کلیدواژه‌ها = بهزیستی اجتماعی
روانشناسی اجتماعی

مدل ساختاری انعطاف‌پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی‌گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه

دوره 15، شماره 58، تابستان 1404، صفحه 203-216

https://doi.org/10.22034/spr.2025.483743.2010

مهوش ایزدی، نیلوفر طهمورسی، مرجان حسین زاده تقوایی، مجید صفاری نیا، صبحی قراملکی

چکیده مقدمه: در بیشتر موارد طلاق همراه با تنش در خانواده­ها به وقوع می­پیوندد که مشکلات متعدد رفتاری و روانی را برای زنان مطلقه به وجود می­آورد. لذا چگونگی مدیریت این مشکلات و نحوه مقابله در برابر آنها، نیازمند شناخت متغیرهای روان­شناختی مرتبط است. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل ساختاری انعطاف­پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت ­خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی‌گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب مدل­یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال 1402-1403 بود. بنابراین نمونه پژوهش 350 (350n=)  نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن احتمال افت و ماهیت پژوهش (ارائه مدل) 20 درصد به این نمونه اضافه شد و نمونه به 420  نفر افزایش یافت. روش نمونه­گیری هدفمند بود. بر این اساس تعداد 409 پرسشنامه قابل تحلیل بودند. جهت جمع­آوری داده از پرسشنامه­های استاندارد انعطاف­ پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2010)؛ بهزیستی اجتماعی کیز (1998)؛ سازگاری اجتماعی بل (1945) و صمیمیت خانواده تامپسون و واکر (1983) استفاده شد. داده­ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل­یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین انعطاف ­پذیری روانشناختی با صمیمیت ­خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در سطح (01/0p<) در زنان مطلقه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی توان پیش­بینی انعطاف­پذیری روانشناختی در سطح (01/0p<)  را دارند و در نهایت نتایج نشان داد که  مدل دارای  برازندگی ساختاری می­باشد. نتیجه­ گیری: یافته ­های این پژوهش همسوی با یافته ­های پیشین نشان داد، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در پیش­بینی انعطاف­ پذیری روانشناختی زنان مطلقه نقش دارند.

روانشناسی اجتماعی

نیاز به بازخوردهای اجتماعی در کاربران شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی؛ نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی

دوره 14، شماره 53، بهار 1403، صفحه 47-64

https://doi.org/10.22034/spr.2024.421965.1873

بهمن اسماعیلی انامق، اکبر عطادخت

چکیده مقدمه: بهزیستی اجتماعی کاربران شبکه‌های اجتماعی از جمله موضوعات مهمی است که نیاز به بررسی نقش عوامل روانشناختی در آن وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی با توجه به نقش میانجی نیازهای بنیادین عمومی در کاربران شبکه‌های اجتماعی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری 11030 نفر از دانشجویان دانشگاه محققی اردبیل است. طبق روش تعیین حجم نمونه کلاین (2011)، 380 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی (NfOSF؛  دورادونی و همکاران، 2023)، مقیاس بهزیستی اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی (BNSG-S؛ گنیه، 2003) بود. داده‌ها به روش همبستگی و مدل معادلات ساختاری تحلیل گردید. یافته‌ها: نتایج همبستگی معنی‌دار بین تمام متغیرها نشان داد (01/0p<). براساس نتایج، نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی به‌ صورت مستقیم 46 درصد (001/0=p، 46/0-=β) و از طریق غیر‌مستقیم 32 درصد (001/0=p، 32/0-=β)  از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. همچنین نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی 62 درصد (001/0=p، 62/0-=β) از واریانس ارضاء نیازهای بنیادین عمومی و ارضاء نیازهای بنیادین عمومی 52 درصد (001/0=p، 52/0=β) از واریانس بهزیستی اجتماعی را تبیین می‌کند. نتیجه‌گیری: نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی با عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی در ارتباط است. نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و عدم ارضاء نیازهای بنیادین عمومی، بهزیستی اجتماعی پایین را در کاربران شبکه‌های اجتماعی پیش بینی می‌کنند.

روانشناسی اجتماعی

نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران

دوره 13، شماره 50، تابستان 1402، صفحه 43-56

https://doi.org/10.22034/spr.2023.389590.1823

نعیمه صابری، مه سیما پورشهریاری، عباس عبداللهی

چکیده مقدمه: دلبستگی مکان، به پیوند عاطفی میان فرد و مکان اطلاق می­شود. این مفهوم تجارب زندگی افراد را در سه حوزه­ی عاطفی، شناختی و رفتاری به میزان قابل توجهی تحت تاثر قرار می­دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگری مدت سکونت در رابطه دلبستگی مکان با سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی در زنان ساکن شهر تهران انجام شد.
 روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و نمونه آن متشکل از 241 زن ساکن شهر تهران بود که با روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دلبستگی مکان صفاری­ نیا (1390)، مقیاس سلامت روانی بشارت (1388) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به منظور بررسی فرضیه­ های تحقیق، روش مدل معادلات ساختاری، نرم­افزارهای SPSS20 و SmartPLS3 استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج پژوهش نشان داد میان دلبستگی مکان با سلامت روان و نیز میان دلبستگی مکان و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت معنادار برقرار است. گرچه میان مدت سکونت و دلبستگی مکان رابطه­ معنادار مثبت وجود دارد، مدت سکونت نمی­تواند در رابطه میان دلبستگی مکان با سلامت روان و بهزیستی اجتماعی نقش تعدیلگری ایفا کند.
نتیجه­ گیری: براساس یافته­ها می­توان گفت دلبستگی مکان، در افزایش سلامت روان و بهزیستی اجتماعی زنان نقش قابل توجهی دارد.

مقایسه دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت

دوره 11، شماره 41، بهار 1400، صفحه 79-102

https://doi.org/10.22034/spr.2021.258850.1599

حجت الله رشیدکلویر، پرستو حسن زاده، حسن اکبری

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع علّی- مقایسه‌ای بوده  و نمونه آن متشکل از 100 زن و مرد ساکن در منازل شخصی و آپارتمانی شهر رشت بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دلبستگی مکان صفاری‌نیا (1390)، مقیاس واکنش روانی هانگ و فادا (1996) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به‌منظور تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس یک‌راهه و چندمتغیری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی مکان، واکنش روانی و بهزیستی اجتماعی در ساکنان منازل شخصی (ویلایی) و آپارتمانی شهر رشت تفاوت معنی‌داری دارد (05/0>p). به‌عبارت‌دیگر، ساکنان منازل شخصی در مقایسه با ساکنان منازل آپارتمانی از دلبستگی مکان و بهزیستی اجتماعی بیشتری برخوردار بودند و نیز واکنش روانی ساکنان منازل آپارتمانی بیشتر از ساکنان منازل شخصی بود. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج می‌توان گفت که برای افزایش دلبستگیِ مکان، بهزیستی اجتماعی و کاهش واکنش روانیِ ساکنان منازل آپارتمانی، ضروری است، در حوزه برنامه‌ریزی و طراحی مکان در راستای ایجاد تجارب ادراکی- حسی و پیوندهای شناختی، عاطفی و رفتاری مثبت ساکنان بررسی­های بیشتری صورت گیرد.

پیش بینی رفتار رأی دهی بر اساس سلامت روان، بهزیستی اجتماعی و خودکارآمدی روانی شهروندان تهرانی در انتخابات

دوره 10، شماره 40، زمستان 1399، صفحه 43-58

https://doi.org/10.22034/spr.2021.127713

رکسانا ساسان نژاد، مجید صفاری نیا، احمد علیپور

چکیده پژوهش حاضر باهدف پیش بینی رفتار رأی دهی بر اساس سلامت روان، بهزیستی اجتماعی و خودکارآمدی روانی شهروندان تهرانی در انتخابات انجام گرفت. این پژوهش از نوع پژوهش‌های توصیفی-همبسستگی بود. نمونه مورد مطالعه پژوهش حاضر شامل 400 نفر از افراد بالای 20 سال شهر تهران بود که حداقل یک بار در انتخابات شرکت کرده بودند. این افراد به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، انتخاب شدند. اعضای نمونه پرسشنامه‌های بهزیستی اجتماعی کیز (1998)، سلامت روان 25-SCL، خودکارآمدی شرر و مادوکس (GSE) و رفتارهای رأی‌دهی شهرام‌نیا و همکاران (1394) را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام انجام گرفت. نتایج نشان داد سه مدل رگرسیونی برای پیش بینی رفتارهای رأی دهی معنادار است. بدین صورت که به ترتیب خودکارآمدی روانی، بهزیستی اجتماعی و سلامت روان قوی ترین پیش بینی کننده های رفتارهای رأی دهی می باشند و خودکارآمدی روانی، بهزیستی اجتماعی و سلامت روان، رفتارهای رأی دهی را در جهت مثبت (01/0p <)، پیش بینی می کنند. با توجه به نتایج حاصله می توان گفت که زمانی می توان انتظار رفتارهای مناسب رأی دهی از افراد جامعه را داشت که سلامت روانی و اجتماعی مناسبی بر وضعیت عموم افراد جامعه حاکم باشد و این نکته بسیار مهمی است که باید در تربیت سیاسی- اجتماعی افراد جامعه مدنظر داشت.

پیش بینی صمیمیت زناشویی زنان بر اساس ذهن آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی اجتماعی

دوره 10، شماره 39، پاییز 1399، صفحه 102-83

https://doi.org/10.22034/spr.2020.228592.1463

عبدالباسط محمودپور، ثنا دهقانپور، ناصر یوسفی، سحر ایجادی

چکیده مقدمه: صمیمت رابطه‌ای است که در آن مراقبت، اعتماد متقابل و پذیرش وجود دارد. با توجه به اهمیت وجود صمیمیت در رابطه زناشویی هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ذهن‌آگاهی، الگوهای حل تعارض، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. به این منظور از میان جامعه زنان شهر تهران 264 نفر با استفاده از نمونه‌گیری دردسترس از سرای محله‌های 2،1و 3 تهران انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس صمیمت زناشویی (تامپسون و واکر، 1983)، پزسشنامه سبک‌های حل تعارض (رحیم، 1983)، فرم کوتاه پرسشنامه ذهن‌آگاهی فرایبورگ (والاچ و همکاران، 2006)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک‌شده (زیمت، 1988) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از رگرسیون استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی با صمیمیت زناشویی رابطه معنادار دارند. این متغیرها در مجموع قادر به پیش‌بینی 23 درصد از واریانس صمیمیت زناشویی بودند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشانگر اهمیت متغیرهای الگوهای حل تعارض، ذهن‌آگاهی، حمایت اجتماعی ادراک‌شده و بهزیستی اجتماعی در تبیین صمیمیت زناشویی زنان است. بنابراین آموزش شیوه‌های صحیح حل تعارض و تمرینات ذهن‌آگاهی، ارائه حمایت کافی از سوی خانواده و افراد مهم زندگی و تقویت انگیزه رشد ابعاد اجتماعی شخصیت زنان، توصیه می‌شود.

بررسی قدرت تمیزی راهبردهای نفوذ اجتماعی و فرهنگ جمع‌گرایی سازمانی در تفکیک سطوح بهزیستی اجتماعی در محیط کار

دوره 10، شماره 38، تابستان 1399، صفحه 167-187

https://doi.org/10.22034/spr.2020.114707

شبنم جوانمرد، حسین اسکندری، احمد برجعلی، نورعلی فرخی

چکیده مقدمه: بهزیستی اجتماعی یکی از ابعاد سه­گانه بهزیستی روانی است که در کنار بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی تصویر کاملی از سلامت روان افراد ارائه می­دهد. بر اساس نظریه تبادل اجتماعی به نظر می­رسد، سطوح این متغیر در محیط کار توسط راهبردهایی که افراد برای تاثیرگذاری بر یکدیگر استفاده می­کنند و همچنین فرهنگ جمع­گرایی در سازمان پیش­بینی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی قدرت تمیزی ترکیب متغیرهای راهبرد نفوذ اجتماعی و فرهنگ جمع­گرایی سازمانی در تفکیک سه سطح بهزیستی اجتماعی در محیط کار است.
روش: روش پژوهش همبستگی از نوع پیش­بینی است که با هدف پیش­بینی عضویت گروهی و دستیابی به یک معادله ممیز طراحی شده است. نمونۀ پژوهشی 179 نفر از پرسنل ستادی شرکت ملی نفت ایران در سال 1398 بودند. داده­ها در نرم­ا فزار آماری SPSS-23 با استفاده از آزمون­های تحلیل واریانس یک­راهه و تحلیل ممیز تحلیل شدند.
یافته­ها: یافته­ها نشان داد که در راهبردهای نفوذ اجتماعی و فرهنگ جمع­گرایی سازمان، بین سه گروه (بهزیستی اجتماعی بالا، پایین و متوسط) در سطح 95/0 اطمینان تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل ممیز حاکی از آن است که ترکیب راهبردهای نفوذ اجتماعی و فرهنگ جمع­گرایی سازمانی، بطور معناداری سطوح بهزیستی اجتماعی در محیط کار را از یکدیگر تفکیک می­کند.
نتیجه­گیری: یافته­ها نشان می­دهد که بکارگیری راهبردهای نفوذ اجتماعی نرم در سازمان­هایی که فرهنگ جمع­گرایی در آنها جریان دارد، به­واسطۀ افزایش پاداش­ها و کاهش هزینه­های روانشناختی در روابط بین­فردی، با افزایش کیفیت روابط بین­فردی و در نتیجه دستیابی به سطوح بالای بهزیستی اجتماعی همراه است.

پیش بینی بهزیستی اجتماعی و اعتماد اجتماعی از طریق باور به دنیای عادلانه در مراجعین به مراکز مشاوره

دوره 10، شماره 37، بهار 1399، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22034/spr.2020.109692

حمیرا الوندی، هلن صدیق

چکیده
مقدمه: زندگی انسان از مجموعة باورهای مثبت و منفی تشکیل شده و این باورها در پیشبرد زندگی نقش مهم و اساسی ایفا می­کنند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی اجتماعی و اعتماد اجتماعی از طریق باور به دنیای عادلانه  است.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش افراد مراجعه کننده به کلینیک­های مشاوره شهر تهران بود. نمونه پژوهش شامل 100 نفر بوده که به شیوه هدفمند انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه­های باور به دنیا عادلانه ساتون و داگلاس(2005)، بهزیستی اجتماعی کییز(1998) و اعتماد اجتماعی صفاری نیا و شریف(1392) استفاده شد. داده­­ها با روش همبستگی و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS23 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین باور به دنیای عادلانه با بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (46/0r=، 01/0p <). اما بین باور به دنیای عادلانه و اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که باور به دنیای عادلانه 27 درصد از تغییرات بهزیستی اجتماعی را تبیین ­نماید.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت باورهای افراد نسبت به دنیا می­تواند در تامین بهزیستی و سلامت آن­ها موثر باشد.

مقایسه گذشت، پرخاشگری و بهزیستی اجتماعی در افراد سالم و مبتلایان به هراس اجتماعی و خودشیفتگی

دوره 8، شماره 32، بهار 1398، صفحه 109-127

محمد اورکی، پرستو حسن زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه گذشت، پرخاشگری و بهزیستی اجتماعی در افراد سالم و مبتلایان به هراس اجتماعی و خودشیفتگی انجام شد. پژوهش از نوع علّی- مقایسه‌ای و نمونه آن متشکل از 90 نفر (30 فرد مبتلا به هراس اجتماعی، 30 فرد خودشیفته و 30 فرد سالم) بود که با روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه هراس اجتماعی کانِر و همکاران (2000)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) راسکین و تری (1998)، پرسشنامه گذشت صفاری‌نیا و مفاخری (1390)، مقیاس پرخاشگری اهواز (1379) و مقیاس بهزیستی اجتماعی کیز (1998) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که افراد سالم در مقایسه با افراد خودشیفته و مبتلا به هراس اجتماعی، گذشت و بهزیستی اجتماعی بالاتر و پرخاشگری کمتری را تجربه می‌کنند. با توجه به نتایج پژوهش، برای افزایش گذشت و بهزیستی اجتماعی و کاهش پرخاشگری در افراد خودشیفته و مبتلا به هراس اجتماعی، برگزاری کارگاههای آموزشی و در نظر گرفتن تکنیکهای درمانی در مداخله‌های روان‌شناختی توصیه می‌شود.

اثربخشی روان‌درمانی آدلری بر اساس سبک زندگی، علاقه‌ی اجتماعی بر احساس کهتری و بهزیستی اجتماعی زنان خیانت‌دیده

دوره 7، شماره 26، تابستان 1396

مجید صفاری نیا، علیرضا آقایوسفی، سیمین حسینیان، اشرف مهمان نوازان

چکیده مقدمه: این پژوهش به مطالعه‌ی اثربخشی روان‌درمانی آدلری بر کاهش احساس کهتری و بهبود بهزیستی اجتماعی در بین زنان خیانت‌دیده پرداخته است. روش: این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی همراه با پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. 16 زن خیانت‌دیده به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس از میان مراجعه‌کنندگان مراکز سلامت روان اجتماع‌محور و شهرداری تهران و داوطلب شرکت در پژوهش حاضر انتخاب شده و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل و پس از 10 جلسه روان‌درمانی آدلری و سپس 2 ماه بعد، پرسش‌نامه‌ی احساس کهتری بهرامی و خدادادی (1391) و پرسش‌نامه‌ی بهزیستی اجتماعی کیز (1998) برای هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته‌ها: نتایج بررسی نشان داد که روان‌درمانی آدلری، میزان احساس کهتری را کاهش داده و بهزیستی اجتماعی را ارتقا بخشیده است و مقایسه‌ی میانگین نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون تفاوت معناداری را نشان داد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش، روان‌درمانی آدلری می‌تواند موجب کاهش احساس کهتری و ارتقای بهزیستی اجتماعی زنان خیانت‌دیده گردد و پیشنهاد می‌شود که این نوع روان‌درمانی برای سایر زنان خیانت‌دیده، به‌منظور توانمندسازی روان‌شناختی آنان به‌کار گرفته شود.

اثربخشی آموزش خود دلگرم‏سازی بر بهزیستی اجتماعی و روان‌شناختی زنان معتاد

دوره 6، شماره 23، پاییز 1395

مهناز علی اکبری دهکردی، احمد علیپور، اشرف مهمان نوازان

چکیده مقدمه: این پژوهش با هدف مطالعه اثربخشی آموزش خود دلگرم‏سازی بر بهزیستی اجتماعی و بهزیستی روان‌شناختی در بین زنان معتاد اجرا شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش‏آزمون-پس‏آزمون با یک گروه آزمایشی است. جامعه آماری شامل 25 نفر زنان معتاد تحت درمان بود که 10 نفر به‌طور تصادفی در گروه آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 آموزش خود دلگرم‏سازی را دریافت کردند. قبل و بعد از مداخله و 3 ماه پس از پایان آموزش، پرسشنامه بهزیستی اجتماعی کیز (1998) و پرسش‌نامه بهزیستی روان‌شناختی ریف (1980) اجرا شد. داده‏ها با آزمون تحلیل واریانس اندازه‏گیری مکرر و آزمون تعقیبی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج بررسی نشان داد که آموزش خود دلگرم سازی، بهزیستی اجتماعی و روان‌شناختی را بهبود بخشیده است و تفاوت معناداری بین میانگین نمرات پیش‏آزمون و پس‏آزمون وجود دارد. نتیجه‏گیری: آموزش خود دلگرم‏سازی، می‏تواند به وضعیت سلامت روان‌شناختی و اجتماعی زنان معتاد در حال ترک کمک فراوانی نماید.