پیش بینی اضطراب ناشی از عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق و دست مزد متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی در شهر تهران
دوره 14، شماره 54، تابستان 1403، صفحه 73-84
https://doi.org/10.22034/spr.2024.459675.1950
منیژه اکبری، مجید صفاری نیا
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف پیش بینی اضطراب ناشی از عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق و دست مزد متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی در شهر تهران انجام شده است و نقش متغیر واسطه ای مقایسه اجتماعی را به عنوان متغیری پراهمیت در ایجاد اضطراب کارکنان سازمانی مورد بررسی قرار داده است.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر، همبستگی از نوع معادلات ساختاری بوده است. از میان جامعه آماری سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای استان تهران ، تعداد200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این تحقیق، برای گردآوری داده های مورد نیاز، از چهارپرسش نامه استفاده شده است. پرسشنامه اضطراب بک(1988)، پرسشنامه امنیت شغلی نیسی (۱۳۷۹)، پرسشنامه مقایسه اجتماعی گیبونز و بونک (۱۹۹۹) و پرسشنامه عملکرد و سیستم حقوق و دستمزد آرمسترانگ (2006) استفاده شده اند.
یافتهها: مقادیر شاخص برازندگی یا) GFI922/0 )، شاخص برازش تطبیقی یا CFI ( 922/0)، شاخص برازش افزایشی یا IFI ( 929/0) و همچنین شاخص برازندگی تعدیل شده یا AGFI در این مدل 88/0 و مدل شاخص نسبت کای اسکوئر به درجه آزادی X2/df ( 76/1) محاسبه شد.ه است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داده است که اضطراب در مدل پیشنهادی پژوهش حاضر، میتواند توسط عدم امنیت شغلی و پرداخت ناکافی حقوق متناسب با سختی کار با میانجیگری مقایسه اجتماعی پیشبینی شود.
تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجیگری اضطراب
دوره 13، شماره 51، پاییز 1402، صفحه 33-46
https://doi.org/10.22034/spr.2024.405289.1844
آرزو اصغری
چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجیگری اضطراب انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی_ همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه کوثر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 240 دانشجو به شیوه نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای تقلب تحصیلی استفنز و گلباج (2007)، باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و اضطراب بک (1988) بود. یافتهها: نتایج همبستگی معنیداری بین تمامی متغیرها نشان داد (05/0>P). همچنین درماندگی در برابر تغییر (0316/0)، توقع تأئید از دیگران (0444/0) و خودکنترلی (0327/0) از طریق غیرمستقیم و با میانجیگری اضطراب، واریانس گرایش به تقلب در امتحان را تبیین کرد. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجیگری اضطراب بر گرایش به تقلب تأثیر میگذارند. با توجه به شاخصها و ضرایب به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که مدل پیشنهادی برای تدوین مدل علی گرایش به تقلب تحصیلی مناسب بوده و دادهها با مدل پژوهش برازش مناسبی داشته است.
پیشبینی تصمیمگیری اخلاقی کادر درمان در شرایط غیرقطعی بر اساس مواجهه با مرگ، احتمال ابتلا و رضایت شغلی: نقش میانجیگری اضطراب
دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/spr.2023.352322.1765
سروش گلبابائی، خاطره برهانی، حامد برهانی، مانا جامعی
چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مواجهه با مرگ بیماران مبتلا به کرونا، احتمال ابتلای خود و خانواده به کرونا، رضایت شغلی و قضاوت اخلاقی در شرایط غیرقطعی با در نظرگیری نقش میانجیگری اضطراب بود. روش: پژوهش حاضر از مطالعات همبستگی و تحلیل مسیر بوده و نمونهگیری در بازهی زمانی خرداد ماه سال 1399 طی نخستین پیک کرونا به روش در دسترس صورت گرفته است. در این تحقیق 190 نفر از کادر درمان شاغل در بیمارستانهای مرتبط با کرونا به پرسشنامههای سناریوهای تصمیمگیری اخلاقی غیرقطعی (کریستنسن، فلکساس، کالابرسه، گوت و گومیلا، 2014)، مرتبط با احتمال ابتلا به کرونا (هایلند و همکاران، 2020)، مواجهه با مرگ بیماران (موشوا و همکاران، 2021)، رضایت شغلی (آفولانی و همکاران، 2021) و اضطراب کرونا (بنهام، 2021) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. یافتهها: همبستگی مثبت میان فایدهگرایی و اضطراب (001/0 > p)، مشاهدهی مرگ (001/0 > p) و تخمین از احتمال ابتلای خود به کرونا (001/0 > p) و همچنین رابطهی معکوس میان فایدهگرایی و رضایت شغلی بود (01/0 > p). همچنین در نتایج این پژوهش اضطراب رابطهی بین تخمین از احتمال ابتلا به کرونا و فایدهگرایی را به طور کامل میانجیگری میکرد (01/0 < p)، اما در سایر روابط چنین نقشی نداشت. نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که شرایط مرتبط با کرونا میتواند، منجر به آثار شناختی و روانشناختی بر کادر درمان شده و به تبع آن بر قضاوت اخلاقی آنها و نگرش آنها به تخصیص خدمات اثرگذار باشد.
هیجان های منفی، ترس از در حاشیه ماندن و قربانی قلدری سایبری: یک مدل معادلات ساختاری برای نوجوانان
دوره 13، شماره 49، بهار 1402، صفحه 91-101
https://doi.org/10.22034/spr.2023.375154.1799
مطهره السادات حسینی اسفیدواجانی، رضا قربان جهرمی، فریبرز درتاج، سید بشیر حسینی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی یک معادله ساختاری برای نوجوانان در رابطه بین هیجانهای منفی، ترس از در حاشیه ماندن و قربانی قلدری سایبری بود.
روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام نوجوانان پسر و دختر 15 تا 18 ساله شهر تهران در نیمه دوم سال 1400 بود که از میان آنها 400 نفر از سطح دبیرستان های متوسطه دوم شهر تهران از مناطق شمال، جنوب، غرب و شرق تهران مورد نیاز بود. به منظور جمع آوری دادهها از پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه قلدری سایبری، مقیاس افسردگی/ اضطراب/ تنیدگی و پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که اولین فضای مجازی مورد استفاده نوجوانان مورد مطالعه، اینستاگرام بود، بعد از آن به ترتیب نرم افزارها و پیام رسان های واتساپ، تلگرام، بله، ایتا، سروش، شاد، اسکایپ و فیسبوک در رتبه های بعدی قرار دارند. یافته های این مطالعه بیانگر اثر مستقیم هیجانهای منفی بر ترس از درحاشیه ماندن و قربانی قلدری معنادار است و ترس از درحاشیه ماندن بر قربانی قلدری سایبری اثر مستقیم دارد.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که اثر مستقیم هیجانهای منفی بر ترس از درحاشیه ماندن و قربانی قلدری معنادار است. هیجانهای منفی مستقیما و به طور مستقل نمیتواند، منجر به قلدری سایبری شود. ترس از درحاشیه ماندن بر قربانی قلدری سایبری اثر مستقیم دارد.
پیش بینی سلامت روان بر اساس اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا
دوره 9، شماره 36، زمستان 1398، صفحه 129-141
سوسن علیزاده فرد، مجید صفاری نیا
چکیده هدف: همهگیری بیماری کرونا و اجرای قرنطینه، اثرات مختلفی بر جنبههای روانی و اجتماعی افراد جامعه گذاشته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط اضطراب و همبستگی ناشی از بیماری کرونا با سلامت روان در جامعه شهر تهران است.
روش: به اینمنظور نمونهای شامل 618 زن و مرد بزرگسال توسط پرسشنامه GHQ-12، مقیاس اضطراب بیماری کرونا (علیپور، 1398)، و همبستگی اجتماعی (بر اساس پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کیز و شاپیرو، 2004) بهصورت اینترنتی و از طریق شبکههای مجازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که اضطراب بیماری کرونا (بصورت منفی) و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا (بصورت مثبت) با سلامت روان همبستگی دارد. همچنین مشخص شد که اضطراب و همبستگی اجتماعی ناشی از بیماری کرونا، به ترتیب 47 و 26 درصد از تغییرات سلامت روان را پیشبینی میکنند.
نتیجهگیری: این نتایج نشاندهندة بروز اثرات مثبت و منفی روانی و اجتماعی در زمان قرنطینه بوده و دارای تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات بحران در زمان همهگیری بیماری کرونا است.