نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار ، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Introduction: Status-seeking, as a fundamental motivation, drives many human behaviors. The aim of the present study was to construct and validate a scale for measuring social status-seeking and to determine its relationship with social distinction.
Method: This study employed a mixed-method approach across three stages. In the first stage, the study population included all articles published in the field of social status-seeking between 2015 and 2025. The study sample consisted of 95 articles that were systematically reviewed, from which 130 items were extracted. After content validity assessment by experts and calculation of the content validity ratio (CVR) and content validity index (CVI), 72 items remained. In the second stage, the approved items were compiled into an electronic scale (Google Form) and administered to 151 Iranian social media users (aged 16 to 70 years). The data were analyzed using exploratory factor analysis (EFA), which reduced the scale to 29 items. In the third stage, the remaining items were re-administered, and 4,457 valid responses were obtained, which were analyzed using confirmatory factor analysis (CFA).
Results: The final scale consisted of 22 items loading onto three factors, which collectively explained 59% of the variance in the social status-seeking construct.
Conclusion: The Social Status Seeking Scale (4S) is a valid instrument for measuring the motivation to attain social status. Assessing its relationship with social distinction provided evidence for the criterion validity of the scale.
کلیدواژهها English
مقدمه
سنجش و اندازهگیری در علوم رفتاری از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به پژوهشگران و متخصصان کمک میکند تا رفتارها، نگرشها و ویژگیهای انسانی را بهطور دقیقتر درک کنند. اندازهگیری معتبر و پایدار به تحلیل دادهها و تفسیر نتایج کمک میکند و این امر میتواند به تصمیمگیریهای بهتر در حوزههای مختلفی مانند روانشناسی، جامعهشناسی و آموزش منجر شود (کوهن و جانیکی[1]، 2020). بهعلاوه، سنجش دقیق میتواند به شناسایی الگوهای رفتاری و پیشبینی نتایج در موقعیتهای مختلف کمک کرده و به تبع آن به طراحی مداخلات مؤثرتر و بهبود کیفیت زندگی افراد منجر شود (اسمیت[2]، 2019). بهطورکلی، سنجش و اندازهگیری برای پیشرفت در علوم رفتاری ضرورت دارد و به پژوهشگران این امکان را میدهد که نتایج خود را به صورت علمی، قابل دفاع و مستند ارائه دهند.
یکی از سازههای موردمطالعه در علوم رفتاری جایگاهطلبی اجتماعی[3] است. جایگاهطلبی اجتماعی یکی از مفاهیم کلیدی در روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی و مدیریت است که به تمایل افراد برای دستیابی به موقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و اعتبار در میان همگروهیها و جامعه اشاره دارد (بوردیو[4]، 1984 و خان و لی[5]، 2022). جایگاهطلبی، رفتاری است که توسط افراد برای رسیدن به موقعیتهای اجتماعی بالاتر استفاده میشود. این رفتار میتواند به شکل مثبت یا منفی انجام شود (چنگ و تریسی[6]، 2014). البته پژوهشگران دیگر نظیر اندرسون، هیلدرث و هالند[7] (2015) آن را یک انگیزه بنیادین میدانند. این سازه نهتنها بر رفتارهای فردی تأثیرگذار است، بلکه میتواند بر کیفیت روابط اجتماعی، سلامت روانی و احساس رضایت از زندگی نیز تأثیر بگذارد (هاگ و واگان[8]، 2018). تحقیقات نشان میدهند که جایگاهطلبی اجتماعی میتواند به عنوان یک عامل مؤثر در شکلگیری هویت اجتماعی و رفتارهای اجتماعی عمل کند (تاجفل و ترنر[9]، 1986). در دنیای امروزی، با توجه به تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی، درک دقیق از جایگاهطلبی اجتماعی و ابعاد مختلف آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است (شوارتز[10]، 2010 و دیویس[11]، 2019). به علاوه، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد احساسات مرتبط با جایگاه اجتماعی، مانند افتخار، شرم و حسادت، میتوانند تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی افراد داشته باشند (کراوس و همکاران[12]، 2012). مطالعات زیادی رابطه جایگاه اجتماعی و سلامت (وانگ[13] و همکاران، 2023؛ داوسون، کاروالهو و کوواس[14]، 2023 و دیپاسکال و همکاران[15]، 2021) و مطالعاتی نظیر (خانیپور، دلروز و ذاکر، 1399) رابطه آن با آشفتگی روانشناختی را نیز نشان دادهاند.
اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) معتقدند که جایگاهطلبی اجتماعی به عنوان یک انگیزه بنیادین، مستقل از فرهنگ و جنسیت است. آنان جایگاهطلبی اجتماعی را تمایل ذاتی به داشتن جایگاه و منزلت[16]، شهرت، موردتوجه بودن، مورداحترام بودن و اهمیت داشتن تعریف میکنند. از نظر آنان افراد دارای جایگاه اجتماعی بالا، عواطف مثبت، رضایت از زندگی، سازگاری روانشناختی و بهزیستی روانی بیشتر و عزتنفس بالاتری را تجربه میکنند. البته ممکن است که شیوه بهدستآوردن جایگاه اجتماعی در فرهنگهای مختلف یکسان نباشد (اندرسون، هیلدرث و هالند، 2015؛ میلر، کاهل و هستینگز[17]، 2015). پژوهشگران در دیدگاه تکاملی نیز بر این باورند که ما بهگونهای تکامل یافتهایم که برای دستیابی به جایگاه بالاتر انگیخته باشیم. جایگاه اجتماعی بالاتر، فرصت زیادتری برای بقا و تناسل فراهم میکند (باس[18]، 2008؛ کنریک و همکاران[19]، 2010). در مقابل شلدون[20] (2011) انگیزه دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر را یک انگیزه بنیادین نمیداند. دسی و رایان[21] (1985) شلدون، الیوت، کیم و کاسر[22] (2001) و فیسکه[23] (2003) نیز جایگاهطلبی اجتماعی را یک انگیزه بنیادین معرفی نمیکنند.
جدای از اینکه جایگاهطلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین باشد یا خیر، در اکتساب آن تفاوتهای فردی وجود دارد. چنگ و تریسی (2014) در مدل موسوم به برتری – منزلت[24]، دو روش متفاوت برای کسب جایگاه معرفی کردهاند. در روش برتری، جایگاه اجتماعی با توسل به ترس و ارعاب و پرخاش و اعمال قدرت به دست میآید و در روش منزلت، کسب جایگاه اجتماعی از طریق روشهایی نظیر رقابتهای سالم اجتماعی، خدمت و انجام رفتارهای جامعهپسند[25] انجام میشود.
یک متغیر دیگر که در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی مورد مطالعه قرار گرفته است، تشخص اجتماعی[26] است. منظور از تشخص اجتماعی گرایش به خاص بودن در افراد است (امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر، 1394). گیدنز[27] (2021) تشخصطلبی اجتماعی را یک مفهوم کلیدی در تحلیل رفتارهای اجتماعی و اقتصادی افراد معرفی کرده است. بنا بر تعریف وی تشخصطلبی اجتماعی، نیاز افراد برای تمایز از دیگران در بعد اجتماعی است. تحقیقات اخیر نشان میدهد که افراد با جایگاهطلبی اجتماعی بالا، بهطورمعمول به دنبال روشهایی برای نشاندادن وضعیت خود و تمایز از دیگران هستند. این تمایز ممکن است از طریق انتخابهای مصرفی، ارتباطات اجتماعی و رفتارهای فرهنگی صورت گیرد (وانگ و گریسگوسیوس[28]، 2023). میلر (2022) معتقد است که تشخصطلبی اجتماعی به عنوان ابزاری برای دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر عمل میکند و نشاندهندهی تأثیر متقابل این دو مفهوم بر یکدیگر است. به نظر میرسد این سازه در برخی ابعاد با سازه جایگاهطلبی اجتماعی همپوشانی داشته باشد. بررسی رابطه آن با جایگاهطلبی اجتماعی تاکنون انجام نشده است و این خلاء هم میتواند ناشی از نبود یک ابزار قابل اتکا برای کمیسازی جایگاهطلبی اجتماعی باشد.
مطالعه ادبیات موجود در کشور نشان میدهد که در حال حاضر برای سنجش تشخص اجتماعی یک پرسشنامه 10 سؤالی توسط امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر (1394) تهیه شده است ولی ابزاری برای سنجش جایگاهطلبی اجتماعی که به طور جامع و معتبر طراحی شده باشد، وجود ندارد (عبدیورمزان، فراهانی، خانیپور و صفارینیا، 1400). این وضعیت در مورد ادبیات خارج از ایران هم صدق میکند (هاگ و واگان، 2018). تنها مقیاسی که بتواند با سازه مذکور از لحاظ مفهومی ارتباط داشته باشد، مقیاس جایگاه اجتماعی ادراکشده مکآرتور[29] است. این کمبودها میتواند منجر به نتایج نادرست و تحلیلهای ناقص در پژوهشهای مرتبط با جایگاه اجتماعی شود. بهعبارتدیگر، فقدان یک ابزار معتبر و پایا میتواند مانع از درک عمیقتر پژوهشگران از تأثیرات جایگاهطلبی اجتماعی بر رفتارها و روابط اجتماعی شود.
با توجه به آنچه گفته شد، دسترسی به ابزارهای معتبر برای سنجش سازه جایگاهطلبی اجتماعی که بتواند ابعاد مختلف آن را با دقت و اعتبار اندازهگیری کند برای جامعه پژوهشگران ضروری است. ابزار مذکور باید قابلیت شناسایی تمایلات و نیازهای افراد برای اکتساب و حفظ جایگاه اجتماعی را داشته باشد و بتواند به پژوهشگران و متخصصان در تحلیل دقیقتر سازه مذکور کمک کند. بهعلاوه، این ابزار باید در دسترس و قابلاستفاده برای گروههای مختلف سنی و اجتماعی باشد. پژوهش حاضر با درک نیاز موردبحث، در پی ساخت و رواییسنجی یک مقیاس جدید است که بتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای اندازهگیری جایگاهطلبی اجتماعی در پژوهشهای آینده مورد استفاده قرار گیرد. هدف ما این است که با تهیه و رواییسنجی ابزار مذکور، برای پژوهشگران و متخصصان در حوزههای روانشناسی و علوم اجتماعی این امکان را فراهم کنیم که درک بهتری از جایگاهطلبی اجتماعی و تأثیرات آن بر رفتارهای فردی و اجتماعی داشته باشند.
روش
این پژوهش با هدف ساخت و رواییسنجی یک ابزار برای سنجش جایگاهطلبی اجتماعی در سه مرحله به روش آمیخته انجام شد. در مرحله اول یک مطالعه کیفی (کتابخانهای) برای بررسی منابع و مقالات ایرانی و خارجی انجام شد. ملاک ورود منابع به پژوهش، آن بود که منبع موردمطالعه در عنوان و مضمون، به جایگاه اجتماعی و همبستهها و مؤلفههای آن پرداخته و در بین سالهای 2015 تا 2025 منتشر شده باشد. در بررسی اولیه تعداد 95 مقاله بررسی شد که حاصل آن، استخراج 40 مضمون و مؤلفه بود. مؤلفهها و مضامین استخراجشده به 130 گویه تبدیل شدند و گویههای تولیدشده برای بررسی روایی محتوا در اختیار 8 روانشناس ایرانی به عنوان افراد خبره قرار گرفت. از آنان خواسته شد که گویههای استخراجشده را از لحاظ روایی محتوایی مورد ارزشیابی قرار دهند. نتایج حاصل از ارزشیابی خبرگان با استفاده از نسبت روایی محتوا[30] (لاوشه[31]، 1975) تحلیل شد و گویههای نامناسب مشخص شدند. گویههای باقیمانده مجدداً برای بررسی شاخص روایی محتوا[32] (والتز و باسل[33]، 1981) برای 7 نفر دیگر از متخصصان حوزههای رفتاری ارسال گردید و نظرات آنان مجدداً تحلیل شد. حاصل بررسی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوا، حذف 58 گویه بود. گویههای تأییدشده به همراه پرسشهای جمعیتشناختی برای سنجش در مرحله دوم به صورت یک مقیاس الکترونیک با استفاده از امکانات گوگل فرم تهیه شدند. ازآنجاکه هدف این مقیاس تهیه یک ابزار پژوهشی برای سنجش جایگاهطلبی اجتماعی در جمعیت عمومی بود، جامعه موردمطالعه در مراحل دوم و سوم تمام ایرانیان کاربر فضای مجازی بودند که سن آنها در دامنه 16 تا 70 سال قرار داشت. بررسی دادهها در مرحله دوم با یک نمونه با حجم 151 شرکتکننده انجام گرفت که به صورت در دسترس انتخاب شده بودند. تحلیل انجامشده در این مرحله، تحلیل عاملی اکتشافی بود. نتایج نشان داد که گویههای تهیهشده سازه جایگاهطلبی اجتماعی را در قالب سه عامل مورد سنجش قرار میدهند. در این مرحله گویههایی که نامناسب بودند و بار عاملی قابل قبولی بر هیچیک از عوامل نداشتند و یا با بیش از یک عامل مرتبط بودند، مجدداً حذف شدند. گویههای باقیمانده در مرحله سوم شامل 29 گویه بود که برای جمعآوری دادههای لازم مجدداً منتشر شد. پاسخنامههایی که فاقد ملاکهای ورود به پژوهش بودند، در تحلیل شرکت داده نشدند. نهایتاً تعداد پاسخنامههای موردقبول در مرحله سوم که نمونه موردبررسی را تشکیل میدادند برابر با 4457 مورد بود. ابزار مورداستفاده برای تعیین اعتبار و روایی گویهها مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از روش کمترین مربعهای جزئی[34] بود. انتخاب این روش به دلیل توانایی ترسیم مدل با متغیرهای دارای یک سازه، توانایی مدلسازی ترکیبی، راحتی استفاده و سادگی در بررسی مدلهای پیچیده بود (محسنین و اسفیدانی، 1393). به عقیده هومن (1384) میتوان از اصول تعیین حجم نمونه در رگرسیون چندمتغیری برای تعیین حجم نمونه در مدلیابی معادلات ساختاری نیز استفاده کرد. در تحلیل رگرسیون چندمتغیری بهتر است که نسبت تعداد اعضای گروه نمونه به متغیرها از 5 کمتر نباشد و با کمی محافظهکاری عدد 10 مناسبتر است؛ لذا برای مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی با 29 گویه، باید حداقل 290 پاسخنامه جمعآوری میشد. در این پژوهش تعداد پاسخنامههای واجد ملاکهای ورود 4457 مورد بود که همگی تحلیل شدند. بعد از تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری و تهیه مقیاس نهایی سنجش جایگاهطلبی اجتماعی، رابطه آن با تشخص اجتماعی با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون با یک نمونه 91 نفره مورد سنجش قرار گرفت.
برای انجام پژوهش حاضر از دو ابزار استفاده شد. اولین ابزار این پژوهش شامل سؤالاتی برای سنجش ویژگیهای جمعیتشناختی و مقیاس جایگاهطلبی اجتماعی بود. گویههای این مقیاس با استفاده از مقیاس 7 درجهای لیکرت، سنجش شدند. از آزمودنیها خواسته شد که بر اساس مفهوم هر گویه، به خود نمره بدهند و ملاک وضعیت واقعی ایشان باشد. دادهها با استفاده از نرمافزار اس پی اس اس 27[35] و اسمارت پی ال اس 3.3.3[36] مورد بررسی قرار گرفتند و مقیاس نهایی حاصل از آن به عنوان ابزاری برای سنجش رابطه جایگاهطلبی اجتماعی با تشخصطلبی اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.
ابزار دیگر مورداستفاده، پرسشنامه تشخصطلبی (امیرکواسمی، حاتمی و آقایاری هیر، 1394) بود که شامل 10 گویه است و سازندگان آن اعتبار درونی آن را با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 84/0 گزارش کردهاند.
دادههای این پژوهش با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تائیدی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها
جداول زیر حاصل تحلیل دادههای پژوهش است.
جدول 1.ویژگیهای جمعیتشناختی نمونه بررسیشده
|
مرحله مطالعه |
مرحله اول |
|
مرحله دوم |
||
|
متغیر و سطح |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
|
|
جنسیت |
زن |
120 |
79.5 |
2969 |
66.6 |
|
مرد |
31 |
20.5 |
1488 |
33.4 |
|
|
وضعیت شغلی |
بیکار |
1 |
0.7 |
387 |
8.7 |
|
شاغل در بخش دولتی |
86 |
57.0 |
749 |
16.8 |
|
|
شاغل در بخش خصوصی |
7 |
4.7 |
568 |
12.7 |
|
|
خوداشتغالی |
1 |
0.7 |
79 |
1.8 |
|
|
کارفرما |
3 |
2.0 |
59 |
1.3 |
|
|
دانشجو |
32 |
21.2 |
1287 |
28.9 |
|
|
دانشآموز |
5 |
3.3 |
370 |
8.3 |
|
|
بازنشسته و سایر |
16 |
10.6 |
958 |
21.5 |
|
|
وضعیت تحصیلی |
زیر دیپلم |
5 |
3.3 |
539 |
12.1 |
|
دیپلم |
10 |
6.6 |
1143 |
25.6 |
|
|
فوقدیپلم |
11 |
7.3 |
713 |
16 |
|
|
لیسانس |
36 |
23.8 |
1396 |
31.3 |
|
|
فوقلیسانس |
73 |
48.3 |
533 |
12 |
|
|
دکتری |
16 |
10.6 |
133 |
3 |
|
جدول 1 نشاندهنده وضعیت توزیع جامعه موردپژوهش در مرحله اول و دوم پژوهش است. علاوه بر اطلاعات فوق در متغیر وضعیت تأهل در مرحله اول از نمونه 151 نفری تعداد 79 نفر مجرد، 63 نفر متأهل و 9 نفر طلاق گرفته و یا بهتنهایی زندگی میکردند و در مرحله دوم از نمونه 4457 نفری، تعداد 2369 نفر از جامعه موردپژوهش را افراد مجرد، 1950 نفر را شرکتکنندگان متأهل و 137 نفر طلاق گرفته یا بهتنهایی زندگی میکردند.
برای بررسی کفایت حجم نمونه از شاخص کایزر-مییر-اولکین[37] و برای بررسی تقارن دادهها از آزمون کرویت بارتلت[38] استفاده شد.
جدول 2. مقادیر مربوط به شاخصهای کایزر-مییر-اولکین و آزمون کرویت بارتلت
نتایج بهدستآمده از آزمون کایزر-مییر-اولکین بیانگر کفایت حجم نمونه برای انجام تحلیل عاملی و آزمون کرویت بارتلت هم نشانگر تقارن دادهها در توزیع بودند سطح معناداری برای هر دو آزمون (000/0 = P) بود.
در تحلیل عاملی اکتشافی برای استخراج عاملها از روش مؤلفههای اصلی[39] و برای چرخش عاملها از روش واریماکس[40] با نرمالسازی کیسر[41] بهره گرفته شد. برای تصمیمگیری در مورد حفظ یا حذف گویههای مقیاس از تحلیل عاملی، مقادیر اشتراک استخراجی[42] آنها در نظر گرفته شد و هر کدام از گویهها که مقدار اشتراک استخراجی آن کمتر از 5/0 بود حذف شد. همچنین ملاک تصمیمگیری در مورد دستهبندی گویهها، مقادیر ویژه بالاتر از 1 و نمرات عاملی بالاتر از 4/0 در نظر گرفته شد.
جدول 3: ماتریس عوامل چرخش یافته با روش تحلیل مؤلفه اصلی و روش چرخش واریماکس با نرمالسازی کیسر
|
ردیف |
گویهها |
عامل اول |
عامل دوم |
عامل سوم |
عامل چهارم |
اشتراک استخراجی |
|
1 |
دوست ندارم در نظر دیگران ضعیف جلوه کنم. |
|
|
|
663/0 |
468/0 |
|
2 |
تحصیل کردن را دوست دارم چون به من در به دست آوردن جایگاه بالاتر در جامعه کمک میکند. |
443/0 |
|
|
|
398/0 |
|
3 |
از فرصتهای جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده میکنم. |
642/0 |
|
|
|
565/0 |
|
4 |
در ازدواج جایگاه اجتماعی همسرم و تأثیر آن بر جایگاه خودم را در نظر میگیرم/گرفتم. |
|
|
|
485/0 |
369/0 |
|
5 |
تمایل دارم از تجربیات دیگران در زمینه ارتقاء اجتماعی خودم استفاده کنم. |
527/0 |
|
|
|
481/0 |
|
6 |
از شکست در تلاش برای بهبود وضعیت اجتماعیام ناامید نمیشوم. |
655/0 |
|
|
|
442/0 |
|
7 |
به دنبال یادگیری مهارتهای جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعیام هستم. |
704/0 |
|
|
|
587/0 |
|
8 |
احساس میکنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبهنفس میدهد. |
545/0 |
|
|
|
608/0 |
|
9 |
به تلاش برای بهبود مهارتهایم در زمینههای اجتماعی اهمیت میدهم. |
723/0
|
|
|
|
635/0 |
|
10 |
از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعیام لذت میبرم. |
695/0 |
|
|
|
6058/0 |
|
11 |
معتقدم که موفقیت اجتماعی میتواند به من فرصتهای بیشتری بدهد. |
601/0 |
|
|
|
588/0 |
|
12 |
برای من فرقی نمیکند که در چه شرایطی باشم چون درهرحال برای بالارفتن در سلسلهمراتب جایگاههای اجتماعی، به تلاش ادامه میدهم. |
728/0 |
|
|
|
554/0 |
|
13 |
داستانهای مربوط به موفقیتهای دیگران، من را به وجد میآورد. |
554/0 |
|
|
|
369/0 |
|
14 |
اهداف مشخصی برای بهبود وضعیت اجتماعیام دارم. |
807/0 |
|
|
|
658/0 |
|
15 |
به برنامهریزی برای آینده اجتماعیام اهمیت میدهم. |
823/0 |
|
|
|
685/0 |
|
16 |
تمایل دارم به طور مداوم اهداف اجتماعیام را بررسی و بهروز کنم. |
807/0 |
|
|
|
677/0 |
|
17 |
به ارزشهایی باور دارم که در راستای رشد اجتماعی و ارتقای جایگاه من باشد. |
668/0 |
|
|
|
570/0 |
|
18 |
به دنبال فرصتهایی هستم که به من اجازه میدهد تا در جامعه بهتر رشد کنم. |
681/0 |
|
|
|
600/0 |
|
19 |
دوست دارم خودم را از لحاظ اقتصادی تقویت کنم تا به چشم دیگران بیایم. |
|
|
710/0
|
|
589/0 |
|
20 |
از لباسهایی استفاده میکنم که من را از نظر دیگران خوب جلوه دهد. |
|
|
696/0 |
|
577/0 |
|
21 |
فکر میکنم کسانی که برای من و سایرین تصمیم میگیرند به اندازه خودم توانا نیستند. |
|
|
569/0 |
|
367/0 |
|
22 |
پایبندی به ارزشها برای من وسیلهای برای به دست آوردن جایگاه در بین مردم است. |
|
|
688/0 |
|
568/0 |
|
23 |
تلاش برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی بالاتر، دلیل بسیاری از کارهای من است. |
|
|
663/0 |
|
584/0 |
|
24 |
سطح تحصیلاتم را بالاتر از آنچه هست به دیگران اعلام میکنم. |
|
798/0 |
|
|
675/0 |
|
25 |
سعی میکنم درآمدم را بالاتر از مقدار واقعی آن به سایرین نشان دهم. |
|
850/0 |
|
|
760/0 |
|
26 |
در جمعهای دوستانه سعی میکنم حرفم را به کرسی بنشانم. |
|
730/0 |
|
|
592/0 |
|
27 |
دوست دارم محل زندگیام را به دیگران بهتر از آنچه هست معرفی کنم. |
|
848/0 |
|
|
749/0 |
|
28 |
جایگاه شغلیام را فراتر از آنچه هست به سایرین اعلام میکنم. |
|
865/0 |
|
|
772/0 |
|
29 |
چنانچه قومیت من باعث کاهش جایگاه من در نظر دیگران شود آن را بیان نمیکنم. |
|
778/0 |
|
|
618/0 |
با توجه به جدول 3، ضریب اشتراک استخراجی برای گویههای 1؛ 2؛ 4؛ 5؛ 6؛ 13 و 21 کوچکتر از عدد استاندارد 5/0 بهدستآمده که نشاندهنده اعتبار محتوایی پایین آنهاست و بدینجهت گویههای مذکور از مقیاس حذف میشوند. با توجه به جدول، چهار عامل با مقدار ویژه بالاتر از 1 استخراج شده که گویههای تشکیلدهنده عامل چهارم به جهت پایین بودن اشتراک استخراجی، حذف شدند و به تبع آن عامل چهارم نیز حذف شد. پس از حذف گویههای زائد با توجه به بارهای عاملی گویهها؛ هریک از گویهها بیشترین بار عاملی را در همان عاملی که از پیش تعیین شده بود، دارا هستند. پس هر گویه دقیقاً همان عاملی را اندازهگیری میکند که برای آن طراحی شده است؛ بنابراین گویههای باقیمانده از روایی لازم برخوردار هستند.
برای آزمون صحت مدل نظری پژوهش و محاسبه ضرایب تأثیر ابتدا برازش مدلها و سپس برازش مدل ساختاری و بعدازآن برازش کلی مدل و سپس آزمون فرضیهها انجام گرفت که به شرح زیر گزارش میشود.
پس از اجرای تحلیل اکتشافی به منظور ارزیابی مدل مفهومی پژوهش و همچنین اطمینان یافتن از وجود یا عدم وجود رابطه علی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب دادههای مشاهدهشده با مدل مفهومی پژوهش، مدل آن با استفاده از مدل معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج آزمون مدل در نمودار منعکس شده است.
نمودار 1: اندازهگیری مدل کلی در حالت استاندارد
نمودار 2. اندازهگیری مدل کلی در حالت معنیدار
برای بررسی همسانی درونی مدل اندازهگیری از ضریب آلفای کرونباخ و معیار پایایی ترکیبی[43] استفاده شد. همچنین جهت بررسی روایی همگرای مدل از میانگین واریانس استخراجشده[44] و مقایسه آن با ضریب پایایی ترکیبی بهره برده شد که نتایج آن به شرح جدول زیر است.
جدول 4. نتایج ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی
|
متغیرهای پژوهش |
ضریب آلفای کرونباخ |
ضریب پایایی ترکیبی |
میانگین واریانس استخراجشده |
|
جایگاهطلبی اجتماعی |
916/0 |
929/0 |
511/0 |
|
عامل اول |
933/0 |
942/0 |
576/0 |
|
عامل دوم |
766/0 |
848/0 |
584/0 |
|
عامل سوم |
909/0 |
797/0 |
527/0 |
جدول 4 نشان میدهد که نتایج ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی متغیرها برای تمامی سازههای پژوهش موردقبول هستند. محققینی نظیر فورنل و لارکر[45] (1981) مقادیر میانگین واریانس استخراجشده 5/0 و بیشتر را توصیه میکنند که شاخص محاسبهشده برای تمام متغیرهای پژوهش مقدار بالای آن را نشان میدهند. آخرین معیار تأییدی روایی همگرا مقایسه پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراجی است. جهت تائید روایی همگرا باید مقدار میانگین واریانس استخراجشده کمتر از پایایی ترکیبی باشد که نتایج بیانگر برقراری رابطه مذکور است؛ لذا مدل از روایی همگرایی موردقبول نیز برخوردار است.
برای سنجش روایی واگرای مدل که درواقع مکمل روایی همگرا است از روش پیشنهادی فورنل و لارکر (1981) استفاده شد که نتایج آن در جدول 5 گزارش شده است.
جدول 5: نتایج روایی واگرا به روش فورنل و لارکر
|
متغیرها |
جایگاهطلبی اجتماعی |
عامل اول |
عامل دوم |
عامل سوم |
|
جایگاهطلبی اجتماعی |
679/0 |
|
|
|
|
عامل اول |
974/0 |
759/0 |
|
|
|
عامل دوم |
594/0 |
398/0 |
746/0 |
|
|
عامل سوم |
058/0 |
028/0- |
337/0 |
645/0 |
جدول فوق حاکی از آن است که مقدار جذر میانگین واریانس استخراجشده متغیرهای مکنون از مقدار همبستگی میان آنها بیشتر است؛ لذا اینگونه استنباط میشود که متغیرهای مکنون در مقایسه با سازههای دیگر، تعامل بیشتری با گویههای خود دارند بهعبارتدیگر روایی واگرای متغیرهای مدل مطلوب است.
برای بررسی برازش مدل به پیشنهاد تننهاوس، آماتو و اسپوزیتو وینزی[46] (2004) از شاخص نیکویی برازش[47] استفاده شد که مقادیر مربوط به آن در جدول 6 آمده است.
جدول 6: نتایج برازش کلی مدل با معیار نیکویی برازش
|
نیکویی برازش |
میانگین هندسی اشتراکها |
2R |
|
541/0 |
519/0 |
535/0 |
دادههای جدول فوق نشان میدهد که مقدار نیکویی برازش معادل 541/0 است. این مقدار بر اساس دیدگاه هنسلر و سارستدت[48] (2013) نشاندهنده برازش عالی مدل است. همچنین مقدار 2R مطلوبیت مدل را تائید میکند.
با توجه به تحلیلهای انجامشده، گویهها و عوامل مرتبط با آنها که تشکیلدهنده مقیاس نهایی سنجش جایگاهطلبی اجتماعی هستند، در جدول 7 آمده است. عوامل استخراجشده از تحلیل دادهها بر اساس مفاهیم مشترکی که در محتوای آنهاست نامگذاری شدند. هومن (1384) تأکید میکند که برای نامگذاری عوامل نباید تنها بر همبستگی بین گویهها بسنده کرد بلکه باید به مفاهیم و محتوای مشترکی که در آنهاست توجه کرد.
جدول 7. گویهها و عوامل تشکیلدهنده مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی
|
ردیف |
گویهها |
عوامل تشکیلدهنده مقیاس |
|
1 |
از فرصتهای جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده میکنم. |
جایگاهطلبی فعالانه |
|
2 |
به دنبال یادگیری مهارتهای جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعیام هستم. |
|
|
3 |
احساس میکنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبهنفس میدهد. |
|
|
4 |
به تلاش برای بهبود مهارتهایم در زمینههای اجتماعی اهمیت میدهم. |
|
|
5 |
از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعیام لذت میبرم. |
|
|
6 |
معتقدم که موفقیت اجتماعی میتواند به من فرصتهای بیشتری بدهد. |
|
|
7 |
برای من فرقی نمیکند که در چه شرایطی باشم چون درهرحال برای بالارفتن در سلسلهمراتب جایگاههای اجتماعی، به تلاش ادامه میدهم. |
|
|
8 |
اهداف مشخصی برای بهبود وضعیت اجتماعیام دارم. |
|
|
9 |
به برنامهریزی برای آینده اجتماعیام اهمیت میدهم. |
|
|
10 |
تمایل دارم به طور مداوم اهداف اجتماعیام را بررسی و بهروز کنم. |
|
|
11 |
به ارزشهایی باور دارم که در راستای رشد اجتماعی و ارتقای جایگاه من باشد. |
|
|
12 |
به دنبال فرصتهایی هستم که به من اجازه میدهد تا در جامعه بهتر رشد کنم. |
|
|
13 |
دوست دارم خودم را از لحاظ اقتصادی تقویت کنم تا به چشم دیگران بیایم. |
جایگاهطلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی |
|
14 |
از لباسهایی استفاده میکنم که من را از نظر دیگران خوب جلوه دهد. |
|
|
15 |
پایبندی به ارزشها برای من وسیلهای برای به دست آوردن جایگاه در بین مردم است. |
|
|
16 |
تلاش برای بهدستآوردن جایگاه اجتماعی بالاتر، دلیل بسیاری از کارهای من است. |
|
|
17 |
از فرصتهای جدید برای پیشرفت اجتماعی استفاده میکنم. |
برنامه آیندهنگرانه |
|
18 |
به دنبال یادگیری مهارتهای جدید برای ارتقاء جایگاه اجتماعیام هستم. |
|
|
19 |
احساس میکنم که موفقیت اجتماعی به من احساس رضایت و اعتمادبهنفس میدهد. |
|
|
20 |
به تلاش برای بهبود مهارتهایم در زمینههای اجتماعی اهمیت میدهم. |
|
|
21 |
از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف اجتماعیام لذت میبرم. |
|
|
22 |
معتقدم که موفقیت اجتماعی میتواند به من فرصتهای بیشتری بدهد. |
جدول 8. همبستگی بهدستآمده بین متغیرهای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون
|
متغیرها |
جایگاهطلبی اجتماعی |
جایگاهطلبی فعالانه |
جایگاهطلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی |
برنامه آیندهنگرانه |
|
تشخصطلبی اجتماعی |
18/0 |
04/0 |
39/0 |
08/0 |
|
سطح معناداری |
07/0 |
70/0 |
00/0 |
40/0 |
اعداد گزارششده در جدول 8 نشاندهنده رابطه بین تشخصطلبی اجتماعی و جایگاهطلبی اجتماعی و عوامل تشکیلدهنده جایگاهطلبی اجتماعی است. تنها رابطه معنادار بین تشخصطلبی اجتماعی و جایگاهطلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی به دست آمده است. تعداد شرکتکنندگان در مرحله سنجش رابطه بین مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی و تشخصطلبی اجتماعی 91 نفر بود که میانگین سنی آنان 93/32 سال بود و 72 نفر زن و 19 نفر مرد، 41 نفر مجرد و 45 نفر متأهل و 5 نفر طلاق گرفته بودند.
بحث و نتیجهگیری
جایگاهطلبی به عنوان یک انگیزه بنیادین دلیل بسیاری از رفتارهای انسان است. پژوهش حاضر با هدف ساخت و رواییسنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاهطلبی اجتماعی بود. این پژوهش در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله اول یک مطالعه نظری برای بررسی منابع و مقالات ایرانی و خارجی منتشرشده در سالهای 2015 تا 2025 انجام شد. حاصل سنجش روایی محتوایی گویهها و نیز تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با مدلیابی معادلات ساختاری تهیه یک مقیاس با 22 گویه و 3 عامل شد.
تحلیلهای آماری جهت آزمون روایی و پایایی و برازش مدل همگی نشانگر اعتبار بالای مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی بود. این مقیاس با ساختار 22 گویهای و با استفاده از لیکرت 7 درجهای میتواند انگیزه جایگاهطلبی افراد را بسنجد. پایینترین نمره در این مقیاس برابر با صفر و نشانگر پایینترین میزان انگیزه جایگاهطلبی در فرد است و بالاترین نمره در این مقیاس برابر با 132 و نشانگر بالاترین میزان انگیزه جایگاهطلبی بالا در آزمودنی است.
مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی از سه عامل تشکیل شده است. عوامل شناساییشده در مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی بر اساس مفاهیم مشترک بین گویههای هر عامل نامگذاری شدند. عامل اول در این مقیاس جایگاهطلبی فعالانه نامیده شد که توسط 12 گویه سنجیده میشوند. عامل دوم جایگاهطلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی نام گرفت و توسط 4 گویه سنجش میشوند. عامل سوم برنامه آیندهنگرانه نام گرفت و توسط 6 گویه سنجیده میشود. این سه عامل در مجموع 59 درصد واریانس سازه جایگاهطلبی اجتماعی را تبیین میکند.
بررسی رابطه همبستگی بین جایگاهطلبی اجتماعی و عوامل تشکیلدهنده آن با تشخصطلبی اجتماعی نشان میدهد که تنها رابطه معنادار بین تشخصطلبی اجتماعی و جایگاهطلبی از طریق ایجاد یا ارتقای وجهه اجتماعی دیده میشود. این وضعیت نشاندهنده قرابت هر دو مفهوم است. در هر دو مفهوم سعی و تلاش فرد برای به دست آوردن یک جایگاه و نیز نشاندادن آن به سایر اعضای جامعه وجود دارد. این مطلب با دیدگاه پژوهشگرانی نظیر اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) انطباق دارد. آنها معتقد بودند که جایگاهطلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین نوع بشر است و افراد دوست دارند که جایگاهشان به چشم سایرین بیاید؛ لذا به نظر میرسد که تشخصطلبی اجتماعی هم آن بخش از جایگاهطلبی اجتماعی است که با وجهه اجتماعی افراد رابطه دارد. از آنجا که رابطه تشخصطلبی اجتماعی و عامل جایگاهطلبی فعالانه و همچنین تشخصطلبی و عامل برنامه آیندهنگرانه معنادار نبود، میتوان گفت که دو عامل مذکور مفاهیمی متفاوت را سنجیده و بر مولّفههایی دلالت دارند که با تشخصطلبی اجتماعی همپوشانی ندارند.
شاید رایجترین ابزار سنجش جایگاه اجتماعی، ابزار سنجش جایگاه اجتماعی ادراکشده مک آرتور باشد که به صورت گستردهای در تحقیقات مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. ابزار سنجش جایگاه اجتماعی مک آرتور، ادراک افراد از جایگاه اجتماعی خود را سنجش میکند و در خصوص انگیزه جایگاهطلبی کاربردی ندارد؛ لذا مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی هم در حوزه نظری و هم در حوزه فنی یک ابزار نوآورانه است.
در خصوص گویهها و عوامل تشکیلدهنده مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی به نظر میرسد که تمامی گویهها بر قصد و تمایل به انجام رفتارهایی خاص در حال و یا آینده برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی تأکید دارند. با اندک دقتی در گویههای این مقیاس میتوان دریافت که برخی از مفاهیم موجود در آنها نشانگر تمایلات درونی و برخی نشانگر عوامل بیرونی هستند که محرک رفتار جایگاهطلبی اجتماعی هستند. این تمایلات درونی و عوامل بیرونی همان مؤلفههای انگیزش هستند که در تعاریف مختلف آمدهاند.
انگیزش در آثار پژوهشگران مختلف به اشکال متفاوتی تعریف شده است. مثلاً هرزبرگ[49] (1966) انگیزه را به عنوان عاملی میداند که باعث افزایش رضایت شغلی و تحریک افراد به تلاش بیشتر میشود. مککللند[50] (1985) انگیزه را به عنوان نیرویی درونی تعریف میکند که فرد را به سمت انجام فعالیتها سوق میدهد و به دنبال تحقق نیازهای خاص مانند نیاز به موفقیت، قدرت و وابستگی است. در تعریف دیگری دسی و رایان (1985) انگیزه را به دو نوع درونی و بیرونی تقسیم میکنند. انگیزه درونی به انجام فعالیتها به خاطر خود فعالیت و انگیزه بیرونی به انجام فعالیتها به خاطر نتایج یا پاداشهای بیرونی مربوط میشود. آنها انگیزه را به عنوان نیرویی توصیف میکنند که رفتار را هدایت و شکل میدهد (دسی ورایان، 2000؛ زیمرمن[51]، 2002 و رایان و دسی، 2017). اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) انگیزه را نیروهایی تعریف میکنند که رفتار انسان را هدایت کرده و شکل میدهند و اشاره میکنند که انگیزه میتواند تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی نظیر نیازهای روانی، اهداف فردی و محیط اجتماعی قرار گیرد. میلر، کاهل و هستینگز (2015) انگیزه را به عنوان مجموعهای از نیروهای درونی و بیرونی که رفتار فرد را در جهت رسیدن به اهداف خاص هدایت میکنند، تعریف کردهاند. فیسکه (2003) انگیزه را به عنوان عوامل روانی و اجتماعی که رفتار را شکل میدهند، تعریف میکند و به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر انگیزهها و رفتارهای انسانی اشاره میکند و شلدون و همکاران (2001) نیز انگیزه را به عنوان تمایل به انجام فعالیتها بر اساس نیازها و اهداف شخصی توصیف میکنند. آنها بر این نکته تأکید میکنند که انگیزه درونی میتواند به پیشرفت و رفاه شخصی کمک کند.
آنچه در نظریات فوق در تعریف انگیزه آمده است در محتوای تمام گویههای مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی نهفته است؛ بنابراین میتوان ادعا کرد که این مقیاس، جایگاهطلبی اجتماعی را به عنوان یک انگیزه میسنجد. انگیزهای که بر تمام رفتارهای افراد مؤثر است و رفتارهای انسان بخصوص در حوزه اجتماعی را هدایت میکند. با توجه به آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که جایگاهطلبی اجتماعی یک انگیزه بنیادین است. این یافتهها مؤید یافتههای اندرسون، هیلدرث و هالند (2015) است و در تضاد با دیدگاه پژوهشگرانی نظیر شلدون و همکاران (2001) و فیسکه (2003) است که باور داشتند انگیزه جایگاهطلبی یک انگیزه بنیادین نیست.
دادههای این پژوهش با تکیه بر فرمساز آنلاین گوگل و در بستر اینترنت جمعآوری شدند. این بستر امکان دسترسی به جامعه وسیع را میسر کرد. استفاده از فرمساز گوگل با وجود مزایای زیاد، محدودیتهایی هم دارد و آن ناتوانی پژوهشگر برای رصد نحوه پاسخگویی شرکتکنندگان و احتمال سوگیری در نمونهگیری است؛ البته پژوهشگران با افزایش تعداد شرکتکنندگان، سعی در کاهش این احتمال داشتهاند. در جریان این پژوهش تمام ملاحظات مصرح در اخلاق پژوهشگری رعایت شد و به هیچ شرکتکننده یا فرد دخیل در پژوهش، هیچگونه آسیبی وارد نشده و حریم خصوصی هیچ کس نقض نگردید. جمعآوری دادههای مربوط به مقیاس سنجش جایگاهطلبی اجتماعی با استفاده از کمک دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، دانشگاه پیام نور واحد مهاباد و دانشگاه فرهنگیان واحد پردیس عترت واوان میسر شد؛ لذا پژوهشگران بدینوسیله از همکاری آنان قدردانی میکنند.
[1]. Cohen & Janicki
[2]. Smith
[3]. social status seeking
[4]. Bourdieu
[5]. Li
[6]. Cheng & Tracy
[7]. Anderson, Hildreth & Howland
[8]. Hogg & Vaughan
[9]. Tajfel & Turner
[10]. Schwartz
[11]. Davis
[12]. Kraus et al
[13]. Wang et al
[14]. Dawson, Carvalho & Cuevas
[15]. Dipasquale et al
[16]. reputation and prestige
[17]. Miller, Kahle, & Hastings
[18]. Buss
[19]. Kenrick et al
[20]. Sheldon
[21]. Deci & Ryan
[22]. Sheldon, Elliot, Kim & Kasser
[23]. Fiske
[24]. Dominance-prestige
[25]. prosocial
[26]. social differentiation
[27]. Giddens
[28]. Wang & Griskevicius
[29]. MacArthur Scale of Subjective Social Status
[30]. Content Validity Ratio CVR
[31]. Lawshe
[32]. Content Validity Index CVI
[33]. Waltz & Bausell
[34]. Partial Least Squares PLS
[35]. SPSS 27
[36]. Smart PLS 3.3.3
[37]. Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)
[38]. Bartlett's Test of Sphericity
[39]. Principle Component
[40]. Varimax Rotation
[41]. Kaiser Normalization
[42]. Communalities Extraction
[43]. Composite reliability (CR)
[44]. Average Variance Extracted (AVE)
[45]. Fornell & Larcker
[46]. Tenenhaus, Amato and Esposito Vinzi
[47]. goodness of fit
[48]. Henseler and Sarstedt
[49]. Herzberg
[50]. McClelland
[51] Zimmerman