assistant, Psychology Department. Azad University. Tehran South Branch, Tehran, Iran.
2 . Professor Assistant, Department of Psychology, University of Payam-E-Noor, Tehran, Iran
3 Department of Psychology, University of Payam-E-Noor, Tehran, Iran.
چکیده English

Introduction: Status-seeking, as a fundamental motivation, drives many human behaviors. The aim of the present study was to construct and validate a scale for measuring social status-seeking and to determine its relationship with social distinction.
Method: This study employed a mixed-method approach across three stages. In the first stage, the study population included all articles published in the field of social status-seeking between 2015 and 2025. The study sample consisted of 95 articles that were systematically reviewed, from which 130 items were extracted. After content validity assessment by experts and calculation of the content validity ratio (CVR) and content validity index (CVI), 72 items remained. In the second stage, the approved items were compiled into an electronic scale (Google Form) and administered to 151 Iranian social media users (aged 16 to 70 years). The data were analyzed using exploratory factor analysis (EFA), which reduced the scale to 29 items. In the third stage, the remaining items were re-administered, and 4,457 valid responses were obtained, which were analyzed using confirmatory factor analysis (CFA).
Results: The final scale consisted of 22 items loading onto three factors, which collectively explained 59% of the variance in the social status-seeking construct.
Conclusion: The Social Status Seeking Scale (4S) is a valid instrument for measuring the motivation to attain social status. Assessing its relationship with social distinction provided evidence for the criterion validity of the scale.

کلیدواژه‌ها English

Scale
validation
social status seeking
social distinction seeking

مقدمه

سنجش و اندازه‌گیری در علوم رفتاری از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به پژوهشگران و متخصصان کمک می‌کند تا رفتارها، نگرش‌ها و ویژگی‌های انسانی را به‌طور دقیق‌تر درک کنند. اندازه‌گیری معتبر و پایدار به تحلیل داده‌ها و تفسیر نتایج کمک می‌کند و این امر می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های بهتر در حوزه‌های مختلفی مانند روان­شناسی، جامعه‌شناسی و آموزش منجر شود (کوهن و جانیکی[1]، 2020). به‌علاوه، سنجش دقیق می‌تواند به شناسایی الگوهای رفتاری و پیش‌بینی نتایج در موقعیت‌های مختلف کمک کرده و به تبع آن به طراحی مداخلات مؤثرتر و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود (اسمیت[2]، 2019). به‌طورکلی، سنجش و اندازه‌گیری برای پیشرفت در علوم رفتاری ضرورت دارد و به پژوهشگران این امکان را می‌دهد که نتایج خود را به صورت علمی، قابل دفاع و مستند ارائه دهند.

یکی از سازه­های موردمطالعه در علوم رفتاری جایگاه­طلبی اجتماعی[3] است. جایگاه­طلبی اجتماعی یکی از مفاهیم کلیدی در روان‌شناسی اجتماعی، جامعه­شناسی و مدیریت است که به تمایل افراد برای دستیابی به موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و اعتبار در میان هم‌گروهی‌ها و جامعه اشاره دارد (بوردیو[4]، 1984 و خان و لی[5]، 2022). جایگاه­طلبی، رفتاری است که توسط افراد برای رسیدن به موقعیت­های اجتماعی بالاتر استفاده می­شود. این رفتار می­تواند به شکل مثبت یا منفی انجام شود (چنگ و تریسی[6]، 2014). البته پژوهشگران دیگر نظیر اندرسون، هیلدرث و هالند[7] (2015) آن را یک انگیزه بنیادین می­دانند. این سازه نه‌تنها بر رفتارهای فردی تأثیرگذار است، بلکه می‌تواند بر کیفیت روابط اجتماعی، سلامت روانی و احساس رضایت از زندگی نیز تأثیر بگذارد (هاگ و واگان[8]، 2018). تحقیقات نشان می‌دهند که جایگاه­طلبی اجتماعی می‌تواند به عنوان یک عامل مؤثر در شکل‌گیری هویت اجتماعی و رفتارهای اجتماعی عمل کند (تاجفل و ترنر[9]، 1986). در دنیای امروزی، با توجه به تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی، درک دقیق از جایگاه­طلبی اجتماعی و ابعاد مختلف آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است (شوارتز[10]، 2010 و دیویس[11]، 2019). به علاوه، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد احساسات مرتبط با جایگاه اجتماعی، مانند افتخار، شرم و حسادت، می‌توانند تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی افراد داشته باشند (کراوس و همکاران[12]، 2012). مطالعات زیادی رابطه جایگاه اجتماعی و سلامت (وانگ[13] و همکاران، 2023؛ داوسون، کاروالهو و کوواس[14]، 2023 و دیپاسکال و همکاران[15]، 2021) و مطالعاتی نظیر (خانی­پور، دلروز و ذاکر، 1399) رابطه آن با آشفتگی روان­شناختی را نیز نشان داده­اند.

اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) معتقدند که جایگاه­طلبی اجتماعی به عنوان یک انگیزه بنیادین، مستقل از فرهنگ و جنسیت است. آنان جایگاه‌طلبی اجتماعی را تمایل ذاتی به داشتن جایگاه و منزلت[16]، شهرت، موردتوجه بودن، مورداحترام بودن و اهمیت داشتن تعریف می­کنند. از نظر آنان افراد دارای جایگاه اجتماعی بالا، عواطف مثبت، رضایت از زندگی، سازگاری روان­شناختی و بهزیستی روانی بیشتر و عزت‌نفس بالاتری را تجربه می­کنند. البته ممکن است که شیوه به­دست­آوردن جایگاه اجتماعی در فرهنگ­های مختلف یکسان نباشد (اندرسون، هیلدرث و هالند، 2015؛ میلر، کاهل و هستینگز[17]، 2015). پژوهشگران در دیدگاه تکاملی نیز بر این باورند که ما به‌گونه‌ای تکامل یافته­ایم که برای دستیابی به جایگاه بالاتر انگیخته باشیم. جایگاه اجتماعی بالاتر، فرصت زیادتری برای بقا و تناسل فراهم می­کند (باس[18]، 2008؛ کنریک و همکاران[19]، 2010). در مقابل شلدون[20] (2011) انگیزه دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر را یک انگیزه بنیادین نمی­داند. دسی و رایان[21] (1985) شلدون، الیوت، کیم و کاسر[22] (2001) و فیسکه[23] (2003) نیز جایگاه­طلبی اجتماعی را یک انگیزه­ بنیادین معرفی نمی­کنند.

جدای از اینکه جایگاه‌طلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین باشد یا خیر، در اکتساب آن تفاوت­های فردی وجود دارد. چنگ و تریسی (2014) در مدل موسوم به برتری منزلت[24]، دو روش متفاوت برای کسب جایگاه معرفی کرده­اند. در روش برتری، جایگاه اجتماعی با توسل به ترس و ارعاب و پرخاش و اعمال قدرت به دست می­آید و در روش منزلت، کسب جایگاه اجتماعی از طریق روش­هایی نظیر رقابت­های سالم اجتماعی، خدمت و انجام رفتارهای جامعه­پسند[25] انجام می­شود.

یک متغیر دیگر که در پژوهش­های روانشناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی مورد مطالعه قرار گرفته است، تشخص اجتماعی[26] است. منظور از تشخص اجتماعی گرایش به خاص بودن در افراد است (امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر، 1394). گیدنز[27] (2021) تشخص‌طلبی اجتماعی را یک مفهوم کلیدی در تحلیل رفتارهای اجتماعی و اقتصادی افراد معرفی کرده است. بنا بر تعریف وی تشخص‌طلبی اجتماعی، نیاز افراد برای تمایز از دیگران در بعد اجتماعی است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که افراد با جایگاه‌طلبی اجتماعی بالا، به‌طورمعمول به دنبال روش‌هایی برای نشان‌دادن وضعیت خود و تمایز از دیگران هستند. این تمایز ممکن است از طریق انتخاب‌های مصرفی، ارتباطات اجتماعی و رفتارهای فرهنگی صورت گیرد (وانگ و گریسگوسیوس[28]، 2023). میلر (2022) معتقد است که تشخص‌طلبی اجتماعی به عنوان ابزاری برای دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر عمل می‌کند و نشان‌دهنده‌ی تأثیر متقابل این دو مفهوم بر یکدیگر است. به نظر می­رسد این سازه در برخی ابعاد با سازه جایگاه­طلبی اجتماعی همپوشانی داشته باشد. بررسی رابطه آن با جایگاه­طلبی اجتماعی تاکنون انجام نشده است و این خلاء هم می­تواند ناشی از نبود یک ابزار قابل اتکا برای کمی­سازی جایگاه­طلبی اجتماعی باشد.

مطالعه ادبیات موجود در کشور نشان می­دهد که در حال حاضر برای سنجش تشخص اجتماعی یک پرسشنامه 10 سؤالی توسط امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر (1394) تهیه شده است ولی ابزاری برای سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی که به طور جامع و معتبر طراحی شده باشد، وجود ندارد (عبدی­ورمزان، فراهانی، خانی­پور و صفاری­نیا، 1400). این وضعیت در مورد ادبیات خارج از ایران هم صدق می­کند (هاگ و واگان، 2018). تنها مقیاسی که بتواند با سازه مذکور از لحاظ مفهومی ارتباط داشته باشد، مقیاس جایگاه اجتماعی ادراک­شده مک­آرتور[29] است. این کمبودها می‌تواند منجر به نتایج نادرست و تحلیل­های ناقص در پژوهش‌های مرتبط با جایگاه اجتماعی شود. به‌عبارت‌دیگر، فقدان یک ابزار معتبر و پایا می‌تواند مانع از درک عمیق‌تر پژوهشگران از تأثیرات جایگاه­طلبی اجتماعی بر رفتارها و روابط اجتماعی شود.

با توجه به آنچه گفته شد، دسترسی به ابزارهای معتبر برای سنجش سازه­ جایگاه­طلبی اجتماعی که بتواند ابعاد مختلف آن را با دقت و اعتبار اندازه‌گیری کند برای جامعه پژوهش­گران ضروری است. ابزار مذکور باید قابلیت شناسایی تمایلات و نیازهای افراد برای اکتساب و حفظ جایگاه اجتماعی را داشته باشد و بتواند به پژوهشگران و متخصصان در تحلیل دقیق‌تر سازه مذکور کمک کند. به‌علاوه، این ابزار باید در دسترس و قابل‌استفاده برای گروه‌های مختلف سنی و اجتماعی باشد. پژوهش حاضر با درک نیاز موردبحث، در پی ساخت و روایی‌سنجی یک مقیاس جدید است که بتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای اندازه‌گیری جایگاه­طلبی اجتماعی در پژوهش‌های آینده مورد استفاده قرار گیرد. هدف ما این است که با تهیه و روایی‌سنجی ابزار مذکور، برای پژوهشگران و متخصصان در حوزه‌های روان‌شناسی و علوم اجتماعی این امکان را فراهم کنیم که درک بهتری از جایگاه­طلبی اجتماعی و تأثیرات آن بر رفتارهای فردی و اجتماعی داشته باشند.

روش

این پژوهش با هدف ساخت و روایی­سنجی یک ابزار برای سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی در سه مرحله به روش آمیخته انجام شد. در مرحله اول یک مطالعه کیفی (کتابخانه­ای) برای بررسی منابع و مقالات ایرانی و خارجی انجام شد. ملاک ورود منابع به پژوهش، آن بود که منبع موردمطالعه در عنوان و مضمون، به جایگاه اجتماعی و همبسته­ها و مؤلفه‌های آن پرداخته و در بین سال­های 2015 تا 2025 منتشر شده باشد. در بررسی اولیه تعداد 95 مقاله بررسی شد که حاصل آن، استخراج 40 مضمون و مؤلفه بود. مؤلفه‌ها و مضامین استخراج‌شده به 130 گویه تبدیل شدند و گویه­های تولیدشده برای بررسی روایی محتوا در اختیار 8 روان­شناس ایرانی به عنوان افراد خبره قرار گرفت. از آنان خواسته شد که گویه­های استخراج­شده را از لحاظ روایی محتوایی مورد ارزشیابی قرار دهند. نتایج حاصل از ارزشیابی خبرگان با استفاده از نسبت روایی محتوا[30] (لاوشه[31]، 1975) تحلیل شد و گویه­های نامناسب مشخص شدند. گویه­های باقی­مانده مجدداً برای بررسی شاخص روایی محتوا[32] (والتز و باسل[33]، 1981) برای 7 نفر دیگر از متخصصان حوزه­های رفتاری ارسال گردید و نظرات آنان مجدداً تحلیل شد. حاصل بررسی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوا، حذف 58 گویه بود. گویه‌های تأییدشده به همراه پرسش­های جمعیت‌شناختی برای سنجش در مرحله دوم به صورت یک مقیاس الکترونیک با استفاده از امکانات گوگل فرم تهیه شدند. ازآنجاکه هدف این مقیاس تهیه یک ابزار پژوهشی برای سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی در جمعیت عمومی بود، جامعه موردمطالعه در مراحل دوم و سوم تمام ایرانیان کاربر فضای مجازی بودند که سن آن‌ها در دامنه 16 تا 70 سال قرار داشت. بررسی داده­ها در مرحله دوم با یک نمونه با حجم 151 شرکت­کننده انجام گرفت که به صورت در دسترس انتخاب شده بودند. تحلیل انجام‌شده در این مرحله، تحلیل عاملی اکتشافی بود. نتایج نشان داد که گویه­های تهیه­شده سازه جایگاه­طلبی اجتماعی را در قالب سه عامل مورد سنجش قرار می­دهند. در این مرحله گویه­هایی که نامناسب بودند و بار عاملی قابل قبولی بر هیچ­یک از عوامل نداشتند و یا با بیش از یک عامل مرتبط بودند، مجدداً حذف شدند. گویه‌های باقی‌مانده در مرحله سوم شامل 29 گویه بود که برای جمع‌آوری داده‌های لازم مجدداً منتشر شد. پاسخ­نامه­هایی که فاقد ملاک­های ورود به پژوهش بودند، در تحلیل شرکت داده نشدند. نهایتاً تعداد پاسخ­نامه­های موردقبول در مرحله سوم که نمونه موردبررسی را تشکیل می­دادند برابر با 4457 مورد بود. ابزار مورداستفاده برای تعیین اعتبار و روایی گویه­ها مدل‌یابی معادلات ساختاری با استفاده از روش کمترین مربع­های جزئی[34] بود. انتخاب این روش به دلیل توانایی ترسیم مدل با متغیرهای دارای یک سازه، توانایی مدل‌سازی ترکیبی، راحتی استفاده و سادگی در بررسی مدل­های پیچیده بود (محسنین و اسفیدانی، 1393). به عقیده هومن (1384) می‌توان از اصول تعیین حجم نمونه در رگرسیون چندمتغیری برای تعیین حجم نمونه در مدل‌یابی معادلات ساختاری نیز استفاده کرد. در تحلیل رگرسیون چندمتغیری بهتر است که نسبت تعداد اعضای گروه نمونه به متغیرها از 5 کمتر نباشد و با کمی محافظه­کاری عدد 10 مناسب­تر است؛ لذا برای مقیاس سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی با 29 گویه، باید حداقل 290 پاسخنامه جمع­آوری می­شد. در این پژوهش تعداد پاسخ­نامه­های واجد ملاک­های ورود 4457 مورد بود که همگی تحلیل شدند. بعد از تحلیل مدل‌یابی معادلات ساختاری و تهیه مقیاس نهایی سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی، رابطه آن با تشخص اجتماعی با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون با یک نمونه 91 نفره مورد سنجش قرار گرفت.

برای انجام پژوهش حاضر از دو ابزار استفاده شد. اولین ابزار این پژوهش شامل سؤالاتی برای سنجش ویژگی­های جمعیت­شناختی و مقیاس جایگاه­طلبی اجتماعی بود. گویه­های این مقیاس با استفاده از مقیاس 7 درجه­ای لیکرت، سنجش شدند. از آزمودنی­ها خواسته شد که بر اساس مفهوم هر گویه، به خود نمره بدهند و ملاک وضعیت واقعی ایشان باشد. داده­ها با استفاده از نرم­افزار اس پی اس اس 27[35] و اسمارت پی ال اس 3.3.3[36] مورد بررسی قرار گرفتند و مقیاس نهایی حاصل از آن به عنوان ابزاری برای سنجش رابطه جایگاه‌طلبی اجتماعی با تشخص‌طلبی اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.

ابزار دیگر مورداستفاده، پرسشنامه تشخص‌طلبی (امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر، 1394) بود که شامل 10 گویه است و سازندگان آن اعتبار درونی آن را با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 84/0 گزارش کرده‌اند.

داده­های این پژوهش با استفاده از آزمون­های آماری تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تائیدی تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ها

جداول زیر حاصل تحلیل داده­های پژوهش است.

جدول 1.ویژگی‌‌‌‌های جمعیت‌‌‌‌شناختی نمونه بررسی‌شده

مرحله مطالعه

مرحله اول

 

مرحله دوم

متغیر و سطح

تعداد

درصد

تعداد

درصد

جنسیت

زن

120

79.5

2969

66.6

مرد

31

20.5

1488

33.4

وضعیت شغلی

بیکار

1

0.7

387

8.7

شاغل در بخش دولتی

86

57.0

749

16.8

شاغل در بخش خصوصی

7

4.7

568

12.7

خوداشتغالی

1

0.7

79

1.8

کارفرما

3

2.0

59

1.3

دانشجو

32

21.2

1287

28.9

دانش­آموز

5

3.3

370

8.3

بازنشسته و سایر

16

10.6

958

21.5

وضعیت تحصیلی

زیر دیپلم

5

3.3

539

12.1

دیپلم

10

6.6

1143

25.6

فوق‌دیپلم

11

7.3

713

16

لیسانس

36

23.8

1396

31.3

فوق‌لیسانس

73

48.3

533

12

دکتری

16

10.6

133

3

 

جدول 1 نشان­دهنده وضعیت توزیع جامعه موردپژوهش در مرحله اول و دوم پژوهش است. علاوه بر اطلاعات فوق در متغیر وضعیت تأهل در مرحله اول از نمونه 151 نفری تعداد 79 نفر مجرد، 63 نفر متأهل و 9 نفر طلاق گرفته و یا به‌تنهایی زندگی می­کردند و در مرحله دوم از نمونه 4457 نفری، تعداد 2369 نفر از جامعه موردپژوهش را افراد مجرد، 1950 نفر را شرکت­کنندگان متأهل و 137 نفر طلاق گرفته یا به‌تنهایی زندگی می­کردند.

برای بررسی کفایت حجم نمونه از شاخص کایزر-مییر-اولکین[37] و برای بررسی تقارن داده­ها از آزمون کرویت بارتلت[38] استفاده شد.

جدول 2. مقادیر مربوط به شاخص­های کایزر-مییر-اولکین و آزمون کرویت بارتلت

آزمون کایزر-مییر-اولکین

952/0

آزمون کرویت بارتلت

χ2

323/67223

درجه آزادی

406

معناداری

000/0

نتایج به‌دست‌آمده از آزمون کایزر-مییر-اولکین بیانگر کفایت حجم نمونه برای انجام تحلیل عاملی و آزمون کرویت بارتلت هم نشانگر تقارن داده­ها در توزیع بودند سطح معناداری برای هر دو آزمون (000/0 = P) بود.آآآآ

در تحلیل عاملی اکتشافی برای استخراج عامل­ها از روش مؤلفه­های اصلی[39] و برای چرخش عامل­ها از روش واریماکس[40] با نرمال‌سازی کیسر[41] بهره گرفته شد. برای تصمیم­گیری در مورد حفظ یا حذف گویه­های مقیاس از تحلیل عاملی، مقادیر اشتراک استخراجی[42] آن‌ها در نظر گرفته شد و هر کدام از گویه­ها که مقدار اشتراک استخراجی آن کمتر از 5/0 بود حذف شد. همچنین ملاک تصمیم­گیری در مورد دسته­بندی گویه­ها، مقادیر ویژه بالاتر از 1 و نمرات عاملی بالاتر از 4/0 در نظر گرفته شد.

جدول 3: ماتریس عوامل چرخش یافته با روش تحلیل مؤلفه اصلی و روش چرخش واریماکس با نرمال­سازی کیسر

ردیف

گویه­ها

عامل اول

عامل دوم

عامل سوم

عامل چهارم

اشتراک استخراجی

1

دوست ندارم در نظر دیگران ضعیف جلوه کنم.

 

 

 

663/0

468/0

2

تحصیل کردن را دوست دارم چون به من در به دست آوردن جایگاه بالاتر در جامعه کمک می­کند.

443/0

 

 

 

398/0

3

از فرصت‌های جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده می‌کنم.

642/0

 

 

 

565/0

4

در ازدواج جایگاه اجتماعی همسرم و تأثیر آن بر جایگاه خودم را در نظر می‌گیرم/گرفتم.

 

 

 

485/0

369/0

5

تمایل دارم از تجربیات دیگران در زمینه ارتقاء اجتماعی خودم استفاده کنم.

527/0

 

 

 

481/0

6

از شکست در تلاش برای بهبود وضعیت اجتماعی‌ام ناامید نمی­شوم.

655/0

 

 

 

442/0

7

به دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعی‌ام هستم.

704/0

 

 

 

587/0

8

احساس می‌کنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.

545/0

 

 

 

608/0

9

به تلاش برای بهبود مهارت‌هایم در زمینه‌های اجتماعی اهمیت می‌دهم.

723/0

 

 

 

 

635/0

10

از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعی‌ام لذت می‌برم.

695/0

 

 

 

6058/0

11

معتقدم که موفقیت اجتماعی می‌تواند به من فرصت‌های بیشتری بدهد.

601/0

 

 

 

588/0

12

برای من فرقی نمی­کند که در چه شرایطی باشم چون درهرحال برای بالارفتن در سلسله‌مراتب جایگاه­های اجتماعی، به تلاش ادامه می­دهم.

728/0

 

 

 

554/0

13

داستان‌های مربوط به موفقیت‌های دیگران، من را به وجد می‌آورد.

554/0

 

 

 

369/0

14

اهداف مشخصی برای بهبود وضعیت اجتماعی‌ام دارم.

807/0

 

 

 

658/0

15

به برنامه‌ریزی برای آینده اجتماعی‌ام اهمیت می‌دهم.

823/0

 

 

 

685/0

16

تمایل دارم به طور مداوم اهداف اجتماعی‌ام را بررسی و به‌روز کنم.

807/0

 

 

 

677/0

17

به ارزش­هایی باور دارم که در راستای رشد اجتماعی و ارتقای جایگاه من باشد.

668/0

 

 

 

570/0

18

به دنبال فرصت‌هایی هستم که به من اجازه می‌دهد تا در جامعه بهتر رشد کنم.

681/0

 

 

 

600/0

19

دوست دارم خودم را از لحاظ اقتصادی تقویت کنم تا به چشم دیگران بیایم.

 

 

710/0

 

 

589/0

20

از لباس­هایی استفاده می­کنم که من را از نظر دیگران خوب جلوه دهد.

 

 

696/0

 

577/0

21

فکر می­کنم کسانی که برای من و سایرین تصمیم می­گیرند به اندازه خودم توانا نیستند.

 

 

569/0

 

367/0

22

پایبندی به ارزش‌ها برای من وسیله­ای برای به دست آوردن جایگاه در بین مردم است.

 

 

688/0

 

568/0

23

تلاش برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی بالاتر، دلیل بسیاری از کارهای من است.

 

 

663/0

 

584/0

24

سطح تحصیلاتم را بالاتر از آنچه هست به دیگران اعلام می­کنم.

 

798/0

 

 

675/0

25

سعی می­کنم درآمدم را بالاتر از مقدار واقعی آن به سایرین نشان دهم.

 

850/0

 

 

760/0

26

در جمع­های دوستانه سعی می­کنم حرفم را به کرسی بنشانم.

 

730/0

 

 

592/0

27

دوست دارم محل زندگی‌ام را به دیگران بهتر از آنچه هست معرفی کنم.

 

848/0

 

 

749/0

28

جایگاه شغلی­ام را فراتر از آنچه هست به سایرین اعلام می­کنم.

 

865/0

 

 

772/0

29

چنانچه قومیت من باعث کاهش جایگاه من در نظر دیگران شود آن را بیان نمی­کنم.

 

778/0

 

 

618/0

با توجه به جدول 3، ضریب اشتراک استخراجی برای گویه­های 1؛ 2؛ 4؛ 5؛ 6؛ 13 و 21 کوچک‌تر از عدد استاندارد 5/0 به‌دست‌آمده که نشان­دهنده اعتبار محتوایی پایین آن‌هاست و بدین‌جهت گویه­های مذکور از مقیاس حذف می­شوند. با توجه به جدول، چهار عامل با مقدار ویژه بالاتر از 1 استخراج شده که گویه­های تشکیل­دهنده عامل چهارم به جهت پایین بودن اشتراک استخراجی، حذف شدند و به تبع آن عامل چهارم نیز حذف شد. پس از حذف گویه­های زائد با توجه به بارهای عاملی گویه­ها؛ هریک از گویه­ها بیشترین بار عاملی را در همان عاملی که از پیش تعیین ­شده بود، دارا هستند. پس هر گویه دقیقاً همان عاملی را اندازه­گیری می­کند که برای آن طراحی شده است؛ بنابراین گویه­های باقیمانده از روایی لازم برخوردار هستند.

برای آزمون صحت مدل نظری پژوهش و محاسبه ضرایب تأثیر ابتدا برازش مدل­ها و سپس برازش مدل ساختاری و بعدازآن برازش کلی مدل و سپس آزمون فرضیه­ها انجام گرفت که به شرح زیر گزارش می­شود.

پس از اجرای تحلیل اکتشافی به منظور ارزیابی مدل مفهومی پژوهش و همچنین اطمینان یافتن از وجود یا عدم وجود رابطه علی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده‌های مشاهده‌شده با مدل مفهومی پژوهش، مدل آن با استفاده از مدل معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج آزمون مدل در نمودار منعکس شده است.

نمودار 1: اندازه­گیری مدل کلی در حالت استاندارد

نمودار 2. اندازه­گیری مدل کلی در حالت معنی­دار

برای بررسی همسانی درونی مدل اندازه­گیری از ضریب آلفای کرونباخ و معیار پایایی ترکیبی[43] استفاده شد. همچنین جهت بررسی روایی همگرای مدل از میانگین واریانس استخراج‌شده[44] و مقایسه آن با ضریب پایایی ترکیبی بهره برده شد که نتایج آن به شرح جدول زیر است.

جدول 4. نتایج ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی

متغیرهای پژوهش

ضریب آلفای کرونباخ

ضریب پایایی ترکیبی

میانگین واریانس استخراج‌شده

جایگاه‌طلبی اجتماعی

916/0

929/0

511/0

عامل اول

933/0

942/0

576/0

عامل دوم

766/0

848/0

584/0

عامل سوم

909/0

797/0

527/0

جدول 4 نشان می­دهد که نتایج ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی متغیرها برای تمامی سازه­های پژوهش موردقبول هستند. محققینی نظیر فورنل و لارکر[45] (1981) مقادیر میانگین واریانس استخراج‌شده 5/0 و بیشتر را توصیه می‌کنند که شاخص محاسبه‌شده برای تمام متغیرهای پژوهش مقدار بالای آن را نشان می­دهند. آخرین معیار تأییدی روایی همگرا مقایسه پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراجی است. جهت تائید روایی همگرا باید مقدار میانگین واریانس استخراج‌شده کمتر از پایایی ترکیبی باشد که نتایج بیانگر برقراری رابطه مذکور است؛ لذا مدل از روایی همگرایی موردقبول نیز برخوردار است.

برای سنجش روایی واگرای مدل که درواقع مکمل روایی همگرا است از روش پیشنهادی فورنل و لارکر (1981) استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 گزارش شده است.

جدول 5: نتایج روایی واگرا به روش فورنل و لارکر

متغیرها

جایگاه‌طلبی اجتماعی

عامل اول

عامل دوم

عامل سوم

جایگاه‌طلبی اجتماعی

679/0

 

 

 

عامل اول

974/0

759/0

 

 

عامل دوم

594/0

398/0

746/0

 

عامل سوم

058/0

028/0-

337/0

645/0

جدول فوق حاکی از آن است که مقدار جذر میانگین واریانس استخراج‌شده متغیرهای مکنون از مقدار همبستگی میان آن‌ها بیشتر است؛ لذا این‌گونه استنباط می‌شود که متغیرهای مکنون در مقایسه­ با سازه­های دیگر، تعامل بیشتری با گویه­های خود دارند به‌عبارت‌دیگر روایی واگرای متغیرهای مدل مطلوب است.

برای بررسی برازش مدل به پیشنهاد تننهاوس، آماتو و اسپوزیتو وینزی[46] (2004) از شاخص نیکویی برازش[47] استفاده شد که مقادیر مربوط به آن در جدول 6 آمده است.

جدول 6: نتایج برازش کلی مدل با معیار نیکویی برازش

نیکویی برازش

میانگین هندسی اشتراک‌ها

2R

541/0

519/0

535/0

داده‌های جدول فوق نشان می‌دهد که مقدار نیکویی برازش معادل 541/0 است. این مقدار بر اساس دیدگاه هنسلر و سارستدت[48] (2013) نشان‌دهنده برازش عالی مدل است. همچنین مقدار 2R مطلوبیت مدل را تائید می­کند.

با توجه به تحلیل­های انجام‌شده، گویه­ها و عوامل مرتبط با آن‌ها که تشکیل‌دهنده مقیاس نهایی سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی هستند، در جدول 7 آمده است. عوامل استخراج‌شده از تحلیل داده­ها بر اساس مفاهیم مشترکی که در محتوای آن‌هاست نام‌گذاری شدند. هومن (1384) تأکید می­کند که برای نام‌گذاری عوامل نباید تنها بر همبستگی بین گویه­ها بسنده کرد بلکه باید به مفاهیم و محتوای مشترکی که در آن‌هاست توجه کرد.

جدول 7. گویه­ها و عوامل تشکیل‌دهنده مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی

ردیف

گویه‌ها

عوامل تشکیل‌دهنده مقیاس

1

از فرصت‌های جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده می‌کنم.

جایگاه‌طلبی فعالانه

2

به دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعی‌ام هستم.

3

احساس می‌کنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.

4

به تلاش برای بهبود مهارت‌هایم در زمینه‌های اجتماعی اهمیت می‌دهم.

5

از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعی‌ام لذت می‌برم.

6

معتقدم که موفقیت اجتماعی می‌تواند به من فرصت‌های بیشتری بدهد.

7

برای من فرقی نمی­کند که در چه شرایطی باشم چون درهرحال برای بالارفتن در سلسله‌مراتب جایگاه­های اجتماعی، به تلاش ادامه می­دهم.

8

اهداف مشخصی برای بهبود وضعیت اجتماعی‌ام دارم.

9

به برنامه‌ریزی برای آینده اجتماعی‌ام اهمیت می‌دهم.

10

تمایل دارم به طور مداوم اهداف اجتماعی‌ام را بررسی و به‌روز کنم.

11

به ارزش­هایی باور دارم که در راستای رشد اجتماعی و ارتقای جایگاه من باشد.

12

به دنبال فرصت‌هایی هستم که به من اجازه می‌دهد تا در جامعه بهتر رشد کنم.

13

دوست دارم خودم را از لحاظ اقتصادی تقویت کنم تا به چشم دیگران بیایم.

جایگاه‌طلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی

14

از لباس­هایی استفاده می­کنم که من را از نظر دیگران خوب جلوه دهد.

15

پایبندی به ارزش‌ها برای من وسیله­ای برای به دست آوردن جایگاه در بین مردم است.

16

تلاش برای به‌دست­آوردن جایگاه اجتماعی بالاتر، دلیل بسیاری از کارهای من است.

17

از فرصت‌های جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده می‌کنم.

برنامه آینده‌نگرانه

18

به دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعی‌ام هستم.

19

احساس می‌کنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.

20

به تلاش برای بهبود مهارت‌هایم در زمینه‌های اجتماعی اهمیت می‌دهم.

21

از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعی‌ام لذت می‌برم.

22

معتقدم که موفقیت اجتماعی می‌تواند به من فرصت‌های بیشتری بدهد.

 

جدول 8. همبستگی به‌دست‌آمده بین متغیرهای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون

متغیرها

جایگاه­طلبی اجتماعی

جایگاه­طلبی فعالانه

جایگاه‌طلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی

برنامه آینده‌نگرانه

تشخص­طلبی اجتماعی

18/0

04/0

39/0

08/0

سطح معناداری

07/0

70/0

00/0

40/0

 

اعداد گزارش‌شده در جدول 8 نشان­دهنده رابطه بین تشخص­طلبی اجتماعی و جایگاه­طلبی اجتماعی و عوامل تشکیل­دهنده جایگاه­طلبی اجتماعی است. تنها رابطه معنادار بین تشخص­طلبی اجتماعی و جایگاه­طلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی به دست آمده است. تعداد شرکت­کنندگان در مرحله سنجش رابطه بین مقیاس سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی و تشخص­طلبی اجتماعی 91 نفر بود که میانگین سنی آنان 93/32 سال بود و 72 نفر زن و 19 نفر مرد، 41 نفر مجرد و 45 نفر متأهل و 5 نفر طلاق گرفته بودند.

بحث و نتیجه­گیری

جایگاه­طلبی به عنوان یک انگیزه بنیادین دلیل بسیاری از رفتارهای انسان است. پژوهش حاضر با هدف ساخت و روایی‌سنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی بود. این پژوهش در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله اول یک مطالعه نظری برای بررسی منابع و مقالات ایرانی و خارجی منتشرشده در سال­های 2015 تا 2025 انجام شد. حاصل سنجش روایی محتوایی گویه‌ها و نیز تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با مدل‌یابی معادلات ساختاری تهیه یک مقیاس با 22 گویه و 3 عامل شد.

تحلیل­های آماری جهت آزمون روایی و پایایی و برازش مدل همگی نشانگر اعتبار بالای مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی بود. این مقیاس با ساختار 22 گویه­ای و با استفاده از لیکرت 7 درجه‌ای می­تواند انگیزه جایگاه­طلبی افراد را بسنجد. پایین­ترین نمره در این مقیاس برابر با صفر و نشانگر پایین­ترین میزان انگیزه جایگاه­طلبی در فرد است و بالاترین نمره در این مقیاس برابر با 132 و نشانگر بالاترین میزان انگیزه جایگاه­طلبی بالا در آزمودنی است.

مقیاس سنجش جایگاه­طلبی اجتماعی از سه عامل تشکیل شده است. عوامل شناسایی‌شده در مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی بر اساس مفاهیم مشترک بین گویه­های هر عامل نام‌گذاری شدند. عامل اول در این مقیاس جایگاه‌طلبی فعالانه نامیده شد که توسط 12 گویه سنجیده می‌شوند. عامل دوم جایگاه‌طلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی نام گرفت و توسط 4 گویه سنجش می‌شوند. عامل سوم برنامه آینده‌نگرانه نام گرفت و توسط 6 گویه سنجیده می‌شود. این سه عامل در مجموع 59 درصد واریانس سازه جایگاه‌طلبی اجتماعی را تبیین می­کند.

بررسی رابطه همبستگی بین جایگاه­طلبی اجتماعی و عوامل تشکیل­دهنده آن با تشخص­طلبی اجتماعی نشان می­دهد که تنها رابطه معنادار بین تشخص­طلبی اجتماعی و جایگاه‌طلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی دیده می­شود. این وضعیت نشان­دهنده قرابت هر دو مفهوم است. در هر دو مفهوم سعی و تلاش فرد برای به دست آوردن یک جایگاه و نیز نشان­دادن آن به سایر اعضای جامعه وجود دارد. این مطلب با دیدگاه پژوهشگرانی نظیر اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) انطباق دارد. آن‌ها معتقد بودند که جایگاه­طلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین نوع بشر است و افراد دوست دارند که جایگاه­شان به چشم سایرین بیاید؛ لذا به نظر می­رسد که تشخص­طلبی اجتماعی هم آن بخش از جایگاه­طلبی اجتماعی است که با وجهه اجتماعی افراد رابطه دارد. از آنجا که رابطه تشخص­طلبی اجتماعی و عامل جایگاه­طلبی فعالانه و همچنین تشخص­طلبی و عامل برنامه آینده­نگرانه معنادار نبود، می­توان گفت که دو عامل مذکور مفاهیمی متفاوت را سنجیده و بر مولّفه­هایی دلالت دارند که با تشخص­طلبی اجتماعی همپوشانی ندارند.

شاید رایج­ترین ابزار سنجش جایگاه اجتماعی، ابزار سنجش جایگاه اجتماعی ادراک‌شده مک آرتور باشد که به صورت گسترده‌ای در تحقیقات مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. ابزار سنجش جایگاه اجتماعی مک آرتور، ادراک افراد از جایگاه اجتماعی خود را سنجش می‌کند و در خصوص انگیزه جایگاه‌طلبی کاربردی ندارد؛ لذا مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی هم در حوزه نظری و هم در حوزه فنی یک ابزار نوآورانه است.

در خصوص گویه­ها و عوامل تشکیل‌دهنده مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی به نظر می‌رسد که تمامی گویه‌ها بر قصد و تمایل به انجام رفتارهایی خاص در حال و یا آینده برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی تأکید دارند. با اندک دقتی در گویه­های این مقیاس می‌توان دریافت که برخی از مفاهیم موجود در آن‌ها نشانگر تمایلات درونی و برخی نشانگر عوامل بیرونی هستند که محرک رفتار جایگاه‌طلبی اجتماعی هستند. این تمایلات درونی و عوامل بیرونی همان مؤلفه‌های انگیزش هستند که در تعاریف مختلف آمده‌اند.

انگیزش در آثار پژوهشگران مختلف به اشکال متفاوتی تعریف شده است. مثلاً هرزبرگ[49] (1966) انگیزه را به عنوان عاملی می‌داند که باعث افزایش رضایت شغلی و تحریک افراد به تلاش بیشتر می‌شود. مک‌کللند[50] (1985) انگیزه را به عنوان نیرویی درونی تعریف می‌کند که فرد را به سمت انجام فعالیت‌ها سوق می‌دهد و به دنبال تحقق نیازهای خاص مانند نیاز به موفقیت، قدرت و وابستگی است. در تعریف دیگری دسی و رایان (1985) انگیزه را به دو نوع درونی و بیرونی تقسیم می‌کنند. انگیزه درونی به انجام فعالیت‌ها به خاطر خود فعالیت و انگیزه بیرونی به انجام فعالیت‌ها به خاطر نتایج یا پاداش‌های بیرونی مربوط می‌شود. آن‌ها انگیزه را به عنوان نیرویی توصیف می‌کنند که رفتار را هدایت و شکل می‌دهد (دسی ورایان، 2000؛ زیمرمن[51]، 2002 و رایان و دسی، 2017). اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) انگیزه را نیروهایی تعریف می­کنند که رفتار انسان را هدایت کرده و شکل می‌دهند و اشاره می‌کنند که انگیزه می‌تواند تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی نظیر نیازهای روانی، اهداف فردی و محیط اجتماعی قرار گیرد. میلر، کاهل و هستینگز (2015) انگیزه را به عنوان مجموعه‌ای از نیروهای درونی و بیرونی که رفتار فرد را در جهت رسیدن به اهداف خاص هدایت می‌کنند، تعریف کرده­اند. فیسکه (2003) انگیزه را به عنوان عوامل روانی و اجتماعی که رفتار را شکل می‌دهند، تعریف می‌کند و به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر انگیزه‌ها و رفتارهای انسانی اشاره می‌کند و شلدون و همکاران (2001) نیز انگیزه را به عنوان تمایل به انجام فعالیت‌ها بر اساس نیازها و اهداف شخصی توصیف می‌کنند. آن‌ها بر این نکته تأکید می‌کنند که انگیزه درونی می‌تواند به پیشرفت و رفاه شخصی کمک کند.

آنچه در نظریات فوق در تعریف انگیزه آمده است در محتوای تمام گویه­های مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی نهفته است؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که این مقیاس، جایگاه‌طلبی اجتماعی را به عنوان یک انگیزه می‌سنجد. انگیزه‌ای که بر تمام رفتارهای افراد مؤثر است و رفتارهای انسان بخصوص در حوزه اجتماعی را هدایت می­کند. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که جایگاه‌طلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین است. این یافته­ها مؤید یافته‌های اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) است و در تضاد با دیدگاه پژوهشگرانی نظیر شلدون و همکاران (2001) و فیسکه (2003) است که باور داشتند انگیزه جایگاه‌طلبی یک انگیزه بنیادین نیست.

داده‌های این پژوهش با تکیه بر فرم­ساز آنلاین گوگل و در بستر اینترنت جمع‌آوری شدند. این بستر امکان دسترسی به جامعه وسیع را میسر کرد. استفاده از فرم­ساز گوگل با وجود مزایای زیاد، محدودیت­هایی هم دارد و آن ناتوانی پژوهشگر برای رصد نحوه پاسخگویی شرکت­کنندگان و احتمال سوگیری در نمونه­گیری است؛ البته پژوهشگران با افزایش تعداد شرکت­کنندگان، سعی در کاهش این احتمال داشته­اند. در جریان این پژوهش تمام ملاحظات مصرح در اخلاق پژوهشگری رعایت شد و به هیچ شرکت­کننده یا فرد دخیل در پژوهش، هیچگونه آسیبی وارد نشده و حریم خصوصی هیچ کس نقض نگردید. جمع‌آوری داده‌های مربوط به مقیاس سنجش جایگاه‌طلبی اجتماعی با استفاده از کمک دانشجویان دانشگاه‌ آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، دانشگاه پیام نور واحد مهاباد و دانشگاه فرهنگیان واحد پردیس عترت واوان میسر شد؛ لذا پژوهشگران بدین‌وسیله از همکاری آنان قدردانی می­کنند.



[1]. Cohen & Janicki

[2]. Smith

[3]. social status seeking

[4]. Bourdieu

[5]. Li

[6]. Cheng & Tracy

[7]. Anderson, Hildreth & Howland

[8]. Hogg & Vaughan

[9]. Tajfel & Turner

[10]. Schwartz

[11]. Davis

[12]. Kraus et al

[13]. Wang et al

[14]. Dawson, Carvalho & Cuevas

[15]. Dipasquale et al

[16]. reputation and prestige

[17]. Miller, Kahle, & Hastings

[18]. Buss

[19]. Kenrick et al

[20]. Sheldon

[21]. Deci & Ryan

[22]. Sheldon, Elliot, Kim & Kasser

[23]. Fiske

[24]. Dominance-prestige

[25]. prosocial

[26]. social differentiation

[27]. Giddens

[28]. Wang & Griskevicius

[29]. MacArthur Scale of Subjective Social Status

[30]. Content Validity Ratio CVR

[31]. Lawshe

[32]. Content Validity Index CVI

[33]. Waltz & Bausell

[34]. Partial Least Squares PLS

[35]. SPSS 27

[36]. Smart PLS 3.3.3

[37]. Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)

[38]. Bartlett's Test of Sphericity

[39]. Principle Component

[40]. Varimax Rotation

[41]. Kaiser Normalization

[42]. Communalities Extraction

[43]. Composite reliability (CR)

[44]. Average Variance Extracted (AVE)

[45]. Fornell & Larcker

[46]. Tenenhaus, Amato and Esposito Vinzi

[47]. goodness of fit

[48]. Henseler and Sarstedt

[49]. Herzberg

[50]. McClelland

[51] Zimmerman

امیرکواسمی، ایوب. حاتمی، خدیجه و آقایاری هیر، توکل. (1394). بررسی رابطه بین همرنگی، تشخص‏طلبی و طبقه اجتماعی- اقتصادی با میزان مدگرایی (موردمطالعه: دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز). جامعه‌شناسی کاربردی، 26(4)، 199-212. 20.1001.1.20085745.1394.26.4.11.1
خانی­پور، حمید. دلروز، کاظم و ذاکر، فرشته. (1399). آشفتگی روان‌شناختی: مقایسه نقش مؤلفه‌های جایگاه اجتماعی و مکانیسم‌های دفاعی. روان‌شناسی فرهنگی، 4(2), 180-202. Doi: 10.30487/jcp.2021.275004.1240
عبدی‌ورمزان، مراد. فراهانی، محمدنقی. خانی پور، حمید و صفاری­نیا، مجید. (1400). ساخت و اعتباریابی مقدماتی " مقیاس صرفه­جویی برق مبتنی بر ارتقای جایگاه اجتماعی"، رویش روان‌شناسی. ۱۰ (۲): ۱۴-۱ https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.2383353.1400.10.2.5.7
محسنین، شهریار و اسفیدانی، محمدرحیم. (1396). معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی به کمک نرم‌افزار Smart-PLS: آموزشی و کاربردی. تهران: انتشارات کتاب مهربان.
هومن، حیدرعلی. (1384). مدل‌یابی معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزار لیزرل. تهران: نشر سمت.
Anderson, C., Hildreth, J. A. D., & Howland, L. (2015). Is the desire for status a fundamental human motive? A review of the empirical literature. Psychological Bulletin, 141(3), 574.
Bourdieu, P. (1984). Distinction: A Social Critique of the Judgment of Taste. Harvard University Press.
Buss, D. M. (2008). Human nature and individual differences. In O. P. John, R. W. Robins, & L. A. Pervin (Eds.), Handbook of personality: Theory and research (3rd ed., pp. 29–60). New York, NY: Guilford Press.
Cheng, J. T., & Tracy, J. L. (2014). Toward a unified science of hierarchy: Dominance and prestige are two fundamental pathways to human social rank. In The psychology of social status (pp. 3-27): Springer.
Cohen, S., & Janicki, D. (2020). Measurement in Behavioral Sciences: A Comprehensive Guide. New York, NY: Academic Press.
Davis, K. (2019). The social psychology of aspirations: A review. Journal of Social Issues, 75(2), 345-367.
Dawson, B. A., Carvalho, K., & Cuevas, A. (2023). The relationship between subjective social status, mental health disparities, and the mediating role of discrimination among Latinx populations. Journal of Racial and Ethnic Health Disparities, 10(1), 350-356. https://doi.org/10.1007/s40615-021-01226-x
Deci, E. L., & Ryan, R. M. (1985). Intrinsic motivation andself-determination in human behavior. New York, NY: Plenum.
Dipasquale, V., Ventimiglia, M., Gramaglia, S. M. C., Parma, B., Funari, C., Selicorni, A., ... & Romano, C. (2021). Caregiver social status and health-related quality of life in neurologically impaired children on home enteral nutrition. Nutrients, 13(6), 1928. https://doi.org/10.3390/nu13061928
Fiske, S. T. (2003). Five core social motives, plus or minus five. In S. J. Spencer, S. Fein, M. P. Zanna, & J. M. Olson (Eds.), Motivated social perception: The Ontario symposium (Vol. 9, pp. 233–246). Mahwah, NJ: Erlbaum.
Fornell C, Larcker DF. (1981). Evaluating structural equations models with unobservable variables and measurement error. J Marketing Res. 18(1):39-50. doi/abs/10.1177/002224378101800104
Giddens, A. (2021). Sociology. Polity Press.
Henseler, J., and Sarstedt, M. (2013). Goodness-of-Fit Indices for Partial Least Squares Path Modeling. Computational Statistics, 28(2), 565-580
Herzberg, F. (1966). Work and the nature of man. World Publishing Company
Hogg, M. A., & Vaughan, G. M. (2018). Social Psychology (8th ed.). Pearson.
Kenrick, D. T., Griskevicius, V., Neuberg, S. L., & Schaller, M. (2010). Renovating the pyramid of needs: Contemporary extensions built upon ancient foundations. Perspectives on Psychological Science, 5, 292–314. https://doi.org/10.1177/1745691610369469
Khan, A., Ahmed, M., & Li, Y. (2022). Social aspiration and its effects on interpersonal relationships. Journal of Social Issues, 58(4), 789-805. https://doi.org/10.1111/josi.12345
Kraus, M. W., Piff, P. K., Mendoza-Denton, R., Rheinschmidt, M. L., & Keltner, D. (2012). Social class, sense of control, and social interaction. Journal of Personality and Social Psychology, 102(6), 1320-1338.
Lawshe, C. H. (1975). A Quantitative Approach to Content Validity. Personnel psychology/Berrett-Koehler Publishers.
McClelland, D. C. (1985). Human motivation. Scott, Foresman
Miller, D. (2022). How the World Changed: The Impact of Consumerism on Social Identity. Cambridge University Press.
Miller, J., Kahle, S., & Hastings, P. D. (2015). Roots and benefits of costly giving: Children who are more altruistic have greater autonomic flexibility and less family wealth. Psychological Science. Advanced online publication. https://doi.org/10.1177/0956797615578476
Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2017). Self-determination theory: Basic psychological needs in motivation, development, and wellness. Guilford Press
Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2000). Self-determination theory and the facilitation of intrinsic motivation, social development, and well-being. American Psychologist, 55(1), 68-78. https://doi.org/10.1037/0003-066X.55.1.68
Schwartz, S. H. (2010). Basic values: How they motivate and inhibit prosocial behavior. In The Oxford Handbook of Prosocial Behavior (pp. 6-21). Oxford University Press.
Sheldon, K. M. (2011). Integrating behavioral-motive and experiential requirement perspectives on psychological needs: A two-process model. Psychological Review, 118, 552–569. https://psycnet.apa.org/doi/10.1037/a0024758
Sheldon, K. M., Elliot, A. J., Kim, Y., & Kasser, T. (2001). What is satisfying about satisfying events? Testing 10 candidate psychological needs. Journal of Personality and Social Psychology, 80, 325–339.
Smith, J. (2019). Understanding Behavioral Assessment: Principles and Practices. London: Routledge.
Tajfel, H., & Turner, J. C. (1986). The social identity theory of intergroup behavior. In S. Worchel & W. G. Austin (Eds.), Psychology of Intergroup Relations (pp. 7-24). Nelson-Hall.
Tenenhaus, M., Amato, S., and Esposito Vinzi, V. (2004). A Global Goodness-of-Fit Index for PLS Structural Equation Modeling, Proceedings of the XLII SIS Scientific Meeting. Padova: CLEUP, 739-742.
Waltz, C. F., & Bausell, B. R. (1981). Nursing research: design statistics and computer analysis. Davis Fa.
Wang, Y., & Griskevicius, V. (2023). The interplay between social status and self-presentation: How status-seeking influences consumer behavior. Journal of Consumer Research, 50(1), 111-128. https://doi.org/10.1093/jcr/ucab024
Wang, Y., Hu, M., Ding, R., & He, P. (2023). The dynamic relationship between subjective social status and health: evidence from a Chinese cohort study. British Journal of Health Psychology, 28(1), 1-21. https://doi.org/10.1111/bjhp.12608
Zimmerman, B. J. (2002). Achieving academic excellence: A self-regulated learning perspective. Educational Psychologist, 37(2), 85-100. https://doi.org/10.1207/S15326985EP3702_3